WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:32.780 --> 01:35.780
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد.

01:38.440 --> 01:40.300
‫به اون یارو اعتمادی نیست!

01:39.240 --> 01:43.160
‫قسمـــــت

01:39.240 --> 01:43.160
9

01:39.240 --> 01:43.160
خودکشی یا قتل

01:39.240 --> 01:43.160
قسمـــــت

01:39.240 --> 01:43.160
9

01:39.240 --> 01:43.160
خودکشی یا قتل

01:40.300 --> 01:43.370
‫این خودش صدتا داستان دیگه دنبالش میاره.

01:49.500 --> 01:52.420
‫ساکه! بازم ساکه بیارید...

01:52.750 --> 01:55.560
‫خیلی عوض شده.

01:55.560 --> 01:59.080
‫دیدن صورتش باعث می‌شه نوشیدنی زهرمار بشه.

01:59.080 --> 02:00.970
‫تو این مورد باهات موافقم.

02:07.880 --> 02:11.000
‫اوه... زحمت کشیدی.

02:19.950 --> 02:22.360
‫تا کی می‌خواید کج‌خلقی کنید؟

02:22.360 --> 02:23.740
‫کج‌خلقی نمی‌کنم.

02:24.000 --> 02:27.160
‫لطفاً فراموش نکنید که هنوز درحال کارید.

02:27.160 --> 02:28.370
‫حواسم هست.

02:29.960 --> 02:31.460
‫هیچم حواسش نیست.

02:32.180 --> 02:36.710
‫کسی که با عنوان جینشی شناخته می‌شه
‫به چنین شکل کودکانه‌ای جواب نمی‌ده.

02:37.350 --> 02:41.050
‫کسی که با عنوان جینشی شناخته می‌شه
‫خودش رو به‌ این شکل وابسته‌ی یه بازیچه نمی‌کنه.

02:42.450 --> 02:44.470
‫کارهای جدید خدمت شما.

02:48.760 --> 02:50.720
‫اون‌موقع، تلاش زیادی طلبید تا...

02:50.720 --> 02:53.860
‫همنشین گیوکویو دست از
‫یه‌بند خندیدن برداره و توضیح بده.

02:55.940 --> 02:58.490
‫سوء... تفاهم؟

02:58.490 --> 03:01.050
‫بازپرداختی که اون در ازای گرفتن ضامن ازش حرف زد...

03:01.050 --> 03:02.700
‫ملاقات با یکی از روسپی‌های مشهور بود.

03:02.700 --> 03:05.630
‫کی باورش می‌شد اون دختر چنین ارتباطاتی داشته باشه؟

03:05.630 --> 03:08.860
‫خدا می‌دونه چه تصوراتی به خیال ارباب اومدن.

03:10.320 --> 03:11.870
‫جوونی واقعاً چیز ترسناکیه.

03:13.760 --> 03:17.590
‫این به کنار، چُنین پشت‌کاری برای زود تموم‌کردن کارشون...

03:18.070 --> 03:19.800
‫و رفتن به ملاقات اون...

03:21.350 --> 03:24.050
‫به فهمیدن اینکه با یه مرد دیگه رفته خونه، ختم شد.

03:24.610 --> 03:27.560
‫قطع به یقین شوک بزرگی بهشون وارد شده.

03:34.640 --> 03:37.900
‫باید یکم بیشتر در مورد این مسائل فکر کنن...

03:38.390 --> 03:42.920
‫خیلی از دیوان‌سالارها سعی می‌کنن
‫لایحه‌هایی تصویب کنن که به نفع خودشون باشه.

03:43.520 --> 03:48.160
‫دلم برای اربابم می‌سوزه که مجبوره
‫بابت چنین لایحه‌های بی‌مصرفی اضافه‌کاری کنه.

03:55.220 --> 03:56.380
‫جینشی-ساما!

