WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:30.480 --> 01:33.480
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد.

01:40.370 --> 01:41.240
‫این قانونیه؟

01:41.240 --> 01:41.870
‫البته.

01:44.250 --> 01:46.410
‫خوشگل‌تر شدی؟

02:14.570 --> 02:18.530
‫قسمـــت

02:14.570 --> 02:18.530
قسمـــت

02:14.570 --> 02:18.530
25

02:14.570 --> 02:18.530
مائومائو و مائومائو

02:22.030 --> 02:25.120
‫چه خبره ننه... این‌همه کتاب برای چیه؟

02:25.120 --> 02:27.000
‫گویا سفارش مائومائوـه.

02:27.000 --> 02:27.910
‫بازم؟

02:29.420 --> 02:31.710
‫تجارت خوبی می‌شه.

02:31.710 --> 02:33.960
‫همون‌طور که بهتون گفته شده، تحویلشون بدین.

02:33.960 --> 02:34.920
‫اطاعت می‌شه.

02:44.390 --> 02:45.760
‫زیبا هستن.

02:46.270 --> 02:48.310
‫می‌خوام چندتاشو توی اتاقم نگه دارم.

02:49.730 --> 02:51.190
‫همه‌چیز رو به راهه؟

02:51.190 --> 02:52.810
‫بـ‌ ـ بله.

03:22.300 --> 03:26.640
‫بعد از ضیافت باغ، ارباب شیشو درخواست خدمتکارهای بیشتری برای ایشون کرد.

03:26.640 --> 03:29.020
‫ولی... این دیگه زیاده‌رویه.

03:29.020 --> 03:33.310
‫آره. برای بقیه‌ی بانوها وجهه‌ی خوبی نداره.

03:34.020 --> 03:37.200
‫درود، همنشین لولان.

03:46.160 --> 03:48.120
‫اوه؟ دنبال چیزی می‌گردین؟

03:48.120 --> 03:49.540
‫آه... نه.

03:49.540 --> 03:51.290
‫مائومائو الان توی بهداریه.

04:01.010 --> 04:02.510
‫بهار شده هـــا.

04:14.850 --> 04:16.400
‫داری چیکار می‌کنی؟

04:16.690 --> 04:18.520
‫چرا اینطوری می‌پرسین؟

04:18.980 --> 04:20.990
‫دارم روغن معطر درست می‌کنم.

04:20.990 --> 04:24.910
‫موقع تمیزکردن بهداری، یه دستگاه تقطیر پیدا کردم.

04:24.910 --> 04:29.030
‫از غنچه‌های باقی‌مونده از رزهای آبی که اون‌موقع پرورش دادیم، استفاده می‌کنم.

04:29.330 --> 04:30.910
‫بوش خیلی قویه.

04:30.910 --> 04:33.620
‫ولی همچنان از رز وحشی ضعیف‌تره.

04:34.120 --> 04:35.370
‫چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

04:37.170 --> 04:40.420
‫با این بویی که راه انداختی، هرکسی بود کنجکاو می‌شد.

04:41.510 --> 04:45.260
‫چون نمی‌تونی توی کاخ یشم انجامش بدی، این‌جا درستش می‌کنی؟

04:45.260 --> 04:46.720
‫اونم هست، ولی...

04:47.260 --> 04:50.930
‫بعضی روغن‌های معطر می‌تونن باعث سقط جنین بشن.

04:50.930 --> 04:54.350
‫البته تا زمانی که خیلی غلیظ نباشه مشکلی ایجاد نمی‌کنه، ولی...

04:54.350 --> 04:58.900
‫پس، لازم نیست عطر و چیزای از این قبیل رو توی کاخ اندرونی ممنوع کنیم؟

04:58.900 --> 05:00.690
‫آره. مشکلی نیست.

05:01.150 --> 05:04.110
‫حکیم شارلاتان آدم خوبیه، ولی دهنش چفت و بست نداره.

05:04.110 --> 05:07.530
‫همون بهتر که هنوز خبردار نشه همنشین گیوکویو باردارن.

05:07.530 --> 05:08.410
‫این چیه؟

05:09.950 --> 05:12.200
‫دارم ساکه تقطیر می‌کنم.

