1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:35,360 --> 00:01:38,360
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

3
00:01:37,560 --> 00:01:39,490
‫عود چوب صندل...

4
00:01:40,510 --> 00:01:42,980
‫اتاق خواب جینشی-ساما...

5
00:01:43,410 --> 00:01:45,730
‫چطوری از اینجا سر درآوردم...؟

6
00:01:53,090 --> 00:01:55,510
‫عه‌وا، بیدار شدی.

7
00:01:57,580 --> 00:01:59,160
‫به خودت فشار نیار.

8
00:01:59,160 --> 00:02:01,180
‫پونزده‌تا بخیه خوردی.

9
00:02:01,880 --> 00:02:06,640
‫جینشی-ساما آوردت اینجا، چون‌که از بهداری بهتره.

10
00:02:07,350 --> 00:02:09,100
‫خب، بفرما.

11
00:02:09,700 --> 00:02:11,370
‫خیلی ممنونم.

12
00:02:15,890 --> 00:02:19,550
‫ببخشید که تا بیدار شدی مزاحمت شدم، ولی می‌تونی لباس بپوشی؟

13
00:02:19,550 --> 00:02:21,160
‫می‌خوام که همه رو بیارم داخل.

14
00:02:22,830 --> 00:02:23,950
‫متوجه‌م.

15
00:02:24,940 --> 00:02:26,660
‫معلوم هست چه‌خبر شده؟!

16
00:02:27,310 --> 00:02:28,120
‫باسن!

17
00:02:29,790 --> 00:02:33,780
‫قسمـــت

18
00:02:29,790 --> 00:02:33,780
‫‫قسمـــت

19
00:02:29,790 --> 00:02:33,780
20

20
00:02:29,790 --> 00:02:33,780
20

21
00:02:29,790 --> 00:02:33,780
تـــــاتــــوره

22
00:02:29,790 --> 00:02:33,780
تـــــاتــــوره

23
00:02:29,890 --> 00:02:33,080
‫معلومه دیگه، جون اربابش در خطر بود.

24
00:02:33,890 --> 00:02:37,630
‫بااین‌حال، حقم این نیست که سرم داد بکشن.

25
00:02:39,930 --> 00:02:41,510
‫بابت بی‌ادبیم پوزش می‌طلبم.

26
00:02:42,140 --> 00:02:43,530
‫نگرانش نباش.

27
00:02:43,530 --> 00:02:47,610
‫خب، چطوری سر از اونجا درآوردی،

28
00:02:47,610 --> 00:02:50,360
‫و چطور خبر داشتی که ستون قراره سقوط کنه؟

29
00:02:50,360 --> 00:02:51,690
‫توضیح بده.

30
00:02:54,250 --> 00:02:55,360
‫اطاعت می‌شه.

31
00:02:56,790 --> 00:03:00,410
‫مسبب اون اتفاق چندین حادثه بودن که باهمدیگه همسو شدن.

32
00:03:00,410 --> 00:03:04,840
‫اما این‌طور به‌نظر می‌رسه که این حوادث عمداً به‌هم مرتبط شدن.

33
00:03:04,840 --> 00:03:08,600
‫از این نظر، این یه توطئه‌ست، نه یه اتفاق.

34
00:03:09,450 --> 00:03:11,900
‫اولین حادثه مربوط به مرگ کونن-ساما بود،

35
00:03:11,900 --> 00:03:15,410
‫یه مقام درباری عالی‌رتبه که سال گذشته توی هیئت تشریفات بودن.

36
00:03:18,550 --> 00:03:21,850
‫دومیش، آتیش‌سوزی توی انباره،

37
00:03:21,850 --> 00:03:24,680
‫و به سرقت رفتن تعدادی از وسایل مراسم که توی یه انبار دیگه اتفاق افتاد.

38
00:03:27,660 --> 00:03:30,640
‫و سومیش هم مدیر وسایل مربوط به مراسمات...

39
00:03:30,640 --> 00:03:33,810
‫که همون موقع‌ها به‌خاطر مسمویت غذایی مریض شدن.

40
00:03:37,400 --> 00:03:41,200
‫تمام اون‌ها عمداً توسط شخص خاصی انجام شدن؟

41
00:03:41,800 --> 00:03:42,920
‫احتمالاً.

42
00:03:43,490 --> 00:03:46,960
‫همچنین احتمالاً یه مورد مهم دیگه هم وجود داره.

43
00:03:46,960 --> 00:03:47,650
‫چیه؟

44
00:03:48,210 --> 00:03:49,910
‫وسایل مراسم که سرقت شدن.

