WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:31.960 --> 01:35.120
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد.

01:38.890 --> 01:40.090
‫مائومائو؟

01:42.350 --> 01:45.560
‫فاحشه‌خانه

01:42.350 --> 01:45.560
‫می‌شه یکم دارو ببری خانه‌ی یشم؟

01:46.600 --> 01:47.810
‫هوم باشه بابا.

01:49.150 --> 01:51.730
‫اخیراً زنای زیادی دارن دزدیده می‌شن.

01:51.820 --> 01:53.610
‫مراقب خودت باش.

01:53.690 --> 01:55.280
‫چیزی نمی‌شه.

01:55.360 --> 01:56.570
‫سر راه می‌رم مزرعه.

01:57.150 --> 01:58.820
‫آره. ممنون.

01:59.530 --> 02:00.820
‫من رفتم.

02:24.850 --> 02:26.180
‫همه‌ش همین؟

02:26.270 --> 02:28.850
‫دار و ندارمه، جان عزیزت!

02:32.980 --> 02:35.480
‫با این‌ حساب حرف‌زدنمون راه به‌جایی نمی‌بره.

02:35.570 --> 02:38.070
‫اون یکی از سه‌تا بهترین شاهدخت‌های خانه‌ی یشم،

02:38.150 --> 02:39.650
‫پایرین دلرباست.

02:39.740 --> 02:41.450
‫مفتکی دید نزنین!

02:51.080 --> 02:54.040
‫درمانش داره طول می‌کشه. ‫دستورساختش رو یه تغییری می‌دم.

02:54.130 --> 02:55.670
‫اوه، مائومائو.

02:56.380 --> 02:57.920
‫پایرین نه‌چان.

02:58.010 --> 02:59.970
‫باز دوباره خودتو زخمی کردی؟

03:00.050 --> 03:01.430
‫اوه، اینا؟

03:01.510 --> 03:03.550
‫مال همون آزمایشات همیشگی‌ـم برای داروان.

03:04.720 --> 03:06.350
‫خوب غذا می‌خوری؟

03:06.430 --> 03:09.060
‫این چیزای نه‌چان مثل همیشه حرف ندارن.

03:09.140 --> 03:12.150
‫مائومائو! اگه یکی از این آزمایشای کوچولوت...

03:12.230 --> 03:14.940
‫این اتاق رو روی سرمون خراب کنه، ‫پدرتو در میارما!

03:17.440 --> 03:20.030
‫یا نکنه به‌جاش ترجیح می‌دی این‌جا به عنوان روسپی کار کنی؟

03:20.610 --> 03:21.950
‫جــان!؟

03:22.030 --> 03:23.780
‫ننه، داروها رو گذاشتم این‌جا!

03:23.870 --> 03:25.490
‫از بابات تشکر کن.

03:25.580 --> 03:27.080
‫امان.

03:27.160 --> 03:28.790
‫صدای مائومائو رو شنیدم.

03:28.870 --> 03:30.330
‫عه... مائومائو کو؟

03:30.330 --> 03:32.000
‫فرار کرد!

03:32.080 --> 03:33.670
‫عجب عجوزه‌ی بی‌خودی‌ـه.

03:33.750 --> 03:35.750
‫هر فرصتی گیرش میاد می‌گه بیا روسپی شو.

03:52.020 --> 03:53.480
‫نکنه آدم‌ربان؟

03:59.730 --> 04:02.700
‫الان بابا نگرانم می‌شه؟

04:20.000 --> 04:21.920
‫وارث کاخ شرقی به دنیا اومد!

04:22.010 --> 04:24.010
‫لیفا-ساما... تبریک می‌گم!

04:31.680 --> 04:34.600
‫بچه‌شون بدون هیچ مشکلی به‌دنیا اومد.

04:34.690 --> 04:36.600
‫واقعاً؟... خداروشکر.

