1
00:00:00,980 --> 00:00:03,980
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

2
00:00:04,000 --> 00:00:14,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

3
00:00:14,030 --> 00:00:24,030
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

4
00:00:47,460 --> 00:00:52,530
‫این داروییه‌ که می‌تونه قلبت رو شفا بده و تمام دردهای دنیوی رو پاک کنه.

5
00:01:09,420 --> 00:01:16,510
Translation & TypeSetting:

6
00:01:09,510 --> 00:01:16,510
SayaKa & Dawn

7
00:01:09,920 --> 00:01:16,510
Translation & TypeSetting:

8
00:02:33,870 --> 00:02:37,890
‫قسمـــت

9
00:02:33,870 --> 00:02:37,890
‫قسمـــت

10
00:02:33,870 --> 00:02:37,890
۴۹

11
00:02:33,870 --> 00:02:37,890
۴۹

12
00:02:33,870 --> 00:02:37,890
ملخ‌ها

13
00:02:33,870 --> 00:02:37,890
ملخ‌ها

14
00:02:38,750 --> 00:02:40,680
‫هجوم ملخ‌ها؟

15
00:02:40,950 --> 00:02:45,160
‫آره. توی یادداشتی که لولان بهم داده بود، همین نوشته شده.

16
00:02:45,660 --> 00:02:47,730
‫اگر الان هجوم ملخ‌ها رخ بده...

17
00:02:47,810 --> 00:02:49,560
‫مردم بدون شک...

18
00:02:49,640 --> 00:02:53,990
‫خشم و عصبانیت مردم، حواله‌ی حاکم سرزمین لی یعنی امپراتور می‌شه.

19
00:02:56,740 --> 00:02:58,910
‫خاندان شی نابود شد.

20
00:02:59,660 --> 00:03:00,530
‫در نتیجه،

21
00:03:00,910 --> 00:03:05,460
‫احتمال بالا گرفتن درگیری‌های سیاسی توی قصر خیلی زیاده.

22
00:03:06,540 --> 00:03:08,130
‫خاندان‌های نام‌دار.

23
00:03:08,670 --> 00:03:13,760
‫خانواده‌هایی که نشان نامشون از سمت امپراتور بهشون
‫ داده شده و فقط خودشون حق استفاده ازش رو دارن.

24
00:03:16,090 --> 00:03:18,930
‫سه رعیتی که در پایه‌گذاری کشور نقش داشتن،

25
00:03:19,010 --> 00:03:21,640
‫به‌طور اتفاقی حروفی از نمادهای زودیاک رو در نام‌هاشون داشتن.

26
00:03:19,510 --> 00:03:20,390
‫شی

27
00:03:21,390 --> 00:03:22,270
‫یی

28
00:03:21,680 --> 00:03:24,100
‫از آن زمان به بعد، تبدیل به رسم شد که شخص امپراتور...

29
00:03:23,270 --> 00:03:24,270
‫می

30
00:03:24,100 --> 00:03:26,980
‫به خاندان‌هایی که خدمت شایانی به وی می‌کردن، نامی برگرفته از زودیاک اهداء کنن.

31
00:03:27,060 --> 00:03:30,440
‫بعدها این رسم گسترش پیدا کرد و حروفی خارج از زودیاک رو هم شامل شد.

32
00:03:30,520 --> 00:03:32,780
‫همین موضوع باعث شد دوازده خاندان کهن،

33
00:03:32,020 --> 00:03:39,030
‫لا

34
00:03:32,780 --> 00:03:34,690
‫از خاندان‌های جدیدتری که بعدها ملحق شدن،

35
00:03:34,690 --> 00:03:39,490
‫جدا تلقی بشن؛ یکی از این خاندان‌های تازه‌وارد، خاندان «لا»ـه.

36
00:03:39,490 --> 00:03:43,540
‫همنشین گیوکویو به‌زودی از جایگاه همنشین عالی‌رتبه به مقام همسر امپراتور ارتقاء پیدا می‌کنه.

37
00:03:44,120 --> 00:03:46,920
‫خاندانشون هم به احتمال زیاد مثل خاندان لا، به مقام یک خاندان نام‌دار ترفیع می‌گیره.

38
00:03:47,000 --> 00:03:51,000
‫گیوکو

39
00:03:47,000 --> 00:03:51,000
یی

40
00:03:51,340 --> 00:03:54,880
‫اگه جنگی سر بگیره، ‫نواحی غربی نقش حیاتی پیدا می‌کنن.

41
00:03:55,840 --> 00:04:00,090
‫برای همینه که دارین دختر گیوکوئن،
‫همنشین گیوکویو رو به مقام ملکه ترفیع می‌دین؟

42
00:04:00,390 --> 00:04:03,100
‫ازدواج هم ابزاری در سیاست محسوب می‌شه.

43
00:04:03,810 --> 00:04:08,560
‫حدود یک‌دهه پیش، بعد از اینکه حاکمان غرب، خاندان یی از دست رفتن،

44
00:04:08,640 --> 00:04:10,230
‫کسی که زمام امور رو به دست گرفت، یو گیوکوئن، پدر همنشین گیوکویو بود.

45
00:04:10,310 --> 00:04:13,570
‫گیوکوئن

46
00:04:13,940 --> 00:04:17,030
‫در همین حال، به خاندانِ ملکه‌ی مادر، آنشی، هیچ نامی اهدا نشد.

