WEBVTT

00:22.595 --> 00:24.696
‫♪ ABBA - Fernando ♪

00:37.896 --> 00:39.904
‫وامونده!

00:45.007 --> 00:46.258
‫نه!

00:49.611 --> 00:51.005
‫کمک! کمک!

00:51.053 --> 00:52.406
‫مامان!

00:52.431 --> 00:54.796
‫مامان! بابا!

01:04.183 --> 01:05.265
‫مامان!

01:06.944 --> 01:08.904
‫مامان! مامان!

01:09.695 --> 01:11.714
‫- هالی؟
‫- مامان! مامان!

01:11.738 --> 01:14.484
‫- مامان، هیولا!
‫- عزیزم، چیکار می‌کنی؟ چی شده؟

01:14.509 --> 01:18.742
‫- مامان، یه هیولا تو اتاقمـه
‫- هالی، یواش‌تر. نمی‌فهمم چی میگی

01:18.767 --> 01:20.811
‫- مامان، یه هیولا اونجاست. هیو...
‫- هالی

01:21.586 --> 01:24.101
‫قشنگم، همش خواب بود. خوابِ بد

01:24.125 --> 01:26.854
‫- نه، مامان! مامان!
‫- عزیزم، خواب بد دیدی!

01:26.878 --> 01:29.089
خودم دیدمش. تو رو خدا باور کن، مامان

01:29.892 --> 01:33.586
‫تو رو خدا، مامان. خواهش می‌کنم.
‫حرفم رو باور کن. جونِ من.

01:50.133 --> 01:51.679
‫چه خبره؟

02:05.371 --> 02:07.000
‫کجایید؟ تمام

02:07.363 --> 02:08.919
‫خیابون پیکت، پنج دقیقه‌ی دیگه می‌رسیم

02:08.944 --> 02:11.145
‫خیلی از ما جلوترید.
‫تا رسیدید، بی‌سیم بزنید!

02:11.170 --> 02:13.951
‫- باشه
‫- نانسی، مراقب باش

02:14.427 --> 02:15.528
‫محکم بشین

03:10.135 --> 03:11.194
‫کارن!

03:18.245 --> 03:20.155
‫پناه بر خدا

03:21.147 --> 03:22.186
‫کارن!

03:24.975 --> 03:26.295
‫همه چی روبراهـه؟

03:29.482 --> 03:30.569
‫هالی؟

03:38.839 --> 03:39.873
‫هالی!

03:41.105 --> 03:42.648
‫یا خدا

03:46.278 --> 03:49.549
‫وای خدا. هی. جلو نیا. برو عقب!

03:49.775 --> 03:50.818
‫عقب!

04:12.970 --> 04:14.092
‫برو! برو!

04:18.077 --> 04:19.147
‫مامان!

04:23.263 --> 04:24.491
‫یا خدا!

04:24.516 --> 04:25.867
‫هالی، برو عقب!

04:35.197 --> 04:40.411
‫دستت به دخترم نخوره!

04:42.008 --> 04:43.336
‫مامان، نه!

04:56.250 --> 04:57.480
تو خونه‌ست

04:57.505 --> 04:59.457
‫دیدمش. آماده باش

05:14.251 --> 05:17.223
‫نانسی، اونجا چه خبره؟
‫جواب بده! چه خبر شده؟

05:18.507 --> 05:19.575
‫نانسی!

05:23.810 --> 05:28.439
‫دستت به دخترم نخوره!

06:06.231 --> 06:07.456
‫مامان!

06:11.532 --> 06:15.012
‫هیس، هیچی نگو، باشه؟
‫فقط آروم باش، خب؟

06:15.037 --> 06:17.567
‫خوب میشی. درست میشه، خب؟

06:18.079 --> 06:19.098
‫هیچی نیست

06:19.404 --> 06:20.575
‫هالی

06:40.136 --> 06:42.653
‫برو. برو، برو، برو! برو!

06:45.488 --> 06:49.542
‫چیزی نیست، مامان.
‫من پیشتم. نخواب، خب؟

06:49.567 --> 06:52.012
‫می‌تونی؟ می‌تونی بیدار بمونی؟

06:52.036 --> 06:53.846
‫قول میدم خوبِ خوب شی

06:53.871 --> 06:56.892
‫الان کمک خبر می‌کنم.
‫تو فقط دووم بیار، باشه؟

06:56.916 --> 06:58.168
‫طاقت بیار

07:00.000 --> 07:11.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

07:42.332 --> 07:47.915
‫« اتفاقات عجیب‌ »
‫« فصل پنجم »

07:52.889 --> 07:59.900
‫« قسمت دوم »
‫« ناپدیدشدنِ هالی ویلر »

08:08.664 --> 08:10.016
‫علائم حیاتی رو اعلام کنید

08:10.041 --> 08:11.836
‫زن، ۴۶ ساله

08:11.861 --> 08:14.937
‫- ضربان ۱۲۰. فشار ۱۰ روی ۶
‫- یه مردِ حدوداً ۵۰ ساله

08:14.962 --> 08:16.555
‫ضربات متعدد جسم سنگین. شکمش...

08:16.579 --> 08:18.337
‫نبضش خیلی ضعیفـه

08:18.362 --> 08:21.601
‫بُریدگی‌های سمت راستِ سینه و
‫جراحت عمیق گردن

08:21.626 --> 08:23.275
‫ما پیشتیم. نترس

08:23.579 --> 08:25.481
‫شرمنده. باید بیرون منتظر بمونید

08:25.505 --> 08:28.663
‫- نمیشه پیششون بمونیم؟
‫- بذارید دکترها به کارشون برسن

08:28.688 --> 08:31.778
‫به محض اینکه خبری شد،
‫شما رو در جریان میذاریم، خب؟

08:31.802 --> 08:33.179
‫هیچی نمی‌بینم

08:33.618 --> 08:35.491
‫گروه خونی رو چک، کیسه‌ی خون وصل کنید

08:35.515 --> 08:36.825
‫دستگاه ایکس‌ری کجاست؟

08:36.849 --> 08:39.290
‫- احتمالاً چهارتا دنده شکسته
‫- برای لوله‌گذاری آماده باشید

08:45.000 --> 08:52.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

08:53.000 --> 08:56.000
« ترجمه از نهـال و علی محمدخانی »

09:27.400 --> 09:33.406
‫« پذیرش »

09:38.606 --> 09:40.024
‫تقصیر ماست

09:42.282 --> 09:43.866
‫همش تقصیر ماست

09:47.086 --> 09:48.711
‫با تموم سرعت خودمون رو رسوندیم

09:49.368 --> 09:51.493
‫منظورم امشب نیست

09:51.661 --> 09:57.434
‫باید دیروز دست به کار می‌شدیم،
‫یا هفته‌ی پیش یا پارسال پاییز

09:57.719 --> 09:59.835
‫می‌تونستیم از هاوکینز ببریمشون بیرون

09:59.860 --> 10:02.578
‫یا... یا اقلاً راستشو بهشون می‌گفتیم

10:02.609 --> 10:05.640
‫می‌تونستیم یه قدمی برداریم، حالا هر چی

10:05.665 --> 10:08.788
‫کفِ دست که بو نکرده بودیم، نانسی.
‫از کجا می‌خواستیم بدونیم اینجوری میشه؟

10:08.813 --> 10:10.148
‫واقعاً اینطوری فکر می‌کنی؟

10:10.859 --> 10:13.589
‫بعد این همه مدت،
‫اومده سراغ هالی؟

10:13.695 --> 10:16.006
‫هالی اصلاً چه ربطی به این جریانات داشت؟!

