WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:30.980 --> 01:34.030
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

01:32.980 --> 01:34.430
‫در اون صورت،

01:34.430 --> 01:36.650
‫می‌تونی منو آرایش کنی؟

01:37.170 --> 01:38.110
‫ها؟

01:44.220 --> 01:46.120
‫بخدا هیچ نیازی بهش نداره.

01:48.720 --> 01:52.040
‫توی تاریخ جنگای احمقانه‌ی زیادی رخ داده،

01:52.040 --> 01:56.570
‫ولی چندتاشون به‌خاطر زنای زیبا بوده.

01:57.020 --> 02:01.390
‫اگه این مرد، با این حجم از زیبایی بهشتی قرار باشه آرایش هم بکنه...

02:02.450 --> 02:04.240
‫می‌خواین یه ملتو سرنگون کنین؟

02:04.240 --> 02:05.310
‫این دیگه از کجا در اومد؟

02:05.850 --> 02:08.580
‫چرا تصوراتت اینطوری می‌کنن؟

02:09.810 --> 02:12.520
‫چطوری کک‌ومک‌هات رو درست می‌کنی؟

02:13.000 --> 02:17.190
‫آها، می‌خواد کمتر خوشگل باشه، نه که بیشتر.

02:17.730 --> 02:20.200
‫با گِل خشک‌شده یکم پودر درست می‌کنم،

02:20.710 --> 02:22.470
‫بعد با روغن قاطیش می‌کنم.

02:23.180 --> 02:25.150
‫می‌تونی سریع انجامش بدی؟

02:25.150 --> 02:27.330
‫بله، درست کردنش یه شب وقت می‌بره.

02:28.720 --> 02:31.620
‫یکم برای شما زیادی تیره‌ست.

02:31.620 --> 02:34.670
‫اگه یه دارویی بود که می‌تونست قیافه رو تغییر بده.

02:35.040 --> 02:38.110
‫روی صورت شما لاک چینی جواب می‌ده.

02:38.110 --> 02:40.050
‫ولی اون دائمی می‌شه.

02:41.000 --> 02:42.300
‫آره خب.

02:42.300 --> 02:45.720
‫اگه می‌خواین تظاهر کنین یه رعیتین،

02:46.180 --> 02:48.270
‫می‌شه یه‌کاریش کرد.

02:48.800 --> 02:50.830
‫پس می‌سپرمش به خودت.

02:50.830 --> 02:54.200
‫می‌خوام یه آدمی کاملاً متفاوت از الانم بشم.

02:56.980 --> 02:59.640
‫یعنی می‌خواد چیکار کنه؟

03:01.970 --> 03:03.030
‫اما...

03:04.530 --> 03:06.810
‫اگه قراره انجامش بدم، درست انجامش می‌دم!

03:07.870 --> 03:11.880
‫قسمت

03:07.870 --> 03:11.880
قسمت

03:07.870 --> 03:11.880
۱7

03:07.870 --> 03:11.880
17

03:07.870 --> 03:11.880
گشت‌وگزار در شهر

03:09.870 --> 03:12.000
‫وای ســــرده.

03:13.000 --> 03:14.000
‫صبح بخیرــــ

03:21.420 --> 03:24.300
‫چی شده... صبح اول صبحی اخمات توی همه؟

03:24.300 --> 03:28.800
‫نه چیزی نیست، جینشی-ساما امروزم مثل همیشه زیبایین.

03:28.800 --> 03:30.180
‫یه‌طور تیکه‌ی جدیده؟

03:30.960 --> 03:35.190
‫جینشی-ساما، واقعاً می‌خواین آدم متفاوتی بشین؟

03:35.600 --> 03:38.110
‫دیشب همینو گفتم دیگه.

03:38.110 --> 03:39.850
‫در اون صورت، با اجازه.

03:47.200 --> 03:49.260
‫ای وای!

03:49.260 --> 03:51.250
‫یـ ـ یهویی چی شد؟

03:51.710 --> 03:54.940
‫هیچ رعیتی همچین عود گرونی نمی‌سوزونه.

03:55.520 --> 04:00.120
‫لباس‌های فعلیتون در بهترین حالت مال یه مقام پایین‌رتبه‌ست.