05:12.200 --> 05:15.660
‫اگه چندین بار تقطیرش کنم، می‌تونم یه الکل قوی بسازم.

05:17.710 --> 05:19.000
قراره بخوریش؟

05:19.000 --> 05:20.750
‫برای ضدعفونی کردنه.

05:20.750 --> 05:22.760
‫حالا که یه شاهدخت‌ی کوچولو توی کاخ یشم داریم،

05:22.760 --> 05:25.340
‫می‌خوام تا جایی که می‌شه اون‌جا رو تمیز نگه داریم.

05:25.340 --> 05:27.300
‫از این کارا هم می‌تونی بکنی؟

05:27.300 --> 05:33.180
‫یه پارچه رو بهش آغشته می‌کنی و روی سطوح و چیزای دیگه رو باهاش پاک می‌کنی.

05:33.470 --> 05:35.020
‫عجب چیزایی بلدی.

05:35.020 --> 05:37.190
‫شنیدم تو غرب از این کارا می‌کنن.

05:37.190 --> 05:40.440
‫آه، درسته... پدرخوانده‌ت...

05:40.730 --> 05:42.690
‫بسته‌تون رو آوردیم.

05:48.990 --> 05:50.490
‫این چیه؟

05:50.490 --> 05:52.700
‫آه، این مال خانم کوچیـ ـــ

05:54.200 --> 05:58.040
‫جینشی-ساما، براتون چایی دم می‌کنم. لطفاً بشینین.

05:58.040 --> 05:59.290
‫داخل این چیه؟

05:59.880 --> 06:03.250
‫این یه بسته از خونه‌ست. چیز مهمی نیست.

06:03.750 --> 06:06.090
‫اوه، از خونه‌ی تو؟

06:06.090 --> 06:07.380
‫این یارو چشه؟

06:07.380 --> 06:11.390
‫د ـ داخلش... لباس‌زیرامم... هست.

06:12.510 --> 06:14.430
‫آ ـ آها.

06:15.310 --> 06:20.980
‫ولی این لباس‌زیرا مگه از چی درست شدن که دوتا مرد باید حملشون می‌کردن؟

06:25.190 --> 06:27.150
‫مشکل کاخ اندرونی اینه که...

06:27.150 --> 06:30.660
‫زن‌ها به‌طور الاحده‌ای در مورد رابطه‌ی جنسی ناآگاهن.

06:30.950 --> 06:34.660
‫بیشتر خدمتکارهایی که این‌جا هستن، هنوز باکره‌ان.

06:35.160 --> 06:37.330
‫اگه امپراتور از دختری خوششون بیاد،

06:37.330 --> 06:40.670
‫ولی اون بابت نادونیش نتونه کاری انجام بده، چی؟

06:41.080 --> 06:43.960
‫برای همین فکر کردم که باید از قبل آموزش داده بشن.

06:43.960 --> 06:46.800
‫برای همین... گفتی اینا رو بیارن؟

06:47.550 --> 06:50.840
‫کتاب... مثل همون کتابای اون‌موقع، بله.

06:52.590 --> 06:55.390
‫این همه جون کندم بیارنشون بهداری که دور از چشم هونیان-ساما باشه...

06:55.390 --> 06:57.100
‫این همه جون کندم بیارنشون بهداری که دور از چشم هونیان-ساما باشه...

06:57.680 --> 07:00.600
‫قبلاً برای امپراتور که از این چیزا خوشش میومد، سفارش می‌دادم،

07:00.600 --> 07:04.570
‫ولی محض تجارتِ بیشتر یکم سنگین‌تر سفارش دادم.

07:04.570 --> 07:06.320
‫امان از زمان‌بندی بد.

07:09.320 --> 07:10.610
‫اینا...

07:10.990 --> 07:13.530
‫خیلی خوب درست شدن.

07:13.530 --> 07:15.490
‫کیفیت کاغذها هم بالاست.

07:15.490 --> 07:19.540
‫آها اون؟ منو بگو خیال کردم یه منحرفِ درون داشته باشه.

