1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:32,780 --> 00:01:35,780
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد.

3
00:01:38,440 --> 00:01:40,300
‫به اون یارو اعتمادی نیست!

4
00:01:39,240 --> 00:01:43,160
‫قسمـــــت

5
00:01:39,240 --> 00:01:43,160
9

6
00:01:39,240 --> 00:01:43,160
خودکشی یا قتل

7
00:01:39,240 --> 00:01:43,160
قسمـــــت

8
00:01:39,240 --> 00:01:43,160
9

9
00:01:39,240 --> 00:01:43,160
خودکشی یا قتل

10
00:01:40,300 --> 00:01:43,370
‫این خودش صدتا داستان دیگه دنبالش میاره.

11
00:01:49,500 --> 00:01:52,420
‫ساکه! بازم ساکه بیارید...

12
00:01:52,750 --> 00:01:55,560
‫خیلی عوض شده.

13
00:01:55,560 --> 00:01:59,080
‫دیدن صورتش باعث می‌شه نوشیدنی زهرمار بشه.

14
00:01:59,080 --> 00:02:00,970
‫تو این مورد باهات موافقم.

15
00:02:07,880 --> 00:02:11,000
‫اوه... زحمت کشیدی.

16
00:02:19,950 --> 00:02:22,360
‫تا کی می‌خواید کج‌خلقی کنید؟

17
00:02:22,360 --> 00:02:23,740
‫کج‌خلقی نمی‌کنم.

18
00:02:24,000 --> 00:02:27,160
‫لطفاً فراموش نکنید که هنوز درحال کارید.

19
00:02:27,160 --> 00:02:28,370
‫حواسم هست.

20
00:02:29,960 --> 00:02:31,460
‫هیچم حواسش نیست.

21
00:02:32,180 --> 00:02:36,710
‫کسی که با عنوان جینشی شناخته می‌شه
‫به چنین شکل کودکانه‌ای جواب نمی‌ده.

22
00:02:37,350 --> 00:02:41,050
‫کسی که با عنوان جینشی شناخته می‌شه
‫خودش رو به‌ این شکل وابسته‌ی یه بازیچه نمی‌کنه.

23
00:02:42,450 --> 00:02:44,470
‫کارهای جدید خدمت شما.

24
00:02:48,760 --> 00:02:50,720
‫اون‌موقع، تلاش زیادی طلبید تا...

25
00:02:50,720 --> 00:02:53,860
‫همنشین گیوکویو دست از
‫یه‌بند خندیدن برداره و توضیح بده.

26
00:02:55,940 --> 00:02:58,490
‫سوء... تفاهم؟

27
00:02:58,490 --> 00:03:01,050
‫بازپرداختی که اون در ازای گرفتن ضامن ازش حرف زد...

28
00:03:01,050 --> 00:03:02,700
‫ملاقات با یکی از روسپی‌های مشهور بود.

29
00:03:02,700 --> 00:03:05,630
‫کی باورش می‌شد اون دختر چنین ارتباطاتی داشته باشه؟

30
00:03:05,630 --> 00:03:08,860
‫خدا می‌دونه چه تصوراتی به خیال ارباب اومدن.

31
00:03:10,320 --> 00:03:11,870
‫جوونی واقعاً چیز ترسناکیه.

32
00:03:13,760 --> 00:03:17,590
‫این به کنار، چُنین پشت‌کاری برای زود تموم‌کردن کارشون...

33
00:03:18,070 --> 00:03:19,800
‫و رفتن به ملاقات اون...

34
00:03:21,350 --> 00:03:24,050
‫به فهمیدن اینکه با یه مرد دیگه رفته خونه، ختم شد.

35
00:03:24,610 --> 00:03:27,560
‫قطع به یقین شوک بزرگی بهشون وارد شده.

36
00:03:34,640 --> 00:03:37,900
‫باید یکم بیشتر در مورد این مسائل فکر کنن...

37
00:03:38,390 --> 00:03:42,920
‫خیلی از دیوان‌سالارها سعی می‌کنن
‫لایحه‌هایی تصویب کنن که به نفع خودشون باشه.

38
00:03:43,520 --> 00:03:48,160
‫دلم برای اربابم می‌سوزه که مجبوره
‫بابت چنین لایحه‌های بی‌مصرفی اضافه‌کاری کنه.

39
00:03:55,220 --> 00:03:56,380
‫جینشی-ساما!

