1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:30,480 --> 00:01:33,480
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

3
00:01:35,830 --> 00:01:38,570
‫چت شده، لی‌هاکو. تمرکز کن!

4
00:01:38,570 --> 00:01:40,790
‫آه، شرمنده.

5
00:01:42,160 --> 00:01:46,120
‫قسمـــت

6
00:01:42,160 --> 00:01:46,120
‫‫قسمـــت

7
00:01:42,160 --> 00:01:46,120
21

8
00:01:42,160 --> 00:01:46,120
21

9
00:01:42,160 --> 00:01:46,120
چگونگی خرید یک قرارداد

10
00:01:42,160 --> 00:01:46,120
چگونگی خرید یک قرارداد

11
00:01:42,660 --> 00:01:43,990
‫نظافت؟!

12
00:01:44,280 --> 00:01:48,140
‫لازم نیست تو این‌کارو بکنی،
‫می‌تونی از کس دیگه‌ای بخوای-

13
00:01:48,140 --> 00:01:52,900
‫اگه از کس دیگه‌ای بخوایم، و اون دارو رو عوض کنه، چی؟

14
00:01:54,070 --> 00:01:58,380
‫یه طبیب توی داروخونه‌ی دربار بود که...

15
00:01:58,380 --> 00:02:02,310
‫به‌خاطر مدیریت نامناسب داروها، برای مجازات از دستمزدش کسر شد.

16
00:02:05,240 --> 00:02:10,440
‫باید تا رطوبت بالا نرفته، اینجا رو تر و تمیز کنیم.

17
00:02:10,940 --> 00:02:11,650
‫بله...

18
00:02:21,020 --> 00:02:22,740
‫بالأخره می‌تونیم یه دل سیر استراحت کنیم.

19
00:02:23,550 --> 00:02:26,840
‫همیشه وقتی خسته‌ای،‌ شیرینی می‌چسبه!

20
00:02:26,840 --> 00:02:30,100
‫این یارو حتماً بچه‌ی یه خانواده‌ی مایه‌داره.

21
00:02:30,100 --> 00:02:33,590
‫الان فصل سیب‌زمینی‌های شیرین نیست،

22
00:02:34,000 --> 00:02:36,420
‫و از کاغذ به‌عنوان ظرف استفاده می‌کنه، انگار که کاملاً عادیه...

23
00:02:36,820 --> 00:02:37,590
‫هوم؟

24
00:02:38,580 --> 00:02:40,520
‫عجب کاغذ خوبیه.

25
00:02:40,520 --> 00:02:42,710
‫اوه، متوجه شدی؟

26
00:02:42,710 --> 00:02:46,060
‫خانواده‌ی من سرپرست تولید این کاغذ توی روستامونه.

27
00:02:46,580 --> 00:02:49,310
‫ما تأمین‌کننده‌ی کاخیم.

28
00:02:49,710 --> 00:02:50,890
‫محشره، نه؟

29
00:02:50,890 --> 00:02:52,840
‫جداً محشره.

30
00:02:52,840 --> 00:02:56,070
‫موندم که به حساب آشنا بودن می‌تونم تخفیف بگیرم.

31
00:02:56,520 --> 00:03:00,620
‫ما درگذشته با تولید بیشتر، سودهای کلانی می‌کردیم.

32
00:03:03,030 --> 00:03:05,270
‫به کشورهای دیگه هم صادر می‌کردیم.

33
00:03:05,930 --> 00:03:10,430
‫وقتی بچه بودم، خانواده‌م هر تنقلاتی که می‌خواستم برام می‌خریدن.

34
00:03:11,020 --> 00:03:16,220
‫ولی وقتی‌که ملکه مادر پیشین قطع درختان رو قدغن کرد،

35
00:03:16,220 --> 00:03:18,460
‫رفته به رفته در کسب‌وکارمون پس‌رفت کردیم.

36
00:03:18,900 --> 00:03:23,180
‫شروع به استفاده از مواد جایگزین کردیم،
‫و این باعث افت کیفیت محصول شد.

37
00:03:23,180 --> 00:03:26,140
‫خانواده‌م مسئولیتشو گردن گرفت.

38
00:03:26,690 --> 00:03:30,480
‫از اونجایی که دیگه آه در بساط نداشتیم،
‫خواهر بزرگم به کاخ اندرونی رفت.

39
00:03:30,920 --> 00:03:35,640
‫وقتی خواهر کوچیکم گفت که اون هم میره، من داوطلب شدم که به‌جاش بیام.

40
00:03:36,260 --> 00:03:39,990
‫خواجه شدن کمتر باب بود و بیشتر می‌ارزید.

41
00:03:40,580 --> 00:03:44,150
‫البته، هیچ‌وقت نتونستم خواهر بزرگم رو ببینم.