04:00.120 --> 04:04.760
‫نفیس‌ترین عود خارج از کشور نباید توی دسترس شما باشه.

04:05.090 --> 04:07.080
‫چه خوب می‌فهمی.

04:07.080 --> 04:11.590
‫من حس بویاییم رو تمرین دادم تا بوی
‫گیاه‌های دارویی و سمی رو از هم تشخیص بدم.

04:12.000 --> 04:14.890
‫می‌دونین توی یه فاحشه‌خونه چطوری
‫مشتری‌های خوب رو تشخیص می‌دن؟

04:14.890 --> 04:17.690
‫نمی‌دونم. بر اساس ساختار بدن، لباس و یا چیزای اینطوری؟

04:17.690 --> 04:21.400
‫اونا هم هستن، ولی مهم‌تر از هرچیزی بوـه.

04:21.820 --> 04:28.630
‫اونایی که چندتا بوی خودنمایانه دارن
‫عموماً ثروتمندن ولی بیماری مقاربتی دارن.

04:28.630 --> 04:32.710
‫ و اونایی که بوی احشام می‌دن حموم نمی‌رن و کثیفن.

04:32.710 --> 04:36.940
‫بیشتر بازدیدکننده‌های جدید خانه‌ی یشم پرت می‌شن بیرون.

04:37.370 --> 04:38.460
‫آه.

04:38.960 --> 04:43.920
‫باید این سوالو پیش کسی که اون دنیا رو می‌شناسه مطرح کنین.

04:45.490 --> 04:49.470
‫گائوشون-ساما، می‌تونین یه دست لباس دیگه بیارین؟

04:49.470 --> 04:53.630
‫اگه ممکنه، یه دست لباسی که هنوز شسته نشدن و بو می‌دن.

04:53.630 --> 04:54.650
‫ای وای.

04:55.120 --> 04:56.140
‫متوجه شدم.

04:56.140 --> 04:56.650
‫اوی..

04:57.330 --> 04:59.270
‫تا ایشون می‌رن سراغ اون...

05:03.160 --> 05:04.300
‫این چیه؟

05:04.300 --> 05:05.700
‫روغن و نمک.

05:06.680 --> 05:10.830
‫برق موها رو کم و بافتشون رو زبر می‌کنه.

05:12.040 --> 05:13.660
‫با اجازه.

05:26.320 --> 05:27.930
‫خب خوبه.

05:29.890 --> 05:33.770
‫خدای من، حتماً باید برای بستنشون از تیکه‌ی پارچه استفاده کنی؟

05:33.770 --> 05:36.860
‫رعیت جماعت تا وقتی جوابگو باشه از هرچیزی استفاده می‌کنه.

05:37.810 --> 05:40.410
‫مطمئنین این خوبه؟

05:42.560 --> 05:44.250
پیف پیف پیف پیف

05:44.950 --> 05:47.450
‫می‌تونست بیشتر بو بده. ولی همینم خوبه.

05:48.410 --> 05:51.130
‫جینشی-ساما، لطفاً لباس‌هاتون رو در بیارین.

05:51.130 --> 05:52.740
‫بـ ـ باشه.

05:56.840 --> 06:02.000
‫با اینکه شبیه حوریِ بهشتی‌ـه، ولی ‫بدنش موزون و عضله‌ایـه.

06:04.000 --> 06:06.610
‫می‌تونم از اون حوله‌ها استفاده کنم؟

06:06.610 --> 06:09.570
‫حتماً ولی برای چی؟

06:09.570 --> 06:12.010
‫می‌خوام شکل بدنشون رو تغییر بدم.

06:12.010 --> 06:15.270
‫ببخشید می‌شه جفتتون یکم کمکم کنید؟

06:17.190 --> 06:18.810
‫گائوشون-ساما، اونور لطفاً.

06:19.350 --> 06:20.280
‫بله.

06:20.280 --> 06:22.160
‫سوئیرن-ساما، اینو بگیرین.

06:22.160 --> 06:23.640
‫باشه.

06:23.640 --> 06:25.480
‫حالا با پارچه‌های روش...

06:27.160 --> 06:28.360
‫وای وای...

