WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:30.480 --> 01:33.480
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

01:33.140 --> 01:36.320
‫چطور می‌شه ارزش یه روسپی رو پایین آورد؟

01:36.960 --> 01:40.940
‫بارداری ارزش‌شون رو تقریباً هیچ می‌کنه.

01:49.070 --> 01:51.670
‫این همون‌جاییه که دنبالش می‌گشتید؟

01:56.950 --> 01:59.800
‫اگه اجازه بدید، رفع زحمت کنم.

02:06.280 --> 02:07.520
‫داری می‌ری؟

02:08.100 --> 02:12.310
‫وارد شدن من به اونجا تمام زحمتی که برای تغییر قیافه کشیدید رو به باد می‌ده.

02:12.800 --> 02:13.660
‫آه...

02:14.850 --> 02:15.780
‫با اجازه.

02:23.590 --> 02:28.080
‫مشکلی نیست. بدون اینکه احساسی بروز بدم از پسش بر اومدم.

02:36.910 --> 02:39.800
‫از امشب‌تون لذت ببرید.

03:03.880 --> 03:05.420
‫یه خواب از گذشته...

03:05.420 --> 03:07.830
‫نه، مال وقتیه که نوزاد بودم.

03:12.710 --> 03:16.670
‫قســـمـــت

03:12.710 --> 03:16.670
قســـمـــت

03:12.710 --> 03:16.670
۱8

03:12.710 --> 03:16.670
لــــاکـــان

03:12.820 --> 03:15.130
‫حتماً به‌خاطر اینه که در موردش صحبت کردم.

03:15.130 --> 03:16.960
‫صبح به‌خیر.

03:18.530 --> 03:20.540
‫صبح به‌خیر، بابا.

03:22.760 --> 03:24.940
‫برنامه‌ت برای امروز چیه؟

03:24.940 --> 03:26.320
‫هیچی.

03:26.320 --> 03:30.350
‫اگه سرت شلوغ نیست، می‌تونی یه سری به خانه‌ی یشم بزنی؟

03:32.080 --> 03:33.150
‫چرا که نه.

03:38.410 --> 03:42.700
‫همم؟ سلام، مائومائو. سر کار نیستی؟

03:43.020 --> 03:44.650
‫مرخصی گرفتم.

03:47.580 --> 03:50.960
‫حتی توی روز تعطیلت هم میای عطاری؟

03:51.240 --> 03:54.330
‫فقط گذرم افتاد. دلیل اصلی اومدنم به اینجا نیست.

03:54.330 --> 03:56.420
‫وایسا بینم، پایرین!

03:56.420 --> 03:58.860
‫تا الان به‌اندازه‌ی کافی در این مورد بحث نکردیم؟

03:58.860 --> 04:01.260
‫عه‌وا؟ مائومائو!

04:06.840 --> 04:08.430
‫خوش اومدی!

04:08.430 --> 04:10.430
‫خفه‌م کردی، پایرین ‌نه-‌چان.

04:10.430 --> 04:13.710
‫این منم که دارم از دست نق‌زدن‌های بی‌وقفه‌ی ننه‌جون خفه می‌شم.

04:13.710 --> 04:17.400
‫کارم هنوز باهات تموم نشده ها! خب کدومو انتخاب می‌کنی؟

04:17.400 --> 04:18.640
‫عـــه؟

04:18.640 --> 04:22.480
‫نمی‌دونم قضیه از چه قراره، ولی مثل اینکه پایرین نه-‌چان هم حسابی دستش بنده.

04:18.870 --> 04:20.520
‫ننه‌جون، چه‌قدر سمجی تو.

04:20.520 --> 04:23.310
‫تقصیر خودته که درست تصمیم نمی‌گیری. یالا تصمیم بگیر.

04:23.310 --> 04:27.580
‫تازه، خود جنابعالی با چرخیدنت این اطراف
‫باعث می‌شی با این پیشنهادها بیام سراغت!

04:27.580 --> 04:30.670
‫من که نخواستم! تو همیشه آدمو زور می‌کنی!

04:29.720 --> 04:32.200
‫پیش، پیش،‌ پیش.

04:30.670 --> 04:33.130
‫منظورت چیه که زورت کردم؟!

04:33.720 --> 04:36.780
‫هـــا؟ مائومائو اینجا بود؟

04:36.780 --> 04:38.620
‫یه مدت کوتاهی اینجا بود.

04:38.620 --> 04:40.460
‫داره می‌ره ساختمون کناری؟

04:56.980 --> 04:57.980
‫صبح به‌خیر.