42
00:03:44,150 --> 00:03:47,990
‫هوم. بیشتر از چیزی که انتظار داشتم سرد و گرم چشیده.

43
00:03:58,500 --> 00:04:01,360
‫شرمنده مزاحم می‌شم. اومدم نظافت رو ادامه بدم.

44
00:04:01,360 --> 00:04:02,930
‫آه، خانم کوچولو.

45
00:04:06,180 --> 00:04:07,960
‫خواهر کوچیکم یه نامه برام فرستاده.

46
00:04:07,960 --> 00:04:11,560
‫ممکنه دیگه خانواده‌ی ما تأمین‌کننده‌ی کاخ نباشه.

47
00:04:11,940 --> 00:04:16,510
‫این واقعاً در حد کیفیت کاخ نیست.

48
00:04:16,510 --> 00:04:21,540
‫از حیث فروش که نگاه کنی، از دست دادنِ
‫موقعیت تأمین‌کنندگی مسئله‌ی مهمی محسوب می‌شه.

49
00:04:21,540 --> 00:04:23,200
‫یعنی چرا؟

50
00:04:23,200 --> 00:04:27,370
‫همین تازگی‌ها بهم گفتن که راهی برای تولید بیشتر کاغذ پیدا کردن.

51
00:04:27,820 --> 00:04:32,500
‫تولید بیشتر؟ از سر و ته‌ش زدن؟

52
00:04:32,500 --> 00:04:37,330
‫البته که نه! شروع به استفاده از گاوهای نر برای کارهای پرمشقت کردن.

53
00:04:38,250 --> 00:04:41,530
‫مواد اولیه یا روند تولید رو تغییر ندادن...

54
00:04:42,380 --> 00:04:44,840
‫گمونم الان وقت نظافت نیست.

55
00:04:45,310 --> 00:04:48,900
‫درمقایسه با کالاهای نامرغوبی که همه‌جا فروخته می‌شه،

56
00:04:48,900 --> 00:04:54,850
‫این اصلاً ناخالصی‌ نداره، الیاف به‌طور یک‌نواخت
‫له شده و ازنظر ضخامت یک‌دسته.

57
00:04:54,850 --> 00:04:57,480
‫تنها مشکلش، سائیدگی سطح و...

58
00:04:59,210 --> 00:05:00,480
‫استحکامشه!

59
00:05:01,250 --> 00:05:03,550
‫این روند تغییرنیافته دقیقاً به چه صورته؟

60
00:05:03,550 --> 00:05:06,220
‫درست مثل شیوه‌ی عادی تولید کاغذ.

61
00:05:06,220 --> 00:05:11,280
‫ولی البته، خانواده‌ی ما روش خاصی برای
‫له کردن مواد اولیه و ایجاد چسب داره...

62
00:05:11,280 --> 00:05:13,250
‫آه، ولی یه رازه.

63
00:05:13,660 --> 00:05:16,330
‫پس در این‌مورد دهن‌لق نیست.

64
00:05:17,160 --> 00:05:19,690
‫به آب توجه خاصی می‌شه؟

65
00:05:19,690 --> 00:05:25,090
‫بله. ما آب بهاره‌ی ذخیره‌شده به کار می‌بریم
‫تا چسب رو کاملاً سفت کنیم.

66
00:05:25,090 --> 00:05:27,590
‫برای کنترل رطوبته، ولی...

67
00:05:28,100 --> 00:05:30,250
‫بقیه‌ش رازه.

68
00:05:30,860 --> 00:05:34,860
‫گاوهای نر، آب‌های بهاره ذخیره‌شده...

69
00:05:40,480 --> 00:05:44,260
‫از آب برنج پخته‌شده برای چسب استفاده می‌کنین؟

70
00:05:44,260 --> 00:05:47,450
‫نه، قاعدتاً از آرد گندم استفاده می‌کنیم.

71
00:05:47,730 --> 00:05:50,620
‫وگرنه، در فرآیند سفت شدن... آه!

72
00:05:51,470 --> 00:05:54,620
‫خانم کوچولو، لطفاً حرفی که زدمو نشنیده بگیر، باشه؟!

73
00:05:54,620 --> 00:05:55,340
‫چشم.

74
00:05:56,710 --> 00:05:59,330
‫خب، گاوهای نر رو کجا نگه‌داری می‌کنین؟

75
00:05:59,680 --> 00:06:02,590
‫چیزی در این‌مورد نمی‌دونم.

76
00:06:02,590 --> 00:06:03,640
‫که اینطور.

77
00:06:06,020 --> 00:06:06,790
‫بفرمائید.

78
00:06:07,830 --> 00:06:09,010
‫حریرۀ کودزو؟

79
00:06:12,390 --> 00:06:15,180
‫خانم کوچولو، نسبت‌ها رو درست درنیاوردی.

