WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:30.400 --> 01:33.320
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

01:34.700 --> 01:37.520
‫چندتا از مقامات عالی‌رتبه سریع فهمیدن چه اتفاقی داره می‌افته،

01:37.520 --> 01:39.950
‫و فوراً جست‌وجو رو شروع کردن، اما...

01:40.630 --> 01:42.740
‫کجا رفتن؟

01:42.740 --> 01:45.740
‫با یه دخترک خدمتکار غیبش زد؟

01:45.740 --> 01:47.270
‫شاید یه قرار عاشقانه بوده؟

01:48.550 --> 01:51.270
‫همچین چیزی مگه ممکنه، ابله‌ها.

01:51.870 --> 01:56.030
‫ولی... الان دو ساعت از رفتنشون گذشته.

01:56.030 --> 01:59.790
‫چند نفرو فرستادم تا دنبالشون بگردن، اما خبری نیست.

02:00.770 --> 02:03.380
‫الان نمی‌تونم از پدر هم کمکی بخوام.

02:04.510 --> 02:07.640
‫گویا اون‌موقع به اون دختره‌ی خدمتکار دستوری چیزی داد.

02:09.140 --> 02:12.400
‫باید صرف نظر از اینکه چی می‌گه دنبالش می‌رفتم!

02:13.230 --> 02:15.520
‫از وظایفی که تشریفات محضه حالم به‌هم می‌خوره.

02:16.690 --> 02:20.350
‫اگه حداقل میزبان دیگه بند و بساط ضیافتشو جمع می‌کرد...

02:21.920 --> 02:22.910
‫شیشو...

02:23.650 --> 02:28.080
‫طبق معمول... از اون مرداست که هیچ نمی‌دونی چی تو سرش می‌گذره.

02:28.670 --> 02:34.030
‫ولی... مطمئنم نمی‌خواد توی ضیافتِ خودش دردسری رخ بده.

02:34.030 --> 02:37.590
‫اگه این حقیقت داشته باشه، پس یعنی شیشو دستی توی این ماجراها نداره؟

02:38.090 --> 02:42.050
‫قسمـت

02:38.090 --> 02:42.050
قسمـت

02:38.090 --> 02:42.050
36

02:38.090 --> 02:42.050
کا زوی‌گتسو

02:52.010 --> 02:56.460
‫گرمه... و بوی خیلی ضعیف عود می‌ده.

02:56.460 --> 02:59.900
‫اما... مهم‌تر از همه‌ی اینا این....

03:02.840 --> 03:03.870
‫چیه؟

03:04.900 --> 03:08.550
‫همون قورباغه‌ی یکم پیشه؟ ‫ولی واسه قورباغه زیادی بزرگه.

03:09.210 --> 03:15.040
‫شرمنده... می‌شه دستتو برداری؟ یه چیزی رو گرفتی...

03:16.350 --> 03:17.670
‫گرفتم...؟

03:23.160 --> 03:24.680
‫امکان نداره.

03:25.050 --> 03:29.180
‫نمی‌تونه چیزی باشه که یه خواجه با داشتنش وارد کاخ اندرونی بشه.

03:30.510 --> 03:32.190
‫اما... خودشه!

03:36.250 --> 03:38.030
‫بدنش هم مثل بقیه‌ی خواجه‌ها نیست.

03:38.470 --> 03:41.070
‫تا الان هم کم نشونه نبوده.

03:41.400 --> 03:45.380
‫ولی... شاید ناخودآگاه از فکر کردن بهش پرهیز می‌کردم.

03:45.810 --> 03:49.940
‫شاید چهره‌ی یه الهه رو داشته باشه، اما... جینشی-ساما...

03:51.250 --> 03:55.290
‫از طرفی هم... حداقل زحمت توضیح دادنشو از سرم کم کردی.

04:00.390 --> 04:02.260
‫باید یه چیزی بهت بگم.

04:02.260 --> 04:05.090
‫نه. دیگه نباید گوش بدم.

04:05.600 --> 04:08.350
‫این‌بار برای همین ازت خواستم توی این سفر همراهیم کنی.

04:08.350 --> 04:11.520
‫اگه بفهمم، باید با خودم به گور ببرمش

04:11.520 --> 04:13.190
‫داروساز، من‌ـــ

04:13.190 --> 04:18.030
‫عذر می‌خوام، گمونم اشتباهی یه قورباغه رو له کردم.

