1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:30,980 --> 00:01:33,980
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

3
00:01:36,260 --> 00:01:38,660
‫مثل صدای جیرجیرک می‌مونه.

4
00:01:39,380 --> 00:01:43,760
‫مائومائو، تو هم باید یه ماسک روباه بزنی.
‫همونی که تازه رنگ کردی رو بردار.

5
00:01:39,620 --> 00:01:43,620
‫قسمــت

6
00:01:39,620 --> 00:01:43,620
‫قسمــت

7
00:01:39,620 --> 00:01:43,620
۴۳

8
00:01:39,620 --> 00:01:43,620
۴۳

9
00:01:39,620 --> 00:01:43,620
جـشـنـواره

10
00:01:39,620 --> 00:01:43,620
جـشـنـواره

11
00:01:43,760 --> 00:01:44,620
‫هـوم.

12
00:01:49,070 --> 00:01:54,580
‫معمولاً گوشه‌های چشم رو رنگ قرمز می‌زنن. سبز یه‌ذره انتخاب عجیبیه.

13
00:01:55,670 --> 00:01:57,380
‫یه‌جورایی شبیه تانوکی شدی.

14
00:01:57,380 --> 00:02:00,890
‫عــــه؟ مائومائو، خودتم شبیه گربه‌ها شدی.

15
00:02:03,210 --> 00:02:04,650
‫موهام تو دست‌و‌پان.

16
00:02:06,600 --> 00:02:08,110
‫بذار دوباره برات ببندمش.

17
00:02:09,110 --> 00:02:10,020
‫بشین.

18
00:02:13,560 --> 00:02:14,690
‫هـمـم.

19
00:02:15,110 --> 00:02:17,390
‫انگار یه‌چیزیش کمه.

20
00:02:17,390 --> 00:02:19,660
‫فقط با یه تیکه پارچه یه‌جورایی ناقصه، نه؟

21
00:02:19,660 --> 00:02:21,220
‫من که مشکلی ندارم.

22
00:02:21,220 --> 00:02:23,370
‫می‌تونی یکی از گیره‌های موی من رو برداری.

23
00:02:23,370 --> 00:02:26,570
‫شکل تار عنکبوته! خیلی نازه.

24
00:02:26,570 --> 00:02:27,700
‫اوه.

25
00:02:27,700 --> 00:02:31,420
‫در واقع، خودم یه گیره‌ی مو دارم. از این استفاده کن.

26
00:02:32,300 --> 00:02:35,710
‫عـــــه. مائومائو این که خیلی قشنگه.

27
00:02:35,710 --> 00:02:37,530
‫هدیه بوده.

28
00:02:38,070 --> 00:02:38,860
‫می‌گم،

29
00:02:40,250 --> 00:02:42,550
‫اگه ازت بخوام، می‌دیش به من؟

30
00:02:47,560 --> 00:02:48,400
‫نه‌خیر.

31
00:02:48,860 --> 00:02:49,890
‫خسیس.

32
00:02:50,530 --> 00:02:52,590
‫می‌تونم صداشو در نیارم،

33
00:02:52,590 --> 00:02:56,650
‫ولی جینشی-ساما به‌طرز وحشتناکی از روی ظاهر آدم می‌فهمه.

34
00:02:57,530 --> 00:03:03,620
‫البته، هنوز نمی‌دونم که اصلاً می‌تونم برگردم پایتخت یا نه.

35
00:03:06,220 --> 00:03:07,800
‫بفرما، تموم شد.

36
00:03:07,800 --> 00:03:08,810
‫ممنونم.

37
00:03:09,400 --> 00:03:12,460
‫جشنواره توی یه معبد بیرون از دهکده برگزار می‌شه.

38
00:03:13,000 --> 00:03:14,440
‫خیلی‌خب، بریم.

39
00:03:31,110 --> 00:03:35,800
‫شاید به‌خاطر نور مشعل‌ها باشه، ولی انگاری واقعاً یه دسته روباه روبه‌رومن.

40
00:03:40,290 --> 00:03:42,440
‫انگار که توی یه دنیای دیگه‌ایم، نه؟

41
00:03:42,440 --> 00:03:43,200
‫هـــوم.

42
00:03:43,590 --> 00:03:45,040
‫مرموزه، مگه نه؟

43
00:03:45,040 --> 00:03:46,100
‫می‌شه گفت.

44
00:03:46,850 --> 00:03:49,890
‫هرچند کسی که کنار منه، یه تانوکی سبزرنگه.

45
00:03:50,890 --> 00:03:55,970
‫چندنفر دیگه هم هستن، که مثل شیسویی دور چشم‌هاشونو سبز کردن.