80
00:06:15,590 --> 00:06:18,390
‫توی فنجون گیر کرده و نوشیدنش سخته.

81
00:06:18,660 --> 00:06:23,050
‫عذر می‌خوام. بهتون نشون می‌دم که چطوری می‌شه راحت‌تر نوشیدش.

82
00:06:23,050 --> 00:06:24,660
‫می‌تونین کاری که می‌کنم رو تکرار کنین؟

83
00:06:29,070 --> 00:06:32,550
‫این‌طوری، قاشق رو لیس بزنین و قاطیش کنین.

84
00:06:32,550 --> 00:06:34,600
‫به‌نظر دور از ادب میاد.

85
00:06:41,770 --> 00:06:44,580
‫عه، دیگه چسبناک نیست.

86
00:06:45,010 --> 00:06:46,090
‫مگه نه؟

87
00:06:46,510 --> 00:06:50,180
‫حریرۀ کودزه نوعی چسب به حساب نمیاد؟

88
00:06:50,180 --> 00:06:53,540
‫هوم، گمونم همین‌طوره.

89
00:06:53,540 --> 00:06:57,640
‫شاید وقتی بزاق رو با چسب هم ترکیب کنی، باعث کاهش چسبندگی‌ش بشه.

90
00:06:58,190 --> 00:06:59,770
‫دقیقاً.

91
00:07:01,060 --> 00:07:02,520
‫دقیقاً چی؟

92
00:07:03,270 --> 00:07:04,980
‫این حکیم تقلبی واقعاً دوزاریش کجه.

93
00:07:05,690 --> 00:07:10,510
‫گاوهای نر بزاق زیادی توی دهن‌شون دارن.

94
00:07:11,040 --> 00:07:15,970
‫شاید بهتره بررسی کنین و ببینین اون گاوهای نر از کجا آب می‌نوشن.

95
00:07:18,310 --> 00:07:20,810
‫باید به خواهرم یه نامه بفرستم!

96
00:07:22,490 --> 00:07:24,410
‫من دیگه رفع زحمت می‌کنم.

97
00:07:29,890 --> 00:07:31,880
‫من برگشتم.

98
00:07:31,880 --> 00:07:33,260
‫آه، مائومائو.

99
00:07:33,640 --> 00:07:36,600
‫یه‌نفر پیغام فرستاده که فوراً باید خودتو برسونی.

100
00:07:37,810 --> 00:07:39,350
‫کجا باید برم؟

101
00:07:40,850 --> 00:07:43,950
‫آزاد کردن یه روسپی چقدر خرج برمی‌داره؟

102
00:07:45,860 --> 00:07:48,690
‫منو باش که فکر می‌کردم قضیه‌ی سوئیری‌ـه...

103
00:07:48,690 --> 00:07:50,180
‫الحق که یه سگ منگله.

104
00:07:50,180 --> 00:07:52,180
‫گوش کن ببین چی می‌گم، خانم کوچولو!

105
00:07:52,180 --> 00:07:53,770
‫اون‌روز توی خانه‌ی یشم،

106
00:07:53,770 --> 00:07:56,950
‫شایعاتی حول اینکه آزادی یکی از سه شاهدخت داره خریده می‌شه، شنیدم!

107
00:07:57,260 --> 00:08:00,770
‫پس به‌خاطر پایرین نه-چان داره حرص و جوش می‌خوره.

108
00:08:01,650 --> 00:08:03,250
‫والا قیمتش بستگی داره.

109
00:08:03,250 --> 00:08:04,780
‫تهشو بهم بگو.

110
00:08:04,780 --> 00:08:09,090
‫متوجه‌م. لطفاً این هم در نظر داشته باشید که بازار خیلی نوسان داره،

111
00:08:09,090 --> 00:08:10,960
‫بنابرین این صرفاً یه قیمت تقریبیه.

112
00:08:10,960 --> 00:08:12,470
‫صاف و صادقانه بهم بگو.

113
00:08:13,590 --> 00:08:14,470
‫چه‌قدر می‌شه؟

114
00:08:15,090 --> 00:08:17,140
‫از اون سخت‌هاشه.

115
00:08:17,720 --> 00:08:24,970
‫هزینه‌ی خریدن یه روسپی به این بستگی داره
‫که چه‌قدر بتونه توی فاحشه‌خانه درآمدزایی کنه،

116
00:08:24,970 --> 00:08:27,560
‫به اضافه‌ی یه‌کم شیرینی، که دوبرابرش می‌کنه. پس...

117
00:08:30,660 --> 00:08:31,400
‫خانم کوچولو...