47
00:04:17,110 --> 00:04:19,950
‫خودِ شخص ملکه‌ی مادر کاری کردن که نامی بهشون داده نشه.

48
00:04:23,830 --> 00:04:28,210
‫فقط امیدوارم این قضیه در آینده ‫باعث درگیری‌های بیشتری نشه.

49
00:04:48,350 --> 00:04:50,440
‫کی فکرشو می‌کرد جینشی-ساما در واقع...

50
00:04:50,770 --> 00:04:52,360
‫برادر امپراتور باشن...

51
00:04:52,440 --> 00:04:55,740
‫گیوکوئن-دونو! این اتفاق خجسته رو بهتون تبریک می‌گم!

52
00:04:55,820 --> 00:04:57,700
‫آه، ممنونم.

53
00:04:57,780 --> 00:04:59,570
‫بفرمایید، نوش جان کنین.

54
00:04:59,650 --> 00:05:00,870
‫زحمت کشیدین.

55
00:05:00,950 --> 00:05:02,490
‫واقعاً خبر فوق‌العاده‌ایه.

56
00:05:02,870 --> 00:05:05,200
‫عجب اتفاق خجسته‌ای!

57
00:05:11,120 --> 00:05:13,210
‫پدرم هنوز نیومدن؟

58
00:05:13,540 --> 00:05:15,800
‫آره، نگران‌کننده‌ست.

59
00:05:15,880 --> 00:05:18,340
‫اونسو-دونو رفتن دنبالشون، ولی...

60
00:05:18,420 --> 00:05:20,180
‫وای... الاناست که شروع بشه!

61
00:05:20,260 --> 00:05:21,600
‫بی‌خیال شیم بهتره!

62
00:05:21,680 --> 00:05:24,970
‫ریکوسون-دونو، نظرتون چیه شما
‫به‌جای پدرم روی صندلیش بشینین—

63
00:05:25,050 --> 00:05:26,760
‫البته که رد می‌کنم.

64
00:05:28,640 --> 00:05:30,560
‫امیدمون به اونسو-دونو باشه.

65
00:05:30,640 --> 00:05:32,270
‫همین کارو می‌کنیم.

66
00:05:32,600 --> 00:05:34,190
‫لاکان-ساما!

67
00:05:37,650 --> 00:05:39,660
‫لطفاً آروم‌تر، اونسو-دونو.

68
00:05:39,740 --> 00:05:44,530
‫آروم‌تر؟ امروز در باغ ضیافت اعلام ملکه‌ی جدید ـــ

69
00:05:51,750 --> 00:05:55,500
‫اوه، عجب حرکتی! بذار ببینم...

70
00:05:55,580 --> 00:05:59,760
‫فنگ‌‌شیان-ساما امروز بعد از چند هفته، حال و اوضاعشون خوبه.

71
00:05:59,840 --> 00:06:02,550
‫خب، حالا این حرکتو چطور جواب می‌دی؟

72
00:06:10,850 --> 00:06:14,730
‫بدبخت شدم رفت...

73
00:06:26,620 --> 00:06:28,280
‫اوه، پدر!

74
00:06:28,950 --> 00:06:29,790
‫هومف.

75
00:06:29,870 --> 00:06:31,420
‫بفرمایید، اوریو-دونو.

76
00:06:31,500 --> 00:06:32,410
‫اوهوم.

77
00:06:36,330 --> 00:06:37,580
‫لیشو-ساما...

78
00:06:38,460 --> 00:06:43,010
‫آه، اگه پسر همنشین لیفا فقط یکم زودتر به دنیا اومده بودن...

79
00:06:43,090 --> 00:06:45,840
‫اگه فقط شاهزاده‌ی اول زنده مونده بودن...

80
00:06:46,140 --> 00:06:48,970
‫گیوکوئن رو ببین، از غرور باد کرده.

81
00:06:49,220 --> 00:06:52,560
‫ملکه‌ای با خون خارجی؟ چطور تونسته همچین کاری بکنه...

82
00:07:15,660 --> 00:07:16,750
‫چه سرده...

83
00:07:16,830 --> 00:07:19,130
‫راستی ننه گفته بود برم پیشش.

84
00:07:21,800 --> 00:07:24,510
‫بذارم ولی چوئو یکم بیشتر بخوابه.

85
00:07:24,590 --> 00:07:28,010
‫خودمم یه حمامی توی خانه‌ی یشم می‌گیرم.

86
00:07:32,760 --> 00:07:34,690
‫یک ماهی می‌شه که از کاخ اندرونی اومدم بیرون.

87
00:07:34,770 --> 00:07:37,560
‫شور و حال سال نو هم دیگه خوابیده.

88
00:07:35,680 --> 00:07:37,230
‫صبح بخیر.

89
00:07:37,310 --> 00:07:38,350
‫صبح بخیر.

90
00:07:41,060 --> 00:07:43,030
‫صبح بخیر، می‌می نه‌-چان.

91
00:07:43,110 --> 00:07:44,700
‫امروز زود اومدی.

92
00:07:44,780 --> 00:07:45,910
‫ننه رو ندیدی؟

93
00:07:45,990 --> 00:07:47,950
‫اون‌جا داره با آقا صاحاب حرف می‌زنه.

