WEBVTT

00:17.260 --> 00:18.270
‫مکس

00:20.760 --> 00:23.430
‫مکس. مکس، صدام رو می‌شنوی؟ مکس

00:23.430 --> 00:26.520
‫یالا. چشمات رو باز کن. آره! آره، مکس!

00:27.020 --> 00:28.180
‫صدام رو می‌شنوی؟

00:28.180 --> 00:30.190
‫مکس!

00:30.980 --> 00:32.610
‫آره! طاقت بیار. طاقت بیار

00:33.270 --> 00:34.330
‫همینـه، مکس!

00:36.070 --> 00:37.440
‫آره! همینـه! همینـه!

00:43.160 --> 00:45.040
‫سلام، لوکاس

00:45.040 --> 00:50.170
‫آره. مکس. یالا، مکس. منم.
‫من پیشتم. من پیشتم، مکس

00:54.040 --> 00:58.760
‫تو... تو... حالت خوبـه؟
‫جاییت... جاییت آسیب ندیده؟

01:00.090 --> 01:03.120
‫خیلی... نمی‌تونم...

01:03.120 --> 01:04.930
‫...چیزی رو حس کنم

01:04.930 --> 01:07.850
‫این... این رو حس می‌کنی؟
‫دستم رو حس می‌کنی؟

01:08.890 --> 01:09.910
‫یکم

01:10.310 --> 01:12.590
‫می‌تونی... می‌تونی... می‌تونی ببینی؟

01:13.310 --> 01:17.020
‫نور بدجوری...

01:17.020 --> 01:19.610
‫بدجوری چشمم رو می‌زنه

01:19.610 --> 01:20.670
‫هی

01:21.070 --> 01:24.870
‫تو خیلی وقته که از چشم‌ها و
‫عضلاتت کار نکشیدی

01:25.910 --> 01:27.830
‫خب؟ بدنت الان ضعیفـه اما

01:27.830 --> 01:30.830
‫فقط باید عادت کنه و دوباره یاد بگیره

01:32.500 --> 01:34.700
‫حالت خوب میشه

01:35.250 --> 01:36.370
‫حالت خوب میشه

01:39.340 --> 01:41.010
‫می‌دونستم اونجایی

01:42.470 --> 01:44.390
‫از اولش هم می‌دونستم هنوز اونجایی

01:46.350 --> 01:47.930
‫من دیدمت

01:49.100 --> 01:50.730
‫که منتظرم بودی و...

01:50.730 --> 01:52.800
‫آهنگم رو...

01:52.800 --> 01:54.300
‫می‌زدی

01:55.860 --> 01:57.070
‫هنوز ازش دل نکندی؟

02:00.690 --> 02:01.900
‫تو کندی؟

02:07.410 --> 02:08.700
‫معلوم شد که...

02:10.290 --> 02:11.870
‫تموم اون مدت...

02:14.040 --> 02:15.790
‫اصلاً نیازی بهش نداشتم

02:17.710 --> 02:19.800
‫فقط به تو نیاز داشتم

02:22.630 --> 02:24.010
‫فقط به خودت

02:43.240 --> 02:45.686
‫- وای خدا
‫- مکس

02:47.950 --> 02:51.080
‫زنده‌ای. واقعاً زنده‌ای

02:51.080 --> 02:52.580
‫من زنده‌م

02:53.370 --> 02:55.660
‫سلام، به خونه خوش اومدی، بچه

02:56.620 --> 02:58.520
‫معلومـه اصلاً هم عجله نکردی، نه؟

02:59.040 --> 03:00.450
‫دهنت سرویس، ویلر

03:06.260 --> 03:07.430
‫اینجا کجاس؟

03:07.430 --> 03:08.760
‫اوه

03:08.760 --> 03:11.640
‫خب، احتمالاً تعجب می‌کنی...

03:11.640 --> 03:13.850
‫سگ‌های دموگورگن دنبالت بودن

03:13.850 --> 03:16.600
‫و فقط چند ثانیه مونده بود تا
‫همه‌مون یه لقمه‌ی چرب بشیم،

03:16.600 --> 03:18.430
‫که خانم ویلر اومدن و...

03:19.610 --> 03:21.360
‫لباس‌ها رو شستن

03:21.360 --> 03:23.650
‫پشمام! مامان!

03:25.240 --> 03:26.280
‫وکنا

03:28.240 --> 03:29.530
‫از کوره در میره

03:30.580 --> 03:32.080
‫میفته دنبالم تا پیدام کنه

03:33.450 --> 03:35.330
‫می‌فهمه که فرار کردیم

03:37.250 --> 03:38.310
‫هالی کجاس؟

03:41.000 --> 03:42.040
‫کجاس؟

03:47.000 --> 03:58.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

03:58.024 --> 04:05.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

04:06.000 --> 04:09.000
‫تـرجمه از «محمدعلی sm و محیا مبین‌مقدم»

05:59.430 --> 06:01.190
‫جاناتان

06:02.190 --> 06:03.470
‫جاناتان

06:03.880 --> 06:05.480
‫جاناتان

06:05.840 --> 06:07.320
‫جاناتان، بس کن

06:09.520 --> 06:10.610
‫چیه؟

06:10.610 --> 06:13.480
‫اگه یه بلایی سر خودمون بیاریم،
‫دهن‌مون سرویسـه

06:14.660 --> 06:16.200
‫آره، به گمونم درست میگی

06:19.120 --> 06:20.500
‫وای خدا

06:23.160 --> 06:25.790
‫خیلی خب، میگی چی‌‌کار کنیم؟

06:26.380 --> 06:27.950
‫اعتراف دیگه‌ای نداری؟

06:36.880 --> 06:38.000
‫جلو نیا

06:47.020 --> 06:48.400
‫شرمنده دیر کردیم

06:53.240 --> 06:54.280
‫حال‌تون خوبـه؟

06:54.280 --> 06:57.200
‫آره. آره، حال‌مون خوبـه

07:02.700 --> 07:03.910
‫ممنون

07:05.670 --> 07:07.960
‫کارم عجیب بود؟ ببخشید.
‫کارم عجیب بود

07:07.960 --> 07:10.500
‫من... ما فقط... جفت‌مون فکر کردیم...

07:10.500 --> 07:12.510
‫- که دخل‌مون اومده. آره، خودمون هم همین‌طور
‫- آره

07:12.510 --> 07:14.470
‫معلوم شد که سپرسازت...

07:14.470 --> 07:16.840
‫همچین سپری نمی‌سازه.
‫آره، می‌دونیم

07:16.840 --> 07:20.100
‫خب، حالا بد نمی‌شد این رو به ما هم بگی‌ها

07:20.100 --> 07:21.810
‫خب، تلاش‌مون رو کردیم

07:21.810 --> 07:22.970
‫آنتن پرید

07:22.970 --> 07:24.230
‫تقصیر اون بود

07:24.230 --> 07:26.980
‫خیلی خب، پس من به چی شلیک کردم؟

07:26.980 --> 07:28.520
‫ماده‌ی بیگانه

07:28.520 --> 07:30.940
‫اون‌وقت باید بدونیم که چی هست؟

07:30.940 --> 07:33.690
‫همه‌ش همین‌جاس. ببینید.
‫اینجا رو باشید

07:34.860 --> 07:37.280
‫دفتر یادداشت دکتر برنر از سال ۸۳

07:37.280 --> 07:39.120
‫این رسماً یه معدن طلاست

07:39.120 --> 07:43.450
‫تموم تحقیقاتش درمورد گذرگاه،
‫این که چطوری اون رو ساخته و اصلاً چی هست

07:43.450 --> 07:45.290
‫هنوز کامل رمزگشاییش نکردم اما...

07:45.290 --> 07:47.250
‫آره، لامصب واقعاً عقل رو از سر آدم می‌پرونه

07:47.250 --> 07:50.380
‫خلاصه، هالی اون‌طرفِ دیوار نیست

07:53.210 --> 07:54.700
‫پس کجاس؟

07:55.470 --> 07:57.680
‫نمی‌دونم... که دقیقاً کجاس

07:57.680 --> 08:00.050
‫اما هر جا که هست، تو دنیای وارونه نیست

08:21.620 --> 08:25.120
‫من رو که برد، چهارمیش رو باز کرد،
‫گذرگاه نهایی،

08:25.120 --> 08:26.400
‫هاوکینز رو دو شقه کرد

09:05.240 --> 09:06.620
‫از پسش بر میای

09:33.810 --> 09:35.690
‫- صدای چی بود؟
‫- کدوم صدا؟

09:36.940 --> 09:38.280
‫هالی

10:28.606 --> 10:34.572
« اتفاقات عجیب »
« فصل پنجم »

10:39.296 --> 10:41.296
« قسمت هفتم »
« پُل »

11:07.370 --> 11:09.160
‫وویجر بتا

11:09.160 --> 11:10.920
‫هنوز سیگنالی پیدا نکردی؟

11:11.410 --> 11:14.150
‫جواب منفیـه، وویجر آلفا.
‫وویجر گاما؟

11:14.660 --> 11:17.080
‫اینجا هیچ خبری نیست

11:17.080 --> 11:19.710
‫آزمایش بادکنکی‌تون به‌ هیچ دردی
‫نمی‌خوره، قلب من

11:19.710 --> 11:22.630
‫بیاید آنتن رو بذاریم تو ون و بریم

11:22.630 --> 11:25.090
‫قبلاً هم گفتم، وویجر گاما،
‫با توجه به پستی و بلندی و

11:25.090 --> 11:26.800
‫پوشش جنگلی هاوکینز،

11:26.800 --> 11:28.900
‫وسیله‌ی نقلیه سریع‌ترین راه

11:28.900 --> 11:30.880
‫برای پیدا کردن یه ردیاب دورسنج نیست

11:30.880 --> 11:34.550
‫سریع‌ترین؟ ۶ ساعته که داریم آزمایشِ
‫بادکنکی کوفتی تو رو انجام میدیم!

11:34.610 --> 11:37.100
‫بله اما به محض این که
‫سه تا سیگنال رو پیدا کنیم،

11:37.100 --> 11:39.770
‫می‌تونم جای دقیق داستین رو نشون بدم

11:39.770 --> 11:42.570
‫اگه سینگالی نداشته باشیم،
‫به عن هم نمی‌رسی،

11:42.570 --> 11:45.570
‫پس زبونت رو ببُر تا

11:45.570 --> 11:48.650
‫خبر مرگِ شاگرد اولت نیومده

11:49.740 --> 11:51.240
‫«زبونت رو ببُر...»

