WEBVTT

00:01.418 --> 00:06.682
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:12.053 --> 00:14.848
‫ببخشید، اما هیچ‌کدوم از اینا رو متوجه نمی‌شم!

00:14.931 --> 00:18.560
‫یعنی، توی هاوکینز چه‌خبر شده؟ اینا
‫آدما چطوری مُردن؟

00:18.643 --> 00:21.938
‫- ما هم می‌خوایم همین رو بدونیم!
‫- ال کجاست؟ یعنی الان دقیقاً...

00:22.022 --> 00:25.650
‫- به‌خاطر امنیت جون خودش، بهتره ندونی!
‫- مسخره‌ست! واقعاً مسخره‌ست...

00:25.734 --> 00:29.571
‫خب این ماجرای برگردوندن قدرت‌های ال، تا
‫کی قراره طول بکشه؟

00:29.654 --> 00:31.948
‫- ممکنه هفته‌ها، حتی ماه‌ها...
‫- ماه‌ها؟

00:32.032 --> 00:34.701
‫تا اون موقع‌، مامور هارمون و والاس
‫ازتون مراقبت می‌کنن.

00:34.784 --> 00:36.202
‫جون ما در خطر نیست،

00:36.286 --> 00:37.579
‫جون دوستامون توی هاوکینز در خطره!

00:37.662 --> 00:39.164
‫جون خانواده‌ام توی هاوکینز در خطره!

00:39.247 --> 00:41.750
‫تـا الون آماده بشه خودم یه‌جوری
‫اوضاع رو مدیریت می‌کنم

00:41.833 --> 00:46.004
‫تا اون موقع، خیلی مهمه که درمورد این موضوع
‫با هیچکس حرفی نزنید!

00:46.087 --> 00:47.630
‫نه! امکان نداره...

00:47.714 --> 00:51.009
‫- می‌دونم فهمیدمش خیلی سخته!
‫- سخت نیست! غیرممکنه...

00:51.092 --> 00:55.388
‫افرادی در دولت‌مون وجود دارن که کاملاً
‫علیه الون هستن،

00:55.472 --> 00:58.475
‫اونایی که...دقیقاً همین الان که
‫داریم با هم حرف می‌زنیم، دنبالشن!

00:58.558 --> 01:00.101
‫نمی‌تونیم ریسک کنیم...

01:00.185 --> 01:03.188
‫اگه از اینا بویی ببرن، جون الون در خطر میوفته!

01:03.271 --> 01:06.775
‫و اگه جون الون در خطر باشه،
‫پس دوستات هم جون‌شون در خطره.

01:06.858 --> 01:08.193
‫و همینطور خانواده‌ات!

01:08.276 --> 01:11.613
‫خب که چی؟ مثلاً به‌تون اعتماد کنیم
‫که شما آدم خوب‌ها هستین؟

01:11.696 --> 01:12.739
‫هر خری که هستی...

01:12.822 --> 01:14.657
‫ما دوستای اوونز هستیم

01:16.951 --> 01:18.828
‫الون به ما اعتماد کرد...

01:18.912 --> 01:21.164
‫حالا، ما هم از شما می‌خوایم که به‌مون اعتماد کنید!

01:25.752 --> 01:26.795
‫واسه شماست.

01:48.025 --> 01:50.925
‫[مایک عزیزم، من رفتم تا دوباره قدرت‌هام رو
‫به دست بیارم - از طرف ال]

02:07.001 --> 02:08.253
‫اینجا بود،

02:08.336 --> 02:09.420
‫همینجا...

02:11.089 --> 02:12.423
‫یه ساعت قدیمی بزرگ؟

02:16.177 --> 02:17.720
‫خیلی واقعی بود.

02:19.472 --> 02:22.433
‫و بعدش، وقتی نزدیک‌تر شدم
‫یهو...

02:23.726 --> 02:25.520
‫- مکس، بجنب
‫- مکس؟

02:25.603 --> 02:26.938
‫بیدار شدم...

02:29.649 --> 02:32.193
‫انگار کاملاً از خود بی‌خود شده بود،

02:32.277 --> 02:34.445
‫دقیقاً همون اتفاقی که ادی گفت برای کرسی افتاده!

02:38.950 --> 02:40.660
‫تازه این بـخـش بدش نیست...

02:42.287 --> 02:45.373
‫فرد و کرسی، هردوتاشون اومدن پیش خانم کلی
‫تا کمک‌شون کنه!

02:46.040 --> 02:47.959
‫هردوتاشون هم سردرد داشتن...

02:48.501 --> 02:50.753
‫سردرد خیلی شدید، که اصلا خوب نمی‌شد
‫و بعد...

02:51.629 --> 02:52.881
‫کابوس‌هاشون شروع شد.

02:54.382 --> 02:55.758
‫مشکل خواب

02:56.342 --> 02:58.303
‫خیس‌عرق از خواب بیدار می‌شدن،

02:58.386 --> 03:00.013
‫همه‌ش یه‌چیزایی می‌دیدن...

03:03.516 --> 03:04.517
‫چیزای بد...

03:05.476 --> 03:06.561
‫از گذشته‌شون.

03:07.687 --> 03:09.397
‫اونا...فقط

03:09.480 --> 03:12.692
‫هی شدید‌تر و شدیدتر شدن تا وقتی که...

03:14.777 --> 03:15.862
‫همه‌چی تموم شد.

03:19.490 --> 03:20.491
‫نفرین وکنا...

03:20.575 --> 03:22.535
‫سردرد کرسی یک هفته پیش شروع شد،

03:24.704 --> 03:25.955
‫مال فرد، شیش روز پیش.

03:28.625 --> 03:30.793
‫مال منم از پنج روز پیش!

03:31.753 --> 03:33.087
‫نمی‌دونم چقدر دیگه وقت دارم...

03:33.171 --> 03:34.797
‫تنها چیزی که می‌دونم اینه که...

03:35.632 --> 03:36.925
‫فرد و کرسی،

03:37.008 --> 03:39.928
‫هردوشون بعد از دیدن اولین توهم‌هاشون
‫کمتر از 24 ساعت مُردن.

03:41.554 --> 03:43.765
‫منم که اون ساعت لعنتی رو دیدم و...

03:46.643 --> 03:48.686
‫انگار منم قراره فردا بمیرم.

03:53.399 --> 03:54.359
‫همینجا بمون!

04:29.519 --> 04:30.979
‫- منم
‫- لوکاس؟

04:31.062 --> 04:33.106
‫- منم!
‫- یا خدا! چه مرگت شده؟

04:33.189 --> 04:36.192
‫- ببخشید...
‫- نزدیک بود با این چراغ خرد و خاک شیرت کنم!

04:36.276 --> 04:37.986
‫ببخشید! ببخشید بچه‌ها...

04:38.069 --> 04:40.363
‫دوازده...دوازده کیلومتر با دوچرخه اومدم

04:41.990 --> 04:44.909
‫یه لحظه! لعنتی...

04:44.993 --> 04:47.287
‫- یه مورد اضطراری!
‫- چی؟

04:48.538 --> 04:49.539
‫داستین.

04:50.790 --> 04:54.085
‫من پیش جیسون و پاتریک و اندی بودم،
‫و یهویی زد به سرشون!

04:54.168 --> 04:57.922
‫در به در دنبال ادی‌ان! و فکرمی‌کنن
‫تو می‌دونی اون کجاست

04:58.631 --> 05:00.383
‫جون‌ـت در خطره!

05:00.466 --> 05:02.510
‫اره درسته، چقدر مسخره...

05:02.593 --> 05:04.929
‫اما الان گرفتار یه مشکل بزرگ‌‌تر
‫از جیسون شدیم

05:23.281 --> 05:30.481
تــرجمه از « آیـــدا و محمدعلی sm »

05:54.271 --> 06:00.471
«چــیزهای عجـیب و غـریب»
[فصل چهـارم]

06:07.278 --> 06:08.958
«بـیلی عزیز»
[قسمت چهارم]

06:21.214 --> 06:23.716
‫- می‌شه در رو باز کنی؟
‫- کار دارم

06:23.800 --> 06:25.885
‫گفتم پاشو در رو باز کن!

06:25.968 --> 06:27.595
‫خدایا صبر بده!

06:29.680 --> 06:32.433
‫سلام، لوکاس اینجاست؟

06:32.517 --> 06:33.643
‫نه!

06:33.726 --> 06:35.353
‫می‌دونی کجاست؟

06:35.853 --> 06:38.564
‫ما...می‌خواستیم با هم بریم بیرون!

06:38.648 --> 06:41.526
‫بیرون؟ تا اونجایی می‌دونم رفت
‫دنبال مکس!

06:43.569 --> 06:45.738
‫ببخشید

06:46.572 --> 06:50.701
‫تـو همون خواهر کوچیک‌ـه لوکاسی که
‫" سیاه‌چاله و اژدها " بازی می‌کنه؟

06:50.785 --> 06:51.911
‫خب که چی حالا؟

06:51.994 --> 06:54.080
‫داستین هندرسن رو می‌شناسی؟

06:54.163 --> 06:56.040
‫می‌شناسم؟ گذشته‌ها داریم با هم!

06:56.124 --> 06:58.709
‫ممکنه الان پیش دوست‌پسر خیانت‌کارـت باشه.

06:58.793 --> 07:01.504
‫و راستی، وقتی لوکاس رو پیدا کردی...

07:02.213 --> 07:05.383
‫لطفاً بهش بگو دو روزه که دارم جورشو می‌کشم...

07:05.466 --> 07:07.969
‫هزینه هر روز، می‌شه ده دلار
‫اونم با احتساب دی‌پی‌آر

07:08.052 --> 07:11.139
‫7.9 درصد مالیات ارزش افزوده!

07:11.222 --> 07:14.642
‫اگه یه هفته دیگه طول بکشه، باید یه " نینتندو " برام بخره!
‫(کنسول بازی)

07:14.725 --> 07:16.060
‫با یه بازی " داک هانت " روش!

07:18.062 --> 07:19.397
‫سینکلر کدوم گوریه؟

07:19.480 --> 07:21.315
‫یکم دیگه می‌فهمیم

07:21.816 --> 07:23.192
‫گول‌مون زدن، پسرا...

07:30.116 --> 07:32.452
‫خیلی‌خب، راستش...

07:33.119 --> 07:34.745
‫شما ها هیچ‌کدوم از اینا رو متوجه می‌شین؟

07:34.829 --> 07:36.330
‫- نه
‫- خیلی واضحه که!

07:36.414 --> 07:37.748
‫آهان واضحه؟

07:37.832 --> 07:39.125
‫کجاش رو نمی‌فهمی؟

07:39.208 --> 07:41.335
‫خب هرکسی که دچار نفرین وکنا شده مُرده

07:41.419 --> 07:43.880
‫به‌جز این پیرمرده ویکتور کریل که نانسی پیداش کرد

07:43.963 --> 07:45.423
‫اون تنها کسی‌ـه که زنده مونده

07:45.506 --> 07:47.467
‫اگه کسی بدونه چطوری باید این نفرین رو
‫باطل کرد، ویکتور‌ـه.

07:47.550 --> 07:50.386
‫اگه فرض کنیم اصلاً نفرین شده، هیچ کدوم‌مون
‫که این رو نمی‌دونیم

07:51.012 --> 07:53.890
‫آخه وکنا چطوری توی دهه 50 وجود داشته؟
‫اصلاً با عقل جور در نمیاد

07:53.973 --> 07:57.018
‫تا جایی که می‌دونیم، الون دنیای وارونه
‫رو ایجاد نکرده،

07:57.101 --> 07:58.436
‫یه دروازه به اونجا باز کرده!

