1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:30,980 --> 00:01:33,980
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد.

3
00:01:34,550 --> 00:01:37,300
‫حتی یه‌ذره هم حجب و حیا نداره.

4
00:01:37,890 --> 00:01:39,870
‫انقدر سر غذا ناز می‌کنه.

5
00:01:41,540 --> 00:01:43,690
‫حالا این‌طور هم نیست که بمیره.

6
00:01:46,710 --> 00:01:50,540
‫قسمـــــــــت

7
00:01:46,710 --> 00:01:50,540
6

8
00:01:46,710 --> 00:01:50,540
ضیافت باغ

9
00:01:46,710 --> 00:01:50,540
‫قسمـــــــــت

10
00:01:46,710 --> 00:01:50,540
6

11
00:01:46,710 --> 00:01:50,540
ضیافت باغ

12
00:01:48,000 --> 00:01:48,870
‫خیلی سرده!

13
00:01:48,870 --> 00:01:51,600
‫الحق که کیسه‌های سنگ‌ داغ دوای دردن، ولی...

14
00:01:51,600 --> 00:01:56,070
‫همین‌که توی این هوا بی‌کار باشی خودش یه درده.

15
00:01:56,470 --> 00:01:59,400
‫باد خیلی سرده.

16
00:02:00,080 --> 00:02:04,090
‫نمی‌شد یه‌ چادری چیزی بگیریم؟

17
00:02:42,420 --> 00:02:45,850
‫مثل اینکه این برنامه برای القای رقابت
‫بین چهارتا همنشین ترتیب داده شده.

18
00:02:51,140 --> 00:02:54,410
‫ببین، اون ملکه‌ی مادره.

19
00:02:54,410 --> 00:02:57,000
‫چقدر جوون به‌نظر میان.

20
00:02:57,000 --> 00:03:01,820
‫واقعاً جوونن. آخه ملکه‌ی مادر وقتی امپراتور رو به‌دنیا آوردن فقط...

21
00:03:03,440 --> 00:03:05,780
‫معلومه حسابی مایه گذاشته.

22
00:03:05,780 --> 00:03:12,290
‫ملکه‌ی مادر دو فرزند دارن، امپراتور و برادر کوچکترشون.

23
00:03:12,290 --> 00:03:18,300
‫شایعه‌ها می‌گن برادرشون انقدر بیمارن که نمی‌تونن جایی برن.

24
00:03:18,300 --> 00:03:21,820
‫فکر کنم تا همین چند ماه پیش همین‌جا بود، اما...

25
00:03:21,820 --> 00:03:22,890
‫عـــــه.

26
00:03:22,890 --> 00:03:24,010
‫هـــــــا؟!

27
00:03:24,010 --> 00:03:25,510
ما بی‌رنگ و روایم؟

28
00:03:25,920 --> 00:03:28,380
‫ما ندیمه‌ها به بانومون خدمت می‌کنیم!

29
00:03:28,380 --> 00:03:30,310
‫چه دلیلی داره خودمون رو بَزَک کنیم؟

30
00:03:30,710 --> 00:03:33,610
شنیدی چی گفت؟

31
00:03:33,610 --> 00:03:38,480
‫مشخصاً ضرر ندیمه‌های بی‌ریخت به بانو می‌رسه.

32
00:03:41,400 --> 00:03:44,820
‫اونا ندیمه‌های لیفا-ساما‌ان.

33
00:03:44,820 --> 00:03:49,800
‫آه امان از اینفا... باز جنگ نیابتی راه انداخته.

34
00:03:49,800 --> 00:03:51,500
‫ما هم بریم.

35
00:03:51,500 --> 00:03:55,790
‫خب از اون‌جایی که اون دختر زشته رو برای
‫کار آوردین، گمونم چاره‌ای ازتون ساخته نیست.

36
00:03:55,790 --> 00:03:58,750
‫«دختر زشته»، منو می‌گه؟

37
00:03:58,750 --> 00:04:01,300
‫واقعاً مایه‌ی ننگه که همچین آدمی این دور و اطراف باشه.

38
00:04:01,640 --> 00:04:04,260
‫چی نالیدی؟

39
00:04:04,260 --> 00:04:05,600
‫اینفا!

