WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:30.980 --> 01:33.980
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد.

01:34.550 --> 01:37.300
‫حتی یه‌ذره هم حجب و حیا نداره.

01:37.890 --> 01:39.870
‫انقدر سر غذا ناز می‌کنه.

01:41.540 --> 01:43.690
‫حالا این‌طور هم نیست که بمیره.

01:46.710 --> 01:50.540
‫قسمـــــــــت

01:46.710 --> 01:50.540
6

01:46.710 --> 01:50.540
ضیافت باغ

01:46.710 --> 01:50.540
‫قسمـــــــــت

01:46.710 --> 01:50.540
6

01:46.710 --> 01:50.540
ضیافت باغ

01:48.000 --> 01:48.870
‫خیلی سرده!

01:48.870 --> 01:51.600
‫الحق که کیسه‌های سنگ‌ داغ دوای دردن، ولی...

01:51.600 --> 01:56.070
‫همین‌که توی این هوا بی‌کار باشی خودش یه درده.

01:56.470 --> 01:59.400
‫باد خیلی سرده.

02:00.080 --> 02:04.090
‫نمی‌شد یه‌ چادری چیزی بگیریم؟

02:42.420 --> 02:45.850
‫مثل اینکه این برنامه برای القای رقابت
‫بین چهارتا همنشین ترتیب داده شده.

02:51.140 --> 02:54.410
‫ببین، اون ملکه‌ی مادره.

02:54.410 --> 02:57.000
‫چقدر جوون به‌نظر میان.

02:57.000 --> 03:01.820
‫واقعاً جوونن. آخه ملکه‌ی مادر وقتی امپراتور رو به‌دنیا آوردن فقط...

03:03.440 --> 03:05.780
‫معلومه حسابی مایه گذاشته.

03:05.780 --> 03:12.290
‫ملکه‌ی مادر دو فرزند دارن، امپراتور و برادر کوچکترشون.

03:12.290 --> 03:18.300
‫شایعه‌ها می‌گن برادرشون انقدر بیمارن که نمی‌تونن جایی برن.

03:18.300 --> 03:21.820
‫فکر کنم تا همین چند ماه پیش همین‌جا بود، اما...

03:21.820 --> 03:22.890
‫عـــــه.

03:22.890 --> 03:24.010
‫هـــــــا؟!

03:24.010 --> 03:25.510
ما بی‌رنگ و روایم؟

03:25.920 --> 03:28.380
‫ما ندیمه‌ها به بانومون خدمت می‌کنیم!

03:28.380 --> 03:30.310
‫چه دلیلی داره خودمون رو بَزَک کنیم؟

03:30.710 --> 03:33.610
شنیدی چی گفت؟

03:33.610 --> 03:38.480
‫مشخصاً ضرر ندیمه‌های بی‌ریخت به بانو می‌رسه.

03:41.400 --> 03:44.820
‫اونا ندیمه‌های لیفا-ساما‌ان.

03:44.820 --> 03:49.800
‫آه امان از اینفا... باز جنگ نیابتی راه انداخته.

03:49.800 --> 03:51.500
‫ما هم بریم.

03:51.500 --> 03:55.790
‫خب از اون‌جایی که اون دختر زشته رو برای
‫کار آوردین، گمونم چاره‌ای ازتون ساخته نیست.

03:55.790 --> 03:58.750
‫«دختر زشته»، منو می‌گه؟

03:58.750 --> 04:01.300
‫واقعاً مایه‌ی ننگه که همچین آدمی این دور و اطراف باشه.

04:01.640 --> 04:04.260
‫چی نالیدی؟

04:04.260 --> 04:05.600
‫اینفا!

04:05.600 --> 04:07.820
‫آروم بگیر!

04:07.820 --> 04:13.100
هنوز متوجه من نشدن؟ اونم بعد از اون‌همه
‫اوقات خوشی که با هم توی کاخ بلور داشتیم؟

04:13.560 --> 04:18.060
‫اگه انقدر به خودت غره باشی، به پدرم در موردت می‌گم!

04:21.400 --> 04:25.110
‫پس... باید با بدنت یه‌کاری کنم که هیچ‌وقت نتونی بگی.

