WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:31.490 --> 01:32.680
‫فنگ‌شین...

01:33.850 --> 01:36.190
‫می‌خواستم با دختری باشم که از خودش به‌جا گذاشت.

01:36.650 --> 01:39.120
‫این تنها آرزوم بود.

01:41.080 --> 01:43.200
‫طبیعیه که بخوام ازم متنفر باشه.

01:44.010 --> 01:46.330
‫ولی بازم می‌خواستم که نزدیکم باشه.

01:52.390 --> 01:57.380
‫ولی، مرده و حرفش.
‫باید بعداً دوباره امتحان کنم.

01:57.770 --> 01:59.890
‫ولی اون مرتیکه...

02:00.010 --> 02:02.850
مشاور

02:00.630 --> 02:01.920
‫هیچ‌وقت نمی‌بخشمش.

02:01.920 --> 02:05.900
‫توی طول اون بازی سه‌بار دستش رو گذاشت روی شونه‌ی دخترم.

02:02.860 --> 02:04.100
مشاور

02:04.100 --> 02:05.350
مشاور

02:05.900 --> 02:08.620
‫حالا، موندم یعنی چطوری انتقامم رو ازش بگیرم...

02:09.540 --> 02:09.920
‫همم؟

02:09.920 --> 02:11.400
‫بالأخره بیدار شدی؟

02:11.960 --> 02:14.740
‫شنیدم که قصد کردی یکی از روسپی‌هامون رو بخری.

02:14.740 --> 02:19.080
‫خبر داری که قراره بیشتر از چندهزار نقره خرج بذاره رو دستت، نه؟

02:19.080 --> 02:24.460
‫می‌دونم بابا. اگه ده‌هزارتا کمه، پس بیست‌تاش کن، سی‌تا یا هرچی.

02:24.460 --> 02:26.870
‫ولی، اگه صدهزارتا بشه، احتمالاً دیگه برام زیادیه.

02:27.120 --> 02:30.190
‫اینطوریاست؟ پس بیا دنبالم.

02:30.190 --> 02:32.110
‫می‌ذارم انتخابتو بکنی.

02:34.300 --> 02:35.940
‫خدایا.

02:59.190 --> 03:02.540
‫اویـــا، مطمئنی می‌خوای سه شاهدخت رو هم وارد داستان کنی؟

03:02.540 --> 03:05.230
‫بهت که گفتم، هرکی رو دوست داری انتخاب کن.

03:05.230 --> 03:07.630
‫البته که، باید هزینه‌شو هم تقبل کنی.

03:08.660 --> 03:10.620
‫عجب داستانی شد.

03:11.480 --> 03:15.550
‫مهم نیست چه‌قدر زیبا لباس بپوشن،
‫به چشم من همه‌شون شبیه مهره‌های گو هستن.

03:16.340 --> 03:21.970
‫اگه این‌طوره، گمونم بتونم می‌می‌ رو درخواست کنم،
‫چون همیشه باهام خوب بوده.

03:30.860 --> 03:32.130
‫لاکان-ساما.

03:34.270 --> 03:38.150
‫من هم به‌عنوان یه روسپی توی کارم غرور دارم.

03:38.150 --> 03:41.890
‫اگه من کسی هستم که چشم‌تون رو گرفته،
‫بدون شک‌و‌تردید می‌پذیرم.

03:46.380 --> 03:47.410
‫ولی...

03:51.930 --> 03:54.710
‫اگه قراره انتخاب کنید، لطفاً درست انتخاب کنید.

04:00.910 --> 04:06.940
‫لالا کن، دلبندم، لالایی.

04:07.990 --> 04:15.730
‫کوکو کوچولو، می‌خونه با غروب خورشید خانم.

04:09.080 --> 04:11.350
‫می‌می! بهت اجازه ندادم که اون درو باز کنی!

04:13.100 --> 04:14.600
‫داری چه غلطی می‌کنی؟!

04:16.730 --> 04:18.450
‫وـ وایسا!

