1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:30,480 --> 00:01:33,480
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد.

3
00:01:40,370 --> 00:01:41,240
‫این قانونیه؟

4
00:01:41,240 --> 00:01:41,870
‫البته.

5
00:01:44,250 --> 00:01:46,410
‫خوشگل‌تر شدی؟

6
00:02:14,570 --> 00:02:18,530
‫قسمـــت

7
00:02:14,570 --> 00:02:18,530
قسمـــت

8
00:02:14,570 --> 00:02:18,530
25

9
00:02:14,570 --> 00:02:18,530
25

10
00:02:14,570 --> 00:02:18,530
مائومائو و مائومائو

11
00:02:22,030 --> 00:02:25,120
‫چه خبره ننه... این‌همه کتاب برای چیه؟

12
00:02:25,120 --> 00:02:27,000
‫گویا سفارش مائومائوـه.

13
00:02:27,000 --> 00:02:27,910
‫بازم؟

14
00:02:29,420 --> 00:02:31,710
‫تجارت خوبی می‌شه.

15
00:02:31,710 --> 00:02:33,960
‫همون‌طور که بهتون گفته شده، تحویلشون بدین.

16
00:02:33,960 --> 00:02:34,920
‫اطاعت می‌شه.

17
00:02:44,390 --> 00:02:45,760
‫زیبا هستن.

18
00:02:46,270 --> 00:02:48,310
‫می‌خوام چندتاشو توی اتاقم نگه دارم.

19
00:02:49,730 --> 00:02:51,190
‫همه‌چیز رو به راهه؟

20
00:02:51,190 --> 00:02:52,810
‫بـ‌ ـ بله.

21
00:03:22,300 --> 00:03:26,640
‫بعد از ضیافت باغ، ارباب شیشو درخواست خدمتکارهای بیشتری برای ایشون کرد.

22
00:03:26,640 --> 00:03:29,020
‫ولی... این دیگه زیاده‌رویه.

23
00:03:29,020 --> 00:03:33,310
‫آره. برای بقیه‌ی بانوها وجهه‌ی خوبی نداره.

24
00:03:34,020 --> 00:03:37,200
‫درود، همنشین لولان.

25
00:03:46,160 --> 00:03:48,120
‫اوه؟ دنبال چیزی می‌گردین؟

26
00:03:48,120 --> 00:03:49,540
‫آه... نه.

27
00:03:49,540 --> 00:03:51,290
‫مائومائو الان توی بهداریه.

28
00:04:01,010 --> 00:04:02,510
‫بهار شده هـــا.

29
00:04:14,850 --> 00:04:16,400
‫داری چیکار می‌کنی؟

30
00:04:16,690 --> 00:04:18,520
‫چرا اینطوری می‌پرسین؟

31
00:04:18,980 --> 00:04:20,990
‫دارم روغن معطر درست می‌کنم.

32
00:04:20,990 --> 00:04:24,910
‫موقع تمیزکردن بهداری، یه دستگاه تقطیر پیدا کردم.

33
00:04:24,910 --> 00:04:29,030
‫از غنچه‌های باقی‌مونده از رزهای آبی که اون‌موقع پرورش دادیم، استفاده می‌کنم.

34
00:04:29,330 --> 00:04:30,910
‫بوش خیلی قویه.

35
00:04:30,910 --> 00:04:33,620
‫ولی همچنان از رز وحشی ضعیف‌تره.

36
00:04:34,120 --> 00:04:35,370
‫چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

37
00:04:37,170 --> 00:04:40,420
‫با این بویی که راه انداختی، هرکسی بود کنجکاو می‌شد.

38
00:04:41,510 --> 00:04:45,260
‫چون نمی‌تونی توی کاخ یشم انجامش بدی، این‌جا درستش می‌کنی؟

39
00:04:45,260 --> 00:04:46,720
‫اونم هست، ولی...

40
00:04:47,260 --> 00:04:50,930
‫بعضی روغن‌های معطر می‌تونن باعث سقط جنین بشن.

41
00:04:50,930 --> 00:04:54,350
‫البته تا زمانی که خیلی غلیظ نباشه مشکلی ایجاد نمی‌کنه، ولی...

42
00:04:54,350 --> 00:04:58,900
‫پس، لازم نیست عطر و چیزای از این قبیل رو توی کاخ اندرونی ممنوع کنیم؟

43
00:04:58,900 --> 00:05:00,690
‫آره. مشکلی نیست.

44
00:05:01,150 --> 00:05:04,110
‫حکیم شارلاتان آدم خوبیه، ولی دهنش چفت و بست نداره.

45
00:05:04,110 --> 00:05:07,530
‫همون بهتر که هنوز خبردار نشه همنشین گیوکویو باردارن.

