WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:30.980 --> 01:33.980
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

01:36.490 --> 01:37.950
‫من به کاخ یشم می‌رم.

01:38.530 --> 01:39.240
‫بله.

01:41.870 --> 01:43.330
‫فوت شدن؟

01:44.370 --> 01:47.040
‫که اینطور... همنشین جین.

01:47.410 --> 01:50.500
‫شنیدم بخاطر مسمومیت غذایی بود. تازه خبرش پخش شده.

01:51.630 --> 01:55.380
‫شنیدم کل سال گذشته توی بستر بیماری بودن.

01:58.970 --> 02:01.010
‫جینشی-ساما تشریف آوردن.

02:01.800 --> 02:03.010
‫راهنماییشون کن.

02:03.890 --> 02:07.850
‫قسمـــت

02:03.890 --> 02:07.850
قسمـــت

02:03.890 --> 02:07.850
27

02:03.890 --> 02:07.850
قارچ جسد

02:04.850 --> 02:06.230
‫خیلی ممنون.

02:06.230 --> 02:07.230
‫یه روی چشم.

02:12.060 --> 02:13.650
‫نباید مزاحمش بشم.

02:14.480 --> 02:16.530
‫یه بانوی دربار گم شده؟

02:16.530 --> 02:19.450
‫درسته. اسمش تائوـه.

02:19.450 --> 02:22.320
‫دختر سختکوش و خوبی بود.

02:22.320 --> 02:26.580
‫بالأخره دوران تصدیش داشت تموم می‌شد و قرار بود به‌زودی ازدواج کنه.

02:27.120 --> 02:28.460
‫ازدواج؟

02:28.460 --> 02:31.500
‫شنیدم توی ضیافت باغ یه گیره‌ی مو هدیه گرفت.

02:31.500 --> 02:35.460
‫و از طرف یه دیوان‌سالار آینده‌دار هم بوده.

02:36.050 --> 02:38.510
‫هرچند سرپرستار می‌خواست که بمونه.

02:38.880 --> 02:39.970
‫هـــه...

02:40.510 --> 02:46.100
‫اونوقت همچین بانوی دربار توانمندی بدون هیچ خداحافظی‌ای غیبش زده.

02:48.310 --> 02:50.850
‫هیچ ایده‌ای دارین کجا رفته؟

02:50.850 --> 02:53.230
‫متأسفانه نه.

02:53.230 --> 02:56.150
‫هرچند، جریانی هم نیست که تا به حال پیش نیومده باشه.

02:56.690 --> 02:59.990
‫اینجا زن‌های زیادی هستن که بین خودشون مشکلاتی دارن.

02:59.990 --> 03:00.910
‫درسته.

03:03.370 --> 03:06.330
‫گاهی‌اوقات یادم می‌ره،

03:06.990 --> 03:08.830
‫که اینجا کاخ اندرونیه.

03:08.830 --> 03:11.710
‫یه باغ گل که پر شده از دو هزار زن.

03:15.000 --> 03:16.090
‫اوه؟ واقعاً؟

03:16.090 --> 03:17.760
‫امروز بیرون چای صرف می‌کنن؟

03:18.300 --> 03:21.010
‫به گمانم اگه زیاد داخل بمونن، بقیه شک می‌کنن که مبادا باردارن.

03:21.680 --> 03:23.930
‫حواسشون به محل و لباس‌هاشون هست،

03:23.930 --> 03:26.890
‫اما کم‌کم بالأخره یکی بو می‌بره.

03:26.890 --> 03:31.730
‫مشکل اینه که، اون یه نفر قصدش خیره یا شر؟

03:31.730 --> 03:33.350
‫عه، برگشتی؟

03:36.110 --> 03:37.900
‫مائومائو، بیا این‌جا.

03:42.200 --> 03:43.660
‫با من کاری داشتین؟

03:43.660 --> 03:45.200
‫بله، ایشون.

03:46.870 --> 03:49.080
‫خب، بریم یه جای دیگه.

03:49.950 --> 03:53.870
‫من مشکلی ندارم. چرا این‌جا صحبت نمی‌کنین؟

03:54.380 --> 03:58.800
‫نه، نباید با همنشین محبوب امپراتور زیادی زمان بگذرونم.

03:58.800 --> 04:00.210
‫و اینکه، ببینین...

04:02.680 --> 04:03.510
‫اوه.

04:03.510 --> 04:06.470
‫گیوکویو-ساما، دیگه کافیه.