04:26.870 --> 04:29.870
‫نـ ـ نــــــــــــــــــه!

04:31.760 --> 04:34.540
‫بابا فقط یه شوخی به سبک روسپی‌ جماعت بود.

04:37.440 --> 04:40.640
‫از مائومائو عذرخواهی کن.

04:46.040 --> 04:48.170
‫هه هه.

04:50.560 --> 04:52.640
‫چـ ـ چته یهویی زبونت بند اومد؟

04:52.640 --> 04:55.680
‫خـ ـ خب، دلم براتون سوخت دیگه کافیه.

04:57.400 --> 04:59.750
‫ممنونم باشیــــــــد!

05:00.610 --> 05:02.640
‫مشکلش چیه؟

05:02.640 --> 05:05.150
‫هی مائومائو، حالت خوبه؟

05:05.150 --> 05:08.330
‫خودت خیلی خوشگلی ها ولی این...

05:08.330 --> 05:12.830
‫من اذیت نمی‌شم. بعدم، وقتش نرسیده
‫سنگ‌های کیسه‌هاتون رو عوض کنید؟

05:14.290 --> 05:16.300
‫هم توی فقر بزرگ شده،

05:16.300 --> 05:19.780
‫عدم اعتمادش به مردا هم انقدر زیاده
‫که باعث شده صورت خودش رو خراب کنه...

05:20.240 --> 05:25.460
‫دو ماه آزگار هم قلدری‌های توی کاخ بلور رو تحمل کرده...

05:25.760 --> 05:30.180
‫ولی همچنان شکایتی که نمی‌کنه هیچ، مراقب ما هم هست...

05:30.680 --> 05:35.560
‫خب طبیعیه که جینشی‌-سامایِ مهربون حواسشون بهش باشه.

05:36.120 --> 05:39.020
‫دوباره... یه توهمی زدن.

05:43.360 --> 05:47.490
‫حیا ندارین؟ لباس سرخ؟

05:47.840 --> 05:50.160
‫بازم جنگ نیابتی؟

05:50.160 --> 05:52.240
‫ندیمه‌های همنشین فرزانه و همنشین پاکن دیگه.

05:52.540 --> 05:55.000
‫اصلاً با همدیگه کنار نمیان.

05:55.800 --> 05:58.700
‫همنشین فرزانه چهارده‌سالشونه و دیرتر اومدن،

05:58.700 --> 06:01.690
‫همنشین پاک سی‌وپنج سالشونه و
‫طولانی‌تر از همه این‌جا بودن.

06:01.690 --> 06:03.720
‫معلومه که با همدیگه کنار نمیان.

06:03.720 --> 06:06.470
‫به‌علاوه، قبلاً عروس و مادرشوهر بودن.

06:06.840 --> 06:08.320
‫عروس و مادرشوهر؟

06:08.320 --> 06:11.550
‫خب... یه‌ذره پیچیده‌ست.

06:11.550 --> 06:38.040
آدوئو
همنشین پاک

06:11.550 --> 06:38.040
امپراتور پیشین

06:11.550 --> 06:38.040
ملکه‌ی مادر

06:11.550 --> 06:38.040
امپراطور فعلی

06:11.550 --> 06:38.040
لیشو
همنشین فرزانه

06:11.960 --> 06:14.890
‫قبلاً، یکی‌شون همنشین امپراتور پیشین بودن،

06:14.890 --> 06:18.250
‫و اون یکی همنشین امپراتور فعلی‌مون بودن.

06:18.250 --> 06:21.450
‫اما امپراتور پیشین فوت شدن، خب؟

06:21.450 --> 06:24.360
‫همنشین امپراتور پیشین،
‫ کاخ رو یک ‌بار ترک کردن،

06:24.360 --> 06:28.060
‫اما به عنوان همنشین امپراتور فعلی برگشتن.

06:28.060 --> 06:30.800
‫امپراتور پیشین پنج سال پیش فوت کردن.

06:30.800 --> 06:34.560
‫اون‌موقع، همنشین آدوئو سی سالشون بود،

06:33.620 --> 06:38.040
‫۳۰ ساله

06:34.560 --> 06:38.040
‫و همنشین لیشو نه سالشون بوده.

