1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:31,360 --> 00:01:34,360
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

3
00:01:31,930 --> 00:01:32,780
‫ایناهاش.

4
00:01:34,910 --> 00:01:37,610
‫تو از گیره‌ی مو استفاده نمی‌کنی؟

5
00:01:38,010 --> 00:01:39,990
‫پس، ازش استفاده کن.

6
00:01:40,410 --> 00:01:43,470
‫بهش قول دادم، چاره‌ای نیست.

7
00:01:46,130 --> 00:01:47,960
‫اینجا رو ببینین، لومن-سان.

8
00:01:48,350 --> 00:01:52,800
‫خیلی گربه‌ی باهوشیه، اصلاً سر، دم یا دل و روده‌ی ماهی رو نمی‌خوره.

9
00:01:48,370 --> 00:01:52,380
‫قسمــــت

10
00:01:48,370 --> 00:01:52,380
‫قسمــــت

11
00:01:48,370 --> 00:01:52,380
۴۰

12
00:01:48,370 --> 00:01:52,380
۴۰

13
00:01:48,370 --> 00:01:52,380
کــیــنـــه‌تـــوز

14
00:01:48,370 --> 00:01:52,380
کــیــنـــه‌تـــوز

15
00:01:53,150 --> 00:01:56,510
‫خودم به شخصه، اون مزه‌ی تلخش رو دوست دارم.

16
00:01:56,860 --> 00:01:59,800
‫بهم یاد داد که غذا رو حیف‌و‌میل نکنم،

17
00:01:59,800 --> 00:02:02,470
‫ولی کی فکرشو می‌کرد ته‌مونده‌ی
‫غذای گربه رو بخوره آخه...

18
00:02:03,470 --> 00:02:05,690
‫از یه‌چیز، ده‌تا نکته یاد بگیر.

19
00:02:05,690 --> 00:02:08,730
‫فکر می‌کنم، پدرم بهترین پزشک این سرزمینه.

20
00:02:09,020 --> 00:02:11,820
‫ولی بازم توی منطقه‌ی سرگرمی زندگی فقیرونه‌ای داره.

21
00:02:11,820 --> 00:02:14,730
‫چون هیچ طمعی توی وجود بابا نیست.

22
00:02:15,250 --> 00:02:18,270
‫خانم کوچیک، داری چی درست می‌کنی؟

23
00:02:18,270 --> 00:02:20,990
‫برای فیتیله‌گذاری گیوکویو-ساما، بومادران درست می‌کنم.

24
00:02:20,990 --> 00:02:25,710
‫مائومائو، قبل‌از اینکه از چیزی استفاده کنی از گوئن-سان اجازه بگیر.

25
00:02:25,710 --> 00:02:26,910
‫چــشــم.

26
00:02:29,070 --> 00:02:30,920
‫بابا، قراره کل روز رو فقط چیز بنویسی؟

27
00:02:31,240 --> 00:02:34,590
‫آره. مثل اینکه امروز کسی به خدمات من نیازی نداره.

28
00:02:35,070 --> 00:02:39,090
‫پدرم برای خدمت توی دفتر پزشکی منصوب شده،
‫نه اینکه مستقیماً زیر نظر کاخ یشم باشه.

29
00:02:39,690 --> 00:02:42,090
‫احتمالاً این کار زیر سر جینشی-ساما بوده.

30
00:02:42,560 --> 00:02:47,600
‫الان توی کاخ اندرونی حداقل یه نفر دیگه هم فرزند امپراتور رو بارداره.

31
00:02:48,250 --> 00:02:49,640
‫که لیفا-ساماست.

32
00:02:50,450 --> 00:02:52,880
‫امیدوارم فرزند بعدیشون به سلامت بزرگ بشه.

33
00:02:53,720 --> 00:02:56,690
‫ولی اول باید سالم و سلامت به دنیا بیارنش.

34
00:02:57,310 --> 00:03:00,500
‫اگه بابا بتونه مراقب هردوتاشون باشه، خیالم راحت می‌شه.

35
00:03:01,240 --> 00:03:05,830
‫راستی، قضیه‌ی اینکه کاخ بلور یه گروه ندیمه‌ی جدید گرفته رو شنیدین؟

36
00:03:06,130 --> 00:03:09,420
‫می‌دونین که؟ منظورم بعداز رفتن ندیمه‌ی ارشد قبلیه.

37
00:03:09,420 --> 00:03:10,430
‫آره...

38
00:03:10,430 --> 00:03:15,040
‫شنیدم بیشترشون سن‌وسال بالایی دارن،
‫برای همین حال‌و‌هوای اونجا خیلی آروم‌تر شده.

39
00:03:15,040 --> 00:03:18,800
‫داشتن چندتا ندیمه‌ی باتجربه چیز خیلی خوبیه.

40
00:03:19,190 --> 00:03:21,890
‫بیشتر نیروهای کار کاخ اندرونی جوون‌ان.

41
00:03:21,890 --> 00:03:24,180
‫کم پیش میاد خانم‌های مسن ببینی.

42
00:03:24,780 --> 00:03:26,880
‫کاخ اندرونی مکانی برای تولد و بزرگ‌کردن...

43
00:03:26,880 --> 00:03:28,010
‫فرزند‌های امپراتورـه.

44
00:03:28,470 --> 00:03:30,600
‫ولی الان، سازوکارش اون‌طوری که باید انجام نمی‌شه.

45
00:03:31,130 --> 00:03:35,670
‫با توجه به تعداد فعلی بچه‌های امپراتور، این موضوع باید بهبود پیدا کنه.

46
00:03:35,670 --> 00:03:39,490
‫مطمئنم که پدرم تا الان متوجه این مشکل شده، ولی...

47
00:03:39,490 --> 00:03:41,980
‫هـمـم. فکر کنم تموم شد.

