WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:31.720 --> 01:34.500
‫ضمناً، درخصوص برنامه‌ی امروز،

01:33.360 --> 01:36.360
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

01:34.500 --> 01:36.570
‫بعد‌ازظهر یه مراسم احضار روح برگزار می‌شه.

01:37.610 --> 01:38.440
‫آره...

01:45.500 --> 01:49.280
‫گمونم بدونم چی فکرتون رو مشغول کرده.

01:49.280 --> 01:51.530
‫ولی لطفاً، کارو فراموش نکنید.

01:52.820 --> 01:54.340
‫می‌دونم.

01:55.380 --> 01:59.390
‫قسمـــت

01:55.380 --> 01:59.390
‫‫قسمـــت

01:55.380 --> 01:59.390
۱9

01:55.380 --> 01:59.390
شــانــس یــا چیزی بیشتر

02:00.120 --> 02:02.600
‫لی‌هاکو-ساما، چیزی شده؟

02:03.070 --> 02:04.660
‫یه مشکلی پیش اومده.

02:05.220 --> 02:07.060
‫مشکل؟

02:07.430 --> 02:10.500
‫اون آتش‌سوزی توی انبار رو یادته؟

02:10.500 --> 02:11.150
‫آه.

02:11.150 --> 02:15.380
‫از قرار معلوم، یه دزد همون روز به یه انبار دیگه دستبرد زده.

02:16.430 --> 02:19.820
‫مطمئنم سعی داشته از بلبلشوی اون‌موقع سوءاستفاده کنه.

02:20.120 --> 02:24.070
‫یه سرقت. چی دزدیده شده؟

02:27.130 --> 02:29.810
‫ظاهراً چیزی نیست که بشه توی ملاء عام درموردش حرف زد.

02:29.810 --> 02:30.590
‫دزدکی.

02:35.430 --> 02:39.680
‫وسایل مراسم. و نه فقط یکی.

02:39.680 --> 02:42.090
‫یعنی انقدر با بی‌دقتی ازشون نگه‌داری می‌شد؟

02:42.340 --> 02:44.930
‫خب، منم درست نمی‌دونم.

02:45.400 --> 02:48.480
‫الان هیچ مدیر کاربلدی نیست.

02:48.480 --> 02:50.850
‫آخری سال پیش فوت کرد.

02:50.850 --> 02:54.750
‫مدیر فعلی چی؟ اصول اولیه رو که دیگه باید بدونه، نه؟

02:54.750 --> 02:58.860
‫خب، به تازگی دچار مسمومیت غذایی شده.

02:59.170 --> 03:00.500
‫مسمومیت غذایی؟

03:01.000 --> 03:05.090
‫جلبک دریایی مورد‌علاقه‌ش بیمارش کرده و از اون‌موقع بیدار نشده.

03:05.090 --> 03:09.300
‫نمی‌تونه برگرده سر کارش. گرفتار شدیم بخدا.

03:09.300 --> 03:11.560
‫قبلاً این رو کجا شنیدم؟

03:12.050 --> 03:16.130
‫احیاناً همون مقام عالی‌رتبه‌ای نیست که از غذاهای کمیاب خوشش می‌اومد؟

03:16.530 --> 03:17.910
‫از کجا فهمیدی؟

03:18.350 --> 03:19.840
‫قضیه‌ش مفصله.

03:20.540 --> 03:23.210
‫دزدی همزمان با آتش‌سوزی.

03:23.620 --> 03:27.380
‫مدیر انبار به‌علت مسمومیت غذایی پیداش نیست.

03:28.140 --> 03:30.180
‫انقدر مشکوکه که احتمالش کمه تصادفی باشه.

03:31.140 --> 03:34.860
‫مدیری که سال پیش فوت کرد کی بود؟

03:35.210 --> 03:40.330
‫هوم. یادمه به زیادی قانون‌مدار بودنش معروف بود.

03:40.330 --> 03:45.280
‫اسمشو فراموش کردم. یادمه از شیرینی‌جات خوشش می‌اومد،‌ ولی...

