WEBVTT

00:05.000 --> 00:16.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:16.530 --> 00:17.780
‫سلام

00:18.640 --> 00:21.850
‫می‌دونم ترسیدی و می‌دونم عصبانی‌ای

00:21.850 --> 00:24.350
‫اما قول میدم ما اومدیم که بهت کمک کنیم

00:24.350 --> 00:26.900
‫هی، درک، درک

00:26.900 --> 00:29.360
‫اگه هی اینطوری بکنی،
‫یه بلایی سر خودت میاری

00:29.360 --> 00:32.780
‫آرامشت رو حفظ کن تا بتونیم حرف بزنیم، باشه؟

00:34.610 --> 00:36.200
‫می‌دونی من کی‌ام؟

00:36.200 --> 00:37.820
‫یه بچه‌دزد شرور

00:39.490 --> 00:41.950
‫خیلی‌خب، حق داری اینطور فکر کنی اما

00:41.950 --> 00:44.080
‫من شرور نیستم

00:44.080 --> 00:47.580
‫من فقط یه مامانم، یه مامان معمولی

00:47.580 --> 00:49.750
‫اون پسرم ویلـه

00:50.300 --> 00:51.840
‫پسر زامبیه

00:51.840 --> 00:53.380
‫می‌دونی چرا این رو بهش میگن؟

00:53.380 --> 00:55.630
‫چون مُرده و دوباره زنده شده

00:55.630 --> 00:59.300
‫اما چیزی که مردم نمی‌دونن اینـه که
‫اون موقع که گُم شد،

00:59.300 --> 01:03.310
‫در واقع یه هیولای وحشتناک و مهیب
‫اون رو برده بود

01:03.310 --> 01:06.640
‫و حالا اون هیولای وحشتناک دنبال توئـه

01:06.640 --> 01:10.360
‫آره، می‌دونم، آقای فلانی بهم گفت،
‫واسه همین باید ولم کنید

01:10.360 --> 01:13.900
‫نه، نه. آقای فلانی اون کسی نیست که
‫داره نشون میده، خب؟

01:13.900 --> 01:17.280
‫بهت دروغ گفته.
‫تموم این هیولاها زیردستِ اونن

01:17.280 --> 01:20.780
‫واسه همین آوردیمت این انبار.
‫فکر می‌کردیم اینجا امنـه اما

01:20.780 --> 01:21.870
‫اون پیدامون کرده

01:21.870 --> 01:24.860
‫واسه همین باز باید جابه‌جات کنیم،
‫ببریمت جایی که پیدات نکنه

01:24.880 --> 01:26.480
‫حالا اگه بازت کنم...

01:26.480 --> 01:29.480
‫قشقرق که به پا نمی‌کنی؟

01:30.000 --> 01:31.290
‫خواهش می‌کنم

01:32.770 --> 01:33.780
‫خیلی‌خب، عالیـه

01:34.090 --> 01:37.680
‫تو بچه‌ی خیلی شجاعی هستی، درک.
‫باید این رو بدونی

01:37.680 --> 01:39.090
‫خیلی...

01:46.810 --> 01:49.650
‫- ولم کن! از روم بلند شو!
‫- درک. خواهش می‌کنم!

01:49.650 --> 01:51.610
‫- در! در رو ببندید!
‫- کمک!

01:51.610 --> 01:53.360
‫ولم کن! از روم بلند شو!

01:53.360 --> 01:56.030
‫- بخواب سر جات!
‫- برو اونور!

01:56.030 --> 01:58.910
‫یکی کمک کنه!
‫من رو دزدیدن!

01:58.910 --> 02:01.030
‫بذار برم! ولم کن!

02:01.620 --> 02:03.080
‫مامان،‌ طناب! طناب رو بده!

02:04.120 --> 02:05.780
‫ولم کن!

02:05.780 --> 02:08.020
‫خاک نوش جون کن!

02:09.540 --> 02:11.250
‫اگه جرئت داری باهامون در بیفت، نکبت!

02:11.250 --> 02:12.710
‫گندش بزنن!

02:23.510 --> 02:25.770
‫داداش! بهت دروغ نمیگه، خب؟

02:25.770 --> 02:29.270
‫آقای فلانی مرد خیلی بدیـه.
‫هیولاها رو فرستاده دنبالت

02:29.270 --> 02:30.900
‫تپلیم رو بخور، بابا!

02:30.900 --> 02:32.190
‫یا خدا، چی گفتی؟

02:32.190 --> 02:34.520
‫حکم مرگت رو امضا کردی، نکبت!

02:34.520 --> 02:36.480
‫شما روانی‌اید و همه‌تون میفتید زندان!

02:36.480 --> 02:39.070
‫- یه هیولا توی راهـه!
‫- ما می‌خوایم کمکت کنیم

02:39.070 --> 02:40.910
‫- لا لا لا لا
‫- درک، خواهش می‌کنم!

02:40.910 --> 02:42.200
‫باید بیای پایین

02:42.200 --> 02:44.200
‫گوش نمیدم. لا لا لا لا

03:08.280 --> 03:10.040
‫جلو نیاید!

03:18.650 --> 03:21.360
‫اگه اون رو می‌خوای،
‫اول باید از رو نعش من رد بشی!

03:47.010 --> 03:49.220
‫آره، زدیم بهش! زدیم بهش!

04:07.530 --> 04:09.410
‫برگشت! داره میاد سمت ما!

04:09.410 --> 04:11.580
‫بیخیال. چیکار داری می‌کنی، رفیق؟
‫باید برگردیم!

04:11.580 --> 04:13.840
‫وایسا. گذرگاه‌ها مثل شکلات بادوم زمینی
‫می‌مونن دیگه؟

04:13.840 --> 04:16.580
‫- چی؟
‫- بیرونش تُرد و سفتـه

04:16.580 --> 04:19.210
‫اما گازش که می‌زنی،
‫وسطش چسبناک و خامه‌ایـه

04:19.210 --> 04:21.090
‫داش، چی داری بلغور می‌کنی؟

04:21.090 --> 04:23.720
‫اگه تخته‌گاز برم، ماشین یه سوراخ تو
‫گذرگاه ایجاد می‌کنه و

04:23.720 --> 04:27.010
‫می‌تونیم بریم دنبال دموگورگن تا به
‫خونه‌اش تو دنیای وارونه برسیم

04:27.010 --> 04:29.245
‫- و یه راست برش گردونیم خونه‌
‫- سیگنال داره از دست میره!

04:29.269 --> 04:31.140
‫اگه برخورد کنیم، هیچی گیرمون نمیاد!

04:31.140 --> 04:32.850
‫اگه مثل شکلات باشه برخورد نمی‌کنیم!

04:32.850 --> 04:34.800
‫داره بسته میشه!

04:36.880 --> 04:38.880
‫برو

04:41.860 --> 04:43.900
‫- وای خدا! وای خدا!
‫- خدایا

04:43.900 --> 04:45.820
‫- وای خدا! وای خدا!
‫- دارمش! دارمش!

04:46.490 --> 04:47.700
‫وای خدا، نه!

04:47.700 --> 04:49.620
‫- شدنی نیست
‫- همه‌مون می‌میریم!

04:49.620 --> 04:52.660
‫- مثل شکلات نیست. ترمز کن!
‫- آروم باش! یا خدا!

04:52.660 --> 04:54.830
‫- گندش بزنن! خدایا!
‫- سفت بچسبید!

05:02.710 --> 05:04.370
‫تونستیم!

05:07.010 --> 05:08.330
‫سیگنال؟

05:09.260 --> 05:11.180
‫- قویـه!
‫- وای خدا!

05:11.180 --> 05:13.890
‫گیرت انداختیم، تخم سگ!
‫گیرت انداختیم!

05:30.330 --> 05:32.020
‫ویل؟ ویل!

05:33.840 --> 05:35.250
‫من پیشتم، ویل

05:35.250 --> 05:36.870
‫چیزی نیست

05:36.870 --> 05:38.960
‫هوات رو دارم. هوات رو دارم

05:42.210 --> 05:43.800
‫هوات رو دارم، عزیز دلم

05:45.000 --> 05:52.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

05:53.000 --> 05:56.000
‫« ترجمه از امیر فرحناک و محمدعلی sm »

06:26.177 --> 06:32.000
« اتفاقات عجیب »
« فصل پنجم »

06:36.521 --> 06:46.448
« قسمت چهارم »
« ساحر »

06:48.940 --> 06:50.450
‫اجی مجی؟

06:50.450 --> 06:51.820
‫اوه، آره، آره، درستـه

06:51.820 --> 06:54.990
‫♪ اجی مجی لا ترجی، ♪
‫♪ خرده ریزه و خرت و پرت ♪

06:54.990 --> 06:56.910
‫- یه دقیقه دیگه میام پیشت، پسر
‫- چی؟

06:56.910 --> 06:59.020
‫تقریباً همه‌ی وسایل رو جمع کردیم!

07:01.750 --> 07:02.920
‫هیس!

07:04.420 --> 07:05.420
‫جلی!

07:12.050 --> 07:13.360
‫اَلن میلر؟

07:13.360 --> 07:16.220
‫می‌بخشید، قضیه چیـه؟

07:16.220 --> 07:17.850
‫قضیه راجع‌به دخترتونـه، قربان

07:30.742 --> 07:37.603
« دژبانی ارتش »

07:47.506 --> 07:49.895
‫« قبرستان رون هیل »

07:48.520 --> 07:51.260
‫این داداش‌مون داره از یه میون‌بر تو
‫«قبرستون رون» ما رو می‌بره

07:51.260 --> 07:53.890
‫- اینجا که دیگه لب مرزه
‫- این جونور خسته نمیشه؟

07:53.890 --> 07:57.260
‫متأسفانه کاملاً برعکس.
‫انگار سرعتش داره بیشتر هم میشه

07:57.260 --> 07:59.020
‫- چی؟
‫- سیگنال داره از دست میره

07:59.020 --> 08:00.310
‫سربه‌سرم نذار!

08:00.310 --> 08:02.840
‫- می‌تونی سریع‌تر بری؟
‫- ببینم چی میشه

08:05.310 --> 08:07.900
‫هندرسون، جون بِکَن، چی شد؟

08:07.900 --> 08:10.110
‫- هندرسون چه خبر...
‫- نویز افتاده

08:10.110 --> 08:12.570
‫- خب که چی؟
‫- یعنی صدای سیگنال نمیاد

08:12.570 --> 08:14.240
‫- خب با دقت گوش کن
‫- منظورت چیـه؟

08:14.240 --> 08:16.070
‫- می‌خوای تو گوشت بذاری؟
‫- دارم رانندگی می‌کنم!

08:16.070 --> 08:18.030
‫پس تو رانندگیت رو بکن،
‫من هم مسیریابیم رو می‌کنم

08:18.030 --> 08:20.200
‫- اون چیـه؟
‫- نمی‌دونم

08:20.200 --> 08:21.540
‫استیو، آروم برو

08:21.540 --> 08:23.210
‫جلومونـه یا نه؟

08:23.210 --> 08:25.790
‫- استیو!
‫- استیو، مواظب باش!

08:25.790 --> 08:27.630
‫- استیو، مواظب باش!
‫- گندش بزنن!

08:33.130 --> 08:36.550
‫جاناتان، منم، مامان. لطفاً جواب بده، تمام

08:37.050 --> 08:38.970
‫جاناتان، لطفاً جواب بده

08:39.640 --> 08:44.810
‫جاناتان، ننسی، داستین، جویسم.
‫لطفاً جواب بدید

08:45.600 --> 08:46.710
‫هی

08:46.730 --> 08:47.900
‫خبری نشد؟

08:49.020 --> 08:52.780
‫نیمه‌ی پر لیوان اینـه که
این یعنی ‫به گمونم رد شدن

08:52.780 --> 08:55.040
‫می‌خوای بدونی کجا رفتن؟

09:25.020 --> 09:26.390
‫این دیگه چیـه؟

09:26.390 --> 09:28.720
‫نمی‌دونم اما...