06:36.870 --> 06:38.040
‫۹ ساله

06:38.040 --> 06:41.240
‫گمونم همه‌ش سیاسته، اما اینکه تو نُه سالگی صیغه بشی...

06:41.240 --> 06:45.680
‫باورنکردنیه، نه؟ که توی نُه سالگی مادرشوهر باشی.

06:45.680 --> 06:48.600
‫نُه سالگی... مادر...

06:49.770 --> 06:51.540
‫مـ ـ مادر؟

06:52.970 --> 06:53.620
آدوئو
همنشین پاک

06:52.970 --> 06:53.620
لیشو
همنشین فرزانه

06:52.970 --> 06:56.390
ملکه‌ی مادر

06:52.970 --> 06:56.390
امپراتور فعلی

06:52.970 --> 06:56.960
امپراتور پیشین

06:54.330 --> 06:56.390
آدوئو
همنشین پاک

06:54.330 --> 06:56.960
لیشو
همنشین فرزانه

06:54.550 --> 06:59.190
‫همنشین امپراتور قبلی... لیشو-ساما بوده؟

07:16.600 --> 07:18.830
پس اون مادرشوهر جوونه؟

07:19.360 --> 07:25.130
‫حتماً دیدی متوجه شدی، ولی لیشو-ساما خیلی جوونن.

07:25.130 --> 07:26.590
‫بله درسته.

07:27.060 --> 07:30.860
‫عموماً، یه لباس سفید مناسب همنشین فرزانه‌ست،

07:30.860 --> 07:32.860
‫ولی اون رنگ صورتی تیره...

07:32.860 --> 07:36.050
‫واضحاً با گیوکویو-ساما همنشین گران‌قدر مغایرت داره.

07:36.480 --> 07:38.940
‫شاید زیاد حواسش به شرایط نیست؟

07:42.080 --> 07:45.770
‫ممنون بابت کیسه‌های سنگ‌داغ. بازم زحمتشو بکش.

07:45.770 --> 07:46.600
‫بله.

07:49.910 --> 07:50.940
‫خیلی سرده...

07:56.890 --> 07:59.080
‫اگه سردتونه اینا رو بگیرید.

08:03.410 --> 08:04.380
‫بیاید!

08:05.380 --> 08:06.300
‫بیاید!

08:14.710 --> 08:16.140
‫خیلی مهربونی.

08:16.140 --> 08:20.080
‫که این گرم‌کن‌ها رو بین ندیمه‌های کاخ بلور هم تقسیم می‌کنی...

08:20.080 --> 08:23.150
‫و تازه از گیوکویو-ساما هم اجازه می‌گیری.

08:23.150 --> 08:24.350
‫خب...

08:27.770 --> 08:29.160
‫گیره‌ مو؟

08:29.160 --> 08:34.280
‫این‌طوریه که سعی می‌کنن کارگرهای مستعدی
‫که توی این باغ گل مخفی شدن رو استخدام کنن.

08:34.280 --> 08:35.520
‫عـــه.

08:35.520 --> 08:38.240
‫البته که، معانی دیگه‌ای هم پشتش هست.

08:38.720 --> 08:40.320
‫که این‌طور.

08:40.320 --> 08:42.410
‫گفتم؛ یه معنی دیگه‌ای هم داره ها!

08:44.870 --> 08:47.000
‫معنی داره، ها؟

08:53.140 --> 08:55.470
‫لطفاً این رو بپذیرید، بانوی جوان.

09:00.980 --> 09:05.300
‫گمونم یه دونه از این‌ها به همه می‌ده
‫تا هیچ خدمتکاری احساس شرمندگی نکنه.

09:08.560 --> 09:09.520
‫ممنونم.

09:09.520 --> 09:13.190
‫من لیهاکو هستم. خوش‌وقتم!

09:15.760 --> 09:16.920
‫عین یه سگِ گنده‌ست...

09:16.920 --> 09:17.700
‫واق، واق!

09:18.110 --> 09:20.280
‫اون این رو بهت داد؟ ببینم، ببینم!