04:06.470 --> 04:07.680
‫هوم.

04:09.770 --> 04:12.180
‫خب، چی نیاز داشتین؟

04:12.770 --> 04:17.900
‫اخیراً خبر داری که امپراتور به همنشین‌هاشون رمان هدیه می‌دن، درسته؟

04:17.900 --> 04:21.940
‫بله، بعد از اینکه همنشین‌ها خوندنش، خدمتکارها می‌خوننش.

04:21.940 --> 04:25.570
‫و در نهایت کنیزهای اطرافشون می‌خوننشون.

04:25.990 --> 04:29.740
‫کپی‌هایی که در حال درست شدن هستن، بعضی‌ها رو
‫ به اینکه خوندن و نوشتن یاد بگیرن، ترغیب می‌کنن.

04:30.040 --> 04:31.160
‫که این‌طور.

04:32.370 --> 04:34.710
‫هنوز تو مرحله‌ی نقشه‌کشیه،

04:34.710 --> 04:37.380
‫ولی تو فکر ساختن همچین چیزی بودم،

04:37.750 --> 04:41.010
‫فکر می‌کنم بین مردم عادی به مدرسه‌ی خطاطی معروفه.

04:41.380 --> 04:43.670
‫یه مدرسه برای دخترای خدمتکار.

04:43.670 --> 04:48.010
‫می‌دونستم یه فکری توی سرش داره، ولی سریع‌تر از انتظارم وارد عمل می‌شه.

04:49.310 --> 04:50.350
‫به نظرم فکر خوبیه.

04:52.180 --> 04:53.980
چه بلایی سر اون نگاه همیشگیت اومده؟

04:53.980 --> 04:56.400
‫حالتون خوب نیست؟

04:56.400 --> 04:58.190
‫این واکنش برای چیه؟

04:58.690 --> 05:01.440
‫آخه... یه‌طورایی نگران‌کننده بود.

05:05.240 --> 05:06.240
‫خودآزاره.

05:08.950 --> 05:10.910
‫خب، نظرت چیه؟

05:10.910 --> 05:14.710
‫همین الانش هم کسایی هستن که سعی دارن
‫خوندن یاد بگیرن، به‌نظر فکر خوبیه.

05:15.460 --> 05:18.670
‫به بعضیشون هم کمک می‌کنه بعد از پایان دوران تصدیشون کار پیدا کنند.

05:18.670 --> 05:19.460
‫که این‌طور.

05:20.130 --> 05:21.170
‫اما...

05:21.590 --> 05:22.420
‫بگو ببینم.

05:23.130 --> 05:27.430
‫حیاط جنوبی محل مناسبی برای دریافت کالا و چیزهایی از این قبیله،

05:27.430 --> 05:28.800
‫اما به دروازه‌‌ی اصلی نزدیکه.

05:28.800 --> 05:31.310
‫مکان محبوبی برای دورهمی‌های همنشین‌های عالی‌رتبه و میان‌رتبه‌ هست.

05:31.890 --> 05:34.180
‫بعضی‌هاشون خیلی مغرورن.

05:34.180 --> 05:38.650
‫شاید سواد یاد گرفتن کنیزها زیاد به مذاقشون خوش نیاد.

05:39.940 --> 05:42.150
‫شاید مجبور بشیم توی ضلع شمالی بسازیمش.

05:42.480 --> 05:45.740
‫بله. شنیدم از اون‌جا بخوبی نگهداری نشده،

05:45.740 --> 05:48.360
‫و چندتا ساختمون خالی هم وجود داره.

05:48.780 --> 05:51.120
‫بازسازی اون‌ها باید کفایت کنه.

05:51.740 --> 05:56.290
‫و اینکه، باید اسمش رو آموزش حرفه‌ای بگذارین.

05:56.290 --> 05:59.420
‫اگه راهی برای امرار معاش جلوه‌ش بدین، می‌تونین آدم‌های بیشتری رو جمع کنین.

06:00.420 --> 06:01.750
‫اینطوریه؟

06:02.130 --> 06:04.670
‫گاهی‌اوقات یه خوراکی بدین هم فکر خوبیه.

06:04.670 --> 06:05.710
‫فقط گاهی؟

06:05.710 --> 06:09.260
‫بله. هیچکس به قماری که همیشه ثمر می‌ده معتاد نمی‌شه.

