1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:31,020 --> 00:01:33,980
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

3
00:01:35,970 --> 00:01:37,820
‫اون دختره خورد به خواجه‌هه.

4
00:01:37,820 --> 00:01:40,050
‫و باعث شد یخ‌هایی که برای یکی از همنشین‌ها می‌برد، بریزه.

5
00:01:40,050 --> 00:01:41,740
‫دلم براش می‌سوزه.

6
00:01:41,740 --> 00:01:45,410
‫نباید دلت به حال اون خواجه‌ای که داشت یخ‌ها رو می‌برد بسوزه؟

7
00:01:45,870 --> 00:01:48,240
‫دعا کنیم کارش فقط با یه شلاق خوردن حل بشه.

8
00:01:50,170 --> 00:01:53,170
‫مـ ـ معذرت می‌خوام—

9
00:01:53,170 --> 00:01:55,880
‫عذرخواهی می‌کنم، حواسمون نبود!

10
00:01:55,880 --> 00:01:58,670
‫فکر کردی با یه «ببخشید» حل می‌شه؟!

11
00:01:58,670 --> 00:02:01,340
‫نمی‌تونم این‌ها رو بشورم و وانمود کنم هیچ اتفاقی نیفتاده!

12
00:02:01,340 --> 00:02:02,930
‫هیچ جایگزینی نداریم!

13
00:02:06,330 --> 00:02:08,850
‫لعنتی... چه غلطی بکنم؟!

14
00:02:10,110 --> 00:02:12,320
‫یخ توی این برهه از سال خیلی ارزشمنده.

15
00:02:12,320 --> 00:02:14,480
‫می‌شه باهاش یه آدمو خرید.

16
00:02:20,150 --> 00:02:22,530
‫این یخ‌ها مال کدوم‌یکی از همنشین‌ها بودن؟

17
00:02:22,920 --> 00:02:26,790
‫همنشین لولان! ایشون برای خنک‌شدن توی
‫بعداز ظهرشون، دلشون خوراکی یخی می‌خواست!

18
00:02:28,430 --> 00:02:30,960
‫این‌همه آدم، صاف شد همونی که هیچ صنمی باهاش ندارم.

19
00:02:33,480 --> 00:02:36,320
‫چیکار کنم؟ نمی‌تونیم پولشو بدیم.

20
00:02:36,320 --> 00:02:38,970
‫عصبانی‌کردن یه همنشین عالی‌رتبه اشتباه محضه.

21
00:02:39,720 --> 00:02:42,580
‫اگه حداقل می‌تونستیم با یه‌چیز دیگه عوضش کنیم...

22
00:02:44,410 --> 00:02:46,350
‫می‌شه این یخ‌ها رو برداریم؟

23
00:02:46,610 --> 00:02:47,850
‫هر غلطی می‌خوای بکن!

24
00:02:48,420 --> 00:02:52,370
‫پس بااجازه، من ازشون استفاده می‌کنم که یه‌چیز دیگه درست کنم.

25
00:02:52,370 --> 00:02:55,610
‫می‌تونید اون رو به همنشین لولان برسونید؟

26
00:02:56,550 --> 00:03:00,280
‫اگه می‌تونی، انجامش بده. کم‌تر از یک‌ساعت وقت داری!

27
00:03:01,050 --> 00:03:02,140
‫متوجه شدم.

28
00:03:02,650 --> 00:03:04,330
‫یه‌جوری می‌رسونمش.

29
00:03:04,330 --> 00:03:07,480
‫ولی حتی نمی‌دونم بقیه‌ی مواد اولیه‌ش پیدا می‌شن یا نه.

30
00:03:07,480 --> 00:03:10,200
‫بگذریم، باید از هرچی دم دستمه استفاده کنـ ـ

31
00:03:14,210 --> 00:03:16,640
‫چـ ـ چرا اون اینجاست؟

32
00:03:18,340 --> 00:03:20,540
‫الان وقت فکر کردن به این چیزا نیست!

33
00:03:29,850 --> 00:03:33,770
قسمــــــت

34
00:03:29,850 --> 00:03:33,770
قسمــــــت

35
00:03:29,850 --> 00:03:33,770
۳۹

36
00:03:29,850 --> 00:03:33,770
۳۹

37
00:03:29,850 --> 00:03:33,770
یــــــخ

38
00:03:29,850 --> 00:03:33,770
یــــــخ

39
00:03:32,310 --> 00:03:35,130
‫چیکار کنم، مائومائو؟!

40
00:03:37,020 --> 00:03:39,490
‫آخی، طفلکی.

