WEBVTT

00:01.002 --> 00:02.324
" آنچــــه گــــذشــــت "

00:02.420 --> 00:03.463
چرا می‌خواید اینجا نگهش دارید؟

00:03.463 --> 00:06.007
.یه غده تو مغزش دیدم که دقیقاً مثل مال زنم بود

00:06.007 --> 00:07.242
.و این منو می‌ترسونه

00:07.342 --> 00:09.177
.خودشه -
نوگیتسونه؟ -

00:09.177 --> 00:10.929
شناختیشون؟ -
.یکی‌شون رو -

00:10.929 --> 00:14.683
.وقتی داخلش شه، از هرج و مرج، تقلا و رنجش تغذیه می‌کنه

00:14.683 --> 00:15.908
.منو می‌شناسی

00:15.908 --> 00:17.811
اگه اُنی نتونه شکستت بده

00:17.811 --> 00:19.710
.یکی رو می‌شناسم که می‌تونه

00:33.068 --> 00:35.745
.جواب داره، قسم می‌خورم
.یالا، فقط سعی کن

00:35.745 --> 00:37.414
اون چیه که بدون در دست گرفتنش می‌شکنه؟

00:37.414 --> 00:38.317
.واسه‌م مهم نیست

00:41.167 --> 00:43.236
قول. فهمیدی؟

00:43.336 --> 00:45.630
.نه، نفهمیدم
.احمقانه‌ست

00:45.630 --> 00:48.030
.خنده‌دار نیست
.هیچ‌کدوم اینکارا خنده‌دار نیست

00:52.971 --> 00:54.305
اون چیه که دندون داره ولی گاز نمی‌گیره؟

00:54.305 --> 00:56.141
میشه صداتو ببُری؟ -
.یالا، این یکی دیگه خوبه -

00:56.141 --> 00:57.513
اون چیه که دندون داره ولی گاز نمی‌گیره؟

01:00.395 --> 01:02.814
.شونه‌ی سر -
.این جوک‌ها مسخره‌ست -

01:02.814 --> 01:04.607
.جوک نیستن، احمق
.معما ان

01:04.607 --> 01:06.601
.دوست‌دخترم عاشقشونه

01:09.320 --> 01:11.056
اون چیه که گردن داره اما سر نداره؟

01:11.156 --> 01:11.993
!مامانت

01:13.074 --> 01:14.666
!بطری

01:17.454 --> 01:18.390
این دیگه چه کوفتیه؟

01:47.358 --> 01:48.628
اون چیه که گردن داره اما سر نداره؟

02:00.894 --> 02:20.907
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:39.322 --> 02:44.522
" فصل سوم - قسمت بیست‌ویکم "

03:02.433 --> 03:03.636
.یه روز شنبه می‌یان

03:05.401 --> 03:08.770
کجا نگهشون می‌داره؟

03:08.770 --> 03:11.783
.ببخشید، نمی‌دونی راجب چی صحبت می‌کنی

03:13.437 --> 03:15.203
.چاقوهای کوچیکش

03:17.172 --> 03:18.238
.خنجرهاش

03:22.909 --> 03:24.108
.می‌دونم چی هستن

03:27.544 --> 03:29.777
.یه شکل فیزیکی از دم اونن

03:35.581 --> 03:37.315
.حالا هرطور که کار می‌کنه

03:37.315 --> 03:40.117
.شاید علاقه‌مند باشی یکم راجبش یاد بگیری

03:40.117 --> 03:41.001
می‌تونم قسمت اسطوره‌ی ژاپنی‌ها

03:41.001 --> 03:41.802
.توی کتاب‌خونه رو نشونت بدم

03:42.618 --> 03:46.151
.نه، نه، دوست دارم با تو راجبش صحبت کنم

03:48.486 --> 03:52.455
،هرچقدر دُم قدیمی‌تر باشه
.انی هم قوی‌تر میشه

03:52.455 --> 03:55.423
درست می‌گم؟
.می‌دونم که یکی مونده

03:57.158 --> 03:59.526
.می‌دونم که قوی‌ترینشونه

03:59.526 --> 03:59.830
.متأسفانه، نمی‌دونم داری به چی اشاره می‌کنی

04:03.960 --> 04:07.602
.آدما همیشه سر حرف می‌یان

04:21.335 --> 04:30.006
.این خیلی شبیه منه

04:30.006 --> 04:31.340
.باید مامان‌بزرگم باشه

04:31.340 --> 04:32.674
یادته راجب "مالیا" بهت گفتم؟

04:32.674 --> 04:35.075
.اون آخرین نفریه که "استایلز" رو تو خانه‌ی اکو دیده

04:35.075 --> 04:39.176
.این عکسه و این

04:39.176 --> 04:41.645
.اینارو همراه یه جسد که تو دیوار بوده پیدا کردن

04:41.645 --> 04:43.913
عین همون عدد 5 که انی پشت گوشمون کِشید

04:43.913 --> 04:45.411
.روی دیوار بوده

04:46.916 --> 04:48.181
طوریه که انگار همه‌ش

04:48.181 --> 04:49.415
.به خونواده‌ت برمی‌گرده

04:49.415 --> 04:51.184
.مامان‌بزرگت، مامانت

04:55.255 --> 04:57.148
چی شده؟ -
.بابامه -

05:04.430 --> 05:05.838
،"کیرا"
آوردیش؟

05:07.642 --> 05:09.936
بهم می‌گی چیه؟ -
.رِیشی -

05:09.936 --> 05:11.949
واقعاً که نمی‌خوای به بابا قارچ جادوئی بدی؟

05:25.618 --> 05:26.540
حالت خوبه؟

05:31.040 --> 05:32.226
استایلز" اینکارو کرد؟"

05:33.418 --> 05:34.860
.دنبال آخرین کایکن بوده

05:37.046 --> 05:39.632
.از وقتی دوستتون ناپدید شد، اینُ پیش خودم نگه می‌داشتم

05:39.632 --> 05:42.697
.مامان، باید راجب همه‌چیز باهامون حرف بزنی

05:51.769 --> 05:52.859
اینُ از کجا آوردید؟

05:53.980 --> 05:55.353
مامان‌بزرگه؟

05:57.025 --> 05:58.397
.نه

05:59.193 --> 06:00.601
.منم

06:08.828 --> 06:10.565
.هیز"، بیا یکم کمک کن"

