WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:30.820 --> 01:34.640
‫به چه جرئتی همچین غذای کم‌ارزشی به لیفا-ساما می‌دی!

01:34.640 --> 01:39.100
‫فقط اعیانی‌ترین غذاها برازنده‌ی بانوی ما لیفا-ساماست.

01:39.100 --> 01:42.810
‫اگه من بودم حتی برای نشون دادن این به ایشون مردد می‌شدم!

01:39.700 --> 01:43.700
‫قسمـــــــــت

01:39.700 --> 01:43.700
4

01:39.700 --> 01:43.700
تهــــدیــــد

01:39.700 --> 01:43.700
‫قسمـــــــــت

01:39.700 --> 01:43.700
4

01:39.700 --> 01:43.700
تهــــدیــــد

01:42.810 --> 01:45.830
اصلاً به خیال کسی می‌رسه لیفا-ساما
از همچین چیزی لذت ببرن؟

01:45.830 --> 01:49.530
‫آه. عجب گرفتاری شدیم.

01:45.830 --> 01:50.160
‫ما بهتر از همه می‌دونیم لیفا-ساما چی دوست دارن میل کنن.

01:49.530 --> 01:53.560
‫اگه دست خودم بود عمراً پام رو توی کاخ بلور می‌ذاشتم، ولی...

01:50.160 --> 01:53.560
‫چطور جرئت می‌کنی چشم ما رو که دور دیدی این رو
‫پیش ایشون ببری، خدمتکار. واقعاً که.

01:55.140 --> 01:59.800
‫ شبی که امپراتور از کاخ یشم دیدن کردن...

02:23.140 --> 02:24.780
‫هیچ سمی نیست.

02:26.710 --> 02:29.370
‫با اجازه، از حضورتون مرخص می‌شم.

02:31.080 --> 02:32.080
‫صبر کن.

02:33.080 --> 02:36.090
‫امپراتور برای اولین‌بار مستقیماً مورد خطاب قرارم داد.

02:36.610 --> 02:39.720
‫از داروساز پرآوازه تقاضایی دارم.

02:40.070 --> 02:43.300
‫پرآوازه؟ حس خوبی نسبت بهش ندارم.

02:43.300 --> 02:44.310
‫بله.

02:44.750 --> 02:48.870
‫حال همنشین لیفا خوب نیست.
‫می‌تونی ازشون پرستاری کنی؟

02:49.430 --> 02:53.520
‫منظورش از «پرستاری»،‌ اینه که «درمانش کن».

02:54.320 --> 02:57.580
‫کلام امپراتور حکم کلام بهشتیان رو داره.

02:57.580 --> 03:00.070
‫اگه روی ایشون رو زمین بندازم، درواقع گور خودم رو کندم.

03:00.580 --> 03:01.530
‫الساعه.

03:03.200 --> 03:08.280
‫اینا به‌کنار... چرا باید این حرف رو پیش یه همنشین دیگه بزنه؟

03:08.280 --> 03:12.920
‫الحق که اعلی‌حضرت ذاتاً یه «امپراتور»ان.

03:13.460 --> 03:18.170
‫ولی، واقعاً تو کتم نمی‌ره این‌طوری باهام رفتار
‫می‌کنن، من به دستور خود امپراتور اینجام.

03:18.170 --> 03:24.760
‫از اون‌جایی که به لیفا-ساما خدمت می‌کنن، گمونم
‫از من که خدمتکار گیوکویو-سامام حسابی بیزارن.

03:24.760 --> 03:25.640
‫هوم؟

03:25.640 --> 03:28.220
‫اگه نظافت کردنت تموم شد یالا برو بیرون!

03:28.590 --> 03:30.520
‫بوینگ بوینگ.

03:31.280 --> 03:34.610
‫چاره‌ای نیست. انگار دوباره باید بپزمش.

03:36.610 --> 03:39.210
‫مائومائو،‌ تو الان توی کاخ بلوری؟

03:39.210 --> 03:41.820
‫آره، از لیفا-ساما مراقبت می‌کنم.

03:41.820 --> 03:46.080
‫که اینطور. لیفا-ساما هنوز
‫سلامتی‌شون رو به‌دست نیاوردن...

03:46.400 --> 03:49.720
‫سم پودرسفیدکننده حتماً ‫هنوز از بدن‌شون دفع نشده.

03:49.720 --> 03:54.490
‫پودر سمی، ها؟
‫شنیدم قدغن شده.

