1
00:00:12,100 --> 00:00:16,020
‫جایرو زپلی ‫از خط پایان عبور کرد!

2
00:00:16,770 --> 00:00:20,940
‫برنده‌ی مرحله‌ی اول‌مونو شاهد هستیم!

3
00:00:29,030 --> 00:00:31,820
‫جایرو، واقعاً اول شدی...

4
00:00:32,700 --> 00:00:34,490
‫کلید پیروزیش...

5
00:00:35,490 --> 00:00:36,830
‫اون چرخش بود!

6
00:00:38,120 --> 00:00:39,960
‫عالی بودی، والکیری.

7
00:00:40,580 --> 00:00:43,290
‫به هر قیمتی شده باید این مسابقه رو ببرم.

8
00:00:43,920 --> 00:00:46,800
‫از اینجا به بعدم روت حساب کردم.

9
00:00:47,920 --> 00:00:49,630
‫جایرو زپلی...

10
00:00:50,220 --> 00:00:53,300
‫شنیدم هویتشو کاملاً مخفی نگه داشته بود.

11
00:00:53,800 --> 00:00:56,310
‫طبق گفته‌ی مقامات...

12
00:00:56,310 --> 00:00:59,600
‫ماه می، از جنوای ایتالیا به آمریکا اومده.

13
00:01:01,020 --> 00:01:02,690
‫یه خارجیه؟

14
00:01:02,690 --> 00:01:07,820
‫بله. ظاهراً با یک کشتی
‫ تحت مالکیتِ خاندان سلطنتیِ اروپایی اینجا رسیده.

15
00:01:08,400 --> 00:01:09,570
‫جناب استیل!

16
00:01:10,150 --> 00:01:11,860
‫نتیجه‌ی تصمیم‌گیری رو اعلام کردن.

17
00:01:12,910 --> 00:01:14,070
‫چرا؟

18
00:01:14,570 --> 00:01:17,490
‫این چطور ممکنـــــه؟!

19
00:01:17,490 --> 00:01:21,790
‫من قرار بود شانس یک در پنج‌میلیارد داشته باشم!

20
00:01:22,370 --> 00:01:24,460
‫اول نشدم...

21
00:01:24,460 --> 00:01:25,880
‫لعنت بهش.

22
00:01:25,880 --> 00:01:27,250
‫اونم من، دیو...

23
00:01:29,260 --> 00:01:31,380
‫غذا میل دارین؟

24
00:01:31,380 --> 00:01:33,130
‫برای تمام شرکت‌کنندگان رایگانه.

25
00:01:34,840 --> 00:01:37,060
‫شبیه اون یارو توی خط شروع می‌مونه.

26
00:01:37,560 --> 00:01:39,140
‫ولی یکی دیگه‌ست؟

27
00:01:40,310 --> 00:01:41,600
‫یکی می‌گیرم.

28
00:01:45,770 --> 00:01:47,070
‫مثل حرفت شد.

29
00:01:47,650 --> 00:01:49,440
‫اول از همه، تبریک بگم.

30
00:01:50,860 --> 00:01:52,510
‫خیلی ممنون.

31
00:01:52,530 --> 00:01:54,950
‫ولی چرا انقدر شاد و شنگولی؟

32
00:01:54,950 --> 00:01:56,620
‫تو هم مثلاً شرکت‌کننده‌ای.

33
00:01:57,740 --> 00:02:00,490
‫خانم‌ها و آقایان، ممنون از انتظارتون!

34
00:02:00,500 --> 00:02:03,370
‫رتبه‌بندی مرحله‌ی اول رو خدمتتون اعلام می‌کنیم!

35
00:02:03,370 --> 00:02:06,790
‫بعد از بررسی دقیق، برنده‌مون...

36
00:02:07,590 --> 00:02:10,630
‫عرق‌گیر شماره‌ی 990،

37
00:02:10,630 --> 00:02:11,760
‫سندمن‌ـه!

38
00:02:11,780 --> 00:02:26,780
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

39
00:03:46,000 --> 00:03:50,040
‫ترجمه و تنظیم: HADAD

40
00:03:46,540 --> 00:03:50,960
‫درخواست کلانتر به ماوتن تیم

41
00:03:46,550 --> 00:03:48,980
‫برنده... اونه؟

42
00:03:48,980 --> 00:03:50,980
‫مگه جایرو اول نشد؟

43
00:03:50,980 --> 00:03:52,690
‫سکوت لطفاً.

