1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:01:31,960 --> 00:01:35,120
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد.

3
00:01:38,890 --> 00:01:40,090
‫مائومائو؟

4
00:01:42,350 --> 00:01:45,560
‫فاحشه‌خانه

5
00:01:42,350 --> 00:01:45,560
‫می‌شه یکم دارو ببری خانه‌ی یشم؟

6
00:01:46,600 --> 00:01:47,810
‫هوم باشه بابا.

7
00:01:49,150 --> 00:01:51,730
‫اخیراً زنای زیادی دارن دزدیده می‌شن.

8
00:01:51,820 --> 00:01:53,610
‫مراقب خودت باش.

9
00:01:53,690 --> 00:01:55,280
‫چیزی نمی‌شه.

10
00:01:55,360 --> 00:01:56,570
‫سر راه می‌رم مزرعه.

11
00:01:57,150 --> 00:01:58,820
‫آره. ممنون.

12
00:01:59,530 --> 00:02:00,820
‫من رفتم.

13
00:02:24,850 --> 00:02:26,180
‫همه‌ش همین؟

14
00:02:26,270 --> 00:02:28,850
‫دار و ندارمه، جان عزیزت!

15
00:02:32,980 --> 00:02:35,480
‫با این‌ حساب حرف‌زدنمون راه به‌جایی نمی‌بره.

16
00:02:35,570 --> 00:02:38,070
‫اون یکی از سه‌تا بهترین شاهدخت‌های خانه‌ی یشم،

17
00:02:38,150 --> 00:02:39,650
‫پایرین دلرباست.

18
00:02:39,740 --> 00:02:41,450
‫مفتکی دید نزنین!

19
00:02:51,080 --> 00:02:54,040
‫درمانش داره طول می‌کشه. ‫دستورساختش رو یه تغییری می‌دم.

20
00:02:54,130 --> 00:02:55,670
‫اوه، مائومائو.

21
00:02:56,380 --> 00:02:57,920
‫پایرین نه‌چان.

22
00:02:58,010 --> 00:02:59,970
‫باز دوباره خودتو زخمی کردی؟

23
00:03:00,050 --> 00:03:01,430
‫اوه، اینا؟

24
00:03:01,510 --> 00:03:03,550
‫مال همون آزمایشات همیشگی‌ـم برای داروان.

25
00:03:04,720 --> 00:03:06,350
‫خوب غذا می‌خوری؟

26
00:03:06,430 --> 00:03:09,060
‫این چیزای نه‌چان مثل همیشه حرف ندارن.

27
00:03:09,140 --> 00:03:12,150
‫مائومائو! اگه یکی از این آزمایشای کوچولوت...

28
00:03:12,230 --> 00:03:14,940
‫این اتاق رو روی سرمون خراب کنه، ‫پدرتو در میارما!

29
00:03:17,440 --> 00:03:20,030
‫یا نکنه به‌جاش ترجیح می‌دی این‌جا به عنوان روسپی کار کنی؟

30
00:03:20,610 --> 00:03:21,950
‫جــان!؟

31
00:03:22,030 --> 00:03:23,780
‫ننه، داروها رو گذاشتم این‌جا!

32
00:03:23,870 --> 00:03:25,490
‫از بابات تشکر کن.

33
00:03:25,580 --> 00:03:27,080
‫امان.

34
00:03:27,160 --> 00:03:28,790
‫صدای مائومائو رو شنیدم.

35
00:03:28,870 --> 00:03:30,330
‫عه... مائومائو کو؟

36
00:03:30,330 --> 00:03:32,000
‫فرار کرد!

37
00:03:32,080 --> 00:03:33,670
‫عجب عجوزه‌ی بی‌خودی‌ـه.

38
00:03:33,750 --> 00:03:35,750
‫هر فرصتی گیرش میاد می‌گه بیا روسپی شو.

39
00:03:52,020 --> 00:03:53,480
‫نکنه آدم‌ربان؟

40
00:03:59,730 --> 00:04:02,700
‫الان بابا نگرانم می‌شه؟

41
00:04:20,000 --> 00:04:21,920
‫وارث کاخ شرقی به دنیا اومد!

42
00:04:22,010 --> 00:04:24,010
‫لیفا-ساما... تبریک می‌گم!

43
00:04:31,680 --> 00:04:34,600
‫بچه‌شون بدون هیچ مشکلی به‌دنیا اومد.

44
00:04:34,690 --> 00:04:36,600
‫واقعاً؟... خداروشکر.

