WEBVTT

00:12.370 --> 00:16.590
‫به سیرک دیجیتالیِ اعجاب‌انگیز خوش‌اومدید!

00:16.590 --> 00:17.560
‫پامنی.

00:17.560 --> 00:18.380
‫پامنی.

00:17.830 --> 00:18.740
‫پامنی.

00:18.740 --> 00:19.360
‫پامنی.

00:19.360 --> 00:20.090
‫پامنی.

00:20.090 --> 00:20.970
‫پامنی!

00:20.700 --> 00:21.640
‫پامنی.

00:21.660 --> 00:22.450
‫پامنی.

00:22.090 --> 00:22.980
‫پامنی!

00:22.980 --> 00:24.450
‫پامنی!

00:31.380 --> 00:32.880
‫آهای!

00:45.140 --> 00:46.400
‫نه! نه! نه!

00:46.400 --> 00:47.720
‫کین!

00:47.720 --> 00:49.720
‫یکی کمکم کنه!

00:49.720 --> 00:51.190
‫لطفـاً!

00:57.150 --> 00:59.020
‫نه! نه!

00:59.020 --> 01:02.200
‫انگار دوستِ جدیدمون به همین زودی استخراج شد.

01:02.200 --> 01:04.760
‫خب، گمونم همه‌مون طاقتشو نداریم.

01:04.760 --> 01:07.320
‫راستشو بخواید حتی اسمشم یادم نمیاد.

01:07.340 --> 01:17.340
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:17.370 --> 01:25.370
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:26.410 --> 01:27.400
‫ها؟

01:31.870 --> 01:34.880
‫هی، پامنی، خوب خوابیدی؟

01:34.880 --> 01:36.440
‫هنوز خوابی؟

01:36.440 --> 01:38.890
‫اگه خوابی که مزاحمت نمی‌شم.

01:40.320 --> 01:42.550
‫ایناهاشش. امیدوارم حالت خوب باشه.

01:42.550 --> 01:45.740
‫می‌دونم دیروز یکم عجیب بود.

01:45.740 --> 01:47.790
‫«عجیب»، ها؟

01:47.790 --> 01:51.710
‫اوه، و نمی‌خواد نگران اون قضیه که «برای خروجی ولم کردی» باشی.

01:51.710 --> 01:54.880
‫کاملاً قابل‌درکه که اون‌موقع چی می‌کشیدی،

01:54.880 --> 01:56.310
‫و منم به دل نگرفتم.

01:56.310 --> 01:58.630
‫پس باهم ردیفیم.

02:00.880 --> 02:01.890
‫ها؟

02:02.890 --> 02:05.760
‫آه، خب، بیا این چیزا رو بیخیال شیم.

02:05.760 --> 02:08.970
‫کین امروز یه ماجراجوییِ جدید آماده کرده،
‫و با توجه به حرفاش،

02:08.970 --> 02:11.550
‫انگار قراره از اون خوباش باشه.

02:12.300 --> 02:14.210
‫ماجراجوییِ امروز...

02:14.210 --> 02:16.780
‫آشوبِ کامیون آبنباتی‌ـه!

02:16.880 --> 02:18.040
‫همینطوره!

02:18.040 --> 02:22.590
‫ارزشمندترین داراییِ پادشاهی دره‌ی آبنباتی دزیده شده؛

02:22.590 --> 02:24.270
‫شربت افرا!

02:24.270 --> 02:29.100
‫این کار شماست که اون راهزن‌های دزد رو
‫به یه عدالتِ شیرین و شکری برسونین.

02:29.100 --> 02:30.880
‫یه پادشاهی درست‌شده از آبنبات؟

02:30.880 --> 02:32.880
‫انگار چسبناکه.

02:32.880 --> 02:34.770
‫واقعاً خیلی چسبناکه.

02:34.770 --> 02:39.200
‫انگار [بووووووووووووووووووق].

02:40.370 --> 02:41.830
‫بابل، نباید همچین چیزی بگی.

02:41.830 --> 02:43.830
‫همممم، نچ.

02:43.830 --> 02:44.700
‫زوبل، وایســا!

02:44.700 --> 02:46.700
‫یه هوش مصنوعیِ جدید دارم توی این تست می‌کنم.

02:46.700 --> 02:49.140
‫باید 57 برابر مؤثرتر باشه!

02:49.140 --> 02:50.590
‫اووه، یه هوش مصنوعی جدید.

02:50.590 --> 02:53.080
‫نمی‌خوای با هوش مصنوعیِ جدید ور بری، زوبی؟

02:53.080 --> 02:55.620
‫آه، خــب، نه.

02:58.210 --> 03:01.710
‫وای، به‌نظر جالب میاد. تو نظرت چیه، پامنی؟

03:01.710 --> 03:08.220
‫خب، کل موجودیت‌مون توی اینجا فقط نقش‌بازی کردنه؟

03:08.220 --> 03:09.090
‫خب، آه...