03:56.380 --> 03:59.550
‫دیگه از ساعت اداری گذشته. می‌شه بذاریش برای بعداً؟

03:59.550 --> 04:03.510
‫عه... مسئله مربوط به کار نیست... راستش...

04:08.450 --> 04:09.600
‫کونِن-دونو؟!

04:09.920 --> 04:11.080
‫جینشی-ساما.

04:11.080 --> 04:11.850
‫بریم!

04:15.460 --> 04:17.860
‫چه قدر ناراحت‌کننده...

04:18.310 --> 04:21.360
‫مثل اینکه یه کله‌گنده‌ای ریق رحمتو سر کشیده.

04:21.720 --> 04:25.160
‫شاید بی‌رحمانه باشه، ولی نمی‌تونم...

04:25.160 --> 04:27.490
‫تو غم مرگ کسی که حتی یه‌بار هم ندیدمش، شریک بشم.

04:27.900 --> 04:32.250
‫مردی که سنش از پنجاه گذشته،
‫و به‌خاطر نوشیدن زیادی ساکه مرده.

04:32.250 --> 04:34.040
‫معلومه آشیه که خودش پخته.

04:36.540 --> 04:42.170
‫از اونجایی که به‌ خودش زحمت داده
‫و ندیمه‌ی ارشد رو فرستاده دنبال نخود سیاه...

04:42.550 --> 04:45.880
‫داروساز، فکر می‌کنی واقعاً الکل بوده که باعث مرگش شده؟

04:46.640 --> 04:47.960
‫می‌دونستم می‌پرسه.

04:49.760 --> 04:54.420
‫هرکسی که ساکه دوست داره باید بدونه که
‫زیاده‌روی توی نوشیدن خودش اصلِ سمه.

04:54.940 --> 04:58.250
‫نوشیدن مداوم می‌تونه به اعضای داخلی آسیب بزنه.

04:58.250 --> 05:02.170
‫نوشیدن زیادی یک‌جا خودش می‌تونه باعث مرگ بشه.

05:02.170 --> 05:05.990
‫شنیدم یه دورهمی با همکار‌هاش بوده و ساکه‌ی زیادی خورده.

05:05.990 --> 05:07.610
‫همون می‌تونه باعث مرگش باشه.

05:08.310 --> 05:10.940
‫ولی کونِن-دونو می‌دونستن کی دست بردارن.

05:10.940 --> 05:12.700
‫فکر نمی‌کنم زیاده‌روی دلیل مرگشون باشه.

05:16.150 --> 05:18.330
‫مردی که مرده اسمش کونِن بوده.

05:18.880 --> 05:21.930
‫یه جنگجوی پرانرژی بوده که
‫کوزه‌های ساکه رو سر می‌کشیده،

05:21.930 --> 05:23.840
‫و علاوه‌بر این شخصیت محبوبی هم بوده.

05:23.840 --> 05:25.080
‫گائوشون.

05:25.080 --> 05:25.920
‫چشم.

05:26.470 --> 05:29.060
‫این نوشیدنی از همون دورهمیه.

05:31.390 --> 05:33.220
‫اوه، سـاکـه!

05:33.220 --> 05:35.600
‫اون کوزه‌ای که کونِن-دونو ازش خوردن...

05:35.600 --> 05:38.270
‫افتاد روی زمین و محتویاتش از دست رفته.

05:39.960 --> 05:44.100
‫پس، اگه داخل کوزه سمی بوده باشه،
‫راهی نیست که ازش باخبر بشیم.

05:44.440 --> 05:45.980
‫دقیقاً همین‌طوره.

05:46.650 --> 05:51.120
‫چه متواضع. می‌دونه که درخواست غیرممکنی می‌کنه.

05:51.120 --> 05:54.390
‫بهتره همون‌طوری مثل همیشه‌ پر زرق و برق باشه.

05:54.910 --> 05:59.580
‫الان یه‌مدتی می‌شه که جینشی-ساما
‫بیشتر از قبل شبیه بچه‌ها به‌نظر می‌رسه.