40
00:04:05,600 --> 00:04:07,820
‫آروم بگیر!

41
00:04:07,820 --> 00:04:13,100
هنوز متوجه من نشدن؟ اونم بعد از اون‌همه
‫اوقات خوشی که با هم توی کاخ بلور داشتیم؟

42
00:04:13,560 --> 00:04:18,060
‫اگه انقدر به خودت غره باشی، به پدرم در موردت می‌گم!

43
00:04:21,400 --> 00:04:25,110
‫پس... باید با بدنت یه‌کاری کنم که هیچ‌وقت نتونی بگی.

44
00:04:26,870 --> 00:04:29,870
‫نـ ـ نــــــــــــــــــه!

45
00:04:31,760 --> 00:04:34,540
‫بابا فقط یه شوخی به سبک روسپی‌ جماعت بود.

46
00:04:37,440 --> 00:04:40,640
‫از مائومائو عذرخواهی کن.

47
00:04:46,040 --> 00:04:48,170
‫هه هه.

48
00:04:50,560 --> 00:04:52,640
‫چـ ـ چته یهویی زبونت بند اومد؟

49
00:04:52,640 --> 00:04:55,680
‫خـ ـ خب، دلم براتون سوخت دیگه کافیه.

50
00:04:57,400 --> 00:04:59,750
‫ممنونم باشیــــــــد!

51
00:05:00,610 --> 00:05:02,640
‫مشکلش چیه؟

52
00:05:02,640 --> 00:05:05,150
‫هی مائومائو، حالت خوبه؟

53
00:05:05,150 --> 00:05:08,330
‫خودت خیلی خوشگلی ها ولی این...

54
00:05:08,330 --> 00:05:12,830
‫من اذیت نمی‌شم. بعدم، وقتش نرسیده
‫سنگ‌های کیسه‌هاتون رو عوض کنید؟

55
00:05:14,290 --> 00:05:16,300
‫هم توی فقر بزرگ شده،

56
00:05:16,300 --> 00:05:19,780
‫عدم اعتمادش به مردا هم انقدر زیاده
‫که باعث شده صورت خودش رو خراب کنه...

57
00:05:20,240 --> 00:05:25,460
‫دو ماه آزگار هم قلدری‌های توی کاخ بلور رو تحمل کرده...

58
00:05:25,760 --> 00:05:30,180
‫ولی همچنان شکایتی که نمی‌کنه هیچ، مراقب ما هم هست...

59
00:05:30,680 --> 00:05:35,560
‫خب طبیعیه که جینشی‌-سامایِ مهربون حواسشون بهش باشه.

60
00:05:36,120 --> 00:05:39,020
‫دوباره... یه توهمی زدن.

61
00:05:43,360 --> 00:05:47,490
‫حیا ندارین؟ لباس سرخ؟

62
00:05:47,840 --> 00:05:50,160
‫بازم جنگ نیابتی؟

63
00:05:50,160 --> 00:05:52,240
‫ندیمه‌های همنشین فرزانه و همنشین پاکن دیگه.

64
00:05:52,540 --> 00:05:55,000
‫اصلاً با همدیگه کنار نمیان.

65
00:05:55,800 --> 00:05:58,700
‫همنشین فرزانه چهارده‌سالشونه و دیرتر اومدن،

66
00:05:58,700 --> 00:06:01,690
‫همنشین پاک سی‌وپنج سالشونه و
‫طولانی‌تر از همه این‌جا بودن.

67
00:06:01,690 --> 00:06:03,720
‫معلومه که با همدیگه کنار نمیان.

68
00:06:03,720 --> 00:06:06,470
‫به‌علاوه، قبلاً عروس و مادرشوهر بودن.

69
00:06:06,840 --> 00:06:08,320
‫عروس و مادرشوهر؟

70
00:06:08,320 --> 00:06:11,550
‫خب... یه‌ذره پیچیده‌ست.