45
00:04:41,690 --> 00:04:44,870
‫سه ماه بعد

46
00:04:45,200 --> 00:04:49,160
‫قسمـــــــت

47
00:04:45,200 --> 00:04:49,160
1

48
00:04:45,200 --> 00:04:49,160
مائومائو

49
00:04:45,200 --> 00:04:49,160
قسمـــــــت

50
00:04:45,200 --> 00:04:49,160
1

51
00:04:45,200 --> 00:04:49,160
مائومائو

52
00:04:49,910 --> 00:04:52,830
‫هوس اون سیخ‌کبابی‌های بازار رو کردم...

53
00:04:53,830 --> 00:04:56,580
‫امیدوارم بابا درست غذا بخوره.

54
00:04:58,250 --> 00:05:02,340
‫درست نمی‌دونم به عنوان برده فروخته شدم،
‫یا اینکه دارن از طریقم باج می‌گیرن اما...

55
00:05:02,340 --> 00:05:04,590
‫چیزی که رومخمه اینه که دیگه سه‌ماه شده.

56
00:05:05,340 --> 00:05:08,510
‫قصر و منطقه‌ی سرگرمی فرق چندانی با همدیگه ندارن.

57
00:05:08,590 --> 00:05:12,350
‫اگه به من بود که می‌خواستم تا حد امکان سر و کارم به کاخ اندرونی نیفته، اما...

58
00:05:13,730 --> 00:05:16,350
‫حالا که این‌جام دیگه کاریش نمی‌شه کرد.

59
00:05:17,060 --> 00:05:20,770
‫اونم وقتی که زندگی خوبی به عنوان یه‌ داروساز داشتم...

60
00:05:22,280 --> 00:05:26,530
‫کاخ اندرونی، یه محیط کاملاً زنونه برای ‫به‌دنیا آوردن فرزند امپراتوره.

61
00:05:26,610 --> 00:05:29,280
‫ورود مردا به این منطقه اکیداً ممنوعه.

62
00:05:29,990 --> 00:05:34,160
‫تنها کسایی که می‌تونن وارد بشن اشراف‌زاده‌های
‫عالی‌رتبه و خویشاوندان نزدیک‌شونن.

63
00:05:34,750 --> 00:05:37,210
‫جدای اون، خواجه‌ها یا همون «مردای سابق»...

64
00:05:37,290 --> 00:05:39,790
‫که «عضو ارزشمند»ـشون رو از دست دادن می‌تونن وارد بشن.

65
00:05:40,590 --> 00:05:43,670
‫همه‌ی همنشین‌ها و زنای توی کاخ سر جمع دوهزار نفرن،

66
00:05:43,760 --> 00:05:46,260
‫به اضافه‌ی هزارتا خواجه‌. در کل آدمای زیادی این‌جا زندگی می‌کنن.

67
00:05:46,800 --> 00:05:50,300
‫برعکس صیغه‌های رتبه‌پایین، میان‌رتبه و عالی‌رتبه،

68
00:05:50,390 --> 00:05:53,140
‫ما خدمتکارها مشغول خرحمالی هستیم،

69
00:05:53,220 --> 00:05:55,310
‫و هر آن ممکنه زندگیمونو از دست بدیم.

70
00:05:57,190 --> 00:06:00,060
‫بعد از ما همنشین‌های رتبه‌پایین منزوی‌ان.

71
00:06:00,150 --> 00:06:03,480
‫خب حداقل ما یه دستمزدی می‌گیریم.

72
00:06:03,570 --> 00:06:05,740
‫هی، مائومائو!

73
00:06:05,820 --> 00:06:08,320
‫می‌دونی این نشان مال کدوم اتاقه؟

74
00:06:09,320 --> 00:06:12,370
‫مال اقاقیای نُه‌ـه، پس... اون‌طرفه.

75
00:06:12,950 --> 00:06:14,620
‫ممنونم!

76
00:06:15,240 --> 00:06:17,790
‫خیلی از خدمتکارها سواد خوندن‌نوشتن ندارن.

77
00:06:18,660 --> 00:06:20,250
‫قبل از اینکه توی کاخ اندرونی مشغول به‌کار بشیم،
‫آداب اولیه رو تحت آموزش سختگیرانه یادمون دادن.

78
00:06:20,250 --> 00:06:23,100
‫قبل از اینکه توی کاخ اندرونی مشغول به‌کار بشیم،
‫آداب اولیه رو تحت آموزش سختگیرانه یادمون دادن.

79
00:06:23,130 --> 00:06:26,380
‫ولی یاد‌گرفتن خوندن‌نوشتن یه داستان جداست.

80
00:06:26,460 --> 00:06:29,260
‫حتی اگه به‌خاطر سوادم دستمزد بیشتری بهم بدن،

81
00:06:29,340 --> 00:06:32,550
‫فقط باعث می‌شه آدم‌رباها سهم بیشتری از حقوقم بگیرن.