10:16.031 --> 10:17.555
‫هیچ جوره با عقل جور درنمیاد

10:17.580 --> 10:20.586
‫اتفاقاً خیلی هم جور درمیاد

10:20.750 --> 10:22.431
‫وکنا بهم گفت اینطوری میشه

10:22.586 --> 10:23.974
‫نشونم داد

10:24.039 --> 10:25.475
‫نه فقط اون چهارتا دروازه رو

10:25.499 --> 10:27.641
بلکه جنازه‌ی هالی، مامان و
بابا رو هم همینطور

10:27.885 --> 10:30.888
‫ما صرفاً... ترجیح دادیم
‫خودمون رو بزنیم به اون راه

10:31.648 --> 10:35.219
‫ولی حالا همش داره اتفاق میفته.
‫چرا حالیت نیست، مایک؟

10:35.594 --> 10:39.913
‫وکنا برگشته هم به خواسته‌اش برسه و
‫هم ما رو مجازات کنه

10:39.938 --> 10:42.075
‫به فِرد و کریسی و مکس رحم نکرد،

10:42.099 --> 10:43.327
‫الان هم نوبت ماست

10:43.351 --> 10:44.786
بیخیال بشو هم نیست

10:44.810 --> 10:49.281
‫تا قشنگ زجرکُش‌مون نکنه، وِل‌کُن نیست

10:49.516 --> 10:52.234
‫بعید می‌دونم هدفش مجازات کسی باشه

10:53.188 --> 10:55.422
‫وکنا چیزی رو نصفه‌کاره نمیذاره

10:55.477 --> 10:57.257
‫مراعاتِ کسی رو نمی‌کنه

10:57.406 --> 11:01.172
‫آخه اگه واقعاً می‌خواست
‫زجرتون بده،

11:01.539 --> 11:03.263
‫چرا الان مامان و باباتون زنده‌ان؟

11:03.360 --> 11:05.349
‫واسه چی هالی رو بُرده دنیای وارونه و

11:05.373 --> 11:07.303
‫جسدش رو نذاشت که شما پیدا کنید؟

11:07.328 --> 11:08.894
‫چرا خودش نیومد اینجا؟

11:08.918 --> 11:10.844
‫واسه چی یکی از حیوون‌هاشو فرستاد؟

11:10.869 --> 11:13.117
‫منظورت چیـه؟
‫یعنی کارِ وکنا نیست؟

11:13.673 --> 11:16.234
‫حرفم اینـه که نه من می‌دونم قضیه چیـه و

11:16.259 --> 11:17.774
‫نه شماها

11:17.898 --> 11:20.069
‫الان هزارتا سؤال بی‌جواب تو سرمونـه

11:20.094 --> 11:23.325
‫فقط می‌دونم قبلاً هم عین این اتفاقات افتاده

11:23.349 --> 11:25.744
‫چون دقیقاً همون بلاییـه که سرِ ویل اومده بود

11:25.768 --> 11:27.992
‫تقریباً هم توی یه زمان

11:32.394 --> 11:34.772
‫می‌دونید امروز چندمـه دیگه؟

11:35.547 --> 11:36.963
‫سوم نوامبر

11:37.276 --> 11:38.924
‫ویل رو شیشم بُرده بود

11:39.513 --> 11:41.697
‫کمتر از سه روز مونده

11:42.750 --> 11:46.104
‫سه روز مونده تا روزی که
‫همه چی زیر و رو شد

11:48.052 --> 11:49.955
‫شما رو نمی‌دونم، ولی...

11:52.437 --> 11:54.322
‫خودم به شانس‌مانس اعتقادی ندارم

11:56.799 --> 11:57.916
‫دیگه نه

11:59.682 --> 12:01.196
‫ولی ما ویل رو پس گرفتیم

12:01.220 --> 12:03.704
‫هالی رو هم پس می‌گیریم،
‫چون اون تنها نیست

12:03.729 --> 12:05.325
‫اِلون اونجا پیششـه

12:05.377 --> 12:07.435
‫تنها کسی هم که
‫می‌تونه آبجیتون رو نجات بده...

12:07.460 --> 12:08.711
‫اِلـه

12:09.874 --> 12:10.874
‫اِلـه

12:16.694 --> 12:18.588
‫همه برن تو!

12:18.612 --> 12:20.614
‫برید داخل!

12:20.639 --> 12:23.100
‫« راه بسته است »

12:36.248 --> 12:38.225
‫دختره اینجا مامانش رو پیدا کرده

12:38.275 --> 12:41.905
ظاهراً خانم ویلر داشته فرار می‌کرده که
‫مورد حمله قرار می‌گیره

12:42.983 --> 12:45.073
‫یعنی هیچکس طرف رو ندیده؟

12:45.097 --> 12:47.936
‫نه. تا دخترش برسه خونه، طرف میره

12:47.987 --> 12:49.349
‫خواهرش رو هم بُرده

12:53.757 --> 12:55.609
‫دخترش تنها اومده بود؟

12:55.719 --> 12:57.280
‫به ما اینطوری گفت، قربان

13:15.419 --> 13:17.314
‫فیلم تموم دوربین‌های مداربسته تا

13:17.338 --> 13:19.608
‫شعاع سه کیلومتریِ اینجا رو برام بیارید

13:20.333 --> 13:22.592
‫- به نظرتون کارِ اون بوده، قربان؟
‫- همین حالا

13:38.515 --> 13:41.852
‫هالی! هالی!

13:43.298 --> 13:44.420
‫هالی!

14:34.164 --> 14:35.234
‫هاپ

14:36.130 --> 14:37.210
‫هاپ!

14:38.156 --> 14:39.229
‫هاپ؟

14:39.296 --> 14:41.648
‫ببخشید. حالت خوبـه؟

14:42.140 --> 14:43.257
‫اِل

14:44.213 --> 14:45.687
‫چطوری اومدی اینجا؟

14:53.073 --> 14:54.781
‫صبر کن. وایسا

14:56.195 --> 14:57.998
‫وایسا. باید...

14:58.022 --> 15:01.418
‫باید از اینجا بری. اینجا امن نیست

15:01.442 --> 15:03.295
‫- اینجا...
‫- دموگورگن هست

15:03.319 --> 15:04.976
‫می‌دونم. زخمی شده

15:06.039 --> 15:07.756
‫حتماً اون زخمیش کرده

15:07.781 --> 15:08.929
‫چی؟ کی؟

15:09.650 --> 15:11.402
‫کارن. با بطری شرابش

15:12.095 --> 15:13.140
‫چی؟

15:14.006 --> 15:17.756
هر چی ‫تو ذهنم گشتم، خبری از
‫هالی نبود، ولی مطمئنم همین دور و بره

15:17.781 --> 15:19.906
‫- هالی؟
‫- باید ردِ خون رو دنبال کنیم

15:19.931 --> 15:22.210
‫هالی ویلر؟
‫چی میگی...

15:22.934 --> 15:25.520
‫اِل، وایسا! سگ توش!

15:25.674 --> 15:30.054
« رادیو اسکواک »

15:31.767 --> 15:32.874
‫وای

15:33.619 --> 15:36.372
‫انگار همه چی یهو با هم پوکید

15:41.974 --> 15:44.786
‫تا حالا الهاماتش اینجوری
داستان‌دار شده بودن؟

15:44.811 --> 15:48.054
‫که اینجوری لامپ‌ها قاط بزنن و
‫وسایل برقی اتصالی کنن؟

15:48.226 --> 15:49.382
‫نه

15:49.671 --> 15:52.397
‫پس قابلیت جدید و باحالیـه

15:52.647 --> 15:54.977
‫فیوز اضافه نداره؟

15:55.002 --> 15:58.421
‫چرا، تو انباره گمونم.
‫یعنی ایشالا که هست.

16:00.436 --> 16:03.382
‫آها! یعنی من برم سراغ فیوزها؟

16:03.455 --> 16:04.724
‫- آره
‫- باشه

16:04.749 --> 16:07.983
‫حلـه. سه‌سوته ردیفش می‌کنم

16:08.008 --> 16:09.624
‫الان برمی‌گردم

16:15.491 --> 16:18.037
‫می‌دونم حرف‌زدن راجع‌بهشون سختـه،

16:18.250 --> 16:21.553
‫ولی الهاماتت...

16:22.690 --> 16:23.951
‫مثل قدیم بود؟

16:23.976 --> 16:26.850
‫مثل وقتی که می‌فهمیدی
در لحظه داره چیکار می‌کنه؟

16:31.748 --> 16:34.428
‫فقط خیلی قوی‌ترن

16:34.811 --> 16:38.956
‫انگار خودم اونجا بودم. درست همونجا

16:41.123 --> 16:45.295
‫انگار... انگار خودِ دموگورگن بودم

16:47.319 --> 16:53.803
با چشم‌هاش می‌دیدم و افکارش رو می‌خوندم

16:54.531 --> 16:58.135
‫نمی‌دونی چرا رفته سراغ خانواده‌ی ویلر و

16:58.183 --> 16:59.631
‫هالی رو بُرده؟

16:59.859 --> 17:02.069
‫نمی... نمی‌دونم. چیزه...

17:02.514 --> 17:08.811
‫سختـه بخوام همه چی رو یادم بیاد.
‫انگار همش یه خواب بود.

17:08.959 --> 17:11.399
‫با عقل جور درنمیاد. من...