118
00:08:34,760 --> 00:08:40,660
‫اگه کسی بخواد پایرین نه-چان رو بخره،
‫دوتا کاندید داریم که از مشتری‌های خوب قدیمی‌مون هستن.

119
00:08:41,030 --> 00:08:42,790
‫د ـ‌ دوتا...

120
00:08:43,320 --> 00:08:46,130
‫یکی‌شون یه تاجر ثروتمنده،

121
00:08:46,490 --> 00:08:50,800
‫یه مرد مسن خوش‌مشرب که وقتی
‫خانه‌ی یشم اوضاع بدی داشت هم بهمون سر می‌زد.

122
00:08:51,800 --> 00:08:56,930
‫اون‌یکی یه مقام درباری عالی‌رتبه‌ست،
‫که هنوز جوونه، توی دوره‌ی سی سالگیشه.

123
00:08:56,930 --> 00:09:00,900
‫پایرین می‌گفت که برای حال‌و‌هول توی تخت هم زوج خوبیه،

124
00:09:01,310 --> 00:09:05,020
‫ولی اینکه روز بعدش چه‌قدر خسته به‌نظر میاد، یه‌کم نگران‌کننده‌ست.

125
00:09:05,020 --> 00:09:10,670
‫فکر کردن به زندگی‌ای که بعد از خریدنش دارن... هیچ‌کدومشون... همم.

126
00:09:10,670 --> 00:09:12,650
‫خستگی؟ منظورت چیه؟

127
00:09:13,080 --> 00:09:16,850
‫پایرین نه-چان نه تنها که رقصنده‌ی ماهریه،

128
00:09:16,850 --> 00:09:19,870
‫بلکه به شکست‌ناپذیر بودنش مثل یه سپهسالار توی تخت هم معروفه.

129
00:09:19,870 --> 00:09:23,780
‫وقتی که «عطشش» بالا می‌گیره، به هر کسی حمله‌ور می‌شه...

130
00:09:23,780 --> 00:09:25,160
‫به عبارتی، اون به‌شدت شهوت‌رانه.

131
00:09:25,470 --> 00:09:26,550
‫نــــــه!

132
00:09:27,630 --> 00:09:28,540
‫ولی...

133
00:09:30,120 --> 00:09:31,380
‫ولی؟

134
00:09:32,380 --> 00:09:37,340
‫قبل از اینکه پدرم منو به فرزندی قبول کنه، کسایی که
‫توی خانه‌ی یشم ازم مراقبت می‌کردن...

135
00:09:37,820 --> 00:09:39,950
‫ننه‌جون و سه‌تا شاهدخت بودن.

136
00:09:41,790 --> 00:09:47,780
‫پایرین، که تا حالا زایمان نکرده بود تونست بهم شیر بده،

137
00:09:48,380 --> 00:09:50,680
‫تقریباً برام شبیه یه مادر بود.

138
00:09:52,140 --> 00:09:55,110
‫نمی‌دونم خودش در این مورد چه ذهنیتی داشت، ولی...

139
00:09:55,990 --> 00:09:59,360
‫وقتی به اون روزها فکر می‌کنم، به‌نظرم یه‌کمی حیف میاد.

140
00:10:00,190 --> 00:10:06,830
‫اون قطعاً یه زن شهوت‌رانه، ولی به همون اندازه هم حس مادرانه داره.

141
00:10:07,660 --> 00:10:09,670
‫ولی، چی؟

142
00:10:13,020 --> 00:10:18,090
‫لی‌هاکو-ساما می‌دونه که نه-چان
‫برای امرارمعاش چیکار می‌کنه، ولی بازم عاشقشه.

143
00:10:18,090 --> 00:10:21,470
‫شاید شبیه یه سگ منگل باشه، ولی آدم صادق و سخت‌کوشی به‌نظر میاد.

144
00:10:21,470 --> 00:10:25,720
‫تلاشش برای ارتقاء درجه به‌خاطر معشوقه‌ش
‫قابل تحسینه، حتی اگه احمقانه باشه.

145
00:10:26,470 --> 00:10:28,600
‫مهم‌تر از همه، اون استقامت شگفت‌انگیزی داره.

146
00:10:30,930 --> 00:10:31,880
‫همم.

147
00:10:33,700 --> 00:10:36,400
‫با تمام این تفاسیر، انتخاب بدی از آب در نمیاد.

148
00:10:37,160 --> 00:10:41,150
‫لی‌هاکو-ساما، می‌تونم بپرسم چه‌قدر حقوق می‌گیرید؟

149
00:10:41,150 --> 00:10:43,550
‫چی شد یهویی اینو پرسیدی؟

150
00:10:43,550 --> 00:10:45,410
‫شاید سالی ۸۰۰ سکه‌ی نقره؟

151
00:10:45,410 --> 00:10:47,000
‫هوی، هوی.

