1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:30,060 --> 00:01:33,530
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد.

3
00:01:39,240 --> 00:01:43,160
‫قسمـــــت

4
00:01:39,240 --> 00:01:43,160
8

5
00:01:39,240 --> 00:01:43,160
ساقه‌ی گندم

6
00:01:39,240 --> 00:01:43,160
قسمـــــت

7
00:01:39,240 --> 00:01:43,160
8

8
00:01:39,240 --> 00:01:43,160
ساقه‌ی گندم

9
00:01:48,230 --> 00:01:50,140
‫برگشتم خونه.

10
00:01:56,210 --> 00:01:57,800
‫خیلی چسبناک شده...

11
00:01:58,770 --> 00:02:00,090
‫بابا...

12
00:02:01,270 --> 00:02:02,810
‫حتماً بیرون سر زمینه.

13
00:02:09,890 --> 00:02:14,820
‫کاش تو این سن‌وسال دست از کار کردن توی زمین می‌کشید،

14
00:02:15,480 --> 00:02:20,710
‫ولی از بد حادثه بدجور عاشق دارو درست کردن
‫با گیاهانی‌ـه که خودش پرورش می‌ده.

15
00:02:25,170 --> 00:02:26,040
‫درو شکوندی.

16
00:02:28,920 --> 00:02:31,540
‫تاحالا ندیدمت. خدمتکار یه فاحشه‌خونه‌ی دیگه‌ای؟

17
00:02:32,130 --> 00:02:33,040
‫بابام-

18
00:02:32,420 --> 00:02:33,040
‫باهام بیا!

19
00:02:33,040 --> 00:02:33,740
‫هی!

20
00:02:41,260 --> 00:02:44,350
‫نه‌-سان! داروساز رو آوردم!

21
00:02:44,350 --> 00:02:45,010
‫عجله کن!

22
00:02:45,280 --> 00:02:46,220
‫این بو...

23
00:02:51,540 --> 00:02:54,730
‫داروساز جان! مجبورشون کردم بالا بیارن، ولی...

24
00:02:57,900 --> 00:02:58,570
‫کافی نیست!

25
00:03:00,770 --> 00:03:02,030
‫مَرده نفس نمی‌کشه!

26
00:03:02,640 --> 00:03:04,490
‫زنه به سختی نفس می‌کشه.

27
00:03:04,490 --> 00:03:07,000
‫باید بررسی کنیم چیزی توی گلوشون نمونده باشه.

28
00:03:07,000 --> 00:03:07,750
‫می‌سپرمش به تو.

29
00:03:07,750 --> 00:03:09,250
‫ب‍ـ ـ بله!

30
00:03:10,800 --> 00:03:13,580
‫نبض نداره. چیزی توی گلوش گیر نکرده.

31
00:03:20,260 --> 00:03:21,700
‫فقط بزاقه.

32
00:03:34,160 --> 00:03:35,150
‫آب بیارید!

33
00:03:35,500 --> 00:03:38,570
‫بهش آب ندید! زغال چوب. زغال چوب بیارید!

34
00:03:38,570 --> 00:03:39,960
‫چ‍ـ ـ چشم!

35
00:03:49,680 --> 00:03:52,620
سر صبحی این چه وضعشه؟

36
00:03:53,250 --> 00:03:55,890
‫وای، شدیداً حموم لازمم...

37
00:03:55,890 --> 00:03:59,550
‫ممنون،‌ داروساز جان. وضعیت هردوشون الان ثابته.

38
00:03:59,840 --> 00:04:01,850
‫آه، اون رو بذارید بمونه.

39
00:04:01,850 --> 00:04:03,010
‫حتی چیزی رو که روش بالا آوردن؟

40
00:04:03,370 --> 00:04:05,430
‫ممکنه هنوز سم توش باشه.

41
00:04:05,430 --> 00:04:06,520
‫سم...

42
00:04:08,290 --> 00:04:10,220
‫می‌رم چای دم کنم.

43
00:04:16,960 --> 00:04:20,560
‫دو فردی که اینجا بیهوش شدن، یکی روسپی بود و دیگری مشتری‌ش.

44
00:04:20,560 --> 00:04:23,930
‫اتاق بوی الکل و تنباکو گرفته بود.

45
00:04:25,250 --> 00:04:27,280
‫دو بطری.

