WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:30.980 --> 01:33.980
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

01:36.260 --> 01:38.660
‫مثل صدای جیرجیرک می‌مونه.

01:39.380 --> 01:43.760
‫مائومائو، تو هم باید یه ماسک روباه بزنی.
‫همونی که تازه رنگ کردی رو بردار.

01:39.620 --> 01:43.620
‫قسمــت

01:39.620 --> 01:43.620
۴۳

01:39.620 --> 01:43.620
جـشـنـواره

01:43.760 --> 01:44.620
‫هـوم.

01:49.070 --> 01:54.580
‫معمولاً گوشه‌های چشم رو رنگ قرمز می‌زنن. سبز یه‌ذره انتخاب عجیبیه.

01:55.670 --> 01:57.380
‫یه‌جورایی شبیه تانوکی شدی.

01:57.380 --> 02:00.890
‫عــــه؟ مائومائو، خودتم شبیه گربه‌ها شدی.

02:03.210 --> 02:04.650
‫موهام تو دست‌و‌پان.

02:06.600 --> 02:08.110
‫بذار دوباره برات ببندمش.

02:09.110 --> 02:10.020
‫بشین.

02:13.560 --> 02:14.690
‫هـمـم.

02:15.110 --> 02:17.390
‫انگار یه‌چیزیش کمه.

02:17.390 --> 02:19.660
‫فقط با یه تیکه پارچه یه‌جورایی ناقصه، نه؟

02:19.660 --> 02:21.220
‫من که مشکلی ندارم.

02:21.220 --> 02:23.370
‫می‌تونی یکی از گیره‌های موی من رو برداری.

02:23.370 --> 02:26.570
‫شکل تار عنکبوته! خیلی نازه.

02:26.570 --> 02:27.700
‫اوه.

02:27.700 --> 02:31.420
‫در واقع، خودم یه گیره‌ی مو دارم. از این استفاده کن.

02:32.300 --> 02:35.710
‫عـــــه. مائومائو این که خیلی قشنگه.

02:35.710 --> 02:37.530
‫هدیه بوده.

02:38.070 --> 02:38.860
‫می‌گم،

02:40.250 --> 02:42.550
‫اگه ازت بخوام، می‌دیش به من؟

02:47.560 --> 02:48.400
‫نه‌خیر.

02:48.860 --> 02:49.890
‫خسیس.

02:50.530 --> 02:52.590
‫می‌تونم صداشو در نیارم،

02:52.590 --> 02:56.650
‫ولی جینشی-ساما به‌طرز وحشتناکی از روی ظاهر آدم می‌فهمه.

02:57.530 --> 03:03.620
‫البته، هنوز نمی‌دونم که اصلاً می‌تونم برگردم پایتخت یا نه.

03:06.220 --> 03:07.800
‫بفرما، تموم شد.

03:07.800 --> 03:08.810
‫ممنونم.

03:09.400 --> 03:12.460
‫جشنواره توی یه معبد بیرون از دهکده برگزار می‌شه.

03:13.000 --> 03:14.440
‫خیلی‌خب، بریم.

03:31.110 --> 03:35.800
‫شاید به‌خاطر نور مشعل‌ها باشه، ولی انگاری واقعاً یه دسته روباه روبه‌رومن.

03:40.290 --> 03:42.440
‫انگار که توی یه دنیای دیگه‌ایم، نه؟

03:42.440 --> 03:43.200
‫هـــوم.

03:43.590 --> 03:45.040
‫مرموزه، مگه نه؟

03:45.040 --> 03:46.100
‫می‌شه گفت.

03:46.850 --> 03:49.890
‫هرچند کسی که کنار منه، یه تانوکی سبزرنگه.

03:50.890 --> 03:55.970
‫چندنفر دیگه هم هستن، که مثل شیسویی دور چشم‌هاشونو سبز کردن.

03:55.970 --> 03:59.210
‫بیشترشون مردن. موندم یعنی معنی خاصی داره؟

04:02.980 --> 04:05.210
‫مثل اینکه امسال ملخ سبز زیاد شده.