04:18.030 --> 04:20.480
‫ها؟ قورباغه؟

04:22.190 --> 04:26.260
‫یهویی افتاد روی سرم، منم تعادلمو از دست دادم.

04:26.260 --> 04:28.030
‫جاییتون که آسیب ندید؟

04:28.570 --> 04:29.870
‫نه، قورباغه نبو‌ـــ

04:29.870 --> 04:30.870
‫قورباغه بود.

04:31.320 --> 04:33.620
‫قورباغه. قورباغه بود.

04:34.570 --> 04:36.830
‫خب دیگه، زود باشین از این‌جا بریم.

04:40.340 --> 04:41.920
‫به چی می‌گی قورباغه؟

04:44.900 --> 04:47.810
‫اگه قورباغه نبود، پس چی بود؟

04:47.810 --> 04:49.970
‫قورباغه‌ها خیلی کوچیک‌تر نیستن؟

04:49.970 --> 04:54.000
‫این موقع از سال یه عالمه قورباغه‌ی بگی‌نگی بزرگ داریم.

04:54.000 --> 04:55.480
‫بگی‌نگی....

04:55.480 --> 04:57.230
‫بله. بگی‌نگی.

04:57.230 --> 05:00.990
‫اگه یه قورباغه‌ی بگی‌نگی بزرگ نبود،
‫پس چیِ بگی‌نگی بزرگ بود؟

05:00.990 --> 05:03.440
‫هوی! چرا دستتو پاک می‌کنی؟

05:03.440 --> 05:07.950
‫خب، قورباغه‌ها چندشن خب. یه حالت لزجی دارن.

05:07.950 --> 05:10.580
‫چندش... به کی می‌گی لزج؟

05:10.580 --> 05:14.840
‫بگذریم. من هیچی نمی‌دونم.

05:15.780 --> 05:18.410
‫زیادی دونستن اصلاً خوب نیست.

05:18.410 --> 05:21.380
‫جینشی-ساما من، یه مقام رسمی و خدمتکارش هستیم.

05:21.380 --> 05:23.730
‫نه بیشتر و نه کمتر.

05:23.730 --> 05:26.630
‫اصلا لازم نیست هیچ راز دیگه‌ای بینمون مطرح‌ــــ

05:34.390 --> 05:36.100
‫می‌خوای بفهمیم؟

05:45.410 --> 05:47.460
‫زیادی تحریکش کردم!

05:52.050 --> 05:53.490
‫چـ ـ چیکار کنم؟

05:53.490 --> 05:55.580
‫لگد بزنم؟

06:11.560 --> 06:12.680
‫چی بود؟

06:22.670 --> 06:24.140
‫احسنت!

06:24.140 --> 06:28.610
‫اوی، چی شده؟ یهویی کجا غیبت زد؟

06:28.610 --> 06:29.360
‫این صدا...

06:31.870 --> 06:34.950
‫لی‌هاکو-ساما! می‌شه ما رو بکشین بالا؟

06:35.250 --> 06:36.580
‫ها؟ خانم کوچولو؟

06:37.100 --> 06:39.670
‫اون پایین چیکار می‌کنی؟

06:42.680 --> 06:43.790
‫که این‌طور.

06:44.290 --> 06:47.170
‫یه نفر با فیفا بهتون شلیک کرد، برای همین از آبشار پریدین پایین.

06:47.710 --> 06:50.340
‫هرچند نتونستم چهره‌ی کسایی که شلیک کرده بودن رو ببینم.

06:51.570 --> 06:53.280
‫در هر صورت شکر که سالمین.

06:54.170 --> 06:57.520
‫خب، خانم کوچولو تو چرا باهاشونی؟

06:57.880 --> 06:59.870
‫توضیحش یکم پیچیده‌ست.

06:59.870 --> 07:03.020
‫هــــا؟ باشه هرچی.

07:03.540 --> 07:07.320
‫توی این شکار... کسی با خودش فیفا آورد؟

07:07.320 --> 07:11.050
‫نه. مناسب شکار توی جنگل نیستن.

07:11.050 --> 07:14.940
‫فکر می‌کنم می‌شه اینطور برداشت کرد که با
‫هدف قتل به‌طور قاچاقی آورده شدن.

07:15.660 --> 07:18.920
‫وسایل همه رو بگردیم؟ اما...

07:18.920 --> 07:22.040
‫همه‌ی مهمان‌ها مقامات عالی‌رتبه‌ای هستن که توسط شیشو-ساما دعوت شدن.