06:10.220 --> 06:11.680
‫اینطوریه؟

06:12.600 --> 06:15.390
‫ایده‌هاش بدک نیستن، اما چمّ و خمّـش رو بالا پایین نمی‌کنه.

06:15.390 --> 06:17.350
‫شاید به‌خاطر تربیت اشرافی‌ـشه.

06:17.350 --> 06:20.190
‫گمونم چون خودش می‌دونه میاد سراغ من.

06:20.650 --> 06:22.650
‫همه‌ش نظر شخصی منه.

06:23.820 --> 06:25.570
‫صحبتتون همین بود؟

06:25.900 --> 06:28.070
‫آه، چیز دیگه هم هست.

06:28.070 --> 06:30.410
‫تو... زیاد در مورد قارچا می‌دونی؟

06:31.410 --> 06:36.160
‫خب، هم برای غذا و هم برای دارو ازشون استفاده می‌شه، پس می‌شه گفت آره.

06:36.500 --> 06:39.540
‫این وقت از سال که می‌شه، بعضی کنیزها...

06:39.540 --> 06:42.380
‫بدون اجازه می‌رن سراغ قارچ‌ها و دچار مسمومیت غذایی می‌شن.

06:42.380 --> 06:45.460
‫مثل اینکه همه‌جا آدمای شکمو پیدا می‌شه.

06:45.800 --> 06:50.510
‫آره واقعاً. یه بارم یکی بود که توی
‫بهداری با حکیم ماتسوتاکه می‌خورد.

06:51.010 --> 06:53.510
‫شنیدم میوه‌های باغم گاهی‌اوقات گم می‌شن.

06:54.050 --> 06:56.140
‫اونا قارچ سمی نبودن خب.

06:56.470 --> 06:59.810
‫بعدم... من فقط داشتم یکم بار باغ‌ها رو کم می‌کردم.

06:59.810 --> 07:04.190
‫با این‌همه، ازت می‌خوام از شر هرکدوم که ممکنه به اشتباه خورده بشن، خلاص شی.

07:04.190 --> 07:07.570
‫و همچنین، برامون بنویس که چطور قارچ‌های سمی‌ای پیدا کردی.

07:08.280 --> 07:09.780
‫برات می‌خوام تا از همه‌ی وظایفت توی کاخ یشم...

07:09.780 --> 07:12.450
‫به جز پیش‌مرگی غذا، مرخص بشی.

07:12.910 --> 07:13.530
‫آها.

07:14.240 --> 07:19.040
‫به نظر یه بهانه برای توضیح به گیوکویو-ساما میاد.

07:21.080 --> 07:23.380
‫از اون‌موقع چرا داره اینطوری نگاه می‌کنه؟

07:24.630 --> 07:25.630
‫روت حساب می‌کنم.

07:26.710 --> 07:27.920
‫ملتفت شدم.

07:28.670 --> 07:31.300
‫گویا یه خبرایی هست، اما...

07:31.300 --> 07:32.720
‫به نظر جالب میاد.

07:34.510 --> 07:37.100
‫خب کجا بریم الان...؟

07:37.640 --> 07:40.230
‫باغ‌ها‌ی گل، باغ‌های میوه، درخت‌های کاج...

07:40.600 --> 07:43.600
‫جاهای زیادی هست که توشون قارچ رشد می‌کنه.

07:43.600 --> 07:46.020
‫الان اول فصل قارچ‌ها هم هست.

07:46.820 --> 07:48.690
‫اگه کنیزهای دربار مخفیانه می‌رن دنبالشون،

07:48.690 --> 07:53.610
‫احتمالاً در حالت کلی بتونم بی‌خیال جاهای شلوغ و ضلع جنوبی بشم.

07:54.990 --> 07:56.160
‫در اون صورت...

07:56.490 --> 07:58.160
‫مقصد شماله.

08:10.130 --> 08:11.970
‫هومم؟ این چه بوییه؟

08:11.970 --> 08:14.680
‫یکم بوی بدی می‌ده...

08:16.800 --> 08:19.850
‫این همون بوی بدیه که شیسویی می‌گفت؟

08:20.600 --> 08:25.100
‫شاید قارچ‌ها از فاضلاب نشتی تغذیه می‌کنن.

08:27.060 --> 08:28.570
‫من برگشتم.

08:29.190 --> 08:31.440
‫خوش آمدی ـــ عه!

08:33.530 --> 08:35.700
‫اینطوری کریه نیا!