03:09.090 --> 03:10.350
‫چرا همه ماتتون برده؟!

03:10.340 --> 03:12.900
‫پـ... پادشاهیِ دره‌ی آبنباتی منتظر کمک‌تونه!

03:20.160 --> 03:20.850
‫اوهوم؟

03:20.850 --> 03:22.350
‫نه، ممنون. می‌خوام ترک کنم.

03:58.570 --> 04:01.140
‫وای، کینگر، اون قصر رو ببین.

04:01.140 --> 04:02.500
‫محشره!

04:02.500 --> 04:04.500
‫حتی یه‌سری حشره‌ی آبنباتی هم دارن.

04:04.500 --> 04:05.650
‫چقدر قشنگه.

04:05.650 --> 04:07.260
‫آره، اینجا معرکه-

04:07.260 --> 04:09.650
‫ببینین!!! پرنسس اومد!!!

04:11.860 --> 04:16.380
‫آه، شما باید شوالیه‌های دلاوری باشید
‫که توسط خداوند برامون نازل شدند...

04:16.380 --> 04:18.820
‫تا توی فاجعه‌ی اخیر بهمون کمک کنند.

04:18.820 --> 04:19.880
‫آره خودمونیم، خانم.

04:19.880 --> 04:21.350
‫اینم بگم، پادشاهی‌تون حرف نداره.

04:21.350 --> 04:22.340
‫عاشق حال و هواشم.

04:23.380 --> 04:24.680
‫الانشم ازتون خوشم میاد.

04:24.680 --> 04:25.640
‫دیدی، پامنی؟

04:25.640 --> 04:27.860
‫به این زودی با پرنسس دوست شدیم.

04:27.860 --> 04:29.860
‫بچه که نیستم. نمی‌خواد خوشحالم کنی.

04:29.860 --> 04:32.420
‫فکر می‌کنم درمورد مأموریتتون اطلاع دارید.

04:32.420 --> 04:35.220
‫راهزن‌ها با استفاده ‫از یه تانکرِ شربت‌کشِ پیشرفته ازمون دزدی کردند.

04:35.220 --> 04:39.570
‫پس گفتیم بهترین راه برای مقابله باهاشون،
‫اینه که شما هم یه کامیون جنگی داشته باشید.

04:41.160 --> 04:42.250
‫آآه!

04:42.250 --> 04:44.190
‫اوه، خشونت.

04:44.190 --> 04:46.980
‫این قراره تو کدوم دوره‌ای اتفاق بیفته؟

04:46.980 --> 04:50.500
‫اینم کلید برای برگشتن به پادشاهیه،
‫وقتی تونستید شربت رو بگیرید.

04:50.500 --> 04:52.870
‫بهت اطمینان دارم نمی‌ذاری دستِ افراد بدی بیفته.

04:52.870 --> 04:54.600
‫می‌تونید روم حساب کنید، اعلی‌حضرت.

04:54.600 --> 04:56.820
‫اوه، خواهش می‌کنم. لو صدام کن.

04:56.820 --> 04:58.020
‫خیالت تخت، لو.

04:58.150 --> 04:59.540
‫شات‌گان مال من!

05:02.240 --> 05:03.840
‫ای خدا، این مثلاً بوق‌شه؟

05:03.840 --> 05:05.870
‫اه، خیلی مزخرفه.

05:05.870 --> 05:07.320
‫گنگل، تو برون.

05:09.110 --> 05:10.970
‫خدا به همراه‌تون، شوالیه‌ها.

05:10.970 --> 05:13.090
‫به شما ایمان کامل دارم.

05:32.260 --> 05:35.460
‫فکر می‌کنی مامانت حالش بهتر می‌شه اگه اینارو به دهکده برسونیم؟

05:35.460 --> 05:36.550
‫مطمئنم می‌شه.

05:36.550 --> 05:38.760
‫انقدر شربت جونِ خیلیا رو نجات می‌ده.

05:38.760 --> 05:41.260
‫تا وقتی به دهکده نرسیم، نمی‌تونیم مطمئن باشیم.

05:41.260 --> 05:42.810
‫ولی خب شیرزنیه واسه خودش.

05:42.810 --> 05:44.600
‫هرچی می‌دونم رو یادم داده.

05:47.080 --> 05:49.670
‫اوی! خیال‌راحت نباشید، پسرا.

05:49.670 --> 05:51.670
‫انگار یکیو فرستادن پی‌مون.

05:58.580 --> 06:00.380
‫خیلی‌خب، گنگل، وقتی بهشون رسیدیم،

06:00.380 --> 06:02.230
‫من می‌پرم اونور، دزدکی می‌رم تو،

06:02.230 --> 06:04.950
‫و تا وقتی قیافه‌شون داغون بشه تیربارون‌شون می‌کنم.