17:11.451 --> 17:17.095
‫لابد به طریقی دوباره به ذهنِ مشترک وصل شدم

17:17.142 --> 17:19.178
‫ولی ما که ارتباطت رو باهاش قطع کردیم

17:20.676 --> 17:25.537
‫بعید می‌دونم اصلاً قطع شده باشه

17:27.425 --> 17:31.319
‫از روزی که منو با خودش بُرد،
‫انگار... چیز شدم...

17:32.407 --> 17:34.743
‫انگار به کُل عوض شدم

17:38.631 --> 17:42.444
‫این ارتباطمون با هم، بگیر نگیر داره

17:42.526 --> 17:45.834
‫ولی اون تابستون که دروازه باز شد،

17:47.816 --> 17:49.280
‫دوباره حسش کردم

17:50.868 --> 17:54.997
‫اما توی کالیفرنیا که بودم،
خبری ازش نبود

17:55.793 --> 17:57.803
‫منتها فردای روزی که برگشتم،

17:59.398 --> 18:00.834
‫دوباره حسش کردم و

18:02.693 --> 18:04.506
‫الان بهم نزدیک‌تره

18:05.037 --> 18:07.569
‫نزدیک‌تر از همیشه

18:08.537 --> 18:10.398
‫شاید عینهو یه گیرنده‌ای

18:10.624 --> 18:14.873
‫مثل گیرنده‌ی رادیو، ‫ولی مُدل آدمیزادش

18:15.643 --> 18:17.991
‫- من... نمی‌فهمم
‫- خیلی‌خب

18:20.373 --> 18:24.059
‫فرض کن یه آنتن رو کله‌ات داری و

18:24.084 --> 18:28.044
‫ذرات سلاخ ذهن هم برای وکنا
‫حکم امواج رادیویی رو دارن

18:28.069 --> 18:31.961
‫آنتن که نزدیکِ امواج باشه،
‫صدا بی هیچ خط و خشی میاد

18:31.986 --> 18:33.709
‫ولی اگه خیلی دور باشی...

18:33.734 --> 18:34.803
‫خش‌خش می‌کنه

18:36.318 --> 18:38.504
‫پس شاید راهش همینـه

18:38.606 --> 18:40.061
‫اینطوری هالی رو پیدا می‌کنیم

18:41.217 --> 18:44.186
‫چی؟ با آنتنت؟

18:44.258 --> 18:47.796
‫امروز توی جنگلِ پشتِ مدرسه
‫یه الهامی بهم شد

18:49.169 --> 18:50.725
‫اون موقع نفهمیدم

18:50.750 --> 18:53.983
‫ولی شاید اونجا هم داشتم
‫با چشم‌های دموگورگن می‌دیدم

18:54.007 --> 18:55.401
‫شاید هم اگه برگردم اونجا،

18:55.425 --> 18:57.757
‫بتونم دوباره به ذهن مشترک وصل بشم،
به امواج

18:57.782 --> 18:58.787
‫ویل

18:58.812 --> 19:01.875
‫- قبلاً هم جاسوسی وکنا رو کردم
‫- اون هم افسارتو گرفت دستش

19:01.900 --> 19:03.867
‫- می‌دونم، ولی...
‫- تا پای مرگ رفتی

19:03.892 --> 19:05.912
‫اگه دست رو دست بذاریم،
‫هالی هم می‌میره

19:05.936 --> 19:07.226
‫ما که بیکار ننشستیم

19:07.251 --> 19:08.500
‫منظورت فیوز عوض کردنـه؟

19:08.525 --> 19:11.779
‫باید اسکواک رو راه بندازیم،
‫بلکه هاپر رو پیدا کنیم

19:11.804 --> 19:13.968
‫آها، هاپرجون. بگو دنبالِ دوست پسرمم

19:13.993 --> 19:17.709
‫تنها راه ارتباطیمون هم با دنیای وارونه‌ست و
هم با اِل

19:17.734 --> 19:19.759
‫چه ربطی به پیدا کردنِ هالی داره الان؟

19:19.783 --> 19:22.904
‫تک و تنها اون توئـه، مامان.
‫می‌دونم چه حسی داره.

19:22.929 --> 19:24.722
‫نمی‌تونم ولش کنم به امونِ خدا

19:24.746 --> 19:25.890
‫ما نجاتش میدیم،

19:25.914 --> 19:28.625
‫ولی نه به قیمتِ جونِ تو

19:33.960 --> 19:36.171
‫- ماتت بُرده؟
‫- آها

19:36.328 --> 19:39.237
‫آم، بحث خانوادگیـه. ببخشید

19:39.261 --> 19:41.234
‫فیوز. برق. من رفتم

19:55.928 --> 19:57.631
‫کِی حاضر میشه؟

19:57.656 --> 19:58.756
‫یکم دیگه

19:58.780 --> 20:01.658
‫بذار این لگن چند دقیقه شارژ بشه،
‫بعدش ایشالا...

20:02.226 --> 20:03.452
‫روشن میشه

20:11.919 --> 20:13.546
‫شکلات می‌زنی؟

20:16.148 --> 20:18.795
‫خب، باید دست بجنبونیم که

20:18.820 --> 20:21.835
‫ناجی‌مون داره سگ میشه.
‫فکر کنم منو شناخت.

20:21.860 --> 20:25.282
‫- شناخت؟
‫- یه چند باری آبجیشو قال گذاشتم

20:25.307 --> 20:26.307
‫احسنت

20:27.226 --> 20:28.518
‫خبری از نانس نشد؟

20:30.059 --> 20:33.771
‫باباش تو کماست، مامانش هم زیرِ تیغ

20:35.048 --> 20:37.171
‫تا یکی دو ساعت دیگه باید انتظار بکِشن

20:38.250 --> 20:39.882
‫یا خدا

20:41.907 --> 20:42.914
‫آره

20:44.302 --> 20:46.789
‫به نظرت بریم بیمارستان دیدنش؟

20:47.632 --> 20:50.266
‫البته اگه بتونیم
این ابوقراضه رو راه بندازیم

20:51.531 --> 20:54.179
‫نه. نه، طبق نقشه پیش میریم

20:54.711 --> 20:56.234
‫منطقه‌ی جی‌۱ رو می‌گردیم

20:56.259 --> 20:59.971
‫- بلکه هاپر، الون و هالی رو پیدا کنیم
‫- باشه

21:00.842 --> 21:03.961
‫فقط... انگار کارِ سختیـه

21:05.062 --> 21:07.606
‫ممکنه خیلی طول بکِشه

21:08.225 --> 21:09.271
‫خیلی‌خب

21:09.296 --> 21:11.120
‫ببین، بیمارستان سرِ راهمونـه

21:11.144 --> 21:14.139
‫می‌تونیم یه توکِ پا بریم

21:14.164 --> 21:15.667
‫واسه نانسی گُلی چیزی ببریم

21:15.691 --> 21:16.918
‫ای بابا

21:17.188 --> 21:18.373
‫چیـه؟

21:18.398 --> 21:20.755
‫گفتم شاید حداقل یه امشب رو

21:20.779 --> 21:22.548
‫بیخیال شی

21:22.601 --> 21:23.841
‫بیخیالِ چی؟

21:23.865 --> 21:26.761
‫این کل‌کل‌های مسخره واسه
‫خودشیرینی پیشِ نانسی

21:26.785 --> 21:29.514
‫- چی میگی واسه خودت؟
‫- چی میگم واسه خودم؟

21:29.539 --> 21:31.208
‫- آره
‫- گرفتی ما رو؟

21:31.586 --> 21:35.395
‫داداش، از وقتی که از لنورا برگشتم،
‫یه ریز داری پیشش خودنمایی می‌کنی

21:35.419 --> 21:37.162
‫که بگی از من سَرتری!

21:37.187 --> 21:39.023
‫همینجوریش هم آدم حالش به هم می‌خوره،

21:39.047 --> 21:41.820
‫دیگه چه برسه که الان مامان باباش
‫رو به موتن و آبجیش هم گم شده

21:41.845 --> 21:44.626
‫اونوقت تنها دغدغه‌ات اینـه که
‫براش گُل بخری

21:44.651 --> 21:47.132
‫نرِ غولِ خودخواه!