08:35.700 --> 08:36.530
‫کریه...

08:36.530 --> 08:40.160
‫مائومائو، یه بوی عجیبی می‌دی. کجا سرت گرم بوده؟

08:40.990 --> 08:44.120
‫روز بسیار ثمربخشی بود.

08:44.750 --> 08:47.630
‫حتی یکم قارچ دارویی هم گیرم اومد.

08:48.210 --> 08:52.460
‫بهش گفتم همه‌شون سمیه، پس حتی حکیم هم جرئت خوردنشونو نمی‌کنه.

08:48.710 --> 08:53.300
‫همه‌شون سمیه؟ شاید اگه یکیشون بخورم بفهمم...

08:53.800 --> 08:58.220
‫الاناست که وقت شام گیوکویو-ساما بشه، زود باش لباساتو عوض کن.

08:58.220 --> 08:59.140
‫بله.

09:02.140 --> 09:04.690
‫عذر می‌خوام... دیر کردم.

09:07.100 --> 09:08.900
‫ببخشید که باعث شدیم عجله کنی.

09:09.440 --> 09:10.270
‫مشکلی نیست.

09:10.860 --> 09:13.740
‫مچ‌بند سیاه روی دست هر دوشون...

09:15.110 --> 09:17.240
‫بعد از شام می‌رم بیرون.

09:17.240 --> 09:19.700
‫تو هم لطفاً همراهم بیا.

09:19.700 --> 09:20.660
‫اطاعت می‌شه.

09:21.740 --> 09:26.160
‫پس یعنی توی کاخ اندرونی یه نجیب‌زاده فوت شده...

09:29.670 --> 09:32.300
‫یه همنشین به اسم جین بود،

09:32.300 --> 09:36.760
‫یه همنشین میان‌رتبه‌ی اعلاء، دختر یه مقام دولتی عالی‌رتبه.

09:37.340 --> 09:41.680
‫کل سال پیش بیمار بود و همیشه توی اتاقش بود.

09:41.680 --> 09:44.600
‫گویا، دچار مسمویت غذایی شد و دیگه خوب نشد.

09:45.600 --> 09:50.980
‫اینطور هم نبود که امپراتور به دیدنش بره، باید برمی‌گشت خونه.

09:52.480 --> 09:56.490
‫عجیبه... شما در مورد کسی این‌طوری صحبت کنین هونیان-ساما.

10:00.450 --> 10:05.330
‫همنشین جین یکم... از نظر شخصیتی آدم بدقلقی بود.

10:05.330 --> 10:08.170
‫به شدت به بقیه‌ی همنشین‌ها و بانوهای دربار حسادت می‌کرد.

10:08.750 --> 10:12.540
‫اگه رنک پایین‌تری داشتن، بهشون کلامی و حتی گاهی فیزیکی حمله می‌کرد.

10:12.960 --> 10:18.680
‫و زمانی بود که گیوکویو-ساما موقع بارداری روی شاهدخت مسموم شدن.

10:21.180 --> 10:26.140
‫البته، واضحاً به همنشین‌های عالی‌رتبه حمله نمی‌کرد.

10:26.560 --> 10:33.140
‫اما... با همچین شخصیتی، جینشی-ساما حداقل باید می‌رفتن و تحقیق می‌کردن.

10:33.650 --> 10:34.430
‫اما...

10:36.400 --> 10:39.240
‫مدرکی دارین؟

10:40.780 --> 10:44.200
‫در نهایت، فقط یه شک باقی موند.

10:44.200 --> 10:46.330
‫شنیدم مشکلات بین خودشون هم زیاده،

10:46.330 --> 10:50.960
‫و حتی خدمتکارهاش هم اوقات سختی رو داشتن.

10:50.960 --> 10:54.800
‫راستش، یکم از بابت این اتفاق خیالم آسوده شده.

10:54.800 --> 10:57.210
‫اگه بازم برای گیوکویو-ساما اتفاقی بیفته...

11:00.180 --> 11:03.890
‫گمونم این برداشت صادقانه‌ی هونیان-ساماست.

11:03.890 --> 11:04.430
‫هومم؟

11:04.930 --> 11:07.680
‫گویا، دچار مسمویت غذایی شد و دیگه خوب نشد.

11:08.060 --> 11:11.100
‫و همچنین، برامون بنویس که چطور قارچ‌های سمی‌ای پیدا کردی.

