1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:13,740 --> 00:00:19,450
خاطرات یک داروساز

3
00:00:13,740 --> 00:00:19,450
داروساز خاطرات یک

4
00:01:31,480 --> 00:01:34,490
.این داستان یک اثر تخیلی است. نام همه شخصیت ها، سازمان ها و غیره خیالی است. همچنین هیچ ارتباطی با. رویدادهای واقعی ندارد

5
00:01:40,030 --> 00:01:43,990
قسمت 32: ملکه مادر

6
00:01:43,390 --> 00:01:45,450
.از امروز این اتاقته

7
00:01:46,180 --> 00:01:47,960
...یه انباری

8
00:01:48,400 --> 00:01:50,920
واقعا می‌خواید اینجا اتاقم باشه؟

9
00:01:50,920 --> 00:01:53,300
.بله. برو به کارای بدت فکر کن

10
00:01:56,310 --> 00:01:59,070
بانو یینگ هوآ حالت خوبه؟

11
00:02:01,720 --> 00:02:06,810
چطور ممکنه حالم خوب باشه؟
!باورم نمیشه این جونورا رو جمع می‌کنی

12
00:02:07,160 --> 00:02:09,680
یکی از همین روزا بانو هونگ نیانگ
از اتاقت پرتت می‌کنه بیرون

13
00:02:09,680 --> 00:02:11,560
!و می‌فرستت توی انباری

14
00:02:13,370 --> 00:02:14,730
.خوبه که

15
00:02:15,130 --> 00:02:15,730
هان؟

16
00:02:16,130 --> 00:02:18,990
.انباری از اتاق خودم بزرگتره

17
00:02:18,990 --> 00:02:21,210
...شبا هم می‌تونم سروصدا کنم

18
00:02:21,210 --> 00:02:22,430
مائو مائو؟

19
00:02:22,430 --> 00:02:23,990
.آره، فکر خوبیه

20
00:02:24,340 --> 00:02:26,580
.خب پس پاشو بریم

21
00:02:26,580 --> 00:02:28,990
.باید از بانو هونگ نیانگ بپرسم

22
00:02:28,990 --> 00:02:32,410
!چی؟ وایسا! وایسا

23
00:02:39,720 --> 00:02:40,800
...این

24
00:02:43,690 --> 00:02:45,630
!به کارای بدت فکر کن

25
00:02:45,630 --> 00:02:47,220
...بانو هونگ نیانگ

26
00:02:47,220 --> 00:02:49,310
!دستتون طلا

27
00:02:49,710 --> 00:02:51,100
!اینجا گیاه‌ها رو آویزون می‌کنم

28
00:02:51,100 --> 00:02:52,810
!اینجا دارو درست می‌کنم

29
00:02:52,810 --> 00:02:55,230
!اینو می‌ذارم اینجا! اونو می‌ذارم اونجا

30
00:02:56,550 --> 00:02:59,860
!گفتم که! هیچ فایده‌ای نداره

31
00:03:00,410 --> 00:03:03,620
!انباری؟ باورنکردنیه

32
00:03:04,180 --> 00:03:09,250
پیش بانو هونگ نیانگ بدش رو گفتی؟
یکم زیاده‌روی نکردی یینگ هوآ؟

33
00:03:09,720 --> 00:03:14,680
!من چیزی نگفتم
!مائو مائو خودش از بانو هونگ نیانگ پرسید

34
00:03:14,680 --> 00:03:16,340
مگه نه مائو مائو؟

35
00:03:16,340 --> 00:03:19,010
.بله. رفتن به انباری خیلی به نفعمه

36
00:03:19,010 --> 00:03:20,390
هان؟

37
00:03:21,560 --> 00:03:23,740
...به هرحال مائو مائو

38
00:03:23,740 --> 00:03:26,180
دیگه حشره جمع نکن، باشه؟

39
00:03:26,440 --> 00:03:30,730
.حشره؟ من دم مارمولک جمع می‌کردم

40
00:03:31,090 --> 00:03:34,730
.و اینکه وقتی غش کردی دیگه دنبالشون نگشتم

41
00:03:35,640 --> 00:03:36,960
واقعا؟

42
00:03:36,960 --> 00:03:39,160
ولی شایعه‌ای پخش شده که

43
00:03:39,160 --> 00:03:42,200
یه بانوی دربار حشره جمع می‌کنه
.و با خودش می‌خنده