04:05.210 --> 04:09.180
‫شنیدم برای همینه که امسال باید جشنواره رو درست‌و‌حسابی برگزار کنیم.

04:09.180 --> 04:10.640
‫هـــــوم.

04:10.640 --> 04:13.230
‫احتمالاً، برای دفع ارواح خبیث.

04:17.170 --> 04:19.790
‫توت‌های کاکُنه طعم خوبی ندارن ها.

04:19.790 --> 04:21.240
‫می‌دونم.

04:21.240 --> 04:23.950
‫سمی هم هستن. توی منطقه‌ی سرگرمی، روسپی‌ها-

04:23.950 --> 04:25.370
‫می‌دونم.

04:27.650 --> 04:28.580
‫زشته.

04:28.960 --> 04:30.220
‫شرمنده!

04:33.590 --> 04:35.980
‫معبد بالای این پله‌هاست.

04:36.540 --> 04:42.840
‫می‌دونستی؟ چرا خدایی که اینجا می‌پرستن یه روباهه
‫و به‌عنوان خدای برداشت خوب شناخته می‌شه؟

04:43.190 --> 04:44.470
‫نمی‌دونم.

04:44.770 --> 04:49.000
‫این منطقه یه زمانی محل زندگی گروه خاصی از مردم بوده.

04:51.030 --> 04:54.480
‫بعدش گروه دیگه‌ای از کشور دیگه‌ای از سمت غرب اومدن.

04:55.660 --> 04:59.420
‫بیشتر دهکده‌ها این تازه‌واردها رو بیرون کردن،

04:59.420 --> 05:02.740
‫ولی یه عده‌ی کمی قبولشون کردن.

05:03.370 --> 05:06.700
‫غربی‌ها اطلاعات ارزشمندی داشتن.

05:07.150 --> 05:09.500
‫مثل نحوه‌ی حاصل‌خیز کردن خاک.

05:09.500 --> 05:11.520
‫یا از بین بردن آفت‌ها.

05:12.060 --> 05:15.370
‫گمونم بعضی از اهالی دهکده ارزش اون‌ها رو درک کردن.

05:16.500 --> 05:21.530
‫ولی بعدش، بقیه هجوم آوردن و سعی کردن
‫زمین‌های حاصل‌خیز رو تصاحب کن.

05:22.860 --> 05:28.260
‫وقتی که این روند هی تکرار شد، کم‌کم دهکده‌شون رو به اعماق جنگل بردن.

05:29.730 --> 05:32.250
‫بی‌سروصدا، انگار که داشتن فرار می‌کردن.

05:39.190 --> 05:41.610
‫این خدای روباه قضیه‌ش چیه؟

05:41.970 --> 05:45.310
‫روباه نماد غربی‌هاست، همون‌هایی که اون دانش رو آوردن،

05:45.310 --> 05:47.200
‫و نیاکان این دهکده هم هستن.

05:47.940 --> 05:50.780
‫شنیدم که روباه‌های اینجا سفیدن.

05:50.780 --> 05:52.660
‫ماسک‌ها هم اولش سفید بودن، نه؟

05:53.400 --> 05:55.050
‫رنگ‌کردن ماسک‌ها...

05:55.050 --> 05:58.460
‫بیان‌گر اینه که تازه‌واردها این‌جا ساکن شدن و رنگ این منطقه رو به خودشون گرفتن.

05:59.170 --> 06:00.570
‫هـــــــوم.

06:01.690 --> 06:06.070
‫یعنی روباه سفید نماد رنگ‌پریدگیه؟

06:06.610 --> 06:09.350
‫و با ازدواج بین تبارها، رنگ‌ها تغییر کردن...

06:10.130 --> 06:10.680
‫هــــا؟

06:12.340 --> 06:14.950
‫یادمه اینو یه‌جایی شنیدم...

06:15.270 --> 06:20.210
‫بیشتر مردهای اینجا مشکل تشخیص رنگ دارن.

06:20.210 --> 06:21.070
‫عــه؟

06:21.070 --> 06:23.260
‫توی زن‌ها این موضوع کم‌تره.