21:57.274 --> 21:58.732
‫اصلاً می‌دونی چیـه، بایرز؟

21:58.757 --> 22:00.459
‫تو راست میگی

22:00.484 --> 22:03.589
‫اینکه نگران رفیق فابمم، دوستم،

22:03.613 --> 22:05.675
‫یعنی من آدم خودخواهی‌ام

22:05.836 --> 22:09.887
‫یا شاید هم، شاید هم مشکل خودِ تویی، رفیق

22:09.911 --> 22:11.482
چون ‫از وقتی از کالیفرنیا برگشتی،

22:11.507 --> 22:13.878
‫شدی عینهو این معتادهای شکاکِ خل و چل

22:13.903 --> 22:17.643
‫شاید هم اگه جای گیر دادن به من،
‫حواست به اون بود،

22:17.668 --> 22:20.023
‫شاید الان جفتتون با همدیگه خوش و خرم بودید

22:20.047 --> 22:21.524
‫چون الان تنها کسی که

22:21.548 --> 22:24.176
‫حالش تو این رابطه‌ از تو خراب‌تره...

22:24.762 --> 22:25.974
‫نانسـه

22:45.248 --> 22:47.661
کرک و پرهام

22:56.387 --> 22:58.511
‫دقیقاً با چی رفتی اونجا؟

22:58.536 --> 22:59.597
‫کجا؟

22:59.622 --> 23:02.486
‫خونه‌ی ویلرها. از راه مخفیِ هندرسون رفتی؟

23:02.511 --> 23:04.221
‫نه، نانسی منو رسوند

23:07.325 --> 23:09.536
‫نانسی رسوندت؟

23:10.809 --> 23:11.869
‫آره

23:11.894 --> 23:14.293
‫مگه قرارمون نبود ماشین سوار نشیم؟

23:14.793 --> 23:16.630
‫- بود یا نبود؟
‫- بود

23:16.655 --> 23:18.330
‫آره، از تونل میریم و

23:18.355 --> 23:21.090
‫تا اوضاع امن و امان نبود،
‫آفتابی نمیشیم

23:21.115 --> 23:22.456
‫هودی تنم بود

23:22.481 --> 23:24.043
‫عجب، عالی شد

23:24.068 --> 23:27.261
‫یکی نیست به من بگه چرا اون همه
سر و تنمون رو گِلی کردیم

23:27.286 --> 23:29.384
‫یه هودی تنت می‌کردم.
‫می‌شستیم تو ماشین و خلاص.

23:29.408 --> 23:30.925
‫از تونل خیلی طول می‌کِشید

23:30.950 --> 23:32.261
‫جون هالی در خطر بود

23:32.285 --> 23:33.846
‫آره، الان جونِ خودت هم در خطره

23:33.871 --> 23:36.692
‫چون دیر یا زود ارتشی‌ها
‫از دوربین گیرت میندازن

23:36.717 --> 23:37.753
‫کافیـه پیدات کنن،

23:37.778 --> 23:40.614
‫اونوقت با تموم قوا می‌ریزن سرت

23:40.879 --> 23:43.106
‫پس زودتر کلکش رو بکَنیم تا گیر نیفتادیم

23:43.131 --> 23:45.254
‫کل هدفت اینـه که کلکش کَنده بشه؟

23:45.309 --> 23:47.513
‫دموگورگن راهِ رسیدن به وکناست

23:47.538 --> 23:48.581
‫چطوری؟

23:48.606 --> 23:52.754
‫نه هالی رو تو ذهنم پیدا کردم و نه وکنا رو

23:52.832 --> 23:57.537
‫پس لابد پیش همدیگه‌ان،
‫جایی که نمی‌تونم پیداشون کنم

23:57.561 --> 24:01.457
‫ببخشید. بگو ببینم دقیقاً چی تو سرِتـه؟

24:01.481 --> 24:05.362
‫منظورت اینـه که دموگورگن
هالی ویلرِ کوچولو رو بُرده پیش وکنا که

24:05.387 --> 24:07.588
‫بهش عیدیِ کریسمس بده؟

24:07.612 --> 24:12.596
‫آخه هالی ویلر به چه کارِ وکنا میاد؟
‫چرا من هیچی نمی‌فهمم؟

24:12.621 --> 24:14.679
‫- من چمی‌دونم!
‫- دقیقاً، نمی‌دونی

24:14.703 --> 24:18.210
‫چون امشب کلاً بدون فکر پیش رفتی

24:18.235 --> 24:23.062
‫همش از روی هیجان و احساسات عمل کردی،
‫دقیقاً همون کارهایی که گفتم نکن!

24:23.393 --> 24:25.335
‫ای لعنتی

24:26.034 --> 24:27.632
‫خونریزیش شدیدتر شده

24:28.842 --> 24:30.062
‫سرعتش کم شده

24:31.172 --> 24:32.507
‫بهش می‌رسیم

24:34.306 --> 24:35.765
‫از روی احساس هم نبود

24:37.009 --> 24:38.177
غریزی بود

24:47.472 --> 24:51.160
‫نه خبری از هاپ هست و نه اِل

24:51.185 --> 24:55.468
‫اصلاً نمی‌دونیم
همدیگه یا هالی رو پیدا کردن یا نه

24:56.132 --> 24:58.026
‫از همه چی بی خبریم

24:58.051 --> 25:01.070
‫♪ Kate Bush - Running Up That Hill ♪

25:05.370 --> 25:07.867
‫کاشکی... کاش خبر خوش داشتم برات

25:11.376 --> 25:13.629
‫امیدوارم خبر بعدیم این باشه که

25:14.639 --> 25:18.294
‫اِل و هاپ هالی رو نجات دادن و
‫وکنا رو کُشتن و

25:18.319 --> 25:21.572
‫همه صحیح و سالم برگشتن خونه و
‫جشن گرفتن

25:23.605 --> 25:27.150
ولی زندگی بهم ثابت کرده که

25:29.541 --> 25:31.624
هیچوقت یه آب خوش از گلومون پایین نمیره

25:35.520 --> 25:37.288
‫اِل فوق‌العاده‌ست

25:39.296 --> 25:43.392
‫اما دست‌تنها نمی‌تونه.
‫باید هممون به دادش برسیم.

25:43.424 --> 25:46.726
به رفقاش احتیاج داره، همه‌ی رفقاش

25:47.470 --> 25:48.908
‫واسه همینـه که اومدم پیشت

25:51.371 --> 25:52.586
‫جنگِ آخر...

25:54.203 --> 25:55.900
‫حس می‌کنم از همین امشب شروع شده

25:58.215 --> 26:01.885
‫مکس، ما بی تو نمی‌تونیم برنده شیم

26:02.431 --> 26:04.539
‫اگه حدسم درست باشه،
وقتمون داره تموم میشه

26:04.564 --> 26:08.924
‫پس اگه می‌خوای برگردی به زندگی، الان...
‫وقتش همین الانـه

26:12.374 --> 26:15.454
‫حداقل یه نشونه بده که
‫بدونم امیدی هست

26:19.681 --> 26:21.220
‫تو رو خدا، مکس

26:23.190 --> 26:24.306
‫خواهش می‌کنم

26:26.659 --> 26:27.742
‫بیدار شو

26:29.530 --> 26:31.236
‫یه کاری بکن

26:33.828 --> 26:35.088
‫دلم برات تنگ شده

26:45.000 --> 26:52.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

27:12.339 --> 27:18.470
‫« چین‌خوردگی در زمان اثرِ مادلین لنگل »

27:24.309 --> 27:26.937
‫ببین، عمراً اگه باورت بشه،

27:26.962 --> 27:29.749
‫ولی هنوز هم میگه معلوم نیست کِی
‫بتونیم مامان رو ببینیم

27:29.773 --> 27:31.792
‫تازه... اصلاً هم اصرار نکردم ببینمش

27:31.816 --> 27:34.903
‫فقط گفتم می‌خوام دکترش رو ببینم،
‫اون هم هِی می‌گفت...

27:35.403 --> 27:38.239
‫مایک. مایک، اصلاً گوش میدی؟

27:39.199 --> 27:41.150
‫آره. آره، نه. آم...

27:42.327 --> 27:44.564
‫تو فکرِ حرفِ لوکاس بودم که می‌گفت

27:44.704 --> 27:48.124
‫دیگه اعتقادی به شانس و
‫این چیزها نداره، بعد...

27:48.823 --> 27:51.158
‫هیچوقت هالی در مورد
‫آقای فلانی بهت چیزی گفته؟

27:51.523 --> 27:55.712
‫همون دوست خیالیش توی کتاب؟

27:55.876 --> 27:59.779
‫خب، آره، ولی توی کتاب خانم فلانی بود.
‫پس... اینو از خودش درآورده.

