WEBVTT

01:09.069 --> 01:10.612
یه مدته خوب نمی‌خوابم

01:13.615 --> 01:14.741
کابوس می‌بینم

01:15.765 --> 01:20.765
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:21.540 --> 01:23.500
شک دارم این روزها تنها کسی باشم که اینجوریه

01:28.255 --> 01:29.882
گرچه وایلی خیلی سر حال به نظر می‌اومد

01:30.060 --> 01:38.060
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:39.892 --> 01:41.226
سلام -
صبح بخیر -

01:41.977 --> 01:43.687
صبح بخیر. همه چی روبراهه؟

01:44.271 --> 01:48.358
آره، فقط زنگ زدم حالت رو بپرسم
و صبح بخیر بگم

01:48.358 --> 01:50.319
خب، ممنون. صبح بخیر

01:51.320 --> 01:54.064
سگت چطوره؟ -
اون سگِ من نیست، باشه؟ -

01:54.088 --> 01:55.574
اون یه سگه

01:55.991 --> 01:58.803
و اون سگیه که توی خواب
خروپف می‌کنه و لگد می‌زنه

01:58.827 --> 02:01.413
...پس متأسفانه اون

02:03.081 --> 02:04.082
آلمانی‌ها بهش چی میگن؟

02:05.167 --> 02:09.670
غیر قابل تحمل»؟»
بی‌پایان»؟»

02:09.670 --> 02:11.006
غیر قابل تحمل

02:11.006 --> 02:13.091
درسته. آره، اصلاً نمیشه
این سگ رو تحمل کرد

02:15.761 --> 02:17.095
بهتره برم سرِ کارم

02:17.095 --> 02:19.848
،ولی می‌خواستم بدونم
چیزی شنیدی؟

02:20.349 --> 02:21.517
در مورد دخترِ سیگل؟

02:21.517 --> 02:22.643
آره

02:22.643 --> 02:25.020
منظورت از چهار ساعت پیشه که بهم زنگ زدی؟

02:25.020 --> 02:27.523
نه، هیچ خبری به دستم نرسیده

02:28.190 --> 02:31.026
خیلی خب. خوبه

02:31.050 --> 02:33.050
.بعداً حرف می‌زنیم
...ممنون بابتِ

02:33.153 --> 02:36.490
.شوگر، دوباره بهت میگم
.دوست ندارم پیگیرِ این پرونده باشی

02:38.450 --> 02:39.451
می‌دونم

02:43.372 --> 02:45.248
چرا مدام این رو بهم میگه؟

02:46.166 --> 02:48.311
چی انقدر نگرانش می‌کنه؟

02:48.335 --> 02:51.797
یعنی، غیر از داروها و خواب‌های بد
،و لرزیدنِ گهگاهی دستم

02:52.548 --> 02:53.549
خوبم

02:54.883 --> 02:56.843
یه روزِ زیبای دیگه توی کالیفرنیا

02:56.867 --> 03:02.325
‫ترجمه از: سینا صداقت و امیر ستارزاده

03:02.349 --> 03:03.433
سلام، چند بار بهت زنگ زدم

03:03.433 --> 03:06.603
.شرمنده. نیاز به خواب داشتم
گوشی‌ام رو خاموش کردم. چی شده؟

03:06.603 --> 03:08.188
...دیشب یه مردی

03:10.148 --> 03:13.569
.شرمنده. دارم صبحونه درست می‌کنم
،یه مردی اومد خونه‌ام

03:13.569 --> 03:15.529
و سراغ تو و کارمن رو گرفت -
لعنتی -

03:15.529 --> 03:17.030
.من چیزی نگفتم
.خودم رو به اون راه زدم

03:17.030 --> 03:19.616
مگه از خواهرم و کارش چی می‌دونم، درسته؟ -
...خب -

03:19.616 --> 03:21.451
فقط فکر نمی‌کنم حرفم رو باور کرده باشن

03:21.451 --> 03:23.203
،خیلی شرمنده که مزاحمت شدم
،ولی بچه‌هام اینجان

03:23.203 --> 03:25.497
و این یارو واقعاً من رو ترسوند

03:25.497 --> 03:27.457
عیب نداره. من الان راه افتادم -
باشه -

03:33.589 --> 03:34.423
جدی؟

03:35.007 --> 03:36.008
من... قصد نداشتم

03:41.638 --> 03:43.014
کارت عالی بود، تریسا

03:43.724 --> 03:45.308
!معرکه بود

03:54.151 --> 03:56.445
سلام. خوبی؟

03:56.445 --> 03:58.488
،خیلی معذرت می‌خوام
.ولی چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

03:59.948 --> 04:04.244
ببین کی اینجاست؟
.بالأخره ملانی متیوز تشریف آورد

04:08.165 --> 04:11.093
« چارلی »

04:11.126 --> 04:13.128
چارلی یه دوستِ قدیمیه که
دوست دارم باهاش کار کنم

04:14.421 --> 04:15.255
آره

04:16.173 --> 04:17.716
غیرنظامیه، ولی بهش اعتماد دارم

04:17.716 --> 04:19.134
زیرِ دوش بودم

04:19.968 --> 04:20.969
آهان. چی شده؟

04:22.221 --> 04:23.263
کجا؟

04:23.263 --> 04:24.681
خیلی خب. الان راه می‌افتم

04:24.681 --> 04:27.267
الان ملانی متیوز رو زیر نظر داره

04:27.267 --> 04:30.229
البته نه که فکر کنم ملانی
مسئولِ ناپدید شدن اُلیویاست

04:30.253 --> 04:32.314
ولی بعد از صحبتی که دیروز باهاش کردم، واضحه

04:32.314 --> 04:34.066
اون بیشتر از اونی که نشون میده می‌دونه

04:34.066 --> 04:36.485
سلام. شوگر سگ گرفته؟ -
سلام، چارلی -

04:36.985 --> 04:38.612
اون مالِ من نیست

04:39.112 --> 04:40.614
چند وقته که اونجاست؟

04:41.490 --> 04:42.658
هشت و نیم دقیقه

04:43.242 --> 04:44.618
حالش چطور بود؟
چطور به نظر می‌اومد؟

04:45.118 --> 04:49.081
نمی‌دونم، شوگ. شبیه زنی بود که
با ماشینش از جایی به جای دیگه می‌رفت