06:12.081 --> 06:13.875
!"هیز"

06:13.875 --> 06:15.626
مریک"، گفتی چندتا بودن؟"

06:15.626 --> 06:18.921
.پنج جعبه سیب

06:18.921 --> 06:20.673
.پنج تا

06:20.673 --> 06:21.580
.فقط سه تا اینجا مونده

06:22.342 --> 06:23.827
.باشه، چهار تا جعبه سیب

06:25.678 --> 06:26.598
!"یالا، "هیز

06:38.024 --> 06:40.270
!اگه این شمایید، پس باید تقریباً 90 سالتون باشه

06:41.235 --> 06:43.680
.تقریباً 900 سالمه

06:43.780 --> 06:47.158
!آره، صد در صد
چرا که نه!؟

06:47.158 --> 06:48.726
بابا، تو چند سالته؟

06:48.826 --> 06:50.411
.43

06:50.411 --> 06:52.347
!اما بهم می‌گن شبیه 35 ساله‌ها ام

07:13.601 --> 07:16.333
.شمشیر آخرین باری که ازش استفاده شد خرد شد

07:17.355 --> 07:18.935
کِی بود؟

07:19.816 --> 07:21.859
.سال 1943

07:21.859 --> 07:23.403
.در برابر یه نوگیتسونه

07:23.403 --> 07:25.563
تمام این قضایا، قبلاً اتفاق افتادن، مگه نه؟

07:27.407 --> 07:28.908
.بله

07:28.908 --> 07:32.203
،اونایی که نمی‌تونن گذشته رو به‌یاد بیارن
.محکوم به اینن که قضایا براشون تکرار بشه

07:32.203 --> 07:34.080
نوگیتسونه از کجا اومده بود؟

07:34.080 --> 07:37.041
.یه کمپ اسیران زمان جنگ جهانی دوم بود

07:37.041 --> 07:40.378
.تو شهر اوک کریک
.از اینجا خیلی دور نیست

07:40.378 --> 07:42.864
"یه لحظه وایسا، به "آلیسون" و "آیزاک

07:42.964 --> 07:45.049
.گفته بودید هیچ کمپی تو اوک کریک نبوده

07:45.049 --> 07:47.969
.خونواده‌ی "آلیسون" سابقه‌ی خشونت دارن

07:47.969 --> 07:50.054
.نمی‌دونستم مورد اعتماد هست یا نه

07:50.054 --> 07:52.181
.آره، یه کمپ بود

07:52.181 --> 07:53.975
.اما تمام گزارشاتش پاک شدن

07:53.975 --> 07:55.150
.روش سرپوش گذاشتن

07:57.437 --> 07:59.547
،وقتی فارق‌التحصیل شدم

07:59.647 --> 08:01.524
،پروژه‌ی داوطلبانه‌ام

08:01.524 --> 08:03.943
،که بیشتر از روی وسواس فکری بود

08:03.943 --> 08:06.073
.کشف حقیقت اوضاع اوک کریک بود

08:08.239 --> 08:10.600
."با مادرت اینطوری آشنا شدم، "کیرا

08:19.041 --> 08:20.918
خب، نوگیتسونه از کجا اومد؟

08:20.918 --> 08:22.325
مگه هنوز مشخص نیست؟

08:24.630 --> 08:26.173
.از من

08:51.616 --> 08:53.826
.بچه‌ها، صداتون رو بیارید پایین

08:53.826 --> 08:56.586
.واسه همه به اندازه‌ی کافی هست
.اما اگه بهداری بشنوه، هیچی گیر هیچکی نمی‌یاد

08:58.039 --> 08:59.525
."میشیو"

09:07.298 --> 09:09.800
توپ بیس‌بال، "نوشیکو"؟

09:09.800 --> 09:12.337
برنامه نچیندی ترقه بپیچونی؟
شایدم یه اسلحه‌ی اتوماتیک؟

09:14.388 --> 09:16.689
."داغی نگاهتو پشتم حس می‌کنم، "ساتومی

09:21.479 --> 09:24.547
.خیلی زود زود استفاده می‌کنی
.همینطور زیاد

09:25.733 --> 09:26.925
باید یکمش رو پس بدم؟

09:32.031 --> 09:34.501
.می‌دونم ماهی حدّاقل یه بار میگرن می‌گیری

09:38.788 --> 09:40.461
.ترجیح می‌دم درد بکِشم

09:46.963 --> 09:49.048
."می‌دونم چه فکری راجبم می‌کنی، "نوشیکو

09:49.048 --> 09:52.343
.فکر می‌کنی من ضعیفم، چون از قوانین پیروی می‌کنم

09:52.343 --> 09:56.472
فکر می‌کنی قوانین مال احمق‌ها و
.ترسوها و فرمان‌بردارهاست

09:56.472 --> 10:01.060
یه روباه جوان همیشه قوانین رو
.می‌دونه که بتونه بشکنتشون

10:01.060 --> 10:03.771
اما روباه پیرتر و پخته‌تر

10:03.771 --> 10:07.206
.استثناهای قوانین رو یاد می‌گیره

10:15.408 --> 10:18.164
،شما دوتا، خوب گوش کنید
.تنها کاری که باید بکنیم اینه که ساکت باشیم

10:24.041 --> 10:25.479
.میشیو"، برگرد"

10:28.170 --> 10:29.755
این دیگه چه کوفتی بود؟

10:29.755 --> 10:31.397
.بهدارها دارن می‌یان

10:50.151 --> 10:53.177
کسی چیزی گم نکرده؟

10:53.177 --> 10:56.869
.دیشب از کامیون‌مون آذوقه دزدیده شده

10:56.869 --> 10:59.061
کسی اینجا نمی‌دونه چه اتفاقی افتاده؟

11:10.102 --> 11:13.128
."مریک" -
.فقط دارم وظیفه‌ی میهن‌پرستانه‌ام رو انجام می‌دم، سرجوخه -