03:45.940 --> 03:49.450
‫نکنه کونن-ساما بودن؟

03:49.450 --> 03:54.620
‫آه،‌ آره خودشه! هوی، تو از کجا می‌دونی؟

03:54.620 --> 03:56.000
‫قضیه‌ش مفصله.

03:56.840 --> 04:01.580
‫جینشی-ساما بهم درمورد مقام عالی‌رتبه‌ی سخت‌گیری که
‫به شیرین‌جات علاقه داشت، گفته.

04:01.580 --> 04:03.970
‫مردی که به‌خاطر مصرف بیش از حد نمک مرده.

04:04.630 --> 04:07.700
‫این‌ها همه تصادفی‌ان؟

04:07.700 --> 04:10.060
‫تک تک نگاه‌کنی به‌نظر یه حادثه میان،

04:10.060 --> 04:15.190
‫ولی اگه همه‌‌شون به‌منظور دستیابی به یه هدف خاصی صورت گرفته باشن...

04:15.660 --> 04:18.340
‫خب، چه کمکی از دست من برمیاد؟

04:18.340 --> 04:20.260
‫خودشه! اصل مطلب همینه.

04:20.260 --> 04:22.650
‫این رو یادته؟ قبلاً بهم دادیش.

04:23.550 --> 04:25.420
‫آه، از آتش‌سوزی.

04:25.780 --> 04:29.980
‫خواستم پسش بدم،‌ ولی صاحبش قبول نکرد.

04:29.980 --> 04:31.040
‫گفت دیگه نمی‌خوادش.

04:31.580 --> 04:35.800
‫به‌نظر خیلی گرون‌قیمت میاد. حدس می‌زدم مهم باشه.

04:35.800 --> 04:39.220
‫ظاهراً، این رو یه بانوی دربار بهش داده بوده.

04:39.220 --> 04:40.800
‫بانوی دربار؟

04:40.800 --> 04:42.850
‫به نظر تو هم مشکوکه؟

04:42.850 --> 04:46.150
‫چرا باید این رو به یه نگهبان انبار که هیچ شناختی ازش نداره بده؟

04:48.420 --> 04:52.640
‫مثل اینکه، نگهبانه بانوی دربار رو تا بیرون کاخ همراهی کرده،

04:52.920 --> 04:55.550
‫چون داشته تنهایی توی تاریکی قدم می‌زده.

04:56.130 --> 04:59.690
‫اون هم این چپق رو به نشانه قدردانی بهش داده.

04:59.990 --> 05:05.200
‫به‌دست آوردن همچین وسیله‌ی گرون‌قیمتی
‫ممکنه ترغیبش کنه که فوراً ازش استفاده کنه.

05:06.140 --> 05:09.080
‫ایجاد آتش برای پرت کردن حواس نگهبان‌ها،

05:09.080 --> 05:11.240
‫و دستبرد زدن به یه انبار دیگه.

05:11.240 --> 05:16.110
‫اگه بانوی دربار با یه هدفی اون چپق رو به نگهبان داده باشه...

05:17.030 --> 05:19.420
‫لی‌هاکو-ساما، درخصوص اون بانوی دربار...

05:19.420 --> 05:22.430
‫آره، سعی کردم مشخصاتشو پیدا کنم.

05:22.850 --> 05:25.880
‫ولی ظاهراً، شالی روی سرش انداخته بوده که صورتش رو بپوشونه.

05:26.530 --> 05:30.900
‫شاید عمداً صورتشو پوشونده بوده.

05:30.900 --> 05:31.890
‫آره.

05:31.890 --> 05:37.210
‫ولی «به‌عنوان یه خانوم قدش بلندتر از متوسط بود و بوی دارو می‌داد.»

05:38.510 --> 05:42.160
‫با توجه به قدش می‌دونم تو نیستی.

05:42.160 --> 05:43.660
‫کس دیگه‌ای به ذهنت می‌رسه؟

05:45.230 --> 05:49.110
‫یه بانوی دربار قد بلند که بوی دارو می‌ده...

05:50.330 --> 05:52.700
‫نباید براساس حدس‌وگمان نظر بدی.

