WEBVTT

00:00.920 --> 00:10.920
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:16.600 --> 00:18.450
‫نمی‌تونم بیشتر از این نگهش دارم.

00:18.480 --> 00:19.270
‫معلومه که می‌تونی.

00:19.300 --> 00:21.850
‫از کمبود اکسیژن نمی‌تونیم بمیریم، یادت که نرفته؟

00:21.880 --> 00:24.450
‫ولی هنوز این حسو می‌ده که قراره بمیرم.

00:24.480 --> 00:25.880
‫سعی کن بهش فکر نکنی.

00:25.880 --> 00:27.190
‫یا جربزه به‌خرج بده!

00:27.190 --> 00:29.320
‫می‌خوام ببینم بدن کارتونی‌ت چیکارا می‌کنه.

00:29.350 --> 00:30.750
‫هی، زیاد سخت نگیر.

00:30.750 --> 00:32.450
‫«اووه، زیاد سخت نگیر.» این تویی.

00:32.450 --> 00:33.610
‫خیلی‌خب.

00:33.640 --> 00:35.350
‫برو که رفتیم.

00:37.960 --> 00:40.690
‫خب، وارد محدوده‌ی آبی شدیم.

00:43.080 --> 00:45.480
‫هــی، این‌یکی جدیده.

00:45.510 --> 00:48.130
‫خب، الان قرمز.

00:48.160 --> 00:49.990
‫اوه، نارنجی.

00:50.020 --> 00:51.650
‫زرد.

00:51.680 --> 00:52.570
‫سبز.

00:52.600 --> 00:53.690
‫وای، نگاه کنین!

00:53.720 --> 00:55.210
‫الان داره آبی می‌شه!

00:55.240 --> 00:57.210
‫قبلشم آبی بود.

00:58.180 --> 00:59.100
‫ها.

00:59.130 --> 01:01.460
‫گمونم تغییرِ رنگ فقط سریعتر می‌شه.

01:01.490 --> 01:02.900
‫چرا من دارم اینکارو می‌کنم؟

01:02.930 --> 01:04.090
‫چرا شماها انجامش نمی‌دید؟

01:04.110 --> 01:06.380
‫چون برای هرنفر یه‌چیز متفاوت اتفاق میفته!

01:06.410 --> 01:09.080
‫برای مثال، کینگر برق می‌زنه...

01:09.110 --> 01:11.210
‫موهای رگتا بالا می‌ره...

01:11.240 --> 01:13.240
‫ماسکِ گنگل می‌چرخه...

01:13.270 --> 01:14.730
‫و زوبل استریت می‌شه.

01:13.270 --> 01:14.730
‫راست

01:14.760 --> 01:15.970
‫دست‌وپام راست می‌شـ ـ

01:15.970 --> 01:16.970
‫برو گمشو.

01:17.000 --> 01:18.070
‫تو چی؟

01:18.100 --> 01:20.840
‫راضی نمی‌شه نشونمون بده، چون بزدله.

01:20.870 --> 01:22.460
‫می‌خوام اسرارآمیز نگهش دارم.

01:22.680 --> 01:25.880
‫شما، مخاطب‌ها فکر می‌کنین چی باشه؟

01:26.950 --> 01:28.150
‫می‌شه اینطوری نکنی؟

01:28.500 --> 01:32.490
‫چرا همه یه‌جا وایسادین، اونم وقتی می‌شه ماجراجویی کرد؟

01:32.510 --> 01:34.230
‫ماجراجوییِ امروز...

01:34.230 --> 01:37.220
‫معمای عمارتِ میلدنهال‌ـه.

01:37.280 --> 01:38.170
‫همینطوره!

01:38.200 --> 01:40.150
‫این عمارتِ بزرگ و ترسناک...

01:40.170 --> 01:44.970
‫شایعه شده که فعالیت‌های فراطبیعی درش اتفاق میفته!

01:45.000 --> 01:47.850
‫این کار شماست که معماهای پنهانِ این خونه رو حل کنید،

01:47.880 --> 01:51.460
‫و تا جایی که می‌تونین مانعِ فعالیت‌های شبح‌گونه شید.

01:51.490 --> 01:54.210
‫و برای اولین بار قابلیتِ این رو دارید که...

01:57.790 --> 01:58.490
‫زوبل کجاست؟

01:58.710 --> 02:02.100
‫ا ـ این ماجراجویی رو مخصولاً براش خفن
‫و «بـ ـ بزرگونه» درست کردم.

02:06.440 --> 02:10.270
‫[برعکس: بی‌صبرانه منتظرم تا بچه‌ها از اون هیولا کابوس‌های وحشتناک ببینن.]

02:10.980 --> 02:11.410
‫چی؟

02:11.510 --> 02:15.620
‫NPCها که قرار نیست توی این به خودآگاهی و اینا برسن، نه؟

02:15.650 --> 02:17.280
‫من از کجا بدونم؟ من که رئیس نیستم.

02:17.310 --> 02:19.030
‫اوه وایسا! چرا هستم!
‫هاهاهاها!

02:19.060 --> 02:21.030
‫بگذریم، همگی وارد شکافِ فرکتالی بشید.

02:21.060 --> 02:22.980
‫وقت ماجراجوییه!

02:30.480 --> 02:33.140
‫اوه، اینجا چقدر خوفناکه.