152
00:10:47,000 --> 00:10:48,290
‫پس شاید ۱۲۰۰ تا؟

153
00:10:49,260 --> 00:10:51,900
‫پس تقریباً سالی ۱۰۰۰ سکه‌ی نقره یا همین حدودها.

154
00:10:52,380 --> 00:10:53,620
‫کافی نیست؟

155
00:10:53,620 --> 00:10:54,250
‫متأسفانه نه.

156
00:10:54,670 --> 00:10:57,180
‫اون‌ها دست‌کم ۱۰،۰۰۰ تایی نقد ازت می‌خوان.

157
00:10:58,190 --> 00:10:59,500
‫د ـ ده‌هزارتا؟

158
00:11:00,260 --> 00:11:02,780
‫یه روسپی ارزون‌قیمت حدود ۴۰۰ سکه خرج برمی‌داره.

159
00:11:02,780 --> 00:11:08,120
‫یکی از سه شاهدخت خانه‌ی یشم؟ حداقلش، ۱۰،۰۰۰ تا نقره می‌خواد.

160
00:11:09,620 --> 00:11:10,890
‫ده‌هزارتا...

161
00:11:12,010 --> 00:11:15,390
‫می‌گم... فرض کنیم من این پولو از یه‌جایی جور کردم.

162
00:11:15,390 --> 00:11:17,820
‫فکر می‌کنی بتونم با اون مقدار بخرمش؟

163
00:11:18,160 --> 00:11:22,450
‫منظورتون اینه؛ فکر می‌کنم چه‌قدر
‫احتمال داره که دست رد به سینه‌ت بزنه؟

164
00:11:26,470 --> 00:11:28,230
‫چاره‌ای نیست گمونم.

165
00:11:29,590 --> 00:11:32,930
‫لی‌هاکو-ساما، می‌شه لباس‌هاتون رو دربیارید؟

166
00:11:34,180 --> 00:11:36,440
‫اگه دربیارم، احتمال اینکه رد بشم کم‌تر می‌شه؟

167
00:11:36,440 --> 00:11:40,970
‫یه‌چیزی که ازش مطمئنم، نوع بدنیه که پایرین نه-چان دوست داره.

168
00:11:42,200 --> 00:11:43,070
‫لخت می‌شم!

169
00:11:47,320 --> 00:11:48,810
‫شلوار هم دربیارید، لطفاً.

170
00:11:49,370 --> 00:11:50,500
‫شلوارم؟

171
00:11:50,500 --> 00:11:51,670
‫بله، شلوار.

172
00:11:52,300 --> 00:11:57,370
‫بعدش می‌شه بازوهاتون رو تا سر شونه بیارید بالا
‫و عضله‌هاتون رو سفت کنید؟

173
00:11:59,230 --> 00:12:00,280
‫این‌طوری؟

174
00:12:00,680 --> 00:12:06,950
‫پایرین نه-چان سخت‌پسند نیست، ولی یه توقعاتی هم داره.

175
00:12:06,950 --> 00:12:09,490
‫همم،‌ بدک هم نیست...

176
00:12:09,990 --> 00:12:13,120
‫بعدش، دست‌هاتون رو بیارید پایین، دوباره ژست بگیرید.

177
00:12:13,950 --> 00:12:14,890
‫این‌طوری؟

178
00:12:16,790 --> 00:12:19,590
‫مثل هر نظامی کاردرستی، اونم زیاد تمرین می‌کنه.

179
00:12:20,360 --> 00:12:22,630
‫عضله‌بندیش خوبه.

180
00:12:23,270 --> 00:12:25,310
‫شاید یه شانسی داشته باشه.

181
00:12:25,890 --> 00:12:27,390
‫بعدش...

182
00:12:27,690 --> 00:12:30,350
‫حالا، لطفاً آخرین تیکه رو هم دربیارید.

183
00:12:30,350 --> 00:12:31,100
‫باشه!

184
00:12:34,290 --> 00:12:38,390
‫شما دوتا... دارید چه غلطی می‌کنید؟

185
00:12:38,940 --> 00:12:42,120
‫درود و عرض ادب، جینشی-ساما.

186
00:12:45,990 --> 00:12:48,870
‫دقیقاً چه برنامه‌ای داشتی؟

187
00:12:48,870 --> 00:12:51,870
‫آدمای خوشگل وقتی عصبانی می‌شن خیلی ترسناکن.

188
00:12:52,350 --> 00:12:55,020
‫می‌فرمایید، چه برنامه‌ای؟

189
00:12:55,020 --> 00:12:58,560
‫خب، بابت اظهار نظرم در مورد یه موضوعی احضار شدم.

