WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:37.490 --> 01:45.800
‫لالا کن، دلبندم، لالایی.

01:45.800 --> 01:54.910
‫کجا رفته؟ گریه‌ش می‌گیره.

01:55.930 --> 01:59.890
مشاور

01:55.930 --> 01:59.890
فیل

01:57.680 --> 02:01.690
‫قسمت

01:57.680 --> 02:01.690
قسمت

01:57.680 --> 02:01.690
23

01:57.680 --> 02:01.690
گل حنا و ترشک درختی

02:06.220 --> 02:07.940
‫مایلید برای چند دست بازی بهم ملحق شید؟

02:10.450 --> 02:16.570
‫مگه می‌شه درخواست دختر نازنینمو رد کنم؟

02:17.710 --> 02:20.450
‫حدأکثر پنج دست بازی می‌کنیم، قانون خاصی هم نیست.

02:20.450 --> 02:23.880
‫به عبارتی، برنده کسیه که سه دست رو اول ببره.

02:24.200 --> 02:28.600
‫ارفاق چی؟ کدوم مهره‌ها رو بندازم؟

02:28.600 --> 02:29.960
‫نیازی به این‌کار نیست.

02:30.440 --> 02:32.590
‫می‌تونست راحت قبول کنه.

02:32.850 --> 02:36.000
‫مهم‌تر از اون، بیاید یه شرط تعیین کنیم. یه جایزه.

02:36.000 --> 02:37.970
‫ای جان، مستقیم رفتی سر اصل مطلب!

02:38.990 --> 02:42.600
‫اگه من بردم، میای باهام زندگی کنی؟

02:45.330 --> 02:47.580
‫قول دادید که دخالت نکنید.

02:47.580 --> 02:48.660
‫ولی-

02:51.610 --> 02:52.880
‫مشکلی نیست.

02:52.880 --> 02:55.340
‫هرچند، من الان تحت خدمتم.

02:55.340 --> 02:57.190
‫باید تا پایان قراردادم منتظر بمونید.

02:57.190 --> 03:01.320
‫تحت خدمت؟ یعنی جداً به کار گرفته شدی؟

03:01.320 --> 03:02.160
‫بله.

03:02.160 --> 03:05.680
‫هـــــــــه...

03:06.160 --> 03:08.910
‫درعوض، اگه من ببرم،

03:09.580 --> 03:13.420
‫می‌شه آزادی یه روسپی رو از خانه یشم بخرید؟

03:15.290 --> 03:17.630
‫با اینکه کلی گزینه داشتی...

03:17.950 --> 03:23.300
‫نمی‌گم کیه، ولی ننه‌جون می‌خواد از شر یه روسپی سالخورده خلاص شه.

03:23.730 --> 03:25.950
‫پس حرکت اولت اینه.

03:26.930 --> 03:31.370
‫اگه لازمه‌ش اینه، گمونم باید قبول کنم.

03:31.370 --> 03:33.580
‫چیز دیگه‌ای نمی‌خوای؟

03:33.580 --> 03:35.940
‫پس، دو قانون دیگه هم اضافه می‌کنم.

03:42.170 --> 03:45.070
‫بوش که می‌گه، یه مشروب قوی تقطیری‌ـه؟

03:51.170 --> 03:53.330
‫دلم بدجور شور می‌زنه.

03:53.580 --> 03:55.290
‫اون دیگه چیه؟

03:55.800 --> 03:57.810
‫دارویی به مقدار کم.

03:57.810 --> 04:00.840
‫البته، با سه جرعه تبدیل به یه سم مرگبار می‌شه.

04:01.490 --> 04:04.830
‫توی سه‌تا از این فنجان‌ها می‌ریزمش.

04:05.810 --> 04:08.640
‫و قاطی‌شون می‌کنم به‌طوری که نشه از هم تشخیص‌شون داد.

