1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:32,190 --> 00:01:35,190
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد.

3
00:01:35,490 --> 00:01:37,320
‫بابا!

4
00:01:40,160 --> 00:01:41,240
‫بابا!

5
00:01:46,870 --> 00:01:50,840
‫قسمـــــــت

6
00:01:46,870 --> 00:01:50,840
7

7
00:01:46,870 --> 00:01:50,840
بازگشت به خانه

8
00:01:46,870 --> 00:01:50,840
قسمـــــــت

9
00:01:46,870 --> 00:01:50,840
7

10
00:01:46,870 --> 00:01:50,840
بازگشت به خانه

11
00:01:53,700 --> 00:01:56,340
‫یعنی بابا... حالش خوبه.

12
00:01:59,610 --> 00:02:02,850
‫راستی. دیروز، بعد ضیافت باغ...

13
00:02:02,850 --> 00:02:04,310
‫چی داری می‌گی؟!

14
00:02:04,310 --> 00:02:07,100
‫وزیری که از سم خورد الان توی وضعیت بحرانی به‌سر می‌بره!

15
00:02:07,100 --> 00:02:08,640
‫کسالت داری. هرچقدر می‌تونی بخواب!

16
00:02:10,900 --> 00:02:13,550
‫به‌ لطفشون یه دل سیر خوابیدم.

17
00:02:13,550 --> 00:02:15,650
‫ولی تا ظهر خوابیدن هم زیاده‌روی‌ـه.

18
00:02:21,200 --> 00:02:24,180
‫حالا دیگه نمی‌تونم بدون آرایش برم.

19
00:02:28,720 --> 00:02:29,370
‫عه‌وا.

20
00:02:29,790 --> 00:02:31,920
‫می‌تونستی یه روز مرخصی بگیری.

21
00:02:32,220 --> 00:02:36,080
‫نمی‌تونم چنین چیزی رو قبول کنم.
‫لطفاً یه کاری بهم بسپارید.

22
00:02:36,420 --> 00:02:38,420
‫ها؟ کک‌ومک‌هات.

23
00:02:38,420 --> 00:02:42,680
‫بدون این‌ها احساس راحتی نمی‌کنم.
‫می‌شه بذارم بمونن؟

24
00:02:42,680 --> 00:02:44,650
‫می‌فهمم چی می‌گی.

25
00:02:44,650 --> 00:02:49,240
‫همه هی اصرار داشتن بدونن اون ندیمه کیه.

26
00:02:49,240 --> 00:02:51,080
‫عذر می‌خوام.

27
00:02:51,080 --> 00:02:52,430
‫اشکالی نداره.

28
00:02:52,430 --> 00:02:55,880
‫راستی، گائوشون از صبح اومده اینجا
‫و هنوز نرفته. می‌خوای چیکار کنی؟

29
00:02:56,670 --> 00:03:00,490
‫به‌نظر حوصله‌ش سر رفته بود، برای همین
‫ازش خواستم علف‌های هرز رو بِکنه.

30
00:03:01,300 --> 00:03:02,870
‫علف‌های هرز...

31
00:03:02,870 --> 00:03:06,760
‫توی ضیافت باغ که جایگاه نسبتاً بالایی داشت.

32
00:03:06,760 --> 00:03:08,370
‫واقعاً که آدم باملاحظه‌ایه.

33
00:03:09,040 --> 00:03:14,140
‫مطمئنم به نوبه خودش دل ندیمه‌ها رو برده.

34
00:03:15,730 --> 00:03:19,090
‫می‌تونم از اتاق پذیرایی استفاده کنم؟

35
00:03:19,470 --> 00:03:22,120
‫مشکلی نیست. هونگ‌نیانگ.

36
00:03:22,120 --> 00:03:22,720
‫چشم.

37
00:03:22,720 --> 00:03:26,720
‫من توهم زدم... یا چشم‌های هونگ‌نیانگ هم داره برق می‌زنه؟

38
00:03:27,240 --> 00:03:29,390
‫جینشی-ساما ازم خواستن این رو بیارم خدمتتون.

39
00:03:31,140 --> 00:03:35,150
‫این همون سوپی‌ـه که گیوکویو-ساما
‫قرار بود میل کنن، درسته؟

40
00:03:35,670 --> 00:03:36,640
‫بله.

41
00:03:36,640 --> 00:03:38,520
‫لطفشون رو می‌رسونه.

42
00:03:39,670 --> 00:03:40,990
‫لطفاً ازش نخورید.

43
00:03:40,990 --> 00:03:42,030
‫نمی‌خورم.

44
00:03:42,640 --> 00:03:48,490
‫نقره فوراً زنگ می‌زنه.
‫این الان اکسیده شده و دیگه مزه‌ی خوبی نمی‌ده.

45
00:03:48,490 --> 00:03:50,060
‫مزه‌ی خوب...

46
00:03:50,060 --> 00:03:52,410
این رو با دست‌هاتون برداشتین؟

47
00:03:52,410 --> 00:03:55,040
‫خیر، به کاسه دست نزدم.

48
00:03:55,040 --> 00:03:58,040
‫فقط یه قاشق از محتویاتش برداشتم
‫تا از سم بودنش مطمئن شم.