11:59.500 --> 12:01.560
‫از قدیم گفتن، بخت همیشه یاورِ شجاعانـه

12:04.420 --> 12:06.300
‫موقعیتِ داستین رو در آوردم

12:06.820 --> 12:08.340
‫بادکنک‌هاتون رو ول کنید، وویجرها

12:08.340 --> 12:10.090
‫- یه بار دیگه میگی؟
‫- صبر کن، چی گفتی؟

12:10.090 --> 12:14.060
‫باید ارتفاع‌مون رو بیشتر کنیم.
‫بادکنک‌هاتون رو ول کنید

12:18.190 --> 12:20.190
‫منفی ۸۰!

12:20.190 --> 12:21.940
‫منفی ۴۴

12:21.940 --> 12:25.230
‫حرفم رو پس می‌گیرم، قلب من،
‫تو یه نابغه‌ی دیوونه‌ای!

12:25.230 --> 12:28.216
‫ممنون، وویجر. باید حساب‌کتاب کنم.
‫صبر کنید

12:41.960 --> 12:46.420
‫تو جاسوس من میشی،

12:46.420 --> 12:50.010
‫برای‌ آخرین بار

12:55.470 --> 12:56.510
‫ویل

12:58.180 --> 13:00.190
‫هاپر الان بی‌سیم زد

13:00.190 --> 13:02.400
‫مکس جاش امنـه.
تونسته بیاد بیرون

13:04.320 --> 13:07.070
‫هی، این خبر خوبیـه

13:07.990 --> 13:10.950
‫اگه تو نبودی، هیچ‌کدوم از
این اتفاق‌ها نمیفتاد

13:10.950 --> 13:12.780
‫همه‌چی درست میشه

13:12.780 --> 13:15.080
‫اما تا کِی، مامان؟

13:15.080 --> 13:17.950
‫اگه لوکاس درست بگه، امروز روز موعوده

13:17.950 --> 13:19.830
‫روزی که وکنا کارش رو انجام میده

13:19.830 --> 13:22.710
‫فکر می‌کردم اون تو مشتمـه اما
‫حقیقت اینـه که...

13:23.960 --> 13:26.800
‫حقیقت اینـه که هیچ شانسی در برابرش نداشتم

13:28.010 --> 13:31.800
‫و اون می‌دونست.
‫از همون اول می‌دونست

13:31.800 --> 13:35.430
‫برای همین از بین این همه آدم توی هاوکینز،
‫من رو انتخاب کرد

13:36.470 --> 13:40.300
‫چون می‌دونست که ضعیفم و

13:40.300 --> 13:43.150
‫می‌دونست می‌تونه کنترلم کنه

13:43.150 --> 13:44.770
‫اشتباه می‌کنی

13:44.770 --> 13:47.020
‫نه، مامان. نه

13:47.020 --> 13:48.730
‫من میزبانش بودم

13:49.740 --> 13:52.820
‫واسطی برای هدایت کردن قدرت‌هاش،

13:52.820 --> 13:55.120
‫برای جاسوسی کردن و...

13:55.120 --> 13:57.870
‫و... ساختن

13:57.870 --> 14:00.290
‫برای... ساختن؟

14:00.290 --> 14:01.910
‫ساختن تونل‌ها

14:02.960 --> 14:05.580
‫تونل‌ها که خودشون از گذرگاه تا اینجا نیومدن

14:05.580 --> 14:11.010
‫هر شب وارد ذهن مشترک می‌شدم و
‫کنترل ساقه‌ها رو به دست می‌گرفتم و

14:11.010 --> 14:16.180
‫باهاشون تونل می‌زدم و دنیامون رو به
‫دنیای وارونه آلوده می‌کردم

14:17.050 --> 14:19.350
‫آدم‌های زیادی به خاطر من مُردن

14:20.470 --> 14:22.690
‫و اگه من تونستم تموم این کارها رو بکنم،

14:23.520 --> 14:27.020
‫با ۱۲ تای دیگه عین من
چی‌کار می‌تونه بکنه؟

14:27.610 --> 14:29.230
‫گوش کن چی میگم

14:29.230 --> 14:32.240
‫هیچ‌کدوم از این اتفاق‌ها، تقصیر تو نیست

14:32.240 --> 14:33.650
‫حالیته چی میگم؟

14:33.650 --> 14:36.070
‫و طبق اون نقشه‌ی بزرگش هم...

14:36.070 --> 14:39.160
‫قرار نیست ۱۲ تا میزبان یا هر کوفتی که
‫صداشون می‌زنه، داشته باشه

14:39.160 --> 14:42.410
‫چون هالی رو گم کرده و
‫اون می‌دونه بقیه کجان

14:42.410 --> 14:46.460
‫عزیز دلم، کار هنوز تموم نشده،
‫هنوز خیلی مونده

14:47.630 --> 14:48.670
‫اشتباه می‌کنی

14:49.460 --> 14:51.420
‫اشتباه می‌کنی، مامان

14:51.420 --> 14:53.050
‫تقصیر منـه

14:53.050 --> 14:54.470
‫نه

14:54.470 --> 14:55.840
‫نه، عزیزم

15:04.730 --> 15:06.270
‫برید! برید!

15:17.910 --> 15:20.240
‫نمی‌تونستم ببینم که هالی کجا قراره بیدار شه

15:20.240 --> 15:22.870
‫اما فهمیدم که

15:23.910 --> 15:26.000
‫وکنا هر کجا که نگهش داشته،

15:26.830 --> 15:28.790
‫حتماً تو دنیای وارونه بوده

15:30.210 --> 15:31.210
‫برای همین...

15:32.210 --> 15:35.670
‫بهش گفتم که بره خونه

15:35.670 --> 15:37.720
‫خونه؟ یعنی خونه‌ی خودمون؟

15:37.720 --> 15:40.390
‫یعنی باید برگردیم دنیای وارونه

15:40.390 --> 15:43.020
‫- نزدیک‌ترین شکاف بهت کجاس؟
‫- فکر کنم نزدیکِ کورن‌والیس

15:43.020 --> 15:44.600
‫کم و بیش یه ۲ کیلومتری هست

15:44.600 --> 15:46.060
‫لوکاس، صدام رو داری؟

15:46.060 --> 15:47.020
‫- وای، رابینـه
‫- آره

15:47.020 --> 15:48.050
‫لوکاس!

15:50.270 --> 15:52.230
‫اریکا، الان اصلاً نمی‌تونم حرف بزنم

15:52.230 --> 15:54.110
‫خیلی خب، پس وکنا دخل سربازها رو آورده،

15:54.110 --> 15:55.960
‫واسه همین رسیدن به مک
‫قطعاً راحت‌تر شده

15:55.960 --> 15:57.990
‫نه. حتماً تا الان نیروهاشون رو تقویت کردن

15:57.990 --> 15:59.620
‫می‌تونم از صفحه رد شم

15:59.620 --> 16:04.290
‫یعنی میگی هالی زیر
یه صفحه‌ی فولادی گیر کرده؟

16:04.290 --> 16:06.780
‫اگه ندونی داستان چیه
شاید وحشتناک به نظر برسه اما

16:06.780 --> 16:10.330
‫زیر یه‌جور قطعه‌ی گنده‌ی فولادی یا
‫همچین چیزی له نشده. اون...

16:10.330 --> 16:11.590
‫چطوری بگم؟

16:11.590 --> 16:15.130
‫- خب، این دنیا زیر مائه...
‫- زیر این صفحه‌هاست

16:15.130 --> 16:16.300
‫دنیای وارونه

16:16.300 --> 16:18.970
‫آره، عین هاوکینز می‌مونه،
‫فقط خیلی مزخرف‌تره

16:18.970 --> 16:22.430
‫بچه‌ها، بچه‌ها، بچه‌ها.
‫خیلی خب، باورتون نمیشه اما

16:22.430 --> 16:24.920
‫اریکا و آقای کلارک موفق شدن

16:24.920 --> 16:27.180
‫داستین و بقیه رو پیدا کردن

16:27.180 --> 16:30.770
‫خیلی خب، پس خیلی راحت‌تر از ما
‫می‌تونن هالی رو پیدا کنن

16:33.400 --> 16:34.660
‫باید دست بجنبونیم

16:34.660 --> 16:36.020
‫مهمون داریم

16:47.910 --> 16:50.540
‫هی، هی. حالت خوبـه؟

16:51.130 --> 16:52.500
‫خوبم، مایکل. خوبم

16:52.500 --> 16:54.960
‫نه، با تموم احترامی که براتون قائلم،
‫حال‌تون خوب نیست، خانم ویلر

16:54.960 --> 16:58.590
‫ممکنه دچار عفونت و خون‌ریزی مغزی بشید و
‫خدایی نکرده دیگه نفس نکشید

16:58.590 --> 17:02.930
‫اگه فکر کردی زمانی که دخترم
‫بهم نیاز داره، می‌خوابم روی تختم،

17:02.930 --> 17:06.100
‫معلومـه که عقلت سر جاش نیست. بریم

17:06.100 --> 17:08.730
‫مامان، مامان، مامان.
‫درست میگه

17:08.730 --> 17:10.270
‫چیزی نیست. تو برو

17:10.850 --> 17:13.060
‫هی، تو جون ما رو نجات دادی

17:13.060 --> 17:14.610
‫جون‌مون رو نجات دادی

17:14.610 --> 17:17.320
‫و معجزه‌ست که هنوز زنده‌ای، خب؟

17:17.320 --> 17:20.490
‫اما حالا باید بهم اعتماد کنی و
‫بقیه‌ی کارها رو بسپاری به ما

17:20.490 --> 17:23.620
‫ممکنه باز هم از اون موجودات
اون بیرون باشن

17:23.620 --> 17:25.410
‫اسم‌شون دموگورگنـه. خودم می‌دونم

17:25.410 --> 17:29.870
‫خیلی چیزها هست که باید درموردِ
‫دنیای وارونه و اِل بهت بگم اما

17:29.870 --> 17:31.710
‫فعلاً تنها چیزی که باید بدونی

17:31.710 --> 17:35.160
‫اینـه که این گروه ویل رو نجات داد،
‫اون هم زمانی که هیچ‌کس دیگه‌ای نمی‌تونست

17:35.160 --> 17:36.250
‫ما این کار رو کردیم

17:36.250 --> 17:38.460
‫هالی هم همین‌طور میشه

17:38.460 --> 17:42.430
‫برش می‌گردونیم پیشت، مامان.
‫بهت قول میدم. باشه؟

17:43.930 --> 17:44.950
‫باشه؟

17:56.190 --> 17:58.570
‫آقای کلارک، ممنون بابت کمک‌تون

17:58.570 --> 17:59.740
‫هنوز برای تشکر زوده

17:59.740 --> 18:02.100
‫تونستیم جای داستین رو پیدا کنیم و

18:02.100 --> 18:03.820
‫دقیقاً همین‌جاست که الان وایسادم

18:03.820 --> 18:06.120
‫اما تا اومدیم برسیم، غیبش زده بود

18:06.120 --> 18:09.450
‫خب، دقیقاً که همین‌جا نبوده.
‫اگه هم باشه، زیر اینجاس

18:09.450 --> 18:10.750
‫جانم؟

18:11.500 --> 18:12.750
‫بهش نگفتی؟

18:13.290 --> 18:14.830
‫- من...
‫- چی رو نگفتی؟

18:14.830 --> 18:16.500
‫پشمام

18:17.540 --> 18:18.840
‫پشمام

18:19.590 --> 18:21.420
‫هی، اینجا! اینجا!