46
00:05:07,530 --> 00:05:08,410
‫این چیه؟

47
00:05:09,950 --> 00:05:12,200
‫دارم ساکه تقطیر می‌کنم.

48
00:05:12,200 --> 00:05:15,660
‫اگه چندین بار تقطیرش کنم، می‌تونم یه الکل قوی بسازم.

49
00:05:17,710 --> 00:05:19,000
قراره بخوریش؟

50
00:05:19,000 --> 00:05:20,750
‫برای ضدعفونی کردنه.

51
00:05:20,750 --> 00:05:22,760
‫حالا که یه شاهدخت‌ی کوچولو توی کاخ یشم داریم،

52
00:05:22,760 --> 00:05:25,340
‫می‌خوام تا جایی که می‌شه اون‌جا رو تمیز نگه داریم.

53
00:05:25,340 --> 00:05:27,300
‫از این کارا هم می‌تونی بکنی؟

54
00:05:27,300 --> 00:05:33,180
‫یه پارچه رو بهش آغشته می‌کنی و روی سطوح و چیزای دیگه رو باهاش پاک می‌کنی.

55
00:05:33,470 --> 00:05:35,020
‫عجب چیزایی بلدی.

56
00:05:35,020 --> 00:05:37,190
‫شنیدم تو غرب از این کارا می‌کنن.

57
00:05:37,190 --> 00:05:40,440
‫آه، درسته... پدرخوانده‌ت...

58
00:05:40,730 --> 00:05:42,690
‫بسته‌تون رو آوردیم.

59
00:05:48,990 --> 00:05:50,490
‫این چیه؟

60
00:05:50,490 --> 00:05:52,700
‫آه، این مال خانم کوچیـ ـــ

61
00:05:54,200 --> 00:05:58,040
‫جینشی-ساما، براتون چایی دم می‌کنم. لطفاً بشینین.

62
00:05:58,040 --> 00:05:59,290
‫داخل این چیه؟

63
00:05:59,880 --> 00:06:03,250
‫این یه بسته از خونه‌ست. چیز مهمی نیست.

64
00:06:03,750 --> 00:06:06,090
‫اوه، از خونه‌ی تو؟

65
00:06:06,090 --> 00:06:07,380
‫این یارو چشه؟

66
00:06:07,380 --> 00:06:11,390
‫د ـ داخلش... لباس‌زیرامم... هست.

67
00:06:12,510 --> 00:06:14,430
‫آ ـ آها.

68
00:06:15,310 --> 00:06:20,980
‫ولی این لباس‌زیرا مگه از چی درست شدن که دوتا مرد باید حملشون می‌کردن؟

69
00:06:25,190 --> 00:06:27,150
‫مشکل کاخ اندرونی اینه که...

70
00:06:27,150 --> 00:06:30,660
‫زن‌ها به‌طور الاحده‌ای در مورد رابطه‌ی جنسی ناآگاهن.

71
00:06:30,950 --> 00:06:34,660
‫بیشتر خدمتکارهایی که این‌جا هستن، هنوز باکره‌ان.

72
00:06:35,160 --> 00:06:37,330
‫اگه امپراتور از دختری خوششون بیاد،

73
00:06:37,330 --> 00:06:40,670
‫ولی اون بابت نادونیش نتونه کاری انجام بده، چی؟

74
00:06:41,080 --> 00:06:43,960
‫برای همین فکر کردم که باید از قبل آموزش داده بشن.

75
00:06:43,960 --> 00:06:46,800
‫برای همین... گفتی اینا رو بیارن؟

76
00:06:47,550 --> 00:06:50,840
‫کتاب... مثل همون کتابای اون‌موقع، بله.

77
00:06:52,590 --> 00:06:55,390
‫این همه جون کندم بیارنشون بهداری که دور از چشم هونیان-ساما باشه...

78
00:06:55,390 --> 00:06:57,100
‫این همه جون کندم بیارنشون بهداری که دور از چشم هونیان-ساما باشه...

79
00:06:57,680 --> 00:07:00,600
‫قبلاً برای امپراتور که از این چیزا خوشش میومد، سفارش می‌دادم،

80
00:07:00,600 --> 00:07:04,570
‫ولی محض تجارتِ بیشتر یکم سنگین‌تر سفارش دادم.

81
00:07:04,570 --> 00:07:06,320
‫امان از زمان‌بندی بد.

82
00:07:09,320 --> 00:07:10,610
‫اینا...

83
00:07:10,990 --> 00:07:13,530
‫خیلی خوب درست شدن.

84
00:07:13,530 --> 00:07:15,490
‫کیفیت کاغذها هم بالاست.

85
00:07:15,490 --> 00:07:19,540
‫آها اون؟ منو بگو خیال کردم یه منحرفِ درون داشته باشه.