49
00:03:58,040 --> 00:04:00,570
‫شوپ شوپ شوپ.

50
00:03:58,040 --> 00:04:01,010
‫بعدش، بلافاصله توی پارچه پیچیدمش.

51
00:04:02,960 --> 00:04:04,760
‫لطفاً یه‌لحظه منتظر بمونید.

52
00:04:04,760 --> 00:04:06,040
‫چلیک چلیک چلیک.

53
00:04:06,040 --> 00:04:06,930
‫تلق تلق تلق.

54
00:04:08,310 --> 00:04:10,800
‫پنبه، پودر سفیدکننده و یه فرچه.

55
00:04:10,800 --> 00:04:11,940
‫بله.

56
00:04:11,940 --> 00:04:13,440
‫می‌خواید با این‌ها چیکار کنید؟

57
00:04:13,880 --> 00:04:15,740
‫توی عطاری‌ای که قبلاً‌ کار می‌کردم،

58
00:04:15,740 --> 00:04:20,360
‫به ظرف‌هایی که نباید با دست لمس می‌شدن، رنگ می‌زدیم.

59
00:04:20,360 --> 00:04:22,240
‫این هم روشی مشابه همونه.

60
00:04:22,590 --> 00:04:26,740
‫کاری نداره. به این گلوله‌ی پنبه یکمی پودر می‌زنم...

61
00:04:27,350 --> 00:04:29,190
‫باهاش کاسه رو پودری می‌کنم...

62
00:04:29,760 --> 00:04:33,140
‫و در نهایت، مقدار اضافه رو پاک می‌کنم.

63
00:04:36,030 --> 00:04:36,960
‫اینم نتیجه.

64
00:04:36,960 --> 00:04:38,880
‫یه‌سری لکه‌های سفید هست.

65
00:04:39,180 --> 00:04:41,530
‫اون‌جا جاییه که یه انسان دست زده.

66
00:04:42,230 --> 00:04:46,380
‫وقتی این کاسه رو با انگشت‌هات
‫لمس می‌کنی، لکه‌ای به‌جا می‌ذاره.

67
00:04:46,380 --> 00:04:49,880
‫علی‌الخصوص روی نقره که به راحتی می‌پوسه، قابل مشاهده‌ست.

68
00:04:50,280 --> 00:04:53,770
‫برای همینه که نقره‌جات رو قبل از استفاده کامل پاک می‌کنیم.

69
00:04:54,200 --> 00:04:57,560
‫به عبارت دیگه، اثرانگشت‌هایی که اینجا موندن،

70
00:04:57,560 --> 00:05:00,770
‫متعلق به کسی‌‌ان که بعد از تمیز شدن کاسه بهش دست زده؟

71
00:05:01,120 --> 00:05:02,480
‫همین‌طوره.

72
00:05:03,120 --> 00:05:08,340
‫از روی اندازه و جای قرارگیری اثرانگشت‌ها،
‫می‌تونیم حدس بزنیم کاسه رو چطوری دستش گرفته.

73
00:05:09,110 --> 00:05:10,490
‫کاسه رو...

74
00:05:12,060 --> 00:05:13,250
‫چی شده؟

75
00:05:17,640 --> 00:05:18,330
‫هیچی.

76
00:05:19,340 --> 00:05:23,280
‫احتمالاً چهار نفر کاسه رو دستشون گرفتن.

77
00:05:23,280 --> 00:05:24,650
‫چهارنفر.

78
00:05:25,340 --> 00:05:28,520
‫اول،‌ سه‌نفری که به کناره‌های کاسه دست زدن.

79
00:05:28,960 --> 00:05:30,710
‫کسی که سوپ رو ریخته،

80
00:05:31,350 --> 00:05:32,950
‫کسی که کاسه رو برده،

81
00:05:33,670 --> 00:05:35,620
‫و پیش‌مرگ لیشو-ساما.

82
00:05:36,690 --> 00:05:38,640
‫ولی یکی دیگه هم بود.

83
00:05:38,640 --> 00:05:41,510
‫یه «فرد ناشناس» که لبه‌ی کاسه رو لمس کرده.

84
00:05:41,860 --> 00:05:46,610
‫به عقیده‌ی من کسی که غذا رو
‫مسموم کرده این فرد ناشناس بوده.

85
00:05:47,560 --> 00:05:53,190
‫اگه این‌طوره، پس اثرانگشت پیش‌مرگ
‫روی کاسه‌ی همنشین عالی‌رتبه چیکار می‌کنه؟

86
00:05:53,650 --> 00:06:00,110
‫مشخصه. پیش‌مرگ لیشو-ساما به‌نوعی
‫برای آزارواذیت ایشون، از قصد عوضش کرده،

87
00:06:00,110 --> 00:06:01,880
‫بدون اینکه از مسموم بودنش باخبر باشه.

88
00:06:01,880 --> 00:06:02,880
‫عوضش کرده؟

89
00:06:04,040 --> 00:06:05,340
‫زورگویی‌ـه.

90
00:06:05,340 --> 00:06:08,460
‫یه ندیمه به یه همنشین عالی‌رتبه زور می‌گه؟

91
00:06:08,460 --> 00:06:10,220
‫مثل اینکه باورتون نمی‌شه.