44
00:03:42,480 --> 00:03:44,740
.کار من نیست

45
00:03:44,740 --> 00:03:47,370
،یه زمانی برای کاری شاپرک جمع می‌کردم

46
00:03:47,370 --> 00:03:49,530
...ولی دنبال حشرات دویدن و خندیدن

47
00:03:54,890 --> 00:03:57,170
.این مسئله کاملا جدیه

48
00:03:57,880 --> 00:04:01,170
هوم؟ هی سویی هو هایی هدیهم؟

49
00:04:01,660 --> 00:04:04,790
آره، شی سویی. جدیدا ندیدیش؟

50
00:04:05,570 --> 00:04:10,170
.شی سویی؟ واقعا شبیه ارواح میمونه

51
00:04:13,710 --> 00:04:17,400
هی، کسی میدونه شی سویی کجاست؟

52
00:04:17,780 --> 00:04:21,440
...شی سویی؟ شاید دیده باشمش، شایدم نه

53
00:04:21,800 --> 00:04:24,820
!عه! کجا بود؟ بهم بگو

54
00:04:25,090 --> 00:04:28,280
...خب

55
00:04:28,870 --> 00:04:32,960
.گمونم چون من برای یه همنشین کار می‌کنم محتاط شدن

56
00:04:34,200 --> 00:04:39,550
درواقع شیائولان از معدود افرادیه
.که با همه آزادانه حرف می‌زنه

57
00:04:40,110 --> 00:04:42,300
چیزی دارم که بتونم هدیه بدم؟

58
00:04:43,260 --> 00:04:44,300
.اوه، بفرما

59
00:04:44,830 --> 00:04:49,600
بسته به اطلاعاتی که بهم بدید
...میتونم اینو بهتون بدم

60
00:04:50,200 --> 00:04:50,850
.اینو بگیر

61
00:04:51,380 --> 00:04:52,520
.داری خونریزی می‌کنی

62
00:04:56,060 --> 00:04:57,810
...ا-این عطر

63
00:04:57,810 --> 00:05:00,400
!یعنی ممکنه مال خودش باشه...؟

64
00:05:00,940 --> 00:05:02,900
.این سوالو دیگه به خودتون می‌سپرم

65
00:05:03,770 --> 00:05:06,530
خب، چیزی هست که بتونید بهم بگید؟

66
00:05:10,500 --> 00:05:15,570
...گفتن معمولا توی بیشه‌زار بخش شمالیه ولی

67
00:05:15,570 --> 00:05:18,250
.فکر کنم دفعه پیش همینجا دیدمش

68
00:05:18,250 --> 00:05:20,590
اینجا مکان مورد علاقشه؟

69
00:05:26,280 --> 00:05:29,020
.باید دافع پشه با خودم میوردم

70
00:05:30,520 --> 00:05:31,890
...شکوفه سفید

71
00:05:32,420 --> 00:05:34,430
.پس اینجا رشد می‌کنن

72
00:05:36,310 --> 00:05:41,690
وقتی بچه بودم با صیغه‌ها
.بذر گل سفید جمع می‌کردم

73
00:05:42,250 --> 00:05:45,190
،نه برای اینکه پودر آرایشی درست کنیم

74
00:05:45,690 --> 00:05:47,770
.برای درست کردن داروی سقط جنین

75
00:05:50,410 --> 00:05:53,240
.اولش هیچ عطری نزده بود

76
00:05:54,090 --> 00:05:57,560
چون داشت سعی می‌کرد جای بانو لی هوآ رو بگیره

77
00:05:57,560 --> 00:06:01,340
عجیب نبود که عطر نزنه، چون
.میتونه باعث سقط جنین بشه

78
00:06:01,780 --> 00:06:06,170
ولی بازم شین ریسک عطر زدن رو به جون خرید
.تا بتونه مخفیانه داروی سقط درست کنه

79
00:06:06,170 --> 00:06:07,800
...احتمالا به خاطر اینکه

80
00:06:08,470 --> 00:06:13,510
بانو گیوکویو تنها کسی نیست
.که عشق امپراتور نسیبش میشه

