1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:30,400 --> 00:01:33,320
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

3
00:01:34,700 --> 00:01:37,520
‫چندتا از مقامات عالی‌رتبه سریع فهمیدن چه اتفاقی داره می‌افته،

4
00:01:37,520 --> 00:01:39,950
‫و فوراً جست‌وجو رو شروع کردن، اما...

5
00:01:40,630 --> 00:01:42,740
‫کجا رفتن؟

6
00:01:42,740 --> 00:01:45,740
‫با یه دخترک خدمتکار غیبش زد؟

7
00:01:45,740 --> 00:01:47,270
‫شاید یه قرار عاشقانه بوده؟

8
00:01:48,550 --> 00:01:51,270
‫همچین چیزی مگه ممکنه، ابله‌ها.

9
00:01:51,870 --> 00:01:56,030
‫ولی... الان دو ساعت از رفتنشون گذشته.

10
00:01:56,030 --> 00:01:59,790
‫چند نفرو فرستادم تا دنبالشون بگردن، اما خبری نیست.

11
00:02:00,770 --> 00:02:03,380
‫الان نمی‌تونم از پدر هم کمکی بخوام.

12
00:02:04,510 --> 00:02:07,640
‫گویا اون‌موقع به اون دختره‌ی خدمتکار دستوری چیزی داد.

13
00:02:09,140 --> 00:02:12,400
‫باید صرف نظر از اینکه چی می‌گه دنبالش می‌رفتم!

14
00:02:13,230 --> 00:02:15,520
‫از وظایفی که تشریفات محضه حالم به‌هم می‌خوره.

15
00:02:16,690 --> 00:02:20,350
‫اگه حداقل میزبان دیگه بند و بساط ضیافتشو جمع می‌کرد...

16
00:02:21,920 --> 00:02:22,910
‫شیشو...

17
00:02:23,650 --> 00:02:28,080
‫طبق معمول... از اون مرداست که هیچ نمی‌دونی چی تو سرش می‌گذره.

18
00:02:28,670 --> 00:02:34,030
‫ولی... مطمئنم نمی‌خواد توی ضیافتِ خودش دردسری رخ بده.

19
00:02:34,030 --> 00:02:37,590
‫اگه این حقیقت داشته باشه، پس یعنی شیشو دستی توی این ماجراها نداره؟

20
00:02:38,090 --> 00:02:42,050
‫قسمـت

21
00:02:38,090 --> 00:02:42,050
قسمـت

22
00:02:38,090 --> 00:02:42,050
36

23
00:02:38,090 --> 00:02:42,050
36

24
00:02:38,090 --> 00:02:42,050
کا زوی‌گتسو

25
00:02:38,090 --> 00:02:42,050
کا زوی‌گتسو

26
00:02:52,010 --> 00:02:56,460
‫گرمه... و بوی خیلی ضعیف عود می‌ده.

27
00:02:56,460 --> 00:02:59,900
‫اما... مهم‌تر از همه‌ی اینا این....

28
00:03:02,840 --> 00:03:03,870
‫چیه؟

29
00:03:04,900 --> 00:03:08,550
‫همون قورباغه‌ی یکم پیشه؟ ‫ولی واسه قورباغه زیادی بزرگه.

30
00:03:09,210 --> 00:03:15,040
‫شرمنده... می‌شه دستتو برداری؟ یه چیزی رو گرفتی...

31
00:03:16,350 --> 00:03:17,670
‫گرفتم...؟

32
00:03:23,160 --> 00:03:24,680
‫امکان نداره.

33
00:03:25,050 --> 00:03:29,180
‫نمی‌تونه چیزی باشه که یه خواجه با داشتنش وارد کاخ اندرونی بشه.

34
00:03:30,510 --> 00:03:32,190
‫اما... خودشه!

35
00:03:36,250 --> 00:03:38,030
‫بدنش هم مثل بقیه‌ی خواجه‌ها نیست.

36
00:03:38,470 --> 00:03:41,070
‫تا الان هم کم نشونه نبوده.

37
00:03:41,400 --> 00:03:45,380
‫ولی... شاید ناخودآگاه از فکر کردن بهش پرهیز می‌کردم.

38
00:03:45,810 --> 00:03:49,940
‫شاید چهره‌ی یه الهه رو داشته باشه، اما... جینشی-ساما...

39
00:03:51,250 --> 00:03:55,290
‫از طرفی هم... حداقل زحمت توضیح دادنشو از سرم کم کردی.