04:41.690 --> 04:44.870
‫سه ماه بعد

04:45.200 --> 04:49.160
‫قسمـــــــت

04:45.200 --> 04:49.160
1

04:45.200 --> 04:49.160
مائومائو

04:45.200 --> 04:49.160
قسمـــــــت

04:45.200 --> 04:49.160
1

04:45.200 --> 04:49.160
مائومائو

04:49.910 --> 04:52.830
‫هوس اون سیخ‌کبابی‌های بازار رو کردم...

04:53.830 --> 04:56.580
‫امیدوارم بابا درست غذا بخوره.

04:58.250 --> 05:02.340
‫درست نمی‌دونم به عنوان برده فروخته شدم،
‫یا اینکه دارن از طریقم باج می‌گیرن اما...

05:02.340 --> 05:04.590
‫چیزی که رومخمه اینه که دیگه سه‌ماه شده.

05:05.340 --> 05:08.510
‫قصر و منطقه‌ی سرگرمی فرق چندانی با همدیگه ندارن.

05:08.590 --> 05:12.350
‫اگه به من بود که می‌خواستم تا حد امکان سر و کارم به کاخ اندرونی نیفته، اما...

05:13.730 --> 05:16.350
‫حالا که این‌جام دیگه کاریش نمی‌شه کرد.

05:17.060 --> 05:20.770
‫اونم وقتی که زندگی خوبی به عنوان یه‌ داروساز داشتم...

05:22.280 --> 05:26.530
‫کاخ اندرونی، یه محیط کاملاً زنونه برای ‫به‌دنیا آوردن فرزند امپراتوره.

05:26.610 --> 05:29.280
‫ورود مردا به این منطقه اکیداً ممنوعه.

05:29.990 --> 05:34.160
‫تنها کسایی که می‌تونن وارد بشن اشراف‌زاده‌های
‫عالی‌رتبه و خویشاوندان نزدیک‌شونن.

05:34.750 --> 05:37.210
‫جدای اون، خواجه‌ها یا همون «مردای سابق»...

05:37.290 --> 05:39.790
‫که «عضو ارزشمند»ـشون رو از دست دادن می‌تونن وارد بشن.

05:40.590 --> 05:43.670
‫همه‌ی همنشین‌ها و زنای توی کاخ سر جمع دوهزار نفرن،

05:43.760 --> 05:46.260
‫به اضافه‌ی هزارتا خواجه‌. در کل آدمای زیادی این‌جا زندگی می‌کنن.

05:46.800 --> 05:50.300
‫برعکس صیغه‌های رتبه‌پایین، میان‌رتبه و عالی‌رتبه،

05:50.390 --> 05:53.140
‫ما خدمتکارها مشغول خرحمالی هستیم،

05:53.220 --> 05:55.310
‫و هر آن ممکنه زندگیمونو از دست بدیم.

05:57.190 --> 06:00.060
‫بعد از ما همنشین‌های رتبه‌پایین منزوی‌ان.

06:00.150 --> 06:03.480
‫خب حداقل ما یه دستمزدی می‌گیریم.

06:03.570 --> 06:05.740
‫هی، مائومائو!

06:05.820 --> 06:08.320
‫می‌دونی این نشان مال کدوم اتاقه؟

06:09.320 --> 06:12.370
‫مال اقاقیای نُه‌ـه، پس... اون‌طرفه.

06:12.950 --> 06:14.620
‫ممنونم!

06:15.240 --> 06:17.790
‫خیلی از خدمتکارها سواد خوندن‌نوشتن ندارن.

06:18.660 --> 06:20.250
‫قبل از اینکه توی کاخ اندرونی مشغول به‌کار بشیم،
‫آداب اولیه رو تحت آموزش سختگیرانه یادمون دادن.

06:20.250 --> 06:23.100
‫قبل از اینکه توی کاخ اندرونی مشغول به‌کار بشیم،
‫آداب اولیه رو تحت آموزش سختگیرانه یادمون دادن.

06:23.130 --> 06:26.380
‫ولی یاد‌گرفتن خوندن‌نوشتن یه داستان جداست.