92
00:06:10,820 --> 00:06:12,350
‫می‌شه شفاف‌سازی کنید؟

93
00:06:13,490 --> 00:06:18,320
‫قبل از هرچیزی باید بگم که
‫این‌ها همه صرفاً حدس‌وگمان منه.

94
00:06:18,320 --> 00:06:19,840
‫مشکلی نیست.

95
00:06:19,840 --> 00:06:23,880
‫شما لباسی که لیشو-ساما توی
‫ضیافت باغ به تن داشتن رو یادتونه؟

96
00:06:23,880 --> 00:06:26,860
‫بله. تاجایی که یادمه صورتی پررنگ بود.

97
00:06:27,350 --> 00:06:29,120
‫معمولاً، این‌طور تصور می‌شه؛

98
00:06:29,120 --> 00:06:32,160
‫اگه یه همنشین رنگی انتخاب می‌کرد که در مقابل
‫رنگ لباس گیوکویو-ساما توی چشم می‌زد...

99
00:06:32,510 --> 00:06:35,440
‫ندیمه‌هاش رنگ دیگه‌ای بهش پیشنهاد می‌کردن.

100
00:06:35,440 --> 00:06:40,170
‫یا لاأقل، خود ندیمه‌‌ها چیزی می‌پوشیدن
‫تا با رنگ لباس ایشون همخونی داشته باشه.

101
00:06:40,680 --> 00:06:44,670
‫اما با این‌حال، همه‌ی ندیمه‌هاشون
‫لباس سفید به تن کرده بودن.

102
00:06:46,280 --> 00:06:52,580
‫با این‌‌کار، لیشو-ساما رو تبدیل به
‫مضحکه‌ای می‌کنن که از درک شرایط عاجزه.

103
00:06:52,580 --> 00:06:54,560
‫ندیمه‌ها نباید جلوی درخشش بانوشون رو بگیرن.

104
00:06:55,270 --> 00:06:57,810
‫حالا که فکرشو می‌کنم، اون روز...

105
00:06:57,810 --> 00:07:03,540
‫حیا ندارین؟ لباس سرخ؟

106
00:07:04,810 --> 00:07:07,420
‫ندیمه‌های آئودو-ساما داشتن ندیمه‌های لیشو-ساما رو

107
00:07:07,420 --> 00:07:10,170
‫بابت شونه خالی کردن از کارشون سرزنش می‌کردن.

108
00:07:10,820 --> 00:07:12,970
‫کاخ اندرونی مملوء از دشمنه،

109
00:07:12,970 --> 00:07:17,670
‫پس تنها کسایی که یه همنشین می‌تونه
‫بهشون اعتماد کامل داشته باشه،‌ ندیمه‌هاشه.

110
00:07:17,670 --> 00:07:22,790
‫حدس می‌زنم ندیمه‌ها اون لباس رو
‫به بانوی جوان‌شون لیشو-ساما پیشنهاد کردن،

111
00:07:23,200 --> 00:07:26,320
‫و ایشون اون لباس رو بدون اینکه بفهمن
‫هدفشون تحقیر کردنشونه، پوشیدنش.

112
00:07:26,320 --> 00:07:28,170
‫ذره‌ای شک به دلشون راه ندادن.

113
00:07:28,800 --> 00:07:35,240
‫نه فقط اون، بلکه حتی سعی کرده با عوض کردن غذا
‫همنشین لیشو رو بیشتر مورد آزارواذیت قرار بده؟

114
00:07:35,240 --> 00:07:38,040
‫بله، هرچند از مسموم بودنش مطلع نبود.

115
00:07:38,040 --> 00:07:40,550
‫عاقبت باعث نجات جونش شد.

116
00:07:42,690 --> 00:07:44,500
‫اما بازم کار خیلی زننده‌ایه.

117
00:07:46,390 --> 00:07:48,230
‫چرا باید دست به همچین کاری بزنن؟

118
00:07:48,800 --> 00:07:52,350
‫لیشو-ساما زمانی که خیلی کم‌سن‌وسال بودن
‫همنشین امپراتور پیشین شدن.

119
00:07:52,350 --> 00:07:55,960
‫و بعدش بلافاصله کاخ اندرونی رو ترک کردن.
‫وضعیت ایشون با همه فرق داره.

120
00:07:55,960 --> 00:07:58,940
‫‫یک زن باید از همه‌چیزش بگذره تا خودش رو وقف همسرش بکنه.

121
00:07:58,940 --> 00:08:01,140
‫ما همه این رو تو سنین خیلی پایین یاد گرفتیم.

122
00:08:01,560 --> 00:08:05,440
‫به گمونم، از این منظر که بهش نگاه کنی،
‫وصلت با پسر همسر مرحومش...

123
00:08:05,440 --> 00:08:07,750
‫اوج بی‌شرمی به حساب میاد.

124
00:08:09,680 --> 00:08:11,780
‫به‌نظرم اثرانگشتی که نزدیک لبه‌ی کاسه‌ست،

125
00:08:12,190 --> 00:08:15,180
‫از فردی که سم رو اضافه کرده به جا مونده.

126
00:08:15,520 --> 00:08:18,890
‫حتماً وقتی که داشته سم رو هم می‌زده
‫کاسه رو از لبه گرفته بوده.