94
00:07:48,030 --> 00:07:51,240
‫احمق! با خودت چی فکر کرده بودی؟!

95
00:07:53,490 --> 00:07:56,210
‫اداراه‌ی خانه‌ی یشم با ننه‌ست، اما...

96
00:07:56,290 --> 00:07:59,630
‫مالک اصلیش مرد دیگه‌ایه که ما «آقا صاحاب» صداش می‌کنیم.

97
00:07:59,710 --> 00:08:02,050
‫کسب‌وکارهای دیگه‌ای هم داره.

98
00:08:02,130 --> 00:08:04,050
‫بیش از حد دل‌رحمه،

99
00:08:04,130 --> 00:08:07,880
‫و عملاً بدون ننه نمی‌تونه خانه‌ی یشم رو بچرخونه.

100
00:08:08,510 --> 00:08:10,890
‫انگار یه پس‌گردنی محکم از ننه نوش جون کرده.

101
00:08:10,970 --> 00:08:13,680
‫اوی مائومائو، اومدی؟

102
00:08:13,760 --> 00:08:15,520
‫ننه خودت گفتی بیام.

103
00:08:15,600 --> 00:08:16,850
‫من گفتم؟

104
00:08:16,930 --> 00:08:17,980
‫بالاخره فراموشی ــ

105
00:08:18,060 --> 00:08:18,520
‫آخ!

106
00:08:18,600 --> 00:08:19,390
‫شنیدم چی گفتی!

107
00:08:21,480 --> 00:08:23,110
‫یاد یه حکیم شارلاتان افتادم...

108
00:08:23,190 --> 00:08:26,110
‫از قیافت معلومه که حموم می‌خوای، نه؟

109
00:08:26,190 --> 00:08:30,620
‫صبحونه هم می‌خوای لابد؟ برو اون بچه رو هم بیار.

110
00:08:30,700 --> 00:08:31,450
‫مطمئنی؟

111
00:08:31,530 --> 00:08:33,870
‫منم گاهی دست‌ودلباز می‌شم.

112
00:08:33,950 --> 00:08:35,950
‫خب دیگه من رفع زحمت کنم.

113
00:08:37,580 --> 00:08:41,120
‫عه؟ عموماً برای صبحونه می‌موند.

114
00:08:41,880 --> 00:08:44,460
‫بفرمایید! هرچقدر می‌خواین بخورین!

115
00:08:46,590 --> 00:08:49,640
‫اه... اینا ملخن احیاناً؟

116
00:08:49,720 --> 00:08:52,180
‫تحفه‌ی آقا صاحابه.

117
00:08:52,260 --> 00:08:55,100
‫محصول خراب شده بوده، التماسش کردن اینا رو ازشون بخره.

118
00:08:55,640 --> 00:08:59,140
‫کار آقا صاحاب غلاته.

119
00:08:59,560 --> 00:09:04,490
‫توی این کشور، حکومت یه بخشی از محصول رو ‫به‌عنوان مالیات برمی‌داره،

120
00:09:04,570 --> 00:09:07,480
‫و یه بخش مشخص دیگه‌ رو هم می‌خره.

121
00:09:07,900 --> 00:09:11,780
‫آقا صاحاب هم از تجارتِ باقی‌مونده‌ش پول درمیاره.

122
00:09:11,860 --> 00:09:13,990
‫هرچی گفتن پول داده،

123
00:09:14,070 --> 00:09:17,620
‫شکر گرون‌قیمت رو حروم کرده ‫تا تفتشون بده و خراب نشن.

124
00:09:17,700 --> 00:09:20,410
‫به‌جای این‌‌همه دردسر، باید می‌ریختشون دور!

125
00:09:21,580 --> 00:09:23,250
‫چوئو، مشکلی با خوردنشون نداری؟

126
00:09:23,330 --> 00:09:25,260
‫زیاد تعریفی نداره.

127
00:09:25,340 --> 00:09:27,300
‫چطور می‌تونی اینو بخوری آخه؟

128
00:09:27,380 --> 00:09:30,260
‫مزه پوچی می‌ده، ولی باز می‌شه خوردش.

129
00:09:30,340 --> 00:09:31,510
‫«پوچ»؟

130
00:09:31,590 --> 00:09:33,010
‫حرف نزنین و کوفت کنین!

131
00:09:33,300 --> 00:09:35,930
‫می‌گم، مال تو رو هم بخورم؟

132
00:09:36,010 --> 00:09:37,890
‫در عوض فقط یه دونه کیک ماه می‌گیرم.

133
00:09:38,430 --> 00:09:40,270
‫آخ! دردم گرفت کک‌ومکی!

134
00:09:40,350 --> 00:09:41,520
‫ای بابا.

135
00:09:44,020 --> 00:09:46,860
‫ملخ‌ها رو قبل از پختن خالی می‌کنن.

136
00:09:46,940 --> 00:09:49,820
‫طبیعیه که داخلشون پوک باشه، اما...

137
00:09:49,900 --> 00:09:51,240
‫آها مائومائو.

138
00:09:51,320 --> 00:09:52,320
‫چیه؟

139
00:09:52,400 --> 00:09:55,790
‫تازه یادم اومد. برو بازار ‫یکم عود برام بخر.