11:13.128 --> 11:15.222
.می‌خوام اون پنجره رو درست کنید

11:15.222 --> 11:16.818
.قراره صبح یه بازرسی انجام بگیره

11:16.818 --> 11:19.245
.بهتره چیزی که نباید رو پیشتون پیدا نکنیم

11:19.245 --> 11:20.609
قرار نیست الآن بگردیم؟

11:20.609 --> 11:22.771
.بازرسی صبح صورت می‌گیره

11:22.771 --> 11:24.699
.اینجا یه مرکز جابجاییه
.نه یه زندان

11:24.699 --> 11:27.556
،اگه بهتون احساس بهتری می‌ده
.می‌تونید کمپ تابستونی هم بهش بگید

11:28.689 --> 11:29.833
.قربان

11:52.755 --> 11:54.416
،یا به قول آمریکایی‌ها

11:55.716 --> 11:58.585
.هرچی بکاری همونم دِرو می‌کنی

12:05.393 --> 12:08.062
.کیرا"، باید تو این مورد کمکم کنی

12:08.062 --> 12:09.737
.وقت زیادی نداریم

12:09.737 --> 12:11.746
.و این کاریه که باید تو روز انجام بشه

12:11.746 --> 12:13.620
.نه تا وقتی که بهمون همه‌چیز رو بگید

12:15.331 --> 12:18.511
."بهشون بگو، "نوشیکو
.چیزی که باید رو بهشون بگو

12:20.724 --> 12:25.145
.گرگ‌ها و روباه‌ها نباید با هم باشن

12:25.145 --> 12:27.122
.نه فقط تو افسانه‌ها و داستان‌ها

12:27.122 --> 12:30.505
اما همکاریشون، با اینکه از
.روی میل نیست، اما باید ازش استقبال بشه

12:30.505 --> 12:32.178
.الالخصوص در زمان جنگ

12:39.825 --> 12:41.659
.ببخشید، اما نمی‌تونم بذارم با این برید

12:41.659 --> 12:43.367
.بالاتر از حدّ ولتاژ قانونیه

12:43.367 --> 12:45.411
.فقط واسه شکار ازش استفاده می‌کنم

12:45.411 --> 12:48.995
آره، خب، مطمئنم واسه روشن کردن
!یه بوئینگ 747 هم می‌تونی ازش استفاده کنی

12:48.995 --> 12:52.513
این دارایی متعلق به منه
.اتهامات هم که ازم برداشته شدن

12:52.513 --> 12:55.025
.البته دقیقاً نمی‌دونم مسئول این جریان کیه

12:55.025 --> 12:58.654
."منم، من بهش رسیدگی می‌کنم، "پریش

12:58.654 --> 12:59.930
.کلانتر، شوخی نمی‌کنم

13:00.030 --> 13:02.061
.اینجور چیزا چند وات با شمشیر الکتریکی اختلاف دارن

13:03.033 --> 13:04.312
.گفتم من بهش رسیدگی می‌کنم

13:07.037 --> 13:09.940
متخصصی که تو لوس‌انجلس دیدم دقیقاً
همون چیزی که همه‌ی دکترا وقتی می‌خوان

13:10.040 --> 13:12.251
.دادگاهی نشن رو بهم گفت

13:12.251 --> 13:13.620
".خیلی مطمئن نیستیم"

13:15.337 --> 13:16.964
.بعدش با "ملیسا" صحبت کردم

13:16.964 --> 13:20.737
.اینا اسکن‌های مغزی ان
."مال زنم و "استایلز

13:22.052 --> 13:23.219
.می‌دونستم یه‌جورن

13:24.263 --> 13:26.056
.اما شکل همن

13:26.056 --> 13:28.893
.فتوکپی هم

13:28.893 --> 13:31.896
باید گمون کنم ممکن نیست؟ -
.نه حتی یه ذره -

13:31.896 --> 13:33.628
.پس آقای حقه‌باز هنوز داره حقه می‌زنه

13:35.399 --> 13:37.318
اما چرا این حقه رو؟

13:37.318 --> 13:39.487
،وقتی توی ارتش بودم

13:39.487 --> 13:43.324
یه افسر بهم گفت
،اگه می‌خوای دشمنت رو شکست بدی"

13:43.324 --> 13:45.851
."شجاعتش رو ازش نگیر

13:45.951 --> 13:48.162
".امیدش رو ازش بگیر"

13:48.162 --> 13:51.404
به‌نظر مثل اون دسته آدما که زود
.امیدشون رو از دست می‌دن نیستی