07:22.600 --> 07:26.380
‫فکر نمی‌کنم ابزار مربوط به قتل رو پیش خودشون نگه دارن.

07:28.270 --> 07:30.590
‫لی‌هاکو-ساما، اون سگ...

07:30.590 --> 07:33.840
‫چیز دیگه‌ای جز دنبال کردن سوت بلده؟

07:33.840 --> 07:39.180
‫ها؟ آآ... گمونم می‌تونه لوی خرگوش رو بو بکشه.

07:39.820 --> 07:42.110
‫خیلی نازه، اما...

07:42.110 --> 07:43.940
‫جی‌ــ کوسن-ساما.

07:44.280 --> 07:45.440
‫چیه؟

07:45.740 --> 07:47.520
‫عصبانیه.

07:47.520 --> 07:52.940
‫خب معلومه. یکم زیادی هیجان‌زده شدم، اون‌طوری دست انداختمش.

07:52.940 --> 07:55.570
‫جینشی-ساما سعی داشت چیزی بهم بگه.

07:56.200 --> 08:00.330
‫ولی... برای اینکه دوست نداشتم بشنوم.
‫یه‌سری بهانه‌ی بیخود سرهم کردم.

08:00.920 --> 08:04.580
‫اون مردیه که در مورد ظاهرش غرور زیادی داره.

08:05.060 --> 08:09.320
‫شرط می‌بندم قورباغه‌ش هم حرفی برای گفتن داره،
‫ولی یه‌کاره گفتم «بگی‌نگی بزرگه».

08:10.890 --> 08:14.350
‫فضا معذبه، ولی حرف گفتنی رو باید بگم.

08:15.300 --> 08:20.600
‫شاید... راهی باشه که بفهمیم کی یکم پیش بهمون شلیک کرد.

08:27.400 --> 08:28.580
‫عذر می‌خوام.

08:29.080 --> 08:29.940
‫چیه؟

08:30.660 --> 08:31.600
‫اینو پیدا کردیم.

08:37.030 --> 08:38.580
‫اوی، اون...

08:40.580 --> 08:42.080
‫تکه‌ا‌ی از لباس اربابمه.

08:42.080 --> 08:44.080
‫ها؟ نـه!

08:44.550 --> 08:47.430
‫روی یه سنگ کنار رودخونه پیداش کردیم.

08:47.890 --> 08:51.130
‫اون اطراف کسی نبود، جلوتر یه تندآب بود که...

08:51.450 --> 08:53.790
‫که بابت باران دیشب ارتفاعش بالاتر بود.

08:53.790 --> 08:56.140
‫اگه آب با خودشون برده باشتشون...

08:56.140 --> 08:58.120
‫ز ـ زود باشید یه گروه جست‌وجو بفرستین!

08:58.120 --> 08:58.820
‫آره!

08:58.820 --> 08:59.870
‫یالا برین.

09:00.620 --> 09:03.430
‫دیگه الان برای ترسیدن زیادی دیره.

09:04.720 --> 09:07.810
‫پس... منم به تیم جست‌جو ملحق می‌شم.

09:16.920 --> 09:19.950
‫چی تو سرتونه... جینشی-ساما؟

09:28.710 --> 09:30.470
‫چـ ـ چیه؟

09:30.870 --> 09:33.450
‫آه... عذر می‌خوام!

09:33.450 --> 09:36.390
‫هومف. مشخصه خوب تربیتش نکردین.

09:38.850 --> 09:40.510
‫پسر خوب!

09:51.020 --> 09:51.940
‫چی شده؟

09:52.460 --> 09:54.400
‫باسن-ساما! این...

09:57.780 --> 09:59.460
‫از لباس اربابمه...

09:59.460 --> 10:02.080
‫این خون‌ـه؟ این اطراف کسی رو ندیدین؟

10:02.530 --> 10:06.620
‫اطراف رودخونه خیس نیست، فکر نمی‌کنم کسی از آب بیرون اومده باشه.

10:07.030 --> 10:08.560
‫که این‌طور.

10:08.560 --> 10:11.590
‫هرچند، اینو هم نزدیک تیکه پارچه پیدا کردیم.

10:11.590 --> 10:13.450
‫پر شاهین...

10:13.450 --> 10:16.630
‫برای شانس خوب توی شکار با شاهین ساخته شده؟

10:17.650 --> 10:18.580
‫آره.