03:54.960 --> 03:59.530
‫شنیدم خواجه‌ها هرچی پودر مونده بود رو
‫از کاخ اندرونی بیرون بردن.

03:59.940 --> 04:01.880
‫عجب. خداروشکر.

04:02.550 --> 04:08.600
‫ولی تقاضایی از سوی امپراتور؟
‫حرف نداری، مائومائو. حسابی جا خوردم!

04:09.240 --> 04:14.600
‫حتماً به حکیم یه جو اعتماد هم نداره که
‫روی دختری مثل من حساب باز می‌کنه.

04:15.590 --> 04:17.680
‫مائومائو، بعداً می‌ری آشپزخونه، نه؟

04:17.680 --> 04:18.870
‫آره.

04:18.870 --> 04:20.800
‫آشپزی خوبی داشته باشی!

04:20.800 --> 04:21.880
‫ممنونم.

04:26.020 --> 04:27.120
‫خب!

04:28.120 --> 04:32.900
‫برای مراقبت از لیفا-ساما، در وهله‌ی اول
‫قصد داشتم دستور خوراکش رو اصلاح کنم.

04:30.450 --> 04:32.640
‫ببخشید،‌ می‌تونم وقتتون رو بگیرم؟

04:32.640 --> 04:33.450
‫بله؟

04:32.900 --> 04:35.940
‫اول از همه باید سمی رو که
‫هنوز توی بدنش بود، دفع کنم.

04:36.380 --> 04:39.120
‫برای این کار، یه آش سرشار از فیبر،

04:39.120 --> 04:41.580
‫به‌علاوه چای ادرارآور به‌نظر انتخاب خوبی میاد.

04:41.580 --> 04:45.090
‫این نه. این هم نه.
‫این یکی...

04:45.090 --> 04:48.890
‫و این یکی و اون و... اون یکی هم نه...

04:51.640 --> 04:53.350
‫شورشو درآوردی دیگه!

04:53.350 --> 04:56.480
‫اینجا جای دخترهای دون‌پایه مثل تو نیست.

04:57.060 --> 04:58.870
‫بوینگ بوینگ.

04:59.300 --> 05:01.110
‫حالا حالاها کار داریم.

05:02.780 --> 05:04.360
‫پس، این‌دفعه...

05:04.360 --> 05:06.200
‫این یکی، اون یکی، اون، و این.

05:11.200 --> 05:12.670
‫چندبار باید بهت بگم؟!

05:12.670 --> 05:15.630
‫آخه، ایشون اول باید چیزی ‫میل کنن که هضمش راحت باشه-

05:15.630 --> 05:21.300
‫به‌هیچ‌وجه! مشخصه که آدمای بیمار اول از هرچیزی به غذاهای مقوی نیاز دارن.

05:22.000 --> 05:24.590
‫پس این غذای روزمره‌شونه.

05:24.910 --> 05:27.220
‫درسته که مغذیه،

05:27.600 --> 05:30.480
‫ولی برای معده ضعیف یه آدم بیمار زیادی سنگینه.

05:30.480 --> 05:33.220
‫این رو که یه بچه هم می‌فهمه.

05:33.220 --> 05:35.060
کسی قرار نیست جلوشونو بگیره؟

05:36.640 --> 05:39.540
‫لیفا-ساما، غذاتون آماده‌ست.

05:40.120 --> 05:44.760
‫همه‌ی چیزهای موردعلاقه‌تون رو ‫براتون آوردیم. لطفاً حتی اگه شده یکم میل کنید.

05:50.020 --> 05:51.130
‫لیفا-ساما؟!

05:51.130 --> 05:52.750
‫ای وای، حالا چیکار کنیم؟!

05:52.750 --> 05:54.060
‫بجنب،‌ آب بیار!

05:54.060 --> 05:55.800
‫حالتون خوبه، لیفا-ساما؟!

05:55.800 --> 05:58.820
‫لیفا-ساما، لطفاً یکمی آب بخورین.

06:02.320 --> 06:04.920
‫تقصیر توـه خدمتکار دون‌پایه.

06:04.920 --> 06:06.700
‫تو با حضورت جو اینجا رو خراب می‌کنی!

06:06.700 --> 06:07.760
‫یالا! گمشو بیرون!

06:09.780 --> 06:11.240
‫بوینگ بوینگ.

06:12.960 --> 06:15.850
‫با این اوصاف نمی‌تونم حتی بهش نزدیک شم.