13:51.404 --> 13:52.604
.اما شاید "استایلز" زود از دست بده

13:55.613 --> 13:58.086
این موجود درونش، اگه داره
از بیماری مادرش به عنوان

13:58.086 --> 14:01.126
،یه حقه‌ی روان‌شناسی استفاده می‌کنه

14:01.126 --> 14:03.031
.پس این قضایا فقط مبارزه بر سر جسمش نیست

14:03.031 --> 14:05.503
مبارزه بر سر ذهنش هم هست، درسته؟

14:05.503 --> 14:08.611
.می‌دونی، اون بعضیا رو شدیداً زخمی ول می‌کنه

14:08.611 --> 14:10.781
.و بعضیا رو شدیداً مُرده

14:12.888 --> 14:14.169
.به‌خاطر همینه که کمکتون رو می‌خوام

14:16.896 --> 14:20.671
.کسایی رو می‌خوام که همچین چیزایی رو تجربه کردن

14:23.913 --> 14:26.051
.باید کمکم کنید متوقفش کنم

14:27.890 --> 14:31.730
،و منظورت از متوقف کردنش
.اینه که به دامش بندازیم

15:19.212 --> 15:21.550
چرا وقتی خشن‌بازی در می‌یاری ازت خوشم می‌یاد؟

15:21.550 --> 15:24.725
.شاید چون ازم می‌خوای که یه مبارز باشم

15:24.725 --> 15:27.732
.نه، از بهدار خوش تیپم خوشم می‌یاد

15:27.732 --> 15:29.336
.زیاد ازش خوشت نیاد

15:29.336 --> 15:32.075
.بهدار خوش‌تیپت داره نگران میشه

15:32.075 --> 15:33.479
فکر می‌کنم باید دست از وسایلی که

15:33.479 --> 15:35.917
."از کامیون می‌پیچونی برداری، "نوشیکو

15:35.917 --> 15:38.022
.مخصوصاً آذوقه‌های دارویی

15:38.022 --> 15:39.894
.کم‌کم دارن متوجه میشن

15:39.894 --> 15:41.527
خب اگه بفهمن چی میشه؟

15:44.137 --> 15:46.676
داری ضرب‌المثل ژاپنی رو به من می‌گی؟

15:46.676 --> 15:48.647
.میخی که بزنه بیرون رو با چکش می‌فرستنش تو

15:48.647 --> 15:51.288
.ضرب‌المثل خوبیه

15:51.288 --> 15:52.591
می‌دونی که فردا صبح می‌یان

15:52.591 --> 15:55.063
و همه‌چیز رو توقیف می‌کنن، درسته؟

15:55.063 --> 15:56.967
.همه رو مجازات می‌کنن تا تورو لو بدن

15:56.967 --> 15:58.538
.تو ارتش اینطوری انجامش می‌دن

15:58.538 --> 16:00.376
.باشه، فهمیدم

16:00.376 --> 16:02.748
،اگه پیچوندن چندتا بطری آسپیرین انقدر بده

16:02.748 --> 16:04.049
.برشون می‌گردونم

16:06.056 --> 16:08.092
.بذار کمک کنم
.منم می‌تونم چیزی بپیچونم

16:09.297 --> 16:10.966
.خودمم می‌تونم خیلی حقه‌باز باشم

16:12.371 --> 16:13.638
وای خدا، اون شکلاته؟

16:16.949 --> 16:18.652
.فکر می‌کردم وقتی خشن میشم ازم خوشت می‌یاد

16:18.652 --> 16:19.986
.از شکلات بیشتر خوشم می‌یاد

16:31.382 --> 16:33.387
.خیلی‌خب، بسه
.دیگه بسه

16:33.387 --> 16:34.991
.نمی‌خوایم داستانای اونجوریتو بشنویم

16:34.991 --> 16:36.427
.می‌خوایم بدونیم چطوری "استایلز" رو نجات بدیم

16:36.427 --> 16:37.965
.دارم سعی می‌کنم بهتون بگم

16:37.965 --> 16:39.433
.دارید سعی می‌کنید طفره برید

16:40.838 --> 16:42.610
،وقتی خورشید غروب کنه

16:42.610 --> 16:44.046
انی دوباره به سراغش می‌ره، مگه نه؟

16:44.046 --> 16:45.673
."دوستت دیگه از دست رفته، "اسکات

16:45.673 --> 16:48.300
.فکر نکنم خیلی از این بابت مطمئن باشی

16:48.300 --> 16:51.470
.خودت انی رو فراخوندی
خودتم می‌تونی مرخصشون کنی؟

16:51.470 --> 16:53.205
.تقصیر خودش نیست

16:53.305 --> 16:55.307
.شاید "استایلز" بهترین دوستت باشه

16:55.307 --> 16:56.752
.شاید واسه‌ت مثل یه برادر باشه

16:56.752 --> 16:58.389
.اما الآن یه نوگیتسونه ‌ست

16:59.311 --> 17:00.562
.عاطل و باطل شده

17:00.562 --> 17:02.615
می‌تونی مرخصشون کنی؟

17:02.615 --> 17:04.242
،وقتی بقیه‌ی داستان رو بشنوی

17:04.242 --> 17:05.711
.دیگه ازم نمی‌خوای اینکارو بکنم

17:16.012 --> 17:19.398
.اینا تنها چیزای غیرمرگباری ان که تونستم پیدا کنم

17:19.498 --> 17:20.416
.همه‌ش رو بردارید

17:21.667 --> 17:22.935
نقشه چیه؟

17:22.935 --> 17:24.470
بهترین شانسمون الآن اینه که "درک" بتونه

17:24.470 --> 17:26.171
.بوی "استایلز" رو از خانه‌ی اکو دنبال کنه

17:26.171 --> 17:28.340
.مخصوصاً اگه اونجا شرایط استرس‌زایی رو سیر کرده باشه
(به‌خاطر عرق کردن و بوی استایلز داره می‌گه)

17:28.340 --> 17:30.509
باید چهارتامون بریم یه جا؟

17:30.509 --> 17:32.136
استایلز" دیگه کجاها خودش رو نشون داده؟"

17:32.136 --> 17:34.121
.مدرسه، بیمارستان

17:34.221 --> 17:36.765
.خیلی‌خب، صبر کنید
.قبلاً اینکارو کردیم

17:36.765 --> 17:38.517
.ناپدید شد
.دنبالش گشتیم

17:38.517 --> 17:40.978
.بعدش به راحتی تو تله‌ی توی بیمارستان افتاد

17:40.978 --> 17:42.730
.ازمون می‌خواد که دوباره همون حرکت‌ها رو بکنیم

17:42.730 --> 17:45.024
خب، چیکار کنیم؟
وایسیم تا خودش بیاد دنبالمون؟

17:45.024 --> 17:47.776
نمی‌تونیم. نه با وجود انی
.که غروب خورشید می‌افته دنبالش

17:47.776 --> 17:49.637
.اسکات" الآن داره با "کیرا" روش کار می‌کنه"

17:49.737 --> 17:51.113
.مشکل همینه

17:51.113 --> 17:52.929
!همه‌مون داریم سعی می‌کنیم تو مکاری بزنیم رو دست روباه مکار

17:57.036 --> 17:59.171
.گوش کنید

17:59.171 --> 18:01.672
.اگه کسی بخواد بکشه کنار درک می‌کنم

18:06.078 --> 18:07.978
.من اگه برم میشم اولین گرگی که از دست روباه فرار کرده

18:09.081 --> 18:11.083
.ظاهراً من باید شمشیر نوری رو بیارم

18:11.083 --> 18:12.519
.بابا، تو و "درک" به خانه‌ی اکو سر بزنید

18:12.519 --> 18:13.719
.کلانتر، من و شما باید بریم بیمارستان

18:13.719 --> 18:15.285
.تو مدرسه همدیگه رو می‌بینیم

18:20.526 --> 18:23.996
داری چک می‌کنی ببینی محض
احتیاط انتخابای کُشنده هم داری یا نه؟