10:19.630 --> 10:23.550
‫شرمنده، می‌شه وسایل همه رو بگردیم؟

10:26.340 --> 10:27.980
‫پیداش کردم!

10:30.100 --> 10:32.690
‫مثل همون تیری هست که کنار رودخونه پیداش کردیم!

10:32.690 --> 10:35.820
‫خبر ندارم! حتماً یه اشتباهی شده.

10:35.820 --> 10:38.430
‫پس چرا... تیر شما کنار رودخونه،

10:38.430 --> 10:42.280
‫همراه با یه تیکه از لباس ارباب من پیدا شده، لوئن-دونو؟

10:42.830 --> 10:47.830
‫حتماً یه نفر تیرهای منو دزدیده تا گیرم بندازه!

10:47.830 --> 10:49.300
‫چه خبره؟

10:48.440 --> 10:50.790
‫من از هیچی خبر ندارم!

10:49.300 --> 10:50.790
‫نکنه...؟

10:51.190 --> 10:53.700
‫ی‌ـ ـ یه نفر...

10:51.190 --> 10:54.040
‫ترس لوئن به‌نظر واقعیه!

10:54.040 --> 10:57.050
‫آدم‌هاش هم واکنش غیرطبیعی‌ای ندارن.

10:57.730 --> 11:02.710
‫پس... چطوره بگردیم ببینیم تیر دیگه‌‌ای هم هست یا نه؟

11:03.110 --> 11:07.220
‫باید جدای رودخونه... جنگل رو هم بگردیم.

11:09.430 --> 11:13.320
‫باشه. جنگل رو کامل بگردین.

11:13.320 --> 11:14.250
‫بله!

11:23.540 --> 11:26.060
‫امیدوارم به تله بیفته.

11:33.140 --> 11:36.920
‫لعنتی... چه خبره؟ من از تیرا خبر ندارم!

11:39.140 --> 11:41.430
‫اون‌جا چیزی هست؟

11:44.530 --> 11:45.510
‫اون...

11:50.410 --> 11:51.920
‫پسش بده!

11:56.790 --> 11:58.280
‫تو... یکم پیشم...

12:01.070 --> 12:03.820
‫گویا این سگ ازتون خیلی بدش میاد.

12:15.940 --> 12:20.280
‫این سگ... با شامه‌ی قویش سریع بو رو تشخیص می‌ده.

12:22.350 --> 12:26.870
‫حتماً برای همین بود که اصرار داشتن سگ رو با خودشون به شکار نبرن.

12:28.900 --> 12:33.320
‫محتویاتش رو از قبل مصادره کردیم. سه فیفا پیدا کردیم.

12:33.970 --> 12:38.230
‫ساخت خارجه. به احتمال زیاد آخرین مدل غربه.

12:39.710 --> 12:41.530
‫هنوز می‌تونم بوی دود رو حس کنم.

12:41.530 --> 12:43.980
‫خیلی کوچیکه.

12:43.980 --> 12:46.280
‫منم اولین باره این مدل رو می‌بینم.

12:50.220 --> 12:53.870
‫که این‌طور، قطعات فلزی جرقه ایجاد می‌کنن.

12:53.870 --> 12:58.670
‫باروت که از زغال سنگ، شوره‌برگ و گوگرد ساخته می‌شه با منفجر شدن،

12:58.670 --> 13:02.660
‫بوی خیلی قوی‌ای از خودش ساطع می‌کنه
‫که باعث می‌شه بخواین دماغتونو بگیرین.

13:02.660 --> 13:05.020
‫مثل یه تخم‌مرغ گندیده...

13:06.260 --> 13:09.930
‫درسته، همون بویِ موقعیه که روی صخره بهمون شلیک شد.

13:10.850 --> 13:16.360
‫وقتی سگ رو رها کردم تا بوی باورت رو بشنفه، فوراً فیفا رو پیدا کرد.

13:16.980 --> 13:21.440
‫بعدش کسی رو پیدا کرد که همون بوی باروت رو می‌داد... کسی که شلیک کرده بود.

13:21.440 --> 13:22.940
‫چه سگ باهوشی.

13:24.340 --> 13:26.570
‫پسر تو حرف نداری!

13:27.040 --> 13:32.080
‫دلم برای اون پیرمرد و خدمه‌ش که ازشون به عنوان طعمه استفاده کردیم، می‌سوزه.