44
00:03:52,690 --> 00:03:55,570
‫بالن‌های ناظرمون تأیید کردن که جایرو زپلی...

45
00:03:55,570 --> 00:03:58,780
‫با استفاده از یک سلاح مانع شرکت‌کننده‌ی دیگه‌ای شد.

46
00:03:58,780 --> 00:04:02,490
‫در پایان سرپایینی، درست قبل از پیچ نهایی اتفاق افتاد.

47
00:04:02,490 --> 00:04:03,830
‫سرپایینی؟

48
00:04:05,950 --> 00:04:07,310
‫اون موقع!

49
00:04:08,790 --> 00:04:13,590
‫بنابراین، جایرو زپلی جریمه‌ی جایگاه بیستم رو دریافت می‌کنه!

50
00:04:13,590 --> 00:04:16,380
‫تمام نفرات زیریش، به ترتیب بالا می‌رن.

51
00:04:18,130 --> 00:04:19,380
‫دیگو دوم شد!

52
00:04:20,090 --> 00:04:21,590
‫پوکولوکو سومه.

53
00:04:22,100 --> 00:04:25,760
‫مهمتر اینکه، ماوتن تیم چهارم شده!

54
00:04:25,770 --> 00:04:28,560
‫زودتر دماغ اسبشو از خط پایان رد کرده!

55
00:04:29,640 --> 00:04:31,770
‫چی شده، اسلو دنسر؟

56
00:04:33,360 --> 00:04:34,440
‫ماوتن تیم...

57
00:04:35,610 --> 00:04:38,610
‫یه کابوی افسانه‌ای که در سراسر غرب وحشی شناخته‌شده‌ست.

58
00:04:39,450 --> 00:04:41,240
‫درباره‌ش یه‌سری داستان‌ها شنیدم.

59
00:04:42,120 --> 00:04:45,830
‫می‌گن هر اسبی از سر احترام جلوش تعظیم می‌کنه.

60
00:04:55,210 --> 00:04:58,840
‫جناب استیل، برای موفقیت مرحله‌ی اول بهتون تبریک می‌گم.

61
00:04:59,470 --> 00:05:00,720
‫متشکرم.

62
00:05:00,720 --> 00:05:02,140
‫مرحله‌ی دوم چه زمانیه؟

63
00:05:17,320 --> 00:05:19,940
‫چیزی برای گفتن داری، آقای زپلی؟

64
00:05:20,530 --> 00:05:22,490
‫باید رد صلاحیت می‌شدیا.

65
00:05:22,490 --> 00:05:24,120
‫بالأخره با یه سلاح مداخله کردی.

66
00:05:28,790 --> 00:05:30,500
‫شکایتی ندارم.

67
00:05:30,500 --> 00:05:33,080
‫کاریه که شده.

68
00:05:33,080 --> 00:05:35,750
‫الان دیگه جروبحث درباره‌ش فایده نداره.

69
00:05:36,710 --> 00:05:38,550
‫فقط اومدم اینجا...

70
00:05:38,550 --> 00:05:41,130
‫تا واسه فردا روحیه‌م عوض شه.

71
00:05:41,760 --> 00:05:44,430
‫برین با اون شامپاین‌هاتون جشن بگیرین.

72
00:05:45,340 --> 00:05:46,550
‫اوی، وایسا ببینم!

73
00:05:50,640 --> 00:05:51,640
‫چی؟

74
00:05:56,900 --> 00:05:58,650
‫چـ ـ چه‌خبر شده؟!

75
00:05:58,650 --> 00:06:01,400
‫این شامپاین‌های وارداتی رو از فرانسه آوردم!

76
00:06:09,910 --> 00:06:12,080
‫این چه وضعشه؟

77
00:06:12,080 --> 00:06:13,290
‫جناب استیل.

78
00:06:14,500 --> 00:06:16,080
‫کلانتر؟

79
00:06:16,080 --> 00:06:18,170
‫می‌تونم یه صحبتی داشته باشم؟

80
00:06:18,170 --> 00:06:19,800
‫مسئله‌ی خصوصیه.

81
00:06:20,800 --> 00:06:22,800
‫الان یکم حالم جا اومد.

82
00:06:23,630 --> 00:06:27,470
‫واسه مرحله‌ی بعدی میای دیگه؟

83
00:06:27,970 --> 00:06:29,390
‫جانی جوستار.

