1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:30,980 --> 00:01:33,980
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

3
00:01:39,770 --> 00:01:41,000
‫سوئیری.

4
00:01:41,000 --> 00:01:41,990
‫بلـ ـ

5
00:01:45,000 --> 00:01:48,330
‫حواست به موش‌هات باشه.

6
00:01:48,330 --> 00:01:49,780
‫خیلی عذر می‌خوام.

7
00:01:50,550 --> 00:01:51,420
‫عه‌وا،

8
00:01:52,570 --> 00:01:54,920
‫قبلاً هم این بچه رو دیده بودم.

9
00:01:56,490 --> 00:01:59,720
‫شـ ـ شنمِی-ساما، مـ ـ معذرت می‌خوام...

10
00:02:00,110 --> 00:02:02,240
‫پسر شیرو-ساما هستن.

11
00:02:02,240 --> 00:02:03,550
‫هـــــوم.

12
00:02:03,550 --> 00:02:05,310
‫صرفاً یه بازی بچگانه‌ست.

13
00:02:10,900 --> 00:02:13,980
‫بهتره به کارمون برسیم، مادر.

14
00:02:14,660 --> 00:02:15,750
‫لولان.

15
00:02:18,330 --> 00:02:21,280
‫پس بگو، فکرشو می‌کردم.

16
00:02:21,620 --> 00:02:25,830
‫درست می‌گی. پــــس، بهتره این دختره یه چوب اساسی بخوره.

17
00:02:26,410 --> 00:02:29,150
‫یعنی صدتا ضربه براش کافیه؟

18
00:02:29,150 --> 00:02:31,880
‫یه ستون مناسب برام پیدا کنین و بهش ببندیدنش.

19
00:02:32,250 --> 00:02:34,060
‫شنمِی-ساما-

20
00:02:38,240 --> 00:02:39,380
‫اوضاع خرابه.

21
00:02:39,690 --> 00:02:41,530
‫این زن خود خطره.

22
00:02:41,530 --> 00:02:44,470
‫بدون اجازه وارد اینجا شدم و فیفاها رو دیدم.

23
00:02:44,980 --> 00:02:47,630
‫احتمالاً قراره «تصادفی» کارمو یه‌سره کنن.

24
00:02:47,630 --> 00:02:49,310
‫عجله کنین.

25
00:02:49,310 --> 00:02:50,400
‫مادر.

26
00:02:50,860 --> 00:02:55,410
‫قبلاً اشاره کرده بودین که یه داروساز جدید می‌خواین.

27
00:02:55,410 --> 00:02:57,150
‫این دختر همونه.

28
00:03:00,330 --> 00:03:02,770
‫به ظاهرش که نمی‌خوره داروساز باشه.

29
00:03:02,770 --> 00:03:07,370
‫درسته. ولی در واقع بیشتر از سی‌سال سن داره.

30
00:03:08,810 --> 00:03:13,540
‫مثل اینکه، بعد از امتحان کردن داروهای
‫مختلف روی خودش، دیگه پیر نشده.

31
00:03:14,110 --> 00:03:15,540
‫عـــه؟

32
00:03:15,540 --> 00:03:18,350
‫هنوز نفهمیدیم دقیقاً چه دارویی بوده،

33
00:03:18,350 --> 00:03:21,780
‫ولی قطع به یقین می‌تونه چیزی شبیه به اکسیر جاودانگی بسازه.

34
00:03:22,500 --> 00:03:25,940
‫اگه شکست بخوره کشته می‌شه، درست مثل اون مرد قبلی.

35
00:03:25,940 --> 00:03:28,680
‫اکسیر جادوانگی؟ «اون مرد قبلی»؟

36
00:03:29,110 --> 00:03:31,660
‫که این‌طور. پس تصمیمش گرفته شد.

37
00:03:32,100 --> 00:03:35,440
‫آیلا-ساما، اجازه بدین صحبت‌مون رو ادامه بدیم.

38
00:03:36,180 --> 00:03:37,100
‫بله.

39
00:03:40,740 --> 00:03:42,030
‫راستی.

40
00:03:42,670 --> 00:03:45,530
‫پیدا کردن کار درست‌و‌حسابی این اطراف باید سخت باشه.

41
00:03:46,230 --> 00:03:48,790
‫بیاین اون داروساز رو همراه‌مون ببریم،

42
00:03:49,410 --> 00:03:51,640
‫به دژ خودمون.

43
00:03:56,600 --> 00:04:00,390
‫هویت واقعی شیسوئی همنشین لولان بود.

44
00:04:01,140 --> 00:04:05,660
‫عجب بازیگری. شایدم بیشتر شبیه یه تانوکی باشه.