45
00:03:50,920 --> 00:03:54,920
‫در طول مراسم، ستون بالای محراب
‫به‌وسیله‌ی سیم‌های فلزی به بالا کشیده می‌شد،

46
00:03:54,920 --> 00:03:57,510
‫و با قطعات فلزی به زمین چفت شده بود.

47
00:03:58,210 --> 00:04:00,970
‫اگه هدف این بوده که این رو به شکل یه اتفاق جلوه بدن،

48
00:04:00,970 --> 00:04:03,430
‫هدف گرفتن اون قطعات فلزی بیشتر کارساز می‌بود.

49
00:04:04,060 --> 00:04:07,510
‫اگه کسی اون‌ها رو دزدیده بود،
‫می‌تونستن صرفاً جایگزینشو بسازن!

50
00:04:07,820 --> 00:04:10,270
‫البته که جایگزینش رو ساختن.

51
00:04:11,050 --> 00:04:15,620
‫از اونجایی که اون‌ها برای مراسم استفاده شدن،
‫مطمئنم که طراحی استادانه‌ای داشتن.

52
00:04:15,620 --> 00:04:18,440
‫یه فلزکار به ذهنم می‌رسه که می‌شه چنین امری رو بهش سپرد.

53
00:04:19,160 --> 00:04:20,940
‫همون فلزکاری که فوت شد؟

54
00:04:21,430 --> 00:04:27,050
‫بله. قطعات دزدیده‌شده توسط اون فلزکار دوباره ساخته شدن.

55
00:04:28,790 --> 00:04:33,640
‫پس، اگر احیاناً اون قطعات طوری ‫ساخته
‫شده باشن که وقتی حرارت دیدن بشکنن، چی؟

56
00:04:36,580 --> 00:04:40,350
‫احمق! ناسلامتی فلزه... هیچوقت...

57
00:04:44,050 --> 00:04:48,010
‫با استفاده از فنون سری فلزکار فقید...

58
00:04:48,010 --> 00:04:51,170
‫فلز می‌تونست طوری ساخته بشه که صرفاً
‫ با نزدیک بودن به یه شومینه‌ی معلق ذوب بشه.

59
00:04:53,370 --> 00:04:56,770
‫یعنی داری می‌گی فلزکار هم بخشی از این توطئه بوده؟

60
00:04:57,140 --> 00:05:00,020
‫نه، به‌ نظرم اون هیچی نمی‌دونست.

61
00:05:00,020 --> 00:05:03,110
‫و فقط قطعات فلزی‌ رو همون‌طور که بهش گفته شد ساخته.

62
00:05:04,090 --> 00:05:09,780
‫شاید بهش گفته بودن، «لطفاً یکی از این‌ها بساز،
‫ولی از اون فلز خاص استفاده کن.»

63
00:05:10,200 --> 00:05:14,420
‫ولی اگه حین یه مراسم حادثه‌ای رخ بده، مشخصاً به فلزکار مشکوک می‌شن.

64
00:05:15,170 --> 00:05:17,260
‫اگه فلزکار قبل از حادثه حذف بشه،

65
00:05:17,260 --> 00:05:19,610
‫هم هویت ارباب‌رجوعش...

66
00:05:19,610 --> 00:05:22,170
‫و هم راز فلزی که به‌راحتی ذوب می‌شه به‌همراه اون از بین می‌رن.

67
00:05:22,460 --> 00:05:24,540
‫این برای مغز متفکر ایده‌آل‌ترین حالت بوده.

68
00:05:25,030 --> 00:05:27,010
‫یعنی کشته شده؟

69
00:05:27,690 --> 00:05:29,300
‫اینش رو نمی‌دونم.

70
00:05:30,190 --> 00:05:33,890
‫ولی احتمالش هست جنایتی باشه که شبیه یه حادثه جلوه داده شده.

71
00:05:35,060 --> 00:05:39,810
‫مشتری‌ای که از فلزکار خواسته اون قطعات رو دوباره بسازه...

72
00:05:39,810 --> 00:05:42,440
‫از فنونی که ساخت همچین فلزی رو ممکن می‌کرده خبر داشته.

73
00:05:43,500 --> 00:05:45,940
‫این تمام چیزیه که می‌تونم بگم.

74
00:05:46,680 --> 00:05:47,780
‫متوجه شدم.

75
00:05:48,440 --> 00:05:52,700
‫اینا به کنار، کی‌ فکرشو می‌کرد که جینشی-ساما توی اون مراسم باشه؟

76
00:05:53,740 --> 00:05:56,410
‫اگه اون مراسم ادامه پیدا می‌کرد...

77
00:05:58,190 --> 00:06:00,210
‫این مرتیکه کیه آخه؟

78
00:06:00,950 --> 00:06:06,490
‫اگه اون کسیه که ارزش تلاش برای قتل
‫اون‌هم با چنین نقشه‌ی پیچیده‌ای رو داره...

