1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:30,480 --> 00:01:33,480
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

3
00:01:33,140 --> 00:01:36,320
‫چطور می‌شه ارزش یه روسپی رو پایین آورد؟

4
00:01:36,960 --> 00:01:40,940
‫بارداری ارزش‌شون رو تقریباً هیچ می‌کنه.

5
00:01:49,070 --> 00:01:51,670
‫این همون‌جاییه که دنبالش می‌گشتید؟

6
00:01:56,950 --> 00:01:59,800
‫اگه اجازه بدید، رفع زحمت کنم.

7
00:02:06,280 --> 00:02:07,520
‫داری می‌ری؟

8
00:02:08,100 --> 00:02:12,310
‫وارد شدن من به اونجا تمام زحمتی که برای تغییر قیافه کشیدید رو به باد می‌ده.

9
00:02:12,800 --> 00:02:13,660
‫آه...

10
00:02:14,850 --> 00:02:15,780
‫با اجازه.

11
00:02:23,590 --> 00:02:28,080
‫مشکلی نیست. بدون اینکه احساسی بروز بدم از پسش بر اومدم.

12
00:02:36,910 --> 00:02:39,800
‫از امشب‌تون لذت ببرید.

13
00:03:03,880 --> 00:03:05,420
‫یه خواب از گذشته...

14
00:03:05,420 --> 00:03:07,830
‫نه، مال وقتیه که نوزاد بودم.

15
00:03:12,710 --> 00:03:16,670
‫قســـمـــت

16
00:03:12,710 --> 00:03:16,670
قســـمـــت

17
00:03:12,710 --> 00:03:16,670
۱8

18
00:03:12,710 --> 00:03:16,670
۱8

19
00:03:12,710 --> 00:03:16,670
لــــاکـــان

20
00:03:12,710 --> 00:03:16,670
لــــاکـــان

21
00:03:12,820 --> 00:03:15,130
‫حتماً به‌خاطر اینه که در موردش صحبت کردم.

22
00:03:15,130 --> 00:03:16,960
‫صبح به‌خیر.

23
00:03:18,530 --> 00:03:20,540
‫صبح به‌خیر، بابا.

24
00:03:22,760 --> 00:03:24,940
‫برنامه‌ت برای امروز چیه؟

25
00:03:24,940 --> 00:03:26,320
‫هیچی.

26
00:03:26,320 --> 00:03:30,350
‫اگه سرت شلوغ نیست، می‌تونی یه سری به خانه‌ی یشم بزنی؟

27
00:03:32,080 --> 00:03:33,150
‫چرا که نه.

28
00:03:38,410 --> 00:03:42,700
‫همم؟ سلام، مائومائو. سر کار نیستی؟

29
00:03:43,020 --> 00:03:44,650
‫مرخصی گرفتم.

30
00:03:47,580 --> 00:03:50,960
‫حتی توی روز تعطیلت هم میای عطاری؟

31
00:03:51,240 --> 00:03:54,330
‫فقط گذرم افتاد. دلیل اصلی اومدنم به اینجا نیست.

32
00:03:54,330 --> 00:03:56,420
‫وایسا بینم، پایرین!

33
00:03:56,420 --> 00:03:58,860
‫تا الان به‌اندازه‌ی کافی در این مورد بحث نکردیم؟

34
00:03:58,860 --> 00:04:01,260
‫عه‌وا؟ مائومائو!

35
00:04:06,840 --> 00:04:08,430
‫خوش اومدی!

36
00:04:08,430 --> 00:04:10,430
‫خفه‌م کردی، پایرین ‌نه-‌چان.

37
00:04:10,430 --> 00:04:13,710
‫این منم که دارم از دست نق‌زدن‌های بی‌وقفه‌ی ننه‌جون خفه می‌شم.