09:20.790 --> 09:22.660
‫صرفاً هدیه‌ی شرکت توی جشنه.

09:23.130 --> 09:25.250
‫به‌نظرم لیاقتت بیشتر از این‌هاست.

09:30.040 --> 09:31.380
‫مدتی می‌شه ندیدمت.

09:31.380 --> 09:33.380
‫بله، مدت زیادی گذشته.

09:40.210 --> 09:42.260
‫فقط برای همین اومدم.

09:42.260 --> 09:43.580
‫لیفا-ساما...؟!

09:44.610 --> 09:47.660
‫از اینجا می‌ریم. روز خوش.

09:51.360 --> 09:53.320
‫این‌طوری ممکنه گیوکویو-ساما...

09:54.320 --> 09:56.400
‫یه کاری بیشتر از اخم‌کردن انجام بده.

09:57.740 --> 09:59.620
‫با این همه گیره‌ی سر چیکار می‌کنی؟

10:11.970 --> 10:13.210
‫عــــــه.

10:15.240 --> 10:17.910
‫از این‌ زاویه که می‌بینمش چه خوب به‌نظر میاد.

10:19.120 --> 10:21.990
‫گمونم مقامش از چیزی که فکر می‌کردم بالاتره.

10:21.990 --> 10:25.270
‫الحق که میون بقیه‌ی افسرای نظامی وصله‌ی ناجور به‌نظر نمیاد.

10:26.530 --> 10:29.160
‫اوه، همون افسری که یه‌کم پیش دیدم.

10:29.160 --> 10:32.770
‫خیلی دور نشسته، ولی نسبت به سنش، گمونم بازم قابل تحسینه؟

10:34.100 --> 10:38.710
‫انگار خواجه‌ی پرزرق‌وبرق‌مون پیداش نیست، خب به من چه؟

10:44.980 --> 10:46.870
‫مهم‌تر از همه، چشیدن غذاست.

10:50.240 --> 10:52.630
‫اثری از کدرشدن توی تماسش با فلز نیست.

10:55.040 --> 10:56.760
‫بوی عجیبی هم نمی‌ده.

10:58.130 --> 11:02.550
‫ولی قورت‌دادنش هم بخشی از کار پیش‌مرگه...

11:05.640 --> 11:09.210
‫حالا می‌ریم برای شست‌شوی دهان با آب... همم؟

11:20.290 --> 11:24.390
‫زندگی یه پیش‌مرگ غذا بی‌ارزشه.

11:24.920 --> 11:28.020
‫گمونم فقط منم که از خوردن سم لذت می‌برم.

11:28.020 --> 11:30.700
‫می‌دونی چیه که خوبه؟ ماهی پُفی.

11:30.700 --> 11:33.500
‫یه‌کم ازش می‌ریزی داخل سوپ...

11:34.000 --> 11:38.210
‫اون حس سوزشش روی
‫زبون، خیلی شگفت‌انگیــــزه!

11:43.460 --> 11:44.930
‫تـمـرکـز.

11:44.930 --> 11:48.180
‫این بشقاب ماهی و سبزیجات ترش، غذای مورد علاقه‌ی امپراتوره.

11:48.610 --> 11:50.730
‫چندباری توی کاخ اندرونی دیدمش.

11:50.730 --> 11:55.690
‫معمولاً توش ماهی پشت‌آبی می‌ریزن، ولی امروز عروس دریایی‌ـه.

11:56.000 --> 11:58.520
‫آشپز مسئول غذای امپراتور...

11:58.520 --> 12:01.190
‫هیچوقت در مورد مواد اولیۀ غذای مورد علاقه‌ی امپراتور اشتباه نمی‌کنه.

12:01.800 --> 12:04.840
‫غذای خاصی هم نیست که گیوکویو-ساما خوشش بیاد یا ازش بدش بیاد.

12:05.330 --> 12:08.200
‫به‌نظر میاد خدمتکار اشتباه کرده.

12:24.610 --> 12:27.340
‫گمونم اون ماهی دوست نداره.

12:27.770 --> 12:31.730
‫جلوی امپراتور هم که نمی‌تونه نخوره.