05:54.350 --> 05:59.580
‫اتفاقات عجیب دیگه‌ای هم غیر از اینایی که گفتیم، بوده؟

06:00.100 --> 06:03.340
‫آه. چی بگم والا...

06:03.890 --> 06:06.490
‫به‌نظرت می‌شه از این‌ها یه نتیجه‌ای گرفت؟

06:06.490 --> 06:08.590
‫ممکنه بشه.

06:09.260 --> 06:11.530
‫یا ممکنه نشه.

06:11.530 --> 06:12.760
‫بالأخره کدوم؟

06:15.770 --> 06:18.940
‫دو اتفاق اغلب اوقات می‌تونن همزمان رخ بدن.

06:19.750 --> 06:22.250
‫سه‌تا هم زیاد بعید نیست.

06:23.250 --> 06:25.940
‫ولی وقتی بیشتر از سه‌تا باشه...

06:26.270 --> 06:28.550
‫و عمدی بودن‌شون مشخص بشه...

06:29.450 --> 06:34.450
‫اگه یکی با مشخصات بانوی دربار قد بلند اینجای کار قرار داشته باشه، چی؟

06:36.590 --> 06:41.710
‫این‌طوری، حتی اگه اسم سوئیری مطرح بشه، هیچ دخلی به من نداره.

06:43.070 --> 06:47.400
‫که این‌طور، بهت نمی‌خوره انقدر باهوش باشی!

06:48.330 --> 06:53.690
‫لی‌هاکو-ساما، برعکس به شما می‌خورد که دستتون
‫انقدر سنگین باشه، پس لطفاً باهام ملایم‌تر رفتار کنین.

06:56.720 --> 06:58.600
‫انگاری داره بهتون خوش می‌گذره.

06:59.800 --> 07:01.850
‫انگاری داره بهتون خوش می‌گذره.

07:02.890 --> 07:05.110
‫خوش‌گذرونی کجای کار بود.

07:05.720 --> 07:07.590
‫خب دیگه، من رفع زحمت می‌کنم!

07:11.820 --> 07:14.960
‫به‌نظر خیلی با اون افسر صمیمی میای.

07:14.960 --> 07:15.910
‫جدی؟

07:16.260 --> 07:21.000
‫صرفاً اومده بود باهام درمورد نگرانی‌هایی که داشت، حرف بزنه.

07:22.370 --> 07:26.930
‫نمی‌تونم با اطمینان بگم که این به جینشی-ساما مربوط نمی‌شه.

07:29.220 --> 07:32.050
‫می‌تونم جزئیات ماجرا رو خدمتتون توضیح بدم؟

07:34.620 --> 07:37.140
‫به چه طرز عجیبی باهم ارتباط دارن.

07:37.140 --> 07:38.060
‫بله.

07:38.550 --> 07:40.770
‫خب، به‌نظرت پشت این جریانات چیه؟

07:41.080 --> 07:42.400
‫نمی‌دونم.

07:42.400 --> 07:45.260
‫هیچ‌کدوم از اون وقایع قطعی نبوده.

07:45.260 --> 07:50.530
‫بیشتر انگار یه تعداد نقشه پیاده شده،
‫به امید اینکه چندتاشون جواب بده.

07:50.780 --> 07:54.410
‫در اون صورت، به‌نظرت نقشه‌های دیگه‌ای هم هست؟

07:54.870 --> 07:57.250
‫نمی‌تونم با قطعیت بگم.

07:57.250 --> 08:01.570
‫تشخیص اینکه کدوم‌هاشون بر حسب اتفاقن و ‫کدوم‌هاشون بر حسب نقشه، سخته.

08:01.570 --> 08:05.550
‫بازم احتمالش هست که همه‌ی این وقایع تصادفی باشن.

08:09.410 --> 08:10.630
‫هیجان‌زده نیستی؟

08:11.290 --> 08:12.330
‫هیجان‌زده؟

08:15.510 --> 08:20.140
‫من صرفاً یه خدمتکارم. فقط کاری که بهم گفته شده رو انجام می‌دم.

08:20.140 --> 08:21.710
‫هوم.