13:33.960 --> 13:35.410
‫کوسن-ساما!

13:35.850 --> 13:36.920
‫باسن.

13:36.920 --> 13:39.040
‫یکم پیش صدای شلیک چی بود؟ آسیب دیدین؟

13:39.560 --> 13:43.980
‫اولش غیبتون زد، بعدش یهویی بهم یه تیکه پارچه نشون دادین...

13:43.980 --> 13:46.190
‫و امر کردین هرکاری این مرد میگه رو بکنم؟

13:46.190 --> 13:48.300
‫اصلاً نمی‌دونستم چه اتفاقی داره می‌افته!

13:48.580 --> 13:50.810
‫شرمنده. وضعیت چیه؟

13:54.490 --> 13:56.520
‫حواسمون به آدمای این مرد هست،

13:56.520 --> 13:59.570
‫تا بتونیم فوراً دستگیرشون کنیم.

13:59.570 --> 14:03.190
‫خب پس... تنها کاری که می‌مونه اینه که تفهیم اتهام بکنیم.

14:03.190 --> 14:04.060
‫اطاعت!

14:18.930 --> 14:23.150
‫بعد از اون، مهمان نقاب‌دار به استراحتگاه کوهستانی برگشت،

14:23.150 --> 14:25.620
‫و ضیافت اختتامه به پایان رسید.

14:35.170 --> 14:41.850
‫ناپدید شدن در طول روز به عنوان بولهوسی ارباب نقابدار تلقی شد.

14:42.770 --> 14:45.680
‫معلوم شد که در طی اون ضیافت،

14:45.680 --> 14:48.060
‫یک مقام رسمی و گروهش ناپدید شدن.

14:48.770 --> 14:52.820
‫و بعد از اون هم دیگه توی جمع دیده نشدن.

14:54.740 --> 14:57.750
‫نمی‌دونم چه اتفاقی افتاد، اما به‌نظر خسته میومدن.

14:58.890 --> 15:02.320
‫اما از اونجایی که من به عنوان جانشین «جینشی-ساما» توی این ضیافت حضور داشتم،

15:02.750 --> 15:05.270
‫در جایگاهی که نگران این موضوع باشم، نیستم.

15:09.450 --> 15:11.090
‫هنوز راه زیادی داره.

15:11.530 --> 15:15.140
‫پذیرایی برای یه خواجه سرگرم‌کننده نبود؟

15:15.460 --> 15:18.340
‫نخیر، بسیار لذت بردم.

15:18.860 --> 15:25.410
‫ولی حتماً آزاردهنده‌ست، صرفاً چون ملکه‌ رو آزرده‌خاطر کردین بالاجبار خواجه‌تون کنن.

15:25.410 --> 15:27.210
‫گذشته‌ها گذشته.

15:27.700 --> 15:30.860
‫و اینکه، این نوشیدنی زیر نور ماه لذتبخشه.

15:31.730 --> 15:36.940
‫من خواجه شدم، نام «ما» رو کنار گذاشتم و گائوشون شدم.

15:37.920 --> 15:42.380
‫اما توی ضیافت‌ها، به عنوان عضوی از خانواده‌ی «ما» باهام رفتار می‌شه.

15:43.390 --> 15:45.220
‫شرایط بر این قراره.

15:45.970 --> 15:52.840
‫راستی، خیلی بد شد که جناب خواجه‌ی زیبا نتونستن توی این شکار بهمون ملحق بشن.

15:53.570 --> 15:56.760
‫امروز ارباب نقابدار همراهمیون کردن.

15:57.070 --> 16:00.340
‫اگه اون زیبا‌رو بهمون محلق می‌شدن،

16:00.340 --> 16:04.330
‫به اربابمون بی‌ادبی می‌شد.

16:04.790 --> 16:10.590
‫شنیدم ارباب نقابدار زخم خیلی بدی روی صورتشون دارن.

16:10.590 --> 16:14.250
‫شنیدم هنوز که هنوزه توی اتاقشون مخفی می‌شن.

16:14.250 --> 16:16.410
‫حتماً امپراتور هم نگرانن،

16:16.760 --> 16:19.120
‫که اون ولیعهدشونه.

16:19.720 --> 16:20.380
‫بله.

16:21.210 --> 16:25.710
‫«اون»؟ برای ولیعهد هیچ احترامی قائل نیستن.