82
00:06:33,680 --> 00:06:35,350
‫ولی موقعیت‌های نادری هم هست که خدمتکارها...

83
00:06:35,430 --> 00:06:37,520
‫به یه صیغه‌ی‌ رتبه‌پایین ارتقاء مقام پیدا می‌کنن.

84
00:06:37,600 --> 00:06:38,560
‫ساده بگم...

85
00:06:41,190 --> 00:06:42,310
‫خرجش فقط قیافه‌ست.

86
00:06:42,400 --> 00:06:44,820
‫کک‌ومک، سینه‌ی تخت.

87
00:06:45,440 --> 00:06:46,780
‫بدنی که مثل زمین ‌بایر صافه.

88
00:06:46,860 --> 00:06:49,200
‫پس ما که عمراً از این شانس‌ها نداریم.

89
00:06:54,240 --> 00:06:57,750
‫اگه زیادی تو چشم باشم، ممکنه جونم به‌خطر بیفته.

90
00:06:57,830 --> 00:06:59,080
‫بهتره سرم تو کار خودم باشه.

91
00:07:00,460 --> 00:07:03,670
‫اگه دهنمو ببندم و کارمو بکنم، یکی دو سال دیگه می‌‌زنم به‌ چاک.

92
00:07:05,500 --> 00:07:07,760
‫دلم ساکه مـی‌خواد.

93
00:07:10,340 --> 00:07:11,540
‫هی هی شنیدی؟

94
00:07:11,540 --> 00:07:12,140
‫ها؟

95
00:07:12,220 --> 00:07:16,140
‫مثل اینکه یه خواجه‌ی خیلی جیگر توی ناحیه‌ی مرکزی هست.

96
00:07:16,220 --> 00:07:19,560
‫این‌روزا همه دارن در موردش حرف می زنن.

97
00:07:19,640 --> 00:07:21,100
‫عجب.

98
00:07:21,190 --> 00:07:25,110
‫اگه انقدری که می‌گن جیگره، منم دوست ‌دارم
‫یه‌بارم که شده ببینمش، تو نمی‌خوای؟

99
00:07:26,270 --> 00:07:28,190
‫یه خواجه؟

100
00:07:56,350 --> 00:07:58,800
‫از دفعه‌ی قبلی خیلی وزن کم کردن.

101
00:07:58,800 --> 00:07:59,600
‫آره.

102
00:08:05,980 --> 00:08:07,270
‫شیائولینگ...

103
00:08:07,360 --> 00:08:09,730
‫متأسفانه باید بگم،

104
00:08:09,820 --> 00:08:12,820
‫حکیم در حال حاضر سرشون حسابی با کاخ شرقی شلوغه.

105
00:08:14,910 --> 00:08:16,450
‫که این‌طور.

106
00:08:18,030 --> 00:08:20,700
‫فقط سه ماه و شش ماه‌ـشونه، درسته؟

107
00:08:20,790 --> 00:08:24,710
‫آره آره... هم شاهزاده‌ی کاخ شرقی و هم شاهدخت لینگ‌لی.

108
00:08:24,790 --> 00:08:27,040
‫یعنی واقعاً نفرینه؟

109
00:08:28,380 --> 00:08:29,300
‫داری چیو می‌گی؟

110
00:08:29,380 --> 00:08:31,840
‫مائومائو خبر نداری؟

111
00:08:31,920 --> 00:08:35,760
‫ورد زبون همه توی کاخ اندرونی‌ـه.

112
00:08:35,840 --> 00:08:39,310
‫همون قضیه‌ی مرگای پشت سر هم وارث‌ها توی کاخ اندرونی.

113
00:08:39,390 --> 00:08:42,060
‫تا الان هر سه فرزند امپراتور...

114
00:08:42,140 --> 00:08:45,060
‫بعد از تولد به مرور ضعیف‌تر شدن و از دنیا رفتن!

115
00:08:45,140 --> 00:08:46,690
‫عجیب نیست؟

116
00:08:46,770 --> 00:08:48,020
‫هرسه‌تاشون؟

117
00:08:48,110 --> 00:08:50,440
‫ظاهراً این اتفاق الان باز داره تکرار می‌شه.

118
00:08:50,530 --> 00:08:51,690
‫بچه حالش خوش نیست؟

119
00:08:51,780 --> 00:08:55,490
‫دقیقاً! بعدم این دفعه...

120
00:08:55,570 --> 00:08:58,820
‫حکیمان دربار توی هردوی اقامتگاه‌های گوکویو-ساما و لیفا-ساما حضور دارن.