79
00:06:08,590 --> 00:06:11,250
‫فهمیدن حقیقت صرفاً منو تو مخمصه‌ی بزرگ‌تری میندازه.

80
00:06:17,490 --> 00:06:20,070
‫بقیه‌ش دیگه به من ربطی نداره.

81
00:06:29,710 --> 00:06:31,370
‫شائومائو.

82
00:06:31,370 --> 00:06:32,180
‫بله.

83
00:06:33,630 --> 00:06:35,020
‫مهمان داری.

84
00:06:37,880 --> 00:06:41,790
‫در مورد اون قضیه. یه بانوی درباری به اسم سوئیری یه ربطی به قضیه داشته...

85
00:06:42,280 --> 00:06:44,040
‫پس واقعاً کار سوئیری بوده.

86
00:06:44,490 --> 00:06:45,960
‫جسدش رو پیدا کردن.

87
00:06:47,820 --> 00:06:48,470
‫عـــه؟

88
00:06:51,130 --> 00:06:53,300
‫وقتی یکی از افسرهای دادگستری وارد اتاقش شد،

89
00:06:53,300 --> 00:06:55,840
‫اون از قبل سم رو خورده بود و افتاده بود روی زمین.

90
00:06:56,540 --> 00:07:00,210
‫طبیب‌ها دیگه معاینه‌ش رو تموم کردن و مرگش تأیید شد.

91
00:07:01,320 --> 00:07:02,670
‫بعدش چی شد؟

92
00:07:03,140 --> 00:07:07,190
‫فکر کنم فردا جسد، تابوت و این‌هاش رو می‌سوزونن.

93
00:07:07,480 --> 00:07:08,900
‫همدست دیگه‌ای هم بوده؟

94
00:07:09,210 --> 00:07:11,990
‫کسی نبوده. فقط سوئیری.

95
00:07:13,720 --> 00:07:17,290
‫خودش تنهایی چنین نقشه‌های پیچیده‌ای رو کشیده؟

96
00:07:17,660 --> 00:07:21,460
‫بگذریم، قضیه حل‌و‌فصل شد. فعلاً.

97
00:07:24,740 --> 00:07:26,840
‫خودش رو مسموم کرد و مرد؟

98
00:07:27,460 --> 00:07:29,840
‫یعنی واقعاً تهش همینه؟

99
00:07:29,840 --> 00:07:31,800
‫نه، از اون مهم‌تر،

100
00:07:32,590 --> 00:07:35,640
‫سوئیری از اون زنایی بود که خودشو بکشه؟

101
00:07:36,520 --> 00:07:42,170
‫چون می‌دونست هیچ آینده‌ای نداره این‌طوری با دلمردگی و بی‌تفاوتی رفتار می‌کرد؟

102
00:07:43,260 --> 00:07:46,440
‫ولی طوری که حرف می‌زد، انگاری که داشت امتحانم می‌کرد...

103
00:07:47,180 --> 00:07:49,410
‫چندوقت دیگه، اینجا یکم نیلوفرپیچ می‌کارم.

104
00:07:55,310 --> 00:07:56,920
‫داروی زنده‌کردن آدم...

105
00:08:02,710 --> 00:08:05,500
‫نمی‌تونم بسپرمش دست حدس‌و‌گمان.
‫باید حتماً ازش مطمئن بشم!

106
00:08:06,230 --> 00:08:07,340
‫جینشی-ساما!

107
00:08:08,230 --> 00:08:09,990
‫یه درخواستی ازتون دارم!

108
00:08:10,570 --> 00:08:12,010
‫چـ ـ چی شده؟

109
00:08:15,480 --> 00:08:20,050
‫می‌خواستم با دکتری که جسد سوئیری رو معاینه کرده صحبت کنم.

110
00:08:20,050 --> 00:08:21,400
‫توی سردخونه.

111
00:08:21,400 --> 00:08:23,350
‫چرا داری می‌خندی...؟

112
00:08:24,600 --> 00:08:26,270
‫باز فضولیم گل کرد.

113
00:08:33,080 --> 00:08:36,030
‫جینشی-ساما، لازم نیست شماها باهاش برید داخل...

114
00:08:36,700 --> 00:08:39,100
‫اگه داروساز می‌ره، پس منم می‌رم.

115
00:08:40,760 --> 00:08:42,110
‫اطاعت می‌شه.

116
00:08:49,810 --> 00:08:51,340
‫شائومائو، بیا اینجا.

117
00:08:52,090 --> 00:08:53,630
‫خیلی ممنونم.

118
00:08:54,780 --> 00:08:57,180
‫از اینکه معطل شدید عذرخواهی می‌کنم.

