1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:37,490 --> 00:01:45,800
‫لالا کن، دلبندم، لالایی.

3
00:01:45,800 --> 00:01:54,910
‫کجا رفته؟ گریه‌ش می‌گیره.

4
00:01:55,930 --> 00:01:59,890
مشاور

5
00:01:55,930 --> 00:01:59,890
فیل

6
00:01:57,680 --> 00:02:01,690
‫قسمت

7
00:01:57,680 --> 00:02:01,690
قسمت

8
00:01:57,680 --> 00:02:01,690
23

9
00:01:57,680 --> 00:02:01,690
23

10
00:01:57,680 --> 00:02:01,690
گل حنا و ترشک درختی

11
00:01:57,680 --> 00:02:01,690
گل حنا و ترشک درختی

12
00:02:06,220 --> 00:02:07,940
‫مایلید برای چند دست بازی بهم ملحق شید؟

13
00:02:10,450 --> 00:02:16,570
‫مگه می‌شه درخواست دختر نازنینمو رد کنم؟

14
00:02:17,710 --> 00:02:20,450
‫حدأکثر پنج دست بازی می‌کنیم، قانون خاصی هم نیست.

15
00:02:20,450 --> 00:02:23,880
‫به عبارتی، برنده کسیه که سه دست رو اول ببره.

16
00:02:24,200 --> 00:02:28,600
‫ارفاق چی؟ کدوم مهره‌ها رو بندازم؟

17
00:02:28,600 --> 00:02:29,960
‫نیازی به این‌کار نیست.

18
00:02:30,440 --> 00:02:32,590
‫می‌تونست راحت قبول کنه.

19
00:02:32,850 --> 00:02:36,000
‫مهم‌تر از اون، بیاید یه شرط تعیین کنیم. یه جایزه.

20
00:02:36,000 --> 00:02:37,970
‫ای جان، مستقیم رفتی سر اصل مطلب!

21
00:02:38,990 --> 00:02:42,600
‫اگه من بردم، میای باهام زندگی کنی؟

22
00:02:45,330 --> 00:02:47,580
‫قول دادید که دخالت نکنید.

23
00:02:47,580 --> 00:02:48,660
‫ولی-

24
00:02:51,610 --> 00:02:52,880
‫مشکلی نیست.

25
00:02:52,880 --> 00:02:55,340
‫هرچند، من الان تحت خدمتم.

26
00:02:55,340 --> 00:02:57,190
‫باید تا پایان قراردادم منتظر بمونید.

27
00:02:57,190 --> 00:03:01,320
‫تحت خدمت؟ یعنی جداً به کار گرفته شدی؟

28
00:03:01,320 --> 00:03:02,160
‫بله.

29
00:03:02,160 --> 00:03:05,680
‫هـــــــــه...

30
00:03:06,160 --> 00:03:08,910
‫درعوض، اگه من ببرم،

31
00:03:09,580 --> 00:03:13,420
‫می‌شه آزادی یه روسپی رو از خانه یشم بخرید؟

32
00:03:15,290 --> 00:03:17,630
‫با اینکه کلی گزینه داشتی...

33
00:03:17,950 --> 00:03:23,300
‫نمی‌گم کیه، ولی ننه‌جون می‌خواد از شر یه روسپی سالخورده خلاص شه.

34
00:03:23,730 --> 00:03:25,950
‫پس حرکت اولت اینه.

35
00:03:26,930 --> 00:03:31,370
‫اگه لازمه‌ش اینه، گمونم باید قبول کنم.

36
00:03:31,370 --> 00:03:33,580
‫چیز دیگه‌ای نمی‌خوای؟

37
00:03:33,580 --> 00:03:35,940
‫پس، دو قانون دیگه هم اضافه می‌کنم.

38
00:03:42,170 --> 00:03:45,070
‫بوش که می‌گه، یه مشروب قوی تقطیری‌ـه؟

39
00:03:51,170 --> 00:03:53,330
‫دلم بدجور شور می‌زنه.