07:58.519 --> 08:01.898
‫دنیای وارونه احتمالاً هزاران ساله که وجود داره،
‫حتی میلیون‌ها

08:01.981 --> 08:04.066
‫حتی اگه تا قبل عصر دایناسور ها هم
‫باشه تعجب نمی‌کنم

08:04.150 --> 08:05.943
‫- دایناسورها؟ اصلاً داریم...
‫- خیلی‌خب

08:06.027 --> 08:09.822
‫ولی اگه دروازه توی دهه 50 وجود نداشته، وکنا
‫چطوری بیرون اومده؟

08:09.906 --> 08:12.116
‫- و الان چطوری داره میاد بیرون!
‫- و اینکه چرا الان؟

08:12.200 --> 08:13.826
‫دقیقاً چرا؟ یهو دهه 50 ظاهر می‌شه

08:13.910 --> 08:16.078
‫یه خانواده رو می‌کشه و بعد می‌گه
‫" کافی بود ممنون "

08:16.162 --> 08:18.414
‫و دوباره غیب‌ش می‌زنه؟

08:18.498 --> 08:20.875
‫تا دوباره 30 سال بعد برگرده و راه بیوفته تو
‫خیابون جوان‌های مردم رو بکشه؟

08:20.958 --> 08:21.918
‫نه، منکه باور نمی‌کنم

08:23.169 --> 08:24.378
‫چقدرم واضحه، جون عمت!

08:24.462 --> 08:28.424
‫راستشو بخوای، گاهی وقت‌ها یکم تواضع
‫ضرری نداره داداشِ من.

08:28.508 --> 08:29.467
‫ببخشید

08:39.852 --> 08:41.270
‫کسی می‌دونه چی داره می‌نویسه؟

08:45.274 --> 08:46.526
‫اصلاً خوابیده از دیشب؟

08:47.109 --> 08:47.944
‫یعنی خب...

08:49.737 --> 08:50.613
‫تو بودی می‌خوابیدی؟

08:56.118 --> 08:57.203
‫خیلی‌خب پس...

08:57.703 --> 08:59.705
‫یه نقشه‌ای داریم.

09:00.957 --> 09:02.375
‫به لطف دوستای نانسی،

09:02.458 --> 09:05.711
‫ما الان دوتا از بهترین دانشجو های دانشگاه
‫" نوتردام " هستیم

09:05.795 --> 09:07.338
‫- من روث‌ام
‫- منم رُز ام

09:07.421 --> 09:08.965
‫روث؟

09:10.550 --> 09:10.651
‫[معدل کل 3.9]
‫(از 4 )

09:10.675 --> 09:11.801
‫معدل خوبی داری!

09:11.884 --> 09:12.802
‫ممنون

09:12.885 --> 09:16.472
‫ما به تیمارستان پن‌هرست زنگ زدیم و گفتیم
‫با ویکتور کریل کار داریم

09:16.556 --> 09:18.766
‫در ارتباط با پایان‌نامه‌مون که
‫درمورد بیماران اسکیزوفرنی پارانوئیدی هست

09:18.849 --> 09:19.767
‫که جواب رَد دادن

09:19.850 --> 09:21.686
‫اما ساعت 3 با رئیس اونجا قرار گذاشتیم،

09:21.769 --> 09:25.773
‫الان تنها کاری که باید بکنیم اینه که باهاش حرف بزنیم
‫ و راضی‌ش کنیم بذاره با ویکتور حرف بزنیم

09:25.856 --> 09:27.942
‫شاید بعدش بتونیم مکس رو از شر نفرین خلاص کنیم

09:28.568 --> 09:29.610
‫خب درمورد اون...

09:29.694 --> 09:32.280
‫یکم روی گذشته ویکتور تحقیق کردیم و...

09:32.363 --> 09:34.490
‫به چندتا سوال برخوردیم!

09:34.574 --> 09:35.658
‫درواقع کُلی سوال

09:35.741 --> 09:37.910
‫ما هم همینطور، همه‌ی جواب‌ها دست خودِ ویکتوره!

09:37.994 --> 09:39.870
‫وایسا، وایسا ببینم...

09:41.622 --> 09:42.498
‫مال من کـو؟

09:45.209 --> 09:47.795
‫نانسی، اگه فکرمی‌کنی دوباره می‌شینم
‫اینجا بچه‌داری می‌کنم سخت در اشتباهی!

09:47.878 --> 09:50.881
‫اولاً، اونا دیگه بچه نیستن و دوماً جون مکس در خطره!

09:50.965 --> 09:53.593
‫- نباید تنها باشه
‫- می‌دونم، اما چرا من؟

09:53.676 --> 09:56.178
‫پشمام! پوستر تام‌کروز داری!

09:56.262 --> 09:58.139
‫تو هم پوستر تام کروز داری!

09:58.222 --> 09:59.307
‫مال خیلی وقت پیشه

09:59.390 --> 10:00.725
‫این فقط...

10:00.808 --> 10:04.270
‫- می‌شه لطفاً به هیچی دست نزنی؟
‫- اینجا هیچکاری نمی‌تونم بکنم

10:04.353 --> 10:07.023
‫شاید بتونم توی راضی کردن رئیس آسایشگاه
‫بهتون کمک کنم!

10:07.106 --> 10:09.358
‫مثلاً از...روش مخصوصم استفاده کنم!

10:09.442 --> 10:11.193
‫ما به روش مخصوص نیازی نداریم!

10:11.277 --> 10:12.445
‫نه، من فقط...

10:12.528 --> 10:15.948
‫دیشب یکم تحقیق کردم و فهمیدم این
‫یارو دکتر هـچ....

10:16.032 --> 10:19.660
‫توی انجمن پزشکی آمریکا افتخارات زیادی داره

10:19.744 --> 10:21.871
‫و محقق افتخاری دانشگاه هاروارده!

10:21.954 --> 10:24.999
‫این یارو کم کسی نیست خلاصه
‫و اگه بخوایم راضی‌ش کنیم...

10:25.082 --> 10:27.251
‫باید متقاعدش کنیم که ما هم کـم کسی نیستم

10:27.335 --> 10:28.586
‫که ما هم مثل خودش...

10:28.669 --> 10:31.672
‫محقق های تحصیل‌کرده دانشگاه هستیم.

10:32.256 --> 10:34.842
‫پشمام، یه بالرین داخل اینه!

10:37.553 --> 10:41.182
‫محقق های دانشگاه؟ الان این بهش می‌خوره
‫محقق دانشگاه باشه؟

10:41.265 --> 10:43.726
‫نه، اما...

10:43.809 --> 10:44.894
‫با این بهش می‌خوره!

10:46.771 --> 10:48.814
‫بیخیال، بگو داری سر به سرم می‌ذاری!

10:52.026 --> 10:54.028
‫اشغاله! هنوزم اشغاله...

10:54.111 --> 10:58.783
‫جایی رو اشتباه کردم؟ میگه شماره یک رو بگیرید و بعدش...

10:58.866 --> 11:02.578
‫- بعداً هم می‌تونی حال بچه‌هات رو بپرسی...
‫- فقط نمی‌فهمم چرا یه‌سره اشغاله!

11:02.662 --> 11:06.374
‫جویس، یه جاهایی توی زندگی هست که
‫می‌تونیم براشون دیر کنیم...

11:06.457 --> 11:07.958
‫مثل وقت دندان‌پزشکی.

11:08.042 --> 11:10.544
‫تولد یه بچه یه‌ساله، کی اهمیت می‌ده؟

11:10.628 --> 11:12.129
‫اون بچه احمق اصلاً یادش نمی‌مونه،

11:12.213 --> 11:15.591
‫اما برای چیزی که از جون‌مون مهم‌تره

11:15.675 --> 11:18.969
‫واسه اون، واسه اون فکرکنم دیگه باید واقعاً

11:19.053 --> 11:20.805
‫سرموقع برسیم

11:22.932 --> 11:24.684
‫ببخشید، خیلی نگرانم

11:24.767 --> 11:25.935
‫مشخصه!

11:43.411 --> 11:46.914
‫میری سمت غرب، از جنگل رد میشی
‫بعدش یه کلیسا با یه سقف خاکستری می‌بینی

11:46.997 --> 11:49.375
‫برو داخل و منتظر یوری بمون.

11:50.292 --> 11:51.627
‫پس از جویس خبردار شدی...

11:52.628 --> 11:54.422
‫اره، دیشب رسیدن.

11:54.922 --> 11:56.465
‫بزودی میرن پیش یوری،

11:56.549 --> 11:59.635
‫اگه همه‌چی خوب پیش بره، تا فردا شب تو خونه‌ات‌ـی...

11:59.719 --> 12:01.595
‫با زن سکسی‌ت درحال انـزو خوردنی.

12:01.679 --> 12:02.930
‫اون زنم نیست.

12:04.306 --> 12:07.351
‫دقیقاً همینطوره، به‌خاطر دوستی‌تون جونت رو نجات داد!

12:09.437 --> 12:11.021
‫ببین، آمریکایی...

12:11.105 --> 12:13.524
‫زیاد به رویایی که توی سرت‌ـه دل نبند،

12:13.607 --> 12:15.484
‫مدت‌هاست که تو فکرشم

12:15.568 --> 12:17.570
‫شانس موفقیت‌ـت...

12:18.654 --> 12:19.822
‫زیاده!

12:23.492 --> 12:26.245
‫حتی یه ذره هم مضطرب به نظر نمیای آمریکایی،
‫تحت تاثیر قرار گفتم

12:27.037 --> 12:28.247
‫بچه‌ی باحالی هستی!

12:28.914 --> 12:31.417
‫مثل استیو مک‌کوئین، توی نفش " کـولر کینگ " نه؟

12:31.500 --> 12:33.377
‫ایشالله که اینطور نیست.

12:34.420 --> 12:37.298
‫اره چون " کولـر کینگ " که آخرش رفت اون دنیا...

12:37.798 --> 12:40.551
‫پس، امروز باید بهتر از استیو مک‌کوئین عمل کنی!

12:41.051 --> 12:42.470
‫نظرمو عوض می‌کنم

12:42.970 --> 12:44.555
‫شانس موفقیت‌ـت...

12:45.556 --> 12:46.682
‫خیلی کمه!

12:48.184 --> 12:48.660
‫جان!

12:48.684 --> 12:51.604
‫- بازم این فضول‌خان!
‫- حالا کجات شلیک کنم؟

12:51.687 --> 12:53.189
‫هرجا جز صورتم!

12:53.731 --> 12:56.442
‫معلومه که اونجا نه، زنت عاشق چهره زیباته!

12:56.525 --> 12:58.903
‫اون زن‌ـم نیست!

13:33.103 --> 13:36.440
‫چه جالب که این همه آدم اومدن ولی سکوت
‫رو رعایت کردن!

13:37.441 --> 13:39.193
‫یادتون باشه...

13:39.276 --> 13:40.486
‫کجا می‌ری؟

13:41.153 --> 13:43.447
‫می‌ریم یه‌‌چیزی بردارم بخورم!

13:43.531 --> 13:46.492
‫اجازه داریم یا توی این زندان ممنوعه این کارها؟

13:46.575 --> 13:47.576
‫دست‌گیرتون که نکردیم

13:47.660 --> 13:48.494
‫درسته!

13:49.119 --> 13:51.539
‫نه، نه! شما اومدین تا ازمون محافظت کنید.

13:53.290 --> 13:55.251
‫ظاهراً که دارین تلویزیون می‌بینید...

14:22.278 --> 14:25.531
‫یعنی خب...فکرنکنم اصلاً به اینجاهاش فکرکرده باشن.

14:25.614 --> 14:29.285
‫اگه یه ماه دیگه طول بکشه، یا چندماه
‫و مردم ما رو نداشته باشن،

14:29.368 --> 14:31.078
‫بدون شک شروع می‌کنن به ترسیدن

14:31.161 --> 14:33.664
‫در ضمن، مامان‌ـم هم احتمالا تا الان از عصبانیت سکته‌ش زده!

14:33.747 --> 14:34.915
‫و هاوکینز چی‌میشه؟

14:34.999 --> 14:37.001
‫اون زنه مثلاً می‌خواد از شهر
‫محافظت کنه!