46
00:04:27,890 --> 00:04:29,790
‫جام‌های شیشه‌ای شکسته.

47
00:04:30,950 --> 00:04:33,250
‫این... ساقه‌ی گندمه؟

48
00:04:34,180 --> 00:04:36,710
‫یه چپق و کمی برگ تنباکو.

49
00:04:37,410 --> 00:04:40,340
‫واسه دردسر تراشیدن از جون مایه گذاشتن.

50
00:04:40,960 --> 00:04:42,970
‫زغال چوب رو آوردم...

51
00:04:42,970 --> 00:04:45,610
‫آه، حالا یه لوح تحریر و یه‌چیزی که
‫باهاش بنویسم برام بیار.

52
00:04:45,610 --> 00:04:46,470
‫هـه؟

53
00:04:48,640 --> 00:04:52,760
‫پدرم باید بیرون سر زمین نزدیک دیوار جنوبی باشه.

54
00:04:52,760 --> 00:04:54,060
‫بعداً بیارش اینجا.

55
00:04:54,410 --> 00:04:55,960
‫فهمیدم.

56
00:05:06,930 --> 00:05:08,720
‫دیر کردی، بابا.

57
00:05:08,720 --> 00:05:11,700
‫این دخترک نگران پام بود.

58
00:05:12,030 --> 00:05:13,660
‫زغال چوب رو له کردم.

59
00:05:14,160 --> 00:05:18,040
‫خوبه، بیا فوراً با گیاهان دارویی مخلوطش کنیم و بدیم بخورن.

60
00:05:18,960 --> 00:05:20,090
‫می‌تونی بخوری؟

61
00:05:22,130 --> 00:05:23,170
‫اون چطوره...؟

62
00:05:23,170 --> 00:05:25,940
‫سالمه. به اونم دارو دادن.

63
00:05:27,170 --> 00:05:29,640
‫عملکردت برای مداواشون بد نبود.

64
00:05:29,640 --> 00:05:31,350
‫ «بد نبود»؟

65
00:05:33,010 --> 00:05:38,620
‫بابا... آدمیه که می‌تونه با کم‌ترین اطلاعات به یکی دوتا چیز پی ببره.

66
00:05:40,390 --> 00:05:42,400
‫به‌نظرت این چه‌نوع سمی بود؟

67
00:05:42,730 --> 00:05:43,640
‫شروع شد!

68
00:05:50,710 --> 00:05:54,450
‫بابا گاهی وقتا سعی می‌کنه از این راه یه‌چیزایی بهم یاد بده.

69
00:05:55,760 --> 00:05:57,880
‫برگ‌های تنباکو سم کشنده‌ان.

70
00:05:57,880 --> 00:06:00,460
‫از این راه برای خودکشی دونفره استفاده کردن.

71
00:06:00,760 --> 00:06:03,210
‫نذاشتی آب بخورن، درسته؟

72
00:06:03,660 --> 00:06:05,400
‫آب شرایط رو بدتر می‌کرد، مگه نه؟

73
00:06:05,400 --> 00:06:09,500
‫درسته. اسید معده در برخی موارد می‌تونه
‫از جذب سم به بدن جلوگیری کنه،

74
00:06:09,500 --> 00:06:11,470
‫بنابراین رقیق کردنش ممکنه وضعیت رو بدتر کنه.

75
00:06:12,000 --> 00:06:16,270
‫اما، چی می‌شد اگه سم از قبل با آب قاطی شده بود؟

76
00:06:18,430 --> 00:06:20,980
‫توی استفراغ هیچ برگ تنباکویی نیست.

77
00:06:20,980 --> 00:06:24,190
‫حواسم نبود. شاید هنوز تو حالت خواب و بیداری‌ام.

78
00:06:24,190 --> 00:06:28,100
‫اگه سم با آب قاطی شده باشه،
‫بعضی مواقع بهتره که با آب بیشتر قاطیش کی.

79
00:06:28,740 --> 00:06:30,280
‫خوبه. یادگرفتم.

80
00:06:32,950 --> 00:06:34,490
‫شرمنده.

81
00:06:34,490 --> 00:06:39,100
‫با خوراکی‌هایی که مختص مشتری‌هاست ازمون
‫پذیرایی می‌کنه؟ چه دست‌ودل‌باز.