48
00:03:41,980 --> 00:03:43,200
‫بابا، این چیه؟

49
00:03:43,710 --> 00:03:47,930
‫چیزهایی که درحال‌حاضر توی کاخ اندرونی
‫باعث نگرانیم می‌شن رو نوشتم.

50
00:03:47,930 --> 00:03:48,950
‫ببینم، ببینم.

51
00:03:49,710 --> 00:03:51,910
‫لومن-سان، عجب دست‌خط زیبایی دارین.

52
00:03:52,600 --> 00:03:53,620
‫همینو فهمیدی فقط؟

53
00:03:53,970 --> 00:03:56,620
‫ولی نوشتارش یه‌جورایی بچه‌گونه‌ست.

54
00:03:56,620 --> 00:03:59,020
‫بهتر نیست یه‌مقدار رسمی‌تر بنویسین؟

55
00:03:59,020 --> 00:04:00,540
‫اشکالی نداره.

56
00:04:00,540 --> 00:04:04,760
‫هنوز افراد زیادی اینجا هستن که فقط
‫می‌تونن حروف و جملات ساده رو بخونن.

57
00:04:05,430 --> 00:04:09,220
‫که این‌طور. می‌خواد که ندیمه‌ها و کارگرها هم بتونن بخوننش.

58
00:04:09,610 --> 00:04:12,460
‫نظرت چیه؟ چیزی رو از قلم انداختم؟

59
00:04:12,460 --> 00:04:14,020
‫فکر می‌کنم بیشترش رو گفتین، ولی...

60
00:04:14,760 --> 00:04:19,480
‫گوئن-سان، خانواده‌تون کاغذ این اندازه‌ای هم می‌فروشن؟

61
00:04:19,980 --> 00:04:24,410
‫تیکه‌هایی مثل این رو می‌فرستن برای بازیافت
‫تا بتونن باهاش کاغذ جدید بیشتری بسازن.

62
00:04:25,010 --> 00:04:29,060
‫اگه این‌طوره، پس امکانش هست که با قیمت پایین‌تر تهیه‌ش کرد؟

63
00:04:29,060 --> 00:04:30,910
‫هوم، فکر می‌کنم بشه.

64
00:04:31,540 --> 00:04:34,840
‫مائومائو، اخیراً این اطراف یه مکتب ساختن، درسته؟

65
00:04:34,840 --> 00:04:35,420
‫اوهوم.

66
00:04:35,740 --> 00:04:38,890
‫پس، می‌شه بری و ازشون بپرسی که آیا می‌تونن...

67
00:04:38,890 --> 00:04:40,900
‫از این به عنوان تمرین برای نوشتن استفاده کنن؟

68
00:04:40,900 --> 00:04:45,720
‫آها. می‌خوای از دانش‌آموزها برای
‫تولید انبوه این اعلامیه استفاده کنی.

69
00:04:45,720 --> 00:04:47,480
‫امروز می‌رم می‌پرسم.

70
00:04:47,480 --> 00:04:49,430
‫هوم، دستت درد نکنه.

71
00:04:49,860 --> 00:04:54,440
‫مغزش مثل یه تاجر کار می‌کنه، نه می‌ذاره
‫نیروی انسانی هدر بره، نه کالایی که داره.

72
00:04:55,250 --> 00:04:59,490
‫فقط نمی‌فهمم چرا همچین ذکاوتی رو برای
‫بهبود وضعیت زندگی خودش به‌کار نمی‌گیره؟

73
00:05:00,900 --> 00:05:03,610
‫خب، بومادران منم آماده شد، پس رفع زحمت می‌کنم.

74
00:05:04,350 --> 00:05:08,010
‫راستی، یه‌مقدار الکل هم برای ضدعفونی‌کردن کاخ یشم می‌برم.

75
00:05:08,010 --> 00:05:08,870
‫راحت باش.

76
00:05:10,410 --> 00:05:13,830
‫و اینکه، یه‌چیزی هم برای رفع خستگی...

77
00:05:14,690 --> 00:05:18,540
‫گیوکویو-ساما گفت این روزها خیلی زود خسته می‌شه.

78
00:05:21,200 --> 00:05:22,860
‫بس کن، پاره‌ش می‌کنی ها.

79
00:05:22,860 --> 00:05:25,420
‫چی شده، مائومائو؟ چه سروصدایی راه انداختی.

80
00:05:25,990 --> 00:05:27,430
‫شاید این‌ها رو می‌خواد.

81
00:05:29,390 --> 00:05:30,920
‫از این خبرها نیست.

82
00:05:32,440 --> 00:05:35,260
‫خب، بعدش چیکار کنیم...

83
00:05:35,700 --> 00:05:37,900
‫اول برم کار مکتب رو انجام بدم؟

84
00:05:38,620 --> 00:05:42,780
‫احتمالاً رفتن سراغ جینشی-ساما خیلی وقت می‌گیره.

85
00:05:45,420 --> 00:05:50,200
‫اینم با خودم آوردم، ولی آخرین‌باری که ازش استفاده کردم...

86
00:05:50,530 --> 00:05:55,020
‫عــــا! این همون گیره‌ی مویی نیست که
‫توی ضیافت باغ از جینشی-ساما گرفتی؟

87
00:05:55,020 --> 00:05:56,710
‫چی شد یهویی تصمیم گرفتی ازش استفاده کنی؟!

88
00:05:57,970 --> 00:05:59,320
‫باشه واسه بعداً.

89
00:06:01,490 --> 00:06:02,720
‫این که...

90
00:06:03,510 --> 00:06:05,210
‫دست‌خط لومن‌ـه.

91
00:06:05,210 --> 00:06:06,730
‫چه خوب تشخیصش دادین.