18:23.996 --> 18:26.466
.دوست دارم برای بدترین شرایط هم آماده باشم

18:26.466 --> 18:28.633
من و "ریز" راه‌هایی برای
.دیدن همدیگه پیدا کردیم

18:29.903 --> 18:31.135
.بعضی وقتا تو سربازخونه

18:33.606 --> 18:34.707
بعضی وقتا تو پناهگاه

18:34.707 --> 18:37.610
جایی که وسایل نقلیه‌ی
.ارتش رو اونجا پارک می‌کردن

18:37.610 --> 18:41.213
قرار بود اونو چند هفته‌ی دیگه
.به شمال آفریقا اعزام کنن

18:41.213 --> 18:43.279
.من داشتم بهش یه کم فرانسوی یاد می‌دادم

18:47.019 --> 18:49.019
.فودرا
.آ تلفظ می‌شه

18:50.156 --> 18:52.091
.کوپ دی فودرا

18:52.091 --> 18:54.660
.بد نیست
.این یه اصطلاحه

18:54.760 --> 18:57.257
."اما ترجمه‌ی تحت‌اللفظیش می‌شه "آذرخش

19:00.057 --> 19:01.005
.امبراس موا

19:04.186 --> 19:05.979
.یادم نمی‌آد اینو بهت یاد داده باشم

19:05.979 --> 19:07.731
.اینو خودم یاد گرفتم

19:07.731 --> 19:09.023
.فکر کردم ممکنه به کارم بیاد

19:11.235 --> 19:13.394
.پس، امبراس موا

19:15.030 --> 19:16.660
.منو ببوس

19:35.050 --> 19:38.595
ما دیدیم "مریک" و "هیز" با
.دکتر اردوگاه صحبت می‌کردن

19:38.595 --> 19:41.045
،اونا آروم زمزمه می‌کردن
.و خیلی تند تند حرف می‌زدن

19:46.979 --> 19:48.162
."نوشیکو"

19:50.399 --> 19:51.523
مامان، چی کار داری می‌کنی؟

20:01.034 --> 20:02.011
چه جوری این کارو کردی؟

20:03.162 --> 20:05.038
.این یکی از توانایی‌های ماست

20:05.038 --> 20:06.874
."چیزی که یاد خواهی گرفت، "کیرا

20:06.874 --> 20:09.391
باید تا الان متوجه شده باشی
.که تو هرگز مریض نشدی

20:10.335 --> 20:12.212
.هرگز

20:12.212 --> 20:16.075
تا حالا چیزی به سادگی یه
.سرماخوردگی معمول رو تجربه نکردی

20:16.175 --> 20:18.138
.یا چیزی به بدی آنفولانزا

20:20.637 --> 20:21.955
...یا چیزی مثل

20:22.055 --> 20:24.113
.ذات‌الریه
.مثل بقیه

20:30.230 --> 20:33.103
."رینکو" -
.من خوبم. اونقدرام بد نیست -

20:48.793 --> 20:50.319
.ذات‌الریه داره همه رو از پا در می‌آره

20:50.319 --> 20:51.944
.و هیچ "ام و بی"ای هم برامون باقی نمونده

20:52.044 --> 20:53.545
ام و بی"؟"

20:53.545 --> 20:56.071
."داروی "می و بیکر
.سولفادیازین ـه

20:58.300 --> 20:59.968
.من اون جعبه‌ها رو دیدم

20:59.968 --> 21:01.297
منظورت چیه جعبه‌ها؟
.ما فقط یکی گرفتیم

21:01.297 --> 21:02.729
.سه تا بودن

21:02.729 --> 21:04.672
می‌دونم یه عالمه خرت و پرت
،از اون کامیون برداشتم

21:04.672 --> 21:06.375
.اما هیچ "ام و بی"ای برنداشتم

21:07.809 --> 21:09.436
.ریز" صورتحسابو بررسی کرد"

21:09.436 --> 21:11.244
اما از قبل هم می‌دونستیم
.چه اتفاقی داره می‌افته

21:13.482 --> 21:17.027
دکتر "لیستون" داشت از
،مریک" و "هیز" استفاده می‌کرد"

21:17.027 --> 21:19.157
.تا داروها رو تو بازار سیاه بفروشه

21:23.492 --> 21:27.572
میشیو"؟ "میشیو"؟"
!"میشیو"

21:46.708 --> 21:47.981
.گوش کنید

21:47.981 --> 21:49.268
!گوش کنید

21:49.268 --> 21:51.478
تنها کاری که باید بکنیم اینه که بریم پیش مدیر

21:51.478 --> 21:53.355
.و یه شکایت‌نامه‌ی رسمی تحویلشون بدیم

21:53.355 --> 21:56.233
می‌خوای باهاشون صحبت کنی؟
.بیا همین کارو کنیم

21:56.233 --> 21:58.777
بیا بهشون بگیم چه طور یکی از دکترا

21:58.777 --> 22:01.805
داشته داروها رو می‌دزدیده
.و تو بازار سیاه می‌فروختدشون

22:01.905 --> 22:04.541
.اونا گوش می‌دن
.مجبورن

22:04.541 --> 22:07.441
.مطمئنم این کارو می‌کنن
.سرشونو تکون می‌دن

22:07.441 --> 22:09.022
.با لبخند فروتنانه‌شون

22:09.022 --> 22:11.164
."می‌گن، "یه محموله‌ی جدید تو راهه

22:11.164 --> 22:13.286
".به زودی"
...در حالی که امروز

22:14.209 --> 22:15.736
،امروز

22:16.503 --> 22:18.338
.پسر من مُرده

22:18.338 --> 22:20.399
...من می‌دونم چه احساسی داری

22:22.465 --> 22:25.291
."نه، "ریکو
.من می‌دونم تو چه احساسی داری

22:25.892 --> 22:27.889
.احساس مریضی می‌کنی

22:27.889 --> 22:30.267
.کنار "میشیو" دفنت می‌کنم

22:30.267 --> 22:32.394
می‌خوای نظر منو بدونی؟

22:32.394 --> 22:34.943
.تو حتی یه لبخند فروتنانه هم گیرت نمی‌آد

22:35.897 --> 22:37.446
.اونا بهمون گوش نمی‌دن

22:38.317 --> 22:39.916
چرا باید این کارو بکنن؟

22:43.087 --> 22:45.156
.من یه راه دارم که مجبورشون کنم گوش بدن

22:45.156 --> 22:49.422
.فهمیدم که با زود حرف زدن مرتکب اشتباه شدم

22:51.725 --> 22:55.093
.من به هیچ کس کمک نمی‌کردم
.فقط داشتم باعث تحریک یه شورش می‌شدم