40
00:03:53,580 --> 00:03:55,290
‫اون دیگه چیه؟

41
00:03:55,800 --> 00:03:57,810
‫دارویی به مقدار کم.

42
00:03:57,810 --> 00:04:00,840
‫البته، با سه جرعه تبدیل به یه سم مرگبار می‌شه.

43
00:04:01,490 --> 00:04:04,830
‫توی سه‌تا از این فنجان‌ها می‌ریزمش.

44
00:04:05,810 --> 00:04:08,640
‫و قاطی‌شون می‌کنم به‌طوری که نشه از هم تشخیص‌شون داد.

45
00:04:09,030 --> 00:04:15,510
‫بعد از هر دست بازی، برنده یه فنجان رو انتخاب می‌کنه،
‫و بازنده به یه نفس اون رو سر می‌نوشه.

46
00:04:15,510 --> 00:04:17,520
‫این قانون اوله.

47
00:04:17,870 --> 00:04:20,230
‫چه قانون بی‌رحمانه‌ای...

48
00:04:20,660 --> 00:04:24,450
‫قانون دوم اینه که اگه یه بازیکن به هر دلیلی از یه بازی کنار بکشه،

49
00:04:24,450 --> 00:04:28,410
‫می‌بازه.

50
00:04:29,320 --> 00:04:30,530
‫اعتراضی ندارید؟

51
00:04:35,420 --> 00:04:36,880
‫مشکلی نیست.

52
00:04:37,180 --> 00:04:38,770
‫می‌خواد هراسونش کنه؟

53
00:04:39,400 --> 00:04:42,420
‫مسلماً این یه فرد عادی رو می‌ترسونه.

54
00:04:42,420 --> 00:04:43,130
‫اما...

55
00:04:44,140 --> 00:04:47,250
‫طرف حساب‌مون، رزم‌آرای مرموز سرشناسه.

56
00:04:47,250 --> 00:04:50,640
‫بعید می‌دونم این‌طوری تحت فشار گذاشتنش
‫باعث شه خونسردی‌شو از دست بده.

57
00:04:53,370 --> 00:04:55,700
‫یعنی چه فکری تو سرشه؟

58
00:05:42,330 --> 00:05:43,690
‫دوباره باخت!

59
00:05:44,330 --> 00:05:46,200
‫این دومین بازی پشت‌سرهمه.

60
00:05:46,820 --> 00:05:50,210
‫از اونجایی که تصمیم گرفت استاد شطرنج شکست‌ناپذیر رو توی شطرنج به چالش بکشه،

61
00:05:50,210 --> 00:05:52,950
‫پیش خودم فکر کردم توی بازی یه مهارت‌هایی داره.

62
00:05:53,370 --> 00:05:57,710
‫انگار فقط قوانین رو سرش می‌شه و تابه‌حال تجربه‌ی یه بازی واقعی رو نداشته.

63
00:05:58,750 --> 00:06:00,180
‫دو فنجان...

64
00:06:00,770 --> 00:06:04,760
‫چنان با اشتیاق می‌نوشه که نمی‌فهمم مسمومه یا نه.

65
00:06:05,400 --> 00:06:08,470
‫اجازه هست دست سوم هم من شروع کنم؟

66
00:06:08,470 --> 00:06:10,550
‫البته، هرجور میلته.

67
00:06:12,100 --> 00:06:14,330
‫هیچ معلوم هست چه فکری تو سرشه؟

68
00:06:14,860 --> 00:06:17,230
‫قرار نیست دست سوم هم ببره.

69
00:06:17,730 --> 00:06:21,060
‫اگر دو فنجانی که قبلاً ازشون نوشید مسموم بودن،

70
00:06:21,430 --> 00:06:23,730
‫نوشیدنِ سومی خیلی خطرناک می‌شه.

71
00:06:24,610 --> 00:06:28,340
‫لاکان این موقعیت رو از قبل پیش‌بینی کرده بود؟

72
00:06:31,120 --> 00:06:32,250
‫کیش و مات.