86
00:07:19,540 --> 00:07:22,710
‫این کتابا گاهی سرجهاز تازه‌عروس‌ها هم داده می‌شن،

87
00:07:22,710 --> 00:07:26,630
‫و حتی اگه سواد خوندن نداشته باشی هم، تصاویرش همچنان لذتبخشن.

88
00:07:26,630 --> 00:07:27,750
‫چاپ ...

89
00:07:27,750 --> 00:07:31,590
‫چاپ چوبی نیست، بلکه اون نوعیه که از صفحات فلزی استفاده می‌کنن.

90
00:07:31,590 --> 00:07:32,930
‫خیلی خوبه.

91
00:07:32,930 --> 00:07:37,640
‫بله. چون خیلی خوب بودن، می‌خواستم تا هرچقدر که می‌شه آدم‌های زیادی ببیننشون.

92
00:07:38,140 --> 00:07:40,560
‫این و اونی که تو میگی با هم فرق دارن.

93
00:07:44,940 --> 00:07:47,900
‫اگه خوشتون اومده، چطوره یه‌دونه‌شو برای خودتون بردارین؟

94
00:07:48,530 --> 00:07:51,030
‫نـ‌ ـ نه! اصلاً اینطور نیست.

95
00:07:53,160 --> 00:07:55,910
‫خب... این‌دفعه رو زیر سیبیلی رد می‌کنم.

96
00:07:55,910 --> 00:07:57,410
‫جدی می‌فرمایید؟!

97
00:07:57,740 --> 00:08:00,250
‫بهم بگو کدوم فروشگاه اینا رو می‌فروشه.

98
00:08:02,620 --> 00:08:05,790
‫گفتم که نه! فقط می‌خوام در مورد فناوری چاپشون بفهمم.

99
00:08:07,420 --> 00:08:11,300
‫بله، متوجه شدم. مغازه رو خدممتون عرض می‌کنم.

100
00:08:14,260 --> 00:08:15,550
‫شائومائو.

101
00:08:15,550 --> 00:08:16,350
‫چی شده؟

102
00:08:17,180 --> 00:08:20,600
‫شاید بهتر باشه برخی موارد که زیادی صریحن، سانسور بشن.

103
00:08:21,060 --> 00:08:25,020
‫اما... امپراتور گفتن قبلی‌ها به اندازه‌ی کافی هیجان‌انگیز نبودن، برای‌ـــ

104
00:08:25,020 --> 00:08:26,230
‫نخیر.

105
00:08:28,570 --> 00:08:33,320
‫آه... منو بگو که به اون ننه رو زدم تا بهترینشو برام سوا کنه...

106
00:08:41,830 --> 00:08:48,340
‫آه، آن که من در زیر آن گل زیبا به دنبالش هستم، چه می‌تواند باشد؟

107
00:08:52,090 --> 00:08:55,130
‫می‌گم، به‌نظرت اونجا چی خاک شده؟

108
00:08:55,930 --> 00:08:56,930
‫ها.

109
00:08:57,390 --> 00:08:58,300
‫پهن؟

110
00:08:59,560 --> 00:09:01,270
‫خیلی تند غذا می‌خوری.

111
00:09:01,270 --> 00:09:02,770
‫تقصیر توـه مائومائو!

112
00:09:02,770 --> 00:09:05,350
‫این رمانه خیلی معروفه!

113
00:09:05,350 --> 00:09:07,560
‫شیائولان تو خوندن بلدی مگه؟

114
00:09:07,560 --> 00:09:12,190
‫بلد نیستم! اما یکی ازدخترا که بلده برای همه‌مون می‌خونه.

115
00:09:12,190 --> 00:09:14,700
‫دوست دارم زودتر بفهمم بقیه‌ش چی می‌شه.

116
00:09:15,400 --> 00:09:19,620
‫وقتی حتی یه دختر بی‌سواد از داستان خبر داره،

117
00:09:19,620 --> 00:09:21,540
‫باید کتاب خیلی محبوبی باشه

118
00:09:26,620 --> 00:09:28,080
‫من برگشتم.

119
00:09:28,630 --> 00:09:29,840
‫اون چیه؟

120
00:09:29,840 --> 00:09:33,260
‫امپراتور اینا رو به همه‌ی همنشین‌هاشون دادن.

121
00:09:33,260 --> 00:09:36,760
‫گفتن هرکسی تمومشون کرد، باید به بقیه هم نشونشون بدن.

122
00:09:36,760 --> 00:09:38,430
‫مائومائو تو هم دوست داری بخونی؟

123
00:09:39,470 --> 00:09:44,850
‫گویا همونیه که شیائولان داشت در موردش حرف می‌زد. یه رمان محبوب.

124
00:09:44,850 --> 00:09:50,610
‫اینا توی جامعه‌ی اشرافی سطح‌پایین محسوب می‌شن. برام سواله چرا...