40
00:04:00,390 --> 00:04:02,260
‫باید یه چیزی بهت بگم.

41
00:04:02,260 --> 00:04:05,090
‫نه. دیگه نباید گوش بدم.

42
00:04:05,600 --> 00:04:08,350
‫این‌بار برای همین ازت خواستم توی این سفر همراهیم کنی.

43
00:04:08,350 --> 00:04:11,520
‫اگه بفهمم، باید با خودم به گور ببرمش

44
00:04:11,520 --> 00:04:13,190
‫داروساز، من‌ـــ

45
00:04:13,190 --> 00:04:18,030
‫عذر می‌خوام، گمونم اشتباهی یه قورباغه رو له کردم.

46
00:04:18,030 --> 00:04:20,480
‫ها؟ قورباغه؟

47
00:04:22,190 --> 00:04:26,260
‫یهویی افتاد روی سرم، منم تعادلمو از دست دادم.

48
00:04:26,260 --> 00:04:28,030
‫جاییتون که آسیب ندید؟

49
00:04:28,570 --> 00:04:29,870
‫نه، قورباغه نبو‌ـــ

50
00:04:29,870 --> 00:04:30,870
‫قورباغه بود.

51
00:04:31,320 --> 00:04:33,620
‫قورباغه. قورباغه بود.

52
00:04:34,570 --> 00:04:36,830
‫خب دیگه، زود باشین از این‌جا بریم.

53
00:04:40,340 --> 00:04:41,920
‫به چی می‌گی قورباغه؟

54
00:04:44,900 --> 00:04:47,810
‫اگه قورباغه نبود، پس چی بود؟

55
00:04:47,810 --> 00:04:49,970
‫قورباغه‌ها خیلی کوچیک‌تر نیستن؟

56
00:04:49,970 --> 00:04:54,000
‫این موقع از سال یه عالمه قورباغه‌ی بگی‌نگی بزرگ داریم.

57
00:04:54,000 --> 00:04:55,480
‫بگی‌نگی....

58
00:04:55,480 --> 00:04:57,230
‫بله. بگی‌نگی.

59
00:04:57,230 --> 00:05:00,990
‫اگه یه قورباغه‌ی بگی‌نگی بزرگ نبود،
‫پس چیِ بگی‌نگی بزرگ بود؟

60
00:05:00,990 --> 00:05:03,440
‫هوی! چرا دستتو پاک می‌کنی؟

61
00:05:03,440 --> 00:05:07,950
‫خب، قورباغه‌ها چندشن خب. یه حالت لزجی دارن.

62
00:05:07,950 --> 00:05:10,580
‫چندش... به کی می‌گی لزج؟

63
00:05:10,580 --> 00:05:14,840
‫بگذریم. من هیچی نمی‌دونم.

64
00:05:15,780 --> 00:05:18,410
‫زیادی دونستن اصلاً خوب نیست.

65
00:05:18,410 --> 00:05:21,380
‫جینشی-ساما من، یه مقام رسمی و خدمتکارش هستیم.

66
00:05:21,380 --> 00:05:23,730
‫نه بیشتر و نه کمتر.

67
00:05:23,730 --> 00:05:26,630
‫اصلا لازم نیست هیچ راز دیگه‌ای بینمون مطرح‌ــــ

68
00:05:34,390 --> 00:05:36,100
‫می‌خوای بفهمیم؟

69
00:05:45,410 --> 00:05:47,460
‫زیادی تحریکش کردم!

70
00:05:52,050 --> 00:05:53,490
‫چـ ـ چیکار کنم؟

71
00:05:53,490 --> 00:05:55,580
‫لگد بزنم؟

72
00:06:11,560 --> 00:06:12,680
‫چی بود؟

73
00:06:22,670 --> 00:06:24,140
‫احسنت!

74
00:06:24,140 --> 00:06:28,610
‫اوی، چی شده؟ یهویی کجا غیبت زد؟

75
00:06:28,610 --> 00:06:29,360
‫این صدا...

76
00:06:31,870 --> 00:06:34,950
‫لی‌هاکو-ساما! می‌شه ما رو بکشین بالا؟

77
00:06:35,250 --> 00:06:36,580
‫ها؟ خانم کوچولو؟

78
00:06:37,100 --> 00:06:39,670
‫اون پایین چیکار می‌کنی؟

79
00:06:42,680 --> 00:06:43,790
‫که این‌طور.

