WEBVTT

00:00.980 --> 00:03.980
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

00:04.000 --> 00:14.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:14.030 --> 00:24.030
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:47.460 --> 00:52.530
‫این داروییه‌ که می‌تونه قلبت رو شفا بده و تمام دردهای دنیوی رو پاک کنه.

01:09.420 --> 01:16.510
Translation & TypeSetting:

01:09.510 --> 01:16.510
SayaKa & Dawn

01:09.920 --> 01:16.510
Translation & TypeSetting:

02:33.870 --> 02:37.890
‫قسمـــت

02:33.870 --> 02:37.890
۴۹

02:33.870 --> 02:37.890
ملخ‌ها

02:38.750 --> 02:40.680
‫هجوم ملخ‌ها؟

02:40.950 --> 02:45.160
‫آره. توی یادداشتی که لولان بهم داده بود، همین نوشته شده.

02:45.660 --> 02:47.730
‫اگر الان هجوم ملخ‌ها رخ بده...

02:47.810 --> 02:49.560
‫مردم بدون شک...

02:49.640 --> 02:53.990
‫خشم و عصبانیت مردم، حواله‌ی حاکم سرزمین لی یعنی امپراتور می‌شه.

02:56.740 --> 02:58.910
‫خاندان شی نابود شد.

02:59.660 --> 03:00.530
‫در نتیجه،

03:00.910 --> 03:05.460
‫احتمال بالا گرفتن درگیری‌های سیاسی توی قصر خیلی زیاده.

03:06.540 --> 03:08.130
‫خاندان‌های نام‌دار.

03:08.670 --> 03:13.760
‫خانواده‌هایی که نشان نامشون از سمت امپراتور بهشون
‫ داده شده و فقط خودشون حق استفاده ازش رو دارن.

03:16.090 --> 03:18.930
‫سه رعیتی که در پایه‌گذاری کشور نقش داشتن،

03:19.010 --> 03:21.640
‫به‌طور اتفاقی حروفی از نمادهای زودیاک رو در نام‌هاشون داشتن.

03:19.510 --> 03:20.390
‫شی

03:21.390 --> 03:22.270
‫یی

03:21.680 --> 03:24.100
‫از آن زمان به بعد، تبدیل به رسم شد که شخص امپراتور...

03:23.270 --> 03:24.270
‫می

03:24.100 --> 03:26.980
‫به خاندان‌هایی که خدمت شایانی به وی می‌کردن، نامی برگرفته از زودیاک اهداء کنن.

03:27.060 --> 03:30.440
‫بعدها این رسم گسترش پیدا کرد و حروفی خارج از زودیاک رو هم شامل شد.

03:30.520 --> 03:32.780
‫همین موضوع باعث شد دوازده خاندان کهن،

03:32.020 --> 03:39.030
‫لا

03:32.780 --> 03:34.690
‫از خاندان‌های جدیدتری که بعدها ملحق شدن،

03:34.690 --> 03:39.490
‫جدا تلقی بشن؛ یکی از این خاندان‌های تازه‌وارد، خاندان «لا»ـه.

03:39.490 --> 03:43.540
‫همنشین گیوکویو به‌زودی از جایگاه همنشین عالی‌رتبه به مقام همسر امپراتور ارتقاء پیدا می‌کنه.

03:44.120 --> 03:46.920
‫خاندانشون هم به احتمال زیاد مثل خاندان لا، به مقام یک خاندان نام‌دار ترفیع می‌گیره.

03:47.000 --> 03:51.000
‫گیوکو

03:47.000 --> 03:51.000
یی

03:51.340 --> 03:54.880
‫اگه جنگی سر بگیره، ‫نواحی غربی نقش حیاتی پیدا می‌کنن.

03:55.840 --> 04:00.090
‫برای همینه که دارین دختر گیوکوئن،
‫همنشین گیوکویو رو به مقام ملکه ترفیع می‌دین؟

04:00.390 --> 04:03.100
‫ازدواج هم ابزاری در سیاست محسوب می‌شه.

04:03.810 --> 04:08.560
‫حدود یک‌دهه پیش، بعد از اینکه حاکمان غرب، خاندان یی از دست رفتن،

04:08.640 --> 04:10.230
‫کسی که زمام امور رو به دست گرفت، یو گیوکوئن، پدر همنشین گیوکویو بود.

04:10.310 --> 04:13.570
‫گیوکوئن

04:13.940 --> 04:17.030
‫در همین حال، به خاندانِ ملکه‌ی مادر، آنشی، هیچ نامی اهدا نشد.