27:59.803 --> 28:01.072
‫لااقل من اینطوری فکر می‌کردم

28:01.096 --> 28:03.115
چون ‫امروز دمِ مدرسه بهم گفت

28:03.139 --> 28:07.078
‫آقای فلانی بهش خبر داده که
‫هاوکینز پُره هیولاست و

28:07.102 --> 28:11.078
بهش هشدار داده که
‫این هیولاها دارن میرن سراغش

28:11.103 --> 28:14.126
‫دقیقاً تو همون روز هم
‫یه هیولا دزدیدتش؟

28:14.150 --> 28:17.625
‫یعنی اگه شانسکی هم بوده باشه،
‫خیلی عجیب‌غریبـه

28:17.650 --> 28:20.649
‫چی می‌خوای بگی دقیقاً؟

28:20.674 --> 28:23.751
‫اگه آقای فلانی صرفاً تخیلاتِ هالی نباشه چی؟

28:25.593 --> 28:27.512
اگه واقعی باشه چی؟ -
واقعی؟ -

28:28.399 --> 28:29.793
آره، بهش فکر کن

28:29.833 --> 28:34.935
.با عقل جور در نمیاد
پس چطور تابحال ندیدیمش؟

28:34.960 --> 28:36.482
شاید دیدیم و نمی‌شناختیمش

28:36.506 --> 28:38.651
خب کدوم خریـه؟ -
نمی‌دونم -

28:38.675 --> 28:41.201
از کجا فهمیده هالی تو خطره؟ -
نمی‌دونم -

28:41.226 --> 28:44.160
،اگه اینقدر نگران بوده
پس چرا به ما یا مامان نگفته و

28:44.185 --> 28:45.551
همینجوری دست رو دست گذاشته؟

28:45.576 --> 28:47.225
نمی‌دونم، نانسی

28:47.250 --> 28:49.257
نظریه‌ام کامل نیست

28:51.812 --> 28:55.226
اون حرفی که اون موقع زدی درست بود

28:55.507 --> 28:59.522
تو محافظت از مامان و بابا و هالی
...کم‌کاری کردیم و

29:01.079 --> 29:03.057
نمی‌خوام در آینده بازم حسرت بخوریم

29:03.249 --> 29:05.132
شاید هم نظریه‌ام اشتباهـه

29:05.474 --> 29:10.489
،ولی اگه نباشه، اگه آقای فلانی واقعی باشه
پس یه چیزایی می‌دونه

29:10.833 --> 29:13.635
...مثلاً اینکه چرا هالی رو گرفتن یا حتی

29:13.660 --> 29:15.362
کجا بُردنش

29:17.839 --> 29:21.933
اونوقت میگی چطوری طرف رو پیدا کنیم؟

29:22.011 --> 29:23.870
امیدوار بودم تو بدونی

29:24.115 --> 29:27.448
هر چی نباشه خبرنگارِ محقق نابغه‌مون تویی

29:27.533 --> 29:30.229
نامردیـه. هندونه میدی زیر بغلم

29:38.972 --> 29:42.643
،خیلی‌خب. ازت می‌خوام بری سرِ منشیه رو گرم کنی

29:42.668 --> 29:46.410
یه جوری مظلوم‌نمایی کن که اشکش در بیاد

29:46.435 --> 29:47.509
چی؟ چرا؟

29:47.534 --> 29:50.760
چون چشمِ دیدن منو نداره و تو هم تو دل بُرویی و
به کمکش نیاز داریم تا

29:50.785 --> 29:54.042
به تنها کسی که می‌دونه
آقای فلانی کیـه نزدیک بشیم؛

29:54.706 --> 29:55.870
یعنی مامان

29:58.807 --> 30:01.456
،من هم شانس آوردم
جسیکا داشت از مهمونی برمی‌گشت و

30:01.481 --> 30:03.720
با چرب‌زبونی تونستم راضیش کنم
باتری به باتری کنه

30:03.745 --> 30:08.064
که می‌رسیم به تو؛
اینجوری خونین و مالین سر و کله‌ات پیدا شد

30:08.089 --> 30:13.446
،پس عملاً بین تمام کاوش‌هامون
درست باید همین یکی رو می‌پیچوندی

30:13.471 --> 30:17.706
.پس، آفرین. هندرسون
.واقعاً دست مریزاد

30:22.402 --> 30:24.210
بلبل‌زبونی نمی‌کنی. اولین باره

30:24.235 --> 30:27.313
.هنوز دارم دو دوتا چهارتا می‌کنم، استیو
.هضمش سختـه

30:27.752 --> 30:28.920
هالی؟

30:29.587 --> 30:30.705
چرا هالی؟

30:30.730 --> 30:34.306
خب، شاید اِلون بدونه ولی
حالا که ارتباط‌مون با دنیای وارونه قطع شده

30:34.331 --> 30:36.181
سخت میشه باهاش تماس گرفت

30:36.206 --> 30:39.980
خیلی‌خب. دفعه‌ی بعد که
،دیدی نورها دارن ضعیف میشن

30:40.004 --> 30:42.993
بفهم ژنراتور داره زور می‌زنه و
باید همه چی رو خاموش کنی

30:43.018 --> 30:44.360
عجب. ایول -
در جا -

30:44.384 --> 30:47.587
ممنون، هندرسون. دفعه‌ی بعد که
اینجوری شد یادم می‌مونه

30:47.612 --> 30:51.607
،یا شاید، درضمن صرفاً دارم پیشنهاد میدم
دفعه‌ی بعد می‌تونی سر پُستت باشی

30:51.632 --> 30:53.832
خیلی‌خب، داشتم می‌رفتم سمت اسکواک

30:53.857 --> 30:56.724
که از روی دوچرخه‌ات افتادی. درستـه

30:56.749 --> 30:59.497
راستی، گفتی افتادی کجا؟
با صورت رفتی تو مشت یکی؟

30:59.522 --> 31:01.482
آهای، میشه صداتون رو بیارید پایین؟

31:01.568 --> 31:05.169
اگه یادتون رفته باید بگم که
دارم دنبال سیگنال می‌گردم ها

31:07.646 --> 31:11.068
کی بود؟ اندی و دار و دسته‌اش، نه؟

31:11.093 --> 31:12.755
با دُم شیر بازی کردی

31:12.780 --> 31:14.964
دیگه زیادی نگرانِ منی، استیو

31:14.989 --> 31:16.263
نگران؟

31:16.661 --> 31:19.964
،از همون اول جز نگرانی برات کاری نکردم

31:19.989 --> 31:22.808
.در جواب چی گرفتم؟ فقط منو نادیده گرفتی
.حالا ببین تهش چی شد

31:22.833 --> 31:23.917
فاتحه‌مون خونده‌ست

31:23.942 --> 31:26.110
اصلاح می‌کنم، فاتحه‌مون خونده‌ست چون

31:26.135 --> 31:28.762
حتی یه کار ساده مثل جلوگیری از
نوسان برق رو هم بلد نیستی

31:28.787 --> 31:32.574
دیدی؟ مشکل همینجاست -
عین آب خوردنـه -

31:32.599 --> 31:35.119
نمی‌تونی به اشتباهت اعتراف کنی -
مامان من هم بلده -

31:35.143 --> 31:37.413
زیر بار نمیری -
...شاید باورت نشه ولی حتی مامانِ تو هم -

31:37.437 --> 31:39.538
!ای خدا! یه بارم که شده قبول کن

31:39.563 --> 31:42.147
.فقط یه بار اعتراف کن، هندرسون
!اشتباه کردی! ریدی

31:42.172 --> 31:45.046
آهای! میشه خفه‌خون بگیرید؟

31:46.237 --> 31:47.679
خدایا

31:51.868 --> 31:53.429
انگار دارید با هم رفیق میشید

31:53.874 --> 31:56.390
خب، تو این مورد واقعاً به نظرم گل گفت

31:57.668 --> 32:00.378
دیگه نمی‌خوام باهات صحبت کنم -
من هم نمی‌خوام باهات صحبت کنم -

32:00.636 --> 32:01.636
خوبـه

32:02.284 --> 32:03.316
خوبـه

32:03.769 --> 32:04.823
خوبـه

32:12.227 --> 32:16.730
.از ارباب سیاه‌چال به گردان اکتشاف
.می‌شنوید؟ تمام

32:17.339 --> 32:20.402
از ارباب سیاه‌چال به گردان اکتشاف

32:20.427 --> 32:22.503
می‌شنوید؟ تمام

32:26.187 --> 32:32.222
.از ارباب سیاه‌چال به گردان اکتشاف
.می‌شنوید؟ تمام

32:34.300 --> 32:35.808
!عجب چیزی کشف کردم

32:36.816 --> 32:39.526
اون چراغه از کِی قرمزه؟ -
نمی‌دونم -

32:39.551 --> 32:42.410
!لعنتی، گندش بزنن
خازن شاریدگی دوباره از کار افتاده

32:42.435 --> 32:44.293
خیلی بده؟ -
ممکنـه -

32:44.318 --> 32:46.426
قابل تعمیره، ولی کار دو نفره

32:47.644 --> 32:48.683
یالا

32:50.401 --> 32:51.558
الان برمی‌گردیم

32:54.933 --> 32:56.111
خازن شاریدگی؟

32:56.136 --> 32:58.827
.هیس! تابلو بود دارم از خودم در میارم
.اون چراغِ مسخره همیشه قرمزه