46
00:03:55,970 --> 00:03:59,210
‫بیشترشون مردن. موندم یعنی معنی خاصی داره؟

47
00:04:02,980 --> 00:04:05,210
‫مثل اینکه امسال ملخ سبز زیاد شده.

48
00:04:05,210 --> 00:04:09,180
‫شنیدم برای همینه که امسال باید جشنواره رو درست‌و‌حسابی برگزار کنیم.

49
00:04:09,180 --> 00:04:10,640
‫هـــــوم.

50
00:04:10,640 --> 00:04:13,230
‫احتمالاً، برای دفع ارواح خبیث.

51
00:04:17,170 --> 00:04:19,790
‫توت‌های کاکُنه طعم خوبی ندارن ها.

52
00:04:19,790 --> 00:04:21,240
‫می‌دونم.

53
00:04:21,240 --> 00:04:23,950
‫سمی هم هستن. توی منطقه‌ی سرگرمی، روسپی‌ها-

54
00:04:23,950 --> 00:04:25,370
‫می‌دونم.

55
00:04:27,650 --> 00:04:28,580
‫زشته.

56
00:04:28,960 --> 00:04:30,220
‫شرمنده!

57
00:04:33,590 --> 00:04:35,980
‫معبد بالای این پله‌هاست.

58
00:04:36,540 --> 00:04:42,840
‫می‌دونستی؟ چرا خدایی که اینجا می‌پرستن یه روباهه
‫و به‌عنوان خدای برداشت خوب شناخته می‌شه؟

59
00:04:43,190 --> 00:04:44,470
‫نمی‌دونم.

60
00:04:44,770 --> 00:04:49,000
‫این منطقه یه زمانی محل زندگی گروه خاصی از مردم بوده.

61
00:04:51,030 --> 00:04:54,480
‫بعدش گروه دیگه‌ای از کشور دیگه‌ای از سمت غرب اومدن.

62
00:04:55,660 --> 00:04:59,420
‫بیشتر دهکده‌ها این تازه‌واردها رو بیرون کردن،

63
00:04:59,420 --> 00:05:02,740
‫ولی یه عده‌ی کمی قبولشون کردن.

64
00:05:03,370 --> 00:05:06,700
‫غربی‌ها اطلاعات ارزشمندی داشتن.

65
00:05:07,150 --> 00:05:09,500
‫مثل نحوه‌ی حاصل‌خیز کردن خاک.

66
00:05:09,500 --> 00:05:11,520
‫یا از بین بردن آفت‌ها.

67
00:05:12,060 --> 00:05:15,370
‫گمونم بعضی از اهالی دهکده ارزش اون‌ها رو درک کردن.

68
00:05:16,500 --> 00:05:21,530
‫ولی بعدش، بقیه هجوم آوردن و سعی کردن
‫زمین‌های حاصل‌خیز رو تصاحب کن.

69
00:05:22,860 --> 00:05:28,260
‫وقتی که این روند هی تکرار شد، کم‌کم دهکده‌شون رو به اعماق جنگل بردن.

70
00:05:29,730 --> 00:05:32,250
‫بی‌سروصدا، انگار که داشتن فرار می‌کردن.

71
00:05:39,190 --> 00:05:41,610
‫این خدای روباه قضیه‌ش چیه؟

72
00:05:41,970 --> 00:05:45,310
‫روباه نماد غربی‌هاست، همون‌هایی که اون دانش رو آوردن،

73
00:05:45,310 --> 00:05:47,200
‫و نیاکان این دهکده هم هستن.

74
00:05:47,940 --> 00:05:50,780
‫شنیدم که روباه‌های اینجا سفیدن.

75
00:05:50,780 --> 00:05:52,660
‫ماسک‌ها هم اولش سفید بودن، نه؟

76
00:05:53,400 --> 00:05:55,050
‫رنگ‌کردن ماسک‌ها...

77
00:05:55,050 --> 00:05:58,460
‫بیان‌گر اینه که تازه‌واردها این‌جا ساکن شدن و رنگ این منطقه رو به خودشون گرفتن.

78
00:05:59,170 --> 00:06:00,570
‫هـــــــوم.

79
00:06:01,690 --> 00:06:06,070
‫یعنی روباه سفید نماد رنگ‌پریدگیه؟

80
00:06:06,610 --> 00:06:09,350
‫و با ازدواج بین تبارها، رنگ‌ها تغییر کردن...

81
00:06:10,130 --> 00:06:10,680
‫هــــا؟

82
00:06:12,340 --> 00:06:14,950
‫یادمه اینو یه‌جایی شنیدم...

83
00:06:15,270 --> 00:06:20,210
‫بیشتر مردهای اینجا مشکل تشخیص رنگ دارن.

84
00:06:20,210 --> 00:06:21,070
‫عــه؟

85
00:06:21,070 --> 00:06:23,260
‫توی زن‌ها این موضوع کم‌تره.

