WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:33.170 --> 01:37.170
‫قسمـــــــــت

01:33.170 --> 01:37.170
2

01:33.170 --> 01:37.170
داروساز خشک

01:33.170 --> 01:37.170
‫قسمـــــــــت

01:33.170 --> 01:37.170
2

01:33.170 --> 01:37.170
داروساز خشک

01:42.350 --> 01:43.280
‫اوی!

01:45.530 --> 01:46.640
‫مسمومه!

01:48.560 --> 01:51.010
‫حرومزاده! کی پشت این قضیه‌ست؟!

01:52.050 --> 01:53.190
‫وایسا.

01:54.220 --> 01:56.230
‫اول به سربازها رسیدگی کنید.

02:05.700 --> 02:06.410
‫سم؟

02:06.410 --> 02:09.650
‫غذا توسط اهالی دهکده پخته شده بود.

02:09.650 --> 02:13.820
‫کدخدای دهکده به ‌خاطر کمک به وحشی‌ها تحت بازداشته.

02:13.820 --> 02:15.140
‫لطفاً راهنمایی بفرمایید.

02:15.140 --> 02:18.270
‫فهمیدم. یه لحظه امون بده.

02:18.270 --> 02:19.070
‫به چشم.

02:20.310 --> 02:21.470
‫راستی...

02:21.790 --> 02:26.180
‫شنیدم که ندیمه‌ی جدیدی برای خدمت به همنشین گیوکویو استخدام کردید.

02:26.180 --> 02:29.890
‫آره. همنشین گیوکویو فقط چهارتا ندیمه داره.

02:30.460 --> 02:32.330
‫در مقایسه با همنشین لیفا که اون‌هم عالی‌رتبه‌ست،

02:32.330 --> 02:35.440
‫و بیش‌از ده‌تا ندیمه داره، تعداد خیلی کمی‌ـه.

02:36.230 --> 02:39.490
‫این به شأن و منزلتش به‌عنوان یه همنشین عالی‌رتبه لطمه می‌زنه.

02:39.490 --> 02:44.300
‫بله. هرچند، همنشین گیوکویو صرفاً زیبا و نجیب نیستن،

02:44.300 --> 02:46.620
‫بلکه خردمند و محافظه‌کار هم هستن.

02:47.720 --> 02:51.120
‫اون هرگز کسی با پیشینه‌ی نامعلوم رو استخدام نمی‌کنه.

02:51.960 --> 02:56.190
‫تنها راه دووم آوردن همنشین‌های امپراتور...

02:56.190 --> 02:58.500
‫اینه که دائماً مراقب اطرافیان‌شون باشن.

02:58.900 --> 03:01.260
‫و این ندیمه‌ی جدید چه کسی‌ـه؟

03:02.600 --> 03:05.770
‫گائوشون، دقیقاً مهره‌ی مناسب رو پیدا کردم.

03:06.670 --> 03:08.810
‫همون دختر خدمتکار کک‌مکی‌ـه.

03:11.210 --> 03:14.640
‫دانشش در مورد داروها ارزشمندتر از اینه که بشه ازش گذشت.

03:14.640 --> 03:18.490
‫عجب. ولی اگه بخواد از اون دانش سوءاستفاده کنه...

03:19.590 --> 03:22.440
‫مطمئن می‌شم که نتونه چنین کاری بکنه.

03:22.440 --> 03:23.820
‫کار سختی نیست.

03:24.680 --> 03:27.710
‫فکر کنم محض احتیاط، باید یه‌کم اغواش کنم.

03:30.330 --> 03:33.470
‫چه خوبه که می‌تونی به یه همنشین عالی‌رتبه خدمت کنی.

03:33.470 --> 03:35.670
‫عــاه، از خدام نبوده که.

03:41.080 --> 03:44.520
‫داروساز. آماده‌ای که نقل‌مکان کنی؟

03:44.520 --> 03:47.710
‫بله، به‌زودی حرکت می‌کنم به‌سمت کاخ یشم.

03:47.710 --> 03:49.360
‫چیزی لازم داشتید؟

03:49.360 --> 03:51.020
‫نه، چیزی نیست.