81
00:06:13,510 --> 00:06:16,900
.احتمالا بانو لی هوآ هم بارداره

82
00:06:18,330 --> 00:06:22,310
.ولی این تنها معمای اون اتفاق نیست

83
00:06:22,830 --> 00:06:27,060
داروی سقط جنین که برای همنشین‌ها درست میشه
از شکوفه سفید و گیاهان دیگه‌ای

84
00:06:27,060 --> 00:06:32,200
،مثل کاکُنه، گل صدتومنی
.گل بی صبر و گل شنگرفیه

85
00:06:32,750 --> 00:06:37,040
به جز گل شنگرفی بقیه گل‌ها
.توی دربار درونی پیدا میشن

86
00:06:37,510 --> 00:06:41,390
،با اینکه میتونست از اینجا پیداشون کنه

87
00:06:41,390 --> 00:06:44,100
.شین مواد اولیه داروی سقط رو از کاروان گرفت

88
00:06:44,100 --> 00:06:44,840
به عبارت دیگه

89
00:06:45,460 --> 00:06:50,590
درمورد دارو هیچ دانشی نداشته
.و یه نفر بهش یاد داده چجوری سم بسازه

90
00:06:50,970 --> 00:06:54,720
...و اون فرد احتمالا هنوز توی دربار درونیه

91
00:06:59,710 --> 00:07:01,560
!پیدات کردم

92
00:07:02,020 --> 00:07:05,080
!همونجا وایسا! وایسا

93
00:07:05,080 --> 00:07:08,860
.منو با این اشباه گرفته بودن؟ توهین آمیزه

94
00:07:09,210 --> 00:07:10,990
!گرفتمت

95
00:07:20,250 --> 00:07:21,000
!حشره

96
00:07:22,640 --> 00:07:23,300
...اوا

97
00:07:23,980 --> 00:07:27,880
...شی سویی اگه دستت رو برداری خیلی خوب میشه

98
00:07:32,260 --> 00:07:34,290
.شرمنده مائو مائو

99
00:07:34,290 --> 00:07:35,600
.طوری نیست

100
00:07:35,940 --> 00:07:38,330
دنبال اون حشره‌ها بودی؟

101
00:07:38,850 --> 00:07:39,480
!آره

102
00:07:39,940 --> 00:07:41,960
.حتما عاشق حشراته

103
00:07:50,030 --> 00:07:53,400
.این حشره بومی جزیره‌های سمت شرقه

104
00:07:53,400 --> 00:07:55,320
!بال‌هاشو رو به هم می‌زنه و صدا تولید می‌کنه

105
00:07:55,320 --> 00:07:58,410
.احتمالا از کالاهای تجاری بوده ولی فرار کرده

106
00:07:58,410 --> 00:08:01,920
،فکر کنم فقط اینجا میشه پیداشون کرد
!مثل شاپرک‌ها که اون روز دنبالشون گشتیم

107
00:08:01,920 --> 00:08:05,370
.رنگشون شبیه سوسک‌هاس ولی فرق دارن
!نگران نباش

108
00:08:05,370 --> 00:08:07,360
!تازه! تازه! تازه

109
00:08:07,360 --> 00:08:09,090
.نباید می‌پرسیدم

110
00:08:13,750 --> 00:08:15,290
صدای چیه؟

111
00:08:24,580 --> 00:08:27,400
اون... ملکه مادره؟

112
00:08:27,880 --> 00:08:30,420
.دفعه آخری که دیدمش توی مهمونی باغِ سال پیش بود

113
00:08:30,420 --> 00:08:31,860
.واقعا جوون به نظر میاد

114
00:08:32,680 --> 00:08:35,360
...باورش سخته که اون مادرِ امپراتوره

115
00:08:36,780 --> 00:08:38,340
چرا قایم شدی؟

116
00:08:38,340 --> 00:08:40,110
خودت چطور؟

117
00:08:40,110 --> 00:08:42,660
.خب، یه جورایی ناخودآگاهه

118
00:08:43,230 --> 00:08:45,510
یعنی داره میره درمانگاه؟

119
00:08:45,510 --> 00:08:46,420
درمانگاه؟

120
00:08:46,700 --> 00:08:50,980
.آره، یه درمانگاه غیررسمیه که بانوهای دربار اداره‌ش می‌کنن