06:26.460 --> 06:29.260
‫حتی اگه به‌خاطر سوادم دستمزد بیشتری بهم بدن،

06:29.340 --> 06:32.550
‫فقط باعث می‌شه آدم‌رباها سهم بیشتری از حقوقم بگیرن.

06:33.680 --> 06:35.350
‫ولی موقعیت‌های نادری هم هست که خدمتکارها...

06:35.430 --> 06:37.520
‫به یه صیغه‌ی‌ رتبه‌پایین ارتقاء مقام پیدا می‌کنن.

06:37.600 --> 06:38.560
‫ساده بگم...

06:41.190 --> 06:42.310
‫خرجش فقط قیافه‌ست.

06:42.400 --> 06:44.820
‫کک‌ومک، سینه‌ی تخت.

06:45.440 --> 06:46.780
‫بدنی که مثل زمین ‌بایر صافه.

06:46.860 --> 06:49.200
‫پس ما که عمراً از این شانس‌ها نداریم.

06:54.240 --> 06:57.750
‫اگه زیادی تو چشم باشم، ممکنه جونم به‌خطر بیفته.

06:57.830 --> 06:59.080
‫بهتره سرم تو کار خودم باشه.

07:00.460 --> 07:03.670
‫اگه دهنمو ببندم و کارمو بکنم، یکی دو سال دیگه می‌‌زنم به‌ چاک.

07:05.500 --> 07:07.760
‫دلم ساکه مـی‌خواد.

07:10.340 --> 07:11.540
‫هی هی شنیدی؟

07:11.540 --> 07:12.140
‫ها؟

07:12.220 --> 07:16.140
‫مثل اینکه یه خواجه‌ی خیلی جیگر توی ناحیه‌ی مرکزی هست.

07:16.220 --> 07:19.560
‫این‌روزا همه دارن در موردش حرف می زنن.

07:19.640 --> 07:21.100
‫عجب.

07:21.190 --> 07:25.110
‫اگه انقدری که می‌گن جیگره، منم دوست ‌دارم
‫یه‌بارم که شده ببینمش، تو نمی‌خوای؟

07:26.270 --> 07:28.190
‫یه خواجه؟

07:56.350 --> 07:58.800
‫از دفعه‌ی قبلی خیلی وزن کم کردن.

07:58.800 --> 07:59.600
‫آره.

08:05.980 --> 08:07.270
‫شیائولینگ...

08:07.360 --> 08:09.730
‫متأسفانه باید بگم،

08:09.820 --> 08:12.820
‫حکیم در حال حاضر سرشون حسابی با کاخ شرقی شلوغه.

08:14.910 --> 08:16.450
‫که این‌طور.

08:18.030 --> 08:20.700
‫فقط سه ماه و شش ماه‌ـشونه، درسته؟

08:20.790 --> 08:24.710
‫آره آره... هم شاهزاده‌ی کاخ شرقی و هم شاهدخت لینگ‌لی.

08:24.790 --> 08:27.040
‫یعنی واقعاً نفرینه؟

08:28.380 --> 08:29.300
‫داری چیو می‌گی؟

08:29.380 --> 08:31.840
‫مائومائو خبر نداری؟

08:31.920 --> 08:35.760
‫ورد زبون همه توی کاخ اندرونی‌ـه.

08:35.840 --> 08:39.310
‫همون قضیه‌ی مرگای پشت سر هم وارث‌ها توی کاخ اندرونی.

08:39.390 --> 08:42.060
‫تا الان هر سه فرزند امپراتور...

08:42.140 --> 08:45.060
‫بعد از تولد به مرور ضعیف‌تر شدن و از دنیا رفتن!

08:45.140 --> 08:46.690
‫عجیب نیست؟

08:46.770 --> 08:48.020
‫هرسه‌تاشون؟

08:48.110 --> 08:50.440
‫ظاهراً این اتفاق الان باز داره تکرار می‌شه.

08:50.530 --> 08:51.690
‫بچه حالش خوش نیست؟

08:51.780 --> 08:55.490
‫دقیقاً! بعدم این دفعه...