09:28.720 --> 09:33.230
‫می‌تونم حس کنم که موضوع مهمی برای اونـه

09:33.230 --> 09:35.990
‫برای آقای... فلانی؟

09:35.990 --> 09:37.610
‫اسم واقعیش هنریـه

09:37.610 --> 09:38.660
‫ملقب به وکنا

09:38.660 --> 09:39.820
‫ملقب به شماره‌ی یک

09:39.820 --> 09:41.450
‫چقدر اسم داره

09:41.450 --> 09:44.250
‫نظرت چیـه دهنت رو ببندی و
‫فقط گوش کنی، نکبت؟

09:44.250 --> 09:47.120
‫یه حسی بهم می‌گفت که
‫دلش نمی‌خواست اونجا باشم

09:48.830 --> 09:50.690
‫من نباید می‌دیدمش

09:51.630 --> 09:54.090
‫دفعه‌ی اولـه اینقدر
‫به ذهن مشترک نزدیک میشی

09:54.090 --> 09:56.880
‫آخه اون موجود فقط یه چند قدم
‫باهات فاصله داشت

09:58.680 --> 10:02.010
‫گاهی اوقات وقتی تو اسکواک
‫یه سیگنال خیلی قوی میاد،

10:02.010 --> 10:03.930
‫کل سیستم رو اشباع می‌کنه

10:03.930 --> 10:06.560
‫فکر می‌کنم الان هم مثل همونـه،
‫اشباع شده

10:06.560 --> 10:09.060
تو فقط وارد ذهن مشترک نشدی

10:09.060 --> 10:12.240
‫یه راست رفتی تو مرکز کنترل کوفتیش

10:12.240 --> 10:13.600
هالی چطور؟

10:13.600 --> 10:14.780
‫هالی کجا بود؟

10:14.780 --> 10:17.740
‫هالی. اون...

10:17.740 --> 10:21.120
‫چسبیده به بود یه یه جور... دکل

10:22.160 --> 10:25.230
‫بعدش هم یه‌جوری بخشی از اون شده بود،

10:25.230 --> 10:28.410
‫انگار داشت یه کاری باهاش می‌کرد

10:28.410 --> 10:29.790
‫تازه... تازه بقیه هم بودن

10:31.080 --> 10:32.590
‫سه نفر دیگه هم بودن

10:35.380 --> 10:37.920
‫فکر می‌کردم وکنا فقط سراغ نکبت اومده

10:37.920 --> 10:42.290
‫من هم همینطور اما درک هم چون درست از
‫کنارم شد، در موردش فهمیدم

10:43.680 --> 10:45.140
‫چه هم‌زمانیِ خوش‌یمنی

10:45.140 --> 10:48.020
‫- شنیدی؟ خوش‌یمن
‫- معنیش رو بلد نیستم

10:48.020 --> 10:51.310
‫اصلاً این از دکل‌های اضافه خوشم نمیاد

10:51.310 --> 10:54.940
‫آخه، شب اول وکنا هالی رو دزدید.
‫شب دوم، سه تا دیگه رو برد

10:54.940 --> 10:57.490
‫هی داره تعداد بیشتری رو می‌بره و
‫به همینا قانع نیست

10:57.490 --> 11:00.820
‫اگه این دقیق باشه، ۸ تا دیگه می‌خواد تا
‫جمعاً به ۱۲‌ برسه

11:00.820 --> 11:04.080
‫چی از جون‌شون می‌خواد؟
‫حالا چرا بچه‌ها؟

11:04.080 --> 11:05.240
‫- و چرا ۱۲‌ نفر؟
‫- نمی‌دونم

11:05.240 --> 11:07.330
‫اما باید جلوش رو بگیریم تا بیشتر نشدن

11:07.330 --> 11:10.330
‫و واسه داستین و بقیه زمان بخریم تا
‫اینجا و هالی رو پیدا کنن

11:10.330 --> 11:12.346
‫شاید اگه بفهمیم دقیقاً کیا رو می‌خواد ببره،

11:12.370 --> 11:14.130
‫بتونیم از هاوکینز خارج‌شون کنیم

11:14.130 --> 11:15.460
‫جایی که دست وکنا بهشون نرسه

11:15.460 --> 11:16.840
‫یادتون رفته قرنطینه شدیم؟

11:16.840 --> 11:19.090
‫- فقط اون نیست
‫- یه مشکل دیگه‌ای هست

11:19.090 --> 11:21.800
‫تو راه که داشتیم میومدیم،
‫دیدیم که سربازها دبی میلر رو

11:21.800 --> 11:23.760
‫سوار یه اتوبوس پر از بچه کردن

11:23.760 --> 11:26.850
‫تا دوتا بلوک دیگه تعقیب‌شون کردیم و
‫باز هم بچه سوار کردن

11:26.850 --> 11:29.980
‫بعید بدونم که می‌خواستن ببرن‌شون مدرسه

11:29.980 --> 11:32.090
‫وکنا تنها کسی نیست که دنبال این بچه‌هاست

11:38.610 --> 11:42.240
‫همون شبی که هالی دزدیده شد،
‫«اِلون» تو خونه‌ی ویلر بود

11:42.240 --> 11:45.530
‫۲۴ ساعت بعدش، سه تا بچه‌ی دیگه هم گم شدن

11:45.530 --> 11:49.660
‫۷۳ تا بچه توی هاوکینز هستن که
‫سن‌شون بین ۹ تا ۱۰ سالـه

11:49.660 --> 11:53.460
‫اگه همین الگو ادامه پیاد کنه،
‫هدف بعدی‌مون از همین گروهـه

11:53.460 --> 11:57.290
‫و شما معتقدید که اِلون این بچه‌ها رو برده؟

11:57.290 --> 11:58.550
‫هدفش چی بوده؟

11:58.550 --> 12:02.090
‫بکشتشون، ازشون محافظت کنه.
‫دلیلش مهم نیست

12:02.090 --> 12:03.840
‫این بچه‌‌ها الان کجان؟

12:03.840 --> 12:07.300
‫هر لحظه ممکنـه برسن مک‌زی،
‫جایی که تو باید اونجا باشی

12:07.300 --> 12:10.060
‫من باید دنبال ستوان ایکرز باشم.
‫اگه ایکرز رو پیدا کنم، در واقع...

12:10.060 --> 12:12.180
‫یه جنازه پیدا می‌کنی

12:12.180 --> 12:15.010
‫عازمِ مک‌زی شو، جناب سرهنگ.
‫این یه دستوره

12:22.050 --> 12:23.640
‫سرلشکر

12:25.200 --> 12:28.330
‫با کمال احترام، جون این بچه‌ها توی خطره

12:28.330 --> 12:30.540
‫استفاده کردن ازشون به‌عنوان طعمه، کارِ...

12:31.790 --> 12:34.420
‫چه کاریـه، جناب گروهبان؟

12:36.290 --> 12:38.040
‫کار غیرمحتاطانه‌ایـه

12:38.960 --> 12:43.470
‫فقط در صورتی غیرمحتاطانه‌ست که
‫شما نتونید ازشون محافظت کنید

12:44.220 --> 12:47.510
‫یعنی میگید که نمی‌تونید ازشون
‫محافظت کنید، جناب گروهبان؟

12:48.050 --> 12:49.050
‫نه، خانم

12:51.560 --> 12:52.560
‫خوبـه

13:06.410 --> 13:07.990
‫ببخشید که ترسوندمت

13:09.700 --> 13:11.840
‫من خیلی وقتـه که...

13:11.840 --> 13:14.886
‫کسی رو ندیدم، برای همین...

13:14.910 --> 13:16.540
‫به گمونم یکم هیجان‌زده شدم

13:18.330 --> 13:20.840
‫خبر خوب این که بهش نمی‌خوره
‫خیلی عمیق باشه

13:20.840 --> 13:22.300
‫بخیه لازم نداره

13:23.130 --> 13:25.220
‫البته مطمئنم می‌سوزه، نه؟

13:27.470 --> 13:29.550
‫می‌تونی باهام حرف بزنی‌ها

13:30.760 --> 13:31.890
‫گازت که نمی‌گیرم

13:34.770 --> 13:36.560
‫من رو یادت هست دیگه؟

13:37.770 --> 13:39.560
‫قبلاً اومدم خونه‌تون

13:39.560 --> 13:40.770
‫خیلی هم زیاد اومدم

13:43.530 --> 13:45.260
‫تو مکسی

13:45.260 --> 13:46.700
‫مکس می‌فیلد

13:46.700 --> 13:49.110
‫اسکیت‌سواری می‌کنی و واکمنت هم
‫همیشه توی گوشتـه

13:49.400 --> 13:51.280
‫- خود خودشم
‫- اما...

13:51.280 --> 13:53.940
‫چطور هم اینجام و هم توی
‫بیمارستان هاوکینز، توی کُمام؟

13:55.370 --> 13:58.080
‫سؤال خیلی منطقی‌ایـه

14:00.040 --> 14:02.380
‫بهتره راه بیفتیم. اینجا امن نیست.
‫یالا

14:03.673 --> 14:05.034
‫کجا داریم میریم؟

14:05.058 --> 14:06.050
‫خونه‌ی من

14:06.050 --> 14:08.480
‫خب، من خیلی نباید دور شم.
‫اومدم اینجا هنری رو ببینم

14:08.480 --> 14:10.180
‫- هنری رو می‌شناسی؟
‫- یه جورایی

14:10.180 --> 14:14.060
‫این نوشته رو برام گذاشت.
‫بهم گفت همینجا توی این نقطه ببینمش

14:14.060 --> 14:15.810
‫فکر کنم گیر هیولاها افتاده

14:15.810 --> 14:18.706
‫هنری ممکنـه گیر هر چیزی بیفته،
‫به جز هیولاها

14:18.730 --> 14:20.770
‫- اما اینجا نوشته که...
‫- می‌دونم چی نوشته

14:20.770 --> 14:22.980
‫از کجا می‌دونی گیر نیفتاده؟
‫اون گفت عجله کنم!

14:22.980 --> 14:26.190
‫هالی، می‌دونم چی نوشته چون
‫هنری اون رو ننوشته. من نوشتم

14:27.490 --> 14:30.870
‫من... متوجه نمیشم

14:32.160 --> 14:33.160
‫ببخشید

14:34.620 --> 14:38.660
‫نمی‌خواستم دروغ بگم. فقط...
‫باید یه کاری می‌کردم که حتماً بیای

14:39.790 --> 14:41.290
‫تو هم جزو اونایی، مگه نه؟

14:42.000 --> 14:43.420
‫- جزو کیا؟
‫- هیولاها

14:43.420 --> 14:46.380
‫- قیافه‌ام شبیه هیولاهاست؟
‫- نمی‌دونم. شاید تغییر قیافه دادی

14:46.380 --> 14:48.590
‫لباس‌هات که عجیبن و تو کُما هم هستی

14:48.590 --> 14:49.760
‫خیلی‌خب

14:50.470 --> 14:53.240
‫خب، اگه هیولا بودم، می‌دونستم که
برادرت می‌خواست موهاش رو

14:53.240 --> 14:55.560
‫مدل تاج خروسی بزنه اما
خواهرت جلوش رو گرفت و

14:55.560 --> 14:58.600
‫نذاشت بزرگ‌ترین تحقیری که یه سال اولی توی

14:58.600 --> 15:01.050
‫دبیرستان هاوکینگز به چشم دیده رو تجربه کنه؟

15:02.020 --> 15:03.860
‫حالا این مدل تاج خروسی چه رنگی بود؟

15:04.440 --> 15:05.820
‫نارنجیِ شراره‌ای

15:05.820 --> 15:09.650
‫به شخصه فکر می‌کنم استفاده از
‫کلمه‌ی «شراره‌ای» یکم طعنه‌آمیزه اما

15:09.650 --> 15:11.320
‫مردم میگن من خیلی آدم بدبینیم

15:11.320 --> 15:13.000
‫خودم فکر می‌کنم که رُکم

15:35.850 --> 15:36.850
‫یالا

15:45.940 --> 15:46.980
‫خوش اومدی

16:05.040 --> 16:06.120
‫هی

16:06.670 --> 16:08.170
‫تازه چشم‌انداز هم داره

16:31.280 --> 16:32.490
‫اینجا کجاست؟

16:33.360 --> 16:34.860
‫یه خاطره

16:34.860 --> 16:39.700
‫که تو دنیاییـه که ۱۰۰۰ تا
‫خاطره‌ی دیگه داخلشـه

16:39.700 --> 16:42.080
‫می‌دونم شاید جالب به نظر برسه اما

16:42.080 --> 16:43.360
‫اینطور نیست

16:43.910 --> 16:45.580
‫اینجا...