82
00:06:41,840 --> 00:06:46,390
‫که این‌طور، باعث می‌شه جای رژ لب روی جام نمونه.

83
00:06:48,280 --> 00:06:52,500
‫به معنای واقعی نجاتمون دادید.
‫این رو به‌عنوان نشان کوچکی از قدردانی ما بپذیرید.

84
00:06:53,050 --> 00:06:54,350
‫نه،‌ لازم نیست-

85
00:06:54,350 --> 00:06:57,870
‫بابا، این ماه می‌تونی اجاره‌ی ننه رو بدی؟

86
00:06:57,870 --> 00:06:58,970
‫در این صورت...

87
00:06:58,970 --> 00:07:01,020
‫امان از دست این پیرمرد...

88
00:07:05,350 --> 00:07:09,530
‫حتماً یه خودکشی دونفره بوده.
‫توی منطقه‌ی سرگرمی اتفاق چندان نادری نیست.

89
00:07:09,970 --> 00:07:11,760
‫مردی که قدرت خرید آزادی یه روسپی رو نداره،

90
00:07:11,760 --> 00:07:13,770
‫و یه روسپی که از وقت قراردادش مونده.

91
00:07:13,770 --> 00:07:15,990
‫چنین افرادی اغلب به این نتیجه‌ی یکسان می‌رسن.

92
00:07:16,520 --> 00:07:20,500
‫البته، اون مرد خیلی خوش‌پوش بود.

93
00:07:20,500 --> 00:07:22,270
‫چهره‌ی جذابی هم داشت.

94
00:07:22,270 --> 00:07:25,000
‫بهش نمی‌خورد دستش از پول یا زن کوتاه باشه.

95
00:07:25,310 --> 00:07:28,090
‫پیش‌داوری کردنم بر اساس تصورات عامه
‫زیاد به مذاق بابا خوش نمیاد، ولی...

96
00:07:30,500 --> 00:07:32,160
‫به نظر نمیومد اون یارو...

97
00:07:32,160 --> 00:07:35,220
‫از اون آدمایی باشه که از روی ناامیدی بابت آینده با یه روسپی سم بخوره.

98
00:07:39,860 --> 00:07:41,310
‫می‌رم یه سری بهشون بزنم.

99
00:07:42,230 --> 00:07:45,260
‫انگار مرده توی شرایط بدتری بود...

100
00:07:52,950 --> 00:07:53,860
‫چه غلطی می‌کنی؟!

101
00:07:58,910 --> 00:08:02,330
‫جلومو نگیر! این یارو حقشه که بمیره!

102
00:08:19,080 --> 00:08:21,720
‫شـ ـ‌ شماها... چیکار می‌کنید؟

103
00:08:25,240 --> 00:08:29,150
‫داروساز جان، می‌تونم باهاتون صحبت کنم؟

104
00:08:34,380 --> 00:08:37,490
‫اون مرد همیشه از اون مشتری‌های دردسرساز بود.

105
00:08:38,130 --> 00:08:41,980
‫با شیرین‌زبونی روسپی‌ها رو فریب می‌داد و وانمود می‌کرد آزادی‌شون رو می‌خره.

106
00:08:41,980 --> 00:08:44,000
‫ولی وقتی ازشون خسته می‌شد، دست به سرشون می‌کرد.

107
00:08:44,480 --> 00:08:48,500
‫همه به‌شدت ازش بیزار بودن. حتی یه‌بار یه زن سعی کرد با چاقو بهش حمله کنه.

108
00:08:49,270 --> 00:08:51,800
‫یه‌بار هم قبلاً مسموم شده بود.

109
00:08:51,800 --> 00:08:55,320
‫ولی پدرش یه تاجر ثروتمنده که لوس بارش آورده.

110
00:08:55,320 --> 00:08:57,800
‫هر مشکلی رو با پول حل‌و‌فصل می‌کنه.

111
00:08:59,090 --> 00:09:04,170
‫اخیراً، از پدرش خواسته که برای گشت‌و‌گذارش
‫توی فاحشه‌خونه‌ها براش محافظ استخدام کنه.

112
00:09:04,570 --> 00:09:07,230
‫خواهر بزرگ‌تر این دخترم همون مرده دست‌به‌سر کرد.