05:00.660 --> 05:03.900
‫قبلاً با نفرت منو مینداخت بیرون،

05:04.320 --> 05:07.080
‫ولی گمونم دیگه توانشو نداره.

05:07.080 --> 05:10.410
‫یا شایدم به‌کل فراموش کرده که چطور حرف بزنه.

05:11.400 --> 05:15.460
‫با بدتر شدن بیماریش، خاطراتش از هم پاشیدن.

05:22.570 --> 05:27.760
‫داروهای بابا علاج دردن، ولی توی این وضعیت،
‫حتی دردش رو به‌طور موقت هم تسکین نمی‌دن.

05:28.770 --> 05:33.020
‫ولی بازم، دارو دادن بهش تنها راه درمانیه که به ذهن‌مون می‌رسه.

05:36.520 --> 05:39.370
‫اون مشتری دوباره برگشته.

05:41.320 --> 05:44.340
‫خدایا، سلیقه‌ی خوبی هم داره.

05:44.890 --> 05:46.320
‫بگو می‌می بیاد.

05:48.020 --> 05:52.000
‫خانه‌ی یشم الان یه تشکیلات اسم در کرده‌ست.

05:52.000 --> 05:56.460
‫ولی ده‌سال و اندی پیش، با کثافت‌کاری مدیریت می‌شد.

05:56.980 --> 06:00.170
‫این روسپی به مشتری‌های همون دوره خدمت می‌کرد،

06:00.170 --> 06:02.750
‫m 1448 24 l 1898 24 1898 98 1448 98

06:00.170 --> 06:02.750
‫نوعی بیماری عفونی در دستگاه تناسلی

06:00.170 --> 06:02.750
‫و اون‌قدری بدشانس بود که به سیفیلیس دچار شه.

06:06.780 --> 06:12.760
‫زمانی که بابا به خانه‌ی یشم رسید، بیماریش وارد دوره‌ی نهفتگی شده بود.

06:06.780 --> 06:12.760
‫m 974 34 l 1898 34 1898 116 974 116

06:06.780 --> 06:12.760
‫دوره و مدت زمان ورود عامل بیماری‌زا به بدن شخص تا ظهور نشانه و علائم بیماری

06:13.320 --> 06:16.760
‫اگه در مورد بیماری مطلع می‌شد، ‫شاید می‌تونست درمانش کنه،

06:16.760 --> 06:23.610
‫ولی هیچ‌کس به یه خواجه که بی‌خبر از ناکجاآباد پیداش شده اعتمادی نداشت.

06:26.030 --> 06:28.520
‫اون باید به مشتری‌ها خدمت می‌کرد. راه دیگه‌ای برای امرار معاش نبود.

06:28.520 --> 06:30.460
‫این قانون روسپی‌ها بود.

06:31.240 --> 06:35.080
‫چندسال بعد،  وقتی کبودی‌هاش دوباره ظاهر شدن،

06:35.080 --> 06:37.640
‫زخم‌هاش به‌سرعت شروع به پخش شدن، کردن.

06:41.830 --> 06:45.120
‫از اون‌موقع، این زن به‌دور از چشم مشتری‌ها،

06:45.120 --> 06:47.560
‫توی این ساختمون حبس شده.

06:48.590 --> 06:53.880
‫اوج سخاوتمندیه. معمولاً روسپی‌هایی رو که
‫نمی‌تونن کار کنن به راحتی میندازن بیرون.

06:57.940 --> 07:02.170
‫این اتاق خیلی خفه‌ست. شاید بهتره یه‌کم عود بسوزونم.

07:20.940 --> 07:21.790
‫چی شده؟

07:21.790 --> 07:26.960
‫نه‌-سان بهم گفت اون منحرف با عینک تک‌چشمی اینجاست،

07:26.960 --> 07:29.210
‫پس تو فعلاً نباید بری بیرون.

07:29.720 --> 07:31.830
‫که این‌طور، فهمیدم.

07:42.620 --> 07:45.810
‫تا وقتی جایی نرم، اون مرد نمیاد اینجا.

07:46.360 --> 07:50.570
‫یه مشتری دیرینه‌ی خانه‌ی یشم، یه آشنای قدیمی...

08:09.220 --> 08:12.410
‫زنیکه‌ی احمق.

08:23.630 --> 08:26.860
‫خسته نباشی. اون مشتری دیگه رفته.