125
00:09:50,610 --> 00:09:53,110
‫هوم؟ این مهر...

126
00:09:53,110 --> 00:09:55,740
‫مال همون مغازه‌ایه که اون روز در موردش به جینشی-ساما گفتم.

127
00:09:56,110 --> 00:10:00,160
‫با اینکه یه رمانه، ولی کیفیت بالایی داره و هدیه‌ی درخوری از طرف امپراتوره.

128
00:10:00,160 --> 00:10:04,910
‫اگه به همه‌ی همنشین‌ها دادن، پس ‫یه ۱۰۰نسخه‌‌ای آب خورده.

129
00:10:04,910 --> 00:10:08,000
‫احتمالاً جینشی-ساما از امپراتور خواسته.

130
00:10:08,000 --> 00:10:12,000
‫وای! عجب جای جذابی! نمی‌تونم بذارمش زمین!

131
00:10:08,460 --> 00:10:11,170
‫باید یه انعامی ازش می‌گرفتم!

132
00:10:12,000 --> 00:10:15,710
‫اما چرا؟ رمان‌ها سطح‌پایین حساب می‌شن.

133
00:10:15,710 --> 00:10:19,130
‫چرا باید به همنشین‌های اشرافی بدیشون...

134
00:10:22,720 --> 00:10:28,440
‫می‌دونستم یه ربطی به سیاست داره. پس واقعاً داشت یه‌کلکی سوار می‌کرد.

135
00:10:28,440 --> 00:10:30,520
‫وای نه، تموم شد!

136
00:10:30,900 --> 00:10:33,110
‫دلم می‌خواد زودی بقیه‌شو بخونم!

137
00:10:33,110 --> 00:10:37,820
‫گائوشون-ساما گفتن بعدیشو هرموقع آماده شد، پخش می‌کنن.

138
00:10:37,820 --> 00:10:39,200
‫چیزی شده؟

139
00:10:40,780 --> 00:10:44,080
‫خب، توی کاخ یشم تنها خدمتکارها ماییم، درسته؟

140
00:10:44,080 --> 00:10:50,170
‫حیفه که فقط ماها از همچین هدایایی که گیوکویو-ساما بهمون دادن، لذت ببریم.

141
00:10:50,170 --> 00:10:54,590
‫ولی نمی‌تونیم به دخترای خارج از کاخ بدیمشون. چون خیلی ارزشمندن.

142
00:10:54,590 --> 00:10:56,510
‫اگه گمشون کنن، چی؟

143
00:10:56,960 --> 00:10:58,720
‫درسته.

144
00:11:00,760 --> 00:11:05,640
‫چطوره به جای اینکه اصلی رو بدین، خودتون از روش بنویسین؟

145
00:11:06,600 --> 00:11:11,480
‫شاید تصاویرشون سخت باشه، اما آیلان-ساما دستخط زیبایی دارن.

146
00:11:11,900 --> 00:11:14,440
‫نوشتن از روش برای شما نباید کاری داشته باشه.

147
00:11:14,440 --> 00:11:16,360
‫و ـ واقعاً؟

148
00:11:16,360 --> 00:11:19,110
‫وای، همچین کار سختی رو می‌کنی؟

149
00:11:19,110 --> 00:11:21,780
‫ایفا، اینطور نگو!

150
00:11:21,780 --> 00:11:26,240
‫احتمالاً این برداشت درست از ایده‌ی جینشی-ساماست.

151
00:11:22,240 --> 00:11:23,700
‫یه امتحانی بکنیم.

152
00:11:23,700 --> 00:11:25,370
‫از کجا باید شروع کنیم؟

153
00:11:26,740 --> 00:11:29,000
‫اگه کتاب‌ها توی کاخ‌اندرونی محبوب بشن،

154
00:11:29,290 --> 00:11:32,120
‫افراد زیادی سعی می‌کنن خوندن یاد بگیرن،

155
00:11:32,120 --> 00:11:35,380
‫بخصوص اگه اون کتاب یه رمان محبوب باشه.

156
00:11:36,250 --> 00:11:41,090
‫قبلاً وقتی خدمتکار جینشی-ساما بودم، ازم یه چیزی خواستن...

157
00:11:41,510 --> 00:11:45,600
‫داروساز، به‌نظرت برای بهتر کردن سطح سواد بانو‌های دربار چه کاری می‌تونیم بکنیم؟

158
00:11:46,470 --> 00:11:50,180
‫ولی بازم... یه‌طورایی لقمه رو دور دهنش چرخونده.

159
00:11:53,100 --> 00:11:54,600
‫هی، مائومائو.

160
00:11:54,600 --> 00:11:56,900
‫لطفاً بهم خوندن نوشتن یاد بده.