71
00:06:11,550 --> 00:06:38,040
آدوئو
همنشین پاک

72
00:06:11,550 --> 00:06:38,040
امپراتور پیشین

73
00:06:11,550 --> 00:06:38,040
ملکه‌ی مادر

74
00:06:11,550 --> 00:06:38,040
امپراطور فعلی

75
00:06:11,550 --> 00:06:38,040
لیشو
همنشین فرزانه

76
00:06:11,960 --> 00:06:14,890
‫قبلاً، یکی‌شون همنشین امپراتور پیشین بودن،

77
00:06:14,890 --> 00:06:18,250
‫و اون یکی همنشین امپراتور فعلی‌مون بودن.

78
00:06:18,250 --> 00:06:21,450
‫اما امپراتور پیشین فوت شدن، خب؟

79
00:06:21,450 --> 00:06:24,360
‫همنشین امپراتور پیشین،
‫ کاخ رو یک ‌بار ترک کردن،

80
00:06:24,360 --> 00:06:28,060
‫اما به عنوان همنشین امپراتور فعلی برگشتن.

81
00:06:28,060 --> 00:06:30,800
‫امپراتور پیشین پنج سال پیش فوت کردن.

82
00:06:30,800 --> 00:06:34,560
‫اون‌موقع، همنشین آدوئو سی سالشون بود،

83
00:06:33,620 --> 00:06:38,040
‫۳۰ ساله

84
00:06:34,560 --> 00:06:38,040
‫و همنشین لیشو نه سالشون بوده.

85
00:06:36,870 --> 00:06:38,040
‫۹ ساله

86
00:06:38,040 --> 00:06:41,240
‫گمونم همه‌ش سیاسته، اما اینکه تو نُه سالگی صیغه بشی...

87
00:06:41,240 --> 00:06:45,680
‫باورنکردنیه، نه؟ که توی نُه سالگی مادرشوهر باشی.

88
00:06:45,680 --> 00:06:48,600
‫نُه سالگی... مادر...

89
00:06:49,770 --> 00:06:51,540
‫مـ ـ مادر؟

90
00:06:52,970 --> 00:06:53,620
آدوئو
همنشین پاک

91
00:06:52,970 --> 00:06:53,620
لیشو
همنشین فرزانه

92
00:06:52,970 --> 00:06:56,390
ملکه‌ی مادر

93
00:06:52,970 --> 00:06:56,390
امپراتور فعلی

94
00:06:52,970 --> 00:06:56,960
امپراتور پیشین

95
00:06:54,330 --> 00:06:56,390
آدوئو
همنشین پاک

96
00:06:54,330 --> 00:06:56,960
لیشو
همنشین فرزانه

97
00:06:54,550 --> 00:06:59,190
‫همنشین امپراتور قبلی... لیشو-ساما بوده؟

98
00:07:16,600 --> 00:07:18,830
پس اون مادرشوهر جوونه؟

99
00:07:19,360 --> 00:07:25,130
‫حتماً دیدی متوجه شدی، ولی لیشو-ساما خیلی جوونن.

100
00:07:25,130 --> 00:07:26,590
‫بله درسته.

101
00:07:27,060 --> 00:07:30,860
‫عموماً، یه لباس سفید مناسب همنشین فرزانه‌ست،

102
00:07:30,860 --> 00:07:32,860
‫ولی اون رنگ صورتی تیره...

103
00:07:32,860 --> 00:07:36,050
‫واضحاً با گیوکویو-ساما همنشین گران‌قدر مغایرت داره.

104
00:07:36,480 --> 00:07:38,940
‫شاید زیاد حواسش به شرایط نیست؟

105
00:07:42,080 --> 00:07:45,770
‫ممنون بابت کیسه‌های سنگ‌داغ. بازم زحمتشو بکش.

106
00:07:45,770 --> 00:07:46,600
‫بله.

107
00:07:49,910 --> 00:07:50,940
‫خیلی سرده...

108
00:07:56,890 --> 00:07:59,080
‫اگه سردتونه اینا رو بگیرید.

109
00:08:03,410 --> 00:08:04,380
‫بیاید!

110
00:08:05,380 --> 00:08:06,300
‫بیاید!

111
00:08:14,710 --> 00:08:16,140
‫خیلی مهربونی.

112
00:08:16,140 --> 00:08:20,080
‫که این گرم‌کن‌ها رو بین ندیمه‌های کاخ بلور هم تقسیم می‌کنی...