14:37.084 --> 14:40.379
‫یعنی واقعاً می‌تونن بدون ال اینکارو کنن؟ اصلاً...

14:41.171 --> 14:42.047
‫اره

14:44.508 --> 14:47.511
‫هرچقدرم بهش زل بزنی بازم همونه ها
‫می‌دونی؟

14:49.597 --> 14:52.099
‫اره، اره
‫حق با توئه!

15:01.567 --> 15:02.818
‫قبل از اینکه پلیس‌ها بیان...

15:02.902 --> 15:05.613
‫من و ال...بدجور دعوامون شد

15:06.363 --> 15:07.364
‫ما هیچوقت دعوا نمی‌کنیم.

15:07.448 --> 15:08.782
‫یعنی خب، قبلاً دعوا کردیم

15:08.866 --> 15:11.035
‫اما خب همه‌شون دعوا های الکی و
‫بچه‌گونه بودن!

15:12.369 --> 15:15.664
‫اما نمی‌دونم، این یکی انگار
‫خیلی جدی‌تر بود

15:15.748 --> 15:17.583
‫یعنی...واقعی‌تر بود

15:18.709 --> 15:20.836
‫مثلاً یه دعوایی که هیچ
‫راه برگشتی ازش نیست.

15:22.338 --> 15:25.299
‫شاید باید یه حرفی می‌زدم، و اگه اون حرف رو می‌زدم...

15:25.382 --> 15:28.260
‫شاید می‌خواست منم باهاش برم! هرجا که داشت می‌رفت

15:28.761 --> 15:30.554
‫نه مایک، ببین

15:31.180 --> 15:32.556
‫دوباره می‌بینیش...

15:32.640 --> 15:35.476
‫و هر حرفی که نزدی رو می‌تونی بهش بگی!

15:36.644 --> 15:37.561
‫باشه؟

15:37.645 --> 15:39.521
‫اره...اره

15:40.731 --> 15:41.982
‫حالش خوب می‌شه

15:42.066 --> 15:45.527
‫توی هاوکینز نیست، فعلاً باید نگران این باشیم.

15:46.111 --> 15:47.237
‫به اوونز اعتماد نداری؟

15:47.321 --> 15:48.656
‫نه، مطمئن نیستم

15:48.739 --> 15:49.823
‫یعنی...

15:49.907 --> 15:51.867
‫با ما و ال واقعاً خوب بوده،

15:51.951 --> 15:53.911
‫اما نتونست از من محافظت کنه!

15:54.536 --> 15:56.372
‫شما ها بودین که من رو نجات دادین.

15:56.455 --> 15:57.539
‫شما ها نجاتم دادین.

15:59.583 --> 16:03.462
‫به‌نظر می‌رسه دوباره ما باید
‫دنیا رو نجات بدیم!

16:04.171 --> 16:05.381
‫همیشه همینطوره! نه؟

16:07.341 --> 16:09.301
‫برای همین نمی‌تونیم اینجا
‫دست رو دست بذاریم،

16:12.346 --> 16:13.180
‫گوش کنید،

16:14.139 --> 16:17.393
‫اصلاً فرض کنیم دوستای اوونز دارن راستشو می‌گن

16:17.476 --> 16:19.895
‫نمی‌تونیم بدون خبردار کردن ارتش، به مردم هاوکینز
‫چیزی بگیم

16:19.979 --> 16:21.480
‫جون ال در خطر میوفته.

16:21.563 --> 16:23.399
‫اگه اینطوریه، خودمون دست به کار می‌شیم!

16:23.482 --> 16:25.317
‫- بریم هاوکینز؟
‫- چطوری؟

16:25.401 --> 16:28.070
‫از چی می‌ترسین؟ پت و مت اون بیرون؟

16:28.153 --> 16:29.738
‫دارن چرت می‌زنن و گلف نگاه می‌کنن.

16:29.822 --> 16:32.616
‫نه جاناتان، ما نه ماشین داریم نه پول!

16:32.700 --> 16:34.410
‫خب وسیله خودمون رو جور می‌کنیم!

16:35.369 --> 16:36.453
‫یدونه ارزونش...

16:39.540 --> 16:40.624
‫ببخشید آقـا؟

16:42.292 --> 16:43.210
‫آقـا؟ ببخشید؟

16:45.170 --> 16:46.046
‫چیه؟

16:46.130 --> 16:47.256
‫ما گشنمونه!

16:51.885 --> 16:52.886
‫منم می‌خورم!

17:02.438 --> 17:05.941
‫وقت موج‌سواریه! پسر موج‌سوار پیتزاخـور!
‫آرگایل صحبت می‌کنه.

17:06.025 --> 17:09.194
‫توی " سورفر پیتزا " همه مواد اولیه طبیعی و تازه‌ان
‫جز آناناس!

17:09.278 --> 17:10.529
‫چون کنسروـه!

17:10.612 --> 17:14.283
‫اما من با این حال به‌تون آناناس آبدار روی پای رو پیشنهاد می‌کنم

17:14.366 --> 17:16.577
‫اها میوه روی پیتزا می‌خواین؟

17:16.660 --> 17:19.288
‫خب منکه می‌گم امتحانش کن!

17:21.331 --> 17:22.291
‫الــو؟

17:34.303 --> 17:35.303
‫[بیلی]

17:38.265 --> 17:40.184
‫- می‌دونم بهم زل زدین!
‫- چیه خب؟ ببخشید...

17:40.267 --> 17:42.519
‫- چیزی نیاز داشتی؟
‫- داریم بازی می‌کنیم

17:42.603 --> 17:45.355
‫چطوری با خیره شدن به پشت‌ـم قراره

17:45.439 --> 17:48.025
‫از من در مقابل وکنا محافظت کنید نمی‌دونم والا...

17:55.991 --> 17:57.910
‫- الان می‌تونید بهم نگاه کنید
‫- ممنون

17:57.993 --> 17:58.994
‫- ببخشید
‫- ببخشید

18:01.538 --> 18:02.664
‫این واسه تو

18:04.500 --> 18:05.375
‫واسه تو

18:06.251 --> 18:07.336
‫و تو...

18:09.171 --> 18:12.758
‫و راستی اینا رو هم بدین به مایک، ال و ویل.

18:14.551 --> 18:16.637
‫اگه دوباره دیدین‌شون یعنی...

18:18.055 --> 18:20.724
‫چیکار می‌کنی؟ نه الان نه!
‫الان نباید بازش کنید...

18:20.808 --> 18:21.683
‫بازش نکنم، باشه.

18:23.602 --> 18:24.937
‫ببخشید ولی چیه این؟

18:25.020 --> 18:25.979
‫این...

18:27.981 --> 18:28.899
‫محض اطمینان نامه نوشتم

18:29.608 --> 18:30.609
‫واسه بعداً

18:30.692 --> 18:33.320
‫اگه چیزیم شد...

18:34.154 --> 18:36.907
‫وایسا مکس، همه‌چی درست می‌شه

18:36.990 --> 18:37.825
‫نه!

18:38.450 --> 18:42.037
‫نه، نمی‌خوام الان یه ساعت بهم بگی همه‌چی
‫درست می‌شه و روبه‌راه می‌شه...

18:42.121 --> 18:45.874
‫چون کل زندگی‌ام مردم همه‌ش همینو بهم گفتن
‫و هیچوقت هیچی درست نشده.

18:47.292 --> 18:48.752
‫هیچوقت!

18:48.836 --> 18:51.255
‫یعنی خب..معلوم بود اون عوضی من رو نفرین می‌کنه

18:53.048 --> 18:54.633
‫باید مدت‌ها پیش می‌دونستم قراره اتفاق بیوفته

19:03.892 --> 19:06.520
‫اگه بریم شرق هاوکینز، این تا
‫پن‌هرست آنتن می‌ده؟

19:07.020 --> 19:09.857
‫- اره معلومه که اره!
‫- وایستین! چرا داریم درمورد شرق هاوکینز حرف می‌زنیم؟

19:12.651 --> 19:15.237
‫نه، نه، نه

19:15.946 --> 19:18.073
‫مکس!
‫مکس واقعاً؟

19:18.157 --> 19:20.784
‫جدی می‌گم! من هیچ‌جا نمی‌برمت.

19:20.868 --> 19:23.829
‫استیو، اگه فکرکردی قراره آخرین روزهای زندگیم رو

19:23.912 --> 19:26.165
‫توی زیرزمین بوگندو مایک ویلر بگذرونم...

19:26.248 --> 19:27.249
‫به همین خیال باش!

19:27.332 --> 19:29.751
‫پس من رو مثل بچه آدم برسون
‫وگرنه باید دست و پام رو ببندی که نرم!

19:29.835 --> 19:31.753
‫که قاعدتاً بچه‌دزدی به‌حساب میاد.

19:31.837 --> 19:35.632
‫و اگه زنده بمونم و نمیرم، قسم می‌خورم
‫ازت شکایت می‌کنم

19:37.467 --> 19:38.302
‫در رو باز کن

19:38.385 --> 19:40.053
‫نــه...

19:40.137 --> 19:41.180
‫یه وکیل خوب می‌شناسم!

19:48.854 --> 19:52.441
‫هندرسن، دعا کن که بی‌سیم پیشرفته‌ت
‫تا پن‌هرست آنتن بده.

20:18.843 --> 20:20.363
‫[تیمارستان پن‌هرست]

20:30.520 --> 20:34.191
‫بخدا که نمی‌تونم نفس بکشم!
‫داره می‌خاره، همه‌جام داره می‌خاره...

20:34.274 --> 20:36.151
‫همه‌چی که راحت بودن نیست!

20:36.235 --> 20:37.402
‫باشه؟ ما الان تحصیل‌کرده ایم...

20:37.486 --> 20:39.696
‫که انگار دارن از مهمونی صبحونه
‫عید پـاک برمی‌گردن.

20:39.780 --> 20:43.533
‫بعدشم این سوتین‌ـی که دادی واقعاً داره
‫به سینه‌هام فشار میاره!

20:43.617 --> 20:47.663
‫خیلی‌خب، می‌شه اونجا که رفتیم فقط من حرف بزنم؟
‫یعنی اگه امکانش هست...

20:47.746 --> 20:49.873
‫نه تنها ممکنه، بلکه اجتناب‌پذیرـه!

20:49.957 --> 20:52.626
‫چون چند دقیقه دیگه خفه می‌شم!

20:54.211 --> 20:55.629
‫مـعدل 3.9

20:56.546 --> 20:57.547
‫هردوتاتون!

20:59.299 --> 21:00.467
‫تحسین برانگیزه!

21:00.550 --> 21:03.929
‫و اینم یه توصیه‌نامه از پروفسور برنتلی‌ـه!

21:04.554 --> 21:07.557
‫اره، من لـری رو می‌شناسم
‫راستش خیلی خوب!

21:08.934 --> 21:10.310
‫می‌دونین چی نوشته؟

21:11.561 --> 21:14.064
‫" اونا اصلاً نمی‌تونن تدریس کنن "

21:16.441 --> 21:21.363
‫و اره، دقیقاً به خاطر همین اومدیم اینجا...

21:21.863 --> 21:24.825
‫یعنی...توی کلاس درس بلاخره
‫تا یه جایی می‌تونیم یاد بگیریم

21:26.493 --> 21:28.662
‫کاملاً شرایط شما رو درک می‌کنم

21:29.663 --> 21:32.541
‫اما برای ملاقات با بیماری مثل ویکتور،
‫یه سری دستورالعمل وجود داره

21:33.041 --> 21:34.167
‫اول درخواست می‌دید،

21:34.751 --> 21:36.712
‫بعدش حسابی مورد بررسی قرار می‌گیرین،

21:36.795 --> 21:39.089
‫و بر اساس اون هئیت‌مدیره تصمیم نهایی رو صادر می‌کنه.

21:42.175 --> 21:43.385
‫می‌بینم که نااُمید شدید.

21:44.886 --> 21:47.139
‫اما خوشحالم می‌شم این دور و اطراف رو
‫به‌تون نشون بدم.