86
00:06:24,660 --> 00:06:29,910
‫پس بگو... برای همینه که دور چشم‌ها رو به‌جای قرمز، سبز می‌کنن.

87
00:06:31,510 --> 00:06:32,670
‫حتی شیسوئی.

88
00:06:33,790 --> 00:06:36,210
‫اون مادر امپراتوری و اهالیش که به شهر اومده بودن.

89
00:06:36,210 --> 00:06:41,420
‫و مردم روباه سفید، که یه دهکده‌ی مخفی توی اعماق جنگل ساختن.

90
00:06:42,620 --> 00:06:47,340
‫هردوشون باید اهل همون گروهی باشن که از غرب اومده بودن...

91
00:06:54,270 --> 00:06:57,180
‫مائومائو، می‌تونی ماسکت رو بذاری اینجا.

92
00:06:57,960 --> 00:06:59,810
‫چه بلایی سر ماسک‌ها میاد؟

93
00:06:59,810 --> 00:07:02,100
‫یک‌سال نگهشون می‌دارن، و بعدش می‌سوزونیمشون.

94
00:07:03,650 --> 00:07:05,610
‫خیلی‌خب، بیا از اینور!

95
00:07:14,260 --> 00:07:17,790
‫بفرمایین غذا!

96
00:07:18,220 --> 00:07:20,000
‫غرفه‌ی غذا هم هست؟

97
00:07:19,400 --> 00:07:21,520
‫خیلی ممنون!

98
00:07:20,000 --> 00:07:22,570
‫اوهوم. می‌خوای چیزی بخوری؟

99
00:07:22,570 --> 00:07:24,130
‫اگه تو بخری، چرا که نه.

100
00:07:24,490 --> 00:07:26,670
‫پس نظرت در مورد گوشت کبابی چیه؟

101
00:07:27,900 --> 00:07:30,360
‫قورباغه و ملخ...

102
00:07:30,920 --> 00:07:32,820
‫مائومائو، از کدوم‌ها می‌خوای؟

103
00:07:32,820 --> 00:07:34,360
‫من که ملخ می‌خوام!

104
00:07:34,360 --> 00:07:37,060
‫ملخ‌ها این موقع سال حسابی چاق‌وچله و خوشمزه‌ان!

105
00:07:38,550 --> 00:07:40,390
‫من جوجه می‌خورم.

106
00:07:40,390 --> 00:07:41,390
‫قورباغه نمی‌خوای؟

107
00:07:41,910 --> 00:07:44,380
‫تا یه‌مدت دلم نمی‌خواد قورباغه‌ای ببینم...

108
00:07:46,310 --> 00:07:47,940
‫عجله کنین!

109
00:07:48,900 --> 00:07:51,420
‫تا حالا حشره نخورده بودی؟

110
00:07:51,420 --> 00:07:53,840
‫توی غرفه‌های غذای منطقه‌ی سرگرمی ندیده بودم.

111
00:07:58,570 --> 00:08:00,120
‫بهت گفتم کار زشتیه.

112
00:08:00,590 --> 00:08:04,090
‫آخ کوفتم شد، این‌یکی ملخ سبز بود!

113
00:08:04,090 --> 00:08:05,780
‫به نظرم که جفتشون شبیه همن.

114
00:08:05,780 --> 00:08:07,660
‫نه‌خیرم فرق می‌کنن!

115
00:08:08,660 --> 00:08:10,260
‫این‌ها خوشمزه‌ن.

116
00:08:11,530 --> 00:08:13,160
‫من که فرقشو نمی‌فهمم...

117
00:08:15,530 --> 00:08:17,690
‫ببین ببین، داخل معبد!

118
00:08:19,170 --> 00:08:20,140
‫یه بچه؟

119
00:08:20,640 --> 00:08:21,960
‫حتماً کیوئوـه.

120
00:08:21,960 --> 00:08:25,240
‫هرسال، یه بچه اون‌طوری نقش خدا رو بازی می‌کنه.

121
00:08:25,240 --> 00:08:26,020
‫عـــــه.

122
00:08:26,570 --> 00:08:31,220
‫حالا که فکرشو می‌کنم، اون فسقلی واقعاً طرح قشنگی روی ماسک کشید.

123
00:08:32,180 --> 00:08:35,610
‫هرچند، در عجبم که می‌تونه اون‌طوری بی‌حرکت بشینه.

124
00:08:35,610 --> 00:08:39,850
‫در طول شب نوبتی جاشون رو عوض می‌کنن.
‫همه دلشون می‌خواد داوطلب باشن.

125
00:08:40,730 --> 00:08:42,680
‫براشون خاطره‌ی خوبی هم می‌شه.

126
00:08:43,740 --> 00:08:46,250
‫فکر کنم وقتشه که نوبتشون رو عوض کنن.