113
00:08:20,080 --> 00:08:23,150
‫و تازه از گیوکویو-ساما هم اجازه می‌گیری.

114
00:08:23,150 --> 00:08:24,350
‫خب...

115
00:08:27,770 --> 00:08:29,160
‫گیره‌ مو؟

116
00:08:29,160 --> 00:08:34,280
‫این‌طوریه که سعی می‌کنن کارگرهای مستعدی
‫که توی این باغ گل مخفی شدن رو استخدام کنن.

117
00:08:34,280 --> 00:08:35,520
‫عـــه.

118
00:08:35,520 --> 00:08:38,240
‫البته که، معانی دیگه‌ای هم پشتش هست.

119
00:08:38,720 --> 00:08:40,320
‫که این‌طور.

120
00:08:40,320 --> 00:08:42,410
‫گفتم؛ یه معنی دیگه‌ای هم داره ها!

121
00:08:44,870 --> 00:08:47,000
‫معنی داره، ها؟

122
00:08:53,140 --> 00:08:55,470
‫لطفاً این رو بپذیرید، بانوی جوان.

123
00:09:00,980 --> 00:09:05,300
‫گمونم یه دونه از این‌ها به همه می‌ده
‫تا هیچ خدمتکاری احساس شرمندگی نکنه.

124
00:09:08,560 --> 00:09:09,520
‫ممنونم.

125
00:09:09,520 --> 00:09:13,190
‫من لیهاکو هستم. خوش‌وقتم!

126
00:09:15,760 --> 00:09:16,920
‫عین یه سگِ گنده‌ست...

127
00:09:16,920 --> 00:09:17,700
‫واق، واق!

128
00:09:18,110 --> 00:09:20,280
‫اون این رو بهت داد؟ ببینم، ببینم!

129
00:09:20,790 --> 00:09:22,660
‫صرفاً هدیه‌ی شرکت توی جشنه.

130
00:09:23,130 --> 00:09:25,250
‫به‌نظرم لیاقتت بیشتر از این‌هاست.

131
00:09:30,040 --> 00:09:31,380
‫مدتی می‌شه ندیدمت.

132
00:09:31,380 --> 00:09:33,380
‫بله، مدت زیادی گذشته.

133
00:09:40,210 --> 00:09:42,260
‫فقط برای همین اومدم.

134
00:09:42,260 --> 00:09:43,580
‫لیفا-ساما...؟!

135
00:09:44,610 --> 00:09:47,660
‫از اینجا می‌ریم. روز خوش.

136
00:09:51,360 --> 00:09:53,320
‫این‌طوری ممکنه گیوکویو-ساما...

137
00:09:54,320 --> 00:09:56,400
‫یه کاری بیشتر از اخم‌کردن انجام بده.

138
00:09:57,740 --> 00:09:59,620
‫با این همه گیره‌ی سر چیکار می‌کنی؟

139
00:10:11,970 --> 00:10:13,210
‫عــــــه.

140
00:10:15,240 --> 00:10:17,910
‫از این‌ زاویه که می‌بینمش چه خوب به‌نظر میاد.

141
00:10:19,120 --> 00:10:21,990
‫گمونم مقامش از چیزی که فکر می‌کردم بالاتره.

142
00:10:21,990 --> 00:10:25,270
‫الحق که میون بقیه‌ی افسرای نظامی وصله‌ی ناجور به‌نظر نمیاد.

143
00:10:26,530 --> 00:10:29,160
‫اوه، همون افسری که یه‌کم پیش دیدم.

144
00:10:29,160 --> 00:10:32,770
‫خیلی دور نشسته، ولی نسبت به سنش، گمونم بازم قابل تحسینه؟

145
00:10:34,100 --> 00:10:38,710
‫انگار خواجه‌ی پرزرق‌وبرق‌مون پیداش نیست، خب به من چه؟

146
00:10:44,980 --> 00:10:46,870
‫مهم‌تر از همه، چشیدن غذاست.

147
00:10:50,240 --> 00:10:52,630
‫اثری از کدرشدن توی تماسش با فلز نیست.

148
00:10:55,040 --> 00:10:56,760
‫بوی عجیبی هم نمی‌ده.