84
00:06:30,970 --> 00:06:33,940
‫البته که میام. می‌خوام شکستت بدم.

85
00:06:36,020 --> 00:06:37,150
‫خیلی‌خب.

86
00:06:37,150 --> 00:06:41,900
‫درس دوم: هیچ‌وقت نذار عضلاتت خبردار بشن.

87
00:06:42,860 --> 00:06:44,150
‫گوش وا بده.

88
00:06:44,150 --> 00:06:47,240
‫هرچی دستتو اینطوری محکم‌تر بگیری،

89
00:06:47,820 --> 00:06:51,330
‫عضلاتت بیشتر فشار رو حس می‌کنن و می‌خوان جلوش مقاومت کنن.

90
00:06:51,330 --> 00:06:54,410
‫بدنت به‌طور غریزی می‌خواد از خودش محافظت کنه...

91
00:06:54,410 --> 00:06:56,620
‫چون عضلاتت ردیابیش می‌کنن.

92
00:06:56,620 --> 00:06:58,500
‫بدن موجودات زنده طرزکارشون همینه.

93
00:06:59,290 --> 00:07:01,630
‫چرخش اجازه نمی‌ده عضلات خبردار بشن.

94
00:07:01,630 --> 00:07:02,960
‫پوست رو کنترل کن.

95
00:07:03,460 --> 00:07:07,300
‫تا وقتی زیرپوستی باشه، عضلات هیچ‌وقت بویی نمی‌برن.

96
00:07:07,300 --> 00:07:09,930
‫پوست رو کنترل کنم؟ چی داری-

97
00:07:09,930 --> 00:07:12,260
‫می‌خوای امتحانش کنی؟ اگه جیگر داری.

98
00:07:12,270 --> 00:07:16,270
‫چوب‌پنبه‌ی شامپاین که تو دستته همچنان داره می‌چرخه.

99
00:07:31,660 --> 00:07:33,540
‫اینطوری از روی اسب پایین میای.

100
00:07:33,540 --> 00:07:35,910
‫عضلاتِ اسب اصلاً متوجهش نمی‌شن.

101
00:07:36,500 --> 00:07:40,460
‫اون حرکت خلاف چرخشی بود باهاش روی  اسب نشسته بودم.

102
00:07:40,460 --> 00:07:42,130
‫نذار عضلات خبردار بشن.

103
00:07:42,130 --> 00:07:45,840
‫سلاح خودِ توپ فلزی نیست. بلکه قدرتِ چرخشه.

104
00:07:46,550 --> 00:07:50,050
‫جانی جوستار، توی مرحله‌ی دوم از صحرا عبور می‌کنیم.

105
00:07:50,050 --> 00:07:51,970
‫بالای 700 مایله.

106
00:07:52,470 --> 00:07:53,850
‫قراره سخت باشه.

107
00:07:54,350 --> 00:07:56,730
‫بیا یه اتحاد تشکیل بدیم.

108
00:07:56,730 --> 00:07:59,480
‫نفر اول و دوم هم تموم می‌کنیم.

109
00:08:02,060 --> 00:08:04,400
‫ناگفته نمونه که من اولم.

110
00:08:07,680 --> 00:08:08,300
‫این...

111
00:08:08,300 --> 00:08:11,620
‫این چه کوفتیه؟

112
00:08:11,620 --> 00:08:16,240
‫همینطور که می‌بینین، یه قتل اتفاق افتاده، جناب استیل.

113
00:08:16,250 --> 00:08:19,460
‫یکی حین مسابقه به قتل رسوندتش.

114
00:08:19,460 --> 00:08:23,040
‫بالغ بر 3,000 شرکت‌کننده همراه باهاش سوارکاری می‌کردن،

115
00:08:23,040 --> 00:08:25,170
‫ولی هیچکس چیزی ندیده.

116
00:08:25,170 --> 00:08:28,630
‫مـ ـ مسخره نباش! با چه انگیزه‌ای باید-

117
00:08:28,630 --> 00:08:31,130
‫انگیزه؟ 50 میلیون دلار.

118
00:08:31,140 --> 00:08:33,050
‫برای بالا رفتن توی رتبه‌بندی.

119
00:08:34,140 --> 00:08:37,220
‫هر شرکت‌کننده یه مظنونه.