21:47.222 --> 21:50.892
‫اینطوری شاید بتونید با چندتا از بیماران بخشِ
‫کـم‌خطر صحبت کنید

21:50.976 --> 21:53.895
‫خوشحال می‌شیم...

21:54.396 --> 21:56.523
‫فقط...

21:56.606 --> 21:59.234
‫باید پایان‌نامه‌مون رو تا ماه آینده تحویل بدیم،

21:59.318 --> 22:00.986
‫و وقت ندارید

22:01.069 --> 22:02.112
‫پس تقصیر کیه این وسط؟

22:02.195 --> 22:04.031
‫ما، قطعاً...

22:04.114 --> 22:05.824
‫و من معذرت می‌خوام

22:05.907 --> 22:08.243
‫معذرت خواهی نکن روث، گورباباش!

22:08.327 --> 22:11.538
‫واقعیت اینه ما چندماه پیش درخواست دادیم
‫و رد شد!

22:11.621 --> 22:14.082
‫دوباره درخواست دادیم و دوباره رد شد!

22:14.166 --> 22:17.461
‫و صحبت کردن با شما آخرین تلاش ما
‫برای ارائه پایان‌نامه‌مون بود

22:17.544 --> 22:20.339
‫و الان واقعاً توی این لباس نمی‌تونم نفس بکشم

22:20.422 --> 22:23.383
‫خب رُز شاید بهتره بری بیرون و یه هوایی تازه کنی.

22:23.467 --> 22:25.385
‫شاید حق با توئه روث!

22:25.469 --> 22:28.972
‫چون کم کم دارم به این نتیجه می‌رسه
‫این کارمون کاملاً اشتباهه!

22:29.056 --> 22:30.891
‫همه‌جام داره می‌خاره!

22:30.974 --> 22:33.560
‫سینه‌هام درد می‌کنه و بذار راستشو بهت بگیم، آنتونی...

22:33.643 --> 22:36.063
‫اشکالی نداره آنتونی صدات کنم؟
‫اینا لباسای من نیستن.

22:36.146 --> 22:39.566
‫اینارو پوشیدیم چون می‌خواستیم ما رو
‫دست کم نگیرید.

22:39.649 --> 22:42.986
‫چون توی این زمینه هیچکس دخترها رو آدم
‫حساب نمی‌کنه، حساب نمی‌کـــنن!

22:43.070 --> 22:46.656
‫چون اصلا قیافه‌مون به این چیزا نمی‌خوره!
‫می‌تونم یه داستانی تعریف کنم؟

22:46.740 --> 22:49.159
‫سال 1978، توی اردوی تابستانی بودم

22:49.242 --> 22:52.454
‫و مشاورمون آقای " درو " به من و همه‌ی افراد اونجا

22:52.537 --> 22:55.082
‫داستانِ واقعی قتل‌عام ویکتور کریل رو تعریف کرد

22:55.165 --> 22:58.126
‫و پیتی مکیو کوچولو، پیتی رو
‫می‌شناسی نه؟

22:58.210 --> 22:59.044
‫اره...اره!

22:59.127 --> 23:03.507
‫و پیتی مکیو کوچولو بلافاصله از
‫ترس شروع به گریه کرد!

23:03.590 --> 23:05.384
‫نفس‌ـش بالا نمی‌اومد.

23:05.467 --> 23:07.427
‫و بقیه افراد کمپ‌ هم تا هفته‌ها
‫نتونستن بخوابن!

23:07.511 --> 23:09.721
‫منم نتونستم، اما نه به‌خاطر این که ترسیده بودم

23:09.805 --> 23:11.723
‫به‌خاطر سوالی که توی ذهنم ایجاد شده بود،

23:11.807 --> 23:15.685
‫" چه‌چیزی باعث می‌شه یه آدم دست به
‫همچین کارای غیرقابل تصوری بزنه؟ "

23:15.769 --> 23:19.356
‫بقیه بچه‌ها می‌خواستن در آینده فضانورد بشن،
‫بازیکن بسکتبال بشن، ستاره موسیقی راک بشن...

23:19.439 --> 23:20.732
‫اما من می‌خواستم شما بشم!

23:20.816 --> 23:22.526
‫یکی مثل شما باشم!

23:22.609 --> 23:25.779
‫پس لطفاً من رو ببخش که هرکاری
‫ در توانم بود

23:25.862 --> 23:28.281
‫از جمله پوشیدن این لباس مسخره، انجام دادم

23:28.365 --> 23:31.326
‫تا بتونم با مردی اشتیاقم رو جلب کرده حرف بزنم

23:31.410 --> 23:34.621
‫و از شخصیت پیچیده و عجیب و مغز خارق‌العاده‌ش...

23:34.704 --> 23:37.207
‫اطلاعات کسب کنم!

23:37.290 --> 23:40.335
‫خب اره، ما مدرک و نمره رسمی نداریم،

23:40.419 --> 23:43.213
‫ولی نگو اگه اون پیتی مکیو بچه‌ننه...

23:43.296 --> 23:45.841
‫ازتون خیلی مودبانه درخواست ملاقات با
‫ویکتور رو داشت،

23:45.924 --> 23:47.008
‫شما رد می‌کردید،

23:47.092 --> 23:49.177
‫آخه جفتمون می‌دونیم که می‌تونست ملاقات کنه

23:50.303 --> 23:53.014
‫پس...فقط ده دقیقه می‌خوایم ویکتور رو ببینیم

23:54.558 --> 23:55.559
‫تمام خواسته‌مون همینه!

24:00.272 --> 24:01.356
‫نیم ساعت دیگه برمی‌گردم

24:30.802 --> 24:35.056
‫اگه اوضاع قراشمیش شد، باید اشاره کنم که من
‫کمربند سیاه کاراته دارم...

24:37.267 --> 24:38.310
‫سلام؟

24:38.393 --> 24:39.603
‫سلام؟

24:41.146 --> 24:42.189
‫سلام؟

24:43.190 --> 24:44.858
‫سلام؟

24:53.033 --> 24:54.034
‫شما کی‌ای‌ـن؟

24:54.659 --> 24:57.245
‫ما...دنبال یوری می‌گردیم

24:57.329 --> 25:00.081
‫با یوری چیکار دارین؟

25:00.582 --> 25:02.334
‫راستش...

25:02.417 --> 25:04.836
‫یه مسئله شخصی‌ـه، یوری اینجاست؟

25:05.462 --> 25:06.463
‫متاسفم

25:07.255 --> 25:09.382
‫نمی‌دونم چطوری بگم،

25:09.466 --> 25:11.635
‫اما یه روز دیر اومدین!

25:11.718 --> 25:14.387
‫- چـی؟
‫- این چنگ ها رو می‌بینید؟

25:15.472 --> 25:18.600
‫یوری اومده بود سفر تا خرس‌های قطبی رو ببینه

25:19.768 --> 25:22.604
‫یهو خرس‌ها به هواپیما حمله کردن،

25:23.355 --> 25:26.650
‫از هواپیما آوردنش بیرون و کشتنش!

25:26.733 --> 25:28.318
‫- نه!
‫- اره!

25:28.401 --> 25:29.736
‫یوری عاشق خرس‌ها بود

25:30.237 --> 25:31.488
‫اون‌ها قلب‌ـش رو شکستن!

25:32.614 --> 25:34.199
‫یا شاید هم با چنگال‌هاشون...

25:34.866 --> 25:36.201
‫تکه‌تکه‌ش کرده باشن

25:46.253 --> 25:49.631
‫گول خوردین! گول خوردین...

25:50.966 --> 25:53.468
‫من یوری‌ام...
‫یوری منم.

25:55.470 --> 25:58.056
‫- شما باید جویسی باشین...
‫- جویس!

25:58.139 --> 25:59.933
‫- و شـما؟
‫- مـوری

26:00.016 --> 26:01.351
‫- موری؟
‫- اره

26:01.434 --> 26:04.854
‫یوری یوری، موری، یوری، موری
‫قافیه داریم!

26:04.938 --> 26:07.315
‫اره، راست می‌گی...

26:12.153 --> 26:15.031
‫چهل هزاردلارِ آمریکا، همونطور که قول داده بودیم

26:20.120 --> 26:23.373
‫عاشقِ بوی پول اونم سر صبحم!

26:23.873 --> 26:24.874
‫درسته

26:27.627 --> 26:29.879
‫امیدوارم بهتون برنخوره می‌خوام بشمارم‌شون.

26:29.963 --> 26:33.258
‫شما به نظر آدم‌های خیلی خوب هستین،
‫آدمای قابل اعتماد.

26:33.341 --> 26:34.718
‫اما برادرم‌ـم همینطوری بود

26:35.844 --> 26:37.470
‫قبل از اینکه زن‌ام رو بدزده!

26:43.143 --> 26:45.437
‫بیچاره، داری از سرما یخ می‌زنی

26:45.520 --> 26:47.731
‫راحت باشین، یکم قهوه میل کنید
‫هنوز گرمه!

26:48.315 --> 26:50.066
‫یکم طول می‌کشه

27:00.744 --> 27:02.537
‫چرا زل زدی به من؟

27:02.621 --> 27:03.872
‫ها؟ بگو ببینم!

27:03.955 --> 27:05.123
‫حرکت‌کن، حروم‌زاده.

27:28.605 --> 27:30.607
‫آمریکایی کسخل!

27:40.492 --> 27:42.827
‫هی، برگرد سرکارت!

27:42.911 --> 27:43.953
‫برگرد

27:45.330 --> 27:46.581
‫این شکسته.

27:49.376 --> 27:50.418
‫نمی‌تونم کار کنم.

27:50.960 --> 27:51.795
‫نمی‌تونم.

27:51.878 --> 27:52.712
‫از اینجا جم نخور

28:13.566 --> 28:14.859
‫یارو آمریکایی‌ـه کجاست؟

28:39.050 --> 28:41.094
‫حواستُ جمع‌کن آمریکایی.

28:50.228 --> 28:52.147
‫کجا با این عجله آمریکایی؟

28:52.689 --> 28:53.648
‫وایستا!

28:57.026 --> 28:58.194
‫پاشو وایستا!

29:02.323 --> 29:03.324
‫دستا بالا

29:04.159 --> 29:05.326
‫دستا بالا!

30:07.514 --> 30:09.641
‫از انبار ابزار! صدا از انبار ابزار اومد!

30:10.934 --> 30:12.101
‫بازکن!

30:12.185 --> 30:13.520
‫درو باز کن!

30:13.603 --> 30:14.896
‫درو باز کن!

30:14.979 --> 30:16.981
‫درو بشکنید، زود!

30:28.743 --> 30:29.577
‫فرار کرد!

30:37.460 --> 30:38.628
‫اونجاست

30:38.711 --> 30:39.796
‫اونجاست

30:44.717 --> 30:46.469
‫نذارید بره سمت جنگل!

31:00.400 --> 31:01.901
‫مثلا شانسش کم بود!

31:03.278 --> 31:04.612
‫حروم‌زاده...

31:34.559 --> 31:37.228
‫- بهتره عجله کنی، مِی‌فیلد
‫- بیست ثانیه!

31:41.524 --> 31:43.443
‫باتری داره دیگه بی‌سیمت نه؟

31:46.154 --> 31:48.156
‫سوالت حتی جواب نداره...

31:50.408 --> 31:52.368
‫- اره باتری داره!
‫- اره، فهمیدم

32:22.148 --> 32:23.107
‫مامان

32:23.608 --> 32:26.110
‫سلام عزیزم، فکرکردم امروز با دوستات بیرونی

32:26.194 --> 32:27.820
‫اره...بودم

32:29.489 --> 32:30.615
‫تو نباید سرکار باشی؟

32:30.698 --> 32:34.869
‫آقای بردلی زودتر تعطیل‌مون کرد، داشتم
‫کارای خونه رو انجام می‌دادم

32:36.704 --> 32:38.665
‫من...چندتا نامه گذاشتم تو خونه

32:39.248 --> 32:41.918
‫برای تو، مامان‌بزرگ و عـمو جک!