07:19.540 --> 07:22.710
‫این کتابا گاهی سرجهاز تازه‌عروس‌ها هم داده می‌شن،

07:22.710 --> 07:26.630
‫و حتی اگه سواد خوندن نداشته باشی هم، تصاویرش همچنان لذتبخشن.

07:26.630 --> 07:27.750
‫چاپ ...

07:27.750 --> 07:31.590
‫چاپ چوبی نیست، بلکه اون نوعیه که از صفحات فلزی استفاده می‌کنن.

07:31.590 --> 07:32.930
‫خیلی خوبه.

07:32.930 --> 07:37.640
‫بله. چون خیلی خوب بودن، می‌خواستم تا هرچقدر که می‌شه آدم‌های زیادی ببیننشون.

07:38.140 --> 07:40.560
‫این و اونی که تو میگی با هم فرق دارن.

07:44.940 --> 07:47.900
‫اگه خوشتون اومده، چطوره یه‌دونه‌شو برای خودتون بردارین؟

07:48.530 --> 07:51.030
‫نـ‌ ـ نه! اصلاً اینطور نیست.

07:53.160 --> 07:55.910
‫خب... این‌دفعه رو زیر سیبیلی رد می‌کنم.

07:55.910 --> 07:57.410
‫جدی می‌فرمایید؟!

07:57.740 --> 08:00.250
‫بهم بگو کدوم فروشگاه اینا رو می‌فروشه.

08:02.620 --> 08:05.790
‫گفتم که نه! فقط می‌خوام در مورد فناوری چاپشون بفهمم.

08:07.420 --> 08:11.300
‫بله، متوجه شدم. مغازه رو خدممتون عرض می‌کنم.

08:14.260 --> 08:15.550
‫شائومائو.

08:15.550 --> 08:16.350
‫چی شده؟

08:17.180 --> 08:20.600
‫شاید بهتر باشه برخی موارد که زیادی صریحن، سانسور بشن.

08:21.060 --> 08:25.020
‫اما... امپراتور گفتن قبلی‌ها به اندازه‌ی کافی هیجان‌انگیز نبودن، برای‌ـــ

08:25.020 --> 08:26.230
‫نخیر.

08:28.570 --> 08:33.320
‫آه... منو بگو که به اون ننه رو زدم تا بهترینشو برام سوا کنه...

08:41.830 --> 08:48.340
‫آه، آن که من در زیر آن گل زیبا به دنبالش هستم، چه می‌تواند باشد؟

08:52.090 --> 08:55.130
‫می‌گم، به‌نظرت اونجا چی خاک شده؟

08:55.930 --> 08:56.930
‫ها.

08:57.390 --> 08:58.300
‫پهن؟

08:59.560 --> 09:01.270
‫خیلی تند غذا می‌خوری.

09:01.270 --> 09:02.770
‫تقصیر توـه مائومائو!

09:02.770 --> 09:05.350
‫این رمانه خیلی معروفه!

09:05.350 --> 09:07.560
‫شیائولان تو خوندن بلدی مگه؟

09:07.560 --> 09:12.190
‫بلد نیستم! اما یکی ازدخترا که بلده برای همه‌مون می‌خونه.

09:12.190 --> 09:14.700
‫دوست دارم زودتر بفهمم بقیه‌ش چی می‌شه.

09:15.400 --> 09:19.620
‫وقتی حتی یه دختر بی‌سواد از داستان خبر داره،

09:19.620 --> 09:21.540
‫باید کتاب خیلی محبوبی باشه

09:26.620 --> 09:28.080
‫من برگشتم.

09:28.630 --> 09:29.840
‫اون چیه؟

09:29.840 --> 09:33.260
‫امپراتور اینا رو به همه‌ی همنشین‌هاشون دادن.

09:33.260 --> 09:36.760
‫گفتن هرکسی تمومشون کرد، باید به بقیه هم نشونشون بدن.

09:36.760 --> 09:38.430
‫مائومائو تو هم دوست داری بخونی؟

09:39.470 --> 09:44.850
‫گویا همونیه که شیائولان داشت در موردش حرف می‌زد. یه رمان محبوب.

09:44.850 --> 09:50.610
‫اینا توی جامعه‌ی اشرافی سطح‌پایین محسوب می‌شن. برام سواله چرا...