11:11.980 --> 11:16.070
‫چرا جینشی-ساما ازم خواست در مورد قارچ‌ها تحقیق کنم؟

11:16.820 --> 11:21.240
‫چرا نخواست توی کاخ یشم و در حضور گیوکویو-ساما در این مورد صحبت کنه؟

11:21.740 --> 11:26.080
‫این... فقط می‌تونه به این دلیل باشه که به آدم‌های کاخ یشم مشکوکه.

11:26.830 --> 11:29.830
‫که یکی از ما همنشین جین رو با قارچ سمی کشته.

11:30.580 --> 11:34.040
‫خیال می‌کردم یکم بیش از حد نسبت به گیوکویو-ساما بی‌طرفه،

11:34.040 --> 11:36.590
‫ولی انگار در نهایت با همه منصفانه رفتار می‌کنه.

11:37.300 --> 11:42.590
‫هرچند، اگه خط فکریش برملا بشه... اعتماد‌ها لکه‌دار می‌شه.

11:43.390 --> 11:47.180
‫در هر صورت، گیوکویو-ساما مجرم نیست.

11:47.180 --> 11:49.430
‫مسموم کردن دردسرش زیاده،

11:49.430 --> 11:53.060
‫و راه‌های خیلی راحت‌تری برای از میون برداشتن یه همنشین میان‌رتبه هست.

11:53.060 --> 11:56.730
‫بقیه‌ی خدمتکارها هم آدم همچین کار فریبکارانه‌ای نیستن.

11:56.730 --> 11:59.150
‫پس، مظنون اصلی...

12:00.240 --> 12:01.110
‫من؟

12:01.950 --> 12:06.950
‫اگه در حالی که داشته در غالب یه درخواست برای تحقیق
‫در مورد قارچ‌ها، واکنش من رو بررسی می‌کرده،

12:06.950 --> 12:09.620
‫واقعاً که تحت تأثیر قرار گرفتم، دست مریزاد.

12:10.410 --> 12:11.460
‫بفرمایین.

12:13.170 --> 12:16.380
‫هومم؟ خدمتکار همنشین جین؟

12:16.840 --> 12:18.210
‫بابت چیزی کهیر زده؟

12:18.800 --> 12:19.340
‫بفرمایین.

12:19.340 --> 12:21.170
‫اما، این زخم...

12:26.850 --> 12:31.310
‫اگه می‌تونستم بفهمم علائم پیش از مرگش چی بوده...

12:43.320 --> 12:46.030
‫همنشین سون! خواهش می‌کنم نکنین!

13:01.550 --> 13:03.590
‫چیزی که سزاوارش بودی به سرت اومد!

13:05.720 --> 13:07.430
‫اون زخم‌های روی صورتش...

13:07.730 --> 13:09.760
‫تو زیاد در مورد قارچ‌ها می‌دونی؟

13:09.760 --> 13:11.680
‫و حتی خدمتکارهاش هم اوقات سختی رو داشتن.

13:11.680 --> 13:13.310
‫و حتی خدمتکارهاش هم اوقات سختی رو داشتن.

13:15.140 --> 13:17.100
‫که این‌طور، الان فهمیدم.

13:18.560 --> 13:21.320
‫پس این چیزیه که جینشی-ساما سعی داشت بفهمه.

13:25.900 --> 13:27.950
‫بهم گفتن زنی که دیشب بلوا به پا کرد...

13:27.950 --> 13:30.910
‫یه همنشین پایین‌رتبه به اسم همنشین سون بوده.

13:30.910 --> 13:33.910
‫از یه خانواده‌ی بازرگان ثروتمنده و شخصیت خیلی خوبی داشته.

13:33.910 --> 13:36.790
‫حتی امپراتور هم گهگاه به دیدنش می‌رفتن.

13:37.210 --> 13:40.210
‫هرچند، دقیقاً دو سال پیش...

13:42.170 --> 13:45.090
‫چرا... چرا داره اینطوری می‌شه؟

13:45.920 --> 13:47.680
‫مبتلاء به یه بیماری عجیب شد،

13:47.680 --> 13:50.140
‫و صحبت اینکه از مقام همنشینی عزلش کنن بالا گرفت.

13:50.550 --> 13:54.640
‫اما... حتی اگه به خونه برمی‌گشت هم نمی‌تونست ازدواج کنه.

13:55.180 --> 13:57.060
‫بهش اجازه داده شد تا همین‌جا توی کاخ اندرونی بمونه.