04:49.081 --> 04:52.668
چیه، فکر می‌کنی اُلیویا سیگل اونجاست؟ -
نمی‌دونم کی اونجاست، چارلی -

04:53.919 --> 04:55.879
اون وانتِ اف-150 نو رو می‌بینی؟

04:55.879 --> 04:57.839
آره -
وانتِ قشنگیه، مگه نه؟ -

04:58.173 --> 05:00.384
آره، برای همچین محله‌ای واقعاً قشنگه -
آهان -

05:00.384 --> 05:03.203
اون یکی وانت رو اون طرفِ خیابون می‌بینی؟
دقیقاً همونه، اف-150

05:03.227 --> 05:05.180
اون مرد مشکوک رو می‌بینی که توش نشسته؟

05:05.180 --> 05:07.641
.آهنگ گوش نمیده. با گوشی‌اش کار نمی‌کنه
.حواسش کاملاً جمعه

05:08.141 --> 05:10.227
آره. داره کار می‌کنه -
آهان -

05:11.895 --> 05:12.896
ازش خوشم نمیاد

05:13.730 --> 05:14.857
میرم یه نگاهی بندازم

05:15.357 --> 05:17.234
...اگه تا ده دقیقه دیگه برنگشتم

05:18.443 --> 05:21.280
حله. اون موقع پلاک‌هاشون رو به روبی میدم

05:21.280 --> 05:22.364
خیلی خب

05:25.659 --> 05:27.953
،دوباره، همونطور که گفتم
.من روحم هم خبر نداره

05:28.620 --> 05:30.372
صحیح -
ولی چون دوستت کلیفورد -

05:30.372 --> 05:33.458
یه عوضیه که زنش رو کتک می‌زنه
و بر اساس چیزهایی که می‌بینم

05:33.458 --> 05:36.670
،مظنونِ اصلی پرونده‌ی قتل خواهرِ تریساست

05:36.670 --> 05:38.755
،اگه می‌دونستم کجاست

05:38.755 --> 05:42.551
خیلی قبل از این که تو ازم بپرسی
یه چیزی به پلیس‌ها می‌گفتم

05:44.178 --> 05:45.304
فکر کنم داری دروغ میگی

05:45.804 --> 05:46.972
واقعاً نمی‌دونم

05:46.972 --> 05:49.516
...خدای من. نمی‌تونم
.بیا یه چیز دیگه رو امتحان کنیم

05:50.017 --> 05:52.060
واسکز، فامیلیِ کارمن

05:52.060 --> 05:54.563
...آشپزِ صبحونه، میشه لطفاً

05:56.481 --> 05:58.066
اُلیویا با کارمن واسکز ارتباط داره

05:58.066 --> 06:00.903
که با کلیفورد کارتر ارتباط داره
...که به ملانی ارتباط پیدا می‌کنه

06:01.403 --> 06:05.240
...نه، می‌فهمم. قطعاً جور در میاد

06:05.240 --> 06:08.243
قسمتِ منطقیش با عقلم جور در میاد

06:09.995 --> 06:15.751
...ولی در یک سطح غیرمنطقی و حسی

06:19.213 --> 06:22.007
،که با هر خری که اون بالاست ارتباط داره

06:22.508 --> 06:23.800
...پس -
!لعنتی -

06:25.677 --> 06:27.596
الان نه. باید برم

06:27.596 --> 06:28.972
!الان نه

06:28.972 --> 06:32.684
فکر کنم داری دروغ میگی
ولی کاملاً مطمئن نیستم

06:32.684 --> 06:35.270
چون تو یه سری حرفِ منطقی زدی

06:38.857 --> 06:43.862
پس ما دستِ دوستت تریسا رو میذاریم
...توی این مخلوط‌کن

06:43.862 --> 06:45.447
!الان نه

06:46.490 --> 06:47.783
...روشنش می‌کنیم -
چی؟ -

06:47.783 --> 06:49.826
و می‌بینیم چه اتفاقی می‌افته -
چی؟ -

06:57.084 --> 06:59.002
.البته که تو جیغ می‌زنی
.این رو می‌دونیم

06:59.002 --> 07:00.837
...بچه‌ها صدای جیغت رو می‌شنون -
!لطفاً نکنید -

07:00.861 --> 07:02.130
و می‌زنن زیر گریه

07:03.006 --> 07:05.342
ولی تو چیکار می‌کنی؟ -
لطفاً بس کن -

07:05.342 --> 07:09.304
اون موقع در مورد کلیف چی میگی؟

07:09.888 --> 07:13.141
این چیزیه که واقعاً در موردش کنجکاوم

07:13.141 --> 07:14.518
یالا

07:14.518 --> 07:15.769
پس بذار ببینیم

07:15.769 --> 07:18.021
!نه، نه! خواهش می‌کنم -
!باشه بابا! بهت میگم لعنتی -

07:19.481 --> 07:20.524
اوه، می‌دونم -
!نه -

07:23.944 --> 07:25.070
!بس کن

07:26.321 --> 07:27.573
!تریسا، درو باز کن

07:29.241 --> 07:30.617
!تریسا، درو باز کن

07:31.618 --> 07:33.870
.تریسا، می‌دونم اونجایی
.صدات رو می‌شنوم

07:33.894 --> 07:35.598
درو باز کن. یالا

07:35.622 --> 07:36.832
هر چه بیشتر، بهتر

07:36.832 --> 07:38.333
یالا، تریسا

07:41.086 --> 07:42.379
ما در این مورد حرف زدیم، تریسا

07:42.379 --> 07:43.589
وقتی زنگ می‌زنم، جواب بده

07:43.589 --> 07:46.175
.تقصیرِ من بود که درو دیر باز کرد
.داشتیم اسموتی درست می‌کردیم