09:50.610 --> 09:53.110
‫هوم؟ این مهر...

09:53.110 --> 09:55.740
‫مال همون مغازه‌ایه که اون روز در موردش به جینشی-ساما گفتم.

09:56.110 --> 10:00.160
‫با اینکه یه رمانه، ولی کیفیت بالایی داره و هدیه‌ی درخوری از طرف امپراتوره.

10:00.160 --> 10:04.910
‫اگه به همه‌ی همنشین‌ها دادن، پس ‫یه ۱۰۰نسخه‌‌ای آب خورده.

10:04.910 --> 10:08.000
‫احتمالاً جینشی-ساما از امپراتور خواسته.

10:08.000 --> 10:12.000
‫وای! عجب جای جذابی! نمی‌تونم بذارمش زمین!

10:08.460 --> 10:11.170
‫باید یه انعامی ازش می‌گرفتم!

10:12.000 --> 10:15.710
‫اما چرا؟ رمان‌ها سطح‌پایین حساب می‌شن.

10:15.710 --> 10:19.130
‫چرا باید به همنشین‌های اشرافی بدیشون...

10:22.720 --> 10:28.440
‫می‌دونستم یه ربطی به سیاست داره. پس واقعاً داشت یه‌کلکی سوار می‌کرد.

10:28.440 --> 10:30.520
‫وای نه، تموم شد!

10:30.900 --> 10:33.110
‫دلم می‌خواد زودی بقیه‌شو بخونم!

10:33.110 --> 10:37.820
‫گائوشون-ساما گفتن بعدیشو هرموقع آماده شد، پخش می‌کنن.

10:37.820 --> 10:39.200
‫چیزی شده؟

10:40.780 --> 10:44.080
‫خب، توی کاخ یشم تنها خدمتکارها ماییم، درسته؟

10:44.080 --> 10:50.170
‫حیفه که فقط ماها از همچین هدایایی که گیوکویو-ساما بهمون دادن، لذت ببریم.

10:50.170 --> 10:54.590
‫ولی نمی‌تونیم به دخترای خارج از کاخ بدیمشون. چون خیلی ارزشمندن.

10:54.590 --> 10:56.510
‫اگه گمشون کنن، چی؟

10:56.960 --> 10:58.720
‫درسته.

11:00.760 --> 11:05.640
‫چطوره به جای اینکه اصلی رو بدین، خودتون از روش بنویسین؟

11:06.600 --> 11:11.480
‫شاید تصاویرشون سخت باشه، اما آیلان-ساما دستخط زیبایی دارن.

11:11.900 --> 11:14.440
‫نوشتن از روش برای شما نباید کاری داشته باشه.

11:14.440 --> 11:16.360
‫و ـ واقعاً؟

11:16.360 --> 11:19.110
‫وای، همچین کار سختی رو می‌کنی؟

11:19.110 --> 11:21.780
‫ایفا، اینطور نگو!

11:21.780 --> 11:26.240
‫احتمالاً این برداشت درست از ایده‌ی جینشی-ساماست.

11:22.240 --> 11:23.700
‫یه امتحانی بکنیم.

11:23.700 --> 11:25.370
‫از کجا باید شروع کنیم؟

11:26.740 --> 11:29.000
‫اگه کتاب‌ها توی کاخ‌اندرونی محبوب بشن،

11:29.290 --> 11:32.120
‫افراد زیادی سعی می‌کنن خوندن یاد بگیرن،

11:32.120 --> 11:35.380
‫بخصوص اگه اون کتاب یه رمان محبوب باشه.

11:36.250 --> 11:41.090
‫قبلاً وقتی خدمتکار جینشی-ساما بودم، ازم یه چیزی خواستن...

11:41.510 --> 11:45.600
‫داروساز، به‌نظرت برای بهتر کردن سطح سواد بانو‌های دربار چه کاری می‌تونیم بکنیم؟

11:46.470 --> 11:50.180
‫ولی بازم... یه‌طورایی لقمه رو دور دهنش چرخونده.

11:53.100 --> 11:54.600
‫هی، مائومائو.

11:54.600 --> 11:56.900
‫لطفاً بهم خوندن نوشتن یاد بده.