121
00:08:50,980 --> 00:08:52,420
.درموردش میدونم

122
00:08:52,420 --> 00:08:55,620
.ظاهرا ملکه مادر این درمانگاه رو ساخته

123
00:08:55,620 --> 00:08:56,840
ملکه مادر؟

124
00:08:57,350 --> 00:09:00,250
این موقعی بود که ملکه خیلی قدرتمند بود

125
00:09:00,250 --> 00:09:02,470
.برای همین ملکه مادر نتونست رسیمش کنه

126
00:09:02,760 --> 00:09:04,560
.که اینطور

127
00:09:05,390 --> 00:09:09,070
.ملکه مادر واقعا مهربونه

128
00:09:11,710 --> 00:09:18,330
.تازه میگن اون برده‌ها و خواجه‌ها رو ممنوع کرده

129
00:09:18,330 --> 00:09:19,450
.آهان

130
00:09:20,200 --> 00:09:24,810
.از دید انسان دوستانه ممنوع کردن برده‌ها فکر خوبی بوده

131
00:09:24,810 --> 00:09:28,890
ولی به جز برده‌ها که باهاشون مثل حیوون رفتار می‌کنن

132
00:09:28,890 --> 00:09:32,910
کسایی مثل همنشین‌ها هستن که از بدنشون
.به عنوان وثیقه برای پول گرفتن استفاده می‌کنن

133
00:09:32,910 --> 00:09:35,590
.این قانونیه و یه حرفه در نظر گرفته میشه

134
00:09:36,070 --> 00:09:40,660
هرچند اگه از بیرون نگاه کنی
.همنشین‌ها هم مثل برده‌ها هستن

135
00:09:41,250 --> 00:09:45,290
مامان بزرگ می‌گفت وقتی
.قانون ممنوعیت اعلام شده خیلی ترسیده

136
00:09:45,720 --> 00:09:48,680
رسما برده‌داری ممنوعه ولی در عمل

137
00:09:48,680 --> 00:09:52,730
.همه می‌دونن که با یه اسم دیگه هنوز وجود داره

138
00:09:53,590 --> 00:09:56,400
.خب، بهتره دیگه برگردم

139
00:09:56,980 --> 00:10:00,260
مائو مائو تو هم احتمالا نباید بیرون وقت تلف کنی، درسته؟

140
00:10:00,260 --> 00:10:02,870
...خب، آره ولی

141
00:10:03,750 --> 00:10:06,730
اینکه ملکه مادر میره بازدید از درمانگاه

142
00:10:06,730 --> 00:10:10,880
به اتفاقی که توی عمارت بلور افتاد ربطی داره؟

143
00:10:11,530 --> 00:10:13,700
اگه قراره ملکه مادر به موضوع رسیدگی کنه

144
00:10:13,700 --> 00:10:17,470
.ممکنه سیستم طبی دربار درونی تغییرات بزرگی پیدا کنه

145
00:10:17,470 --> 00:10:20,410
...اگه موضوع بحثشون اینه خیلی دوست دارم بشنوم اما

146
00:10:23,380 --> 00:10:24,140
.نه، بر می‌گردم

147
00:10:26,050 --> 00:10:28,800
...این اواخر خیلی ناراحتی به وجود آوردم

148
00:10:29,740 --> 00:10:30,600
!دوباره تمیزش کن

149
00:10:30,600 --> 00:10:31,620
...چشم

150
00:10:33,100 --> 00:10:34,320
.این دفعه سومه

151
00:10:34,780 --> 00:10:38,200
...فکر کردم شاید داره اذیتم می‌کنه ولی

152
00:10:38,560 --> 00:10:39,720
!حواستونو جمع کنید

153
00:10:39,720 --> 00:10:40,560
!چشم

154
00:10:40,560 --> 00:10:41,400
!اونجا

155
00:10:41,400 --> 00:10:42,270
!چشم

156
00:10:42,270 --> 00:10:44,700
...از بقیه ندیمه‌ها هم ایراد می‌گیره

157
00:10:44,700 --> 00:10:48,500
!این بار بیشتر دقت کنید! حتی یه ذره غبارم نبینم