45
00:04:06,590 --> 00:04:09,200
‫وقتی اون کلاس آموزشی رو ‫برای چهار همنشین برگزار کردم،

46
00:04:09,600 --> 00:04:13,350
‫لباس پرزرق‌و‌برقی پوشیده بود و بدون هیچ واکنشی به حرف‌هام گوش می‌داد.

47
00:04:14,140 --> 00:04:19,150
‫خودش رو از چشم امپراتور مادر مخفی کرد و
‫کاری کرد تا توی حمام با همنشین لیشو برخورد نداشته باشه...

48
00:04:19,510 --> 00:04:22,900
‫تا مبادا هویتش به‌عنوان همنشین لولان برملا نشه.

49
00:04:23,790 --> 00:04:25,910
‫خودشو از من مخفی نکرد،

50
00:04:25,910 --> 00:04:30,450
‫چون وقتی که مائومائوی گربه رو گرفتیم،
‫من متوجه نشدم که همون همنشین لولانه.

51
00:04:31,270 --> 00:04:33,520
‫کم‌کم داشت یه چیزایی دستگیرم می‌شد، ولی...

52
00:04:34,320 --> 00:04:40,300
‫یه دختر پرانرژی، عاشق حشرات و شایعات، ولی معمولی.

53
00:04:41,820 --> 00:04:45,690
‫دست‌خوش. شیسوئی همه‌مونو بازی داد.

54
00:04:46,800 --> 00:04:50,760
‫قسمــــت

55
00:04:46,800 --> 00:04:50,760
‫قسمــــت

56
00:04:46,800 --> 00:04:50,760
۴۴

57
00:04:46,800 --> 00:04:50,760
۴۴

58
00:04:46,800 --> 00:04:50,760
دژ

59
00:04:46,800 --> 00:04:50,760
دژ

60
00:04:53,800 --> 00:04:56,350
‫این اتاقیه که داروساز قبلی ازش استفاده می‌کرد.

61
00:05:01,450 --> 00:05:04,990
‫نمی‌خواستم این‌همه راه تا اینجا بیارمت.

62
00:05:06,040 --> 00:05:07,040
‫شیسوئی...

63
00:05:07,950 --> 00:05:10,330
‫خواهر ناتنیته؟

64
00:05:11,620 --> 00:05:15,820
‫اون تنها کسیه که من رو به چشم خواهر خودش می‌بینه.

65
00:05:15,820 --> 00:05:16,920
‫می‌دونستم.

66
00:05:17,960 --> 00:05:21,250
‫شنیده بودم که لولان تنها دختر شیشوـه،

67
00:05:21,250 --> 00:05:24,420
‫ولی اگه اون از زن دیگه‌ای هم یه دختر داشته...

68
00:05:25,160 --> 00:05:29,930
‫این موضوع برای همسر ترسناکش، شنمِی کاملاً غیرقابل بخشش می‌شه.

69
00:05:30,700 --> 00:05:35,020
‫شنمِی-ساما... از من بیشتر از هرچیزی نفرت داره.

70
00:05:35,940 --> 00:05:40,810
‫پدرم، شیشو، در اصل فرزند یکی از شاخه‌های فرعی خاندان شی بود.

71
00:05:41,220 --> 00:05:46,700
‫هرچند، خانواده‌ی اصلی، یعنی خانواده‌ی شنمِی-ساما،
‫مستعد بودنش رو دیدن و اون رو به فرزندی قبول کردن.

72
00:05:47,150 --> 00:05:51,440
‫بعدش بهش اسم «شیشو» رو دادن و باهم نامزد کردن.

73
00:05:52,210 --> 00:05:53,880
‫اما در دوران امپراتور فقید،

74
00:05:53,880 --> 00:05:56,490
‫شنمِی-ساما رو بردن به کاخ اندرونی.

75
00:05:57,130 --> 00:06:01,260
‫وقتی که بعدها به‌عنوان یه هدیه برگشت،

76
00:06:01,260 --> 00:06:04,050
‫من و مادرم از قبل با پدرم زندگی می‌کردیم.

77
00:06:04,710 --> 00:06:08,460
‫شنمِی-ساما من و مادرم رو از عمارت انداخت بیرون،

78
00:06:08,460 --> 00:06:10,600
‫و به‌عنوان خدمتکار ازمون استفاده کرد.

79
00:06:11,140 --> 00:06:13,430
‫حتی از این موضوع هم نفرت داشت...

80
00:06:13,430 --> 00:06:17,310
‫که اسم من شامل حروف مرتبط با اسم خاندانمون بود.

81
00:06:18,030 --> 00:06:20,230
‫نکنه که «شیسوئی» اسم...

82
00:06:21,250 --> 00:06:24,530
‫آره. اون در اصل اسم من بود.

83
00:06:24,530 --> 00:06:27,490
‫مثل اینکه لولان اون اسم رو دوست داره.