08:55.570 --> 08:58.820
‫حکیمان دربار توی هردوی اقامتگاه‌های گوکویو-ساما و لیفا-ساما حضور دارن.

09:00.620 --> 09:03.160
‫امپراتور فعلی ملکه نداره،

09:03.250 --> 09:06.250
‫پس طبعاً لیفا-ساما که وارث کاخ شرقی ‫رو به‌دنیا آوردن، ملکه می‌شن!

09:07.040 --> 09:08.880
‫خب اینکه معلومه!

09:08.960 --> 09:12.960
‫اگه امپراتور ملکه نداشته باشه، ‫مادر وارث کاخ شرقی،

09:13.050 --> 09:15.470
‫یعنی لیفا-هیمه، ‫صاحب بالاترین جایگاه در کاخ شرقی‌ـه.

09:15.550 --> 09:18.260
‫ولی بنا به شایعات همنشین محبوب امپراتور...

09:18.340 --> 09:20.560
‫گوکویو-ساماست.

09:20.640 --> 09:24.390
‫توی قصر پیچیده که این ممکنه یه ربطی به این قضایا داشته باشه.

09:24.480 --> 09:26.980
‫کشمکش‌ سیاسی بر سر قدرت،‌ ها؟

09:27.560 --> 09:30.900
‫موندم که وضعیت سلامتی لیفا-ساما تا چه ‌حد وخیمه.

09:30.980 --> 09:33.690
‫شنیدم حکیم روز و شب رو توی اقامتگاه ایشون سر می‌کنه.

09:33.780 --> 09:35.360
‫لیفا-ساما هم ناخوش‌احوالن؟

09:35.440 --> 09:37.070
‫آره. هردوی مادر و بچه.

09:37.150 --> 09:41.240
‫بعدم شنیدم هم  سردرد و هم دل‌درد و هم حالت تهوع دارن.

09:42.370 --> 09:46.040
‫سردرد، دل‌درد و حالت تهوع...

09:46.120 --> 09:49.460
‫پس بگو قطعاً نفرینه!

09:51.040 --> 09:53.450
‫نفرین چیه بابا؟ سر به سرمون نذار.

09:53.450 --> 09:54.840
‫عـــــــــــه.

09:59.180 --> 10:02.260
‫سردرد، دل‌درد و حالت‌ تهوع...

10:02.350 --> 10:04.640
‫احتمال قتل ازطریق سم رو می‌شه درنظر گرفت؟

10:04.720 --> 10:09.060
‫نه. اگه دنبال تاخ‌وتخت باشن، دلیلی نداره
‫شاهدخت رو هم هدف قرار بدن.

10:09.150 --> 10:11.980
‫احتمال مسموم شدن‌شون خیلی پایینه.

10:12.060 --> 10:14.530
‫ممکنه یه‌‌نوع بیماری باشه، یا...

10:15.650 --> 10:18.070
‫شاید توی خون‌شون باشه؟

10:19.530 --> 10:23.450
‫چرا دارم انقدر شایعات رو جدی می‌گیرم؟

10:24.040 --> 10:27.040
‫این‌ها فقط یه‌سری حدس و گمانن.

10:27.660 --> 10:29.830
‫حدس و گمانن ولی...

10:30.750 --> 10:33.210
‫می‌تونم برم یه کوچولو سرک بکشم.

10:37.670 --> 10:40.930
‫از عمارتی که محل زندگیِ همنشینانِ
‫عالی‌رتبه‌ست،‌ کمتر از این انتظار نمی‌رفت،

10:41.010 --> 10:43.890
‫حتی یه ستونِ اینجا هم خوش‌ترکیب‌تر از

10:43.970 --> 10:46.180
‫ساختمونی‌ـه که ما توش زندگی می‌کنیم.

10:48.600 --> 10:49.810
‫تقصیر توـه.

10:49.890 --> 10:51.270
‫گوکویو-ساما!

10:51.900 --> 10:53.730
‫چون خودت دختر به‌دنیا آوردی،

10:53.810 --> 10:55.900
‫قصد داری پسرم رو با نفرین کردن به کام مرگ بکشونی!