02:33.170 --> 02:36.150
‫موندم کین چقدر می‌خواد ترسناکش کنه؟

02:36.150 --> 02:40.600
‫امیدوارم این ماجراجویی یه کابوسِ وحشتناکِ دیگه نشه.

02:40.630 --> 02:42.480
‫من خیلی طرفدار چیزای ترسناک نیستم،

02:42.510 --> 02:45.510
‫و اونقدر نمی‌تونم جامپ‌اسکرها رو تحمل کنم.

02:45.540 --> 02:45.880
‫بوو!

02:46.180 --> 02:47.480
‫هـا! بیخیال!

02:47.510 --> 02:49.480
‫این کجاش ترسناک بود؟

02:49.510 --> 02:51.750
‫چیه؟ نکنه از جاروبرقی هم می‌ترسی؟

02:51.780 --> 02:53.540
‫هـی، مراعاتشو بکن.

02:53.570 --> 02:55.420
‫این چندروزه به‌اندازه کافی کشیده.

02:55.450 --> 02:56.970
‫هم اون، هم بقیه.

02:57.000 --> 02:57.990
‫مگه نه، گنگل؟

02:58.710 --> 03:00.320
‫کسِ دیگه‌ای اونو می‌شنوه؟

03:07.170 --> 03:08.710
‫سلام، من گوستلی هستم!

03:08.740 --> 03:09.590
‫چی؟

03:09.620 --> 03:11.750
‫و امروز قراره راهنماتون باشم!

03:12.330 --> 03:14.570
‫چرا برنمی‌گردن سرجاشون؟

03:15.670 --> 03:18.550
‫منم اولین‌بارمو یادمه.

03:18.580 --> 03:20.430
‫ولی خب نمی‌دونم چرا وصل نمی‌شن.

03:20.430 --> 03:21.530
‫مال من اینطوری نشد.

03:21.560 --> 03:23.840
‫قبل از اینکه ماجراجویی‌تونو ادامه بدین،

03:23.870 --> 03:26.180
‫باید انتخاب کنید از کدوم درب ادامه می‌دید!

03:26.760 --> 03:29.640
‫درِ سمت چپی، در معمولیه.

03:29.670 --> 03:31.920
‫درجه‌ی

03:29.670 --> 03:31.920
‫و

03:29.670 --> 03:31.920
‫ا

03:29.670 --> 03:31.920
‫ی

03:29.670 --> 03:31.920
‫ برای

03:29.670 --> 03:31.920
‫ تمامی

03:29.670 --> 03:31.920
‫ سنین!

03:32.160 --> 03:35.670
‫درِ سمت راست، درِ خیلی ترسناکه.

03:35.700 --> 03:38.180
‫درجه‌ی

03:35.700 --> 03:38.180
‫ آ آ آ آ آ آ

03:35.700 --> 03:38.180
‫ فقط

03:35.700 --> 03:38.180
‫ برای

03:35.700 --> 03:38.180
‫ زوبل‌های

03:35.700 --> 03:38.180
‫ بزرگ!

03:38.540 --> 03:39.980
‫انتخابش با شماست که بخواید-

03:42.090 --> 03:43.150
‫جــکس!

03:43.150 --> 03:43.670
‫چیه؟

03:43.700 --> 03:45.540
‫مگه قرار نبود تمامِ شبح‌ها رو بگیریم؟

03:45.880 --> 03:46.980
‫امم...

03:47.010 --> 03:49.240
‫باید کدوم در رو انتخاب کنیم؟

03:49.270 --> 03:51.370
‫همم، مطمئن نیستم.

03:51.400 --> 03:52.330
‫بیا اینو امتحان کنیم.

03:54.350 --> 03:55.250
‫آه...

03:55.250 --> 03:57.870
‫نگران نباش، گنگل! من برات میارمش!

03:59.270 --> 03:59.820
‫هه؟

04:06.610 --> 04:09.030
‫اوه، اون درِ ترسناک بود.

04:10.070 --> 04:12.280
‫زوبــل، بیا بیـــرون!

04:12.310 --> 04:14.310
‫فقط می‌خوام باهات حرف بزنم!

04:15.030 --> 04:15.850
‫همم.

04:15.880 --> 04:16.960
‫اوه، فهمیدم.

04:18.880 --> 04:21.450
‫چی- همیشه می‌تونستی اینکارو کنی؟

04:21.480 --> 04:27.850
‫زوبل، فقط می‌خوام بدونم چرا نمی‌خوای
‫توی ماجراجویی‌های بی‌نظیرم شرکت کنی.

04:27.880 --> 04:30.130
‫واقعاً ممکنه احساساتِ بابِل جریحه‌دار شه.

04:30.680 --> 04:32.520
‫آه، احساساتِ بابل؟

04:32.520 --> 04:33.850
‫ا ـ احساساتِ بابل رو بیخیال!

04:33.880 --> 04:35.880
‫چطوره درمورد احساساتِ تو حرف بزنیم؟

04:38.130 --> 04:38.520
‫من-

04:38.520 --> 04:40.640
‫خب، چی تو فکرت می‌گذره، زوبل؟

04:41.720 --> 04:44.010
‫من... ترجیح می‌دم حرف نزنم.

04:44.030 --> 04:44.860
‫هاهاهاها!

04:44.890 --> 04:46.840
‫روده‌بر شدم! ادامه بده.

04:46.870 --> 04:50.470
‫نه، آخه، قبلاً بهت گفتم مشکلم چیه.

04:50.500 --> 04:53.310
‫تو فقط یادت نمی‌مونه چون...