73
00:06:34,170 --> 00:06:35,700
‫تسلیمم.

74
00:06:36,440 --> 00:06:39,620
‫برد برده، حتی اگه خودتون عمداً بازی رو واگذار کرده باشین، مگه نه؟

75
00:06:39,920 --> 00:06:45,840
‫البته. نمی‌تونم ریسک سم دادن به دخترم رو به جون بخرم.

76
00:06:46,270 --> 00:06:48,500
‫می‌تونی یه فنجان رو انتخاب کنی؟

77
00:06:48,500 --> 00:06:50,340
‫لطفاً هرکدوم رو می‌خواید بردارید.

78
00:06:50,620 --> 00:06:54,040
‫این دارو، مزه‌ی خاصی داره؟

79
00:06:54,040 --> 00:06:57,350
‫یه جرعه بنوشید متوجه طعم بدش می‌شید.

80
00:06:58,090 --> 00:07:00,830
‫لاکان می‌تونه یه‌بار دیگه ببازه.

81
00:07:01,270 --> 00:07:03,850
‫اگه حتی محتوای یکی از اون فنجان‌ها طعم متفاوتی داشته باشه،

82
00:07:03,850 --> 00:07:06,610
‫می‌دونه که دخترش می‌تونه از سم پیش‌گیری کنه.

83
00:07:07,080 --> 00:07:12,110
‫برای همین عمداً می‌بازه، الحق که مرد زیرکی‌ـه.

84
00:07:12,590 --> 00:07:14,250
‫پس، این یکی.

85
00:07:29,320 --> 00:07:31,130
‫واقعاً‌ مزه‌ی افتضاحی داره.

86
00:07:32,890 --> 00:07:37,760
‫مسمومه! حالا دیگه ریسک نوشیده شدنِ
‫سومین سم توسط داروساز رفع شده.

87
00:07:38,390 --> 00:07:42,990
‫به عبارتی لاکان دیگه لازم نیست عمداً ببازه.

88
00:07:44,290 --> 00:07:46,520
‫الان دیگه داروساز هیچ شانسی برای برد نداره.

89
00:07:47,060 --> 00:07:50,360
‫اگه من بردم، میای باهام زندگی کنی؟

90
00:07:51,900 --> 00:07:54,360
‫راستی، هوا چه گرمه.

91
00:08:09,320 --> 00:08:10,880
‫جریان چیه؟

92
00:08:11,270 --> 00:08:13,780
‫خیال می‌کردم یه فنجان از اون دارو بی‌خطره!

93
00:08:13,780 --> 00:08:16,910
‫جداً مسمومش کردی؟!
‫یعنی انقدر ازش متنفر-

94
00:08:16,910 --> 00:08:21,050
‫داروـه. ساکه سلطان تمام داروهاست، مگه نه؟

95
00:08:21,050 --> 00:08:23,410
‫ساکه؟ منظورت چیه؟

96
00:08:23,870 --> 00:08:27,650
‫جینشی-ساما، اینطور که پیداست صرفاً مست شدن.

97
00:08:28,040 --> 00:08:28,620
‫ها؟

98
00:08:34,940 --> 00:08:37,450
‫مطلقاً از ساکه پرهیز می‌کنه.

99
00:08:38,120 --> 00:08:39,540
‫الان که فکرشو می‌کنم...

100
00:08:40,490 --> 00:08:44,520
‫همیشه فقط آب‌میوه می‌خوره، تابه‌حال ندیدم لب به ساکه بزنه.

101
00:08:45,420 --> 00:08:47,720
‫پس، اون چه مایعی بود؟

102
00:08:47,720 --> 00:08:49,100
‫الکل.

103
00:08:49,510 --> 00:08:50,870
‫خب دیگه...

104
00:08:52,470 --> 00:08:57,890
‫بیاید این یارو رو از اینجا ببریم تا گلی از روسپی‌خانه انتخاب کنه.