10:55.980 --> 10:59.360
‫خودتم می‌دونی که این امکان‌ نداره.

10:59.450 --> 11:02.030
‫شیائولینگ هم درست به‌اندازه‌ی پسرت درد می‌کشه.

11:02.740 --> 11:05.160
‫لیفا-ساما عصبانی‌ان.

11:05.240 --> 11:07.120
‫بیچاره گوکویو-ساما.

11:07.200 --> 11:08.790
‫جینشی-ساما...

11:11.500 --> 11:15.340
‫برای همین می‌خوام دختر من هم معاینه کنین.

11:15.420 --> 11:17.590
‫آره، ولی... آخه...

11:17.670 --> 11:21.590
‫اون خواجه که اون وسط دستپاچه شده، حکیمه؟

11:21.680 --> 11:23.180
‫عقل توی کله‌ش نیست، این شیاد؟

11:23.260 --> 11:27.680
‫کل روز رو پیش اون دوتا همنشین شب می‌کنه ‫و جدی هنوز متوجه نشده؟

11:28.350 --> 11:31.440
‫یا... شاید، اصلاً نمی‌دونه؟

11:32.230 --> 11:36.320
‫مرگ نوزادها. سردرد، دل‌درد و حالت تهوع.

11:36.400 --> 11:40.440
‫و به ویژه،‌ قیافه‌ی خسته و رنگ‌پریده‌ی لیفا-ساما.

11:40.530 --> 11:43.700
‫این اصلاً و ابداً نفرین و این‌چیزا نیست.

11:44.320 --> 11:45.990
‫مشکل اینجاست که چطور باید بهشون بگم؟

11:47.240 --> 11:49.290
‫اگه بشه روی یه‌چیزی نوشت...

11:49.310 --> 11:57.310
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

12:32.460 --> 12:35.880
‫حتی یه ماه هم نگذشته بود که خبر مرگ وارث کاخ شرقی پخش شد.

12:35.880 --> 12:38.920
‫حتی یه ماه هم نگذشته بود که خبر مرگ وارث کاخ شرقی پخش شد.

12:42.970 --> 12:45.550
‫به‌نظر می‌خوای یه‌چیزی ازم بپرسی.

12:46.340 --> 12:47.510
‫این...

12:48.300 --> 12:50.470
‫مال روزیه که به کاخ بلور رفتم،

12:50.560 --> 12:53.270
‫تا ازشون بخوام دخترم رو معاینه کنن.

12:53.770 --> 12:56.560
‫این رو بعدش لب پنجره‌م گذاشته بودن.

12:56.650 --> 12:58.150
‫به این شاخه بسته شده بود.

12:59.190 --> 13:01.030
‫گل صدتومانی؟

13:02.150 --> 13:05.490
‫«پودر آرایشی سمه. ‫نذار به بچه بخوره.»

13:06.820 --> 13:08.620
‫غفلت گناهه.

13:09.450 --> 13:13.830
‫یه حکیم دربار چنین پیام سری‌ای نمی‌ذاره.

13:13.910 --> 13:18.710
‫بله، ظاهراً ایشون هیچوقت راهی
‫برای درمان وارث کاخ شرقی پیدا نکردن.

13:18.790 --> 13:20.880
‫پس این نامه رو... کی نوشته؟

13:21.750 --> 13:24.170
‫می‌خوام برام پیداش کنین.

13:28.470 --> 13:30.390
‫الان که فکرشو می‌کنم، اون‌‌موقع...

13:31.560 --> 13:34.600
‫اگه بشه روی یه‌چیزی نوشت...

13:38.770 --> 13:39.900
‫متوجه شدم.

13:40.440 --> 13:43.570
‫می‌تونم این رو برای مدت کوتاهی پیش خودم نگه‌ دارم؟

13:49.490 --> 13:52.910
‫خاطر شاهدختی که زنده موند ‫خیلی برای امپراتور عزیزه،

13:52.990 --> 13:55.330
‫برای همین اکثر اوقات به دیدن گوکویو-ساما می‌رن.