08:26.860 --> 08:29.220
‫می‌می نه-‌چان، تو پیشش بودی؟

08:29.800 --> 08:31.530
‫کس دیگه‌ای هم می‌تونه؟

08:31.960 --> 08:35.570
‫خداروشکر، خوشحالم که نه-‌سان امروزم حالش خوبه.

08:36.760 --> 08:39.370
‫مائومائو، دوباره اون پیشنهاد رو برات آورد.

08:42.260 --> 08:44.580
‫نه-چان، خوب باهاش کنای میای.

08:44.940 --> 08:49.460
‫جدی؟... ننه که تا وقتی سر کیسه رو شل کنه مشکلی باهاش نداره.

08:49.880 --> 08:53.950
‫شاید واسه همینه که ننه کمر به روسپی کردن من بسته.

08:53.950 --> 08:58.040
‫اگه کار خودمو نداشتم، تا الان چوب حراجو بهم زده بود.

08:58.040 --> 09:01.150
‫از جایگاه من ببینی، به‌نظرم معامله‌ی خیلی خوبیه.

09:01.150 --> 09:06.140
‫می‌دونی چقدر برای یه روسپی کم پیش میاد هرچیزی که می‌خواد رو به دست بیاره؟

09:06.140 --> 09:10.230
‫به‌خاطر اینکه ننه‌ی ما خیلی راحت می‌ذاره وزن نقره حرف اولو بزنه.

09:11.430 --> 09:15.610
‫داره واسه قایقش برای راه بهشت پس‌انداز می‌کنه، گناهی نداره.

09:18.740 --> 09:22.700
‫منم کم‌کم دارم پیر می‌شم، باید خوب بهش فکر کنم.

09:22.700 --> 09:27.710
‫هنوز حتی سی سالش هم نشده، به این زودی سن بازنشستگیش رسیده.

09:28.710 --> 09:30.060
‫چرا مستقل نمی‌شی؟

09:32.020 --> 09:34.090
‫یکم دیگه.

09:40.000 --> 09:43.560
‫فقط یکم دیگه... این کارو ادامه می‌دم.

09:45.170 --> 09:49.560
‫نمی‌دونم تو سر می‌می نه-چان چی می‌گذره.

09:50.230 --> 09:52.310
‫لونه‌ی خرگوشی نیست که بخوام دستمو توش بکنم.

09:52.800 --> 09:56.070
‫اگه این چیزیه که همه به‌عنوان عشق می‌شناسن،

10:05.160 --> 10:11.790
‫مطمئنم اون احساس رو... توی رَحِم زنی که منو به‌دنیا آورده جا گذاشتم.

10:14.060 --> 10:16.420
‫بذار پشتتو کیسه بکشم. خیلی وقته اینکارو نکردیم.

10:16.720 --> 10:18.510
‫ها؟ نمی‌خواد.

10:18.510 --> 10:19.970
‫یالا یالا.

10:22.370 --> 10:24.590
‫آره، خیلی وقت شده!

10:24.590 --> 10:25.890
‫بذار انجامش بده.

10:26.240 --> 10:29.390
‫قراره بازم برای یه مدت بری، مگه نه؟

10:29.390 --> 10:31.270
‫اِه؟

10:31.600 --> 10:35.280
‫این کارو مجانی می‌کنم، پس باید کمکم کنی
‫مشتری‌های دست‌ودلباز گیر بیارم، باشه؟

10:51.240 --> 10:55.840
‫انتظار نداشتم توی مکان ملاقات خدماتی مثل منطقه‌ی سرگرمی ارائه بدن.

10:56.720 --> 10:59.610
‫برای این نرفته بودم اونجا.

11:13.680 --> 11:15.440
‫داروساز، می‌تونم یه‌لحظه وقتتو بگیرم؟

11:16.240 --> 11:17.190
‫بله.

11:17.760 --> 11:21.620
‫این رو با سوئیرن تقسیم کن. سوغاتی از طرف یه خل‌وضعه.

11:23.330 --> 11:27.160
‫از طرف یه خل‌وضع؟ خیلی ممنونم.

11:27.160 --> 11:28.010
‫آره.

11:28.010 --> 11:30.180
‫خب دیگه، من برمی‌گردم سر کارم.

11:39.730 --> 11:41.180
‫ای داد بیداد.

11:44.110 --> 11:46.570
‫امشب شام گیاهی داریم،

11:46.570 --> 11:49.680
‫پس شائومائو، به‌هیچ‌وجه گوشت یا ماهی نخور، باشه؟

11:52.360 --> 11:56.310
‫یکم استراحت کن، ولی نذار خوابت عمیق بشه.