08:23.430 --> 08:25.150
‫پس، این چطوره؟

08:26.360 --> 08:30.110
‫اون روز، با یه تاجر ملاقات کردم.

08:30.410 --> 08:33.020
‫گفت توی انبار یه محصول جالب داره.

08:35.110 --> 08:37.740
پادزهر گاو

08:35.490 --> 08:37.740
‫اسمش اینه.

08:38.900 --> 08:41.660
‫پادزهر گاو، یه سنگ کیسه‌ صفرای دارویی از یه گاو!

08:41.660 --> 08:45.540
‫اعلاترین دارویی که توی گاوهای انگشت‌شماری پیدا می‌شه!

08:45.540 --> 08:48.250
‫نکنه می‌خواید اون رو به من بدید؟!

08:48.250 --> 08:49.090
‫واقعاً؟!

08:48.250 --> 08:49.090
پادزهر گاو

08:49.090 --> 08:50.550
‫بهتره که دروغ نگفته باشید!

08:49.090 --> 08:50.550
پادزهر گاو

08:53.830 --> 08:54.680
‫می‌خوایش؟

08:54.680 --> 08:55.700
‫می‌خوام!

08:55.700 --> 08:56.930
‫شائومائو.

09:03.960 --> 09:05.020
‫عذر می‌خوام.

09:06.130 --> 09:08.110
‫مثل اینکه الان هیجان‌زده شدی.

09:08.110 --> 09:10.070
‫واقعاً این رو بهم می‌دید؟

09:08.110 --> 09:10.070
پادزهر گاو

09:10.530 --> 09:14.060
‫بستگی داره چه‌قدر کارت رو خوب انجام بدی. بهت خبر می‌دم.

09:14.060 --> 09:15.070
‫اطاعت می‌شه.

09:16.170 --> 09:18.070
‫جینشی-ساما، امر، امرِ شماست!

09:18.070 --> 09:21.320
‫اینم از این گائوشون، ترتیبش رو بده!

09:26.840 --> 09:28.920
‫این حادثه مربوط به اون روزه.

09:29.230 --> 09:32.800
‫افسری که مسمومیت غذایی پیدا کرد جز‌ء هیئت تشریفات بود.

09:33.570 --> 09:38.670
‫باز یادم رفت، هیئت تشریفات کدوم یکی‌شون بود؟
‫اونایی که مربوط به تحصیل و امور خارجه بودن...؟

09:40.660 --> 09:44.140
‫اگه درس‌هامو برای آزمون بانوان درباری درست خونده بودم...

09:44.140 --> 09:46.060
‫این‌ها رو می‌ذارم اینجا.

09:47.640 --> 09:49.070
‫خیلی ممنونم.

09:49.070 --> 09:53.390
‫مشکلی نیست. هر سؤالی داشتی تعارف نکن و با خیال راحت ازم بپرس.

09:53.390 --> 09:56.120
‫می‌گم، این واحد کارش چیه؟

09:56.120 --> 09:57.030
‫هـا؟

09:58.260 --> 10:00.820
‫امور تشریفات و مراسم‌ها رو انجام می‌دن.

10:01.300 --> 10:02.930
‫مراسم‌ها؟

10:06.670 --> 10:08.580
‫چیزی دارید که بشه باهاش نوشت؟

10:08.580 --> 10:10.000
‫عــا؟ آ ـ آره.

10:10.460 --> 10:12.750
‫مراسم‌ها، مراسم‌ها...

10:13.340 --> 10:18.090
‫مقام رسمی مسموم‌شده و کونن-ساما، هردوشون با مراسم‌ها در ارتباط بودن.

10:18.090 --> 10:23.220
‫و... اگه حادثه‌ی اون چپق یه راهی برای کمک
‫به دزدیدن وسایل مربوط به مراسم بوده باشه...

10:24.090 --> 10:27.490
‫این اتفاقات، که به شکل تصادف جلوه‌شون دادن باید باهم جور شن...

10:27.490 --> 10:29.980
‫تا یه‌جایی، یه حادثه‌ی عامدانه رو شکل بدن.