04:09.030 --> 04:15.510
‫بعد از هر دست بازی، برنده یه فنجان رو انتخاب می‌کنه،
‫و بازنده به یه نفس اون رو سر می‌نوشه.

04:15.510 --> 04:17.520
‫این قانون اوله.

04:17.870 --> 04:20.230
‫چه قانون بی‌رحمانه‌ای...

04:20.660 --> 04:24.450
‫قانون دوم اینه که اگه یه بازیکن به هر دلیلی از یه بازی کنار بکشه،

04:24.450 --> 04:28.410
‫می‌بازه.

04:29.320 --> 04:30.530
‫اعتراضی ندارید؟

04:35.420 --> 04:36.880
‫مشکلی نیست.

04:37.180 --> 04:38.770
‫می‌خواد هراسونش کنه؟

04:39.400 --> 04:42.420
‫مسلماً این یه فرد عادی رو می‌ترسونه.

04:42.420 --> 04:43.130
‫اما...

04:44.140 --> 04:47.250
‫طرف حساب‌مون، رزم‌آرای مرموز سرشناسه.

04:47.250 --> 04:50.640
‫بعید می‌دونم این‌طوری تحت فشار گذاشتنش
‫باعث شه خونسردی‌شو از دست بده.

04:53.370 --> 04:55.700
‫یعنی چه فکری تو سرشه؟

05:42.330 --> 05:43.690
‫دوباره باخت!

05:44.330 --> 05:46.200
‫این دومین بازی پشت‌سرهمه.

05:46.820 --> 05:50.210
‫از اونجایی که تصمیم گرفت استاد شطرنج شکست‌ناپذیر رو توی شطرنج به چالش بکشه،

05:50.210 --> 05:52.950
‫پیش خودم فکر کردم توی بازی یه مهارت‌هایی داره.

05:53.370 --> 05:57.710
‫انگار فقط قوانین رو سرش می‌شه و تابه‌حال تجربه‌ی یه بازی واقعی رو نداشته.

05:58.750 --> 06:00.180
‫دو فنجان...

06:00.770 --> 06:04.760
‫چنان با اشتیاق می‌نوشه که نمی‌فهمم مسمومه یا نه.

06:05.400 --> 06:08.470
‫اجازه هست دست سوم هم من شروع کنم؟

06:08.470 --> 06:10.550
‫البته، هرجور میلته.

06:12.100 --> 06:14.330
‫هیچ معلوم هست چه فکری تو سرشه؟

06:14.860 --> 06:17.230
‫قرار نیست دست سوم هم ببره.

06:17.730 --> 06:21.060
‫اگر دو فنجانی که قبلاً ازشون نوشید مسموم بودن،

06:21.430 --> 06:23.730
‫نوشیدنِ سومی خیلی خطرناک می‌شه.

06:24.610 --> 06:28.340
‫لاکان این موقعیت رو از قبل پیش‌بینی کرده بود؟

06:31.120 --> 06:32.250
‫کیش و مات.

06:34.170 --> 06:35.700
‫تسلیمم.

06:36.440 --> 06:39.620
‫برد برده، حتی اگه خودتون عمداً بازی رو واگذار کرده باشین، مگه نه؟

06:39.920 --> 06:45.840
‫البته. نمی‌تونم ریسک سم دادن به دخترم رو به جون بخرم.

06:46.270 --> 06:48.500
‫می‌تونی یه فنجان رو انتخاب کنی؟

06:48.500 --> 06:50.340
‫لطفاً هرکدوم رو می‌خواید بردارید.

06:50.620 --> 06:54.040
‫این دارو، مزه‌ی خاصی داره؟

06:54.040 --> 06:57.350
‫یه جرعه بنوشید متوجه طعم بدش می‌شید.

06:58.090 --> 07:00.830
‫لاکان می‌تونه یه‌بار دیگه ببازه.