161
00:11:56,900 --> 00:11:57,980
‫یهویی چی شده؟

162
00:11:58,480 --> 00:12:03,780
‫دختری که همیشه برامون رمان می‌خوند مثل اینکه بخاطر زیاد خوندن حنجره‌ش آسیب دیده.

163
00:12:03,780 --> 00:12:08,700
‫به‌جاش، سعی داره از روی کتاب برامون بنویسه، اما من خوندن بلد نیستم.

164
00:12:08,700 --> 00:12:10,000
‫پس... من می‌تونم برات بخو‌ـــ

165
00:12:10,000 --> 00:12:11,200
‫نه نمی‌شه!

166
00:12:12,960 --> 00:12:17,960
‫اون داره این‌‌همه زحمت برای دوباره ‌نوشتنش می‌کشه، نمی‌تونم اینطوری تقلب کنم.

167
00:12:20,840 --> 00:12:22,090
‫آفرین.

168
00:12:21,130 --> 00:12:23,880
‫عـــه، یهویی چی شد؟!

169
00:12:24,840 --> 00:12:28,510
‫این اسم توـه. سعی کن یه بار خودت بنویسیش.

170
00:12:25,890 --> 00:12:29,390
شیائولان

171
00:12:28,510 --> 00:12:29,390
‫حله!

172
00:12:29,390 --> 00:12:31,890
شیائولان

173
00:12:32,270 --> 00:12:35,980
‫اسم خودم... خیلی سخته ها.

174
00:12:35,980 --> 00:12:39,980
‫نوشتن بهت کمک می‌کنه خوندن هم یاد بگیری، ولی می‌خوای فقط خوندن یاد بگیری؟

175
00:12:39,980 --> 00:12:43,150
‫نه، حالا که تصمیم گرفتم، درست انجامش می‌دم!

176
00:12:43,490 --> 00:12:47,120
‫وقتی از کاخ اندرونی برم، باید برای خودم دنبال کار بگردم.

177
00:12:47,120 --> 00:12:49,160
‫خوندن نوشتن بلد باشم، بهم کمک می‌کنه، نه؟

178
00:12:52,120 --> 00:12:53,540
‫چیه خب؟

179
00:12:52,620 --> 00:12:56,210
‫شیائولان هم به روش خودش به فکر آینده‌شه.

180
00:12:56,750 --> 00:12:59,130
‫پس بیا یکم سریع پیش بریم.

181
00:12:59,130 --> 00:13:00,670
‫اوهوم، ممنون.

182
00:13:01,340 --> 00:13:02,880
‫این چی می‌شه؟

183
00:13:02,880 --> 00:13:04,300
‫قارچ.

184
00:13:04,300 --> 00:13:05,220
‫این؟

185
00:13:05,220 --> 00:13:11,470
قارچ

186
00:13:05,220 --> 00:13:11,470
تاتوره

187
00:13:05,220 --> 00:13:11,470
ریشه‌ی کودزو

188
00:13:05,630 --> 00:13:06,890
‫تاتوره.

189
00:13:07,510 --> 00:13:08,600
‫این؟

190
00:13:08,600 --> 00:13:09,760
‫ریشه‌ی کودزو.

191
00:13:10,560 --> 00:13:14,940
‫می‌گم... اینا کلمه‌های رایجن؟

192
00:13:16,020 --> 00:13:17,810
‫بیا از احوال‌پرسیا شروع کنیم.

193
00:13:17,810 --> 00:13:18,980
‫خب؟

194
00:13:47,090 --> 00:13:50,100
‫شاهدخت لینگ‌لی دیگه اجازه دارن برای قدم‌زدن برن؟

195
00:13:50,100 --> 00:13:55,520
‫بله. دیگه کاخ یشم داره براش کوچیک می‌شه، برای همین ازشون خواستم.

196
00:13:56,140 --> 00:13:58,850
‫دیگه دوست داره همشن این‌طرف اون‌طرف بدوئه.

197
00:13:58,850 --> 00:14:00,190
‫مائومائو نظر تو چیه؟

198
00:14:00,810 --> 00:14:06,650
‫خب... برای سلامتی شاهدخت هم که شده، بهتره که بیشتر بیرون برن.

199
00:14:07,240 --> 00:14:10,410
‫دوتا خواجه هم به‌عنوان محافظ همراهیش می‌کنن.

200
00:14:10,410 --> 00:14:13,490
‫می‌شه تو همراه با هونیان باهاش بری؟

201
00:14:13,790 --> 00:14:15,000
‫اطاعت می‌شه.

202
00:14:15,410 --> 00:14:19,250
‫تا الان همه‌ی فرزند‌های امپراتور توی سن کم فوت شدن.

203
00:14:19,250 --> 00:14:21,880
‫برای یه قدم‌زدن ساده یکم زیاده‌روی به‌نظر میاد،

204
00:14:21,880 --> 00:14:23,590
‫ولی خب چاره‌ای نیست.