06:28.780 --> 06:30.320
‫اوه...

06:30.760 --> 06:36.080
‫صورت جینشی-ساما با این بدن ضایع یه‌طورایی عجیبه.

06:36.560 --> 06:37.950
‫بعدی صورتتونه.

06:37.950 --> 06:38.870
‫ها؟

06:39.920 --> 06:42.670
‫چندتا رنگ تیره رو با هم مخلوط کردم.

06:42.670 --> 06:46.630
‫ازشون برای درست‌کردن رنگ برنزه ‫مثل پوستِ یه رعیت استفاده می‌کنم.

06:47.140 --> 06:48.880
‫لطفاً چشم‌هاتون رو ببندین.

06:48.880 --> 06:49.780
‫باشه.

06:53.050 --> 06:56.560
‫از نزدیک که بهش دست می‌زنم می‌بینم چقدر بی‌نقصه.

06:56.830 --> 06:59.390
‫حتی یه دونه پرز هم نداره، چه برسه به موی صورت.

06:59.950 --> 07:02.230
‫اگه مثل زنا آریشش کنم یعنی چطور‌ـــ

07:07.320 --> 07:11.070
‫ایناهاش، چیزایی که می‌می نه-چان زوری بهم داد.

07:11.530 --> 07:13.120
می‌گم، هنوز مونده؟

07:13.120 --> 07:16.910
‫لطفاً لب‌هاتون رو ببندین، ولی زیاد فشارشون ندین.

07:16.910 --> 07:18.550
‫ها؟ باشه...

07:27.320 --> 07:28.670
چیزی شده؟

07:29.220 --> 07:31.480
‫شکر خدا خودمون سه نفریم.

07:31.480 --> 07:35.140
‫اگه هرکس دیگه‌ای اینجا بود واویلا می‌شد.

07:35.140 --> 07:37.510
اوی، چی شده؟

07:38.360 --> 07:40.400
‫نه، هیچی.

07:40.400 --> 07:42.430
‫دردم گرفت! چی شده؟

07:42.430 --> 07:43.610
‫هیچی نشد.

07:43.610 --> 07:44.760
‫چیزی نشده.

07:44.760 --> 07:46.770
‫بله. چیزی نشده.

07:47.700 --> 07:49.280
‫برگردیم سر کار.

07:49.690 --> 07:52.030
‫از آرایش برای ایجاد لکه‌های صورت استفاده می‌کنیم.

07:52.030 --> 07:55.650
‫با رنگای تیره زیر چشم رو گود میندازیم.

07:55.650 --> 08:02.120
‫یکم خال اضافه می‌کنیم و ابروها رو ضخیم‌تر می‌کنیم تا شکلشون عوض شه.

08:02.720 --> 08:06.630
‫بقیه‌ی مواد آرایشی می‌تونه واسه جاهای
‫دیگه‌ی بدن استفاده شه تا پوست تیره‌تر به‌نظر بیاد.

08:07.050 --> 08:10.630
‫یکمی می‌زنیم زیر ناخن‌ها تا دست‌ها به‌نظر کثیف بیان.

08:10.990 --> 08:12.990
‫دست‌های محکم و مردونه.

08:12.990 --> 08:15.260
‫گمونم نمی‌شه که دست‌های ظریف و دخترونه داشته باشه...

08:15.260 --> 08:18.010
‫هوم؟ پینه بسته.

08:18.010 --> 08:21.640
‫جز قلم و چاپستیک دیگه برای چی ازشون استفاده می‌کنه؟

08:21.640 --> 08:24.900
‫ولی شاید شمشیرزنی یا نیزه‌ی قطبی تمرین می‌کنه؟

08:25.510 --> 08:28.650
‫کاری نیست که عموماً نیاز باشه یه خواجه انجامش بده، پس چرا...

08:28.650 --> 08:33.150
‫خب، نیازی نیست همچین سوال احمقانه‌ای رو بپرسم.

08:33.150 --> 08:35.570
‫واو، چقدر کثیف به‌نظر میاد.

08:36.370 --> 08:37.340
‫بفرمایید.