41
00:03:43,320 --> 00:03:45,800
‫یه همنشین بهش گیره‌ی مو داده،

42
00:03:45,800 --> 00:03:48,700
‫برای همین حین راه‌ رفتن حسابی ذوق کرده بود، و...

43
00:03:48,700 --> 00:03:53,210
‫موندم یعنی اون همنشین ازم خوشش اومده!

44
00:03:53,540 --> 00:03:56,420
‫گفت می‌خواد یه‌بار دیگه هم ماساژش بدم!

45
00:03:57,160 --> 00:03:58,310
‫خوش به حالت.

46
00:03:59,820 --> 00:04:03,090
‫بعداز دفعه‌ی آخر، شائولان حسابی دنبال آشنا پیدا کردن بود.

47
00:04:03,430 --> 00:04:07,030
‫تازه داشت بهم می‌گفت که چطور یکی از
‫همنشین‌های پایین‌رتبه بهش مستقیماً درخواست داده.

48
00:04:07,730 --> 00:04:10,090
‫شنیدم که خانواده‌ش فروخته بودنش،

49
00:04:10,090 --> 00:04:12,410
‫ولی تا حالا حتی یه‌بار هم ناراحت ندیده بودمش.

50
00:04:13,960 --> 00:04:15,940
‫حتماً خیلی خوشحال بوده.

51
00:04:18,980 --> 00:04:23,620
‫حتماً وقتی این‌طوری سرش داد کشیدن
‫باعث شده بترسه، و این‌طوری خشکش بزنه.

52
00:04:34,740 --> 00:04:36,210
‫چیزی لازم داری؟

53
00:04:36,210 --> 00:04:39,210
‫می‌تونم یه آشپزخونه و مقداری مواد اولیه قرض بگیرم؟

54
00:04:39,210 --> 00:04:43,220
‫چه درخواست جسورانه‌ای. چی گیر من میاد؟

55
00:04:44,770 --> 00:04:48,060
‫سربه‌سرم نذار، الان وقتشو ندارم!

56
00:04:49,390 --> 00:04:52,810
‫هیچی ندارم که در ازاش بهتون بدم، جینشی-ساما.

57
00:04:53,370 --> 00:04:54,730
‫ولی بازم مجبورم درخواست کنم!

58
00:04:55,810 --> 00:04:59,730
‫از این پرروتر نمی‌تونستم باشم،
‫ولی الان وقت نگرانی بابت این چیزا نیست.

59
00:05:01,810 --> 00:05:04,240
‫اون ماجرا که کار تو نبوده، مگه نه؟

60
00:05:06,150 --> 00:05:07,490
‫همین‌طوره.

61
00:05:08,770 --> 00:05:13,410
‫اون در واقع، یکی بود که صرفاً منبع خوبی برای شایعات قصر بود.

62
00:05:13,900 --> 00:05:18,420
‫تازه، در ازای اونا هم بهش خوراکی می‌دادم،
‫که با همدیگه هیچ بده بستونی نداشته باشیم.

63
00:05:21,690 --> 00:05:23,310
‫وظیفه‌ای در قبال کمک بهش ندارم.

64
00:05:24,760 --> 00:05:25,660
‫ولی...

65
00:05:26,870 --> 00:05:29,300
‫اگه کمکش نکنم، شب خوابم نمی‌بره.

66
00:05:36,260 --> 00:05:38,850
‫که این‌طور. شب خوابت نمی‌بره، ها؟

67
00:05:38,850 --> 00:05:41,940
‫بله. روی کیفیت کار روز بعدم تأثیر می‌ذاره.

68
00:05:42,320 --> 00:05:43,980
‫قطعاً همچین چیزی نمی‌خوایم.

69
00:05:47,340 --> 00:05:49,410
‫باشه، ولی یه شرط داره.

70
00:05:54,770 --> 00:05:58,250
‫وقتی یکی داره باهات حرف می‌زنه،
‫خوب گوش کن و بذار حرفش تموم شه.

71
00:06:01,080 --> 00:06:03,000
‫یعنی همه‌ش همین؟

72
00:06:04,630 --> 00:06:07,090
‫حتی همین یه کارم نمی‌تونی انجام بدی.

73
00:06:09,120 --> 00:06:14,060
‫ولش کن پس. یه شرط دیگه می‌ذارم. به نظرت چی باشه خوبه؟

74
00:06:15,310 --> 00:06:16,810
‫هیچ حس خوبی نسبت بهش ندارم!

75
00:06:17,290 --> 00:06:19,560
‫پس آخرش باید از گیوکویو-ساما کمک بگیرم؟

76
00:06:19,900 --> 00:06:23,480
‫نه، نمی‌تونم در مورد چیزی که به همنشین لولان مربوطه ازش کمک بخوام.