23:09.470 --> 23:11.472
!صبر کنید! صبر کنید
.اسلحه‌هاتونو بذارید کنار

23:11.472 --> 23:13.304
!بذاریدشون کنار

23:16.175 --> 23:17.941
!ما دکتره رو می‌خوایم

23:23.580 --> 23:25.447
این آدما، اگه بتونن منو از این ماشین بکِشن بیرون

23:25.447 --> 23:27.615
می‌دونید چه اتفاقی می‌افته؟

23:27.615 --> 23:30.249
!یه طناب می‌ندازن دور گردنم

23:30.249 --> 23:31.718
و ممکنه اونقدر مؤدب باشن

23:31.718 --> 23:33.418
.که ازم بپرسن آخرین حرفم چیه

23:33.418 --> 23:35.220
می‌دونید آخرین حرفم چی خواهد بود؟

23:35.220 --> 23:36.688
."من شریک جرم داشتم"

23:36.688 --> 23:37.854
پس چه طوره که الان شما برید بیرون

23:37.854 --> 23:39.255
و یه کم حواسا رو پرت کنید، ها؟

23:39.255 --> 23:41.957
.اونا یه کم لوله، سنگ و چوب دارن

23:41.957 --> 23:43.325
.شما اسلحه دارید

23:43.325 --> 23:45.324
.حالا، برید بیرون و به یه چیزی شلیک کنید

23:45.926 --> 23:47.452
!یالا

23:47.552 --> 23:49.888
.من فریاد زدم که تمومش کنن

23:49.888 --> 23:51.784
.اما خیلی از مردم مریض بودن

23:52.891 --> 23:55.060
.و خیلیاشون در حال مرگ بودن

23:55.060 --> 23:57.754
.تا اون موقع اون چنان خشمی ندیده بودم

23:57.854 --> 24:01.081
.یه چیز زنده و نفس‌کِش بود

24:30.345 --> 24:33.441
!برید عقب! عقب
!برید عقب! برید عقب

24:46.069 --> 24:50.740
حالا می‌فهمم که چرا "ساتومی" همیشه
.سعی می‌کرد ساکت بمونه

24:50.740 --> 24:52.976
،چرا یه بار در ماه میگرن می‌گرفت

24:53.076 --> 24:56.371
.و اینکه چرا همیشه تو بازی "رفتن" بود

24:56.371 --> 24:57.611
.این کار آروم نگهش می‌داشت

24:59.458 --> 25:01.084
.اون گاز گرفته شده بود

25:01.084 --> 25:02.252
گرگینه‌های گازگرفته‌شده

25:02.252 --> 25:03.519
اوقات سخت‌تری رو

25:03.519 --> 25:04.954
.برای فرو نشوندن خشم‌شون دارن

25:04.954 --> 25:08.054
یه خشم ناگهانی و غیر قابل انتظار ممکنه
.باعث بشه اونا همه‌ی کنترلشونو از دست بدن

25:41.977 --> 25:43.816
می‌دونی چیه، من نمی‌دونم
.شما چه جوری این کارو می‌کنید

25:46.546 --> 25:47.657
.شما همه‌تون خیلی قوی‌اید

25:49.090 --> 25:50.617
.نترسید

25:50.717 --> 25:53.220
لعنتی، شما حتی تونستید
.نمره‌هاتونم بالا نگه دارید

25:53.220 --> 25:57.182
.من "ایکان" رو دارم می‌افتم

25:57.182 --> 25:58.704
این همون کلاس مربیه؟

26:02.103 --> 26:03.710
.خب، من باهاش یه صحبتی می‌کنم

26:18.495 --> 26:20.241
هی. تو خوبی؟

26:22.749 --> 26:24.532
...من

26:25.085 --> 26:26.521
.نترس نیستم

26:27.379 --> 26:29.673
.خیلیم وحشت‌زده‌م

26:29.673 --> 26:32.467
.همیشه وحشت‌زده‌م
...من

26:32.467 --> 26:34.493
یه جوری رفتار می‌کنم که انگار می‌دونم
.دارم چی کار می‌کنم، اما نمی‌دونم