140
00:09:55,870 --> 00:09:57,410
‫به روی چشم. دستمزدی هم در کاره؟

141
00:09:57,490 --> 00:10:01,210
‫هومف! صبحی حموم رفتی دو وعده هم مفتکی صبحونه خوردی.

142
00:10:01,290 --> 00:10:02,420
‫از سرتم زیاده، نه؟

143
00:10:02,500 --> 00:10:03,040
‫خسیس.

144
00:10:03,120 --> 00:10:05,380
‫هــــا؟ چیزی نالیدی؟

145
00:10:05,880 --> 00:10:09,050
‫هوی کک‌ومکی! از اونا واسم بخر!

146
00:10:09,130 --> 00:10:10,170
‫عمراً!

147
00:10:12,420 --> 00:10:13,850
‫حالا که اینجام،

148
00:10:13,930 --> 00:10:17,470
‫انگار دورانی که توی اون قصر کار می‌کردم مثل یه خواب و خیال بوده.

149
00:10:19,010 --> 00:10:20,730
‫چندش!

150
00:10:20,810 --> 00:10:21,900
‫فسقلی!

151
00:10:21,980 --> 00:10:23,520
‫چی گفتی وروجک؟!

152
00:10:23,600 --> 00:10:25,320
‫اینا پوچ و بدمزه‌ان.

153
00:10:25,400 --> 00:10:26,360
‫پسره‌‌ی!

154
00:10:26,440 --> 00:10:29,240
‫چوئو! داری چه غلطی می‌کنی؟!

155
00:10:29,320 --> 00:10:30,240
‫شرمنده عمو جان!

156
00:10:30,320 --> 00:10:32,450
‫چرا می‌زنی؟! راست گفتم دیگه!

157
00:10:32,530 --> 00:10:34,450
‫فقط صداتو ببر!

158
00:10:35,910 --> 00:10:37,700
‫واقعاً بدمزه بود خب.

159
00:10:38,200 --> 00:10:41,910
‫ای بابا. امسال اوضاع محصولات حسابی قراره خراب بشه.

160
00:10:42,580 --> 00:10:43,710
‫الان چی گفتی؟

161
00:10:43,790 --> 00:10:45,460
‫ها؟ گفتم بدمزه بود دیگه.

162
00:10:45,540 --> 00:10:46,830
‫نه، بعدش.

163
00:10:47,080 --> 00:10:50,550
‫خب، اینکه محصول امسال قراره بد بشه؟

164
00:10:50,630 --> 00:10:52,340
‫همین. از کجا می‌دونی؟

165
00:10:52,420 --> 00:10:54,220
‫یادم نمیاد.

166
00:10:54,300 --> 00:10:57,430
‫یه ربطی به حشره‌های لاغر و خراب شدن محصولات داشت.

167
00:10:58,430 --> 00:11:01,690
‫چوئو یه‌بار تا دم مرگ رفت و برگشت.

168
00:11:01,770 --> 00:11:06,440
‫به خاطر همین، کمی فلج شده و بخش زیادی از حافظه‌ش رو هم از دست داده.

169
00:11:08,230 --> 00:11:11,570
‫آخ! آخ! ولم کن!

170
00:11:11,650 --> 00:11:12,360
‫عه؟

171
00:11:13,110 --> 00:11:15,120
‫شاید یادم بیاد!

172
00:11:15,200 --> 00:11:15,950
‫واقعاً؟!

173
00:11:16,030 --> 00:11:17,780
‫البته اگه برام یه چیزی بخری!

174
00:11:18,820 --> 00:11:20,950
‫آخ! آخ!

175
00:11:21,740 --> 00:11:24,450
‫عجب روشی برای یادآوری خاطرات.

176
00:11:27,790 --> 00:11:31,470
‫ولی... فکرشو نمی‌کردم قلم و کاغذ بخواد.

177
00:11:31,550 --> 00:11:34,680
‫چوئو، من می‌رم عود رو به ننه بدم.

178
00:11:34,760 --> 00:11:36,220
‫دسته گل به آب ندی ها.

179
00:11:36,300 --> 00:11:37,510
‫به روی چشم!

180
00:11:42,600 --> 00:11:44,690
‫وای، چه عالی شده!

181
00:11:44,770 --> 00:11:44,940
‫نفر بعدی منم بکش!

182
00:11:45,020 --> 00:11:47,310
‫ها؟ چه خبره؟

183
00:11:48,400 --> 00:11:50,900
‫وایسین، وایسین! لطفاً به نوبت!

184
00:11:51,190 --> 00:11:53,020
‫بفرما، تموم شد!

185
00:11:54,230 --> 00:11:54,950
‫بگیرینش.

186
00:11:55,030 --> 00:11:59,490
‫واقعاً کارت حرف نداره بچه جون! اینم انعام تو.

187
00:11:59,570 --> 00:12:01,040
‫ممنون از کرمتون!

188
00:12:01,120 --> 00:12:01,580
‫هوی!

189
00:12:01,660 --> 00:12:03,870
‫آآآآآآآخ! چته بابا؟!

190
00:12:03,950 --> 00:12:05,120
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

191
00:12:05,200 --> 00:12:07,380
‫خب نقاشی می‌کشم دیگه، نمی‌بینی؟

192
00:12:07,460 --> 00:12:09,290
‫پولم که می‌گیری...