77
00:06:32,380 --> 00:06:34,260
‫خیلی ممنونم.

78
00:06:34,260 --> 00:06:37,130
‫تو که گیره‌ی مو استفاده نمی‌کنی، نه؟

79
00:06:37,130 --> 00:06:40,120
‫بقیه‌ی ندیمه‌های کاخ یشم خیلی به خودشون می‌رسن.

80
00:06:40,440 --> 00:06:43,380
‫این حرف رو می‌زنین، ولی من که از این چیزها ندارم.

81
00:06:43,860 --> 00:06:46,200
‫توی ضیافت باغ یکی بهت دادم، یادت نیست؟

82
00:06:47,290 --> 00:06:49,780
‫نگو که رفتی فروختیش.

83
00:06:49,780 --> 00:06:51,240
‫نفروختم.

84
00:06:51,240 --> 00:06:52,260
‫البته، هنوز نه.

85
00:06:55,850 --> 00:06:57,890
‫پس، ازش استفاده کن.

86
00:06:59,100 --> 00:07:00,640
‫همه‌ش همین؟

87
00:07:01,140 --> 00:07:02,230
‫مشکلی داری؟

88
00:07:05,140 --> 00:07:08,750
‫هروقت ازش استفاده کردی، بهت می‌گم.

89
00:07:11,390 --> 00:07:13,820
‫یه آشپزخونه پس؟ یکی رو می‌فرستم آماده‌ش کنه.

90
00:07:25,260 --> 00:07:26,210
‫آوردمش!

91
00:07:27,830 --> 00:07:29,300
‫بذارینش اینجا.

92
00:07:29,700 --> 00:07:30,550
‫باشه.

93
00:07:32,050 --> 00:07:33,680
‫مائومائو، این...

94
00:07:36,430 --> 00:07:40,140
‫شکر و میوه و... شیر گاو؟

95
00:07:40,850 --> 00:07:45,350
‫خوشحالم که شیر تازه داشتن، خیلی زود فاسد می‌شه.

96
00:07:45,810 --> 00:07:50,080
‫واقعاً با این‌ها می‌تونی چیزی مثل خوراکی یخی درست کنی؟

97
00:07:50,080 --> 00:07:51,120
‫فکر کنم بشه.

98
00:07:51,850 --> 00:07:54,590
‫البته، فقط یه‌بار روش درست‌کردنشو دیدم.

99
00:07:55,180 --> 00:07:57,380
‫واقعاً روتون حساب کردم ها!

100
00:07:57,380 --> 00:07:59,200
‫هروقت تموم شد صداتون می‌زنم.

101
00:08:07,950 --> 00:08:09,450
‫اینو هم بزن.

102
00:08:09,450 --> 00:08:10,960
‫بـ ـ باشه!

103
00:08:16,010 --> 00:08:17,140
‫داری چیکار می‌کنی؟!

104
00:08:17,530 --> 00:08:18,890
‫یخ‌ها رو خرد می‌کنم.

105
00:08:18,890 --> 00:08:21,350
‫هــــا، چه‌قدر کوچیکن...

106
00:08:21,690 --> 00:08:22,600
‫نگران نباش.

107
00:08:29,100 --> 00:08:30,760
‫عالی شد.

108
00:08:30,760 --> 00:08:31,570
‫نمک؟

109
00:08:32,030 --> 00:08:34,530
‫شائولا، کاسه‌ت رو بذار اینجا.

110
00:08:34,960 --> 00:08:35,900
‫چـشـم!

111
00:08:46,910 --> 00:08:48,480
‫عــــه؟ بیخیال.

112
00:08:50,670 --> 00:08:52,380
‫داره سفت می‌شه!

113
00:08:52,380 --> 00:08:55,040
‫شائولان، میوه‌ها رو خرد کن. تیکه‌های ریز، باشه؟

114
00:08:55,040 --> 00:08:56,430
‫بـ ـ باشه!

115
00:08:58,660 --> 00:09:04,160
‫میوه‌ها رو اضافه می‌کنیم، بازم هم بزن،
‫و بریزشون توی کاسه...

116
00:09:08,120 --> 00:09:09,340
‫تموم شد؟!

117
00:09:09,730 --> 00:09:11,470
‫می‌گم می‌گم، این...

118
00:09:11,470 --> 00:09:13,770
‫همون‌طور که می‌بینی، خوراکی یخی‌ـه.

119
00:09:15,740 --> 00:09:17,860
‫فعلاً کارو راه میندازه.

120
00:09:17,860 --> 00:09:22,740
‫اگه زمان بیشتری داشتم، بهش تخم‌مرغ
‫اضافه می‌کردم یا با گیاه‌های معطر بهش طعم می‌دادم.