113
00:09:08,680 --> 00:09:12,250
‫از اینکه قرار بود با اون زندگی کنه خیلی خوشحال بود،

114
00:09:12,250 --> 00:09:15,240
‫ولی روزی که قرار بود آزادیش رو بخره، یه‌دفعه پا پس کشید.

115
00:09:19,840 --> 00:09:22,790
‫برای همین... فکر می‌کنم نمی‌تونه ازش بگذره.

116
00:09:22,790 --> 00:09:26,500
‫اون روسپی‌ای که امروز سم رو خورد هم باهاش صمیمی بوده.

117
00:09:26,500 --> 00:09:28,540
‫پس ازم می‌خوای وانمود کنم شتر دیدم،‌ ندیدم؟

118
00:09:28,540 --> 00:09:31,580
‫اگه این‌قدر مشکل می‌تراشه، چرا ورودشو قدغن نمی‌کنید؟

119
00:09:31,580 --> 00:09:34,310
‫خود همون روسپی بود که پاشو به اینجا باز کرد.

120
00:09:35,080 --> 00:09:37,530
‫به گمونم پخش‌شدن شایعه‌ی خودکشی دونفره...

121
00:09:37,530 --> 00:09:40,680
‫اوضاع رو برای فاحشه‌خونه بدترم می‌کنه.

122
00:09:41,040 --> 00:09:42,940
‫پس بگو چرا حسابی از خجالت‌مون در اومدن...

123
00:09:42,940 --> 00:09:47,160
‫چون مانع این شدیم که مرگ پسر یه تاجر مایه‌دار بمونه رو دستشون.

124
00:09:47,160 --> 00:09:48,480
‫و...

125
00:09:50,570 --> 00:09:54,740
‫همینم باعث شد حس کنه در حقش جفا شده.

126
00:09:57,600 --> 00:09:58,660
‫متوجه‌م.

127
00:10:01,410 --> 00:10:04,600
‫امروزو که خیلی اتفاقی خونه بودم،

128
00:10:04,600 --> 00:10:09,990
‫ولی اگه دختره مشتری همیشگی‌مونه،
‫احتمالاً در جریان بوده که بابا چه‌موقع خونه نیست.

129
00:10:11,970 --> 00:10:14,330
‫معمولاً توی چنین مواقعی آدم یه دکتر خبر می‌کنه،

130
00:10:14,330 --> 00:10:17,260
‫ولی اون رفت دنبال داروسازی که توی خونه‌ش نیست بگرده.

131
00:10:18,130 --> 00:10:21,400
‫اون فسقله خدمتکار ترسناک‌تر از چیزیه که نشون می‌ده.

132
00:10:24,130 --> 00:10:28,240
‫حیف که سفرت به خونه به چنین داستانی ختم شد.

133
00:10:28,240 --> 00:10:30,100
‫بابا، پولی که اون‌موقع دادن رو نشونم بده.

134
00:10:30,100 --> 00:10:31,000
‫همم؟

135
00:10:31,440 --> 00:10:33,960
‫اوهوم، همه‌ش اینجاست.

136
00:10:33,960 --> 00:10:36,970
‫حدسشو می‌زدم، حق‌السکوتم گذاشته روش.

137
00:10:36,970 --> 00:10:38,950
‫ولی، یه چیزی فکرمو درگیر کرده.

138
00:10:39,760 --> 00:10:43,060
‫طبق شنیده‌ها، مرده عقلش خوب کار می‌کرده.

139
00:10:43,660 --> 00:10:47,950
‫یعنی یکی مثل اون به‌خاطر عشق‌وعاشقی تن به خودکشی دونفره می‌ده؟

140
00:10:48,680 --> 00:10:55,130
‫نکنه به‌زور وادارش کرده؟ نه، اونی که قبلاً یه‌بار مسموم شده به این راحتی-

141
00:10:55,710 --> 00:10:59,430
‫مائومائو،‌ نباید بر اساس حدس‌و‌گمان نظر بدی.

142
00:11:00,390 --> 00:11:03,350
‫بابا، تو همین الانشم فهمیدی قضیه واقعاً چی بوده، مگه نه؟

143
00:11:07,200 --> 00:11:13,130
‫سعی کن یادت بیاد... که صحنه چه شکلی بوده و احتمالاً چی رو از قلم انداختی.