120
00:08:37,230 --> 00:08:39,600
‫با این وضع، قربانی‌های بیشتری هم قراره باشه.

121
00:08:39,600 --> 00:08:43,230
‫برای بازجویی، مسابقه رو عقب میندازین؟

122
00:08:44,690 --> 00:08:45,770
‫نه!

123
00:08:45,780 --> 00:08:50,280
‫این مسابقه بزرگ‌تر از تصمیم خودم شده.

124
00:08:50,860 --> 00:08:52,450
‫فکرشو می‌کردم.

125
00:08:52,450 --> 00:08:54,910
‫استیون. تو...

126
00:08:59,660 --> 00:09:02,420
‫رایحه‌ش باعث دلگرمی می‌شه.

127
00:09:03,630 --> 00:09:06,750
‫لطفاً اینو ازم قبول کنید، خانم استیل.

128
00:09:12,300 --> 00:09:17,180
‫درک می‌کنم چقدر درمورد همسر عزیزتون نگران هستید.

129
00:09:17,770 --> 00:09:19,770
‫هیچ نگران نباشید. به خودم بسپریدش.

130
00:09:22,980 --> 00:09:25,860
‫اون ماوتن تیم‌ـه؟

131
00:09:25,860 --> 00:09:27,230
‫اینجا چیکار می‌کنه؟

132
00:09:27,230 --> 00:09:29,860
‫من بهش گفتم بیاد...

133
00:09:29,860 --> 00:09:32,360
‫تا بتونه قاتل رو پیدا کنه.

134
00:09:32,360 --> 00:09:33,450
‫قاتل رو پیدا کنه؟

135
00:09:33,450 --> 00:09:35,740
‫ولی اون یه شرکت‌کننده‌ست!

136
00:09:35,740 --> 00:09:37,330
‫همین دلیل اصلیشه.

137
00:09:37,830 --> 00:09:40,950
‫خودش ممکنه هدف بعدیِ قاتل باشه.

138
00:09:40,960 --> 00:09:43,580
‫در این صورت، بذارین دنبال قاتل بگرده.

139
00:09:43,580 --> 00:09:45,400
‫انتظار زیادی از یه آدم دارین.

140
00:09:45,420 --> 00:09:50,340
‫جناب استیل، می‌خوام ایشون رو به‌عنوان دستیارم منصوب کنم.

141
00:09:50,340 --> 00:09:52,760
‫البته اگه شما مشکلی نداشته باشین.

142
00:09:56,010 --> 00:09:57,470
‫چقدر وحشتناک.

143
00:09:58,140 --> 00:10:02,230
‫وقتی یه همچین کسی این اطراف باشه،
‫ حتی نمی‌تونم فکر برنده شدن رو کنم.

144
00:10:03,060 --> 00:10:06,730
‫خیلی از دوستام توی این مسابقه شرکت می‌کنن.

145
00:10:11,190 --> 00:10:14,820
‫اگه قرار باشه ردپایی رو دنبال کنم، باید این‌یکی باشه.

146
00:10:15,950 --> 00:10:18,950
‫این پرخاشگرترین ردپاست.

147
00:10:19,540 --> 00:10:22,540
‫نعل اسب یه لب‌پریِ V شکل وسطش داره.

148
00:10:22,540 --> 00:10:23,830
‫چی؟

149
00:10:24,330 --> 00:10:26,170
‫اسب پریشون بوده.

150
00:10:26,170 --> 00:10:28,290
‫چون خون انسان دیده.

151
00:10:28,790 --> 00:10:32,490
‫سوارکار حساب‌شده عمل کرده. حتماً کسیه که توی صحرا بزرگ شده.

152
00:10:33,420 --> 00:10:35,180
‫یه بطری کنار قربانیه؟

153
00:10:36,510 --> 00:10:38,430
‫یه‌چیزی داخلشه.

154
00:10:39,810 --> 00:10:41,600
‫یه دکمه‌ست؟

155
00:10:49,570 --> 00:10:52,650
‫یعنی ارتباطی با قتل داره؟

156
00:10:52,650 --> 00:10:54,530
‫این برای شلوار جینِ قربانیه.

157
00:10:55,740 --> 00:10:57,780
‫چرا دکمه‌ش در اومده...

158
00:10:57,780 --> 00:11:00,030
‫و سر از داخل بطری درآورده؟

159
00:11:00,830 --> 00:11:02,080
‫یه‌چیزی مشخصه.