40
00:03:56,380 --> 00:03:59,550
‫دیگه از ساعت اداری گذشته. می‌شه بذاریش برای بعداً؟

41
00:03:59,550 --> 00:04:03,510
‫عه... مسئله مربوط به کار نیست... راستش...

42
00:04:08,450 --> 00:04:09,600
‫کونِن-دونو؟!

43
00:04:09,920 --> 00:04:11,080
‫جینشی-ساما.

44
00:04:11,080 --> 00:04:11,850
‫بریم!

45
00:04:15,460 --> 00:04:17,860
‫چه قدر ناراحت‌کننده...

46
00:04:18,310 --> 00:04:21,360
‫مثل اینکه یه کله‌گنده‌ای ریق رحمتو سر کشیده.

47
00:04:21,720 --> 00:04:25,160
‫شاید بی‌رحمانه باشه، ولی نمی‌تونم...

48
00:04:25,160 --> 00:04:27,490
‫تو غم مرگ کسی که حتی یه‌بار هم ندیدمش، شریک بشم.

49
00:04:27,900 --> 00:04:32,250
‫مردی که سنش از پنجاه گذشته،
‫و به‌خاطر نوشیدن زیادی ساکه مرده.

50
00:04:32,250 --> 00:04:34,040
‫معلومه آشیه که خودش پخته.

51
00:04:36,540 --> 00:04:42,170
‫از اونجایی که به‌ خودش زحمت داده
‫و ندیمه‌ی ارشد رو فرستاده دنبال نخود سیاه...

52
00:04:42,550 --> 00:04:45,880
‫داروساز، فکر می‌کنی واقعاً الکل بوده که باعث مرگش شده؟

53
00:04:46,640 --> 00:04:47,960
‫می‌دونستم می‌پرسه.

54
00:04:49,760 --> 00:04:54,420
‫هرکسی که ساکه دوست داره باید بدونه که
‫زیاده‌روی توی نوشیدن خودش اصلِ سمه.

55
00:04:54,940 --> 00:04:58,250
‫نوشیدن مداوم می‌تونه به اعضای داخلی آسیب بزنه.

56
00:04:58,250 --> 00:05:02,170
‫نوشیدن زیادی یک‌جا خودش می‌تونه باعث مرگ بشه.

57
00:05:02,170 --> 00:05:05,990
‫شنیدم یه دورهمی با همکار‌هاش بوده و ساکه‌ی زیادی خورده.

58
00:05:05,990 --> 00:05:07,610
‫همون می‌تونه باعث مرگش باشه.

59
00:05:08,310 --> 00:05:10,940
‫ولی کونِن-دونو می‌دونستن کی دست بردارن.

60
00:05:10,940 --> 00:05:12,700
‫فکر نمی‌کنم زیاده‌روی دلیل مرگشون باشه.

61
00:05:16,150 --> 00:05:18,330
‫مردی که مرده اسمش کونِن بوده.

62
00:05:18,880 --> 00:05:21,930
‫یه جنگجوی پرانرژی بوده که
‫کوزه‌های ساکه رو سر می‌کشیده،

63
00:05:21,930 --> 00:05:23,840
‫و علاوه‌بر این شخصیت محبوبی هم بوده.

64
00:05:23,840 --> 00:05:25,080
‫گائوشون.

65
00:05:25,080 --> 00:05:25,920
‫چشم.

66
00:05:26,470 --> 00:05:29,060
‫این نوشیدنی از همون دورهمیه.

67
00:05:31,390 --> 00:05:33,220
‫اوه، سـاکـه!

68
00:05:33,220 --> 00:05:35,600
‫اون کوزه‌ای که کونِن-دونو ازش خوردن...

69
00:05:35,600 --> 00:05:38,270
‫افتاد روی زمین و محتویاتش از دست رفته.

70
00:05:39,960 --> 00:05:44,100
‫پس، اگه داخل کوزه سمی بوده باشه،
‫راهی نیست که ازش باخبر بشیم.

71
00:05:44,440 --> 00:05:45,980
‫دقیقاً همین‌طوره.

72
00:05:46,650 --> 00:05:51,120
‫چه متواضع. می‌دونه که درخواست غیرممکنی می‌کنه.

73
00:05:51,120 --> 00:05:54,390
‫بهتره همون‌طوری مثل همیشه‌ پر زرق و برق باشه.

74
00:05:54,910 --> 00:05:59,580
‫الان یه‌مدتی می‌شه که جینشی-ساما
‫بیشتر از قبل شبیه بچه‌ها به‌نظر می‌رسه.