144
00:11:13,130 --> 00:11:14,750
‫برگ‌های تنباکو سم کشنده‌ان.

145
00:11:14,750 --> 00:11:16,840
‫از این راه برای خودکشی دونفره استفاده کردن.

146
00:11:16,840 --> 00:11:20,590
‫‫اما، چی می‌شد اگه سم از قبل با آب قاطی شده بود؟

147
00:11:20,590 --> 00:11:22,960
‫خود همون روسپی بود که پاشو به اینجا باز کرد.

148
00:11:22,960 --> 00:11:25,150
‫این یارو حقشه که بمیره!

149
00:11:25,150 --> 00:11:28,700
‫اون روسپی‌ای که امروز سم رو خورد هم باهاش صمیمی بوده.

150
00:11:28,700 --> 00:11:33,080
‫که این‌طور، باعث می‌شه جای رژ لب روی جام نمونه.

151
00:11:38,850 --> 00:11:41,020
‫این یه خودکشی دونفره نبوده...

152
00:11:41,630 --> 00:11:43,000
‫قتل بوده.

153
00:11:49,470 --> 00:11:55,800
‫آبِ مسموم، ساقه‌های گندم، دوتا نوشیدنی جداگونه با رنگ‌های متفاوت...

154
00:11:59,810 --> 00:12:02,070
‫دیگه تموم شد و رفت.

155
00:12:03,460 --> 00:12:04,950
‫می‌دونم.

156
00:12:08,500 --> 00:12:10,890
‫قتل بوده، نه یه خودکشی دونفره.

157
00:12:10,890 --> 00:12:13,960
‫و این روسپی بوده که سعی کرده مرده رو بکشه،

158
00:12:14,500 --> 00:12:18,460
‫اونم با نوشیدنی‌هایی که سم تنباکو قاطی‌شون بوده.

159
00:12:18,880 --> 00:12:22,810
‫ولی مرده به‌قدری حواس‌جمع بوده که نگهباناشو با خودش بیاره.

160
00:12:22,810 --> 00:12:25,080
‫چطوری تونسته وادارش کنه که سم رو سر بکشه؟

161
00:12:26,000 --> 00:12:29,890
‫ساده‌ست. خودشم یه قلپ ازش خورده.

162
00:12:29,890 --> 00:12:33,600
‫اگه روسپی چیزیش نشده، پس مرده هم ازش می‌خوره.

163
00:12:33,600 --> 00:12:38,150
‫ولی اگه اون سم رو خورده، خودشم خطرو به جون خریده.

164
00:12:38,630 --> 00:12:40,800
‫برای همینه که یه حقه‌ای سوار کرده.

165
00:12:40,800 --> 00:12:43,650
‫دو نوع ساکه، یه جام.

166
00:12:44,120 --> 00:12:48,680
‫ساکه‌های متفاوت وزن و غلظت متفاوتی هم دارن.

167
00:12:49,080 --> 00:12:53,370
‫با به آرومی ریختن یه ساکه‌ی سبک روی یه ساکه‌ی سنگین،

168
00:12:53,370 --> 00:12:55,790
‫می‌تونی یه نوشیدنی چندلایه‌ی خوشگل درست کنی.

169
00:12:55,790 --> 00:12:58,790
‫از این‌کار به‌عنوان یه ترفند کوچولو برای
‫تحت تأثیر قراردادن مهمانش استفاده کرد.

170
00:12:59,630 --> 00:13:04,880
‫بعدش، از ساقه‌ی گندم استفاده کرد تا بدون اینکه
‫مرده رو به شک بندازه، از لایه‌ی پایینش بنوشه.

171
00:13:19,520 --> 00:13:22,030
‫بعد از اون، خودش هم از لایه‌ی بالایی نوشید.

172
00:13:22,280 --> 00:13:24,780
‫فقط یه‌ذره، که یه‌وقت باعث مرگش نشه.

173
00:13:25,430 --> 00:13:28,140
‫نمی‌خواست که خودشم جونشو از دست بده.

174
00:13:32,700 --> 00:13:37,400
‫برای اینکه از مرگ مرده مطمئن بشه، و خودش هم جون سالم به در ببره،

175
00:13:37,400 --> 00:13:39,630
‫صبح انجامش داده.