158
00:10:48,770 --> 00:10:51,960
چه خبره؟ مهمونی داریم؟

159
00:10:54,780 --> 00:10:57,520
.مشتاق دیدار، بانو آن شی

160
00:11:00,980 --> 00:11:03,340
!ملکه مادر بود

161
00:11:04,410 --> 00:11:06,410
حالت خوبه؟

162
00:11:06,890 --> 00:11:09,020
.از لطفتون ممنونم

163
00:11:09,370 --> 00:11:13,270
.پس ملکه مادر از بارداری بانو گیوکویو خبر داره

164
00:11:13,810 --> 00:11:16,780
.حتماً آدم قابل اعتمادیه

165
00:11:21,740 --> 00:11:26,620
!بیشتر شبیه دوستای همسن هستن تا عروس و مادرشوهر

166
00:11:27,820 --> 00:11:28,960
.تو

167
00:11:30,230 --> 00:11:33,630
خدمتکاری هستی که جینشی فرستاده اینجا، درسته؟

168
00:11:33,890 --> 00:11:35,940
.بله، منم

169
00:11:35,940 --> 00:11:37,130
از کجا میدونه؟

170
00:11:37,620 --> 00:11:43,140
.سویرن گفته. گفتن یه دختر بااستعداد برگشته به دربار درونی

171
00:11:43,140 --> 00:11:46,470
.اون قبلا خدمتکار خودم بود

172
00:11:48,360 --> 00:11:53,900
.متوجه شدم. اون خدمتکار حیله‌گر و ملکه مادر همدیگه رو میشناسن

173
00:11:59,310 --> 00:12:02,380
.بانو آن شی، معذرت میخوام

174
00:12:02,380 --> 00:12:06,780
لینگ لی خسته به نظر میرسه. میشه استراحت کنه؟

175
00:12:07,420 --> 00:12:09,580
.البته، حتماً

176
00:12:13,620 --> 00:12:17,070
.خوب فهمید چی میگم

177
00:12:19,090 --> 00:12:21,760
.لطفا بشین

178
00:12:22,140 --> 00:12:22,920
...باشه

179
00:12:24,920 --> 00:12:29,600
.شنیدم تو حل کردن مسائل مهارت داری

180
00:12:31,730 --> 00:12:35,230
من فقط حقایقی رو میگم که

181
00:12:35,230 --> 00:12:38,270
.با دانش محدودم به نظرم مرتبط میاد

182
00:12:41,020 --> 00:12:43,490
زیادی منفی شد؟

183
00:12:43,810 --> 00:12:48,950
.من قدرت تخیل پدرم یا دانش عمیقش رو ندارم

184
00:12:49,860 --> 00:12:52,730
.باید از قبل شفاف باشم وگرنه استرس میگیرم

185
00:12:53,260 --> 00:12:56,020
.من همینم که هستم

186
00:13:00,570 --> 00:13:02,190
.مشکلی نیست

187
00:13:06,120 --> 00:13:11,040
.فقط میخوام توی یه موضوع خاص کمکم کنی

188
00:13:15,000 --> 00:13:16,250
...آیا من

189
00:13:18,910 --> 00:13:22,400
امپراتور فقید رو نفرین کردم؟...

190
00:13:40,200 --> 00:13:42,000
نفرین؟

191
00:13:42,530 --> 00:13:46,010
.طبیعیه که مردم این فکر رو بکنن

192
00:13:46,910 --> 00:13:51,260
.راستش من فقط حرفای بد مردم رو درباره امپراتور قبلی شنیدم

193
00:13:51,660 --> 00:13:55,650
،"امپراتور احمق"، "عروسک خیمه شب بازی ملکه"

194
00:13:55,650 --> 00:14:00,020
.معروف‌ترین لقبش تو حرمسرا احتمالا "بچه باز" بوده

195
00:14:01,740 --> 00:14:04,100
ازدواج سیاسی با دختران خردسال

196
00:14:04,100 --> 00:14:06,280
.یا وثیقه گذاشتنشون برای وام چیز عجیبی نیست

197
00:14:06,650 --> 00:14:11,070
اما امپراتور قبلی عمداً جوانترین دختران رو انتخاب میکرد