38
00:04:13,710 --> 00:04:17,400
‫کارم هنوز باهات تموم نشده ها! خب کدومو انتخاب می‌کنی؟

39
00:04:17,400 --> 00:04:18,640
‫عـــه؟

40
00:04:18,640 --> 00:04:22,480
‫نمی‌دونم قضیه از چه قراره، ولی مثل اینکه پایرین نه-‌چان هم حسابی دستش بنده.

41
00:04:18,870 --> 00:04:20,520
‫ننه‌جون، چه‌قدر سمجی تو.

42
00:04:20,520 --> 00:04:23,310
‫تقصیر خودته که درست تصمیم نمی‌گیری. یالا تصمیم بگیر.

43
00:04:23,310 --> 00:04:27,580
‫تازه، خود جنابعالی با چرخیدنت این اطراف
‫باعث می‌شی با این پیشنهادها بیام سراغت!

44
00:04:27,580 --> 00:04:30,670
‫من که نخواستم! تو همیشه آدمو زور می‌کنی!

45
00:04:29,720 --> 00:04:32,200
‫پیش، پیش،‌ پیش.

46
00:04:30,670 --> 00:04:33,130
‫منظورت چیه که زورت کردم؟!

47
00:04:33,720 --> 00:04:36,780
‫هـــا؟ مائومائو اینجا بود؟

48
00:04:36,780 --> 00:04:38,620
‫یه مدت کوتاهی اینجا بود.

49
00:04:38,620 --> 00:04:40,460
‫داره می‌ره ساختمون کناری؟

50
00:04:56,980 --> 00:04:57,980
‫صبح به‌خیر.

51
00:05:00,660 --> 00:05:03,900
‫قبلاً با نفرت منو مینداخت بیرون،

52
00:05:04,320 --> 00:05:07,080
‫ولی گمونم دیگه توانشو نداره.

53
00:05:07,080 --> 00:05:10,410
‫یا شایدم به‌کل فراموش کرده که چطور حرف بزنه.

54
00:05:11,400 --> 00:05:15,460
‫با بدتر شدن بیماریش، خاطراتش از هم پاشیدن.

55
00:05:22,570 --> 00:05:27,760
‫داروهای بابا علاج دردن، ولی توی این وضعیت،
‫حتی دردش رو به‌طور موقت هم تسکین نمی‌دن.

56
00:05:28,770 --> 00:05:33,020
‫ولی بازم، دارو دادن بهش تنها راه درمانیه که به ذهن‌مون می‌رسه.

57
00:05:36,520 --> 00:05:39,370
‫اون مشتری دوباره برگشته.

58
00:05:41,320 --> 00:05:44,340
‫خدایا، سلیقه‌ی خوبی هم داره.

59
00:05:44,890 --> 00:05:46,320
‫بگو می‌می بیاد.

60
00:05:48,020 --> 00:05:52,000
‫خانه‌ی یشم الان یه تشکیلات اسم در کرده‌ست.

61
00:05:52,000 --> 00:05:56,460
‫ولی ده‌سال و اندی پیش، با کثافت‌کاری مدیریت می‌شد.

62
00:05:56,980 --> 00:06:00,170
‫این روسپی به مشتری‌های همون دوره خدمت می‌کرد،

63
00:06:00,170 --> 00:06:02,750
‫m 1448 24 l 1898 24 1898 98 1448 98

64
00:06:00,170 --> 00:06:02,750
‫نوعی بیماری عفونی در دستگاه تناسلی

65
00:06:00,170 --> 00:06:02,750
‫و اون‌قدری بدشانس بود که به سیفیلیس دچار شه.

66
00:06:06,780 --> 00:06:12,760
‫زمانی که بابا به خانه‌ی یشم رسید، بیماریش وارد دوره‌ی نهفتگی شده بود.