84
00:06:28,020 --> 00:06:32,950
‫می‌تونست هر اسم دیگه‌ای رو به‌عنوان
‫اسم مستعار خدمتکاریش انتخاب کنه.

85
00:06:35,700 --> 00:06:37,410
‫شخصیتش این‌طوریه.

86
00:06:38,740 --> 00:06:41,520
‫با اینکه هردوشون از یه پدر متولد شدن،

87
00:06:41,520 --> 00:06:43,420
‫صرفاً به‌خاطر اینکه مادرهای متفاوتی داشتن،

88
00:06:43,990 --> 00:06:49,150
‫با یکی‌شون مثل شاهدختی گرانقدر
‫رفتار می‌کنن، تا به امپراتور پیشکش بشه.

89
00:06:50,210 --> 00:06:55,260
‫و اون‌یکی هم به‌عنوان بانویی درباری به کاخ اندرونی
‫فرستاده می‌شه، تا از پشت پرده مشغول دسیسه‌چینی بشه.

90
00:06:57,400 --> 00:07:02,350
‫سوئیری هم بخشی از برنامه‌ی تلاش به قتل جینشی-ساما توی اون مراسم بود.

91
00:07:03,450 --> 00:07:06,110
‫از انفجار انبار به‌عنوان پوشش استفاده کرد...

92
00:07:06,110 --> 00:07:07,610
‫تا بعضی از ابزار مراسم رو بدزده،

93
00:07:07,610 --> 00:07:10,280
‫و زمانی که دستگیر شد، با جعل‌کردن مرگش فرار کرد.

94
00:07:11,180 --> 00:07:17,610
‫و احتمالاً کسی هم که مغز متفکر پشت قضیه‌ی
‫حمله با فیفاهای اون‌روز بوده... کسی جز شیشو نبوده.

95
00:07:18,200 --> 00:07:23,550
‫مسئول کاخ اندرونی، جینشی-ساما، سعی داشت تغییراتی ایجاد بکنه.

96
00:07:23,550 --> 00:07:25,670
‫این موضوع با اهداف شیشو هم‌راستا نبود.

97
00:07:26,580 --> 00:07:28,940
‫ولی، یعنی همه‌ش همینه؟

98
00:07:30,670 --> 00:07:35,430
‫شیسوئی... نه، لولان گفت که این گیره‌ی مو چیز ارزشمندیه.

99
00:07:36,050 --> 00:07:37,310
‫اون صرفاً یه مقام درباری نیست.

100
00:07:37,850 --> 00:07:40,430
‫نه، در واقع حتی خواجه هم نبود.

101
00:07:40,980 --> 00:07:42,030
‫چی شده؟

102
00:07:43,170 --> 00:07:46,130
‫وقتی که به کاخ اندرونی برگشتی و وانمود کردی یه خواجه‌ای،

103
00:07:46,130 --> 00:07:47,820
‫چطوری معاینه‌ت کردن؟

104
00:07:49,110 --> 00:07:50,650
‫این دیگه از کجا اومد؟

105
00:07:52,330 --> 00:07:53,950
‫از طریق لمس‌کردن.

106
00:07:54,360 --> 00:07:56,530
‫یعنی مرد اخته‌نشده می‌تونه وارد کاخ بشه؟

107
00:07:57,030 --> 00:07:59,240
‫بازرسی بدنی توسط سه‌تا مأمور انجام می‌شه.

108
00:07:59,960 --> 00:08:02,110
‫دور زدن همه‌شون کار سختیه.

109
00:08:03,030 --> 00:08:05,960
‫پس جینشی-ساما چطوری تونسته وارد بشه؟

110
00:08:06,840 --> 00:08:09,230
‫تنها مردهایی که می‌تونن آزادانه به کاخ اندرونی رفت‌وآمد کنن...

111
00:08:09,230 --> 00:08:11,440
‫شخص امپراتور و اعضای خانواده‌ش هستن.

112
00:08:12,120 --> 00:08:15,640
‫و تنها عضو مذکر خانواده‌ی امپراتور، برادر کوچیکشه.

113
00:08:15,940 --> 00:08:19,970
‫نه، قبلاً هم بهش فکر کردم، ولی سنش جور در نمیاد.

114
00:08:20,460 --> 00:08:26,480
‫ولی... اگه اون رفتار بچگانه‌ای که جینشی-ساما
‫گاهی اوقات نشون می‌ده، هویت واقعیش باشه چی؟

115
00:08:28,210 --> 00:08:29,480
‫راستی،

116
00:08:30,210 --> 00:08:34,530
‫تون اون سفر شکار سعی داشت موضوع مهمی رو بهم بگه...

117
00:08:34,530 --> 00:08:35,770
‫پادزهر گاو!

118
00:08:35,770 --> 00:08:39,280
‫پادزهر گاو می‌تونه آدمو دیوونه کنه. بد کوفتیه.