127
00:08:46,250 --> 00:08:48,000
‫بریم اون پشت منتظر باشیم تا بیاد.

128
00:08:50,420 --> 00:08:52,460
‫اینجا رو ببینین!

129
00:08:53,490 --> 00:08:55,400
‫این چیه دیگه؟

130
00:08:55,400 --> 00:08:56,550
‫چی شده؟

131
00:08:56,550 --> 00:08:57,310
‫عـا.

132
00:08:57,310 --> 00:09:01,010
‫این خوشه‌ی برنج خالیه. همونیه که ریش‌سفید دهکده بهمون داد.

133
00:09:01,010 --> 00:09:04,980
‫زمین اون هیچ‌وقت محصول خوبی نمی‌ده.

134
00:09:04,980 --> 00:09:08,680
‫ریش‌سفیدم فقط از همون زمین بهمون برنج می‌ده. چه‌قدر خسیسه.

135
00:09:08,680 --> 00:09:09,480
‫ای بابا.

136
00:09:09,480 --> 00:09:11,850
‫خب، شاید سال دیگه بخت یارتون بود.

137
00:09:12,830 --> 00:09:14,410
‫این‌یکی کارتون رو راه میندازه؟

138
00:09:15,000 --> 00:09:16,740
‫عــه؟ مطمئنی؟

139
00:09:17,830 --> 00:09:19,910
‫ایول، ممنونم!

140
00:09:21,450 --> 00:09:22,480
‫ای نامرد!

141
00:09:22,480 --> 00:09:24,580
‫مائومائو، چه‌قدر خوبی تو.

142
00:09:24,580 --> 00:09:27,620
‫نه بابا. نگه‌داشتنش برام فایده‌ای نداشت.

143
00:09:28,190 --> 00:09:29,080
‫نه-چان!

144
00:09:30,840 --> 00:09:32,140
‫کارم چطور بود؟

145
00:09:32,140 --> 00:09:34,180
‫خیلی خوب بودی!

146
00:09:35,910 --> 00:09:38,860
‫کاش مادرم هم می‌تونست ببینه.

147
00:09:41,680 --> 00:09:44,560
‫یعنی با مادرش زندگی نمی‌کنه؟

148
00:09:45,180 --> 00:09:49,150
‫خیلی‌خب، بریم ماسک‌های سال قبل رو که دارن آتیش می‌زنن ببینیم.

149
00:10:02,240 --> 00:10:04,990
‫می‌گم، تو چه آرزویی کردی؟

150
00:10:04,990 --> 00:10:06,320
‫آرزو؟

151
00:10:06,320 --> 00:10:08,760
‫می‌گن وقتی که آرزوت رو روی یه ماسک می‌نویسی،

152
00:10:08,760 --> 00:10:12,250
‫همین‌طور که ماسک می‌سوزه آرزوت به آسمون‌ها می‌رسه و برآورده می‌شه.

153
00:10:12,250 --> 00:10:13,720
‫چیزی ننوشتی؟

154
00:10:13,720 --> 00:10:14,830
‫تازه الان خبردار شدم.

155
00:10:14,830 --> 00:10:18,510
‫مائومائو، فکر نمی‌کردم به خرافاتی مثل این باور داشته باشی.

156
00:10:18,890 --> 00:10:22,400
‫هیچم خرافات نیست! آرزوها واقعاً برآورده می‌شن!

157
00:10:22,400 --> 00:10:26,520
‫واسه همین کلی وقت گذاشتم ماسکم رو
‫با دقت نقاشی کردم و آرزوم رو نوشتم.

158
00:10:26,900 --> 00:10:28,140
‫چی نوشتی؟

159
00:10:28,550 --> 00:10:30,170
‫عمراً بگم!

160
00:10:30,170 --> 00:10:31,610
‫هرطور راحتی.

161
00:10:31,610 --> 00:10:33,020
‫ببینین، دارن میان!

162
00:10:42,060 --> 00:10:44,940
‫کیوئو، مگه نمی‌خواستی اون نقش رو بازی کنی؟

163
00:10:45,930 --> 00:10:49,930
‫من که دیگه بچه نیستم، برای همین گذاشتم بقیه انجامش بدن!

164
00:10:49,930 --> 00:10:51,500
‫چه‌قدر بزرگ شدی تو.

165
00:10:51,500 --> 00:10:53,090
‫چه تلاشی هم می‌کنه.

166
00:11:24,980 --> 00:11:27,140
‫کیوئو، ماسک تو هم بینشون بود؟

167
00:11:27,140 --> 00:11:28,540
‫نتونستم ببینم.

168
00:11:29,810 --> 00:11:32,020
‫امیدوارم که درست‌و‌حسابی بسوزه.