07:46.175 --> 07:47.676
این یاروها کی هستن؟

07:47.676 --> 07:48.844
تو کی هستی، رفیق؟

07:48.844 --> 07:51.013
.اولاً من رفیقت نیستم
.من مأمور دادگاهم

07:51.013 --> 07:54.057
ثانیاً تریسا واسکز تحتِ نظارت منه -
تو مأمورِ ناظر آزادی مشروطشی؟ -

07:54.081 --> 07:55.934
.اینجا خیلی بهم ریخته‌ست
چیکار می‌خوای بکنی؟

07:55.934 --> 07:58.395
یادت رفته مأمورهای حمایت از کودکان
یه ساعت دیگه میان؟

07:58.395 --> 08:01.940
.یادت رفته قرار داشتی
!یادت رفته. عالی شد

08:01.940 --> 08:05.319
!خیلی خب. همه برید بیرون. یالا
!برید بیرون. تو، تو، تو و تو بیرون

08:05.319 --> 08:07.029
.تو بمون و کمکش کن تمیز کنه
!برید بیرون

08:07.029 --> 08:08.571
وگرنه هویت‌هاتون رو چک می‌کنم

08:08.595 --> 08:10.365
تا ببینم کسِ دیگه‌ای
تخلفی داشته یا نه

08:10.365 --> 08:13.285
.برید بیرون! یالا. برو
!برو بیرون، رفیق. بیرون

08:13.285 --> 08:14.453
!نه. نه، مرد

08:14.453 --> 08:16.163
نه، نه» دیگه یعنی چی؟»
!برو بیرون

08:16.163 --> 08:18.832
اون کت و شلوار؟
اون ساعت؟

08:18.856 --> 08:24.671
نه، یه مأمور ناظر آزادی مشروط واقعی
تمام عمرش کار می‌کنه

08:24.671 --> 08:26.006
و به این چیزها پول نمیده

08:26.006 --> 08:27.090
از کت و شلوارم خوشت میاد؟

08:28.967 --> 08:30.427
چرا بهم نمیگی واقعاً کی هستی، رفیق؟

08:32.221 --> 08:36.975
.دارم به طرز عجیبی وسوسه میشم
...ولی چطوره به جاش

08:38.769 --> 08:39.645
چیه؟

08:40.270 --> 08:41.522
اون چارلیه

08:42.356 --> 08:43.357
چی؟

08:46.401 --> 08:47.611
!چه غلطا

08:48.195 --> 08:49.112
تو با من بیا

08:50.697 --> 08:52.533
اونا تکون نمی‌خورن -
باشه -

08:55.410 --> 08:56.411
همونجا بمونید

09:02.125 --> 09:04.545
بچه‌ها رو بردار -
چه غلطی می‌کنی، شوگر؟ -

09:04.545 --> 09:05.754
دقیقاً

09:12.135 --> 09:14.221
بهت گفتم مثل مادرت
از این ماشین مراقبت کنی

09:14.221 --> 09:15.347
می‌دونم

09:15.347 --> 09:16.431
لعنتی

09:19.226 --> 09:20.227
ممنون -
خیلی خب -

09:20.727 --> 09:22.270
خیلی خب، چارلی. از اینجا ببرشون

09:22.479 --> 09:24.564
حله. هی، سگه چی؟

09:30.195 --> 09:31.446
رئیس

09:35.033 --> 09:36.034
کلک زدن

09:41.248 --> 09:42.249
به منی زنگ بزن

09:47.754 --> 09:48.755
جواب نمیده

09:55.179 --> 09:57.097
خیلی خب. باید بریم -
چی؟ چی؟ -

09:57.097 --> 09:58.182
باید بریم

10:01.101 --> 10:02.978
باورم نمیشه تعقیبم می‌کردی

10:04.980 --> 10:06.899
یالا. سوار شو. آفرین پسرِ خوب

10:09.026 --> 10:10.652
چیزی نیست. گرفتمت

10:26.543 --> 10:29.463
.خب، سلام غریبه
.چه سورپرایز قشنگی

10:32.341 --> 10:34.134
امیدوارم ناراحت نشی که سرزده اومدم

10:36.345 --> 10:37.554
بدون این که زنگ بزنم

10:38.180 --> 10:39.473
نه، به هیچ وجه

10:41.099 --> 10:42.309
می‌خوای بیای تو؟

10:46.730 --> 10:47.773
خب یه لطفی ازت می‌خوام

10:50.901 --> 10:52.069
البته که می‌خوای

10:56.698 --> 11:03.539
جان استیون شوگر، متولد دوم سپتامبر 1976
در شاگرین فالزِ اوهایو

11:04.414 --> 11:07.918
یکی از دو بچه. پدرش برق‌کار بوده

11:07.918 --> 11:10.161
وقتی جان 12 سالش بوده مُرده

11:10.185 --> 11:11.898
مادرش معلم بازنشسته‌ست

11:11.922 --> 11:14.007
...بذار ببینیم

11:14.299 --> 11:15.693
بچه‌ی باهوشی بوده

11:15.717 --> 11:17.970
توی مدرسه‌ی دولتی نمراتِ خوبی گرفته

11:17.970 --> 11:20.639
.توی کالج واسر شاگرد اول کلاسش بود
...بعد از اون... و این جالبه

11:20.639 --> 11:23.308
توی مؤسسه زبان وزارت دفاع شرکت کرده

11:23.308 --> 11:25.727
اونجا مدرسه‌ی زبان ارتش
با دوره‌های فوق فشرده‌ست

11:25.727 --> 11:28.856
زبان‌های روسی، اسپانیایی، اردو و هرچی

11:28.856 --> 11:31.608
چیزهایی رو که یاد گرفتنشون سال‌ها طول می‌کشه
توی چند هفته یاد می‌گیرن