75
00:06:04,760 --> 00:06:07,930
‫در عین شیرین بودن شورم هست.

76
00:06:07,930 --> 00:06:11,510
‫انگاری که یه‌نفر نمک برداشته و ریخته توی یه ساکه‌ی شیرین...

77
00:06:12,040 --> 00:06:13,120
‫چی شده؟

78
00:06:13,120 --> 00:06:15,220
‫طعم غیرمعمولی داره.

79
00:06:15,220 --> 00:06:19,960
‫آره. مگه شیرین نیست؟
‫کونِن-دونو این‌طوری می‌پسندید.

80
00:06:19,960 --> 00:06:21,420
‫به شدت به شیرینی‌جات علاقه داشتن.

81
00:06:21,420 --> 00:06:26,170
‫حتی به بهترین گوشت‌های دودی و سنگ‌های نمک هم دست نمی‌زد.

82
00:06:26,170 --> 00:06:27,390
‫عـه...

83
00:06:27,390 --> 00:06:32,330
‫شنیدم که قبلاً غذاهای تند دوست داشتن،
‫ولی یه‌دفعه علاقه‌شون به شیرینی‌جات زیاد شد.

84
00:06:32,910 --> 00:06:35,490
‫حتی همه‌ی غذاهاشون هم شیرین شده بودن.

85
00:06:35,490 --> 00:06:37,370
‫این باعث قند خون می‌شه.

86
00:06:37,370 --> 00:06:40,010
‫می‌شه با واقعیت نزنی تو سر خاطراتم؟

87
00:06:40,720 --> 00:06:41,790
‫بازم داری می‌خوری؟

88
00:06:42,060 --> 00:06:44,730
‫از تندی رفته سراغ شیرینی،‌ ها؟

89
00:06:46,070 --> 00:06:48,340
‫توی مهمونی نمک هم در دسترس بوده؟

90
00:06:48,620 --> 00:06:53,600
‫آره. سنگ نمک، کیک ماه و گوشت خشک‌شده.

91
00:06:54,180 --> 00:06:56,140
‫اون‌ها رو هم می‌خوای؟

92
00:06:56,140 --> 00:06:59,160
‫نه، تا اون‌موقع نوشیدنی رو تموم کردم.

93
00:06:59,160 --> 00:07:00,890
‫نه، منظورم این نبود ها...

94
00:07:01,200 --> 00:07:04,800
‫می‌تونید کوزه‌ای که کونِن-ساما ازش خورده رو بیارید؟

95
00:07:04,800 --> 00:07:07,160
‫شکست و تکه‌تکه شد.

96
00:07:07,160 --> 00:07:08,240
‫مشکلی نداره.

97
00:07:14,870 --> 00:07:19,800
‫و اینکه، یه چیز دیگه هم هست که ازتون می‌خوام بررسیش کنید.

98
00:07:24,160 --> 00:07:25,500
‫با اجازه.

99
00:07:29,780 --> 00:07:31,440
‫گزارش خدمت شما.

100
00:07:31,440 --> 00:07:32,930
‫خیلی ممنونم.

101
00:07:37,880 --> 00:07:39,000
‫می‌دونستم.

102
00:07:40,890 --> 00:07:41,960
‫اینم کوزه‌ی ساکه.

103
00:07:49,670 --> 00:07:50,940
خوردنش مشکلی نداره؟

104
00:07:51,360 --> 00:07:53,260
‫این سمی نیست.

105
00:07:59,560 --> 00:08:00,540
‫نمک؟

106
00:08:00,540 --> 00:08:08,190
‫بله. جینشی-ساما، ذکر کردین نه؟ که کونِن-ساما
‫چطور ناگهانی به شیرینی‌جات علاقه‌مند شدن...

107
00:08:08,190 --> 00:08:10,750
‫و بعد از اون دیگه فقط غذاهای شیرین می‌خوردن؟

108
00:08:10,750 --> 00:08:11,420
‫بله.

109
00:08:11,820 --> 00:08:17,300
‫اما این کوزه‌ی ساکه انقدر نمک داشت که بعد
‫از خشک شدن بلورهاش به‌جا مونده.

110
00:08:19,220 --> 00:08:24,090
‫نمک برای بدن ضروریه، اما نمک بیش از اندازه هم می‌تونه سمی باشه.

111
00:08:24,090 --> 00:08:26,060
‫بنابراین، علت مرگش...