06:04.950 --> 06:07.800
‫حس می‌کنم این به یه قانونی رو تعرض می‌کنه.

06:07.800 --> 06:10.020
‫تو داری با حاضرجوابی‌ت به گوشام تعرض می‌کنی.

06:10.020 --> 06:11.650
‫رانندگی‌تو بکن، راننده!

06:11.650 --> 06:15.220
‫خب، پامنی، مطمئنم از یه راهی بتونی کمک کنی.

06:15.220 --> 06:16.790
‫شاید وقتی بهشون رسیدیم، بتونیم-

06:16.790 --> 06:18.500
‫می‌شه تهاجمی هم بود. مثل این.

06:18.500 --> 06:18.780
‫هی!

06:20.440 --> 06:21.460
‫جکس!

06:26.140 --> 06:28.370
‫آه، عالی شد! همون‌شکلی بمون.

06:28.370 --> 06:29.730
‫یه‌چیزی باید بیارم.

06:29.730 --> 06:31.730
‫جکس، ای [بوق!]

06:32.790 --> 06:38.390
‫شک ندارم یه بازوکا این دور و ورا بود،
‫ولی نمی‌دونم چرا پیداش نمی‌کنم.

06:38.390 --> 06:40.120
‫پامنی، اینو بگیر!

06:40.890 --> 06:41.740
‫ایناهاش.

06:41.880 --> 06:45.080
‫خیلی‌خب، پامنی. همونطوری بمون و میام اونور.

06:45.080 --> 06:46.250
‫شوخیت گرفته؟!

06:47.090 --> 06:47.670
‫آخ!

06:49.130 --> 06:52.310
‫خسته نباشی، پامنی. الان دیگه پل ندارم.

06:52.310 --> 06:53.860
‫آهان! گرفتمت!

06:54.980 --> 06:56.330
‫دستام کوتاهن-

07:03.800 --> 07:05.140
‫اینا بد دردسری‌ان.

07:06.070 --> 07:08.600
‫ببینیم اون ابوطیاره‌شون سمتِ اون صخره‌ها چه می‌کنه.

07:09.640 --> 07:11.780
‫دستم انقدر بلنده که نمی‌تونم دنده عوض کنم.

07:19.880 --> 07:22.000
‫اووه، حالا شد یه‌چیزی!

07:22.000 --> 07:23.790
‫هی! روبان! بیفت پشتشون!

07:23.790 --> 07:24.720
‫فکر نکنم بتونیـ ـ

07:24.720 --> 07:27.010
‫تو مگه قرار نیست مطیع و توسری‌خور باشی؟

07:27.010 --> 07:28.150
‫برون!

07:34.870 --> 07:38.310
‫اوه، این رفقامون تسلیم شدن حالی‌شون نیست، ها؟

07:39.460 --> 07:42.530
‫هی! مسخره‌بازی رو تموم کن و بیا اینجا!

07:42.530 --> 07:44.200
‫اوه، آره راستی.

07:44.660 --> 07:46.300
‫همه حالشون خوبه؟

07:46.300 --> 07:47.410
‫می‌شه سؤال رو تکرار کنی؟

07:47.410 --> 07:49.460
‫بین چاقوها صدات نیومد.

07:49.460 --> 07:50.580
‫هی، گنگل.

07:50.580 --> 07:51.920
‫بهتره بزنی بهشون.

07:51.920 --> 07:52.530
‫چی؟

07:52.530 --> 07:53.880
‫نباید بزنی بهشون!

07:53.880 --> 07:55.420
‫پامنی هنوز اونوره!

07:56.100 --> 07:57.150
‫بجنب. خوف و خفن می‌شه.

07:57.150 --> 07:59.470
‫چرا این پشت انقدر چاقوئه؟!

07:59.470 --> 08:02.340
‫انجامش بده، وگرنه درباره‌ی اون فیگوره به رگتا می‌گم.

08:02.740 --> 08:04.000
‫ها ها ها!

08:07.570 --> 08:09.990
‫شماها می‌خواید به کشتنم بدین؟!

08:09.990 --> 08:11.400
‫اینا مخشون تاب داره!

08:12.390 --> 08:14.180
‫پس بیا اینو نشونشون بدیم.

08:15.770 --> 08:17.220
‫آآه، دیگه نمی‌زنی؟

08:17.220 --> 08:19.890
‫گمونم دیگه مجبورم به رگتا درباره‌ش بگم.

08:19.890 --> 08:20.420
‫چی؟!

08:21.020 --> 08:22.290
‫اوه، هنوز این بالایی.

08:22.290 --> 08:23.530
‫بچه‌هـــا؟

08:23.530 --> 08:24.980
‫پامنی، اینو بگیر!