13:55.910 --> 13:57.670
‫لیفا-ساما چی؟

13:57.750 --> 14:00.290
‫هیچ خبری از ایشون ندارم.

14:00.380 --> 14:02.550
‫خوش به حال امپراتور شده که.

14:02.630 --> 14:05.050
‫آه، این‌جایی پس.

14:05.130 --> 14:08.590
‫فوراً به دفتر سرپرست زنان خدمتگزار برو.

14:08.680 --> 14:09.680
‫چی؟

14:09.760 --> 14:11.350
‫احضار شدی؟

14:11.430 --> 14:13.100
‫یعنی چه خبر شده.

14:14.140 --> 14:17.850
‫خیلی‌خب، همه‌ی کسایی که اینجا گرد اومدن،‌ وارد شن.

14:18.440 --> 14:21.230
‫خدمتکارهایی که یه مقام عالی‌رتبه احضارشون کرده؟

14:21.310 --> 14:23.570
‫حس خوبی بهش ندارم.

14:24.650 --> 14:26.190
‫نکنه فقط مستخدم کم آوردن؟

14:37.750 --> 14:40.420
‫عذر می‌خوام که همه‌تون رو این‌طوری خبر کردم.

14:45.000 --> 14:47.670
‫این زن پرافاده‌ی درباری کیه دیگه؟

14:50.430 --> 14:53.640
‫من سرپرست کاخ اندرونی؛ جینشی هستم.

14:58.270 --> 15:00.020
‫طرف مَرده؟

15:00.100 --> 15:05.820
‫فکر کنم این همون خواجه‌ی خوش‌بَرورویی باشه
‫که شائولان داشت در موردش حرف می‌زد.

15:05.900 --> 15:07.990
‫خیلی حیف شد که...

15:08.070 --> 15:10.820
‫همچین جیگری باشی و نتونتی بچه‌ای داشته باشی.

15:13.490 --> 15:16.870
m 1523 3 l 1883 3 1883 202 1523 202

15:13.490 --> 15:16.870
‫دختره‌ی کک‌مکی که اونجایی،
‫تو همین‌جا پیش من می‌مونی.

15:14.580 --> 15:16.830
‫دختر... کک‌مکی...

15:17.830 --> 15:19.330
‫ای وای!

15:21.250 --> 15:24.670
‫کارمون برای امروز تمومه. برگردید به اتاق‌هاتون.

15:24.750 --> 15:26.590
‫عــه؟ موضوع چیه؟

15:26.670 --> 15:30.130
‫یعنی گاف بزرگی دادم که باعث جلب‌توجهش شده؟

15:30.220 --> 15:32.720
‫نکنه مربوط به نامه‌ای باشه که اون‌موقع نوشتم...

15:33.550 --> 15:37.350
‫فهمیدم! اینجا من تنها خدمتکاریم که خوندن بلده.

15:37.430 --> 15:40.680
‫اون جمله رو نوشت تا بتونه همین قضیه رو بفهمه!

15:40.770 --> 15:42.440
‫بدبخت شدم، باید فرار کنم...

15:42.520 --> 15:46.900
‫فرار در کار نیست. گفتم که، تو اینجا می‌مونی.

15:47.730 --> 15:49.280
‫ساکت باش و دنبالم بیا.

15:55.240 --> 15:56.950
‫دستمو خوند...

15:57.530 --> 15:58.620
‫عجیبه.

15:58.700 --> 16:03.290
‫سوابق رو بررسی کردم و گفته بودن که تو خوندن بلد نیستی.

16:03.370 --> 16:06.090
‫بله، من به‌عنوان یه رعیت به دنیا اومدم.

16:06.170 --> 16:08.340
‫احتمالاً باید اشتباهی رخ داده باشه.

16:09.130 --> 16:10.880
‫واسه چی باید بهت بگم؟

16:10.970 --> 16:14.340
اگه وانمود کنی چیزی حالیت نیست
‫راحت‌تر می‌تونی با این دنیا کنار بیای.