80
00:06:44,290 --> 00:06:47,170
‫یه نفر با فیفا بهتون شلیک کرد، برای همین از آبشار پریدین پایین.

81
00:06:47,710 --> 00:06:50,340
‫هرچند نتونستم چهره‌ی کسایی که شلیک کرده بودن رو ببینم.

82
00:06:51,570 --> 00:06:53,280
‫در هر صورت شکر که سالمین.

83
00:06:54,170 --> 00:06:57,520
‫خب، خانم کوچولو تو چرا باهاشونی؟

84
00:06:57,880 --> 00:06:59,870
‫توضیحش یکم پیچیده‌ست.

85
00:06:59,870 --> 00:07:03,020
‫هــــا؟ باشه هرچی.

86
00:07:03,540 --> 00:07:07,320
‫توی این شکار... کسی با خودش فیفا آورد؟

87
00:07:07,320 --> 00:07:11,050
‫نه. مناسب شکار توی جنگل نیستن.

88
00:07:11,050 --> 00:07:14,940
‫فکر می‌کنم می‌شه اینطور برداشت کرد که با
‫هدف قتل به‌طور قاچاقی آورده شدن.

89
00:07:15,660 --> 00:07:18,920
‫وسایل همه رو بگردیم؟ اما...

90
00:07:18,920 --> 00:07:22,040
‫همه‌ی مهمان‌ها مقامات عالی‌رتبه‌ای هستن که توسط شیشو-ساما دعوت شدن.

91
00:07:22,600 --> 00:07:26,380
‫فکر نمی‌کنم ابزار مربوط به قتل رو پیش خودشون نگه دارن.

92
00:07:28,270 --> 00:07:30,590
‫لی‌هاکو-ساما، اون سگ...

93
00:07:30,590 --> 00:07:33,840
‫چیز دیگه‌ای جز دنبال کردن سوت بلده؟

94
00:07:33,840 --> 00:07:39,180
‫ها؟ آآ... گمونم می‌تونه لوی خرگوش رو بو بکشه.

95
00:07:39,820 --> 00:07:42,110
‫خیلی نازه، اما...

96
00:07:42,110 --> 00:07:43,940
‫جی‌ــ کوسن-ساما.

97
00:07:44,280 --> 00:07:45,440
‫چیه؟

98
00:07:45,740 --> 00:07:47,520
‫عصبانیه.

99
00:07:47,520 --> 00:07:52,940
‫خب معلومه. یکم زیادی هیجان‌زده شدم، اون‌طوری دست انداختمش.

100
00:07:52,940 --> 00:07:55,570
‫جینشی-ساما سعی داشت چیزی بهم بگه.

101
00:07:56,200 --> 00:08:00,330
‫ولی... برای اینکه دوست نداشتم بشنوم.
‫یه‌سری بهانه‌ی بیخود سرهم کردم.

102
00:08:00,920 --> 00:08:04,580
‫اون مردیه که در مورد ظاهرش غرور زیادی داره.

103
00:08:05,060 --> 00:08:09,320
‫شرط می‌بندم قورباغه‌ش هم حرفی برای گفتن داره،
‫ولی یه‌کاره گفتم «بگی‌نگی بزرگه».

104
00:08:10,890 --> 00:08:14,350
‫فضا معذبه، ولی حرف گفتنی رو باید بگم.

105
00:08:15,300 --> 00:08:20,600
‫شاید... راهی باشه که بفهمیم کی یکم پیش بهمون شلیک کرد.

106
00:08:27,400 --> 00:08:28,580
‫عذر می‌خوام.

107
00:08:29,080 --> 00:08:29,940
‫چیه؟

108
00:08:30,660 --> 00:08:31,600
‫اینو پیدا کردیم.

109
00:08:37,030 --> 00:08:38,580
‫اوی، اون...

110
00:08:40,580 --> 00:08:42,080
‫تکه‌ا‌ی از لباس اربابمه.

111
00:08:42,080 --> 00:08:44,080
‫ها؟ نـه!

112
00:08:44,550 --> 00:08:47,430
‫روی یه سنگ کنار رودخونه پیداش کردیم.

113
00:08:47,890 --> 00:08:51,130
‫اون اطراف کسی نبود، جلوتر یه تندآب بود که...

114
00:08:51,450 --> 00:08:53,790
‫که بابت باران دیشب ارتفاعش بالاتر بود.

115
00:08:53,790 --> 00:08:56,140
‫اگه آب با خودشون برده باشتشون...