112
00:08:26,530 --> 00:08:30,840
‫با توجه به مقداری که نوشیدن و میزان نمکی که داشته،

113
00:08:30,840 --> 00:08:33,570
‫راحت می‌شه نتیجه گرفت علتش این بوده.

114
00:08:33,570 --> 00:08:38,140
‫بله، ولی وقتی یه‌چیزی انقدر شوره باید بتونی تشخیص بدی.

115
00:08:38,140 --> 00:08:41,290
‫اما ایشون نتونستند. لطفاً یه نگاهی به این بندازید.

116
00:08:42,610 --> 00:08:46,060
‫این یه گزارش از سبک زندگی کونِن-ساما هست.

117
00:08:47,440 --> 00:08:49,040
‫با قضاوت چیزی که این‌جا نوشته،

118
00:08:49,040 --> 00:08:53,390
‫گویا کونِن-ساما توانایی چشیدنِ نمک رو از دست دادن.

119
00:08:53,390 --> 00:08:54,470
‫اوه، نه...

120
00:08:55,240 --> 00:08:59,240
‫کونِن دیوان‌سالار جدی، ماهر و با شخصیت پرهیزکاری به‌نظر میومد.

121
00:08:59,240 --> 00:09:00,930
‫کونِن دیوان‌سالار جدی، ماهر و با شخصیت پرهیزکاری به‌نظر میومد.

122
00:09:05,930 --> 00:09:10,610
‫سال‌ها پیش زن و فرزندش رو در اثر یه بیماری همه‌گیر از دست داد.

123
00:09:11,620 --> 00:09:14,050
‫از اون روز شب و روزش به کار ختم می‌شد.

124
00:09:14,050 --> 00:09:17,990
‫تنها سرگرمیش  ساکه و شیرینی‌جات بود.

125
00:09:19,380 --> 00:09:21,490
‫بیماری‌ای هست که قدرت چشایی رو از بین می‌بره.

126
00:09:22,000 --> 00:09:25,310
‫که می‌تونه ناشی از رژیم غذایی نامتعادل و استرس باشه.

127
00:09:25,310 --> 00:09:27,900
‫افراد جدی گاهی‌اوقات احساساتشون رو سرکوب می‌کنن،

128
00:09:27,900 --> 00:09:30,250
‫و اون اضطراب ممکنه منجر به بیماری بشه.

129
00:09:30,620 --> 00:09:34,340
پس... کی توی کوزه‌ی ساکه نمک ریخته؟

130
00:09:35,720 --> 00:09:39,090
‫تشخیص این کار بنده نیست.

131
00:09:39,520 --> 00:09:44,100
‫هرچند، توی ساکه‌ای که من دیروز خوردم هم نمک بود.

132
00:09:44,850 --> 00:09:47,770
‫شاید کسی توی دورهمی، که ساکه‌ی شیرین دوست نداشته...

133
00:09:47,770 --> 00:09:50,150
‫داخلش ریخته.

134
00:09:50,800 --> 00:09:55,260
‫از طرفی، آدم‌های زیادی هستند که از همکار
‫بی‌‌اندازه جدی‌ـشون کینه به دل دارن.

135
00:09:55,800 --> 00:09:58,940
‫شاید کمی نمک توی نوشیدنی‌ـشون ریختن،

136
00:09:58,940 --> 00:10:02,240
‫چون از ایشون دل خوشی نداشتن و می‌خواستن سربه‌سرشون بذارن.

137
00:10:03,560 --> 00:10:07,000
‫ولی چون ایشون در ظاهر بدون مشکل به نوشیدن ادامه دادن،

138
00:10:07,000 --> 00:10:10,180
‫شاید به امید اینکه متوجه بشن، نمک بیشتر و بیشتری اضافه کردن.

139
00:10:12,670 --> 00:10:13,660
‫گائوشون.

140
00:10:13,660 --> 00:10:14,360
‫بله.

141
00:10:15,450 --> 00:10:16,280
‫اطاعت می‌شه.

142
00:10:18,450 --> 00:10:20,360
‫عجب بزدلی‌ام.

143
00:10:20,760 --> 00:10:25,500
‫با این‌همه نشونه‌ای که ردیف کردم، تشخیص مجرم دیگه آب خوردنه.

144
00:10:26,900 --> 00:10:30,870
‫ولی نمی‌خوام من مستقیماً مسئول مجازات‌شدن کسی باشم.

145
00:10:31,690 --> 00:10:34,540
‫شرمنده که به زحمت افتادی. کمک‌حال بودی.