105
00:09:04,580 --> 00:09:08,560
‫از وقتی چشم باز کردم، نمی‌تونستم آدم‌ها رو از هم تشخیص بدم.

106
00:09:09,450 --> 00:09:12,030
‫نه تنها دایه‌مو با مادرم اشتباه گرفتم،

107
00:09:12,410 --> 00:09:14,680
‫بلکه حتی نمی‌تونستم زن و مرد رو از هم تشخیص بدم.

108
00:09:15,720 --> 00:09:22,140
‫پدرم اعتقاد داشت که بی‌مصرفم،
‫و با انزجار خونه رو ترک کرد تا پیش معشوقه‌ش بره.

109
00:09:23,220 --> 00:09:26,920
‫مادرم برای برگردوندش به هر دری می‌زد.

110
00:09:28,120 --> 00:09:31,980
‫درنتیجه، باوجود اینکه فرزند ارشد یه خانواده‌ی بانفوذ بودم،

111
00:09:31,980 --> 00:09:35,420
‫می‌تونستم آزادانه زندگی کنم،
‫زمان خودمو به گو و شطرنج اختصاص بدم،

112
00:09:35,420 --> 00:09:37,960
‫که در اوقات فراغتم یاد گرفتم.

113
00:09:38,990 --> 00:09:44,430
‫آدم‌ها رو به‌جای قیافه، از روی صدا، رفتار و اندام‌شون تشخیص بده.

114
00:09:45,170 --> 00:09:47,480
‫تو می‌تونی از مهره‌های شطرنج استفاده کنی.

115
00:09:45,310 --> 00:09:45,390
سرباز

116
00:09:45,390 --> 00:09:45,480
سرباز

117
00:09:45,480 --> 00:09:45,560
سرباز

118
00:09:45,560 --> 00:09:45,640
سرباز

119
00:09:45,640 --> 00:09:45,730
سرباز

120
00:09:45,730 --> 00:09:47,480
سرباز

121
00:09:48,150 --> 00:09:51,980
‫عموم تنها کسی بود که من رو درک می‌کرد.

122
00:09:52,670 --> 00:09:56,380
‫به لطف عموم، که لاابالی اما بسیار زیرکه،

123
00:09:56,380 --> 00:09:59,990
‫کم کم یاد گرفتم که صورت آدم‌ها رو مثل مهره‌های شطرنج ببینم.

124
00:09:57,110 --> 00:09:59,990
سرباز

125
00:09:57,110 --> 00:09:59,990
سرباز

126
00:10:01,490 --> 00:10:09,250
قلعه

127
00:10:02,280 --> 00:10:04,670
‫وقتی شروع به دیدن عموم به‌عنوان مهره‌ی قلعه کردم،

128
00:10:04,670 --> 00:10:08,390
‫بار دیگه بهم ثابت شد که حقیقتاً مرد بزرگیه.

129
00:10:09,940 --> 00:10:13,420
‫بعد از اینکه بالغ شدم، به لطف نام خانوادگی‌م،

130
00:10:13,420 --> 00:10:16,530
‫به یکباره رهبری یه گردان زرهی بهم محول شد،
‫درصورتی که هیچ استعدادی در جنگیدن نداشتم.

131
00:10:17,010 --> 00:10:18,810
‫حتی با اینکه ضعیف بودم،

132
00:10:18,810 --> 00:10:21,750
‫با استفاده از زیردستانم به نحو احسن
‫بیشتر از اون‌چه که باید می‌تونستم جبرانش کنم.

133
00:10:23,300 --> 00:10:28,350
‫ از همه‌ مهم‌تر، تابه‌حال هیچ بازی‌ای برام لذت‌بخش‌تر
‫از شطرنج بازی کردن با مهره‌های انسانی نبوده.