127
00:08:18,890 --> 00:08:19,930
‫که این‌طور.

128
00:08:20,710 --> 00:08:25,320
‫انگشت‌ها نباید محلی رو که قراره پذیرای
‫لب‌های اشرافی باشه، لمس کنن.

129
00:08:25,320 --> 00:08:26,940
‫این رو از هونگ‌نیانگ یاد گرفتم.

130
00:08:27,830 --> 00:08:29,930
‫عقلم بیشتر از این قد نمی‌ده.

131
00:08:31,680 --> 00:08:34,280
‫می‌شه یه سؤال دیگه هم بپرسم؟

132
00:08:34,280 --> 00:08:35,370
‫چه سؤالی؟

133
00:08:37,250 --> 00:08:40,950
‫چرا دیروز سعی داشتی از اون پیش‌مرگ محافظت کنی؟

134
00:08:43,830 --> 00:08:47,210
‫صرفاً جهت کنجکاوی می‌پرسم.
‫بازجویی یا امثالهم نیست.

135
00:08:50,660 --> 00:08:55,720
‫زندگی یه دختر خدمتکار درمقایسه با
‫زندگی یه همنشین پشیزی نمی‌ارزه.

136
00:08:58,080 --> 00:09:01,850
‫به‌خصوص اگه زندگی یه پیش‌مرگ باشه...

137
00:09:08,480 --> 00:09:11,050
‫سعی می‌کنم این رو به جینشی-ساما توضیح بدم.

138
00:09:11,620 --> 00:09:13,160
‫خیلی ممنونم.

139
00:09:16,790 --> 00:09:21,740
‫به‌هرحال،‌ باید ازش ممنون باشم که دردسرِ
‫عوض کردن غذاها رو به جون خرید.

140
00:09:23,360 --> 00:09:25,780
‫به لطفش تونستم اون سم رو بچشم.

141
00:09:26,880 --> 00:09:31,380
‫واقعاً اگه اون سوپ رو قورت می‌دادم خوب می‌شدا.

142
00:09:35,400 --> 00:09:36,510
‫همه‌ش همین بود.

143
00:09:36,510 --> 00:09:41,560
‫عجب. همیشه از نحوه‌ی بیانت، تحت‌تأثیر قرار می‌گیرم.

144
00:09:41,920 --> 00:09:43,140
‫که این‌طور؟

145
00:09:43,140 --> 00:09:46,680
هر طور که بهش فکر کنی، کار خودی‌ـه، نه؟

146
00:09:46,680 --> 00:09:49,060
‫شرایط که حاکی از اینه.

147
00:09:50,310 --> 00:09:52,380
‫خیلی ساده جلوه‌ش می‌دی.

148
00:09:53,090 --> 00:09:55,660
‫این قضیه خواب رو از چشمام گرفته.

149
00:09:55,660 --> 00:09:57,470
‫حتی توان عوض کردن لباس‌هامم نداشتم.

150
00:09:57,470 --> 00:09:58,950
‫می‌خوام دست از فکر کردن بردارم.

151
00:09:59,590 --> 00:10:01,860
‫دارید می‌شید خود همیشگی‌تون.

152
00:10:01,860 --> 00:10:04,400
‫چه اهمیتی داره؟ اینجا که کسی نیست.

153
00:10:04,400 --> 00:10:05,450
‫من که هستم.

154
00:10:05,860 --> 00:10:07,580
‫می‌شه یکم راحتم بذاری؟

155
00:10:07,580 --> 00:10:09,120
‫خیر.

156
00:10:09,120 --> 00:10:11,180
‫یه کلمه از حرفام هم روت تأثیر نداره، ها؟

157
00:10:11,180 --> 00:10:12,950
‫رابطه‌ی طولانی‌ مدتی داشتیم.

158
00:10:13,360 --> 00:10:17,590
‫داشتنِ یه‌نفر که از بدو تولد
‫مراقبته هم سختی‌های خودش رو داره.

159
00:10:18,710 --> 00:10:21,600
‫جینشی-ساما، یادتون رفت گیره‌ی موتون رو بردارید.

160
00:10:21,600 --> 00:10:24,600
‫آه، ای بابا. پاک فراموش کرده بودم.

161
00:10:24,600 --> 00:10:26,730
‫توی موهاتون گم شده بود.

162
00:10:26,730 --> 00:10:29,920
‫فکر نکنم کسی از مقام واقعی‌تون بویی برده باشه.

163
00:10:29,920 --> 00:10:31,670
‫ترتیبشو بده.

164
00:10:32,750 --> 00:10:35,320
‫باز هم که حواستون بهش نیست.

165
00:10:36,480 --> 00:10:41,320
‫این چیزیه که فقط افراد خاصی می‌تونن
‫به سرشون بزنن، پس لطفاً خوب مراقبش باشید.

166
00:10:41,760 --> 00:10:43,280
‫خودم می‌دونم.

167
00:10:43,280 --> 00:10:44,700
‫نمی‌دونید.

168
00:10:46,360 --> 00:10:48,160
‫خب دیگه، از حضورتون مرخص می‌شم.

169
00:10:53,720 --> 00:10:55,130
‫بریم تو کارش...

170
00:10:58,630 --> 00:11:01,580
‫عه راستی، هیچ گیره‌ی مویی گرفتی؟

171
00:11:01,580 --> 00:11:02,430
‫یه چندتا.