06:16.740 --> 06:19.400
‫خب حالا، چیکار می‌تونم بکنم...

06:24.580 --> 06:26.490
‫حداقل اگه بشه معاینه‌شون کنم...

06:26.490 --> 06:31.380
‫لازم نیست. اگه به‌خاطر تو حالشون از اینی
‫ که هست بدتر بشه، اون‌وقت چیکار کنیم؟

06:32.920 --> 06:35.910
‫این‌طور پیش بره عاقبتش یا پژمرده می‌شه یا می‌میره.

06:36.340 --> 06:38.730
‫آدما اگه غذا نخورن می‌میرن.

06:40.100 --> 06:44.460
‫احتمالاً بعد از دست‌دادن بچه‌ش اراده‌ش برای زندگی رو از دست داده.

06:50.020 --> 06:52.550
‫تا روزی که سرم قراره به‌خاطر سرپیچی از دستور امپراتور...

06:52.550 --> 06:56.790
با تنم وداع کنه، چند روز دیگه مونده؟

06:57.720 --> 06:59.770
‫انگاری یه‌چیزی حسابی درگیرت کرده.

07:01.820 --> 07:03.920
‫واقعاً به‌نظرتون این‌طوری میام؟

07:03.920 --> 07:05.560
‫واقعاً به‌نظرم این‌طوری میای.

07:06.850 --> 07:08.340
‫جینشی-ساما؟!

07:09.360 --> 07:11.440
‫اون دختر چشه؟

07:11.440 --> 07:12.950
‫چرا با جینشی-ساماست؟

07:12.950 --> 07:15.080
‫چه سوء‌ِ برداشت رو مخی...

07:18.980 --> 07:20.750
‫فعلاً بیا بریم داخل.

07:22.670 --> 07:23.130
‫اوه...

07:22.670 --> 07:24.250
‫جـ ـ جینشی-ساما؟!

07:23.130 --> 07:24.250
‫هیـــن!

07:24.850 --> 07:27.690
‫نادیده گرفتن دستور شخص امپراتور...

07:27.690 --> 07:30.590
‫مناسب بانوهای زیبا و بااستعدادی همچون شماها نیست.

07:32.300 --> 07:34.570
‫اوه! اوه نه، ما نادیده نگرفتیم...

07:33.800 --> 07:35.710
‫وااای!

07:34.570 --> 07:37.140
‫درسته. ما که آخه...

07:35.710 --> 07:36.750
‫هـ ــ هی!

07:38.120 --> 07:40.490
‫این‌طوری رنگ عوض کردن زنا واقعاً ترسناکه.

07:48.360 --> 07:49.770
‫یالا. برو.

08:20.120 --> 08:22.270
‫به غذا خوردن تمایل داره.

08:23.120 --> 08:26.650
‫اما ضعیف‌تر از اونی‌ـه که فکر می‌کردم.

08:26.650 --> 08:28.360
‫شاید به‌جاش بتونم بهش آب‌برنج بدم.

08:32.480 --> 08:34.260
‫ببخشید.

08:35.970 --> 08:38.150
‫همون رنگ همیشگی...

08:57.320 --> 09:00.600
‫تو مسئول آرایش همنشینی؟

09:00.600 --> 09:01.940
‫بله درسته.

09:02.470 --> 09:05.310
‫ما می‌خوایم لیفا-سامای عزیزمون همیشه زیبا باشن.

09:05.720 --> 09:07.990
‫وظیفه‌ی ما به عنوان ندیمه‌ی ایشون همینه.

09:08.690 --> 09:10.490
‫همه‌ش به‌خاطر خود لیفا-ساماست.

09:10.490 --> 09:11.780
‫البته!

09:11.780 --> 09:12.440
‫عجب.

09:14.520 --> 09:15.990
چه مرگته؟

09:16.280 --> 09:18.870
‫ها؟ فقط دارم یه احمق رو تنبیه می‌کنم.

09:19.490 --> 09:22.980
‫آی! داره دردم میاد! نکن! دردم میاد.

09:31.720 --> 09:34.590
‫این سم یکم دیگه کل بدنتو آلوده می‌کنه.

09:34.590 --> 09:38.390
‫چقدر عالی... این‌طوری تو هم خوشگل می‌شی...

09:38.760 --> 09:41.160
‫درست مثل لیفا-سامای عزیزت.