03:51.330 --> 03:52.080
‫هــا؟

03:53.370 --> 03:55.900
‫پس، اینجا چی می‌خواد؟ کار دیگه‌ای نداره؟

03:59.650 --> 04:02.940
‫مطمئن شو به‌ خوبی به همنشین گیوکویو خدمت می‌کنی.

04:07.420 --> 04:08.830
‫با اجازه‌تون.

04:10.380 --> 04:11.830
‫مائومائو، موفق باشی!

04:15.500 --> 04:17.330
‫عــــه، چندشم شد...

04:21.410 --> 04:23.220
تو مائومائویی؟

04:23.220 --> 04:24.550
‫اوه، بله.

04:25.020 --> 04:28.970
‫من ندیمه‌ی ارشدِ گیوکویو-ساما؛ هونیان هستم.

04:29.750 --> 04:32.850
‫برای شروع، اطراف کاخ یشم رو بهت نشون می‌دم. دنبالم بیا.

04:33.400 --> 04:34.560
‫چشم.

04:38.680 --> 04:43.940
‫به کاخ یشم خوش اومدی. منتظرت بودم، مائومائو.

04:45.690 --> 04:47.950
‫مثل اینکه شیائولینگ هم از دیدنت خوشحال شده.

04:48.500 --> 04:50.350
‫خوشحالیم که تو رو اینجا داریم.

04:53.350 --> 04:55.110
‫خیلی ازتون ممنونم.

04:56.290 --> 05:00.480
‫اینجا اتاق پذیراییه، مهمان‌ها رو به اینجا میاریم.

05:00.480 --> 05:01.790
‫چه بزرگه...

05:01.790 --> 05:05.460
‫این آشپزخونه‌ست. اینجا باید بتونی کارهای پخت‌و‌پز ساده رو انجام بدی.

05:05.880 --> 05:06.800
‫عــــاه.

05:07.320 --> 05:08.660
‫این اتاق نشیمنه.

05:08.660 --> 05:12.350
‫این‌ها بقیه‌ی ندیمه‌ها هستن. بذار بهشون معرفیت کنم.

05:12.350 --> 05:13.970
‫بچه‌ها، جمع شید.

05:13.970 --> 05:15.220
‫چـشـم!

05:15.780 --> 05:20.270
‫از آشناییت خوش‌وقتم. من اینفاـم. هرچی خواستی ازم بپرس!

05:20.270 --> 05:23.920
‫سلام. من گوئیِنم. از آشناییت خوش‌وقتم.

05:23.920 --> 05:28.030
‫من آیلان هستم. از آشنایی‌تون خیلی خوش‌وقت شدم.

05:28.030 --> 05:30.780
‫منم مائومائوـم. مشتاق همکاری با شما هستم.

05:32.910 --> 05:36.400
‫توی کاخ یشم، دخترهای خدمتکار استخدام نمی‌کنیم.

05:36.400 --> 05:39.760
‫پس، خودمون تمام امور این اطراف رو انجام می‌دیم.

05:39.760 --> 05:44.050
‫این حداقل کاری‌ـه که می‌تونیم برای آسایش گیوکویو-ساما انجام بدیم.

05:44.540 --> 05:45.920
‫پس منم-

05:45.920 --> 05:48.000
‫تو برو توی اتاقت و استراحت کن.

05:48.000 --> 05:48.770
‫عـــه؟

05:48.770 --> 05:50.710
‫به خودت سخت نگیر.

05:50.710 --> 05:53.440
‫شما یه وظیفه‌ی ویژه در پیش داری.

05:53.440 --> 05:55.010
‫وظیفه‌ی ویژه؟

05:55.830 --> 05:58.100
‫مائومائو، من اتاقت رو بهت نشون می‌دم.

05:58.100 --> 05:59.350
‫اوه، بله.

06:02.700 --> 06:05.420
‫دیدین دست چپش چطوری بود؟

06:05.420 --> 06:09.180
‫با اون پانسمان‌ها مخفیش کرده بود،
‫ولی زیرش چندتا زخم داره، درسته؟

06:09.180 --> 06:11.940
‫حتماً توی خونه توسط والدینش مورد آزار قرار گرفته،

06:11.940 --> 06:14.380
‫و به کاخ اندرونی فروختنش...