193
00:12:09,370 --> 00:12:13,420
‫آهای! راهو بستین چه غلطی می‌کنین؟! برین کنار!

194
00:12:16,340 --> 00:12:17,840
‫فرار، فرار، فرار...

195
00:12:17,920 --> 00:12:19,140
‫وایسا ببینم!

196
00:12:19,220 --> 00:12:23,980
‫به این نیم‌وجبی بگو بابت جا ‫فقط ۱۰ درصد سهم می‌‌گیرم.

197
00:12:24,060 --> 00:12:25,850
‫عجوزه‌ی طماع...

198
00:12:33,310 --> 00:12:36,900
‫اگه می‌خوای اونجا بساط کنی، ‫حواست باشه سهم ننه رو بدی.

199
00:12:37,190 --> 00:12:41,870
‫عـــه؟ عمراً، پا می‌شم می‌رم یه جای دیگه.

200
00:12:45,080 --> 00:12:48,540
‫حتی اگه مجبور به باج دادن شدی، همین اطراف خانه‌ی یشم بمون.

201
00:12:48,620 --> 00:12:51,340
‫جایی نرو که کارگرها نتونن حواسشون بهت باشه.

202
00:12:51,420 --> 00:12:53,670
‫تنهایی هم نمی‌ری جایی واسه خرید کاغذ.

203
00:12:53,750 --> 00:12:55,630
‫به تو چه اصلاً!

204
00:12:58,880 --> 00:13:00,470
‫چـ ـ چیه؟

205
00:13:00,550 --> 00:13:02,890
‫اگه دلت می‌خواد تیکه‌تیکه‌ت کنن، ‫بفرما برو.

206
00:13:02,970 --> 00:13:04,350
‫تیکه‌تیکه؟

207
00:13:05,470 --> 00:13:07,350
‫همچین آدمایی میان سراغت.

208
00:13:14,770 --> 00:13:17,110
‫اون یه روسپیه که مریضی گرفته.

209
00:13:17,190 --> 00:13:21,280
‫زیاد زنده نمی‌مونه، ‫ولی برای زنده‌موندن هنوزم محتاج مشتریه.

210
00:13:21,820 --> 00:13:23,990
‫منطقه‌ی سرگرمی همه‌ش رنگ و لعاب نیست.

211
00:13:24,530 --> 00:13:27,160
‫تاریکی‌هاش خیلی عمیق‌تر از این حرفاست.

212
00:13:28,440 --> 00:13:30,790
‫وقتی توی خانه‌ی یشم باشی این چیزا رو نمی‌بینی،

213
00:13:30,870 --> 00:13:35,760
‫اما این‌جا پره از آدمایی که با کمال میل سر یه بچه رو برای پولش می‌کنن زیر آب.

214
00:13:35,840 --> 00:13:37,710
‫فـ ـ فهمیدم بابا.

215
00:13:45,300 --> 00:13:49,020
‫ولی فکرشو نمی‌کردم همچین استعدادی داشته باشه.

216
00:13:49,100 --> 00:13:50,310
‫درست انگار...

217
00:13:53,060 --> 00:13:54,230
‫آها راستی، نگاش کن.

218
00:13:54,940 --> 00:13:56,530
‫یکم یادم اومد.

219
00:13:56,610 --> 00:13:58,780
‫این... ملخه؟

220
00:13:58,860 --> 00:14:01,620
‫بالایی یه ملخ معمولیه،

221
00:14:01,700 --> 00:14:05,370
‫اون یکی هم ملخی که موقع خرابی محصول پیدا می‌شه... فکر کنم.

222
00:14:06,320 --> 00:14:07,580
‫هجوم ملخ‌ها،

223
00:14:09,040 --> 00:14:12,330
‫بلاییُ که می‌تونه یه کشور رو به نابودی بکشونه.

224
00:14:19,420 --> 00:14:23,260
‫لشکر ملخ‌ها همه‌چی رو درو می‌کنن و می‌خورن.

225
00:14:23,340 --> 00:14:27,180
‫نه فقط محصولات کشاورزی، حتی طناب و پاپوش‌های حصیری رو.

226
00:14:27,760 --> 00:14:32,680
‫خوشبختانه توی دوران سلطنت این امپراتور، ‫هنوز هجوم ملخ‌ها رو به چشممون ندیدیم.

227
00:14:33,100 --> 00:14:36,980
‫اما بعد از شورش خاندان شی خیلی‌ها اعدام شدن.

228
00:14:40,780 --> 00:14:42,490
‫اگه الان ملخ‌ها هجوم بیارن،

229
00:14:42,570 --> 00:14:46,580
‫قطعاً یه عده می‌گن این عذاب الهی به خاطر نابود کردن خاندان شی بوده.

230
00:14:46,660 --> 00:14:50,950
‫اگه این‌طور بشه، کاسه کوزه‌ها سر امپراتور خرد می‌شه...

231
00:14:53,120 --> 00:14:55,920
‫به من ربطی نداره... به من ربطی نداره.

232
00:14:56,880 --> 00:14:58,710
‫به من چه آخه، ولی...

233
00:15:01,460 --> 00:15:03,590
‫نقاشی چوئو رو دیدم یاد یه چیزی افتادم...