11:31.608 --> 11:32.818
!نه بابا

11:33.318 --> 11:35.279
خب کیا به این مؤسسه میره؟ -
آدم‌های زیادی -

11:35.279 --> 11:38.365
،افسرهای نظامی
،مقاماتِ آینده‌ی وزارت امور خارجه

11:38.365 --> 11:40.367
دیپلمات‌های خارجی آینده -
جاسوس‌های آینده؟ -

11:41.243 --> 11:44.454
البته. این یارو کیه، کنی؟

11:44.454 --> 11:45.831
به تحقیق ادامه بده

11:47.833 --> 11:49.543
خب، خوشحالم که اتفاقی برات نیفتاد

11:51.003 --> 11:52.212
خوشحالم که صدمه ندیدی

11:57.259 --> 11:58.760
باید بهم بگی چه خبره

12:00.220 --> 12:01.221
چرا اونجا بودی؟

12:02.014 --> 12:03.015
تریسا رو از کجا می‌شناسی؟

12:09.313 --> 12:10.856
من داوطلبانه توی یه پناهگاه کار می‌کنم

12:11.356 --> 12:15.527
به زن‌ها کمک می‌کنم
از روابط سوءاستفاده‌آمیز بیرون بیان

12:15.527 --> 12:19.781
چند وقت پیش به تریسا کمک کردم
از شوهرِ افتضاحش دور شه

12:20.532 --> 12:24.203
،و بعدش یه ماه پیش
.خواهرش کارمن بهم زنگ زد

12:24.912 --> 12:28.498
.یعنی، هردوشون زن‌های خوبی هستن
.هردو در رابطه با مردها بدشانسی میارن

12:29.666 --> 12:33.504
.و اون موقع اُلیویا کمکم می‌کرد
.یعنی... عاشق این کار بود

12:33.504 --> 12:35.756
،اون رو از لاکش بیرون آورد
.مثل کاری که با من می‌کنه

12:35.756 --> 12:38.425
...آدم رو از اضطراب و فکر و خیال دور می‌کنه و

12:39.301 --> 12:42.804
.اون کارمن رو دوست داشت
اونا خیلی بهم نزدیک شدن

12:42.804 --> 12:45.807
در این مدت اُلیویا مواد مصرف نمی‌کرد؟
...اون

12:45.807 --> 12:46.934
اون پاک بود

12:47.434 --> 12:48.477
...تا این که

12:49.561 --> 12:52.147
چی؟ بعدش چی شد؟
.یعنی، یه اتفاقی افتاد

12:54.983 --> 12:57.236
اون شب، از خونه‌ی کارمن بهم زنگ زد

12:58.779 --> 13:00.155
اون واقعاً ترسیده بود

13:05.577 --> 13:06.578
اوضاع خوب نیست

13:08.830 --> 13:10.624
کارمن جواب نمی‌داد

13:10.624 --> 13:11.875
و من بهش زنگ می‌زدم

13:13.001 --> 13:14.461
پس تصمیم گرفتم بیام بهش سر بزنم

13:14.461 --> 13:16.421
...همه جا پر از خون بود و اون

13:17.714 --> 13:19.842
...کارمن، اون... اون

13:19.842 --> 13:23.679
.پس من... من داشتم به پلیس زنگ می‌زدم
.داشتم شماره رو می‌گرفتم

13:23.679 --> 13:25.264
،یه تفنگ روی تاقچه بود

13:25.264 --> 13:29.351
که اصلاً با عقل جور در نمی‌اومد
تا این مرد اومد توی خونه

13:29.351 --> 13:32.104
اون یه کیسه‌ی جنازه دستش بود

13:32.104 --> 13:35.941
یعنی، کدوم خری کیسه‌ی جنازه دمِ دست داره؟

13:35.941 --> 13:38.402
یعنی، کی... کی؟

13:39.111 --> 13:41.071
.تفنگ اونجا بود
.اون اونجا بود

13:41.071 --> 13:42.113
اون من رو دید

13:42.137 --> 13:46.492
از دیدن این که من دیدمش خوشش نیومد

13:46.577 --> 13:48.120
...و برای همین

13:50.622 --> 13:51.623
آره

14:01.842 --> 14:04.428
من قصد نداشتم. قصد نداشتم -
چیزی نیست -

14:07.139 --> 14:08.390
اون هیچ کار اشتباهی نکرده

14:10.225 --> 14:13.604
چرا به پلیس زنگ نزدید؟ -
،من چندین بار بهش گفتم -

14:13.604 --> 14:16.732
«باید زنگ می‌زدیم»
ولی اون قبول نکرد

14:16.732 --> 14:18.692
اون رسواییش رو نمی‌خواست -
کدوم رسوایی؟ -

14:18.692 --> 14:20.527
من سوابقِ کلیفورد رو دیدم

14:21.195 --> 14:23.530
پلیس‌ها بهش مدالِ افتخار می‌دادن
ازش تقدیر می‌کردن

14:23.530 --> 14:26.742
.اون به خاطر خانواده‌اش هر کاری می‌کنه
.اولویتش خانواده‌اشه

14:27.409 --> 14:29.578
دو ساله که اخبارشون
...توی رسانه‌های زرد نبوده

14:29.578 --> 14:31.830
!عجب -
و حالا این اتفاق افتاد -

14:33.040 --> 14:34.624
اون وحشت کرد

14:34.648 --> 14:36.648
هردومون وحشت کردیم

14:41.173 --> 14:43.217
اون آخرین باری بود که دیدمش

14:44.676 --> 14:47.012
یعنی، اون بچه‌ی منه

14:48.263 --> 14:50.724
می‌دونی، حداقل دوست دارم
اینجوری در موردش فکر کنم

14:53.435 --> 14:55.812
ولی احمقانه بود

14:57.022 --> 14:59.608
،اون کارهای احمقانه‌ی زیادی می‌کنه
.ولی خب منم همینطورم

14:59.608 --> 15:01.944
پس هر چه بادا باد

15:05.864 --> 15:06.865
تو دوستش داری

15:08.909 --> 15:11.245
می‌دونی، فکر کنم اگه قراره
،کارِ احمقانه‌ای بکنی

15:12.204 --> 15:13.789
احتمالاً این بهترین بهانه‌ست

15:18.502 --> 15:20.254
مثل یه متولد برج سنبله‌ی واقعی حرف زدی

15:28.178 --> 15:31.097
پیداش می‌کنیم. باشه؟ حتماً

15:33.308 --> 15:34.309
من پیداش می‌کنم

15:36.687 --> 15:37.521
قول میدم

15:40.148 --> 15:41.733
تو کی هستی، جان شوگر؟

15:45.000 --> 15:47.000
« دسترسی ناشناس شناسایی شد »