67
00:06:06,780 --> 00:06:12,760
‫m 974 34 l 1898 34 1898 116 974 116

68
00:06:06,780 --> 00:06:12,760
‫دوره و مدت زمان ورود عامل بیماری‌زا به بدن شخص تا ظهور نشانه و علائم بیماری

69
00:06:13,320 --> 00:06:16,760
‫اگه در مورد بیماری مطلع می‌شد، ‫شاید می‌تونست درمانش کنه،

70
00:06:16,760 --> 00:06:23,610
‫ولی هیچ‌کس به یه خواجه که بی‌خبر از ناکجاآباد پیداش شده اعتمادی نداشت.

71
00:06:26,030 --> 00:06:28,520
‫اون باید به مشتری‌ها خدمت می‌کرد. راه دیگه‌ای برای امرار معاش نبود.

72
00:06:28,520 --> 00:06:30,460
‫این قانون روسپی‌ها بود.

73
00:06:31,240 --> 00:06:35,080
‫چندسال بعد،  وقتی کبودی‌هاش دوباره ظاهر شدن،

74
00:06:35,080 --> 00:06:37,640
‫زخم‌هاش به‌سرعت شروع به پخش شدن، کردن.

75
00:06:41,830 --> 00:06:45,120
‫از اون‌موقع، این زن به‌دور از چشم مشتری‌ها،

76
00:06:45,120 --> 00:06:47,560
‫توی این ساختمون حبس شده.

77
00:06:48,590 --> 00:06:53,880
‫اوج سخاوتمندیه. معمولاً روسپی‌هایی رو که
‫نمی‌تونن کار کنن به راحتی میندازن بیرون.

78
00:06:57,940 --> 00:07:02,170
‫این اتاق خیلی خفه‌ست. شاید بهتره یه‌کم عود بسوزونم.

79
00:07:20,940 --> 00:07:21,790
‫چی شده؟

80
00:07:21,790 --> 00:07:26,960
‫نه‌-سان بهم گفت اون منحرف با عینک تک‌چشمی اینجاست،

81
00:07:26,960 --> 00:07:29,210
‫پس تو فعلاً نباید بری بیرون.

82
00:07:29,720 --> 00:07:31,830
‫که این‌طور، فهمیدم.

83
00:07:42,620 --> 00:07:45,810
‫تا وقتی جایی نرم، اون مرد نمیاد اینجا.

84
00:07:46,360 --> 00:07:50,570
‫یه مشتری دیرینه‌ی خانه‌ی یشم، یه آشنای قدیمی...

85
00:08:09,220 --> 00:08:12,410
‫زنیکه‌ی احمق.

86
00:08:23,630 --> 00:08:26,860
‫خسته نباشی. اون مشتری دیگه رفته.

87
00:08:26,860 --> 00:08:29,220
‫می‌می نه-‌چان، تو پیشش بودی؟

88
00:08:29,800 --> 00:08:31,530
‫کس دیگه‌ای هم می‌تونه؟

89
00:08:31,960 --> 00:08:35,570
‫خداروشکر، خوشحالم که نه-‌سان امروزم حالش خوبه.

90
00:08:36,760 --> 00:08:39,370
‫مائومائو، دوباره اون پیشنهاد رو برات آورد.

91
00:08:42,260 --> 00:08:44,580
‫نه-چان، خوب باهاش کنای میای.

92
00:08:44,940 --> 00:08:49,460
‫جدی؟... ننه که تا وقتی سر کیسه رو شل کنه مشکلی باهاش نداره.

93
00:08:49,880 --> 00:08:53,950
‫شاید واسه همینه که ننه کمر به روسپی کردن من بسته.

94
00:08:53,950 --> 00:08:58,040
‫اگه کار خودمو نداشتم، تا الان چوب حراجو بهم زده بود.

95
00:08:58,040 --> 00:09:01,150
‫از جایگاه من ببینی، به‌نظرم معامله‌ی خیلی خوبیه.