149
00:10:58,130 --> 00:11:02,550
‫ولی قورت‌دادنش هم بخشی از کار پیش‌مرگه...

150
00:11:05,640 --> 00:11:09,210
‫حالا می‌ریم برای شست‌شوی دهان با آب... همم؟

151
00:11:20,290 --> 00:11:24,390
‫زندگی یه پیش‌مرگ غذا بی‌ارزشه.

152
00:11:24,920 --> 00:11:28,020
‫گمونم فقط منم که از خوردن سم لذت می‌برم.

153
00:11:28,020 --> 00:11:30,700
‫می‌دونی چیه که خوبه؟ ماهی پُفی.

154
00:11:30,700 --> 00:11:33,500
‫یه‌کم ازش می‌ریزی داخل سوپ...

155
00:11:34,000 --> 00:11:38,210
‫اون حس سوزشش روی
‫زبون، خیلی شگفت‌انگیــــزه!

156
00:11:43,460 --> 00:11:44,930
‫تـمـرکـز.

157
00:11:44,930 --> 00:11:48,180
‫این بشقاب ماهی و سبزیجات ترش، غذای مورد علاقه‌ی امپراتوره.

158
00:11:48,610 --> 00:11:50,730
‫چندباری توی کاخ اندرونی دیدمش.

159
00:11:50,730 --> 00:11:55,690
‫معمولاً توش ماهی پشت‌آبی می‌ریزن، ولی امروز عروس دریایی‌ـه.

160
00:11:56,000 --> 00:11:58,520
‫آشپز مسئول غذای امپراتور...

161
00:11:58,520 --> 00:12:01,190
‫هیچوقت در مورد مواد اولیۀ غذای مورد علاقه‌ی امپراتور اشتباه نمی‌کنه.

162
00:12:01,800 --> 00:12:04,840
‫غذای خاصی هم نیست که گیوکویو-ساما خوشش بیاد یا ازش بدش بیاد.

163
00:12:05,330 --> 00:12:08,200
‫به‌نظر میاد خدمتکار اشتباه کرده.

164
00:12:24,610 --> 00:12:27,340
‫گمونم اون ماهی دوست نداره.

165
00:12:27,770 --> 00:12:31,730
‫جلوی امپراتور هم که نمی‌تونه نخوره.

166
00:12:38,290 --> 00:12:40,190
‫کاش چنین چیزی رو نمی‌دیدم.

167
00:12:42,940 --> 00:12:44,730
‫اون رو دیدی، لیهاکو؟

168
00:12:44,730 --> 00:12:47,310
‫یکی از پیش‌مرگ‌های غذا کارش واقعاً هیجان‌انگیزه.

169
00:12:47,310 --> 00:12:52,170
‫تماشای یکی که داره با ترس‌و‌لرز غذا می‌خوره چه لذتی داره؟

170
00:12:52,170 --> 00:12:54,090
‫بیخیال حالا، یه نگاه کن.

171
00:12:55,700 --> 00:13:00,040
‫عــاه؟ اون پیش‌مرگ... همون دختره‌ست که.

172
00:13:23,750 --> 00:13:26,070
‫مـ ـ مگه چه‌قدر خوشمزه‌ست آخه؟

173
00:13:35,010 --> 00:13:37,750
‫این...

174
00:13:36,750 --> 00:13:37,750
‫سمّه.

175
00:13:43,420 --> 00:13:45,120
‫سوپ همنشین گران‌قدر مسموم بوده؟!

176
00:13:45,120 --> 00:13:47,090
‫سم بوده؟! مطمئنی؟

177
00:13:45,390 --> 00:13:47,090
‫همنشین گیوکویو؟!

178
00:13:47,090 --> 00:13:49,340
‫پیش‌مرگه قورتش داد که!

179
00:13:49,340 --> 00:13:50,520
‫جناب وزیر!

180
00:13:50,520 --> 00:13:51,720
‫دارید چیکار می‌کنید؟!

181
00:13:52,000 --> 00:13:54,300
‫لباس رسمی خیلی تنگه.

182
00:13:56,340 --> 00:13:59,480
‫هوی! جناب وزیر از سوپ خوردن و غش کردن!