16:45.580 --> 16:48.130
‫این دنیا...

16:48.130 --> 16:49.210
‫یه زندانـه

16:55.630 --> 16:56.840
‫زندانِ هنری

17:22.950 --> 17:24.910
‫چیزی نیست، عزیز دلم

17:25.300 --> 17:26.570
‫این‌ها آدم‌ خوب‌هان

17:26.570 --> 17:28.540
‫نمی‌ذارن آب تو دل کسی تکون بخوره

17:28.540 --> 17:32.460
‫فقط سعی کن که بهش
‫مثل یه اردوی مدرسه نگاه کنی

17:33.600 --> 17:35.200
یه ‫گردش علمی

17:47.520 --> 17:49.806
‫محموله رسید

17:49.830 --> 17:52.973
تکرار می‌کنم، محموله رسید

17:55.440 --> 17:58.900
‫دارن می‌برن‌شون تو یه سربازخونه که
‫دو تا ساختمون با کتابخونه فاصله داره

18:06.680 --> 18:08.280
‫تونل‌ها

18:12.630 --> 18:17.670
‫آره. می‌بینید؟ تونل شمالی مک‌زی
‫درست از زیر سربازخونه‌‌ها رد میشه

18:17.670 --> 18:19.870
‫- عجب شانسی
‫- باید همین روزها اتفاق میفتاد

18:19.890 --> 18:22.110
‫واسه عملی شدن این نقشه،
‫شانس بیشتری می‌خوایم

18:22.130 --> 18:24.680
‫اگه حدس‌مون درست باشه،
‫ارتش می‌خواد از بچه‌ها محافظت کنه

18:24.680 --> 18:26.560
‫یعنی تو این سربازخونه‌ها
کیپ تا کیپ نگهبان هست

18:26.560 --> 18:29.000
‫باید یواشکی وارد سربازخونه‌‌ها بشیم،

18:29.000 --> 18:31.550
‫بچه‌ها رو برداریم، ببریم‌شون پیش موری،
‫از هاوکینز فراری‌شون بدیم

18:31.550 --> 18:33.630
‫قبل از این که کسی بفهمه که رفتن

18:33.630 --> 18:35.860
‫- دِک (به معنی آلت)
‫- چی؟

18:35.860 --> 18:37.360
‫چی؟ اوه

18:37.860 --> 18:41.070
‫ببخشید. بلند گفتم؟ داشتم تو ذهنم حرف می‌زدم

18:41.070 --> 18:43.350
‫اما شماها تام، دِک و هری رو
‫می‌شناسید دیگه؟

18:45.160 --> 18:47.700
‫خداییش؟ یعنی هیچ‌کدوم‌تون
‫فیلم «فرار بزرگ» رو ندیده؟

18:47.700 --> 18:51.380
‫فیلمش در مورد اسیرهای جنگیـه، خب؟

18:51.380 --> 18:54.380
‫و همه‌شون توی یه سربازخونه
عین همین گیر افتادن

18:54.380 --> 18:56.260
‫باید فرار کنن، واسه همین تونل می‌کَنن و

18:56.260 --> 18:58.760
‫اسم تونل‌هاشون رو می‌ذارن،
‫«تام، دِک و هری»

18:58.760 --> 19:00.680
‫باید تونل‌ها رو از نازی‌ها مخفی کنن

19:00.680 --> 19:04.010
‫تونل تام تو یه کُنج تاریکـه،
‫تونل هری زیر بخاری و

19:04.010 --> 19:08.210
‫دِک هم توی دستشویی.
‫خودم به شخصه دِک رو می‌پسندم

19:11.270 --> 19:15.940
‫اوه... ببخشید. منظورم دستشوییـه.
‫من اصلاً... ولش کنید

19:15.940 --> 19:18.530
‫خیلی‌خب، فکر کن همون دِک رو انتخاب کردیم

19:18.530 --> 19:20.200
‫دستشویی‌ها رو از کجا پیدا کنیم؟

19:20.200 --> 19:21.820
‫چطوری بچه‌ها رو ببریم اونجا؟

19:21.820 --> 19:24.320
‫اصلاً از کجا بدونیم وکنا
دنبال این بچه‌هاست؟

19:24.320 --> 19:26.180
‫باید یه نفوذی بفرستیم

19:26.180 --> 19:27.910
‫کسی که بتونه وارد سربازخونه‌ها بشه،

19:27.910 --> 19:31.170
‫فاصله تا دستشویی رو حساب کنه و
‫بفهمه کدوم بچه‌ها آقای فلانی رو دیدن و

19:31.170 --> 19:33.040
‫یه جوری از زیر دست نظامی‌ها فرار کنه

19:33.040 --> 19:36.090
‫خب، نقشه‌ی خیلی خوبیـه اما به نظرت این...

19:36.090 --> 19:37.300
‫یه‌جور مأموریت غیرممکنـه

19:37.300 --> 19:40.670
‫آره، آخه مایک، کی رو می‌خوای بفرستی؟

19:40.670 --> 19:41.840
‫جیمز باند؟ مگنوم؟

19:41.840 --> 19:43.890
‫نه، نه، جاسوس خفن نمی‌خوایم

19:43.890 --> 19:47.140
‫کاملاً برعکس. یکی رو می‌خوایم که
‫کسی بهش مشکوک نشه

19:47.140 --> 19:49.680
‫کسی که بتونه سرش رو بندازه پایین و
‫بره داخل و کسی چیزی ازش نپرسه

19:49.680 --> 19:52.060
‫تنها بچه‌ای که ارتش نتونست مهارش کنه

19:59.030 --> 20:00.070
‫چیـه؟

20:29.640 --> 20:34.520
‫دو تا سرباز توی برج کنار دروازه‌ی غربی‌ان

20:34.520 --> 20:36.980
‫یکی دیگه هم توی برج کنار دروازه‌ی شرقیـه

20:36.980 --> 20:39.110
‫یک، دو، سه، چهار نفر هم روی زمینن

20:39.980 --> 20:42.650
‫ایشالا تو درست بگی و وکنا اونجا باشه

20:42.650 --> 20:44.910
‫چون احتمال داره تو حین وارد شدن کشته بشیم

20:44.910 --> 20:46.030
‫درست میگم

20:46.030 --> 20:49.620
‫نمیشه که در مورد همه‌چی درست بگی.
‫تئوری‌هات همچین با هم جور در نیومدن

20:49.620 --> 20:51.609
‫- واسه چی؟
‫- صدای کریپتونایت شنیدی

20:51.634 --> 20:53.750
‫اگه وکنا اونجا باشه،
‫قدرتی نداره

20:53.750 --> 20:54.960
‫اگه قدرتی نداره،

20:54.960 --> 20:57.210
‫ماجرای دزدیِ هالی چه ربطی به اون داره؟

20:57.210 --> 20:59.800
‫می‌تونی قبل از این که بکشمش،
‫ازش بپرسی

20:59.800 --> 21:01.820
‫ارتفاع اون حصار چقدره؟

21:02.340 --> 21:04.090
‫هی، نمی‌ذارم از روش بپری

21:04.090 --> 21:05.470
‫واسه چی؟

21:05.470 --> 21:09.810
‫چون این با تمرینات فرق داره.
‫این یه موقعیت واقعیـه

21:09.810 --> 21:12.100
‫و جنس اون سقف فلزیـه

21:12.640 --> 21:15.560
‫اگه بپری و بیفتی روش،
‫کل پایگاه باخبر میشن

21:15.560 --> 21:17.480
‫نه اگه با صدای رعد و برق تنظیمش کنم

21:17.480 --> 21:18.770
‫آره

21:18.770 --> 21:20.230
‫هفت ثانیه‌ یه باره

21:23.990 --> 21:30.990
‫یک، دو، سه، چهار، پنج، شیش...

21:34.700 --> 21:35.762
‫هفت

21:35.786 --> 21:37.413
‫خیلی‌خب، شانست گفت

21:38.790 --> 21:40.420
‫- هاپر، صدام رو داری؟
‫- داستین!

21:40.420 --> 21:42.000
‫تمام. داستین صحبت می‌کنه

21:42.000 --> 21:44.590
‫هاپر، صدام رو داری؟ داستین صحبت می‌کنه

21:44.590 --> 21:47.130
‫هی، هی، منم هاپ. صدات رو دارم

21:47.130 --> 21:49.970
‫پشمام! خیلی‌خب، اونا زنده‌ان!

21:49.970 --> 21:51.140
‫اِل! سراغ اِل رو بگیر!

21:51.140 --> 21:52.430
‫اِل. اِل پیشتـه؟ تمام

21:52.430 --> 21:54.350
‫آره. من اینجام. تمام

21:54.350 --> 21:56.440
‫خیلی‌خب. ایول. عالیـه

21:56.440 --> 21:59.190
‫نمی‌دونم وسط کار مهمی هستید یا نه اما...

21:59.190 --> 22:00.500
‫- داستین. یالا
‫- بیاید پیش‌مون!

22:00.500 --> 22:02.730
‫لطفاً بیاید پیش‌ مون،
!توی کلیسای قبرستون رون

22:02.730 --> 22:05.820
‫قبرستون رون. چطوری از اونجا
‫با ما تماس گرفتید؟

22:05.820 --> 22:08.860
‫درستـه. خبر ندارید.
‫ما تو دنیای وارونه‌ایم

22:08.860 --> 22:09.910
‫چی؟

22:09.910 --> 22:13.040
‫مخلص کلام این که، اومدیم اینجا تا با
‫ردیاب دورسنج‌مون، یه دموگورگن پیدا کنیم

22:13.040 --> 22:16.040
‫ولی خب عملاً خوردیم به دیوار.
‫ماشین استیو گیر افتاده

22:16.040 --> 22:18.210
‫واسه همین اِل باید بیاد و با قدرتش
‫ماشین رو آزاد کنه تا

22:18.210 --> 22:20.080
‫بتونیم دوباره دنبالِ دموگورگنه بگردیم

22:20.080 --> 22:23.340
‫که طبق نقشه، ما رو به هالی می‌رسونه.
‫حرفام منطقی بود؟

22:23.340 --> 22:26.840
‫جزئیات اضافه‌ای لازمـه؟
‫سؤال یا نگرانی‌ای هست؟ تمام

22:26.840 --> 22:28.010
‫زدید به دیوار؟

22:29.130 --> 22:30.760
‫دقیقاً چه جور دیواری؟

22:31.850 --> 22:36.270
‫یکم... توصیفش سختـه

22:37.430 --> 22:38.980
‫- یه‌جورایی...
‫- گنده‌ست؟

22:40.400 --> 22:41.480
‫حال‌بهم‌زنـه

22:41.480 --> 22:43.570
‫بوی زیر بغل هندرسون رو میده

22:44.070 --> 22:46.690
‫ما هم خوردیم به همون اما
‫نه توی قبرستون رون

22:46.690 --> 22:49.510
‫حدود ۴۰۰ متری جنوب شرقی پل قدیمی هیگن

22:50.240 --> 22:52.160
‫اونجا که اون کله‌ی شهره

22:53.450 --> 22:54.580
‫بی‌نظیره

22:54.580 --> 22:56.870
‫نمی‌دونیم چیـه اما فکر می‌کنیم
‫پای هالی وسطـه

22:56.870 --> 22:59.580
‫بی‌خودی تلاش نکنید ازش رد بشید.
‫نمی‌تونید

23:00.120 --> 23:02.290
‫داریم یه راه‌حل پیدا می‌کنیم

23:02.290 --> 23:04.920
‫- ننسی
‫- راه‌حل؟ چه راه‌حلی؟

23:06.130 --> 23:08.760
‫صبر کن، چه راه‌حلی، هاپر؟

23:08.760 --> 23:11.550
‫گوش کن، نباید از امواج رادیویی
استفاده کنیم، خب؟

23:11.550 --> 23:13.850
‫پیداتون می‌کنیم. شما سر جاتون بمونید

23:15.760 --> 23:17.220
‫به نظرت جاشون امنـه؟

23:17.220 --> 23:18.930
‫نسبت به ما؟ معلومـه

23:19.940 --> 23:20.940
‫خیلی‌خب

23:22.060 --> 23:24.110
‫ببینیم تمریناتت فایده‌ای داشتن یا نه

23:24.110 --> 23:25.900
‫می‌ذاری بپرم؟

23:27.110 --> 23:29.320
‫راه بیفت تا نظرم عوض نشده

23:36.790 --> 23:38.040
‫نفرین وکنا...