160
00:11:02,080 --> 00:11:07,580
‫بدون دونستن اینکه با کی طرفیم، نزدیک شدن بهش خطرناکه.

161
00:11:14,530 --> 00:11:17,030
‫26 سپتامبر 1890، کلیسای سنت ماریا نولا

162
00:11:18,470 --> 00:11:20,640
‫پنج دقیقه تا شروع مونده.

163
00:11:20,640 --> 00:11:25,350
‫مرحله‌ی دوم یه مسیر اسب‌دوانیِ طولانی با حدوداً 750 مایل مسافته.

164
00:11:25,940 --> 00:11:28,730
‫باید حدود دو هفته زمان ببره.

165
00:11:28,730 --> 00:11:31,860
‫از اینجا، قراره از صحرای آریزونا عبور کنن...

166
00:11:31,860 --> 00:11:33,780
‫و در «مانیومنت ولی» به خط پایان برسن.

167
00:11:34,280 --> 00:11:36,820
‫تا زمانی که به نقاط بازرسی مشخص برسن...

168
00:11:36,820 --> 00:11:39,240
‫مسیرهاشون کاملاً به خودشون مربوطه.

169
00:11:40,200 --> 00:11:43,830
‫جایرو، می‌گن شانس بردِ سندمن توی این مرحله از همه بیشتره.

170
00:11:44,410 --> 00:11:46,750
‫شرط‌بندی شروع شده و اون گل سرسبده.

171
00:11:46,750 --> 00:11:48,000
‫تو نظرت چیه؟

172
00:11:48,920 --> 00:11:50,710
‫من نیستم؟

173
00:11:50,710 --> 00:11:52,040
‫متأسفانه نه.

174
00:11:52,040 --> 00:11:54,500
‫جهت اطلاعت، من ششمم.

175
00:11:54,510 --> 00:11:56,260
‫و تو نهمی.

176
00:11:56,260 --> 00:11:58,260
‫اونا چی حالیشونه؟

177
00:11:58,260 --> 00:12:00,680
‫افکار عمومی پشکل نمی‌ارزه.

178
00:12:00,680 --> 00:12:03,140
‫نه که به چپم باشه.

179
00:12:03,140 --> 00:12:05,560
‫اونجا ماوتن تیم وایساده...

180
00:12:05,560 --> 00:12:08,850
‫اونم یه مدعی برای برنده شدنه.

181
00:12:08,850 --> 00:12:10,310
‫نازی نازی.

182
00:12:10,310 --> 00:12:13,020
‫کلاهش چه مسخره‌ست.

183
00:12:13,020 --> 00:12:14,900
‫دوست دارم لهش کنم.

184
00:12:14,900 --> 00:12:18,950
‫قبل اینکه از سرش بیفته می‌خوام بزنم لهش کنم.

185
00:12:18,950 --> 00:12:23,030
‫می‌گن ماوتن تیم چون یه کابوی‌ـه برای مسابقات کوتاه خوب نیست.

186
00:12:23,620 --> 00:12:26,330
‫ولی دیروز بدون اینکه متوجه شم بهم رسید...

187
00:12:26,330 --> 00:12:28,080
‫و قبل از خط پایان ازم رد شد.

188
00:12:28,080 --> 00:12:30,500
‫با اون کلاه مسخره‌ش؟

189
00:12:30,500 --> 00:12:33,790
‫می‌گی متوجهش نشدی؟ هاها! نیو-هو!

190
00:12:33,790 --> 00:12:35,920
‫جایرو، فکر کنم این مرحله...

191
00:12:36,420 --> 00:12:38,760
‫نبردی برای پیدا کردن آب باشه.

192
00:12:39,550 --> 00:12:44,180
‫توی سال 1875، یه واحد پیاده‌نظام متشکل از 26 نفر از بین رفتن.

193
00:12:45,100 --> 00:12:47,850
‫نه توی نبرد، و نه از یه حادثه.

194
00:12:48,430 --> 00:12:51,980
‫بلکه چاله‌ی آب همیشگی توی اون سال خشک شده بود.

195
00:12:52,480 --> 00:12:56,360
‫توی صحرای بی‌انتها در پی آب دور خودشون چرخیدن.

196
00:12:56,360 --> 00:12:58,280
‫آروم آروم توی گرمای جهنمی...