11:57.240 --> 11:59.320
‫بله، گیاهی!

11:59.320 --> 12:04.320
‫گندش بزنن، خیال می‌کردم با کار کردن می‌تونم از فکرش بیرون بیام.

12:07.560 --> 12:09.040
‫درضمن.

12:10.320 --> 12:13.480
‫دیگه نبینم توی انبار گیاه‌های عجیب‌وغریب قایم کنی.

12:14.560 --> 12:16.630
‫لعنتی. خیلی تیزه.

12:16.630 --> 12:18.410
‫اگه جایی برای گذاشتنش پیدا نمی‌کنی،

12:18.410 --> 12:23.180
‫چطوره از جینشی-ساما بخوای بهت اجازه‌ی استفاده از یکی از اتاق‌های خالی رو بده؟

12:23.180 --> 12:27.680
‫خیر، نمی‌تونم از خونه‌ی یه اشراف‌زاده به‌عنوان گنجه‌ی دارو استفاده کنم.

12:27.980 --> 12:30.920
‫شائومائو، در ظاهر به‌نظر بی‌تفاوت میای،

12:30.920 --> 12:33.640
‫ولی وقتی صحبت از مطلع بودن از جایگاهت به میان بیاد، خیلی حساسی.

12:33.950 --> 12:39.980
‫من یه رعیتم. همین که الان اینجام، خودش یه معجزه‌ی کوچیکه.

12:40.380 --> 12:41.580
‫شاید.

12:42.130 --> 12:45.630
‫ولی یادت باشه، صرفاً اشراف‌زاده بودن...

12:45.630 --> 12:48.660
‫...ذات یه‌نفر رو از بدو تولد از دیگران تمییز نمی‌ده.

12:49.440 --> 12:54.490
‫فقط خدا می‌دونه زندگی یه‌نفر می‌تونه دستخوش چه فراز و نشیب‌هایی بشه.

12:54.490 --> 12:58.130
‫اگر معیارت برای سوا کردن مخلوقات از هم صرفاً
‫جایگاه‌شون باشه، ممکنه فرصت‌های زیادی رو از دست بدی.

12:59.220 --> 13:00.630
‫واقعاً؟

13:00.630 --> 13:02.780
‫بله، واقعاً.

13:02.780 --> 13:06.970
‫خب دیگه، برگردیم سر کار. یه زحمت کوچیک برات دارم.

13:07.940 --> 13:09.160
‫با اجازه!

13:09.160 --> 13:11.470
‫اومدم یه‌سری دارو بگیرم!

13:11.760 --> 13:14.040
‫باشه، یه‌لحظه صبر کن.

13:20.100 --> 13:24.400
‫اینجا کجا و داروخونه‌ی توی کاخ اندرونی که اون حکیم قلابی اداره می‌کرد کجا!

13:24.800 --> 13:28.240
‫اینجا به ارتش نزدیکه، پس حتماً افراد مجروح زیادی رو میارن اینجا.

13:29.570 --> 13:33.910
‫آه، این بو که یه طعم تلخ توی دهنم به جا می‌ذاره...

13:34.320 --> 13:37.280
‫موندم توی گنجه‌های داروشون چیا نگه می‌دارن؟

13:37.280 --> 13:40.310
‫می‌میرم برای زیر و رو کردن نقطه به نقطه‌ی اینجا...

13:41.400 --> 13:44.170
‫نه، نمی‌شه. باید خونسردیم رو حفظ کنم!

13:44.170 --> 13:45.590
‫چیکار داری می‌کنی؟

13:49.160 --> 13:50.850
‫اون...

13:52.800 --> 13:54.980
‫منتظرم داروهام رو تحویل بدن.

13:56.400 --> 13:57.510
‫سوئیری!

13:59.510 --> 14:00.770
‫اومدی!

14:01.510 --> 14:03.880
‫برای تهیه‌ی مجدد داروی پاسدارخانه اومدم.

14:03.880 --> 14:04.840
‫بله.

14:09.000 --> 14:10.300
‫پاسدارخانه؟

14:11.200 --> 14:15.620
‫احوال شما؟ من روبه‌راهم شکر خدا.

14:11.560 --> 14:15.620
‫الان که فکرشو می‌کنم، آخرین‌باری که دیدمش نزدیک ضلع نظامی بود.

14:16.500 --> 14:20.460
‫حتماً چون اونجا کار می‌کنه، بوی گیاهان دارویی رو می‌ده.