04:17.110 --> 04:19.950
‫خودِ شخص ملکه‌ی مادر کاری کردن که نامی بهشون داده نشه.

04:23.830 --> 04:28.210
‫فقط امیدوارم این قضیه در آینده ‫باعث درگیری‌های بیشتری نشه.

04:48.350 --> 04:50.440
‫کی فکرشو می‌کرد جینشی-ساما در واقع...

04:50.770 --> 04:52.360
‫برادر امپراتور باشن...

04:52.440 --> 04:55.740
‫گیوکوئن-دونو! این اتفاق خجسته رو بهتون تبریک می‌گم!

04:55.820 --> 04:57.700
‫آه، ممنونم.

04:57.780 --> 04:59.570
‫بفرمایید، نوش جان کنین.

04:59.650 --> 05:00.870
‫زحمت کشیدین.

05:00.950 --> 05:02.490
‫واقعاً خبر فوق‌العاده‌ایه.

05:02.870 --> 05:05.200
‫عجب اتفاق خجسته‌ای!

05:11.120 --> 05:13.210
‫پدرم هنوز نیومدن؟

05:13.540 --> 05:15.800
‫آره، نگران‌کننده‌ست.

05:15.880 --> 05:18.340
‫اونسو-دونو رفتن دنبالشون، ولی...

05:18.420 --> 05:20.180
‫وای... الاناست که شروع بشه!

05:20.260 --> 05:21.600
‫بی‌خیال شیم بهتره!

05:21.680 --> 05:24.970
‫ریکوسون-دونو، نظرتون چیه شما
‫به‌جای پدرم روی صندلیش بشینین—

05:25.050 --> 05:26.760
‫البته که رد می‌کنم.

05:28.640 --> 05:30.560
‫امیدمون به اونسو-دونو باشه.

05:30.640 --> 05:32.270
‫همین کارو می‌کنیم.

05:32.600 --> 05:34.190
‫لاکان-ساما!

05:37.650 --> 05:39.660
‫لطفاً آروم‌تر، اونسو-دونو.

05:39.740 --> 05:44.530
‫آروم‌تر؟ امروز در باغ ضیافت اعلام ملکه‌ی جدید ـــ

05:51.750 --> 05:55.500
‫اوه، عجب حرکتی! بذار ببینم...

05:55.580 --> 05:59.760
‫فنگ‌‌شیان-ساما امروز بعد از چند هفته، حال و اوضاعشون خوبه.

05:59.840 --> 06:02.550
‫خب، حالا این حرکتو چطور جواب می‌دی؟

06:10.850 --> 06:14.730
‫بدبخت شدم رفت...

06:26.620 --> 06:28.280
‫اوه، پدر!

06:28.950 --> 06:29.790
‫هومف.

06:29.870 --> 06:31.420
‫بفرمایید، اوریو-دونو.

06:31.500 --> 06:32.410
‫اوهوم.

06:36.330 --> 06:37.580
‫لیشو-ساما...

06:38.460 --> 06:43.010
‫آه، اگه پسر همنشین لیفا فقط یکم زودتر به دنیا اومده بودن...

06:43.090 --> 06:45.840
‫اگه فقط شاهزاده‌ی اول زنده مونده بودن...

06:46.140 --> 06:48.970
‫گیوکوئن رو ببین، از غرور باد کرده.

06:49.220 --> 06:52.560
‫ملکه‌ای با خون خارجی؟ چطور تونسته همچین کاری بکنه...

07:15.660 --> 07:16.750
‫چه سرده...

07:16.830 --> 07:19.130
‫راستی ننه گفته بود برم پیشش.

07:21.800 --> 07:24.510
‫بذارم ولی چوئو یکم بیشتر بخوابه.

07:24.590 --> 07:28.010
‫خودمم یه حمامی توی خانه‌ی یشم می‌گیرم.

07:32.760 --> 07:34.690
‫یک ماهی می‌شه که از کاخ اندرونی اومدم بیرون.

07:34.770 --> 07:37.560
‫شور و حال سال نو هم دیگه خوابیده.

07:35.680 --> 07:37.230
‫صبح بخیر.

07:37.310 --> 07:38.350
‫صبح بخیر.

07:41.060 --> 07:43.030
‫صبح بخیر، می‌می نه‌-چان.

07:43.110 --> 07:44.700
‫امروز زود اومدی.

07:44.780 --> 07:45.910
‫ننه رو ندیدی؟

07:45.990 --> 07:47.950
‫اون‌جا داره با آقا صاحاب حرف می‌زنه.