06:24.660 --> 06:29.910
‫پس بگو... برای همینه که دور چشم‌ها رو به‌جای قرمز، سبز می‌کنن.

06:31.510 --> 06:32.670
‫حتی شیسوئی.

06:33.790 --> 06:36.210
‫اون مادر امپراتوری و اهالیش که به شهر اومده بودن.

06:36.210 --> 06:41.420
‫و مردم روباه سفید، که یه دهکده‌ی مخفی توی اعماق جنگل ساختن.

06:42.620 --> 06:47.340
‫هردوشون باید اهل همون گروهی باشن که از غرب اومده بودن...

06:54.270 --> 06:57.180
‫مائومائو، می‌تونی ماسکت رو بذاری اینجا.

06:57.960 --> 06:59.810
‫چه بلایی سر ماسک‌ها میاد؟

06:59.810 --> 07:02.100
‫یک‌سال نگهشون می‌دارن، و بعدش می‌سوزونیمشون.

07:03.650 --> 07:05.610
‫خیلی‌خب، بیا از اینور!

07:14.260 --> 07:17.790
‫بفرمایین غذا!

07:18.220 --> 07:20.000
‫غرفه‌ی غذا هم هست؟

07:19.400 --> 07:21.520
‫خیلی ممنون!

07:20.000 --> 07:22.570
‫اوهوم. می‌خوای چیزی بخوری؟

07:22.570 --> 07:24.130
‫اگه تو بخری، چرا که نه.

07:24.490 --> 07:26.670
‫پس نظرت در مورد گوشت کبابی چیه؟

07:27.900 --> 07:30.360
‫قورباغه و ملخ...

07:30.920 --> 07:32.820
‫مائومائو، از کدوم‌ها می‌خوای؟

07:32.820 --> 07:34.360
‫من که ملخ می‌خوام!

07:34.360 --> 07:37.060
‫ملخ‌ها این موقع سال حسابی چاق‌وچله و خوشمزه‌ان!

07:38.550 --> 07:40.390
‫من جوجه می‌خورم.

07:40.390 --> 07:41.390
‫قورباغه نمی‌خوای؟

07:41.910 --> 07:44.380
‫تا یه‌مدت دلم نمی‌خواد قورباغه‌ای ببینم...

07:46.310 --> 07:47.940
‫عجله کنین!

07:48.900 --> 07:51.420
‫تا حالا حشره نخورده بودی؟

07:51.420 --> 07:53.840
‫توی غرفه‌های غذای منطقه‌ی سرگرمی ندیده بودم.

07:58.570 --> 08:00.120
‫بهت گفتم کار زشتیه.

08:00.590 --> 08:04.090
‫آخ کوفتم شد، این‌یکی ملخ سبز بود!

08:04.090 --> 08:05.780
‫به نظرم که جفتشون شبیه همن.

08:05.780 --> 08:07.660
‫نه‌خیرم فرق می‌کنن!

08:08.660 --> 08:10.260
‫این‌ها خوشمزه‌ن.

08:11.530 --> 08:13.160
‫من که فرقشو نمی‌فهمم...

08:15.530 --> 08:17.690
‫ببین ببین، داخل معبد!

08:19.170 --> 08:20.140
‫یه بچه؟

08:20.640 --> 08:21.960
‫حتماً کیوئوـه.

08:21.960 --> 08:25.240
‫هرسال، یه بچه اون‌طوری نقش خدا رو بازی می‌کنه.

08:25.240 --> 08:26.020
‫عـــــه.

08:26.570 --> 08:31.220
‫حالا که فکرشو می‌کنم، اون فسقلی واقعاً طرح قشنگی روی ماسک کشید.

08:32.180 --> 08:35.610
‫هرچند، در عجبم که می‌تونه اون‌طوری بی‌حرکت بشینه.

08:35.610 --> 08:39.850
‫در طول شب نوبتی جاشون رو عوض می‌کنن.
‫همه دلشون می‌خواد داوطلب باشن.

08:40.730 --> 08:42.680
‫براشون خاطره‌ی خوبی هم می‌شه.

08:43.740 --> 08:46.250
‫فکر کنم وقتشه که نوبتشون رو عوض کنن.