121
00:09:23,190 --> 00:09:24,730
‫زود بریم این رو برسونیم به دستش.

122
00:09:24,730 --> 00:09:26,830
‫اوهوم، ولی...

123
00:09:27,180 --> 00:09:29,840
‫نباید اول خودمون بچشیمش؟

124
00:09:30,590 --> 00:09:33,090
‫حالا شد همونی که بود.

125
00:09:36,380 --> 00:09:37,920
‫یه‌کم اضافه اومده.

126
00:09:39,990 --> 00:09:43,060
‫هـــمـــم، خوشمزه‌ست!

127
00:09:43,380 --> 00:09:45,850
‫چه خبره؟ هوی، تموم شد؟!

128
00:09:46,540 --> 00:09:47,980
‫لطفاً این رو تحویل بدین.

129
00:09:49,800 --> 00:09:51,900
‫مطمئنی که این درخور یه همـ ـ

130
00:09:55,230 --> 00:09:56,780
‫به نظرتون مشکلی داره؟

131
00:09:59,140 --> 00:10:00,770
‫زود برسونیدش به دست همنشین لولان.

132
00:10:00,770 --> 00:10:02,070
‫بـ ـ باشه!

133
00:10:04,910 --> 00:10:08,790
‫خدا رو شکر! ممنونم، مائومائو!

134
00:10:09,160 --> 00:10:12,840
‫چی بگم. امیدوارم همنشین لولان هم ازش خوشش بیاد.

135
00:10:13,640 --> 00:10:15,670
‫بدجنسی نکن دیگه!

136
00:10:15,670 --> 00:10:21,640
‫بــــو! کتک، کتک، کتک...

137
00:10:16,180 --> 00:10:19,690
‫جینشی-ساما از قبل بهم گفته بود که چی دوست داره و چی دوست نداره.

138
00:10:19,690 --> 00:10:21,640
‫مطمئنم حداقل یه‌ذره ازش می‌خوره.

139
00:10:22,060 --> 00:10:26,020
‫از دست تو! بیا بقیه‌ش رو قبل از اینکه آب بشن بخوریم.

140
00:10:26,020 --> 00:10:28,020
‫راست می‌گه، بیاین بخوریم!

141
00:10:28,330 --> 00:10:29,540
‫شیسویی!

142
00:10:29,540 --> 00:10:30,900
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

143
00:10:30,900 --> 00:10:35,790
‫سروصدا رو شنیدم، برای همین کار رو پیچوندم و اومدم.

144
00:10:35,790 --> 00:10:37,400
‫عجب دختر بدی!

145
00:10:40,490 --> 00:10:42,590
‫عـــه... چه خوشمزه‌ست!

146
00:10:43,020 --> 00:10:47,120
‫عـــه، فقط سراغ جاهای خوشمزه‌ش نرو.

147
00:10:53,610 --> 00:10:55,600
‫مال خودمه!

148
00:10:54,370 --> 00:10:59,690
‫اذیت نکن دیگه! همه‌شو خودت نخور!

149
00:10:57,010 --> 00:10:59,690
‫همه‌ش مال خودمه!

150
00:11:00,540 --> 00:11:02,520
‫باید بیشتر از اینا درست کنم.

151
00:11:02,520 --> 00:11:04,350
‫اذیت نکن!

152
00:11:04,350 --> 00:11:06,600
‫اوه! آخرش گیر افتادم!

153
00:11:06,940 --> 00:11:08,910
‫شایدم نه!

154
00:11:06,940 --> 00:11:09,670
‫گمونم به‌اندازه‌ی یه بار دیگه مواد داشته باشم.

155
00:11:10,100 --> 00:11:11,310
‫وایسا دیگه!

156
00:11:11,310 --> 00:11:12,850
‫خب، بگو عــــــام!

157
00:11:13,630 --> 00:11:16,680
‫چه خوشمــــــــزه‌ست!

158
00:11:17,610 --> 00:11:21,180
‫خب، بعدش نوبت خودته شیسویی. بگو عـــــام!

159
00:11:31,290 --> 00:11:34,600
‫عه‌وا، داره تکون می‌خوره.

160
00:11:43,870 --> 00:11:46,180
‫لینگ‌لی، می‌خوای بهش دست بزنی؟

161
00:12:01,780 --> 00:12:04,280
‫به‌زودی بچه‌ش به دنیا میاد.

162
00:12:13,890 --> 00:12:16,130
‫فعلاً که همه‌چی بر وفق مراده.

163
00:12:17,190 --> 00:12:18,630
‫عجیبه.

164
00:12:18,630 --> 00:12:22,170
‫برخلاف لینگ‌لی، این‌یکی فقط به‌سمت پایین لگد می‌زنه.