23:39.450 --> 23:40.750
‫هیچوقت از بین نمیره

23:41.620 --> 23:42.620
‫هیچوقت ولت نمی‌کنه

23:43.330 --> 23:46.460
‫هر قربانی‌ای که می‌گیره،
‫یه گذرگاه جدید می‌سازه

23:46.460 --> 23:48.510
‫گذرگاهی به دنیای وارونه؟

23:49.510 --> 23:53.640
‫من رو که برد، چهارمیش رو باز کرد،
‫گذرگاه نهایی،

23:53.640 --> 23:55.620
‫هاوکینز رو دو شقه کرد

23:56.890 --> 24:02.480
‫صبر کن، اما اگه آقای فلانی...
‫یعنی هنری، تو رو برده

24:02.480 --> 24:04.040
‫چطوری اینجایی؟

24:04.040 --> 24:06.690
‫منظورت اینـه که باید می‌مُردم؟

24:06.690 --> 24:08.860
‫اشکالی نداره. سؤال به‌جاییـه

24:09.730 --> 24:10.860
‫صد درصد باید می‌مُردم

24:11.820 --> 24:13.980
‫و برای یه لحظه هم...

24:14.990 --> 24:16.030
‫واقعاً مُرده بودم

24:19.370 --> 24:22.020
‫نمی‌دونم چه مدتی مُرده بودم اما

24:22.020 --> 24:24.540
‫بعدش احساس کردم که یه چیزی...

24:24.540 --> 24:27.540
‫داره صدام می‌زنه

25:24.770 --> 25:28.270
‫فقط یه شب. از دست ندید.
‫قیمت بلیط فقط ۵۰ سنت

25:28.270 --> 25:30.570
‫واسه شما عقل‌کل‌ها میشه دو تا ۲۵ سنت

25:30.570 --> 25:35.240
‫- جویس! همون نمایش مسخره‌تـه؟
‫- به نفعتـه اونجا ببینمت، هرینگتون

25:35.240 --> 25:37.800
‫جمعه شب؟ به همین خیال باش

25:40.180 --> 25:42.520
‫عجب پرتابی کردی، عوضی

25:45.330 --> 25:46.940
‫یه جوری...

25:46.940 --> 25:48.790
‫وارد یه زمان دیگه شده بودم

25:48.790 --> 25:50.130
‫هاوکینز

25:50.580 --> 25:53.010
‫« ۱۹۵۹‌ »

25:51.500 --> 25:53.186
‫سی سال پیش

25:53.560 --> 25:55.090
‫سفر در زمان

25:55.090 --> 25:57.930
‫فرقش این بود که واقعاً اونجا نبودم

25:58.550 --> 26:00.350
‫واقعاً نبودم. فقط...

26:01.640 --> 26:03.100
‫می‌تونستم نگاه کنم

26:04.660 --> 26:06.066
« هنری کریل »

26:06.386 --> 26:08.306
‫و اون موقع بود که فهمیدم

26:08.730 --> 26:11.040
‫تو ذهن هنری گیر افتاده بودم

26:11.040 --> 26:12.400
‫توی خاطراتش

26:12.400 --> 26:15.150
‫مثل یه دنیای زندانی و کابوس‌وار که

26:15.150 --> 26:19.180
‫یه کثافت شرور روانی بهش حکمرانی می‌کرد

26:20.030 --> 26:21.560
‫مثل کامازاتز

26:21.560 --> 26:23.290
‫کاما... چی؟

26:23.290 --> 26:26.060
‫کامازاتز. از کتاب «چین‌خوردگی در زمان»

26:26.060 --> 26:27.620
‫- تا حالا نخوندمش
‫- باید بخونی. محشره

26:27.620 --> 26:30.670
‫کامازاتز مثل یه‌جور سیاره‌ی تاریک
می‌مونه که ‫تحت کنترل «آن»ـه

26:30.670 --> 26:32.920
‫که در واقع یه ذهن غول‌پیکرِ
بی‌جسم و شیطانیـه

26:32.920 --> 26:35.010
‫خلاصه، بابای مگ...
‫مگ شخصیت اصلیـه...

26:35.010 --> 26:36.550
‫...اونجا اسیر میشه

26:36.550 --> 26:39.800
‫پس هنری مثل «آن» می‌مونه و
‫تو هم مثل بابای مگی

26:39.800 --> 26:40.970
‫خیلی‌خب...

26:41.470 --> 26:44.930
‫نمی‌‌دونم بابای مگ موافق باشه یا نه
‫اما اینطور که پیداست...

26:44.930 --> 26:48.810
‫وقتی توی یه دنیای زندانی اسیر باشی،

26:48.810 --> 26:50.850
‫فقط یه چندتا در پیش روتـه

26:51.940 --> 26:53.820
‫در اول...

26:53.820 --> 26:56.030
‫خودت رو بکشی

26:56.030 --> 26:58.780
‫در دوم، سرنوشتت رو بپذیری

26:58.780 --> 27:01.740
‫- یا در سوم...
‫- فرار کنی

27:01.740 --> 27:04.480
‫- من در سوم رو انتخاب می‌کنم
‫- بهش می‌خوره بهترین در باشه

27:05.410 --> 27:07.580
‫به راهم ادامه دادم

27:08.160 --> 27:10.710
‫از این خاطره می‌رفتم به اون خاطره

27:10.710 --> 27:13.840
‫اما خب اینجا یه هزارتوئـه

27:14.540 --> 27:19.090
‫گم شدم، گیج شدم.
‫اینقدر گیج شدم که

27:19.090 --> 27:21.930
‫راستش برگشتم دقیقاً به همونجایی که
‫شروع کرده بودم

27:32.150 --> 27:33.730
‫و اون موقع بود که صداش رو شنیدم

27:37.070 --> 27:38.570
‫صدای کیت بوش رو شنیدم

27:39.150 --> 27:40.530
‫از دوستاتـه؟

27:42.410 --> 27:43.530
‫یه جورایی

27:47.830 --> 27:51.670
‫موسیقی بلده پیدات کنه،
‫حتی توی تاریک‌ترین جاها

27:51.670 --> 27:55.880
‫لوکاس قبلاً ازش استفاده کرده بود تا به
‫من برسه و از ذهن وکنا بکشتم بیرون،

27:56.550 --> 27:57.620
‫برم گردونه به روشنایی

28:08.140 --> 28:13.310
‫یعنی صدای آهنگ از لوکاس بود؟
‫از دنیای واقعی؟

28:18.400 --> 28:19.940
‫حتی بعد از این همه مدت،

28:21.360 --> 28:23.410
‫هنوز ازم قطع امید نکرده بود

28:23.410 --> 28:25.660
‫اگه می‌رفتی دنبای صدای آهنگ،

28:26.750 --> 28:27.850
‫چی می‌شد؟

28:28.620 --> 28:30.620
‫از اینجا می‌بردم بیرون

28:32.580 --> 28:33.580
‫برمی‌گشتم خونه

28:35.880 --> 28:37.750
‫حداقل خودم اینطور فکر می‌کردم

28:40.510 --> 28:41.550
‫اما بعدش...

28:45.430 --> 28:47.390
‫همه چی خراب شد

29:13.500 --> 29:14.790
‫هی!

29:15.870 --> 29:20.920
‫چه غلطی داری می‌کنی؟
‫سواد نداری؟ ورود ممنوعـه

29:20.920 --> 29:22.920
‫بله، دیدمش آقای پلیس

29:22.920 --> 29:25.510
‫آخه... مدرسه‌ام گم شده

29:32.100 --> 29:33.540
‫بریم

29:43.490 --> 29:44.570
‫تکون بخور

29:49.990 --> 29:52.790
‫پشمام! اونا شلیک‌کننده‌های لیزری‌ان؟

29:52.790 --> 29:54.160
‫شاید باشن

29:54.160 --> 29:57.440
‫اگه یه تکونی به خودت ندی،
‫شاید بهت شلیک کرد

30:00.920 --> 30:02.960
‫- بچه‌ها!
‫- اگه می‌تونی من رو بگیر!

30:02.960 --> 30:04.490
‫بچه‌ها!

30:05.920 --> 30:08.340
‫خیلی‌خب. حرفش هم نزن

30:09.140 --> 30:10.850
‫هی، هی، هی

30:11.510 --> 30:14.600
‫ایشون سرباز چپمن هستن.
‫هر کاری که گفت رو می‌کنی

30:14.600 --> 30:17.350
‫هر سؤالی که داشتی،
‫از خودش می‌پرسی

30:17.350 --> 30:20.300
کجا می‌تونم برم دست به آب؟

30:22.900 --> 30:24.190
‫میله‌ی فولادی

30:24.980 --> 30:26.110
‫بیل

30:27.490 --> 30:29.360
‫پنج‌تا عینک ایمنی

30:30.370 --> 30:32.700
‫یه دونه چرخ‌سنج و...

30:32.700 --> 30:34.160
‫نفس‌ها تو سینه حبس...

30:37.960 --> 30:41.290
‫سورتمه‌ی بابا نوئل که منتظر گوزن‌هاشـه

30:41.290 --> 30:45.710
‫نیمکت‌های تو کار داریم،
‫کمربند ایمنی، فوم ضربه‌گیر

30:45.710 --> 30:48.510
‫هر چیزی که یه بچه‌ی دزدیده شده لازم داره

30:48.510 --> 30:49.680
‫فوم ضربه گیر؟

30:49.680 --> 30:52.930
‫نمی‌خوایم که تو راه کسی بلای سرش بیاد؟

30:53.760 --> 30:57.730
‫من وارد شدم، صدام رو دارید؟
‫تکرار می‌کنم، وارد شدم. صدام رو دارید؟

30:57.730 --> 31:00.400
‫آره، آره، صدات رو داریم،
‫صدات رو داریم، کجایی؟

31:00.400 --> 31:03.900
‫دستشویی. توالت آخر.
‫۴۵ قدم از در ورودی

31:03.900 --> 31:06.820
‫کارت عالی بود. حالا هر کی که
‫آقای فلانی رو دیده رو جمع کن و

31:06.820 --> 31:08.240
‫ما هم زودی میایم

31:08.240 --> 31:11.740
‫راستی یادت باشه،
‫تو دِرکِ نکبت نیستی، تو...