92
00:06:07,230 --> 00:06:11,220
‫اون قدیم‌ها، همیشه می‌گفتیم اگه از دست‌خطش رو تقلید کنیم...

93
00:06:11,220 --> 00:06:15,100
‫راحت‌تر می‌تونیم آزمون خدمات دولتی رو قبول بشیم، برای همین تمرین می‌کردیم.

94
00:06:15,610 --> 00:06:18,090
‫اون استعدادش رو داشت که یه مقام رسمی دولتی بشه،

95
00:06:18,090 --> 00:06:24,190
‫ولی به‌جاش، چون دلش به‌حال بچه‌های بیمار بی‌سرپناه می‌سوخت، پزشک شد.

96
00:06:24,440 --> 00:06:27,880
‫راستش، الان برگشتن به کاخ اندرونی.

97
00:06:27,880 --> 00:06:30,460
‫اوه، خبرش رو نشنیده بودم.

98
00:06:31,470 --> 00:06:34,080
‫امروز شائولان نیومده؟

99
00:06:34,490 --> 00:06:39,490
‫این روزها سرش حسابی شلوغه،
‫چون دوره‌ی خدمتش داره تموم می‌شه،

100
00:06:39,490 --> 00:06:41,040
‫و قضیه‌ اون خواجه‌ی جوون هم هست.

101
00:06:41,420 --> 00:06:43,540
‫یه خواجه‌ی جوون، هــا...

102
00:06:44,100 --> 00:06:49,840
‫می‌دونم که این اطراف اتفاق هیجان‌انگیزی نمی‌افته،
‫ولی یعنی این‌قدر چیز خاصیه این قضیه؟

103
00:06:49,840 --> 00:06:51,050
‫منظورتون چیه؟

104
00:06:51,530 --> 00:06:55,440
‫خب، می‌گن توی نواحی جنوبی، حضور خواجه‌های جوون...

105
00:06:55,440 --> 00:06:58,670
‫باعث شده که بانوان درباری روی کارشون تمرکز نداشته باشن.

106
00:06:58,670 --> 00:07:01,310
‫برای همین، چندتا از این خواجه‌ها رو فرستادن سمت شمال.

107
00:07:01,650 --> 00:07:06,280
‫شنیدم که بانوان درباری توی درمانگاه از کمک مردها استقبال کردن.

108
00:07:06,280 --> 00:07:07,860
درمانگاه، ها؟

109
00:07:08,990 --> 00:07:12,640
‫گمونم شنلو-ساما یه کوه کار برای این خواجه‌های جوون داشته باشه.

110
00:07:13,240 --> 00:07:15,230
‫خب، امروز چه کمکی از دستم برمیاد؟

111
00:07:15,230 --> 00:07:16,160
‫اوه، راستی.

112
00:07:16,670 --> 00:07:19,130
‫پدرخوانده‌م می‌خواست از متنی که نوشته...

113
00:07:19,130 --> 00:07:22,370
‫به‌عنوان نمونه برای تمرین نوشتن دانش‌آموزها استفاده کنین.

114
00:07:22,720 --> 00:07:24,610
‫خودش کاغذش رو هم تهیه می‌کنه.

115
00:07:24,610 --> 00:07:29,760
‫هــاهــا. می‌خواد ازش نسخه‌های زیادی بزنه،
‫تا اون‌ها رو همه‌جا بچسبونه.

116
00:07:29,760 --> 00:07:30,380
‫بله.

117
00:07:30,920 --> 00:07:34,620
‫اون قدیم‌ها هم چیزهایی مشابه همین می‌نوشت.

118
00:07:34,620 --> 00:07:39,930
‫اون‌موقع‌ها همه‌ی کارها رو خودش انجام می‌داد،
‫برای همین مجبور می‌شدم کمکش کنم.

119
00:07:40,600 --> 00:07:44,440
‫خودمون دوتا، می‌نوشتیم و می‌نوشتیم،
‫که بچسبونیم‌شون به درودیوار کاخ اندرونی...

120
00:07:45,180 --> 00:07:50,600
‫فکر کنم وقتی پا به سن گذاشت، یاد گرفت
‫که چطوری زیرکانه بقیه‌ی افراد رو به‌کار بگیره.

121
00:07:51,890 --> 00:07:55,650
‫پس یعنی، قبلاً هم اعلامیه می‌چسبوندین؟

122
00:07:55,650 --> 00:07:59,240
‫آره، مربوط به زمانیه که لومن به‌عنوان پزشک اینجا مشغول بود،

123
00:07:59,240 --> 00:08:01,210
‫می‌شه گفت بیشتر از ۲۰ سال پیش.

124
00:08:02,060 --> 00:08:04,960
‫هرجای کاخ اندرونی رو می‌رفتی، یه‌دونه‌ش بود.

125
00:08:05,720 --> 00:08:08,540
‫«از پودرهای سفید‌کننده‌ی حاوی سرب استفاده نکنید،

126
00:08:08,540 --> 00:08:13,630
‫از عطرهای تند استفاده نکنید، بدون اجازه
‫گیاهان کاخ اندرونی را نچینید...»

127
00:08:13,630 --> 00:08:17,430
‫هوم، مضمونش تقریباً همونه که بود.

128
00:08:18,380 --> 00:08:22,110
‫با این یکی بوده...؟ چرا یه حس بدی دارم؟

129
00:08:23,160 --> 00:08:25,020
‫بعداً کاغذها رو میارم!

130
00:08:26,050 --> 00:08:26,770
‫هـوم.

131
00:08:28,480 --> 00:08:31,530
‫بابا حتماً از سر دل‌سوزی اون اعلامیه‌ها رو زده بوده.

132
00:08:32,280 --> 00:08:37,540
‫علاوه‌بر اون، به کسایی هم که نیت بدی دارن،
‫کمک می‌کنه با مواد مضر آشنا بشن.