32:58.851 --> 33:00.630
...همه چی مرتبـه، فقط

33:00.655 --> 33:02.710
وای -
نقشه‌ی مامانت کارساز نیست -

33:02.735 --> 33:04.711
توهین به مامانت نباشه ها، ولی بیخیال

33:05.140 --> 33:07.679
پسرها قبلاً حداقل پنج بار
دور منطقه‌ی جی۱ رو گشتن

33:07.704 --> 33:11.523
،گیریم به طرز معجزه‌آسایی هاپر رو پیدا کنن
تهش که چی؟

33:11.739 --> 33:13.934
خب، هالی که پیدا نمیشه

33:14.309 --> 33:17.309
ولی نقشه‌ی تو خیلی هوشمندانه‌ست

33:17.434 --> 33:19.014
جدی؟ -
صد درصد -

33:19.049 --> 33:21.680
.یه آنتن تو سرتـه، لامصب
خب پس چرا ازش استفاده نکنیم؟

33:21.705 --> 33:24.930
رمزگشاییِ ماشین انیگما بود که ورقِ
جنگ جهانی دوم رو برگردوند. دانش یعنی قدرت

33:24.955 --> 33:27.306
...پس -
...پس می‌خوای -

33:27.331 --> 33:28.922
،مدرسه رو بپیچونیم، جیم بزنیم

33:28.947 --> 33:31.625
مغزت رو به سیگنالِ
هیولای میان‌بُعدی وصل کنیم و

33:31.650 --> 33:33.570
ویلر کوچولو رو نجات بدیم؟

33:33.618 --> 33:35.197
آره، بگی‌نگی

33:35.423 --> 33:39.432
خب، مامانت اگه بفهمه از کوره در میره و
احتمالاً حق هم داره

33:39.457 --> 33:41.133
...ناسلامتی خیلی خطرناکـه، ولی

33:41.158 --> 33:43.282
مگه همه‌ی کارهامون خیلی خطرناک نیست؟

33:43.307 --> 33:46.237
دقیقاً. خب نظرت چیـه؟

33:47.931 --> 33:51.267
از ارباب سیاه‌چال به گردان اکتشاف

33:51.401 --> 33:52.533
سگ خورد، بریم

34:02.353 --> 34:03.970
اینا کِی گرفته شدن؟

34:04.027 --> 34:05.546
حدوداً سه ساعت پیش

34:05.720 --> 34:07.927
قبلاً هم جاهای دیگه رؤیت شده

34:08.141 --> 34:11.204
آره، ولی این بار فرق می‌کنه -
فرق می‌کنه -

34:11.674 --> 34:14.945
دفعه‌ی بعد تا دستگیرش نکردید مزاحم من نشو

34:14.969 --> 34:17.658
اینجاست، دکتر کِی

34:19.807 --> 34:21.931
منظورت چیـه اینجاست؟

34:31.384 --> 34:34.025
آهای، بیخیال. آروم‌تر. وایسا

34:34.050 --> 34:36.383
اینجا بازم خون هست. حتماً نزدیکـه

34:36.422 --> 34:39.682
...اسکلِ کله‌شقِ لامصب

34:42.815 --> 34:44.308
چیکار می‌کنی؟

34:44.332 --> 34:45.476
گُمش می‌کنیم

34:45.500 --> 34:48.312
.یه گرفتگیِ ساده‌ست. پیریـه دیگه
.یه دقیقه امون بده

34:48.337 --> 34:50.585
آهای -
!نه، هی. هی -

34:53.476 --> 34:55.195
به اون بدی‌ای که به نظر میاد نیست

35:01.567 --> 35:03.327
از کجا اینا رو یاد گرفتی؟

35:03.351 --> 35:04.492
مکس یادم داد

35:05.076 --> 35:08.247
اول تمیز می‌کنی، بعد ضدعفونی، بعد پانسمان

35:11.481 --> 35:14.214
تکون نخور -
!خب می‌سوزه. می‌سوزه -

35:14.239 --> 35:16.341
یعنی داره جواب میده

35:16.934 --> 35:19.176
متأسفانه بیش از حد شبیه منی

35:19.200 --> 35:21.845
یعنی یه اسکلِ کله‌شقم؟

35:21.978 --> 35:23.333
شنیدی؟

35:24.288 --> 35:25.669
بلندبلند صحبت می‌کنی

35:28.198 --> 35:30.552
آره، گمونم یه اسکلِ کله‌شقم

35:31.947 --> 35:33.341
یا حداقل بودم

35:33.786 --> 35:36.270
من هم به حرف بابام گوش نمی‌دادم

35:36.778 --> 35:38.946
همیشه خیال می‌کردم علامه‌ی دهرم

35:38.970 --> 35:40.497
کفری‌اش می‌کردم

35:42.231 --> 35:45.208
یادمـه یه روز اونقدر رفتم رو مخش که
منو برد پایگاه جذب نیرو

35:45.233 --> 35:47.208
مجبورم کرد عضو ارتش شم

35:47.270 --> 35:51.138
.خیال می‌کرد واسم خوبـه
.یکم نظم و انضباط یاد می‌گیرم

35:53.226 --> 35:56.239
مسئله اینـه که از نظر خودم
از بقیه‌ی افسرها باهوش‌تر بودم

35:57.522 --> 35:58.541
حالا بودی؟

35:58.885 --> 36:00.136
گاهی اوقات

36:00.410 --> 36:03.481
ولی بیشتر اوقات نه، احمق بودم

36:03.995 --> 36:05.184
ساده‌لوح

36:05.681 --> 36:08.392
من هم به غریزه‌ام اعتماد داشتم

36:09.199 --> 36:11.610
ولی نه مثل تو

36:13.355 --> 36:16.900
.تو جنگ حماقت زیاد کردم
.مُدام بی‌گدار به آب می‌زدم

36:17.398 --> 36:19.067
،شاید اسمشو بذاری شجاعت

36:19.645 --> 36:22.739
ولی مرز شجاعت و حماقت یه خط باریکـه

36:23.897 --> 36:26.263
آدمای شجاعِ زیادی توی جنگ
جلوی چشمام جون دادن

36:26.941 --> 36:28.278
دوستام بودن

36:30.112 --> 36:31.488
...دخترم

36:31.999 --> 36:33.333
سارا

36:33.967 --> 36:35.510
اون شجاع بود

36:43.951 --> 36:45.786
شجاع‌ترین آدمی که تابحال دیدم

36:47.024 --> 36:51.544
.با مرگ روبرو شد
.یه لحظه هم ترس به دلش راه نداد یا دودل نشد

36:52.335 --> 36:53.836
با نهایت وجودش جنگید

36:54.344 --> 36:56.846
دکترها گفتن همچین چیزی سابقه نداشته

36:58.320 --> 37:00.640
اونا هم خیال می‌کردن زنده می‌مونه

37:16.585 --> 37:19.773
واسه همین نمی‌خوای اینجا باشم؟

37:21.359 --> 37:24.134
چون فکر می‌کنی وکنا برنده میشه و

37:24.158 --> 37:25.302
من می‌میرم؟

37:25.326 --> 37:26.453
...فکر نمی‌کـ

37:27.429 --> 37:29.264
...فکر نمی‌کنم. فقط

37:32.077 --> 37:34.640
...وقتی اندازه‌ی من عمر کرده باشی می‌فهمی که

37:36.975 --> 37:39.328
زندگی قابل پیش‌بینی نیست

37:45.429 --> 37:46.929
نمی‌خوام از دستت بدم

37:50.528 --> 37:51.593
نمیدم

37:53.875 --> 37:55.874
،واسه همین از اینجا به بعد هر چی که بشه

37:55.898 --> 37:57.709
،این ردِ خون به هر جا که برسه

37:57.803 --> 37:59.672
باید هر چی میگم بگی چشم

38:00.204 --> 38:03.476
پس مثل تو یه اسکلِ کله‌شق نباشم؟

38:03.848 --> 38:06.367
دقیقاً، اسکلِ کله‌شق نباش

38:18.879 --> 38:20.006
!هی، هی

38:21.054 --> 38:22.091
من جلو میرم

38:40.377 --> 38:44.078
دکتر، شرمنده مزاحم میشم ولی
بچه‌های ویلر باهاتون کار دارن