08:46.250 --> 08:48.000
‫بریم اون پشت منتظر باشیم تا بیاد.

08:50.420 --> 08:52.460
‫اینجا رو ببینین!

08:53.490 --> 08:55.400
‫این چیه دیگه؟

08:55.400 --> 08:56.550
‫چی شده؟

08:56.550 --> 08:57.310
‫عـا.

08:57.310 --> 09:01.010
‫این خوشه‌ی برنج خالیه. همونیه که ریش‌سفید دهکده بهمون داد.

09:01.010 --> 09:04.980
‫زمین اون هیچ‌وقت محصول خوبی نمی‌ده.

09:04.980 --> 09:08.680
‫ریش‌سفیدم فقط از همون زمین بهمون برنج می‌ده. چه‌قدر خسیسه.

09:08.680 --> 09:09.480
‫ای بابا.

09:09.480 --> 09:11.850
‫خب، شاید سال دیگه بخت یارتون بود.

09:12.830 --> 09:14.410
‫این‌یکی کارتون رو راه میندازه؟

09:15.000 --> 09:16.740
‫عــه؟ مطمئنی؟

09:17.830 --> 09:19.910
‫ایول، ممنونم!

09:21.450 --> 09:22.480
‫ای نامرد!

09:22.480 --> 09:24.580
‫مائومائو، چه‌قدر خوبی تو.

09:24.580 --> 09:27.620
‫نه بابا. نگه‌داشتنش برام فایده‌ای نداشت.

09:28.190 --> 09:29.080
‫نه-چان!

09:30.840 --> 09:32.140
‫کارم چطور بود؟

09:32.140 --> 09:34.180
‫خیلی خوب بودی!

09:35.910 --> 09:38.860
‫کاش مادرم هم می‌تونست ببینه.

09:41.680 --> 09:44.560
‫یعنی با مادرش زندگی نمی‌کنه؟

09:45.180 --> 09:49.150
‫خیلی‌خب، بریم ماسک‌های سال قبل رو که دارن آتیش می‌زنن ببینیم.

10:02.240 --> 10:04.990
‫می‌گم، تو چه آرزویی کردی؟

10:04.990 --> 10:06.320
‫آرزو؟

10:06.320 --> 10:08.760
‫می‌گن وقتی که آرزوت رو روی یه ماسک می‌نویسی،

10:08.760 --> 10:12.250
‫همین‌طور که ماسک می‌سوزه آرزوت به آسمون‌ها می‌رسه و برآورده می‌شه.

10:12.250 --> 10:13.720
‫چیزی ننوشتی؟

10:13.720 --> 10:14.830
‫تازه الان خبردار شدم.

10:14.830 --> 10:18.510
‫مائومائو، فکر نمی‌کردم به خرافاتی مثل این باور داشته باشی.

10:18.890 --> 10:22.400
‫هیچم خرافات نیست! آرزوها واقعاً برآورده می‌شن!

10:22.400 --> 10:26.520
‫واسه همین کلی وقت گذاشتم ماسکم رو
‫با دقت نقاشی کردم و آرزوم رو نوشتم.

10:26.900 --> 10:28.140
‫چی نوشتی؟

10:28.550 --> 10:30.170
‫عمراً بگم!

10:30.170 --> 10:31.610
‫هرطور راحتی.

10:31.610 --> 10:33.020
‫ببینین، دارن میان!

10:42.060 --> 10:44.940
‫کیوئو، مگه نمی‌خواستی اون نقش رو بازی کنی؟

10:45.930 --> 10:49.930
‫من که دیگه بچه نیستم، برای همین گذاشتم بقیه انجامش بدن!

10:49.930 --> 10:51.500
‫چه‌قدر بزرگ شدی تو.

10:51.500 --> 10:53.090
‫چه تلاشی هم می‌کنه.

11:24.980 --> 11:27.140
‫کیوئو، ماسک تو هم بینشون بود؟

11:27.140 --> 11:28.540
‫نتونستم ببینم.

11:29.810 --> 11:32.020
‫امیدوارم که درست‌و‌حسابی بسوزه.