06:14.380 --> 06:18.000
‫تازه از اون مهم‌تر، اون کار وحشتناک هم هست...

06:18.710 --> 06:21.920
‫آخی، دختره‌ی طفلکی بیچاره!

06:24.190 --> 06:26.760
‫خب، تا زمانی که احضارت می‌کنن همین‌جا بمون، باشه؟

06:26.760 --> 06:27.630
‫عــه، می‌گم...

06:33.780 --> 06:36.930
‫عجب ترفیع رتبه‌ای گرفتم.

06:38.570 --> 06:41.540
‫کاخ یشم همیشه توسط نخبه‌های گلچین‌شده اداره می‌شده.

06:41.540 --> 06:45.150
‫معلومه که اصلاً یه تازه‌وارد رو تحویل نمی‌گیرن.

06:45.860 --> 06:47.320
‫ولی نگاه همه‌شون انگار...

06:49.260 --> 06:52.970
ترحم‌آمیز بود... چرا؟

06:54.940 --> 06:56.200
‫چشیدن سم.

06:56.750 --> 06:59.410
‫داروساز، این کار توـه.

07:00.390 --> 07:03.420
‫سم! چشیدن سم!

07:05.050 --> 07:06.130
‫ای‌ وای من.

07:07.830 --> 07:14.060
‫غذایی که برای همنشین پخته می‌شه، قبل‌از رسیدن
‫به اینجا چندبار دست‌به‌دست می‌چرخه.

07:16.350 --> 07:20.350
‫امکان داره در حین این روند مسموم شده باشه.

07:21.420 --> 07:24.130
‫در واقع، زمانی که همنشین گیوکویو باردار شدن،

07:24.640 --> 07:26.690
‫غذاشون حداقل دوبار مسموم شد.

07:27.700 --> 07:33.490
‫کسی که اون زمان غذا رو می‌چشید دچار آسیب عصبی شد
‫و هنوز نمی‌تونه دست یا پاهاش رو حرکت بده.

07:34.790 --> 07:38.360
‫پس که این‌طور. اون نگاه ترحم‌آمیز برای همین بود.

07:39.280 --> 07:42.310
‫خب با اجازه... بفرمایید.

07:43.850 --> 07:45.500
‫این کاسه‌ها...

07:47.000 --> 07:50.880
‫هیچ رنگ مشکوکی نداره. بویی نداره.

07:53.640 --> 07:55.010
‫گَس نیست.

07:57.350 --> 07:59.510
‫هیچ سمی رو حس نمی‌کنم.

08:01.690 --> 08:07.190
‫اون‌موقع‌ها که نزدیک منطقه‌ی سرگرمی زندگی می‌کردم،
‫آزمایش‌های زیادی رو روی دستم انجام دادم.

08:08.520 --> 08:10.690
‫دانشمند دیوونه؟

08:11.210 --> 08:16.710
‫بدنم رو رفته‌رفته به سم عادت دادم،
‫برای همین خیلی‌هاشون روم تأثیری ندارن.

08:16.710 --> 08:19.370
‫راستش رو بگم، من واسه تشخیص سم گزینه‌ی چندان مناسبی نیستم.

08:20.420 --> 08:24.590
‫اما خب، خوش‌شانسم هستم که این شغلو بهم دادن.

08:26.060 --> 08:27.440
‫داره می‌خنده...

08:29.010 --> 08:34.010
‫به‌نظرم باید از ظروف نقره استفاده کنین،
‫اونا به سموم واکنش نشون می‌دن.

08:34.460 --> 08:41.010
‫دقیقاً همون‌طوره که جینشی-ساما گفتن،
‫ما برای امتحان کردن تو از ظروف سرامیکی استفاده کردیم.

08:42.890 --> 08:44.700
‫پس حیله‌ی اون مرتیکه بوده!

08:46.350 --> 08:49.480
‫پس دانش‌ـت هم در مورد سموم‌ـه و هم دارو.