14:24.160 --> 14:27.080
‫نمی‌دونم چرا حس می‌کنم ازم بدش میاد.

14:27.420 --> 14:29.440
‫چیز دیگه‌ای نیاز ندارید؟

14:29.440 --> 14:30.820
‫خیر، فقط همین رو می‌خواستم.

14:33.480 --> 14:36.680
‫یه بانوی دربار نباید این‌کارو بکنه...

14:37.680 --> 14:40.900
‫حـ ـ حرفمو نشنیده بگیر! دارو می‌خواستی، نه؟!

14:47.060 --> 14:48.860
‫چه نوع دارویی‌ـه.

14:53.120 --> 14:54.120
‫لیس!

14:55.720 --> 14:57.630
‫آرد سیب‌زمینی؟

14:57.630 --> 15:00.120
‫این داروی جینشی-ساماست، درسته؟

15:00.120 --> 15:04.630
‫فکرشو که می‌کنم، جینشی-ساما خیلی مرموزه.

15:04.630 --> 15:09.130
‫علاوه بر کاری که هر چند هفته یه‌بار بهش محول می‌شه،

15:09.910 --> 15:12.640
‫روز قبلش هم مدت طولانی رو توی حموم می‌گذرونه،

15:12.640 --> 15:14.490
‫و قبل از راهی شدن عود می‌سوزونه...

15:15.010 --> 15:16.600
‫شام گیاهی هم هست.

15:17.120 --> 15:18.710
‫مثل یه مراسم تزکیه می‌مونه.

15:19.270 --> 15:21.930
‫خواجه‌ها اجازه دارن مراسم آئینی اجرا کنن؟

15:22.870 --> 15:25.980
‫یه اشراف‌زاده این‌کارو بکنه، منطقی‌ـه.

15:25.980 --> 15:28.690
‫ولی اگه مقامش انقدر بالاست، چرا خواجه‌ست؟

15:29.020 --> 15:35.950
‫جینشی-ساما هم با تصمیم خودسرانه‌ی ملکه‌‌ی مادر پیشین خواجه شده؟

15:36.530 --> 15:38.230
‫مثل پدرم؟

15:39.620 --> 15:43.630
‫پدرخوانده‌ی دختره یه خواجه‌ست که سابقاً طبیب بوده.

15:43.630 --> 15:48.650
‫پس چون تحت تعلیم یه طبیب بوده، معلوماتش انقدر بالاست، ولی...

15:49.110 --> 15:50.920
‫خواجه؟

15:50.920 --> 15:52.260
‫بله.

15:52.260 --> 15:56.920
‫ما تابه‌حال میون خواجه‌ها همچین طبیب حاذقی داشتیم؟

16:02.940 --> 16:05.080
‫عذر می‌خوام.

16:07.640 --> 16:10.990
‫می‌تونیم بحث اون روزمون رو از جایی که موند ادامه بدیم؟

16:18.760 --> 16:22.990
‫پس واقعاً... حقه‌های کثیفی سوار کردین.

16:22.990 --> 16:27.090
‫بهم برخورد! نمی‌خوام این حرف رو از دهن یه دزد بشنوم.

16:27.520 --> 16:32.680
‫من ده سال آزگار سعی داشتم اون پیرزن رو متقاعد کنم،

16:32.680 --> 16:35.890
‫و تو درست جلوی چشمام اون رو دزدیدی.

16:36.950 --> 16:38.810
‫پس می‌خوای پاداشت رو پس بگیری؟

16:39.130 --> 16:42.490
‫نه، بابتش هرچقدر بخوای بهت می‌دم.

16:42.490 --> 16:45.770
‫دوست ندارم اشتباهات گذشته‌م رو تکرار کنم.

16:46.980 --> 16:48.440
‫و اگه رد کنم؟

16:48.440 --> 16:52.320
خب دیگه اون‌موقع کاری از من بر نمیاد، میاد؟

16:52.320 --> 16:58.580
‫تعداد آدم‌هایی که می‌تونن از کسی با مقام عالیِ شما سرپیچی کنن، انگشت‌شمارن.

16:59.010 --> 17:02.580
‫پس بگو، هویت واقعی منو می‌دونه.

17:02.580 --> 17:07.540
‫من فقط نگران اینم که دخـــتــرم چه فکری می‌کنه...

17:09.750 --> 17:14.220
‫اوه...لعنتی... پس قضیه از این قراره.