121
00:09:00,620 --> 00:09:03,160
‫امپراتور فعلی ملکه نداره،

122
00:09:03,250 --> 00:09:06,250
‫پس طبعاً لیفا-ساما که وارث کاخ شرقی ‫رو به‌دنیا آوردن، ملکه می‌شن!

123
00:09:07,040 --> 00:09:08,880
‫خب اینکه معلومه!

124
00:09:08,960 --> 00:09:12,960
‫اگه امپراتور ملکه نداشته باشه، ‫مادر وارث کاخ شرقی،

125
00:09:13,050 --> 00:09:15,470
‫یعنی لیفا-هیمه، ‫صاحب بالاترین جایگاه در کاخ شرقی‌ـه.

126
00:09:15,550 --> 00:09:18,260
‫ولی بنا به شایعات همنشین محبوب امپراتور...

127
00:09:18,340 --> 00:09:20,560
‫گوکویو-ساماست.

128
00:09:20,640 --> 00:09:24,390
‫توی قصر پیچیده که این ممکنه یه ربطی به این قضایا داشته باشه.

129
00:09:24,480 --> 00:09:26,980
‫کشمکش‌ سیاسی بر سر قدرت،‌ ها؟

130
00:09:27,560 --> 00:09:30,900
‫موندم که وضعیت سلامتی لیفا-ساما تا چه ‌حد وخیمه.

131
00:09:30,980 --> 00:09:33,690
‫شنیدم حکیم روز و شب رو توی اقامتگاه ایشون سر می‌کنه.

132
00:09:33,780 --> 00:09:35,360
‫لیفا-ساما هم ناخوش‌احوالن؟

133
00:09:35,440 --> 00:09:37,070
‫آره. هردوی مادر و بچه.

134
00:09:37,150 --> 00:09:41,240
‫بعدم شنیدم هم  سردرد و هم دل‌درد و هم حالت تهوع دارن.

135
00:09:42,370 --> 00:09:46,040
‫سردرد، دل‌درد و حالت تهوع...

136
00:09:46,120 --> 00:09:49,460
‫پس بگو قطعاً نفرینه!

137
00:09:51,040 --> 00:09:53,450
‫نفرین چیه بابا؟ سر به سرمون نذار.

138
00:09:53,450 --> 00:09:54,840
‫عـــــــــــه.

139
00:09:59,180 --> 00:10:02,260
‫سردرد، دل‌درد و حالت‌ تهوع...

140
00:10:02,350 --> 00:10:04,640
‫احتمال قتل ازطریق سم رو می‌شه درنظر گرفت؟

141
00:10:04,720 --> 00:10:09,060
‫نه. اگه دنبال تاخ‌وتخت باشن، دلیلی نداره
‫شاهدخت رو هم هدف قرار بدن.

142
00:10:09,150 --> 00:10:11,980
‫احتمال مسموم شدن‌شون خیلی پایینه.

143
00:10:12,060 --> 00:10:14,530
‫ممکنه یه‌‌نوع بیماری باشه، یا...

144
00:10:15,650 --> 00:10:18,070
‫شاید توی خون‌شون باشه؟

145
00:10:19,530 --> 00:10:23,450
‫چرا دارم انقدر شایعات رو جدی می‌گیرم؟

146
00:10:24,040 --> 00:10:27,040
‫این‌ها فقط یه‌سری حدس و گمانن.

147
00:10:27,660 --> 00:10:29,830
‫حدس و گمانن ولی...

148
00:10:30,750 --> 00:10:33,210
‫می‌تونم برم یه کوچولو سرک بکشم.

149
00:10:37,670 --> 00:10:40,930
‫از عمارتی که محل زندگیِ همنشینانِ
‫عالی‌رتبه‌ست،‌ کمتر از این انتظار نمی‌رفت،

150
00:10:41,010 --> 00:10:43,890
‫حتی یه ستونِ اینجا هم خوش‌ترکیب‌تر از

151
00:10:43,970 --> 00:10:46,180
‫ساختمونی‌ـه که ما توش زندگی می‌کنیم.

152
00:10:48,600 --> 00:10:49,810
‫تقصیر توـه.

153
00:10:49,890 --> 00:10:51,270
‫گوکویو-ساما!

154
00:10:51,900 --> 00:10:53,730
‫چون خودت دختر به‌دنیا آوردی،

155
00:10:53,810 --> 00:10:55,900
‫قصد داری پسرم رو با نفرین کردن به کام مرگ بکشونی!

156
00:10:55,980 --> 00:10:59,360
‫خودتم می‌دونی که این امکان‌ نداره.