11:47.210 --> 11:52.310
‫آرزوهای برآورده نشده تا عمق آب فرو می رن تا تغذیه‌ی برداشت سال بعد بشن.

11:54.450 --> 11:59.480
‫حشرات هیچوقت توی زمستون جون سالم به در
‫نمی‌برن، فقط می‌تونن بچه‌هاشون رو به‌جا بگذارن.

12:09.530 --> 12:11.160
‫ما برگشتیم!

12:16.570 --> 12:19.420
‫برگشتین. شام می‌خورین؟

12:19.420 --> 12:20.720
‫می‌خوریم!

12:26.970 --> 12:28.660
‫جشنواره چطور بود؟

12:29.060 --> 12:33.310
‫خب... وقتی رسیدیم اون‌جا، کیوئو داخل بود و...

12:33.810 --> 12:34.990
‫چیه؟

12:36.250 --> 12:39.060
‫دیگه وقتشه به قولی که دادی عمل کنی.

12:39.500 --> 12:41.920
‫داروی احیاء رو می‌گی؟

12:41.920 --> 12:42.820
‫اوهوم.

12:43.120 --> 12:45.780
‫می‌فهمی الان توی چه موقعیتی هستی؟

12:47.370 --> 12:52.670
‫اساساً یه گروگانم، اما اصلاً محدودم نکردن.

12:52.670 --> 12:56.750
‫فکر می‌کنن اگه فکر فرار به سرم بزنه بی‌فایده‌ست؟ یا هدف دیگه‌ای دارن؟

12:57.510 --> 13:00.530
‫رفتار این دوتا باعث می‌شه یه عالمه سوال برام پیش بیاد.

13:00.530 --> 13:03.170
‫اما... چیزی که بیشتر از هرچیزی نگرانم می‌کنه...

13:04.330 --> 13:05.180
‫باشه.

13:05.180 --> 13:07.790
‫تاتوره و ماهی بادی بود؟! نسبتشون چیه؟!

13:08.460 --> 13:09.760
‫چیز دیگه‌ای هم بود؟

13:09.760 --> 13:11.770
‫مقدارش دقیقاً باید چقدر باشه؟!

13:11.770 --> 13:14.750
‫و اینکه، بعد از اینکه برگشتی اوضاع بدنت چطور بود؟

13:14.750 --> 13:17.650
‫چقدر طول کشید هوشیاریتو به‌دست بیاری؟ بلافاصله تونستی سرپا شی؟

13:18.940 --> 13:20.940
‫فکر نمی‌کنم تاتوره لازم باشه.

13:20.940 --> 13:21.780
‫نیست؟

13:22.190 --> 13:26.990
‫توی یه دستورساخت خارجی گنجونده شده بود، اما برای بیشتر کردن وضعیت نزدیک به‌ مرگه.

13:26.990 --> 13:31.920
‫احتمالاً اضافه‌ش کرده بودن تا آدما رو بیهوش کنن و بعد راحت‌تر بتونن به بردگی بگیرنشون.

13:31.920 --> 13:34.040
‫در اصل استفاده‌ی این دارو برای این کار بوده.

13:34.900 --> 13:39.790
‫من تونستم با همین ازش قسر در برم، اما
‫اگه خراب کنی، حافظه‌ت رو از دست می‌دی.

13:39.790 --> 13:43.390
برای اینکه روی آدم‌ها امتحان بشه، حالاحالاها جای کار‌ـــ

13:43.390 --> 13:44.710
‫لطفاً روی من امتحانش کن!

13:44.710 --> 13:46.360
‫روی تو امتحانش نمی‌کنم.

13:46.360 --> 13:48.420
‫چرا خب؟ تعارف نکن!

13:48.420 --> 13:49.760
‫مثلاً گروگانی...

13:51.190 --> 13:53.100
‫خدا رو شکر که با هم کنار میاین.

13:53.710 --> 13:56.990
‫نه اونه-چان نه مائومائو هیچ‌کدومتون دوستای زیادی ندارین.

13:56.990 --> 13:57.860
‫خفه شو.

13:57.860 --> 13:58.790
‫ساکت.