07:48.030 --> 07:51.240
‫احمق! با خودت چی فکر کرده بودی؟!

07:53.490 --> 07:56.210
‫اداراه‌ی خانه‌ی یشم با ننه‌ست، اما...

07:56.290 --> 07:59.630
‫مالک اصلیش مرد دیگه‌ایه که ما «آقا صاحاب» صداش می‌کنیم.

07:59.710 --> 08:02.050
‫کسب‌وکارهای دیگه‌ای هم داره.

08:02.130 --> 08:04.050
‫بیش از حد دل‌رحمه،

08:04.130 --> 08:07.880
‫و عملاً بدون ننه نمی‌تونه خانه‌ی یشم رو بچرخونه.

08:08.510 --> 08:10.890
‫انگار یه پس‌گردنی محکم از ننه نوش جون کرده.

08:10.970 --> 08:13.680
‫اوی مائومائو، اومدی؟

08:13.760 --> 08:15.520
‫ننه خودت گفتی بیام.

08:15.600 --> 08:16.850
‫من گفتم؟

08:16.930 --> 08:17.980
‫بالاخره فراموشی ــ

08:18.060 --> 08:18.520
‫آخ!

08:18.600 --> 08:19.390
‫شنیدم چی گفتی!

08:21.480 --> 08:23.110
‫یاد یه حکیم شارلاتان افتادم...

08:23.190 --> 08:26.110
‫از قیافت معلومه که حموم می‌خوای، نه؟

08:26.190 --> 08:30.620
‫صبحونه هم می‌خوای لابد؟ برو اون بچه رو هم بیار.

08:30.700 --> 08:31.450
‫مطمئنی؟

08:31.530 --> 08:33.870
‫منم گاهی دست‌ودلباز می‌شم.

08:33.950 --> 08:35.950
‫خب دیگه من رفع زحمت کنم.

08:37.580 --> 08:41.120
‫عه؟ عموماً برای صبحونه می‌موند.

08:41.880 --> 08:44.460
‫بفرمایید! هرچقدر می‌خواین بخورین!

08:46.590 --> 08:49.640
‫اه... اینا ملخن احیاناً؟

08:49.720 --> 08:52.180
‫تحفه‌ی آقا صاحابه.

08:52.260 --> 08:55.100
‫محصول خراب شده بوده، التماسش کردن اینا رو ازشون بخره.

08:55.640 --> 08:59.140
‫کار آقا صاحاب غلاته.

08:59.560 --> 09:04.490
‫توی این کشور، حکومت یه بخشی از محصول رو ‫به‌عنوان مالیات برمی‌داره،

09:04.570 --> 09:07.480
‫و یه بخش مشخص دیگه‌ رو هم می‌خره.

09:07.900 --> 09:11.780
‫آقا صاحاب هم از تجارتِ باقی‌مونده‌ش پول درمیاره.

09:11.860 --> 09:13.990
‫هرچی گفتن پول داده،

09:14.070 --> 09:17.620
‫شکر گرون‌قیمت رو حروم کرده ‫تا تفتشون بده و خراب نشن.

09:17.700 --> 09:20.410
‫به‌جای این‌‌همه دردسر، باید می‌ریختشون دور!

09:21.580 --> 09:23.250
‫چوئو، مشکلی با خوردنشون نداری؟

09:23.330 --> 09:25.260
‫زیاد تعریفی نداره.

09:25.340 --> 09:27.300
‫چطور می‌تونی اینو بخوری آخه؟

09:27.380 --> 09:30.260
‫مزه پوچی می‌ده، ولی باز می‌شه خوردش.

09:30.340 --> 09:31.510
‫«پوچ»؟

09:31.590 --> 09:33.010
‫حرف نزنین و کوفت کنین!

09:33.300 --> 09:35.930
‫می‌گم، مال تو رو هم بخورم؟

09:36.010 --> 09:37.890
‫در عوض فقط یه دونه کیک ماه می‌گیرم.

09:38.430 --> 09:40.270
‫آخ! دردم گرفت کک‌ومکی!

09:40.350 --> 09:41.520
‫ای بابا.

09:44.020 --> 09:46.860
‫ملخ‌ها رو قبل از پختن خالی می‌کنن.

09:46.940 --> 09:49.820
‫طبیعیه که داخلشون پوک باشه، اما...

09:49.900 --> 09:51.240
‫آها مائومائو.

09:51.320 --> 09:52.320
‫چیه؟

09:52.400 --> 09:55.790
‫تازه یادم اومد. برو بازار ‫یکم عود برام بخر.