08:27.870 --> 08:31.280
‫می‌گم، کینگر، این طناب که به چیزی وصل نیست؟

08:31.280 --> 08:32.560
‫امم.

08:32.560 --> 08:34.870
‫نمی‌دونم. بذار نگاه کنم.

08:49.160 --> 08:51.210
‫چـ ـ چی؟ ها؟

08:51.210 --> 08:52.630
‫تو رو مقصر می‌دونم.

09:06.510 --> 09:09.310
‫آآآآآآآآآآآآآآآآ...

09:09.310 --> 09:11.980
‫آآآآآآآآآآآآآ-

09:11.980 --> 09:14.570
‫اوخ! آخ!

09:14.570 --> 09:16.570
‫آآآآآآآه، نــــــه!!!

09:28.120 --> 09:29.580
‫پسرا؟

09:33.980 --> 09:35.390
‫آهای!

09:37.760 --> 09:39.500
‫کسی نیست؟

10:06.620 --> 10:07.870
‫ها؟

10:15.770 --> 10:17.120
‫همم...

10:44.540 --> 10:46.260
‫آه!

10:50.550 --> 10:51.880
‫ها؟

10:52.460 --> 10:54.180
‫ما کجاییم؟

10:54.180 --> 10:56.180
‫ا ـ اینا چیه؟

10:57.700 --> 10:59.940
‫نـ ـ نمی‌دونم.

10:59.940 --> 11:02.880
‫گمونم باید یه‌جایی زیر نقشه باشیم.

11:03.860 --> 11:05.360
‫«نقشه»؟

11:07.560 --> 11:10.890
‫چرا تو یا هیچ‌کدوم از گروهت اینجا نیستن؟

11:11.860 --> 11:13.750
‫مـ ـ مطمئن نیستم.

11:13.750 --> 11:17.550
‫چـ ـ چون ما، امم، NPC نیستیم؟

11:17.550 --> 11:19.890
‫«NPC»؟ چی واسه خودت می‌گی؟

11:22.540 --> 11:24.220
‫شماها چی هستین؟

11:27.580 --> 11:29.230
‫من چی‌ام؟

11:32.990 --> 11:34.480
‫مامان کجاست؟

11:34.480 --> 11:36.370
‫تـ ـ تو یه مامان داری؟

11:36.370 --> 11:38.440
‫مگه اونم نباید کنار بقیه‌شون باشه؟

11:39.640 --> 11:41.530
‫حتی صورتشم یادم رفته.

11:42.060 --> 11:43.750
‫اصلاً صورتی داشت؟

11:43.750 --> 11:45.080
‫چیزی اصلاً واقعی بوده؟

11:44.620 --> 11:45.500
‫خب، وایسا، وایسا.

11:45.500 --> 11:47.380
‫به... به ایناش فکر نکن.

11:47.380 --> 11:50.470
‫فـ ـ فکر کنم باید...

11:50.470 --> 11:53.610
‫یه راهی برای بالا پرتاب شدن داشته باشیم.

11:53.610 --> 11:55.860
‫مگه نه؟

12:00.240 --> 12:03.870
‫می‌خوام دقیق و موبه‌مو بهم بگی چی هستم.

12:16.120 --> 12:18.020
‫همه حالشون خوبه؟

12:18.020 --> 12:19.440
‫نــه...

12:19.440 --> 12:20.870
‫ای وای.

12:20.870 --> 12:22.180
‫بیچاره پامنی.

12:22.180 --> 12:23.660
‫امیدوارم حالش خوب باشه.

12:23.660 --> 12:24.860
‫«بیچاره پامنی»؟

12:24.860 --> 12:26.260
‫چطوره بگی «بیچاره ما»؟

12:26.260 --> 12:29.980
‫اگه تانکر اینجا نبود، تهِ باتلاق بودیم!

12:33.280 --> 12:34.880
‫اوه، این چیه؟

12:34.880 --> 12:37.320
‫چشمام اشتباه می‌بینن؟

12:37.320 --> 12:41.440
‫یه هدیه‌ی خوشمزه از طرف خودِ پادشاهی؟

12:41.440 --> 12:43.260
‫با کمال میل.

12:43.260 --> 12:45.080
‫هی، هی، هی، رفیق!

12:45.080 --> 12:47.700
‫ما که غذا نیستیم! آبنبات هم نه!
‫همچین چیزایی نیستیم!

12:47.700 --> 12:48.870
‫تو که نمی‌خوای ما رو بخوری!

12:48.870 --> 12:51.210
‫ها... آبنبات نیستین؟

12:51.210 --> 12:55.710
‫چطوری قراره چیزیو بخورم که آبنبات نیست؟

12:55.710 --> 12:57.460
‫متأسفم.

12:57.460 --> 13:00.580
‫پامنی انگار عادت داره هیولاهای گنده رو از دست بده.