32:42.585 --> 32:43.544
‫و بابا

32:44.128 --> 32:45.129
‫اگه تونستی پیداش کنی...

32:45.213 --> 32:47.340
‫نامه؟ نمی‌فهمم

32:47.423 --> 32:48.424
‫آه،

32:49.634 --> 32:50.635
‫من فقط

32:52.971 --> 32:55.640
‫با این قتل‌ها و اتفاقات آخیر...

32:57.225 --> 32:59.727
‫می‌دونم مسخره به نظر می‌رسه،
‫اما به سرم زده...

33:01.396 --> 33:03.314
‫" اگه یه اتفاقی برام بیوفته چی؟ "

33:03.398 --> 33:06.192
‫مکس عزیزم، هیچ اتفاقی برات نمیوفته!

33:06.275 --> 33:08.611
‫می‌دونم اما اگه اتفاق افتاد...

33:08.695 --> 33:12.156
‫خیلی حرف‌ها هست که می‌خوام بهتون بزنم، باید بزنم

33:14.283 --> 33:17.495
‫- قول بده نامه‌ها رو می‌رسونی به دست‌شون باشه؟
‫- مکس داری می‌ترسونیم

33:17.578 --> 33:19.664
‫- قصد ندارم بترسونمت.
‫- اتفاقی افتاده؟

33:19.747 --> 33:21.582
‫- نه!
‫- چیزی شده عزیزم؟

33:21.666 --> 33:25.336
‫نه، حق با توئه! من هیچی‌ام نمی‌شه
‫الکی شلوغش کردم

33:28.006 --> 33:29.132
‫مکس، عزیزدلم...

33:32.552 --> 33:33.553
‫چیزی نیست...

33:34.679 --> 33:37.473
‫هیچ اتفاقی نمیوفته عزیزم...

33:37.557 --> 33:39.058
‫قول میدم

33:41.602 --> 33:43.312
‫هیچ اتفاقی عزیزم!

33:55.116 --> 33:56.367
‫مامان، ولم‌کن!

33:57.827 --> 33:59.078
‫مامان؟ ولم کن!

33:59.620 --> 34:00.830
مکسنی

34:01.622 --> 34:03.291
با خودت فکرکردی چندتا نامه

34:03.916 --> 34:06.669
اوضاع رو بهتر می‌کنه؟

34:08.120 --> 34:11.960
‫همه‌چی رو خراب کردی.

34:12.960 --> 34:13.960
‫بیلی!

34:14.050 --> 34:15.550
‫زمانت...

34:15.630 --> 34:18.470
‫دیگه داره به آخراش میرسه.

34:18.550 --> 34:19.590
‫ولم کن!

34:36.240 --> 34:38.280
‫هی، بیشتر از سی ثانیه شد که.

34:38.360 --> 34:40.110
‫هی، هی. خوبی؟

34:40.200 --> 34:42.000
‫چیزیم نیست. فقط راه بیفت.

34:43.490 --> 34:45.750
‫- اتفاقی افتاد؟
‫- میشه لطفاً فقط بریم؟

34:50.370 --> 34:51.790
‫اینا باغ‌هامونن.

34:52.340 --> 34:53.670
‫قشنگن، مگه نه؟

34:55.460 --> 34:58.130
‫بهشون اجازه میدیم که دو ساعت
‫در روز رو بیرون باشن.

34:58.220 --> 34:59.840
‫اینطوری فرار نمی‌کنن؟

34:59.930 --> 35:01.010
‫می‌تونن.

35:01.640 --> 35:04.040
‫ولی اکثراً قریب به اتفاق
‫می‌خوان اینجا باشن.

35:04.510 --> 35:05.600
‫اینجا رو دوست دارن.

35:11.480 --> 35:14.900
‫این یکی از مکان‌های محبوب‌مونه.
‫اتاق موسیقی.

35:16.070 --> 35:17.240
‫متوجه شدیم که موسیقی

35:17.320 --> 35:19.900
‫تاثیر آرامش‌بخش چشم‌گیری
‫رو ذهن ویران‌شده داره.

35:21.200 --> 35:22.660
‫آهنگ درست،

35:22.740 --> 35:25.830
‫مخصوصاً اونی که دارنده
‫یه سری مفاهیم شخصیه،

35:25.910 --> 35:28.320
‫می‌تونه نقش قابل‌توجهی
‫ توی درمان داشته باشه.

35:28.790 --> 35:31.000
‫ولی کسانی هم هستند

35:31.790 --> 35:33.960
‫که کارشون از درمان گذشته.

35:35.340 --> 35:38.300
‫[بخش جنایی - ورود فقط با مجوز قبلی]

35:38.300 --> 35:42.050
‫دکتر هچ، بنظرتون ممکنه که ما

35:42.140 --> 35:44.640
‫تنهایی با ویکتور حرف بزنیم؟

35:48.350 --> 35:49.350
‫تنهایی؟

35:50.350 --> 35:54.520
‫فکر کنم دوست داریم این چالش رو
‫ قبول کنیم که با ویکتور حرف بزنیم

35:54.610 --> 35:57.400
‫بدون این که متخصصی مثل
‫ شما ازمون محافظت کنه.

35:57.480 --> 35:59.820
‫اینطوری می‌تونیم جلوی پروفسور
‫بردلی به خودمون افتخار کنیم.

35:59.900 --> 36:03.070
‫پروفسور بردلی؟ کسی به اسم
‫پروفسور بردلی نمی‌شناسم.

36:03.160 --> 36:04.530
‫برنتلی.

36:04.620 --> 36:07.700
‫منظورش... منظورش برنتلی بود.

36:07.790 --> 36:09.830
‫مگه نگفتم برنتلی؟ پس چی گفتم؟

36:09.910 --> 36:12.960
‫وای شرمنده. چقدر من احمقم.
‫از دست این کلمه‌ها و حرف‌ها.

36:13.040 --> 36:15.670
‫به‌گمونم یکم هول کردم.
‫منظورم اینه که هیجان‌زده شدم.

36:15.750 --> 36:18.750
‫از این که با ویکتور حرف بزنم.

36:19.300 --> 36:21.880
‫و همونطور که گفت، ترجیحاً تنهایی.

36:31.640 --> 36:32.520
‫بله.

36:33.100 --> 36:33.980
‫چرا که نه؟

36:34.600 --> 36:36.560
.امروز از اون روزاس که احساس سرکشی می‌کنم

36:37.730 --> 36:41.530
‫و یه کار اضطراری هم پیش اومده
‫ که باید بررسی کنم واسه همین...

36:42.900 --> 36:43.780
‫حتماً.

36:47.370 --> 36:48.530
‫چهار چشمی مراقب‌شون باش.

36:53.210 --> 36:55.630
‫- خیلی ممنون، دکتر هچ.
‫- ممنون

37:09.680 --> 37:10.970
‫نترسونینش.

37:12.810 --> 37:13.810
‫بهش دست نزنین.

37:15.390 --> 37:17.100
‫هیچ‌چیزی بهش ندین.

37:18.480 --> 37:21.820
‫همیشه یه متر و نیم
از میله‌ها فاصله بگیرین.

37:21.900 --> 37:22.860
‫برین.

37:22.940 --> 37:24.610
‫مفهومه؟

37:25.200 --> 37:26.660
‫- بله قربان.
‫- بله قربان.

37:27.780 --> 37:29.240
‫ویکتور.

37:32.450 --> 37:33.960
‫امروز شانس بهت رو کرده!

37:34.580 --> 37:35.710
‫ملاقاتی داری.

37:37.830 --> 37:39.090
‫از اون خوشگلاش.

37:43.710 --> 37:45.550
‫حتماً از اون دنده‌ش بلند شده.

37:45.630 --> 37:46.510
‫خوش بگذره.

37:51.140 --> 37:52.270
‫ویکتور؟

37:53.770 --> 37:55.020
‫اسم من نانسیه.

37:55.890 --> 37:56.890
‫نانسی ویلر.

37:57.480 --> 37:59.150
‫و ایشون هم...

37:59.650 --> 38:00.730
‫رابین باکلی.

38:01.270 --> 38:03.690
‫یه چندتا سوال داشتیم.

38:03.780 --> 38:05.490
‫من با خبرنگارا حرف نمی‌زنم.

38:05.570 --> 38:06.740
‫هچ می‌دونه.

38:06.820 --> 38:08.950
‫ما خبرنگار نیستیم.

38:11.330 --> 38:14.870
‫اومدیم اینجا چون‌که...
‫حرفت رو باور داریم.

38:16.790 --> 38:17.960
‫و این که

38:18.620 --> 38:19.960
‫به کمکت نیاز داریم.

38:20.960 --> 38:23.460
‫فکر می‌کنیم اونی که خانوادت رو کُشته،

38:23.460 --> 38:24.630
‫الان برگشته.

38:54.830 --> 38:57.960
‫- به این زودی بار سفر رو بستی؟
‫- آره، آخه اصلاً بازشون نکرده بودم.

39:00.040 --> 39:01.790
‫راستی، ممنونم.

39:01.880 --> 39:03.000
‫بابت؟

39:03.090 --> 39:06.820
‫چون باعث شدی یکم منطقی فکر کنم.
‫داشتم مثل احمقا، ننه‌ من‌ غریبم بازی درمی‌آوردم.

39:06.830 --> 39:08.220
‫من که همچین حرفی نزدم.

39:08.300 --> 39:10.550
‫لازم نبود به زبون بیاری.

39:14.100 --> 39:16.100
‫این چند روز گذشته هم...

39:16.180 --> 39:17.390
‫لازم نیست چیزی بگی.

39:17.480 --> 39:20.190
‫رفتارم با ال خیلی زشت بود و حقم بود.

39:20.270 --> 39:21.190
‫نه.

39:21.770 --> 39:23.770
‫نه، نه، نه. حقت نبود.

39:25.980 --> 39:28.240
‫ببین، حقیقت اینه که پارسال

39:28.860 --> 39:30.700
‫سال عجیبی بود.

39:30.780 --> 39:33.120
‫و راستش، مکس و لوکاس و داستین،

39:33.200 --> 39:34.530
‫خیلی... خوبن.

39:35.370 --> 39:36.620
‫خیلی خوبن. موضوع فقط...

39:37.160 --> 39:39.620
‫هاوکینزه. بدون تو فرق داره.

39:39.710 --> 39:43.040
‫و حس می‌کنم شاید بیش از حد نگران ال بودم،

39:44.420 --> 39:47.170
‫و چمیدونم، شاید حس می‌کردم
‫از دستت دادم.

39:48.260 --> 39:49.510
‫متوجهی؟

39:51.680 --> 39:53.680
‫روحم هم خبر نداره که بعداً چی میشه.

39:54.680 --> 39:59.020
‫ولی هر اتفاقی که بیفته، بنظرم
‫بهتره با همدیگه کار کنیم.

39:59.100 --> 40:01.600
‫بنظرم اگه تیم باشیم،
‫اوضاع آسون‌تر میشه.

40:02.560 --> 40:03.440
‫دوست باشیم.

40:05.360 --> 40:07.040
‫بهترین دوستای همدیگه.

40:07.440 --> 40:08.320
‫خوبه.

40:10.190 --> 40:11.200
‫خوبه.

40:13.950 --> 40:16.200
‫- زود اومد.
‫- حداکثر سی دقیقه.

40:16.280 --> 40:18.830
‫- خب دیگه. حاضرین؟
‫- آره.

40:26.630 --> 40:28.210
‫پیتزا رسید. برم بگیرم.

40:31.050 --> 40:34.090
‫باشه بابا، اومدم. یا خدا، چه خبرته؟

40:36.600 --> 40:37.890
‫سلام علیک.

40:40.140 --> 40:41.600
‫- این دیگه چی بود؟
‫- لعنتی.

40:41.680 --> 40:42.730
‫همینجا وایسین!

40:46.650 --> 40:47.820
‫برین تو اتاق!