119
00:08:39,280 --> 00:08:40,580
‫چی شده؟

120
00:08:40,580 --> 00:08:42,120
‫هیچی، چیزی نیست.

121
00:08:43,170 --> 00:08:44,350
‫هـمـم...

122
00:08:44,350 --> 00:08:45,240
‫خب!

123
00:08:45,240 --> 00:08:46,790
‫فعلاً کاری با این قضیه نداریم.

124
00:08:47,400 --> 00:08:49,800
‫اول، باید بفهمم که وضعیت از چه قراره.

125
00:08:53,400 --> 00:08:54,510
‫برف...

126
00:08:54,510 --> 00:08:58,150
‫آره، به‌زودی بارشش سنگین‌تر هم می‌شه.

127
00:08:58,950 --> 00:09:00,970
‫ارتفاعات شمالی...

128
00:09:01,570 --> 00:09:04,020
‫شنمِی بهش می‌گفت «دژ».

129
00:09:04,490 --> 00:09:07,850
‫از هرطرف با دیوارهای مقاوم احاطه شده، پشتش هم صخره‌ست.

130
00:09:08,780 --> 00:09:10,860
‫شنمِی داره اینجا چیکار می‌کنه؟

131
00:09:12,070 --> 00:09:15,110
‫گائوشون-ساما مشکوک بودن که سفرای ویژه...

132
00:09:15,110 --> 00:09:18,120
‫شبانه مخفیانه می‌رفتن و با کسی ملاقات می‌کردن.

133
00:09:18,790 --> 00:09:23,370
‫توی اون کارگاه داشتن یه سلاح پیشرفته‌ی غربی می‌ساختن، فیفا...

134
00:09:24,740 --> 00:09:27,370
‫نکنه شماها سعی دارین جنگ راه بندازین؟

135
00:09:33,240 --> 00:09:35,670
‫این دیگه تصمیمش با من نیست.

136
00:09:38,900 --> 00:09:43,300
‫چون لولان-ساما اون حرف رو زدن، ازت می‌خوام
‫که حداقل وانمود کنی مشغول ساخت دارویی.

137
00:09:43,300 --> 00:09:44,910
‫نیازی به گفتنش نبود.

138
00:09:45,450 --> 00:09:46,860
‫برات غذا میارن.

139
00:09:47,340 --> 00:09:51,100
‫فقط حواست باشه شنمِی-ساما رو عصبانی نکنی.

140
00:09:55,000 --> 00:09:58,390
‫جنگ، ها؟ قضیه جدیه.

141
00:09:58,390 --> 00:10:00,750
‫خب، حالا چیکار کنیم؟

142
00:10:01,620 --> 00:10:03,220
‫اینجا طبقه‌ی سومه.

143
00:10:03,220 --> 00:10:07,640
‫با این برفی که داره می‌باره، بعید می‌دونم بتونم به دهکده برگردم.

144
00:10:08,890 --> 00:10:12,600
‫نکنه داروساز قبلی هم همین‌طوری زندانی شده بود؟

145
00:10:13,380 --> 00:10:16,380
‫مثل اینکه موقع آزمایش داروها مرده...

146
00:10:18,260 --> 00:10:19,290
‫اوه؟

147
00:10:19,290 --> 00:10:20,140
‫اوه؟!

148
00:10:20,140 --> 00:10:23,830
‫این داروساز قبلی یه کوه گنج از خودش به‌جا گذاشته؟!

149
00:10:32,690 --> 00:10:35,470
‫فصل کشاورزی هم داره تموم می‌شه.

150
00:10:36,050 --> 00:10:40,860
‫یه‌جایی شنیدم؛ جنگ‌ها وقتی شروع می‌شن که کشاورزها بیکارن.

151
00:10:41,720 --> 00:10:43,990
‫با فرض اینکه اینجا شیهوکو-شو، یعنی منطقه‌ی شمالی باشه...

152
00:10:44,420 --> 00:10:46,760
‫با قایق ده روز تا کاخ اندرونی راهه،

153
00:10:46,760 --> 00:10:49,410
‫بعدش پیاده‌روی تا دهکده‌ چشمه‌ی آب‌گرم،

154
00:10:49,410 --> 00:10:50,970
‫بعدشم با درشکه...

155
00:10:51,470 --> 00:10:54,000
‫کدوم کوه توی این محدوده‌ست...

156
00:10:54,750 --> 00:10:57,950
‫کاش بیشتر درس خونده بودم.

157
00:10:58,600 --> 00:11:02,010
‫ارباب جوان، نمی‌تونین اونجا بازی کنین!

158
00:11:02,330 --> 00:11:06,390
‫عــــــه! ولی هنوز اونجا رو نگشتم!