09:55.870 --> 09:57.410
‫به روی چشم. دستمزدی هم در کاره؟

09:57.490 --> 10:01.210
‫هومف! صبحی حموم رفتی دو وعده هم مفتکی صبحونه خوردی.

10:01.290 --> 10:02.420
‫از سرتم زیاده، نه؟

10:02.500 --> 10:03.040
‫خسیس.

10:03.120 --> 10:05.380
‫هــــا؟ چیزی نالیدی؟

10:05.880 --> 10:09.050
‫هوی کک‌ومکی! از اونا واسم بخر!

10:09.130 --> 10:10.170
‫عمراً!

10:12.420 --> 10:13.850
‫حالا که اینجام،

10:13.930 --> 10:17.470
‫انگار دورانی که توی اون قصر کار می‌کردم مثل یه خواب و خیال بوده.

10:19.010 --> 10:20.730
‫چندش!

10:20.810 --> 10:21.900
‫فسقلی!

10:21.980 --> 10:23.520
‫چی گفتی وروجک؟!

10:23.600 --> 10:25.320
‫اینا پوچ و بدمزه‌ان.

10:25.400 --> 10:26.360
‫پسره‌‌ی!

10:26.440 --> 10:29.240
‫چوئو! داری چه غلطی می‌کنی؟!

10:29.320 --> 10:30.240
‫شرمنده عمو جان!

10:30.320 --> 10:32.450
‫چرا می‌زنی؟! راست گفتم دیگه!

10:32.530 --> 10:34.450
‫فقط صداتو ببر!

10:35.910 --> 10:37.700
‫واقعاً بدمزه بود خب.

10:38.200 --> 10:41.910
‫ای بابا. امسال اوضاع محصولات حسابی قراره خراب بشه.

10:42.580 --> 10:43.710
‫الان چی گفتی؟

10:43.790 --> 10:45.460
‫ها؟ گفتم بدمزه بود دیگه.

10:45.540 --> 10:46.830
‫نه، بعدش.

10:47.080 --> 10:50.550
‫خب، اینکه محصول امسال قراره بد بشه؟

10:50.630 --> 10:52.340
‫همین. از کجا می‌دونی؟

10:52.420 --> 10:54.220
‫یادم نمیاد.

10:54.300 --> 10:57.430
‫یه ربطی به حشره‌های لاغر و خراب شدن محصولات داشت.

10:58.430 --> 11:01.690
‫چوئو یه‌بار تا دم مرگ رفت و برگشت.

11:01.770 --> 11:06.440
‫به خاطر همین، کمی فلج شده و بخش زیادی از حافظه‌ش رو هم از دست داده.

11:08.230 --> 11:11.570
‫آخ! آخ! ولم کن!

11:11.650 --> 11:12.360
‫عه؟

11:13.110 --> 11:15.120
‫شاید یادم بیاد!

11:15.200 --> 11:15.950
‫واقعاً؟!

11:16.030 --> 11:17.780
‫البته اگه برام یه چیزی بخری!

11:18.820 --> 11:20.950
‫آخ! آخ!

11:21.740 --> 11:24.450
‫عجب روشی برای یادآوری خاطرات.

11:27.790 --> 11:31.470
‫ولی... فکرشو نمی‌کردم قلم و کاغذ بخواد.

11:31.550 --> 11:34.680
‫چوئو، من می‌رم عود رو به ننه بدم.

11:34.760 --> 11:36.220
‫دسته گل به آب ندی ها.

11:36.300 --> 11:37.510
‫به روی چشم!

11:42.600 --> 11:44.690
‫وای، چه عالی شده!

11:44.770 --> 11:44.940
‫نفر بعدی منم بکش!

11:45.020 --> 11:47.310
‫ها؟ چه خبره؟

11:48.400 --> 11:50.900
‫وایسین، وایسین! لطفاً به نوبت!

11:51.190 --> 11:53.020
‫بفرما، تموم شد!

11:54.230 --> 11:54.950
‫بگیرینش.

11:55.030 --> 11:59.490
‫واقعاً کارت حرف نداره بچه جون! اینم انعام تو.

11:59.570 --> 12:01.040
‫ممنون از کرمتون!

12:01.120 --> 12:01.580
‫هوی!

12:01.660 --> 12:03.870
‫آآآآآآآخ! چته بابا؟!

12:03.950 --> 12:05.120
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

12:05.200 --> 12:07.380
‫خب نقاشی می‌کشم دیگه، نمی‌بینی؟

12:07.460 --> 12:09.290
‫پولم که می‌گیری...