31:11.740 --> 31:13.640
‫دِرکِ دوست‌داشتنی‌ام

31:18.969 --> 31:23.042
« توالت خراب است »

31:24.380 --> 31:29.010
‫خیلی‌خب، گذرگاه رو که باز کردی،
‫من هم میام داخل و...

31:29.010 --> 31:31.050
‫- تو میفتی جلو
‫- درستـه

31:31.050 --> 31:32.696
‫بعدش چیکار می‌کنی؟

31:32.720 --> 31:36.430
‫کریپتونایتت رو نابود می‌کنم.
‫نگران نباش

31:37.600 --> 31:38.600
‫خیلی‌خب

32:20.560 --> 32:23.810
‫خیلی‌خب، یالا، یالا، از پسش بر میای.
‫از پسش بر میای

32:54.800 --> 32:56.470
‫صبر کن، عجله کردی. عجله کردی

33:02.770 --> 33:03.800
‫خدایا

33:07.020 --> 33:08.040
‫شرمنده

33:12.780 --> 33:15.450
‫می‌خوای پدرخونده‌ات رو سکته بدی؟

33:15.450 --> 33:16.950
‫در ضمن، کارت عالی بود

33:23.960 --> 33:24.886
‫هاپ؟

33:25.019 --> 33:26.238
‫چی شده؟

33:27.580 --> 33:28.782
‫مرسی

33:29.210 --> 33:30.210
‫واسه چی؟

33:30.481 --> 33:31.948
‫واسه این که یادم دادی

33:33.510 --> 33:34.880
‫و اعتماد کردی

33:36.269 --> 33:37.455
‫حرفش هم نزن

33:44.060 --> 33:46.496
‫روز حساب فرا رسیده

33:46.520 --> 33:48.876
‫با این پیش‌زمینه، من به دستور
‫آقای فلان اعزام شدم تا

33:48.900 --> 33:50.397
‫افراد برگزیده رو گرد هم بیارم

33:50.422 --> 33:52.876
‫اگه آقای فلان شما رو ملاقات کرده،
‫همین الان بگید

33:52.900 --> 33:55.466
‫و شب‌هنگام به دنبال من به مستراح بیاید تا

33:55.490 --> 33:58.700
‫شما رو به سمت امنیت و ناجی‌مون ببرم

34:00.070 --> 34:01.700
‫دِرک رسماً رد داده

34:03.490 --> 34:06.290
‫هیولاها دارن میان و
‫فاتحه‌ی همه‌تون خونده‌ست

34:08.210 --> 34:09.250
‫دِرک؟

34:10.630 --> 34:12.457
‫منظورت هنری بود؟

34:23.562 --> 34:25.288
‫هنوز خبری از دِرک نشد؟

34:25.313 --> 34:26.709
‫هنوز نه

34:26.850 --> 34:29.456
‫یکم بهش فرصت بده.
‫زمان زیادی نگذشته

34:29.480 --> 34:31.786
‫هضمش برام سختـه که

34:31.810 --> 34:36.336
‫سرنوشت جهان توی دست‌های
‫دِرک ترنبوی خل و چلـه

34:36.360 --> 34:39.586
‫مگه خودت به آینه نگاه می‌کنی،
‫یه نیروی یگان ویژه می‌بینی؟

34:39.610 --> 34:42.811
‫بعضی وقت‌ها آدم‌ها یکی رو می‌خوان که
‫بهش باور داشته باشن

34:43.910 --> 34:46.385
‫اونوقتـه که می‌تونن دست به
‫کارهای خارق‌العاده‌ای بزنن

34:46.863 --> 34:49.243
‫رابطه‌ی مامانت و رابین خیلی پیشرفت کرده

34:49.830 --> 34:52.976
‫بدک نشد که مامان
‫اون دموگورگن رو فراری داد

34:53.000 --> 34:55.880
‫جون رابین و بقیه رو نجات داد

34:59.010 --> 35:02.696
‫پس، وقتی مامانت تبر رو برداشت،

35:02.720 --> 35:04.076
‫می‌تونستی ببینیش؟

35:04.100 --> 35:06.076
‫- منظورم از نگاه دموگورگنـه
‫- آره

35:06.100 --> 35:08.536
‫و خیلی به ذهن مشترک نزدیک بودم

35:08.560 --> 35:13.166
‫انگار می‌تونستم بفهمم چه حسی داره،
‫یه حس خشونت

35:13.190 --> 35:15.365
‫انگار هنوز اون تو بودم

35:15.390 --> 35:18.006
‫و می‌ترسیدم. واسه مامانم می‌ترسیدم

35:18.030 --> 35:21.660
‫- می‌خواستی ازش محافظت کنی
‫- آره. ولی... نتونستم

35:22.240 --> 35:25.399
‫مثل فیلم ترسناکی بود که
‫نمی‌تونستی خاموشش کنی

35:28.000 --> 35:30.790
‫باز شو سسمی

35:32.040 --> 35:35.250
‫خب، خوش بگذره

35:36.000 --> 35:37.050
‫مرسی

35:37.920 --> 35:40.446
‫- مطمئنی این کار رو نکردی؟
‫- چیکار؟

35:40.470 --> 35:41.606
‫فیلم ترسناکه رو خاموش نکردی؟

35:41.630 --> 35:43.366
‫از مامانت محافظت کردی، نه برعکسش

35:43.390 --> 35:45.987
‫بی‌ادبی نباشه،
‫می‌دونم خیلی قلدره ولی خب

35:46.012 --> 35:47.746
‫- آره، ۱۶۰ سانتـه
‫- دقیقاً

35:47.770 --> 35:50.996
‫و وکنا دوست داره ذهن مشترک رو
‫عینهو عروسک‌گردون کنترل کنه

35:51.020 --> 35:54.221
‫پس، شاید وقتی وارد ذهن مشترک بشی،
‫بتونی اونا رو کنترل کنی

35:54.246 --> 35:56.392
‫با این تفاوت که من وکنا نیستم

35:56.417 --> 35:57.593
‫یه جورایی هستی

35:57.940 --> 36:01.086
‫یعنی میگی من شیطانم و واسه نابودی جهان
‫حاضرم دست به هر کاری بزنم؟

36:01.110 --> 36:02.136
‫دقیقاً

36:02.160 --> 36:05.636
‫نه، فقط منظورم اینـه که
‫تو هم مثل اون یه جادوگری

36:05.660 --> 36:07.676
‫توی اژدهایان و سیاه‌چاله‌ها،
‫نه دنیای واقعی

36:07.700 --> 36:10.136
‫درستـه، توی دنیای واقعی
‫تو بیشتر شبیه ساحری

36:10.160 --> 36:13.210
‫چون قدرت‌هات از کتاب طلسم‌ها نمیان،
‫تو وجودتن

36:13.930 --> 36:17.156
‫ببین، از بین نظریه‌های عجیب‌وغریب،
‫من از این عجیب‌ترش هم شنیدم

36:17.181 --> 36:20.351
‫و الان که الون تو دنیای وارونه‌ست،
‫اینجا یه جادوگر به کارمون میاد

36:30.000 --> 36:37.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

36:58.790 --> 37:00.606
‫«داریم به یه راه‌حل فکر می‌کنیم»؟

37:00.630 --> 37:04.776
‫خب، اگه هاپر راه‌حلی داره که
‫از اینجا رد شه و به هالی برسه،

37:04.800 --> 37:06.486
‫بهتره... بهتره باهامون در میون بذاره!

37:06.510 --> 37:08.196
‫من که میگم بهش توجهی نکنیم

37:08.220 --> 37:10.906
‫به مسیرمون ادامه بدیم.
‫دنبال دری چیزی بگردیم

37:10.930 --> 37:13.536
‫آره، فقط برام سؤالـه

37:13.560 --> 37:16.416
‫این دری که میگی،
‫عینهو شکلات کره‌ی بادوم‌زمینی نرمـه؟

37:16.440 --> 37:18.586
‫اگه حرفی تو دلتـه تعارف نکن، بایرز

37:18.610 --> 37:21.296
‫من میگم که شاید بهتره تو
‫از الان دیگه برامون تصمیم نگیری

37:21.320 --> 37:23.745
‫فقط تصمیم اون نبود.
‫تصمیم من هم بود

37:23.770 --> 37:25.573
‫چون پای خواهر خودم وسطـه

37:25.950 --> 37:26.950
‫و...

37:27.450 --> 37:30.426
‫با استیو موافقم.
‫نمی‌تونم دست رو دست بذاریم

37:30.450 --> 37:34.235
‫نمی‌دونم دری پیدا میشه یا نه،
‫ولی این دیوار تا ابد ادامه نداره

37:34.260 --> 37:36.153
‫باید یه راهی واسه دور زدنش باشه

37:36.178 --> 37:37.228
‫نیست

37:38.170 --> 37:40.566
‫این دیوار یه دایره‌ست

37:40.590 --> 37:42.986
‫دایره‌ای که دنیای وارونه رو
‫به کل محاصره کرده

37:43.011 --> 37:44.890
‫جداً؟ تو از کجا فهمیدی؟

37:44.915 --> 37:47.585
‫چون برعکس تو،
‫من تو کلاس جبر ۱ نخوابیدم

37:50.259 --> 37:53.905
‫ردیاب دورسنجم
‫یه فرکانس عجیب از دیوار گرفت

37:53.930 --> 37:57.286
‫یکم طول کشید تا یادم بیاد،
‫ولی قبلاً اون رو شنیده بودم

37:57.310 --> 37:59.916
‫یا بهتره بگم که همه‌مون شنیده بودیم.
‫یادتـه وقتی دنبال هاپ بودیم و

37:59.940 --> 38:01.666
‫اون صدا رو از جاده‌ی ایروین شنیدی؟

38:01.690 --> 38:04.216
‫- آره، گفتی پارازیتـه
‫- پارازیت بود

38:04.240 --> 38:08.006
‫ولی این صدا از شبکه‌ی نظامی یا ئی‌ام‌آی نبود

38:08.030 --> 38:10.846
‫از این دیوار می‌اومد که
‫از این جهت حائز اهمیتـه

38:10.870 --> 38:13.426
‫چون این بهمون سه موقعیت مشخص میده

38:13.450 --> 38:15.016
‫سه‌تا موقعیت‌ها رو به هم وصل کردم،

38:15.040 --> 38:17.618
‫نقاط مرکزی رو مشخص کردم و
‫عمودمنصف کشیدم

38:17.643 --> 38:21.146
‫باشه بابا. واسه معلمت که توضیح نمیدی.
‫نمی‌خواد واو به واو بگی چیکار کردی

38:21.170 --> 38:23.316
‫فهمیدیم. به خیالت یه دایره‌ی بزرگـه

38:23.340 --> 38:26.570
‫خیال نیست. مطمئنم دایره‌ست.
‫سه بار چک کردم و محاسباتم درستن

38:26.595 --> 38:29.906
‫خداوندا. حالا هرچی! همچنان نمی‌فهمم این کارها
‫چطور ما رو به پیدا کردن هالی نزدیک‌تر می‌کنه