198
00:14:11,070 --> 00:14:13,790
.با اینکه زنان همسن خودش دورش بودن

199
00:14:15,290 --> 00:14:17,800
.ملکه مادر یه جای شکمش زخم داره

200
00:14:18,730 --> 00:14:21,260
،وقتی امپراتور فعلی رو به دنیا آورد

201
00:14:21,260 --> 00:14:24,790
.بدنش هنوز برای زایمان آماده نبود

202
00:14:24,790 --> 00:14:27,050
.مجبور شدن شکمش رو جراحی کنن

203
00:14:27,470 --> 00:14:30,490
پزشک بیچاره‌ای که مجبور شد خواجه بشه

204
00:14:30,490 --> 00:14:35,310
.تا این عمل رو انجام بده، پدر منه. لوئومن

205
00:14:35,890 --> 00:14:40,280
شاید بخاطر همین فداکاری‌ها، امپراتور فعلی سالم بزرگ شد

206
00:14:40,280 --> 00:14:43,820
.و ملکه مادر بعدها پسر دومش - برادر امپراتور - رو به دنیا آورد

207
00:14:44,250 --> 00:14:48,070
.اگه یادم باشه، برادر امپراتور یه سال از من بزرگتره

208
00:14:48,490 --> 00:14:51,820
.اون موقع ملکه مادر باید نزدیک سی سالش میبود

209
00:14:52,420 --> 00:14:54,830
.مشخصاً دیگه بچه نبود

210
00:14:55,330 --> 00:14:56,720
...یعنی اینکه

211
00:14:58,060 --> 00:15:01,710
برادر امپراتور واقعا پسر امپراتور قبلیه؟

212
00:15:03,380 --> 00:15:06,750
!اگه اینو بلند بگم، سرم رو از تنم جدا میکنن

213
00:15:10,380 --> 00:15:12,800
چند روز بعد، ملکه مادر

214
00:15:12,800 --> 00:15:17,310
.چهار همنشین ارشد رو به یه مراسم چای دعوت کرد

215
00:15:17,740 --> 00:15:19,810
.بانو گیوکویو، از این طرف

216
00:15:20,110 --> 00:15:24,270
.تا شروع مراسم وقت دارید. میتونید اینجا استراحت کنید

217
00:15:24,270 --> 00:15:26,570
.ممنون. همین کار رو میکنم

218
00:15:29,640 --> 00:15:34,570
.بانو گیوکویو مدام خوابش میگیره، از علائم اولیه بارداریه

219
00:15:35,740 --> 00:15:40,960
ملکه مادر تو چه فکریه؟ چرا بیرون دربار درونی مراسم گذاشته؟

220
00:15:40,960 --> 00:15:45,420
.البته بیرون دربار درونی نیست، جاییه که امپراتور زندگی میکنه

221
00:15:45,770 --> 00:15:50,160
.همینه که ترسناکه! ما معمولاً اونجا نمیریم

222
00:15:50,160 --> 00:15:55,350
ملکه مادر از بارداریش خبر داره. پس چرا الان؟

223
00:15:55,660 --> 00:16:00,060
.حق داری، اما به ملکه مادر میشه اعتماد کرد

224
00:16:00,400 --> 00:16:04,970
ملکه مادر که مشکلی نداره، اما همنشین‌های دیگه چطور؟

225
00:16:06,250 --> 00:16:09,710
،بارداری بانو گیوکویو تو دربار درونی راز آشکاریه

226
00:16:09,710 --> 00:16:14,950
.اما تو یه مراسم حضوری ممکنه مستقیم‌تر سوال کنن

227
00:16:15,800 --> 00:16:20,950
.بانو لی‌هوا احتمالا سوالای خطرناک نمیپرسه

228
00:16:21,540 --> 00:16:27,190
.اون آدم مغروریه، زیرآب دیگران رو نمیگیره

229
00:16:27,670 --> 00:16:32,210
بانو گیوکویو هم به نفعش نیست با اون بحث کنه

230
00:16:32,210 --> 00:16:33,970
.چون خون اون اصیل‌تره

231
00:16:34,660 --> 00:16:38,680
...بانو لی شو اگه خدمتکاراش تحریکش کنن، شاید چیزی بگه

232
00:16:38,680 --> 00:16:42,360
.اما خدمتکار ارشدش که چشنده سابق بوده، خطا نمیکنه