205
00:14:24,130 --> 00:14:27,010
‫مائومائو، تو چیزای زیادی در مورد گل‌ها و موجودات می‌دونی.

206
00:14:27,010 --> 00:14:29,470
‫می‌شه وقتی بیرونین به لینگ‌لی یاد بدی؟

207
00:14:30,340 --> 00:14:34,810
‫گیوکویو-ساما این‌کارو نکنین! بهشون همه‌طور چیزای نامناسب یاد می‌ده!

208
00:14:35,220 --> 00:14:38,730
‫عه؟ ولی به‌نظر من مفیده.

209
00:14:38,730 --> 00:14:41,690
‫کی می‌دونه که قراره به کجا شوهر کنه؟

210
00:14:41,690 --> 00:14:47,070
‫هنوز شاهدخت‌ خردسالی‌ان، اما ۱۰ سال و اندی دیگه، صحبت ازدواجشون بالا می‌گیره.

211
00:14:47,860 --> 00:14:52,570
‫اگه به یه کشور خارجی برن، احتمال اینکه ازشون استقبال چندانی نشه، هست.

212
00:14:54,580 --> 00:14:58,830
‫دونستن در مورد داروها و سم‌ها می‌تونه براشون کمک‌دهنده باشه.

213
00:14:58,830 --> 00:15:00,580
‫واقعاً که همنشین زیرکی‌ان.

214
00:15:07,670 --> 00:15:10,430
‫واکنش‌های بقیه با دیدن شاهدخت، متفاوتن.

215
00:15:12,050 --> 00:15:15,310
‫که همگی نشون‌دهنده‌ی دیدگاه‌های متفاوت به ایشون هستن.

216
00:15:15,970 --> 00:15:19,810
‫شاهدخت هم یک روز... معنی این نگاه‌ها رو می‌فهمن.

217
00:15:22,900 --> 00:15:24,810
‫اون گل پامچاله.

218
00:15:31,240 --> 00:15:33,200
‫وای، شاهدخت.

219
00:15:35,410 --> 00:15:36,740
‫شاهدخت!

220
00:15:38,830 --> 00:15:40,750
‫شاهدخت! نکنین!

221
00:15:40,750 --> 00:15:41,710
‫می‌رم یه نگاهی بندازم.

222
00:15:47,590 --> 00:15:48,880
‫گربه؟

223
00:15:57,060 --> 00:15:58,470
‫شاهدخت؟

224
00:16:02,100 --> 00:16:03,940
‫باید بگیرمش؟

225
00:16:03,940 --> 00:16:05,310
‫چاره‌ای نیست.

226
00:16:13,950 --> 00:16:14,910
‫پیدات کردم!

227
00:16:20,830 --> 00:16:22,210
‫اینو می‌خوای؟

228
00:16:28,500 --> 00:16:33,380
‫اوه، فکر کردم می‌خوای بگیریش. اشتباه فهمیدم؟

229
00:16:34,340 --> 00:16:36,010
‫ممنون.

230
00:16:36,010 --> 00:16:36,750
‫بیا.

231
00:16:37,680 --> 00:16:41,390
‫این بچه به نظر گرسنه میاد. بقیه‌ش با تو.

232
00:16:42,100 --> 00:16:42,980
‫تا بعد!

233
00:16:48,020 --> 00:16:49,820
‫مائومائو، اون...

234
00:16:49,820 --> 00:16:51,650
‫بله، گربه‌ست.

235
00:16:53,110 --> 00:16:57,490
‫کثیفه پس بهتره شاهدخت فعلاً بهش دست نزنن.

236
00:16:58,620 --> 00:17:00,240
‫د ـ‌ درسته.

237
00:17:04,000 --> 00:17:08,590
‫فعلاً بیا ازش نگهداری کنیم. با مدیریت صحبت می‌کنم.

238
00:17:08,590 --> 00:17:09,130
‫بله.

239
00:17:09,500 --> 00:17:12,300
‫اوه، چه عجیب. گربه‌ست که.

240
00:17:12,610 --> 00:17:13,840
‫پیداش کردم.

241
00:17:13,840 --> 00:17:16,340
‫طفلکی. داره می‌لرزه.

242
00:17:16,340 --> 00:17:20,060
‫همین الان آب جوشوندم. یکم منتظر بمون.

243
00:17:21,600 --> 00:17:23,850
‫ولی... عجیبه.

244
00:17:24,680 --> 00:17:28,350
‫توی کاخ اندرونی تقریباً هیچ حیوون خونگی‌ای نیست.

245
00:17:28,350 --> 00:17:30,860
‫نگهداری از حیوان نیاز به اجازه داره،

246
00:17:30,860 --> 00:17:33,570
‫و گربه‌ها و سگ‌ها باید عقیم بشن.