146
00:10:34,540 --> 00:10:35,150
‫مشکلی نیست.

147
00:10:36,080 --> 00:10:38,150
‫آویز شیشه‌ی آتش‌فشان...

148
00:10:38,830 --> 00:10:40,820
‫غمباد گرفته.

149
00:10:41,370 --> 00:10:43,410
‫انقدر شخص محترمی بودن؟

150
00:10:44,260 --> 00:10:46,910
‫آره. دوران جوونیم خیلی کمکم کردن.

151
00:10:52,080 --> 00:10:54,520
‫شبیه یه مرد جوون عادیه.

152
00:10:55,620 --> 00:10:58,410
‫این هم آخرش آدمیزاده ها.

153
00:11:00,930 --> 00:11:01,800
‫راستی!

154
00:11:02,730 --> 00:11:03,560
‫ها؟

155
00:11:05,620 --> 00:11:06,520
‫جایزه‌ت.

156
00:11:06,970 --> 00:11:07,930
بطری؟

157
00:11:07,930 --> 00:11:10,390
‫آره. مثل دیروزی نیست البته.

158
00:11:11,030 --> 00:11:12,120
‫ساکه!

159
00:11:12,690 --> 00:11:14,410
‫جلوی ملت نخوریش.

160
00:11:14,750 --> 00:11:17,380
‫بله! ممنون از شما!

161
00:11:23,060 --> 00:11:25,420
‫اون‌قدرا به‌نظر قدردان نمیای.

162
00:11:25,420 --> 00:11:30,120
‫این‌طوریه؟ ولی شاید بهتر باشه شما دیگه برگردین سر کارتون.

163
00:11:31,560 --> 00:11:33,830
‫واکنشو ببین... داره شونه خالی می‌کنه.

164
00:11:33,830 --> 00:11:36,560
‫بهتره قبل از اینکه روی همدیگه تلنبار شن تمومشون کنید.

165
00:11:36,560 --> 00:11:38,050
‫من دارم با جدیت تمام کار می‌کنم...

166
00:11:38,050 --> 00:11:39,380
‫چطور کاری؟

167
00:11:39,380 --> 00:11:43,220
‫آه... مثلاً یه‌طور لایحه‌ی ویژه هست.

168
00:11:43,220 --> 00:11:46,520
‫ایده از این قراره که یه‌طور محدودیت سنی برای مصرف ساکه برقرار بشه،

169
00:11:46,520 --> 00:11:49,080
‫تا از غرق‌شدن جوان‌ها توی خوردن ساکه جلوگیری بشه.

170
00:11:49,080 --> 00:11:50,100
‫ها؟

171
00:11:50,490 --> 00:11:53,860
‫لایحه ممنوعیت مصرف ساکه تا سن بیست سالگی رو پیشنهاد می‌کنه.

172
00:11:59,190 --> 00:12:00,500
‫جینشی-ساما...

173
00:12:01,610 --> 00:12:04,030
‫ببینین... تو رو خدا تحت هیچ شرایطی نذارید این لایحه تصویب شه.

174
00:12:08,290 --> 00:12:11,600
‫خب، این چیزی نیست که من سرخود درموردش تصمیم بگیرم.

175
00:12:11,600 --> 00:12:13,040
‫جـ ـ جینشی-ساما!

176
00:12:45,220 --> 00:12:46,340
‫حکیم!

177
00:12:49,790 --> 00:12:50,790
‫از این‌طرف!

178
00:12:55,370 --> 00:12:56,980
‫ایـ ـ این‌جاست!

179
00:13:02,340 --> 00:13:04,680
‫شانس آوردیم الان زمستونه.

180
00:13:04,680 --> 00:13:07,420
‫با وجودی که یه جسد غرق شده‌ست، ولی وضعیت خوبی داره.

181
00:13:07,420 --> 00:13:09,640
‫چطور می‌تونی مستقیم بهش نگاه کنی؟

182
00:13:09,640 --> 00:13:11,010
‫کجا پیدا شده؟

183
00:13:11,260 --> 00:13:13,180
‫توی خندق بیرونی شناور بود.

184
00:13:13,180 --> 00:13:15,940
‫باتوجه به لباسش، مطمئن شدیم از خدمتکارهای کاخ اندرونی‌ـه.

185
00:13:16,280 --> 00:13:19,400
‫که این‌طور. برای همین حکیم ما رو صدا زدن.

186
00:13:19,890 --> 00:13:22,010
‫ولی دکتری که مسئول کالبد شکافی‌ـه این‌طور رفتار می‌کنه...