04:23.160 --> 04:25.570
‫گلی که حتی اگه پژمرده هم بشه زیباییش رو حفظ می‌کنه!

04:28.510 --> 04:31.000
‫اگه اون قرار بود یه پیام باشه...

04:32.340 --> 04:33.500
‫نکنه؟!

04:34.370 --> 04:37.500
‫لالا کن، دلبندم، لالایی.

04:38.590 --> 04:45.480
‫کجا رفته؟ گریه‌ش می‌گیره...

04:46.340 --> 04:53.980
‫توتو کوچولو خیلی معصومه...

04:54.730 --> 04:58.490
‫تنهایی می‌ره...

04:58.900 --> 05:01.750
‫....به یه جای دور.

05:03.220 --> 05:10.070
‫لالا کن، دلبندم، لالایی.

05:10.930 --> 05:14.790
‫الان بگیر بخواب...

05:15.380 --> 05:18.290
‫...و من فردا می‌بینمت.

05:20.210 --> 05:23.320
‫داری چیکار می‌کنی؟! اینجا محل بیمارهاست!

05:23.320 --> 05:24.850
‫یالا از اینجا برو بیرون!

05:24.850 --> 05:27.430
‫زود باش و برو یه روسپی از اونجا انتخاب کن!

05:28.190 --> 05:31.680
‫درسته. باید انتخاب کنم، مگه نه؟

05:32.330 --> 05:33.520
‫اصلاً می‌شنوی چی می‌گم؟!

05:43.170 --> 05:45.130
‫من این زن رو می‌خوام.

05:46.930 --> 05:48.530
‫خزعبل نگو!

05:48.530 --> 05:51.780
‫خودت کسی بودی که گفتی می‌تونم هرکی رو بخوام انتخاب کنم.

05:51.780 --> 05:56.960
‫هرچه‌قدر بخوای بابتش می‌دم. صدهزارتا، دویست‌هزارتا، هرچه‌قدر.

05:57.210 --> 05:58.980
‫چی داری می‌گی واسه خودت-

06:32.420 --> 06:33.960
‫بیا گو بازی کنیم.

06:48.670 --> 06:51.220
‫اوه، پس این‌طوری می‌خوای پیش بری؟

06:51.770 --> 06:54.890
‫حرکاتت همیشه ناگهانی و غیرمنتظره‌ان.

06:54.890 --> 06:57.720
‫حتماً مائومائو اینش رو از تو به ارث برده.

07:03.770 --> 07:08.900
‫نه-سان، باید از اولش باصداقت می‌بودی.

07:10.150 --> 07:12.600
‫چرا این‌قدر دیر....

07:17.180 --> 07:21.020
‫من آزادی این روسپی رو می‌خرم.

07:23.990 --> 07:30.180
‫این زن، که مثل یه گل حنا زیباست.

07:37.310 --> 07:41.310
‫قسمــــــت

07:37.310 --> 07:41.310
‫‫قسمــــــت

07:37.310 --> 07:41.310
24

07:37.310 --> 07:41.310
جینشی و مائومائو

07:39.900 --> 07:45.470
‫باسن کسی بود که منو تا خانه‌ی یشم
‫همراهی کرد تا از شر اون مرتیکه خلاص شم.

07:46.950 --> 07:48.700
‫خسته‌ شدم.

07:49.430 --> 07:50.030
‫همم؟

07:50.430 --> 07:52.850
‫تچ، پدر و دختر مارمولک.

07:55.700 --> 07:57.850
‫اون همنشین لولان‌ـه.

07:58.300 --> 08:01.250
‫گمونم بعد از ضیافت باغ همین بیرون موندن.

08:01.980 --> 08:03.260
‫پس اون یارو پدرشه،

08:03.260 --> 08:07.420
‫همونی که کلی زور زد تا
‫دخترش رو وارد کاخ اندرونی بکنه.

08:08.670 --> 08:10.130
‫بگذریم حالا...

08:10.950 --> 08:14.910
‫کاش می‌شد این پسره توی عموم به درباری‌های بالارتبه بددهنی نکنه.