04:53.340 --> 04:54.460
‫اوه، اصلاً وللش.

04:54.490 --> 04:57.500
‫ذهنِ من یه نارگیلِ واکس‌خورده‌ست.

04:57.530 --> 04:59.740
‫عمراً چیزی از این جیگر بیرون بریزه.

04:59.770 --> 05:04.050
‫خب، باید چیکار کنم که ماجراجویی‌هام برات جذاب باشه؟

05:04.050 --> 05:04.790
‫دیدی؟

05:04.820 --> 05:07.030
‫دقیقاً همینو می‌گم.

05:07.060 --> 05:09.430
‫فقط داری به ماجراجویی‌هات فکر می‌کنی.

05:09.460 --> 05:11.040
‫هیچ ربطی به ماجراجویی‌‌ها نداره.

05:11.070 --> 05:12.840
‫بیشتر فقط...

05:12.870 --> 05:14.430
‫آه، ولش کن.

05:14.460 --> 05:16.070
‫احتمالاً حتی گوش نمی‌دی.

05:16.100 --> 05:18.310
‫زوبل، ببین چه زنبورِ خوشگلی کشیدم.

05:23.820 --> 05:24.480
‫چی شد؟

05:25.340 --> 05:27.230
‫ما کجاییم؟

05:35.840 --> 05:37.680
‫اوه، اون...

05:37.710 --> 05:39.450
‫نــــه...

05:46.280 --> 05:48.280
‫موندم این چی‌چیه؟

05:49.780 --> 05:52.850
‫اسم من، بَرِن تئودور میلدنهال هستش.

05:52.880 --> 05:56.360
‫شکار از زمانی که یادم میاد یکی از سرگرمی‌هام بوده،

05:56.390 --> 06:00.340
‫با این‌حال، اینم می‌شه گفت
‫ که به‌تدریج تبدیل به یک افراط شد.

06:00.370 --> 06:04.580
‫موجودی در مقابلتون می‌بینید
‫چیزی هست که سال‌ها به‌دنبالش بودم.

06:04.610 --> 06:06.440
‫نه می‌شه گفت انسان...

06:06.470 --> 06:08.140
‫و نه اونقدر هم حیوان.

06:08.170 --> 06:10.370
‫یه‌چیزِ... اهریمنی.

06:10.400 --> 06:11.850
‫یه‌چیز پلید.

06:11.880 --> 06:18.610
‫مسئولیتِ خودم دونستم که تمام زندگیم رو
‫صرف محافظت از خانواده‌م درمقابلِ این موجود بکنم،

06:18.640 --> 06:21.020
‫به امیدِ اینکه وقتی کشتمش،

06:21.050 --> 06:23.480
‫این احساسِ وحشتناک بدنم رو ترک می‌کنه.

06:23.510 --> 06:26.100
‫این وحشتِ گریزناپذیر.

06:26.130 --> 06:28.060
‫اشتباه می‌کردم.

06:30.040 --> 06:33.200
‫می‌دونی، دارم کم‌کم فکر می‌کنم...

06:35.950 --> 06:39.850
‫چطوره یه‌راه پیدا کنیم که بریم پیش بقیه؟

06:44.440 --> 06:45.810
‫اوه، عالیه.

06:45.840 --> 06:46.920
‫بهتر از این نمی‌شه.

06:46.950 --> 06:48.880
‫عاشقِ این ماجراجویی‌هام.

06:50.600 --> 06:52.850
‫با اینم می‌تونیم بریم بالا.

06:58.690 --> 07:00.490
‫قفله! قفله... خب معلومه!

07:00.520 --> 07:01.450
‫قفله!

07:01.480 --> 07:03.340
‫عاشقِ اینم که قفله!

07:11.570 --> 07:13.700
‫سه‌شنبه، چهارم دسامبر.

07:13.730 --> 07:17.030
‫با وجود اینکه بارها به نقاط حیاتیِ اون موجود شلیک کرده بودم،

07:17.060 --> 07:20.310
‫و کله‌شو به‌عنوان غنیمت روی دیوارم گذاشتم...

07:20.340 --> 07:22.840
‫مصیبت‌هام تازه شروع شده بود.

07:22.870 --> 07:26.850
‫حدوداً برای یک دقیقه چشمم رو از بدنش دور کردم،

07:26.880 --> 07:29.850
‫و وقتی برگشتم، بدن اونجا نبود.

07:29.880 --> 07:31.660
‫اون موجود نمرده بود،

07:31.690 --> 07:35.240
‫و قراره برگرده تا چیزی که ازش گرفتم رو پس بگیره.

07:35.270 --> 07:37.580
‫اگه کسی به این گوش می‌ده،

07:37.610 --> 07:40.290
‫فقط یه‌چیز رو ازتون می‌خوام...

07:40.320 --> 07:42.690
‫نذارید اون کله از دیدتون خارج بشه.

07:42.720 --> 07:44.630
‫بهتون هشدار دادم.

07:44.660 --> 07:48.000
‫خب، این جای بدی واسه گفتنِ اصل داستانه.

07:48.030 --> 07:48.780
‫گرفتمش!

07:52.630 --> 07:56.140
‫و اینم زمان بدی برای تاریک شدنه.

07:56.170 --> 07:58.000
‫آآه! اون چی بود؟!

07:58.030 --> 07:59.140
‫تو بودی؟

07:59.170 --> 08:00.600
‫نـه...