13:57.060 --> 13:58.650
‫گویا از ملاحظه‌ی امپراتور بوده.

14:00.650 --> 14:05.650
‫پس بعدش... چرا توی مراسم همنشین جین اون‌طوری رفتار کرد؟

14:06.070 --> 14:11.410
‫جوابش ساده‌ست. باور داشت که همنشین جین مسئول بیماریشه.

14:15.370 --> 14:16.410
‫پیداش کردم.

14:20.830 --> 14:22.460
‫جینشی-ساما، اینو بپوشین.

14:23.130 --> 14:25.010
‫چه قدر محتاط.

14:25.010 --> 14:26.970
‫بله، چون خیلی سمیه.

14:39.600 --> 14:41.690
‫این... کجا پیداش کردی؟

14:42.060 --> 14:44.110
‫توی جنگل ضلع شمالی.

14:44.110 --> 14:46.780
‫از اون ناحیه نگهداری درستی نمی‌شه،

14:46.780 --> 14:49.700
‫احتمالاً بهترین محیط رو برای رشد این قارچ درست کرده.

14:49.700 --> 14:54.990
‫قارچ خیلی کم‌یاب و البته خطرناکیه.

14:54.990 --> 15:00.210
‫خوردن حتی یک تکه‌ش کشنده‌ست، و حتی لمسش هم می‌تونه باعث‌ـــ

15:00.210 --> 15:02.540
‫لطفاً از این نزدیک‌تر نشین.

15:02.540 --> 15:05.170
‫مثل همنشین جین یا همنشین سون یا اینطوری می‌شین.

15:08.760 --> 15:11.760
‫منم قبلاً وقتی با پدرم دنبال گیاه‌های دارویی می‌گشتم،

15:11.760 --> 15:13.720
‫این قارچ رو پیدا کردم.

15:13.720 --> 15:14.930
‫بهش دست زدی؟

15:14.930 --> 15:18.520
‫فوراً شستمش، اما نتیجه این شد.

15:19.520 --> 15:22.770
‫زیر اون پانسمان‌ها زخمای بیشتری هم هست؟

15:22.770 --> 15:26.400
‫نه، بقیه‌ش مال آزمایشاتیه که خودم انجام دادم.

15:26.400 --> 15:28.070
‫عه، آزمایش چی؟

15:28.070 --> 15:28.780
‫سرگرمی.

15:28.780 --> 15:30.400
‫یعنی چی سرگرمی؟

15:30.900 --> 15:33.410
‫گمونم اولین باره نشونش می‌دم.

15:33.410 --> 15:35.740
‫خب... اون چیزا اهمیتی نداره.

15:35.740 --> 15:37.040
‫اون چیزا؟

15:38.200 --> 15:43.170
‫بدن همنشین جین پر از زخم بود، و موهاشون هم حسابی رخته بود.

15:43.750 --> 15:47.630
‫جینشی-ساما، می‌خواستین بدونین این سم از کجا اومده؟

15:48.340 --> 15:50.260
‫مثل همیشه باهوشه.

15:53.050 --> 15:56.760
‫دو سال پیش، همنشین سون یهویی به یه بیماری مرموز مبتلا شد،

15:56.760 --> 15:59.020
‫و گمان این وجود داشت که علتش سم بوده.

15:59.470 --> 16:01.560
‫شایعات می‌گفتن که مجرم...

16:02.310 --> 16:03.350
‫همنشین جین‌ـه.

16:03.690 --> 16:09.690
‫درسته. اما... نتونستیم ثابت کنیم که کار خودشه.

16:09.690 --> 16:15.120
‫بعدش یه سال پیش، همنشین جین هم همون علائم همنشین سون رو بروز داد.

16:15.620 --> 16:19.370
‫احتمالاً سعی داشته سم رو روی یکی دیگه امتحان کنه و اشتباهی بهش دست زده.

16:20.040 --> 16:21.960
‫از اون‌موقع همنشین جین افسرده شد،

16:21.960 --> 16:23.830
‫انگار که کلاً آدم دیگه‌ای بود.

16:25.000 --> 16:30.090
‫حداقل ماهی یک‌بار به دیدنش می‌رفتم، اما حتی نمی‌تونست صحبت کنه.

16:30.960 --> 16:33.260
‫از اولش هم همنشین بسیار مغروری بود.

16:33.800 --> 16:36.260
‫دیگه نتونست این وضعیت رو تحمل کنه و با سم خودکشی کرد.