12:38.290 --> 12:40.190
‫کاش چنین چیزی رو نمی‌دیدم.

12:42.940 --> 12:44.730
‫اون رو دیدی، لیهاکو؟

12:44.730 --> 12:47.310
‫یکی از پیش‌مرگ‌های غذا کارش واقعاً هیجان‌انگیزه.

12:47.310 --> 12:52.170
‫تماشای یکی که داره با ترس‌و‌لرز غذا می‌خوره چه لذتی داره؟

12:52.170 --> 12:54.090
‫بیخیال حالا، یه نگاه کن.

12:55.700 --> 13:00.040
‫عــاه؟ اون پیش‌مرگ... همون دختره‌ست که.

13:23.750 --> 13:26.070
‫مـ ـ مگه چه‌قدر خوشمزه‌ست آخه؟

13:35.010 --> 13:37.750
‫این...

13:36.750 --> 13:37.750
‫سمّه.

13:43.420 --> 13:45.120
‫سوپ همنشین گران‌قدر مسموم بوده؟!

13:45.120 --> 13:47.090
‫سم بوده؟! مطمئنی؟

13:45.390 --> 13:47.090
‫همنشین گیوکویو؟!

13:47.090 --> 13:49.340
‫پیش‌مرگه قورتش داد که!

13:49.340 --> 13:50.520
‫جناب وزیر!

13:50.520 --> 13:51.720
‫دارید چیکار می‌کنید؟!

13:52.000 --> 13:54.300
‫لباس رسمی خیلی تنگه.

13:56.340 --> 13:59.480
‫هوی! جناب وزیر از سوپ خوردن و غش کردن!

14:03.680 --> 14:05.000
‫داروساز...

14:08.100 --> 14:08.990
‫عــاه.

14:10.370 --> 14:11.450
‫داروساز!

14:12.280 --> 14:14.870
‫روز خوش، جینشی-ساما.

14:15.370 --> 14:17.290
‫مثل اینکه روز جنابعالی خیلی خوش بوده.

14:18.120 --> 14:21.960
‫ای وای، این‌قدر در مورد سمه هیجان‌زده بودم که انگار بهش لبخند زدم.

14:25.730 --> 14:27.340
‫دارید چیکار می‌کنید؟

14:27.340 --> 14:28.900
‫می‌برمت درمانگاه!

14:29.380 --> 14:33.260
‫سم رو آوردم بالا. مشکلی برام پیش نمیاد.

14:34.180 --> 14:37.820
‫هرچند که از خدام بود قورتش بدم.

14:37.820 --> 14:42.020
‫اگه قورتش می‌دادم، الان سم توی بدنم جریان پیدا می‌کرد، و...

14:42.020 --> 14:44.410
‫جینشی-ساما، می‌گم...

14:45.170 --> 14:46.030
‫چی شده؟

14:46.030 --> 14:48.390
‫لطفاً بقیه‌ی سوپ رو بهم بدید.

14:50.140 --> 14:52.240
‫تو انگار...

14:51.290 --> 14:52.240
‫عقل تو کله‌ت نیست.

14:52.240 --> 14:55.020
بنده ‫صرفاً مشتاق پیشرفتم.

14:56.610 --> 15:01.980
‫بعد از اینکه رفتی، یه‌نفر سعی کرد ببینه سوپ
‫واقعاً مسموم بوده یا نه و از حال رفت.

15:01.980 --> 15:04.490
‫کدوم احمقی بود این بزرگوار؟

15:04.490 --> 15:08.090
‫وزیر بود. حالا این قضیه تبدیل شده به یه فاجعه.

15:09.760 --> 15:12.120
‫پس از این استفاده کنید.

15:12.470 --> 15:13.770
‫یه مایع تهوع‌آوره.

15:13.770 --> 15:17.150
‫انقدری قوی درستش کردم که دل‌وروده‌ت رو زیر و رو کنه.

15:17.150 --> 15:18.600
‫این که خودش سمه.

15:27.350 --> 15:29.360
‫گیره‌ی جدید؟

15:29.960 --> 15:32.920
‫پس خواجه‌ها هم گیره‌ی مو می‌گیرن؟

15:32.920 --> 15:38.070
‫وایسا ببینم... یقه‌ش هم یکم به‌هم ریخته به‌علاوه
‫ خبری از ‫اون زرق و برق همیشگیش هم نیست.