157
00:10:59,450 --> 00:11:02,030
‫شیائولینگ هم درست به‌اندازه‌ی پسرت درد می‌کشه.

158
00:11:02,740 --> 00:11:05,160
‫لیفا-ساما عصبانی‌ان.

159
00:11:05,240 --> 00:11:07,120
‫بیچاره گوکویو-ساما.

160
00:11:07,200 --> 00:11:08,790
‫جینشی-ساما...

161
00:11:11,500 --> 00:11:15,340
‫برای همین می‌خوام دختر من هم معاینه کنین.

162
00:11:15,420 --> 00:11:17,590
‫آره، ولی... آخه...

163
00:11:17,670 --> 00:11:21,590
‫اون خواجه که اون وسط دستپاچه شده، حکیمه؟

164
00:11:21,680 --> 00:11:23,180
‫عقل توی کله‌ش نیست، این شیاد؟

165
00:11:23,260 --> 00:11:27,680
‫کل روز رو پیش اون دوتا همنشین شب می‌کنه ‫و جدی هنوز متوجه نشده؟

166
00:11:28,350 --> 00:11:31,440
‫یا... شاید، اصلاً نمی‌دونه؟

167
00:11:32,230 --> 00:11:36,320
‫مرگ نوزادها. سردرد، دل‌درد و حالت تهوع.

168
00:11:36,400 --> 00:11:40,440
‫و به ویژه،‌ قیافه‌ی خسته و رنگ‌پریده‌ی لیفا-ساما.

169
00:11:40,530 --> 00:11:43,700
‫این اصلاً و ابداً نفرین و این‌چیزا نیست.

170
00:11:44,320 --> 00:11:45,990
‫مشکل اینجاست که چطور باید بهشون بگم؟

171
00:11:47,240 --> 00:11:49,290
‫اگه بشه روی یه‌چیزی نوشت...

172
00:11:49,310 --> 00:11:57,310
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

173
00:12:32,460 --> 00:12:35,880
‫حتی یه ماه هم نگذشته بود که خبر مرگ وارث کاخ شرقی پخش شد.

174
00:12:35,880 --> 00:12:38,920
‫حتی یه ماه هم نگذشته بود که خبر مرگ وارث کاخ شرقی پخش شد.

175
00:12:42,970 --> 00:12:45,550
‫به‌نظر می‌خوای یه‌چیزی ازم بپرسی.

176
00:12:46,340 --> 00:12:47,510
‫این...

177
00:12:48,300 --> 00:12:50,470
‫مال روزیه که به کاخ بلور رفتم،

178
00:12:50,560 --> 00:12:53,270
‫تا ازشون بخوام دخترم رو معاینه کنن.

179
00:12:53,770 --> 00:12:56,560
‫این رو بعدش لب پنجره‌م گذاشته بودن.

180
00:12:56,650 --> 00:12:58,150
‫به این شاخه بسته شده بود.

181
00:12:59,190 --> 00:13:01,030
‫گل صدتومانی؟

182
00:13:02,150 --> 00:13:05,490
‫«پودر آرایشی سمه. ‫نذار به بچه بخوره.»

183
00:13:06,820 --> 00:13:08,620
‫غفلت گناهه.

184
00:13:09,450 --> 00:13:13,830
‫یه حکیم دربار چنین پیام سری‌ای نمی‌ذاره.

185
00:13:13,910 --> 00:13:18,710
‫بله، ظاهراً ایشون هیچوقت راهی
‫برای درمان وارث کاخ شرقی پیدا نکردن.

186
00:13:18,790 --> 00:13:20,880
‫پس این نامه رو... کی نوشته؟

187
00:13:21,750 --> 00:13:24,170
‫می‌خوام برام پیداش کنین.

188
00:13:28,470 --> 00:13:30,390
‫الان که فکرشو می‌کنم، اون‌‌موقع...

189
00:13:31,560 --> 00:13:34,600
‫اگه بشه روی یه‌چیزی نوشت...

190
00:13:38,770 --> 00:13:39,900
‫متوجه شدم.

191
00:13:40,440 --> 00:13:43,570
‫می‌تونم این رو برای مدت کوتاهی پیش خودم نگه‌ دارم؟

192
00:13:49,490 --> 00:13:52,910
‫خاطر شاهدختی که زنده موند ‫خیلی برای امپراتور عزیزه،

193
00:13:52,990 --> 00:13:55,330
‫برای همین اکثر اوقات به دیدن گوکویو-ساما می‌رن.

194
00:13:55,910 --> 00:13:57,670
‫لیفا-ساما چی؟

195
00:13:57,750 --> 00:14:00,290
‫هیچ خبری از ایشون ندارم.