08:15.780 --> 08:20.180
‫اگه به گوش کسی برسه، شاید منم به اشتباه بابت همراهی‌کردنش بگیرن.

08:20.990 --> 08:22.750
‫گمونم هنوز بچه‌ست.

08:22.750 --> 08:23.480
‫هوی.

08:24.900 --> 08:26.690
‫جینشی-ساما می‌خواد ببینتت.

08:30.700 --> 08:31.940
‫حتماً خسته شدی.

08:32.250 --> 08:34.070
‫نه، چیزی نیست.

08:34.660 --> 08:35.820
‫اوه!

08:36.360 --> 08:39.730
‫عه‌وا عه‌وا، پوست و استخون شدی که!

08:39.730 --> 08:40.580
‫چیزیم نیست.

08:42.080 --> 08:45.420
‫بیا، شائومائو. حسابی بخور.

08:46.050 --> 08:48.550
‫از جایی که اومده، خیلی غذا آوردن.

08:52.130 --> 08:56.930
‫فکر می‌کردم از جناب رزم‌آرامون متنفری.

08:57.950 --> 08:59.430
‫جینشی-ساما.

09:00.410 --> 09:02.130
‫این‌طور نیست که ازش متنفر باشم.

09:02.130 --> 09:07.040
‫هرچی نباشه، به‌خاطر هدف‌گیری خوبشه که الان اینجا خدمت شمام.

09:07.040 --> 09:09.310
‫هیچ‌جور دیگه‌ای نمی‌شد بیانش کنی؟

09:09.310 --> 09:13.460
‫حقیقت همینه. دقیقاً نمی‌دونم چه تصوری داشتید،

09:13.460 --> 09:16.420
‫ولی اگه خودش نمی‌خواست هرگز باردار نمی‌شد.

09:18.060 --> 09:20.700
‫داروهایی برای جلوگیری از بارداری یا سقط جنین هست.

09:20.700 --> 09:23.030
‫همون اول، سقط کردنش خیلی راحت بوده.

09:23.620 --> 09:26.580
‫حتماً به خواست خودش وضع حمل کرده.

09:27.940 --> 09:30.880
‫برعکس، شاید اون کسی بوده که فریب خورده.

09:31.380 --> 09:32.920
‫رزم‌آرا رو می‌گی؟

09:33.330 --> 09:35.790
‫زن‌ها موجودات باهوشی هستن.

09:35.790 --> 09:39.640
‫با پیگیری جریان خون، تخمین زدن اینکه چه زمانی احتمال بارداری بیشتره...

09:39.640 --> 09:41.810
‫کار خیلی سختی نیست.

09:41.810 --> 09:46.270
‫به‌عنوان یه روسپی، اون می‌تونست تاریخ ملاقات‌هاش
‫با اون رو به‌واسطه‌ی فرستادن نامه کنترل کنه.

09:47.300 --> 09:52.420
‫حتماً برای همین بوده که وقتی دیده
‫اوضاع بر وفق مراد نیست زده به سرش.

09:53.750 --> 09:57.300
‫اون‌قدری زیاد، که حاضر بوده به خودش صدمه بزنه.

09:58.030 --> 10:03.070
‫نه تنها اون، بلکه انگشت یه نوزاد رو هم فرستاده.

10:05.740 --> 10:11.640
‫جینشی-ساما، اون مرد هیچ‌وقت خارج از دفترتون باهاتون هم‌صحبت نشده، درسته؟

10:12.090 --> 10:13.610
‫حالا که حرفش شد...

10:13.610 --> 10:16.890
‫اون مرد نمی‌تونه چهره‌ی افراد رو تشخیص بده.

10:16.890 --> 10:19.130
‫نمی‌تونه؟ منظورت از این حرف چیه؟

10:19.770 --> 10:22.210
‫می‌تونه شکل دهان و چشم‌ها رو تشخیص بده،

10:22.210 --> 10:24.490
‫ولی نمی‌تونه این اجزاء رو درکنار هم به شکل کامل ببینه.