06:04.760 --> 06:07.930
‫در عین شیرین بودن شورم هست.

06:07.930 --> 06:11.510
‫انگاری که یه‌نفر نمک برداشته و ریخته توی یه ساکه‌ی شیرین...

06:12.040 --> 06:13.120
‫چی شده؟

06:13.120 --> 06:15.220
‫طعم غیرمعمولی داره.

06:15.220 --> 06:19.960
‫آره. مگه شیرین نیست؟
‫کونِن-دونو این‌طوری می‌پسندید.

06:19.960 --> 06:21.420
‫به شدت به شیرینی‌جات علاقه داشتن.

06:21.420 --> 06:26.170
‫حتی به بهترین گوشت‌های دودی و سنگ‌های نمک هم دست نمی‌زد.

06:26.170 --> 06:27.390
‫عـه...

06:27.390 --> 06:32.330
‫شنیدم که قبلاً غذاهای تند دوست داشتن،
‫ولی یه‌دفعه علاقه‌شون به شیرینی‌جات زیاد شد.

06:32.910 --> 06:35.490
‫حتی همه‌ی غذاهاشون هم شیرین شده بودن.

06:35.490 --> 06:37.370
‫این باعث قند خون می‌شه.

06:37.370 --> 06:40.010
‫می‌شه با واقعیت نزنی تو سر خاطراتم؟

06:40.720 --> 06:41.790
‫بازم داری می‌خوری؟

06:42.060 --> 06:44.730
‫از تندی رفته سراغ شیرینی،‌ ها؟

06:46.070 --> 06:48.340
‫توی مهمونی نمک هم در دسترس بوده؟

06:48.620 --> 06:53.600
‫آره. سنگ نمک، کیک ماه و گوشت خشک‌شده.

06:54.180 --> 06:56.140
‫اون‌ها رو هم می‌خوای؟

06:56.140 --> 06:59.160
‫نه، تا اون‌موقع نوشیدنی رو تموم کردم.

06:59.160 --> 07:00.890
‫نه، منظورم این نبود ها...

07:01.200 --> 07:04.800
‫می‌تونید کوزه‌ای که کونِن-ساما ازش خورده رو بیارید؟

07:04.800 --> 07:07.160
‫شکست و تکه‌تکه شد.

07:07.160 --> 07:08.240
‫مشکلی نداره.

07:14.870 --> 07:19.800
‫و اینکه، یه چیز دیگه هم هست که ازتون می‌خوام بررسیش کنید.

07:24.160 --> 07:25.500
‫با اجازه.

07:29.780 --> 07:31.440
‫گزارش خدمت شما.

07:31.440 --> 07:32.930
‫خیلی ممنونم.

07:37.880 --> 07:39.000
‫می‌دونستم.

07:40.890 --> 07:41.960
‫اینم کوزه‌ی ساکه.

07:49.670 --> 07:50.940
خوردنش مشکلی نداره؟

07:51.360 --> 07:53.260
‫این سمی نیست.

07:59.560 --> 08:00.540
‫نمک؟

08:00.540 --> 08:08.190
‫بله. جینشی-ساما، ذکر کردین نه؟ که کونِن-ساما
‫چطور ناگهانی به شیرینی‌جات علاقه‌مند شدن...

08:08.190 --> 08:10.750
‫و بعد از اون دیگه فقط غذاهای شیرین می‌خوردن؟

08:10.750 --> 08:11.420
‫بله.

08:11.820 --> 08:17.300
‫اما این کوزه‌ی ساکه انقدر نمک داشت که بعد
‫از خشک شدن بلورهاش به‌جا مونده.

08:19.220 --> 08:24.090
‫نمک برای بدن ضروریه، اما نمک بیش از اندازه هم می‌تونه سمی باشه.

08:24.090 --> 08:26.060
‫بنابراین، علت مرگش...