08:49.480 --> 08:52.220
‫من قبلاً به عنوان یه داروساز کار می‌کردم.

08:52.220 --> 08:57.130
‫اگه می‌گفتی سواد داری، دستمزد بیشتری بهت می‌دادن.

08:57.130 --> 08:59.300
‫منو دزدیدن و آوردن و این‌جا،

08:59.300 --> 09:05.410
‫همین الانم فکر اینکه بخشی از درآمدم
‫می‌ره تو جیب آدم‌رباهام خونمو به جوش میاره.

09:06.020 --> 09:11.820
‫پس ترجیح می‌دی خودت دستمزد کمتری بگیری
تا ‫اینکه خرج ساکه‌یِ آدم‌رباهات رو بدی؟

09:21.680 --> 09:25.000
‫ای وای، این خیلی گرون بود.

09:25.540 --> 09:28.420
‫با این دستمزد ندیمگی‌ـت که نمی‌تونی خسارتش رو بدی.

09:28.420 --> 09:31.020
‫این‌طوری که دیگه نمی‌تونی واسه‌ خانواد‌ه‌ت پولی بفرستی.

09:31.830 --> 09:34.360
‫یا نکنه اصلاً باید بریم خسارت رو از خودشون بگیریم؟

09:35.860 --> 09:39.100
‫عـــه، خب خیلی متأسفم.

09:39.510 --> 09:41.990
‫باشه پس از پولی که واسه خانواده‌م می‌فرستم برش دارین.

09:41.990 --> 09:43.990
‫اگه بازم کفاف نداد، پس‌اندازمم هست.

09:44.830 --> 09:47.260
‫آره، پس می‌رم کاغذبازی‌هاش رو انجام بدم.

09:47.820 --> 09:53.290
‫راستی، یه دستمزد اضافه برای سختیِ خدمات
‫پیش مرگ غذایی که انجام می‌دی هم هست.

09:53.950 --> 09:56.250
‫تقریباً اندازه‌ی همون دستمزد همیشگی‌ـمه...

09:56.250 --> 10:00.430
‫حالا که آدم‌رباها ازش سهمی نمی‌برن،
‫همه‌ش مستقیم می‌ره توی جیب خودم.

10:01.670 --> 10:03.390
‫ازتون ممنونم.

10:04.890 --> 10:07.710
‫خوب بلده چطور به زیردستاش انگیزه بده.

10:18.300 --> 10:19.530
‫نمی‌خواد نمی‌خواد!

10:20.220 --> 10:21.320
‫فعلاً استراحت کن.

10:21.320 --> 10:23.320
‫همیشه آدم کافی داریم.

10:23.320 --> 10:25.580
‫حوصله‌م سر رفته!

10:26.260 --> 10:31.920
‫فقط دو وعده برای امتحان کردن غذا... و
‫یه‌بارم برای چای نیم‌روزی صدام می‌کنن.

10:31.920 --> 10:34.310
‫اگه حالا که اتاق خودمو دارم،

10:34.310 --> 10:37.490
‫یه مار سمی‌ای چیزی بود که می‌تونستم باهاش آزمایش انجام بدم...

10:37.490 --> 10:38.680
‫مائومائو...

10:40.450 --> 10:42.980
‫کارم داشتین، گیوکویو-ساما؟

10:42.980 --> 10:44.680
‫ایشون بله.

10:46.590 --> 10:47.480
‫اوق.

10:48.620 --> 10:49.980
‫چرا روش جواب نمی‌ده؟

10:55.160 --> 10:56.980
‫امروز چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

10:57.770 --> 11:01.700
‫اینا رو از یکی از افسرای نظامی گرفتم، می‌شه امتحانشون کنی؟

11:02.150 --> 11:03.320
‫نون بائوزی...

11:08.820 --> 11:10.540
‫توش داروی محرک جنسی‌ هست.

11:11.380 --> 11:13.000
بدون اینکه بخوریش فهمیدی؟

11:13.000 --> 11:16.930
‫ضرری نداره، با خیال راحت نوش جان کنید.