116
00:08:56,140 --> 00:08:58,120
‫ز ـ زود باشید یه گروه جست‌وجو بفرستین!

117
00:08:58,120 --> 00:08:58,820
‫آره!

118
00:08:58,820 --> 00:08:59,870
‫یالا برین.

119
00:09:00,620 --> 00:09:03,430
‫دیگه الان برای ترسیدن زیادی دیره.

120
00:09:04,720 --> 00:09:07,810
‫پس... منم به تیم جست‌جو ملحق می‌شم.

121
00:09:16,920 --> 00:09:19,950
‫چی تو سرتونه... جینشی-ساما؟

122
00:09:28,710 --> 00:09:30,470
‫چـ ـ چیه؟

123
00:09:30,870 --> 00:09:33,450
‫آه... عذر می‌خوام!

124
00:09:33,450 --> 00:09:36,390
‫هومف. مشخصه خوب تربیتش نکردین.

125
00:09:38,850 --> 00:09:40,510
‫پسر خوب!

126
00:09:51,020 --> 00:09:51,940
‫چی شده؟

127
00:09:52,460 --> 00:09:54,400
‫باسن-ساما! این...

128
00:09:57,780 --> 00:09:59,460
‫از لباس اربابمه...

129
00:09:59,460 --> 00:10:02,080
‫این خون‌ـه؟ این اطراف کسی رو ندیدین؟

130
00:10:02,530 --> 00:10:06,620
‫اطراف رودخونه خیس نیست، فکر نمی‌کنم کسی از آب بیرون اومده باشه.

131
00:10:07,030 --> 00:10:08,560
‫که این‌طور.

132
00:10:08,560 --> 00:10:11,590
‫هرچند، اینو هم نزدیک تیکه پارچه پیدا کردیم.

133
00:10:11,590 --> 00:10:13,450
‫پر شاهین...

134
00:10:13,450 --> 00:10:16,630
‫برای شانس خوب توی شکار با شاهین ساخته شده؟

135
00:10:17,650 --> 00:10:18,580
‫آره.

136
00:10:19,630 --> 00:10:23,550
‫شرمنده، می‌شه وسایل همه رو بگردیم؟

137
00:10:26,340 --> 00:10:27,980
‫پیداش کردم!

138
00:10:30,100 --> 00:10:32,690
‫مثل همون تیری هست که کنار رودخونه پیداش کردیم!

139
00:10:32,690 --> 00:10:35,820
‫خبر ندارم! حتماً یه اشتباهی شده.

140
00:10:35,820 --> 00:10:38,430
‫پس چرا... تیر شما کنار رودخونه،

141
00:10:38,430 --> 00:10:42,280
‫همراه با یه تیکه از لباس ارباب من پیدا شده، لوئن-دونو؟

142
00:10:42,830 --> 00:10:47,830
‫حتماً یه نفر تیرهای منو دزدیده تا گیرم بندازه!

143
00:10:47,830 --> 00:10:49,300
‫چه خبره؟

144
00:10:48,440 --> 00:10:50,790
‫من از هیچی خبر ندارم!

145
00:10:49,300 --> 00:10:50,790
‫نکنه...؟

146
00:10:51,190 --> 00:10:53,700
‫ی‌ـ ـ یه نفر...

147
00:10:51,190 --> 00:10:54,040
‫ترس لوئن به‌نظر واقعیه!

148
00:10:54,040 --> 00:10:57,050
‫آدم‌هاش هم واکنش غیرطبیعی‌ای ندارن.

149
00:10:57,730 --> 00:11:02,710
‫پس... چطوره بگردیم ببینیم تیر دیگه‌‌ای هم هست یا نه؟

150
00:11:03,110 --> 00:11:07,220
‫باید جدای رودخونه... جنگل رو هم بگردیم.

151
00:11:09,430 --> 00:11:13,320
‫باشه. جنگل رو کامل بگردین.

152
00:11:13,320 --> 00:11:14,250
‫بله!

153
00:11:23,540 --> 00:11:26,060
‫امیدوارم به تله بیفته.

154
00:11:33,140 --> 00:11:36,920
‫لعنتی... چه خبره؟ من از تیرا خبر ندارم!

155
00:11:39,140 --> 00:11:41,430
‫اون‌جا چیزی هست؟

156
00:11:44,530 --> 00:11:45,510
‫اون...

157
00:11:50,410 --> 00:11:51,920
‫پسش بده!

158
00:11:56,790 --> 00:11:58,280
‫تو... یکم پیشم...