133
00:08:38,170 --> 00:08:42,190
‫اکثریت نیروی کار کاخ اندرونی هر دوسال یه‌بار عوض می‌شن.

134
00:08:42,190 --> 00:08:45,460
‫وقتی امپراتور فقید فوت شد، همنشین‌ها هم عوض شدن.

135
00:08:45,900 --> 00:08:49,950
‫پس کی ممکنه از اعلامیه‌های اون زمان خبر داشته باشه؟ که اون...

136
00:08:50,700 --> 00:08:51,710
‫عذر می‌خوام.

137
00:08:52,770 --> 00:08:53,620
‫عه‌وا.

138
00:08:54,870 --> 00:08:56,640
‫همون دختره از کاخ یشمی.

139
00:08:56,970 --> 00:08:58,300
‫شنلو-ساما.

140
00:08:58,840 --> 00:09:00,460
‫حالت خوب نیست؟

141
00:09:00,460 --> 00:09:01,520
‫عـــا، نه...

142
00:09:01,950 --> 00:09:05,450
‫سر بحث رو باز کنم؟ ولی چطوری...

143
00:09:05,450 --> 00:09:06,140
‫اوه!

144
00:09:07,590 --> 00:09:11,610
‫می‌گم، این الکل‌ـه. تقطیر شده و خیلی هم قویه،

145
00:09:11,890 --> 00:09:13,490
‫برای ضدعفونی‌کردن جواب می‌ده.

146
00:09:13,490 --> 00:09:15,900
‫اشکالی نداره که بدیش به ما؟

147
00:09:15,900 --> 00:09:18,680
‫نه، خیلی ازش درست کردم.

148
00:09:18,680 --> 00:09:21,710
‫خیلی ممنون. اجازه بده یکم چای درست کنم.

149
00:09:25,930 --> 00:09:30,600
‫راستی، کارکنان این درمانگاه خیلی ماهر به‌نظر میان.

150
00:09:30,600 --> 00:09:31,840
‫منظورت چیه؟

151
00:09:32,220 --> 00:09:35,390
‫مدت خدمت کارکنان کاخ اندرونی حدود دو ساله،

152
00:09:35,390 --> 00:09:37,760
‫ولی به‌نظر میاد نیروهای اینجا حضور طولانی‌تری دارن.

153
00:09:38,300 --> 00:09:40,470
‫ماها صرفاً پیریم.

154
00:09:41,130 --> 00:09:43,500
‫با فرض اینکه توی ده یا بیست‌سالگی وارد کاخ شده باشن...

155
00:09:43,500 --> 00:09:48,400
‫باید دلیلی وجود داشته باشه که بیشتر از
‫بیست‌سال توی کاخ اندرونی موندن.

156
00:09:49,990 --> 00:09:52,420
‫ما هم زمانی جوون بودیم.

157
00:09:52,900 --> 00:09:55,600
‫من از ده‌سالگی وارد کاخ اندرونی شدم.

158
00:09:56,310 --> 00:10:00,370
‫بقیه‌ی بانوان درباری هم توی همون سن مشغول شدن.

159
00:10:01,330 --> 00:10:06,010
‫توی کاخ اندرونی فعلی،
‫دیگه دخترای کم‌سن‌وسال رو استخدام نمی‌کنن.

160
00:10:06,010 --> 00:10:08,370
‫ولی، توی دوره‌ی امپراتور فقید...

161
00:10:08,850 --> 00:10:14,370
‫امپراتور کم‌سن‌ترین دختران رو انتخاب می‌کردن،
‫و یکی بعد از دیگری بکارتشون رو می‌گرفتن.

162
00:10:14,370 --> 00:10:19,090
‫دخترها عمرشون رو توی کاخ می‌گذروندن،
‫و حق ترک کردن قصر رو نداشتن.

163
00:10:19,460 --> 00:10:21,380
‫وقتی که امپراتور روی کسی دست بذاره،

164
00:10:21,380 --> 00:10:24,310
‫حتی اگه صرفاً یه بانوی درباری باشه،
‫دیگه نمی‌تونه از کاخ اندرونی بره.

165
00:10:25,080 --> 00:10:28,510
‫اون بیرون دیگه کسی نیست که چشم‌به‌راه برگشتن ما باشه.

166
00:10:28,510 --> 00:10:32,310
‫نه الان و نه تا صد سال دیگه.

167
00:10:33,000 --> 00:10:33,700
‫آه...

168
00:10:34,410 --> 00:10:35,570
‫که این‌طور.

169
00:10:36,710 --> 00:10:39,290
‫کاخ اندرونی. امپراتور.

170
00:10:39,290 --> 00:10:43,050
‫و همنشین‌هایی که مورد توجه امپراتور قرار می‌گیرن.

171
00:10:43,590 --> 00:10:46,280
‫اینجا جاییه که تمام کینه‌توزی‌ها علیه‌شون سرچشمه‌ گرفتن.

172
00:10:48,050 --> 00:10:52,750
‫قبلاً، شنلو نگران ندیمه‌ای بود که توی کاخ بلور مریض شده بود،

173
00:10:52,750 --> 00:10:54,400
‫و ازم خواست که جویای احوالش بشم.

174
00:10:54,920 --> 00:10:58,370
‫اون‌موقع، با خودم فکر کردم که صرفاً
‫یه بانوی درباری دلسوز و حواس‌جمعه.

175
00:10:58,370 --> 00:10:59,340
‫ولی...

176
00:10:59,840 --> 00:11:05,000
‫احتمالاً کسی که به شین، ندیمه‌ی ارشد کاخ بلور،
‫یاد داد که چطوری داروی سقط جنین درست کنه،

177
00:11:05,000 --> 00:11:06,350
‫خود شنلو بوده.