08:26.530 --> 08:30.840
‫با توجه به مقداری که نوشیدن و میزان نمکی که داشته،

08:30.840 --> 08:33.570
‫راحت می‌شه نتیجه گرفت علتش این بوده.

08:33.570 --> 08:38.140
‫بله، ولی وقتی یه‌چیزی انقدر شوره باید بتونی تشخیص بدی.

08:38.140 --> 08:41.290
‫اما ایشون نتونستند. لطفاً یه نگاهی به این بندازید.

08:42.610 --> 08:46.060
‫این یه گزارش از سبک زندگی کونِن-ساما هست.

08:47.440 --> 08:49.040
‫با قضاوت چیزی که این‌جا نوشته،

08:49.040 --> 08:53.390
‫گویا کونِن-ساما توانایی چشیدنِ نمک رو از دست دادن.

08:53.390 --> 08:54.470
‫اوه، نه...

08:55.240 --> 08:59.240
‫کونِن دیوان‌سالار جدی، ماهر و با شخصیت پرهیزکاری به‌نظر میومد.

08:59.240 --> 09:00.930
‫کونِن دیوان‌سالار جدی، ماهر و با شخصیت پرهیزکاری به‌نظر میومد.

09:05.930 --> 09:10.610
‫سال‌ها پیش زن و فرزندش رو در اثر یه بیماری همه‌گیر از دست داد.

09:11.620 --> 09:14.050
‫از اون روز شب و روزش به کار ختم می‌شد.

09:14.050 --> 09:17.990
‫تنها سرگرمیش  ساکه و شیرینی‌جات بود.

09:19.380 --> 09:21.490
‫بیماری‌ای هست که قدرت چشایی رو از بین می‌بره.

09:22.000 --> 09:25.310
‫که می‌تونه ناشی از رژیم غذایی نامتعادل و استرس باشه.

09:25.310 --> 09:27.900
‫افراد جدی گاهی‌اوقات احساساتشون رو سرکوب می‌کنن،

09:27.900 --> 09:30.250
‫و اون اضطراب ممکنه منجر به بیماری بشه.

09:30.620 --> 09:34.340
پس... کی توی کوزه‌ی ساکه نمک ریخته؟

09:35.720 --> 09:39.090
‫تشخیص این کار بنده نیست.

09:39.520 --> 09:44.100
‫هرچند، توی ساکه‌ای که من دیروز خوردم هم نمک بود.

09:44.850 --> 09:47.770
‫شاید کسی توی دورهمی، که ساکه‌ی شیرین دوست نداشته...

09:47.770 --> 09:50.150
‫داخلش ریخته.

09:50.800 --> 09:55.260
‫از طرفی، آدم‌های زیادی هستند که از همکار
‫بی‌‌اندازه جدی‌ـشون کینه به دل دارن.

09:55.800 --> 09:58.940
‫شاید کمی نمک توی نوشیدنی‌ـشون ریختن،

09:58.940 --> 10:02.240
‫چون از ایشون دل خوشی نداشتن و می‌خواستن سربه‌سرشون بذارن.

10:03.560 --> 10:07.000
‫ولی چون ایشون در ظاهر بدون مشکل به نوشیدن ادامه دادن،

10:07.000 --> 10:10.180
‫شاید به امید اینکه متوجه بشن، نمک بیشتر و بیشتری اضافه کردن.

10:12.670 --> 10:13.660
‫گائوشون.

10:13.660 --> 10:14.360
‫بله.

10:15.450 --> 10:16.280
‫اطاعت می‌شه.

10:18.450 --> 10:20.360
‫عجب بزدلی‌ام.

10:20.760 --> 10:25.500
‫با این‌همه نشونه‌ای که ردیف کردم، تشخیص مجرم دیگه آب خوردنه.

10:26.900 --> 10:30.870
‫ولی نمی‌خوام من مستقیماً مسئول مجازات‌شدن کسی باشم.

10:31.690 --> 10:34.540
‫شرمنده که به زحمت افتادی. کمک‌حال بودی.