197
00:12:58,860 --> 00:13:01,280
‫تا حد مرگ سوختن.

198
00:13:03,820 --> 00:13:05,240
‫این علامت‌‌ها چاله‌های آبن.

199
00:13:05,830 --> 00:13:09,370
‫توی روز اول، حداقل 30 مایل تا اولین چاله‌ی آب فاصله‌ست.

200
00:13:09,370 --> 00:13:11,370
‫اگه نتونیم پیداش کنیم،

201
00:13:11,370 --> 00:13:13,460
‫کناره‌گیری که سهله، قطع به یقین می‌میریم.

202
00:13:14,130 --> 00:13:17,300
‫و این چوب‌پنبه...

203
00:13:17,300 --> 00:13:19,630
‫چطوری می‌تونم به چرخش درش بیارم؟

204
00:13:22,510 --> 00:13:27,220
‫حالا وقت شروع شدن مرحله‌ی دومه!

205
00:13:29,020 --> 00:13:30,520
‫شروع!

206
00:13:30,520 --> 00:13:33,310
‫مرحله‌ی دوم استیل بال ران در جریانه!

207
00:13:34,840 --> 00:13:35,500
‫عـــــه؟

208
00:13:35,500 --> 00:13:36,810
‫داره جدا می‌شه!

209
00:13:36,820 --> 00:13:40,190
‫اون جایروـه! جایرو زپلی جدا شده!

210
00:13:41,400 --> 00:13:43,740
‫مشکل اون مرتیکه چیه؟

211
00:13:43,740 --> 00:13:46,620
‫به یه کلمه از حرفام گوش نکرد؟

212
00:13:48,410 --> 00:13:51,620
‫بخوای نخوای پشتت می‌مونم!

213
00:13:55,210 --> 00:13:56,330
‫امکان نداره...

214
00:13:56,340 --> 00:13:58,500
‫جایرو زپلی داره چیکار می‌کنه؟

215
00:13:58,500 --> 00:14:01,300
‫نه تنها از گروه جدا شده. داره مسیرشو عوض می‌کنه!

216
00:14:01,300 --> 00:14:02,630
‫صحرا؟

217
00:14:02,630 --> 00:14:06,680
‫اون بی‌عقل می‌خواد مستقیم بره و چاله‌ی آب رو بیخیال شه؟

218
00:14:07,720 --> 00:14:09,140
‫دیوونه شدی، جایرو؟

219
00:14:09,140 --> 00:14:11,430
‫750 مایل دیگه جلومون داریما!

220
00:14:11,430 --> 00:14:12,890
‫چی با خودت فکر کردی؟

221
00:14:13,560 --> 00:14:17,060
‫با هم رقیبیم، یادت که نرفته؟

222
00:14:17,060 --> 00:14:19,940
‫باهام میای؟ قراره از کوتاه‌ترین مسیر بندازم برم.

223
00:14:20,510 --> 00:14:22,150
‫خب چرا نرم؟

224
00:14:22,150 --> 00:14:23,900
‫وگرنه سندمن...

225
00:14:23,900 --> 00:14:25,990
‫یا یکی دیگه شکست‌مون می‌ده.

226
00:14:26,660 --> 00:14:28,030
‫تف تـــــوش!

227
00:14:28,030 --> 00:14:29,490
‫اوهو!

228
00:14:29,490 --> 00:14:32,540
‫جایرو تنها نیست! شرکت‌کننده‌های دیگه هم دنبالش افتادن...

229
00:14:32,540 --> 00:14:33,960
‫تا به صحرا برن!

230
00:14:33,960 --> 00:14:37,210
‫هیچ شرکت‌کننده‌ی عاقلی اون مسیر رو انتخاب نمی‌کنه!

231
00:14:37,210 --> 00:14:39,800
‫می‌خوان خودشونو به کشتن بدن؟

232
00:14:56,020 --> 00:14:59,320
‫از این نقطه به بعد هیچ ریل راه‌آهنی وجود نداره.

233
00:14:59,900 --> 00:15:01,980
‫قطار قراره جلوتر پیش بره...

234
00:15:01,980 --> 00:15:04,240
‫و توی نقاط بازرسی منتظر می‌مونه.

235
00:15:05,050 --> 00:15:08,180
‫6 ساعت بعد

236
00:15:05,050 --> 00:15:08,180
‫6 ساعت بعد

237
00:15:08,870 --> 00:15:10,160
‫اون کیه؟

238
00:15:10,740 --> 00:15:12,910
‫یه‌چیزی از گوشش آویزونه.