172
00:11:04,900 --> 00:11:06,280
‫که این‌طور!

173
00:11:06,280 --> 00:11:07,180
‫پس...

174
00:11:08,260 --> 00:11:10,140
‫می‌تونی از کاخ اندرونی بزنی بیرون!

175
00:11:12,040 --> 00:11:14,590
‫هـا؟ الان چی‌گفتی؟

176
00:11:14,590 --> 00:11:16,660
‫می‌تونی از کاخ اندرونی بزنی بیرون؟

177
00:11:17,150 --> 00:11:19,030
‫لطفاً بیشتر توضیح بده!

178
00:11:20,690 --> 00:11:22,030
‫باشه...

179
00:11:24,050 --> 00:11:27,200
‫وقتی توی کاخ اندرونی هستی
‫نمی‌تونی مردی رو از بیرون ملاقات کنی،

180
00:11:27,560 --> 00:11:32,360
‫ولی اگه اجازه‌ی ویژه داشته باشی،
‫یه مرد می‌تونه یه زن رو به بیرون همراهی کنه.

181
00:11:32,360 --> 00:11:36,880
‫هوم هوم، پس اون گیره‌های مو که توی
‫ ضیافت باغ می‌دادن همچین داستانی داشتن.

182
00:11:36,880 --> 00:11:43,470
‫دقیقاً! تازه می‌تونی از گیره‌های مو استفاده کنی
‫تا از یکی بخوای از کاخ اندرونی ببرت بیرون.

183
00:11:43,790 --> 00:11:47,970
‫گرفتم. ممنونم، شائولان. یه امتحانی می‌کنم.

184
00:11:49,170 --> 00:11:50,560
‫قابلتو نداره.

185
00:11:51,200 --> 00:11:53,770
‫مائومائو، ممنون واسه زالزالکا!

186
00:11:54,170 --> 00:11:55,940
‫خوشمزه بود!

187
00:12:00,180 --> 00:12:03,070
‫سرجمع چهارتا گیره‌ سر گرفتم.

188
00:12:03,070 --> 00:12:05,410
‫دوتاشون از دست مردها بودن.

189
00:12:06,050 --> 00:12:08,960
‫یا نه، از اونجایی که یکی‌شون
‫عضو مهمش رو از دست داده،

190
00:12:08,960 --> 00:12:11,250
‫شاید بهتره «مرد» صداش نکنم؟

191
00:12:11,750 --> 00:12:13,290
‫داروساز!

192
00:12:14,440 --> 00:12:15,540
‫خب!

193
00:12:20,630 --> 00:12:23,930
‫لی‌هاکو-ساما، یکی از خانم‌های کاخ اندرونی این رو فرستادن.

194
00:12:23,930 --> 00:12:25,530
‫اوه، فهمیدم.

195
00:12:26,950 --> 00:12:31,200
‫خدایا، نکنه اون گیره‌ی مویی که
‫بابت دلگرمی دادمو جدی گرفته؟

196
00:12:31,200 --> 00:12:34,140
‫ولی اگه یه خانم خوشگل باشه، حیف می‌شه...

197
00:12:34,140 --> 00:12:36,150
‫مائومائو
‫از کاخ یشم

198
00:12:36,150 --> 00:12:39,980
‫فقط یه‌ دونه گیره سر به کاخ یشم دادم...

199
00:12:39,980 --> 00:12:41,260
‫که یعنی...

200
00:12:43,120 --> 00:12:44,650
‫اون یکی؟

201
00:12:45,750 --> 00:12:48,910
‫خب... چطوری باید دست‌به‌سرش کنم...

202
00:12:51,270 --> 00:12:52,620
‫عذر می‌خوام.

203
00:12:55,780 --> 00:12:57,000
‫ممنون که منتظر موندید.

204
00:12:57,400 --> 00:12:59,340
‫هوم؟ تو دیگه کی هستی؟

205
00:12:59,800 --> 00:13:01,310
‫اینو خیلی بهم می‌گن.

206
00:13:01,310 --> 00:13:04,810
‫تا حالا کسی بهت گفته
‫آرایش از این رو به اون روت می‌کنه؟

207
00:13:04,810 --> 00:13:06,380
‫این یکی هم زیاد بهم می‌گن.

208
00:13:08,200 --> 00:13:11,210
‫ولی بگذریم، منو صدا کردی...

209
00:13:11,840 --> 00:13:14,140
‫دلم می‌خواد برگردم پیش خانواده‌م.

210
00:13:14,140 --> 00:13:15,380
‫خانواده‌ت؟

211
00:13:15,960 --> 00:13:18,520
‫هیچ می‌دونی معنی این‌ها چیه؟

212
00:13:18,520 --> 00:13:23,490
‫بهم گفتن به شرط اینکه شما
‫ضمانتم رو بکنید، می‌تونم موقتاً برم خونه.

213
00:13:23,490 --> 00:13:25,400
‫خوب رویی هم داری.

214
00:13:25,400 --> 00:13:29,450
‫تو که صرفاً یه ندیمه‌ای، از منی که
‫یه افسر نظامی‌ام می‌خوای ضمانتتو کنم؟

215
00:13:29,990 --> 00:13:30,900
‫بله.