190
00:12:58,560 --> 00:13:01,160
‫چرا اون مرتیکه اون‌طوری لخت شده بود؟

191
00:13:01,160 --> 00:13:03,010
‫هیچ داستان خارج از شرعی در جریان نبود.

192
00:13:03,290 --> 00:13:04,930
‫فقط داشتم قشنگ بررسیش می‌کردم.

193
00:13:07,130 --> 00:13:10,750
‫قشنگ بررسیش می‌کردی؟

194
00:13:10,750 --> 00:13:13,080
‫بله، فقط نگاه می‌کردم.

195
00:13:13,080 --> 00:13:14,390
‫بابت چی؟

196
00:13:14,390 --> 00:13:16,480
‫می‌فرمایید، بابت چی؟

197
00:13:16,820 --> 00:13:18,980
‫تا ببینم بدنش به‌اندازه‌ی کافی خوب هست یا نه.

198
00:13:18,980 --> 00:13:21,360
‫چه راهی بهتر از اینکه خودم بررسیش کنم وجود داره؟

199
00:13:21,630 --> 00:13:23,530
‫گفتی که ببینی بدنش «به‌اندازه‌ی کافی خوبه»؟

200
00:13:23,990 --> 00:13:28,050
‫بله. ظاهر تنها بخشی از چیزیه که یه شخص رو تعریف می‌کنه،

201
00:13:28,050 --> 00:13:30,530
‫اما مناسبِ ذائقه‌ی یه شخص بودن خودش همیشه یه مزیته.

202
00:13:30,530 --> 00:13:34,530
‫می‌خواستم آخرین نگاهم به بخش‌های مهمش بندازم...

203
00:13:34,530 --> 00:13:38,360
‫برای اینکه تشخیص بدم چطور به دل نه-چان می‌شینه، ولی...

204
00:13:41,540 --> 00:13:46,260
‫خب، نظرت در مورد ظاهر اون مرد چیه؟

205
00:13:46,820 --> 00:13:49,780
‫بدن‌شون تناسب خیلی خوبی داشت.

206
00:13:49,780 --> 00:13:54,200
‫به‌نظر می‌رسه آدم سخت‌کوشی باشه که با پشت‌کار تمرین می‌کنه.

207
00:13:54,200 --> 00:13:57,770
‫حدس می‌زنم حتی در مقایسه با
‫سایر مردهای نظامی هم جنگجوی ماهری باشه.

208
00:13:58,750 --> 00:14:02,770
‫فقط از روی هیکل یه نفر می‌تونی از شخصیتش سر در بیاری؟

209
00:14:03,950 --> 00:14:07,740
‫ظاهر یه نفر به‌طور خیلی دقیقی منعکس‌کننده‌ی
‫روتین روزانه‌ی اون فرده.

210
00:14:07,740 --> 00:14:12,030
‫به عنوان یه داروساز، کم پیش نمیاد مشتری‌هایی به
‫ تورمون بخورن که زیاد در مورد خودشون بهمون نمی‌گن.

211
00:14:12,300 --> 00:14:14,070
‫پس کار ایجاب می‌کنه تا یاد بگیرم.

212
00:14:15,060 --> 00:14:18,370
‫می‌تونی از روی هیکل منم بگی؟

213
00:14:18,720 --> 00:14:19,330
‫ها؟

214
00:14:19,810 --> 00:14:23,570
‫وایسا ببینم، الان به لی‌هاکو-ساما حسودیش شده؟

215
00:14:23,570 --> 00:14:25,550
‫این پسره رسماً تو کت نروـه.

216
00:14:26,590 --> 00:14:29,800
‫فقط می‌خواد پُز خوشگلیشو بده ـده ـده...

217
00:14:30,450 --> 00:14:33,210
‫خودم می‌دونم که بدن زیبایی داره.

218
00:14:33,210 --> 00:14:36,180
‫یه‌کم جاخوردم که چطور انقدر ورزیده‌ست.

219
00:14:36,870 --> 00:14:37,680
‫اما...

220
00:14:38,300 --> 00:14:42,310
‫جینشی-ساما دلیلی نداره بخوایم از بدن شما چیزی بفهمیم.

221
00:14:43,970 --> 00:14:49,410
‫متأسفانه فکر نمی‌کنم شما زیاد با خواهر من کنار بیاین جینشی-ساما.

222
00:14:49,410 --> 00:14:50,160
‫ها؟!

223
00:14:53,470 --> 00:14:57,790
‫اینطوری که من دارم وقت هدر می‌دم، ممکنه پایرین رو بدن بره.

224
00:14:58,230 --> 00:15:02,590
‫ولی هنوز کاری از من... بر نمیاد.

225
00:15:06,360 --> 00:15:07,780
‫پایرین...