18:23.130 --> 18:24.680
‫پیداش کردم! پیداش کردم!

18:24.680 --> 18:26.470
‫داستین رو پیدا کردم!

18:32.230 --> 18:33.940
‫- هیچی نمی‌شنوم
‫- صبر کن

18:35.310 --> 18:37.900
‫کسی اونجاس؟ تکرار می‌کنم،
‫داستین صحبت می‌کنه

18:37.900 --> 18:40.320
‫داستین، مایکم.
‫هالی از دست وکنا فرار کرده و

18:40.320 --> 18:42.440
‫الان داره میره سمت خونه‌ی من
‫تو دنیای وارونه

18:42.440 --> 18:46.070
‫باید با تموم سرعت خودت رو برسونی اونجا و
بری پیش هالی. فهمیدی؟

18:46.070 --> 18:49.540
‫هالی توی خونه نیست. ما پیداش کردیم
‫هالی رو پیدا کردیم. تکرار می‌کنم...

18:49.540 --> 18:50.950
‫داستین، صدات داره قطع میشه

18:51.660 --> 18:52.680
‫داستین؟

18:54.790 --> 18:58.380
‫من دیوونه شدم یا درست شنیدم که گفت
‫هالی رو پیدا کرده؟

19:00.340 --> 19:03.130
‫خیلی خب، باید بچسبیم به این دیوار

19:03.130 --> 19:04.630
‫آخه چرا باید تو آزمایشگاه باشه؟

19:04.630 --> 19:07.340
‫از هر جایی که فرار کرده،
‫آزمایشگاه حتماً سر راه خونه‌م بوده

19:07.340 --> 19:09.810
‫یعنی همین‌طوری داستین رو دیده؟
‫احتمالش چقدره؟

19:09.810 --> 19:10.875
‫خیلی کمـه اما

19:10.900 --> 19:12.850
‫به نظرم دیگه وقتش بود که
‫یکم هم شانس با ما باشه

19:12.850 --> 19:13.884
‫خدا از دهنت بشنوه

19:13.909 --> 19:17.400
‫ببخشید. هنوز متوجه نشدم.
‫داستین زیر اون صفحه‌هاست؟

19:17.400 --> 19:18.650
‫- آره
‫- اما له نشده

19:19.230 --> 19:20.610
‫صبر کنید. صبر کنید

19:33.040 --> 19:35.460
‫خب، بالای اون شکاف پر از دوربینـه

19:36.420 --> 19:38.830
‫من یه طیف‌سنج قدیمی توی کلوب دارم

19:38.830 --> 19:42.000
‫اگه بتونم سیگنال رادیویی‌شون رو پیدا کنم،
‫می‌تونم روشون پارازیت بندازم

19:42.000 --> 19:43.920
‫چه جالب

19:43.920 --> 19:45.550
‫به‌نظرم زیادی شلوغش کردی

19:46.370 --> 19:49.180
‫یعنی میگی آلفرد نمی‌تونست
‫دوبرابر بیشتر امتیاز بیاره؟

19:49.180 --> 19:50.930
‫۴ تا از ۶ تا پرتابش گل شدن

19:50.930 --> 19:54.100
‫رجی استعداد بزرگی میشه،
‫حرفم یادت بمونه

19:54.100 --> 19:55.350
‫والش نمی‌تونه هیچ...

19:59.520 --> 20:01.110
‫تازه کجاش رو دیدی؟

20:38.060 --> 20:40.020
‫داری میای، قلب من؟

20:40.020 --> 20:41.480
‫قراره بریم داخل؟

20:42.650 --> 20:44.190
‫قراره بریم داخل

20:46.190 --> 20:47.400
‫استیو!

20:47.900 --> 20:49.280
‫داستین!

20:49.280 --> 20:50.610
‫استیو!

20:50.610 --> 20:52.200
‫نانسی! هالی!

20:52.200 --> 20:53.580
‫جاناتان!

20:59.870 --> 21:01.750
‫این هوا واسه ریه‌هامون ضرر نداره؟

21:01.750 --> 21:02.830
‫معلوم نیست

21:03.750 --> 21:04.810
‫خیلی خب

21:05.420 --> 21:07.880
‫مایک، خبری نشد؟

21:07.880 --> 21:10.180
‫مایک؟ مایک!

21:11.220 --> 21:12.430
‫پیداش کردم

21:13.600 --> 21:16.000
‫خدایا، چقدر از دیدن‌تون خوشحال شدم

21:25.440 --> 21:27.020
‫نانسی؟

21:28.110 --> 21:29.130
‫کجاس؟

21:29.570 --> 21:30.860
‫هالی کجاس؟

21:36.490 --> 21:38.290
‫- صدای چی بود؟
‫- کدوم صدا؟

21:39.620 --> 21:40.910
‫هالی

21:50.970 --> 21:53.840
‫نانسی! نانسی!

21:53.840 --> 21:55.640
‫- هالی! هالی!
‫- نانسی، کمک!

21:55.640 --> 21:58.270
‫- نانسی، کمک! تو رو خدا بیارم پایین!
‫- هالی!

21:58.270 --> 22:00.020
‫نانسی! نانسی، تو رو خدا!

22:00.020 --> 22:01.122
‫هالی!

22:01.147 --> 22:02.807
‫نانسی!

22:08.860 --> 22:13.820
‫انگار یه چیزی نگهش داشته بود اما
‫اصلاً معلوم نبود

22:16.070 --> 22:17.240
‫خودش بود

22:19.290 --> 22:21.160
‫وکنا بود. حتماً خودش بوده

22:23.040 --> 22:24.090
‫مایک؟

22:24.110 --> 22:27.000
‫حال هالی خوبـه، مایک؟
‫مایک، صدام رو داری؟

22:27.000 --> 22:29.460
‫تکرار می‌کنم، حال هالی خوبـه؟

23:16.890 --> 23:18.890
‫نگران نباش، هالی

23:19.850 --> 23:22.680
‫به زودی همه‌ش تموم میشه

23:24.600 --> 23:28.520
‫همه‌ش تموم میشه

23:33.400 --> 23:36.600
‫یه‌جور شیطان بود، شیطانی از اون دنیا

23:37.200 --> 23:38.950
‫می‌تونه هیولاها رو کنترل کنه،

23:40.280 --> 23:41.660
‫هاموی‌ها رو جابه‌جا کنه،

23:41.660 --> 23:43.120
‫جلوی شلیک رو بگیره

23:45.750 --> 23:47.750
‫گلوله‌ها بهش اصابت نمی‌کردن،

23:47.750 --> 23:49.330
‫اصلاً هیچی بهش اصابت نمی‌کرد

23:49.330 --> 23:50.880
‫ما نمی‌جنگیدیم

23:52.880 --> 23:54.700
‫داشتیم قتل‌عام می‌شدیم

23:59.800 --> 24:01.760
‫اول که سگ‌های جهش‌یافته میان تو بیمارستان

24:01.760 --> 24:03.350
‫حالا هم یه شیطان کوفتی اومده تو مک؟

24:03.350 --> 24:05.860
‫می‌خوای بگی دیگه چی قراره از
‫اون جهنم‌دره بیاد بیرون یا

24:05.860 --> 24:07.100
‫می‌خوای سورپرایز بمونه؟

24:07.100 --> 24:10.020
‫نمی‌دونم متوجه شدی یا نه اما
تعداد افرادمون کم شده

24:10.020 --> 24:11.770
‫نیروها توی راهـن

24:11.770 --> 24:14.940
‫درخواست دیگه‌ای داشتی،
‫به فرمانده‌ی واحدت بگو

24:14.940 --> 24:17.650
‫اگه ندونم با چی دارم می‌جنگم،
‫از کجا بدونم چه درخواستی کنم؟

24:17.650 --> 24:21.700
‫با چیزی نمی‌جنگید.
‫این یه جنگ نیست. جست‌وجوئـه

24:21.700 --> 24:23.490
‫اگه چیزی اومد سر راهت، بکشش

24:23.490 --> 24:26.620
‫به جز اون، حواست باشه اون دختره رو پیدا کنی

24:26.620 --> 24:29.210
‫آره، دختره رو پیدا کنم.
‫ای خدا،‌ فقط همین رو بلدی بگی؟

24:29.210 --> 24:32.170
‫زیر ژاکتی که پوشیدی، کوک هست؟

24:33.750 --> 24:36.550
‫تموم اتفاقاتی که اینجا افتاده،
‫زیر سر اون دختره‌ست

24:36.550 --> 24:39.260
‫اگه فقط کارت رو می‌کردی و
‫اون رو پیدا می‌کردی،

24:39.260 --> 24:42.800
‫مجبور نبودم هی تکرار کنم و
‫اون هیولاها می‌رفتن مسکو و

24:42.800 --> 24:46.020
‫اونجا به جای آمریکایی‌ها،
‫مردم شوروی رو می‌کشتن!

24:46.020 --> 24:48.310
...آدم‌هایی که مُردن، بچه‌ها

24:48.310 --> 24:50.900
‫دست تو به خون اون‌ها آلوده‌ست،‌ ستوان،
‫نه من

24:51.480 --> 24:55.900
‫و اگه دلت نمی‌خواد تو هم بری پیش اونا،
‫بهتره حرف دهنت رو بفهمی

25:00.910 --> 25:03.980
‫ستوان ایکرز، براوو ۱ صحبت می‌کنه.
‫صدام رو داری؟

25:06.120 --> 25:07.330
‫آره،‌ چی شده؟

25:07.330 --> 25:09.410
‫دم آزمایشگاه قدیمی یه شکاف باز شده

25:10.210 --> 25:11.290
‫دارم میام

25:19.220 --> 25:20.220
‫حالت خوبـه؟

25:20.930 --> 25:21.930
‫مکس

25:27.520 --> 25:33.060
‫یه لحظه ولت کردم و واسه خودت ساحر شدی؟

25:33.060 --> 25:37.150
‫یکم بیشتر از یه لحظه بود.
‫بعدشم، من اصلاً ساحر نیستم

25:37.150 --> 25:39.110
‫به نظر من که ساحر میومدی

25:40.610 --> 25:42.980
‫هی، پایه‌ی یه گردش هستی؟

25:45.990 --> 25:48.330
‫جیمی تنددست قبل از قرنطینه
از شهر فرار کرد

25:48.330 --> 25:50.210
‫واسه همین ما هم اومدیم اینجا

25:50.210 --> 25:52.750
‫زیرزمین پشت اون قفسه‌ی کتاب‌ها مخفیـه

25:52.750 --> 25:54.670
‫مثل غار بتمن نیست اما خیلی باحالـه

25:54.670 --> 25:57.210
‫کلانتری رو هم برای پوشش سرپا نگه داشتیم.
‫رابین دی‌جی‌مونـه

25:57.210 --> 25:59.920
‫- رابینِ بزن‌و‌بکوب
‫- رابینِ بزن‌و‌بکوب، شرمنده

25:59.920 --> 26:01.470
‫استیو هم صدابردارشـه

26:01.470 --> 26:02.480
‫اینجا رو باش

26:15.690 --> 26:16.690
‫هی...