178
00:11:07,130 --> 00:11:11,980
‫نکنه از طریق اون ندیمه‌ی مریض، غیرمستقیم پیغامش رو رسونده باشه...

179
00:11:14,550 --> 00:11:17,230
‫سرفه‌هام بند نمیان.

180
00:11:17,230 --> 00:11:18,570
‫بذار ببینم.

181
00:11:19,020 --> 00:11:21,950
‫می‌گم، واگیردار که نیست؟

182
00:11:21,950 --> 00:11:23,780
چیزی نگرانت می‌کنه؟

183
00:11:24,080 --> 00:11:26,740
‫نمی‌خوام خدایی‌ناکرده لیفا-ساما مریض بشن.

184
00:11:27,390 --> 00:11:31,550
‫احتمالش هست که باردار باشن.

185
00:11:31,550 --> 00:11:32,420
‫عــه.

186
00:11:32,780 --> 00:11:35,680
‫اینو به ندیمه‌ی ارشدشون، شین-ساما بده.

187
00:11:35,680 --> 00:11:37,090
‫چیه؟

188
00:11:37,410 --> 00:11:39,620
‫چیزایی که برای زنان باردار مضره.

189
00:11:39,620 --> 00:11:42,590
‫بعضی‌هاشون ممکنه در صورت ترکیب، باعث سقط جنین بشه.

190
00:11:43,510 --> 00:11:46,160
‫این اطلاعات حتماً به درد لیفا-ساما می‌خوره.

191
00:11:47,370 --> 00:11:50,760
‫به اشتراک گذاشتن اطلاعات برای جلوگیری از حادثه‌ای...

192
00:11:50,760 --> 00:11:53,460
‫می‌تونه اطلاعاتی در مورد چیزهایی که سم دارن،
‫در اختیار افرادی بذاره که نیت شری دارن.

193
00:11:54,710 --> 00:11:59,030
‫اگه همون‌موقع کاروانی هم بیاد که اون چیزها رو مهیاء کنه،

194
00:12:00,010 --> 00:12:01,940
‫معلومه که می‌رن سراغش.

195
00:12:03,160 --> 00:12:05,090
‫چرا فروختنش؟

196
00:12:05,090 --> 00:12:10,660
‫شاید بانوهای درباری درمانگاه به بازرگان‌ها گفتن که چه عطری می‌خوان.

197
00:12:11,220 --> 00:12:14,910
‫نمی‌دونم توی اتفاقاتی که تا الان رخ داده نقشی داشته یا نه.

198
00:12:14,910 --> 00:12:17,280
‫حتی اگه به یه سوء قصد به جان تمام و کمال تبدیل نشده باشه هم،

199
00:12:17,280 --> 00:12:21,480
‫حتماً بیزاری توی کاخ اندرونی، رفته رفته به کینه تبدیل شده.

200
00:12:24,550 --> 00:12:26,600
‫به حرف بیارمش...؟

201
00:12:27,340 --> 00:12:28,780
‫چیزی شده؟

202
00:12:29,280 --> 00:12:31,080
‫چیزی نیست.

203
00:12:31,080 --> 00:12:33,520
‫که این‌طور. پس مشکلی نیست.

204
00:12:34,350 --> 00:12:36,440
‫نه، نباید کاری بکنم.

205
00:12:36,440 --> 00:12:38,360
‫مدرک یا شاهدی هم که ندارم.

206
00:12:38,360 --> 00:12:40,570
‫نمی‌خوام تهمت ناروا بزنم.

207
00:12:40,570 --> 00:12:45,080
‫این‌جا تنها جاییه که یه کارگر بیمار می‌تونه یه درمان قابل ‌اعتماد دریافت کنه.

208
00:12:45,080 --> 00:12:46,360
‫نمی‌خوام اینجا هم از بین بره.

209
00:12:46,890 --> 00:12:50,270
‫تنها کاری که از من بر میاد اینه که بذر کینه رو...

210
00:12:50,270 --> 00:12:53,220
‫قبل از اینکه دامن‌گیر شخص دیگه‌ای بشه، از بین ببرم.

211
00:12:53,220 --> 00:12:53,790
‫ببخشید...

212
00:12:54,850 --> 00:12:57,210
‫ببخشید، وقتتونو گرفتم.

213
00:12:59,470 --> 00:13:02,600
‫اگه کتابی نظرتو جلب کرده می‌تونی با خودت ببریش.

214
00:13:02,600 --> 00:13:04,320
‫فقط حتماً برش گردون.

215
00:13:05,160 --> 00:13:06,890
‫چقدر زیادن.

216
00:13:07,470 --> 00:13:11,060
‫گاهی‌اوقات آدما به این قفسه کتاب اضافه می‌کنن.

217
00:13:11,450 --> 00:13:13,560
‫همون برگردوندنشون کفایت می‌کنه.

218
00:13:14,230 --> 00:13:16,890
‫این کتاب خیلی خوبی در مورد حشراته.

219
00:13:16,890 --> 00:13:20,070
‫آره، اینم یکی از هموناست که بی‌خبر از من اضافه شده.

220
00:13:20,610 --> 00:13:22,820
‫گمونم حدود یه ماه پیش بود.

221
00:13:26,380 --> 00:13:27,280
‫این...

222
00:13:27,900 --> 00:13:31,540
‫یک ماه پیش، می‌شه زمانی که برای سفراء ویژه ضیافت برگزار شد.

223
00:13:32,040 --> 00:13:33,300
‫راستی...

224
00:13:33,300 --> 00:13:35,490
‫این‌جا واقعاً خیلی خوبه.

225
00:13:35,490 --> 00:13:38,290
‫یه عالمه حشره این‌جا هست که تا الان فقط توی کتابا دیدمشون.