165
00:12:23,400 --> 00:12:24,180
‫پایین؟

166
00:12:24,610 --> 00:12:27,550
‫احتمالاً از الان عادت‌هاش مشخص می‌شه.

167
00:12:34,670 --> 00:12:37,940
‫اشکالی نداره... یه کوچولو بهش دست بزنم؟

168
00:12:38,660 --> 00:12:40,590
‫حتما، دست بزن.

169
00:12:41,260 --> 00:12:42,500
‫عذر می‌خوام.

170
00:12:54,570 --> 00:12:57,630
‫وضعیت زایمان شاهدخت لینگ‌لی چطور بود؟

171
00:12:57,630 --> 00:13:01,130
‫خیلی راحت بود، مخصوصاً با اینکه اولین‌ زایمان‌شون بود.

172
00:13:01,420 --> 00:13:05,390
‫شاید به‌خاطر جثه‌ی کوچیکش بود که سختی نکشیدم.

173
00:13:05,390 --> 00:13:07,010
‫کی توی زایمانش کمک کرد؟

174
00:13:07,010 --> 00:13:09,080
‫من بهشون کمک کردم.

175
00:13:09,080 --> 00:13:11,380
‫به پزشک‌های اینجا اعتماد ندارم،

176
00:13:11,380 --> 00:13:15,630
‫و اون بانوی درباری که برای درباری که برای زایمان آورده بودیم، مریض شد.

177
00:13:16,200 --> 00:13:18,770
‫از قبل کلی در موردش مطالعه کردم، برای همین مشکلی پیش نیومد.

178
00:13:19,210 --> 00:13:22,060
‫پس، بازم از همون بانوی درباری درخواست می‌کنین؟

179
00:13:22,060 --> 00:13:26,360
‫نه، نمی‌خوام دوباره توی حساس‌ترین لحظه مریض بشه.

180
00:13:27,090 --> 00:13:30,730
‫شنیدم وقتی که همنشین لیفا هم می‌خواستن
‫زایمان کنن، شخصی رو برای کمک از بیرون آوردن.

181
00:13:30,730 --> 00:13:34,370
‫در اصل، یه ماما که موقتاً به کاخ اندرونی اومده بود.

182
00:13:34,900 --> 00:13:36,360
‫که این‌طور...

183
00:13:37,410 --> 00:13:41,010
‫یعنی بازم قراره یکی رو از بیرون کاخ اندرونی بیارن؟

184
00:13:41,010 --> 00:13:43,000
‫حتی اگه دفعه‌ی قبل از پسش بر اومده باشن،

185
00:13:43,000 --> 00:13:45,670
‫هونیان-ساما توی این زمینه تخصصی نداره.

186
00:13:47,540 --> 00:13:49,800
‫اگه چیزی هست که بابتش نگرانی، لطفاً بگو.

187
00:13:53,560 --> 00:13:58,020
‫نمی‌تونم با اطمینان بگم، ولی احتمالش هست که بچه وارونه شده باشه.

188
00:13:59,650 --> 00:14:00,810
‫وارونه شده؟

189
00:14:01,190 --> 00:14:05,610
‫بله، لگد زدنش به‌سمت پایین که این‌طور نشون می‌ده.

190
00:14:06,050 --> 00:14:11,120
‫اگه شاهدخت لینگ‌لی به‌سمت بالا لگد می‌زدن،
‫یعنی سرشون به طرف پایین بوده.

191
00:14:11,730 --> 00:14:16,880
‫وقتی زایمان شروع می‌شه، بهترین حالت اینه که
‫اول سر بچه، که بزرگ‌ترین بخشه بیاد بیرون.

192
00:14:17,300 --> 00:14:20,420
‫برعکسش، وقتی پا که کوچیک‌ترین بخشه، اول بیاد بیرون،

193
00:14:20,420 --> 00:14:23,880
‫این موضوع خطرات مرتبط با زایمان رو به‌شدت افزایش می‌ده.

194
00:14:28,130 --> 00:14:30,140
‫مطمئنی که بچه وارونه شده؟

195
00:14:30,980 --> 00:14:33,310
‫صرفاً یه احتماله.

196
00:14:33,310 --> 00:14:37,270
‫اگه بتونم دقیق‌تر بررسی کنم، شاید اطلاعات بیشتری به‌دست بیارم.

197
00:14:37,910 --> 00:14:39,070
‫می‌تونی؟

198
00:14:41,560 --> 00:14:46,780
‫نمی‌شه به‌طور قطع گفت. بابام فقط بهم طبابت یاد داده.