12:09.370 --> 12:13.420
‫آهای! راهو بستین چه غلطی می‌کنین؟! برین کنار!

12:16.340 --> 12:17.840
‫فرار، فرار، فرار...

12:17.920 --> 12:19.140
‫وایسا ببینم!

12:19.220 --> 12:23.980
‫به این نیم‌وجبی بگو بابت جا ‫فقط ۱۰ درصد سهم می‌‌گیرم.

12:24.060 --> 12:25.850
‫عجوزه‌ی طماع...

12:33.310 --> 12:36.900
‫اگه می‌خوای اونجا بساط کنی، ‫حواست باشه سهم ننه رو بدی.

12:37.190 --> 12:41.870
‫عـــه؟ عمراً، پا می‌شم می‌رم یه جای دیگه.

12:45.080 --> 12:48.540
‫حتی اگه مجبور به باج دادن شدی، همین اطراف خانه‌ی یشم بمون.

12:48.620 --> 12:51.340
‫جایی نرو که کارگرها نتونن حواسشون بهت باشه.

12:51.420 --> 12:53.670
‫تنهایی هم نمی‌ری جایی واسه خرید کاغذ.

12:53.750 --> 12:55.630
‫به تو چه اصلاً!

12:58.880 --> 13:00.470
‫چـ ـ چیه؟

13:00.550 --> 13:02.890
‫اگه دلت می‌خواد تیکه‌تیکه‌ت کنن، ‫بفرما برو.

13:02.970 --> 13:04.350
‫تیکه‌تیکه؟

13:05.470 --> 13:07.350
‫همچین آدمایی میان سراغت.

13:14.770 --> 13:17.110
‫اون یه روسپیه که مریضی گرفته.

13:17.190 --> 13:21.280
‫زیاد زنده نمی‌مونه، ‫ولی برای زنده‌موندن هنوزم محتاج مشتریه.

13:21.820 --> 13:23.990
‫منطقه‌ی سرگرمی همه‌ش رنگ و لعاب نیست.

13:24.530 --> 13:27.160
‫تاریکی‌هاش خیلی عمیق‌تر از این حرفاست.

13:28.440 --> 13:30.790
‫وقتی توی خانه‌ی یشم باشی این چیزا رو نمی‌بینی،

13:30.870 --> 13:35.760
‫اما این‌جا پره از آدمایی که با کمال میل سر یه بچه رو برای پولش می‌کنن زیر آب.

13:35.840 --> 13:37.710
‫فـ ـ فهمیدم بابا.

13:45.300 --> 13:49.020
‫ولی فکرشو نمی‌کردم همچین استعدادی داشته باشه.

13:49.100 --> 13:50.310
‫درست انگار...

13:53.060 --> 13:54.230
‫آها راستی، نگاش کن.

13:54.940 --> 13:56.530
‫یکم یادم اومد.

13:56.610 --> 13:58.780
‫این... ملخه؟

13:58.860 --> 14:01.620
‫بالایی یه ملخ معمولیه،

14:01.700 --> 14:05.370
‫اون یکی هم ملخی که موقع خرابی محصول پیدا می‌شه... فکر کنم.

14:06.320 --> 14:07.580
‫هجوم ملخ‌ها،

14:09.040 --> 14:12.330
‫بلاییُ که می‌تونه یه کشور رو به نابودی بکشونه.

14:19.420 --> 14:23.260
‫لشکر ملخ‌ها همه‌چی رو درو می‌کنن و می‌خورن.

14:23.340 --> 14:27.180
‫نه فقط محصولات کشاورزی، حتی طناب و پاپوش‌های حصیری رو.

14:27.760 --> 14:32.680
‫خوشبختانه توی دوران سلطنت این امپراتور، ‫هنوز هجوم ملخ‌ها رو به چشممون ندیدیم.

14:33.100 --> 14:36.980
‫اما بعد از شورش خاندان شی خیلی‌ها اعدام شدن.

14:40.780 --> 14:42.490
‫اگه الان ملخ‌ها هجوم بیارن،

14:42.570 --> 14:46.580
‫قطعاً یه عده می‌گن این عذاب الهی به خاطر نابود کردن خاندان شی بوده.

14:46.660 --> 14:50.950
‫اگه این‌طور بشه، کاسه کوزه‌ها سر امپراتور خرد می‌شه...

14:53.120 --> 14:55.920
‫به من ربطی نداره... به من ربطی نداره.

14:56.880 --> 14:58.710
‫به من چه آخه، ولی...