226
00:13:38,700 --> 00:13:42,050
‫این کتاب... شیسویی آوردتش؟

227
00:13:42,430 --> 00:13:46,550
‫ولی یه دختر ندیمه... از کجا همچین کتاب گرونی آورده؟

228
00:13:48,040 --> 00:13:53,090
‫وقتی هم که شیسویی داشت نقاشی حشرات
‫رو می‌کشید، از یه دفتر ساخته شده از کاغذ استفاده کرد.

229
00:13:53,090 --> 00:13:57,560
‫بعدم خوندن و نوشتن بلده. چرا باید یه ندیمه باشه؟

230
00:13:59,430 --> 00:14:02,680
‫شنلو، در مورد این یکی باید حواست جمع باشه.

231
00:14:03,020 --> 00:14:07,680
‫صدایی که برای برخلاف معمول برای یه مرد بلنده و برای یه زن آروم.

232
00:14:08,340 --> 00:14:10,530
‫کوتاه‌تر از یه مرد عادی،

233
00:14:11,230 --> 00:14:13,290
‫اما بلندتر از یه زن عادی.

234
00:14:13,830 --> 00:14:19,790
‫یه شخص زیبا، که توجه بانوان دربار رو به خودش جلب می‌کنه...

235
00:14:21,790 --> 00:14:23,120
‫سوئیری...

236
00:14:25,580 --> 00:14:29,970
‫شنلو، اون از صحبت یکم‌پیشتون فهمید چیکار کردی.

237
00:14:31,960 --> 00:14:33,970
‫مثل همیشه سرت خوب کار می‌کنه.

238
00:14:34,400 --> 00:14:37,010
‫به لطف تو بود که دفعه‌ی قبلی نتونستم یه جنازه بشم.

239
00:14:37,010 --> 00:14:41,900
‫جیغ بزنم؟ یا ظرف الکل رو پرت کنم و فرار کنم؟

240
00:14:41,900 --> 00:14:45,280
‫بهتره فکری به سرت نزنه. تکون بخوری زدمت.

241
00:14:45,640 --> 00:14:49,150
‫اگه این‌جا منو بکشی، فوراً پیدات می‌کنن.

242
00:14:49,570 --> 00:14:51,960
‫اگه به من باشه می‌خوام در آرامش تمومش کنم.

243
00:14:54,250 --> 00:14:56,620
‫عوارض جانبی داروی احیاءـه؟

244
00:14:57,750 --> 00:14:59,960
‫بعد از سوء قصد توی مراسم،

245
00:14:59,960 --> 00:15:04,400
‫تو وانمود کردی سم خوردی و مردی.

246
00:15:05,500 --> 00:15:10,350
‫حتماً اینکه برای مدتی توی شرایطی
‫نزدیک به مرگ بودی، بهت آسیب زده.

247
00:15:11,020 --> 00:15:14,720
‫خب که چی؟ می‌خوای بفهمی هدفم چیه؟

248
00:15:15,130 --> 00:15:16,510
‫خیال کردی گوش می‌دم؟

249
00:15:16,820 --> 00:15:17,720
‫گوش میدی!

250
00:15:20,480 --> 00:15:21,700
‫شیسویی!

251
00:15:21,700 --> 00:15:24,520
‫می‌دونستم. کتاب یکم پیش برای شیسویی بود.

252
00:15:25,080 --> 00:15:26,900
‫ببخشید، مائومائو...

253
00:15:27,260 --> 00:15:29,530
‫برات مهمه این دختره زنده بمونه یا بمیره؟

254
00:15:30,400 --> 00:15:31,920
‫چی می‌خوای؟

255
00:15:31,920 --> 00:15:34,370
‫می‌خوام باهام به بیرون از کاخ اندرونی بیای.

256
00:15:34,370 --> 00:15:37,540
‫از کاخ اندرونی برم؟ همچین چیزی...

257
00:15:37,540 --> 00:15:42,210
‫ممکنه. و تو هم حتماً دنبال من میای.

258
00:15:44,650 --> 00:15:49,170
‫دوست نداری بدونی اون داروی احیاء چطوری ساخته می‌شه؟

259
00:15:52,580 --> 00:15:55,140
‫چه خبره...

260
00:15:56,060 --> 00:15:58,700
‫واقعاً نمی‌شه با سوئیری رو دست‌ِ کم گرفت.

261
00:16:02,910 --> 00:16:06,780
‫در قصر دو جانور وجود دارد، یکی در شرق و یکی در غرب.

262
00:16:06,780 --> 00:16:10,320
‫در مقر نظامی واقع در شرق، یک جانور.

263
00:16:10,840 --> 00:16:14,030
‫و در بخش غربی که به اداری شناخته می‌شود، یکی دیگر.

264
00:16:14,600 --> 00:16:16,590
‫به عبارتی، فرمانده‌ی کل...

265
00:16:16,590 --> 00:16:20,440
‫لاکان، یک مقام عالی‌رتبه روباه بخش شرقی.

266
00:16:20,440 --> 00:16:22,740
‫و وزنه‌ی سنگین سیاسی از دوران حکومت امپراتور فقید،

267
00:16:22,740 --> 00:16:27,040
‫حاکم شیهوکو-شو، شیشو... تانوکی بخش غربی هستن.

268
00:16:22,740 --> 00:16:27,040
تانوکی؛ یک نوع راکون ژاپنی

269
00:16:27,500 --> 00:16:28,800
‫چطور می‌تونیم کمکتون کنیم؟

270
00:16:29,180 --> 00:16:32,490
‫خب، موضوع اینه که برادر کوچکتر امپراتوری...

271
00:16:32,490 --> 00:16:34,780
‫بعد از یک ماه به شورای دربار ملحق شدن.

272
00:16:34,780 --> 00:16:37,470
‫گفتم بعدش یه چایی با هم صرف کنیم.