08:38.460 --> 08:39.580
‫نوشیدنیه؟

08:43.600 --> 08:44.960
‫وای، این چیه؟

08:45.320 --> 08:49.210
‫لطفاً آروم بخوریدش، لیسش بزنین یه‌طوری که انگار دارین لب‌هاتون رو خیس می‌کنین.

08:49.210 --> 08:52.140
‫این باعث می‌شه لب‌ها و گلوتون ورم کنه و صداتون تغییر کنه.

08:52.140 --> 08:53.880
‫از چی درست شده؟

08:53.880 --> 08:56.120
‫چندتا عامل تحریک‌کننده‌ی مختلف...

08:56.120 --> 09:00.140
‫خیلی تنده، اما سمی نیست خیالتون راحت.

09:05.890 --> 09:07.650
‫همه‌ش رو بخورین.

09:11.160 --> 09:12.890
‫اینم حسن ختام.

09:14.010 --> 09:15.130
‫پنبه‌ست.

09:15.130 --> 09:18.030
‫لطفاً لپتونو با اینا پر کنین تا فرم صورتتون تغییر کنه.

09:22.760 --> 09:24.410
‫تموم شد.

09:29.540 --> 09:31.960
‫واو ارباب جوان، واقعاً خودتونین؟

09:31.960 --> 09:34.060
‫دیگه نگو ارباب جوان.

09:35.010 --> 09:38.120
‫ولی همچنان خیلی زیباست.

09:38.120 --> 09:40.350
‫داشتن همچین زیباییِ طبیعی‌ای باید سخت باشه.

09:40.760 --> 09:44.100
‫به‌ هر حال، از جون مایه گذاشتم.

09:46.880 --> 09:49.690
‫خب، وقتشه برگردیم خونه! خیلی وقته که گذشته.

09:50.310 --> 09:53.930
‫شائومائو، گفتین امروز برمی‌گردین خونه، درسته؟

09:53.930 --> 09:56.740
‫بله، اجازه گرفتم تا فردا بیرون‌ــــ

09:57.750 --> 10:01.190
‫گائوشون-ساما از این قیافه‌ها به خودش نمی‌گرفت...

10:02.270 --> 10:06.410
‫در اون صورت، مقصد جینشی-ساما باهاتون یکیه.

10:07.280 --> 10:08.000
‫وای!

10:08.330 --> 10:14.520
‫حتی با اینکه لباس مبدل دارن، بودن با ملازم‌های همیشگیشون مشکوکه.

10:14.520 --> 10:17.050
‫وای... درسته درسته.

10:17.520 --> 10:19.900
جینشی-ساما شما موافق نیستین؟

10:20.500 --> 10:21.760
‫حق با توـه.

10:23.080 --> 10:25.420
‫اگه بتونی همراهیم کنی خیلی خوب می‌شه.

10:25.420 --> 10:27.480
‫ای داد! جینشی-ساما هم راضیه.

10:27.880 --> 10:33.190
‫متأسفم، فکر نمی‌کنم اگه من جینشی-ساما رو همراهی کنم فرقی به حال قضیه کنه...

10:33.640 --> 10:38.880
‫درسته... اگه یه ملازم ساده یه ارباب ساده رو همراهی کنه به‌نظر طبیعی میاد، ولی...

10:38.880 --> 10:42.450
‫ولی منم همه به‌عنوان خدمتکار شخصی شما می‌شناسن...

10:42.450 --> 10:44.120
‫به نظرم مشکلی پیش نمیاد.

10:44.120 --> 10:47.530
‫پس، چطوره به تو هم لباس مبدل بپوشونیم، شائومائو؟

10:47.530 --> 10:48.190
‫ها؟

10:48.190 --> 10:49.960
‫ایده‌ی خوبیه.

10:50.400 --> 10:54.710
‫من همه‌ی وسایل برای آرایش کردن رو دارم.

10:55.080 --> 10:56.250
‫ولی...

10:56.250 --> 11:00.010
‫فقط باید زمین تا آسمون با ظاهر همیشگیت فرق داشته باشی، درسته؟

11:00.010 --> 11:00.970
‫آه...

11:00.970 --> 11:02.590
‫درســتــه؟

11:02.590 --> 11:05.070
‫بـ‌ ـ بله...