40:47.900 --> 40:49.150
‫- چه‌خبره؟
‫- برگردین!

40:49.230 --> 40:51.740
‫- لعنتی!
‫- باید بریم، همین حالا!

40:51.820 --> 40:54.530
‫- یا خدا!
‫- برین! فرار کنین!

40:54.610 --> 40:56.910
‫تکون بخورین!

41:00.160 --> 41:01.200
‫لعنتی!

41:02.120 --> 41:03.620
‫- بیاین دنبالم.
‫- خیلی‌خب.

41:08.290 --> 41:10.000
‫چه خبره؟!

41:12.010 --> 41:13.410
‫از سر جاتون جم نخورین.

41:16.430 --> 41:17.720
‫بخوابین رو زمین!

41:29.730 --> 41:31.690
‫شلیک که کردم، فرار می‌کنین!

41:37.700 --> 41:40.700
‫ای بایرز نامرد، مهمونی گرفتی
‫و من رو دعوت نکردی؟

41:40.780 --> 41:42.410
‫بد شد که.

41:42.500 --> 41:45.710
‫خیلی بد شد.

41:46.380 --> 41:47.370
‫وایسا!

41:47.460 --> 41:49.080
‫چه خبرتونه؟

41:51.500 --> 41:53.840
‫- برو، برو، برو!
‫- هی، خون راست راستکیه؟

41:53.920 --> 41:55.720
‫- راه بیفت!
‫- باشه بابا.

41:55.800 --> 41:57.890
‫ولی... یا خدا. این یارو چرا تفنگ دستشه؟

41:57.970 --> 41:59.680
‫- راه بیفت!
‫- باشه!

42:16.780 --> 42:17.740
‫چهارهزار.

42:17.820 --> 42:20.160
‫ای‌ جون، همش هست.

42:21.490 --> 42:23.370
‫خیلی‌خب، حالا نوبت توئه.

42:24.910 --> 42:27.250
‫برو سراغ هابر.

42:27.330 --> 42:28.170
‫میرم.

42:28.670 --> 42:30.420
‫ولی اول زنگ می‌زنم انزو.

42:30.500 --> 42:32.210
‫اگه دوست‌تون مُرده باشه،

42:32.290 --> 42:34.510
‫خودم رو از دردسر و مصرف بنزین راحت می‌کنم.

42:37.090 --> 42:39.590
‫شوخی می‌کنم. مطمئنم زنده‌س.

42:39.680 --> 42:41.430
‫ولی با این‌حال، باید چک کنم.

42:52.440 --> 42:53.520
‫ازش خوشم نمیاد.

44:44.760 --> 44:46.140
‫[کره بادوم زمینی جیف]

45:41.480 --> 45:44.740
‫آنتونوف، تلفن با تو کار داره

45:44.820 --> 45:46.860
‫مگه نمی‌دونی یکی فرار کرده؟

45:46.950 --> 45:48.370
‫گفتن کارشون ضروریه.

45:54.500 --> 45:55.330
‫الو؟

45:55.410 --> 45:57.830
‫انزو. یوری‌ام.

46:01.800 --> 46:05.630
‫چرا اینجا بهم زنگ زدی؟ زده به سرت؟

46:05.720 --> 46:10.180
‫می‌دونم. شرمنده. گفتم بهتره بدونی که...

46:11.350 --> 46:15.770
‫تو نقشه‌مون یه تغییرات جزئی‌ای ایجاد شده.

46:15.850 --> 46:17.310
‫چی؟ چیشده؟

46:24.780 --> 46:27.530
‫همین الان

46:27.610 --> 46:28.910
‫با بازرست حرف می‌زدم.

46:28.990 --> 46:31.330
‫تماس خیلی پرباری بود.

46:31.910 --> 46:35.910
‫معلوم شده که زندانی‌های فراری
‫ارزش قابل توجهی دارن.

46:40.920 --> 46:47.260
‫واسه همین یوری میگه بهتر نیست چهل‌هزار
‫ تا رو نگه داریم و یکم پول اضافی بزنیم به جیب؟

46:47.340 --> 46:49.180
‫قرارمون این نبود.

46:49.260 --> 46:53.010
‫ولی واسه یوری قرار بهتریه، نه؟

46:53.100 --> 46:57.770
‫و می‌دونی ارزش چی از
‫زندانی‌های فراری بیشتره؟

46:57.850 --> 47:00.060
‫نگهبانای فاسد.

47:00.150 --> 47:01.940
‫چی کار کردی؟!

47:06.280 --> 47:08.400
‫و با ارزش‌ترین چیز...

47:09.910 --> 47:11.280
‫آمریکایی‌هایین...

47:11.370 --> 47:14.200
‫...که کاگ‌ب دنبال‌شونه
‫(سرویس اطلاعاتی شوروی سابق)

47:45.860 --> 47:47.230
‫خداحافظ، انزو.

47:57.410 --> 47:59.580
‫شرمنده، پرنده کوچولو.

48:00.080 --> 48:02.500
‫قهوه زیادی قوی بود؟

48:04.290 --> 48:05.500
‫نگران نباش.

48:05.590 --> 48:09.340
‫خیلی زود دوباره به دوست‌پسر
آمریکاییت ملحق میشی.

48:11.300 --> 48:13.140
‫خیلی زود.

48:30.150 --> 48:31.030
‫اینجا دور بزن.

48:33.700 --> 48:34.530
‫اینجا؟

49:00.640 --> 49:03.140
‫- مکس؟
‫- خواهش می‌کنم لوکاس، بمون تو ماشین.

49:03.230 --> 49:05.150
‫- مکس، وایسا. خواهش می‌کنم
‫- لوکاس، بمون تو...

49:05.230 --> 49:06.900
‫فقط به حرفام گوش کن. خواهش می‌کنم.

49:08.520 --> 49:10.940
‫می‌دونم اونجا یه اتفاقی برای مادرت افتاده.

49:14.150 --> 49:15.320
‫کار وکنا بود؟

49:17.320 --> 49:19.370
‫گفتم که، چیزیم نیست.

49:19.950 --> 49:20.830
‫باشه؟

49:21.500 --> 49:25.210
‫به خوبیِ کسی که داره با سرعت
‫به یه مرگ وحشتناک نزدیک میشه.

49:28.790 --> 49:29.710
‫مکس...

49:31.710 --> 49:33.880
‫خودت هم می‌دونی که می‌تونی باهام حرف بزنی؟

49:34.050 --> 49:34.880
‫باشه؟

49:37.140 --> 49:38.350
‫آره، می‌دونم.

49:38.430 --> 49:40.760
‫خب پس چرا هی من رو از خودت دور می‌کنی؟

49:42.180 --> 49:43.060
‫ببین،

49:43.680 --> 49:45.190
‫من نامه لازم ندارم.

49:45.270 --> 49:46.810
‫نامه نمی‌خوام.

49:46.900 --> 49:48.560
‫فقط باهام حرف بزن.

49:48.650 --> 49:49.820
‫با دوستات.

49:50.360 --> 49:51.530
‫ما همینجا کنارتیم.

49:52.610 --> 49:53.990
‫من همینجا کنارتم.

49:55.570 --> 49:56.410
‫باشه؟

49:58.320 --> 49:59.370
‫من اینجام.

50:02.830 --> 50:04.750
‫بمون تو ماشین. خیلی طول نمی‌کشه.

50:07.210 --> 50:11.290
‫وقتی حمله بکنه، دوست‌مون اون رو
‫مثل یه حالت کما توصیف می‌کنه.

50:11.380 --> 50:14.130
‫مثل یه کابوس تو بیداری.

50:15.380 --> 50:18.220
‫واسه همین فکر می‌کنیم نفر
‫بعدی که میاد سراغش،‌ اونه.

50:18.300 --> 50:22.510
‫هیچکدوم از این چیزایی که گفتیم، شبیه،
‫ اتفاقاتی نیست که واسه خانوادت افتاده؟

50:25.230 --> 50:26.100
‫ویکتور.

50:27.350 --> 50:30.610
‫- می‌دونم سخته...
‫- تو هیچی نمی‌دونی!

50:32.570 --> 50:33.570
‫حق با توئه.

50:34.820 --> 50:37.200
‫نمی‌دونیم. واسه همینه که اینجاییم.

50:38.110 --> 50:40.410
‫تا بفهمیم، تا سر در بیاریم.

50:41.410 --> 50:43.990
‫باید بدونیم اون شب چطوری زنده موندی؟

50:44.080 --> 50:46.370
‫زنده موندم؟

50:47.290 --> 50:49.580
‫اسمش رو می‌ذاری این؟

50:51.250 --> 50:54.760
‫من زنده موندم؟

50:56.590 --> 50:59.430
‫نه، مطمئن باشین،

51:00.050 --> 51:02.760
‫که هنوز هم توی جهنمم.

51:12.150 --> 51:16.280
‫حدود ۱۴ سالی میشد که
‫از جنگ برگشته بودم.

51:17.900 --> 51:21.620
‫عموی پدرش مُرده بود و پول
‫ کلانی برامون به ارث گذاشته بود.

51:22.200 --> 51:24.060
‫اونقدری بود که یه خونه‌ی نو دست و پا کنیم.

51:24.490 --> 51:25.450
‫یه زندگی جدید.

51:26.160 --> 51:27.870
‫- نگفته بودم؟
‫- وای

51:28.410 --> 51:30.250
‫عالیه.

51:30.960 --> 51:32.830
‫مثل قصه‌های افسانه‌ای می‌مونه.

51:33.380 --> 51:34.250
‫مثل رویا.

51:34.750 --> 51:36.340
‫آلیس، ندو.

51:36.420 --> 51:38.420
‫چقدر بزرگه!

51:38.510 --> 51:40.630
‫قشنگه.

51:41.180 --> 51:42.010
‫آره.

51:42.090 --> 51:45.430
‫- خونه‌ی باشکوهی بود.
‫- آره.

51:47.100 --> 51:50.980
‫آلیس گفت که مثل قصه‌های افسانه‌ای می‌مونه.

51:52.310 --> 51:53.360
‫آلیس.

51:53.440 --> 51:55.360
‫دخترت بود؟

51:55.440 --> 51:57.190
‫اوهوم. آره.

51:58.320 --> 51:59.690
‫ولی هنری...

52:00.780 --> 52:02.110
‫پسرم

52:02.660 --> 52:04.490
‫بچه‌ی حساسی بود...

52:06.030 --> 52:09.540
‫و می‌دیدم که حس می‌کنه یه مشکلی تو کاره.

52:10.410 --> 52:14.080
‫تا یک ماه تو اون خونه آرامش داشتیم.

52:15.170 --> 52:16.670
‫و بعد شروع شد.

52:21.260 --> 52:22.510
‫حیوونای مُرده،

52:23.090 --> 52:25.260
‫مثله شده، شکنجه شده

52:25.350 --> 52:27.760
‫نزدیک خونه‌مون ظاهر میشدن.

52:27.850 --> 52:31.600
‫خرگوش، سنجاب، مرغ، حتی سگ.

52:32.190 --> 52:35.110
‫رئیس‌پلیس می‌گفت
حمله‌ها کار یه گربه وحشیه.

52:35.190 --> 52:37.690
‫این... این کار گربه وحشی نبود.

52:38.480 --> 52:40.490
‫کار یه اهریمن بود.

52:41.030 --> 52:43.990
‫و اهریمن، حیوون یا آدم نیست.

52:44.700 --> 52:46.780
‫این

52:47.530 --> 52:49.830
‫تخم ریزی ابلیس بود

52:49.910 --> 52:51.160
‫یه شیطان

52:51.250 --> 52:55.040
‫و حتی نزدیک‌تر از چیزی
بود که فکرش رو می‌کردم.

53:09.010 --> 53:09.850
‫ویکتور!

53:09.930 --> 53:12.850
‫خانوادم چیزایی می‌دیدن

53:12.930 --> 53:14.640
‫که این شیطان احضار کرده بود

53:14.730 --> 53:16.100
‫کابوس

53:16.730 --> 53:19.270
‫توی بیداری، کابوس‌های زنده.