09:41.680 --> 09:48.560
‫با پوست رنگ‌پریده و بی‌جون، چشمای به گود نشسته
‫و بدنی که حتی قادر به خوردن غذا نیست...

09:48.970 --> 09:52.610
اینکه چرا این‌چیزا رو ممنوع کردن... تو کتت نمی‌ره؟

10:01.240 --> 10:06.110
‫فـ ـ فقط... برای خوشحال کردن لیفا-ساما...

10:06.620 --> 10:08.680
‫گفتم بهت این سم‌ـه!

10:08.680 --> 10:12.990
‫با اون کله‌ت اصلاً فکر نمی‌کنی. فقط خیال
‫ برت داشته که از همه‌چیز سر در میاری.

10:14.050 --> 10:17.090
‫کی با مسموم شدن با همون چیزی که
‫ باعث مرگ پسرش شده خوشحال می‌شه؟!

10:29.730 --> 10:32.790
‫زود برو دهنتو آب بکش و صورتتو بشور.

10:33.720 --> 10:37.510
‫هوی! این برای مریض خوب نیست!

10:37.510 --> 10:39.370
‫زودی این زمینو تمیز کنید!

10:39.370 --> 10:40.950
‫چـ ـ چشم!

10:44.900 --> 10:47.800
‫واقعاً اینکه زنا چطوری رنگ عوض می‌کنن ترسناکه.

10:49.370 --> 10:50.230
‫اوه...

10:52.280 --> 10:55.000
‫دیگه کار از کار گذشته...

10:55.000 --> 10:56.020
‫بریم.

10:59.040 --> 11:02.700
‫وضعیت سلامتی لیفا-ساما بدتر از چیزی بود که فکرش رو می‌کردم.

11:03.260 --> 11:06.110
‫برای شروع به‌جای آش بهش آب برنج دادم.

11:06.110 --> 11:10.890
‫غذا رو به‌زور توی دهنش ریختم و وادارش ‫کردم
‫ آروم آروم قورتش بده، مدام این کارو تکرار کردم.

11:12.070 --> 11:15.900
‫این‌طور وقتا آدم دیگه نگران رفتارش نیست.

11:17.140 --> 11:22.160
‫یکمی هوا رو تهویه کردم و با کم‌تر شدن
‫ بوی عود، بوی تن بیمار مشخص شد.

11:22.160 --> 11:25.880
‫اون احمقای به‌درد نخور حتی نمی‌تونن
‫درست و درمون بدن بانوشون رو تمیز کنن؟

11:25.880 --> 11:28.080
‫چطور اسم خودشون رو می‌ذارن ندیمه؟

11:28.080 --> 11:32.140
‫قبل از اینکه برن سراغ عود یه‌عالمه کار دیگه ازشون برمیومد.

11:34.770 --> 11:37.840
‫هوی. آب داغ و پارچه آماده کنین.

11:37.840 --> 11:39.130
‫بـ ـ بله.

11:41.720 --> 11:42.990
‫شما هم مشغول شین.

11:42.990 --> 11:44.050
‫بـ ـ بله.

11:50.160 --> 11:52.540
‫از هر فرصتی که گیر آوردم بهش چایی دادم.

11:52.540 --> 11:56.770
‫تکرر ادرار به دفع سم از بدنش کمک می‌کنه.

11:56.770 --> 12:00.280
‫می‌گم، مطمئنی لیفا-ساما درد نمی‌کشن...؟

12:00.280 --> 12:02.150
‫مهم نیست، باید بخورن.

12:03.350 --> 12:08.000
‫کم‌کم غذای بیشتری خورد، برای همین
‫تعداد دونه‌های برنج توی آب رو بیشتر کردم.

12:08.000 --> 12:13.000
‫وقتی تونست قورتشون بده، بهش سوپ و میوه‌ی آسیاب‌شده اضافه کردم.

12:14.630 --> 12:18.630
‫شنیدم اون ندیمه رو حبس کردن.

12:19.590 --> 12:23.760
‫گویا به‌خاطر لیفا-ساما پودر رو مخفی کرده بود.

12:25.080 --> 12:29.480
‫خواجه‌ای هم که قرار بود پودرهای آرایشی رو
‫ جمع‌آوری کنه با تازیانه خوردن مجازات شد.

12:46.770 --> 12:48.490
‫به‌نظر خسته میای.

12:49.270 --> 12:52.440
‫بله. برعکس بعضی‌ها من خیلی سرم شلوغه.

12:53.040 --> 12:54.380
‫براتون هدیه آوردیم.