08:00.630 --> 08:02.730
‫اوه، وایسا. این که الان گرفتمت؟

08:02.750 --> 08:03.960
‫آره، من بودم.

08:03.990 --> 08:04.950
‫این دستته؟

08:04.950 --> 08:05.260
‫آه!

08:05.290 --> 08:06.520
‫این چشممه.

08:06.550 --> 08:08.330
‫آره، ولی کدوم چشم؟

08:08.360 --> 08:10.080
‫زیاد فکر نکنم اینش مهم با-

08:10.110 --> 08:11.470
‫می‌شه به چشمم دست نزنی؟

08:11.500 --> 08:12.890
‫اوه، آره. شرمنده.

08:14.080 --> 08:15.170
‫چـ ـ چی شد؟

08:15.190 --> 08:17.010
‫فقط یه جوکِ خنده‌دار یادم اومد.

08:17.010 --> 08:18.570
‫پـ.. چـ.. تو...

08:18.600 --> 08:20.510
‫چرا پس داد زدی؟

08:20.540 --> 08:22.760
‫شاید اونقدرم خنده‌‌دار نبود.

08:22.790 --> 08:23.990
‫ای خدا.

08:24.020 --> 08:25.850
‫فــــکر کنم...

08:25.880 --> 08:30.170
‫بهتره دست همو بگیریم و آروم بریم تو اتاقِ غنیمت‌ها.

08:30.200 --> 08:32.280
‫آ ـ آه، به‌نظر من که خوبه.

08:39.530 --> 08:40.730
‫اون چی بود؟

08:40.750 --> 08:41.990
‫چی چی بود؟

08:43.580 --> 08:44.980
‫اون!

08:45.010 --> 08:47.180
‫احتمالاً فقط آهن‌رباست.

08:47.210 --> 08:47.840
‫یا یه قایق.

08:49.310 --> 08:50.140
‫یه قایق؟

08:50.170 --> 08:51.610
‫خـ ـ خب حالا هرچی که هست،

08:51.640 --> 08:54.030
‫فکر کنم باید کاملاً ساکت باشیم.

08:54.060 --> 08:55.750
‫من... خب، آره.

08:55.780 --> 08:57.080
‫موافقم.

08:57.110 --> 08:59.870
‫می‌دونی، بعضی‌وقتا این کارات بگیر نگیر داره ها.

09:04.330 --> 09:06.370
‫یه مگس اینجاست.

09:07.640 --> 09:09.420
‫فکر نمی‌کنی این سروصدای زیادی-

09:09.450 --> 09:11.160
‫ای وای، واقعاً یه مگس اینجاست.

09:11.190 --> 09:12.370
‫و حالا...

09:12.370 --> 09:13.690
‫گرفتمت!

09:13.720 --> 09:15.020
‫فکر کنم گرفتمش.

09:15.050 --> 09:16.850
‫نمی‌تونم دستامو ببینم.

09:23.780 --> 09:25.280
‫شرمنده، می‌شه بلندتر بگی؟

09:25.310 --> 09:27.090
‫خوب متوجه نشدم.

09:27.120 --> 09:28.680
‫مگس رو بیخیال! فرار کن!

09:31.060 --> 09:33.300
‫بجنب، بجنب، بجنب!!

09:33.330 --> 09:36.850
‫پامنی، گمونم این همون هیولای توی نوار‌هاست!

09:40.030 --> 09:42.470
‫بجنب بجنب بجنــــــب!!!

09:43.130 --> 09:43.930
‫آه!

09:49.460 --> 09:52.320
‫چقدر خوشگل شدی، عزیزم...

09:53.620 --> 09:54.600
‫باز شد!

09:56.340 --> 09:57.850
‫زود باش!

09:58.840 --> 10:00.280
‫ها؟ اوه، آره.

10:01.810 --> 10:03.390
‫آماده‌ی حرکت باشید،

10:03.420 --> 10:06.180
‫چون این قایق می‌ره بالا!

10:07.870 --> 10:09.110
‫ها؟؟

10:09.140 --> 10:10.000
‫بالا نیست!

10:10.030 --> 10:11.270
‫اصلاً بالا نیست!

10:11.300 --> 10:13.130
‫چرا بالا نمی‌ریم؟!

10:13.160 --> 10:15.320
‫بـــــــالـــــــا!

10:17.080 --> 10:20.850
‫من با ماجراجویی‌هام مهمونامو شکنجه نمی‌کنم!

10:20.880 --> 10:24.620
‫هر آزاری که به کسی تحمیل کنم، کاملاً تصادفیه،

10:24.650 --> 10:25.980
‫مثل هر جنایتکاری!

10:26.010 --> 10:28.170
‫اصلاً درمورد همچین چیزی حرف نمی‌زدیم.

10:28.200 --> 10:31.200
‫این ماجراجویی‌ها به یه‌ورمم نیست.

10:31.230 --> 10:33.160
‫پس مشکلت چیه، زوبل؟!

10:33.190 --> 10:35.460
‫دارم تمام تلاشمو می‌کنم که به‌یاد بیارم،

10:35.490 --> 10:39.090
‫ولی نه تو و نه مخم چیزی بهم نمی‌گین!

10:40.500 --> 10:42.630
‫مشکل منم، یادته؟

10:43.380 --> 10:46.750
‫خودمو دوست ندارم.

10:46.780 --> 10:47.790
‫از این بدن متنفرم.