233
00:16:43,590 --> 00:16:45,910
.پس احتمال میفته به همنشین لو لان

234
00:16:46,360 --> 00:16:50,980
.جز شایعات مدل لباس پوشیدنش، چیز دیگه‌ای ازش نمیشنوم

235
00:16:53,090 --> 00:16:55,910
مائو مائو، یه دقیقه وقت داری؟

236
00:16:57,510 --> 00:16:58,200
.بله

237
00:17:02,750 --> 00:17:04,160
چطور میتونم کمک کنم؟

238
00:17:04,160 --> 00:17:09,670
امروز من چشنده غذا هستم. میدونی یعنی چی؟

239
00:17:10,430 --> 00:17:11,380
.بله میدونم

240
00:17:12,770 --> 00:17:16,750
،نداشتن چشنده جدا در مهمونی ملکه مادر

241
00:17:16,750 --> 00:17:20,890
.نشون دهنده اعتمادمون به اونه

242
00:17:21,310 --> 00:17:23,300
...و در مورد تو

243
00:17:23,920 --> 00:17:27,400
.ملکه مادر میخواد تو هم کمک کنی

244
00:17:28,100 --> 00:17:30,900
باز هم ازت خواستن مشکلی رو حل کنی؟

245
00:17:32,670 --> 00:17:36,830
من... امپراتور فقید رو نفرین کردم؟

246
00:17:37,450 --> 00:17:41,070
.میخوام جای دیگه باهات صحبت کنم

247
00:17:41,640 --> 00:17:45,460
.جواب نده، میدونم نمیتونی بگی

248
00:17:45,460 --> 00:17:46,370
!اما

249
00:17:46,890 --> 00:17:50,920
لطفا کاری نکن که به خانم گیوکویو خیانت بشه، باشه؟

250
00:17:52,340 --> 00:17:55,880
.دلیلی ندارم با شما دشمنی کنم، بانو هونگ نیانگ

251
00:17:59,800 --> 00:18:04,430
خوبه. منم میخوام باهات
.رابطه خوبی داشته باشم، مائو مائو

252
00:18:05,560 --> 00:18:06,890
.بله

253
00:18:07,390 --> 00:18:12,100
بانو هونگ نیانگ واقعاً لایق
.عنوان خدمتکار ارشد خانم گیوکویوئه

254
00:18:17,170 --> 00:18:19,330
،اگه ملکه مادر بخواد چیزی رو بررسی کنه

255
00:18:19,330 --> 00:18:20,950
.حتما همون مسئله نفرینه

256
00:18:25,140 --> 00:18:26,410
.ببخشید که منتظر موندید

257
00:18:27,120 --> 00:18:28,220
.از این طرف

258
00:18:30,060 --> 00:18:34,920
.اینجا قبل از ساخت دربار درونی فعلی استفاده میشده

259
00:18:35,410 --> 00:18:36,880
.متوجه شدم

260
00:18:38,600 --> 00:18:43,100
.با اینکه کسی اینجا نیست، اما تمیزه

261
00:18:49,150 --> 00:18:52,730
.سنگ‌ریزه‌های باغ هم مرتب چیده شدن

262
00:18:56,010 --> 00:18:57,110
.اینجاست

263
00:18:58,330 --> 00:19:00,120
.دیگه نمیتونیم جلوتر بریم

264
00:19:00,120 --> 00:19:04,400
.حتی نظافتچی‌ها هم اجازه ورود به اینجا رو ندارن

265
00:19:13,370 --> 00:19:15,000
این بوی چیه؟

266
00:19:15,960 --> 00:19:17,430
این اتاق چیه...؟

267
00:19:19,120 --> 00:19:21,530
،در زمان پدربزرگ امپراتور فعلی

268
00:19:21,530 --> 00:19:25,710
.یه خدمتکار که تبدیل به همنشین رده پایین شد اینجا زندگی میکرد

269
00:19:27,380 --> 00:19:30,130
.این اتاق زنی بود که به عنوان ملکه شناخته میشد

270
00:19:30,130 --> 00:19:34,900
.همونجایی که امپراتور فقید بزرگ شد و درگذشت

271
00:19:38,890 --> 00:19:40,410
.بریم جای دیگه‌ای

272
00:19:54,220 --> 00:19:58,890
- در سال‌های پایانی، امپراتور فقید و مادرش، همون ملکه