169
00:11:47,210 --> 00:11:52,310
‫آرزوهای برآورده نشده تا عمق آب فرو می رن تا تغذیه‌ی برداشت سال بعد بشن.

170
00:11:54,450 --> 00:11:59,480
‫حشرات هیچوقت توی زمستون جون سالم به در
‫نمی‌برن، فقط می‌تونن بچه‌هاشون رو به‌جا بگذارن.

171
00:12:09,530 --> 00:12:11,160
‫ما برگشتیم!

172
00:12:16,570 --> 00:12:19,420
‫برگشتین. شام می‌خورین؟

173
00:12:19,420 --> 00:12:20,720
‫می‌خوریم!

174
00:12:26,970 --> 00:12:28,660
‫جشنواره چطور بود؟

175
00:12:29,060 --> 00:12:33,310
‫خب... وقتی رسیدیم اون‌جا، کیوئو داخل بود و...

176
00:12:33,810 --> 00:12:34,990
‫چیه؟

177
00:12:36,250 --> 00:12:39,060
‫دیگه وقتشه به قولی که دادی عمل کنی.

178
00:12:39,500 --> 00:12:41,920
‫داروی احیاء رو می‌گی؟

179
00:12:41,920 --> 00:12:42,820
‫اوهوم.

180
00:12:43,120 --> 00:12:45,780
‫می‌فهمی الان توی چه موقعیتی هستی؟

181
00:12:47,370 --> 00:12:52,670
‫اساساً یه گروگانم، اما اصلاً محدودم نکردن.

182
00:12:52,670 --> 00:12:56,750
‫فکر می‌کنن اگه فکر فرار به سرم بزنه بی‌فایده‌ست؟ یا هدف دیگه‌ای دارن؟

183
00:12:57,510 --> 00:13:00,530
‫رفتار این دوتا باعث می‌شه یه عالمه سوال برام پیش بیاد.

184
00:13:00,530 --> 00:13:03,170
‫اما... چیزی که بیشتر از هرچیزی نگرانم می‌کنه...

185
00:13:04,330 --> 00:13:05,180
‫باشه.

186
00:13:05,180 --> 00:13:07,790
‫تاتوره و ماهی بادی بود؟! نسبتشون چیه؟!

187
00:13:08,460 --> 00:13:09,760
‫چیز دیگه‌ای هم بود؟

188
00:13:09,760 --> 00:13:11,770
‫مقدارش دقیقاً باید چقدر باشه؟!

189
00:13:11,770 --> 00:13:14,750
‫و اینکه، بعد از اینکه برگشتی اوضاع بدنت چطور بود؟

190
00:13:14,750 --> 00:13:17,650
‫چقدر طول کشید هوشیاریتو به‌دست بیاری؟ بلافاصله تونستی سرپا شی؟

191
00:13:18,940 --> 00:13:20,940
‫فکر نمی‌کنم تاتوره لازم باشه.

192
00:13:20,940 --> 00:13:21,780
‫نیست؟

193
00:13:22,190 --> 00:13:26,990
‫توی یه دستورساخت خارجی گنجونده شده بود، اما برای بیشتر کردن وضعیت نزدیک به‌ مرگه.

194
00:13:26,990 --> 00:13:31,920
‫احتمالاً اضافه‌ش کرده بودن تا آدما رو بیهوش کنن و بعد راحت‌تر بتونن به بردگی بگیرنشون.

195
00:13:31,920 --> 00:13:34,040
‫در اصل استفاده‌ی این دارو برای این کار بوده.

196
00:13:34,900 --> 00:13:39,790
‫من تونستم با همین ازش قسر در برم، اما
‫اگه خراب کنی، حافظه‌ت رو از دست می‌دی.

197
00:13:39,790 --> 00:13:43,390
برای اینکه روی آدم‌ها امتحان بشه، حالاحالاها جای کار‌ـــ

198
00:13:43,390 --> 00:13:44,710
‫لطفاً روی من امتحانش کن!

199
00:13:44,710 --> 00:13:46,360
‫روی تو امتحانش نمی‌کنم.

200
00:13:46,360 --> 00:13:48,420
‫چرا خب؟ تعارف نکن!

201
00:13:48,420 --> 00:13:49,760
‫مثلاً گروگانی...

202
00:13:51,190 --> 00:13:53,100
‫خدا رو شکر که با هم کنار میاین.

203
00:13:53,710 --> 00:13:56,990
‫نه اونه-چان نه مائومائو هیچ‌کدومتون دوستای زیادی ندارین.

204
00:13:56,990 --> 00:13:57,860
‫خفه شو.

205
00:13:57,860 --> 00:13:58,790
‫ساکت.

206
00:14:03,250 --> 00:14:05,450
‫با شیسوئی صمیمی هستین.