15:57.000 --> 15:58.000
« جاده‌ی 1551 لایکن، لس‌آنجلس »

15:58.375 --> 15:59.376
‫این کیه؟

15:59.377 --> 16:00.960
« آژانس امنیت ملی »
« پرونده کارمند - محرمانه »

16:00.961 --> 16:03.964
‫پس از این مؤسسه زبان خارج میشه
‫و به تفنگدارانِ دریایی ملحق میشه

16:07.509 --> 16:09.136
‫زندگی عجیبی داشته

16:09.136 --> 16:11.221
‫پس نه زن داره، نه بچه‌ای؟

16:12.806 --> 16:14.016
‫چطوری توی مُشتم بگیرمش؟

16:15.267 --> 16:16.852
‫همیشه یه مادری هست

16:16.852 --> 16:18.270
‫درسته

16:18.937 --> 16:20.564
‫هلن شوگر

16:20.564 --> 16:25.194
‫در حال حاضر توی فلگستفِ آریزونا ساکنـه

16:27.362 --> 16:32.201
‫من نسخه‌ی اولیه‌ی فیلم رو دیدم، برنی.
‫اون خیلی باهوشـه.

16:32.201 --> 16:34.578
‫بحثی سرش ندارم.
‫واقعاً عملکردش عالی بوده.

16:34.578 --> 16:36.288
‫این قراره زندگیش رو عوض کنه

16:36.288 --> 16:40.334
،پسرمون بچه که بود
.نامزد بهترین بازیگر نقش مکمل شد

16:40.334 --> 16:42.600
‫الان هم جایزه‌ی بهترین
‫بازیگر نقش اول رو برنده میشه

16:42.836 --> 16:47.591
‫جدی به نظرم شانسش رو داره.
‫مشکل چیه؟

16:48.425 --> 16:51.303
‫ممکنه بی‌احتیاطی‌های دیوی بر ملا بشه

16:51.303 --> 16:53.805
‫خب، اسم دختره رو بهم بده.
‫مطمئن میشم لب وا نکنه.

16:53.805 --> 16:55.557
‫خیلی پیچیده‌تر از این حرفاست

16:57.518 --> 16:58.769
‫اون کارآگاه

16:58.769 --> 17:00.521
‫آره، شوگر

17:02.648 --> 17:04.942
‫دیوی بهم گفت در این مورد کمکت می‌کرده

17:04.942 --> 17:07.027
‫راستش همینطوری ول‌معطل بود
‫و حوصله‌اش سر می‌رفت

17:07.027 --> 17:08.654
‫وقتی هم حوصله‌اش سر میره،
‫توی دردسر میفته

17:08.654 --> 17:11.198
‫- پس، یه کار بهش سپردم
‫- آره

17:13.617 --> 17:14.701
‫چیه؟

17:14.701 --> 17:15.911
‫شیری یا روباه؟

17:16.411 --> 17:17.454
‫شیرم، داداش

17:17.454 --> 17:19.580
‫- خیلی عاقلانه بود
‫- ممنون

17:19.580 --> 17:20.665
‫بدجور

17:30.509 --> 17:32.302
‫خب نظرم راجع به داستانِ ملانی چیه؟

17:33.095 --> 17:36.890
‫نمی‌دونم. بعد از دورانِ اعتیادش

17:37.391 --> 17:39.518
‫اُولیویا نمی‌خواست دوباره
‫خانواده‌اش رو شرمنده کنه

17:40.435 --> 17:41.353
‫با عقل جور در میاد

17:42.229 --> 17:44.231
‫به هر حال جسد مردی که توی
‫صندوق عقب بود رو توجیه می‌کنه

17:45.357 --> 17:50.028
‫بعدش چی؟ وقتی وحشت از بین میره

17:50.028 --> 17:52.865
‫از یکی کمک می‌گیری، درسته؟

17:52.865 --> 17:56.326
‫ولی اُولیویا این کار رو نکرده.
‫همین قسمتش نگرانم می‌کنه.

17:57.452 --> 18:00.873
‫که یکی یه جایی نمی‌خواد
‫اون درخواست کمک کنه

18:00.873 --> 18:03.417
‫...به تنهایی موفق شد.
‫لابد یه کمکی بهش رسیده.

18:03.417 --> 18:05.294
‫خیلی‌خب، ظرف آبت پُره

18:05.294 --> 18:08.088
‫کلینتون واست شام میاره.
‫فیلمت هم که داره پخش میشه.

18:09.006 --> 18:10.340
‫دیوونه شدی؟

18:10.340 --> 18:11.758
‫اونقدرا هم دیوونه نشدم

18:13.218 --> 18:14.928
‫- خداحافظ، خانم دیترسون
‫- چه مرگتـه؟

18:16.221 --> 18:18.390
‫وای رفیق. این فیلم باحالیـه

18:20.976 --> 18:22.186
‫می‌خوای کلکش رو بکنی، مگه نه؟

18:22.186 --> 18:24.104
‫- کلاسیک
‫- چه حرفِ وحشتناکی زدی

18:24.104 --> 18:25.647
‫به نظرت نقش من چی بود؟

18:25.647 --> 18:27.608
‫کسی که وارد خونه‌ی یه زن زیبا میشه و میگه

18:27.608 --> 18:29.568
‫«عصر بخیر، من بیمه‌ی حوادث
‫می‌فروشم واسه شوهرها.»