16:26.710 --> 16:28.590
‫راستی، احیاناً خبر دارین؟

16:29.110 --> 16:34.050
‫بعد از فاجعه‌ی قبلی، احیاناً هیچ‌کدوم از صیغه‌‌ها باردار نشدن؟

16:34.580 --> 16:37.080
‫خب... متأسفانه منم خبر ندارم.

16:38.170 --> 16:40.540
‫با اجازه، یکم زیاد نوشیدم.

16:46.300 --> 16:48.670
‫همه سعی دارن سر در بیارن...

16:49.270 --> 16:51.400
‫که مهمان اصلی این ضیافت شکار...

16:51.400 --> 16:54.820
‫که در اصل، برادر کوچکتر امپراتور هست،

16:54.820 --> 16:58.780
‫برای گرفتن تاج و تخت مناسب هستن یا نه.

17:02.370 --> 17:07.170
‫جینشی-ساما... تونستن حقیقت رو به شائومائو بگن؟

17:08.940 --> 17:12.050
‫برای مقابله با مشکلاتی که در آینده‌ی نزدیک رخ می‌ده...

17:12.050 --> 17:14.120
‫باید خبر داشته باشه.

17:14.580 --> 17:18.020
‫تا این حد دختر به‌دردبخوری هست.

17:19.750 --> 17:21.180
‫به‌نظر سنگ‌دلی میاد، اما...

17:22.200 --> 17:24.730
‫هرچقدر مهره‌ی به‌درد بخور بیشتر باشه، برای ما بهتره.

17:28.170 --> 17:31.690
‫بازم یه پایان آزاردهنده.

17:32.410 --> 17:34.190
‫درست مثل دفعه‌ی قبلی.

17:34.740 --> 17:38.020
‫اینکه فیفا رو از کجا آوردن؟ خواسته‌ی اصلیشون چی بود؟...

17:38.020 --> 17:40.280
‫خیلی چیزا بی‌جواب موند.

17:41.220 --> 17:45.290
‫ساخت خارجه. احتمال زیاد آخرین مدل از غربه.

17:46.020 --> 17:47.580
‫غرب...

17:48.460 --> 17:51.920
‫سفرای ویژه که تقریباً سیب از وسط دو نیم شده بودن...

17:52.370 --> 17:56.520
‫داستان دخترهایی که از خونه بیرون زدن و محافظانشون رو فریب داده بودن...

17:56.520 --> 17:58.660
‫احتمالاً درباره‌ی اون‌ها بود.

17:59.750 --> 18:03.530
‫وقتی اون‌طوری مخفیانه از خونه بیرون رفتن، دقیقاً هدفشون چی بود؟

18:04.030 --> 18:07.420
‫درست مثل همون استعاره‌ی خواهر کوچکتری که باردار شد،

18:07.420 --> 18:11.150
‫دنبال مردی بودن؟ یا...

18:14.040 --> 18:17.540
‫امیدوارم مجرم‌های امروز یه چیزی مقر بیان.

18:18.540 --> 18:19.880
‫یه لحظه وقت داری؟

18:20.890 --> 18:24.630
‫این‌چا چیکار می‌کنه؟ قرار نبود توی ضیافت باشه؟

18:31.550 --> 18:32.920
‫لازم نیست درو باز کنی.

18:33.400 --> 18:36.810
‫عذر می‌خوام که انقدر ترسوندمت.

18:40.520 --> 18:44.390
‫شاید نتونتم صورتشو ببینم، اما ندیده هم می‌دونم.

18:44.920 --> 18:49.690
‫درگیرش نشین، منم ازتون عذر می‌خوام.

18:50.380 --> 18:52.280
‫که گفتم «بگی‌نگی بزرگه».

18:54.210 --> 18:57.580
‫جینشی-ساما به چی فکر می‌کنه؟

18:58.270 --> 19:02.490
‫من از قدیما... توی درک احساسات آدم‌ها خنگ بودم.

19:03.410 --> 19:07.590
‫همنشین‌هایی که منو بزرگ کردن، روسپی‌های سخت‌کوشی بودن.

19:08.260 --> 19:12.120
‫مهم نیست چقدر گریه می‌کردم، تا زمانی که کارشون تموم بشه تنها می‌موندم.

19:14.570 --> 19:19.080
‫شنیدم زمان زیادی نبرد تا دیگه یاد گرفتم گریه نکنم.

19:20.210 --> 19:21.710
‫شاید برای همینه که...