207
00:14:05,450 --> 00:14:06,850
‫این‌طور به‌نظر می‌رسه؟

208
00:14:06,850 --> 00:14:07,530
‫اوهوم.

209
00:14:08,200 --> 00:14:11,070
‫چیزای زیادی هست که می‌خوام در مورد شیسوئی بدونم، ولی...

210
00:14:11,520 --> 00:14:16,250
‫چرا منو آورد این‌جا؟ هدفش از همه‌ی این کارا چیه؟

211
00:14:17,770 --> 00:14:20,890
‫و اینکه... این دو نفر دقیقاً کی هستن؟

212
00:14:29,220 --> 00:14:32,180
‫ایـ ـ اینا همه‌ش... در مورد گیاهای داروییه؟

213
00:14:32,550 --> 00:14:34,810
‫آره. من می‌رم بیرون.

214
00:14:34,810 --> 00:14:38,360
‫بیرون نگهبان هست، فکر فرار به سرت نزنه.

215
00:14:40,990 --> 00:14:43,510
‫فکر نمی‌کنم اصلاً بهش فکر کنه.

216
00:14:43,510 --> 00:14:47,050
‫چرا انقدر مراقبتن؟ کاری کردی؟

217
00:14:50,660 --> 00:14:53,710
‫مائومائو، صبحونه سرد می‌شه ها.

218
00:14:53,710 --> 00:14:54,810
‫بعداً می‌خورم.

219
00:14:56,760 --> 00:14:59,210
‫اه، بسه دیگه!

220
00:14:59,560 --> 00:15:02,830
‫یالا، لباستو عوض کن... منم کمکت می‌کنم.

221
00:15:02,830 --> 00:15:07,200
‫وای چقدر تنبله. خیلی از خودراضیه.

222
00:15:07,200 --> 00:15:08,420
‫شبیه شنمِی-ساماـه.

223
00:15:09,230 --> 00:15:10,400
‫شنمِی؟

224
00:15:12,590 --> 00:15:13,890
‫خب... تموم شد؟

225
00:15:14,500 --> 00:15:17,740
‫کیوئو، تو ظرفا رو تمیز کن.

226
00:15:17,740 --> 00:15:19,390
‫عــــه؟!

227
00:15:21,590 --> 00:15:24,060
‫اون ارباب‌زاده‌ی یه خونواده‌ی ثروتمند نیست؟

228
00:15:24,710 --> 00:15:29,600
‫عاقبت هر رونقی کساده. از کجا معلوم تا همیشه بتونه ارباب باشه؟

229
00:15:29,600 --> 00:15:31,190
‫اینم حرفیه.

230
00:15:32,200 --> 00:15:35,010
‫مائومائو، گیر‌ه‌ی موی دیروزی کو؟

231
00:15:35,010 --> 00:15:36,670
‫کنار تختم.

232
00:15:36,670 --> 00:15:39,680
‫وای... انقدر سرسری می‌گیریش.

233
00:15:41,070 --> 00:15:46,320
‫این یه گیره‌ی مو اعلاءست، یکم بیشتر مراقبش باش وگرنه ازت می‌دزدنا.

234
00:15:46,320 --> 00:15:48,130
‫به‌نظرت خوب فروش می‌ره؟

235
00:15:48,130 --> 00:15:49,910
‫شاید خب، اما...

236
00:15:49,910 --> 00:15:53,870
‫نقوش پیچیده و همه‌چیزش باعث می‌شه خیلی نفیس به‌نظر بیاد.

237
00:15:53,870 --> 00:15:57,920
‫اگه کسی این‌کاره باشه می‌تونه با یه نگاه بفهمه کی سفارشش داده.

238
00:15:58,380 --> 00:16:00,300
‫پس گویا نمی‌تونم بفروشمش.

239
00:16:01,080 --> 00:16:05,000
‫با توجه به اینکه این جناب چقدر گیره، ممکنه آخر سر دوباره برگرده.

240
00:16:05,650 --> 00:16:08,620
‫باید دوباره به همون فلزی که بوده تبدیلش کنی.

241
00:16:08,620 --> 00:16:10,710
‫اونم حیفه خب.

242
00:16:12,340 --> 00:16:14,670
‫یه چیز دیگه هم لازمه.

243
00:16:18,870 --> 00:16:20,410
‫حالا خوب شد.

244
00:16:21,420 --> 00:16:23,180
‫خوب بلدی ها.

245
00:16:23,180 --> 00:16:26,240
‫معلومه. اگه لفتش بدم، کتک می‌خورم.

246
00:16:26,860 --> 00:16:27,790
‫کتک می‌خوری؟

247
00:16:28,190 --> 00:16:32,220
‫باید بلد باشم خوب ماساژ بدم، وگرنه آب داغ سمتم پرت می‌شه.