18:29.568 --> 18:31.486
‫واقعاً لازمه به این مهمونی برم؟

18:33.197 --> 18:35.866
‫آره، واقعاً باید برم

18:36.950 --> 18:38.452
‫به نظرم تو خبیثی

18:38.452 --> 18:39.995
‫- خوش‌شانسی
‫- گمونم تو معرکه‌ای

18:39.995 --> 18:42.247
‫- مادامی که من شوهرت نباشم
‫- برو بیرون

18:42.247 --> 18:44.166
‫- شک نکن میرم، عزیزم
‫- خیلی‌خب

18:44.166 --> 18:45.751
‫از اینجا میرم، ولی سریع

18:46.585 --> 18:47.961
‫منتظرم نباش

18:49.588 --> 18:51.632
‫اینطور نیست که از یه مهمونی خوب لذت نبرم

18:51.632 --> 18:55.344
‫دوستای قدیمی. موسیقی خوب.
‫کجاش بده؟

18:57.387 --> 19:02.059
‫به هر حال، رسیدم. غر زدن بسه.
‫بریم که تمومش کنیم.

19:13.779 --> 19:16.615
‫این خسته‌کننده‌ترین مهمونی‌ایـه که تابحال دیدم

19:18.659 --> 19:20.494
‫توجه کنید، لطفاً

19:20.494 --> 19:21.954
‫توجه!

19:22.704 --> 19:25.541
‫می‌خوام به زبون این کشور صحبت کنم

19:25.541 --> 19:26.667
‫اگه مشکلی نداره

19:26.667 --> 19:28.919
‫بهم گفتن نیاز به تمرین دارم

19:29.962 --> 19:30.963
‫دوباره دور هم جمع شدیم

19:30.963 --> 19:33.674
‫ما پراکنده می‌شیم و دوباره برمی‌گردیم

19:34.633 --> 19:37.344
‫توی دنیا سرگردان می‌شیم و
‫کارمون رو می‌کنیم

19:38.011 --> 19:42.599
‫کار اساسی‌مون.
‫همونی که نباید توش شکست بخوریم.

19:43.976 --> 19:46.562
‫ولی امشب برگشتیم پیش همدیگه

19:47.771 --> 19:51.108
‫از دیدن تک‌تک‌تون خوشحالم...

19:52.025 --> 19:55.153
‫اینجا، صحیح و سالم

19:57.406 --> 20:01.702
‫حالا، غذا هست. نوشیدنی هست

20:01.702 --> 20:05.122
‫تازه میا هم یاد گرفته چطوری
‫کیک خوراک فرشته درست کنه

20:06.582 --> 20:07.916
‫پس خوش اومدید

20:20.596 --> 20:24.558
‫کلاه بزرگ می‌پوشی و
‫کرم ضد آفتاب می‌زنی

20:24.558 --> 20:28.187
‫ولی بازم وقتی میری بیرون

20:28.187 --> 20:29.833
‫پوستت خیلی سفت میشه

20:29.857 --> 20:31.626
اصلاً دوستش ندارم

20:38.530 --> 20:40.449
‫تو چطور، شوگر؟

20:40.449 --> 20:41.533
‫ساحل؟

20:41.533 --> 20:43.118
‫- دوست داری؟
‫- آره

20:43.118 --> 20:45.120
‫من عاشق ساحلم

20:45.120 --> 20:46.413
‫ببخشید

21:03.013 --> 21:05.849
‫حق با روبی بود.
‫رو فرم تر از همیشه به نظر میای.

21:05.849 --> 21:09.102
‫سلام هنری. ندیدم اومدی

21:09.102 --> 21:11.146
‫نه، تازه رسیدم. امان از کار

21:11.146 --> 21:12.981
‫- همه چی روبراهـه؟
‫- آره، همه چی ردیفـه

21:12.981 --> 21:14.650
‫یالا، شنیدم کیک هست

21:27.120 --> 21:28.789
‫تقاطع شیبویا رو می‌شناسی؟
(واقع در توکیو)

21:28.789 --> 21:30.249
‫تابحال نرفتم

21:30.249 --> 21:34.586
‫نه، باید بری، هنری.
‫عاشقش میشی.

21:34.586 --> 21:36.463
‫شلوغ‌ترین تقاطع این سیاره‌ست

21:36.463 --> 21:39.716
‫هر دو دقیقه سه هزار نفر از خیابون رد میشن

21:39.716 --> 21:42.261
‫تمام روز، هر روز و تا شب

21:42.261 --> 21:46.849
‫توی یه کافی‌شاپ می‌شینم و
‫به این تصویر مبهم خیره میشم و

21:46.849 --> 21:50.018
‫یه دسته آدم راه میرن، می‌خندن

21:50.018 --> 21:52.604
‫خوشحال، عصبانی، ناراحت،
‫پی در پی، پی در پی

21:53.397 --> 21:57.734
‫ساعت‌ها اونجا نشستم، هنری،
‫فقط تماشاشون می‌کردم

21:58.402 --> 22:00.153
‫خب... حس‌شون می‌کردم

22:01.905 --> 22:02.990
‫به نظر قشنگـه

22:02.990 --> 22:08.328
‫آره، هر چی. تو چی؟
‫یه چیزی بگو

22:09.079 --> 22:13.125
‫اخیراً خوابم به هم ریخته.
‫تو خوب می‌خوابی؟

22:14.334 --> 22:16.628
‫راستش نه، نه زیاد

22:16.628 --> 22:20.007
‫آره. خب، خوابم به هم ریخته و

22:20.007 --> 22:25.596
‫هفته‌ی پیش، نصفه شب،
‫بیدار شدم و سیر لِه‌کُن خریدم

22:26.263 --> 22:27.222
‫عجب

22:27.222 --> 22:31.310
‫بهش زل زده بودم و
‫حس کردم، اینو می‌خوامش

22:31.310 --> 22:34.479
‫باید داشته باشمش.
‫تازه اصلاً از سیر هم خوشم نمیاد، پس...

22:38.483 --> 22:39.526
‫رفتی؟

22:39.526 --> 22:40.694
‫نه هنوز

22:43.155 --> 22:45.616
‫- کار انسان‌شناسی چطور پیش میره؟
‫- منو که می‌شناسی

22:46.325 --> 22:50.245
‫چند تا کتاب، نظریه و یه روپوش
‫آزمایشگاه بهم بدی، خر کیف میشم

22:50.871 --> 22:51.872
‫خوبه

22:52.706 --> 22:54.333
‫اون یکی کارت در چه حاله؟

22:54.333 --> 22:56.126
‫خوبه. پرونده‌ی یه دختر گمشده‌ست...