183
00:14:03,680 --> 00:14:05,000
‫داروساز...

184
00:14:08,100 --> 00:14:08,990
‫عــاه.

185
00:14:10,370 --> 00:14:11,450
‫داروساز!

186
00:14:12,280 --> 00:14:14,870
‫روز خوش، جینشی-ساما.

187
00:14:15,370 --> 00:14:17,290
‫مثل اینکه روز جنابعالی خیلی خوش بوده.

188
00:14:18,120 --> 00:14:21,960
‫ای وای، این‌قدر در مورد سمه هیجان‌زده بودم که انگار بهش لبخند زدم.

189
00:14:25,730 --> 00:14:27,340
‫دارید چیکار می‌کنید؟

190
00:14:27,340 --> 00:14:28,900
‫می‌برمت درمانگاه!

191
00:14:29,380 --> 00:14:33,260
‫سم رو آوردم بالا. مشکلی برام پیش نمیاد.

192
00:14:34,180 --> 00:14:37,820
‫هرچند که از خدام بود قورتش بدم.

193
00:14:37,820 --> 00:14:42,020
‫اگه قورتش می‌دادم، الان سم توی بدنم جریان پیدا می‌کرد، و...

194
00:14:42,020 --> 00:14:44,410
‫جینشی-ساما، می‌گم...

195
00:14:45,170 --> 00:14:46,030
‫چی شده؟

196
00:14:46,030 --> 00:14:48,390
‫لطفاً بقیه‌ی سوپ رو بهم بدید.

197
00:14:50,140 --> 00:14:52,240
‫تو انگار...

198
00:14:51,290 --> 00:14:52,240
‫عقل تو کله‌ت نیست.

199
00:14:52,240 --> 00:14:55,020
بنده ‫صرفاً مشتاق پیشرفتم.

200
00:14:56,610 --> 00:15:01,980
‫بعد از اینکه رفتی، یه‌نفر سعی کرد ببینه سوپ
‫واقعاً مسموم بوده یا نه و از حال رفت.

201
00:15:01,980 --> 00:15:04,490
‫کدوم احمقی بود این بزرگوار؟

202
00:15:04,490 --> 00:15:08,090
‫وزیر بود. حالا این قضیه تبدیل شده به یه فاجعه.

203
00:15:09,760 --> 00:15:12,120
‫پس از این استفاده کنید.

204
00:15:12,470 --> 00:15:13,770
‫یه مایع تهوع‌آوره.

205
00:15:13,770 --> 00:15:17,150
‫انقدری قوی درستش کردم که دل‌وروده‌ت رو زیر و رو کنه.

206
00:15:17,150 --> 00:15:18,600
‫این که خودش سمه.

207
00:15:27,350 --> 00:15:29,360
‫گیره‌ی جدید؟

208
00:15:29,960 --> 00:15:32,920
‫پس خواجه‌ها هم گیره‌ی مو می‌گیرن؟

209
00:15:32,920 --> 00:15:38,070
‫وایسا ببینم... یقه‌ش هم یکم به‌هم ریخته به‌علاوه
‫ خبری از ‫اون زرق و برق همیشگیش هم نیست.

210
00:15:39,520 --> 00:15:43,290
‫برای همین توی ضیافت نبود؟

211
00:15:44,000 --> 00:15:47,800
‫ولی در حال حاضر، بیشتر از همیشه
‫داره متناسب با سنش رفتار می‌کنه...

212
00:15:48,850 --> 00:15:52,340
‫یا بهتره بگم، یه‌ذره جوون‌تر به‌نظر میاد.

213
00:15:54,630 --> 00:15:57,000
‫یه‌جورایی این‌طوری ترجیحش می‌دم.

214
00:16:03,160 --> 00:16:04,320
‫خودِ خودشه!

215
00:16:04,320 --> 00:16:07,270
‫ایولا به داروهای کاخ!

216
00:16:08,930 --> 00:16:10,240
‫حالت خوبه؟

217
00:16:12,800 --> 00:16:15,070
‫بله، دیگه چیزی نیست.