96
00:09:01,150 --> 00:09:06,140
‫می‌دونی چقدر برای یه روسپی کم پیش میاد هرچیزی که می‌خواد رو به دست بیاره؟

97
00:09:06,140 --> 00:09:10,230
‫به‌خاطر اینکه ننه‌ی ما خیلی راحت می‌ذاره وزن نقره حرف اولو بزنه.

98
00:09:11,430 --> 00:09:15,610
‫داره واسه قایقش برای راه بهشت پس‌انداز می‌کنه، گناهی نداره.

99
00:09:18,740 --> 00:09:22,700
‫منم کم‌کم دارم پیر می‌شم، باید خوب بهش فکر کنم.

100
00:09:22,700 --> 00:09:27,710
‫هنوز حتی سی سالش هم نشده، به این زودی سن بازنشستگیش رسیده.

101
00:09:28,710 --> 00:09:30,060
‫چرا مستقل نمی‌شی؟

102
00:09:32,020 --> 00:09:34,090
‫یکم دیگه.

103
00:09:40,000 --> 00:09:43,560
‫فقط یکم دیگه... این کارو ادامه می‌دم.

104
00:09:45,170 --> 00:09:49,560
‫نمی‌دونم تو سر می‌می نه-چان چی می‌گذره.

105
00:09:50,230 --> 00:09:52,310
‫لونه‌ی خرگوشی نیست که بخوام دستمو توش بکنم.

106
00:09:52,800 --> 00:09:56,070
‫اگه این چیزیه که همه به‌عنوان عشق می‌شناسن،

107
00:10:05,160 --> 00:10:11,790
‫مطمئنم اون احساس رو... توی رَحِم زنی که منو به‌دنیا آورده جا گذاشتم.

108
00:10:14,060 --> 00:10:16,420
‫بذار پشتتو کیسه بکشم. خیلی وقته اینکارو نکردیم.

109
00:10:16,720 --> 00:10:18,510
‫ها؟ نمی‌خواد.

110
00:10:18,510 --> 00:10:19,970
‫یالا یالا.

111
00:10:22,370 --> 00:10:24,590
‫آره، خیلی وقت شده!

112
00:10:24,590 --> 00:10:25,890
‫بذار انجامش بده.

113
00:10:26,240 --> 00:10:29,390
‫قراره بازم برای یه مدت بری، مگه نه؟

114
00:10:29,390 --> 00:10:31,270
‫اِه؟

115
00:10:31,600 --> 00:10:35,280
‫این کارو مجانی می‌کنم، پس باید کمکم کنی
‫مشتری‌های دست‌ودلباز گیر بیارم، باشه؟

116
00:10:51,240 --> 00:10:55,840
‫انتظار نداشتم توی مکان ملاقات خدماتی مثل منطقه‌ی سرگرمی ارائه بدن.

117
00:10:56,720 --> 00:10:59,610
‫برای این نرفته بودم اونجا.

118
00:11:13,680 --> 00:11:15,440
‫داروساز، می‌تونم یه‌لحظه وقتتو بگیرم؟

119
00:11:16,240 --> 00:11:17,190
‫بله.

120
00:11:17,760 --> 00:11:21,620
‫این رو با سوئیرن تقسیم کن. سوغاتی از طرف یه خل‌وضعه.

121
00:11:23,330 --> 00:11:27,160
‫از طرف یه خل‌وضع؟ خیلی ممنونم.

122
00:11:27,160 --> 00:11:28,010
‫آره.

123
00:11:28,010 --> 00:11:30,180
‫خب دیگه، من برمی‌گردم سر کارم.

124
00:11:39,730 --> 00:11:41,180
‫ای داد بیداد.

125
00:11:44,110 --> 00:11:46,570
‫امشب شام گیاهی داریم،

126
00:11:46,570 --> 00:11:49,680
‫پس شائومائو، به‌هیچ‌وجه گوشت یا ماهی نخور، باشه؟

127
00:11:52,360 --> 00:11:56,310
‫یکم استراحت کن، ولی نذار خوابت عمیق بشه.