22:56.919 --> 22:59.046
‫- که...
‫- همه‌ی فکر و ذکرت شده؟

23:00.380 --> 23:03.509
‫یه زن جوون، 25 ساله

23:04.760 --> 23:06.637
‫- جان
‫- چیه؟

23:09.348 --> 23:11.892
‫فقط، لطفاً مراقب باش

23:24.947 --> 23:25.948
‫صحیح

23:43.215 --> 23:44.258
‫این چیه؟

23:45.843 --> 23:48.053
‫روایتی عینی از تعاملاتِ شخصیم که

23:48.053 --> 23:50.597
بر اثر شغل ذکر شده‌ام رخ داده

23:51.640 --> 23:52.933
‫جدی؟

23:52.933 --> 23:54.017
‫آره

23:56.061 --> 24:00.148
‫«من عاشق تاب خوردنِ پرده‌ها روی کولرم

24:02.150 --> 24:07.531
‫میگن یوفو گروه راکِ خفنیـه ولی
‫اغلب نادیده گرفته میشن و من هم موافقم.»

24:08.365 --> 24:11.118
‫مطمئن نیستم اینا کجاشون عینی هستن

24:11.118 --> 24:15.080
‫همینطور چندین یادداشت مربوط به

24:15.080 --> 24:18.542
‫احساست نسبت به تماشای رد شدنِ
‫مردم از خیابون توی ژاپن

24:18.542 --> 24:20.002
‫تقاطع شیبویا

24:21.628 --> 24:25.299
‫تازه این پرونده هم هست که
‫شده فکر و ذکرت

24:25.299 --> 24:27.926
‫- که بهت گفته بودم قبولش نکنی
‫- توش غرق نشدم

24:31.388 --> 24:36.185
‫«باید پیداش کنم. حس می‌کنم
‫وقتی به برنی نگاه می‌کنم،

24:36.185 --> 24:38.812
‫تمام چیزی که می‌بینم دروغ و عذابـه

24:38.812 --> 24:41.106
‫می‌ترسم از دستِ خانواده‌ی خودش
‫مخفی شده باشه.»

24:41.106 --> 24:44.610
‫من، من، من.
‫حس می‌کنم، حس می‌کنم، حس می‌کنم.

24:49.239 --> 24:53.368
‫ما کارمون زیر نظر گرفتنِ این آدماست.
‫نه مشارکت توی زندگی‌شون.

24:53.368 --> 24:55.829
‫- می‌دونم
‫- یعنی، این فکر خودت بود

24:55.829 --> 24:57.831
‫- می‌دونم
‫- به خاطر اتفاقی که واسه جن افتاد

24:58.874 --> 25:02.461
‫شوگر، باید تمرکزت رو حفظ کنی.
‫یادت نره کی هستی.

25:12.262 --> 25:13.680
‫اینم یه دفترچه جدید

25:14.932 --> 25:15.974
‫ممنون

25:22.481 --> 25:23.607
‫ازشون خبری نشده؟

25:26.610 --> 25:30.322
‫خب؟ چی گفتن؟

25:34.201 --> 25:35.994
‫گفتن رومون حساب می‌کنن

25:42.709 --> 25:43.919
‫ببین، می‌خواستم بپرسم

25:45.462 --> 25:47.297
‫اون یارویی که بیرون خونه‌ی تریسا بود

25:47.297 --> 25:49.444
‫عکس‌هایی که چارلی گرفته بود
‫به دستت رسیدن؟

25:49.633 --> 25:50.467
‫خب؟

25:50.467 --> 25:53.804
‫روی این دعوت‌نامه‌ی مهمونی
‫تحقیق کردم

25:53.804 --> 25:57.494
...معلوم شد چیزی که روی کارت دعوت نوشته شده

25:57.518 --> 26:01.228
«‫به فرانسوی میشه «جامعه‌ی جهانی چند زبانه‌ها

26:02.020 --> 26:04.731
‫خیلی‌خب. اسم رئیس‌شون «بایرون استالینگز»ـه

26:04.731 --> 26:06.608
‫طبعاً سابقه‌ی کیفری داره

26:06.608 --> 26:09.361
‫ولی سازمان توان‌بخشی کالیفرنیا
‫یه سرور رمزگذاری شده‌ی جدید داره

26:09.361 --> 26:12.322
‫که موی دماغم شده،
‫پس یه روز دیگه هم وقت می‌خوام. خب؟

26:12.322 --> 26:13.657
‫بریم سراغ این جامعه

26:13.657 --> 26:16.410
‫خیلی‌خب، ولی فقط سوابقش رو نمی‌خوام.
‫ببین با کیا زد و بند داشته و...

26:16.410 --> 26:17.995
‫حدس بزن چند زبانه یعنی چی

26:17.995 --> 26:19.746
‫کسی که چند تا زبان بلد باشه

26:20.831 --> 26:21.707
‫دقیقاً

26:21.707 --> 26:23.000
‫- آره، فهمیدم
‫- حله

26:23.000 --> 26:27.671
،کنی یه شایعه‌ای شنیده
در مورد یه گروه جاسوس از سرتاسر دنیا

26:27.671 --> 26:29.882
‫می‌خوام بدونم با کی حرف می‌زنه،
‫کجا، کِی، چرا

26:29.882 --> 26:30.883
‫- شوگر
‫- همه‌اش

26:30.883 --> 26:32.092
‫قبلاً دشمن بودن

26:32.092 --> 26:33.552
‫وقتی همگی از کارشون کنار کشیدن

26:33.552 --> 26:37.014
‫دور هم جمع شدن و عهد بستن
‫بر خلاف معمول یه کار خوب انجام بدن

26:37.014 --> 26:39.641
‫یا یه کار بد، مونده شایعه‌اش درست باشه یا نه

26:39.641 --> 26:41.685
‫یه بار راجع به یه گروه مخفی
‫از جاسوسان سابق که

26:41.685 --> 26:43.729
‫دور هم جمع شدن تا دنیا رو نجات بدن،
‫یه فیلم تهیه کردم

26:43.729 --> 26:44.813
‫«فرا تر از احتیاط»

26:44.813 --> 26:46.940
‫- فیلم بی‌نظیریـه
‫- به درد لای جرز دیوار هم نمی‌خورد!