176
00:13:39,630 --> 00:13:43,610
‫تا بعدش خیلی راحت، یکی برسه و شاهد ماجرا باشه.

177
00:13:44,800 --> 00:13:48,760
‫به‌نظر شکننده میاد، اما در واقع خیلی زیرکه.

178
00:14:14,450 --> 00:14:18,400
‫نه-سان، داری چیکار می‌کنی؟! باید توی تخت بمونی!

179
00:14:18,400 --> 00:14:21,210
‫اون دخترک خدمتکار هم یه‌کم رفتارش عجیب بود.

180
00:14:21,540 --> 00:14:23,820
‫برای اینکه مطمئن بشه اون مرده زنده نمی‌مونه،

181
00:14:23,820 --> 00:14:26,720
‫رفت سراغ یه داروساز، نه دکتر.

182
00:14:26,720 --> 00:14:28,840
‫حسابی هم لفتش داد تا بابا رو بیاره.

183
00:14:29,520 --> 00:14:32,870
‫یعنی نگران نبود که «نه-چانش» بیفته بمیره؟

184
00:14:33,360 --> 00:14:39,060
‫یعنی نگران نبود که دوباره یکی از نزدیکانش، مثل خواهر واقعیش بمیره؟

185
00:14:39,420 --> 00:14:43,630
‫انگاری که از قبل خبر داشت روسپی قراره زنده بمونه.

186
00:14:43,630 --> 00:14:45,820
‫یا شایدم دارم زیادی ذهنمو درگیر می‌کنم؟

187
00:14:46,530 --> 00:14:49,820
‫به علاوه، اون یکی روسپی هم با دخترک خدمتکار همدردی می‌کرد.

188
00:14:50,290 --> 00:14:52,880
‫و اون پیرزن دست‌ودل‌باز...

189
00:14:52,880 --> 00:14:56,580
‫وقتی شک بیفته به جونم دیگه کسی جلودارم نیست.

190
00:14:57,120 --> 00:14:59,030
‫نکنه داشتن...

191
00:15:03,120 --> 00:15:06,580
‫نباید از روی حدس‌و‌گمان حرف بزنم.

192
00:15:08,920 --> 00:15:11,590
‫واقعاً دلم می‌خواست برگردم به منطقه‌ی سرگرمی،

193
00:15:11,590 --> 00:15:13,980
‫ولی سرتهشو که بزنی، فرقی با کاخ اندرونی نداره.

194
00:15:14,520 --> 00:15:17,350
‫جفتش یه باغ و یه قفسه.

195
00:15:18,120 --> 00:15:22,090
‫همه با هوای کهنه و خفه مسموم می‌شن.

196
00:15:22,820 --> 00:15:26,360
‫روسپی‌ها هم سمای اطرافشون رو نشخوار می‌کنن...

197
00:15:26,360 --> 00:15:28,900
‫تا خودشون سم لذیذی بشن.

198
00:15:32,850 --> 00:15:35,910
‫نمی‌دونم چه بلایی سر اون روسپی میاد.

199
00:15:35,910 --> 00:15:40,190
‫شاید اون مشتری دردسرساز ادعا کنه که سعی کرده مسمومش کنه.

200
00:15:40,190 --> 00:15:44,880
‫شایدم به‌جاش فاحشه‌خونه اونو متهم کنه که به کالاش آسیب زده.

201
00:15:47,010 --> 00:15:48,890
‫خب، حالا هرچی.

202
00:15:48,890 --> 00:15:53,180
‫اگه بخوای نگران هرچیزی باشی، نمی‌تونی توی این محله دووم بیاری.

203
00:15:54,760 --> 00:15:55,680
‫مائومائو.

204
00:15:57,650 --> 00:15:59,390
‫می‌می نه‌-چان.

205
00:16:01,890 --> 00:16:03,950
‫به این زودی برمی‌گردی کاخ اندرونی؟

206
00:16:03,950 --> 00:16:06,440
‫هنوز یه سال دیگه از قراردادم مونده.

207
00:16:06,440 --> 00:16:09,070
‫یه‌کارایی هم دارم که نمی‌تونم بندازم گردن بقیه.

208
00:16:09,070 --> 00:16:12,240
‫خیلی بد شد. تازه اومده بودی.