199
00:14:47,460 --> 00:14:49,480
‫بقیه‌ش چیزاییه که از اینور و اونور یاد گرفتم.

200
00:14:50,740 --> 00:14:51,870
‫لطفاً انجامش بده.

201
00:14:58,040 --> 00:15:00,260
‫راستی، منظورم از «بررسی کردن»...

202
00:15:02,540 --> 00:15:04,290
‫عه‌وا، جدی؟

203
00:15:06,620 --> 00:15:10,320
‫این که در برابر خود زایمان چیزی نیست.

204
00:15:12,100 --> 00:15:14,480
‫گمونم، مادرها خیلی قوی‌ان.

205
00:15:18,570 --> 00:15:19,740
‫متوجه شدم.

206
00:15:33,290 --> 00:15:34,720
‫چطور بود؟

207
00:15:34,720 --> 00:15:36,740
‫گفتنش سخته، ولی...

208
00:15:38,250 --> 00:15:40,960
‫خیلی احتمالش زیاده.

209
00:15:42,100 --> 00:15:45,440
‫بعضی اوقات قبل از زایمان، خودشون دوباره جابه‌جا می‌شن،

210
00:15:45,440 --> 00:15:47,990
‫ولی با مدت‌زمان کمی که باقی مونده...

211
00:15:50,290 --> 00:15:51,800
‫چیکار باید بکنیم؟

212
00:15:52,140 --> 00:15:57,310
‫شنیدم که توی منطقه‌ی سرگرمی، فتیله‌گذاری و نرمش خوب جوابگو بوده.

213
00:15:52,140 --> 00:15:57,310
‫نوعی روش درمان سنتی چینی برای تحریک جریان خون

214
00:15:58,790 --> 00:16:00,480
‫من می‌تونم توی فتیله‌گذاری کمک کنم.

215
00:16:00,480 --> 00:16:02,120
‫دستت درد نکنه.

216
00:16:02,120 --> 00:16:06,230
‫منم می‌رم بیرون کاخ اندرونی پرس‌وجو می‌کنم،
‫ببینم راه دیگه‌ای برای کمک‌کردن هست یا نه.

217
00:16:06,890 --> 00:16:07,980
‫باشه.

218
00:16:10,280 --> 00:16:15,030
‫اگه با همین حالت وارونه زایمان کنم چه اتفاقی میفته؟

219
00:16:16,730 --> 00:16:19,370
‫شاید مجبور باشیم شکم‌تون رو پاره کنیم.

220
00:16:20,420 --> 00:16:21,380
‫که این‌طور.

221
00:16:21,960 --> 00:16:23,370
‫گیوکویو-ساما...

222
00:16:24,190 --> 00:16:27,860
‫ولی اگه این‌کارو بکنیم، زندگی گیوکویو-ساما به خطر میفته.

223
00:16:28,350 --> 00:16:31,630
‫حتی با وجود یه مامای درست‌و‌حسابی هم بازم خطرناکه.

224
00:16:32,420 --> 00:16:35,410
‫کاش اون حکیم قلابی یه پزشک درست‌و‌درمون بود...

225
00:16:35,410 --> 00:16:37,890
‫ولی کی می‌تونه جاشو بگیره؟

226
00:16:40,890 --> 00:16:44,660
‫برای وارد شدن به کاخ اندرونی،
‫پزشک باید خواجه شده باشه.

227
00:16:45,170 --> 00:16:48,300
‫ولی کجا می‌تونیم یه پزشک خوب پیدا کنیم که خواجه هم باشه—

228
00:16:49,100 --> 00:16:52,150
‫هست. یه مورد فوق‌العاده هم هست.

229
00:16:52,860 --> 00:16:53,910
‫ولی...

230
00:16:55,180 --> 00:16:56,410
‫مائومائو؟

231
00:16:58,370 --> 00:17:00,910
‫یه نفر رو می‌شناسم.

232
00:17:01,770 --> 00:17:02,910
‫جدی می‌گی؟

233
00:17:02,910 --> 00:17:05,580
‫یکی که مهارت‌های پزشکیش در حد اعلاست،

234
00:17:05,580 --> 00:17:08,560
‫و تجربه‌ی عمل زایمان با برش رو هم داره.

235
00:17:09,050 --> 00:17:10,180
‫اوه.

236
00:17:10,180 --> 00:17:12,550
‫جدی می‌گی؟ آه...

237
00:17:12,900 --> 00:17:16,540
‫نکنه... ندیمه‌ی جینشی-ساما رو می‌گی...

238
00:17:16,540 --> 00:17:18,620
‫نه. ایشون دکترن.