26:46.940 --> 26:49.776
‫مسخره بود چون فرضیه‌اش دری‌وری بود

26:49.776 --> 26:53.113
‫ببین، من که نمیگم الان
‫همه چی رو درموردش می‌دونیم

26:53.113 --> 26:55.240
‫من تک‌تک جزئیات کیری رو...

26:55.240 --> 26:57.743
‫- گفتم ردیفش می‌کنم. باشه
‫- خیلی‌خب. باشه

27:00.913 --> 27:01.955
‫شرمنده داد زدم

27:04.124 --> 27:05.709
‫هنوز نرفتی دیدن دکتر ویکرز؟

27:06.376 --> 27:09.004
‫- نه. من فقط... فقط...
‫- خیلی‌خب. باشه

27:09.004 --> 27:12.591
‫واسه فردا وقت می‌گیری. میری پیشش. خب؟

27:13.091 --> 27:14.510
‫- باشه
‫- خیلی‌خب

27:14.510 --> 27:16.345
‫پای خیلی چیزها وسطـه

27:16.345 --> 27:18.013
‫می‌دونم. روش کار می‌کنم

27:18.013 --> 27:19.431
‫برمی‌گردی داخل؟

27:20.098 --> 27:21.350
‫گمونم شاید دیگه...

27:21.350 --> 27:24.811
‫رفع تکلیف کردی. باشه.
‫آره، می‌تونی بری خونه.

27:24.811 --> 27:26.730
‫- خیلی‌خب. شب بخیر
‫- شب بخیر

27:26.730 --> 27:29.775
‫من و کنی امشب می‌ریم آریزونا

27:30.442 --> 27:31.860
‫آریزونا؟

27:31.860 --> 27:34.071
‫فلگستف. مادر شوگر

27:34.988 --> 27:36.823
‫- دیوی
‫- گفتی ردیفش کنم

27:36.823 --> 27:38.075
‫دارم ردیفش می‌کنم

27:46.667 --> 27:49.545
خون ریخته توی آب
و کوسه‌ها دارن دورم می‌چرخن

27:53.257 --> 27:55.259
‫امروز روی مخ خیلی‌ها راه رفتم

27:56.760 --> 27:57.928
‫اقلاً روبی حق داره عصبانی باشه

27:58.470 --> 28:00.931
‫- ویکرز
‫- روبی، چی شده؟

28:00.931 --> 28:03.183
‫شرمنده دیر وقت زنگ زدم.
‫ولی یه مشکلی داریم.

28:04.268 --> 28:05.644
‫شوگر رفته توی نخ استالینگز

28:06.144 --> 28:08.397
‫دیر یا زود باقی ماجرا رو هم می‌فهمه

28:09.064 --> 28:12.025
‫خب، باید جلوش رو بگیریم.
‫وقتشه به بقیه بگیم.

28:12.026 --> 28:13.360
« استالینگز، سه سال پیش بازداشت شده »
« به جرم قتل، قبلاً برای گشت مرزی کار می‌کرده »

28:13.360 --> 28:14.194
‫بقیه

28:15.654 --> 28:18.156
‫هر کاری ازت بر میاد بکن،
‫ولی وقتشه میلر بدونه

28:19.950 --> 28:23.912
‫و اولویت با مأموریتـه.
‫در این مورد حق با اونـه.

28:25.622 --> 28:27.374
‫ولی من از این پرونده پا پس نمی‌کشم

28:38.177 --> 28:39.428
‫چی از نظرم پنهون مونده؟

28:43.140 --> 28:44.266
‫معمولاً یه چیز تابلوئـه

28:49.000 --> 28:51.125
« حذف اطلاعات، بایرن استالینگز »

28:51.148 --> 28:52.941
‫یه چیزی یا یه کسی

28:59.000 --> 29:02.000
« به آریزونا خوش آمدید؛ بخش گرند کنیون »

29:02.075 --> 29:03.680
دروغ‌هایی که توقع‌شون رو دارم

29:05.607 --> 29:07.317
دروغ‌هایی که عادی هستن

29:10.667 --> 29:13.420
‫چیزی که لازمه، جدا کردنِ مردم از رازهاشونـه

29:16.548 --> 29:19.760
‫ولی این پرونده. این سیگل‌ها

29:22.763 --> 29:24.348
‫یه جای کار می‌لنگه

29:29.645 --> 29:33.398
‫نمی‌دونم پای کی وسطه،
‫یا چطور، یا چرا

29:35.817 --> 29:36.902
‫هنوز نمی‌دونم

29:41.000 --> 29:43.000
« حذف سوابق، آر.پاویچ، تأیید »

29:49.289 --> 29:50.707
‫سلام علیک

29:50.707 --> 29:52.125
‫سلام علیک به خودت

30:01.134 --> 30:04.555
.داشتم به پلیس زنگ می‌زدم
...یه تفنگ بود

30:07.266 --> 30:10.727
‫پیداش می‌کنم. قول میدم

30:21.947 --> 30:23.365
‫باید خودم رو جمع و جور کنم

30:35.961 --> 30:37.921
‫همیشه یه چیزی هست که مخفیش می‌کنن

30:39.756 --> 30:41.508
‫یه چیزی که ازش می‌ترسن

30:44.761 --> 30:47.598
‫یه چیزی که حاضرن هر کاری بکنن
‫تا دیده نشه

30:50.767 --> 30:52.227
‫این قسمتش رو درک می‌کنم

31:07.618 --> 31:09.077
‫همه‌مون رازهای خودمون رو داریم

31:14.374 --> 31:15.667
‫حتی من

31:17.794 --> 31:19.505
‫علی‌الخصوص من

31:26.629 --> 31:56.629
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