196
00:14:00,380 --> 00:14:02,550
‫خوش به حال امپراتور شده که.

197
00:14:02,630 --> 00:14:05,050
‫آه، این‌جایی پس.

198
00:14:05,130 --> 00:14:08,590
‫فوراً به دفتر سرپرست زنان خدمتگزار برو.

199
00:14:08,680 --> 00:14:09,680
‫چی؟

200
00:14:09,760 --> 00:14:11,350
‫احضار شدی؟

201
00:14:11,430 --> 00:14:13,100
‫یعنی چه خبر شده.

202
00:14:14,140 --> 00:14:17,850
‫خیلی‌خب، همه‌ی کسایی که اینجا گرد اومدن،‌ وارد شن.

203
00:14:18,440 --> 00:14:21,230
‫خدمتکارهایی که یه مقام عالی‌رتبه احضارشون کرده؟

204
00:14:21,310 --> 00:14:23,570
‫حس خوبی بهش ندارم.

205
00:14:24,650 --> 00:14:26,190
‫نکنه فقط مستخدم کم آوردن؟

206
00:14:37,750 --> 00:14:40,420
‫عذر می‌خوام که همه‌تون رو این‌طوری خبر کردم.

207
00:14:45,000 --> 00:14:47,670
‫این زن پرافاده‌ی درباری کیه دیگه؟

208
00:14:50,430 --> 00:14:53,640
‫من سرپرست کاخ اندرونی؛ جینشی هستم.

209
00:14:58,270 --> 00:15:00,020
‫طرف مَرده؟

210
00:15:00,100 --> 00:15:05,820
‫فکر کنم این همون خواجه‌ی خوش‌بَرورویی باشه
‫که شائولان داشت در موردش حرف می‌زد.

211
00:15:05,900 --> 00:15:07,990
‫خیلی حیف شد که...

212
00:15:08,070 --> 00:15:10,820
‫همچین جیگری باشی و نتونتی بچه‌ای داشته باشی.

213
00:15:13,490 --> 00:15:16,870
m 1523 3 l 1883 3 1883 202 1523 202

214
00:15:13,490 --> 00:15:16,870
m 1523 3 l 1883 3 1883 202 1523 202

215
00:15:13,490 --> 00:15:16,870
‫دختره‌ی کک‌مکی که اونجایی،
‫تو همین‌جا پیش من می‌مونی.

216
00:15:13,490 --> 00:15:16,870
‫دختره‌ی کک‌مکی که اونجایی،
‫تو همین‌جا پیش من می‌مونی.

217
00:15:14,580 --> 00:15:16,830
‫دختر... کک‌مکی...

218
00:15:17,830 --> 00:15:19,330
‫ای وای!

219
00:15:21,250 --> 00:15:24,670
‫کارمون برای امروز تمومه. برگردید به اتاق‌هاتون.

220
00:15:24,750 --> 00:15:26,590
‫عــه؟ موضوع چیه؟

221
00:15:26,670 --> 00:15:30,130
‫یعنی گاف بزرگی دادم که باعث جلب‌توجهش شده؟

222
00:15:30,220 --> 00:15:32,720
‫نکنه مربوط به نامه‌ای باشه که اون‌موقع نوشتم...

223
00:15:33,550 --> 00:15:37,350
‫فهمیدم! اینجا من تنها خدمتکاریم که خوندن بلده.

224
00:15:37,430 --> 00:15:40,680
‫اون جمله رو نوشت تا بتونه همین قضیه رو بفهمه!

225
00:15:40,770 --> 00:15:42,440
‫بدبخت شدم، باید فرار کنم...

226
00:15:42,520 --> 00:15:46,900
‫فرار در کار نیست. گفتم که، تو اینجا می‌مونی.

227
00:15:47,730 --> 00:15:49,280
‫ساکت باش و دنبالم بیا.

228
00:15:55,240 --> 00:15:56,950
‫دستمو خوند...

229
00:15:57,530 --> 00:15:58,620
‫عجیبه.

230
00:15:58,700 --> 00:16:03,290
‫سوابق رو بررسی کردم و گفته بودن که تو خوندن بلد نیستی.

231
00:16:03,370 --> 00:16:06,090
‫بله، من به‌عنوان یه رعیت به دنیا اومدم.

232
00:16:06,170 --> 00:16:08,340
‫احتمالاً باید اشتباهی رخ داده باشه.

233
00:16:09,130 --> 00:16:10,880
‫واسه چی باید بهت بگم؟

234
00:16:10,970 --> 00:16:14,340
اگه وانمود کنی چیزی حالیت نیست
‫راحت‌تر می‌تونی با این دنیا کنار بیای.