17:16.000 --> 17:17.800
‫نمی‌خوام تأیید کنم،

17:18.840 --> 17:22.710
‫ولی لاکان پدر خونی مائومائوـه.

17:30.860 --> 17:35.660
‫می‌شه فقط به دخترم اطلاع بدین گاهی اوقات بهش سر می زنم؟

17:36.520 --> 17:37.590
‫با اجازه.

17:46.800 --> 17:47.880
‫داروساز.

17:48.450 --> 17:49.330
‫بله.

17:50.050 --> 17:53.460
‫یه مقام رسمیه که می‌خواد همین زودی ها ببینتت.

17:53.910 --> 17:55.300
‫کی هستن؟

17:55.910 --> 18:00.260
‫همون مرد عجیبیه که در موردش بهت می‌گفتم. اسمش لاکا‌‌ن‌ــ

18:06.790 --> 18:08.540
‫یه‌طوری ردش می‌کنم.

18:09.200 --> 18:13.640
‫ممنونم. خب برمی‌گردم سر کارم.

18:17.640 --> 18:20.120
‫اولین بار بود همچین قیافه‌ای ازش می‌دیدم.

18:21.300 --> 18:24.460
‫و دیگه هم نمی‌خوام ببینم.

18:26.340 --> 18:28.870
‫آه... پس فهمیده.

18:45.320 --> 18:46.960
‫این بو...

18:46.960 --> 18:48.850
‫باغچه‌ی گیاهای دارویی.

18:48.850 --> 18:52.420
‫اینجا! اینجا هم هست! اینجا هم هست!

18:53.490 --> 18:55.910
‫بازم تو؟

19:00.010 --> 19:03.280
‫اوه نه. این دیگه خیلی مشکوکه.

19:03.750 --> 19:06.790
‫نگران نباشید. هنوز چیزی برنداشتم.

19:06.790 --> 19:10.160
‫از اون دستای خاکیت معلومه که...

19:10.160 --> 19:12.040
‫در شُرف برداشتن بودی، درسته؟

19:16.240 --> 19:18.330
‫قصد ندارم تنبیه‌ت کنم.

19:19.410 --> 19:21.770
‫به هر حال این یه باغچه‌ی غیرمجازه.

19:21.770 --> 19:24.620
‫ولی حکیم‌ها هم از اینجا خبر دارن.

19:24.620 --> 19:26.850
‫پس توصیه می‌کنم زیاد نیای اینجا.

19:27.730 --> 19:30.280
‫شما مسئول اینجایین؟

19:30.280 --> 19:35.110
‫کی می‌دونه؟ یه‌طورایی اجازه دارم هرچی دوست دارم اینجا بکارم.

19:35.680 --> 19:38.570
‫داره علف‌های هرز رو می‌کنه.

19:39.380 --> 19:42.320
‫اگه اشتباه نکنم اسمش سوئیرِی بود...

19:42.690 --> 19:48.700
‫نه که خودم حق حرف زدن داشته باشم،
‫ولی به نظر آدمی نمیاد که بشه تحریکش کرد.

19:49.270 --> 19:51.220
‫چی می‌کارین؟

19:56.550 --> 19:58.710
‫یه دارو برای زنده کردن آدم.

19:59.580 --> 20:00.420
‫اون...؟

20:01.090 --> 20:03.680
‫یه دارو که بتونه یه مرده رو زنده کنه....

20:04.370 --> 20:09.430
‫اگه همچین چیزی وجود داشت، ‫من بیشتر از هرچیزی می‌خوامش.

20:10.130 --> 20:11.430
‫شوخی کردم.

20:12.560 --> 20:13.980
‫شوخی...؟

20:13.980 --> 20:19.690
‫تو... شنیدم داروسازی. کارت چقدر خوبه؟

20:20.790 --> 20:22.020
‫نمی‌دونم.

20:27.570 --> 20:32.360
‫چند وقت دیگه، اینجا یکم نیلوفرپیچ می‌کارم.

20:42.020 --> 20:43.110
‫خب فعلاً.

20:43.130 --> 20:53.130
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

20:53.160 --> 21:03.160
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:34.980 --> 22:50.010
‫پیش‌نمایش قسمت بعد

22:46.450 --> 22:49.740
‫قسمت بعدی: «شانس یا چیزی بیشتر».

22:46.590 --> 22:50.010
‫قسمـــت

22:46.590 --> 22:50.010
‫‫قسمـــت

22:46.590 --> 22:50.010
۱9

22:46.590 --> 22:50.010
شانس یا چیزی بیشتر