10:30.390 --> 10:34.650
‫اگه یکی این‌قدر به خودش زحمت داده،
‫تا بره وسایل مربوط به مراسم رو بدزده،

10:34.650 --> 10:37.140
‫حتماً باید مراسم خیلی مهمی باشه.

10:38.200 --> 10:40.070
‫به احتمال زیاد، میان‌رتبه یا بالاتر.

10:40.070 --> 10:43.710
‫باید بفهمم تمام این مراسم‌ها چه موقع برگزار می‌شن.

10:44.670 --> 10:48.760
‫حالا که فکرشو می‌کنم، جینشی-ساما هم گاهی اوقات خودشو تطهیر می‌کرد.

10:48.760 --> 10:52.740
‫اگه به مراسم‌ها علاقه داری، اینجا چیز خوبی داریم.

10:56.930 --> 10:59.530
‫این یه تصویر از ساختمان تشریفاته؟

10:59.530 --> 11:04.170
‫آره. توی انتهای غربی کاخ اصلیه و بهش می‌گن محراب آسمان یاقوتی کبود.

11:04.170 --> 11:06.180
‫طراحی خیلی جالبی داره، نه؟

11:07.480 --> 11:10.470
‫یه ستون بزرگ داره که از سقف آویزونه.

11:12.260 --> 11:15.730
‫بیرق‌هایی دارن که از بالای محراب مرکزی آویزون هستن.

11:16.190 --> 11:20.150
‫اون‌ها هربار ستون رو میارن پایین تا متون جشن رو اضافه کنن.

11:20.990 --> 11:22.900
‫خیلی کاربلدید.

11:22.900 --> 11:26.440
‫آره. روم نمی‌شه بگم، ولی قبل از اینکه به بخش بایگانی منتقل بشم،

11:26.440 --> 11:29.250
‫توی هیئت تشریفات مشغول انجام امور مهم‌تری بودم.

11:29.950 --> 11:34.190
‫یه‌بار تو روی مافوقم ایستادم و بعدش به این سمت تنزل پیدا کردم.

11:35.560 --> 11:40.830
‫قبلاً در مورد استحکام ساختش نگران بودم،
‫ولی خوشحالم که می‌بینم وضعش خوبه.

11:40.830 --> 11:42.220
‫در مورد چی حرف می‌زنید؟

11:42.910 --> 11:46.500
‫می‌بینی که ستون چطوری از سقف آویزون شده دیگه، نه؟

11:46.500 --> 11:51.090
‫اون ستون بزرگیه، برای همین نگران سقوط‌کردنش بودم.

11:51.090 --> 11:53.230
‫و نگرانیم در مورد استحکامش رو به زبون آوردم،

11:53.560 --> 11:56.350
‫باعث شد کارم به اینجا بکشه.

11:57.510 --> 11:59.740
‫حقیقتاً که موضوع ترسناکیه.

12:00.120 --> 12:05.860
‫اگه قطعات فلزی که ستون رو سرجاش
‫ثابت نگه می‌دارن، بشکنن و ستون سقوط کنه...

12:07.100 --> 12:11.290
‫کسی که صاف اون زیر ایستاده و داره
‫مراسم اجرا می‌کنه، بیشتر از همه در معرض خطره.

12:11.720 --> 12:14.350
‫ممکنه یه شخص نجیب‌زاده از دست بره.

12:16.080 --> 12:18.960
‫مشکل استحکام... استحکام...

12:19.270 --> 12:23.090
‫راستی، اون وسیله‌ دزدیده‌شده‌ی مربوط به مراسم چی بود؟

12:23.090 --> 12:27.180
‫اگه چیز به اون مهمی گم بشه، مطمئناً یه‌دونه جدیدشو می‌سازن.

12:28.850 --> 12:30.600
‫یه‌دونه جدیدشو می‌سازن...

12:32.390 --> 12:33.490
‫ببخشید!

12:33.490 --> 12:36.610
‫مراسم بعدی که توی این مکان برگزار می‌شه چه زمانیه؟!

12:36.610 --> 12:39.230
‫کی؟ عــا...

12:39.230 --> 12:40.700
‫راستش، امروزه.