134
00:10:28,350 --> 00:10:32,610
خانه یشم

135
00:10:29,330 --> 00:10:32,610
‫همون‌طور که زنجیره‌ی موفقیت‌های پی‌درپی‌م
‫رو هم در کار و هم بازی‌ها ادامه می‌دادم،

136
00:10:33,340 --> 00:10:37,990
‫به دنبال همراهانم به یه روسپی‌خانه رفتم تا یه روسپی پرآوازه رو به چالش بکشم.

137
00:10:39,160 --> 00:10:45,470
‫در دنیای مملو از سیاهی و سفیدی، اون تنها رنگ روشنی بود که چشمم بهش روشن شد.

138
00:10:46,610 --> 00:10:49,120
‫اسمش فنگ‌شن بود.

139
00:10:49,770 --> 00:10:52,090
‫روسپی شکست‌ناپذیرِ روسپی‌خانه،

140
00:10:52,090 --> 00:10:53,970
‫در مقابل من، شخص شکست‌ناپذیر ارتش.

141
00:10:54,430 --> 00:10:58,130
‫صرف نظر از اینکه کی می‌بازه، بیننده‌ها اوقات خوشی رو تجربه می‌کردن.

142
00:10:58,970 --> 00:11:04,090
‫الحق که قویه، اما... فقط توی دنیای کوچیک خودش.

143
00:11:06,220 --> 00:11:07,670
‫باختم.

144
00:11:08,300 --> 00:11:10,500
‫کاملاً له‌ولورده شدم.

145
00:11:10,500 --> 00:11:13,360
‫آخرین باری که انقدر بد باختم کی بود؟

146
00:11:22,060 --> 00:11:28,020
‫آه، پس آدمیزاد... همچین چهره‌ای داره؟

147
00:11:30,340 --> 00:11:38,250
‫چشم‌های سرکشش، مثل گل حناست...
‫انگار ‫اگه لمسشون کنم از هم می‌پاشن...

148
00:11:46,830 --> 00:11:48,640
‫دفعه‌ی دیگه، نمی‌بازم.

149
00:11:49,380 --> 00:11:55,980
‫بعد از اون... ملاقات ما برای بازی کردن گو و شطرنج... برای سال‌ها ادامه پیدا کرد.

150
00:12:01,310 --> 00:12:03,630
‫فنگ‌شین که توی روسپی‌خانه به دنیا اومده بود،

151
00:12:03,630 --> 00:12:06,660
‫شخصیتی داشت که تماماً از غرور ساخته شده بود.

152
00:12:07,420 --> 00:12:11,660
‫من مادری ندارم. یه زنی منو به دنیا آورد،

153
00:12:12,380 --> 00:12:15,500
‫اما توی منطقه‌ی سرگرمی، یه روسپی ‫هیچوقت نمی‌تونه یه مادر بشه.

154
00:12:18,700 --> 00:12:24,760
‫وقتی یک روسپی مستعد محبوبیت به‌دست میاره،
‫روسپی‌خانه دیگه رغبتی برای فروشش نشون نمی‌ده.

155
00:12:25,820 --> 00:12:28,010
‫فنگ‌شین کاملاً درخورد این جایگاه بود.

156
00:12:29,350 --> 00:12:33,340
‫رفتار تندش برای همه نبود،

157
00:12:33,340 --> 00:12:36,170
‫اما اون فرد مورد علاقه‌ی خیلی‌ از عشاق‌ شد.

158
00:12:37,350 --> 00:12:39,780
‫قیمتش رفته‌رفته بالا رفت،

159
00:12:40,420 --> 00:12:43,640
‫و من فقط تونستم هر سه ماه یک‌بار به دیدنش برم.

160
00:12:50,860 --> 00:12:54,630
‫گل حنا، و... اون چیه؟

161
00:12:54,630 --> 00:12:58,380
‫ترشک که به اسم پای گربه هم شناخته می‌شه.

162
00:12:58,380 --> 00:13:01,320
‫شنیدم داروییه که به درمان سموم و نیش حشرات کمک می‌کنه.