248
00:16:32,220 --> 00:16:34,250
‫برای همین زودی یاد گرفتم.

249
00:16:34,250 --> 00:16:37,610
‫ترسناکه که... عجب ارباب وحشتناکی داشتی.

250
00:16:38,310 --> 00:16:42,140
‫اینطور نیست... اون شخص مادرمه.

251
00:16:44,940 --> 00:16:49,480
‫مائومائو نمی‌خوام یه‌وقت توی دردسر بیفتی، پس یکم محتاط باش، باشه؟

252
00:16:50,430 --> 00:16:52,400
‫منم امروز باید برم.

253
00:17:16,760 --> 00:17:18,930
‫تا الان شیش ساعتی شده؟

254
00:17:23,470 --> 00:17:27,270
‫فوق‌العاده‌ست، تا بیرون از دهکده رو می‌تونم ببینم.

255
00:17:30,280 --> 00:17:33,780
‫فقط برنج اون‌جا برداشت نشده.

256
00:17:34,260 --> 00:17:36,520
‫یا در واقع... هنوز سبزه؟

257
00:17:36,940 --> 00:17:39,410
‫اون انبار برنجه کنارش؟

258
00:17:40,030 --> 00:17:41,280
‫راستی...

259
00:17:41,280 --> 00:17:45,210
‫زمین اون هیچوقت محصول خوبی نمی‌ده.

260
00:17:45,640 --> 00:17:49,580
‫اون همون زمینی‌ـه که داشتن در موردش حرف می‌زدن؟

261
00:17:49,580 --> 00:17:51,710
‫ولی... چه مربع تر تمیزیه.

262
00:17:52,200 --> 00:17:53,160
‫نکنه...

263
00:17:53,160 --> 00:17:54,300
‫نه-چان!

264
00:17:56,930 --> 00:17:58,820
‫داری چیکار می‌کنی؟

265
00:18:00,100 --> 00:18:03,290
‫یکم آروم‌تر درو باز کن خب.

266
00:18:00,520 --> 00:18:02,680
‫آخ آخ آخ!

267
00:18:04,560 --> 00:18:06,280
‫اینا رو بی‌خیال، آبجیم کو؟

268
00:18:06,280 --> 00:18:06,980
‫نمی‌دونم.

269
00:18:08,040 --> 00:18:10,980
‫می‌گم، تو می‌دونی اون ساختمون چیه؟

270
00:18:10,980 --> 00:18:14,930
‫ها؟ اون انبار قدیمی ریش‌سفید دهکده‌ست.

271
00:18:14,930 --> 00:18:19,460
‫یه جدیدشو ساختن که کف‌ـش مرتفعه تا موش نره داخلش،

272
00:18:19,460 --> 00:18:20,950
‫واسه همین گمونم اون دیگه استفاده‌ای نداره.

273
00:18:21,770 --> 00:18:22,680
‫هومم.

274
00:18:23,720 --> 00:18:25,590
‫می‌شه بریم اون‌جا؟

275
00:18:26,050 --> 00:18:28,410
‫ولی مگه مراقب تو نیستن؟

276
00:18:29,050 --> 00:18:31,160
‫هرچند فکر نمی‌کنم نشدنی باشه، ولی...

277
00:18:31,160 --> 00:18:32,880
‫واقعاً؟ چطوری؟

278
00:18:33,590 --> 00:18:36,880
‫کاریش نمی‌شه کرد. پس نشونت می‌دم.

279
00:18:36,880 --> 00:18:40,890
‫مسیر مخفیم که برای پیچوندن درس ازش استفاده می‌کنم.

280
00:18:41,390 --> 00:18:43,080
‫حقا که توله‌سگه.

281
00:18:56,790 --> 00:18:58,110
‫می‌خوای چیکار کنی؟

282
00:18:58,110 --> 00:19:00,860
‫می‌خوام از یه چیزی سر در بیارم.

283
00:19:01,210 --> 00:19:03,740
‫مواد مغذی این تیکه کافی نیست؟

284
00:19:03,740 --> 00:19:04,780
‫احتمالاً نه.

285
00:19:04,780 --> 00:19:06,240
‫از کجا می‌فهمی؟

286
00:19:07,240 --> 00:19:12,080
‫عرض اون پنجره و این بخش از برنجای نارس، یکیه.

287
00:19:12,740 --> 00:19:17,840
‫نوری که از اون پنجره میاد، کل شب فقط به این بخش از زمین می‌تابه.

288
00:19:18,200 --> 00:19:21,090
‫نور مانع از رشد می‌شه؟

289
00:19:21,090 --> 00:19:24,690
‫عموماً می‌گن گیاها توی نور خورشید مناسب رشد بهتری دارن، ولی...