16:36.680 --> 16:40.060
‫البته این... شهادت دخترهاییه که بهش خدمت می‌کردن.

16:40.770 --> 16:44.230
‫به عنوان یه داستان با عقل جور در میاد، اما...

16:45.100 --> 16:48.230
‫همنشین جین بابت خوردن قارچ سمی مردن، درسته؟

16:48.610 --> 16:49.520
‫درسته.

16:49.520 --> 16:51.480
‫اگه اینطور باشه یه جای کار می‌لنگه.

16:52.030 --> 16:53.450
‫منظورت چیه؟

16:54.360 --> 16:59.280
‫اگر این قارچ خورده بشه، باعث دل‌درد، استفراغ، و فلج شدن می‌شه.

16:59.620 --> 17:02.200
‫داخل دهن رو هم زخم می‌کنه،

17:02.200 --> 17:04.870
‫اما تا به حال نشنیدم که روی بقیه‌ی صورت هم پخش بشه.

17:05.330 --> 17:06.120
‫واقعاً؟

17:06.580 --> 17:11.710
‫بله. زخم‌های روی صورتش تازه بودن.

17:11.710 --> 17:15.300
‫انگار که یه نفر قارچ سمی رو روی صورتش کشیده باشه.

17:15.300 --> 17:18.260
‫در عین حال، دستاش سالم و بدون زخم بودن.

17:18.260 --> 17:19.600
‫کهیرها فقط...

17:24.520 --> 17:26.440
‫اگه حرفی برای گفتن داری، بگو.

17:32.150 --> 17:33.780
‫می‌شه چند روزی بهم وقت بدین؟

17:34.400 --> 17:38.870
‫اگه بشه، چندتا خواجه هم که دهنشون قرص باشه و زور بازو داشته باشن، لازم دارم.

17:40.870 --> 17:42.540
‫مطمئن نیستم ها.

17:43.120 --> 17:44.120
‫در هر صورت انجامش بده.

17:45.830 --> 17:49.130
‫خب... گویا اگه دستور باشه کار واسه منم راحت‌تره.

17:50.210 --> 17:51.710
‫اطاعت می‌شه.

17:54.510 --> 17:59.050
‫ولی... شائومائو می‌خواد از چی سر در بیاره؟

17:59.050 --> 18:01.300
‫نمی‌دونم. اما...

18:01.760 --> 18:05.850
‫هروقت داروساز این‌طوری میشه، دنبال آخرین مردکه.

18:26.250 --> 18:27.410
‫رسیدیم.

18:29.580 --> 18:30.580
‫قارچ...

18:31.420 --> 18:33.750
‫می‌شه این‌جا رو بکنین؟

18:33.750 --> 18:34.590
‫بله.

18:46.720 --> 18:47.930
‫این بو...

19:00.610 --> 19:02.780
‫این مدرکته.

19:03.530 --> 19:06.950
‫هرچند فکر نمی‌کردم با اولین تلاش پیداش کنم.

19:09.040 --> 19:12.580
‫تأیید شد که اون جسد متعلق به همنشین جین‌ـه.

19:12.580 --> 19:14.790
‫نشانش روی زیورآلاتی روی جسد بود.

19:15.250 --> 19:17.960
‫نمی‌دونم قتل یا حادثه بوده،

19:17.960 --> 19:20.180
‫اما یک سال پیش مرده،

19:20.720 --> 19:22.970
‫همون‌ موقع‌ها که بیمار شده؟

19:22.970 --> 19:25.640
‫بله. همنشین جین اصلی توی جنگل خاک شده،

19:26.060 --> 19:28.600
‫و یه نفر دیگه جاش رو گفته.

19:28.980 --> 19:31.140
‫پس، جسد توی مراسم...

19:32.520 --> 19:34.770
‫در مورد بانوی درباری که گم شده چیزی می‌دونین؟

19:35.520 --> 19:39.610
‫زنی به اسم تائو که قبل از ازدواجش ناپدید شده.

19:40.530 --> 19:42.780
‫شبیه به همنشین جین نیست؟

19:43.910 --> 19:47.290
‫یکم پرس و جو کردم، و گویا حتی اندامشون هم شبیه بوده.

19:47.870 --> 19:51.080
‫با پوشوندن صورتش، دیگه جز خدمتکارهای نزدیکشون...