15:01.460 --> 15:03.590
‫نقاشی چوئو رو دیدم یاد یه چیزی افتادم...

15:04.840 --> 15:07.510
‫قبلاً همچین طرح‌هایی رو دیده بودم.

15:08.090 --> 15:10.640
‫عمراً این‌جا پیدا بشه...

15:15.100 --> 15:16.230
‫آقا!

15:18.100 --> 15:19.650
‫این کتاب رو از کجا آوردین؟

15:19.730 --> 15:23.240
‫آه، چند وقت پیش یه آقایی اومد ‫و فروختش به من.

15:23.320 --> 15:25.280
‫چیز دیگه‌ای هم برای فروش آورد؟

15:25.700 --> 15:29.660
‫فقط همین یکی. البته گفت بازم سر می‌زنه.

15:32.990 --> 15:35.960
‫این یکی از همون تصاویری بود که توی مراجعی که...

15:36.040 --> 15:38.500
‫وقتی ازم می‌خواستن معجون جاودانگی بسازم بهم دادن، دیدم.

15:36.540 --> 15:38.210
‫گیاهان: جلد دوم

15:38.290 --> 15:40.540
‫پرندگان: جلد اول

15:43.550 --> 15:46.550
‫این کتاب قطعاً خودِ خودشه.

15:46.840 --> 15:47.930
‫خیر ببینی!

15:48.010 --> 15:49.930
‫چرا سر از این‌جا درآورده...؟

15:51.970 --> 15:55.020
‫گارد امپراتوری دژ رو قرق کرده بودن.

15:55.100 --> 15:58.730
‫چطوری کتابی از اون دژ توی بازار دست به دست می‌شه؟

15:59.480 --> 16:02.520
‫نکنه یکی مخفیانه اموال مصادره‌شده رو آب می‌کنه؟

16:03.150 --> 16:04.320
‫اگه این‌طوره...

16:04.730 --> 16:06.070
‫گارد امپراتوری...

16:06.860 --> 16:09.320
‫شاید بهتر باشه از «اون» بپرسم.

16:09.990 --> 16:11.490
‫خانه‌ یشم

16:11.490 --> 16:13.250
‫آبزیان: جلد اول

16:12.030 --> 16:12.910
‫خانم کوچیک...

16:13.450 --> 16:14.950
‫کارِ من این نیست ها...

16:15.290 --> 16:17.380
‫برم دنبال آفتابه‌دزد بگردم...

16:17.460 --> 16:19.960
‫خیلی ممنونم، لی‌هاکو-ساما.

16:20.040 --> 16:23.970
‫از صبح کشیک دادم و تا اومد اینو بفروشه ‫خفتش کردم.

16:24.050 --> 16:25.220
‫یه تشکر بهم بدهکاری.

16:25.300 --> 16:27.590
‫کارو نسپردین به یکی از زیردستاتون؟

16:27.670 --> 16:30.220
‫خب، هرچی نباشه خواسته‌ی تو بود.

16:31.890 --> 16:34.020
‫راستی، اگه می‌شه یه آماری به پایرین بدی که...

16:34.100 --> 16:36.140
‫آها، چشم چشم.

16:36.220 --> 16:38.020
‫حالا مجرم کجاست اصلاً؟

16:38.100 --> 16:40.940
‫کارگرای خانه‌ی یشم بیرون نگهش داشتن.

16:41.020 --> 16:42.270
‫متوجه شدم.

16:47.240 --> 16:48.030
‫خانم کوچیک!

16:49.780 --> 16:52.740
‫مواظب باش، زیاد نزدیک نشو.

16:55.200 --> 16:57.410
‫آآآآآآآآآآآ! دختر ماریه!

16:59.210 --> 17:02.000
‫که این‌طور، همون نگهبان اون موقع‌ست.

17:02.080 --> 17:03.380
‫چیزی شده، خانم کوچیک؟

17:03.460 --> 17:05.750
‫لی‌هاکو-ساما، خیلی عذر می‌خوام.

17:06.460 --> 17:08.800
‫این یارو رو... می‌شناسم.

17:09.130 --> 17:11.130
‫ها؟ منظورت چیه؟

17:11.510 --> 17:15.640
‫عـا... تازه یادم اومد، پایرین نه‌-چان ‫همین الان‌ها سرش خلوت می‌شه...

17:15.720 --> 17:18.730
‫دمت گرم! پس من دیگه برم به کارم برسم! فعلاً!

17:19.480 --> 17:22.070
‫اوکیو، تو هم لازم نیست این‌جا معطل بمونی.