16:14.430 --> 16:18.850
‫بگذریم، این مرتیکه از کجا سر از نامه‌ی من در آورده؟

16:18.930 --> 16:21.600
‫من که قشنگ حواسم به دوروبَرم بود!

16:25.270 --> 16:27.060
‫چرا این‌قدر مشکوکه آخه؟

16:28.440 --> 16:30.900
‫قربونش برم چه‌قدرم که وقت آزاد داره!

16:32.030 --> 16:32.570
‫بفرمایید.

16:33.030 --> 16:34.030
‫با اجازه.

16:34.660 --> 16:37.160
‫یعنی می‌خوان بابت چی سرم غر بزنن؟

16:37.240 --> 16:39.200
‫امیدوارم بتونم زنده از اینجا برم بیرون...

16:43.540 --> 16:45.830
‫دختره رو با خودم آوردم.

16:45.920 --> 16:46.960
‫بیا داخل.

16:52.210 --> 16:53.840
‫بابت اذیت شدنت عذرخواهی می‌کنم.

16:58.850 --> 16:59.890
‫خدا رو شکر...

17:01.390 --> 17:02.890
‫پس تویی...

17:03.520 --> 17:06.230
‫تو زندگی لینگ‌لی رو نجات دادی.

17:06.310 --> 17:07.900
‫سپاسگزارم.

17:07.980 --> 17:11.400
‫من توی جایگاهی نیستم که
‫بخواید در برابرم چنین کاری انجام بدید!

17:12.400 --> 17:16.030
‫نه. هرچه‌قدر تشکر کنم کافی نیست.

17:16.610 --> 17:18.910
‫بچه‌م زندگیش رو به تو مدیونه.

17:18.990 --> 17:21.740
‫حتماً من رو با شخص دیگه‌ای اشتباه گرفتید.

17:21.830 --> 17:24.000
‫احتمالاً سوءتفاهمی پیش اومده.

17:24.620 --> 17:26.870
‫از اینکه بخوام سرمو به‌خاطر مخالفت باهاش از دست بدم، متنفرم،

17:26.960 --> 17:28.960
‫ولی دلمم نمی‌خواد قاطی این ماجرا بشم!

17:32.630 --> 17:36.050
‫راستش... من چیزی دارم که متعلق به همنشین گیوکویوـه.

17:38.680 --> 17:43.100
‫می‌دونی که از این پارچه توی لباس خدمتکارها استفاده می‌شه، درسته؟

17:43.680 --> 17:46.140
‫آره گمونم... نمونه‌شو دیدم...

17:46.230 --> 17:50.110
‫آره، خدمتکارهای توی رخت‌شورخونه ازش استفاده می‌کنن.

17:50.190 --> 17:54.030
‫برای مثال، دختری مثل تو که توی رخت‌شورخونه مشغوله...

17:54.110 --> 17:57.780
‫شاید این تیکه رو از دامنش کنده باشه.

18:00.700 --> 18:02.910
‫حتی از این‌ هم خبر داره؟

18:03.580 --> 18:05.370
‫توضیح بده ببینم.

18:05.450 --> 18:08.420
‫چرا یه شاخه گل صدتومانی گذاشته بودی لب پنجره؟

18:19.180 --> 18:22.600
‫چون حقیقت پشت این اتفاقات رو کشف کردم.

18:22.680 --> 18:24.260
‫دلیلش پودر آرایشی‌ـه.

18:25.850 --> 18:28.060
‫جایی که من توش بزرگ شدم، منطقه‌ی سرگرمی،

18:28.140 --> 18:31.270
‫روسپی‌های زیادی بودن که از پودرهای گرون‌قیمت استفاده می‌کردن.

18:32.110 --> 18:33.690
‫و بیشترشون...

18:33.770 --> 18:37.190
‫با سمی که توی اون پودرها بود مسموم می‌شدن،

18:37.280 --> 18:38.570
‫و جون‌شون رو از دست می‌دادن.