209
00:16:13,080 --> 00:16:17,360
‫مائومائو وقتی یهویی ناپدید شدی، همه حسابی دلواپست بودن.

210
00:16:17,360 --> 00:16:19,530
‫هم پایرین هم جوکا... حتی ننه.

211
00:16:19,530 --> 00:16:21,660
‫واقعاً؟ خودش که چیزی نگفت...

212
00:16:23,160 --> 00:16:26,920
‫مثل همیشه رفتار کرد، نه؟ به خاطر این بوده که برگشتی.

213
00:16:27,590 --> 00:16:28,820
‫عجب.

214
00:16:31,710 --> 00:16:35,080
‫ای وای، احساساتیت کردم؟ نازی نازی.

215
00:16:35,080 --> 00:16:36,970
‫بی‌خیال می‌می نه-چان.

216
00:16:41,380 --> 00:16:44,460
مائومائو، به ساختمون پشتی سر زدی؟

217
00:16:46,760 --> 00:16:47,880
‫بعداً می‌رم.

218
00:16:59,080 --> 00:17:01,150
‫مراقب خودت باش.

219
00:17:01,150 --> 00:17:02,230
‫تو هم بابا.

220
00:17:02,950 --> 00:17:04,120
‫من رفتم.

221
00:17:05,670 --> 00:17:10,040
‫تو یه چشم به‌هم‌زدن سه روز بازگشت به خونه‌م تموم شد.

222
00:17:13,460 --> 00:17:16,100
‫خیلی بد شد که به این زودی باید بری!

223
00:17:16,600 --> 00:17:18,390
نـــه، لی‌هاکو-ساما؟

224
00:17:18,390 --> 00:17:21,450
‫آره به‌خدا! خیلی حیف شد!

225
00:17:21,450 --> 00:17:23,560
‫معلومه خوب خوابی داشتـــه ها!

226
00:17:23,840 --> 00:17:27,730
‫یه بار که طعم حوری‌های بهشتی رو بچشی، دیگه برگشتت با کرام‌الکاتبینه.

227
00:17:28,310 --> 00:17:31,820
‫شک ندارم خـوب و کامل ازش می‌چاپن، فوراً نه، ولی قطعاً.

228
00:17:32,880 --> 00:17:36,820
‫با همه‌ی اینا، اونی که باید پولی که پیش‌پرداخت کنه رو بده، بنده‌‌ام.

229
00:17:37,920 --> 00:17:40,810
‫دفعه‌ی دیگه که اومدی خبرم کن.

230
00:17:41,300 --> 00:17:44,580
‫شکر خدا خریدار بعدیم هم از الان معلوم شد.

231
00:17:50,260 --> 00:17:53,530
‫چرا... این‌طوری بد بهم نگاه می‌کنه؟

232
00:17:53,530 --> 00:17:54,940
‫بهتره زودتر فلنگو ببندم.

233
00:17:55,380 --> 00:17:57,640
‫خب دیگه می‌رم لباس‌هامو عوض کنم.

234
00:17:57,640 --> 00:17:58,510
‫بعداً!

235
00:17:58,510 --> 00:17:59,130
‫همه چیو!

236
00:17:59,130 --> 00:18:00,500
‫واسه‌مون تعریف کنی‌ ها!

237
00:18:04,870 --> 00:18:07,370
‫توی پذیرایی منتظرت می‌مونم.

238
00:18:20,400 --> 00:18:21,870
‫با اجازه.

239
00:18:25,830 --> 00:18:28,740
‫یه‌طورایی خیلی عُنُق به‌نظر میاد.

240
00:18:29,990 --> 00:18:31,640
‫دارم حساسیت به خرج می‌دم؟

241
00:18:32,250 --> 00:18:33,660
‫به امید خدا که حساسیت به خرج می‌دم.

242
00:18:33,660 --> 00:18:34,500
‫حساسیت منه بابا.

243
00:18:36,120 --> 00:18:38,950
بعدم... چرا فقط ما دوتاییم؟

244
00:18:39,480 --> 00:18:42,170
‫پس رفتی خونه، ها؟

245
00:18:42,170 --> 00:18:43,030
‫بله.

246
00:18:43,920 --> 00:18:45,320
‫چطور بود؟

247
00:18:45,320 --> 00:18:47,770
‫اوضاع همه خوب بود، پس راضیم.