159
00:12:01,070 --> 00:12:03,820
‫گویا این سگ ازتون خیلی بدش میاد.

160
00:12:15,940 --> 00:12:20,280
‫این سگ... با شامه‌ی قویش سریع بو رو تشخیص می‌ده.

161
00:12:22,350 --> 00:12:26,870
‫حتماً برای همین بود که اصرار داشتن سگ رو با خودشون به شکار نبرن.

162
00:12:28,900 --> 00:12:33,320
‫محتویاتش رو از قبل مصادره کردیم. سه فیفا پیدا کردیم.

163
00:12:33,970 --> 00:12:38,230
‫ساخت خارجه. به احتمال زیاد آخرین مدل غربه.

164
00:12:39,710 --> 00:12:41,530
‫هنوز می‌تونم بوی دود رو حس کنم.

165
00:12:41,530 --> 00:12:43,980
‫خیلی کوچیکه.

166
00:12:43,980 --> 00:12:46,280
‫منم اولین باره این مدل رو می‌بینم.

167
00:12:50,220 --> 00:12:53,870
‫که این‌طور، قطعات فلزی جرقه ایجاد می‌کنن.

168
00:12:53,870 --> 00:12:58,670
‫باروت که از زغال سنگ، شوره‌برگ و گوگرد ساخته می‌شه با منفجر شدن،

169
00:12:58,670 --> 00:13:02,660
‫بوی خیلی قوی‌ای از خودش ساطع می‌کنه
‫که باعث می‌شه بخواین دماغتونو بگیرین.

170
00:13:02,660 --> 00:13:05,020
‫مثل یه تخم‌مرغ گندیده...

171
00:13:06,260 --> 00:13:09,930
‫درسته، همون بویِ موقعیه که روی صخره بهمون شلیک شد.

172
00:13:10,850 --> 00:13:16,360
‫وقتی سگ رو رها کردم تا بوی باورت رو بشنفه، فوراً فیفا رو پیدا کرد.

173
00:13:16,980 --> 00:13:21,440
‫بعدش کسی رو پیدا کرد که همون بوی باروت رو می‌داد... کسی که شلیک کرده بود.

174
00:13:21,440 --> 00:13:22,940
‫چه سگ باهوشی.

175
00:13:24,340 --> 00:13:26,570
‫پسر تو حرف نداری!

176
00:13:27,040 --> 00:13:32,080
‫دلم برای اون پیرمرد و خدمه‌ش که ازشون به عنوان طعمه استفاده کردیم، می‌سوزه.

177
00:13:33,960 --> 00:13:35,410
‫کوسن-ساما!

178
00:13:35,850 --> 00:13:36,920
‫باسن.

179
00:13:36,920 --> 00:13:39,040
‫یکم پیش صدای شلیک چی بود؟ آسیب دیدین؟

180
00:13:39,560 --> 00:13:43,980
‫اولش غیبتون زد، بعدش یهویی بهم یه تیکه پارچه نشون دادین...

181
00:13:43,980 --> 00:13:46,190
‫و امر کردین هرکاری این مرد میگه رو بکنم؟

182
00:13:46,190 --> 00:13:48,300
‫اصلاً نمی‌دونستم چه اتفاقی داره می‌افته!

183
00:13:48,580 --> 00:13:50,810
‫شرمنده. وضعیت چیه؟

184
00:13:54,490 --> 00:13:56,520
‫حواسمون به آدمای این مرد هست،

185
00:13:56,520 --> 00:13:59,570
‫تا بتونیم فوراً دستگیرشون کنیم.

186
00:13:59,570 --> 00:14:03,190
‫خب پس... تنها کاری که می‌مونه اینه که تفهیم اتهام بکنیم.

187
00:14:03,190 --> 00:14:04,060
‫اطاعت!

188
00:14:18,930 --> 00:14:23,150
‫بعد از اون، مهمان نقاب‌دار به استراحتگاه کوهستانی برگشت،

189
00:14:23,150 --> 00:14:25,620
‫و ضیافت اختتامه به پایان رسید.

190
00:14:35,170 --> 00:14:41,850
‫ناپدید شدن در طول روز به عنوان بولهوسی ارباب نقابدار تلقی شد.

191
00:14:42,770 --> 00:14:45,680
‫معلوم شد که در طی اون ضیافت،

192
00:14:45,680 --> 00:14:48,060
‫یک مقام رسمی و گروهش ناپدید شدن.