07:01.270 --> 07:03.850
‫اگه حتی محتوای یکی از اون فنجان‌ها طعم متفاوتی داشته باشه،

07:03.850 --> 07:06.610
‫می‌دونه که دخترش می‌تونه از سم پیش‌گیری کنه.

07:07.080 --> 07:12.110
‫برای همین عمداً می‌بازه، الحق که مرد زیرکی‌ـه.

07:12.590 --> 07:14.250
‫پس، این یکی.

07:29.320 --> 07:31.130
‫واقعاً‌ مزه‌ی افتضاحی داره.

07:32.890 --> 07:37.760
‫مسمومه! حالا دیگه ریسک نوشیده شدنِ
‫سومین سم توسط داروساز رفع شده.

07:38.390 --> 07:42.990
‫به عبارتی لاکان دیگه لازم نیست عمداً ببازه.

07:44.290 --> 07:46.520
‫الان دیگه داروساز هیچ شانسی برای برد نداره.

07:47.060 --> 07:50.360
‫اگه من بردم، میای باهام زندگی کنی؟

07:51.900 --> 07:54.360
‫راستی، هوا چه گرمه.

08:09.320 --> 08:10.880
‫جریان چیه؟

08:11.270 --> 08:13.780
‫خیال می‌کردم یه فنجان از اون دارو بی‌خطره!

08:13.780 --> 08:16.910
‫جداً مسمومش کردی؟!
‫یعنی انقدر ازش متنفر-

08:16.910 --> 08:21.050
‫داروـه. ساکه سلطان تمام داروهاست، مگه نه؟

08:21.050 --> 08:23.410
‫ساکه؟ منظورت چیه؟

08:23.870 --> 08:27.650
‫جینشی-ساما، اینطور که پیداست صرفاً مست شدن.

08:28.040 --> 08:28.620
‫ها؟

08:34.940 --> 08:37.450
‫مطلقاً از ساکه پرهیز می‌کنه.

08:38.120 --> 08:39.540
‫الان که فکرشو می‌کنم...

08:40.490 --> 08:44.520
‫همیشه فقط آب‌میوه می‌خوره، تابه‌حال ندیدم لب به ساکه بزنه.

08:45.420 --> 08:47.720
‫پس، اون چه مایعی بود؟

08:47.720 --> 08:49.100
‫الکل.

08:49.510 --> 08:50.870
‫خب دیگه...

08:52.470 --> 08:57.890
‫بیاید این یارو رو از اینجا ببریم تا گلی از روسپی‌خانه انتخاب کنه.

09:04.580 --> 09:08.560
‫از وقتی چشم باز کردم، نمی‌تونستم آدم‌ها رو از هم تشخیص بدم.

09:09.450 --> 09:12.030
‫نه تنها دایه‌مو با مادرم اشتباه گرفتم،

09:12.410 --> 09:14.680
‫بلکه حتی نمی‌تونستم زن و مرد رو از هم تشخیص بدم.

09:15.720 --> 09:22.140
‫پدرم اعتقاد داشت که بی‌مصرفم،
‫و با انزجار خونه رو ترک کرد تا پیش معشوقه‌ش بره.

09:23.220 --> 09:26.920
‫مادرم برای برگردوندش به هر دری می‌زد.

09:28.120 --> 09:31.980
‫درنتیجه، باوجود اینکه فرزند ارشد یه خانواده‌ی بانفوذ بودم،

09:31.980 --> 09:35.420
‫می‌تونستم آزادانه زندگی کنم،
‫زمان خودمو به گو و شطرنج اختصاص بدم،

09:35.420 --> 09:37.960
‫که در اوقات فراغتم یاد گرفتم.

09:38.990 --> 09:44.430
‫آدم‌ها رو به‌جای قیافه، از روی صدا، رفتار و اندام‌شون تشخیص بده.

09:45.170 --> 09:47.480
‫تو می‌تونی از مهره‌های شطرنج استفاده کنی.