290
00:19:24,690 --> 00:19:27,160
‫وقتی که گیاها مدام در معرض نور روشن باشن،

291
00:19:27,160 --> 00:19:29,220
‫گاهی‌اوقات مُخل رشدشون می‌‌شه.

292
00:19:29,220 --> 00:19:30,690
‫عــــه.

293
00:19:31,020 --> 00:19:32,980
‫شبیه به همین موضوع؛ با دستکاری کردن محیط...

294
00:19:32,980 --> 00:19:36,480
‫تونستم خارج از فصل گل‌ها رو پرورش بدم.

295
00:19:37,910 --> 00:19:40,170
‫گفتی این‌جا موش هست، درسته؟

296
00:19:40,170 --> 00:19:43,890
‫اوهوم. شنیدم هرچقدر تله گذاشتن هم فایده نداشته.

297
00:19:43,890 --> 00:19:46,780
‫پس یعنی یه منبع بی‌نهایت از موشه.

298
00:19:46,780 --> 00:19:52,710
‫سوئیری گفت... دارو برای اینکه روی آدم‌ها امتحان بشه، حالا حالاها جای کار داره.

299
00:19:53,630 --> 00:19:58,220
‫پس بگو... گویا روی حیوونای کوچیکی که شکارشون راحته امتحانشون کرده.

300
00:20:03,160 --> 00:20:04,670
‫عجب فسقلی دردسرسازیه.

301
00:20:06,610 --> 00:20:08,780
‫به نظرت چی داخله؟

302
00:20:08,780 --> 00:20:11,640
‫هومم... خب یه حدسایی دارم.

303
00:20:21,190 --> 00:20:23,070
‫اه، موشه که.

304
00:20:23,420 --> 00:20:26,280
‫پس این‌جا آزمایش‌هاشو انجام می‌ده.

305
00:20:26,280 --> 00:20:29,680
‫وای... دلم می‌خواد همه رو با خودم ببرم!

306
00:20:29,680 --> 00:20:32,100
‫نــه، الان وقت این‌ چیزا نیست!

307
00:20:32,100 --> 00:20:33,410
‫این چیه؟

308
00:20:35,170 --> 00:20:38,410
‫لوله‌های فلزی؟ چقدرم زیادن.

309
00:20:42,010 --> 00:20:43,380
همچین چیزی چرا این‌جاست؟

310
00:20:46,590 --> 00:20:48,510
‫انتظار اینو نداشتم.

311
00:20:49,170 --> 00:20:51,390
‫ای وای. این دیگه...

312
00:20:53,080 --> 00:20:55,300
‫یه کارآگاه تمام‌عیار ساخت فیفاست.

313
00:20:57,830 --> 00:21:02,720
‫همونیه که قاتل‌ها برای کشتن جینشی-ساما استفاده کردن...

314
00:21:10,160 --> 00:21:14,160
‫ای وای؟ چرا در بازه.

315
00:21:14,710 --> 00:21:17,070
‫یه نفر فراموش کرده قفلش کنه؟

316
00:21:17,070 --> 00:21:18,850
‫نه، غیرممکنه.

317
00:21:18,850 --> 00:21:22,880
‫ولی باز بود. کی مسئول قفل کردنش بود؟

318
00:21:23,270 --> 00:21:26,010
‫ای وای... شنمِی-ساما‌ـه...

319
00:21:26,510 --> 00:21:28,470
‫چقدر عجیب.

320
00:21:29,700 --> 00:21:32,280
‫مشکلی هست؟

321
00:21:32,280 --> 00:21:34,860
‫اون... همون سفیر اون‌موقعه؟

322
00:21:34,860 --> 00:21:38,350
‫نه، آیلا-ساما، مشکلی نیست.

323
00:21:38,760 --> 00:21:40,490
‫فقط توهم زدم.

324
00:21:54,040 --> 00:21:59,370
‫ولی گویا موشای کثیفی اومدن این‌جا.

325
00:22:00,660 --> 00:22:04,990
‫شـ ـ شنمِی-ساما...

326
00:22:06,770 --> 00:22:08,010
‫پس این...

327
00:22:09,720 --> 00:22:10,930
‫شنمِی‌ـه.

328
00:22:15,000 --> 00:22:25,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

329
00:23:45,060 --> 00:24:00,000
‫قسمت بعدی

330
00:23:57,160 --> 00:24:00,000
‫قسمـت

331
00:23:57,160 --> 00:24:00,000
‫قسمـت

332
00:23:57,160 --> 00:24:00,000
۴۴

333
00:23:57,160 --> 00:24:00,000
۴۴

334
00:23:57,160 --> 00:24:00,000
قلــعه

335
00:23:57,160 --> 00:24:00,000
قلــعه

336
00:23:57,290 --> 00:23:59,550
‫قسمت بعدی: «قلعه.»