14:03.250 --> 14:05.450
‫با شیسوئی صمیمی هستین.

14:05.450 --> 14:06.850
‫این‌طور به‌نظر می‌رسه؟

14:06.850 --> 14:07.530
‫اوهوم.

14:08.200 --> 14:11.070
‫چیزای زیادی هست که می‌خوام در مورد شیسوئی بدونم، ولی...

14:11.520 --> 14:16.250
‫چرا منو آورد این‌جا؟ هدفش از همه‌ی این کارا چیه؟

14:17.770 --> 14:20.890
‫و اینکه... این دو نفر دقیقاً کی هستن؟

14:29.220 --> 14:32.180
‫ایـ ـ اینا همه‌ش... در مورد گیاهای داروییه؟

14:32.550 --> 14:34.810
‫آره. من می‌رم بیرون.

14:34.810 --> 14:38.360
‫بیرون نگهبان هست، فکر فرار به سرت نزنه.

14:40.990 --> 14:43.510
‫فکر نمی‌کنم اصلاً بهش فکر کنه.

14:43.510 --> 14:47.050
‫چرا انقدر مراقبتن؟ کاری کردی؟

14:50.660 --> 14:53.710
‫مائومائو، صبحونه سرد می‌شه ها.

14:53.710 --> 14:54.810
‫بعداً می‌خورم.

14:56.760 --> 14:59.210
‫اه، بسه دیگه!

14:59.560 --> 15:02.830
‫یالا، لباستو عوض کن... منم کمکت می‌کنم.

15:02.830 --> 15:07.200
‫وای چقدر تنبله. خیلی از خودراضیه.

15:07.200 --> 15:08.420
‫شبیه شنمِی-ساماـه.

15:09.230 --> 15:10.400
‫شنمِی؟

15:12.590 --> 15:13.890
‫خب... تموم شد؟

15:14.500 --> 15:17.740
‫کیوئو، تو ظرفا رو تمیز کن.

15:17.740 --> 15:19.390
‫عــــه؟!

15:21.590 --> 15:24.060
‫اون ارباب‌زاده‌ی یه خونواده‌ی ثروتمند نیست؟

15:24.710 --> 15:29.600
‫عاقبت هر رونقی کساده. از کجا معلوم تا همیشه بتونه ارباب باشه؟

15:29.600 --> 15:31.190
‫اینم حرفیه.

15:32.200 --> 15:35.010
‫مائومائو، گیر‌ه‌ی موی دیروزی کو؟

15:35.010 --> 15:36.670
‫کنار تختم.

15:36.670 --> 15:39.680
‫وای... انقدر سرسری می‌گیریش.

15:41.070 --> 15:46.320
‫این یه گیره‌ی مو اعلاءست، یکم بیشتر مراقبش باش وگرنه ازت می‌دزدنا.

15:46.320 --> 15:48.130
‫به‌نظرت خوب فروش می‌ره؟

15:48.130 --> 15:49.910
‫شاید خب، اما...

15:49.910 --> 15:53.870
‫نقوش پیچیده و همه‌چیزش باعث می‌شه خیلی نفیس به‌نظر بیاد.

15:53.870 --> 15:57.920
‫اگه کسی این‌کاره باشه می‌تونه با یه نگاه بفهمه کی سفارشش داده.

15:58.380 --> 16:00.300
‫پس گویا نمی‌تونم بفروشمش.

16:01.080 --> 16:05.000
‫با توجه به اینکه این جناب چقدر گیره، ممکنه آخر سر دوباره برگرده.

16:05.650 --> 16:08.620
‫باید دوباره به همون فلزی که بوده تبدیلش کنی.

16:08.620 --> 16:10.710
‫اونم حیفه خب.

16:12.340 --> 16:14.670
‫یه چیز دیگه هم لازمه.

16:18.870 --> 16:20.410
‫حالا خوب شد.

16:21.420 --> 16:23.180
‫خوب بلدی ها.

16:23.180 --> 16:26.240
‫معلومه. اگه لفتش بدم، کتک می‌خورم.