38:29.930 --> 38:33.140
‫چون مهم دایره نیست، مرکزشـه

38:35.350 --> 38:37.770
‫دی‌او‌ای. وزارت انر‌ژی

38:38.270 --> 38:40.350
‫- این که...
‫- آزمایشگاه هاوکینزه

38:41.150 --> 38:43.246
‫چقدر احتمالش هست که مرکز این دیوار

38:43.270 --> 38:45.716
‫خیلی اتفاقی جایی باشه که
‫تمام این اتفاقات شروع شد؟

38:45.740 --> 38:47.510
‫جایی که دنیای وارونه خلق شد؟

38:47.535 --> 38:49.115
‫پس، آزمایشگاه دیوار رو خلق کرده؟

38:49.910 --> 38:52.660
‫نمی‌دونم، ولی فکر کنم
‫باید ته و توش رو در بیاریم

38:53.330 --> 38:54.330
‫مگه نه؟

39:01.460 --> 39:03.710
‫موسیقی من رو به یه خاطره‌ی جدید برد

39:04.300 --> 39:07.010
‫با این تفاوت که
‫این خاطره یه جاییش می‌لنگید

39:07.510 --> 39:09.590
‫من هم توش بودم

39:10.970 --> 39:12.760
‫روزی بود که هنری نفرینم کرد

39:13.680 --> 39:15.220
‫اولین خاطره‌ی اون از من بود

39:16.631 --> 39:19.931
‫می‌دونم، انگار این مکان کوفتی
‫خودش کم هیجان داشت، مگه نه؟

39:20.730 --> 39:23.310
‫ولی همچنان موسیقی هدایتم می‌کرد

39:23.900 --> 39:26.102
‫واسه همین دنبالش کردم

39:27.190 --> 39:30.820
‫و من رو به خاطرات جدیدی برد

39:37.200 --> 39:38.766
‫خاطرات وحشتناک

39:38.790 --> 39:42.342
‫- ولم کن!
‫- با من به استقبال مرگ بیا

39:56.810 --> 39:59.100
‫حس کردم تمومی ندارن

40:02.440 --> 40:05.770
‫ولی بالاخره تموم شدن

40:07.070 --> 40:10.030
‫شبی بود که وکنا من رو کشت

40:12.820 --> 40:14.450
‫شبی که زندانیم کرد

40:16.634 --> 40:19.634
‫♪ Kate Bush - Running Up That Hill ♪

40:20.250 --> 40:21.886
‫بالاخره پیداش کرده بودم

40:27.000 --> 40:28.550
‫راه فرار رو

40:47.730 --> 40:49.320
‫تو یک‌قدمیش بودم

40:52.860 --> 40:55.750
‫اونقدری که می‌تونستم
‫دستش رو روی دستم حس کنم

40:58.450 --> 41:00.200
‫انگار که اونجا بودم

41:01.500 --> 41:04.310
‫انگار کنارش تو بیمارستان بودم

41:31.530 --> 41:32.530
‫نه

41:33.490 --> 41:34.490
‫نه

41:39.830 --> 41:40.830
‫لوکاس!

41:41.990 --> 41:45.870
‫لوکاس! لوکاس! لوکاس!

41:49.380 --> 41:50.500
‫سلام، مکس

41:54.560 --> 41:55.706
‫فرار کردم

41:58.640 --> 41:59.850
‫و به فرار کردن ادامه دادم

42:33.050 --> 42:35.780
‫هیچوقت اون روز قیافه‌اش از یادم نمیره

42:36.510 --> 42:38.526
‫ترسیده بود

42:38.550 --> 42:42.180
‫ترس واسه یه لحظه‌اش بود،
‫وحشت کرده بود

42:42.760 --> 42:44.600
‫این غار یه داستانی پشتشـه

42:46.060 --> 42:47.060
‫این خاطره

42:49.770 --> 42:50.900
‫اینجا نمیاد

42:52.690 --> 42:53.690
‫اینجا...

42:54.820 --> 42:55.820
‫جام امنـه

42:56.740 --> 42:59.860
‫واسه همین اینجا رو کردم کنج عزلتم

43:03.530 --> 43:04.540
‫خونه‌ی خودم

43:07.410 --> 43:08.620
‫درِ دوم رو انتخاب کردم

43:10.500 --> 43:11.750
‫در وامونده‌ی دوم

43:14.170 --> 43:15.721
‫تسلیم سرنوشتت شدی

43:16.543 --> 43:17.779
‫تسلیم شده بودم،

43:18.690 --> 43:20.248
‫تا وقتی که تو پیدات شد

43:21.470 --> 43:23.260
‫حالا درِ سوم به روم باز شده

43:24.720 --> 43:25.850
‫فرار

43:26.520 --> 43:29.230
‫من یه نقشه‌ای دارم. نقشه‌ای که
‫باهاش می‌تونیم از اینجا فرار کنیم

43:29.940 --> 43:33.336
‫و زمان زیادی می‌بره.
‫بیشتر از چیزی که الان داریم

43:33.360 --> 43:35.546
‫هنری به زودی بر می‌گرده خونه‌ی خودش

43:35.570 --> 43:38.466
‫و وقتی برگرده،
‫نباید بفهمه که نیستی

43:38.490 --> 43:40.568
‫می‌خوای دوباره برگردم اونجا؟

43:41.240 --> 43:42.886
‫برگردم پیش اون؟
‫پیش هنری؟ نه، من...

43:42.910 --> 43:44.926
‫می‌دونم. ترسناکـه

43:45.255 --> 43:50.385
‫ولی اگه می‌خوای از اینجا بری،
‫اگه می‌خوای از کامازاتز فرار کنی،

43:50.511 --> 43:52.162
‫این تنها راهشـه

43:53.790 --> 43:55.040
‫همین یه راهـه!

44:00.550 --> 44:02.090
‫بگو باید چیکار کنم

44:21.030 --> 44:21.966
‫هی...

44:21.990 --> 44:23.240
‫- سلام
‫- سلام

44:26.740 --> 44:30.096
‫تو احیاناً تمی تامسون رو یادتـه؟

44:30.120 --> 44:32.896
‫آره. همون دختره رو میگی که
‫خواننده‌ی افتضاحیـه؟

44:32.920 --> 44:34.646
‫آره

44:34.670 --> 44:36.146
‫ولی کلاس نُهم که بودیم،

44:36.170 --> 44:39.856
‫منِ خنگ فکر می‌کردم
‫صداش شبیه ویتنی هیوستونـه

44:39.880 --> 44:45.446
‫از اولین باری که دیدمش بهت نگم.
‫زمان برام آهسته شد

44:45.470 --> 44:48.036
‫شبیه اون سکانس‌های فیلم‌های آبکی

44:48.060 --> 44:52.060
‫از اونا که باد می‌خورد به موهاش و
‫انگار همه‌چی‌تموم بود

44:52.940 --> 44:55.379
‫اونقدری همه‌چی‌تموم بود که

44:55.404 --> 44:58.140
‫همون موقع فهمیدم نیمه‌ی گمشده‌ی منـه

44:58.440 --> 45:03.528
‫فکر کردم با تمی بالاخره
‫می‌تونم خودم باشه، خود واقعیم

45:04.110 --> 45:08.466
‫چون همیشه یه بخشی از وجودم بود
‫که یه جورایی می‌ترسید، می‌دونی؟

45:08.490 --> 45:11.378
‫ولی فکر می‌کردم
‫اگه تمی دوستم داشته باشه،

45:11.403 --> 45:12.476
‫با همه‌ی خوبی‌ها و بدی‌هام

45:12.500 --> 45:15.936
‫دیگه اینقدر نمی‌ترسم

45:15.960 --> 45:19.493
‫بعدش پسره پیداش شد،
‫استیو هرینگتونِ فُکلی

45:19.518 --> 45:20.928
‫خدای من

45:20.960 --> 45:22.696
‫خودت دیگه تا تهش رو برو

45:22.760 --> 45:27.233
‫تمی یه دل نه، صد دل عاشقش شد و

45:27.258 --> 45:31.496
‫تمام رؤیاپردازی‌هام راجع‌بهش
‫کنار مابقی زندگی خودم

45:31.520 --> 45:33.133
‫عملاً جلو چشمام پر پر شد

45:33.158 --> 45:35.576
‫نمراتم پایین اومدن، تنبیه شدم

45:35.600 --> 45:37.746
‫باید تمام آخرهفته رو
‫خونه می‌موندم و کار می‌کردم

45:37.770 --> 45:41.086
‫ولی بعدش یه روز توی گاراژ ننه‌بابام
‫داشتم کثافت‌کاری خفاش‌ها رو تمیز می‌کردم و

45:41.110 --> 45:43.626
‫یه حلقه‌ی فیلم هشت میلی‌متری پیدا کردم

45:43.650 --> 45:47.006
‫یه ویدئوی مسخره از
‫کلاس چهارمم بود، ولی...

45:47.030 --> 45:49.535
‫توی پروژکتور پخشش کردم و

45:49.560 --> 45:53.846
‫یهو دیدم که دارم به
‫نسخه‌ی کوچیک‌تر خودم نگاه می‌کنم

45:54.032 --> 45:57.468
‫و دیگه اون آدم سابق رو به جا نمیارم

45:57.634 --> 46:00.894
‫اون آدم خیلی بی‌خیال بود

46:01.710 --> 46:04.010
‫خیلی شجاع بود

46:04.670 --> 46:07.127
‫تمام وجود خودش رو دوست داشت

46:07.890 --> 46:09.559
‫همون موقع بود که فهمیدم

46:09.800 --> 46:12.350
‫هیچوقت در مورد تمیِ فالش‌خون نبود

46:13.600 --> 46:16.810
‫در مورد خودم بود

46:17.520 --> 46:20.348
‫دنبال جواب توی یه نفر دیگه بودم، ولی...

46:21.820 --> 46:23.820
‫همه‌ی جواب‌ها پیش خودم بود

46:24.690 --> 46:27.590
‫فقط کافی بود که نترسم

46:28.530 --> 46:31.910
‫از خود واقعیم

46:32.910 --> 46:34.950
‫وقتی که ترسم ریخت،

46:36.040 --> 46:37.790
‫حس کردم رو ابرهام

46:38.580 --> 46:42.146
‫انگار که می‌تونستم پرواز کنم، می‌دونی؟
‫انگار می‌تونستم بالاخره...

46:42.170 --> 46:43.816
‫رابینِ بزن‌و‌بکوب باشی

46:44.840 --> 46:47.130
‫آره. رابینِ بزن‌و‌بکوب

46:48.340 --> 46:49.946
‫هی، بچه‌ها!

46:49.970 --> 46:51.642
‫یه وقت عجله نکنیدها

46:56.347 --> 46:57.965
‫بالاخره به دِک رسیدید؟

46:57.990 --> 46:59.556
‫- رسیدیم
‫- آره

46:59.581 --> 47:01.637
‫بیا امیدوار باشیم که خیلی سفت نباشه

47:01.770 --> 47:03.190
‫اگه سفت هم بود،

47:03.672 --> 47:05.073
‫خودم شلش می‌کنم

47:10.660 --> 47:11.660
‫هی!

47:12.780 --> 47:13.830
‫هی!

47:15.200 --> 47:16.450
‫هی!

47:18.580 --> 47:19.920
‫من رو ببرید پیش کِی

47:40.355 --> 47:41.765
‫لامصب، به‌خشکی شانس!

47:46.134 --> 47:49.678
‫جیکت در بیاد، فاتحه‌ات خونده‌ست.
‫اگه شیرفهم شدی، سرت رو تکون بده

47:52.530 --> 47:55.240
‫برو، راه بیفت! یالا، جُم بخور!

47:56.080 --> 47:57.080
‫یالا!

47:59.011 --> 48:00.256
‫کار نمی‌کنه

48:01.460 --> 48:03.396
‫- چطور رد بشیم؟
‫- من بهش دسترسی ندارم

48:03.420 --> 48:06.646
‫نپرسیدم داری یا نه.
‫گفتم چطور رد بشیم؟

48:06.670 --> 48:07.856
‫نمی‌تونید

48:07.880 --> 48:11.446
‫رئیست، دکتر کِی، دسترسی داره؟

48:11.470 --> 48:12.510
‫نمی‌دونم

48:13.340 --> 48:14.556
‫که اینطور

48:14.662 --> 48:16.742
‫مرسی از کمکت

48:17.600 --> 48:18.842
‫بریم سراغ نقشه‌ی دوم

48:42.620 --> 48:45.255
‫- بس کن! بس کن!
‫- اِل!