247
00:17:33,860 --> 00:17:36,650
‫این گربه از کجا به دنیا اومده؟

248
00:17:37,740 --> 00:17:42,870
‫یه بطری پر شده از آب داغ رو اینطوری می‌پیچونیم لای پارچه و می‌ذاریم کنارش.

249
00:17:42,870 --> 00:17:44,830
‫چه خوب بلدین.

250
00:17:44,830 --> 00:17:47,120
‫قبلاً هم یکی پیدا کردم.

251
00:17:47,120 --> 00:17:49,080
‫یه نقش‌دار ناز بود.

252
00:17:49,080 --> 00:17:50,040
‫عـــه.

253
00:17:53,130 --> 00:17:57,380
‫پوست و استخونه. شیر دام داریم؟

254
00:17:57,380 --> 00:17:59,890
‫آره، می‌رم از آشپزخونه بیارم.

255
00:17:59,890 --> 00:18:01,510
‫و یه روده‌ی احشام.

256
00:18:01,810 --> 00:18:03,470
‫ر ـ روده؟

257
00:18:03,470 --> 00:18:06,310
‫گفتم به جای پستونک مادر ازش استفاده کنیم.

258
00:18:06,310 --> 00:18:09,690
‫چندباری سوسیس خوردیم، شاید توی آشپزخونه باشه...

259
00:18:09,690 --> 00:18:11,820
‫باشه، می‌پرسم.

260
00:18:14,530 --> 00:18:18,110
‫خب حالا... بهتر این بود که توی آب گرم بشورمش،

261
00:18:18,110 --> 00:18:20,740
‫ولی با شرایط الان، دووم نمیاره.

262
00:18:21,660 --> 00:18:25,500
‫چاره‌ای نیست، با یه پارچه کثیفیشو پاک می‌کنم،

263
00:18:26,000 --> 00:18:28,750
‫و کک‌هاشون با روغن پاک می‌کنم.

264
00:18:30,380 --> 00:18:33,210
‫خانوم کوچیک، شیر بز پیدا کردم!

265
00:18:33,550 --> 00:18:34,920
‫و یکم هم روده.

266
00:18:34,920 --> 00:18:36,550
‫ممنونم ازتون.

267
00:18:43,510 --> 00:18:46,520
‫خیلی نازه. خیلی نازه.

268
00:18:48,060 --> 00:18:51,350
‫اون شب، امپراتور از کاخ یشم دیدن کردن.

269
00:18:52,860 --> 00:18:55,070
‫تصمیم گرفتیم گربه رو نگه داریم.

270
00:18:56,280 --> 00:18:58,570
‫همینطور به مراقبت ازش ادامه بده.

271
00:18:59,150 --> 00:19:01,910
‫امپراتور هم می‌تونن یه پدر مهربون باشن.

272
00:19:01,910 --> 00:19:06,410
‫مائومائو، تو به گربه رسیدگی کن، به اسمت هم میاد.

273
00:19:09,790 --> 00:19:12,380
‫وقتی حال گربه بهتر شد،

274
00:19:12,380 --> 00:19:15,550
‫با یه ماده‌ی شوینده‌ که از خرده‌های صابون درست شده بود، شستمش.

275
00:19:15,550 --> 00:19:17,760
‫واو، آب داره خاکستری می‌شه.

276
00:19:18,300 --> 00:19:21,970
‫یه مدت بهش شیر دادم، اما وقتی سرحال‌تر شد،

277
00:19:21,970 --> 00:19:24,760
‫شروع به خوردن مرغ خرد‌شده کرد.

278
00:19:24,760 --> 00:19:29,520
‫وقتی یه جعبه‌ی پر شده از شن براش گذاشتیم، خودش رفت داخلش و دستشویی کرد.

279
00:19:33,650 --> 00:19:36,400
‫اگه یه وقت شاهدخت رو پنجه بکشی، بدبخت می‌شیم.

280
00:19:36,400 --> 00:19:38,150
‫بچه‌داری چطور پیش می‌ره؟

281
00:19:40,030 --> 00:19:43,240
‫کم‌کم دیگه می‌تونیم به شاهدخت نشونش بدیم.

282
00:19:43,240 --> 00:19:44,370
‫عه؟

283
00:19:45,490 --> 00:19:49,790
‫ماهی کوچولو؟ اینطوری شاید سخت باشه. یکم بجوشونمشون.

284
00:19:49,790 --> 00:19:51,660
‫د ـ درسته.

285
00:19:52,040 --> 00:19:53,210
‫ماده‌ست.

286
00:19:53,210 --> 00:19:56,170
‫بله. شکر خدا که مجبور نیستیم عقیمش کنیـ ــ

287
00:19:56,960 --> 00:19:58,340
‫عذر می‌خوام.