193
00:14:48,770 --> 00:14:52,820
‫و بعد از اون هم دیگه توی جمع دیده نشدن.

194
00:14:54,740 --> 00:14:57,750
‫نمی‌دونم چه اتفاقی افتاد، اما به‌نظر خسته میومدن.

195
00:14:58,890 --> 00:15:02,320
‫اما از اونجایی که من به عنوان جانشین «جینشی-ساما» توی این ضیافت حضور داشتم،

196
00:15:02,750 --> 00:15:05,270
‫در جایگاهی که نگران این موضوع باشم، نیستم.

197
00:15:09,450 --> 00:15:11,090
‫هنوز راه زیادی داره.

198
00:15:11,530 --> 00:15:15,140
‫پذیرایی برای یه خواجه سرگرم‌کننده نبود؟

199
00:15:15,460 --> 00:15:18,340
‫نخیر، بسیار لذت بردم.

200
00:15:18,860 --> 00:15:25,410
‫ولی حتماً آزاردهنده‌ست، صرفاً چون ملکه‌ رو آزرده‌خاطر کردین بالاجبار خواجه‌تون کنن.

201
00:15:25,410 --> 00:15:27,210
‫گذشته‌ها گذشته.

202
00:15:27,700 --> 00:15:30,860
‫و اینکه، این نوشیدنی زیر نور ماه لذتبخشه.

203
00:15:31,730 --> 00:15:36,940
‫من خواجه شدم، نام «ما» رو کنار گذاشتم و گائوشون شدم.

204
00:15:37,920 --> 00:15:42,380
‫اما توی ضیافت‌ها، به عنوان عضوی از خانواده‌ی «ما» باهام رفتار می‌شه.

205
00:15:43,390 --> 00:15:45,220
‫شرایط بر این قراره.

206
00:15:45,970 --> 00:15:52,840
‫راستی، خیلی بد شد که جناب خواجه‌ی زیبا نتونستن توی این شکار بهمون ملحق بشن.

207
00:15:53,570 --> 00:15:56,760
‫امروز ارباب نقابدار همراهمیون کردن.

208
00:15:57,070 --> 00:16:00,340
‫اگه اون زیبا‌رو بهمون محلق می‌شدن،

209
00:16:00,340 --> 00:16:04,330
‫به اربابمون بی‌ادبی می‌شد.

210
00:16:04,790 --> 00:16:10,590
‫شنیدم ارباب نقابدار زخم خیلی بدی روی صورتشون دارن.

211
00:16:10,590 --> 00:16:14,250
‫شنیدم هنوز که هنوزه توی اتاقشون مخفی می‌شن.

212
00:16:14,250 --> 00:16:16,410
‫حتماً امپراتور هم نگرانن،

213
00:16:16,760 --> 00:16:19,120
‫که اون ولیعهدشونه.

214
00:16:19,720 --> 00:16:20,380
‫بله.

215
00:16:21,210 --> 00:16:25,710
‫«اون»؟ برای ولیعهد هیچ احترامی قائل نیستن.

216
00:16:26,710 --> 00:16:28,590
‫راستی، احیاناً خبر دارین؟

217
00:16:29,110 --> 00:16:34,050
‫بعد از فاجعه‌ی قبلی، احیاناً هیچ‌کدوم از صیغه‌‌ها باردار نشدن؟

218
00:16:34,580 --> 00:16:37,080
‫خب... متأسفانه منم خبر ندارم.

219
00:16:38,170 --> 00:16:40,540
‫با اجازه، یکم زیاد نوشیدم.

220
00:16:46,300 --> 00:16:48,670
‫همه سعی دارن سر در بیارن...

221
00:16:49,270 --> 00:16:51,400
‫که مهمان اصلی این ضیافت شکار...

222
00:16:51,400 --> 00:16:54,820
‫که در اصل، برادر کوچکتر امپراتور هست،

223
00:16:54,820 --> 00:16:58,780
‫برای گرفتن تاج و تخت مناسب هستن یا نه.

224
00:17:02,370 --> 00:17:07,170
‫جینشی-ساما... تونستن حقیقت رو به شائومائو بگن؟

225
00:17:08,940 --> 00:17:12,050
‫برای مقابله با مشکلاتی که در آینده‌ی نزدیک رخ می‌ده...

226
00:17:12,050 --> 00:17:14,120
‫باید خبر داشته باشه.

227
00:17:14,580 --> 00:17:18,020
‫تا این حد دختر به‌دردبخوری هست.