11:05.070 --> 11:07.640
‫احساس خیلی بدی نسبت بهش دارم...

11:14.020 --> 11:17.030
‫جینشی-ساما، طرز نشستن‌تون زیادی موقرانه‌ست.

11:18.360 --> 11:20.620
‫تو هم انقدر با لحن رسمی خطابم نکن.

11:20.620 --> 11:23.640
‫ضمناً، اسمم رو به زبون نیار. همه‌ی زحمات‌مون رو به باد می‌دی.

11:23.640 --> 11:26.660
‫پس چی صداتون بزنم؟

11:26.660 --> 11:28.120
‫یه‌لحظه فکر کنم...

11:28.950 --> 11:33.750
‫می‌تونید جینکا صدام بزنید، بانوی من.

11:33.750 --> 11:35.000
‫هـــا؟

11:35.340 --> 11:38.340
‫به‌نظرم، با ظاهری که داریم متناسبه.

11:39.970 --> 11:44.120
‫راست می‌گه، این لباس واسه دختر سوئیرن-ساماست.

11:44.120 --> 11:47.880
‫جنس و طرحش خوبه. اصلاً دمده به‌نظر نمی‌رسه.

11:47.880 --> 11:51.770
‫گمونم بهم می‌خوره یه بانوی جوان از یه خانواده‌ی خوشنام باشم.

11:55.680 --> 11:57.940
‫چرا انقدر از این وضعیت لذت می‌بره؟

12:01.500 --> 12:04.510
‫این نقشه خدمت شما. شائومائو...

12:05.340 --> 12:08.580
‫بانوی جوان رو به من بسپرید.

12:09.490 --> 12:11.330
‫روتون حساب می‌کنم.

12:15.150 --> 12:16.780
‫خب، جینکا-ساما...

12:18.230 --> 12:19.080
‫هوم؟

12:21.910 --> 12:23.200
‫جینکا.

12:23.200 --> 12:25.020
‫بله، بانوی من!

12:26.660 --> 12:28.500
‫طرز ایستادنت زیادی موقرانه‌ست.

12:34.190 --> 12:38.480
‫«جینکا»، هــا؟ اونقدرام اسم مستعار عجیبی نیست.

12:38.890 --> 12:42.440
‫ولی چه لزومی داشت حرف «کا» از اسم گل رو توی اسمش استفاده کنه؟

12:42.760 --> 12:46.700
‫البته گمونم خود «جینشی» هم اسم چندان مردانه‌ای نیست، ولی خب بازم.

12:47.120 --> 12:50.040
‫شاید اصلاً باید مجبورش می‌کردم خودش رو شکل زن‌ها کنه.

12:52.630 --> 12:56.460
‫نه، به‌خاطر حفظ صلح و آرامش توی سرزمین‌مون، نمی‌تونم این‌کارو بکنم.

12:57.380 --> 12:58.710
‫مقصدمون کجاست؟

13:00.290 --> 13:02.860
‫یه غذاخوری درست خارج از منطقه‌ی سرگرمی.

13:02.860 --> 13:04.930
‫اونجا با یه آشنا قرار ملاقات دارم.

13:10.140 --> 13:12.680
‫چرا من باید محافظ شخصی‌شون باشم؟

13:14.430 --> 13:17.270
‫اونم یواشکی؟ چرا باید-

13:27.210 --> 13:30.830
‫ملازمی که جلوتر از بانوش راه می‌ره؟ هنوز خیلی جای کار داره.

13:31.810 --> 13:32.790
‫جینکا.

13:33.880 --> 13:36.850
‫خیلی عذر می‌خوام، بانوی من.

13:36.850 --> 13:37.930
‫بسیارخب.

13:41.550 --> 13:44.480
‫این فصل هنوز سبزیجات برگدار زیادی به بازار نیومده.

13:44.480 --> 13:45.050
‫هوم؟

13:47.510 --> 13:49.580
‫حالا که دستمزدمو گرفتم،

13:49.580 --> 13:52.250
‫شاید یه مرغ هم بخرم و با همدیگه بپزمشون.