273
00:16:37,960 --> 00:16:42,380
‫گفتم شاید فرصت مناسبی باشه تا بالأخره شیشو-دونو رو هم دعوت کنم.

274
00:16:42,380 --> 00:16:44,980
‫ها، منم؟

275
00:16:45,630 --> 00:16:49,150
‫متأسفانه هیچ داستان سرگرم‌کننده‌ای در خور صرف چای برای تعریف کردن ندارم.

276
00:16:51,470 --> 00:16:53,860
‫گفتن تشریف میارن.

277
00:16:53,860 --> 00:16:57,390
‫در اون‌صورت، نظرتون چیه به حیاط مرکزی بریم؟

278
00:16:59,610 --> 00:17:02,830
‫مشخصه که پاییز دیگه از راه رسیده.

279
00:17:03,470 --> 00:17:08,080
‫ظروف نقره آوردم... نیازی به پیش‌مرگ ندارین.

280
00:17:15,950 --> 00:17:17,720
‫فرمودن خوشمزه‌ست.

281
00:17:19,470 --> 00:17:22,990
‫لاکان-دونو، چیزی هست که می‌خواین در موردش صحبت کنین.

282
00:17:23,670 --> 00:17:25,920
‫سوء قصد پیشین توی شیهوکو-شو...

283
00:17:25,920 --> 00:17:28,740
‫به جان برادر کوچکتر امپراتوری رو که خاطرتون هست؟

284
00:17:28,740 --> 00:17:33,150
‫تحقیقاتمون به چیزهای خیلی جالبی رسید.

285
00:17:35,010 --> 00:17:37,410
‫این... شماتیک فیفاست‌؟!

286
00:17:37,980 --> 00:17:42,120
‫خبر دارین این چیه، شیشو-دونو؟

287
00:17:43,400 --> 00:17:45,460
‫این چیه؟

288
00:17:45,880 --> 00:17:50,170
‫این سلاحیه که آدم‌کش‌ها در اختیار داشتن. درست عرض می‌کنم؟

289
00:17:52,730 --> 00:17:54,960
‫عذر می‌خوام. ادامه بدین.

290
00:17:54,960 --> 00:17:58,700
‫ما گرفتیمش و شماتیکش رو کشیدیم.

291
00:17:58,700 --> 00:18:01,090
‫گویا آخرین مدل توسعه‌یافته توی غربه.

292
00:18:01,090 --> 00:18:06,230
‫این‌جا بالای چکشک، به‌جای فتیله یه‌طور سنگ چخماق بود.

293
00:18:06,540 --> 00:18:10,400
‫تعداد دفعاتی که گلوله توش در نمیره، کمتره و طراحیش ساده‌تر از انتظاره.

294
00:18:10,400 --> 00:18:13,520
‫واقعاً که تحسین برانگیزه.

295
00:18:13,520 --> 00:18:19,650
‫بله. اگه بشه در تعداد انبوه تولیدش کرد،
‫می‌تونه شکل و شمایل میدان جنگ رو تغییر می‌ده.

296
00:18:19,650 --> 00:18:22,870
‫چینش‌های فشرده‌تر رو ممکن می‌‌کنه، و سفر رو هم آسون‌تر.

297
00:18:23,180 --> 00:18:25,770
‫اینکه همچین چیزی دست یه مشت مزدور بوده...

298
00:18:25,770 --> 00:18:28,860
‫که به دنبال کشتن برادر کوچکتر امپراتوری بودن...

299
00:18:28,860 --> 00:18:33,130
‫یعنی چطوری همچین چیزی به دستشون رسیـــــده؟

300
00:18:36,750 --> 00:18:38,860
‫چی بگــــم؟

301
00:18:41,180 --> 00:18:44,680
‫اینو شما باید بفهمین، درسته؟

302
00:18:44,680 --> 00:18:49,760
‫بله صحیح، ای بابا ولی خوردیم به بن‌بست.

303
00:18:49,760 --> 00:18:52,970
‫بازجوی مسئول یه‌مقدار زیادی غیرت به‌خرج داده،

304
00:18:52,970 --> 00:18:55,320
‫مظنون دیگه اصلاً نمی‌تونه حرف بزنه.

305
00:18:56,360 --> 00:19:00,080
‫به کسی که به جان برادر کوچکتر امپراتوری سوءِ قصد کرده، نباید رحمی کرد،

306
00:19:00,080 --> 00:19:03,620
‫ولی بازم، خراب کردن روند بازجویی ضرر بزرگیه.

307
00:19:03,620 --> 00:19:09,750
‫برای همـــــین، گفتم شاید شما چیزی به گوش مبارکتون خورده باشه، شیشو-دونو.

308
00:19:10,260 --> 00:19:13,500
‫اگه خبر داشتم که تا الان گزارشش رو داده بودم.

309
00:19:14,270 --> 00:19:16,500
‫جدی می‌فرمایین؟ پس حیف شد.

310
00:19:17,230 --> 00:19:19,980
‫خب، بریم سر اصل مطلب.

311
00:19:20,930 --> 00:19:24,850
‫این نقشه‌ی بازی «گو»یی هست که دیروز با همسرم بازی کردم!

312
00:19:25,500 --> 00:19:27,560
‫همـ ـ همسرتون؟

313
00:19:27,840 --> 00:19:31,970
‫راستی، شنیدم که سروسامان گرفتین، لاکان-دونو.

314
00:19:31,970 --> 00:19:33,020
‫بلـــــه!

315
00:19:33,420 --> 00:19:37,480
‫شنیدم هفت شبانه روز جشن و پایکوبی به راه انداختین.

316
00:19:37,480 --> 00:19:40,770
‫تا این حد خبردار شدین!