15:39.520 --> 15:43.290
‫برای همین توی ضیافت نبود؟

15:44.000 --> 15:47.800
‫ولی در حال حاضر، بیشتر از همیشه
‫داره متناسب با سنش رفتار می‌کنه...

15:48.850 --> 15:52.340
‫یا بهتره بگم، یه‌ذره جوون‌تر به‌نظر میاد.

15:54.630 --> 15:57.000
‫یه‌جورایی این‌طوری ترجیحش می‌دم.

16:03.160 --> 16:04.320
‫خودِ خودشه!

16:04.320 --> 16:07.270
‫ایولا به داروهای کاخ!

16:08.930 --> 16:10.240
‫حالت خوبه؟

16:12.800 --> 16:15.070
‫بله، دیگه چیزی نیست.

16:17.140 --> 16:23.360
‫خب، بیا در این مورد صحبت کنیم که
‫کی همنشین گیوکویو رو مسموم کرده.

16:23.360 --> 16:26.420
‫در اون مورد می‌خوام یه‌نفر رو بیارید تا باهاش صحبت کنیم.

16:27.300 --> 16:28.170
‫کی؟

16:28.720 --> 16:33.090
‫همنشین فرزانه، لیشو-ساما رو خبر کنید.

16:34.000 --> 16:37.510
‫جینشی-ساما، چه کمکی از من بر میاد؟

16:37.940 --> 16:40.970
‫متأسفم که همچین جای نامناسبی آوردمتون.

16:40.970 --> 16:44.500
‫کسی که می‌خواست باهاتون صحبت کنه، این ندیمه بود.

16:45.860 --> 16:46.790
‫ها؟

16:47.730 --> 16:50.330
‫هوم. یه ندیمه؟

16:53.070 --> 16:54.540
‫عذر می‌خوام.

16:58.340 --> 16:59.240
‫می‌دونستم.

17:01.170 --> 17:03.040
چیزی که قادر به خوردنش نیستید، ماهیه؟

17:06.500 --> 17:08.080
‫جریان چیه؟

17:08.080 --> 17:11.880
‫بعضی از آدم‌ها، بعضی غذاها رو نمی‌تونن بخورن.

17:11.880 --> 17:15.240
‫مثلاً من نمی‌تونم گندم سیاه بخورم.

17:15.240 --> 17:17.630
‫بعد سم می‌خوری؟

17:17.630 --> 17:21.770
‫بی‌خیالم شید دیگه. سعی کردم بهش مقاوم بشم.

17:22.360 --> 17:27.030
‫اما، باعث شد گلوم ورم کنه و نفس کشیدن برام سخت بشه.

17:27.610 --> 17:32.320
‫حتی یه ذره ازش باعث کهیر می‌شد،
‫برای همین تعیین مقدارش سخت بود،

17:32.320 --> 17:33.860
‫و خیلی طول کشید تا خوب بشم.

17:34.360 --> 17:36.860
‫منظورم از «نمی‌تونم بخورم» اینه.

17:37.320 --> 17:40.870
‫لیشو-ساما، دلتون چطوره؟

17:41.300 --> 17:42.920
‫اگه بخواید می‌تونم براتون ملین بیارم...

17:47.300 --> 17:48.830
‫از کجا فهمیدی؟

17:49.200 --> 17:54.120
‫مشخص بود که کاخ اندرونی غذای ضیافت باغ رو آماده کرده.

17:54.120 --> 17:58.050
‫اما، توی سالاد سرکه‌دار مواد اولیه‌ای متفاوت از ‫مواد همیشگی استفاده شده بود.

17:58.050 --> 18:04.050
‫به‌ نظر می‌رسه، غذای لیشو-ساما اشتباهی با غذای گیوکویو-ساما جابه‌جا شده بود.

18:04.050 --> 18:05.210
‫که این‌طور.

18:05.750 --> 18:08.350
‫ماهی خال‌مخالی نمی‌تونید بخورید؟

18:10.810 --> 18:12.240
‫اوهوم...