13:52.250 --> 13:53.520
‫خرید خواربار؟

13:54.310 --> 13:56.230
‫با اون لباس؟

14:04.250 --> 14:06.990
‫می‌خواستم به بابام غذا بدم.

14:07.840 --> 14:13.240
‫اون یه طبیب و داروساز برازنده‌ست که رودست نداره.

14:14.120 --> 14:18.750
‫ولی نمی‌دونم چرا، فکر اقتصادیش اصلاً کار نمی‌کنه.

14:18.750 --> 14:22.590
‫برای همینه که با وجود داشتن حرفه‌ای که اصولاً باید پردرآمد باشه،

14:22.590 --> 14:24.250
‫توی اون آلونک فلاکت‌بار زندگی می‌کنه.

14:26.550 --> 14:28.560
‫اگه یه‌وقت بخواد از گرسنگی تلف بشه،

14:28.560 --> 14:32.800
‫ننه جون احتمالاً به‌زور یه‌چیزی به خوردش می‌ده، ولی...

14:42.310 --> 14:43.400
‫چیه؟

14:43.400 --> 14:44.980
‫چرا انقدر ساکتی؟

14:45.960 --> 14:48.410
‫چون حرفی باهم نداریم؟

14:51.740 --> 14:54.370
‫اشتباه جوابشو دادم؟

14:56.230 --> 14:57.500
‫این بو!

14:57.910 --> 14:59.250
‫مرغ سیخی!

14:59.610 --> 15:01.240
‫یه‌لحظه اینجا صبر کنید!

15:02.520 --> 15:04.120
‫عمو جون، دوتا سیخ لطفاً!

15:04.120 --> 15:05.340
‫خدمتتون!

15:07.520 --> 15:10.680
‫بفرمائین. قبل از اینکه از دهن بیفته بخوریدش.

15:14.610 --> 15:15.500
‫باشه.

15:20.310 --> 15:23.720
‫پوست لذیذ و چربی خوش‌طعم...

15:23.720 --> 15:26.270
‫توی کاخ از این‌ها گیرت نمیاد.

15:26.730 --> 15:28.190
‫شما نمی‌خواین بخورین؟

15:28.190 --> 15:30.620
‫همون‌طور که می‌بینین، سمی نیست.

15:31.520 --> 15:32.670
‫نه...

15:32.670 --> 15:33.610
‫آه.

15:34.880 --> 15:35.880
‫بفرمائین.

15:45.320 --> 15:46.340
‫چطور بود؟

15:46.790 --> 15:51.170
‫هوم، بهتر از چیزیه که از توی اردوگاه یادم میاد. نمکش به‌اندازه‌ست.

15:51.500 --> 15:56.680
‫اردوگاه؟ خیال می‌کردم همچون چیزی برای سربازهاست، نه خواجه‌ها.

15:58.280 --> 16:00.680
‫انگار واقعاً بهش چسبیده.

16:04.600 --> 16:07.480
‫آه،‌ گائوشون، خوش اومدی.

16:07.840 --> 16:12.990
‫لطفاً به جعبه دست نزن. تازه جوهر خرمالو بهش زدم.

16:13.380 --> 16:17.150
‫اسباب‌بازی‌های ارباب جوان آدم رو یاد گذشته‌ها می‌ندازن، مگه نه؟

16:17.150 --> 16:18.160
‫بله.

16:18.720 --> 16:21.240
‫خب، حالشون چطور بود؟

16:21.240 --> 16:23.290
‫به‌شدت سرکیف بودن.

16:25.190 --> 16:28.420
‫انتظار نداشتم همچین پیشنهاد خوبی بدی.

16:30.130 --> 16:35.470
‫وقتی ارباب جوان یه اسباب‌بازی موردعلاقه
‫پیدا می‌کردن، برای یه‌لحظه هم نمی‌تونستن ازش دل بکنن.

16:37.240 --> 16:41.640
‫اگه قایمش می‌کردم، طوری گریه می‌کردن که انگار دنیا به آخر رسیده.

16:41.960 --> 16:47.590
‫تو خیلی سعی کردی یه اسباب سرگرمی جدید براش
‫پیدا کنی که به نحوی باعث شه آروم بگیره.