53:24.820 --> 53:29.490
‫انگار این شیطان داشت از
‫زجر دادن‌مون لذت می‌برد

53:30.490 --> 53:32.790
‫حتی از آلیس معصوم و بیچاره.

53:35.040 --> 53:35.920
‫آلیس!

53:36.500 --> 53:38.960
‫چیزی نیست، عزیزم. چیزی نیست. بیا بغلم.

53:39.460 --> 53:44.050
‫خیلی هم طول نکشید که خود
من هم باهاش رو در رو شدم.

53:54.640 --> 53:55.690
‫فکر کنم حتماً

53:56.440 --> 53:57.440
‫همه شیطان‌ها

53:58.150 --> 54:00.770
‫یه خونه دارن.

54:10.200 --> 54:14.540
‫با این که هیچ توضیح منطقی‌ای براش نداشتم،

54:15.210 --> 54:17.250
‫ولی می‌تونستم حس کنم که این شیطان

54:17.960 --> 54:20.090
‫همیشه نزدیکه

54:24.340 --> 54:28.130
‫متقاعد شدم که قایم شده،

54:28.840 --> 54:30.100
‫لونه کرده،

54:30.640 --> 54:33.600
‫یه جایی تو سایه‌های خونه‌مون.

54:34.600 --> 54:36.480
‫شهرمون رو نفرین کرده بود.

54:37.850 --> 54:39.850
‫خونه‌مون رو نفرین کرده بود.

54:41.650 --> 54:43.070
‫ما رو نفرین کرده بود.

54:58.250 --> 54:59.960
‫زمان، آب‌وهوا و...

55:13.930 --> 55:16.020
‫اول جون ویرجینیا رو گرفت.

55:22.150 --> 55:25.150
‫سعی کردم بچه‌ها رو
ببرم بیرون، نجات‌شون بدم.

55:26.780 --> 55:28.030
‫یالا!

55:28.650 --> 55:30.280
‫یالا!

55:37.700 --> 55:38.790
‫کریل.

55:38.870 --> 55:40.790
‫کریل! چه اتفاقی اینجا افتاده؟

55:40.870 --> 55:43.960
‫ولی برگشته بودم به فرانسه،

55:44.040 --> 55:45.130
‫برگشته بودم به جنگ.

55:46.210 --> 55:47.800
‫یه... یه خاطره بود.

55:47.880 --> 55:51.090
‫فکر می‌کردم سربازای آلمانی اومدن تو خونه.

55:52.340 --> 55:54.010
‫دستور بمب‌بارون‌شون رو دادم.

55:59.980 --> 56:01.140
‫اشتباه می‌کردم.

56:09.070 --> 56:10.200
‫این اهریمن،

56:10.820 --> 56:12.200
‫داشت دستم می‌انداخت.

56:12.280 --> 56:15.330
‫و مطمئن بودم که جونم رو می‌گیره،

56:15.410 --> 56:18.330
‫همونطور که جون ویرجینیا رو گرفت.

56:18.950 --> 56:19.870
‫ولی بعدش...

56:21.870 --> 56:23.920
‫یه صدای دیگه...

56:24.000 --> 56:25.290
‫...شنیدم.

56:29.960 --> 56:32.050
‫اولش فکر کردم یه فرشته‌س.

56:32.930 --> 56:34.550
‫و... رفتم دنبالش،

56:35.680 --> 56:37.640
‫فقط باعث شد که...

56:37.720 --> 56:40.480
‫...گیر یه یه کابوس خیلی بدتر بیفتم.

56:46.770 --> 56:48.230
‫موقعی که نبودم،

56:48.320 --> 56:51.360
‫اهریمن، جون بچه‌هام رو گرفت.

56:56.030 --> 56:59.200
‫بعد از اون، هنری رفت توی کما.

57:01.080 --> 57:03.330
‫و یه هفته بعد، مُرد.

57:08.800 --> 57:10.460
‫سعی کردم برم پیش‌شون.

57:12.510 --> 57:13.630
‫سعی کردم.

57:21.140 --> 57:22.930
‫هچ جلوی خون‌ریزی رو گرفت.

57:24.140 --> 57:26.560
‫نمی‌ذاشت برم پیش‌شون.

57:30.280 --> 57:31.900
‫فرشته‌ای که رفتی دنبالش،

57:33.150 --> 57:33.990
‫کی بود؟

57:43.000 --> 57:44.000
‫ویکتور؟

57:45.920 --> 57:46.750
‫ویکتور.

57:47.500 --> 57:49.920
‫همین رو می‌خواستین؟

57:50.630 --> 57:53.970
‫همین الان گفت و گوی جالبی با
‫پروفسور برنتلی داشتم.

57:54.050 --> 57:56.180
‫شاید بهتر باشه تو دفترم دربارش حرف بزنیم.

57:57.390 --> 57:59.350
‫موقعی که منتظریم پلیس برسه.

58:08.520 --> 58:13.860
‫[ویلیام هارگرو]
‫[۲۹ مارس ۱۹۶۷ - ۴ ژوئیه ۱۹۸۵]
‫[مرحوم ولی فراموش نشده]

58:19.490 --> 58:22.870
‫«بیلی عزیز، نمی‌دونم که
‫اصلاً این رو می‌شنوی یا نه.»

58:24.330 --> 58:28.420
‫«اگه دوسال پیش بود، می‌گفتم
‫که مسخره و غیرممکنه.»

58:29.960 --> 58:34.210
‫« ولی این برای قبل از اینه که درمورد
‫ جهان‌های موازی و هیولاها بفهمم.»

58:34.300 --> 58:37.880
‫«واسه همین دیگه تظاهر
‫ نمی‌کنم که چیزی می‌دونم.»

58:39.300 --> 58:41.220
‫«از وقتی که رفتی، اتفاقات زیادی افتاده.»

58:42.640 --> 58:43.890
‫«پدرت

58:45.560 --> 58:46.850
‫وضعیت وخیمی داشت.»

58:49.850 --> 58:52.020
‫«با مامان دعوا می‌کرد.»

58:53.780 --> 58:54.900
‫«دعواهای بد»

58:57.570 --> 59:00.240
‫«فکر نکنم که می‌تونست
‫بدون تو اینجا دوام بیاره.»

59:00.820 --> 59:02.410
‫«برای همین رفت.»

59:05.250 --> 59:07.540
‫«و چیز زیادی هم برای مامان نذاشت.»

59:09.830 --> 59:14.590
‫«شغل دوم گرفته و نقل مکان کردیم
‫به اون کاروان دوست‌داشتنیِ تو کرلی»

59:17.050 --> 59:18.130
‫«اساساً،

59:19.510 --> 59:20.760
‫از وقتی که تو مُردی،

59:21.970 --> 59:23.180
‫«همه‌چیز...»

59:25.430 --> 59:26.850
‫فاجعه شده.»

59:27.390 --> 59:28.770
‫«و بدترین قسمتش اینه که

59:29.480 --> 59:31.350
‫به هیشکی نمی‌تونم بگم که چرا مُردی.»

59:32.560 --> 59:34.820
‫«نمی‌تونم بهشون بگم که
‫جون ال رو نجات دادی.»

59:36.820 --> 59:38.320
‫«که جون من رو نجات دادی.»

59:42.570 --> 59:45.370
‫«همش اون لحظه رو تو ذهنم مرور می‌کنم.»

59:47.450 --> 59:49.500
‫«و گاهی اوقات خودم رو تو ذهنم تصور می‌کنم»

59:50.580 --> 59:51.750
‫«که دارم به سمتت می‌دوم»

59:53.210 --> 59:54.380
‫«و می‌کِشمت کنار.»

59:56.670 --> 59:58.840
‫«تصور می‌کنم که اگه این کار رو کرده بودم،

59:59.920 --> 01:00:01.430
‫هنوز هم اینجا بودی.»

01:00:03.680 --> 01:00:05.350
‫«و همه‌چیز...

01:00:07.560 --> 01:00:09.230
‫...همه‌چیز دوباره درست میشد.»

01:00:13.150 --> 01:00:14.440
‫«تصور می‌کردم که ما...

01:00:15.360 --> 01:00:17.030
‫می‌تونستیم دوست بشیم.»

01:00:19.030 --> 01:00:20.280
‫«دوستای خوب، مثل...

01:00:22.660 --> 01:00:24.570
‫یه برادر و خواهر واقعی.»

01:00:26.870 --> 01:00:28.490
‫«و می‌دونم این احمقانس.»

01:00:29.830 --> 01:00:30.910
‫«تو از من نفرت داشتی.»

01:00:32.250 --> 01:00:33.460
‫«من هم ازت نفرت داشتم.»

01:00:35.540 --> 01:00:37.670
‫«ولی گفتم شاید...

01:00:38.800 --> 01:00:40.130
‫شاید میشد از اول شروع کرد.»

01:00:45.890 --> 01:00:47.470
‫«ولی این اتفاق نیفتاد.»

01:00:49.680 --> 01:00:50.520
‫«من فقط...

01:00:51.520 --> 01:00:52.600
‫سر جام وایسادم

01:00:54.020 --> 01:00:55.400
‫« و تماشا کردم.»

01:00:58.020 --> 01:01:00.150
‫«واسه یه مدت، سعی کردم خوشحال باشم.»

01:01:02.280 --> 01:01:03.200
‫«عادی باشم.»

01:01:06.200 --> 01:01:07.200
‫«ولی...

01:01:08.160 --> 01:01:10.660
‫فکر می‌کنم شاید اون روز
‫بخشی از من هم مُرد.»

01:01:15.830 --> 01:01:17.540
‫«و این رو به هیشکی نگفتم.»

01:01:19.250 --> 01:01:20.670
‫«نمی‌تونم.»

01:01:24.720 --> 01:01:25.970
‫«ولی باید بهت می‌گفتم.»

01:01:28.140 --> 01:01:29.390
‫«قبل از این که خیلی دیر بشه.»

01:01:33.560 --> 01:01:34.980
‫«اصلاً اگه این رو بشنوی.»

01:01:38.230 --> 01:01:39.980
‫«که واقعاً امیدوارم بتونی بشنوی.»

01:01:45.610 --> 01:01:46.530
‫«متاسفم.»

01:01:49.990 --> 01:01:51.870
‫«خیلی متاسفم بیلی.»

01:02:00.290 --> 01:02:01.960
‫«با عشق، خواهر کوچولوی گُهت.»

01:02:03.380 --> 01:02:04.220
‫«مکس.»

01:02:28.030 --> 01:02:29.030
‫مکس.

01:02:38.710 --> 01:02:40.540
‫خب دیگه، خیلی دیر کرد.

01:02:41.090 --> 01:02:43.670
‫- استیو، یکم بهش فرصت بده.
‫- فرصت دادم.

01:02:43.760 --> 01:02:46.260
‫دیگه بسه. اگه بخواد،
می‌تونه بره وکیل بگیره.

01:02:51.100 --> 01:02:52.010
‫مکس.

01:02:52.600 --> 01:02:53.970
‫بریم دیگه، باشه؟

01:02:55.600 --> 01:02:56.640
‫مکس؟

01:02:58.060 --> 01:03:00.810
‫مکس. مکس.

01:03:02.150 --> 01:03:03.070
‫مکس!

01:03:04.730 --> 01:03:05.740
‫مکس.

01:03:07.030 --> 01:03:09.910
‫منتظر بودم که این کلمه‌ها رو بشنونم، مکس.

01:03:12.370 --> 01:03:15.950
‫خیلی خیلی منتظر بودم.

01:03:17.040 --> 01:03:17.870
‫بیدار شو!

01:03:17.960 --> 01:03:18.960
‫هی!

01:03:21.460 --> 01:03:22.500
‫مکس، بیدار شو!

01:03:23.420 --> 01:03:25.590
‫مکس، بیدار شو!