12:57.600 --> 12:59.300
‫ممنون!

13:00.760 --> 13:02.300
‫وای!

13:02.640 --> 13:04.640
‫خوب می‌دونه چی دلم می‌خواد!

13:04.640 --> 13:08.030
‫همین آدمای باملاحظه‌ن که شوهرای خوبی می‌شن.

13:08.030 --> 13:09.400
‫خواجه‌ست البته.

13:11.320 --> 13:12.970
‫برعکس اون...

13:17.610 --> 13:20.110
تو چیزی کمکی نیاز نداری؟

13:20.540 --> 13:21.720
‫هـــا...

13:23.320 --> 13:25.660
‫چی شده؟ هرچی می‌خوای بگو.

13:27.530 --> 13:30.740
‫شما که اونجایید، اون‌جا کمک لازم دارن. لطفاً یکی بیاد.

13:31.140 --> 13:33.440
‫آقایون، لطفاً عجله کنید.

13:33.440 --> 13:34.630
‫چشم!

13:35.830 --> 13:37.640
‫یه حمام بخار؟

13:37.640 --> 13:40.090
‫مثل اینکه، عرق کردن براشون خوبه.

13:40.090 --> 13:41.750
‫کاربردی هم داره؟

13:42.180 --> 13:43.460
‫احتمالاً داره.

13:44.260 --> 13:47.180
‫باید از هرچی که دم دست داریم استفاده کنیم.

13:56.180 --> 13:59.720
‫تو...

13:59.000 --> 13:59.720
‫چرا...

14:01.800 --> 14:03.260
‫چیزی شده؟

14:04.480 --> 14:08.230
‫چرا

14:07.130 --> 14:08.230
‫نذاشتی...

14:09.490 --> 14:13.080
‫به حال خودم بمیرم؟

14:14.620 --> 14:18.080
‫پس، دست از غذا خوردن بردارید.

14:19.040 --> 14:22.900
‫ولی وقتی که آش رو خوردید یعنی می‌خواید زنده بمونید.

14:42.080 --> 14:43.980
‫که این‌طور.

14:58.710 --> 15:00.210
‫حق با توـه.

15:48.150 --> 15:49.400
‫تویی که.

15:50.260 --> 15:56.180
‫من از حبس آزاد شدم و بهم اجازه داده شد که یه‌بار دیگه به لیفا-ساما خدمت کنم.

15:57.700 --> 16:01.600
‫دیگه هرگز چنین اشتباهی رو تکرار نمی‌کنم. هیچ‌وقت.

16:02.790 --> 16:06.440
‫الان جای شما رو می‌گیرم. لطفاً استراحت کنید.

16:07.940 --> 16:09.320
‫که این‌طور.

16:16.290 --> 16:17.610
‫لیفا-ساما.

16:21.930 --> 16:23.340
‫لیفا-ساما.

16:27.400 --> 16:28.550
‫آه...

16:33.360 --> 16:37.220
‫اگه امکانش هست، می‌تونی یکم آب برام بیاری؟

16:41.520 --> 16:42.570
‫چشم.

16:46.930 --> 16:47.740
‫چشم!

16:53.760 --> 16:59.560
‫حدود دوماه بعد، لیفا-ساما اونقدری بهبود پیدا
‫کرد که بتونه به تنهایی پیاده‌روی کنه.

17:02.600 --> 17:06.100
‫اون مغرور هست... اما متکبر نیست.

17:06.100 --> 17:10.300
‫بعد از اتفاقی که برای شاهزاده افتاد،
‫تصور می‌کردم یه شاهدخت خودخواه باشه،

17:11.250 --> 17:15.140
‫ولی این‌طور که معلوم شد، اون شخصیتی داره که درخور یه همنشین باشه.

17:50.210 --> 17:53.830
‫بنده دیگه فردا صبح اینجا رو ترک می‌کنم.

17:54.580 --> 17:55.690
‫که این‌طور.

17:56.350 --> 17:59.420
‫از قبل با ندیمه‌هاتون در مورد خوراک‌تون...

17:59.420 --> 18:01.400
‫و سایر چیزهایی که باید مراقبشون باشید، صحبت کردم.

18:03.830 --> 18:08.600
‫ببین، من دیگه نمی‌تونم بچه‌ای به دنیا بیارم؟

18:10.340 --> 18:14.360
‫نمی‌دونم. شاید باید امتحانش کنید.