216
00:13:32,720 --> 00:13:36,280
‫و صرفاً برای همین صدام کردی؟

217
00:13:36,280 --> 00:13:37,180
‫بله.

218
00:13:37,180 --> 00:13:40,650
‫نمی‌دونم کله‌خری یا خودِ خری.

219
00:13:42,340 --> 00:13:48,510
‫خب دخترجون، داری سعی می‌کنی
‫از من برای خونه رفتنت سوءاستفاده کنی؟

220
00:13:48,510 --> 00:13:52,970
‫نه، یقین دارم که می‌تونم در ازاش
‫چیز ارزشمندی بهتون پیشنهاد کنم.

221
00:13:53,430 --> 00:13:54,560
‫هـــا؟

222
00:13:56,180 --> 00:13:57,140
m 1385.93 65 l 1810 65 1810 255 1385 255

223
00:13:56,180 --> 00:13:57,140
‫خانه‌ی یشم - معرفی‌نامه - پایرین
‫خانه‌ی یشم - معرفی‌نامه - جوکا
‫خانه‌ی یشم - معرفی‌نامه - می‌می

224
00:13:57,480 --> 00:14:00,480
‫می‌تونم نظرتون رو به یه بازدید ‫از گل‌های خانه‌ی یشم جلب کنم؟

225
00:14:02,410 --> 00:14:05,340
‫خـ ـ خونه‌ی یشم؟! حتماً شوخیت گرفته!

226
00:14:05,340 --> 00:14:08,320
‫یه شب توی اون فاحشه‌خونه‌ی اعیونی
‫اندازه‌ی دستمزد یه‌سالم خرج برمی‌داره!

227
00:14:08,320 --> 00:14:12,950
‫اگه نگرانید، می‌تونید یکی از این معرفی‌نامه‌ها رو بهشون نشون بدید.

228
00:14:12,950 --> 00:14:16,200
‫پایرین. جوکا. می‌می.

229
00:14:17,250 --> 00:14:19,080
‫این‌طوری که بیشتر غیرقابل‌باوره!

230
00:14:19,080 --> 00:14:22,670
‫اونا سه شاهدختی‌ان که حتی مقامات
‫عالی‌رتبه هم دستشون بهشون نمی‌رسه!

231
00:14:22,670 --> 00:14:25,390
‫اگه باور نمی‌کنید که کاریش نمی‌شه کرد.

232
00:14:25,390 --> 00:14:25,960
‫هــا؟!

233
00:14:26,240 --> 00:14:29,180
‫عمیقاً عذر می‌خوام که وقت‌تون رو گرفتم.

234
00:14:29,180 --> 00:14:30,360
‫و ـ وایسا...

235
00:14:30,360 --> 00:14:33,400
‫واقعاً مایه‌ی تأسفه، ولی باید از شخص دیگه‌ای بپرسم.

236
00:14:33,400 --> 00:14:35,600
‫لطفاً این موضوع رو فراموش کنید.

237
00:14:37,080 --> 00:14:40,220
‫این دختره... آدمای دیگه‌ای هم داره؟!

238
00:14:40,220 --> 00:14:43,320
‫تازه اونم گیره سر نقره و کوارتز سرخ؟

239
00:14:43,320 --> 00:14:46,000
‫اونا قطعاً مال کسایین که خرشون بیشتر از من می‌ره.

240
00:14:46,000 --> 00:14:48,170
‫این دختره دیگه کیه؟!

241
00:14:48,170 --> 00:14:50,820
‫اگه این‌طوره، شاید حرفی که زد...

242
00:14:50,820 --> 00:14:53,070
‫نه نه، بدجوری مشکوکه!

243
00:14:53,370 --> 00:14:59,580
‫ولی اگه راست بگه، عمراً دیگه شانس اینو
‫داشته باشم که سه شاهدخت رو ببینم...

244
00:14:59,900 --> 00:15:01,910
‫چه شکری بخورم؟!

245
00:15:03,600 --> 00:15:05,750
‫خب، چیکار می‌کنید؟

246
00:15:13,730 --> 00:15:15,680
‫تسلیمم.

247
00:15:15,680 --> 00:15:17,970
‫تبریک می‌گم، مائومائو!

248
00:15:17,970 --> 00:15:20,700
‫کی فکرشو می‌کرد تو قبل از ما بری...

249
00:15:20,700 --> 00:15:22,190
‫خیلی خوشحالم!

250
00:15:22,190 --> 00:15:24,190
‫حتماً با آدم خوبی آشنا شدی.

251
00:15:24,190 --> 00:15:26,440
‫هوم، خیلی ممنون؟

252
00:15:26,440 --> 00:15:28,830
‫چرا این‌قدر در موردش عادی رفتار می‌کنی؟!

253
00:15:28,830 --> 00:15:31,450
‫نگران نباشید، با خودم سوغاتی میارم.

254
00:15:31,450 --> 00:15:33,560
‫چطوری با این یارو آشنا شدی؟

255
00:15:33,560 --> 00:15:35,050
‫تصادفی گمونم؟

256
00:15:35,050 --> 00:15:39,080
‫مطمئنم روحشم خبر نداره معنی گیره‌های مو چیه.