11:16.930 --> 11:20.950
‫با توجه به کسی که ازش گرفتمشون، خوردنش عقلانی نیست.

11:20.950 --> 11:25.640
‫شاید طرف شب بیاد سراغتون.

11:25.910 --> 11:28.260
عجب... پس فقط از بوش می‌فهمی؟

11:28.260 --> 11:33.480
‫نکنه این مرتیکه می‌دونست توش داروی محرک‌ جنسی
‫داره و از قصد می‌خواست وادارم کنه یکیشو بخورم؟

11:39.960 --> 11:42.990
‫یه سوال دیگه ازت دارم.

11:43.340 --> 11:45.260
‫بله، چه سوالی؟

11:45.260 --> 11:50.350
‫چند روز پیش یه گروه از سربازهایی که به یه مأموریت
‫برای حمله به وحشی‌ها رفته بودن مسموم شدن.

11:50.350 --> 11:51.250
‫مسموم؟

11:51.900 --> 11:54.160
‫چند نفرشون بعد از غذا بیمار شدن.

11:54.160 --> 11:58.520
‫علائمی که گزارش دادن؛ حالت ‌تهوع، تنگی نفس و چند چیز دیگه بود.

11:58.950 --> 12:01.510
‫حالت تهوع و تنگی نفس...؟

12:02.630 --> 12:04.880
‫غذا توی یکی از دهکده‌های اون اطراف آماده شده بود.

12:05.690 --> 12:08.890
‫کدخدای دهکده رو به‌خاطر همکاری با وحشی‌ها دستگیر کردن،

12:08.890 --> 12:10.930
‫اما یکی از افسرها موضوع رو حل‌وفصل کرد،

12:10.930 --> 12:12.600
‫و تصمیم‌گیری رو به تعویق انداخت.

12:13.290 --> 12:18.790
‫خیلی طبیعیه که برداشت بشه اهالی دهکده سربازها رو مسموم کردن، اما...

12:21.070 --> 12:24.400
‫جینشی-ساما، سربازها کجا داشتن غذا می‌خوردن؟

12:24.400 --> 12:26.660
‫توی کمپ بودن، پس احتمالاً بیرون.

12:26.660 --> 12:29.970
‫اهالی دهکده براشون ظرف و چاپ‌استیک بردن؟

12:29.970 --> 12:33.700
‫نه، هر سرباز باید مال خودش رو همراهش داشته باشه.

12:34.980 --> 12:36.440
‫متوجه چیزی شدی؟

12:37.420 --> 12:40.730
‫نظر شخص بنده‌ست.
‫ولی بذارید یه‌چیزی رو بگم.

12:41.760 --> 12:44.170
‫این گل، یه گل صدتومانی‌ـه.

12:45.270 --> 12:46.860
خوشمزه‌ست؟

12:46.860 --> 12:50.670
‫نه، خوردنش باعث حالت‌ تهوع و تنگی نفس می‌شه.

12:50.670 --> 12:51.180
‫اوی!

12:52.280 --> 12:56.580
‫همون‌طور که می‌بینین، حتی توی کاخ اندرونی ‫هم گیاه‌هایی هست که سمی باشن.

12:56.580 --> 13:00.890
‫این یکی گلبرگ‌های سمی داره، اما ‫بعضی‌هاشون شاخه‌ها و یا ریشه‌های سمی دارن.

13:00.890 --> 13:05.100
‫حتی بعضی چوب‌ها هم ممکنه موقع سوختن از خودشون سم ساطع کنن.

13:05.100 --> 13:06.730
‫موقع سوختن؟

13:10.590 --> 13:11.830
‫که این‌طور.

13:12.970 --> 13:15.470
‫مایه‌ی خوش‌شانسی‌ـه که اون افسر زیرک اون‌جا بوده.

13:15.470 --> 13:18.360
‫ممکن بود کل یه دهکده رو از دست بدیم.

13:18.810 --> 13:19.640
‫اوهوم.

13:20.310 --> 13:22.640
‫خب اگه همینا بود، بنده با اجازه‌ـ

13:22.640 --> 13:24.240
‫نه صبر کن.