317
00:19:40,770 --> 00:19:43,970
‫خب، همسرم هوش بسیار بالایی داره.

318
00:19:43,970 --> 00:19:46,810
‫این حرکاتو ببینین، درست مثل خنجر صیقل‌داده شده‌ست.

319
00:19:46,810 --> 00:19:50,000
‫وقتی حرکاتش رو رو می‌کرد، لرز بود که به جانم مینداخت.

320
00:19:50,000 --> 00:19:54,670
‫ببینین، مثل این حرکت... یه‌طوری ردش کردم اما بازم ادامه داد.

321
00:19:55,380 --> 00:19:58,090
‫تا کی قراره ادامه بده؟

322
00:19:55,630 --> 00:19:58,570
‫بله... باید بگم بی‌نظیره...

323
00:19:58,570 --> 00:20:02,680
‫با اجازه‌تون، من کار دارم باید رفع زحمت کنم.

324
00:20:02,680 --> 00:20:04,460
‫ممنون بابت نوشیدنی.

325
00:20:04,460 --> 00:20:06,180
‫ای بابا... حیف شد.

326
00:20:06,770 --> 00:20:08,860
‫پس بعداً براتون یه نسخه از نقشه‌ی بازی رو...

327
00:20:08,860 --> 00:20:11,880
‫به همراه کتابی در مورد جزئیاتش ارسال می‌کنم.

328
00:20:11,880 --> 00:20:13,810
‫نه، زحمت نکشین...

329
00:20:14,170 --> 00:20:19,610
‫اختیار دارین تعارف لازم نیست.
‫راستی، نظرتون در مورد آب انگور چیه؟

330
00:20:20,140 --> 00:20:24,610
‫وقتی توی لیوان شیشه‌ای سرو می‌شه،
‫رنگ قرمزش رو به رخ می‌کشه.

331
00:20:26,740 --> 00:20:29,990
‫واقعاً که زیباست.

332
00:20:30,650 --> 00:20:32,000
‫نه؟

333
00:20:32,550 --> 00:20:34,830
‫من و شما خوب با هم کنار میایم.

334
00:20:34,830 --> 00:20:37,690
‫دوست دارم بازم در مورد همسرم بهتون بگم.

335
00:20:37,690 --> 00:20:40,000
‫تا دفعه‌ی دیگه... با اجازه‌تون.

336
00:20:43,870 --> 00:20:47,680
‫این آبمیوه... رنگ منحصر به فردی داره، درسته؟

337
00:20:48,490 --> 00:20:52,390
‫توی دنیا... انگورهایی هستن که سبز رنگن.

338
00:20:53,050 --> 00:20:55,830
‫هرطور نگاهش کنی، قرمز نیست، سبزه.

339
00:20:55,830 --> 00:21:00,650
‫چرا شیشو-دونو وقتی گفت «قرمز» واکنشی نشون نداد؟

340
00:21:01,770 --> 00:21:03,950
‫درست همونطوره که عموی بزرگم گفتن.

341
00:21:08,880 --> 00:21:11,510
‫می‌شه موهام رو مرتب کنم؟

342
00:21:11,510 --> 00:21:15,960
‫بفرمایین. من حواسم هست تا کسی داخل نشه.

343
00:21:16,370 --> 00:21:18,670
‫بالأخره می‌تونم این نقاب رو در بیارم.

344
00:21:25,570 --> 00:21:28,620
‫این کفشای پاشنه بلند هم واقعاً خسته‌م می‌کنن.

345
00:21:29,100 --> 00:21:31,310
‫عذر می‌خوام که مجبورین این‌کارو بکنین.

346
00:21:31,690 --> 00:21:33,840
‫مشکلی نیست. اینکه نقش ولیعهد رو بازی کنی...

347
00:21:33,840 --> 00:21:37,020
‫چیزی نیست که همیشه عایدت بشه. به منم خوش می‌گذره.

348
00:21:37,850 --> 00:21:41,440
‫هرطور که نگاهشون کنی... فرقی با یک دیوان‌سالار خوش‌قیافه ندارن.

349
00:21:41,440 --> 00:21:45,530
‫کی فکرشو می‌کنه ایشون همون همنشین سابق، آدوئو-ساما هستن؟

350
00:21:45,840 --> 00:21:49,320
‫روباهه انقدر عجیب و غریب بود که تانوکی به‌نظر عادی میومد.

351
00:21:49,320 --> 00:21:51,990
‫افراد زیادی نیستن که در حد رزم‌آرامون باشن.

352
00:21:52,570 --> 00:21:54,450
‫ولی گویا همسرشون رو خیلی نازپرورده می‌کنن.

353
00:21:54,800 --> 00:21:56,960
‫شنیدم برای دخترشون هم همین‌طورن.

354
00:21:56,960 --> 00:21:59,710
‫کی فکرشو می‌کرد اون دختر رزم‌آرا باشه؟

355
00:22:00,220 --> 00:22:05,510
‫همون دختریه که جینشی-دونوی خواجه بابتش حسابی مشغولن؟

356
00:22:07,350 --> 00:22:11,010
‫کی فکرش رو می‌کرد گم بشه...

357
00:22:15,000 --> 00:22:25,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

358
00:23:45,020 --> 00:23:59,950
‫قسمت بعدی

359
00:23:56,330 --> 00:23:59,950
‫قسمـت

360
00:23:56,330 --> 00:23:59,950
‫قسمـت

361
00:23:56,330 --> 00:23:59,950
41

362
00:23:56,330 --> 00:23:59,950
41

363
00:23:56,330 --> 00:23:59,950
دهکده‌ی روبـاه

364
00:23:56,330 --> 00:23:59,950
دهکده‌ی روبـاه

365
00:23:56,450 --> 00:23:59,220
‫قسمت بعدی: «دهکده‌ی روباه.»