257
00:15:39,370 --> 00:15:44,330
‫آره، مطمئنم. ای وای... دلم برای اون بنده خدا می‌سوزه.

258
00:15:46,970 --> 00:15:48,510
‫واقعاً که سرگرم‌کننده‌ست.

259
00:15:50,070 --> 00:15:52,460
‫موندم یعنی چه قیافه‌ای به خودش می‌گیره...

260
00:15:52,460 --> 00:15:56,030
‫به گمونم که باز یه جروبحث دیگه تو راهه...

261
00:15:56,470 --> 00:16:01,210
‫جینشی بالأخره موفق شد کارش را
‫به پایان برساند و زمانی برای ملاقات پیدا کند...

262
00:16:01,210 --> 00:16:04,850
‫آن هم یک روز پس از اینکه مائومائو رفته بود.

263
00:16:04,850 --> 00:16:09,140
‫مائومائو با یه نفر از اینجا رفت...

264
00:16:15,520 --> 00:16:17,660
‫یه سفر سه‌روزه به خونه‌شون.

265
00:16:18,690 --> 00:16:22,410
‫منطقه‌ی سرگرمی؛ جایی که ‫توش بزرگ شدم خیلی دور نبود.

266
00:16:23,190 --> 00:16:28,170
‫با کاخ اندرونی فاصله‌ی زیادی نداره، ‫درست بعد از دیوارها و خندق بود.

267
00:16:30,040 --> 00:16:32,920
‫کالسکه گرفته؟ چه ولخرجه.

268
00:16:32,920 --> 00:16:35,740
‫خب، سه شاهدخت خانه‌ی یشم...

269
00:16:35,740 --> 00:16:39,720
‫برای عموم تبدیل به بت شدن. حتی می‌پرستنشون.

270
00:16:40,340 --> 00:16:43,600
‫فقط دیدنشون به تنهایی باعث افتخاره.

271
00:16:43,600 --> 00:16:45,940
‫اوه، دارم می‌بینمش...

272
00:16:47,460 --> 00:16:48,900
‫منطقه‌ی سرگرمیه!

273
00:16:51,910 --> 00:16:56,460
‫دخترهایی هستن که وارد فاحشه‌خونه‌ها
‫می‌شن تا بتونن شبیه اون‌ها بشن.

274
00:16:56,460 --> 00:16:58,410
‫ولی به این آسونی نیست.

275
00:16:59,080 --> 00:17:01,770
‫حتی اگه به یه خدمتکار تبدیل بشن،
‫یا یه روسپی در حال آموزش،

276
00:17:01,770 --> 00:17:03,750
‫هیچ تضمینی وجود نداره که موفق بشن.

277
00:17:06,250 --> 00:17:08,510
‫پس اینجا خانه‌ی یشمه...

278
00:17:08,510 --> 00:17:09,130
‫بله.

279
00:17:09,720 --> 00:17:12,460
‫چه‌قدر باشکوهه.

280
00:17:12,460 --> 00:17:14,640
‫اینجا یه فاحشه‌خونه‌ی قدیمی و پرآوازه‌ست،

281
00:17:14,640 --> 00:17:17,840
‫هرچیزی برای عرضه دارن؛
‫از روسپی‌های میان‌رتبه بگیر تا فوق عالی‌رتبه.

282
00:17:19,640 --> 00:17:21,100
‫اوه، یه مدتی می‌شه، ننه‌جون.

283
00:17:22,040 --> 00:17:23,350
‫بچه‌ها حالشون چطـ ـ

284
00:17:28,650 --> 00:17:31,780
‫منظورت چیه که «یه مدتی‌ می‌شه» دختره‌ی کودن؟!

285
00:17:31,780 --> 00:17:35,160
‫حالت خوبه؟! این پیرزنه مشکلش چیه؟!

286
00:17:35,160 --> 00:17:39,080
‫این پیرزن صاحب خانه‌ی یشمه.

287
00:17:39,080 --> 00:17:43,200
‫یادش به‌خیر با این کار کمکم می‌کرد هرچی‫سم خورده بودم رو بیارم بالا.

288
00:17:43,640 --> 00:17:45,830
‫هـا، این همون مشتری خوبیه که گفتی؟

289
00:17:46,350 --> 00:17:50,250
‫صورتش که خوشگله و جثه‌ی خوبی هم داره.

290
00:17:50,250 --> 00:17:52,990
‫شنیدم داری به جاهای خوبی هم می‌رسی.

291
00:17:52,990 --> 00:17:56,840
‫ننه جون، چرا داری اینا رو صاف تو روش می‌گی؟

292
00:17:56,840 --> 00:17:59,050
‫هوی، پایرینو خبر کن.

293
00:17:59,050 --> 00:18:00,760
‫امروز باید چای درست کنه.

294
00:18:00,760 --> 00:18:01,720
‫چشم!

295
00:18:01,720 --> 00:18:02,910
‫پایرین...

296
00:18:02,910 --> 00:18:06,330
‫لی‌هاکو-ساما، زور بازوهاتون چه‌قدر زیاده؟

297
00:18:06,330 --> 00:18:08,580
‫مرتب تمرین می‌کنم.

298
00:18:09,190 --> 00:18:11,940
‫این‌طوری که...