13:24.240 --> 13:25.590
‫هنوزم هست؟

13:28.560 --> 13:30.680
‫می‌تونی برای من یه داروی محرک جنسی بسازی؟

13:32.280 --> 13:34.140
‫بسازم؟ یعنی...

13:35.380 --> 13:37.560
‫دارو درست کنم؟

13:43.340 --> 13:46.020
‫اگه زمان و مواد اولیه‌ی درخور و
‫ابزار مناسب در اختیار داشته باشم،

13:46.020 --> 13:49.070
‫از پس درست کردن همچین چیزی برمیام.

13:50.270 --> 13:52.780
‫جینشی-ساما، کجا می‌رین؟

13:55.820 --> 13:59.670
‫دارم به دفترم برمی‌گردم، کمکی ازم برمیاد؟

13:59.670 --> 14:02.740
‫نه...یه چای مهمون من باشین...

14:02.740 --> 14:06.420
‫متأسفانه، سرم با کارهای زیادی شلوغه، با اجازه‌تون.

14:11.750 --> 14:14.430
‫شاید خدمتکارها متوجه نباشن...

14:14.750 --> 14:19.520
‫که جینشی-ساما در واقع به عنوان آزمایشی برای وفاداری اون‌ها به امپراتور خدمت می‌کنن.

14:19.520 --> 14:21.680
‫فقط به‌خاطر اینکه امپراتور به دیدنش نمی‌ره،

14:21.680 --> 14:23.910
‫نباید تلاش کنه مردای دیگه رو به اتاقش بکشونه.

14:23.910 --> 14:25.550
‫چه بی‌خرد.

14:25.550 --> 14:26.990
‫بله،‌ واقعاً که.

14:26.990 --> 14:31.540
‫تنها شرط لازم برای یه صیغه ‫زیبایی یا داشتن تحصیلات عالی نیست.

14:31.540 --> 14:35.550
‫باید به امپراتور وفادار باشن، و ‫از نزدیکی به دیگران پرهیز کنن.

14:35.980 --> 14:41.710
‫اما منصوب‌کردن شما در کاخ شرقی و محک زدن‌شون با استفاده از زیبایی‌تون...

14:42.330 --> 14:44.540
‫امپراتورمون گه‌گداری حسابی سخت‌گیر می‌شن.

14:44.540 --> 14:47.460
‫ما همه از چیزی که در دسترس‌مون باشه استفاده می‌کنیم. ولی...

14:47.460 --> 14:51.050
‫اون نه تنها هیچ تمایلی بهم نداره،‌ بلکه نگاهش...

14:51.050 --> 14:53.510
‫چشم‌غره...

14:54.220 --> 14:57.740
‫تاحالا توی عمرم کسی به این تندی بهم نگاه نکرده بود.

14:58.740 --> 15:00.910
‫خب دیگه، بنده از حضورتون مرخص می‌شم.

15:06.150 --> 15:08.490
‫شاید شب بیاد سراغتون.

15:08.490 --> 15:11.390
‫بیاد سراغتون... بیاد سراغتون...

15:14.530 --> 15:16.330
‫من دیگه راه میفتم.

15:16.330 --> 15:18.320
‫بله... موفق باشی.

15:18.320 --> 15:19.310
‫چشم!

15:25.080 --> 15:26.620
‫با اجازه.

15:27.090 --> 15:29.310
‫حکیم شارلاتان،‌ و...

15:30.490 --> 15:33.020
‫مائومائو-ساما. اجازه بدین مجدداً خودم رو معرفی کنم.

15:33.020 --> 15:34.520
‫گائوشون هستم.

15:35.130 --> 15:37.550
‫دستیارِ‌ جینشی-ساما.

15:38.150 --> 15:39.720
‫از آشنایی باهاتون خوش‌وقتم.

15:40.680 --> 15:41.730
‫سلام.

15:42.020 --> 15:44.790
‫حتماً دستیار اون یارو بودن کار سختیه.

15:45.600 --> 15:49.980
‫این دختر خدمتکار تو قلمروی من چه غلطی می‌کنه؟

15:51.320 --> 15:52.540
‫بفرمایید از این طرف.