10:34.540 --> 10:35.150
‫مشکلی نیست.

10:36.080 --> 10:38.150
‫آویز شیشه‌ی آتش‌فشان...

10:38.830 --> 10:40.820
‫غمباد گرفته.

10:41.370 --> 10:43.410
‫انقدر شخص محترمی بودن؟

10:44.260 --> 10:46.910
‫آره. دوران جوونیم خیلی کمکم کردن.

10:52.080 --> 10:54.520
‫شبیه یه مرد جوون عادیه.

10:55.620 --> 10:58.410
‫این هم آخرش آدمیزاده ها.

11:00.930 --> 11:01.800
‫راستی!

11:02.730 --> 11:03.560
‫ها؟

11:05.620 --> 11:06.520
‫جایزه‌ت.

11:06.970 --> 11:07.930
بطری؟

11:07.930 --> 11:10.390
‫آره. مثل دیروزی نیست البته.

11:11.030 --> 11:12.120
‫ساکه!

11:12.690 --> 11:14.410
‫جلوی ملت نخوریش.

11:14.750 --> 11:17.380
‫بله! ممنون از شما!

11:23.060 --> 11:25.420
‫اون‌قدرا به‌نظر قدردان نمیای.

11:25.420 --> 11:30.120
‫این‌طوریه؟ ولی شاید بهتر باشه شما دیگه برگردین سر کارتون.

11:31.560 --> 11:33.830
‫واکنشو ببین... داره شونه خالی می‌کنه.

11:33.830 --> 11:36.560
‫بهتره قبل از اینکه روی همدیگه تلنبار شن تمومشون کنید.

11:36.560 --> 11:38.050
‫من دارم با جدیت تمام کار می‌کنم...

11:38.050 --> 11:39.380
‫چطور کاری؟

11:39.380 --> 11:43.220
‫آه... مثلاً یه‌طور لایحه‌ی ویژه هست.

11:43.220 --> 11:46.520
‫ایده از این قراره که یه‌طور محدودیت سنی برای مصرف ساکه برقرار بشه،

11:46.520 --> 11:49.080
‫تا از غرق‌شدن جوان‌ها توی خوردن ساکه جلوگیری بشه.

11:49.080 --> 11:50.100
‫ها؟

11:50.490 --> 11:53.860
‫لایحه ممنوعیت مصرف ساکه تا سن بیست سالگی رو پیشنهاد می‌کنه.

11:59.190 --> 12:00.500
‫جینشی-ساما...

12:01.610 --> 12:04.030
‫ببینین... تو رو خدا تحت هیچ شرایطی نذارید این لایحه تصویب شه.

12:08.290 --> 12:11.600
‫خب، این چیزی نیست که من سرخود درموردش تصمیم بگیرم.

12:11.600 --> 12:13.040
‫جـ ـ جینشی-ساما!

12:45.220 --> 12:46.340
‫حکیم!

12:49.790 --> 12:50.790
‫از این‌طرف!

12:55.370 --> 12:56.980
‫ایـ ـ این‌جاست!

13:02.340 --> 13:04.680
‫شانس آوردیم الان زمستونه.

13:04.680 --> 13:07.420
‫با وجودی که یه جسد غرق شده‌ست، ولی وضعیت خوبی داره.

13:07.420 --> 13:09.640
‫چطور می‌تونی مستقیم بهش نگاه کنی؟

13:09.640 --> 13:11.010
‫کجا پیدا شده؟

13:11.260 --> 13:13.180
‫توی خندق بیرونی شناور بود.

13:13.180 --> 13:15.940
‫باتوجه به لباسش، مطمئن شدیم از خدمتکارهای کاخ اندرونی‌ـه.

13:16.280 --> 13:19.400
‫که این‌طور. برای همین حکیم ما رو صدا زدن.

13:19.890 --> 13:22.010
‫ولی دکتری که مسئول کالبد شکافی‌ـه این‌طور رفتار می‌کنه...