128
00:11:57,240 --> 00:11:59,320
‫بله، گیاهی!

129
00:11:59,320 --> 00:12:04,320
‫گندش بزنن، خیال می‌کردم با کار کردن می‌تونم از فکرش بیرون بیام.

130
00:12:07,560 --> 00:12:09,040
‫درضمن.

131
00:12:10,320 --> 00:12:13,480
‫دیگه نبینم توی انبار گیاه‌های عجیب‌وغریب قایم کنی.

132
00:12:14,560 --> 00:12:16,630
‫لعنتی. خیلی تیزه.

133
00:12:16,630 --> 00:12:18,410
‫اگه جایی برای گذاشتنش پیدا نمی‌کنی،

134
00:12:18,410 --> 00:12:23,180
‫چطوره از جینشی-ساما بخوای بهت اجازه‌ی استفاده از یکی از اتاق‌های خالی رو بده؟

135
00:12:23,180 --> 00:12:27,680
‫خیر، نمی‌تونم از خونه‌ی یه اشراف‌زاده به‌عنوان گنجه‌ی دارو استفاده کنم.

136
00:12:27,980 --> 00:12:30,920
‫شائومائو، در ظاهر به‌نظر بی‌تفاوت میای،

137
00:12:30,920 --> 00:12:33,640
‫ولی وقتی صحبت از مطلع بودن از جایگاهت به میان بیاد، خیلی حساسی.

138
00:12:33,950 --> 00:12:39,980
‫من یه رعیتم. همین که الان اینجام، خودش یه معجزه‌ی کوچیکه.

139
00:12:40,380 --> 00:12:41,580
‫شاید.

140
00:12:42,130 --> 00:12:45,630
‫ولی یادت باشه، صرفاً اشراف‌زاده بودن...

141
00:12:45,630 --> 00:12:48,660
‫...ذات یه‌نفر رو از بدو تولد از دیگران تمییز نمی‌ده.

142
00:12:49,440 --> 00:12:54,490
‫فقط خدا می‌دونه زندگی یه‌نفر می‌تونه دستخوش چه فراز و نشیب‌هایی بشه.

143
00:12:54,490 --> 00:12:58,130
‫اگر معیارت برای سوا کردن مخلوقات از هم صرفاً
‫جایگاه‌شون باشه، ممکنه فرصت‌های زیادی رو از دست بدی.

144
00:12:59,220 --> 00:13:00,630
‫واقعاً؟

145
00:13:00,630 --> 00:13:02,780
‫بله، واقعاً.

146
00:13:02,780 --> 00:13:06,970
‫خب دیگه، برگردیم سر کار. یه زحمت کوچیک برات دارم.

147
00:13:07,940 --> 00:13:09,160
‫با اجازه!

148
00:13:09,160 --> 00:13:11,470
‫اومدم یه‌سری دارو بگیرم!

149
00:13:11,760 --> 00:13:14,040
‫باشه، یه‌لحظه صبر کن.

150
00:13:20,100 --> 00:13:24,400
‫اینجا کجا و داروخونه‌ی توی کاخ اندرونی که اون حکیم قلابی اداره می‌کرد کجا!

151
00:13:24,800 --> 00:13:28,240
‫اینجا به ارتش نزدیکه، پس حتماً افراد مجروح زیادی رو میارن اینجا.

152
00:13:29,570 --> 00:13:33,910
‫آه، این بو که یه طعم تلخ توی دهنم به جا می‌ذاره...

153
00:13:34,320 --> 00:13:37,280
‫موندم توی گنجه‌های داروشون چیا نگه می‌دارن؟

154
00:13:37,280 --> 00:13:40,310
‫می‌میرم برای زیر و رو کردن نقطه به نقطه‌ی اینجا...

155
00:13:41,400 --> 00:13:44,170
‫نه، نمی‌شه. باید خونسردیم رو حفظ کنم!