239
00:17:20,770 --> 00:17:23,770
‫سوئیرن-ساما دقیقاً باهاشون چیکار کردن؟

240
00:17:24,280 --> 00:17:25,770
‫این شخصی که می‌گی کیه؟

241
00:17:26,250 --> 00:17:30,030
‫قبلاً یک‌بار از کاخ اندرونی بیرونش کردن.

242
00:17:30,990 --> 00:17:32,030
‫یه مجرمه.

243
00:17:34,280 --> 00:17:35,860
‫غیرقابل قبوله!

244
00:17:35,860 --> 00:17:39,130
‫پای جون گیوکویو-ساما و بچه‌شون وسطه.

245
00:17:39,130 --> 00:17:41,030
‫باید یکی باشه که بشه بهش اعتماد کرد!

246
00:17:41,030 --> 00:17:44,290
‫می‌شه بهش اعتماد کرد! بهترین پزشک این سرزمینه.

247
00:17:47,240 --> 00:17:51,330
‫از تو بعیده، حرف‌های گنده‌تر از دهنت می‌زنی.

248
00:17:51,330 --> 00:17:52,630
‫ولی هنوزم یه مجرمه، مگه نه؟

249
00:17:54,260 --> 00:17:55,840
‫اصلاً امکان نداره.

250
00:17:55,840 --> 00:17:56,700
‫ولی-

251
00:17:56,700 --> 00:17:58,340
‫جفت‌تون، صبر کنین

252
00:17:58,690 --> 00:18:01,630
‫هونیان، بذار حرفش رو تا آخر بزنه.

253
00:18:01,630 --> 00:18:04,350
‫مائومائ، لطفاً آرامشت رو حفظ کن و توضیح بده.

254
00:18:09,030 --> 00:18:11,280
‫چه‌جور جرمی مرتکب شده؟

255
00:18:11,890 --> 00:18:15,650
‫این شخص یه خواجه‌ست، و زمانی پزشک کاخ اندرونی بوده.

256
00:18:16,950 --> 00:18:20,530
‫در گذشته، به زایمان امپراتور، ولیعهد فعلی،

257
00:18:20,530 --> 00:18:24,100
‫و همین‌طور، بچه‌ی همنشین آدوئو کمک کرده.

258
00:18:24,900 --> 00:18:30,160
‫در مورد دلیل تبعیدش، تنها چیزی که می‌دونم اینه که به همنشین آدوئو ربط داره.

259
00:18:31,210 --> 00:18:36,260
‫البته که خودش چیزی بهم نگفته،
‫یا همین چیزایی هم که می‌دونم راستن یا دروغ.

260
00:18:36,260 --> 00:18:38,380
...لومن،
اخراج
شد...

261
00:18:37,190 --> 00:18:40,540
‫یه سری دست‌نوشته هست، ولی بیشتر در حد حدس‌و‌گمانه.

262
00:18:41,850 --> 00:18:45,220
‫این شخص، چه نسبتی با تو داره مائومائو؟

263
00:18:45,810 --> 00:18:49,640
‫پدرخوانده‌م هستن، و همین‌طور کسی که بهم راه‌وروش داروسازی رو یاد داد.

264
00:18:54,150 --> 00:18:55,420
‫متوجه شدم.

265
00:18:55,420 --> 00:18:58,780
‫بیاید از جینشی-ساما بپرسیم ببینیم می‌شه آوردش یا نه.

266
00:18:59,700 --> 00:19:00,910
‫گیوکویو-ساما!

267
00:19:01,220 --> 00:19:04,910
‫هونیان، من می‌خوام از یه آدم کاربلد مشاوره بگیرم.

268
00:19:05,550 --> 00:19:07,780
‫ترجیح می‌دم کسی باشه که بشه بهش اعتماد کرد.

269
00:19:08,700 --> 00:19:11,540
‫تازه، بعید می‌دونم که ایشون آدم بدی باشه.

270
00:19:11,980 --> 00:19:15,040
‫ببین این گربه‌ی ولگردمون چه‌قدر براش احترام قائله.

271
00:19:15,830 --> 00:19:16,800
‫گربه‌ی ولگرد...؟

272
00:19:16,800 --> 00:19:18,440
‫ولی اون مجرمه!

273
00:19:18,440 --> 00:19:19,050
‫هونیان،

274
00:19:19,880 --> 00:19:23,780
‫مطمئنم که تو هم داستان‌های مربوط به اون دوران کاخ اندرونی رو شنیدی.

275
00:19:24,590 --> 00:19:29,060
‫اینجا منظور مادر امپراتور فقیده

276
00:19:24,590 --> 00:19:29,060
‫زندگی خیلی‌ها توسط حکومت ملکه‌ی مادر قربانی شد.