09:45.310 --> 09:45.390
سرباز

09:45.390 --> 09:45.480
سرباز

09:45.480 --> 09:45.560
سرباز

09:45.560 --> 09:45.640
سرباز

09:45.640 --> 09:45.730
سرباز

09:45.730 --> 09:47.480
سرباز

09:48.150 --> 09:51.980
‫عموم تنها کسی بود که من رو درک می‌کرد.

09:52.670 --> 09:56.380
‫به لطف عموم، که لاابالی اما بسیار زیرکه،

09:56.380 --> 09:59.990
‫کم کم یاد گرفتم که صورت آدم‌ها رو مثل مهره‌های شطرنج ببینم.

09:57.110 --> 09:59.990
سرباز

10:01.490 --> 10:09.250
قلعه

10:02.280 --> 10:04.670
‫وقتی شروع به دیدن عموم به‌عنوان مهره‌ی قلعه کردم،

10:04.670 --> 10:08.390
‫بار دیگه بهم ثابت شد که حقیقتاً مرد بزرگیه.

10:09.940 --> 10:13.420
‫بعد از اینکه بالغ شدم، به لطف نام خانوادگی‌م،

10:13.420 --> 10:16.530
‫به یکباره رهبری یه گردان زرهی بهم محول شد،
‫درصورتی که هیچ استعدادی در جنگیدن نداشتم.

10:17.010 --> 10:18.810
‫حتی با اینکه ضعیف بودم،

10:18.810 --> 10:21.750
‫با استفاده از زیردستانم به نحو احسن
‫بیشتر از اون‌چه که باید می‌تونستم جبرانش کنم.

10:23.300 --> 10:28.350
‫ از همه‌ مهم‌تر، تابه‌حال هیچ بازی‌ای برام لذت‌بخش‌تر
‫از شطرنج بازی کردن با مهره‌های انسانی نبوده.

10:28.350 --> 10:32.610
خانه یشم

10:29.330 --> 10:32.610
‫همون‌طور که زنجیره‌ی موفقیت‌های پی‌درپی‌م
‫رو هم در کار و هم بازی‌ها ادامه می‌دادم،

10:33.340 --> 10:37.990
‫به دنبال همراهانم به یه روسپی‌خانه رفتم تا یه روسپی پرآوازه رو به چالش بکشم.

10:39.160 --> 10:45.470
‫در دنیای مملو از سیاهی و سفیدی، اون تنها رنگ روشنی بود که چشمم بهش روشن شد.

10:46.610 --> 10:49.120
‫اسمش فنگ‌شن بود.

10:49.770 --> 10:52.090
‫روسپی شکست‌ناپذیرِ روسپی‌خانه،

10:52.090 --> 10:53.970
‫در مقابل من، شخص شکست‌ناپذیر ارتش.

10:54.430 --> 10:58.130
‫صرف نظر از اینکه کی می‌بازه، بیننده‌ها اوقات خوشی رو تجربه می‌کردن.

10:58.970 --> 11:04.090
‫الحق که قویه، اما... فقط توی دنیای کوچیک خودش.

11:06.220 --> 11:07.670
‫باختم.

11:08.300 --> 11:10.500
‫کاملاً له‌ولورده شدم.

11:10.500 --> 11:13.360
‫آخرین باری که انقدر بد باختم کی بود؟

11:22.060 --> 11:28.020
‫آه، پس آدمیزاد... همچین چهره‌ای داره؟

11:30.340 --> 11:38.250
‫چشم‌های سرکشش، مثل گل حناست...
‫انگار ‫اگه لمسشون کنم از هم می‌پاشن...

11:46.830 --> 11:48.640
‫دفعه‌ی دیگه، نمی‌بازم.

11:49.380 --> 11:55.980
‫بعد از اون... ملاقات ما برای بازی کردن گو و شطرنج... برای سال‌ها ادامه پیدا کرد.