18:15.500 --> 18:18.680
‫مسئله دوست‌داشتن یا نداشتن یه غذای خاص نیست.

18:18.680 --> 18:24.580
‫این‌دفعه به کهیر ختم شد، اما ‫می‌تونه باعث تنگی نفس بشه.

18:25.550 --> 18:27.860
‫این که آگاهانه اینو بهشون بدید بخورن...

18:28.630 --> 18:31.590
‫درست مثل مسموم کردنشونه.

18:39.050 --> 18:41.950
‫تو... پیش‌مرگ غذاشونی درسته؟

18:42.680 --> 18:44.520
‫بـ ـ بله!

18:45.220 --> 18:49.820
‫کارایی که باید در مواقع اضطراری انجام بدی رو یادداشت کردم.

18:51.560 --> 18:55.070
‫البته، پرهیز کامل از این غذاها بهترین راه حله.

18:57.720 --> 18:59.300
‫لطفاً یه نگاهی بنداز.

19:02.120 --> 19:04.120
‫خیلی سخت نیست.

19:04.760 --> 19:10.080
‫اما، اگه خطایی صورت بگیره، حتی
‫حکیم کاخ هم نمی‌تونه درستش کنه.

19:11.460 --> 19:14.590
‫ممکنه کشنده بشه.

19:15.600 --> 19:19.700
‫لطفاً تحت هیچ شرایطی... فراموشت نشه.

19:22.920 --> 19:24.850
‫خب دیگه به‌اندازه‌ی کافی ترسید!

19:33.610 --> 19:35.240
‫جریان چی بود؟

19:36.810 --> 19:41.130
‫من یه بنده‌ی ناچیزم. لطفاً بهم دست نزنید.

19:41.130 --> 19:43.930
‫تو تنها کسی هستی که اینو بهم می‌گه.

19:43.930 --> 19:46.620
‫پس بقیه صرفاً ملاحظه‌تون رو می‌کنن.

19:48.700 --> 19:52.100
‫خب دیگه، باید به گیوکویو-ساما گزارش بدم...

19:53.160 --> 19:57.800
‫صبر کن. چرا گفتی پیش‌مرگ غذا هم بیاد؟

19:59.330 --> 20:00.920
‫منظورتون چیه؟

20:00.920 --> 20:03.470
‫خودتو نزن به اون راه. ازم خواستی بیارمش.

20:03.470 --> 20:06.250
‫تا بهش بگم در چه مورد احتیاط کنه.

20:06.250 --> 20:09.890
‫خب، منظورت اینه کسایی که غذا
‫رو سرو می‌کردن اشتباه کردن؟

20:11.670 --> 20:14.310
‫نمی‌دونم. من فقط یه ندیمه‌‌ام.

20:17.760 --> 20:19.860
‫حداقل این سوالمو جواب بده.

20:21.090 --> 20:25.450
‫هدف، همنشین فرزانه، صیغه لیشو بود، درسته؟

20:26.550 --> 20:29.290
‫با فرض اینکه هیچ‌کدوم از غذاهای دیگه مسموم نشده باشن.

20:29.800 --> 20:31.030
‫که این‌طور.

20:48.180 --> 20:49.720
‫خسته شدم.

20:50.770 --> 20:55.950
‫این هم با موضوع کتیبه‌های چوبی اون‌روز در ارتباطه؟

20:55.950 --> 21:00.020
‫ندیمه‌ای که یکم‌پیش اومد هیچ جای سوختگی‌ای نداشت.

21:01.650 --> 21:04.300
‫یعنی کار کیه...؟

21:04.320 --> 21:14.320
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:35.040 --> 22:50.050
‫پیش‌نمایش قسمت بعد

22:46.520 --> 22:49.100
‫قسمت بعدی: «بازگشت به خانه»

22:46.590 --> 22:50.050
‫قسمـــت

22:46.590 --> 22:50.050
7

22:46.590 --> 22:50.050
بازگشت به خانه

22:46.590 --> 22:50.050
‫قسمـــت

22:46.590 --> 22:50.050
7

22:46.590 --> 22:50.050
بازگشت به خانه