16:26.860 --> 16:27.790
‫کتک می‌خوری؟

16:28.190 --> 16:32.220
‫باید بلد باشم خوب ماساژ بدم، وگرنه آب داغ سمتم پرت می‌شه.

16:32.220 --> 16:34.250
‫برای همین زودی یاد گرفتم.

16:34.250 --> 16:37.610
‫ترسناکه که... عجب ارباب وحشتناکی داشتی.

16:38.310 --> 16:42.140
‫اینطور نیست... اون شخص مادرمه.

16:44.940 --> 16:49.480
‫مائومائو نمی‌خوام یه‌وقت توی دردسر بیفتی، پس یکم محتاط باش، باشه؟

16:50.430 --> 16:52.400
‫منم امروز باید برم.

17:16.760 --> 17:18.930
‫تا الان شیش ساعتی شده؟

17:23.470 --> 17:27.270
‫فوق‌العاده‌ست، تا بیرون از دهکده رو می‌تونم ببینم.

17:30.280 --> 17:33.780
‫فقط برنج اون‌جا برداشت نشده.

17:34.260 --> 17:36.520
‫یا در واقع... هنوز سبزه؟

17:36.940 --> 17:39.410
‫اون انبار برنجه کنارش؟

17:40.030 --> 17:41.280
‫راستی...

17:41.280 --> 17:45.210
‫زمین اون هیچوقت محصول خوبی نمی‌ده.

17:45.640 --> 17:49.580
‫اون همون زمینی‌ـه که داشتن در موردش حرف می‌زدن؟

17:49.580 --> 17:51.710
‫ولی... چه مربع تر تمیزیه.

17:52.200 --> 17:53.160
‫نکنه...

17:53.160 --> 17:54.300
‫نه-چان!

17:56.930 --> 17:58.820
‫داری چیکار می‌کنی؟

18:00.100 --> 18:03.290
‫یکم آروم‌تر درو باز کن خب.

18:00.520 --> 18:02.680
‫آخ آخ آخ!

18:04.560 --> 18:06.280
‫اینا رو بی‌خیال، آبجیم کو؟

18:06.280 --> 18:06.980
‫نمی‌دونم.

18:08.040 --> 18:10.980
‫می‌گم، تو می‌دونی اون ساختمون چیه؟

18:10.980 --> 18:14.930
‫ها؟ اون انبار قدیمی ریش‌سفید دهکده‌ست.

18:14.930 --> 18:19.460
‫یه جدیدشو ساختن که کف‌ـش مرتفعه تا موش نره داخلش،

18:19.460 --> 18:20.950
‫واسه همین گمونم اون دیگه استفاده‌ای نداره.

18:21.770 --> 18:22.680
‫هومم.

18:23.720 --> 18:25.590
‫می‌شه بریم اون‌جا؟

18:26.050 --> 18:28.410
‫ولی مگه مراقب تو نیستن؟

18:29.050 --> 18:31.160
‫هرچند فکر نمی‌کنم نشدنی باشه، ولی...

18:31.160 --> 18:32.880
‫واقعاً؟ چطوری؟

18:33.590 --> 18:36.880
‫کاریش نمی‌شه کرد. پس نشونت می‌دم.

18:36.880 --> 18:40.890
‫مسیر مخفیم که برای پیچوندن درس ازش استفاده می‌کنم.

18:41.390 --> 18:43.080
‫حقا که توله‌سگه.

18:56.790 --> 18:58.110
‫می‌خوای چیکار کنی؟

18:58.110 --> 19:00.860
‫می‌خوام از یه چیزی سر در بیارم.

19:01.210 --> 19:03.740
‫مواد مغذی این تیکه کافی نیست؟

19:03.740 --> 19:04.780
‫احتمالاً نه.

19:04.780 --> 19:06.240
‫از کجا می‌فهمی؟

19:07.240 --> 19:12.080
‫عرض اون پنجره و این بخش از برنجای نارس، یکیه.

19:12.740 --> 19:17.840
‫نوری که از اون پنجره میاد، کل شب فقط به این بخش از زمین می‌تابه.