218
00:16:17,140 --> 00:16:23,360
‫خب، بیا در این مورد صحبت کنیم که
‫کی همنشین گیوکویو رو مسموم کرده.

219
00:16:23,360 --> 00:16:26,420
‫در اون مورد می‌خوام یه‌نفر رو بیارید تا باهاش صحبت کنیم.

220
00:16:27,300 --> 00:16:28,170
‫کی؟

221
00:16:28,720 --> 00:16:33,090
‫همنشین فرزانه، لیشو-ساما رو خبر کنید.

222
00:16:34,000 --> 00:16:37,510
‫جینشی-ساما، چه کمکی از من بر میاد؟

223
00:16:37,940 --> 00:16:40,970
‫متأسفم که همچین جای نامناسبی آوردمتون.

224
00:16:40,970 --> 00:16:44,500
‫کسی که می‌خواست باهاتون صحبت کنه، این ندیمه بود.

225
00:16:45,860 --> 00:16:46,790
‫ها؟

226
00:16:47,730 --> 00:16:50,330
‫هوم. یه ندیمه؟

227
00:16:53,070 --> 00:16:54,540
‫عذر می‌خوام.

228
00:16:58,340 --> 00:16:59,240
‫می‌دونستم.

229
00:17:01,170 --> 00:17:03,040
چیزی که قادر به خوردنش نیستید، ماهیه؟

230
00:17:06,500 --> 00:17:08,080
‫جریان چیه؟

231
00:17:08,080 --> 00:17:11,880
‫بعضی از آدم‌ها، بعضی غذاها رو نمی‌تونن بخورن.

232
00:17:11,880 --> 00:17:15,240
‫مثلاً من نمی‌تونم گندم سیاه بخورم.

233
00:17:15,240 --> 00:17:17,630
‫بعد سم می‌خوری؟

234
00:17:17,630 --> 00:17:21,770
‫بی‌خیالم شید دیگه. سعی کردم بهش مقاوم بشم.

235
00:17:22,360 --> 00:17:27,030
‫اما، باعث شد گلوم ورم کنه و نفس کشیدن برام سخت بشه.

236
00:17:27,610 --> 00:17:32,320
‫حتی یه ذره ازش باعث کهیر می‌شد،
‫برای همین تعیین مقدارش سخت بود،

237
00:17:32,320 --> 00:17:33,860
‫و خیلی طول کشید تا خوب بشم.

238
00:17:34,360 --> 00:17:36,860
‫منظورم از «نمی‌تونم بخورم» اینه.

239
00:17:37,320 --> 00:17:40,870
‫لیشو-ساما، دلتون چطوره؟

240
00:17:41,300 --> 00:17:42,920
‫اگه بخواید می‌تونم براتون ملین بیارم...

241
00:17:47,300 --> 00:17:48,830
‫از کجا فهمیدی؟

242
00:17:49,200 --> 00:17:54,120
‫مشخص بود که کاخ اندرونی غذای ضیافت باغ رو آماده کرده.

243
00:17:54,120 --> 00:17:58,050
‫اما، توی سالاد سرکه‌دار مواد اولیه‌ای متفاوت از ‫مواد همیشگی استفاده شده بود.

244
00:17:58,050 --> 00:18:04,050
‫به‌ نظر می‌رسه، غذای لیشو-ساما اشتباهی با غذای گیوکویو-ساما جابه‌جا شده بود.

245
00:18:04,050 --> 00:18:05,210
‫که این‌طور.

246
00:18:05,750 --> 00:18:08,350
‫ماهی خال‌مخالی نمی‌تونید بخورید؟

247
00:18:10,810 --> 00:18:12,240
‫اوهوم...

248
00:18:15,500 --> 00:18:18,680
‫مسئله دوست‌داشتن یا نداشتن یه غذای خاص نیست.

249
00:18:18,680 --> 00:18:24,580
‫این‌دفعه به کهیر ختم شد، اما ‫می‌تونه باعث تنگی نفس بشه.

250
00:18:25,550 --> 00:18:27,860
‫این که آگاهانه اینو بهشون بدید بخورن...

251
00:18:28,630 --> 00:18:31,590
‫درست مثل مسموم کردنشونه.