11:56.900 --> 11:57.980
‫یهویی چی شده؟

11:58.480 --> 12:03.780
‫دختری که همیشه برامون رمان می‌خوند مثل اینکه بخاطر زیاد خوندن حنجره‌ش آسیب دیده.

12:03.780 --> 12:08.700
‫به‌جاش، سعی داره از روی کتاب برامون بنویسه، اما من خوندن بلد نیستم.

12:08.700 --> 12:10.000
‫پس... من می‌تونم برات بخو‌ـــ

12:10.000 --> 12:11.200
‫نه نمی‌شه!

12:12.960 --> 12:17.960
‫اون داره این‌‌همه زحمت برای دوباره ‌نوشتنش می‌کشه، نمی‌تونم اینطوری تقلب کنم.

12:20.840 --> 12:22.090
‫آفرین.

12:21.130 --> 12:23.880
‫عـــه، یهویی چی شد؟!

12:24.840 --> 12:28.510
‫این اسم توـه. سعی کن یه بار خودت بنویسیش.

12:25.890 --> 12:29.390
شیائولان

12:28.510 --> 12:29.390
‫حله!

12:29.390 --> 12:31.890
شیائولان

12:32.270 --> 12:35.980
‫اسم خودم... خیلی سخته ها.

12:35.980 --> 12:39.980
‫نوشتن بهت کمک می‌کنه خوندن هم یاد بگیری، ولی می‌خوای فقط خوندن یاد بگیری؟

12:39.980 --> 12:43.150
‫نه، حالا که تصمیم گرفتم، درست انجامش می‌دم!

12:43.490 --> 12:47.120
‫وقتی از کاخ اندرونی برم، باید برای خودم دنبال کار بگردم.

12:47.120 --> 12:49.160
‫خوندن نوشتن بلد باشم، بهم کمک می‌کنه، نه؟

12:52.120 --> 12:53.540
‫چیه خب؟

12:52.620 --> 12:56.210
‫شیائولان هم به روش خودش به فکر آینده‌شه.

12:56.750 --> 12:59.130
‫پس بیا یکم سریع پیش بریم.

12:59.130 --> 13:00.670
‫اوهوم، ممنون.

13:01.340 --> 13:02.880
‫این چی می‌شه؟

13:02.880 --> 13:04.300
‫قارچ.

13:04.300 --> 13:05.220
‫این؟

13:05.220 --> 13:11.470
قارچ

13:05.220 --> 13:11.470
تاتوره

13:05.220 --> 13:11.470
ریشه‌ی کودزو

13:05.630 --> 13:06.890
‫تاتوره.

13:07.510 --> 13:08.600
‫این؟

13:08.600 --> 13:09.760
‫ریشه‌ی کودزو.

13:10.560 --> 13:14.940
‫می‌گم... اینا کلمه‌های رایجن؟

13:16.020 --> 13:17.810
‫بیا از احوال‌پرسیا شروع کنیم.

13:17.810 --> 13:18.980
‫خب؟

13:47.090 --> 13:50.100
‫شاهدخت لینگ‌لی دیگه اجازه دارن برای قدم‌زدن برن؟

13:50.100 --> 13:55.520
‫بله. دیگه کاخ یشم داره براش کوچیک می‌شه، برای همین ازشون خواستم.

13:56.140 --> 13:58.850
‫دیگه دوست داره همشن این‌طرف اون‌طرف بدوئه.

13:58.850 --> 14:00.190
‫مائومائو نظر تو چیه؟

14:00.810 --> 14:06.650
‫خب... برای سلامتی شاهدخت هم که شده، بهتره که بیشتر بیرون برن.

14:07.240 --> 14:10.410
‫دوتا خواجه هم به‌عنوان محافظ همراهیش می‌کنن.

14:10.410 --> 14:13.490
‫می‌شه تو همراه با هونیان باهاش بری؟

14:13.790 --> 14:15.000
‫اطاعت می‌شه.

14:15.410 --> 14:19.250
‫تا الان همه‌ی فرزند‌های امپراتور توی سن کم فوت شدن.