288
00:19:58,340 --> 00:20:01,010
‫نه، مشکلی نیست.

289
00:20:01,010 --> 00:20:03,010
‫بذارین محض دلجویی براتون خوراکی بیارم...

290
00:20:05,050 --> 00:20:07,390
‫الان بردن اینا عقلانی نیست.

291
00:20:10,680 --> 00:20:12,190
‫تو هم می‌خوای امتحانش کنی؟

292
00:20:12,190 --> 00:20:14,480
‫من علاقه‌ای به گربه‌ها ندارم.

293
00:20:14,480 --> 00:20:15,860
‫با وجود اون اسم؟

294
00:20:15,860 --> 00:20:17,270
‫زیاد بهم می‌گن.

295
00:20:17,270 --> 00:20:20,030
‫جینشی-ساما شما به‌نظر میاد گربه دوست دارین.

296
00:20:22,030 --> 00:20:24,240
‫نه به‌اندازه‌ی اون دوتا.

297
00:20:24,740 --> 00:20:27,240
‫واقعاً جذابیتش رو درک نمی‌کنم.

298
00:20:27,240 --> 00:20:31,000
‫منم همین‌طور. اما طبق گفته‌ی گربه‌دوست‌ها،

299
00:20:31,000 --> 00:20:34,460
‫اینکه نمی‌تونی بفهمی چی توی سرشون می‌گذره، بخشی از جذابتیشونه.

300
00:20:34,460 --> 00:20:35,210
‫اوه.

301
00:20:35,500 --> 00:20:38,710
‫تماشاشون بامزه‌ست. نمی‌تونی نگاهتو ازشون برداری.

302
00:20:38,710 --> 00:20:40,960
‫بعد از یه مدت، دلت می‌خواد بهشون دست بزنی.

303
00:20:40,960 --> 00:20:41,710
‫هوم.

304
00:20:42,170 --> 00:20:44,180
‫عموماً رفتارشون سرده،

305
00:20:44,180 --> 00:20:48,680
‫اما وقتی بهشون غذا می‌دی یهویی پسر خاله می‌شن که خیلی رو اعصابه.

306
00:20:48,680 --> 00:20:49,970
‫آ ـ آها...

307
00:20:50,430 --> 00:20:54,270
‫دیگه به اون‌جا که رسید، می‌گن باید بی‌خیال بشی.

308
00:20:55,560 --> 00:21:00,900
‫دست زدن به پنجه‌هاشون، بوسیدنشون... خیلی غیربهداشتی به‌نظر میاد.

309
00:21:06,860 --> 00:21:09,080
‫چی شده، جینشی-ساما؟

310
00:21:12,700 --> 00:21:14,790
‫منم کم‌کم دارم می‌فهمم.

311
00:21:18,080 --> 00:21:19,250
‫آها که اینطور.

312
00:21:19,840 --> 00:21:23,840
‫در نهایت، اینکه گربه از کجا آماده معلوم نشد.

313
00:21:23,840 --> 00:21:28,340
‫بنابراین اینطور فرض کردن که با گاری چمدان‌ها وارد شده.

314
00:21:29,050 --> 00:21:30,850
‫و بعدش به آن گربه...

315
00:21:32,970 --> 00:21:38,230
‫نام «مشاور دزد‌ها» از سمت امپراتور داده شد.

316
00:21:38,730 --> 00:21:43,990
‫به عبارتی، وظیفه‌ی بیرون کردن موش‌ها که تهدیدی برای ذخایر بهداری بودن، به او محول شد.

317
00:21:45,860 --> 00:21:47,280
‫اما...

318
00:21:47,280 --> 00:21:50,370
مائومائو

319
00:21:47,610 --> 00:21:52,660
‫واقعاً نمی‌فهمم چرا اسم مائومائو رو روی من گذاشتن.

320
00:21:55,500 --> 00:21:58,120
‫خب... بیاید زودی اینا رو تمیز کنیم.

321
00:21:58,120 --> 00:22:00,880
‫آره. کم‌کم کاروان میاد.

322
00:22:02,340 --> 00:22:03,760
‫کاروان؟

323
00:22:03,780 --> 00:22:13,780
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

324
00:22:15,000 --> 00:22:25,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

325
00:23:45,020 --> 00:23:59,950
‫پیش‌نمایش قسمت بعد

326
00:23:55,740 --> 00:23:58,080
‫قسمت بعدی: «کاروان.»

327
00:23:56,030 --> 00:23:59,950
‫قسمـــت

328
00:23:56,030 --> 00:23:59,950
قسمـــت

329
00:23:56,030 --> 00:23:59,950
26

330
00:23:56,030 --> 00:23:59,950
26

331
00:23:56,030 --> 00:23:59,950
کـــــاروان