239
00:15:12,910 --> 00:15:14,830
‫توی این همه گردوغبار نمی‌شه خوب دید.

240
00:15:15,660 --> 00:15:19,340
‫طبق شماره‌ی غرق‌گیرش، اسمش رابینسون‌ـه.

241
00:15:19,920 --> 00:15:22,130
‫حدوداً 150 طول ازمون عقب‌تره.

242
00:15:23,210 --> 00:15:24,510
‫می‌گم، جایرو.

243
00:15:24,510 --> 00:15:26,380
‫نزدیک شش ساعته تو راهیم.

244
00:15:26,380 --> 00:15:28,720
‫هنوز توی مسیر درستیم دیگه، نه؟

245
00:15:28,720 --> 00:15:31,220
‫50 مایل تا چاله‌ی آب باید مونده باشه.

246
00:15:31,220 --> 00:15:33,600
‫شرمنده اگه هی می‌پرسم، ولی توی مسیر درستیم دیگه؟

247
00:15:34,350 --> 00:15:39,980
‫توی نقشه همچین کوه‌هایی نمی‌بینم.

248
00:15:45,490 --> 00:15:48,860
‫آره بابا! توی مسیر درستیم. همه‌چی ردیفه!

249
00:15:49,370 --> 00:15:50,140
‫خدا کنه.

250
00:15:50,140 --> 00:15:50,870
‫عــه؟

251
00:15:51,660 --> 00:15:54,200
‫الان کوچولو گفتی «خدا کنه»؟

252
00:15:54,200 --> 00:15:56,370
‫می‌گم غمت نباشه.

253
00:15:56,370 --> 00:15:59,460
‫بقیه‌ی شرکت‌کننده‌ها هم دنبالمون افتادن! حتماً درسته!

254
00:15:59,460 --> 00:16:00,060
‫فکر کنم.

255
00:16:00,060 --> 00:16:01,750
‫فکر کنی؟!

256
00:16:01,750 --> 00:16:04,050
‫اگه به چاله‌ی آب نرسیم تلف شدیم!

257
00:16:04,050 --> 00:16:08,630
‫دارم ازت می‌پرسم چیزی اصلاً درباره‌ی صحرا می‌دونی یا نه!

258
00:16:08,630 --> 00:16:10,930
‫دارم می‌گم ردیفیم.

259
00:16:10,930 --> 00:16:13,010
‫اینجا، تقریباً همون دقیقاً می‌شه.

260
00:16:13,510 --> 00:16:17,100
‫تازه‌شم، چرخش رو گرفتی چطوریه؟

261
00:16:17,100 --> 00:16:19,560
‫همون چرخش چوب‌پنبه که بهت یاد دادم!

262
00:16:37,910 --> 00:16:39,460
‫مشکلی هست؟

263
00:16:39,460 --> 00:16:41,540
‫یه‌چی از بغلمون رد شد.

264
00:16:44,210 --> 00:16:46,210
‫جـ ـ جایرو...

265
00:16:46,210 --> 00:16:48,470
‫گوشت...

266
00:16:57,560 --> 00:16:59,350
‫ا ـ این...

267
00:16:59,940 --> 00:17:02,270
‫لعنت بهش! دستم زخمی شد!

268
00:17:02,270 --> 00:17:05,190
‫جلومونه! یه‌چیزی از جلومون داره  شلیک می‌شه!

269
00:17:08,780 --> 00:17:12,700
‫خودشه. داره سعی می‌کنه بهمون برسه!

270
00:17:12,700 --> 00:17:15,410
‫اون بود؟ اون همچین کاری کرد؟

271
00:17:15,410 --> 00:17:16,740
‫آروم باش، جایرو.

272
00:17:16,740 --> 00:17:18,490
‫یه‌جای کار می‌لنگه.

273
00:17:18,500 --> 00:17:20,410
‫حمله از جلومون اومد.

274
00:17:20,410 --> 00:17:22,210
‫بیا بریم پشت اون سنگ‌ها.

275
00:17:22,210 --> 00:17:24,250
‫زیاد اسب‌ها رو تکون نده.

276
00:17:24,250 --> 00:17:27,250
‫جایرو، اینا تیغ‌های کاکتوسن.