19:51.080 --> 19:52.790
‫کسی متوجه نمی‌شد.

19:53.210 --> 19:56.920
‫فریب دادن یه دیدار ماهیانه هم اونقدرا کار سختی نبوده.

19:57.380 --> 20:02.680
‫پس یعنی، این تائو با خدمتکارهای همنشین جین توطئه کرده؟

20:03.050 --> 20:06.390
‫گویا، هرچند از جزئیاتش خبر ندارم.

20:09.850 --> 20:11.770
‫چندتا حدس شخصی دارم.

20:12.390 --> 20:14.020
‫احتمالاً از روی حسادت بوده.

20:14.310 --> 20:16.440
‫اینکه شخصی که شبیه به خودشه...

20:16.440 --> 20:19.190
‫معشوقی پیدا کرده به مذاق همنشین جین خوش نیومده.

20:20.400 --> 20:24.030
‫وقتی که خودش حتی یه دیدار هم با امپراتور نداشته.

20:24.490 --> 20:27.830
‫و البته، تائو هم مرتباً مورد آزار و اذیت قرار می‌گرفته.

20:27.830 --> 20:30.290
‫و شاید یه‌طور بحث بالا گرفته.

20:30.290 --> 20:33.040
‫یه حادثه... یا اتفاق... که به مرگ همنشین جین منتهی شده.

20:33.620 --> 20:36.830
‫خدمتکارها، احتمالاً به‌خاطر حفظ موقعیت خودشون و دلسوزی برای تائو،

20:36.830 --> 20:39.460
‫پیشنهاد لاپوشونی کردن مرگ همنشین جین رو دادن.

20:39.800 --> 20:42.300
‫و البته تائو نمی‌تونست رد کنه.

20:43.840 --> 20:46.140
‫اما وقتی که صحبت ازدواجش بالا گرفت،

20:46.140 --> 20:49.260
‫ادامه دادن به این نقش بازی کردن از توانش خارج شده.

20:52.640 --> 20:57.360
‫بسه دیگه. بالادستی‌ها هرکاری دلشون بخواد می‌تونن بکنن.

20:57.940 --> 21:01.820
‫اما... از کجا فهمیدی جسد کجا دفن شده؟

21:01.820 --> 21:04.240
‫مدرک به جا گذاشته بود.

21:04.240 --> 21:05.320
‫مدرک؟

21:07.320 --> 21:08.320
‫قارچ‌!

21:08.740 --> 21:10.410
‫قارچ‌های این ناحیه...

21:10.410 --> 21:13.580
‫همه از نوعی هستند که روی فضولات یا جسد حیوون‌ها رشد می‌کنن!

21:13.580 --> 21:16.420
‫جای تعجب نداشت که اون بوی عجیب و غریب تعفن از اونجا میومد.

21:16.420 --> 21:20.550
‫کی فکرشو می‌کرد داشتم بالای سر یه جسد کیف شکار قارچمو می‌بردم؟

21:23.090 --> 21:25.300
‫با اون قارچا... می‌خوای چیکار کنی؟

21:28.300 --> 21:30.850
‫یه عالمه قارچای جالب اینجا هست.

21:30.850 --> 21:32.640
‫قارچایی که روی جسد رشد می‌کنن؟

21:32.640 --> 21:36.060
‫قارچی مثل قارچ صدپا که مستقیم روی جسد رشد می‌کنن که پیدا نکردم...

21:37.560 --> 21:40.650
‫بـ ـ بعدم، اگه اینطوری بود اسمشون می‌شد قارچ جسد‌ـــ

21:40.650 --> 21:41.730
‫مصادره‌شون کن!

21:49.200 --> 21:51.740
‫فقط یه کنجکاوی معصومانه‌ست...

21:59.580 --> 22:02.590
‫قارچی که روی جسد رشد می‌کنه...

22:05.130 --> 22:06.670
‫اگه همچین چیزی وجود داشت،

22:07.880 --> 22:09.470
‫چه شکلی می‌شد،

22:10.220 --> 22:12.640
و چه تأثیراتی می‌داشت؟

22:15.000 --> 22:25.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:56.370 --> 23:59.030
‫قسمت بعدی: «آینه»

23:56.580 --> 23:59.950
‫قسمت بعدی

23:56.580 --> 23:59.950
‫قسمت

23:56.580 --> 23:59.950
قسمت

23:56.580 --> 23:59.950
28

23:56.580 --> 23:59.950
آیــــنه