38:45.226 --> 38:46.383
چیکار؟

38:46.407 --> 38:48.695
.میگن باید باهاتون صحبت کنن
...میگن

38:48.720 --> 38:49.889
!اضطراریـه

38:49.914 --> 38:51.054
چی شده؟

38:51.078 --> 38:53.515
همونطور که می‌دونید، خواهرمون گم شده

38:53.539 --> 38:55.392
می‌دونم و خیلی متأسفم

38:55.416 --> 38:57.436
خب، حدس می‌زنیم مامان‌مون یه چیزی داره

38:57.460 --> 38:58.756
یا یه چیزایی می‌دونه

38:58.781 --> 39:00.564
در مورد خواهرمون و
اینکه چطور پیداش کنیم

39:00.588 --> 39:03.154
ای‌کاش می‌تونستم بذارم ببینیدش، واقعاً میگم

39:03.179 --> 39:06.906
.ولی مادرتون تازه از اتاق عمل اومده بیرون
.بدنش هنوز تو شوکـه

39:06.931 --> 39:10.467
علاوه بر اون، حنجره‌اش بدجوری آسیب دیده

39:10.492 --> 39:13.410
متأسفانه حتی اگه به هوش بود هم
نمی‌تونست باهاتون صحبت کنه

39:13.434 --> 39:15.912
...درستـه، ولی باز هم

39:15.936 --> 39:17.288
گوش بدید چی میگم

39:17.842 --> 39:20.834
همین که مادرتون رو به موقع پیدا کردید
باعث شد زنده بمونه

39:20.858 --> 39:22.467
بیاید الان جونش رو تو خطر نندازید

39:23.553 --> 39:24.929
خیلی‌خب، عزیزم

39:28.908 --> 39:29.998
حالا چیکار کنیم؟

39:33.537 --> 39:35.599
باید ملحفه‌های اتاق ۳۰۷ رو عوض کنیم

39:35.623 --> 39:39.420
اتاق‌های ۲۰۲ و ۲۰۳ خالی‌ان و
باید تِی کشیده بشن

39:39.445 --> 39:41.298
...بعداً باید بریم کمکِ دنیس

39:41.326 --> 39:42.551
چیـه؟

39:43.004 --> 39:44.214
بیا

39:44.239 --> 39:46.234
برنامه چیـه؟ -
حرفای دکتر رو نشنیده می‌گیریم -

39:46.258 --> 39:48.750
گفت خطرناکـه -
از کی تا حالا با شنیدنِ این بیخیال میشیم؟ -

39:48.775 --> 39:49.813
« خدمات نظافتی »

39:50.809 --> 39:52.657
درضمن، ندیدی دهنش بو می‌داد؟

39:52.712 --> 39:54.583
...به دکترهای سیگاری اعتماد ندارم

39:54.928 --> 39:56.466
«همینطور اونایی که بهم میگن «عزیزم

40:06.712 --> 40:10.454
« خواننده‌ی معروفِ هاوکینز »

40:11.309 --> 40:15.105
.داداش، می‌خوام برم سمتِ خیابون ایروین
یه دور دیگه دور منطقه بزنیم؟

40:15.723 --> 40:18.035
آره. برو

40:22.830 --> 40:25.387
نه، وایسا. فراموشش کن

40:26.210 --> 40:27.522
فکر کنم یه چیزی دستگیرم شد

40:27.741 --> 40:29.194
جدی؟ -
هاپـه؟ -

40:29.452 --> 40:32.692
.خب، نمی‌دونم
روی رمزگشا هیچ سیگنالی نمی‌گیرم ولی

40:32.717 --> 40:34.467
یه صدایی می‌شنوم

40:34.903 --> 40:36.827
آره، قطعاً یه صدایی میاد

40:46.195 --> 40:47.381
خودشـه؟

40:48.303 --> 40:49.483
!هی، داداش

40:51.271 --> 40:53.053
خب، مطمئن نیستیم

40:54.928 --> 40:57.684
نه، هاپ نیست -
چی؟ پس چه کوفتیـه؟ -

40:57.709 --> 40:59.889
نمی‌دونم. هزارتا چیز ممکنـه باشه

40:59.914 --> 41:03.728
کانال نظامی، تلویزیون، هر نویزی که
توی محدوده‌ی فرکانس ما باشه

41:03.752 --> 41:06.255
فقط می‌دونم ردیاب دورسنجِ هاپ نیست چون

41:06.280 --> 41:09.444
اگه هاپ بود، روی رمزگشا معلوم میشد

41:09.469 --> 41:11.819
پس... به گشتن ادامه بده

41:15.198 --> 41:18.592
.مامان، فراموشش کن
.هشدار اشتباه بود

41:19.726 --> 41:22.121
جاناتان، احیاناً گیرنده‌ات به

41:22.146 --> 41:24.030
خازن شاریدگی متصل نیست؟

41:25.538 --> 41:28.962
.ببخشید، مامان
دوباره میگی؟

41:28.986 --> 41:30.338
خازن شاریدگی

41:30.362 --> 41:31.756
رابین گفت خراب شده ولی

41:31.780 --> 41:33.647
با ویل رفتن درستش کنن

41:33.672 --> 41:36.319
می‌خواستم ببینم روی
خط شما هم تداخل داشته یا نه

41:38.061 --> 41:39.121
الو؟

41:41.499 --> 41:42.538
الو؟

41:58.828 --> 42:02.123
اگه بخوای هنوز هم می‌تونیم برگردیم ها

42:02.819 --> 42:06.041
راستشو بخوای الان از مامانم بیشتر می‌ترسم

42:06.065 --> 42:07.256
حق داری

42:17.135 --> 42:18.970
همینجا اتفاق افتاد؟

42:21.551 --> 42:23.061
اینجا بهت الهام شد؟

42:25.235 --> 42:27.862
آره. همینجا بود

42:30.396 --> 42:33.108
حس خاصی نداری؟

42:34.593 --> 42:35.663
نه

42:38.194 --> 42:39.233
...چی

42:41.936 --> 42:44.454
دقیقاً قراره چیکار کنیم؟

42:44.478 --> 42:48.583
اگه فرضیه‌ات درست باشه و
،گیرنده‌ام مبتنی بر نزدیکی باشه

42:48.607 --> 42:51.878
باید نزدیک دموگورگن بشم تا به
ذهن مشترک وصل بشم

42:52.129 --> 42:55.715
شاید قبل‌تر هم که
،دموگورگن داشته از اینجا رد میشده

42:55.739 --> 42:58.134
داشته می‌رفته سمت لونه‌اش

42:58.158 --> 42:59.844
صحیح. لونه‌ی هیولا

42:59.868 --> 43:02.324
.ما که تا اینجا اومدیم
.بیا شانس‌مون رو امتحان کنیم

43:10.170 --> 43:13.567
،یه سؤالی ذهنم رو درگیر کرده
دیروز بیمارستان بودی؟

43:13.591 --> 43:14.652
بیمارستان؟

43:15.134 --> 43:16.736
نه. نه، نه، نه

43:16.760 --> 43:21.324
عجیبـه. حاضرم قسم بخورم
...اونجا دیدمت، ولی

43:21.349 --> 43:23.451
ویکی، همونی که داوطلبانه
...تو بیمارستان کار می‌کنه

43:23.475 --> 43:24.869
آها، آره -
دوستمـه -

43:24.893 --> 43:27.442
...ما دوستیم. دوستای صمیمی. ولی

43:28.231 --> 43:31.650
مسئله اینـه خیلی‌ها ممکنـه
دوستیمون رو درک نکنن

43:32.276 --> 43:36.172
اصل حرفم اینـه که
،اگه اونجا بودی و چیزی دیدی

43:36.196 --> 43:39.575
بهتر میشه اگه به کسی نگی و

43:40.067 --> 43:41.428
بین خودمون بمونه

43:41.452 --> 43:42.762
شتر دیدم ندیدم

43:42.786 --> 43:46.370
شرمنده. وقتی استرس می‌گیرم
همینجوری پرت و پلا میگم و

43:46.395 --> 43:49.097
:تو هم گفتی لونه‌ی هیولا و با خودم گفتم

43:49.122 --> 43:52.106
اگه حق با مامانت باشه و»
«...وکنا بدزدتت و

43:52.131 --> 43:53.340
پشمام

43:54.161 --> 43:56.275
چی... کجا میری؟

43:56.300 --> 43:59.837
ماندالا. شما سال پنجم سرِ
کلاسِ خانم هریس اینو درست کردید؟