273
00:19:58,890 --> 00:20:01,610
.وقت زیادی رو تو این اتاق میگذروندن

274
00:20:02,930 --> 00:20:05,520
.انگار که به خاطراتشون چسبیده بودن، مدام اونجا بودن

275
00:20:05,520 --> 00:20:07,890
،امپراتور فقید به خاطر ضعف روحی

276
00:20:08,370 --> 00:20:10,080
،تو همون اتاق جان داد

277
00:20:10,080 --> 00:20:13,390
.درست بعد از مرگ ملکه، انگار دنبالش رفت

278
00:20:13,770 --> 00:20:17,850
شاید بی‌ادبانه باشه، ولی اون موقع جوون نبود، درسته؟

279
00:20:17,850 --> 00:20:21,160
.سنش به حدی بود که مرگش طبیعی به حساب بیاد

280
00:20:21,160 --> 00:20:24,410
پس چرا ملکه مادر فکر میکنه نفرین شده؟

281
00:20:25,280 --> 00:20:28,860
.منم بهش گفتم که نفرینی در کار نیست

282
00:20:28,860 --> 00:20:30,750
...اما بانو آن شی گفت

283
00:20:31,210 --> 00:20:33,230
.من نفرینش کردم

284
00:20:33,230 --> 00:20:37,300
...دلم میخواست نباشه. برای مدت‌ها

285
00:20:38,350 --> 00:20:40,650
.تقریبا هر شب این آرزو رو میکردم

286
00:20:42,860 --> 00:20:47,010
نشونه دیگه‌ای از وجود نفرین هست؟

287
00:20:49,470 --> 00:20:52,170
،جسد امپراتور فقید بعد از مرگ

288
00:20:52,170 --> 00:20:54,770
.مطابق رسم به مدت یه سال تو آرامگاه گذاشته شد

289
00:20:55,290 --> 00:21:02,250
یه سال بعد وقتی امپراتور
...و بانو آن شی برای دفن بهش نگاه کردن

290
00:21:04,220 --> 00:21:09,150
.جسد تقریباً مثل روز مرگش بود

291
00:21:11,580 --> 00:21:14,160
یعنی پوسیدگی نداشت؟

292
00:21:14,540 --> 00:21:18,010
،درسته. جسد ملکه که همزمان مرده بود

293
00:21:18,010 --> 00:21:21,460
...اونقدر وضعش بد بود که توصیف‌ناپذیر بود. اما

294
00:21:22,490 --> 00:21:26,720
.پس برای همین بانو آن شی فکر میکنه نفرین کرده

295
00:21:27,120 --> 00:21:28,020
.بله

296
00:21:28,680 --> 00:21:30,300
.متوجه شدم

297
00:21:31,490 --> 00:21:36,230
آرامگاه حتی تو تابستون سرد هست، اما همه اجساد میپوسن

298
00:21:36,620 --> 00:21:39,930
.مگه اینکه تو یخ نگهشون دارن یا حشره‌ها نباشن

299
00:21:40,330 --> 00:21:43,740
.اگه این اتفاق نیفتاده باشه، واقعا عجیبه

300
00:21:44,210 --> 00:21:46,470
.همه سرانجام به خاک تبدیل میشن

301
00:21:46,920 --> 00:21:49,160
.چه اشراف‌زاده باشی، چه کشاورز

302
00:21:49,590 --> 00:21:53,860
.مهم نیست مقامت چیه، مرگ برای همه یکسانه

303
00:21:54,950 --> 00:21:58,320
.این ساختمان به زودی خراب میشه

304
00:21:58,320 --> 00:22:00,710
.میخوایم قبل از تخریب بررسی کنی

305
00:22:01,050 --> 00:22:02,140
.متوجه شدم

306
00:22:02,670 --> 00:22:05,970
.اما یه خواهش دارم

307
00:22:07,050 --> 00:22:07,970
خواهش؟

308
00:22:07,990 --> 00:22:14,990
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

309
00:22:15,000 --> 00:22:25,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

310
00:23:45,020 --> 00:23:59,950
قسمت بعدی

311
00:23:56,430 --> 00:23:59,160
"در قسمت بعدی: "امپراتور فقید

312
00:23:56,490 --> 00:23:59,950
قسمت 33: امپراتور فقید