163
00:13:03,070 --> 00:13:09,020
‫مثل گل حنا، دست زدن به یه میوه‌ی رسیده باعث از هم باز شدن هسته‌هاش می‌شه.

164
00:13:10,530 --> 00:13:11,970
‫اوه... چه جالب.

165
00:13:13,570 --> 00:13:15,910
دفعه‌ی دیگه کی می‌تونین بیاین؟

166
00:13:20,500 --> 00:13:22,610
‫بازم... سه‌ ماه دیگه.

167
00:13:23,970 --> 00:13:25,240
‫متوجه شدم.

168
00:13:27,340 --> 00:13:31,180
‫اونموقع بود که در مورد خریداری شدن فنگ‌شین شنیدم.

169
00:13:32,580 --> 00:13:37,380
‫با رقابت عشاق با همدیگه قیمت فنگ‌شین بالا می‌رفت.

170
00:13:38,880 --> 00:13:41,150
‫من به عنوان یه مقام نظامی مسیر شغلی خوبی در پیش رو داشتم،

171
00:13:41,150 --> 00:13:45,060
‫اما از اونجایی که جایگاه وراثت رو به برادر ناتنیم باخته بودم،

172
00:13:45,060 --> 00:13:48,490
‫قیمت اون لقمه‌ی بزرگتر از دهنم بود.

173
00:13:50,180 --> 00:13:52,350
‫دوست داری محض تنوع با هم یه شرط ببندیم؟

174
00:13:53,580 --> 00:13:57,000
‫اگه تو بردی، هرچیزی که بخوای بهت می‌دم.

175
00:13:57,670 --> 00:14:01,200
‫اگه من ببرم، هرچیزی که بخوام می‌گیرم.

176
00:14:02,670 --> 00:14:04,790
‫لطفاً یه تخته انتخاب کن.

177
00:14:06,260 --> 00:14:09,320
‫یه فکر وحشتناک... به ذهنم رسید.

178
00:14:11,660 --> 00:14:13,370
‫گو، خوبه؟

179
00:14:13,370 --> 00:14:14,330
‫آره.

180
00:14:15,150 --> 00:14:18,630
‫می‌می، من می‌خوام روی بازی تمرکز کنم.

181
00:14:19,090 --> 00:14:19,830
‫بله.

182
00:14:58,020 --> 00:15:01,650
‫قبل از اینکه بفهمم، دست‌هامون همدیگه رو لمس کرد.

183
00:15:03,740 --> 00:15:07,190
‫هیچ حرف شیرینی از جانب فنگ‌شین گفته نشد.

184
00:15:08,100 --> 00:15:10,570
‫خودم هم آدم این حرف‌ها نبودم.

185
00:15:10,570 --> 00:15:13,860
‫توی این مورد، خیلی شبیه هم بودیم.

186
00:15:15,460 --> 00:15:16,890
‫می‌خوام گو بازی کنم.

187
00:15:17,590 --> 00:15:21,610
‫منم داشتم به این فکر می‌کردم که چقدر دلم می‌خواست شطرنج بازی کنم.

188
00:15:22,520 --> 00:15:29,320
‫لالا کن، دلبندم، لالایی.

189
00:15:30,120 --> 00:15:37,580
‫کجا رفته؟ گریه‌ش می‌گیره...

190
00:15:38,240 --> 00:15:45,180
‫توتو کوچولو خیلی معصومه...

191
00:15:45,890 --> 00:15:53,470
‫تنهایی می‌ره... یه جای دور.

192
00:15:54,230 --> 00:15:58,870
‫سه ماه بعد از اون، عموی ظاهراً باهوش من از جایگاهش برکنار شد.

193
00:15:59,220 --> 00:16:02,940
‫اولش یه دکتر توی کاخ اندرونی شدی و حالا تبعید شدی؟

194
00:16:02,940 --> 00:16:04,600
‫تو باعث شرم خانواده‌ی مایی!