26:37.097 --> 26:39.633
.نمی‌دونم الان "آیزاک" داره می‌میره یا نه

26:43.478 --> 26:45.964
.نمی‌دونم در مورد "اسکات" اشتباه کردم یا نه

26:46.064 --> 26:47.607
.نمی‌دونم پدرم چه فکری می‌کنه

26:47.607 --> 26:49.979
.نمی‌دونم باید به "درک" اعتماد می‌کردیم یا نه
.نمی‌دونم

26:50.819 --> 26:52.182
.هیچی نمی‌دونم

27:01.997 --> 27:03.451
می‌دونی چیش جالبه؟

27:05.584 --> 27:06.889
.درست مثل یه پلیسی

27:20.098 --> 27:21.251
.هی

27:23.560 --> 27:24.725
.خوب می‌شی

27:26.896 --> 27:27.952
.باشه

27:34.404 --> 27:35.922
چیه؟

27:35.922 --> 27:38.958
.یه نفر وارد خونه‌م شده

27:38.958 --> 27:41.489
بعد از اینکه "استایلز" شروع
،کرد به تو خواب راه رفتن

27:41.489 --> 27:43.851
.یه سری اقدامات امنیتی انجام دادم

27:43.851 --> 27:45.872
.سنسورهای حرکتی
.دوربین

27:46.419 --> 27:48.018
این اتاقشه؟

28:32.756 --> 28:35.691
.اون تیراندازی تقریباً منو کُشت

28:35.691 --> 28:37.817
،نمی‌دونم چند تا گلوله وارد بدنم شد

28:37.817 --> 28:39.772
.اما با تک‌تک‌شون جنگیدم

28:40.989 --> 28:42.978
،باعث شد بدن من خیلی ضعیف بشه

28:42.978 --> 28:45.878
ضربان قلبم انقدر آروم بود
.که به نظر می‌اومد مُردم

28:50.434 --> 28:51.849
اما حتی در اون حال هم

28:53.166 --> 28:55.526
.من حالم خیلی بهتر از "ریز" بود

28:57.957 --> 29:01.770
.فریادش در تمام خونه‌ی "ایکن" شنیده می‌شد

29:01.770 --> 29:04.332
،تو همه‌ی اتاقاش طنین‌انداز می‌شد
.تو همه‌ی راهروهاش

29:05.851 --> 29:07.537
.اون تو درد و رنج مُرد

29:09.630 --> 29:14.148
،دکتره، این طور که به نظر می‌اومد
.مورفین‌ها رو هم فروخته بود

29:18.840 --> 29:23.495
مریک" و "هیز" مسئول"
،از بین بردن اجساد شدن

29:23.495 --> 29:25.720
،هم اجساد آمریکایی‌ها
.و هم آمریکایی-ژاپنی‌ها

29:28.184 --> 29:31.456
اونا همین طور داشتن
،دکتر "لیستون" رو منتقل می‌کردن

29:31.456 --> 29:33.377
.تا یه جای دیگه مستقرش کنن

29:40.295 --> 29:43.129
.اونا داشتن روی اون ماجرا سرپوش می‌ذاشتن

29:43.129 --> 29:46.739
،"دکتره، "مریک"، "هیز
.و بقیه، همه

29:46.739 --> 29:48.559
.اونا داشتن از قتل فرار می‌کردن

29:53.688 --> 29:57.433
،از قضا، فکر می‌کنم

29:57.433 --> 29:59.827
.جسد "ریز" رو گذاشتن کنار من

30:37.917 --> 30:39.164
من می‌خواستم سربازا

30:39.164 --> 30:40.277
و مدیر اردوگاه

30:40.277 --> 30:43.314
.به خاطر جرمی که مرتکب شدن، مجازات بشن

30:43.314 --> 30:45.742
.اما می‌دونستم که زمان داره می‌گذره

30:45.742 --> 30:47.563
.داشتم شانس‌مو از دست می‌دادم

30:49.150 --> 30:51.949
.اونا داشتن منو با بقیه می‌سوزوندن

30:54.785 --> 30:57.852
من نمی‌تونستم با اون بدن ضعیفم که هنوز
.در حال ترمیم شدن بود، باهاشون مقابله کنم

30:58.866 --> 31:00.415
.به سختی می‌تونستم حرکت کنم

31:01.430 --> 31:02.575
.داشتم می‌مُردم

31:04.770 --> 31:07.301
،همین طور که زمان داشت از دستم می‌رفت

31:07.301 --> 31:10.000
.می‌دونستم دارم تصمیم اشتباهی می‌گیرم

31:10.000 --> 31:13.845
اما نمی‌تونستم با دونستن این که
.اونا دارن فرار می‌کنن، بمیرم

31:13.845 --> 31:17.556
.پس از اجدادم درخواست "کیتسونه-تسوکی" کردم

31:17.556 --> 31:19.581
.تسخیرشده توسط روح روباه

31:19.581 --> 31:22.110
،درخواست یه نوگیتسونه‌ی قدرت‌مند

31:22.110 --> 31:26.325
یکی از هرج و مرج
.نزاع و درد تغذیه می‌کنه

31:28.014 --> 31:31.219
،که کنترل بدن ضعیف منو به دست بگیره

31:31.219 --> 31:36.246
با قدرت بهش نفوذ کنه
.و به عنوان یه سلاح ازش استفاده کنه

31:36.246 --> 31:40.024
.اما درخواست کمک از یه روح شیاد کار خطرناکیه

31:40.024 --> 31:43.444
.اونا ممکنه حس شوخ‌طبعی تاریکی داشته باشن

31:43.444 --> 31:47.436
،چون وقتی نوگستیونه اومد تا یک رو تسخیر کنه

31:49.534 --> 31:51.090
.اون من نبودم

32:03.256 --> 32:04.337
.چه غلطی

32:15.852 --> 32:19.631
چی شد؟ -
.بدن من شروع به بهبود یافتن کرد -

32:19.731 --> 32:22.191
.و تونستم خودمو از زمین بلند کنم

32:22.191 --> 32:23.835
.اما خیلی دیر شده بود

32:29.073 --> 32:31.143
!ریز"! "ریز"، بس کن"

32:32.327 --> 32:33.761
!"ریز"

32:39.667 --> 32:40.689
!"ریز"

32:42.670 --> 32:44.088
اون چی کار کرد؟

32:44.088 --> 32:48.377
اون هرج و مرج، نزاع و درد بیشتری رو با خودش
.آورد، بیشتر از حدی که بتونید تصور کنید

33:53.658 --> 33:57.457
.باید پیداش می‌کردم
.باید متوقفش می‌کردم

34:01.207 --> 34:03.300
.کیرا"، عجله کن"
.داره شب می‌شه

35:00.475 --> 35:02.860
.کوپ دی فودرا

35:27.335 --> 35:30.171
."ترجمه‌ی تحت‌اللفظیش می‌شه "آذرخش

35:30.171 --> 35:33.027
در در زبان فرانسوی، می‌تونه به
.معنی "عشق در نگاه اول" هم باشه

35:36.761 --> 35:40.147
اما آذرخش دقیقاً چیزیه که
.ما الان بهش احتیاج داریم

35:40.765 --> 35:41.933
برای چی؟

35:41.933 --> 35:44.836
خارج کردن نوگیتسونه از بدن
.ریز" باعث شکستن کاتانا شد"