19:18.200 --> 19:21.090
‫نور مانع از رشد می‌شه؟

19:21.090 --> 19:24.690
‫عموماً می‌گن گیاها توی نور خورشید مناسب رشد بهتری دارن، ولی...

19:24.690 --> 19:27.160
‫وقتی که گیاها مدام در معرض نور روشن باشن،

19:27.160 --> 19:29.220
‫گاهی‌اوقات مُخل رشدشون می‌‌شه.

19:29.220 --> 19:30.690
‫عــــه.

19:31.020 --> 19:32.980
‫شبیه به همین موضوع؛ با دستکاری کردن محیط...

19:32.980 --> 19:36.480
‫تونستم خارج از فصل گل‌ها رو پرورش بدم.

19:37.910 --> 19:40.170
‫گفتی این‌جا موش هست، درسته؟

19:40.170 --> 19:43.890
‫اوهوم. شنیدم هرچقدر تله گذاشتن هم فایده نداشته.

19:43.890 --> 19:46.780
‫پس یعنی یه منبع بی‌نهایت از موشه.

19:46.780 --> 19:52.710
‫سوئیری گفت... دارو برای اینکه روی آدم‌ها امتحان بشه، حالا حالاها جای کار داره.

19:53.630 --> 19:58.220
‫پس بگو... گویا روی حیوونای کوچیکی که شکارشون راحته امتحانشون کرده.

20:03.160 --> 20:04.670
‫عجب فسقلی دردسرسازیه.

20:06.610 --> 20:08.780
‫به نظرت چی داخله؟

20:08.780 --> 20:11.640
‫هومم... خب یه حدسایی دارم.

20:21.190 --> 20:23.070
‫اه، موشه که.

20:23.420 --> 20:26.280
‫پس این‌جا آزمایش‌هاشو انجام می‌ده.

20:26.280 --> 20:29.680
‫وای... دلم می‌خواد همه رو با خودم ببرم!

20:29.680 --> 20:32.100
‫نــه، الان وقت این‌ چیزا نیست!

20:32.100 --> 20:33.410
‫این چیه؟

20:35.170 --> 20:38.410
‫لوله‌های فلزی؟ چقدرم زیادن.

20:42.010 --> 20:43.380
همچین چیزی چرا این‌جاست؟

20:46.590 --> 20:48.510
‫انتظار اینو نداشتم.

20:49.170 --> 20:51.390
‫ای وای. این دیگه...

20:53.080 --> 20:55.300
‫یه کارآگاه تمام‌عیار ساخت فیفاست.

20:57.830 --> 21:02.720
‫همونیه که قاتل‌ها برای کشتن جینشی-ساما استفاده کردن...

21:10.160 --> 21:14.160
‫ای وای؟ چرا در بازه.

21:14.710 --> 21:17.070
‫یه نفر فراموش کرده قفلش کنه؟

21:17.070 --> 21:18.850
‫نه، غیرممکنه.

21:18.850 --> 21:22.880
‫ولی باز بود. کی مسئول قفل کردنش بود؟

21:23.270 --> 21:26.010
‫ای وای... شنمِی-ساما‌ـه...

21:26.510 --> 21:28.470
‫چقدر عجیب.

21:29.700 --> 21:32.280
‫مشکلی هست؟

21:32.280 --> 21:34.860
‫اون... همون سفیر اون‌موقعه؟

21:34.860 --> 21:38.350
‫نه، آیلا-ساما، مشکلی نیست.

21:38.760 --> 21:40.490
‫فقط توهم زدم.

21:54.040 --> 21:59.370
‫ولی گویا موشای کثیفی اومدن این‌جا.

22:00.660 --> 22:04.990
‫شـ ـ شنمِی-ساما...

22:06.770 --> 22:08.010
‫پس این...

22:09.720 --> 22:10.930
‫شنمِی‌ـه.

22:15.000 --> 22:25.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:45.060 --> 24:00.000
‫قسمت بعدی

23:57.160 --> 24:00.000
‫قسمـت

23:57.160 --> 24:00.000
۴۴

23:57.160 --> 24:00.000
قلــعه

23:57.290 --> 23:59.550
‫قسمت بعدی: «قلعه.»