159
00:11:08,230 --> 00:11:11,060
‫پس بچه‌های دیگه‌ای به‌جز کیوئو هم هستن؟

160
00:11:12,900 --> 00:11:15,470
‫وقتی منو از دهکده آوردن،

161
00:11:15,470 --> 00:11:19,640
‫کیوئو اصرار داشت که اونم بیاد، ولی انگار سوئیری راضی نبود.

162
00:11:20,050 --> 00:11:22,990
‫شاید می‌خواست که توی دهکده نگهش داره.

163
00:11:23,720 --> 00:11:30,990
‫اگه خاندان شی شورش کنه، مجازات شامل حال کل خاندان می‌شه.

164
00:11:31,460 --> 00:11:35,250
‫به کسی رحم نمی‌شه. نه زن‌ها، نه بچه‌ها و نه نوزاد‌ها.

165
00:11:37,770 --> 00:11:40,010
بچه‌ها چیزی می‌دونن؟

166
00:11:40,450 --> 00:11:43,240
‫بزرگترا... بهشون گفتن؟

167
00:11:45,990 --> 00:11:49,530
‫باید بگم مشکل خودشونه و بی‌خیال بشم...

168
00:11:54,190 --> 00:11:56,010
‫مادر می‌خنده.

169
00:12:02,440 --> 00:12:04,230
‫پس من هم می‌خندم.

170
00:12:05,260 --> 00:12:07,450
‫پدر از مادر عصبانیه.

171
00:12:08,250 --> 00:12:10,380
‫پس من هم همراهش عصبانی می‌شم.

172
00:12:11,170 --> 00:12:12,960
‫مادر تنبیه می‌کنه.

173
00:12:13,570 --> 00:12:15,800
‫من فقط تماشا می‌کنم.

174
00:12:15,800 --> 00:12:16,960
‫اینطوری درکش کردم.

175
00:12:18,010 --> 00:12:20,300
‫وقتی مادر می‌خنده، منم می‌خندم.

176
00:12:20,300 --> 00:12:21,920
‫وقتی غمگینه، غمگینم.

177
00:12:22,470 --> 00:12:26,460
‫تا وقتی عروسک دستش باشم، مادر ازم عصبانی نمی‌شه.

178
00:12:26,460 --> 00:12:28,480
‫از این زشت‌تر نمی‌شه.

179
00:12:29,050 --> 00:12:33,480
‫خفه‌کننده و آزاردهنده بود، اما هرطور شده به خودم قالبش کردم.

180
00:12:33,480 --> 00:12:34,410
‫اما...

181
00:12:36,020 --> 00:12:39,980
‫نجسین! هم تو هم اون زن.

182
00:12:39,980 --> 00:12:42,600
‫تو هیچوقت نباید به این دنیا میومدی!

183
00:12:43,130 --> 00:12:44,950
‫اشتباه می‌کردم.

184
00:12:45,380 --> 00:12:47,660
‫مادر زشت‌تر و زشت‌تر می‌شه.

185
00:12:48,430 --> 00:12:52,710
‫اینکه عروسک دستش باشم... مانع مادرم نمی‌شه.

186
00:12:58,370 --> 00:13:00,670
‫آه... بی‌فایده‌ست.

187
00:13:01,990 --> 00:13:06,680
‫وقتی اینو فهمیدم... که دیگه برای همه‌چیز دیر شده بود.

188
00:13:12,630 --> 00:13:13,510
‫اوی.

189
00:13:15,100 --> 00:13:17,100
‫شنمِی-ساما باهات کار دارن.

190
00:13:19,380 --> 00:13:21,120
‫داروساز رو آوردم.

191
00:13:21,590 --> 00:13:22,690
‫با اجازه.

192
00:13:24,850 --> 00:13:26,630
‫بوی مشک...

193
00:13:33,900 --> 00:13:36,220
‫با چیزی قاطیش کرده.

194
00:13:36,620 --> 00:13:38,040
‫خب؟

195
00:13:42,750 --> 00:13:45,470
‫اکسیر جاودانگی من چی شد؟

196
00:13:45,960 --> 00:13:47,760
‫یکم بیشتر زمان می‌بره.

197
00:13:48,330 --> 00:13:49,440
‫آها که این‌طور.

198
00:13:51,550 --> 00:13:53,720
‫این‌جا مثل ارباب و خدمتکارن.

199
00:13:54,160 --> 00:13:56,430
‫بیرون، مثل دو خواهر صمیمی‌ان.

200
00:13:56,430 --> 00:13:59,060
‫تا فردا باید یه چیزی برام جور کرده باشی.

201
00:14:00,410 --> 00:14:01,110
‫بله.

202
00:14:04,530 --> 00:14:05,520
‫برمی‌گردیم.

203
00:14:06,840 --> 00:14:11,160
‫فقط روزی یک‌بار می‌تونم از اتاقم بیرون بیام، اونم برای گزارش دادنه.