187
00:13:22,010 --> 00:13:23,650
‫الحق که چاخانه.

188
00:13:23,650 --> 00:13:26,170
‫بانوی کوچک، می‌تونم اینو بسپرم به تو؟

189
00:13:26,170 --> 00:13:27,080
‫نخیر.

190
00:13:27,080 --> 00:13:27,850
‫ها؟

191
00:13:27,850 --> 00:13:30,490
‫به من دستور دادن به اجساد دست نزنم.

192
00:13:30,860 --> 00:13:32,670
‫غیرمنتظره بود.

193
00:13:32,670 --> 00:13:33,750
‫جینشی-ساما!

194
00:13:34,030 --> 00:13:36,150
‫روز بخیر، جینشی-ساما!

195
00:13:37,140 --> 00:13:39,150
‫به‌نظر کنار جسدا معذب نیستی.

196
00:13:39,150 --> 00:13:41,130
‫بهشون عادت کردم.

197
00:13:41,130 --> 00:13:44,510
‫تو کوچه‌ پس‌کوچه‌های منطقه‌ی سرگرمی بی‌قانونی بیداد می‌کنه.

198
00:13:44,890 --> 00:13:47,070
‫چرا نمی‌تونی به اجساد دست بزنی؟

199
00:13:47,070 --> 00:13:49,430
‫استادم از این کار منعم کرده.

200
00:13:49,800 --> 00:13:51,710
‫یه‌جور مرگ‌گریزی‌ـه؟

201
00:13:51,710 --> 00:13:52,580
‫نه...

202
00:13:53,160 --> 00:13:56,230
‫واسه اینه که می‌شه از آدم‌ها هم به‌عنوان
‫مواد اولیه‌ی دارویی استفاده کرد.

203
00:13:57,020 --> 00:13:59,370
‫به‌خاطر حس کنجکاویت، اگه فقط یه‌بار امتحانش کنی،

204
00:13:59,370 --> 00:14:02,720
‫طولی نمی‌کشه که شروع کنی به کندن قبر مرده‌ها.

205
00:14:02,720 --> 00:14:05,480
‫به‌هیچ‌وجه سراغ این کار نرو.

206
00:14:05,480 --> 00:14:06,820
‫چ‍ـ ــ چشم.

207
00:14:07,070 --> 00:14:08,280
‫که این‌طور.

208
00:14:09,120 --> 00:14:10,700
‫چه جواب گستاخانه‌ای.

209
00:14:11,020 --> 00:14:14,070
‫حکیم، می‌شه لطفاً از نزدیک یه نگاه بهش بندازی؟

210
00:14:14,760 --> 00:14:15,950
‫الساعه...

211
00:14:18,080 --> 00:14:19,580
‫وای!

212
00:14:19,580 --> 00:14:21,260
‫ای داد بیداد...

213
00:14:23,400 --> 00:14:29,650
‫قدش بلنده. یه پاش کفش چوبی و زمختی پوشیده...
‫و پای دیگه‌ش باندپیچی شده...

214
00:14:29,650 --> 00:14:31,480
‫انگشت‌هاش همه قرمز شدن.

215
00:14:33,680 --> 00:14:37,210
‫آبه حتماً خیلی یخ بوده.

216
00:14:42,190 --> 00:14:46,680
‫اون دختر یه خدمتکار بود و دیروز مثل همیشه مشغول به کار بود.

217
00:14:47,200 --> 00:14:52,200
‫به عقیده‌ی نگهبان‌ها دیشب از دیوار بالا رفته و خودشو پرت کرده توی آب.

218
00:14:52,200 --> 00:14:54,280
‫به عبارتی خودکشی کرده.

219
00:14:54,680 --> 00:14:56,750
‫خودکشی...

220
00:14:57,170 --> 00:14:58,200
‫نظرت چیه؟

221
00:14:58,520 --> 00:15:00,920
‫مطمئن نیستم که خودکشی کرده باشه،

222
00:15:00,920 --> 00:15:03,770
‫اما به‌نظرم امکان نداشت تنهایی از پسش بربیاد.

223
00:15:03,770 --> 00:15:05,090
‫منظورت چیه؟

224
00:15:05,450 --> 00:15:10,880
‫پای دیوار هیچ نردبون یا وسیله‌ی دیگه‌ای برای بالارفتن نبود.

225
00:15:10,880 --> 00:15:14,350
‫طول دیوارهای کاخ اندرونی کمِ کمش چهاربرابر قد منه.