235
00:16:14,430 --> 00:16:18,850
‫بگذریم، این مرتیکه از کجا سر از نامه‌ی من در آورده؟

236
00:16:18,930 --> 00:16:21,600
‫من که قشنگ حواسم به دوروبَرم بود!

237
00:16:25,270 --> 00:16:27,060
‫چرا این‌قدر مشکوکه آخه؟

238
00:16:28,440 --> 00:16:30,900
‫قربونش برم چه‌قدرم که وقت آزاد داره!

239
00:16:32,030 --> 00:16:32,570
‫بفرمایید.

240
00:16:33,030 --> 00:16:34,030
‫با اجازه.

241
00:16:34,660 --> 00:16:37,160
‫یعنی می‌خوان بابت چی سرم غر بزنن؟

242
00:16:37,240 --> 00:16:39,200
‫امیدوارم بتونم زنده از اینجا برم بیرون...

243
00:16:43,540 --> 00:16:45,830
‫دختره رو با خودم آوردم.

244
00:16:45,920 --> 00:16:46,960
‫بیا داخل.

245
00:16:52,210 --> 00:16:53,840
‫بابت اذیت شدنت عذرخواهی می‌کنم.

246
00:16:58,850 --> 00:16:59,890
‫خدا رو شکر...

247
00:17:01,390 --> 00:17:02,890
‫پس تویی...

248
00:17:03,520 --> 00:17:06,230
‫تو زندگی لینگ‌لی رو نجات دادی.

249
00:17:06,310 --> 00:17:07,900
‫سپاسگزارم.

250
00:17:07,980 --> 00:17:11,400
‫من توی جایگاهی نیستم که
‫بخواید در برابرم چنین کاری انجام بدید!

251
00:17:12,400 --> 00:17:16,030
‫نه. هرچه‌قدر تشکر کنم کافی نیست.

252
00:17:16,610 --> 00:17:18,910
‫بچه‌م زندگیش رو به تو مدیونه.

253
00:17:18,990 --> 00:17:21,740
‫حتماً من رو با شخص دیگه‌ای اشتباه گرفتید.

254
00:17:21,830 --> 00:17:24,000
‫احتمالاً سوءتفاهمی پیش اومده.

255
00:17:24,620 --> 00:17:26,870
‫از اینکه بخوام سرمو به‌خاطر مخالفت باهاش از دست بدم، متنفرم،

256
00:17:26,960 --> 00:17:28,960
‫ولی دلمم نمی‌خواد قاطی این ماجرا بشم!

257
00:17:32,630 --> 00:17:36,050
‫راستش... من چیزی دارم که متعلق به همنشین گیوکویوـه.

258
00:17:38,680 --> 00:17:43,100
‫می‌دونی که از این پارچه توی لباس خدمتکارها استفاده می‌شه، درسته؟

259
00:17:43,680 --> 00:17:46,140
‫آره گمونم... نمونه‌شو دیدم...

260
00:17:46,230 --> 00:17:50,110
‫آره، خدمتکارهای توی رخت‌شورخونه ازش استفاده می‌کنن.

261
00:17:50,190 --> 00:17:54,030
‫برای مثال، دختری مثل تو که توی رخت‌شورخونه مشغوله...

262
00:17:54,110 --> 00:17:57,780
‫شاید این تیکه رو از دامنش کنده باشه.

263
00:18:00,700 --> 00:18:02,910
‫حتی از این‌ هم خبر داره؟

264
00:18:03,580 --> 00:18:05,370
‫توضیح بده ببینم.

265
00:18:05,450 --> 00:18:08,420
‫چرا یه شاخه گل صدتومانی گذاشته بودی لب پنجره؟

266
00:18:19,180 --> 00:18:22,600
‫چون حقیقت پشت این اتفاقات رو کشف کردم.

267
00:18:22,680 --> 00:18:24,260
‫دلیلش پودر آرایشی‌ـه.

268
00:18:25,850 --> 00:18:28,060
‫جایی که من توش بزرگ شدم، منطقه‌ی سرگرمی،

269
00:18:28,140 --> 00:18:31,270
‫روسپی‌های زیادی بودن که از پودرهای گرون‌قیمت استفاده می‌کردن.

270
00:18:32,110 --> 00:18:33,690
‫و بیشترشون...

271
00:18:33,770 --> 00:18:37,190
‫با سمی که توی اون پودرها بود مسموم می‌شدن،

272
00:18:37,280 --> 00:18:38,570
‫و جون‌شون رو از دست می‌دادن.