234
00:15:04,840 --> 00:15:07,510
‫قبلاً همچین طرح‌هایی رو دیده بودم.

235
00:15:08,090 --> 00:15:10,640
‫عمراً این‌جا پیدا بشه...

236
00:15:15,100 --> 00:15:16,230
‫آقا!

237
00:15:18,100 --> 00:15:19,650
‫این کتاب رو از کجا آوردین؟

238
00:15:19,730 --> 00:15:23,240
‫آه، چند وقت پیش یه آقایی اومد ‫و فروختش به من.

239
00:15:23,320 --> 00:15:25,280
‫چیز دیگه‌ای هم برای فروش آورد؟

240
00:15:25,700 --> 00:15:29,660
‫فقط همین یکی. البته گفت بازم سر می‌زنه.

241
00:15:32,990 --> 00:15:35,960
‫این یکی از همون تصاویری بود که توی مراجعی که...

242
00:15:36,040 --> 00:15:38,500
‫وقتی ازم می‌خواستن معجون جاودانگی بسازم بهم دادن، دیدم.

243
00:15:36,540 --> 00:15:38,210
‫گیاهان: جلد دوم

244
00:15:38,290 --> 00:15:40,540
‫پرندگان: جلد اول

245
00:15:43,550 --> 00:15:46,550
‫این کتاب قطعاً خودِ خودشه.

246
00:15:46,840 --> 00:15:47,930
‫خیر ببینی!

247
00:15:48,010 --> 00:15:49,930
‫چرا سر از این‌جا درآورده...؟

248
00:15:51,970 --> 00:15:55,020
‫گارد امپراتوری دژ رو قرق کرده بودن.

249
00:15:55,100 --> 00:15:58,730
‫چطوری کتابی از اون دژ توی بازار دست به دست می‌شه؟

250
00:15:59,480 --> 00:16:02,520
‫نکنه یکی مخفیانه اموال مصادره‌شده رو آب می‌کنه؟

251
00:16:03,150 --> 00:16:04,320
‫اگه این‌طوره...

252
00:16:04,730 --> 00:16:06,070
‫گارد امپراتوری...

253
00:16:06,860 --> 00:16:09,320
‫شاید بهتر باشه از «اون» بپرسم.

254
00:16:09,990 --> 00:16:11,490
‫خانه‌ یشم

255
00:16:11,490 --> 00:16:13,250
‫آبزیان: جلد اول

256
00:16:12,030 --> 00:16:12,910
‫خانم کوچیک...

257
00:16:13,450 --> 00:16:14,950
‫کارِ من این نیست ها...

258
00:16:15,290 --> 00:16:17,380
‫برم دنبال آفتابه‌دزد بگردم...

259
00:16:17,460 --> 00:16:19,960
‫خیلی ممنونم، لی‌هاکو-ساما.

260
00:16:20,040 --> 00:16:23,970
‫از صبح کشیک دادم و تا اومد اینو بفروشه ‫خفتش کردم.

261
00:16:24,050 --> 00:16:25,220
‫یه تشکر بهم بدهکاری.

262
00:16:25,300 --> 00:16:27,590
‫کارو نسپردین به یکی از زیردستاتون؟

263
00:16:27,670 --> 00:16:30,220
‫خب، هرچی نباشه خواسته‌ی تو بود.

264
00:16:31,890 --> 00:16:34,020
‫راستی، اگه می‌شه یه آماری به پایرین بدی که...

265
00:16:34,100 --> 00:16:36,140
‫آها، چشم چشم.

266
00:16:36,220 --> 00:16:38,020
‫حالا مجرم کجاست اصلاً؟

267
00:16:38,100 --> 00:16:40,940
‫کارگرای خانه‌ی یشم بیرون نگهش داشتن.

268
00:16:41,020 --> 00:16:42,270
‫متوجه شدم.

269
00:16:47,240 --> 00:16:48,030
‫خانم کوچیک!

270
00:16:49,780 --> 00:16:52,740
‫مواظب باش، زیاد نزدیک نشو.

271
00:16:55,200 --> 00:16:57,410
‫آآآآآآآآآآآ! دختر ماریه!

272
00:16:59,210 --> 00:17:02,000
‫که این‌طور، همون نگهبان اون موقع‌ست.

273
00:17:02,080 --> 00:17:03,380
‫چیزی شده، خانم کوچیک؟

274
00:17:03,460 --> 00:17:05,750
‫لی‌هاکو-ساما، خیلی عذر می‌خوام.

275
00:17:06,460 --> 00:17:08,800
‫این یارو رو... می‌شناسم.

276
00:17:09,130 --> 00:17:11,130
‫ها؟ منظورت چیه؟

277
00:17:11,510 --> 00:17:15,640
‫عـا... تازه یادم اومد، پایرین نه‌-چان ‫همین الان‌ها سرش خلوت می‌شه...

278
00:17:15,720 --> 00:17:18,730
‫دمت گرم! پس من دیگه برم به کارم برسم! فعلاً!

279
00:17:19,480 --> 00:17:22,070
‫اوکیو، تو هم لازم نیست این‌جا معطل بمونی.

280
00:17:22,150 --> 00:17:23,980
‫نمی‌تونم این‌جا تنهات بذارم.