19:21.710 --> 19:24.710
‫توی فهمیدن اینکه آدما احساس خوب یا بدی بهم دارن، کندم.

19:25.580 --> 19:29.640
‫و همچنین... نمی‌دونم توی همچین شرایطی باید چی بگم.

19:30.900 --> 19:33.100
‫من هیچ حرفی نمی‌زنم.

19:36.760 --> 19:41.000
‫برای من همیشه... جینشی-ساما، جینشی-ساماست.

19:44.650 --> 19:46.910
‫این احساسات صادقانه‌مه.

19:47.420 --> 19:52.670
‫چه تخم‌هاش سرجاشون باشن چه نباشن، من که قرار نیست ببینمشون،

19:52.670 --> 19:54.670
‫پس به من ارتباطی نداره.

19:56.270 --> 19:58.710
‫پس برای تو من همیشه منم.

20:03.890 --> 20:07.600
‫نترس... فقط می‌خواستم اینو بهت بدم.

20:16.650 --> 20:20.650
‫خیلی وقته که می‌خواستم وقتی بهت حرفمو گفتم، اینو بهت بدم.

20:22.390 --> 20:24.670
‫ممکنه برای تو هم دردسر ایجاد کنه، اما...

20:24.670 --> 20:25.690
‫این...

20:26.570 --> 20:28.790
‫ازت خواستم توی این سفر همراهیم کنی...

20:28.790 --> 20:30.590
‫صـ ـ صـ‌...

20:30.590 --> 20:31.370
‫فقط برای این!

20:31.730 --> 20:34.040
‫صفرای گاو!

20:33.460 --> 20:34.960
صفرای گاو

20:34.040 --> 20:36.380
‫سنگ صفرای یه گاو!

20:36.720 --> 20:40.800
‫تا الان فقط توی رویاهام دیده بودمش اما الان توی دستامه!

20:41.220 --> 20:45.410
‫آره! شرمنده که انقدر منتظر موندی...بالأخره گیرآوردمش...

20:45.410 --> 20:47.230
‫نه! اینو نمی‌خواستم بگم‌ـــ

20:47.230 --> 20:48.970
‫خیلی ازتون ممنونم!

20:49.510 --> 20:50.720
‫بـ... باش...

20:57.770 --> 20:59.570
‫خب دیگه شب بر شما خوش!

21:01.880 --> 21:02.690
‫وایسا!

21:03.040 --> 21:07.200
‫اوی! درو روم نبند! حرفم هنوز تموم نشده!

21:09.700 --> 21:12.780
‫کسی مزاحممون نمی‌شه!

21:18.120 --> 21:21.590
‫برام مهم نیست جینشی-ساما واقعاً خواجه‌ست یا نه.

21:21.590 --> 21:24.010
‫اما... برای این صفرای گاو یکی طلبش.

21:24.670 --> 21:29.440
‫اگه رازش یه روزی برملا شد و منم توی دردسر افتادم، اون‌موقع...

21:30.850 --> 21:33.740
‫خودم با دستای خودم خواجه‌ش می‌کنم.

21:35.270 --> 21:40.860
‫اوی، گوش‌ـت با منه! درست به حرف آدم گوش بده!

21:42.470 --> 21:48.020
‫اوی! داروساز! اوی!

21:42.470 --> 21:48.270
‫توی این سرزمین، فقط دو نفر هستن که توی اسمشون «کا» به نمایندگی از «گل» دارن.

21:50.310 --> 21:53.200
‫امپراتور، بالاترین مقام کشور.

21:53.200 --> 21:54.500
‫و...

21:55.640 --> 21:59.880
‫جینشی-ساما... یا بهتره بگم شاهزاده‌ی ماه.

22:01.720 --> 22:04.980
‫تا همیشه نمی‌تونین توی جایگاه موقتیتون بمونین.

22:06.950 --> 22:10.170
‫هرچی نباشه شما برادر کوچکتر امپراتور ما...

22:12.060 --> 22:14.060
‫کا زوی‌گتسو هستین.

22:14.080 --> 22:24.080
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:44.980 --> 23:59.910
‫قسمت بعدی

23:56.580 --> 23:59.150
‫قسمت بعدی: «حمام.»

23:56.700 --> 23:59.910
‫قسمـت

23:56.700 --> 23:59.910
قسمـت

23:56.700 --> 23:59.910
37

23:56.700 --> 23:59.910
حــمــام