13:00.580 --> 13:02.150
‫تو حالا چی هستی؟

13:02.150 --> 13:05.390
‫من فاج هستم.

13:05.390 --> 13:08.530
‫قبلاً درون پادشاهی زندگی می‌کردم،

13:08.530 --> 13:11.870
‫ولی توسطِ اون پرنسسِ بی‌رحم تبعید شدم،

13:11.870 --> 13:16.250
‫بعد از اینکه کلی از آدمای خوشمزه‌ی شهر رو خوردم.

13:16.250 --> 13:18.890
‫اوه، چقدر به‌به بودن.

13:18.890 --> 13:22.220
‫بعضی‌وقتا حتی می‌شنوم که صدام می‌کنن.

13:23.860 --> 13:25.430
‫وای، خدا.

13:25.430 --> 13:27.500
‫این بیشتر انگار قتل‌عامه.

13:27.500 --> 13:30.180
‫واقعاً قتل‌عام حساب می‌شه اگه خوشمزه باشه؟

13:30.180 --> 13:31.590
‫جوابِ اینو بده.

13:31.590 --> 13:33.420
‫به نکته خوبی اشاره می‌کنی.

13:33.420 --> 13:34.890
‫آه، نه، نکته‌ی بدیه!

13:34.890 --> 13:38.450
‫چرا اینو نمی‌سپری به من،
‫قبل اینکه بخوام فکر کنم موهات شبیه شیرین‌بیان‌ـه.

13:38.450 --> 13:39.520
‫جـــکــس!

13:39.520 --> 13:41.350
‫اوه، وای، یه‌جورایی واقعاً شبیهه.

13:41.350 --> 13:41.990
‫بس کن!

13:41.990 --> 13:46.600
‫خب، آقای فاج. انگار آدم فهمیده‌ای هستی
‫و هدف‌های شریفی هم داری.

13:46.600 --> 13:48.440
‫اوه، اصلاً هم نه.

13:48.440 --> 13:50.610
‫اگه می‌دونستی توی وقت‌های آزادم چیکارا می‌کنم...

13:50.610 --> 13:52.410
‫اوه، حالت بد می‌شه!

13:52.570 --> 13:54.520
‫همونطور که می‌گفتم.

13:54.520 --> 13:57.270
‫بر حسب اتفاق یه‌راهی برای ورود به پادشاهی بلدم.

13:57.270 --> 13:59.690
‫البته اگه درعوض بتونی بهمون کمک کنی.

13:59.690 --> 14:00.520
‫هی، کِی اونو-

14:00.520 --> 14:01.690
‫ساکت، مو شیرین‌بیانی.

14:01.690 --> 14:03.050
‫بیا، با این مخفیش کن.

14:03.050 --> 14:07.250
‫اوه، تو حتماً استادِ در باز کردن باشی،

14:07.250 --> 14:10.130
‫اومدی منو از این زندانِ صحرایی آزاد کنی.

14:10.130 --> 14:11.180
‫خودِ خودمم.

14:11.180 --> 14:15.460
‫فقط ازت می‌خوایم کمک کنی
‫یه‌سری راهزنِ کثیف رو به سزای عملشون برسونیم.

14:20.880 --> 14:23.360
‫عزرائیل رو به‌چشم دیدم...

14:23.360 --> 14:25.350
‫وایسا، یهو چی شد؟

14:39.650 --> 14:41.200
‫آه...

14:41.200 --> 14:44.730
‫ا ـ احیاناً نمی‌خوای کمکی چیزی کنی؟

14:46.360 --> 14:47.880
‫یا هنوز...

14:53.410 --> 14:54.590
‫هی.

14:54.590 --> 14:56.350
‫خوبی؟

14:57.420 --> 14:58.420
‫نه.

14:59.890 --> 15:01.880
‫می‌خوای درموردش حرف بزنی؟

15:02.630 --> 15:04.340
‫چی واسه حرف زدن مونده؟

15:05.220 --> 15:07.880
‫نمی‌خوام همینطوری اینجا ولت کنم.

15:07.880 --> 15:09.320
‫چرا که نه؟

15:10.100 --> 15:12.570
‫یه‌ذره هم ارزش ندارم.

15:12.570 --> 15:14.200
‫هیچی نیستم.

15:14.200 --> 15:16.530
‫زندگیم، خاطراتم...

15:16.530 --> 15:18.610
‫دوستام...

15:18.610 --> 15:20.280
‫همه‌شون دروغن.

15:25.500 --> 15:28.880
‫این شاید عجیب به‌نظر برسه، ولی...

15:28.880 --> 15:32.170
‫فکر کنم حستو درک کنم.

15:32.170 --> 15:37.180
‫خب، شـ ـ شاید خودِ اون حس رو نه، ولی...

15:38.280 --> 15:40.250
‫حس اینکه هیچی نیستی...

15:40.250 --> 15:41.550
‫یه‌جورایی عادیه.