10:47.820 --> 10:50.950
‫از این قطعه‌های جداشدنی متنفرم.

10:50.980 --> 10:54.950
‫فقط می‌خوام یه‌چیزی پیدا کنم که... حس خوبی بده.

10:55.070 --> 10:57.840
‫اوه، آره. حالا فهمیدم چرا یادم نمیومد.

10:57.870 --> 11:00.520
‫برای اینه که این مشکل از قبل حل شده.

11:00.550 --> 11:04.370
‫به راحتی قطعه‌های زوبلیِ خود را با یکی بهتر جایگزین کنید!

11:04.400 --> 11:08.010
‫از همون روزی که اینجا اومدم دنبال قطعه‌های خوب بودم.

11:08.040 --> 11:10.470
‫خب، برگردیم سر بحث ماجراجویی‌ها!

11:10.500 --> 11:11.920
‫فراموشش کن.

11:11.950 --> 11:12.700
‫فراموش کنم؟

11:12.980 --> 11:14.600
‫فقط فراموشش کن.

11:14.630 --> 11:15.530
‫چیو فراموش کنم؟

11:15.560 --> 11:18.620
‫کین، هیشکی از این ماجراجویی‌های مسخره‌ت خوشش نمیاد.

11:18.650 --> 11:19.490
‫ها ها!

11:19.520 --> 11:21.080
‫بامزه بود، زوبل.

11:21.110 --> 11:23.760
‫رگتا از سر مهربونی چیزی نمی‌گه.

11:23.790 --> 11:26.330
‫جکس که فقط دوست داره سر‌به‌سر بقیه بذاره.

11:26.360 --> 11:28.550
‫گنگل انقدر خجالتیه که حرفی نمی‌زنه.

11:28.580 --> 11:30.290
‫کینگر که روانیه.

11:30.320 --> 11:31.670
‫و پامنی هم...

11:31.700 --> 11:34.940
‫هربار از یه ماجراجویی میاد انگار روح و روانش به‌هم ریخته.

11:35.080 --> 11:37.840
‫اوه، زوبل، زوبل، زوبل.

11:37.870 --> 11:40.520
‫ماجراجویی ‌درست کردن، هنرِ منه!

11:40.550 --> 11:42.410
‫تنها دلیلِ وجودمه!

11:42.440 --> 11:43.930
‫تنها چیزی که...

11:43.960 --> 11:44.840
‫بلدم.

11:44.870 --> 11:46.200
‫و خب...

11:46.230 --> 11:50.170
‫اینی که می‌گی یعنی توی تنها چیزی که بلدم، بَدم.

11:50.200 --> 11:52.360
‫این که...

11:52.390 --> 11:54.650
‫اینطوری که...

11:59.590 --> 12:02.690
‫ا ـ امم، این الان تراپیِ کدوممونه؟

12:02.720 --> 12:03.780
‫اوه، آره!

12:03.810 --> 12:06.370
‫باید بفهمیم این بدرفتاری‌هات از کجا نشأت می‌گیره!

12:06.400 --> 12:11.080
‫بهت چندتا لکه‌ی جوهر نشون می‌دم،
‫و اولین کلمه‌ای که به ذهنت می‌رسه رو می‌گی.

12:19.360 --> 12:20.320
‫چی؟

12:20.350 --> 12:22.980
‫ای خدا، الان کجاییم؟

12:23.010 --> 12:24.420
‫مطمئن نیستم.

12:24.450 --> 12:26.840
‫انگار یه‌جور سیاه‌چال.

12:30.410 --> 12:34.020
‫اوضاع از چیزی که تصور می‌کردم بدتر شده.

12:34.050 --> 12:41.640
‫بی‌اعتمادیم به حدی رسید که دیگه محافظِ همسر و فرزندانِ آینده‌م نبودم.

12:41.670 --> 12:44.950
‫به هر سایه و صدای کوچیکی واکنش نشون می‌دادم.

12:44.980 --> 12:47.530
‫درنهایت به عشقِ زندگیم شلیک کردم،

12:47.560 --> 12:49.740
‫و با اون هیولا اشتباهش گرفتم.

12:49.770 --> 12:52.700
‫واقعاً طعنه‌آمیزه، مگه نه؟

12:52.730 --> 12:55.110
‫در حین تلاش‌هام برای محافظت ازش،

12:55.140 --> 12:59.080
‫سرانجام خودم بودم که تبدیل به هیولا شدم.

12:59.110 --> 13:01.670
‫حالا در سیاه‌چالم منتظر می‌مونم،

13:01.700 --> 13:05.690
‫که دیگه جز روح خودم، چیزی برای محافظت ندارم.

13:05.720 --> 13:07.560
‫به هر قیمتی شده...

13:07.590 --> 13:11.220
‫موجودی که همه‌چیزو ازم گرفت، می‌کشم.

13:13.750 --> 13:15.290
‫چطوره تفنگشو برداریم؟

13:15.320 --> 13:16.850
‫آره، به‌نظرم خوبه.

13:21.740 --> 13:23.980
‫لطفاً زنده نشو...

13:24.010 --> 13:25.880
‫باشه، نمی‌شم.

13:31.240 --> 13:33.420
‫انگار دوتا گلوله داریم.

13:34.060 --> 13:35.850
‫نباید هدرشون بدیم.

13:35.880 --> 13:37.800
‫آه، آره.

13:40.450 --> 13:41.880
‫پشتم وایسا.