13:22.010 --> 13:23.650
‫الحق که چاخانه.

13:23.650 --> 13:26.170
‫بانوی کوچک، می‌تونم اینو بسپرم به تو؟

13:26.170 --> 13:27.080
‫نخیر.

13:27.080 --> 13:27.850
‫ها؟

13:27.850 --> 13:30.490
‫به من دستور دادن به اجساد دست نزنم.

13:30.860 --> 13:32.670
‫غیرمنتظره بود.

13:32.670 --> 13:33.750
‫جینشی-ساما!

13:34.030 --> 13:36.150
‫روز بخیر، جینشی-ساما!

13:37.140 --> 13:39.150
‫به‌نظر کنار جسدا معذب نیستی.

13:39.150 --> 13:41.130
‫بهشون عادت کردم.

13:41.130 --> 13:44.510
‫تو کوچه‌ پس‌کوچه‌های منطقه‌ی سرگرمی بی‌قانونی بیداد می‌کنه.

13:44.890 --> 13:47.070
‫چرا نمی‌تونی به اجساد دست بزنی؟

13:47.070 --> 13:49.430
‫استادم از این کار منعم کرده.

13:49.800 --> 13:51.710
‫یه‌جور مرگ‌گریزی‌ـه؟

13:51.710 --> 13:52.580
‫نه...

13:53.160 --> 13:56.230
‫واسه اینه که می‌شه از آدم‌ها هم به‌عنوان
‫مواد اولیه‌ی دارویی استفاده کرد.

13:57.020 --> 13:59.370
‫به‌خاطر حس کنجکاویت، اگه فقط یه‌بار امتحانش کنی،

13:59.370 --> 14:02.720
‫طولی نمی‌کشه که شروع کنی به کندن قبر مرده‌ها.

14:02.720 --> 14:05.480
‫به‌هیچ‌وجه سراغ این کار نرو.

14:05.480 --> 14:06.820
‫چ‍ـ ــ چشم.

14:07.070 --> 14:08.280
‫که این‌طور.

14:09.120 --> 14:10.700
‫چه جواب گستاخانه‌ای.

14:11.020 --> 14:14.070
‫حکیم، می‌شه لطفاً از نزدیک یه نگاه بهش بندازی؟

14:14.760 --> 14:15.950
‫الساعه...

14:18.080 --> 14:19.580
‫وای!

14:19.580 --> 14:21.260
‫ای داد بیداد...

14:23.400 --> 14:29.650
‫قدش بلنده. یه پاش کفش چوبی و زمختی پوشیده...
‫و پای دیگه‌ش باندپیچی شده...

14:29.650 --> 14:31.480
‫انگشت‌هاش همه قرمز شدن.

14:33.680 --> 14:37.210
‫آبه حتماً خیلی یخ بوده.

14:42.190 --> 14:46.680
‫اون دختر یه خدمتکار بود و دیروز مثل همیشه مشغول به کار بود.

14:47.200 --> 14:52.200
‫به عقیده‌ی نگهبان‌ها دیشب از دیوار بالا رفته و خودشو پرت کرده توی آب.

14:52.200 --> 14:54.280
‫به عبارتی خودکشی کرده.

14:54.680 --> 14:56.750
‫خودکشی...

14:57.170 --> 14:58.200
‫نظرت چیه؟

14:58.520 --> 15:00.920
‫مطمئن نیستم که خودکشی کرده باشه،

15:00.920 --> 15:03.770
‫اما به‌نظرم امکان نداشت تنهایی از پسش بربیاد.

15:03.770 --> 15:05.090
‫منظورت چیه؟

15:05.450 --> 15:10.880
‫پای دیوار هیچ نردبون یا وسیله‌ی دیگه‌ای برای بالارفتن نبود.

15:10.880 --> 15:14.350
‫طول دیوارهای کاخ اندرونی کمِ کمش چهاربرابر قد منه.