204
00:14:11,720 --> 00:14:13,980
‫وضعیتی که توش هستم می‌شه گفت روی اعصابه،

205
00:14:13,980 --> 00:14:15,750
‫اما از کاری که باید انجام بدم، بدم نمیاد.

206
00:14:16,710 --> 00:14:18,660
‫این‌جا یه عالمه داروی قدیمی هست،

207
00:14:18,660 --> 00:14:21,660
‫اما موجودی به خوبی دفتر حکیمه.

208
00:14:21,660 --> 00:14:23,590
‫یه عالمه چیز برای خوندن هم هست.

209
00:14:24,000 --> 00:14:27,850
‫معلومه داروساز قبلی... کارش خیلی درست بوده.

210
00:14:28,550 --> 00:14:30,260
‫اوی داروساز!

211
00:14:33,550 --> 00:14:35,640
‫بله، کیوئو-ساما؟

212
00:14:35,640 --> 00:14:37,480
‫ایو، حالم به‌هم خورد.

213
00:14:37,480 --> 00:14:40,020
‫آخ آخ آخ! دردم گرفت داروساز.

214
00:14:37,960 --> 00:14:39,530
‫اوهوم، دلم می‌خواد بزنمش.

215
00:14:40,330 --> 00:14:41,460
‫کیه؟

216
00:14:41,460 --> 00:14:43,650
‫داروساز جدیده.

217
00:14:43,650 --> 00:14:48,160
‫می‌گم... توی اتاق شِنمی-ساما زن دیگه‌ای ندیدی؟

218
00:14:48,770 --> 00:14:50,250
‫دیدم.

219
00:14:50,250 --> 00:14:54,740
‫واقعاً؟ مامان منم باید‌ اون‌جا باشه، حالش خوبه؟

220
00:14:55,320 --> 00:14:58,500
‫مادر کیوئو بین اونا بود؟

221
00:15:01,580 --> 00:15:04,550
‫ظاهری نمی‌شناسمشون، برای همین نمی‌دونم.

222
00:15:04,850 --> 00:15:06,270
‫آها...

223
00:15:06,970 --> 00:15:08,560
‫کاریش نمی‌شه کرد!

224
00:15:08,560 --> 00:15:11,250
‫می‌گن مامانم حسابی سرش با کار شلوغه.

225
00:15:11,250 --> 00:15:14,140
‫شاید بهتر بود همون دهکده منتظر می‌موندم.

226
00:15:14,630 --> 00:15:19,440
‫حتماً توی دهکده‌ی چشمه‌ی آبگرم نگهش داشتن تا نزدیک مادرش نباشه.

227
00:15:19,440 --> 00:15:22,100
‫یا شاید مادرش...

228
00:15:23,650 --> 00:15:25,680
‫خب دیگه، من برم.

229
00:15:28,730 --> 00:15:29,900
‫عه، اوی!

230
00:15:36,420 --> 00:15:37,790
‫هیچی!

231
00:15:48,750 --> 00:15:50,920
‫پس جریان از این قراره، لاهان.

232
00:15:51,340 --> 00:15:55,800
‫بله. خب در اصل یه گمانه برا اساس اعداد و ارقام هست. اما...

233
00:15:56,250 --> 00:16:00,940
‫دژ‌ شمالی که توسط شیشو فرمانداری می‌شه، داره گسترش پیدا می‌کنه.

234
00:16:00,940 --> 00:16:04,570
‫بله. در اصل رها شده بود.

235
00:16:04,970 --> 00:16:08,360
‫هیچ اشاره‌ای در مورد این توسعه پیش ما نشده.

236
00:16:08,360 --> 00:16:09,860
‫پس یعنی...

237
00:16:10,580 --> 00:16:12,400
‫شورشه...، نه؟

238
00:16:12,830 --> 00:16:16,410
‫حتی اگه خاندان شین از دوران مادر امپراتوری سوگند وفاداری خورده باشه،

239
00:16:16,410 --> 00:16:19,260
‫و شیشو هم نزدیک‌ترین مشاور به ملکه‌ی مادر مرحوم باشه،

240
00:16:19,260 --> 00:16:21,370
‫این عمل کاملاً نابخشودنیه.

241
00:16:21,700 --> 00:16:23,300
‫تا چه حد پیش رفتن؟

242
00:16:23,800 --> 00:16:26,920
‫با توجه به زمان بالا رفتن قیمت آهن،

243
00:16:27,380 --> 00:16:30,510
‫تا الان حسابی توی آماده‌سازی‌هاشون جلو رفتن.

244
00:16:30,510 --> 00:16:32,180
‫توصیه می‌کنم فوراً وارد عمل‌ـــ

245
00:16:32,840 --> 00:16:35,340
‫دقیقاً داری چیکار می‌کنی،

246
00:16:35,640 --> 00:16:37,010
‫لاهان؟

247
00:16:37,280 --> 00:16:39,350
‫پـ ـ پدر...