228
00:17:19,750 --> 00:17:21,180
‫به‌نظر سنگ‌دلی میاد، اما...

229
00:17:22,200 --> 00:17:24,730
‫هرچقدر مهره‌ی به‌درد بخور بیشتر باشه، برای ما بهتره.

230
00:17:28,170 --> 00:17:31,690
‫بازم یه پایان آزاردهنده.

231
00:17:32,410 --> 00:17:34,190
‫درست مثل دفعه‌ی قبلی.

232
00:17:34,740 --> 00:17:38,020
‫اینکه فیفا رو از کجا آوردن؟ خواسته‌ی اصلیشون چی بود؟...

233
00:17:38,020 --> 00:17:40,280
‫خیلی چیزا بی‌جواب موند.

234
00:17:41,220 --> 00:17:45,290
‫ساخت خارجه. احتمال زیاد آخرین مدل از غربه.

235
00:17:46,020 --> 00:17:47,580
‫غرب...

236
00:17:48,460 --> 00:17:51,920
‫سفرای ویژه که تقریباً سیب از وسط دو نیم شده بودن...

237
00:17:52,370 --> 00:17:56,520
‫داستان دخترهایی که از خونه بیرون زدن و محافظانشون رو فریب داده بودن...

238
00:17:56,520 --> 00:17:58,660
‫احتمالاً درباره‌ی اون‌ها بود.

239
00:17:59,750 --> 00:18:03,530
‫وقتی اون‌طوری مخفیانه از خونه بیرون رفتن، دقیقاً هدفشون چی بود؟

240
00:18:04,030 --> 00:18:07,420
‫درست مثل همون استعاره‌ی خواهر کوچکتری که باردار شد،

241
00:18:07,420 --> 00:18:11,150
‫دنبال مردی بودن؟ یا...

242
00:18:14,040 --> 00:18:17,540
‫امیدوارم مجرم‌های امروز یه چیزی مقر بیان.

243
00:18:18,540 --> 00:18:19,880
‫یه لحظه وقت داری؟

244
00:18:20,890 --> 00:18:24,630
‫این‌چا چیکار می‌کنه؟ قرار نبود توی ضیافت باشه؟

245
00:18:31,550 --> 00:18:32,920
‫لازم نیست درو باز کنی.

246
00:18:33,400 --> 00:18:36,810
‫عذر می‌خوام که انقدر ترسوندمت.

247
00:18:40,520 --> 00:18:44,390
‫شاید نتونتم صورتشو ببینم، اما ندیده هم می‌دونم.

248
00:18:44,920 --> 00:18:49,690
‫درگیرش نشین، منم ازتون عذر می‌خوام.

249
00:18:50,380 --> 00:18:52,280
‫که گفتم «بگی‌نگی بزرگه».

250
00:18:54,210 --> 00:18:57,580
‫جینشی-ساما به چی فکر می‌کنه؟

251
00:18:58,270 --> 00:19:02,490
‫من از قدیما... توی درک احساسات آدم‌ها خنگ بودم.

252
00:19:03,410 --> 00:19:07,590
‫همنشین‌هایی که منو بزرگ کردن، روسپی‌های سخت‌کوشی بودن.

253
00:19:08,260 --> 00:19:12,120
‫مهم نیست چقدر گریه می‌کردم، تا زمانی که کارشون تموم بشه تنها می‌موندم.

254
00:19:14,570 --> 00:19:19,080
‫شنیدم زمان زیادی نبرد تا دیگه یاد گرفتم گریه نکنم.

255
00:19:20,210 --> 00:19:21,710
‫شاید برای همینه که...

256
00:19:21,710 --> 00:19:24,710
‫توی فهمیدن اینکه آدما احساس خوب یا بدی بهم دارن، کندم.

257
00:19:25,580 --> 00:19:29,640
‫و همچنین... نمی‌دونم توی همچین شرایطی باید چی بگم.

258
00:19:30,900 --> 00:19:33,100
‫من هیچ حرفی نمی‌زنم.

259
00:19:36,760 --> 00:19:41,000
‫برای من همیشه... جینشی-ساما، جینشی-ساماست.

260
00:19:44,650 --> 00:19:46,910
‫این احساسات صادقانه‌مه.

261
00:19:47,420 --> 00:19:52,670
‫چه تخم‌هاش سرجاشون باشن چه نباشن، من که قرار نیست ببینمشون،

262
00:19:52,670 --> 00:19:54,670
‫پس به من ارتباطی نداره.