281
00:17:24,060 --> 00:17:25,900
‫اگه یه‌وقت بلایی سرت بیاد مائومائو،

282
00:17:25,980 --> 00:17:28,820
‫یه یاروی روباه‌صفت و یه مرد نقاب‌دار ‫روزگارمو سیاه می‌کنن.

283
00:17:29,150 --> 00:17:33,700
‫خیالت راحت. همین‌جا می‌ایستم، ‫نه حرفی می‌زنم نه چیزی می‌شنوم.

284
00:17:35,120 --> 00:17:38,420
‫اوکیو از قبل اینکه من به دنیا بیام این‌جاست.

285
00:17:38,500 --> 00:17:42,870
‫از پس هر کاری برمیاد و ننه حسابی بهش اعتماد داره.

286
00:17:43,250 --> 00:17:45,630
‫احتمالاً این موضوع رو به ننه چغلی می‌کنه، اما...

287
00:17:46,340 --> 00:17:48,880
‫خب، فکر نکنم مشکلی باشه.

288
00:17:49,710 --> 00:17:51,800
‫اینو قبلاً دیده بودی، نه؟

289
00:17:51,880 --> 00:17:53,590
‫بقیه‌ی کتاب‌ها چی شدن؟

290
00:17:55,930 --> 00:17:59,350
‫اون افسری که چند لحظه پیش دیدی، ‫جزو ارتشی بود که دژ رو تسخیر کرد.

291
00:17:59,680 --> 00:18:02,890
‫بهش بگم تو هم اون‌جا بودی؟

292
00:18:04,270 --> 00:18:05,900
‫باشه بابا...

293
00:18:05,980 --> 00:18:07,940
‫دوتا از کتاب‌ها رو توی یه شهر دیگه فروختم،

294
00:18:08,020 --> 00:18:09,950
‫سه‌تای دیگه هم همراهم دارم.

295
00:18:10,030 --> 00:18:11,440
‫بقیه‌شونم همون‌جا جا گذاشتم.

296
00:18:12,030 --> 00:18:15,910
‫شاید بتونم جلدهایی که هنوز توی دژ موندن رو گیر بیارم.

297
00:18:15,990 --> 00:18:18,040
‫مشکل اصلی اون دوتاییه که فروخته.

298
00:18:18,120 --> 00:18:22,040
‫الان کتاب‌های «پرندگان» و «آبزیان» رو دارم.

299
00:18:22,630 --> 00:18:24,540
‫کتاب «حشرات» رو فروختی؟

300
00:18:24,620 --> 00:18:26,580
‫هنوز یکیشون رو دارم.

301
00:18:27,040 --> 00:18:28,630
‫یکیشون...

302
00:18:27,420 --> 00:18:29,420
‫پرندگان: جلد اول

303
00:18:28,750 --> 00:18:31,550
‫روش نوشته «جلد یک». ‫پس حتماً یه «جلد دو» هم داره.

304
00:18:31,880 --> 00:18:34,550
‫می‌تونی همین الان برام بیاریش؟

305
00:18:34,630 --> 00:18:37,770
‫قول می‌دی آمارمو جایی ندی؟

306
00:18:37,850 --> 00:18:39,970
‫بستگی به رفتارت داره.

307
00:18:40,430 --> 00:18:41,850
‫هوی، مائومائو.

308
00:18:41,930 --> 00:18:44,110
‫این‌جوری که داری عملاً خفتش می‌کنی.

309
00:18:44,190 --> 00:18:46,190
‫می‌گم، گرسنه‌ت نیست؟

310
00:18:46,600 --> 00:18:49,690
‫انگار خیلی سختی کشیدی. یکم صبر کن.

311
00:18:55,820 --> 00:18:57,700
‫مـ ـ می‌تونم اینو بخورم؟!

312
00:18:57,780 --> 00:18:59,830
‫آره بابا، فقط ته‌مونده‌ی غذاست البته.

313
00:19:03,500 --> 00:19:04,830
‫چه خوشمــزه‌ست!

314
00:19:05,210 --> 00:19:09,090
‫معلومه قبل اینکه به این‌جا برسه ‫پدرش دراومده.

315
00:19:09,170 --> 00:19:11,420
‫انگار با کتاب‌ها هم خوب تا کرده.

316
00:19:11,500 --> 00:19:13,970
‫به نظر می‌رسه از سر ناچاری فروختتشون، نه؟

317
00:19:14,050 --> 00:19:16,220
‫آدم بدی به نظر نمیاد.

318
00:19:16,300 --> 00:19:17,510
‫شاید.

319
00:19:18,010 --> 00:19:20,510
‫این سیاستِ چماق و هویجه، مائومائو.

320
00:19:24,930 --> 00:19:26,020
‫چی شد؟

321
00:19:26,100 --> 00:19:27,190
‫بدمزه‌ست.

322
00:19:27,270 --> 00:19:28,810
‫ملخ دوست نداری؟

323
00:19:29,770 --> 00:19:32,690
‫این ملخ عادی نیست، ملخ سبزه.

324
00:19:36,240 --> 00:19:39,240
‫اینا ملخ عادی‌ان ‫و اینا ملخ سبز.

325
00:19:39,320 --> 00:19:41,290
‫کشاورزا جداشون می‌کنن.