01:03:26.420 --> 01:03:28.550
‫- یه جای کار می‌لنگه.
‫- مکس!

01:03:28.630 --> 01:03:29.510
‫بچه‌ها!

01:03:32.180 --> 01:03:33.760
‫یالا، بیدار شو!

01:03:35.430 --> 01:03:38.390
‫ولی حقیقت کامل نبود، مگه نه مکس؟

01:03:41.440 --> 01:03:43.440
‫فکر کنم بخشی از تو،

01:03:43.520 --> 01:03:45.440
‫که تو اعماق دفن شده،

01:03:45.980 --> 01:03:47.820
‫می‌خواسته که اون روز من بمیرم.

01:03:47.900 --> 01:03:51.240
‫حتی شاید خیالش راحت شده.

01:03:53.240 --> 01:03:54.200
‫خوشحال شده.

01:03:54.280 --> 01:03:55.990
‫نه بیلی، حقیقت نداره.

01:03:56.080 --> 01:03:58.540
‫واسه همین سر جات وایسادی، مگه نه مکس؟

01:03:59.210 --> 01:04:01.540
‫اشکالی نداره. الان دیگه می‌تونی قبول کنی.

01:04:01.620 --> 01:04:03.500
‫دیگه لازم نیست دروغ بگی.

01:04:04.040 --> 01:04:06.670
‫- دیگه لازم نیست قایم کنی.
‫- نه بیلی، حقیقت نداره. قسم می‌خورم.

01:04:06.750 --> 01:04:10.220
‫- به خدا حقیقت نداره.
‫- واسه همینه که اینقدر احساس گناه می‌کنی.

01:04:10.300 --> 01:04:12.840
‫- نه.
‫- که از دوستات خودت رو قایم می‌کنی.

01:04:12.930 --> 01:04:15.390
‫- که از دنیا خودت رو قایم می‌کنی.
‫- نه، نه.

01:04:15.470 --> 01:04:17.680
‫و این که اون شب،

01:04:17.770 --> 01:04:21.560
‫آرزو می‌کردی که بیای دنبالم.

01:04:21.640 --> 01:04:24.730
‫من رو تا مرگ دنبال کنی.

01:04:24.810 --> 01:04:28.530
‫- واسه همینه که اینجام، مکس.
‫- نه.

01:04:28.610 --> 01:04:31.900
‫- تا برای همیشه، به رنجت خاتمه بدم.
‫- نه.

01:04:38.240 --> 01:04:41.870
‫وقتشه، مکس.

01:04:42.580 --> 01:04:43.830
‫وقتشه

01:04:45.080 --> 01:04:46.710
‫که به من ملحق شی.

01:04:57.600 --> 01:05:00.100
‫مکس، باید از اونجا بیای بیرون!
‫صدام رو می‌شنوی؟

01:05:00.180 --> 01:05:02.350
‫- مکس!
‫- باید از اونجا بیای بیرون!

01:05:02.440 --> 01:05:06.110
‫به نانسی و رابین زنگ بزن!
‫پیداشون کن! بهشون زنگ بزن! بدو!

01:05:06.190 --> 01:05:08.150
‫- خواهش می‌کنم، مکس!
‫- لعنتی!

01:05:08.730 --> 01:05:10.480
‫گه‌ توش! گه توش!

01:05:13.650 --> 01:05:17.450
‫نانسی؟ رابین؟ صدام رو می‌شنوین؟
‫کد قرمز. صدام رو می‌شنوین؟

01:05:19.120 --> 01:05:20.450
‫گه توش. رابین!

01:05:21.500 --> 01:05:24.620
‫چرا نمی‌فهمی؟ دوست‌مون توی خطره.

01:05:24.710 --> 01:05:27.670
‫واقعاً انتظار داری حرفات رو باور کنم؟

01:05:27.750 --> 01:05:28.590
‫راست میگم.

01:05:28.670 --> 01:05:31.130
‫داستان غم‌انگیزت رو واسه پلیس تعریف کن.

01:05:32.550 --> 01:05:34.300
‫- راه برو.
‫- به من دست نزن!

01:05:44.980 --> 01:05:47.610
‫ویکتور گفت که شب حمله،
‫همه اتفاقات داخل خونه بود،

01:05:47.690 --> 01:05:49.650
‫ولی دقیقاً به موسیقی اشاره کرد.

01:05:49.730 --> 01:05:51.070
‫گفت که موسیقی داشت پخش میشد.

01:05:53.530 --> 01:05:57.030
‫و بعدش که درمورد فرشته ازش
‫سوال کردیم، با دهن بسته آهنگ خوند.

01:06:02.620 --> 01:06:04.750
‫- «رویایی کوچک از من را در رویاهایت ببین.»
‫- از الا فیتزجرالد.

01:06:04.830 --> 01:06:06.290
‫- صدای فرشته.
‫- آره.

01:06:06.370 --> 01:06:10.420
‫هچ گفت که اون موسیقی می‌تونه به بخش‌هایی
‫از مغز برسه که کلمات معمولی نمی‌تونن.

01:06:10.500 --> 01:06:12.840
‫پس شاید این یه کلید باشه، یه راه اصلی.

01:06:12.920 --> 01:06:15.300
‫- یه راه اصلی به واقعیت.
‫- ارزش امتحان کردن رو داره.

01:06:17.010 --> 01:06:18.590
‫- فکر نکنم بهمون برسن.
‫- چی؟

01:06:18.680 --> 01:06:19.510
‫تا ماشین.

01:06:19.600 --> 01:06:22.260
‫خیلی‌خب، فقط همین الان بهت اخطار میدم
‫که من وضع تعادلم افتضاحه.

01:06:22.350 --> 01:06:25.100
‫نسبت به بچه‌های معمولی
‫شیش ماه دیرتر راه افتادم.

01:06:25.180 --> 01:06:27.350
‫- فقط بیا دنبالم.
‫- نه، خدایا!

01:06:27.440 --> 01:06:28.940
‫هی! برگردین اینجا!

01:06:30.060 --> 01:06:32.230
‫سیندرلا، کفشت افتاد!

01:06:32.320 --> 01:06:33.610
‫وایسین سر جاتون!

01:06:35.360 --> 01:06:36.400
‫بیا!

01:06:38.490 --> 01:06:39.740
‫یا خدا!

01:07:00.800 --> 01:07:05.390
‫نمی‌تونی از من مخفی شی، مکسین.

01:07:07.390 --> 01:07:10.150
‫بریم!

01:07:11.060 --> 01:07:12.730
‫وایسین! برو ببینم!

01:07:16.400 --> 01:07:17.530
‫هی!

01:07:18.280 --> 01:07:20.660
‫- راه بیفت!
‫- وایسا! از ماشین بیاین بیرون.

01:07:20.740 --> 01:07:22.700
‫از ماشین بیاین بیرون.

01:07:26.250 --> 01:07:29.370
‫یا خدا! یا خودِ خدا!

01:07:29.460 --> 01:07:31.080
‫دویدنت واقعاً عجیبه.

01:07:31.170 --> 01:07:35.420
‫رابین پس کدوم گوری هستی؟
‫کد قرمز. تکرار می‌کنم، کد قرمز!

01:07:35.500 --> 01:07:37.800
‫داستین. رابینم. به گوشم.

01:07:37.880 --> 01:07:39.470
‫لعنتی. بالاخره!

01:07:39.550 --> 01:07:42.430
‫خواهش می‌کنم بگین که
‫یه راهی براش پیدا کردین.

01:07:46.600 --> 01:07:47.810
‫لوکاس!

01:07:47.890 --> 01:07:49.100
‫داستین!

01:07:49.190 --> 01:07:52.100
‫لوکاس کمک! داستین!

01:09:00.510 --> 01:09:01.920
‫مکس، بیا بیرون!

01:09:02.010 --> 01:09:03.220
‫- می‌شنوی؟
‫- بچه‌ها!

01:09:03.930 --> 01:09:05.680
‫- این چیه؟
‫- آهنگ موردعلاقش چیه؟

01:09:05.760 --> 01:09:07.600
‫- چرا؟
‫- رابین گفت اگه...

01:09:07.680 --> 01:09:10.560
‫توضیحش طولانیه. آهنگ موردعلاقش چیه؟

01:09:36.250 --> 01:09:40.920
‫اینجا چه کار می‌کنی، مکس؟

01:09:49.470 --> 01:09:51.600
‫برگرد پیش من.

01:10:12.490 --> 01:10:15.830
‫دوست‌شون داری مکس؟

01:10:20.920 --> 01:10:22.960
‫دوست داری بهشون ملحق بشی؟

01:10:27.640 --> 01:10:28.510
‫لعنتی!

01:10:29.930 --> 01:10:30.850
‫لعنتی!

01:10:31.350 --> 01:10:33.350
‫نه!

01:10:33.430 --> 01:10:35.350
‫نه!

01:10:45.320 --> 01:10:47.110
‫- کدومه؟
‫- خیلی‌خب! خیلی‌خب!

01:10:47.200 --> 01:10:48.700
‫لوکاس، کدومه؟

01:10:48.780 --> 01:10:50.030
‫آهنگ موردعلاقش چیه؟

01:10:59.170 --> 01:11:01.000
‫- کدومه؟
‫- همینه! پیداش کردم!

01:11:01.090 --> 01:11:02.960
‫- بده.
‫- بیا! بیا!

01:11:03.050 --> 01:11:04.420
‫- خیلی‌خب، اینم از هدفون!
‫- بذار!

01:11:08.720 --> 01:11:09.890
‫مکس!

01:11:10.470 --> 01:11:11.970
‫مکس، بیدار شو!

01:11:12.050 --> 01:11:13.390
‫مکس، بیدار شو!

01:11:14.100 --> 01:11:15.600
‫مکس، ما همینجاییم!

01:11:15.680 --> 01:11:19.100
‫- یالا، مکس.
‫- کمکی از دست‌شون برنمیاد، مکس.

01:11:20.900 --> 01:11:22.820
‫یه دلیلی داره

01:11:23.520 --> 01:11:25.860
‫که ازشون مخفی می‌کنی.

01:11:27.780 --> 01:11:29.320
‫مکس!

01:11:29.410 --> 01:11:30.410
‫تو

01:11:31.160 --> 01:11:33.530
‫به اینجا تعلق داری،

01:11:33.620 --> 01:11:35.120
‫با من.

01:11:36.120 --> 01:11:39.420
‫تو واقعاً اینجا نیستی.

01:11:39.500 --> 01:11:43.380
‫معلومه که هستم،‌ مکس.

01:11:44.170 --> 01:11:46.090
‫من اینجام.

01:11:57.180 --> 01:11:58.310
‫مکس!

01:12:05.520 --> 01:12:07.740
‫مکس!

01:12:07.820 --> 01:12:09.070
‫من نامه نمی‌خوام.

01:12:09.150 --> 01:12:10.240
‫ما همینجا کنارتیم.

01:12:10.320 --> 01:12:11.660
.من همینجا کنارتم

01:12:39.930 --> 01:12:40.930
‫مکس!

01:13:10.090 --> 01:13:11.090
‫مکس!

01:13:27.650 --> 01:13:29.020
‫مکس!

01:13:42.410 --> 01:13:44.790
‫مکس! مکس!

01:13:46.330 --> 01:13:47.960
‫مکس!

01:13:48.040 --> 01:13:50.000
‫مکس! خدایا.

01:13:50.090 --> 01:13:51.920
‫چیزی نیست.

01:13:52.420 --> 01:13:53.260
‫چیزی نیست.

01:13:54.550 --> 01:13:55.800
‫فکر کردم از دستت دادیم.

01:13:57.390 --> 01:14:00.010
‫- هنوز اینجام... هنوز اینجام.
‫- لعنتی.

01:14:01.350 --> 01:14:02.430
‫هنوز اینجام.

01:14:02.514 --> 01:14:09.514
تــرجمه از « آیـــدا و محمدعلی sm »

01:14:09.598 --> 01:14:16.598
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