16:50.410 --> 16:52.760
‫پایبندِ یه چیز شدن...

16:53.190 --> 16:56.870
‫دلخوشی‌ای‌ـه که جینشی-ساما اجازه‌ نداره به‌دست بیاره.

16:58.990 --> 17:01.450
‫مجبوریم انقدر عجله کنیم؟

17:01.450 --> 17:03.880
‫یادمه گفتین با یکی قرار ملاقات دارین.

17:03.880 --> 17:06.710
‫بهتر نیست به‌موقع برسین؟

17:07.720 --> 17:11.150
‫مثل اینکه می‌خوای هرچه زودتر راهتو از من جدا کنی.

17:11.150 --> 17:12.460
‫که اینطور؟

17:12.960 --> 17:18.300
‫درسته، جداً می‌خوام راهمو ازش جدا کنم و برگردم تربچه و مرغ بخرم.

17:18.300 --> 17:19.600
‫زندگی...

17:21.750 --> 17:24.480
‫زندگی توی کاخ در اون حد بده؟

17:26.230 --> 17:29.820
‫گمونم بهتر از زندگی توی منطقه‌ی سرگرمی باشه.

17:30.800 --> 17:32.950
‫قطعاً بد نیست.

17:34.120 --> 17:36.800
‫من به خواست خودم مشغول به کار شدم،

17:36.800 --> 17:39.570
‫و اتاقی که بهم داده شده، زیباست.

17:39.960 --> 17:45.540
‫اما، نگران پدرخوانده‌م ام که تک‌وتنها به حال خودش گذاشتمش.

17:46.950 --> 17:48.400
‫چیزی شده؟

17:48.400 --> 17:53.080
‫نه، فقط انتظار نداشتم به چیزی جز دارو یا سم اهمیت بدی.

17:54.050 --> 17:56.040
‫در زمینه‌ی داروسازی هم استادمه.

17:56.040 --> 17:58.840
‫بهش نیاز دارم پس باید خیلی بیشتر از اینا عمر کنه.

17:59.410 --> 18:02.600
‫حتماً باید داروساز خیلی حاذقی باشه.

18:03.040 --> 18:07.200
‫اون نه تنها داروهای شرقی، بلکه داروهای غربی رو هم مطالعه کرده.

18:07.200 --> 18:11.110
‫شنیدم وقتی جوون بوده، خارج از کشور توی غرب تحصیل کرده.

18:11.760 --> 18:14.980
‫این یعنی باید خیلی بااستعداد بوده باشه.

18:15.620 --> 18:19.150
‫فقط برگزیده‌های امپراتوری اجازه‌ی تحصیل در خارج از کشور رو دارن.

18:19.150 --> 18:21.550
‫بله، خیلی بااستعداده.

18:21.550 --> 18:23.980
‫می‌گن که بهشت به هر فردی فقط یه استعداد اعطاء می‌کنه،

18:23.980 --> 18:26.200
‫اما یه‌سری‌ها بیشتر از یه‌دونه نصیب‌شون می‌شه.

18:26.200 --> 18:28.750
‫چه تحسین‌برانگیز.

18:29.240 --> 18:32.590
‫چرا همچین فرد شایسته‌ای، داروسازِ منطقه‌ی سرگرمی‌ـه؟

18:33.300 --> 18:36.430
‫حتماً به‌خاطر اینه که بخت باهاش یار نبوده.

18:36.430 --> 18:40.840
‫دو استعداد نصیبش شد، اما مردانگی‌ش رو از دست داد.

18:42.150 --> 18:46.220
‫منظورت اینه که پدرخوانده‌ت یه خواجه‌ست؟

18:46.220 --> 18:47.900
‫بله.

18:51.910 --> 18:54.840
‫انگار لطیفه‌ی سبک روسپی جماعت نگرفت.

18:55.720 --> 18:58.440
‫از قرار معلوم، به‌خاطر تحصیلات خارجه‌ش،

18:58.440 --> 19:03.900
‫توسط ملکۀ مادر پیشین، مادر امپراتور پیشین، خواجه شده.

19:04.240 --> 19:08.050
‫خواجه، داروساز، طبیب...