15:41.550 --> 15:47.200
‫یعنی، توی دنیایی که ازش اومدم هم آدما همچین حسی پیدا می‌کنن.

15:47.200 --> 15:48.460
‫ولی خب...

15:49.400 --> 15:53.020
‫هـ ـ هنوز اون بالا به رفقات اهمیت می‌دی دیگه، نه؟

15:53.020 --> 15:56.180
‫مطمئنم اونا هم به تو اهمیت می‌دن.

15:56.180 --> 15:57.860
‫خب که چی؟

15:58.700 --> 16:00.870
‫وقتی شما برین، چی واسه ما می‌مونه؟

16:01.860 --> 16:04.020
‫فقط یه‌سری مانع‌ایم...

16:04.020 --> 16:06.540
‫ساخته شدیم که شکست بخوریم و فراموش بشیم.

16:07.890 --> 16:09.210
‫خب...

16:10.300 --> 16:11.870
‫لازم نیست اینطوری باشی.

16:13.770 --> 16:15.340
‫سـ‌ ـ سیرک...

16:15.340 --> 16:17.250
‫جایی که من ازش اومدم...

16:17.250 --> 16:18.480
‫خب...

16:18.480 --> 16:21.340
‫درواقع اهلِ یه‌جای دیگه‌م.

16:21.340 --> 16:22.420
‫ولی...

16:23.710 --> 16:25.870
‫اگه قرار باشه خونه‌م باشه...

16:26.880 --> 16:28.860
‫شاید برای تو هم بتونه باشه.

16:28.860 --> 16:33.420
‫کسایی که اونجان... هرچی نباشه منحصربه‌فردن.

16:34.690 --> 16:37.290
‫شاید تو هم...

16:38.460 --> 16:40.870
‫بتونی اونجا یه آدم واقعی باشی.

16:43.580 --> 16:45.520
‫چرا می‌خوای بهم روحیه بدی؟

16:46.320 --> 16:48.320
‫این چه منفعتی برات داره؟

16:49.990 --> 16:53.540
‫گمونم نمی‌خوام احساس کنی هیچی نیستی.

16:55.350 --> 16:57.620
‫نمی‌خوام هیچکس همچین احساسی داشته باشه.

16:58.740 --> 17:01.060
‫ولی من حتی یه آدم واقعی هم نیستم.

17:01.060 --> 17:02.550
‫اصلاً به اونجا تعلق دارم؟

17:03.620 --> 17:06.880
‫مطمئنم لااقل کمتر از من تعلق نداری.

17:06.880 --> 17:08.640
‫و اینکه...

17:08.640 --> 17:10.880
‫می‌تونم یه دوست داشته باشم.

17:10.880 --> 17:12.500
‫«یه دوست.»

17:13.560 --> 17:15.870
‫اخلاق عجیبی داری.

17:16.880 --> 17:18.880
‫گمونم بهتر از هیچیه.

17:20.350 --> 17:23.460
‫فقط ازت می‌خوام به پسرا درموردِ این چیزی نگی.

17:23.460 --> 17:25.650
‫بی‌سروپاهای خوش‌بینی‌ان.

17:25.650 --> 17:27.490
‫نمی‌خوام با خودم پایین بکشمشون.

17:27.490 --> 17:29.880
‫آره، منطقیه.

17:29.880 --> 17:31.980
‫راستی، اسمت چیه؟

17:31.980 --> 17:33.220
‫گامیگو.

17:33.220 --> 17:34.870
‫وای، این...

17:34.870 --> 17:36.870
‫به‌اندازه‌ی اسم خودم مسخره‌ست.

17:36.870 --> 17:39.710
‫برای بیرون رفتن از اینجا چه نقشه‌ای داری؟

17:40.230 --> 17:42.140
‫نمی‌دونم.

17:42.140 --> 17:46.290
‫شـ ـ شاید با گذاشتن یه‌چیزی زیرِ کامیون بشه گلیچ ایجاد کرد؟

17:46.290 --> 17:48.340
‫مطمئن نیستم چطوری می‌تونیم...

17:50.480 --> 17:54.460
‫خیلی‌خب، فقط دارم ایده‌های مختلفو امتحان می‌کنم.

17:54.460 --> 17:56.380
‫اگه این جواب نداد، از یه راه دیگه پیش می‌ریم.

17:56.380 --> 17:57.790
‫متخصص خودتی.

17:58.250 --> 17:59.870
‫واقعاً نیستم.

17:59.870 --> 18:01.300
‫ولی ببینیم چطور پیش می‌ره.

18:04.870 --> 18:07.790
‫حالا که فکر می‌کنم، ممکنه یه‌مقدار خشن باشـ ـ

18:45.980 --> 18:50.460
‫ولی خودمونیما، این خیلی ضدحال‌تر از چیزیه که انتظار داشتم.