18:40.950 --> 18:43.700
‫اون‌ها زندگی‌ و زیباییشون رو توی یه کفه‌ی ترازو می‌ذاشتن،

18:43.780 --> 18:45.910
‫و در نهایت هر دو رو از دست می‌دادن.

18:54.590 --> 18:57.630
‫من قبلاً داروساز بودم،

18:58.340 --> 19:00.010
‫سم‌ها رو خوب می‌شناسم.

19:08.480 --> 19:10.190
‫اون پودر آرایشی...

19:10.270 --> 19:13.110
‫دایه‌ی بچه‌م ازش استفاده کرده بود.

19:13.190 --> 19:15.900
‫می‌گفت سفیدی این پودر بیشتر از همه به چشم میاد،

19:15.980 --> 19:17.610
‫برای همین دوست داشت ازش استفاده کنه.

19:18.190 --> 19:21.950
‫حتی دایه هم مریض شده بود،
‫برای همین مرخصش کردم.

19:22.030 --> 19:23.740
‫مقدار زیادی پول هم بهش دادم.

19:24.870 --> 19:26.370
‫که این‌طور.

19:26.450 --> 19:29.000
‫غفلت گناهه.

19:29.080 --> 19:33.040
‫باید بیشتر مراقب می‌بودم که بچه‌م چه چیزی توی دهنش می‌ذاره.

19:33.790 --> 19:35.460
‫من هم همین‌طور.

19:35.540 --> 19:37.750
‫اگه زودتر متوجه این موضوع می‌شدم،

19:37.840 --> 19:41.880
‫می‌تونستیم جون افراد بیشتری رو نجات بدیم.
‫کاخ شرقی رو هم...

19:43.470 --> 19:45.300
‫نامه رو که پیدا کردم...

19:45.390 --> 19:48.930
‫به همنشین لیفا هم در مورد پودر گفتم، ولی...

19:52.190 --> 19:55.940
‫اون به هیچ‌کدوم از حرف‌هام گوش نمی‌کرد.

19:57.570 --> 19:58.900
‫پس حالا...

20:00.030 --> 20:03.700
‫می‌خواین که من چه کاری انجام بدم؟

20:10.790 --> 20:13.870
‫از امروز، تو می‌شی ندیمه‌ی جدید من!

20:15.330 --> 20:16.290
‫جـان؟

20:17.750 --> 20:20.050
‫چیزی که مائومائو نمی‌تونه ازش دست بکشه...

20:20.130 --> 20:23.180
‫کنجکاوی و اشتیاقش برای فراگیری دانش‌ـه.

20:23.260 --> 20:26.800
‫و همچنین، مقداری هم حس عدالت‌طلبی...

20:32.100 --> 20:34.560
‫وای وای وای وای وای

20:34.650 --> 20:37.150
‫نه، ای کاش فقط سرم به کار خودم می‌بود.

20:37.230 --> 20:39.270
‫این‌طوری می‌تونستم...

20:37.230 --> 20:39.270
‫خوش اومدی، مائومائو!

20:39.360 --> 20:40.780
‫چطور پیش رفت؟

20:40.860 --> 20:45.570
‫این داستان چگونه ندیمه شدن مائومائو برای...

20:45.660 --> 20:47.910
‫همنشین مورد علاقه‌ی امپراتور؛ گیوکویو است.

20:47.990 --> 20:51.080
‫به عبارتی دیگر، او ترفیع رتبه گرفت!

20:59.750 --> 21:00.880
‫اوی!

21:02.510 --> 21:03.920
‫این سمه!

21:03.940 --> 21:13.940
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:35.970 --> 22:50.990
‫پیش‌نمایش قسمت بعد

22:47.440 --> 22:50.990
‫قسمـــــــــت

22:47.440 --> 22:50.990
2

22:47.440 --> 22:50.990
داروساز خشک

22:47.440 --> 22:50.990
‫قسمـــــــــت

22:47.440 --> 22:50.990
2

22:47.440 --> 22:50.990
داروساز خشک