14:00.360 --> 14:02.090
‫امم، کینگر؟

14:02.120 --> 14:05.210
‫فـ ـ فکر کنم اینورم مشکل داشته باشیم.

14:05.240 --> 14:06.610
‫فقط بسپرش به من.

14:06.640 --> 14:08.170
‫خودم ترتیبشو می‌دم.

14:16.330 --> 14:17.720
‫خب.

14:17.750 --> 14:19.520
‫اونقدرم بد نبود.

14:20.590 --> 14:26.880
‫البته اینو در حالتی می‌گفتم که نمی‌دونستم
‫اون موجود درواقع یکی از فرشتگانِ خداست.

14:26.880 --> 14:27.420
‫چی؟

14:27.590 --> 14:33.550
‫و هرکسی که بهش آسیب بزنه،
‫به اعماقِ سرد و تاریکِ جهنم کشیده می‌شه،

14:33.580 --> 14:35.250
‫جایی که روحم در اونجا قرار داره.

14:35.780 --> 14:38.210
‫ازتون عذرخواهی می‌کنم، شنوندگان عزیز.

14:38.220 --> 14:42.050
‫ولی برای فرار از تالارِ نفرین‌شدگان به یک بدنِ زنده نیاز دارم.

14:42.150 --> 14:45.880
‫و بدن‌های شما تنها راهِ این کاره.

14:47.120 --> 14:48.330
‫وایسا ببینم.

14:48.360 --> 14:50.870
‫اگه تو جهنم بود، اینو چطوری ضبط کرده؟

14:51.320 --> 14:53.810
‫اوه، نه! ولم کن برم!

14:53.840 --> 14:55.270
‫امیدوارم آماده باشید،

14:55.300 --> 14:59.220
‫چون نفسِ بعدی که اون پایین می‌کشید، آخرین نفس‌تون خواهد بود،

14:59.220 --> 15:01.700
‫و بدن‌هاتون به من تعلق خواهد گرفت.

15:01.730 --> 15:03.170
‫ولم کن!

15:05.350 --> 15:08.520
‫از این ماجراجویی‌های مسخره متنفرم!!!

15:15.720 --> 15:17.570
‫همم، چای خوبیه.

15:17.600 --> 15:20.570
‫بابت اینکه همسرتون کشت‌تون و اینا واقعاً متأسفم.

15:20.600 --> 15:22.420
‫اوه، خودت که می‌دونی مردا چه‌جوری‌ان.

15:22.450 --> 15:24.890
‫همیشه مسخره‌ترین اولویت‌ها رو دارن.

15:26.110 --> 15:27.440
‫خوب می‌فهمم.

15:29.430 --> 15:34.840
‫اگه دوستاتون ببیننش، امیدوارم
‫با اون صحبت‌های طولانی خسته‌شون نکنه.

15:34.870 --> 15:39.060
‫اون مرد یه داستانِ 57 ثانیه‌ای رو تبدیل به افسانه‌ی یونانی می‌کنه.

15:39.090 --> 15:41.230
‫حتماً دفعه‌ی بعد که دیدمشون ازشون می‌پرسم.

15:41.260 --> 15:42.490
‫بازم ممنون بابت چایی.

15:42.520 --> 15:44.150
‫واقعاً اینجا بهم خوش گذشت.

15:44.180 --> 15:46.380
‫اوه، قابل نداشت.

15:46.650 --> 15:48.610
‫هرموقع خواستید سر بزنید.

15:48.640 --> 15:49.850
‫حتماً!

15:53.890 --> 15:57.860
‫تبریک می‌گم، قیف‌های وافلِ آهنیم!

15:57.890 --> 16:00.520
‫شما مسیرِ بدون خشونت رو طی کردید،

16:00.550 --> 16:03.350
‫و باید به اینکه چقدر آدمای خوبی هستید افتخار کنید.

16:03.380 --> 16:07.090
‫متأسفانه، باید منتظر بمونیم
‫تا هم‌تیمی‌های دیگه‌تون ماجراجویی‌شونو تموم کنن،

16:07.120 --> 16:09.560
‫تا بتونم اجازه‌ی خروج بهتون بدم.

16:09.590 --> 16:11.840
‫موندم چقدر قراره طول بکشه؟

16:14.820 --> 16:17.650
‫معمولاً جهنم رو اینطوری تصور نمی‌کنی.

16:17.680 --> 16:18.850
‫ما...

16:18.880 --> 16:21.970
‫رسماً توی جهنم افتادیم.

16:22.000 --> 16:23.610
‫جهنم!

16:23.640 --> 16:24.920
‫معلومه باید تو جهنم باشم!

16:24.950 --> 16:27.090
‫چطوری الان نباید وسطِ جهنم باشم؟!

16:27.120 --> 16:29.470
‫فقط سعی کن آروم باشی.

16:29.500 --> 16:32.100
‫مطمئنم کین یه‌راهی برای فرار کردن گذاشته.

16:32.480 --> 16:35.580
‫m 762 36 l 1178 36 1178 142 762 142

16:32.480 --> 16:35.580
‫تالار نفرین‌شدگان

16:37.830 --> 16:38.870
‫صبر کن.

16:44.640 --> 16:46.040
‫بذار یه‌چیزیو امتحان کنم.

16:51.320 --> 16:54.520
‫هی، اونجا یدونه راه‌پله هست.

16:54.550 --> 16:56.300
‫ممکنه راه خروج باشه.