119
00:08:57,820 --> 00:09:00,390
‫می‌دونستم. کسی که جنازه رو معاینه کرد، این طبیب بود.

120
00:09:00,930 --> 00:09:04,020
‫یه بانوی دربار که به‌نظر باهاش صمیمی می‌اومد، مرده،

121
00:09:04,020 --> 00:09:06,820
‫و گذشته از اون، مظنون به چندین جنایته.

122
00:09:06,820 --> 00:09:08,270
‫جای تعجب نداره که از کت و کول افتاده.

123
00:09:08,820 --> 00:09:10,770
‫ولی واقعاً فقط همینه؟

124
00:09:11,410 --> 00:09:13,550
‫رک و پوست‌کنده می‌گم.

125
00:09:13,550 --> 00:09:17,740
‫سمی که بانوی دربار قورت داد، حاوی تاتوره بود؟

126
00:09:18,520 --> 00:09:20,040
‫خب...

127
00:09:20,040 --> 00:09:22,240
‫تپه‌ی کوچیک نزدیک طویله.

128
00:09:23,160 --> 00:09:26,110
‫اونجا تاتوره نکاشت؟

129
00:09:27,060 --> 00:09:31,730
‫یه سم قوی داره، ولی از مقدار صحیحش می‌شه
‫به‌عنوان داروی بی‌هوشی استفاده کرد.

130
00:09:32,250 --> 00:09:34,670
‫مطمئنم داروخونه یه‌عالمه ازش داره.

131
00:09:36,270 --> 00:09:39,990
‫تاتوره شبیه یه نیلوفرپیچه.

132
00:09:41,000 --> 00:09:42,600
‫نمی‌تونم با اطمینان بگم.

133
00:09:43,010 --> 00:09:47,390
‫باتوجه به علائم، احتمالش بالاست، ولی نمی‌تونم با قطعیت بگم.

134
00:09:48,270 --> 00:09:51,090
‫پس، بیاید با چشم‌های خودمون مطمئن شیم.

135
00:10:03,540 --> 00:10:05,210
‫چیـ‌ ـ چیکار داری می‌کنی؟!

136
00:10:06,180 --> 00:10:08,250
‫لطفاً دهنتونو ببندید و نگاه کنید!

137
00:10:08,250 --> 00:10:09,850
‫بـ ـ بس کن!

138
00:10:12,520 --> 00:10:13,710
‫باز شد.

139
00:10:18,450 --> 00:10:20,840
‫این سوئیری... نیست؟!

140
00:10:22,300 --> 00:10:23,850
‫چطور ممکنه...

141
00:10:25,490 --> 00:10:29,020
‫اون واقعاً... واقعاً سوئیری بود...

142
00:10:29,560 --> 00:10:31,520
‫واقعاً مطمئنید که سوئیری بود؟

143
00:10:32,110 --> 00:10:35,310
‫امکان نداره من اون رو اشتباه بگیرم.

144
00:10:37,510 --> 00:10:40,530
‫نبضش نمی‌زد. قلبش از تپش ایستاده بود.

145
00:10:41,290 --> 00:10:42,860
‫خیلی زیبا بود.

146
00:10:43,570 --> 00:10:46,450
‫پس یعنی، ازتون سوء استفاده شده.

147
00:10:47,340 --> 00:10:52,860
‫به فکرتون نرسید که جسدش رو کالبدشکافی کنید
‫تا سر دربیارید از چه سمی استفاده کرده.

148
00:10:53,770 --> 00:10:55,880
‫طبق انتظار سوئیری عمل کردید.

149
00:10:55,880 --> 00:10:57,140
‫تو!

150
00:10:57,620 --> 00:11:01,170
‫تاتوره تنها چیزی نبود که سوئیری خورد.

151
00:11:01,720 --> 00:11:04,270
‫با بررسی موجودی داروی داروخونه،

152
00:11:04,270 --> 00:11:06,550
‫باید بشه فهمید که از چی استفاده کرده.

153
00:11:07,700 --> 00:11:09,820
‫گمونم تنها چیزی که این طبیب رو می‌تونیم بابتش مقصر بدونیم،

154
00:11:09,820 --> 00:11:13,080
‫اینه که حساب دقیق داروها رو نداشت.

155
00:11:13,080 --> 00:11:14,600
‫منظورت چیه؟

156
00:11:15,670 --> 00:11:17,860
‫از اینکه جنازه اشتباهه.

157
00:11:17,860 --> 00:11:19,980
‫حتی اگه قرار بود تابوت سوزونده بشه،

158
00:11:19,980 --> 00:11:22,380
‫خیلی مشکوک می‌شد اگه خالی بود.