26:17.520 --> 26:19.030
‫هالی رو برمی‌‌گردونیم

26:19.030 --> 26:21.440
‫اونجا تنهای تنهاست، لوکاس

26:22.030 --> 26:25.120
‫تنها پیش اون هیولا

26:25.120 --> 26:28.030
‫و من کاملاً مطمئن بودم که می‌تونه فرار کنه

26:28.030 --> 26:29.580
‫خیلی احمق بودم

26:30.080 --> 26:32.070
‫مجبور بودی تلاشت رو بکنی

26:32.580 --> 26:34.120
‫باید اونجا می‌موندم

26:36.670 --> 26:38.300
‫و باید ازش مواظبت می‌کردم

26:39.340 --> 26:40.960
‫این‌طوری دهن همه‌مون سرویس می‌شد

26:41.460 --> 26:44.430
‫تو وارد ذهن وکنا شدی.
‫می‌تونی کمک‌مون کنی بهش غلبه کنیم

26:44.430 --> 26:45.980
‫نه...

26:45.980 --> 26:48.980
‫نمی‌تونم

26:50.560 --> 26:52.890
‫من حتی نمی‌دونم وکنا،
‫هالی رو کجا نگه داشته

26:52.890 --> 26:55.060
‫خب،‌ خدا رو شکر من می‌دونم

26:56.020 --> 26:59.020
‫می‌دونم کجاس اما مسئله‌ی اصلی
‫رسیدن به اونجاس

26:59.940 --> 27:02.230
‫باید یه چیزی نشون‌تون بدم

27:02.990 --> 27:03.990
‫خیلی خب

27:03.990 --> 27:09.120
‫خب، اینجا هاوکینزه و
اینجا هم دنیای وارونه‌ست

27:09.120 --> 27:12.540
‫همیشه فکر می‌کردیم دنیای وارونه
‫یه بُعد دیگه‌ست که برنر بازش کرده اما

27:12.540 --> 27:15.580
‫معلوم شد که در واقع یه پُله

27:16.170 --> 27:18.380
‫بخوام دقیق‌تر بگم، یه پل میان‌بُعدیه که

27:18.380 --> 27:20.000
‫فضا و زمان رو از هم می‌شکافه

27:20.000 --> 27:23.760
‫اصلاً پایدار نیست اما با یه ماده‌ی بیگانه
تثبیت شده که

27:23.760 --> 27:27.140
‫ما دقیقاً همین وسط،
‫درست بالای آزمایشگاه پیداش کردیم

27:27.140 --> 27:30.930
‫- تو فیزیک نظری، به همچین پلی میگن...
‫- کرم‌چاله

27:30.930 --> 27:34.020
‫و این کرم‌چاله، هاوکینز رو به
اینجا وصل می‌‌کنه

27:34.020 --> 27:37.600
‫یه دنیای دیگه که اسمش رو گذاشتم، «ورطه»

27:37.600 --> 27:40.480
‫- دلیل خاصی داره؟
‫ - دنیایی پر از هرج و مرج و پلیدی مطلق

27:40.480 --> 27:42.360
‫- جانم؟
‫- «سیاه‌چال‌ها و اژدهایان»

27:42.360 --> 27:43.940
‫ - یا خدا
‫- وای

27:43.940 --> 27:47.910
‫معتقدم که این ورطه،
خونه‌ی اصلی دموگورگن‌هاست

27:47.910 --> 27:49.620
‫ساقه‌ها، سلاخ ذهن،

27:49.620 --> 27:52.040
‫تموم موجودات حا‌ل‌بهم‌زنی که
‫تو دنیای وارونه دیدیم

27:52.040 --> 27:54.120
‫همون‌جایی که هنری چندین سال پیش
‫بهش تبعید شد

27:54.120 --> 27:55.330
‫چندین سال گم شده بود و

27:55.330 --> 27:57.380
‫اگه به خاطر برنر نبود،
هیچ‌وقت پیدا نمی‌شد

27:57.380 --> 27:59.080
‫مجبورم کرد هنری رو پیدا کنم

27:59.080 --> 28:02.630
‫و وقتی از راه دور با ورطه ارتباط گرفتی،
‫پل ساخته شد

28:02.630 --> 28:05.170
‫از اون‌موقع، هنری و ارتش هیولاهاش، با اون

28:05.170 --> 28:07.510
‫برمی‌گردن به هاوکینز

28:07.510 --> 28:09.840
‫پارسال زدیم وکنا رو لت و پار کردیم اما

28:09.840 --> 28:13.140
‫از طریق همین پل برگشت ورطه تا
‫زخم‌هاش رو مداوا کنه

28:13.140 --> 28:14.310
‫عجب ترسویی

28:14.330 --> 28:17.730
‫یعنی تموم این مدت،
وکنا تو آسمون مخفی شده بوده؟

28:17.730 --> 28:19.980
‫پس بگو چرا هر چی گشتیم،
خوردیم به بن‌بست

28:19.980 --> 28:23.020
‫- و واسه همینه تو دستشویی پیداش نکردم
‫- و واسه همین هالی از آسمون افتاد

28:23.020 --> 28:25.030
‫آره، اما واسه چی بچه‌ها رو می‌بره اون بالا؟

28:25.030 --> 28:26.610
‫به همون دلیلی که من رو برد

28:26.610 --> 28:30.660
‫ذهن بچه‌ها ضعیف‌تره، خب؟
‫راحت‌تر دست‌کاری و کنترل میشه

28:30.660 --> 28:34.330
‫برای همین افکار و نیروهاش رو از طریق من
‫هدایت کرد تا قدرت‌هاش رو بهتر کنه و

28:34.330 --> 28:35.950
‫با اون بچه‌ها هم همین کار رو می‌کنه

28:35.950 --> 28:37.620
‫قدرت‌هاش رو بهتر کنه؟

28:38.160 --> 28:39.560
‫واسه چه کاری؟

28:39.560 --> 28:41.410
‫دنیاها رو تکون بده

28:42.500 --> 28:43.720
‫هالی...

28:43.720 --> 28:45.800
‫گفت هنری به بچه‌ها گفته که

28:45.800 --> 28:49.620
‫اونا بهش کمک می‌کنن تا دنیاها رو
‫به هم نزدیک کنه

28:50.680 --> 28:53.100
‫اون‌‌موقع نفهمیدم یعنی چی اما...

28:53.100 --> 28:56.060
‫می‌خواد ورطه رو تکون بده،
‫بکوبونتش به هاوکینز

28:56.060 --> 28:57.490
‫نه، نمی‌خواد برخورد کنن

28:57.520 --> 28:58.640
‫می‌خواد یکی‌شون کنه

28:58.640 --> 29:02.400
‫هنری توی ورطه‌ زخم‌هاش رو مداوا نمی‌کرد،
‫داشت شکاف درست می‌کرد

29:02.400 --> 29:05.480
‫ورطه رو ضعیف می‌کرد،
‫درست مثلِ هاوکینز

29:05.480 --> 29:07.280
‫بنابراین هر وقت ورطه و
‫هاوکینز برخورد کنن...

29:07.280 --> 29:08.280
‫یکی میشن

29:08.280 --> 29:09.740
‫داره دنیا رو از نو می‌سازه

29:09.740 --> 29:12.910
‫به‌نظرتون چقدر طول می‌کشه؟
‫که دنیاها رو تکون بده؟

29:12.910 --> 29:14.280
‫یعنی تو یه چشم‌بهم‌زدنـه یا...

29:14.280 --> 29:15.740
‫یکم طول می‌کشه؟

29:15.740 --> 29:18.370
‫بهتره امیدوار باشیم که وقت داریم.
‫چون اگه این حرفا درست باشه،

29:18.370 --> 29:21.170
‫باید ۶۰۰ متر بریم تو آسمون،
‫ورطه رو پیدا کنیم،

29:21.170 --> 29:24.420
‫هالی و بچه‌ها رو پیدا کنیم و قبل از
‫یکی شدن دنیاها، وکنا رو بکشیم

29:24.420 --> 29:26.590
‫و اگه تئوری من درست از آب در بیاد،

29:26.590 --> 29:28.170
‫امشب دنیاها رو تکون میده

29:28.170 --> 29:29.909
‫گفته بودم چقدر از تئوریت بدم میاد؟

29:29.934 --> 29:31.220
‫- من هم همین‌طور
‫- من هم همین‌طور

29:31.220 --> 29:33.890
‫من از همه‌ش متنفرم

29:33.890 --> 29:37.310
‫اما حدأقل الان می‌دونیم
با چی سر و کار داریم و

29:37.930 --> 29:39.180
‫چی‌کار باید بکنیم

29:40.560 --> 29:42.020
‫فقط یه نقشه لازم داریم

30:03.710 --> 30:04.790
‫ببخشید

30:05.460 --> 30:07.710
‫قصد فضولی نداشتم. فقط...