12:49.820 --> 12:54.500
‫اگه پیش‌بینی‌هام درست باشن،
‫این نقشه‌ایه که توی طولانی‌مدت پیاده‌ش کردن.

12:56.710 --> 12:58.900
‫تک تک بخوای نگاش کنی، شدنی نیست.

12:58.900 --> 13:02.580
‫ولی با گذاشتن تله‌های متعدد توی هرجایی،
‫بعضی‌هاشون ناچار جواب می‌دن و بقیه رو جبران می‌کنن.

13:02.580 --> 13:05.130
‫و در نهایت، به اینجا می‌رسن.

13:09.390 --> 13:12.580
‫این فقط حدس‌وگمانیه که من دارم.

13:12.580 --> 13:16.100
‫ولی اگه... واقعاً همچین چیزی باشه...

13:19.000 --> 13:20.050
‫اونجاست!

13:28.920 --> 13:29.740
‫هوی!

13:30.040 --> 13:31.990
‫با توام... داری چیکار می‌کنی؟!

13:33.240 --> 13:34.370
‫بذارید برم داخل!

13:34.840 --> 13:35.870
‫نمی‌شه.

13:35.870 --> 13:37.390
‫این یه مورد اضطراریه!

13:37.390 --> 13:41.000
‫ندیمه‌ای مثل تو چه حقی برای مداخله توی همچین مراسمی داره؟

13:42.860 --> 13:47.610
‫کاملاً حق داره. من صرفاً یه ندیمه‌ام که هیچ قدرتی نداره.

13:47.610 --> 13:50.470
‫ولی... اگه اتفاقی بیفته، اون‌موقع دیگه خیلی دیر می‌شه.

13:51.170 --> 13:53.940
‫اوضاع با اتفاق‌های برگشت‌ناپذیر همیشه همین‌طوره.

13:55.240 --> 13:59.330
‫جون مردم در خطره. لطفاً مراسم رو متوقف کنید.

13:59.330 --> 14:01.290
‫گرفتن چنین تصمیمی با تو نیست.

14:01.290 --> 14:05.820
‫اگه حرفی برای گفتن داری، بندازش توی صندوق پیشنهادات.

14:06.190 --> 14:08.140
‫اون‌طوری خیلی طول می‌کشه!

14:08.140 --> 14:08.910
‫نمی‌شه!

14:09.310 --> 14:13.160
‫یه نقص فنی خطرناک توی محراب کشف شده!

14:13.160 --> 14:16.040
‫عقل حکم می‌کنه بگیم کسی دستکاریش کرده.

14:16.040 --> 14:20.420
‫اگه نذارید الان برم داخل، خودتون پشیمون می‌شید!

14:20.690 --> 14:25.220
‫اگه، بعد از شنیدن هشدارم، بازم ردم کنید...

14:25.870 --> 14:29.550
‫اوه، فهمیدم، پس قضیه از این قراره!

14:29.860 --> 14:35.810
‫که این‌طور. تو راهم رو سد کردی و منتظری تا اون حادثه رخ بده!

14:36.250 --> 14:40.060
‫به عبارتی، خودت هم با اون‌هایی که دستکاریش کردن همدستیـ ـ

14:58.660 --> 15:00.700
‫دارم هوشیاریمو از دست می‌دم.

15:01.590 --> 15:06.090
‫طبیعیه بعد از دیدن اینکه یه دختر
‫این‌طوری باهاش حرف می‌زنه عصبانی بشه.

15:06.370 --> 15:09.580
‫از عمد این‌طوری حرف زدم، پس کاریش نمی‌شه کرد.

15:11.100 --> 15:16.820
‫فایده‌ای نداره. همچین الم‌شنگه‌ی بزرگی نیست که بخواد جلوی مراسمو بگیره.

15:17.740 --> 15:22.220
‫مشکلی نیست. الان نباید هوشیاریمو از دست بدم.

15:25.790 --> 15:27.400
‫الان حالت بهتره؟

15:30.610 --> 15:31.910
‫لطفاً بذارید برم داخل.

15:34.860 --> 15:38.150
‫یه شخص نجیب‌زاده اون داخل هست، مگه نه؟

15:39.430 --> 15:43.380
‫اگه اتفاقی بیفته، شماها کسایی می‌شید که سرشون به باد می‌ره.