15:55.540 --> 15:59.540
‫بهم گفتن که می‌تونین از هرچیزی که توی این اتاق هست، استفاده کنین.

16:10.300 --> 16:12.720
‫این یه‌جور رقص نفرین‌شده‌‌‌ای چیزی‌ـه؟

16:16.340 --> 16:20.390
‫چه مرفه، فکرش رو بکن مثل علف خرس از این کاغذا استفاده کنی.

16:20.640 --> 16:22.570
‫یه‌چیز دیگه هم لازم دارم...

16:23.580 --> 16:25.070
‫اون‌جاست؟

16:26.350 --> 16:30.360
‫این بابا گیراییش چقدر بالاست.
‫برخلاف اربابش...

16:31.910 --> 16:34.360
‫اگه اینجا کاری نداری، بزن به چاک دیگه.

16:34.360 --> 16:35.310
‫خدمت شما.

16:36.730 --> 16:38.450
‫ممنونم.

16:39.710 --> 16:41.000
‫کافی نیست...

16:42.440 --> 16:43.600
‫این چیه؟

16:43.600 --> 16:44.820
‫کاکائوـه.

16:44.820 --> 16:47.790
‫اگر باز هم لازم داری، بیشتر فراهم می‌کنیم.

16:47.790 --> 16:51.920
‫ولی آخه از غرب و یه ناحیه‌ی دور جنوبی میاد.

16:51.920 --> 16:55.050
‫مطمئنم تو انبار کالاهای تجاری بیشتر پیدا می‌شه.

17:02.340 --> 17:07.550
‫شیر، کره، شکر، عسل و پودر کاکائو.

17:08.060 --> 17:09.690
‫همینا باید کافی باشن.

17:10.330 --> 17:12.120
‫همه‌شون مواد غذایی گرون‌قیمتن.

17:12.120 --> 17:14.590
‫یعنی چی داره درست می‌کنه؟

17:14.590 --> 17:16.150
خوراکی نیست؟

17:16.400 --> 17:18.360
شماها دارین چیکار می‌کنین؟

17:18.660 --> 17:20.370
‫برگردین سر کارتون!

17:20.370 --> 17:22.120
‫معذرت می‌خوایم!

17:23.430 --> 17:24.370
‫امان.

17:25.550 --> 17:27.830
‫دیگه وقتشه که جدی بریم تو کار داروی محرک جنسی!

17:32.070 --> 17:35.010
‫قبلاً فقط یه‌بار کاکائو رو چشیدم.

17:35.010 --> 17:38.930
‫به این می‌گن «شکلات»... مائومائو،‌ بگو «آه»!

17:40.700 --> 17:42.050
‫مائومائو؟!

17:44.140 --> 17:48.750
‫یحتمل یه مشتری نابه‌کار می‌خواسته
‫توجه یه روسپی محبوب رو به خودش جلب کنه.

17:48.750 --> 17:52.870
‫ولی زهی خیال باطل،‌ پیرزن موذی ورودش رو ممنوع کرد.

17:53.320 --> 17:54.700
‫به‌نظر خوبه.

17:54.700 --> 17:56.280
‫اینم از این.

17:58.120 --> 18:00.530
‫حالا فقط سردش می‌کنم و منتظر می‌مونم تا سفت شه.

18:01.320 --> 18:04.330
‫یه‌کمی زیاد آوردم. فهمیدم.

18:06.580 --> 18:09.000
‫این یکی احتمالاً نیازی نیست سرد شه.

18:11.540 --> 18:14.060
‫خب، بهتره دیگه اینجا رو جمع‌وجور کنم.

18:18.970 --> 18:20.810
‫هه، گیاهان دارویی؟!

18:20.810 --> 18:23.510
‫اون‌جام هست؟! و اون‌جا!

18:25.720 --> 18:28.230
‫ها، یه‌کم جوگیر شدم.

18:28.230 --> 18:30.250
‫شرمنده که دیر کردم!

18:42.290 --> 18:44.430
‫دست کم فهمیدیم جواب می‌ده.