156
00:13:44,170 --> 00:13:45,590
‫چیکار داری می‌کنی؟

157
00:13:49,160 --> 00:13:50,850
‫اون...

158
00:13:52,800 --> 00:13:54,980
‫منتظرم داروهام رو تحویل بدن.

159
00:13:56,400 --> 00:13:57,510
‫سوئیری!

160
00:13:59,510 --> 00:14:00,770
‫اومدی!

161
00:14:01,510 --> 00:14:03,880
‫برای تهیه‌ی مجدد داروی پاسدارخانه اومدم.

162
00:14:03,880 --> 00:14:04,840
‫بله.

163
00:14:09,000 --> 00:14:10,300
‫پاسدارخانه؟

164
00:14:11,200 --> 00:14:15,620
‫احوال شما؟ من روبه‌راهم شکر خدا.

165
00:14:11,560 --> 00:14:15,620
‫الان که فکرشو می‌کنم، آخرین‌باری که دیدمش نزدیک ضلع نظامی بود.

166
00:14:16,500 --> 00:14:20,460
‫حتماً چون اونجا کار می‌کنه، بوی گیاهان دارویی رو می‌ده.

167
00:14:24,160 --> 00:14:27,080
‫نمی‌دونم چرا حس می‌کنم ازم بدش میاد.

168
00:14:27,420 --> 00:14:29,440
‫چیز دیگه‌ای نیاز ندارید؟

169
00:14:29,440 --> 00:14:30,820
‫خیر، فقط همین رو می‌خواستم.

170
00:14:33,480 --> 00:14:36,680
‫یه بانوی دربار نباید این‌کارو بکنه...

171
00:14:37,680 --> 00:14:40,900
‫حـ ـ حرفمو نشنیده بگیر! دارو می‌خواستی، نه؟!

172
00:14:47,060 --> 00:14:48,860
‫چه نوع دارویی‌ـه.

173
00:14:53,120 --> 00:14:54,120
‫لیس!

174
00:14:55,720 --> 00:14:57,630
‫آرد سیب‌زمینی؟

175
00:14:57,630 --> 00:15:00,120
‫این داروی جینشی-ساماست، درسته؟

176
00:15:00,120 --> 00:15:04,630
‫فکرشو که می‌کنم، جینشی-ساما خیلی مرموزه.

177
00:15:04,630 --> 00:15:09,130
‫علاوه بر کاری که هر چند هفته یه‌بار بهش محول می‌شه،

178
00:15:09,910 --> 00:15:12,640
‫روز قبلش هم مدت طولانی رو توی حموم می‌گذرونه،

179
00:15:12,640 --> 00:15:14,490
‫و قبل از راهی شدن عود می‌سوزونه...

180
00:15:15,010 --> 00:15:16,600
‫شام گیاهی هم هست.

181
00:15:17,120 --> 00:15:18,710
‫مثل یه مراسم تزکیه می‌مونه.

182
00:15:19,270 --> 00:15:21,930
‫خواجه‌ها اجازه دارن مراسم آئینی اجرا کنن؟

183
00:15:22,870 --> 00:15:25,980
‫یه اشراف‌زاده این‌کارو بکنه، منطقی‌ـه.

184
00:15:25,980 --> 00:15:28,690
‫ولی اگه مقامش انقدر بالاست، چرا خواجه‌ست؟

185
00:15:29,020 --> 00:15:35,950
‫جینشی-ساما هم با تصمیم خودسرانه‌ی ملکه‌‌ی مادر پیشین خواجه شده؟

186
00:15:36,530 --> 00:15:38,230
‫مثل پدرم؟

187
00:15:39,620 --> 00:15:43,630
‫پدرخوانده‌ی دختره یه خواجه‌ست که سابقاً طبیب بوده.

188
00:15:43,630 --> 00:15:48,650
‫پس چون تحت تعلیم یه طبیب بوده، معلوماتش انقدر بالاست، ولی...