226
00:15:14,670 --> 00:15:16,930
‫یعنی می‌گی که بدون داشتن وسیله نمی‌تونست بالا بره.

227
00:15:17,490 --> 00:15:18,980
‫در حالت عادی.

228
00:15:19,980 --> 00:15:24,300
‫اما اگه بخوایم دقیق شیم، می‌شه بدون وسیله هم از دیوار بالا رفت.

229
00:15:24,960 --> 00:15:28,330
‫اون قضیه‌ی روح چندوقت پیش رو یادتونه؟

230
00:15:28,330 --> 00:15:29,770
‫همنشین فویو؟

231
00:15:29,770 --> 00:15:30,360
‫بله.

232
00:15:30,960 --> 00:15:34,750
‫برام سؤال بود که چطوری از دیوار بالا رفتن،

233
00:15:34,750 --> 00:15:37,660
‫واسه همین با دقت تمام بررسیش کردم.

234
00:15:38,090 --> 00:15:43,080
‫همون‌جا بود که پیش‌آمدگی‌هایی رو پیدا کردم
‫که به گمونم کارگرها ازشون استفاده می‌کردن.

235
00:15:44,210 --> 00:15:47,870
‫با این‌حال، بالا رفتن از اون‌ها کار هر زنی نیست،

236
00:15:47,870 --> 00:15:51,090
‫به‌خصوص زن‌هایی با پای باندپیچی‌شده،‌ مثل اون خدمتکار.

237
00:15:52,120 --> 00:15:56,440
‫باندپیچی پاها یه رسم با ریشه در این باوره
‫که پاها هرچه کوچک‌تر باشن، زیباترن.

238
00:15:57,060 --> 00:16:00,170
‫این روی همه‌ی زن‌ها صورت نمی‌گیره،

239
00:16:00,170 --> 00:16:04,150
‫اما توی کاخ اندرونی هم هرازگاهی چشمم
‫به این سبک راه رفتن خاص می‌افته.

240
00:16:04,610 --> 00:16:06,340
‫پس اگه خودکشی نیست،

241
00:16:07,200 --> 00:16:08,780
‫یعنی می‌گی که قتله؟

242
00:16:08,780 --> 00:16:10,680
‫از این بابت مطمئن نیستم.

243
00:16:11,150 --> 00:16:15,160
‫اما به‌نظرم می‌تونیم با قطعیت بگیم که
‫موقع افتادن توی خندق زنده بوده.

244
00:16:16,370 --> 00:16:19,380
‫حتماً در تلاش برای بیرون کشیدن خودش از آب به دیوار چنگ انداخته.

245
00:16:19,850 --> 00:16:23,040
‫انگشت‌هاش خونی و قرمز بودن.

246
00:16:25,140 --> 00:16:26,040
‫بله...

247
00:16:27,300 --> 00:16:30,100
‫خودکشی، یا قتل...

248
00:16:38,780 --> 00:16:43,180
‫فکر کشتن خودم هرگز به ذهنم خطور نمی‌کنه.

249
00:16:43,800 --> 00:16:46,390
‫و ذره‌ای هم دلم نمی‌خواد کس دیگه‌ای این‌کارو بکنه.

250
00:16:47,290 --> 00:16:50,480
‫اگه می‌مردم، نمی‌تونستم دارو یا سم دیگه‌ای رو امتحان کنم.

251
00:16:53,490 --> 00:16:57,130
‫ولی اگه خودم می‌مردم...

252
00:16:58,660 --> 00:17:00,330
‫به چی فکر می‌کنی؟

253
00:17:00,630 --> 00:17:02,950
‫این‌که از چه نوع سمی برای مردن استفاده می‌کردم.

254
00:17:03,450 --> 00:17:04,460
‫می‌خوای بمیری؟!

255
00:17:05,010 --> 00:17:09,790
‫اصلاً و ابداً. اما هیچکس از زمان مرگش خبر نداره.

256
00:17:11,500 --> 00:17:15,580
‫حتی اگه چیزی نباشه که خواستارش بوده، یه شخص سوم خبیث...

257
00:17:15,580 --> 00:17:18,060
‫می‌تونه باعث یه مرگ ناخواسته شه.

258
00:17:18,630 --> 00:17:19,890
‫مثل ماجرای کونِن-ساما.

259
00:17:22,630 --> 00:17:26,100
‫هیچکس از زمان احتمالی وقوعش خبر نداره.