15:14.670 --> 15:16.930
‫یعنی می‌گی که بدون داشتن وسیله نمی‌تونست بالا بره.

15:17.490 --> 15:18.980
‫در حالت عادی.

15:19.980 --> 15:24.300
‫اما اگه بخوایم دقیق شیم، می‌شه بدون وسیله هم از دیوار بالا رفت.

15:24.960 --> 15:28.330
‫اون قضیه‌ی روح چندوقت پیش رو یادتونه؟

15:28.330 --> 15:29.770
‫همنشین فویو؟

15:29.770 --> 15:30.360
‫بله.

15:30.960 --> 15:34.750
‫برام سؤال بود که چطوری از دیوار بالا رفتن،

15:34.750 --> 15:37.660
‫واسه همین با دقت تمام بررسیش کردم.

15:38.090 --> 15:43.080
‫همون‌جا بود که پیش‌آمدگی‌هایی رو پیدا کردم
‫که به گمونم کارگرها ازشون استفاده می‌کردن.

15:44.210 --> 15:47.870
‫با این‌حال، بالا رفتن از اون‌ها کار هر زنی نیست،

15:47.870 --> 15:51.090
‫به‌خصوص زن‌هایی با پای باندپیچی‌شده،‌ مثل اون خدمتکار.

15:52.120 --> 15:56.440
‫باندپیچی پاها یه رسم با ریشه در این باوره
‫که پاها هرچه کوچک‌تر باشن، زیباترن.

15:57.060 --> 16:00.170
‫این روی همه‌ی زن‌ها صورت نمی‌گیره،

16:00.170 --> 16:04.150
‫اما توی کاخ اندرونی هم هرازگاهی چشمم
‫به این سبک راه رفتن خاص می‌افته.

16:04.610 --> 16:06.340
‫پس اگه خودکشی نیست،

16:07.200 --> 16:08.780
‫یعنی می‌گی که قتله؟

16:08.780 --> 16:10.680
‫از این بابت مطمئن نیستم.

16:11.150 --> 16:15.160
‫اما به‌نظرم می‌تونیم با قطعیت بگیم که
‫موقع افتادن توی خندق زنده بوده.

16:16.370 --> 16:19.380
‫حتماً در تلاش برای بیرون کشیدن خودش از آب به دیوار چنگ انداخته.

16:19.850 --> 16:23.040
‫انگشت‌هاش خونی و قرمز بودن.

16:25.140 --> 16:26.040
‫بله...

16:27.300 --> 16:30.100
‫خودکشی، یا قتل...

16:38.780 --> 16:43.180
‫فکر کشتن خودم هرگز به ذهنم خطور نمی‌کنه.

16:43.800 --> 16:46.390
‫و ذره‌ای هم دلم نمی‌خواد کس دیگه‌ای این‌کارو بکنه.

16:47.290 --> 16:50.480
‫اگه می‌مردم، نمی‌تونستم دارو یا سم دیگه‌ای رو امتحان کنم.

16:53.490 --> 16:57.130
‫ولی اگه خودم می‌مردم...

16:58.660 --> 17:00.330
‫به چی فکر می‌کنی؟

17:00.630 --> 17:02.950
‫این‌که از چه نوع سمی برای مردن استفاده می‌کردم.

17:03.450 --> 17:04.460
‫می‌خوای بمیری؟!

17:05.010 --> 17:09.790
‫اصلاً و ابداً. اما هیچکس از زمان مرگش خبر نداره.

17:11.500 --> 17:15.580
‫حتی اگه چیزی نباشه که خواستارش بوده، یه شخص سوم خبیث...

17:15.580 --> 17:18.060
‫می‌تونه باعث یه مرگ ناخواسته شه.

17:18.630 --> 17:19.890
‫مثل ماجرای کونِن-ساما.

17:22.630 --> 17:26.100
‫هیچکس از زمان احتمالی وقوعش خبر نداره.