17:22.150 --> 17:23.980
‫نمی‌تونم این‌جا تنهات بذارم.

17:24.060 --> 17:25.900
‫اگه یه‌وقت بلایی سرت بیاد مائومائو،

17:25.980 --> 17:28.820
‫یه یاروی روباه‌صفت و یه مرد نقاب‌دار ‫روزگارمو سیاه می‌کنن.

17:29.150 --> 17:33.700
‫خیالت راحت. همین‌جا می‌ایستم، ‫نه حرفی می‌زنم نه چیزی می‌شنوم.

17:35.120 --> 17:38.420
‫اوکیو از قبل اینکه من به دنیا بیام این‌جاست.

17:38.500 --> 17:42.870
‫از پس هر کاری برمیاد و ننه حسابی بهش اعتماد داره.

17:43.250 --> 17:45.630
‫احتمالاً این موضوع رو به ننه چغلی می‌کنه، اما...

17:46.340 --> 17:48.880
‫خب، فکر نکنم مشکلی باشه.

17:49.710 --> 17:51.800
‫اینو قبلاً دیده بودی، نه؟

17:51.880 --> 17:53.590
‫بقیه‌ی کتاب‌ها چی شدن؟

17:55.930 --> 17:59.350
‫اون افسری که چند لحظه پیش دیدی، ‫جزو ارتشی بود که دژ رو تسخیر کرد.

17:59.680 --> 18:02.890
‫بهش بگم تو هم اون‌جا بودی؟

18:04.270 --> 18:05.900
‫باشه بابا...

18:05.980 --> 18:07.940
‫دوتا از کتاب‌ها رو توی یه شهر دیگه فروختم،

18:08.020 --> 18:09.950
‫سه‌تای دیگه هم همراهم دارم.

18:10.030 --> 18:11.440
‫بقیه‌شونم همون‌جا جا گذاشتم.

18:12.030 --> 18:15.910
‫شاید بتونم جلدهایی که هنوز توی دژ موندن رو گیر بیارم.

18:15.990 --> 18:18.040
‫مشکل اصلی اون دوتاییه که فروخته.

18:18.120 --> 18:22.040
‫الان کتاب‌های «پرندگان» و «آبزیان» رو دارم.

18:22.630 --> 18:24.540
‫کتاب «حشرات» رو فروختی؟

18:24.620 --> 18:26.580
‫هنوز یکیشون رو دارم.

18:27.040 --> 18:28.630
‫یکیشون...

18:27.420 --> 18:29.420
‫پرندگان: جلد اول

18:28.750 --> 18:31.550
‫روش نوشته «جلد یک». ‫پس حتماً یه «جلد دو» هم داره.

18:31.880 --> 18:34.550
‫می‌تونی همین الان برام بیاریش؟

18:34.630 --> 18:37.770
‫قول می‌دی آمارمو جایی ندی؟

18:37.850 --> 18:39.970
‫بستگی به رفتارت داره.

18:40.430 --> 18:41.850
‫هوی، مائومائو.

18:41.930 --> 18:44.110
‫این‌جوری که داری عملاً خفتش می‌کنی.

18:44.190 --> 18:46.190
‫می‌گم، گرسنه‌ت نیست؟

18:46.600 --> 18:49.690
‫انگار خیلی سختی کشیدی. یکم صبر کن.

18:55.820 --> 18:57.700
‫مـ ـ می‌تونم اینو بخورم؟!

18:57.780 --> 18:59.830
‫آره بابا، فقط ته‌مونده‌ی غذاست البته.

19:03.500 --> 19:04.830
‫چه خوشمــزه‌ست!

19:05.210 --> 19:09.090
‫معلومه قبل اینکه به این‌جا برسه ‫پدرش دراومده.

19:09.170 --> 19:11.420
‫انگار با کتاب‌ها هم خوب تا کرده.

19:11.500 --> 19:13.970
‫به نظر می‌رسه از سر ناچاری فروختتشون، نه؟

19:14.050 --> 19:16.220
‫آدم بدی به نظر نمیاد.

19:16.300 --> 19:17.510
‫شاید.

19:18.010 --> 19:20.510
‫این سیاستِ چماق و هویجه، مائومائو.

19:24.930 --> 19:26.020
‫چی شد؟

19:26.100 --> 19:27.190
‫بدمزه‌ست.

19:27.270 --> 19:28.810
‫ملخ دوست نداری؟

19:29.770 --> 19:32.690
‫این ملخ عادی نیست، ملخ سبزه.

19:36.240 --> 19:39.240
‫اینا ملخ عادی‌ان ‫و اینا ملخ سبز.