260
00:17:26,500 --> 00:17:29,730
‫به هیچ وجه نمی‌شه جلوی سرنوشت ایستاد...

261
00:18:42,690 --> 00:18:43,980
‫جینشی-ساما.

262
00:18:44,980 --> 00:18:45,890
‫چیه؟

263
00:18:48,040 --> 00:18:52,610
‫اگه یه‌وقت مسئولیت اعدام من به شما محول شد،
‫می‌شه مطمئن شید که با سم انجام شه؟

264
00:18:53,190 --> 00:18:54,360
‫این حرف از کجا اومد؟!

265
00:18:54,790 --> 00:18:59,950
‫اگه یه‌وقت من مرتکب اشتباهی شم، احتمالاً شما
‫کسی باشید که دستور رو صادر می‌کنه.

266
00:19:10,360 --> 00:19:13,210
‫نکنه الان دخالت بیجا کردم؟

267
00:19:13,610 --> 00:19:16,220
‫عذر می‌خوام، من در جایگاهی نیستم که حق انتخاب داشته باشم.

268
00:19:16,820 --> 00:19:19,550
‫اگه به دار آویختن یا گردن زدن هم باشه شکایتی نمی‌کنم.

269
00:19:19,550 --> 00:19:21,820
‫نه، آخه واقعاً این حرف‌ها برای چیه؟!

270
00:19:23,610 --> 00:19:25,820
‫چون‌که جزو عوام محسوب می‌شم.

271
00:19:25,820 --> 00:19:28,640
‫زندگی من به جزئی‌ترین اشتباه بنده.

272
00:19:28,640 --> 00:19:30,270
‫من هرگز همچین کاری نمی‌کنم.

273
00:19:30,270 --> 00:19:34,480
‫مسئله‌ی «کردن یا نکردن» نیست. «تونستن یا نتونستن»ـه.

274
00:19:36,130 --> 00:19:38,540
‫مثل اینکه حرفم باعث رنجشش شد.

275
00:19:40,110 --> 00:19:43,100
‫اگه امر دیگه‌ای ندارید، از حضورتون مرخص می‌شم.

276
00:20:00,760 --> 00:20:04,320
‫بعداً، ازطریق شایعات فهمیدم...

277
00:20:04,320 --> 00:20:08,840
‫که خدمتکار مرده، توی ضیافت باغی که
‫جریان مسمومیت پیش اومد حضور داشت.

278
00:20:09,700 --> 00:20:12,040
‫وصیت‌نامه‌ای با محتوای مرتبط پیدا کردن،

279
00:20:12,040 --> 00:20:14,870
‫درنتیجه پرونده به عنوان خودکشی بسته شد.

280
00:20:22,280 --> 00:20:25,160
‫گزارش مربوط به اون روز بالأخره آماده‌ست.

281
00:20:25,500 --> 00:20:29,410
‫دوماه از وقتی که ازت خواستم کسی رو
‫با جای سوختگی روی ساعدهاش پیدا کنی، می‌گذره.

282
00:20:30,290 --> 00:20:31,910
‫زیادی طولش دادی.

283
00:20:31,910 --> 00:20:33,660
‫خیلی عذر می‌خوام.

284
00:20:33,660 --> 00:20:35,580
‫خب، کی بود؟

285
00:20:36,010 --> 00:20:39,210
‫بله. درواقع مقام‌شون بالاتر از حد انتظارم بود.

286
00:20:40,390 --> 00:20:42,470
‫فنگ‌مینگ، از کاخ لعل.

287
00:20:47,930 --> 00:20:51,220
‫ندیمه‌ی ارشد همنشین آدوئو.

288
00:20:53,250 --> 00:20:54,230
‫که این‌طور.

289
00:20:55,410 --> 00:20:56,490
‫مرخصی.

290
00:21:02,530 --> 00:21:03,800
‫همنشین آدوئو...

291
00:21:03,820 --> 00:21:13,820
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

292
00:22:34,990 --> 00:22:50,010
‫پیش‌نمایش قسمت بعد

293
00:22:46,450 --> 00:22:48,970
‫قسمت بعدی: «عسل»

294
00:22:46,590 --> 00:22:50,390
‫قسمـــت

295
00:22:46,590 --> 00:22:50,390
10

296
00:22:46,590 --> 00:22:50,390
عســـل

297
00:22:46,590 --> 00:22:50,390
‫قسمـــت

298
00:22:46,590 --> 00:22:50,390
10

299
00:22:46,590 --> 00:22:50,390
عســـل