248
00:18:49,190 --> 00:18:50,450
‫عجب.

249
00:18:50,450 --> 00:18:51,260
‫بله.

250
00:18:52,920 --> 00:18:56,030
‫این یارو لی‌هاکو چطور آدمی بود؟

251
00:18:56,920 --> 00:18:58,780
‫اوه... ضامنم بودن.

252
00:18:59,360 --> 00:19:01,930
‫اسم اونو از کجا می‌دونه؟

253
00:19:03,400 --> 00:19:07,000
هیچ می‌دونی یعنی چی؟... معنی این کار؟

254
00:19:07,000 --> 00:19:12,250
‫بله. فقط یه مقام رسمی عالی‌رتبه با سوابق خوب می‌تونه یه ضامن بشه.

255
00:19:17,490 --> 00:19:19,470
‫بهت گیره‌ی مو داد؟

256
00:19:19,470 --> 00:19:23,190
‫داشتن چندتایی پخش می‌کردن، من هم یه‌دونه هدیه‌ی مشارکت گیرم اومد.

257
00:19:23,750 --> 00:19:27,020
‫پس یعنی... من به یه هدیه‌ی مشارکت باختم؟

258
00:19:29,680 --> 00:19:33,860
‫تا یادمه منم یکی بهت دادم، ولی هیچ خبری ازت نشد.

259
00:19:34,880 --> 00:19:35,880
‫ها؟

260
00:19:36,360 --> 00:19:41,860
مشکلش چیه؟ چون به‌جاش از اون کمک نخواستم اوقاتش تلخه؟

261
00:19:42,240 --> 00:19:48,120
‫چه آدم عجیبیه. مثل روز روشنه بهتره توی هیچ دردسر نیفتی که.

262
00:19:48,560 --> 00:19:52,870
‫انقدر حوصله‌ش سر رفته که تشنه‌ی توجه شده؟
‫حتی اگه براش دردسرساز بشه؟

263
00:19:53,430 --> 00:19:59,380
‫متأسفم، بازپرداختی به ذهنم نرسید که به مذاق شما خوش بیاد، جینشی-ساما.

264
00:20:02,080 --> 00:20:03,430
بازپرداخت چه صیغه‌ایه؟

265
00:20:04,150 --> 00:20:07,710
‫تو به اون یارو لی‌هاکو چیزی دادی؟

266
00:20:07,710 --> 00:20:11,400
‫بله، براشون یک شب با رویاهای شیرین تدارک دیدم.

267
00:20:13,160 --> 00:20:14,270
‫یه شب...

268
00:20:15,190 --> 00:20:17,850
‫به‌نظر بسیار راضی میومدن.

269
00:20:17,850 --> 00:20:20,530
‫خودمم راضیم، چون همه‌جوره مایه گذاشتم.

270
00:20:24,580 --> 00:20:26,730
دارید چیکار می‌کنید؟

271
00:20:26,730 --> 00:20:28,910
‫با اجازه تا قبل از اینکه لک بشه پاکش می‌کنم.

272
00:20:28,910 --> 00:20:30,910
‫با اجازه تا قبل از اینکه لک بشه پاکش می‌کنم.

273
00:20:30,910 --> 00:20:33,670
‫باید فوراً بشوریدش.

274
00:20:36,560 --> 00:20:40,330
‫خودم تیکه‌های فنجون رو برمی‌دارم. شما دست نزنید.

275
00:20:43,170 --> 00:20:44,280
‫با اجازه.

276
00:20:44,280 --> 00:20:45,430
‫ووش!

277
00:20:52,320 --> 00:20:53,270
‫آخ!

278
00:20:53,290 --> 00:21:03,290
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

279
00:22:34,950 --> 00:22:49,970
‫پیش‌نمایش قسمت بعد

280
00:22:46,130 --> 00:22:49,300
‫قسمت بعد: «خودکشی یا قتل؟»

281
00:22:46,170 --> 00:22:49,970
‫قسمـــت

282
00:22:46,170 --> 00:22:49,970
9

283
00:22:46,170 --> 00:22:49,970
خودکشی یا قتل

284
00:22:46,170 --> 00:22:49,970
‫قسمـــت

285
00:22:46,170 --> 00:22:49,970
9

286
00:22:46,170 --> 00:22:49,970
خودکشی یا قتل