19:39.320 --> 19:41.290
‫کشاورزا جداشون می‌کنن.

19:41.370 --> 19:44.790
‫ملخ‌ها خوردنی‌ان، ولی سبزها ‫پوچ و بدمزه‌ان.

19:45.080 --> 19:48.960
‫اه، اون یکیش سبز بود!

19:49.040 --> 19:51.340
‫شیسوئی هم عین همین حرفو زد.

19:51.420 --> 19:53.630
‫اما، این...

19:54.210 --> 19:55.050
‫چیه؟

19:55.130 --> 19:57.760
‫شاید امسال قحطی بیاد.

19:57.840 --> 19:59.180
‫می‌دونستم.

19:59.260 --> 20:01.270
‫مـ ـ مطمئن نیستم البته!

20:01.350 --> 20:04.940
‫ولی معمولاً، بعد از سالی که سبزها ‫بیشتر از ملخ‌ها بشن،

20:05.020 --> 20:07.100
‫آفت و خرابی‌های سنگینی پیش میاد.

20:08.100 --> 20:10.530
‫درست همون‌طور که چوئو گفت.

20:10.610 --> 20:14.700
‫می‌گم، واسه یه نگهبان ‫اطلاعات زیادی درباره‌ی حشرات داری.

20:14.780 --> 20:16.320
‫خـ ـ خب...

20:16.400 --> 20:19.740
‫در ضمن، اصلاً چرا کتاب‌های قلعه رو برداشتی؟

20:19.820 --> 20:22.450
‫مطمئنم چیزای باارزش‌تری هم اون‌جا بوده.

20:23.330 --> 20:26.000
‫نمی‌خواستم بفروشمش.

20:26.080 --> 20:28.500
‫قصد داشتم هر وقت تونستم همه‌شون رو دوباره پس بخرم.

20:28.580 --> 20:31.710
‫کسی نمی‌ره کتاب‌های مصور رو بخره که، مگه نه؟

20:31.790 --> 20:33.460
‫به‌جز این یکی.

20:36.380 --> 20:41.360
‫می‌دونی... من برای اون پیرمردی که قبل از تو اونجا بود، ‫غذا می‌بردم.

20:42.300 --> 20:44.770
‫همون داروسازی که درباره‌ی معجون جاودانگی تحقیق می‌کرد؟

20:44.850 --> 20:48.020
‫آره. اما تحقیقات دیگه‌ای هم داشت.

20:48.100 --> 20:50.610
‫یکیشون همین تحقیق بود.

20:50.690 --> 20:53.650
‫اینکه چطور جلوی وقوع هجوم ملخ‌ها رو بگیرن...

20:53.730 --> 20:54.860
‫این...

20:57.070 --> 20:59.950
‫هوی کک‌ومکی! می‌تونم دانگوهای تو رو بخورم؟!

21:00.030 --> 21:01.490
‫ها؟ ارباب جوان—

21:03.870 --> 21:06.210
‫یادم رفته بود این یارو چوئو رو می‌شناسه!

21:06.290 --> 21:09.040
‫خاندان شی رسماً نیست و نابود شدن.

21:09.120 --> 21:10.710
‫نباید از این موضوع بویی ببره!

21:11.040 --> 21:13.250
‫دانگوها رو بردار و فقط از جلو چشمم دور شو.

21:13.330 --> 21:14.170
‫چته تو؟

21:14.250 --> 21:16.880
‫چوئو، بیا سوار دوشم شو.

21:16.960 --> 21:19.090
‫عـــه؟ جون من؟

21:22.890 --> 21:28.310
‫هنوز کاملاً مطمئن نیستم، اما شاید ‫بهتر باشه به جینشی-ساما خبر بدم...

21:49.500 --> 21:52.420
‫فکر کنم وقتش رسیده به قولم عمل کنم.

21:52.920 --> 21:54.080
‫منظورت چیه؟

21:54.750 --> 21:58.090
‫فکر کنم وقتشه یوئه ‫یه گل برای خودش انتخاب کنه.

22:03.630 --> 22:05.600
‫جینشی-ساما، وقتش رسیده.

22:06.510 --> 22:07.560
‫درسته...

23:45.070 --> 24:00.000
‫قسمت بعدی

23:53.620 --> 24:00.000
‫قسمـــت

23:53.620 --> 24:00.000
۵۰

23:53.620 --> 24:00.000
ردای موش آتشین

23:53.700 --> 23:57.140
‫قسمت بعدی: «ردای موش آتشین.»