14:19.250 --> 14:21.880
‫برای یه قدم‌زدن ساده یکم زیاده‌روی به‌نظر میاد،

14:21.880 --> 14:23.590
‫ولی خب چاره‌ای نیست.

14:24.130 --> 14:27.010
‫مائومائو، تو چیزای زیادی در مورد گل‌ها و موجودات می‌دونی.

14:27.010 --> 14:29.470
‫می‌شه وقتی بیرونین به لینگ‌لی یاد بدی؟

14:30.340 --> 14:34.810
‫گیوکویو-ساما این‌کارو نکنین! بهشون همه‌طور چیزای نامناسب یاد می‌ده!

14:35.220 --> 14:38.730
‫عه؟ ولی به‌نظر من مفیده.

14:38.730 --> 14:41.690
‫کی می‌دونه که قراره به کجا شوهر کنه؟

14:41.690 --> 14:47.070
‫هنوز شاهدخت‌ خردسالی‌ان، اما ۱۰ سال و اندی دیگه، صحبت ازدواجشون بالا می‌گیره.

14:47.860 --> 14:52.570
‫اگه به یه کشور خارجی برن، احتمال اینکه ازشون استقبال چندانی نشه، هست.

14:54.580 --> 14:58.830
‫دونستن در مورد داروها و سم‌ها می‌تونه براشون کمک‌دهنده باشه.

14:58.830 --> 15:00.580
‫واقعاً که همنشین زیرکی‌ان.

15:07.670 --> 15:10.430
‫واکنش‌های بقیه با دیدن شاهدخت، متفاوتن.

15:12.050 --> 15:15.310
‫که همگی نشون‌دهنده‌ی دیدگاه‌های متفاوت به ایشون هستن.

15:15.970 --> 15:19.810
‫شاهدخت هم یک روز... معنی این نگاه‌ها رو می‌فهمن.

15:22.900 --> 15:24.810
‫اون گل پامچاله.

15:31.240 --> 15:33.200
‫وای، شاهدخت.

15:35.410 --> 15:36.740
‫شاهدخت!

15:38.830 --> 15:40.750
‫شاهدخت! نکنین!

15:40.750 --> 15:41.710
‫می‌رم یه نگاهی بندازم.

15:47.590 --> 15:48.880
‫گربه؟

15:57.060 --> 15:58.470
‫شاهدخت؟

16:02.100 --> 16:03.940
‫باید بگیرمش؟

16:03.940 --> 16:05.310
‫چاره‌ای نیست.

16:13.950 --> 16:14.910
‫پیدات کردم!

16:20.830 --> 16:22.210
‫اینو می‌خوای؟

16:28.500 --> 16:33.380
‫اوه، فکر کردم می‌خوای بگیریش. اشتباه فهمیدم؟

16:34.340 --> 16:36.010
‫ممنون.

16:36.010 --> 16:36.750
‫بیا.

16:37.680 --> 16:41.390
‫این بچه به نظر گرسنه میاد. بقیه‌ش با تو.

16:42.100 --> 16:42.980
‫تا بعد!

16:48.020 --> 16:49.820
‫مائومائو، اون...

16:49.820 --> 16:51.650
‫بله، گربه‌ست.

16:53.110 --> 16:57.490
‫کثیفه پس بهتره شاهدخت فعلاً بهش دست نزنن.

16:58.620 --> 17:00.240
‫د ـ‌ درسته.

17:04.000 --> 17:08.590
‫فعلاً بیا ازش نگهداری کنیم. با مدیریت صحبت می‌کنم.

17:08.590 --> 17:09.130
‫بله.

17:09.500 --> 17:12.300
‫اوه، چه عجیب. گربه‌ست که.

17:12.610 --> 17:13.840
‫پیداش کردم.

17:13.840 --> 17:16.340
‫طفلکی. داره می‌لرزه.

17:16.340 --> 17:20.060
‫همین الان آب جوشوندم. یکم منتظر بمون.

17:21.600 --> 17:23.850
‫ولی... عجیبه.

17:24.680 --> 17:28.350
‫توی کاخ اندرونی تقریباً هیچ حیوون خونگی‌ای نیست.