226
00:15:10,070 --> 00:15:11,090
‫هوممم؟

227
00:15:14,290 --> 00:15:16,260
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

228
00:15:16,820 --> 00:15:19,340
اشتباه نکنم جینشی بود دیگه؟

229
00:15:19,340 --> 00:15:22,420
‫می‌گن سوگلی امپراتوره...

230
00:15:23,160 --> 00:15:26,110
‫ممنون که اون روز از ملازم من پذیرایی کردی.

231
00:15:26,730 --> 00:15:29,230
‫نه... قابلی نداشت...

232
00:15:29,230 --> 00:15:33,070
‫شنیدم در حال حاضر به لحاظ عاطفی دنبال شخصی هستی.

233
00:15:34,990 --> 00:15:37,930
نکنه اون دختره دهن‌لقی کرده؟

234
00:15:38,450 --> 00:15:41,230
برای همین اینطوری واسه‌م می‌خنده؟

235
00:15:42,670 --> 00:15:49,320
‫با این سن کم، مقام بالاش و اینکه همه زیباترین آدم کل کشور صداش می‌زنن،

236
00:15:49,320 --> 00:15:52,470
‫خریدن یه روسپی براش باید یه‌طور شوخی باشه.

237
00:15:53,500 --> 00:15:55,390
‫برام مهم نیست منو دست بگیره.

238
00:15:55,940 --> 00:15:59,850
‫اما اگه به پایرین توهینی بکنه، کلاهمون می‌ره تو هم.

239
00:16:00,220 --> 00:16:02,600
‫اگه بهش توهین کنه...

240
00:16:02,600 --> 00:16:03,570
‫بیست‌هزار تا.

241
00:16:04,980 --> 00:16:08,980
‫نظرت چیه من مبلغ لازم برای خرید دختر مورد‌علاقه‌ت رو بهت بدم؟

242
00:16:12,300 --> 00:16:14,940
‫منظورتون  از این حرف چیه؟

243
00:16:14,940 --> 00:16:16,280
‫دقیقاً همینی که گفتم.

244
00:16:22,090 --> 00:16:23,830
‫ممنون از سخاوتمندیتون.

245
00:16:24,410 --> 00:16:29,390
‫ولی مشکلی نیست ناگهانی به یه افسری که
‫شناخت درستی ازش ندارین، همچین پیشنهادی بدین؟

246
00:16:29,390 --> 00:16:33,300
‫گربه‌ی من... عموماً خیلی محتاطه.

247
00:16:33,720 --> 00:16:36,030
‫ولی بازم، مایله تا تو رو راهنمایی کنه،

248
00:16:36,030 --> 00:16:42,030
‫و همچنین تو رو یه گزینه برای شریک زندگی خواهرش می‌دونه.

249
00:16:42,690 --> 00:16:48,970
‫به عبارتی، اگه گربه‌ی محتاطتون به من
‫پنجول نکشه، یعنی من قابل اعتمادم؟

250
00:16:52,530 --> 00:16:54,780
‫حرف بدی زدم؟

251
00:16:55,470 --> 00:16:59,210
‫تعریفت به گوشم خورده.

252
00:17:00,290 --> 00:17:02,540
‫تو پیشینه‌ی خانوادگی خوبی داری،

253
00:17:02,540 --> 00:17:06,290
‫ولی هنوزم باید برات سخت باشه که
‫ اینجا توی پایتخت یه افسر نظامی بشی.

254
00:17:06,860 --> 00:17:12,520
‫شنیدم رزم‌آرای تیزبینمون تو رو کشف کردن
‫و مسئولیت رهبری یه واحد رو بهت سپردن.

255
00:17:13,220 --> 00:17:13,970
‫بله.

256
00:17:14,940 --> 00:17:17,640
‫حقیقت امر اینه که مسئول قبلی واحد بازنشسته شدن...

257
00:17:17,640 --> 00:17:19,390
‫من هم صرفاً ارتقاء گرفته بودم، اما...

258
00:17:20,060 --> 00:17:24,930
‫هرکسی باشه دلش نمی‌خواد با یه افسر آینده‌دار در رابطه باشه؟

259
00:17:25,700 --> 00:17:29,710
‫ولی بازم، بیست‌هزارتا سکه‌ی نقره برای من خیلی زیاده.

260
00:17:29,710 --> 00:17:34,360
‫من فقط به نصف اون‌قدر... نه،
‫حتی یک‌چهارمش هم جوابه.

261
00:17:40,180 --> 00:17:44,460
‫خیلی خوشحالم که در مورد من چنین نظری دارین.

262
00:17:44,460 --> 00:17:47,750
‫از نظر منم پیشنهادتون خیلی وسوسه‌کننده‌ست.

263
00:17:48,200 --> 00:17:52,000
‫ولی توی این موقعیت نمی‌تونم اون نقره‌ها رو بپذیرم.