252
00:18:39,050 --> 00:18:41,950
‫تو... پیش‌مرگ غذاشونی درسته؟

253
00:18:42,680 --> 00:18:44,520
‫بـ ـ بله!

254
00:18:45,220 --> 00:18:49,820
‫کارایی که باید در مواقع اضطراری انجام بدی رو یادداشت کردم.

255
00:18:51,560 --> 00:18:55,070
‫البته، پرهیز کامل از این غذاها بهترین راه حله.

256
00:18:57,720 --> 00:18:59,300
‫لطفاً یه نگاهی بنداز.

257
00:19:02,120 --> 00:19:04,120
‫خیلی سخت نیست.

258
00:19:04,760 --> 00:19:10,080
‫اما، اگه خطایی صورت بگیره، حتی
‫حکیم کاخ هم نمی‌تونه درستش کنه.

259
00:19:11,460 --> 00:19:14,590
‫ممکنه کشنده بشه.

260
00:19:15,600 --> 00:19:19,700
‫لطفاً تحت هیچ شرایطی... فراموشت نشه.

261
00:19:22,920 --> 00:19:24,850
‫خب دیگه به‌اندازه‌ی کافی ترسید!

262
00:19:33,610 --> 00:19:35,240
‫جریان چی بود؟

263
00:19:36,810 --> 00:19:41,130
‫من یه بنده‌ی ناچیزم. لطفاً بهم دست نزنید.

264
00:19:41,130 --> 00:19:43,930
‫تو تنها کسی هستی که اینو بهم می‌گه.

265
00:19:43,930 --> 00:19:46,620
‫پس بقیه صرفاً ملاحظه‌تون رو می‌کنن.

266
00:19:48,700 --> 00:19:52,100
‫خب دیگه، باید به گیوکویو-ساما گزارش بدم...

267
00:19:53,160 --> 00:19:57,800
‫صبر کن. چرا گفتی پیش‌مرگ غذا هم بیاد؟

268
00:19:59,330 --> 00:20:00,920
‫منظورتون چیه؟

269
00:20:00,920 --> 00:20:03,470
‫خودتو نزن به اون راه. ازم خواستی بیارمش.

270
00:20:03,470 --> 00:20:06,250
‫تا بهش بگم در چه مورد احتیاط کنه.

271
00:20:06,250 --> 00:20:09,890
‫خب، منظورت اینه کسایی که غذا
‫رو سرو می‌کردن اشتباه کردن؟

272
00:20:11,670 --> 00:20:14,310
‫نمی‌دونم. من فقط یه ندیمه‌‌ام.

273
00:20:17,760 --> 00:20:19,860
‫حداقل این سوالمو جواب بده.

274
00:20:21,090 --> 00:20:25,450
‫هدف، همنشین فرزانه، صیغه لیشو بود، درسته؟

275
00:20:26,550 --> 00:20:29,290
‫با فرض اینکه هیچ‌کدوم از غذاهای دیگه مسموم نشده باشن.

276
00:20:29,800 --> 00:20:31,030
‫که این‌طور.

277
00:20:48,180 --> 00:20:49,720
‫خسته شدم.

278
00:20:50,770 --> 00:20:55,950
‫این هم با موضوع کتیبه‌های چوبی اون‌روز در ارتباطه؟

279
00:20:55,950 --> 00:21:00,020
‫ندیمه‌ای که یکم‌پیش اومد هیچ جای سوختگی‌ای نداشت.

280
00:21:01,650 --> 00:21:04,300
‫یعنی کار کیه...؟

281
00:21:04,320 --> 00:21:14,320
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

282
00:22:35,040 --> 00:22:50,050
‫پیش‌نمایش قسمت بعد

283
00:22:46,520 --> 00:22:49,100
‫قسمت بعدی: «بازگشت به خانه»

284
00:22:46,590 --> 00:22:50,050
‫قسمـــت

285
00:22:46,590 --> 00:22:50,050
7

286
00:22:46,590 --> 00:22:50,050
بازگشت به خانه

287
00:22:46,590 --> 00:22:50,050
‫قسمـــت

288
00:22:46,590 --> 00:22:50,050
7

289
00:22:46,590 --> 00:22:50,050
بازگشت به خانه