159
00:11:22,380 --> 00:11:27,620
‫حتماً به‌جای اون، یه جنازه‌ی دیگه رو توی یه تابوت جدید گذاشته.

160
00:11:28,050 --> 00:11:30,310
‫پس، جنازه‌ی سوئیری چی؟

161
00:11:30,720 --> 00:11:32,840
‫بیرون بردنش جلب توجه می‌کرد.

162
00:11:32,840 --> 00:11:34,890
‫لازم نیست بیرون برده شه.

163
00:11:35,320 --> 00:11:36,290
‫منظورت چیه؟

164
00:11:44,040 --> 00:11:46,430
‫با پاهای خودش بیرون رفته.

165
00:11:47,970 --> 00:11:49,640
‫ولی مگه نمرده؟!

166
00:11:50,120 --> 00:11:53,060
‫یه داروی خاص هست که فرد با خوردنش به‌نظر میاد مرده.

167
00:11:53,530 --> 00:11:54,980
‫ازش اطلاع دارید؟

168
00:11:54,980 --> 00:11:58,580
‫راجع‌ بهش شنیدم، ولی اون فقط یه چیز خیالی‌ـه.

169
00:11:58,980 --> 00:12:00,030
‫چه شکلی‌ـه؟

170
00:12:00,440 --> 00:12:03,330
‫اون دارو، که بنا به گفته‌ها در یه سرزمین دوردست وجود داره،

171
00:12:03,330 --> 00:12:07,580
‫می‌تونه یه فرد رو بکشه، و بعد احیاءش کنه.

172
00:12:08,210 --> 00:12:10,290
‫از جزئیات اطلاع ندارم،

173
00:12:10,290 --> 00:12:13,770
‫ولی شنیدم تاتوره و ماهی پفی به‌عنوان مواد اولیه‌ش به‌کار می‌رن.

174
00:12:18,090 --> 00:12:19,310
‫شائومائو؟

175
00:12:19,310 --> 00:12:23,520
‫گائوشون-ساما، می‌شه لطفاً تابوت‌های خالی رو بررسی کنید؟

176
00:12:23,520 --> 00:12:24,130
‫بله.

177
00:12:32,350 --> 00:12:33,560
‫جای ناخن.

178
00:12:34,790 --> 00:12:38,150
‫مطمئناً سوئیریِ مرده توی اون بوده.

179
00:12:38,520 --> 00:12:42,740
‫تا وقتی که ناجی‌ش برسه و بازش کنه،

180
00:12:43,100 --> 00:12:44,990
‫دوباره زنده شده بود.

181
00:12:45,700 --> 00:12:48,840
‫یه تابوت جدید با یه جنازه‌ی دیگه ترتیب دیدن تا جایگزینش کنن،

182
00:12:48,840 --> 00:12:51,650
‫بعدش یه دست‌فروش جا زدنش تا خارج شن.

183
00:12:54,590 --> 00:12:57,670
‫هچین روش خطرناکی رو به‌کار گرفتن؟

184
00:12:58,020 --> 00:13:01,080
‫اگه گیرش مینداختن، به‌هرحال اعدام می‌شد.

185
00:13:01,080 --> 00:13:03,170
‫خودمم تحت هر شرایطی این قمارو می‌کردم.

186
00:13:03,490 --> 00:13:06,410
‫نه، اگه تو بودی فرق می‌کرد...

187
00:13:06,410 --> 00:13:11,280
‫از اونجایی که هیچ جنازه‌ای اینجا نیست، سوئیری مطمئناً برنده‌ی قمار شده.

188
00:13:11,280 --> 00:13:15,890
‫اگه جنازه‌ی جایگزین هم سوزونده می‌شد که دیگه
‫براش نور علی نور می‌شد، ولی...

189
00:13:17,660 --> 00:13:19,770
‫تا من هستم، خیال واهی‌ـه.

190
00:13:21,290 --> 00:13:24,110
‫اگه هنوز زنده‌ست، دوست دارم ببینمش.

191
00:13:24,800 --> 00:13:26,620
‫نه برای اینکه دستگیرش کنم.

192
00:13:26,620 --> 00:13:29,930
‫هوشی که این امکان رو بهش داد که
‫چندین جنایت رو حادثه نشون بده.

193
00:13:29,930 --> 00:13:32,040
‫جسارتی که برای به انجام رسوندن همه‌ش داشت.

194
00:13:32,680 --> 00:13:38,500
‫مهم‌تر از همه، شهامت چشمگیری که با قمار کردن
‫سر زندگی خودش برای رودست زدن بهمون به خرج داد!

195
00:13:40,970 --> 00:13:44,920
‫اصلاً جالب نیست همچین آدمی به این زودی بمیره!