17:28.350 --> 17:30.860
‫نگهداری از حیوان نیاز به اجازه داره،

17:30.860 --> 17:33.570
‫و گربه‌ها و سگ‌ها باید عقیم بشن.

17:33.860 --> 17:36.650
‫این گربه از کجا به دنیا اومده؟

17:37.740 --> 17:42.870
‫یه بطری پر شده از آب داغ رو اینطوری می‌پیچونیم لای پارچه و می‌ذاریم کنارش.

17:42.870 --> 17:44.830
‫چه خوب بلدین.

17:44.830 --> 17:47.120
‫قبلاً هم یکی پیدا کردم.

17:47.120 --> 17:49.080
‫یه نقش‌دار ناز بود.

17:49.080 --> 17:50.040
‫عـــه.

17:53.130 --> 17:57.380
‫پوست و استخونه. شیر دام داریم؟

17:57.380 --> 17:59.890
‫آره، می‌رم از آشپزخونه بیارم.

17:59.890 --> 18:01.510
‫و یه روده‌ی احشام.

18:01.810 --> 18:03.470
‫ر ـ روده؟

18:03.470 --> 18:06.310
‫گفتم به جای پستونک مادر ازش استفاده کنیم.

18:06.310 --> 18:09.690
‫چندباری سوسیس خوردیم، شاید توی آشپزخونه باشه...

18:09.690 --> 18:11.820
‫باشه، می‌پرسم.

18:14.530 --> 18:18.110
‫خب حالا... بهتر این بود که توی آب گرم بشورمش،

18:18.110 --> 18:20.740
‫ولی با شرایط الان، دووم نمیاره.

18:21.660 --> 18:25.500
‫چاره‌ای نیست، با یه پارچه کثیفیشو پاک می‌کنم،

18:26.000 --> 18:28.750
‫و کک‌هاشون با روغن پاک می‌کنم.

18:30.380 --> 18:33.210
‫خانوم کوچیک، شیر بز پیدا کردم!

18:33.550 --> 18:34.920
‫و یکم هم روده.

18:34.920 --> 18:36.550
‫ممنونم ازتون.

18:43.510 --> 18:46.520
‫خیلی نازه. خیلی نازه.

18:48.060 --> 18:51.350
‫اون شب، امپراتور از کاخ یشم دیدن کردن.

18:52.860 --> 18:55.070
‫تصمیم گرفتیم گربه رو نگه داریم.

18:56.280 --> 18:58.570
‫همینطور به مراقبت ازش ادامه بده.

18:59.150 --> 19:01.910
‫امپراتور هم می‌تونن یه پدر مهربون باشن.

19:01.910 --> 19:06.410
‫مائومائو، تو به گربه رسیدگی کن، به اسمت هم میاد.

19:09.790 --> 19:12.380
‫وقتی حال گربه بهتر شد،

19:12.380 --> 19:15.550
‫با یه ماده‌ی شوینده‌ که از خرده‌های صابون درست شده بود، شستمش.

19:15.550 --> 19:17.760
‫واو، آب داره خاکستری می‌شه.

19:18.300 --> 19:21.970
‫یه مدت بهش شیر دادم، اما وقتی سرحال‌تر شد،

19:21.970 --> 19:24.760
‫شروع به خوردن مرغ خرد‌شده کرد.

19:24.760 --> 19:29.520
‫وقتی یه جعبه‌ی پر شده از شن براش گذاشتیم، خودش رفت داخلش و دستشویی کرد.

19:33.650 --> 19:36.400
‫اگه یه وقت شاهدخت رو پنجه بکشی، بدبخت می‌شیم.

19:36.400 --> 19:38.150
‫بچه‌داری چطور پیش می‌ره؟

19:40.030 --> 19:43.240
‫کم‌کم دیگه می‌تونیم به شاهدخت نشونش بدیم.

19:43.240 --> 19:44.370
‫عه؟

19:45.490 --> 19:49.790
‫ماهی کوچولو؟ اینطوری شاید سخت باشه. یکم بجوشونمشون.

19:49.790 --> 19:51.660
‫د ـ درسته.

19:52.040 --> 19:53.210
‫ماده‌ست.