43:59.862 --> 44:03.368
خیلی خفنـه. البته الان که فکر می‌کنم
واقعاً ماندالا نیست

44:03.393 --> 44:06.411
مارپیچـه. ماندالا معمولاً
به دایره‌های هم‌مرکز میگن ولی

44:06.435 --> 44:08.448
نیّت مهمـه

44:08.473 --> 44:10.034
،حالا که حرفش شد

44:10.059 --> 44:15.042
ماندالا درستـه، یا ماندآ‌لا یا مندالا؟

44:18.230 --> 44:20.089
صدای خنده شنیدم -
چی؟ -

44:20.946 --> 44:22.229
توی الهامم

44:22.785 --> 44:25.479
صدای خنده‌ی بچه‌ها در حال بازی

44:28.907 --> 44:32.118
!چه ربطی به لونه‌ی هیولا داره؟ ویل

44:49.978 --> 44:51.772
دموگورگن نیست

44:52.875 --> 44:54.251
نزدیک من بمون

45:04.818 --> 45:05.818
هاپ؟

45:09.832 --> 45:11.065
خدای بزرگ

45:14.406 --> 45:15.628
این چیـه؟

45:38.946 --> 45:40.323
هالی اینجا بوده

45:43.675 --> 45:44.801
درست همینجا

45:48.232 --> 45:50.807
شاید برای همین نمی‌تونستم
توی ذهنم پیداش کنم

45:52.934 --> 45:54.269
...اون رو

45:56.131 --> 45:57.456
بُرده اون سمتِ دیوار

46:36.585 --> 46:38.151
روبرو، روبرو

46:39.296 --> 46:40.774
یه کاری بکن، لنگ بزن -
چی؟ -

46:40.798 --> 46:41.854
!لنگ بزن

46:43.425 --> 46:44.861
به نیو انگلند؟

46:44.885 --> 46:46.780
حرف نداره

46:46.804 --> 46:48.057
پشت سرت رو نگاه نکن

46:48.815 --> 46:51.618
این دیگه چه وضع لنگ زدنـه؟ -
دارم عادی لنگ می‌زنم دیگه -

46:51.642 --> 46:52.682
هی

47:10.202 --> 47:11.385
سلام، مامان

47:12.780 --> 47:15.366
مامان، صدامون رو می‌شنوی، مامان؟

47:18.919 --> 47:20.087
مامان؟

47:21.136 --> 47:22.263
صدامو می‌شنوی؟

47:24.575 --> 47:25.621
مامان

47:31.056 --> 47:32.089
سلام

47:32.698 --> 47:34.285
سلام

47:34.510 --> 47:35.829
سلام، مامان

47:35.876 --> 47:37.300
سلام، مامان

47:39.032 --> 47:40.509
نمی‌خواد چیزی بگی

47:40.534 --> 47:43.421
.حنجره‌ات آسیب دیده. خوب میشه
.فقط زمان می‌بره

47:43.446 --> 47:44.447
آره

47:45.320 --> 47:49.089
ولی... می‌تونی بنویسی؟

47:50.635 --> 47:53.253
آره؟ خب

47:53.328 --> 47:54.385
خیلی‌خب

48:12.673 --> 48:13.790
«هالی؟»

48:14.850 --> 48:16.220
...آره، خب

48:16.919 --> 48:18.837
اصلاً برای همون اومدیم، مامان

48:19.589 --> 48:20.750
...هالی

48:23.869 --> 48:24.977
گم شده

48:27.712 --> 48:29.674
ببین، پیداش می‌کنیم

48:29.884 --> 48:31.187
فقط به کمکت نیاز داریم

48:31.212 --> 48:33.678
،از نظرمون یکی هست که می‌دونه هالی کجاست

48:33.702 --> 48:35.889
یکی که می‌دونه چرا دزدیدنش و
بردنش کجا

48:35.913 --> 48:37.891
فقط نمی‌دونیم طرف کجاست

48:37.915 --> 48:40.459
واسه همین، امیدوار بودیم شاید تو بدونی

48:49.472 --> 48:50.524
«کی؟»

48:50.867 --> 48:51.899
...آم

48:53.173 --> 48:58.268
...اسمشو نمی‌دونیم، ولی هالی

49:00.655 --> 49:02.837
بهش میگه آقای فلانی

49:17.068 --> 49:18.068
یالا

49:18.782 --> 49:21.074
.نمی‌فهمم
اصلاً اومدیم اینجا دنبال چی؟

49:21.099 --> 49:23.641
دنبال این

49:26.977 --> 49:31.016
«معلمش دیده که با ف صحبت می‌کرده»

49:31.342 --> 49:33.045
ف» منظورت مخفف «فلانی»ـه؟»

49:35.537 --> 49:36.850
«...ولی هیچکس»

49:39.133 --> 49:40.492
«اونجا نبوده...»

49:41.019 --> 49:43.430
،توی الهامم
آسمون داشت می‌چرخید

49:44.332 --> 49:46.750
،پس گمونم اینجا بودم

49:46.884 --> 49:50.102
موقع زنگ تفریح خانم هریس
روی همین چرخ و فلک بودم

49:51.141 --> 49:52.368
!تندتر

49:52.408 --> 49:53.951
!درک، بس کن

49:54.345 --> 49:56.305
!بس کن، درک! ولش کن! برو

49:57.023 --> 49:58.280
متوجه نمیشم

49:58.305 --> 50:01.202
مگه از چشمای دموگورگن نمی‌دیدی؟ -
می‌دونم. خودمم همین فکر رو می‌کردم -

50:01.227 --> 50:03.960
ولی خودت گفتی وکنا
ذهن مشترک رو کنترل می‌کنه، نه؟

50:03.985 --> 50:07.352
.که یعنی خودش هم بخشی از اونـه
...پس وقتی دنبال قربانی‌هاش می‌گرده

50:07.377 --> 50:10.133
میره داخل ذهن‌هاشون -
هر چی اونا ببینن، اون هم می‌بینه -

50:10.158 --> 50:13.697
هالی تا حالا نگفته آقای فلانی چه شکلیـه؟

50:13.722 --> 50:18.408
مثلاً اینکه چی می‌پوشه یا هر چی؟

50:19.291 --> 50:22.462
هالی، وقت صبحونه‌ست

50:24.366 --> 50:25.502
«ساعت جیبی»

50:26.590 --> 50:29.252
«قد بلند. جلیقه»

50:29.443 --> 50:31.421
خیلی‌خب، جلیقه می‌پوشه

50:32.142 --> 50:35.266
آروم و مهربونـه

50:35.291 --> 50:40.847
پس، شاید من هم داشتم از دیدِ
قربانی بعدیِ وکنا می‌دیدم

50:40.871 --> 50:44.544
،قربانی‌ای که زیر نظر داشته
...که یعنی داشتم از دیدِ

50:44.569 --> 50:45.798
هالی می‌دیدی

50:46.460 --> 50:48.229
...ولی اگه این درست باشه، یعنی

50:48.253 --> 50:49.455
من اون بودم

50:50.481 --> 50:51.637
وکنا بودم

50:54.462 --> 50:57.364
هالی نگفته اسم کوچیکش چیـه؟

50:59.439 --> 51:02.227
« ه »

51:02.820 --> 51:04.196
بقیه نیومدن؟

51:05.928 --> 51:06.944
نه، هنوز نه

51:08.622 --> 51:13.077
اونا رو هم نجات میدی دیگه، نه؟
از دست هیولاها؟

51:12.838 --> 51:14.429
« هـ »

51:13.653 --> 51:18.806
.آره، هالی. نگران نباش
.دوستات رو نجات میدم

51:18.830 --> 51:21.251
« هنـ »

51:21.950 --> 51:23.197
تک‌تک‌شون رو

51:25.853 --> 51:27.931
« هنر »

51:28.584 --> 51:29.822
خانوادم چی؟

51:30.897 --> 51:32.283
اونا هم میان؟

51:32.455 --> 51:33.455
« هنری »

51:36.275 --> 51:37.923
« هنری »

51:40.650 --> 51:41.993
اول دوستات

51:42.886 --> 51:45.454
بعدش خانوادت رو هم نجات میدم، نگران نباش

51:47.163 --> 51:48.939
اینجا برای همه جا دارم

51:50.335 --> 52:01.335
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

52:02.081 --> 52:04.459
♪ Chordettes - Mr. Sandman ♪