299
00:18:11,940 --> 00:18:13,380
‫از این‌طرف لطفاً.

300
00:18:14,370 --> 00:18:15,530
‫دارم استرس می‌گیرم...

301
00:18:16,150 --> 00:18:18,350
‫خوب خودتو نشون بده، باشه؟

302
00:18:18,350 --> 00:18:19,110
‫باشه.

303
00:18:21,370 --> 00:18:27,500
‫خب، چرا بدون اینکه یه کلمه بگی
‫ده ماهِ تموم غیبت زده بود؟

304
00:18:27,500 --> 00:18:31,240
‫کاریش نمی‌شد کرد. نامه‌ای که فرستادم رو نخوندی؟

305
00:18:31,240 --> 00:18:33,760
‫معلومه که خوندم! برای همینه که هواشو دارم،

306
00:18:33,760 --> 00:18:35,820
‫اونم با اینکه فقط سلام‌علیک کردیم!

307
00:18:35,820 --> 00:18:43,100
‫فهمیدم بابا. نصف حقوقم رو از کاخ اندرونی
‫به‌عنوان یه معامله‌ی ویژه، جلوجلو گرفتم.

308
00:18:43,100 --> 00:18:47,150
‫این که برای پایرین کفایت نمی‌کنه.

309
00:18:47,150 --> 00:18:49,580
‫نمی‌شه حالا در حد یه چای خوردن حسابش کنی؟

310
00:18:49,580 --> 00:18:54,020
‫احمق! پایرین که اون عضله‌ها رو
‫ولشون نمی‌کنه به امون خدا.

311
00:18:54,020 --> 00:18:57,000
‫می‌دونستم. ولی کاری از دست من برنمیاد...

312
00:18:57,000 --> 00:19:00,970
‫این که نشد حرف! می‌زنم پای حساب خودت.

313
00:19:00,970 --> 00:19:02,590
‫من که از این پول‌ها ندارم...

314
00:19:02,590 --> 00:19:05,040
‫اگه این‌طوره، بازم مشتری خوب برامون بیار.

315
00:19:05,040 --> 00:19:09,040
‫مثل همین یارو. جوونم باشه،
‫که بتونیم تا مدت زیادی بدوشیمش.

316
00:19:09,880 --> 00:19:12,470
‫یعنی یه خواجه مشتری قابل‌قبولی می‌شه؟

317
00:19:12,900 --> 00:19:15,720
‫راه نداره. روسپی‌ها هرکاری ‫برای به چنگ آوردنش می‌کنن...

318
00:19:15,720 --> 00:19:17,160
‫و فاحشه‌خونه رو از کار بیکار می‌کنن.

319
00:19:17,570 --> 00:19:20,800
‫ولی دلم به حال گائوشون یا ‫اون حکیم شارلاتان می‌سوزه...

320
00:19:22,000 --> 00:19:26,260
‫مائومائو، بابات باید خونه باشه. یالا برو یه سری بهش بزن.

321
00:19:30,180 --> 00:19:34,770
‫یه خیابون می‌ری پایین و چهره‌ی شهر به‌کل عوض می‌شه.

322
00:19:35,430 --> 00:19:39,530
‫آلونک‌های داغون، گداها و ولگردهای آبله‌زده.

323
00:19:41,480 --> 00:19:43,530
‫اوضاع همونه که بود.

324
00:19:57,760 --> 00:19:59,920
‫من اومدم، بابا.

325
00:19:59,920 --> 00:20:03,930
‫اوه، خوش اومدی. یه مدتی می‌شه نیستی.

326
00:20:05,940 --> 00:20:07,930
‫بالأخره اومدم خونه.

327
00:20:08,630 --> 00:20:13,900
‫راستی، اون روز رفته بودم بیرون
‫برای کک‌و‌مک‌هام رنگ بگیرم، که...

328
00:20:25,400 --> 00:20:29,230
‫هنوز مدت زمان خدمتم تموم نشده،
‫پس باید دو روز دیگه برگردم به کاخ اندرونی.

329
00:20:29,230 --> 00:20:29,990
‫که این‌طور.

330
00:20:30,380 --> 00:20:33,110
‫خوابم میاد، ولی دلم می‌خواد یه دوشم بگیرم.

331
00:20:33,500 --> 00:20:36,970
‫بهتره فردا حمام خانه‌ی یشم رو قرض بگیری.

332
00:20:38,160 --> 00:20:40,510
‫باشه، همین‌کارو می‌کنم.

333
00:20:58,920 --> 00:21:03,580
‫کاخ اندرونی؟ چرخ روزگارو ببین.

334
00:21:03,600 --> 00:21:13,600
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

335
00:22:35,040 --> 00:22:50,050
‫پیش‌نمایش قسمت بعد

336
00:22:46,520 --> 00:22:48,820
‫قسمت بعد: «ساقه‌ی گندم»

337
00:22:46,630 --> 00:22:50,050
‫قسمـــت

338
00:22:46,630 --> 00:22:50,050
8

339
00:22:46,630 --> 00:22:50,050
ساقه‌ی گندم

340
00:22:46,630 --> 00:22:50,050
‫قسمـــت

341
00:22:46,630 --> 00:22:50,050
8

342
00:22:46,630 --> 00:22:50,050
ساقه‌ی گندم