12:01.310 --> 12:03.630
‫فنگ‌شین که توی روسپی‌خانه به دنیا اومده بود،

12:03.630 --> 12:06.660
‫شخصیتی داشت که تماماً از غرور ساخته شده بود.

12:07.420 --> 12:11.660
‫من مادری ندارم. یه زنی منو به دنیا آورد،

12:12.380 --> 12:15.500
‫اما توی منطقه‌ی سرگرمی، یه روسپی ‫هیچوقت نمی‌تونه یه مادر بشه.

12:18.700 --> 12:24.760
‫وقتی یک روسپی مستعد محبوبیت به‌دست میاره،
‫روسپی‌خانه دیگه رغبتی برای فروشش نشون نمی‌ده.

12:25.820 --> 12:28.010
‫فنگ‌شین کاملاً درخورد این جایگاه بود.

12:29.350 --> 12:33.340
‫رفتار تندش برای همه نبود،

12:33.340 --> 12:36.170
‫اما اون فرد مورد علاقه‌ی خیلی‌ از عشاق‌ شد.

12:37.350 --> 12:39.780
‫قیمتش رفته‌رفته بالا رفت،

12:40.420 --> 12:43.640
‫و من فقط تونستم هر سه ماه یک‌بار به دیدنش برم.

12:50.860 --> 12:54.630
‫گل حنا، و... اون چیه؟

12:54.630 --> 12:58.380
‫ترشک که به اسم پای گربه هم شناخته می‌شه.

12:58.380 --> 13:01.320
‫شنیدم داروییه که به درمان سموم و نیش حشرات کمک می‌کنه.

13:03.070 --> 13:09.020
‫مثل گل حنا، دست زدن به یه میوه‌ی رسیده باعث از هم باز شدن هسته‌هاش می‌شه.

13:10.530 --> 13:11.970
‫اوه... چه جالب.

13:13.570 --> 13:15.910
دفعه‌ی دیگه کی می‌تونین بیاین؟

13:20.500 --> 13:22.610
‫بازم... سه‌ ماه دیگه.

13:23.970 --> 13:25.240
‫متوجه شدم.

13:27.340 --> 13:31.180
‫اونموقع بود که در مورد خریداری شدن فنگ‌شین شنیدم.

13:32.580 --> 13:37.380
‫با رقابت عشاق با همدیگه قیمت فنگ‌شین بالا می‌رفت.

13:38.880 --> 13:41.150
‫من به عنوان یه مقام نظامی مسیر شغلی خوبی در پیش رو داشتم،

13:41.150 --> 13:45.060
‫اما از اونجایی که جایگاه وراثت رو به برادر ناتنیم باخته بودم،

13:45.060 --> 13:48.490
‫قیمت اون لقمه‌ی بزرگتر از دهنم بود.

13:50.180 --> 13:52.350
‫دوست داری محض تنوع با هم یه شرط ببندیم؟

13:53.580 --> 13:57.000
‫اگه تو بردی، هرچیزی که بخوای بهت می‌دم.

13:57.670 --> 14:01.200
‫اگه من ببرم، هرچیزی که بخوام می‌گیرم.

14:02.670 --> 14:04.790
‫لطفاً یه تخته انتخاب کن.

14:06.260 --> 14:09.320
‫یه فکر وحشتناک... به ذهنم رسید.

14:11.660 --> 14:13.370
‫گو، خوبه؟

14:13.370 --> 14:14.330
‫آره.

14:15.150 --> 14:18.630
‫می‌می، من می‌خوام روی بازی تمرکز کنم.

14:19.090 --> 14:19.830
‫بله.

14:58.020 --> 15:01.650
‫قبل از اینکه بفهمم، دست‌هامون همدیگه رو لمس کرد.

15:03.740 --> 15:07.190
‫هیچ حرف شیرینی از جانب فنگ‌شین گفته نشد.

15:08.100 --> 15:10.570
‫خودم هم آدم این حرف‌ها نبودم.