195
00:16:05,720 --> 00:16:09,190
‫علی‌رغم همه‌ی هوشش، آدم‌ بی‌دست‌وپاییه.

196
00:16:09,630 --> 00:16:12,540
‫تو همیشه بهش نزدیک بودی.

197
00:16:12,540 --> 00:16:15,260
‫یه مدت از خونه برو، برو خارج از کشور درس بخون.

198
00:16:15,260 --> 00:16:16,650
‫درس بخونم؟

199
00:16:16,650 --> 00:16:18,160
‫فقط برای یه مدت.

200
00:16:18,610 --> 00:16:19,410
‫اما...

201
00:16:19,890 --> 00:16:20,790
‫چیه؟

202
00:16:21,210 --> 00:16:23,860
‫نه، هیچی.

203
00:16:24,810 --> 00:16:29,630
‫ تحت هیچ شرایطی نمی‌تونستم روی حرف
‫پدرم، که رئیسم هم بود حرفی بزنم.

204
00:16:30,770 --> 00:16:32,110
‫حول و حوش همون ایام،

205
00:16:32,110 --> 00:16:35,890
‫فنگ‌شین برای من نامه نوشته که موضوع فروشش منتفی شده.

206
00:16:36,700 --> 00:16:41,490
‫من هم خیال می‌کردم ظرف شش ماه یا این حدود... برمی‌گردم.

207
00:16:43,350 --> 00:16:44,440
‫اما، اون‌موقع...

208
00:16:50,870 --> 00:16:56,030
‫روحمم خبر نداشت برگشتم سه سال آزگار زمان می‌بره.

209
00:16:59,420 --> 00:17:02,070
‫یه‌عالمه نامه از فنگ‌شین...

210
00:17:16,820 --> 00:17:20,500
‫گِله؟ نه، یه شاخه‌ست؟

211
00:17:20,980 --> 00:17:22,670
‫دوتا هم هستن؟

212
00:17:25,540 --> 00:17:28,190
‫نه، این..

213
00:17:30,490 --> 00:17:31,820
‫قطع انگشت...

214
00:17:31,820 --> 00:17:34,940
‫می‌دونستم یه راه محبوب برای نفرین کردن آدم هست.

215
00:17:35,550 --> 00:17:38,160
‫دلیل اینکه موضوع فروشش منتفی شد...

216
00:17:38,650 --> 00:17:42,450
‫اون انگشت کوچیک دیگه‌ی توی کیسه...

217
00:17:42,860 --> 00:17:44,620
‫چرا متوجه نشدم؟

218
00:17:45,460 --> 00:17:47,870
‫تنها چیزی که توی سرم می‌گذشت گو و شطرنج بود.

219
00:17:49,880 --> 00:17:54,450
‫حتی نتونستم به همچین نتیجه‌ی پیش‌پا افتاده‌ای برسم.

220
00:17:57,060 --> 00:17:58,840
‫فنگ‌شین کجاست؟

221
00:17:59,200 --> 00:18:00,220
‫تو!

222
00:18:00,540 --> 00:18:02,560
‫فنگ‌شین دیگه رفته!

223
00:18:02,560 --> 00:18:04,480
‫همه‌ی این مدت کدوم گوری بودی؟

224
00:18:04,480 --> 00:18:06,700
‫سه سال تموم ولش کردی!

225
00:18:06,700 --> 00:18:10,900
‫برات پشیزی اهمیت نداره چی به سر
‫یه روسپی بی‌ارزش میاد، نه؟

226
00:18:13,510 --> 00:18:16,830
‫اگه فقط یه‌ذره در موردش فکر کرده بودم!

227
00:18:16,830 --> 00:18:20,140
‫دلیل اینکه فروخته نمی‌شد...

228
00:18:20,660 --> 00:18:22,450
‫دلیلش توی شکمش بود...

229
00:18:23,310 --> 00:18:29,080
‫با لکه‌دار کردن اسم روسپی‌خونه‌ش،
‫اعتبار و شهرتش از بین رفت.