10:24.490 --> 10:27.020
‫شنیدم چهره‌ی همه براش به یه شکله.

10:27.510 --> 10:29.730
‫مایه‌ی تأسفه.

10:30.040 --> 10:34.610
‫بله، این چیزیه که پدرخوانده‌م وقتی بهم توضیح می‌داد گفته بود.

10:35.210 --> 10:40.700
‫اون آدم بدبختیه. تمام زندگیش باعث آزار و اذیتش شده.

10:40.700 --> 10:41.990
‫هــــوم...

10:43.590 --> 10:44.950
‫ولی، بنا به دلیلی،

10:45.490 --> 10:48.970
‫اون می‌تونه چهره‌ی من و پدرخوانده‌م رو تشخیص بده.

10:49.450 --> 10:53.090
‫برای همینه که اون وابستگی عجیبش رو به من داره.

10:54.620 --> 10:55.870
‫جینشی-ساما.

10:55.870 --> 11:00.570
‫اگه اون مرتیکه‌ی صورت‌عدسی میومد بهتون می‌گفت؛
‫«بهم بگو بابا!» چه‌طور واکنش نشون می‌دادید؟

11:02.530 --> 11:04.810
‫وسوسه‌ می‌شدم همون عدسی‌شو خرد کنم.

11:04.810 --> 11:05.680
‫مگه نه؟

11:07.980 --> 11:12.970
‫مدام تأکیر داره که پدر منه، ولی توی بهترین حالت اون یه اسب تخم‌کشیه.

11:07.980 --> 11:12.970
‫m 1550 14 l 1894 14 1894 130 1550.91 130

11:07.980 --> 11:12.970
‫اسب نری که به‌طور مخصوص برای تولید
‫ مثل، اصلاح نژاد و تخم‌کشی استفاده می‌شود.

11:15.570 --> 11:19.570
اون مرد... راز پشت رز پژمرده رو فهمید؟

11:20.030 --> 11:22.970
‫خب... نفهمیده باشه هم مشکلی نیست.

11:25.340 --> 11:27.950
‫ازش خوشم نمیومد، ولی متنفر هم نبودم.

11:28.690 --> 11:32.980
‫بابت اینکه تونستم دختر لوئومن باشم... شاکر بودم.

11:32.980 --> 11:36.210
‫وقتی دیدیش به‌نظر خیلی چندشت شده بود.

11:36.900 --> 11:39.970
‫جینشی-ساما، هنوز خیلی خام‌این ها.

11:40.540 --> 11:45.340
‫وقتی که سعی کردم جلوی اون مراسم رو بگیرم، اون مرد بهم کمک کرد.

11:45.340 --> 11:49.160
‫احتمالاً یه حس‌هایی کرده بود که یه اتفاقی قراره بیفته.

11:49.160 --> 11:53.490
‫اون رزم‌آرا؟ نمی‌دونستم توی اون لحظه از چیزی خبر داشته.

11:53.490 --> 11:57.820
‫اون مثل من سرنخ‌ها رو نمی‌ذاره کنار هم تا چیزی رو پیش‌بینی کنه.

11:57.820 --> 12:02.380
‫وقتی احساس می‌کنه یه جای کار می‌لنگه، به صدای
‫درونش اعتماد می‌کنه و به ندرت هم پیش میاد اشتباه کنه.

12:05.710 --> 12:10.160
‫بخش رو اعصابش اینه که، انقدر تنبله که خودش قدم از قدم بر نمی‌داره.

12:11.540 --> 12:15.550
‫اگه اون مرد دست جنبونده بود،

12:15.550 --> 12:21.130
‫من الان اون داروی احیا‌ءکننده رو تو چنگم داشتم!

12:23.730 --> 12:26.810
‫خودم می‌دونم... این حسادت محضه.

12:26.810 --> 12:29.480
‫انقدر بااستعداده که بابا بدون اینکه پلک بزنه ازش تعریف و تمجید می‌کنه.