189
00:15:49,110 --> 00:15:50,920
‫خواجه؟

190
00:15:50,920 --> 00:15:52,260
‫بله.

191
00:15:52,260 --> 00:15:56,920
‫ما تابه‌حال میون خواجه‌ها همچین طبیب حاذقی داشتیم؟

192
00:16:02,940 --> 00:16:05,080
‫عذر می‌خوام.

193
00:16:07,640 --> 00:16:10,990
‫می‌تونیم بحث اون روزمون رو از جایی که موند ادامه بدیم؟

194
00:16:18,760 --> 00:16:22,990
‫پس واقعاً... حقه‌های کثیفی سوار کردین.

195
00:16:22,990 --> 00:16:27,090
‫بهم برخورد! نمی‌خوام این حرف رو از دهن یه دزد بشنوم.

196
00:16:27,520 --> 00:16:32,680
‫من ده سال آزگار سعی داشتم اون پیرزن رو متقاعد کنم،

197
00:16:32,680 --> 00:16:35,890
‫و تو درست جلوی چشمام اون رو دزدیدی.

198
00:16:36,950 --> 00:16:38,810
‫پس می‌خوای پاداشت رو پس بگیری؟

199
00:16:39,130 --> 00:16:42,490
‫نه، بابتش هرچقدر بخوای بهت می‌دم.

200
00:16:42,490 --> 00:16:45,770
‫دوست ندارم اشتباهات گذشته‌م رو تکرار کنم.

201
00:16:46,980 --> 00:16:48,440
‫و اگه رد کنم؟

202
00:16:48,440 --> 00:16:52,320
خب دیگه اون‌موقع کاری از من بر نمیاد، میاد؟

203
00:16:52,320 --> 00:16:58,580
‫تعداد آدم‌هایی که می‌تونن از کسی با مقام عالیِ شما سرپیچی کنن، انگشت‌شمارن.

204
00:16:59,010 --> 00:17:02,580
‫پس بگو، هویت واقعی منو می‌دونه.

205
00:17:02,580 --> 00:17:07,540
‫من فقط نگران اینم که دخـــتــرم چه فکری می‌کنه...

206
00:17:09,750 --> 00:17:14,220
‫اوه...لعنتی... پس قضیه از این قراره.

207
00:17:16,000 --> 00:17:17,800
‫نمی‌خوام تأیید کنم،

208
00:17:18,840 --> 00:17:22,710
‫ولی لاکان پدر خونی مائومائوـه.

209
00:17:30,860 --> 00:17:35,660
‫می‌شه فقط به دخترم اطلاع بدین گاهی اوقات بهش سر می زنم؟

210
00:17:36,520 --> 00:17:37,590
‫با اجازه.

211
00:17:46,800 --> 00:17:47,880
‫داروساز.

212
00:17:48,450 --> 00:17:49,330
‫بله.

213
00:17:50,050 --> 00:17:53,460
‫یه مقام رسمیه که می‌خواد همین زودی ها ببینتت.

214
00:17:53,910 --> 00:17:55,300
‫کی هستن؟

215
00:17:55,910 --> 00:18:00,260
‫همون مرد عجیبیه که در موردش بهت می‌گفتم. اسمش لاکا‌‌ن‌ــ

216
00:18:06,790 --> 00:18:08,540
‫یه‌طوری ردش می‌کنم.

217
00:18:09,200 --> 00:18:13,640
‫ممنونم. خب برمی‌گردم سر کارم.

218
00:18:17,640 --> 00:18:20,120
‫اولین بار بود همچین قیافه‌ای ازش می‌دیدم.

219
00:18:21,300 --> 00:18:24,460
‫و دیگه هم نمی‌خوام ببینم.

220
00:18:26,340 --> 00:18:28,870
‫آه... پس فهمیده.

221
00:18:45,320 --> 00:18:46,960
‫این بو...