16:56.330 --> 16:59.530
‫شاید از اونجا که هنوز بدن‌هامونو داریم جواب بده؟

16:59.560 --> 17:01.780
‫ولی درمورد چیزی که توی اون نوار گفت نگرانم.

17:01.810 --> 17:03.920
‫فقط سعی می‌کنم سریع برم.

17:03.920 --> 17:04.880
‫پامنی، صبر کن!

17:13.870 --> 17:15.080
‫پامنــی!

17:24.710 --> 17:27.190
‫آزادی!

17:27.700 --> 17:28.650
‫پامنی!

17:32.600 --> 17:33.740
‫هی!

17:33.890 --> 17:36.880
‫ازش بیاین بیرون، روح‌های پلیدِ لعنتی!

17:37.880 --> 17:39.770
‫زنت حالش چطوره، کینگر؟

17:42.180 --> 17:42.880
‫هی هی.

17:43.600 --> 17:44.730
‫حالت خوبه؟

17:46.770 --> 17:47.840
‫نه.

17:48.710 --> 17:52.240
‫گمونم این روح‌ها به موجوداتِ زنده جذب می‌شن.

17:52.270 --> 17:54.880
‫فقط یه بدن می‌خوان که باهاش بیرون برن.

17:55.560 --> 17:56.850
‫پسر...

17:56.880 --> 18:00.550
‫هفت سال مهندسی کامپیوتر و آخرشم این، ها؟

18:01.040 --> 18:02.040
‫چرا؟

18:03.880 --> 18:06.990
‫هرروزی که اینجا می‌گذرونم کابوس پشتِ کابوسه!

18:06.990 --> 18:08.530
‫می‌دونستم آخرش وضعم این می‌شه!

18:08.560 --> 18:09.480
‫اون...

18:09.510 --> 18:11.530
‫اون فقط می‌خواد زجر بکشم.

18:12.780 --> 18:14.500
‫واقعاً توی جهنمم.

18:14.530 --> 18:16.010
‫اینطوری نگو.

18:16.040 --> 18:17.490
‫توی جهنم که-

18:17.520 --> 18:19.850
‫خب، گـ ـ گمونم منطقی فکر کنی الان توی-

18:19.880 --> 18:21.770
‫امم، اصلاً ولش کن.

18:21.880 --> 18:25.890
‫چطوره تا وقتی چیزی دنبالمون نیست، یکم استراحت کنیم؟

18:36.030 --> 18:39.600
‫تقصیرِ من بود که این مسیر رو اومدیم، مگه نه؟

18:40.490 --> 18:43.880
‫واقعاً بابتش متأسفم.

18:45.130 --> 18:48.180
‫چرا یه‌مدته رفتارت تغییر کرده؟

18:49.880 --> 18:51.880
‫آره تغییر کردم، نه؟

18:53.080 --> 18:55.840
‫معمولاً خاطراتِ زیادی یادم نمی‌مونه.

18:55.870 --> 18:59.170
‫ولی وقتی توی تاریکی باشم همیشه...

18:59.200 --> 19:01.500
‫منو یاد یه زمانِ بخصوص میندازه.

19:03.210 --> 19:05.350
‫درست بعد اینکه همسرم...

19:05.380 --> 19:07.190
‫استخراج شده بود...

19:07.220 --> 19:09.400
‫تمام اتفاقاتی که قبلش افتاد رو یادم نیست،

19:09.430 --> 19:11.880
‫ولی آخرش جفتمون توی دژ بودیم.

19:13.090 --> 19:14.460
‫و تاریک بود.

19:15.320 --> 19:17.880
‫تاریکی انگار یه‌ذره آرومش می‌کرد.

19:18.530 --> 19:21.430
‫لبه‌های تیز و ناهموارش صاف شدن،

19:21.460 --> 19:24.880
‫و دیگه به‌نظر خشن نمیومد.

19:25.990 --> 19:27.760
‫درست شبیه قبلش نشده بود،

19:27.790 --> 19:32.530
‫ولی اونقدری آروم بود که برای یه‌بارم که شده همو لمس کنیم...

19:32.560 --> 19:34.670
‫قبل اینکه به سیاه‌چال فرستاده بشه.

19:36.590 --> 19:40.680
‫وقتی توی تاریکی هستم، همیشه یادِ اون لحظه رو می‌کنم.

19:40.710 --> 19:41.960
‫یه همسر داشتی؟

19:41.990 --> 19:43.840
‫اینجا، توی سیرک؟

19:43.870 --> 19:45.190
‫آره.

19:45.220 --> 19:47.380
‫بامزه و خلاق بود...

19:47.410 --> 19:49.850
‫و خیلی به حشره‌شناسی علاقه داشت.

19:49.880 --> 19:51.880
‫قبلاً از حشرات متنفر بودم، ولی...

19:52.500 --> 19:54.860
‫یه کاری کرد ازشون خوشم بیاد.

19:54.890 --> 19:58.140
‫درسته که خاطره‌ی شادی نیست، ولی خب...

19:58.170 --> 20:00.890
‫حداقل این‌یکی تحت‌کنترلِ خودمه.

20:03.540 --> 20:08.530
‫می‌دونم توی این سیرک چه حسی ممکنه داشته باشی.

20:09.520 --> 20:13.240
‫بعضی‌وقتا همه‌ش یه‌جورایی... بی‌معنیه.

20:13.890 --> 20:14.870
‫آره.

20:16.080 --> 20:17.480
‫ولی اینطوری نیست.