35:46.729 --> 35:49.315
.اما تو می‌تونی درستش کنی

35:49.315 --> 35:50.717
چرا خودت این کارو نمی‌کنی؟

35:50.817 --> 35:52.765
.چون من نوگیتسونه‌ی رعد نیستم

35:56.114 --> 35:57.765
بهم اعتماد داری؟

35:57.865 --> 36:00.201
.من همین الان فهمیدم که تو 900 سالته

36:00.201 --> 36:02.001
.فکر نکنم دیگه هرگز بتونم بهت اعتماد کنم

36:03.162 --> 36:04.399
.در این مورد بهم اعتماد کن

36:39.171 --> 36:40.373
اینا چیَن؟

36:41.413 --> 36:43.354
این برچسبا واسه چیَن؟

36:43.354 --> 36:47.401
این چیزیه که "استایلز" قبلاً سعی داشت
.باهاش در مورد شما برام توضیح بده

36:49.143 --> 36:51.085
جالبه، شاید این یه پیغام
.از طرف "استایلز" باشه

36:51.085 --> 36:52.127
.استایلز" واقعی"

36:55.631 --> 36:58.217
فکر می‌کنید دلیلی داره که اسم من رو شاهه؟

36:58.217 --> 36:59.927
،خب
.تو شدیداً تحت مراقبتی

36:59.927 --> 37:03.472
اگرچه فکر می‌کنم جزئیات هشداردهنده‌ش اینه که

37:03.472 --> 37:05.329
.تو یه حرکت تا کیش و مات شدن فاصله داری

37:07.810 --> 37:10.104
.این یه پیغام از طرف "استایلز" نیست

37:10.104 --> 37:11.964
.این یه تهدید از طرف نوگیتسونه‌هه‌س

37:12.064 --> 37:13.983
.اون تو اتاق زیرشیروونیه
.این چیزیه که سعی داره بهمون بگه

37:13.983 --> 37:15.818
.و ازمون می‌خواد که بریم اونجا -
.داره شب می‌شه -

37:15.818 --> 37:17.626
.دیگه بیشتر از این نمی‌تونست شبیه یه تله باشه

37:17.626 --> 37:19.025
.من فکر نمی‌کنم تله باشه

37:19.025 --> 37:21.073
.فکر کنم نظرت یه کم کجه، کلانتر

37:21.073 --> 37:22.325
.گوش کن ببین چی می‌گم

37:22.325 --> 37:25.561
چیزی که اینجا داریم باهاش دست و پنجه
.نرم می‌کنیم، اساساً یه آدم بدون انگیزه‌س

37:25.661 --> 37:27.413
بدون هیچ دلیل و منطقی، درسته؟

37:27.413 --> 37:30.041
یعنی چی؟ -
.دشمن‌مون قاتل نیست -

37:30.041 --> 37:32.585
.اون یه شیاده
.کُشتن فقط نتیجه‌ی فرعی‌شه

37:32.585 --> 37:35.988
اگه داری سعی می‌کنی بگی
،اون ما رو نمی‌کُشه

37:36.088 --> 37:37.262
.من خیلی در این باره مطمئن نیستم

37:37.262 --> 37:39.167
.نمی‌کُشه
.اون فقط مسخره‌بازی می‌خواد

37:39.167 --> 37:40.836
.می‌خواد شعبده‌بازی کنه
.می‌خواد شوخی کنه

37:41.594 --> 37:43.538
تنها کاری که ما باید بکنیم

37:43.638 --> 37:45.389
.اینه که یه جوک جدید درست کنیم

37:45.389 --> 37:47.038
.خورشید داره غروب می‌کنه، کلانتر

37:47.850 --> 37:48.990
چی تو فکرته؟

38:17.213 --> 38:19.215
.بیا

38:19.215 --> 38:20.422
.این حالا مال توئه

38:22.677 --> 38:24.132
اگه نخوامش، چی؟

38:25.846 --> 38:27.211
.لازمش داری

38:29.767 --> 38:32.420
دیدی؟
.این بهت تعادل می‌ده

38:32.520 --> 38:34.689
."قدرت من حالا مال توئه، "کیرا

38:34.689 --> 38:37.508
،اگه اُنی نتونه "استایلز" رو متوقف کنه
.تو باید این کارو کنی

38:37.608 --> 38:39.105
.همون کاری که من کردم

38:41.570 --> 38:43.652
.و شاید دنبال یه گرگ گشتن، بتونه کمک کنه

38:45.032 --> 38:46.895
.شما هیچی به ما نگفتید

38:46.895 --> 38:48.379
می‌خواید "استایلز" رو نجات بدید؟

38:48.379 --> 38:50.621
.بکُشیدش

38:50.621 --> 38:52.239
.این تنها راهه

38:53.666 --> 38:55.084
شما با این موافقید؟

38:55.084 --> 38:57.322
."بعضی وقتا، تاریخ خودشو تکرار می‌کنه، "اسکات

38:59.130 --> 39:00.781
.فقط وقتی که ازش درس نگیری

39:00.881 --> 39:04.007
،حتی اون موقع هم بعضی وقتا
.سرنوشت علیه‌ت توطئه می‌کنه

39:13.394 --> 39:15.396
.یه راهی برای نجاتش هست

39:15.396 --> 39:16.748
.باید باشه

39:21.235 --> 39:22.401
."کیرا"

40:06.572 --> 40:08.449
.من اینو می‌برم به یه جای امن

40:08.449 --> 40:09.825
.این چیزی نیست که من نگرانشم

40:11.994 --> 40:15.291
.تاریخ با تبدیل بچه‌ها به قاتل خیلی خوب نیست

40:17.792 --> 40:19.527
این بچه‌ها نقش خودشونو خیلی پیش از اینکه

40:19.627 --> 40:21.897
.ما به تپه‌های "بیکن" برگردیم، ایفا کردن

40:31.097 --> 40:34.875
.من شیشه رو در بین ریشه‌های "نمتون" دفن کردم

40:34.975 --> 40:38.015
قربانی کردن اونا بود که باعث
.برگشتن قدرت اون شد

40:42.066 --> 40:43.565
.اونا باعث آزاد شدن شیطان از قفسش شدن

41:11.095 --> 41:11.808
.سلام، بابا

41:16.200 --> 41:31.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