12:29.480 --> 12:33.290
‫اون مرد... خودشم نمی دونه چقدر خوش بخته.

12:34.110 --> 12:34.820
‫هومف!

12:36.380 --> 12:40.730
‫هیچوقت متحدتون نمی‌شه، اما تا جای ممکن نباید کاری کنید باهاتون دشمن شه.

12:41.500 --> 12:42.990
‫فهمیدم.

12:44.580 --> 12:46.090
‫چی شده؟

12:46.090 --> 12:48.600
‫هیچی، فقط یادتون باشه...

12:49.170 --> 12:53.000
‫هیچ پدری دوست نداره، دوست نداشته بشه.

12:53.020 --> 12:59.020
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

13:00.520 --> 13:02.840
‫چند روز بعد از برگشتن به کاخ اندرونی،

13:02.840 --> 13:05.300
‫می‌می نه-چان برام یه بسته فرستاد.

13:06.190 --> 13:10.680
‫داخلش... یه نامه بود که گفته بود کی کی رو خرید،

13:10.970 --> 13:13.010
‫به اضافه‌ی یه شال زیبا.

13:13.810 --> 13:15.630
‫گوش کن، مائومائو.

13:15.630 --> 13:19.260
‫وقتی که من خریداری شدم، تو باید برام برقصی.

13:27.390 --> 13:31.510
‫راستش، دلم می‌خواست می‌می نه-چان رو راهی کنم.

13:33.720 --> 13:38.010
‫مهربون تر از هرکسیه... اون روسپی.

15:51.890 --> 15:54.900
‫جای تعجب‌ داره که هنوزم همه‌شو یادمه.

15:56.700 --> 15:57.220
‫اوی.

15:58.560 --> 15:59.180
آه‌ـ

16:08.010 --> 16:09.520
داری چیکار می‌کنی؟

16:09.520 --> 16:12.650
‫جینشی-ساما؟ شما اینجا چیکار می‌کنین؟

16:13.560 --> 16:17.360
‫یه گزارش گرفتم یه دختر عجیب دیگه داره از دیوارهای خارجی می‌ره بالا.

16:17.360 --> 16:18.910
‫چاره‌ای جز اینکه بیام نداشتم.

16:19.250 --> 16:21.570
‫فکر کردم قایمکی اومدم که...

16:21.570 --> 16:22.940
‫ولی خب معلومه گیر می‌افتم.

16:24.570 --> 16:26.210
‫انقدر دردسر درست نکن.

16:26.590 --> 16:31.330
‫اصلاً چرا باید خودتون میومدین جینشی-ساما؟
‫می‌تونستن یه نفر دیگه رو بفرستن.

16:32.520 --> 16:37.680
‫یه نگهبان خیردیده چهره‌ت رو تشخیص داد و مستقیم اومد پیش خودم.

16:38.330 --> 16:42.930
‫شاید خیال کنی سرت به کار خودته، ولی همه
‫اینطور فکر نمی‌کنن. لطفاً یادت بمونه.

16:42.930 --> 16:43.940
‫چشم.

16:44.430 --> 16:48.360
‫خب، حالا نوبت توـه، اینجا چیکار می‌کنی؟

16:50.290 --> 16:54.300
‫توی منطقه‌ی سرگرمی، وقتی روسپی‌‌ای
‫که فروخته شده رو راهی می‌کنن،

16:54.300 --> 16:56.700
‫رسمه که بقیه‌ی روسپی‌ها می‌رقصن.

16:58.180 --> 16:59.380
‫چیه؟

16:59.380 --> 17:02.980
‫خب... برام تعجب‌آور بود که بلد باشی برقصی.

17:05.660 --> 17:08.990
‫به عنوان کمترین میزان آموزش، رقص رو یاد گرفتم.

17:09.420 --> 17:14.590
‫یه شایعاتی هست که می‌گن اون یارو
‫عجیب‌غریبه داره یه روسپی رو می‌خره.

17:15.100 --> 17:16.430
‫آره خب.