18:50.460 --> 18:52.460
‫چه انتظاری داشتی؟

18:52.460 --> 18:55.420
‫می‌دونی، مثلاً یه نبرد نهاییِ بزرگ.

18:55.420 --> 18:57.580
‫خونریزی. مرگ. آشوب!

18:57.580 --> 18:58.620
‫حالا هرچی.

18:58.620 --> 19:00.490
‫مطمئنین ناپدید شدن؟

19:00.490 --> 19:03.150
‫مثلاً نیفتادن پایین یا همچین چیزی؟

19:03.150 --> 19:04.760
‫نمی‌تونم قطعی بگم، ولی...

19:04.760 --> 19:06.030
‫آره، مطمئنم.

19:06.030 --> 19:08.420
‫رئیس آدمی نیست که با یه دلقک غیبش بزنه.

19:08.420 --> 19:09.540
‫خیلی غیرعادیه.

19:09.540 --> 19:12.520
‫خب، این... نگران‌کننده‌ست.

19:12.520 --> 19:14.760
‫خب، در بدترین حالت،

19:14.760 --> 19:17.080
‫می‌تونیم از کین بخوایم پیداش کنه.

19:17.080 --> 19:20.190
‫بیشتر نگرانم یه تجربه‌ی وحشتناکِ دیگه داشته باشه.

19:20.190 --> 19:23.460
‫هنوز انگار به‌خاطر اتفاقِ دیروز ناراحته.

19:23.460 --> 19:26.130
‫فکر نکنم خیلی از من خوشش بیاد.

19:26.130 --> 19:28.130
‫هضمش برای هرکسی سخته.

19:28.130 --> 19:29.800
‫به خودت نگیر.

19:29.800 --> 19:32.190
‫یادمه خودتم طول کشید تا وفق پیدا کنی.

19:32.190 --> 19:33.880
‫ا ـ اوه، آره.

19:33.880 --> 19:36.560
‫تعجب کردم یادت مونده.

19:37.310 --> 19:38.350
‫چی یادم مونده؟

19:43.300 --> 19:45.230
‫کامیون دیگه‌ای دارین که پرواز کنه؟

19:45.230 --> 19:47.100
‫آره، وایسا... نه، نداریم.

19:47.100 --> 19:47.980
‫نه، اصلاً.

19:51.640 --> 19:53.140
‫رفتم که رفتم.

20:00.230 --> 20:01.990
‫نتونستی نگهش داری، مگه-

20:07.530 --> 20:10.390
‫آه، اینا دیگه چیه؟

20:10.390 --> 20:12.000
‫پامنی! حالت خوبه؟

20:12.000 --> 20:13.340
‫چـ ـ چی شد؟

20:13.340 --> 20:14.960
‫آره، خوبم.

20:14.960 --> 20:17.370
‫من... یه دوست جدید پیدا کردم.

20:18.700 --> 20:20.350
‫رئیس! کجا رفتی؟

20:20.350 --> 20:21.700
‫گیر افتادیم.

20:21.700 --> 20:23.120
‫دلتون نمی‌خواد بدونین.

20:23.120 --> 20:24.500
‫خوشحالم می‌بینمتون، پسرا.

20:28.880 --> 20:31.350
‫چرا دوتا کامیونِ آدم‌بدا اینجاست؟

20:36.520 --> 20:38.960
‫این‌یکی هم پر از شربته.

20:38.960 --> 20:41.030
‫اوه، آره. مثل اینکه هست.

20:41.030 --> 20:45.070
‫خب، به‌نظرتون این رفقام می‌تونن ‫این‌یکی رو برگردونن به دهکده؟

20:45.070 --> 20:46.320
‫گمونم.

20:46.320 --> 20:49.300
‫حالا که دوتا ازش داریم، فکر نکنم اشکالی داشته باشه.

20:51.190 --> 20:54.230
‫الان بدجوری ناامید شدم.

20:54.230 --> 20:58.450
‫خب، شاید توی ماجراجوییِ بعدی‌مون خون، مرگ، و خشونت باشه.

20:58.450 --> 21:00.410
‫ها ها ها ها. چه قشنگ.

21:00.410 --> 21:01.460
‫اوه، آره.

21:01.460 --> 21:04.050
‫آه، این گامیگو‌ـه.

21:04.050 --> 21:07.200
‫می‌خواد باهامون به سیرک برگرده.

21:07.200 --> 21:10.420
‫اوه! آه، می‌شه همچین کاری کرد؟

21:10.420 --> 21:13.300
‫آخه یه‌جورایی، دیدش به دنیا...

21:13.300 --> 21:15.370
‫کاملاً خرد و خاکشیر شد؟

21:15.370 --> 21:18.550
‫حس می‌کنم حداقل چیزی بود که می‌تونستم بهش پیشنهاد بدم.