326
00:19:41,370 --> 00:19:44,790
‫ملخ‌ها خوردنی‌ان، ولی سبزها ‫پوچ و بدمزه‌ان.

327
00:19:45,080 --> 00:19:48,960
‫اه، اون یکیش سبز بود!

328
00:19:49,040 --> 00:19:51,340
‫شیسوئی هم عین همین حرفو زد.

329
00:19:51,420 --> 00:19:53,630
‫اما، این...

330
00:19:54,210 --> 00:19:55,050
‫چیه؟

331
00:19:55,130 --> 00:19:57,760
‫شاید امسال قحطی بیاد.

332
00:19:57,840 --> 00:19:59,180
‫می‌دونستم.

333
00:19:59,260 --> 00:20:01,270
‫مـ ـ مطمئن نیستم البته!

334
00:20:01,350 --> 00:20:04,940
‫ولی معمولاً، بعد از سالی که سبزها ‫بیشتر از ملخ‌ها بشن،

335
00:20:05,020 --> 00:20:07,100
‫آفت و خرابی‌های سنگینی پیش میاد.

336
00:20:08,100 --> 00:20:10,530
‫درست همون‌طور که چوئو گفت.

337
00:20:10,610 --> 00:20:14,700
‫می‌گم، واسه یه نگهبان ‫اطلاعات زیادی درباره‌ی حشرات داری.

338
00:20:14,780 --> 00:20:16,320
‫خـ ـ خب...

339
00:20:16,400 --> 00:20:19,740
‫در ضمن، اصلاً چرا کتاب‌های قلعه رو برداشتی؟

340
00:20:19,820 --> 00:20:22,450
‫مطمئنم چیزای باارزش‌تری هم اون‌جا بوده.

341
00:20:23,330 --> 00:20:26,000
‫نمی‌خواستم بفروشمش.

342
00:20:26,080 --> 00:20:28,500
‫قصد داشتم هر وقت تونستم همه‌شون رو دوباره پس بخرم.

343
00:20:28,580 --> 00:20:31,710
‫کسی نمی‌ره کتاب‌های مصور رو بخره که، مگه نه؟

344
00:20:31,790 --> 00:20:33,460
‫به‌جز این یکی.

345
00:20:36,380 --> 00:20:41,360
‫می‌دونی... من برای اون پیرمردی که قبل از تو اونجا بود، ‫غذا می‌بردم.

346
00:20:42,300 --> 00:20:44,770
‫همون داروسازی که درباره‌ی معجون جاودانگی تحقیق می‌کرد؟

347
00:20:44,850 --> 00:20:48,020
‫آره. اما تحقیقات دیگه‌ای هم داشت.

348
00:20:48,100 --> 00:20:50,610
‫یکیشون همین تحقیق بود.

349
00:20:50,690 --> 00:20:53,650
‫اینکه چطور جلوی وقوع هجوم ملخ‌ها رو بگیرن...

350
00:20:53,730 --> 00:20:54,860
‫این...

351
00:20:57,070 --> 00:20:59,950
‫هوی کک‌ومکی! می‌تونم دانگوهای تو رو بخورم؟!

352
00:21:00,030 --> 00:21:01,490
‫ها؟ ارباب جوان—

353
00:21:03,870 --> 00:21:06,210
‫یادم رفته بود این یارو چوئو رو می‌شناسه!

354
00:21:06,290 --> 00:21:09,040
‫خاندان شی رسماً نیست و نابود شدن.

355
00:21:09,120 --> 00:21:10,710
‫نباید از این موضوع بویی ببره!

356
00:21:11,040 --> 00:21:13,250
‫دانگوها رو بردار و فقط از جلو چشمم دور شو.

357
00:21:13,330 --> 00:21:14,170
‫چته تو؟

358
00:21:14,250 --> 00:21:16,880
‫چوئو، بیا سوار دوشم شو.

359
00:21:16,960 --> 00:21:19,090
‫عـــه؟ جون من؟

360
00:21:22,890 --> 00:21:28,310
‫هنوز کاملاً مطمئن نیستم، اما شاید ‫بهتر باشه به جینشی-ساما خبر بدم...

361
00:21:49,500 --> 00:21:52,420
‫فکر کنم وقتش رسیده به قولم عمل کنم.

362
00:21:52,920 --> 00:21:54,080
‫منظورت چیه؟

363
00:21:54,750 --> 00:21:58,090
‫فکر کنم وقتشه یوئه ‫یه گل برای خودش انتخاب کنه.

364
00:22:03,630 --> 00:22:05,600
‫جینشی-ساما، وقتش رسیده.

365
00:22:06,510 --> 00:22:07,560
‫درسته...

366
00:23:45,070 --> 00:24:00,000
‫قسمت بعدی

367
00:23:53,620 --> 00:24:00,000
‫قسمـــت

368
00:23:53,620 --> 00:24:00,000
‫قسمـــت

369
00:23:53,620 --> 00:24:00,000
۵۰

370
00:23:53,620 --> 00:24:00,000
۵۰

371
00:23:53,620 --> 00:24:00,000
ردای موش آتشین

372
00:23:53,620 --> 00:24:00,000
ردای موش آتشین

373
00:23:53,700 --> 00:23:57,140
‫قسمت بعدی: «ردای موش آتشین.»