263
00:19:56,270 --> 00:19:58,710
‫پس برای تو من همیشه منم.

264
00:20:03,890 --> 00:20:07,600
‫نترس... فقط می‌خواستم اینو بهت بدم.

265
00:20:16,650 --> 00:20:20,650
‫خیلی وقته که می‌خواستم وقتی بهت حرفمو گفتم، اینو بهت بدم.

266
00:20:22,390 --> 00:20:24,670
‫ممکنه برای تو هم دردسر ایجاد کنه، اما...

267
00:20:24,670 --> 00:20:25,690
‫این...

268
00:20:26,570 --> 00:20:28,790
‫ازت خواستم توی این سفر همراهیم کنی...

269
00:20:28,790 --> 00:20:30,590
‫صـ ـ صـ‌...

270
00:20:30,590 --> 00:20:31,370
‫فقط برای این!

271
00:20:31,730 --> 00:20:34,040
‫صفرای گاو!

272
00:20:33,460 --> 00:20:34,960
صفرای گاو

273
00:20:34,040 --> 00:20:36,380
‫سنگ صفرای یه گاو!

274
00:20:36,720 --> 00:20:40,800
‫تا الان فقط توی رویاهام دیده بودمش اما الان توی دستامه!

275
00:20:41,220 --> 00:20:45,410
‫آره! شرمنده که انقدر منتظر موندی...بالأخره گیرآوردمش...

276
00:20:45,410 --> 00:20:47,230
‫نه! اینو نمی‌خواستم بگم‌ـــ

277
00:20:47,230 --> 00:20:48,970
‫خیلی ازتون ممنونم!

278
00:20:49,510 --> 00:20:50,720
‫بـ... باش...

279
00:20:57,770 --> 00:20:59,570
‫خب دیگه شب بر شما خوش!

280
00:21:01,880 --> 00:21:02,690
‫وایسا!

281
00:21:03,040 --> 00:21:07,200
‫اوی! درو روم نبند! حرفم هنوز تموم نشده!

282
00:21:09,700 --> 00:21:12,780
‫کسی مزاحممون نمی‌شه!

283
00:21:18,120 --> 00:21:21,590
‫برام مهم نیست جینشی-ساما واقعاً خواجه‌ست یا نه.

284
00:21:21,590 --> 00:21:24,010
‫اما... برای این صفرای گاو یکی طلبش.

285
00:21:24,670 --> 00:21:29,440
‫اگه رازش یه روزی برملا شد و منم توی دردسر افتادم، اون‌موقع...

286
00:21:30,850 --> 00:21:33,740
‫خودم با دستای خودم خواجه‌ش می‌کنم.

287
00:21:35,270 --> 00:21:40,860
‫اوی، گوش‌ـت با منه! درست به حرف آدم گوش بده!

288
00:21:42,470 --> 00:21:48,020
‫اوی! داروساز! اوی!

289
00:21:42,470 --> 00:21:48,270
‫توی این سرزمین، فقط دو نفر هستن که توی اسمشون «کا» به نمایندگی از «گل» دارن.

290
00:21:50,310 --> 00:21:53,200
‫امپراتور، بالاترین مقام کشور.

291
00:21:53,200 --> 00:21:54,500
‫و...

292
00:21:55,640 --> 00:21:59,880
‫جینشی-ساما... یا بهتره بگم شاهزاده‌ی ماه.

293
00:22:01,720 --> 00:22:04,980
‫تا همیشه نمی‌تونین توی جایگاه موقتیتون بمونین.

294
00:22:06,950 --> 00:22:10,170
‫هرچی نباشه شما برادر کوچکتر امپراتور ما...

295
00:22:12,060 --> 00:22:14,060
‫کا زوی‌گتسو هستین.

296
00:22:14,080 --> 00:22:24,080
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

297
00:23:44,980 --> 00:23:59,910
‫قسمت بعدی

298
00:23:56,580 --> 00:23:59,150
‫قسمت بعدی: «حمام.»

299
00:23:56,700 --> 00:23:59,910
‫قسمـت

300
00:23:56,700 --> 00:23:59,910
قسمـت

301
00:23:56,700 --> 00:23:59,910
37

302
00:23:56,700 --> 00:23:59,910
37

303
00:23:56,700 --> 00:23:59,910
حــمــام

304
00:23:56,700 --> 00:23:59,910
حــمــام

305
00:24:05,150 --> 00:24:08,150