30:07.710 --> 30:09.300
‫همه خیلی نگرانن

30:10.380 --> 30:12.010
‫حالش خوب میشه؟

30:18.010 --> 30:19.560
‫اما بهش گفتی دیگه؟

30:19.560 --> 30:22.440
‫که این مکس، هیولایی بوده که
‫تغییر چهره داده؟

30:22.440 --> 30:25.150
‫که داشته گولش می‌زده،
‫بهش دروغ می‌گفته

30:25.150 --> 30:26.310
‫معلومـه

30:27.020 --> 30:29.530
‫همه‌ی تلاشم رو کردم اما گوش نمیده

30:31.110 --> 30:33.780
‫همین امشب لازمش داریم
وگرنه شکست می‌‌خوریم

30:33.780 --> 30:36.450
‫این مکس چی بهش گفته؟

30:36.450 --> 30:39.740
‫حرف‌های خیلی خیلی وحشتناک

30:40.250 --> 30:42.160
‫بهش گفته که من شما رو دزدیدم

30:42.160 --> 30:43.920
‫- چی؟
‫- تو نجات‌مون دادی

30:43.920 --> 30:44.920
‫می‌دونم

30:46.290 --> 30:48.000
‫تازه این بدترین حرفش نبود

30:49.090 --> 30:53.050
‫بهش گفته من نمی‌خوام این دنیا رو نجات بدم.
‫می‌خوام نابودش کنم

30:53.050 --> 30:56.390
‫- چطور باورش شده؟
‫- چون اون خنگـه، واسه همین

30:56.390 --> 30:58.260
‫نه، اون خنگ نیست، توماس

30:59.310 --> 31:03.020
‫این هیولا فوق‌العاده قدرتمنده و
‫واسه توده‌ی سیاه کار می‌‌کنه

31:03.020 --> 31:04.810
‫اون ذهن هالی رو مسموم کرده و

31:04.810 --> 31:07.770
‫از روشنایی کشیدتش بیرون و
‫بردتش تو دل تاریکی

31:07.770 --> 31:11.230
‫شاید بهتره تسلیم بشیم و بریم خونه‌هامون

31:11.230 --> 31:13.320
‫- بریم خونه‌هامون؟
‫- پیش مامان‌باباهامون

31:13.350 --> 31:14.560
این‌طوری همه‌مون می‌میریم

31:14.560 --> 31:15.728
تو چه مرگته؟

31:15.728 --> 31:17.062
دهنت رو ببند، نکبت

31:17.062 --> 31:19.273
لطفاً بیاید با همدیگه دعوا نکنیم

31:19.273 --> 31:21.108
می‌دونم همه‌مون ناراحتیم

31:21.108 --> 31:22.693
ولی شاید درک درست میگه

31:23.777 --> 31:25.645
شاید من شکست خوردم

31:25.645 --> 31:27.489
و توده سیاه برنده شده

31:28.365 --> 31:29.992
نه، نباید بذاریم برنده بشه

31:30.576 --> 31:32.411
باشه؟
نمی‌ذاریم

31:33.537 --> 31:35.414
تو هالی رو
به اندازه ما نمی‌شناسی

31:35.414 --> 31:37.833
من از زمان مهدکودک بهترین دوستشم

31:37.833 --> 31:39.251
،بعد از من
دبی بهترین دوستشه

31:39.251 --> 31:41.545
بدجوری هم از جاش خوشش میاد -
نه، نمیاد -

31:41.545 --> 31:42.796
خوشش میاد -
چه‌جورم -

31:42.796 --> 31:45.418
حرفم اینه که شاید اگه همه
سعی کنیم باهاش حرف بزنیم،

31:45.418 --> 31:46.842
بتونیم درمانش کنیم

31:47.509 --> 31:49.970
می‌تونیم اونو
به روشنایی برگردونیم

31:50.638 --> 31:51.673
مری راست میگه

31:51.673 --> 31:53.015
می‌تونیم این کار رو بکنیم

31:53.015 --> 31:54.099
بازگشت به روشنایی

31:54.099 --> 31:55.517
بازگشت به روشنایی

31:55.517 --> 31:58.386
.بازگشت به روشنایی
بازگشت به روشنایی

31:58.386 --> 32:01.315
.بازگشت به روشنایی
بازگشت به روشنایی

32:01.315 --> 32:04.518
.بازگشت به روشنایی
بازگشت به روشنایی

32:04.518 --> 32:07.780
.بازگشت به روشنایی
بازگشت به روشنایی

32:07.780 --> 32:10.683
.بازگشت به روشنایی
بازگشت به روشنایی

32:10.683 --> 32:12.117
بازگشت به روشنایی

32:14.828 --> 32:18.123
در رابطه با دوربین‌های مداربسته
...و صفحات فلزی

32:18.624 --> 32:20.376
از قیچی آهن‌بر استفاده نکردن

32:20.376 --> 32:22.276
بله قربان، اینو با قطعیت می‌تونیم بگیم

32:28.717 --> 32:30.302
دیگه احتیاط رو گذاشته کنار

32:31.220 --> 32:32.388
داره شلخته عمل می‌کنه

32:33.013 --> 32:34.556
شاید کار اون هیولاهای لعنتی باشه

32:34.556 --> 32:37.184
هیولایی که قفل و دوربین می‌شکنه؟

32:37.184 --> 32:38.686
فکر نکنم

32:41.689 --> 32:42.690
کار خودشه

32:44.817 --> 32:47.361
.بقیه تیم رو جمع کن
بهشون بگو سلاح‌هارو آماده کنن

32:47.361 --> 32:48.487
می‌خوایم وارد عمل بشیم

32:52.741 --> 32:57.663
،پایگاهِ دنیای وارونه
یه هلی‌کوپتر آماده پرواز داره

32:59.540 --> 33:01.516
تا ورطه پرواز می‌کنیم

33:01.516 --> 33:03.952
،اون عجیب‌الخلقه رو می‌کشیم
بچه‌ها رو نجات میدیم

33:04.712 --> 33:05.921
بعدشم برمی‌گردیم

33:05.921 --> 33:07.756
توقع داری کی با این ماسماسک پرواز کنه؟

33:07.756 --> 33:09.634
هلی‌کوپتره دیگه. خودشون خلبان دارن -
درسته -

33:09.634 --> 33:12.386
یکیشون رو مجبور می‌کنیم پرواز کنه -
یه نقشه آدمربایی دیگه. عاشقشم -

33:12.386 --> 33:14.638
این خلبان چطوری قراره
با هلی‌کوپتر وارد شکاف بشه؟

33:14.638 --> 33:17.141
منظورت چیه؟
از وسطش رد میشیم دیگه

33:17.141 --> 33:18.267
چی؟ -
احمق -

33:18.267 --> 33:19.518
از وسطش رد میشیم؟

33:19.518 --> 33:21.837
عرض پره‌هاش ۱۲ متره

33:21.837 --> 33:23.188
.خیلی بزرگه
توی شکاف جا نمیشه

33:23.188 --> 33:25.676
استیو هم همیشه اینو می‌شنوه
ولی بازم کار خودش رو می‌کنه. مگه نه؟

33:25.701 --> 33:27.134
تو چه مرگته؟

33:27.134 --> 33:28.110
خنده‌دار بود که

33:28.110 --> 33:29.236
همتون خفه شید

33:29.236 --> 33:33.657
ببینید، اگه کسی لوبیای جادویی داره که
من ازش بی‌خبرم، سراپا گوشم

33:33.657 --> 33:36.994
.وگرنه این ریسکیه که باید بپذیریم
یا پرواز می‌کنیم یا می‌میریم

33:36.994 --> 33:38.954
یا پرواز یا مرگ -
خب، پس گمونم می‌میریم -

33:38.954 --> 33:41.874
اگه طبق نقشه عمل کنیم، نمی‌میریم

33:41.874 --> 33:43.917
میشه چندتا گزینه دیگه رو
...بررسی کنیم قبل از این که

33:43.917 --> 33:45.961
آره. ظاهراً انتخاب کردیم بمیریم

33:45.961 --> 33:49.089
...خودت گفتی باید ۶۰۰متر بریم بالا -
به این مزخرفات گوش نده، جیم -

33:49.089 --> 33:50.966
اصلاً به حرفای همدیگه گوش نمیدید -
!بچه‌ها -

33:50.966 --> 33:53.068
چطوری می‌خوای این کار رو بکنیم؟

33:53.093 --> 33:54.178
«لوبیای جادویی»

33:54.178 --> 33:56.055
میشه برگردیم به بحث اصلی؟

33:56.055 --> 34:00.184
اصلاً هیچ راهی رو امتحان نکنیم؟

34:00.184 --> 34:01.935
،واسه این که بریم بالا
به لوبیای جادویی نیاز نداریم

34:01.935 --> 34:03.353
!هواپیما -
...من نمیگم -

34:03.353 --> 34:04.730
!لوبیای جادویی نیاز نداریم

34:06.607 --> 34:10.194
...ببخشید. فقط...بهش
بهش نیاز نداریم

34:10.903 --> 34:12.196
به لوبیای جادویی

34:12.196 --> 34:14.490
خودمون همین‌جا ساقه لوبیا داریم

34:16.000 --> 34:21.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

34:22.372 --> 34:25.408
،این چراغ‌قوه
دکل مخابرات اسکواکه

34:25.408 --> 34:27.002
...این فنر مارپیچ هم

34:27.920 --> 34:29.129
پُله

34:29.630 --> 34:31.924
از روی دکل محاله
بتونیم به ورطه برسیم، درسته؟

34:31.924 --> 34:35.135
ولی مکس گفت وکنا داره
دنیاهامون رو بهم نزدیک می‌کنه

34:35.135 --> 34:37.221
پس می‌ذاریم کارش رو بکنه

34:37.846 --> 34:39.973
همین‌طور صبر می‌کنیم

34:39.973 --> 34:43.644
.تا دنیاها رو نزدیک و نزدیک‌تر کنه
،وقتی فاصله‌ش کم شد

34:43.644 --> 34:45.813
،و نوک دکل وارد یکی از شکاف‌ها شد

34:45.813 --> 34:47.481
!بوم
ال وارد عمل مبشه

34:47.481 --> 34:50.150
از اون کارهای مدیتیشنی می‌کنه و
وارد ذهن مریض وکنا میشه

34:50.150 --> 34:51.110
و اونجا براش کمین می‌کنه

34:51.110 --> 34:52.319
دهنت سرویسه، عوضی

34:52.319 --> 34:55.072
بعدش طلسم رو متوقف می‌کنه و
مانع از حرکت دنیاها میشه

34:56.031 --> 34:57.194
!بعدشم تمام

34:57.194 --> 34:59.618
ما یه ساقه لوبیا داریم که حرف نداره

34:59.618 --> 35:02.121
فقط کافیه ازش بریم بالا
و وارد ورطه بشیم

35:02.121 --> 35:05.082
خوشم اومد -
خیلی هم احمقانه نیست -

35:05.082 --> 35:07.167
ممنون -
ولی یه مشکلی هست. یه مشکل بزرگ -

35:07.167 --> 35:10.921
.نمی‌تونم وارد ذهن وکنا بشم
اون خیلی دوره

35:10.921 --> 35:14.633
،نمیشه حداقل امتحان کنی؟ نمی‌دونم
یه عالمه خوراکی آشغال بخور مثلاً