19:08.050 --> 19:09.700
‫تاحالا چیزی درموردش نگفته بودم؟

19:11.280 --> 19:13.760
‫آه، اینجاست؟

19:13.760 --> 19:16.170
‫یه مهمان‌سرا طبقه بالای یه غذاخوری.

19:16.170 --> 19:18.280
‫هی، یه سر بزن!

19:18.280 --> 19:19.720
‫هوی، هوی، هوی.

19:20.080 --> 19:25.390
‫آه، عجب. حالا فهمیدم چرا برای تغییر چهره و لباس انقدر به خودش دردسر داد.

19:26.440 --> 19:29.600
‫اگه مسئله این بود، می‌تونستی بیای منطقه‌ی سرگرمی.

19:29.600 --> 19:31.980
‫هـــه؟ منظورت چیه؟

19:31.980 --> 19:32.730
‫هیچی.

19:34.950 --> 19:39.240
‫داروساز، مشتری‌های ثابت خانه‌ی یشم رو می‌شناسی؟

19:39.240 --> 19:42.990
‫هــا، خب، اون‌هایی رو که نسبت به بقیه سرترن.

19:43.360 --> 19:44.700
‫اون‌ها کی‌ان؟

19:44.700 --> 19:47.450
‫نمی‌تونم بگم. اطلاعات محرمانه‌ست.

19:49.490 --> 19:50.330
‫پس...

19:52.870 --> 19:56.090
‫چطور می‌شه ارزش یه روسپی رو پایین آورد؟

19:57.800 --> 19:59.880
‫سؤال ناخوشایندی پرسیدین.

20:04.600 --> 20:08.390
‫راه‌های زیادی هست، به‌خصوص برای روسپی‌های عالی‌رتبه.

20:09.030 --> 20:10.440
‫توی خانه‌ی یشم،

20:10.440 --> 20:13.550
‫دخترها اکثر درس‌های مهم رو حین انجام وظیفه به‌عنوان خدمتکار یاد می‌گیرن.

20:13.550 --> 20:14.400
‫در اون موقع،

20:14.400 --> 20:17.900
‫به دو گروهی که از اندام و چهره‌ی زیبایی برخوردارن و برخوردار نیستن تقسیم می‌شن.

20:18.680 --> 20:23.400
‫گروه دوم، به محض شروع به کار، مشتری می‌گیرن تا تن‌فروشی کنن.

20:23.770 --> 20:24.920
‫از سوی دیگه، اون‌هایی که بااستعدادن،

20:24.920 --> 20:29.290
‫مراسم چای رو آموزش می‌بینن و از طریق کسبِ
‫تحصیلات بالا، مشتریان ثابت رو سرگرم می‌کنن.

20:29.290 --> 20:30.910
‫قیمت‌شون به‌تدریج سر به فلک می‌کشه.

20:31.510 --> 20:33.840
‫وقتی تا حد کافی بالا رفت،
‫حضورشون رفته رفته کمرنگ‌تر می‌شه.

20:33.840 --> 20:36.110
‫در این حالت، یه روسپی عالی‌رتبه حاصل می‌شه،

20:36.110 --> 20:37.920
‫که خرجِ چایی خوردن باهاش، حقوق یه ساله.

20:39.080 --> 20:43.200
‫بعضی‌ها تا روزی که خریده بشن، عفت‌شون رو حفظ می‌کنن.

20:44.150 --> 20:47.800
‫ارزش‌شون در گرو عفت‌شونه.

20:47.800 --> 20:51.310
‫از دست دادن اون عفت، ارزش‌شون رو حدأقل نصف می‌کنه.

20:51.310 --> 20:52.180
‫همچنین...

20:54.080 --> 20:58.730
‫بارداری ارزش‌شون رو تقریباً هیچ می‌کنه.

21:05.000 --> 21:15.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:35.040 --> 22:50.050
‫پیش‌نمایش قسمت بعد

22:46.130 --> 22:48.470
‫قسمت بعدی: «لاکان.»

22:46.420 --> 22:50.060
‫قسمـــت

22:46.420 --> 22:50.060
‫‫قسمـــت

22:46.420 --> 22:50.060
18

22:46.420 --> 22:50.060
لاکان