222
00:18:46,960 --> 00:18:48,850
‫باغچه‌ی گیاهای دارویی.

223
00:18:48,850 --> 00:18:52,420
‫اینجا! اینجا هم هست! اینجا هم هست!

224
00:18:53,490 --> 00:18:55,910
‫بازم تو؟

225
00:19:00,010 --> 00:19:03,280
‫اوه نه. این دیگه خیلی مشکوکه.

226
00:19:03,750 --> 00:19:06,790
‫نگران نباشید. هنوز چیزی برنداشتم.

227
00:19:06,790 --> 00:19:10,160
‫از اون دستای خاکیت معلومه که...

228
00:19:10,160 --> 00:19:12,040
‫در شُرف برداشتن بودی، درسته؟

229
00:19:16,240 --> 00:19:18,330
‫قصد ندارم تنبیه‌ت کنم.

230
00:19:19,410 --> 00:19:21,770
‫به هر حال این یه باغچه‌ی غیرمجازه.

231
00:19:21,770 --> 00:19:24,620
‫ولی حکیم‌ها هم از اینجا خبر دارن.

232
00:19:24,620 --> 00:19:26,850
‫پس توصیه می‌کنم زیاد نیای اینجا.

233
00:19:27,730 --> 00:19:30,280
‫شما مسئول اینجایین؟

234
00:19:30,280 --> 00:19:35,110
‫کی می‌دونه؟ یه‌طورایی اجازه دارم هرچی دوست دارم اینجا بکارم.

235
00:19:35,680 --> 00:19:38,570
‫داره علف‌های هرز رو می‌کنه.

236
00:19:39,380 --> 00:19:42,320
‫اگه اشتباه نکنم اسمش سوئیرِی بود...

237
00:19:42,690 --> 00:19:48,700
‫نه که خودم حق حرف زدن داشته باشم،
‫ولی به نظر آدمی نمیاد که بشه تحریکش کرد.

238
00:19:49,270 --> 00:19:51,220
‫چی می‌کارین؟

239
00:19:56,550 --> 00:19:58,710
‫یه دارو برای زنده کردن آدم.

240
00:19:59,580 --> 00:20:00,420
‫اون...؟

241
00:20:01,090 --> 00:20:03,680
‫یه دارو که بتونه یه مرده رو زنده کنه....

242
00:20:04,370 --> 00:20:09,430
‫اگه همچین چیزی وجود داشت، ‫من بیشتر از هرچیزی می‌خوامش.

243
00:20:10,130 --> 00:20:11,430
‫شوخی کردم.

244
00:20:12,560 --> 00:20:13,980
‫شوخی...؟

245
00:20:13,980 --> 00:20:19,690
‫تو... شنیدم داروسازی. کارت چقدر خوبه؟

246
00:20:20,790 --> 00:20:22,020
‫نمی‌دونم.

247
00:20:27,570 --> 00:20:32,360
‫چند وقت دیگه، اینجا یکم نیلوفرپیچ می‌کارم.

248
00:20:42,020 --> 00:20:43,110
‫خب فعلاً.

249
00:20:43,130 --> 00:20:53,130
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

250
00:20:53,160 --> 00:21:03,160
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

251
00:22:34,980 --> 00:22:50,010
‫پیش‌نمایش قسمت بعد

252
00:22:46,450 --> 00:22:49,740
‫قسمت بعدی: «شانس یا چیزی بیشتر».

253
00:22:46,590 --> 00:22:50,010
‫قسمـــت

254
00:22:46,590 --> 00:22:50,010
‫‫قسمـــت

255
00:22:46,590 --> 00:22:50,010
۱9

256
00:22:46,590 --> 00:22:50,010
۱9

257
00:22:46,590 --> 00:22:50,010
شانس یا چیزی بیشتر

258
00:22:46,590 --> 00:22:50,010
شانس یا چیزی بیشتر