35:14.633 --> 35:16.218
...یا یه فکرِ بهتر

35:16.802 --> 35:18.045
می‌تونیم تو رو بهش نزدیک کنیم

35:18.470 --> 35:20.734
آزمایشگاه دنیای وارونه
زیرِ پناهگاه وکناست

35:20.734 --> 35:22.474
و هنوزم دست نخورده‌ست

35:22.474 --> 35:25.435
یعنی همه تجهیزات آزمایشیِ برنر
...هنوز اونجاست، از جمله

35:25.435 --> 35:26.770
حمام

35:26.770 --> 35:28.555
،اگه بتونی وارد ذهنش بشی

35:28.555 --> 35:30.399
من اونجا راهنماییت می‌کنم

35:30.399 --> 35:31.900
هدایتت می‌کنم

35:31.900 --> 35:33.694
من ذهن مریضش رو
مثل کف دستم می‌شناسم

35:33.694 --> 35:35.195
منم باید اونجا باشم

35:35.195 --> 35:37.247
اساس این نقشه به متوقف کردن هنری
بستگی داره

35:37.247 --> 35:38.991
و الان جین تنهایی داره باهاش می‌جنگه

35:40.200 --> 35:41.785
لازم نیست این‌طوری باشه

35:41.785 --> 35:44.163
منم می‌تونم دنبالش برم
و وارد ذهن هنری بشم

35:46.415 --> 35:49.042
می‌تونیم با همدیگه
کار برادرمون رو تموم کنیم

35:49.042 --> 35:50.711
خیلی خب، باشه، خوشم اومد

35:50.711 --> 35:51.803
خواهرها برادرشون رو می‌کشن

35:51.803 --> 35:53.672
.بچه‌ها رو نجات میدیم
قهرمانانه برمی‌گردیم خونه

35:54.256 --> 35:57.718
اگه حق با لوکاس باشه، زیاد وقت نداریم
و باید سریع دست به کار بشیم

35:57.718 --> 35:58.802
فقط یه نکته دیگه

35:58.802 --> 35:59.970
گل سر سبد نقشه

35:59.970 --> 36:01.556
،وقتی داریم برمی‌گردیم

36:02.080 --> 36:04.792
نزدیک ماده بیگانه بمب می‌اندازیم

36:05.934 --> 36:08.812
،شمارش معکوس می‌ذاریم
و از دنیای وارونه فرار می‌کنیم

36:10.731 --> 36:12.774
،پل متلاشی میشه
...و همراه اون

36:13.400 --> 36:18.322
،ورطه، اهریمن‌ها، سلاخ ذهن
همشون از بین میرن

36:18.822 --> 36:20.991
بازی تمومه

36:27.956 --> 36:29.416
!هالی
!هالی

36:29.416 --> 36:32.711
.هی. چیزی نیست
تو در امانی

36:33.212 --> 36:35.672
.الات دیگه جات امنه
پیش مایی. باشه؟

36:38.717 --> 36:40.302
خوش برگشتی، هالی

36:40.302 --> 36:41.720
خوش اومدی

36:42.721 --> 36:44.223
اون کجاست؟

36:44.223 --> 36:45.557
آقای فلانی؟

36:46.475 --> 36:47.392
طبقه پایینه

36:47.392 --> 36:48.602
نگرانته

36:48.602 --> 36:49.728
خیلی نگرانه

36:49.728 --> 36:52.689
.نه، نه، نه، نه، نه
مری، باید به حرفم گوش کنی

36:52.689 --> 36:55.901
.آقای فلانی اون‌جوری نیست که خودش میگه
اون ما رو نجات نداده

36:55.901 --> 36:57.319
...اون -
ما رو دزدیده؟ -

36:57.819 --> 37:01.198
می‌خواد دنیا رو نابود کنه؟
هالی، آقای فلانی همه‌چی رو بهمون گفته

37:01.198 --> 37:02.509
این حرفا دروغه

37:02.509 --> 37:04.159
!دروغ‌های کثیف شیطانی

37:04.159 --> 37:07.079
...نه، دروغ نیست! دروغ -
دختر دیگه‌ای که دیدی، مکس -

37:07.579 --> 37:08.705
اون انسان نیست

37:08.705 --> 37:09.748
هیولاست

37:09.748 --> 37:10.958
اون با ذهنت بازی کرد

37:10.958 --> 37:12.668
این حقیقت نداره

37:13.377 --> 37:14.586
مکس دوست منه

37:14.586 --> 37:16.129
و داره...داره بهمون کمک می‌کنه

37:16.129 --> 37:19.716
،کمکمون می‌کنه برگردیم خونه
پیش خانواده‌هامون

37:20.300 --> 37:21.510
همه ما به دام افتادیم

37:21.510 --> 37:23.637
توی ذهن آقای فلانی گیر کردیم

37:23.637 --> 37:26.306
،هیچ‌کدوم از چیزهایی که می‌بینید
!واقعی نیست

37:26.807 --> 37:28.350
!باید حرفم رو باور کنید

37:29.059 --> 37:30.135
خواهش می‌کنم

37:30.519 --> 37:32.439
باید حرفم رو باور کنید

37:32.763 --> 37:35.065
باید حرفم رو باور کنید

37:35.065 --> 37:36.149
باید حرفم رو باور کنید

37:38.860 --> 37:40.153
درک

37:41.989 --> 37:43.115
درک، بهشون بگو

37:44.866 --> 37:46.743
.بهشون بگو
!بهشون بگو

37:54.501 --> 37:56.086
اونا راست میگن،هالی

37:56.086 --> 37:57.629
مکس بهمون دروغ گفت

38:06.555 --> 38:09.391
من نمی‌فهمم

38:10.267 --> 38:12.144
...همه چیزهایی که نشونم داد

38:13.812 --> 38:16.023
خیلی واقعی به نظر میومد

38:18.608 --> 38:20.777
می‌دونستم نباید برم توی جنگل

38:20.777 --> 38:24.614
...ولی بازم رفتم و

38:25.657 --> 38:27.659
...و بدجوری احساسِ

38:31.121 --> 38:32.289
حماقت می‌کنم

38:32.789 --> 38:36.193
تو احمق نیستی، هالی -
هیچ‌کدوم اینا تقصیر تو نیست -

38:36.218 --> 38:37.319
هالی

38:37.919 --> 38:41.965
.می‌دونی، مهم اینه که الان اینجایی
...درست به موقع

38:42.758 --> 38:44.259
!هالی، بس کن

38:49.139 --> 38:50.807
!عوضی
!بگیریدش

38:52.934 --> 38:54.186
!بگیریدش

39:44.111 --> 39:45.479
خب

39:45.479 --> 39:49.533
امیدوار بودم با ظرافت بیشتری
...روی زمین وایسته، ولی

39:50.200 --> 39:51.993
فکر کنم همینم کارمون رو راه می‌اندازه

39:54.287 --> 39:55.455
قابلی نداشت

39:59.126 --> 40:01.795
،بین این همه آدم
ال حتماً باید با اون بره

40:01.795 --> 40:04.840
.ال بهش اعتماد داره
شاید ما هم باید بهش اعتماد کنیم

40:04.840 --> 40:08.260
.نه، یه نقشه‌ای تو سرشه
...مطمئنم. فقط

40:09.261 --> 40:11.221
ال به حرفم گوش نمیده

40:11.221 --> 40:13.598
اون پایین بین شما چی گذشت؟

40:15.600 --> 40:17.227
اون فکر می‌کنه بهش باور ندارم

40:18.270 --> 40:20.689
در حالی که فکرش اشتباهه -
معلومه که اشتباهه -

40:20.689 --> 40:22.357
خب، اینو به خودشم گفتی؟

40:23.108 --> 40:24.943
اون فکر می‌کنه آسیب‌ناپذیره

40:24.943 --> 40:26.903
ولی این‌طور نیست

40:27.487 --> 40:29.573
سؤالم این نبود

40:29.573 --> 40:32.909
،وقتی قضیه تموم بشه
روی ترمیم رابطه‌مون کار می‌کنم

40:32.909 --> 40:36.413
ولی فعلاً باید مطمئن بشم
ال زنده از این ماجرا بیرون میاد

40:36.413 --> 40:40.333
،اگه کالی پاش رو کج بذاره
به خدا قسم می‌کشمش

40:40.834 --> 40:42.711
.می‌کشمش
ذره‌ای درنگ نمی‌کنم

40:42.711 --> 40:45.213
،توی اون مخرن هر اتفاقی برای ال بیفته
از اونجا میارمش بیرون

40:46.673 --> 40:48.216
نمی‌تونم ال رو از دست بدم، جویس

40:51.511 --> 40:52.804
نمی‌تونم

40:58.351 --> 40:59.978
آخرین کاوش

41:01.938 --> 41:03.315
آخرین کاوش

41:17.412 --> 41:20.040
وقتی سعی می‌کنم از اینا
سر در بیارم، سردرد میشم

41:21.500 --> 41:22.826
...ولی

41:22.826 --> 41:26.755
،فکر کنم توی فیزیک ۱۴ گرفتم
پس به خرخون‌ها اعتماد می‌کنم

41:28.131 --> 41:31.092
به‌نظرت نقشه‌مون جواب میده؟

41:31.092 --> 41:33.345
مجبوره جواب بده،مگه نه؟

41:34.846 --> 41:36.848
کاش اینجا گیر نیفتاده بودم

41:37.474 --> 41:38.850
حس می‌کنم بی‌خاصیتم

41:38.850 --> 41:42.187
.ال و کالی توی ذهن هنری بهت نیاز دارن
منم که بی‌خاصیتم

41:42.187 --> 41:44.397
،هنوزم می‌تونی بری اونجا
به ورطه

41:44.397 --> 41:46.191
زیادی خطرناکه

41:46.191 --> 41:49.611
اونجا در قلبِ ذهن مشترک هستم و
نمی‌دونم چه اتفاقی ممکنه بیفته

41:49.611 --> 41:51.686
،آخرین باری که زیادی نزدیکش شدم
ازم برای جاسوسی استفاده کرد

41:51.711 --> 41:53.323
و نزدیک بود تو رو به کشتن بده، مکس

41:53.323 --> 41:55.617
ولی جونم رو نجات دادی، یادته؟

41:55.617 --> 41:59.454
بعدشم، اون عوضی صدبار نزدیک بوده
منو بکشه

41:59.454 --> 42:01.581
الان دیگه یه‌جورایی
بهش عادت کردم

42:01.581 --> 42:06.044
این همه وقت چطوری توی ذهن هنری
دووم آوردی؟

42:06.044 --> 42:07.629
راستش فقط شانس آوردم

42:09.172 --> 42:10.715
یه غار پیدا کردم

42:11.216 --> 42:13.718
یکی از خاطرات قدیمیش بود

42:13.718 --> 42:16.179
و خیلی ازش می‌ترسید

42:17.305 --> 42:18.306
برای همین اونجا نمیومد

42:19.099 --> 42:21.017
اونجا حسابی وحشت‌زده‌ش می‌کرد

42:21.017 --> 42:23.937
،زیر اون همه رد زخم
اون هنوزم انسانه

42:23.937 --> 42:28.775
روانپریشی که
...بدجوری عقده خدایی داره، ولی

42:29.985 --> 42:31.403
انسانه

42:31.403 --> 42:35.240
گمونم همه ما
از یه چیزی می‌ترسیم، مگه نه؟

42:41.517 --> 42:44.186
« عملیات ساقه لوبیا »