15:10.570 --> 15:13.860
‫توی این مورد، خیلی شبیه هم بودیم.

15:15.460 --> 15:16.890
‫می‌خوام گو بازی کنم.

15:17.590 --> 15:21.610
‫منم داشتم به این فکر می‌کردم که چقدر دلم می‌خواست شطرنج بازی کنم.

15:22.520 --> 15:29.320
‫لالا کن، دلبندم، لالایی.

15:30.120 --> 15:37.580
‫کجا رفته؟ گریه‌ش می‌گیره...

15:38.240 --> 15:45.180
‫توتو کوچولو خیلی معصومه...

15:45.890 --> 15:53.470
‫تنهایی می‌ره... یه جای دور.

15:54.230 --> 15:58.870
‫سه ماه بعد از اون، عموی ظاهراً باهوش من از جایگاهش برکنار شد.

15:59.220 --> 16:02.940
‫اولش یه دکتر توی کاخ اندرونی شدی و حالا تبعید شدی؟

16:02.940 --> 16:04.600
‫تو باعث شرم خانواده‌ی مایی!

16:05.720 --> 16:09.190
‫علی‌رغم همه‌ی هوشش، آدم‌ بی‌دست‌وپاییه.

16:09.630 --> 16:12.540
‫تو همیشه بهش نزدیک بودی.

16:12.540 --> 16:15.260
‫یه مدت از خونه برو، برو خارج از کشور درس بخون.

16:15.260 --> 16:16.650
‫درس بخونم؟

16:16.650 --> 16:18.160
‫فقط برای یه مدت.

16:18.610 --> 16:19.410
‫اما...

16:19.890 --> 16:20.790
‫چیه؟

16:21.210 --> 16:23.860
‫نه، هیچی.

16:24.810 --> 16:29.630
‫ تحت هیچ شرایطی نمی‌تونستم روی حرف
‫پدرم، که رئیسم هم بود حرفی بزنم.

16:30.770 --> 16:32.110
‫حول و حوش همون ایام،

16:32.110 --> 16:35.890
‫فنگ‌شین برای من نامه نوشته که موضوع فروشش منتفی شده.

16:36.700 --> 16:41.490
‫من هم خیال می‌کردم ظرف شش ماه یا این حدود... برمی‌گردم.

16:43.350 --> 16:44.440
‫اما، اون‌موقع...

16:50.870 --> 16:56.030
‫روحمم خبر نداشت برگشتم سه سال آزگار زمان می‌بره.

16:59.420 --> 17:02.070
‫یه‌عالمه نامه از فنگ‌شین...

17:16.820 --> 17:20.500
‫گِله؟ نه، یه شاخه‌ست؟

17:20.980 --> 17:22.670
‫دوتا هم هستن؟

17:25.540 --> 17:28.190
‫نه، این..

17:30.490 --> 17:31.820
‫قطع انگشت...

17:31.820 --> 17:34.940
‫می‌دونستم یه راه محبوب برای نفرین کردن آدم هست.

17:35.550 --> 17:38.160
‫دلیل اینکه موضوع فروشش منتفی شد...

17:38.650 --> 17:42.450
‫اون انگشت کوچیک دیگه‌ی توی کیسه...

17:42.860 --> 17:44.620
‫چرا متوجه نشدم؟

17:45.460 --> 17:47.870
‫تنها چیزی که توی سرم می‌گذشت گو و شطرنج بود.

17:49.880 --> 17:54.450
‫حتی نتونستم به همچین نتیجه‌ی پیش‌پا افتاده‌ای برسم.

17:57.060 --> 17:58.840
‫فنگ‌شین کجاست؟

17:59.200 --> 18:00.220
‫تو!

18:00.540 --> 18:02.560
‫فنگ‌شین دیگه رفته!

18:02.560 --> 18:04.480
‫همه‌ی این مدت کدوم گوری بودی؟

18:04.480 --> 18:06.700
‫سه سال تموم ولش کردی!