196
00:13:47,360 --> 00:13:51,680
‫دارویی برای دوباره زنده کردن آدم‌ها!
‫هرطور شده ازش می‌خوام طرز درست کردنشو یادم بده!

197
00:13:58,610 --> 00:13:59,910
‫عذر می‌خوام.

198
00:13:59,910 --> 00:14:01,100
‫چـ ـ چیه؟

199
00:14:02,340 --> 00:14:03,940
‫می‌شه دوباره پامو بخیه بزنیم؟

200
00:14:04,420 --> 00:14:06,450
‫فکر کنم زخمش باز شده.

201
00:14:06,900 --> 00:14:08,990
‫خب اینو زودتر بگو!

202
00:14:15,140 --> 00:14:16,300
‫لولان-ساما.

203
00:14:32,940 --> 00:14:36,740
‫آخرش هم... در خفا به حادثه‌ی سوئیری رسیدگی کردیم.

204
00:14:37,990 --> 00:14:42,020
‫خیلی چیزا در مورد بانوی دربار سوئیری نامشخص باقی موند.

205
00:14:42,810 --> 00:14:47,280
‫طبق گفته‌ی طبیب، پدرش توصیه‌ش رو کرده.

206
00:14:47,810 --> 00:14:52,760
‫خیلی وقت پیش متوجه استعدادش شده، و اون رو به عنوان دخترخوانده به خونه برده.

207
00:14:52,760 --> 00:14:55,080
‫چیز زیادی از گذشته‌ش قبل از اون وجود نداره.

208
00:14:56,620 --> 00:14:58,580
‫خیلی زمان می‌بره.

209
00:15:01,480 --> 00:15:04,270
‫شائومائو رو تا خونه رسوندم.

210
00:15:04,270 --> 00:15:05,700
‫ببخشید که مثل همیشه بهت زحمت می‌دم.

211
00:15:06,290 --> 00:15:09,590
‫نمی‌تونیم بذاریم دوباره زخمش رو باز کنه.

212
00:15:10,310 --> 00:15:11,050
‫بله.

213
00:15:11,810 --> 00:15:15,010
‫ولی من فقط نگران زخمش نیستم.

214
00:15:15,530 --> 00:15:18,100
‫موضوع لاکان، اون عجیب‌غریبه هم هست.

215
00:15:20,440 --> 00:15:23,210
‫واضحه که پدر مائومائوـه،

216
00:15:23,210 --> 00:15:26,520
‫ولی با توجه به رفتار داروساز، حتماً یه قضیه‌ای وجود داره.

217
00:15:30,100 --> 00:15:31,660
‫فردا کاخ اندرونیه، درسته؟

218
00:15:32,270 --> 00:15:32,980
‫بله.

219
00:15:36,440 --> 00:15:39,510
‫به‌نظر مشکلی نداره، مثل همیشه‌ست.

220
00:15:40,130 --> 00:15:42,500
‫که یعنی بدمزه‌ست.

221
00:15:46,340 --> 00:15:49,150
‫اگه دوستش ندارین، مجبور نیستین بخورینش.

222
00:15:49,150 --> 00:15:52,300
‫به عنوان یه خواجه، وظیفه‌مه.

223
00:15:52,300 --> 00:15:56,130
‫نباید بینیتون رو اونطوری توی ملاء عام بگیرین.

224
00:15:56,780 --> 00:15:58,970
‫باعث می‌شه خیلی کم‌سن به‌نظر بیاین.

225
00:15:58,970 --> 00:16:00,270
‫می‌دونم.

226
00:16:00,810 --> 00:16:05,520
‫رفتارهای زیبا، لبخند‌های بهشتی، صدایی به شیرینی عسل.

227
00:16:06,380 --> 00:16:10,540
‫«مرد بیست چهارساله»ای که پنج سال پیش وقتی کاخ اندرونی،

228
00:16:10,540 --> 00:16:12,520
‫حرمسرای امپراتور فعلی شد، خواجه شد.

229
00:16:12,830 --> 00:16:14,530
‫اون «جینشی»ـه.

230
00:16:15,140 --> 00:16:17,670
‫از روزی که تصمیم گرفتم این نقاب رو به صورت بزنم،

231
00:16:18,360 --> 00:16:22,540
‫هر روز این دارو رو برای سرکوب مردانگیم می‌خورم.

232
00:16:22,890 --> 00:16:25,250
‫اون آخرش یه روزی واقعاً عقیمتون می‌کنه.

233
00:16:28,250 --> 00:16:30,120
‫واسه خودتم همینه.

234
00:16:30,120 --> 00:16:35,340
‫بچه‌های من دیگه بزرگ شدن. اخیراً حتی دوباره نو‌ه‌دار شدم.