273
00:18:40,950 --> 00:18:43,700
‫اون‌ها زندگی‌ و زیباییشون رو توی یه کفه‌ی ترازو می‌ذاشتن،

274
00:18:43,780 --> 00:18:45,910
‫و در نهایت هر دو رو از دست می‌دادن.

275
00:18:54,590 --> 00:18:57,630
‫من قبلاً داروساز بودم،

276
00:18:58,340 --> 00:19:00,010
‫سم‌ها رو خوب می‌شناسم.

277
00:19:08,480 --> 00:19:10,190
‫اون پودر آرایشی...

278
00:19:10,270 --> 00:19:13,110
‫دایه‌ی بچه‌م ازش استفاده کرده بود.

279
00:19:13,190 --> 00:19:15,900
‫می‌گفت سفیدی این پودر بیشتر از همه به چشم میاد،

280
00:19:15,980 --> 00:19:17,610
‫برای همین دوست داشت ازش استفاده کنه.

281
00:19:18,190 --> 00:19:21,950
‫حتی دایه هم مریض شده بود،
‫برای همین مرخصش کردم.

282
00:19:22,030 --> 00:19:23,740
‫مقدار زیادی پول هم بهش دادم.

283
00:19:24,870 --> 00:19:26,370
‫که این‌طور.

284
00:19:26,450 --> 00:19:29,000
‫غفلت گناهه.

285
00:19:29,080 --> 00:19:33,040
‫باید بیشتر مراقب می‌بودم که بچه‌م چه چیزی توی دهنش می‌ذاره.

286
00:19:33,790 --> 00:19:35,460
‫من هم همین‌طور.

287
00:19:35,540 --> 00:19:37,750
‫اگه زودتر متوجه این موضوع می‌شدم،

288
00:19:37,840 --> 00:19:41,880
‫می‌تونستیم جون افراد بیشتری رو نجات بدیم.
‫کاخ شرقی رو هم...

289
00:19:43,470 --> 00:19:45,300
‫نامه رو که پیدا کردم...

290
00:19:45,390 --> 00:19:48,930
‫به همنشین لیفا هم در مورد پودر گفتم، ولی...

291
00:19:52,190 --> 00:19:55,940
‫اون به هیچ‌کدوم از حرف‌هام گوش نمی‌کرد.

292
00:19:57,570 --> 00:19:58,900
‫پس حالا...

293
00:20:00,030 --> 00:20:03,700
‫می‌خواین که من چه کاری انجام بدم؟

294
00:20:10,790 --> 00:20:13,870
‫از امروز، تو می‌شی ندیمه‌ی جدید من!

295
00:20:15,330 --> 00:20:16,290
‫جـان؟

296
00:20:17,750 --> 00:20:20,050
‫چیزی که مائومائو نمی‌تونه ازش دست بکشه...

297
00:20:20,130 --> 00:20:23,180
‫کنجکاوی و اشتیاقش برای فراگیری دانش‌ـه.

298
00:20:23,260 --> 00:20:26,800
‫و همچنین، مقداری هم حس عدالت‌طلبی...

299
00:20:32,100 --> 00:20:34,560
‫وای وای وای وای وای

300
00:20:34,650 --> 00:20:37,150
‫نه، ای کاش فقط سرم به کار خودم می‌بود.

301
00:20:37,230 --> 00:20:39,270
‫این‌طوری می‌تونستم...

302
00:20:37,230 --> 00:20:39,270
‫خوش اومدی، مائومائو!

303
00:20:39,360 --> 00:20:40,780
‫چطور پیش رفت؟

304
00:20:40,860 --> 00:20:45,570
‫این داستان چگونه ندیمه شدن مائومائو برای...

305
00:20:45,660 --> 00:20:47,910
‫همنشین مورد علاقه‌ی امپراتور؛ گیوکویو است.

306
00:20:47,990 --> 00:20:51,080
‫به عبارتی دیگر، او ترفیع رتبه گرفت!

307
00:20:59,750 --> 00:21:00,880
‫اوی!

308
00:21:02,510 --> 00:21:03,920
‫این سمه!

309
00:21:03,940 --> 00:21:13,940
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

310
00:21:54,300 --> 00:21:56,300

311
00:22:35,970 --> 00:22:50,990
‫پیش‌نمایش قسمت بعد

312
00:22:47,440 --> 00:22:50,990
‫قسمـــــــــت

313
00:22:47,440 --> 00:22:50,990
2

314
00:22:47,440 --> 00:22:50,990
داروساز خشک

315
00:22:47,440 --> 00:22:50,990
‫قسمـــــــــت

316
00:22:47,440 --> 00:22:50,990
2

317
00:22:47,440 --> 00:22:50,990
داروساز خشک