21:18.550 --> 21:21.100
‫بهتر از اینه که اینجا ولش کنم.

21:21.740 --> 21:22.530
‫هی.

21:22.530 --> 21:23.940
‫چقدر مهربون، پامنی!

21:23.420 --> 21:24.380
‫آآه!

21:24.380 --> 21:28.310
‫بیاین این کامیونِ مسخره رو به پادشاهیِ مسخره ببریم دیگه!

21:30.880 --> 21:32.660
‫به لطف شما شوالیه‌های دلیر،

21:32.660 --> 21:35.260
‫پادشاهی‌مون باری دیگر به شکوه خواهد رسید.

21:35.260 --> 21:37.350
‫مطمئنم براتون کار راحتی نبوده.

21:37.350 --> 21:39.380
‫حتی روحتم خبر نداره.

21:40.660 --> 21:42.480
‫بدرود، شوالیه‌های دلیر.

21:42.480 --> 21:44.890
‫امیدوارم از اعدامِ اون راهزن لذت ببرید!

21:44.890 --> 21:45.780
‫بله.

21:45.780 --> 21:48.070
‫دقیقاً همین‌کارو می‌خوایم بکنیم.

21:50.380 --> 21:51.530
‫اوه، اینجا رو!

21:51.530 --> 21:54.160
‫شاید باز گذاشتن درِ دروازه برای هیچ و پوچ نبوده.

21:54.160 --> 21:56.160
‫ها؟ چی؟ فکر کردم مُرده!

21:56.160 --> 21:57.150
‫ولی بازم بازش گذاشتی؟

21:57.150 --> 21:58.150
‫خب، صبر کنید.

21:58.150 --> 21:59.450
‫گـ ـ گفتی چیکار کردی؟

21:59.450 --> 22:01.730
‫خب، امیدوارم دوباره برای کمکتون بیایم! خدافظ!

22:04.340 --> 22:08.300
‫خوش برگشتین، همبرگرهای پوست‌کلفتِ من!

22:08.300 --> 22:09.960
‫پس اینجا همون سیرکه، ها؟

22:09.960 --> 22:10.920
‫می‌تونم باهاش کنار بیام.

22:10.920 --> 22:11.340
‫اوخ!

22:11.340 --> 22:13.220
‫انگاری یکی‌شون تونسته بیاید اینجا.

22:13.220 --> 22:13.740
‫وایسا چی-

22:16.560 --> 22:18.400
‫و ـ وایسا، چی؟

22:18.400 --> 22:21.250
‫می‌دونم شما عاشق NPCهاتون هستین،

22:21.250 --> 22:24.480
‫ولی اگه حسابِ اینکه کی آدمه و کی NPC از دستم در بره،

22:24.480 --> 22:27.170
‫خدا می‌دونه ممکنه چه اتفاقی بیفته...

22:37.420 --> 22:39.870
‫خب، من می‌رم آب بخورم!

22:39.870 --> 22:41.870
‫خیلی‌وقته همچین کاری نکردم.

22:44.890 --> 22:47.400
‫آخیش، فکر کردم می‌خواد تا ابد اینجا بمونه.

22:47.400 --> 22:49.560
‫واقعاً به‌خاطرش متأسفم، پامنی.

22:49.560 --> 22:51.180
‫حداقل سعی خودتو کردی.

22:51.180 --> 22:53.860
‫می‌دونی، شاید تو یکی از ماجراجویی‌های آینده برگرده.

22:53.860 --> 22:57.300
‫می‌دونم کین بعضی‌وقتا خوشش میاد از NPCها دوباره استفاده کنه.

23:01.140 --> 23:03.210
‫همه‌چیزو آماده کردم.

23:03.210 --> 23:04.500
‫می‌گم...

23:04.500 --> 23:07.460
‫لااقل می‌خوای برای مراسم عزاداریِ کافمو بیای؟

23:09.260 --> 23:13.560
‫ما همیشه به یادبودِ کسایی که
‫استخراج شدن یه مراسم عزاداری برگزار می‌کنیم.

23:14.400 --> 23:18.180
‫این‌یکی به‌خاطر رسیدنِ تو و تمام کارها عقب افتاد.

23:18.180 --> 23:20.870
‫این حداقل کاریه که می‌تونیم برای گرامیداشت‌شون انجام بدیم.

23:32.350 --> 23:33.540
‫اوه، پسر.

23:33.540 --> 23:35.740
‫همیشه فکر می‌کنم برای این‌جور چیزا آماده‌ام،

23:35.740 --> 23:38.740
‫ولی وقتی عکس رو می‌ذاریم، خب...

23:38.740 --> 23:40.860
‫الانشم اشکم در اومده.

24:02.800 --> 24:12.800
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

24:12.900 --> 24:22.900
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

24:27.550 --> 24:35.550
‫ترجمه و تنظیم: HADAD