18:14.760 --> 18:17.610
‫ولی عشق اعلی‌حضرت به من از بین رفته.

18:18.470 --> 18:21.620
‫من به دستور مستقیم شخص امپراتور به اینجا فرستاده شدم.

18:22.210 --> 18:27.780
‫وقتی که برگردم به کاخ یشم، شاید امپراتور به ملاقات‌تون بیان، لیفا-ساما.

18:29.480 --> 18:34.560
‫من زنی‌ام که اون نصیحت‌ رو نادیده گرفتم و گذاشتم بچه‌م بمیره...

18:34.560 --> 18:36.780
‫یعنی شانسی برای برنده‌شدن مقابل همنشین گیوکویو دارم؟

18:37.890 --> 18:40.730
‫مسئله برد و باخت نیست.

18:42.240 --> 18:45.550
‫توی دنیا صدها و هزاران گل وجود دارن،

18:45.550 --> 18:51.030
‫اما کی می‌تونه تعیین کنه گل صدتومانی زیباتره یا گل استکانی؟

18:52.080 --> 18:56.180
‫من نه چشم‌هایی به رنگ یشم دارم نه موهای روشن.

19:00.100 --> 19:03.040
‫ولی شما... دارایی‌های دیگه‌ای دارید.

19:04.310 --> 19:09.410
‫نه تنها اندازه‌شون بزرگه، بلکه شکل و سفتی‌شون هم باشکوهه.

19:09.720 --> 19:10.730
‫عــه؟

19:11.750 --> 19:14.620
‫می‌شه گوش‌تون رو بیارید جلو؟

19:14.620 --> 19:16.170
‫بـ ـ بله.

19:30.300 --> 19:33.300
‫پس فعلاً، با اجازه‌تون.

19:37.040 --> 19:42.170
‫دانشی که در اختیار لیفا-ساما گذاشتم
‫ترفند سرّی‌ای بود که از خواهرای بزرگم...

19:37.290 --> 19:39.590
‫لیفا-ساما، چیزی شده؟

19:41.220 --> 19:42.380
‫لیفا-ساما؟!

19:42.170 --> 19:43.490
‫توی فاحشه‌خونه یاد گرفته بودم.

19:44.070 --> 19:47.310
‫مائومائو هم باید محض اطمینان یادش بگیره.

19:47.310 --> 19:48.490
‫هــا؟

19:49.430 --> 19:54.600
‫متأسفانه، من چنین میوه‌های درشتی برای اجرای این ترفند ندارم.

19:54.600 --> 19:57.370
‫هرچند، برای لیفا-ساما عالیه.

19:59.620 --> 20:01.700
‫امیدوارم که براش کاربردی داشته باشه.

20:07.890 --> 20:09.470
‫من برگشتم.

20:10.160 --> 20:11.810
‫خوش اومدی.

20:12.280 --> 20:14.230
‫مائومائو، حالت خوبه؟!

20:14.680 --> 20:16.480
‫خیلی نحیف شدی.

20:16.480 --> 20:18.720
‫حتماً خیلی بهت سخت گذشته.

20:18.720 --> 20:23.320
‫مأموریت امپراتور رو به تنهایی انجام داد. تأثیرگذار بود.

20:26.430 --> 20:29.640
‫بعد از آن، مدتی دیدارهای امپراتور از کاخ یشم
‫به میزان چشم‌گیری کاهش پیدا کرد.

20:29.640 --> 20:32.300
‫بعد از آن، مدتی دیدارهای امپراتور از کاخ یشم
‫به میزان چشم‌گیری کاهش پیدا کرد.

20:34.250 --> 20:38.460
‫بالأخره، تونستم یه خواب راحت داشته باشم.

20:39.990 --> 20:44.880
‫مائومائو نمی‌توانست جلوی خنده‌اش را بگیرد، اما آن داستان دیگری داشت.

21:00.680 --> 21:02.030
‫این یه نفرینه...

21:05.000 --> 21:15.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:35.040 --> 22:50.050
‫پیش‌نمایش قسمت بعد

22:46.420 --> 22:48.590
‫قسمت بعد: «عملیات پنهان»

22:46.550 --> 22:50.010
‫قسمـــت

22:46.550 --> 22:50.010
5

22:46.550 --> 22:50.010
عملیات پنهان

22:46.550 --> 22:50.010
‫قسمـــت

22:46.550 --> 22:50.010
5

22:46.550 --> 22:50.010
عملیات پنهان