48:46.500 --> 48:48.130
‫- اِل!
‫- تمومش کن!

49:26.250 --> 49:27.540
‫بازش کردیم

49:35.936 --> 49:37.160
‫گندش بزنن

49:58.410 --> 49:59.631
‫بدبخت شدیم

50:05.540 --> 50:09.646
‫می‌خوام چشم‌هاتون رو ببندید و
‫روی دم و بازدم‌تون تمرکز کنید

50:09.670 --> 50:11.976
‫دم و بازدم

50:12.000 --> 50:14.066
‫همینطور که به نفس کشیدن ادامه می‌دید،

50:14.090 --> 50:16.946
‫می‌خوام تصور کنید که توی ساحلید

50:16.970 --> 50:20.486
‫آب آبیـه، آبیِ اسمورفی

50:20.511 --> 50:23.205
‫صدای موج‌ها رو می‌شنوی که
‫آروم به دل ساحل شنی می‌زنن،

50:23.230 --> 50:25.971
‫مثل سگ تشنه‌ای که
‫کاسه‌اش رو لیس می‌زنه

50:32.400 --> 50:35.256
‫بهش میگن تصویرسازی ذهنی

50:35.280 --> 50:37.646
‫مامانم وقتی دیازپامش ته می‌کشه
‫از این کارها می‌کنه

50:43.802 --> 50:45.170
‫« جی. آی. جو »
‫« قهرمان آمریکاییِ واقعی »

50:49.620 --> 50:50.790
‫برو

51:08.865 --> 51:10.365
‫« توالت خراب است »

51:36.250 --> 51:37.250
‫چطوری؟

51:41.589 --> 51:47.695
‫ماسه رو زیر باسنت حس کن.
‫خنک و نرمـه

51:47.720 --> 51:49.890
‫...زمان. آفرین

51:50.940 --> 51:52.900
‫باریکلا. خیلی‌خب

51:53.900 --> 51:56.756
‫سلام، عزیزم. اسمت چیـه؟

51:56.780 --> 51:58.067
‫دبی

51:58.092 --> 52:00.086
‫شما واسه آقای فلان کار می‌کنی؟

52:00.110 --> 52:01.296
‫آقای فلان

52:01.320 --> 52:04.756
‫اوه... آره. البته.
‫من یکی از کوتوله‌هاشم

52:04.780 --> 52:07.580
‫می‌دونی... از اون کوتوله‌های جادویی

52:24.590 --> 52:27.446
‫همینجا. چند قدم دیگه مونده

52:27.470 --> 52:29.616
‫خیلی‌خب. آره، خودشـه

52:29.640 --> 52:32.770
‫خیلی‌خب. آفرین. قدم به قدم

52:48.580 --> 52:49.950
‫گندش بزنن

53:27.070 --> 53:28.070
‫الون

53:29.280 --> 53:33.290
‫خیلی وقتـه که دنبالتم

53:35.118 --> 53:36.054
‫اسم من...

53:36.079 --> 53:37.159
‫دکتر کِی

53:39.540 --> 53:41.250
‫خوب می‌شناسمت

53:43.300 --> 53:45.340
‫می‌دونم کدوم بچه‌ها رو گرفتید

53:49.640 --> 53:51.100
‫این هم می‌دونم که

53:53.640 --> 53:55.230
‫تو و آدم‌هات...

53:57.060 --> 53:59.110
‫قراره بمیرید

54:29.417 --> 54:30.717
‫یعنی چی؟

55:35.580 --> 55:37.660
‫بهتره دست و پا نزنی

55:38.870 --> 55:43.340
‫هر چقدر تهدید بزرگ‌تری به حساب بیای،
‫فشار بیشتری بهت میاره

55:49.260 --> 55:51.196
‫خانم رابین، بقیه چی میشن؟

55:51.220 --> 55:53.656
‫رابینِ خالی کافیـه.
‫نگران نباش. اونا پشت‌سرمونن

55:53.680 --> 55:55.986
‫- یه مشکلی پیش اومده، مگه نه؟
‫- نه. کی گفته؟

55:56.010 --> 55:58.083
‫همه چی داره طبق نقشه پیش میره

55:58.930 --> 56:01.746
‫- ببندش! با ژاکتت مسدودش کن
‫- باشه

56:01.770 --> 56:03.786
‫بگیرش، بگیرش، بگیرش

56:03.810 --> 56:05.360
‫بیا. ببندش...

56:07.530 --> 56:10.336
‫شرمنده.
‫یه مشکل کوچیک لوله‌کشی پیش اومده

56:10.360 --> 56:12.240
‫احیاناً دنبال آقای فلان می‌گردی؟

56:13.530 --> 56:15.330
‫- از اون طرف
‫- اونجاست

56:25.340 --> 56:28.437
‫یه نسیم خنکی می‌وزه که
‫داره یه رازی رو بهت میگه

56:29.340 --> 56:32.590
‫به آسمون نگاه می‌کنی،
‫دنبال ابرهایی، ولی فقط...

56:50.360 --> 56:51.575
‫آقای فلان؟

56:56.070 --> 56:57.256
‫گندش بزنن!

56:57.280 --> 56:58.636
‫افسر! افسر!

56:58.660 --> 57:00.266
‫هی، هی، هی. آروم باش

57:00.290 --> 57:01.476
‫- چی شده؟
‫- به چوخ رفتیم

57:01.500 --> 57:02.386
‫آفرین، پسر

57:02.410 --> 57:05.016
‫- لوکاس! لو رفتیم!
‫- نه، نه!

57:05.040 --> 57:06.306
‫ببرشون بیرون. برو!

57:06.330 --> 57:08.436
‫- بقیه چی؟
‫- فقط برو! برو، برو، برو!

57:08.460 --> 57:09.800
‫به‌خشکی! باشه، بیاید بچه‌ها

57:14.629 --> 57:18.485
‫برید، برید، برید، برید!
‫برید، برید، برید، برید!

57:18.510 --> 57:19.946
‫هی، سر جاتون بمونید!

57:19.970 --> 57:22.020
‫اشلی کلین خبرچینـه!

57:24.020 --> 57:25.020
‫هی!

57:30.400 --> 57:32.973
‫در رو باز کن!
‫در وامونده رو باز کن!

57:39.830 --> 57:41.450
‫پس دلیلش تویی

57:42.470 --> 57:45.810
‫به خاطر توئـه که نمیشه پیداش کرد

57:46.680 --> 57:50.060
‫خارِ توی چشمم

57:51.161 --> 57:54.209
‫بعد از اون همه تلاش واسه مخفی کردنش،

57:54.323 --> 57:58.252
‫از بین این همه جا،
‫صاف آوردیش اینجا؟

57:59.657 --> 58:00.852
‫چرا؟

58:01.890 --> 58:04.890
‫چرا جونش رو به خاطر
‫یکی دیگه به خطر انداختی؟

58:06.690 --> 58:09.076
‫چی می‌دونی که من ازش بی‌خبرم؟

58:15.837 --> 58:19.364
‫شاید باورت نشه،
‫ولی داره بهت رحم می‌کنه

58:19.740 --> 58:21.660
‫گرمایی که احساس می‌کنی...

58:23.040 --> 58:24.580
‫ضعیفش می‌کنه

58:29.290 --> 58:32.500
‫ولی تو سرما تازه جون می‌گیره

58:36.840 --> 58:38.850
‫می‌تونم جلوش رو بگیرم

58:39.220 --> 58:41.140
‫ولی باید زبون باز کنی

58:59.910 --> 59:01.316
‫برو به جهنم

59:15.800 --> 59:18.880
‫تو این شرایط فعلی،
‫متأسفانه باید قید قدرت‌هات رو بزنی

59:29.690 --> 59:31.463
‫اونقدرها هم باهوش نیستیم، مگه نه؟

59:50.920 --> 59:54.016
‫دیگه دیره. سواره‌نظام تو راهـه

59:54.040 --> 59:55.460
‫مهم نیست

59:56.482 --> 59:57.710
‫کارم خیلی طول نمی‌کشه

01:00:10.480 --> 01:00:11.777
‫بسته‌ها آماده‌ی تحویلن

01:00:11.802 --> 01:00:13.278
‫بقیه کجان؟

01:00:13.303 --> 01:00:14.473
‫دارن میان

01:00:17.190 --> 01:00:20.966
‫بیا، عزیزم. بیا پایین. بجنب

01:00:20.990 --> 01:00:24.353
‫باید زود بیای پایین،
‫وگرنه هیولا می‌خواد می‌خورتت

01:00:26.280 --> 01:00:27.556
‫در رو باز کن!

01:00:27.580 --> 01:00:29.050
‫نیم‌وجبی سرتق!

01:00:29.075 --> 01:00:30.375
‫برید کنار!

01:00:30.554 --> 01:00:31.983
‫فردا می‌اومدید!

01:00:41.300 --> 01:00:44.446
‫گرفتمت. آفرین. خوبـه، خوبـه!

01:00:44.470 --> 01:00:47.044
‫آهای، کجا با این عجله؟

01:01:00.400 --> 01:01:01.853
‫چیکار می‌کنی؟

01:01:02.860 --> 01:01:05.990
‫یالا، باید بری. بجنب

01:01:09.700 --> 01:01:11.516
‫می‌ریم تو جنگل

01:01:11.540 --> 01:01:14.056
‫اون دستگاه کوفتی اونجا روت اثری نداره

01:01:14.080 --> 01:01:16.726
‫هاپ، نمی‌تونیم بریم.
‫ما اومدیم دنبال هنری

01:01:16.750 --> 01:01:20.026
‫این قطب‌نما رو بگیر.
‫برو سمت شمال شرقی

01:01:20.050 --> 01:01:23.396
‫اینجوری می‌رسی به قبرستون.
‫نانسی و بقیه اونجان

01:01:23.867 --> 01:01:25.384
‫هی، هی، هی، هی!

01:01:25.417 --> 01:01:26.722
‫این چیـه؟

01:01:27.050 --> 01:01:28.486
‫فقط واسه پیشگیریـه، خب؟

01:01:28.510 --> 01:01:29.959
‫- جهت اطمینان
‫- نه

01:01:29.984 --> 01:01:31.955
‫باید خاطرجمع شم اون هم باهام می‌میره

01:01:31.980 --> 01:01:34.447
‫- نه. نه، هاپ
‫- این تنها راهـه

01:01:34.472 --> 01:01:36.618
‫خطر از دست دادنت رو به جون نمی‌خرم

01:01:36.721 --> 01:01:38.119
‫به جون نمی‌خرمش

01:01:38.480 --> 01:01:40.836
‫- هاپر. نه!
‫- ببین، می‌خوام یه چیز رو بدونی

01:01:40.860 --> 01:01:42.416
‫از این لحظه به بعد

01:01:42.440 --> 01:01:45.046
‫می‌خوام بدونی چقدر بهت افتخار می‌کنم

01:01:45.078 --> 01:01:48.980
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم.
‫به سختی‌هایی که پشت‌سر گذاشتی

01:01:50.540 --> 01:01:52.040
‫به کسی که تبدیل شدی

01:01:52.481 --> 01:01:53.757
‫نه

01:01:54.000 --> 01:01:57.766
‫نه. نه، هاپ. هاپر!

01:01:57.790 --> 01:02:01.460
‫- دوستت دارم، جین
‫- هاپر! نه! هاپر!

01:02:08.680 --> 01:02:09.680
‫هاپ!

01:02:10.760 --> 01:02:11.970
‫هاپر!

01:02:14.560 --> 01:02:15.560
‫هاپر!

01:02:15.980 --> 01:02:16.980
‫هاپ!

01:02:18.020 --> 01:02:19.060
‫هاپر!