230
00:18:30,590 --> 00:18:33,160
‫تنها کاری که تونست بکنه این بود که
‫مشتری‌هایی مثل ولگرد‌های خیابونی رو قبول کنه،

231
00:18:34,970 --> 00:18:36,090
‫و...

232
00:18:44,380 --> 00:18:48,380
‫من هرچقدر هم که زار زدم، باز هم راهی برای برگشت نبود.

233
00:18:49,900 --> 00:18:54,530
‫همه‌ش تقصیر من بود، برای اینکه انقدر کوته‌بین بودم.

234
00:19:06,840 --> 00:19:10,760
‫اینجا... خانه‌ی یشمه؟

235
00:19:12,750 --> 00:19:14,230
‫بیدار شدین؟

236
00:19:16,220 --> 00:19:17,510
‫می‌می.

237
00:19:18,020 --> 00:19:21,860
‫خدمتکار یه نجیب‌زاده شما رو به اینجا آورد.

238
00:19:22,240 --> 00:19:27,000
‫حالت صورتتون خیلی بد بود. ‫نمی‌دونم قرمز بود یا آبی.

239
00:19:27,000 --> 00:19:30,280
‫منم فکر نمی‌کنم عاقبتم این بشه.

240
00:19:30,280 --> 00:19:33,780
‫انتظار نداشتم همچین ساکه‌ی سنگینی باشه.

241
00:19:35,510 --> 00:19:39,960
‫می‌می قدیم‌ها ملازم فنگ‌شین بود.

242
00:19:41,090 --> 00:19:43,620
‫با می‌می هم زیاد بازی کردم.

243
00:19:44,690 --> 00:19:48,200
‫وقتی از استعدادش تعریف کردم، گل از گلش شکفت.

244
00:19:48,980 --> 00:19:50,250
‫راستی...

245
00:19:50,680 --> 00:19:52,580
‫چیزی شده؟

246
00:19:53,250 --> 00:19:55,170
‫نه، هیچی.

247
00:19:58,070 --> 00:19:59,550
‫بفرمایید.

248
00:19:59,550 --> 00:20:00,600
‫بله.

249
00:20:04,430 --> 00:20:05,890
‫خیلی تلخه!

250
00:20:05,890 --> 00:20:07,520
این دیگه چیه؟

251
00:20:07,520 --> 00:20:09,560
‫یه چیزی که مائومائو درست کرده.

252
00:20:10,560 --> 00:20:13,760
‫قاطی قاطی قاطی

253
00:20:11,580 --> 00:20:15,060
‫پس بگو، کار دست مائومائوـه...

254
00:20:15,500 --> 00:20:18,320
‫جدای اون، مائومائو این جعبه رو هم براتون گذاشت.

255
00:20:28,020 --> 00:20:29,880
‫یه رز پژمرده؟

256
00:20:30,440 --> 00:20:34,960
‫حتی وقتی پژمرده می‌شه هم می‌تونه شکلش رو حفظ کنه.

257
00:20:41,210 --> 00:20:42,590
‫می‌می نه-سان.

258
00:20:43,960 --> 00:20:45,340
‫با اجازه‌تون.

259
00:20:45,360 --> 00:20:54,360
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

260
00:20:54,390 --> 00:21:04,390
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

261
00:22:35,040 --> 00:22:50,050
‫پیش‌نمایش قسمت بعد

262
00:22:46,590 --> 00:22:50,050
‫قسمت بعدی: «جینشی و مائومائو»

263
00:22:46,770 --> 00:22:50,190
‫قسمـــت

264
00:22:46,770 --> 00:22:50,190
‫‫قسمـــت

265
00:22:46,770 --> 00:22:50,190
24

266
00:22:46,770 --> 00:22:50,190
24

267
00:22:46,770 --> 00:22:50,190
جینشی و مائومائو

268
00:22:46,770 --> 00:22:50,190
جینشی و مائومائو

269
00:22:52,050 --> 00:22:54,050