15:44.350 --> 15:47.000
‫ازتون نمی‌خوام که مراسم رو متوقف کنید.

15:47.890 --> 15:50.570
‫لطفاً فقط بذارید من برم داخل.

15:51.210 --> 15:53.820
‫فقط بگید اتفاقی یه موش رفت داخل.

15:55.070 --> 15:58.850
‫اگه این‌طور بشه، تنها کسی که سرشو به باد می‌ده منم!

15:59.330 --> 16:02.850
‫برای چی باید به حرف‌های یه دختری عین تو اعتماد کنم؟!

16:02.850 --> 16:06.020
‫پس نظرت راجع‌به حرف‌های من چیه؟

16:13.030 --> 16:15.420
‫اوه، قـ ـ قربان، شما...

16:19.020 --> 16:24.500
‫این به کنار، چرا باید یه دختر جوون رو این‌طوری بزنی؟

16:26.140 --> 16:28.670
‫اون صدمه دیده.

16:31.460 --> 16:36.330
‫بگذریم، چرا فقط کاری که این دختر می‌گه رو انجام نمی‌دید؟

16:36.330 --> 16:38.580
‫من مسئولیتش رو به عهده می‌گیرم.

16:39.640 --> 16:42.200
‫حتی دلم نمی‌خوام ببینم کی پشت سرمه.

16:42.200 --> 16:45.100
‫زمان‌بندیش بی‌نقصه، انگار که همه‌چی برنامه‌ریزی شده باشه.

16:45.100 --> 16:48.590
‫نه، الان وقتش نیست که خودمو درگیرش بکنم.

16:48.890 --> 16:51.150
‫مهم نیست که این صدا متعلق به کیه.

16:58.740 --> 17:00.740
‫حتماً سرووضعم افتضاحه.

17:00.740 --> 17:03.130
‫بعدِ تموم‌شدن این قضیه از گائوشون-ساما می‌خوام و...

17:03.130 --> 17:06.120
‫می‌رم یه حموم درست‌و‌حسابی می‌کنم.

17:06.970 --> 17:08.200
‫ولی قبل از اون،

17:09.260 --> 17:11.720
‫باید از اعدام شدنم جلوگیری کنم.

17:56.840 --> 17:58.170
‫به موقع رسیدم...

18:05.510 --> 18:06.990
‫بخیه می‌خواد...

18:08.180 --> 18:09.060
‫ا ـ اوی.

18:14.580 --> 18:17.280
‫اینجا چه خبره؟

18:18.670 --> 18:20.110
‫جینشی-ساما...

18:22.340 --> 18:24.700
‫حالا می‌شه اون پادزهر گاو بهم بدید؟

18:26.570 --> 18:28.500
‫الان که وقت این چیزها نیست.

18:30.540 --> 18:34.290
‫چی به سر... صورتت اومده؟

18:36.270 --> 18:40.450
‫چرا جینشی-ساما اینجاست...؟

18:42.340 --> 18:46.270
‫این چه قیافه‌ایه به خودش گرفته؟

18:50.540 --> 18:55.070
‫ببخشید، اول باید پام رو بخیه کنمـ ـ

18:55.930 --> 18:56.900
‫ا ـ اوی!

18:58.410 --> 19:00.370
‫اوی، بیدار شو!

19:01.170 --> 19:03.870
‫چشماتو باز کن! اوی!

19:04.270 --> 19:05.820
‫هوی! طاقت بیار!

19:06.530 --> 19:08.680
‫هوی!

20:44.900 --> 20:54.900
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

20:55.000 --> 21:05.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:35.040 --> 22:50.050
‫پیش‌نمایش قسمت بعد

22:46.050 --> 22:48.610
‫قسمت بعدی: «تاتوره»

22:46.090 --> 22:50.050
‫قــــســــمــــت

22:46.090 --> 22:50.050
‫‫قــــســــمــــت

22:46.090 --> 22:50.050
۲۰

22:46.090 --> 22:50.050
تــــاتــــوره