01:02:24.690 --> 01:02:26.296
‫هاپر!

01:02:26.320 --> 01:02:29.160
‫هاپر! هاپر!

01:02:30.030 --> 01:02:31.700
‫هاپر!

01:02:36.870 --> 01:02:38.290
‫اکسیژن رو به کاهش!

01:02:40.840 --> 01:02:41.920
‫ضربان متوقف شد!

01:03:04.570 --> 01:03:07.030
‫خیلی‌خب، بچه‌ها. بیاید.
‫برید پشت یه گوشه بشینید

01:03:11.410 --> 01:03:12.410
‫سلام

01:03:13.330 --> 01:03:14.636
‫خیلی‌خب

01:03:14.660 --> 01:03:17.886
‫خیلی‌خب، بیاید خوش بگذرونیم.
‫قراره عشق و حال کنیم

01:03:17.910 --> 01:03:19.846
‫خب، کمربندها رو ببندید

01:03:19.870 --> 01:03:22.726
‫احتیاط شرط عقلـه.
‫بجنبید. وقت رو تلف نکنید

01:03:22.750 --> 01:03:23.894
‫جای گرم و نرمیـه، مگه نه؟

01:03:23.919 --> 01:03:25.145
‫نه راستش

01:03:25.170 --> 01:03:26.936
‫اوه، شرمنده

01:03:26.960 --> 01:03:29.821
‫رابین، لوکاس، صدای من رو دارید؟ تمام

01:03:29.846 --> 01:03:30.946
‫رابین هستم، دریافت شد

01:03:30.970 --> 01:03:32.431
‫لوکاس صحبت می‌کنه. دریافت شد

01:03:33.469 --> 01:03:35.195
‫اینجا توی ستاد فرماندهی به مشکل خوردیم

01:03:35.220 --> 01:03:36.446
‫چه‌جور مشکلی؟

01:03:36.470 --> 01:03:38.751
‫ولم کن، مرتیکه‌ی عوضی!

01:03:40.190 --> 01:03:42.746
‫نمی‌خوای توضیح بدی این
‫الم‌شنگه‌ای که به راه انداختی واسه چیـه؟

01:03:42.770 --> 01:03:43.996
‫ولم کن

01:03:44.020 --> 01:03:46.836
‫- پنج نفر از بچه‌ها رو گم کردیم، قربان
‫- پنج نفرشون رو؟

01:03:46.860 --> 01:03:48.256
‫- چطور ممکنـه؟
‫- این زن...

01:03:48.280 --> 01:03:49.426
‫جویس بایرز

01:03:49.450 --> 01:03:50.796
‫دزدکی وارد سربازخونه شد

01:03:50.820 --> 01:03:53.546
‫کمک‌شون کرد از یه تونلی خارج شن

01:03:53.570 --> 01:03:55.466
‫نفهمیدم، یه بار دیگه میگی؟

01:03:55.490 --> 01:04:00.136
‫ببینید. جای این بچه‌ها امن نیست، خب؟
‫جون‌شون در خطره

01:04:00.160 --> 01:04:02.516
‫پس، واسه چی اینجان، خانم؟

01:04:02.540 --> 01:04:03.976
‫خودمون ازشون محافظت می‌کنیم

01:04:04.000 --> 01:04:06.936
‫اگه اجازه بدید، سرکار،
‫من به چشم دیدم چی قراره سراغ‌شون بیاد

01:04:06.960 --> 01:04:11.526
‫جسارت نباشه، اما شما و سربازهاتون
‫از باسن خودتون هم نمی‌تونید محافظت کنید

01:04:11.550 --> 01:04:13.066
‫- سرباز!
‫- هی! هی!

01:04:13.090 --> 01:04:14.576
‫- ولش کنید!
‫- هی، سرباز!

01:04:14.600 --> 01:04:18.270
‫چه مرگتـه، سرباز؟ دست بهش نزن!

01:04:23.230 --> 01:04:25.706
‫ارتش فقط همین رو بلده؟
‫دست رو بچه‌ها بلند کنه؟

01:04:25.730 --> 01:04:28.230
‫- ویل!
‫- ویل! ویل! ویل!

01:04:28.820 --> 01:04:31.110
‫حالت خوبـه؟ عزیزم، خوبی؟

01:04:37.790 --> 01:04:38.910
‫اونا اینجان

01:05:14.950 --> 01:05:17.176
‫نزدیک‌ترین تهدید رو هدف بگیرید!
‫به محض مشاهده، شلیک کنید!

01:05:17.200 --> 01:05:19.080
‫دخل‌مون اومده‌ست!
‫دخل‌مون اومده‌ست!

01:05:25.000 --> 01:05:27.521
‫بچه‌ها! بچه‌ها! بچه‌ها!
‫برید پشت من، برید پشت من!

01:05:35.010 --> 01:05:36.430
‫برید عقب!

01:05:48.980 --> 01:05:51.626
‫برید زیر تخت! برید زیر تخت!

01:05:51.650 --> 01:05:56.360
‫برید زیر تخت! برید زیر تخت!

01:06:08.080 --> 01:06:09.670
‫پشت من بمونید، پشت من بمونید

01:06:11.050 --> 01:06:13.590
‫برید! برید! حرکت کنید!

01:06:14.880 --> 01:06:15.880
‫ویل!

01:06:26.480 --> 01:06:30.110
‫ما هدف حمله قرار گرفتیم!
‫تکرار می‌کنم، هدف حمله قرار گرفتیم!

01:06:41.330 --> 01:06:42.966
‫باید بریم. باید فلنگو ببندیم!

01:06:42.990 --> 01:06:44.854
‫بچه‌ها چی میشن؟ گندش بزنن!

01:06:55.970 --> 01:06:57.380
‫برید، برید، برید، برید!

01:06:59.890 --> 01:07:01.616
‫یالا، راه بیفت دیگه!

01:07:01.640 --> 01:07:02.640
‫روشن شد!

01:07:37.090 --> 01:07:39.656
‫از اینجا می‌ریم، خب؟
‫حواس‌ها به من! دور نشید!

01:07:39.680 --> 01:07:40.566
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب

01:07:40.590 --> 01:07:42.260
‫ویل، یالا. بجنب!

01:07:47.980 --> 01:07:49.916
‫- یالا
‫- وایسید بیام! خواهش می‌کنم!

01:07:49.940 --> 01:07:52.416
‫هنوز آماده‌ی مردن نیستم!

01:07:52.440 --> 01:07:54.860
‫- صبر کن!
‫- دور نشید! دور نشید!

01:07:55.360 --> 01:07:56.980
‫دِرک! بجنب، بیا بریم!

01:08:00.610 --> 01:08:03.410
‫- همه حال‌شون خوبـه؟ خوبید؟
‫- آره

01:08:05.330 --> 01:08:09.266
‫خیلی‌خب. فروشگاه رادیویی.
‫اگه زود بریم، فکر کنم برسیم

01:08:09.290 --> 01:08:11.146
‫وارد تونل‌ها می‌شیم و فلنگو می‌بندیم

01:08:11.170 --> 01:08:12.346
‫- باشه
‫- حلـه؟

01:08:12.370 --> 01:08:14.500
‫حواس‌ها به من. یادتون که نرفته؟

01:08:17.510 --> 01:08:18.960
‫وایسا، وایسا، وایسا، وایسا!

01:08:21.720 --> 01:08:22.948
‫خیلی‌خب، برید!

01:08:26.680 --> 01:08:27.680
‫بگیر که اومد!

01:08:30.020 --> 01:08:32.060
‫برید، برید، برید! خدای من!

01:08:39.690 --> 01:08:40.820
‫خدای من!

01:08:59.000 --> 01:09:01.300
‫دووم بیار، عزیزم. دووم بیار!

01:09:12.020 --> 01:09:15.310
‫- چی شد یهو؟
‫- خودم هم نمی‌دونم، ولی عشق کردم!

01:10:57.290 --> 01:10:58.580
‫خواهر

01:11:00.000 --> 01:11:01.170
‫خواهر

01:12:07.940 --> 01:12:09.110
‫شلیک!

01:12:18.580 --> 01:12:20.290
‫مراقب باشید!

01:12:46.860 --> 01:12:47.860
‫موری!

01:12:49.860 --> 01:12:51.400
‫حرومزاده!

01:12:54.450 --> 01:12:56.509
‫گندش بزنن! ریدم به این شانس!

01:13:05.540 --> 01:13:06.646
‫بچه‌ها!

01:13:06.670 --> 01:13:08.130
‫طاقت بیارید!

01:13:30.440 --> 01:13:32.280
‫برید، برید، برید! بیاید بچه‌ها!

01:13:37.530 --> 01:13:39.450
‫برید عقب، بچه‌ها! برید عقب!

01:14:26.210 --> 01:14:30.250
‫وای به حالت اگه نزدیکش بشی!
‫شنیدی چی گفتم؟

01:15:12.090 --> 01:15:13.710
‫می‌بینی‌شون...

01:15:15.050 --> 01:15:16.090
‫ویلیام؟

01:15:18.550 --> 01:15:21.090
‫بچه‌ها رو می‌بینی؟

01:15:21.680 --> 01:15:23.510
‫می‌دونی چرا؟

01:15:26.680 --> 01:15:30.964
‫می‌دونی چرا تصمیم گرفتم
‫واسه بازسازی دنیا اونا رو انتخاب کنم؟

01:15:35.400 --> 01:15:38.400
‫چون ضعیفن

01:15:42.910 --> 01:15:47.450
‫چه جسمی و چه ذهنی

01:15:53.090 --> 01:15:54.090
‫خواهش می‌کنم!

01:15:54.670 --> 01:15:56.590
‫به راحتی تسلیم میشن

01:15:57.970 --> 01:16:00.130
‫به راحتی شکل می‌گیرن

01:16:01.550 --> 01:16:03.010
‫کنترل میشن

01:16:06.470 --> 01:16:08.844
‫میزبان‌های بی‌نقصی هستن

01:16:10.440 --> 01:16:11.900
‫و تو...

01:16:12.940 --> 01:16:13.980
‫ویل

01:16:15.110 --> 01:16:17.185
‫تو اولی‌شون بودی و...

01:16:19.150 --> 01:16:24.870
‫توی یک چشم‌به‌هم‌زدن تسلیم شدی

01:16:30.460 --> 01:16:35.855
‫تو نشونم دادی چه کارهایی ازم ساخته‌ست،

01:16:36.340 --> 01:16:38.259
‫چه چیزهایی می‌تونم بدست بیارم

01:16:40.170 --> 01:16:43.140
‫انگاری بعضی از ذهن‌ها...

01:16:44.340 --> 01:16:47.304
‫متعلق به این جهان نیستن

01:16:54.190 --> 01:16:57.020
‫متعلق به جهان منن

01:17:46.200 --> 01:17:49.216
‫دنبال جواب توی یه نفر دیگه بودم، ولی...

01:17:49.240 --> 01:17:51.859
‫همه‌ی جواب‌ها پیش خودم بود

01:18:04.970 --> 01:18:06.300
‫می‌خوای باهم دوست بشیم؟

01:18:11.060 --> 01:18:12.100
‫فقط...

01:18:13.020 --> 01:18:16.980
‫کافی بود که نترسم

01:18:24.900 --> 01:18:26.990
‫از خود واقعیم

01:18:31.280 --> 01:18:33.580
‫واو! حرف نداره!

01:18:50.999 --> 01:18:53.112
‫« قلعه‌ی بایرز »

01:18:59.020 --> 01:19:00.650
‫وقتی که ترسم ریخت،

01:19:01.310 --> 01:19:02.650
‫حس کردم رو ابرهام

01:19:03.530 --> 01:19:05.400
‫انگار که می‌تونستم پرواز کنم

01:19:07.526 --> 01:19:27.526
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