248
00:16:39,880 --> 00:16:41,220
‫جناب رزم‌آرا.

249
00:16:41,690 --> 00:16:45,940
‫نباید زیاد به دیدن این نجیب‌زاده‌ی ارزشمندمون بیای.

250
00:16:46,390 --> 00:16:48,830
‫باعث می‌شی بقیه بهت مشکوک بشن.

251
00:16:51,150 --> 00:16:56,360
‫بخصوص که... حتی معلوم نیست ایشون مردن، یا زن.

252
00:16:56,360 --> 00:16:57,440
‫یعنی چی؟!

253
00:16:57,440 --> 00:16:58,100
‫باسن!

254
00:16:58,100 --> 00:16:59,200
‫اما پدر!

255
00:17:00,340 --> 00:17:01,560
‫گائوشون-ساما.

256
00:17:05,390 --> 00:17:07,960
‫منظورتون رو درک می‌کنم جناب رزم‌آرا.

257
00:17:08,520 --> 00:17:10,960
‫از این بزدلی بی‌خاصیتم آزرده خاطرین.

258
00:17:10,960 --> 00:17:12,510
‫دقیقاً.

259
00:17:13,830 --> 00:17:16,750
‫با توجه به اینکه رزم‌آرا چقدر به دخترش اهمیت می‌ده،

260
00:17:16,750 --> 00:17:18,760
‫تا الان هم دیر پیداش شده.

261
00:17:19,530 --> 00:17:20,810
‫راه فرار مخفی از این‌جا،

262
00:17:21,620 --> 00:17:23,380
‫خواجه‌ی گمشده،

263
00:17:24,010 --> 00:17:26,940
‫خدمتکاری به اسم شیسوئی که وجود خارجی نداره...

264
00:17:27,770 --> 00:17:32,200
‫توی همه‌‌چی یه قدم عقب بودیم، که در نهایت به دزدیده شدن مائومائو ختم شد.

265
00:17:33,530 --> 00:17:34,950
‫مسئولیتش با منه.

266
00:17:35,500 --> 00:17:38,730
‫هروقتی که میلش می‌کشه و دلش می‌خواد...

267
00:17:38,730 --> 00:17:41,160
‫می‌تونه بره بیرون از کاخ اندرونی و بیاد،

268
00:17:41,160 --> 00:17:43,240
‫بعد اونوقت دختر من دزدیده می‌شه؟

269
00:17:43,240 --> 00:17:49,210
‫بعد اونوقت ایشون، با خیال تخت این‌جا نشسته و داره کاغذ‌بازی‌هاشو می‌کنه.

270
00:17:49,650 --> 00:17:54,840
‫گمونم باید این‌طور برداشت کنم که زندگیِ فقط یه زن برات ارزشی نداره، نه؟

271
00:17:55,450 --> 00:17:57,070
‫به عصبانیتتون گوش می‌دم.

272
00:17:57,660 --> 00:18:00,720
‫اما دشمنمون من نیستم، شیشوـه.

273
00:18:02,980 --> 00:18:05,570
‫حرف منم اینه حالا که تا این‌ حد دستگیرت شده...

274
00:18:05,570 --> 00:18:08,350
‫پس دقیقاً این‌جا نشستی و منتظر چی هستی؟

275
00:18:11,990 --> 00:18:14,120
‫جناب رزم‌آرا از همه چی خبر داره.

276
00:18:14,900 --> 00:18:18,470
‫می‌دونه من اعتماد بنفس کافی برای اینکه جایگاه واقعیم رو بپذیرم، ندارم.

277
00:18:18,930 --> 00:18:22,780
‫می‌دونه چطوری ازش فرار کردم تا بیام این‌جا و وقت بگذرونم.

278
00:18:23,830 --> 00:18:28,330
‫هم ظاهرت، هم کارت...
‫همه‌شون نصفه و نیمه‌ان.

279
00:18:28,890 --> 00:18:31,770
‫بعد خیال کردی همه‌چیز آخرش خوب پیش می‌ره؟

280
00:18:36,450 --> 00:18:42,800
‫اگه بخوای اینطوری مثل یه خواجه‌ی خجالتی رفتار کنی... چه کاری ازت بر میاد؟

281
00:18:51,240 --> 00:18:52,620
‫من...

282
00:18:53,420 --> 00:18:55,820
‫شرمنـــده...

283
00:18:57,780 --> 00:18:59,610
‫عـ ـ عمو جان؟!

284
00:19:06,870 --> 00:19:11,420
‫اصلاً نمی‌دونستم همچین دیدی به من داری.

285
00:19:11,720 --> 00:19:16,050
‫اینطور نیست که من به میل خودم خواجه شده باشم.