18:45.020 --> 18:46.910
‫هی، اینجا چه خبره؟!

18:47.260 --> 18:49.410
‫خب،‌ خودتون ملاحظه می‌کنین دیگه...

18:50.440 --> 18:52.670
‫چیزی نشده، هنوز تا اون‌جا پیش نرفتن‌- آخ!

18:55.180 --> 18:57.300
‫این داروی محرک جنسی‌ـه؟

18:57.300 --> 19:00.130
‫خیر، این یکیه.

19:01.590 --> 19:03.470
‫پس اون یکیا چی‌ان؟

19:03.470 --> 19:05.010
‫خوراکی نصف‌شب واسه خودم.

19:06.720 --> 19:08.980
‫اگه به الکل و مواد محرک دیگه عادت داشته باشین،

19:08.980 --> 19:10.810
‫تأثیر چندانی روتون نمی‌ذاره.

19:11.070 --> 19:15.150
‫اوه، پس اگه من بخورمش چیزی نمی‌شه؟

19:15.150 --> 19:17.190
‫لطفاً‌ این‌کارو نکنین!

19:18.940 --> 19:20.610
‫هاها، شوخی کردم.

19:20.610 --> 19:24.720
‫با چه رویی جلوی همنشین امپراتور‫ همچین شوخی زشتی می‌کنه؟

19:24.720 --> 19:29.100
‫ولی اگه با یه صورت گل‌انداخته‌ی تحریک‌شده به کسی نزدیک شه...

19:31.060 --> 19:34.830
‫چه زن و چه مرد، هر آدمی بلافاصله مجذوبش می‌شه.

19:34.830 --> 19:36.420
‫به‌هرحال، قیافه‌ی جذابی داره.

19:37.540 --> 19:41.170
‫تأثیرش نسبتاً قویه، پس لطفاً ‫هربار فقط یکی ازش بخورین.

19:41.170 --> 19:44.890
‫درصورت زیاده‌روی، جریان خون ممکنه تا حد
‫زیادی ‫بالا بره و باعث خون‌ریزی بینی شه.

19:45.180 --> 19:49.700
‫شاید بشه دفعه‌ی دیگه برای امپراتور هم درست کنی
‫تا اوضاع رو از این حالت کسل‌کننده دربیاریم.

19:49.700 --> 19:53.430
‫از داروی محرک معمول باید نزدیک سه‌بار قوی‌تر باشه.

19:54.070 --> 19:57.330
‫سه‌بار؟ منظورش طول اثرشه...؟

19:57.820 --> 20:00.070
‫خودمو می‌زنم به نشنیدن.

20:00.420 --> 20:05.460
‫و ضمناً، لطفاً فقط وقتی با اون فرد مدنظر
‫تنها بودین، ازش استفاده کنین.

20:05.460 --> 20:06.510
‫که اینطور.

20:07.520 --> 20:10.620
‫خب پس، من دیگه می‌رم.

20:13.840 --> 20:16.630
پس این بچه می‌تونه دارو درست کنه؟

20:17.170 --> 20:18.680
‫خیلی قابل‌اعتماده.

20:23.420 --> 20:24.800
‫بالأخره تموم شد.

20:30.570 --> 20:32.560
‫کارت خوب بود.

20:40.410 --> 20:41.480
‫ممنونم.

20:47.540 --> 20:48.780
‫که اینطور.

20:49.490 --> 20:51.740
‫امیدوارم کشته‌ مرده پس نندازه.

20:51.760 --> 21:01.760
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

21:01.790 --> 21:11.790
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:35.970 --> 22:50.990
‫پیش‌نمایش قسمت بعد

22:46.360 --> 22:50.950
‫قسمــــــت

22:46.360 --> 22:50.950
3

22:46.360 --> 22:50.950
داستان ناراحت‌کننده‌ی روح

22:46.360 --> 22:50.950
‫قسمــــــت

22:46.360 --> 22:50.950
3

22:46.360 --> 22:50.950
داستان ناراحت‌کننده‌ی روح

22:46.360 --> 22:48.690
‫قسمت بعد: «داستان نارا‌حت‌کننده‌ی روح»