18:06.700 --> 18:10.900
‫برات پشیزی اهمیت نداره چی به سر
‫یه روسپی بی‌ارزش میاد، نه؟

18:13.510 --> 18:16.830
‫اگه فقط یه‌ذره در موردش فکر کرده بودم!

18:16.830 --> 18:20.140
‫دلیل اینکه فروخته نمی‌شد...

18:20.660 --> 18:22.450
‫دلیلش توی شکمش بود...

18:23.310 --> 18:29.080
‫با لکه‌دار کردن اسم روسپی‌خونه‌ش،
‫اعتبار و شهرتش از بین رفت.

18:30.590 --> 18:33.160
‫تنها کاری که تونست بکنه این بود که
‫مشتری‌هایی مثل ولگرد‌های خیابونی رو قبول کنه،

18:34.970 --> 18:36.090
‫و...

18:44.380 --> 18:48.380
‫من هرچقدر هم که زار زدم، باز هم راهی برای برگشت نبود.

18:49.900 --> 18:54.530
‫همه‌ش تقصیر من بود، برای اینکه انقدر کوته‌بین بودم.

19:06.840 --> 19:10.760
‫اینجا... خانه‌ی یشمه؟

19:12.750 --> 19:14.230
‫بیدار شدین؟

19:16.220 --> 19:17.510
‫می‌می.

19:18.020 --> 19:21.860
‫خدمتکار یه نجیب‌زاده شما رو به اینجا آورد.

19:22.240 --> 19:27.000
‫حالت صورتتون خیلی بد بود. ‫نمی‌دونم قرمز بود یا آبی.

19:27.000 --> 19:30.280
‫منم فکر نمی‌کنم عاقبتم این بشه.

19:30.280 --> 19:33.780
‫انتظار نداشتم همچین ساکه‌ی سنگینی باشه.

19:35.510 --> 19:39.960
‫می‌می قدیم‌ها ملازم فنگ‌شین بود.

19:41.090 --> 19:43.620
‫با می‌می هم زیاد بازی کردم.

19:44.690 --> 19:48.200
‫وقتی از استعدادش تعریف کردم، گل از گلش شکفت.

19:48.980 --> 19:50.250
‫راستی...

19:50.680 --> 19:52.580
‫چیزی شده؟

19:53.250 --> 19:55.170
‫نه، هیچی.

19:58.070 --> 19:59.550
‫بفرمایید.

19:59.550 --> 20:00.600
‫بله.

20:04.430 --> 20:05.890
‫خیلی تلخه!

20:05.890 --> 20:07.520
این دیگه چیه؟

20:07.520 --> 20:09.560
‫یه چیزی که مائومائو درست کرده.

20:10.560 --> 20:13.760
‫قاطی قاطی قاطی

20:11.580 --> 20:15.060
‫پس بگو، کار دست مائومائوـه...

20:15.500 --> 20:18.320
‫جدای اون، مائومائو این جعبه رو هم براتون گذاشت.

20:28.020 --> 20:29.880
‫یه رز پژمرده؟

20:30.440 --> 20:34.960
‫حتی وقتی پژمرده می‌شه هم می‌تونه شکلش رو حفظ کنه.

20:41.210 --> 20:42.590
‫می‌می نه-سان.

20:43.960 --> 20:45.340
‫با اجازه‌تون.

20:45.360 --> 20:54.360
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

20:54.390 --> 21:04.390
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:35.040 --> 22:50.050
‫پیش‌نمایش قسمت بعد

22:46.590 --> 22:50.050
‫قسمت بعدی: «جینشی و مائومائو»

22:46.770 --> 22:50.190
‫قسمـــت

22:46.770 --> 22:50.190
‫‫قسمـــت

22:46.770 --> 22:50.190
24

22:46.770 --> 22:50.190
جینشی و مائومائو