286
00:19:16,050 --> 00:19:19,840
‫نـ ـ نه، اشتباه می‌کنین! منظورم شما نبودین که عمو جان‌ـــ

287
00:19:19,840 --> 00:19:25,140
‫منم می‌شه گفت یه «خواجه‌ی خجالتی‌»ام، تازه حتی درست هم نمی‌تونم راه برم.

288
00:19:25,530 --> 00:19:29,600
‫تا این‌جا هم با کجاوه آوردنم، این تشریفات از سرم زیادیه.

289
00:19:29,890 --> 00:19:37,250
‫توی این حادثه، منم مسئولم که حواسم درست به مائومائو نبود.

290
00:19:37,250 --> 00:19:41,610
‫نـ ـ نه، من که از شما گله‌ای ندارم، عموجان...

291
00:19:44,440 --> 00:19:45,490
‫به موقع شد.

292
00:19:45,840 --> 00:19:49,870
‫تو همیشه وقتی عصبانی می‌‌شی، زود به پرخاش رو میاری.

293
00:19:49,870 --> 00:19:54,760
‫در نظر گرفتن شرایط آدم‌های دیگه هم مهمه.

294
00:19:54,760 --> 00:19:57,050
‫می‌دونم، عموجان.

295
00:19:57,050 --> 00:19:59,720
‫فقط یه بگومگو بود که به جاهای ناخوشی رسید.

296
00:19:59,720 --> 00:20:03,220
‫من حتی یه ذره هم قصد نداشتم همچین حرفی بزنم.

297
00:20:03,660 --> 00:20:06,970
‫«بگومگو»؟ من یه کلمه هم حرف نزدم...

298
00:20:06,970 --> 00:20:09,600
‫قبل از اینکه دعوا کنی...

299
00:20:09,600 --> 00:20:13,900
‫شاید یه چیزی هست که باید مؤدبانه مطرحش کنی، نه؟

300
00:20:46,250 --> 00:20:48,180
‫برای استدعایی به خدمت رسیدم.

301
00:20:48,950 --> 00:20:53,900
‫درکمال تواضع ازتون می‌خوام ارتشی رو برای مقابله با شیشوی خائن اعزام کنین!

302
00:21:02,990 --> 00:21:05,150
‫گویا خاندان شی چندین ساله که در مشغول ساخت...

303
00:21:05,150 --> 00:21:08,240
‫یک مدل پیشرفته از فیفا هستن.

304
00:21:08,540 --> 00:21:10,950
‫همچنین آدمکش‌هایی هستن که اقدام به استفاده از این فیفا کردن،

305
00:21:11,420 --> 00:21:14,160
‫به اضافه‌ی حادثه‌ی فرار لولان.

306
00:21:14,160 --> 00:21:17,350
‫تمامی مدارک لازم برای اثبات اینکه این یک شورشه رو در اختیار داریم.

307
00:21:17,350 --> 00:21:19,630
‫باید فوراً به این مشکل رسیدگی بشه.

308
00:21:21,800 --> 00:21:26,040
‫این... در خطاب به جینشی خواجه نیست.

309
00:21:27,240 --> 00:21:30,910
‫اگه قرار شیشو به عنوان مجازاتی برای شورش نابود بشه،

310
00:21:31,640 --> 00:21:37,160
‫ارتش ممنوعه، مستقیماً تحت فرمان امپراتور باید اعزام بشه.

311
00:21:38,020 --> 00:21:43,290
‫و این تحت فرماندهی فرمانده‌ی بزرگ لاکان نیست، بلکه...

312
00:21:44,010 --> 00:21:51,870
‫تا کی می‌خواین همه رو با یک جایگاه قلابی فریب بدین، جینشی-ساما؟

313
00:21:52,300 --> 00:21:53,410
‫یا بهتر بگم...

314
00:21:53,990 --> 00:21:55,440
‫شاهزاده‌ی ماه؟

315
00:21:58,810 --> 00:22:03,250
‫می‌دونستم یه این روز یه‌روزی از راه می‌رسه... باید امروز می‌بود.

316
00:22:11,110 --> 00:22:13,540
‫مثل اینکه وقتشه وارد عمل بشم.

317
00:22:13,560 --> 00:22:25,560
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

318
00:23:56,680 --> 00:23:59,260
‫قسمت بعدی: «تایبون»

319
00:23:56,680 --> 00:23:59,260
‫قسمت بعدی

320
00:23:56,740 --> 00:23:59,950
‫قسمـت

321
00:23:56,740 --> 00:23:59,950
‫قسمـت

322
00:23:56,740 --> 00:23:59,950
۴۵

323
00:23:56,740 --> 00:23:59,950
۴۵

324
00:23:56,740 --> 00:23:59,950
تـایـبـون

325
00:23:56,740 --> 00:23:59,950
تـایـبـون

326
00:24:02,950 --> 00:24:05,950