19:53.210 --> 19:56.170
‫بله. شکر خدا که مجبور نیستیم عقیمش کنیـ ــ

19:56.960 --> 19:58.340
‫عذر می‌خوام.

19:58.340 --> 20:01.010
‫نه، مشکلی نیست.

20:01.010 --> 20:03.010
‫بذارین محض دلجویی براتون خوراکی بیارم...

20:05.050 --> 20:07.390
‫الان بردن اینا عقلانی نیست.

20:10.680 --> 20:12.190
‫تو هم می‌خوای امتحانش کنی؟

20:12.190 --> 20:14.480
‫من علاقه‌ای به گربه‌ها ندارم.

20:14.480 --> 20:15.860
‫با وجود اون اسم؟

20:15.860 --> 20:17.270
‫زیاد بهم می‌گن.

20:17.270 --> 20:20.030
‫جینشی-ساما شما به‌نظر میاد گربه دوست دارین.

20:22.030 --> 20:24.240
‫نه به‌اندازه‌ی اون دوتا.

20:24.740 --> 20:27.240
‫واقعاً جذابیتش رو درک نمی‌کنم.

20:27.240 --> 20:31.000
‫منم همین‌طور. اما طبق گفته‌ی گربه‌دوست‌ها،

20:31.000 --> 20:34.460
‫اینکه نمی‌تونی بفهمی چی توی سرشون می‌گذره، بخشی از جذابتیشونه.

20:34.460 --> 20:35.210
‫اوه.

20:35.500 --> 20:38.710
‫تماشاشون بامزه‌ست. نمی‌تونی نگاهتو ازشون برداری.

20:38.710 --> 20:40.960
‫بعد از یه مدت، دلت می‌خواد بهشون دست بزنی.

20:40.960 --> 20:41.710
‫هوم.

20:42.170 --> 20:44.180
‫عموماً رفتارشون سرده،

20:44.180 --> 20:48.680
‫اما وقتی بهشون غذا می‌دی یهویی پسر خاله می‌شن که خیلی رو اعصابه.

20:48.680 --> 20:49.970
‫آ ـ آها...

20:50.430 --> 20:54.270
‫دیگه به اون‌جا که رسید، می‌گن باید بی‌خیال بشی.

20:55.560 --> 21:00.900
‫دست زدن به پنجه‌هاشون، بوسیدنشون... خیلی غیربهداشتی به‌نظر میاد.

21:06.860 --> 21:09.080
‫چی شده، جینشی-ساما؟

21:12.700 --> 21:14.790
‫منم کم‌کم دارم می‌فهمم.

21:18.080 --> 21:19.250
‫آها که اینطور.

21:19.840 --> 21:23.840
‫در نهایت، اینکه گربه از کجا آماده معلوم نشد.

21:23.840 --> 21:28.340
‫بنابراین اینطور فرض کردن که با گاری چمدان‌ها وارد شده.

21:29.050 --> 21:30.850
‫و بعدش به آن گربه...

21:32.970 --> 21:38.230
‫نام «مشاور دزد‌ها» از سمت امپراتور داده شد.

21:38.730 --> 21:43.990
‫به عبارتی، وظیفه‌ی بیرون کردن موش‌ها که تهدیدی برای ذخایر بهداری بودن، به او محول شد.

21:45.860 --> 21:47.280
‫اما...

21:47.280 --> 21:50.370
مائومائو

21:47.610 --> 21:52.660
‫واقعاً نمی‌فهمم چرا اسم مائومائو رو روی من گذاشتن.

21:55.500 --> 21:58.120
‫خب... بیاید زودی اینا رو تمیز کنیم.

21:58.120 --> 22:00.880
‫آره. کم‌کم کاروان میاد.

22:02.340 --> 22:03.760
‫کاروان؟

22:03.780 --> 22:13.780
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

22:15.000 --> 22:25.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:45.020 --> 23:59.950
‫پیش‌نمایش قسمت بعد

23:55.740 --> 23:58.080
‫قسمت بعدی: «کاروان.»

23:56.030 --> 23:59.950
‫قسمـــت

23:56.030 --> 23:59.950
قسمـــت

23:56.030 --> 23:59.950
26

23:56.030 --> 23:59.950
کـــــاروان