42:45.625 --> 42:47.919
خیلی خب ویلر، ساخت دستگاهت
چطور پیش میره؟

42:47.919 --> 42:53.008
،تصور کن این زنگ دوچرخه
چاشنی از راه دورِ بمبه

42:53.008 --> 42:56.261
وقتی این سیم این جنگجو رو
لمس می‌کنه، بوم

42:56.261 --> 42:57.345
چه فکر بکری

42:57.846 --> 43:00.932
مساله اینجاست که مطمئن نیستم
...با موسیقی ملیح بات‌هول سرفرز

43:00.932 --> 43:02.934
بتونیم دنیای وارونه رو بترکونیم

43:02.934 --> 43:05.103
.من بمب رو ساختم
من حق دارم آهنگ‌هاش رو انتخاب کنم

43:05.103 --> 43:06.396
آره انتخابش دست خودته

43:06.396 --> 43:09.107
:فقط باید به یه قانون ساده عمل کنی
آهنگ‌های خوب انتخاب کن

43:09.107 --> 43:10.150
!این آهنگه عالیه

43:10.150 --> 43:13.194
،در مقایسه با بقیه آهنگ‌های نجات دنیا
این یکی کم میاره

43:13.194 --> 43:14.321
خودت چی انتخاب می‌کنی؟

43:14.321 --> 43:16.781
.گروه ریپلیسمنتز
موسیقی بهتری به ذهنم نمی‌رسه

43:16.781 --> 43:18.908
باشه لستر بنگز، کافیه دیگه. خیلی خب؟

43:20.744 --> 43:22.412
!هی. هی

43:22.412 --> 43:24.289
قبلاً با اینا کار کردی؟

43:24.289 --> 43:28.875
نه دقیقاً، ولی تفنگ بی‌بی
و تقنگ بادی داشتم

43:29.299 --> 43:30.620
می‌رفتم شکار اردک

43:31.004 --> 43:32.130
شکار اردک

43:32.130 --> 43:33.423
اون کار رو خوب بلده

43:35.842 --> 43:37.177
ولی من فکر بهتری دارم

43:37.844 --> 43:38.845
بیا

43:48.188 --> 43:50.315
این کوچولوها از چیزی که
به نظر میاد، کشنده‌ترن

43:53.276 --> 43:54.694
مطمئنی؟

43:54.694 --> 43:55.862
هوم

43:59.240 --> 44:00.283
هی، داستین؟ -
بله؟ -

44:00.283 --> 44:03.620
،اون حرفایی که اون موقع زدم
...من

44:03.620 --> 44:05.914
عیبی نداره. اشکال نداره -
...نه، فقط -

44:06.748 --> 44:08.124
عیب داره

44:11.044 --> 44:12.045
...ادی

44:13.797 --> 44:15.173
جونت رو نجات داد

44:16.925 --> 44:18.176
جونِ ما رو

44:19.177 --> 44:20.557
.می‌دونم اون چه ارزشی برات داشته

44:20.557 --> 44:22.731
حتی نمی‌تونم تصور کنم
چقدر بهت سخت گذشته

44:23.473 --> 44:24.808
...ولی به‌جای این که

44:26.685 --> 44:28.728
...کنارت باشم، من

44:31.189 --> 44:34.067
.خب، به‌خاطرش عصبانی شدم
...فکر کنم

44:36.695 --> 44:38.321
...عصبانی شدم چون

44:40.115 --> 44:41.491
شرایط فرق کرده بود

44:44.160 --> 44:45.178
...چون

44:47.163 --> 44:48.498
واقعاً دلم برات تنگ شده بود

44:52.794 --> 44:54.337
دلم برای بهترین دوستم تنگ شده بود

44:57.882 --> 44:59.759
آره، منم دلم برای بهترین دوستم
تنگ شده بود

45:13.231 --> 45:16.484
محض اطلاعت میگم، مکعب روبیک
اصلاً معیار خوبی برای سنجش هوش نیست

45:18.611 --> 45:21.740
،و نقشه ساقه‌ لوبیایی که کشیدی
فقط به ذهن یه نابغه خطور می‌کرد

45:21.740 --> 45:22.782
آره، خب

45:23.825 --> 45:25.160
از بهترین‌ها درس گرفتم

45:25.160 --> 45:26.661
درسته

45:26.661 --> 45:28.580
نیمه پر لیوان اینه که

45:28.580 --> 45:30.540
،اگه نقشه شکست بخوره
جفتمون به فنا میریم

45:31.458 --> 45:33.168
تو بمیری، منم می‌میرم

45:36.921 --> 45:37.922
تو بمیری، منم می‌میرم

45:56.065 --> 46:02.739
دروازه باز میشه تا
...پنج، چهار، سه

46:05.617 --> 46:06.868
باز شو سیم سیم

46:08.953 --> 46:09.971
!گیرت انداختم

46:11.247 --> 46:15.001
.سیگنال دروازه رو به دست آوردیم
تکرار می‌کنم، سیگنال دروازه به دست اومد

46:15.001 --> 46:18.004
!به قلب من بگو زمان‌بندیش حرف نداره

46:18.004 --> 46:20.048
...چون سورتمه بابانوئل

46:22.300 --> 46:23.968
تقریباً آمادست

46:25.595 --> 46:27.305
!لگن آشغال

46:28.765 --> 46:31.100
!خدایا
!خدایا

46:31.643 --> 46:34.479
آخه چرا!؟ چرا!؟
چرا الان باید این‌طوری کنی؟

46:34.479 --> 46:36.105
چیه؟ از من خوشت نمیاد؟ آره؟

46:36.105 --> 46:38.316
!کار من نیست! من نیستم
...من کسی نیستم که

46:38.316 --> 46:39.484
سلام، خواهر

46:40.652 --> 46:41.820
سلام

46:41.820 --> 46:44.155
قبلاً این کار رو کردی؟

46:44.155 --> 46:45.740
این‌طوری ذهنت رو شریک شدی؟

46:48.201 --> 46:49.218
خودت چطور؟

46:50.119 --> 46:52.138
با بقیه دوست‌های ذهن‌خوانم
همیشه این کار رو می‌کنم

46:53.665 --> 46:54.999
خوشحالم اینجام

46:55.472 --> 46:56.566
منم همین‌طور

46:56.592 --> 46:58.177
حتی بعد از اتفاقات دیروز؟

47:00.421 --> 47:01.798
بهش فکر کردی؟

47:02.298 --> 47:03.716
به این که همه اینا چه معنایی داره؟

47:04.926 --> 47:07.881
توی این فکر بودم که
،وقتی پل رو منفجر کردیم

47:07.881 --> 47:10.640
آزمایشگاه دکتر کی هم منفجر کنیم

47:11.516 --> 47:13.059
نمی‌ذاریم به آزمایشاتش ادامه بده

47:13.059 --> 47:14.561
کی میره یه آزمایشگاه دیگه می‌سازه

47:14.561 --> 47:15.728
پس بکشیمش

47:15.728 --> 47:17.338
اون به‌جای بابا اومد

47:17.338 --> 47:18.606
یکی دیگه هم جای اونو می‌گیره

47:18.606 --> 47:20.817
.پس می‌تونیم بریم یه‌حای دیگه
می‌تونیم ازشون پنهان بشیم

47:20.817 --> 47:23.111
مثلاً یه‌جایی که
حداقل یه‌دونه آبشار داشته باشه؟

47:24.779 --> 47:26.698
داری خیال‌بافی می‌کنی، جین

47:26.698 --> 47:29.534
،اگه با مایک فرار کنی
شاید یه‌مدت در امان باشی

47:29.534 --> 47:31.703
،ولی وقتی پیداتون کنن
،که قطعاً هم پیداتون می‌کنن

47:31.703 --> 47:35.415
،همون‌طور که دوست‌های منو کشتن
مایک رو می‌کشن

47:35.415 --> 47:37.750
،بعدش تو رو می‌برن
و بااستفاده از خون تو

47:37.750 --> 47:41.087
،بچه‌های بیشتری می‌سازن
بچه‌هایی که مثل ما رنج می‌کشن

47:41.087 --> 47:45.800
،و با استفاده از این بچه‌ها
دروازه‌ها و دنیاهای بیشتری باز می‌کنن