277
00:19:29,970 --> 00:19:33,820
‫نمی‌شه که «جرایم» اون دوران رو همین‌طوری قضاوت کنیم.

278
00:19:37,620 --> 00:19:38,780
‫متوجه شدم.

279
00:19:39,310 --> 00:19:44,280
‫با این تفاسیر، مثل اینکه باید یه نامه بنویسم.

280
00:19:44,610 --> 00:19:46,280
‫این یعنی وقار واقعی.

281
00:19:46,910 --> 00:19:50,510
‫گمونم وقتی یه همنشین تبدیل به یه مادر می‌شه همچین چیزیه.

282
00:19:53,180 --> 00:19:55,920
‫دو روز بد از صحبت‌کردن با گیوکویو-ساما...

283
00:19:59,270 --> 00:20:00,760
‫خیلی ممنون.

284
00:20:01,720 --> 00:20:04,760
‫مشتاقانه منتظر حضورتون بودیم، جناب لومن.

285
00:20:17,390 --> 00:20:23,430
‫ای خدا. کی فکرش رو می‌کرد دوباره پام به اینجا باز بشه؟

286
00:20:23,430 --> 00:20:27,580
‫مردی که بیشتر شبیه به یه پیرزن بود، به کاخ اندرونی اومد.

287
00:20:30,930 --> 00:20:32,960
‫بنده لومن هستم.

288
00:20:33,510 --> 00:20:39,090
‫به‌طور موقت در دفتر پزشکی کاخ اندرونی خدمت می‌کنم.

289
00:20:39,090 --> 00:20:43,090
‫همه‌چیز رو از مائومائو شنیدم. ممنون بابت کمک‌تون.

290
00:20:43,470 --> 00:20:44,840
‫خواهش می‌کنم.

291
00:20:48,100 --> 00:20:52,600
‫موقتاً؟ خب، گمونم منطقیشم همینه.

292
00:20:53,150 --> 00:20:56,480
‫یه‌کم نگران بودم نکنه اون حکیم قلابی اخراج بشه.

293
00:20:56,480 --> 00:20:58,360
‫خدا روشکر که لازم نیست دیگه نگرانش باشم.

294
00:20:58,740 --> 00:21:00,940
‫خیلی‌خب، بااجازه‌تون.

295
00:21:03,540 --> 00:21:04,270
‫بفرمایید.

296
00:21:04,270 --> 00:21:05,150
‫ممنون.

297
00:21:10,870 --> 00:21:15,250
‫می‌گم می‌گم! اون پدرته مائومائو، مگه نه؟

298
00:21:15,250 --> 00:21:17,090
‫عـــه، یه جورایی.

299
00:21:17,090 --> 00:21:19,750
‫در اصل، عموی بزرگم می‌شه.

300
00:21:19,750 --> 00:21:23,440
‫می‌شه گفت اصلاً شبیه تصوراتمون نیست.

301
00:21:24,150 --> 00:21:27,340
‫خیلی آروم و میتن به نظر می‌رسه.

302
00:21:27,340 --> 00:21:29,840
‫اوهوم، شبیه آدم‌های عادی.

303
00:21:29,840 --> 00:21:33,140
‫یعنی می‌گی، اون واقعاً مائومائو رو بزرگ کرده؟

304
00:21:33,140 --> 00:21:34,930
‫سؤال منم همینه.

305
00:21:38,490 --> 00:21:40,190
‫از دست شماها...!

306
00:21:40,190 --> 00:21:41,110
‫عـــا، نه...

307
00:21:41,570 --> 00:21:43,570
‫دقیقاً چه فکری می‌کردین؟

308
00:21:43,950 --> 00:21:47,740
‫خب... چطوری بگم...

309
00:21:48,120 --> 00:21:49,870
‫به‌نظر میاد آدم که عقل سلیمی داره.

310
00:21:49,870 --> 00:21:51,590
‫همینو بگو.

311
00:21:53,960 --> 00:21:55,190
‫چی می‌گن اینا.

312
00:21:55,210 --> 00:22:04,910
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

313
00:22:05,000 --> 00:22:15,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

314
00:23:45,020 --> 00:23:59,950
‫قسمت بعدی

315
00:23:56,220 --> 00:23:59,100
‫«قسمت بعدی: کینه‌توز.»

316
00:23:56,240 --> 00:23:59,950
‫قسمــــت

317
00:23:56,240 --> 00:23:59,950
‫قسمــــت

318
00:23:56,240 --> 00:23:59,950
۴۰

319
00:23:56,240 --> 00:23:59,950
۴۰

320
00:23:56,240 --> 00:23:59,950
کــیــنـــه‌تـــوز

321
00:23:56,240 --> 00:23:59,950
کــیــنـــه‌تـــوز