17:16.800 --> 17:19.250
‫حتی گفته که یه مدت نیست.

17:19.250 --> 17:21.570
‫حداقل برای ده روز مرخصی گرفته.

17:22.210 --> 17:24.430
‫عجب مرد دردسرسازیه.

17:24.430 --> 17:26.880
‫خواهرم گفت یه ضیافت برگزار کردن...

17:26.880 --> 17:28.610
‫اونم نه برای سه روز و سه شب...

17:28.610 --> 17:31.400
‫بلکه برای هفت روز و هفت شب کامل.

17:32.230 --> 17:35.400
‫هیچ‌کس روحشم خبر نداره برای اون روسپی چقدر هزینه کرده،

17:35.820 --> 17:37.980
‫اما از روی تعداد چراغ‌هایی که آویزون کردن،

17:37.980 --> 17:40.410
‫طبیعتاً می‌شه فهمید هر روسپی‌ای رو نخریده.

17:41.090 --> 17:46.010
‫اما... روسپی واقعی‌ای که خریداری شده بود هیچوقت توی عموم دیده نشد.

17:48.530 --> 17:51.590
‫شایعات خانه‌ی یشم همچنان داره بیشتر و بیشتر می‌شه.

17:52.360 --> 17:54.550
‫درست همونطور که ننه ترتیب داده بود.

17:55.570 --> 17:59.940
‫جدای این حرف‌ها، رزم‌آرا دقیقاً کی رو خرید؟

17:59.940 --> 18:02.150
آره... یعنی کی رو خریده؟

18:02.830 --> 18:04.300
‫تو خبر داری.

18:04.300 --> 18:07.980
‫هرچقدر هم که زیبا باشه، به پای شما که نمی‌رسه جینشی-سامــــا.

18:07.980 --> 18:09.600
‫این جواب سوال من نیست.

18:10.030 --> 18:11.530
‫ولی تو همچنان انکار نمی‌کنی.

18:12.920 --> 18:17.260
‫زنی که اون مرد خرید، عمر زیادی نداره.

18:18.380 --> 18:23.580
‫وقتی توی روسپی‌خونه بودم، هیچکسی برام
‫در مورد زنی که منو به دنیا آورد، نگفت.

18:24.410 --> 18:27.330
‫حتماً ننه دهن همه رو بسته بود.

18:28.030 --> 18:32.590
‫اما... توی ذات اینطور حرف‌هاست که هرطور شده درز کنن.

18:33.180 --> 18:37.340
‫اینکه دلیل یک‌بار ورشکست شدن خانه‌ی یشم... خودِ من بودم.

18:38.410 --> 18:44.850
‫ارتباطم با زنی که از ترس از دست دادن غرور خودش، همیشه منو می‌روند.

18:45.930 --> 18:49.600
‫اون کابوس... واقعاً اتفاق افتاده بود.

18:52.540 --> 18:55.250
‫اون زن... هیچ خاطره‌ای از مادر بودن نداره.

18:55.660 --> 18:58.320
‫الان تنها چیزی که براش باقی مونده، یه انگشت کوچیک خم‌شده‌ست.

19:01.340 --> 19:03.860
‫برای من دیگه... مهم نیست.

19:04.350 --> 19:07.550
‫چون من خوشبختم که دختر لوئومن‌ــم.

19:09.170 --> 19:10.440
‫جینشی-ساما.

19:10.440 --> 19:11.490
‫چی شده؟

19:13.490 --> 19:16.900
‫شما می‌تونین سر یه انگشت رو ببرین، بعدش دوباره در میاد.

19:18.510 --> 19:20.270
‫الان وقت این حرف‌هاست؟

19:21.070 --> 19:21.900
‫وای!

19:23.600 --> 19:25.330
‫چـ ـ چی شده؟

19:25.330 --> 19:27.600
‫مثل اینکه زخمم دوباره سر باز کرده.

19:27.600 --> 19:29.230
‫انقدرشو خودم می‌بینم.