235
00:16:36,150 --> 00:16:38,560
‫نوه‌دار؟ از پسر بزرگت؟

236
00:16:39,090 --> 00:16:44,010
‫بله. پسر کوچیکم هم آماده‌ی ازدواجه، اما...

237
00:16:44,010 --> 00:16:47,400
‫کوچیک، منظورت باسنه؟ اون که فقط نوزده سالشه.

238
00:16:48,090 --> 00:16:52,570
‫بلـــه، مثل شما... نوزده‌سالشه.

239
00:16:53,790 --> 00:16:56,250
‫«جینشیِ خواجه» بیست‌وچهار سالشه.

240
00:16:58,370 --> 00:17:03,750
‫نگاهت داره بهم می‌گه هرچه زودتر یه زن ‫پیدا کنم و به این کار خاتمه بدم.

241
00:17:04,430 --> 00:17:06,650
‫دوست دارم وقت برای نوه‌هام هم داشته باشم.

242
00:17:07,740 --> 00:17:08,950
‫همه‌ی تلاشمو می‌کنم.

243
00:17:22,540 --> 00:17:25,270
‫روز بخیر، جینشی-ساما.

244
00:17:25,270 --> 00:17:28,020
‫باز هم لبا‌س‌های جذاب به تن دارین.

245
00:17:28,940 --> 00:17:30,520
‫ممنون.

246
00:17:31,350 --> 00:17:32,050
‫جینشی-ساما...

247
00:17:32,050 --> 00:17:34,960
‫امپراتور اغلب به همنشین لولان سر می‌زنن،

248
00:17:34,960 --> 00:17:37,070
‫اما گویا، زیاد ازش خوششون نمیاد.

249
00:17:37,770 --> 00:17:42,490
‫همنشین لولان خیلی مطابق مد لباس می‌پوشه،
‫و مدل موها و آرایشش رو تغییر می‌ده.

250
00:17:42,950 --> 00:17:47,360
‫گویا، هردفعه که می‌بیننش، تشخیصش نمی‌دن و گیج می‌شن.

251
00:17:48,340 --> 00:17:51,750
‫ولی بازم، هر ده روز یک‌بار به ملاقاتش می‌رن.

252
00:17:52,390 --> 00:17:55,690
‫پدر همنشین لولان یک مقام رسمی عالی‌رتبه‌ست...

253
00:17:55,690 --> 00:17:57,560
‫که از افراد مورد علاقه‌ی ملکه‌ی مادر پیشین بوده.

254
00:17:57,560 --> 00:18:00,010
‫باید در مقابلش محتاط باشن.

255
00:18:02,130 --> 00:18:05,180
‫در خصوص مورد علاقه نبودن، همنشین لیشو هم به همین سرنوشت دچاره.

256
00:18:05,860 --> 00:18:09,630
‫امپراتور فعلی علاقه‌ی پدر خودشون به
‫دختر‌های جوون رو نکوهش می‌کنن.

257
00:18:10,040 --> 00:18:12,370
‫هیچ قصدی در خصوص اینکه با همنشین لیشو نزدیکی داشته باشن، ندارن!

258
00:18:13,180 --> 00:18:14,560
‫ملکه‌ی مادر که وقتی صرفاً...

259
00:18:14,560 --> 00:18:16,670
‫یه دختر کوچیک بودن امپراتور فعلی رو به دنیا آوردن،

260
00:18:16,670 --> 00:18:20,350
‫ده و اندی سال بعد یه بچه‌ی دیگه هم به دنیا آوردن.

261
00:18:21,490 --> 00:18:25,020
‫اون‌موقع، طبیب تمام وقتش رو صرف ملکه‌ی مادر کرد،

262
00:18:25,690 --> 00:18:28,830
‫پس زایمان بدون هیچ مشکلی پیش رفت.

263
00:18:29,220 --> 00:18:35,930
‫هرچند، همنشین آدوئو که تقریباً توی همون موقع وضع حمل کرد،

264
00:18:35,930 --> 00:18:39,240
‫توجه لازم رو نگرفت، و در نهایت رحمش رو از دست داد.

265
00:18:39,240 --> 00:18:43,070
‫فرزند اول امپراتور هم چندوقت بعد گم شد.

266
00:18:44,290 --> 00:18:47,470
‫اگه اون بچه الان زنده می‌بود...

267
00:18:49,900 --> 00:18:51,530
‫نه، این فقط یه فکر بی‌خوده.

268
00:18:55,220 --> 00:18:59,150
‫باید هرچه زودتر برای یه خودش یه شاهزاده بیاره.

269
00:19:00,300 --> 00:19:02,490
‫اوه، اومدی.