20:18.220 --> 20:20.900
‫نه اگه کسایی رو داشته باشی که بهت اهمیت می‌دن.

20:22.080 --> 20:24.230
‫خاطراتِ خوب ارزش زیادی دارن.

20:25.180 --> 20:26.460
‫کنارشون نذار.

20:27.370 --> 20:29.540
‫و قدرِ آدمای دور و ورتو بدون.

20:30.870 --> 20:33.340
‫هیچوقت نمی‌دونی کِی از پیشت می‌رن.

20:35.310 --> 20:38.580
‫توی این دنیا، بدترین کاری که می‌تونی بکنی اینه که...

20:38.580 --> 20:41.880
‫باعث بشی یکی فکر کنه کسی نمی‌خوادش یا دوستش نداره.

20:43.570 --> 20:45.420
‫خوشحالم تو اینجا باهامی.

20:55.950 --> 20:58.880
‫می‌دونی، داشتم به اون نوارِ آخری فکر می‌کردم.

20:59.710 --> 21:04.630
‫گفت، «نفسِ بعدی که اون پایین می‌کشید، آخرین نفس‌تون خواهد بود.»

21:04.660 --> 21:07.900
‫شاید اگه نفس نکشیم، بتونیم رد شیم.

21:08.600 --> 21:12.750
‫من خیلی نمی‌تونم نفسمو نگه دارم.

21:12.780 --> 21:14.250
‫خب...

21:14.280 --> 21:16.130
‫چطوره سعی کنیم...

21:16.160 --> 21:17.680
‫بهش فکر نکنیم؟

21:23.740 --> 21:27.660
‫اگه بیرون بریم و به سیرک برگردیم...

21:27.690 --> 21:30.310
‫فقط باز می‌خوای به دیوونه‌بازیت برگردی.

21:30.340 --> 21:33.470
‫قرار نیست هیچ‌کدوم از اینا یادت بمونه.

21:33.500 --> 21:34.460
‫مگه نه؟

21:34.860 --> 21:36.520
‫نگرانِ من نباش.

21:37.220 --> 21:39.470
‫تا وقتی تو یادت بمونه،

21:39.500 --> 21:40.870
‫همه‌چی مرتب می‌شه.

21:41.980 --> 21:44.580
‫تو قوی هستی، پامنی.

21:44.610 --> 21:47.930
‫و می‌دونم می‌تونی از پسش بربیای.

21:47.960 --> 21:49.930
‫فقط دستمو بگیر.

21:49.960 --> 21:51.890
‫باهم از اینجا می‌ریم بیرون.

21:52.890 --> 21:54.200
‫آماده‌ای؟

22:28.940 --> 22:30.370
‫اوه، پامنی، کینگر!

22:30.400 --> 22:32.670
‫شما حالتون خوبه؟ ترسناک بود؟

22:32.700 --> 22:35.230
‫اتفاقاً من خوبم.

22:37.010 --> 22:38.530
‫این بالا چی شده؟

22:39.140 --> 22:41.170
‫آه، نمی‌خواد نگرانش باشی.

22:41.200 --> 22:43.700
‫پامنی خیلی شجاع بود.

22:43.730 --> 22:46.460
‫یا لااقل فکر کنم بود.

22:47.320 --> 22:47.990
‫بودی؟

22:48.020 --> 22:49.620
‫یه همچین چیزی.

22:50.650 --> 22:52.760
‫هی، رگتا.

22:52.790 --> 22:53.420
‫بله؟

22:53.420 --> 22:55.420
‫فقط می‌خواستم بگم...

22:55.450 --> 22:58.250
‫ممنون که همیشه نگرانمی.

22:58.280 --> 23:00.990
‫حس می‌کنم بین تمام این کارها،

23:01.020 --> 23:04.260
‫اونقدر قدردانِ این کارت نبودم.

23:04.830 --> 23:05.790
‫ا ـ اوه!

23:05.820 --> 23:07.350
‫ممنونم، پامنی.

23:07.380 --> 23:10.060
‫فقط می‌خوام مطمئن شم اوضاع و احوالت خوب باشه.

23:10.090 --> 23:11.900
‫می‌دونی، تو برامون عزیزی.

23:11.930 --> 23:14.400
‫یادتون موند ماسکِ کمدیم رو بیارید؟

23:16.110 --> 23:16.900
‫[بوق!]

23:16.930 --> 23:24.220
‫و... و حالا، به این شک افتادم که
‫«غرب وحشی» اصلاً یه جهتِ واقعی هست یا نه.

23:24.880 --> 23:25.530
‫ای داد بیداد!

23:25.560 --> 23:28.740
‫انگار همه ماجراجویی‌شونو تموم کردن و دارن برمی‌گردن!

23:28.770 --> 23:30.990
‫زودباش، تظاهر کن جلسه تراپی نداشتیم!

23:31.740 --> 23:33.150
‫باشه؟

23:33.530 --> 23:36.660
‫خوش برگشتید، شیردوش‌های شیرم!

23:37.960 --> 23:39.610
‫دیگه همچین چیزی صدامون نزن.

23:42.120 --> 23:45.350
‫هه، خب، اینکه با خل‌وچل‌مون گیر کنی چطور بود؟

23:45.380 --> 23:48.320
‫اتفاقاً اونقدرا هم بد نبود.

23:48.340 --> 23:56.340
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:56.880 --> 24:04.980
‫ترجمه و تنظیم: HADAD