264
00:17:53,160 --> 00:17:55,950
‫برای شما، اون شاید صرفاً یه روسپی باشه،

265
00:17:56,410 --> 00:17:59,510
‫اما برای من، اون تنها زن توی کل دنیاست.

266
00:18:00,330 --> 00:18:05,020
‫اینکه بخوام با پول یه نفر دیگه زنم رو به خونه بیارم...

267
00:18:07,510 --> 00:18:09,730
‫اونوقت که دیگه نمی‌شه بهم گفت مرد.

268
00:18:14,690 --> 00:18:17,500
‫که اینطور. پس با اجازه.

269
00:18:17,500 --> 00:18:18,320
‫ها؟

270
00:18:18,320 --> 00:18:21,660
‫شاید بازم همین روزا لازم شد باهات صحبتی داشته باشم.

271
00:18:22,210 --> 00:18:23,290
‫مشکلی نداری؟

272
00:18:25,230 --> 00:18:25,870
‫بله.

273
00:18:32,130 --> 00:18:33,630
‫جینشی-ساما.

274
00:18:33,630 --> 00:18:34,460
‫بله.

275
00:18:35,210 --> 00:18:36,860
‫چیزی برای نگرانی وجود نداشت.

276
00:18:40,250 --> 00:18:42,330
‫این دیگه چه اوضاعی بود؟

277
00:18:42,890 --> 00:18:45,560
‫حالا چه گلی به‌ سر بگیرم؟

278
00:18:46,840 --> 00:18:52,350
‫گمونم باید توی رزمایش بعدی حسابی خودنمایی کنم...

279
00:18:52,990 --> 00:18:55,360
‫یا شاید باید درخواست اضافه‌کاری کنم...

280
00:18:57,220 --> 00:18:59,610
‫یا... خیلی‌خب.

281
00:19:05,490 --> 00:19:08,790
‫براش نامه می‌نویسم، حتی اگه ندونم
‫دفعه‌ی دیگه کی می‌تونم ببینمش.

282
00:19:14,750 --> 00:19:19,300
‫نمی‌تونم خواسته‌ی خودمو بهش تحمیل کنم
‫باید ببینم نظر اون چیه.

283
00:19:29,520 --> 00:19:31,690
‫برام مهم نیست جوابش کاملاً دیپلماتیک باشه.

284
00:19:31,690 --> 00:19:34,520
‫باور کردن حرفاش کمک می‌کنه بتونم روزامو بگذرونم.

285
00:20:00,180 --> 00:20:03,830
‫فقط باید از راهی که بهش باور دارم برم دنبالش.

286
00:20:07,110 --> 00:20:11,880
‫«ننه هرچی می‌خواد بگه. من هنوز از دور بیرون نیفتادم...

287
00:20:12,280 --> 00:20:17,520
‫به‌علاوه، هنوز منتظرم شاهزاده‌م بیاد دنبالم.»

288
00:20:18,450 --> 00:20:20,780
‫آره، منم همین فکرو می‌کردم.

289
00:20:20,780 --> 00:20:26,380
‫اگه پایرین نه-چان دوستش داشته باشه،
‫به ده هزار تا نقره نیازی نداره.

290
00:20:26,380 --> 00:20:28,020
‫بقیه‌ش دیگه فقط شانسه.

291
00:20:30,420 --> 00:20:33,520
‫«گمونم وقتی همون مرده برای خریدن یه نفر اومده بود،

292
00:20:33,520 --> 00:20:35,960
‫یکی از دخترای خدمتکار اشتباه برداشت کرده.»

293
00:20:44,370 --> 00:20:45,650
‫اون مرد.

294
00:20:48,660 --> 00:20:49,810
‫لاکان-ساما.

295
00:20:50,570 --> 00:20:52,310
‫بالأخره پیداتون کردم.

296
00:20:52,940 --> 00:20:55,710
‫لاکان-ساما، جلسه داره شروع می‌شه.

297
00:20:56,520 --> 00:20:57,810
‫رز آبی.

298
00:20:59,370 --> 00:21:00,320
‫چی گفتین؟

299
00:21:05,000 --> 00:21:15,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

300
00:22:34,990 --> 00:22:50,010
‫پیش‌نمایش قسمت بعد

301
00:22:46,630 --> 00:22:50,010
قسمت

302
00:22:46,630 --> 00:22:50,010
‫‫قسمت

303
00:22:46,630 --> 00:22:50,010
22

304
00:22:46,630 --> 00:22:50,010
22

305
00:22:46,630 --> 00:22:50,010
رز آبــــــی

306
00:22:46,630 --> 00:22:50,010
رز آبــــــی

307
00:22:46,800 --> 00:22:49,130
‫قسمت بعدی: «رز آبی»