270
00:19:03,050 --> 00:19:05,690
‫به‌نظر خسته میاین.

271
00:19:05,690 --> 00:19:08,750
‫خب خب، شماها برگردین سر کارتون.

272
00:19:08,750 --> 00:19:10,480
‫بـ ـ بله.

273
00:19:11,720 --> 00:19:12,940
‫راستش...

274
00:19:17,370 --> 00:19:18,760
‫کاخ اندرونی؟

275
00:19:18,760 --> 00:19:22,800
‫بله. عادت ماهیانه‌ی همنشین گیوکویو به تعویق افتاده.

276
00:19:23,250 --> 00:19:27,660
‫عادت ماهیانه، پس یعنی احتمال داره باردار باشن.

277
00:19:28,470 --> 00:19:29,980
‫از کی؟

278
00:19:30,410 --> 00:19:31,980
‫می‌تونی از امروز شروع کنی؟

279
00:19:32,280 --> 00:19:33,240
‫بله.

280
00:19:33,240 --> 00:19:34,170
‫روت حساب می‌کنم.

281
00:19:36,730 --> 00:19:38,780
‫فرصت خوبیه برام.

282
00:19:38,780 --> 00:19:41,320
‫مردا اجازه‌ی ورود به کاخ اندرونی رو ندارن.

283
00:19:41,320 --> 00:19:45,410
‫اینطوری دیگه با اون یارو اسمشو نبر روبه‌رو نمی‌شم.

284
00:19:46,540 --> 00:19:49,750
‫الان یعنی جینشی-ساما هوامو داره؟

285
00:19:49,750 --> 00:19:53,020
‫به هر حال، بازم می‌ریم سم امتحان کنیم.

286
00:19:53,470 --> 00:19:55,710
‫اوه، کیفت کوکه انگار.

287
00:19:55,710 --> 00:19:58,260
‫ها؟ نه راستش.

288
00:19:58,260 --> 00:20:03,850
‫چقدر حیف. خیال کردم بالأخره یه آدم دل به کار بده گیرم اومده.

289
00:20:03,850 --> 00:20:04,950
‫نـــه؟

290
00:20:08,440 --> 00:20:12,810
‫زندگی توی کاخ اندرونی مثل سری قبلیه،

291
00:20:12,810 --> 00:20:15,100
‫هر روز مزه کردن سم.

292
00:20:15,830 --> 00:20:17,190
‫مشکلی نداره.

293
00:20:17,570 --> 00:20:21,500
‫جدای اینکه عادت ماهیانه‌ش قطع شده، هیچ علائم قطعی دیگه‌ای وجود نداره.

294
00:20:25,190 --> 00:20:27,490
‫موقعی که درگیر اتفاقات با همنشین آدوئو بودم هم این فکر به ذهنم رسید،

295
00:20:27,790 --> 00:20:30,740
‫ولی گویا فقط یه مرد میان‌سال شهوت‌ران نیست.

296
00:20:34,970 --> 00:20:38,750
‫با رفتن همنشین آدوئو به عنوان یه مشاور معتمد،

297
00:20:39,090 --> 00:20:45,260
‫و جایگزین شدین ایشون با دختر دمدمی مزاجی که توی امور سیاسی دخالت داره،

298
00:20:45,550 --> 00:20:49,750
‫کسی که نمی‌تونه نادیده‌ش بگیره، اما اگر فرزندی بیاره باعث دردسر می‌شه...

299
00:20:50,550 --> 00:20:52,780
‫فکر کردن به‌ همه‌ی اینا باعث سردرده.

300
00:20:54,290 --> 00:20:55,810
‫هی هی شنیدی؟

301
00:20:56,090 --> 00:20:58,190
‫چی؟ یکی از سه شاهدخت؟

302
00:20:58,190 --> 00:21:00,730
‫آره! داره فروخته می‌شه!

303
00:21:01,510 --> 00:21:03,980
‫فروخته... می‌شه؟

304
00:21:04,000 --> 00:21:14,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

305
00:22:34,950 --> 00:22:49,970
‫پیش‌نمایش قسمت بعد

306
00:22:46,300 --> 00:22:49,170
‫قسمت بعدی «چگونگی خرید یک قرارداد».

307
00:22:46,590 --> 00:22:49,970
قسمت

308
00:22:46,590 --> 00:22:49,970
‫‫قسمت

309
00:22:46,590 --> 00:22:49,970
21

310
00:22:46,590 --> 00:22:49,970
21

311
00:22:46,590 --> 00:22:49,970
چگونگی خرید یک قرارداد

312
00:22:46,590 --> 00:22:49,970
چگونگی خرید یک قرارداد

313
00:22:51,970 --> 00:22:53,970