47:45.800 --> 47:47.010
متوجه نیستی، جین؟

47:47.886 --> 47:49.178
این یه چرخه‌ست

47:49.762 --> 47:53.016
یه چرخه وحشتناک و معیوب

47:54.017 --> 47:55.393
ولی می‌تونیم چرخه رو قطع کنیم

47:57.061 --> 47:58.062
امشب

48:06.571 --> 48:07.822
چطوری؟

48:08.406 --> 48:10.366
،بعد از این که برادرمون رو کشتیم

48:10.366 --> 48:12.285
،بعد از این که بچه‌ها نجات پیدا کردن

48:12.285 --> 48:14.245
ما همراه بقیه نمیریم

48:14.746 --> 48:15.955
روی پل می‌مونیم

48:15.955 --> 48:18.249
...وقتی دنیای وارونه ناپدید میشه

48:21.544 --> 48:22.879
ما هم ناپدید میشیم

48:24.923 --> 48:26.966
این تنها راهه، جین

48:27.634 --> 48:29.677
تنها راه

48:33.848 --> 48:36.142
خانم‌ها مدیتیشنتون تموم شد؟

48:36.142 --> 48:39.228
!آخه سورتمه بابانوئل آماده پروازه

49:05.922 --> 49:06.965
مامان؟

49:08.841 --> 49:09.926
...عه

49:12.095 --> 49:17.225
امروز وقتی ازم پرسیدی
،توی ذهن وکنا چه اتفاقی افتاده بود

49:17.225 --> 49:19.477
همه‌چی رو برات تعریف نکردم

49:22.689 --> 49:24.816
،وقتی وکنا حمله می‌کنه

49:24.816 --> 49:29.779
با بیرون کشیدن همه‌ی
،قسمت‌های دردناکِ درونیت

49:29.779 --> 49:33.533
ذهنت رو باهات دشمن می‌کنه
و ضعیفت می‌کنه

49:34.325 --> 49:39.706
برای همین با تمرکز روی
خاطرات شاد، باهاش جنگیدم

49:39.706 --> 49:42.792
خاطرات دورانی که بچه بودم

49:42.792 --> 49:44.585
دورانی که نمی‌ترسیدم

49:45.503 --> 49:47.255
دورانی که از همیشه خوشحال‌تر بودم

49:48.423 --> 49:51.050
این‌طوری توی مک‌زی
کنترل رو به دست آوردم

49:51.050 --> 49:53.052
این‌طوری اهریمن‌ها رو کشتم

49:53.636 --> 49:55.805
فکر می‌کردم این روش
روی وکنا هم جواب بده

49:55.805 --> 49:57.473
ولی راهی پیدا کرد که به گذشته بره

50:00.268 --> 50:01.978
یه چیزهایی بهم نشون داد، مامان

50:04.814 --> 50:07.650
چیزهای خیلی وحشتناکی نشونم داد

50:07.650 --> 50:09.110
نه، گوش کن

50:09.110 --> 50:13.364
.هرچی نشونت داده،واقعیت نداره
اون حقه‌بازه. دروغ میگه

50:13.364 --> 50:15.450
نه، دروغ نمیگه

50:16.701 --> 50:18.161
...چیزی که نشونم داد

50:20.038 --> 50:21.789
از درون خودش بیرون نیومده بود

50:23.207 --> 50:24.542
از درون من بود

50:26.335 --> 50:28.504
اون همه‌چی رو می‌بینه، مامان

50:29.130 --> 50:31.799
افکارم رو می‌بینه

50:32.508 --> 50:34.260
خاطراتم رو می‌بینه

50:35.011 --> 50:39.724
اسرارم رو می‌بینه

50:40.600 --> 50:43.819
ولی مکس بهم گفت وکنا هم می‌ترسه

50:43.819 --> 50:46.213
این ثابت می‌کنه
می‌تونم شکستش بدم

50:46.522 --> 50:49.275
،ولی برای این که بتونم این کار رو بکنم

50:50.777 --> 50:51.986
...تو باید بدونی که

50:56.741 --> 50:59.118
به نظرم باید حقیقت رو بدونی

51:02.371 --> 51:03.790
...اوه. عه

51:03.790 --> 51:05.875
.ببخشید
هاپ الان باهامون تماس گرفت

51:05.875 --> 51:08.628
.یه ربع دیگه می‌رسه
بهتره ۵ دقیقه دیگه راه بیفتیم

51:09.712 --> 51:11.172
همه‌چی مرتبه؟

51:11.172 --> 51:12.673
آره، یه دقیقه دیگه میایم

51:14.634 --> 51:15.635
صبر کن

51:17.053 --> 51:18.805
به نظرم تو هم باید این حرفا رو بشنوی

51:20.056 --> 51:21.349
همه باید بشنون

51:29.524 --> 51:30.541
...من

51:31.609 --> 51:35.947
اینو به هیچ‌کدومتون نگفته بودم

51:36.739 --> 51:37.740
...چون

51:39.408 --> 51:44.789
چون نمی‌خوام دیدتون نسبت به من
تغییر کنه

51:44.789 --> 51:46.582
...ولی حقیقت اینه که

51:47.542 --> 51:51.420
حقیقت اینه که من تغییر کردم

51:51.420 --> 51:52.630
من عوض شدم

51:53.840 --> 51:54.915
...من فقط

51:55.466 --> 51:59.262
فقط تظاهر می‌کردم عوض نشدم
چون دوست نداشتم تغییر کنم

51:59.846 --> 52:04.308
.می‌خواستم شبیه بقیه باشم
...می‌خواستم شبیه دوستام باشم و

52:05.393 --> 52:06.686
واقعاً هم شبیه شما هستم

52:07.228 --> 52:10.106
تقریباً از هر نظر شبیه شمام

52:10.106 --> 52:12.441
دوست داریم تا آخر شب
سیاه‌چال‌ها و اژدهایان بازی کنیم

52:12.441 --> 52:14.986
و بوی کهنگی زیرزمین مایک رو دوست داریم

52:14.986 --> 52:19.282
و دوست داریم با دوچرخه بریم ملوالد
و میلک‌شیک مالت بخوریم

52:19.282 --> 52:22.118
و دوست داریم توی جنگل گم بشیم

52:22.118 --> 52:24.025
دوست داریم توی مغازه
کرایه فیلم دور خودمون بچرخیم

52:24.025 --> 52:25.163
و سر انتخاب فیلم بحث کنیم

52:25.163 --> 52:27.957
و برای بار هزارم توافق کنیم
جام مقدس»رو بگیریم»

52:27.957 --> 52:31.627
و دوست داریم پاپ‌کورنمون
شکلات شیری و کره اضافه داشته باشه

52:31.627 --> 52:34.964
و دوست داریم کوکاکولا
با آبنبات جرقه‌ای بخوریم

52:34.964 --> 52:37.925
مسابقه دوچرخه سواری و
رد و بدل کردن کتاب‌های مصور رو دوست داریم

52:37.925 --> 52:41.804
ناسا و استیو مارتین و
...غلات صبحانه دوست داریم و

52:41.804 --> 52:43.389
تمام علاقه‌هامون عین همه

52:43.389 --> 52:47.685
...من فقط...فقط...من...من فقط

52:47.685 --> 52:48.728
...من

52:50.688 --> 52:51.731
...من

52:52.440 --> 52:53.566
...من

52:53.566 --> 52:55.401
من دخترها رو دوست ندارم

53:08.623 --> 53:09.624
...یعنی

53:10.499 --> 53:12.559
...یعنی دوستشون دارم. فقط

53:12.559 --> 53:15.087
نه اون‌جوری که شما دوستشون دارید

53:15.671 --> 53:19.842
و از یکی خوشم میومد

53:19.842 --> 53:22.929
...حتی با این که می‌دونم
می‌دونم اون مثل من نیست

53:24.680 --> 53:27.642
ولی بعدش فهمیدم
اون برای من مثل تمی‌ه

53:27.642 --> 53:30.561
منظورم از مثل تمی اینه که
مساله هیچ‌وقت درمورد اون نبود

53:30.561 --> 53:32.188
درمورد من بود

53:32.188 --> 53:35.316
و فکر کردم بالأخره
خودم رو پذیرفتم

53:35.316 --> 53:37.693
...ولی...ولی امروز

53:37.693 --> 53:40.905
امروز وکنا نشونم داد اگه حقیقت رو
،بهتون بگم

53:40.905 --> 53:43.783
چه اتفاقی میفته

53:44.367 --> 53:47.578
،آینده رو نشونم داد
...و توی این آینده

53:47.578 --> 53:51.165
بعضی‌هاتون نگران منید

53:51.165 --> 53:53.376
نگرانید که شرایطم سخت‌تر بشه

53:53.376 --> 53:56.671
و این باعث میشه حس کنم
من عیب و ایرادی دارم

53:56.671 --> 53:58.297
برای همین شما رو از خودم می‌رونم

53:58.297 --> 54:01.592
و بقیه‌مون هم کم کم
از هم فاصله می‌گیریم

54:01.592 --> 54:05.388
همین‌طور دورتر و دورتر میشیم
تا وقتی که من تنهام می‌مونم

54:05.388 --> 54:07.088
می‌دونم اینا هنوز اتفاق نیفتاده

54:07.088 --> 54:09.058
می‌دونم وکنا
نمی‌تونه آینده رو ببینه

54:09.058 --> 54:11.936
،ولی می‌تونه ببینه توی ذهنمون چی می‌گذره
و خیلی چیزها رو می‌دونه

54:11.936 --> 54:14.180
و همه چیز خیلی واقعی
به نظر میومد

54:14.604 --> 54:16.607
خیلی واقعی به نظر میومد

54:16.607 --> 54:17.817
ویل

54:17.817 --> 54:19.735
باید به حرفم گوش کنی

54:19.735 --> 54:22.196
این اتفاق هرگز نمیفته

54:22.196 --> 54:24.240
تو هیچ‌وقت منو از دست نمیدی

54:24.797 --> 54:25.925
هیچ‌وقت

54:25.950 --> 54:28.619
باشه. باشه

54:29.287 --> 54:30.871
منم هیچ‌وقت از دست نمیدی

54:37.336 --> 54:38.354
منم همین‌طور

54:39.380 --> 54:40.456
منم همین‌طور

54:41.257 --> 54:42.300
منم همین‌طور

54:42.300 --> 54:43.375
منم همین‌طور

54:43.843 --> 54:44.885
منم همین‌طور

55:01.360 --> 55:03.571
گمونم داروی راستگویی
لازمت نشد، نه؟

55:05.156 --> 55:08.409
،ببخشید. خیلی ناجوره
ولی باید منم بغل کنی

55:08.409 --> 55:10.661
مکس

55:14.373 --> 55:17.626
فقط تصور کن خیلی محکم
بغلت کردم، باشه؟

55:17.626 --> 55:18.711
باشه

55:27.428 --> 55:28.596
ال

55:29.221 --> 55:31.640
می‌دونم اون‌قدر قوی هستی که
وکنا رو شکست بدی

55:31.640 --> 55:34.310
ولی ممکنه به دنیای واقعی
عقب‌نشینی کنه

55:34.310 --> 55:37.313
و باید آماده باشیم
اونجا هم باهاش بجنگیم

55:37.938 --> 55:41.942
،گلوله و آتش داریم
ولی هیچ‌کدومش به اون سربازها کمکی نکرد

55:44.528 --> 55:45.529
من باید اونجا باشم

55:48.115 --> 55:49.408
و من آماده‌ام

55:49.408 --> 55:52.745
آماده‌ام نشونش بدم که
دیگه نمی‌ترسم

56:09.053 --> 56:13.099
.تأیید شد
اندرسون رفته گشت بزنه

56:14.100 --> 56:18.354
.دریافت شد، براوو یک
به نظارت ادامه بدید. تمام

56:26.320 --> 56:27.696
هی، مک‌کانل

56:27.696 --> 56:30.074
امشب قراره محموله‌ای برامون بیارن
که من در جریان نیستم؟

56:30.074 --> 56:31.617
پاسخ منفیه، سرباز

56:31.617 --> 56:33.619
چه غلطی می‌کنی، رفیق؟

56:36.747 --> 56:38.707
!وقت نمایشه، قلب من

56:39.291 --> 56:40.334
باز شو

56:45.089 --> 56:46.257
!لعنتی

56:48.259 --> 56:49.260
!شرمنده

56:50.678 --> 56:51.929
دروازه اول باز شد

56:51.929 --> 56:55.141
،دو نفر دشمن، کنار برج‌ها
موقعیت ساعت ده و یازده

57:15.369 --> 57:17.163
تازه رسیدیم به قسمت باحالش

57:47.067 --> 57:49.320
!بیا -
!بیا -

57:50.488 --> 57:51.864
!برو! برو
!راه بیفت

58:07.213 --> 58:08.756
!وووهییی

58:09.673 --> 58:10.708
!ایول

58:12.968 --> 58:14.720
پناه بر خدا

58:15.304 --> 58:16.419
همه‌چی مرتبه؟

58:16.419 --> 58:17.848
همه حالشون خوبه؟

58:17.848 --> 58:19.975
آره -
تو خوبی؟ همه خوبن؟ -

58:20.935 --> 58:22.895
هی، اونجا خوب تیراندازی کردی

58:23.562 --> 58:24.596
تو هم همین‌طور

58:26.732 --> 58:29.485
فکر می‌کردم اینجاش قرار بود آسون باشه

58:30.361 --> 58:31.403
درست فکر کردی

58:32.071 --> 58:33.130
آماده‌ای؟

58:35.157 --> 58:36.233
آماده‌ام

59:51.108 --> 59:52.133
وقتشه

59:53.000 --> 01:00:13.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