17:26.500 --> 17:29.730
‫به هیچ وجه نمی‌شه جلوی سرنوشت ایستاد...

18:42.690 --> 18:43.980
‫جینشی-ساما.

18:44.980 --> 18:45.890
‫چیه؟

18:48.040 --> 18:52.610
‫اگه یه‌وقت مسئولیت اعدام من به شما محول شد،
‫می‌شه مطمئن شید که با سم انجام شه؟

18:53.190 --> 18:54.360
‫این حرف از کجا اومد؟!

18:54.790 --> 18:59.950
‫اگه یه‌وقت من مرتکب اشتباهی شم، احتمالاً شما
‫کسی باشید که دستور رو صادر می‌کنه.

19:10.360 --> 19:13.210
‫نکنه الان دخالت بیجا کردم؟

19:13.610 --> 19:16.220
‫عذر می‌خوام، من در جایگاهی نیستم که حق انتخاب داشته باشم.

19:16.820 --> 19:19.550
‫اگه به دار آویختن یا گردن زدن هم باشه شکایتی نمی‌کنم.

19:19.550 --> 19:21.820
‫نه، آخه واقعاً این حرف‌ها برای چیه؟!

19:23.610 --> 19:25.820
‫چون‌که جزو عوام محسوب می‌شم.

19:25.820 --> 19:28.640
‫زندگی من به جزئی‌ترین اشتباه بنده.

19:28.640 --> 19:30.270
‫من هرگز همچین کاری نمی‌کنم.

19:30.270 --> 19:34.480
‫مسئله‌ی «کردن یا نکردن» نیست. «تونستن یا نتونستن»ـه.

19:36.130 --> 19:38.540
‫مثل اینکه حرفم باعث رنجشش شد.

19:40.110 --> 19:43.100
‫اگه امر دیگه‌ای ندارید، از حضورتون مرخص می‌شم.

20:00.760 --> 20:04.320
‫بعداً، ازطریق شایعات فهمیدم...

20:04.320 --> 20:08.840
‫که خدمتکار مرده، توی ضیافت باغی که
‫جریان مسمومیت پیش اومد حضور داشت.

20:09.700 --> 20:12.040
‫وصیت‌نامه‌ای با محتوای مرتبط پیدا کردن،

20:12.040 --> 20:14.870
‫درنتیجه پرونده به عنوان خودکشی بسته شد.

20:22.280 --> 20:25.160
‫گزارش مربوط به اون روز بالأخره آماده‌ست.

20:25.500 --> 20:29.410
‫دوماه از وقتی که ازت خواستم کسی رو
‫با جای سوختگی روی ساعدهاش پیدا کنی، می‌گذره.

20:30.290 --> 20:31.910
‫زیادی طولش دادی.

20:31.910 --> 20:33.660
‫خیلی عذر می‌خوام.

20:33.660 --> 20:35.580
‫خب، کی بود؟

20:36.010 --> 20:39.210
‫بله. درواقع مقام‌شون بالاتر از حد انتظارم بود.

20:40.390 --> 20:42.470
‫فنگ‌مینگ، از کاخ لعل.

20:47.930 --> 20:51.220
‫ندیمه‌ی ارشد همنشین آدوئو.

20:53.250 --> 20:54.230
‫که این‌طور.

20:55.410 --> 20:56.490
‫مرخصی.

21:02.530 --> 21:03.800
‫همنشین آدوئو...

21:03.820 --> 21:13.820
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:34.990 --> 22:50.010
‫پیش‌نمایش قسمت بعد

22:46.450 --> 22:48.970
‫قسمت بعدی: «عسل»

22:46.590 --> 22:50.390
‫قسمـــت

22:46.590 --> 22:50.390
10

22:46.590 --> 22:50.390
عســـل

22:46.590 --> 22:50.390
‫قسمـــت

22:46.590 --> 22:50.390
10

22:46.590 --> 22:50.390
عســـل