19:29.640 --> 19:33.210
‫مثل اینکه رقص باعث شده بدنم گرم بشه.

19:33.210 --> 19:37.440
‫به‌خاطر آزمایش داروها روی بدنم، تحمل دردم خیلی بالاست.

19:38.930 --> 19:40.900
‫چیزی نیست، فوراً بخیه‌ش می‌زنم.

19:43.860 --> 19:46.040
‫جینشی-ساما، اینطوری نمی‌تونم.

19:46.040 --> 19:47.370
‫اینجا انجامش نده.

19:56.780 --> 19:59.170
‫اوه، جینشی‌ــــ اوه اوه!

20:01.450 --> 20:02.840
‫لطفاً بذاریدم زمین.

20:03.410 --> 20:05.340
‫اینطوری زخمت بدتر باز می‌شه.

20:05.870 --> 20:08.500
‫اگه کسی ببینتمون چی؟

20:09.060 --> 20:11.240
‫هوا زیادی تاریکه معلوم نیست.

20:12.050 --> 20:15.190
‫بعدم، این دومین باره که اینطوری می‌برمت.

20:15.750 --> 20:19.050
‫اون دفعه رو می‌گه که بابت آسیبی که دیدم از هوش رفتم...

20:20.490 --> 20:21.440
‫جینشی-ساما.

20:22.360 --> 20:24.900
‫شاید وقت مناسبی نباشه،

20:24.900 --> 20:27.790
‫ولی یه چیزی هست که خیلی وقته می‌خوام بهتون بگم.

20:27.790 --> 20:30.200
‫چی شده؟ یهویی یادت اومد.

20:30.990 --> 20:35.210
‫یه چیز خیلی مهمی هست که باید تحت هر شرایطی بهتون بگم.

20:42.070 --> 20:44.190
‫یالا بگو دیگه.

20:46.930 --> 20:48.280
‫جینشی-ساما...

20:55.140 --> 20:57.060
‫پادزهر گاو لطفاً.

20:59.820 --> 21:00.930
‫آخ!

21:03.190 --> 21:06.040
‫نکنه، ندارنیش؟

21:06.040 --> 21:07.950
‫انقدر بی‌ادب نباش!

21:08.770 --> 21:10.200
‫امان...

21:10.830 --> 21:13.580
‫از همه‌جا بی‌خبر می‌زنه توی سرم، بچه‌ست مگه؟

21:15.980 --> 21:21.960
‫ولی به‌نظرم وقتی بچه می‌شه راحت‌تر می‌شه باهاش حرف زد.

21:21.980 --> 21:34.980
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

21:41.420 --> 21:42.610
‫مائومائو!

21:43.500 --> 21:45.780
‫جینشی-ساما اومدن به دیدنت.

21:46.460 --> 21:47.450
‫چشـــم.

21:50.540 --> 21:51.870
‫بااجازه.

21:55.190 --> 21:57.180
حالت بهتر شده؟

21:58.180 --> 22:02.440
‫بله. همه‌ توی کاخ یشم حسابی هوامو دارن.

22:06.090 --> 22:08.680
‫خب، چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

22:10.570 --> 22:15.900
‫نه هیچی... فقط یه حرف جالبی... پیچیده.

22:17.770 --> 22:19.770
‫ازت یه خواهشی دارم.

22:20.420 --> 22:22.890
‫آه... روز از نو.

22:26.590 --> 22:31.420
‫خب... مایلین من براتون چیکار کنم؟

22:36.580 --> 22:39.980
‫داستان مائومائو تازه شروع شده.

22:41.030 --> 22:45.080
‫بعد از این... درگیر چه چیزهایی می‌شه؟

22:45.710 --> 22:50.050
‫امیدواریم از تماشای این انیمه لذت برده باشید.

22:50.050 --> 22:55.060
m -997 -550 l 950 -550 950 -441 -997 -441

22:50.050 --> 22:55.060
‫ساخت فصل دوم انیمه‌ی ‫خاطرات داروساز تأیید شد.