277
00:17:27,250 --> 00:17:29,460
‫از صحرا سر در میاری؟

278
00:17:29,470 --> 00:17:30,970
‫تا حدی.

279
00:17:30,970 --> 00:17:34,140
‫یه‌سری کاکتوس‌های صحرایی تیغ‌هاشونو به بیرون پرت می‌کنن.

280
00:17:34,140 --> 00:17:35,640
‫بهشون می‌گن چولا.

281
00:17:36,220 --> 00:17:37,930
‫وقتی حیوون‌ها بهشون نزدیک می‌شن،

282
00:17:37,930 --> 00:17:40,930
‫با حس کردن نوسانات، تیغ‌هاشونو شلیک می‌کنن.

283
00:17:43,730 --> 00:17:45,980
‫لعنتی. اونا باید چولا باشن.

284
00:17:46,480 --> 00:17:48,980
‫هرجا چشم کار می‌کنه رشد کردن.

285
00:17:48,980 --> 00:17:51,780
‫خب الان کدومشه؟

286
00:17:51,780 --> 00:17:55,200
‫تقصیر مائه که سمت این دسته کاکتوس‌ها اومدیم؟

287
00:17:55,700 --> 00:18:01,160
‫یا اون آدم‌بده‌ست که از کاکتوس‌ها علیه‌مون استفاده کرده؟

288
00:18:01,160 --> 00:18:02,460
‫نمی‌دونم.

289
00:18:02,460 --> 00:18:06,290
‫باید خیلی به یه چولا نزدیک باشی که تیغ‌هاشو بهت شلیک کنه.

290
00:18:06,880 --> 00:18:08,500
‫اون خیلی فاصله‌ش زیاده.

291
00:18:08,500 --> 00:18:11,760
‫ولی قطعاً یه غرضی داره.

292
00:18:12,340 --> 00:18:17,220
‫می‌تونه بدون جریمه خوردن، از کاکتوس‌ها علیه‌مون استفاده کنه.

293
00:18:18,470 --> 00:18:19,720
‫داره میاد این سمتی!

294
00:18:19,720 --> 00:18:21,930
‫ولی نمی‌دونیم کار اون بوده یا نه.

295
00:18:21,930 --> 00:18:24,670
‫لعنتی! باید از این منطقه بزنیم بیرون.

296
00:18:24,670 --> 00:18:26,170
‫بتازون، جانی!

297
00:18:26,170 --> 00:18:27,090
‫باشه! جایرو!

298
00:18:32,070 --> 00:18:33,400
‫افسار پاره شد.

299
00:18:33,400 --> 00:18:35,990
‫غیرممکنه! تیغ‌ها افسار رو بریدن!

300
00:18:37,870 --> 00:18:39,240
‫خیلی دقیقن!

301
00:18:49,210 --> 00:18:50,550
‫زود بپر رو اسبت!

302
00:18:50,550 --> 00:18:52,550
‫قطعاً کار خود ناکسشه!

303
00:18:58,470 --> 00:19:00,140
‫تو جلوتر برو!

304
00:19:00,140 --> 00:19:02,890
‫خون توی چشمم رفته، ولی آسیب ندیدن!

305
00:19:03,600 --> 00:19:04,930
‫می‌گم برو!

306
00:19:04,940 --> 00:19:07,650
‫قول دادیم باهم از خط پایان رد می‌شیم،

307
00:19:07,650 --> 00:19:09,190
‫ولی مسابقه، مسابقه‌ست.

308
00:19:09,190 --> 00:19:10,900
‫نمی‌خواد منتظر من بمونی.

309
00:19:10,900 --> 00:19:13,280
‫وقتی خون رو پاک کردم، درست پشتت میام!

310
00:19:16,950 --> 00:19:19,070
‫باشه. من جلوتر می‌رم.

311
00:19:19,070 --> 00:19:20,240
‫آره! برو!

312
00:19:20,830 --> 00:19:21,830
‫ولی...

313
00:19:22,620 --> 00:19:25,750
‫اول حساب اون کثافت رو می‌ذارم کف دستش!

314
00:19:32,090 --> 00:19:35,920
‫جایرو! توپ فلزیت یه سلاح محسوب می‌شه!

315
00:19:35,920 --> 00:19:38,590
‫و مدرکی هم نداریم که اون پشت این قضیه‌ست.

316
00:19:38,590 --> 00:19:42,560
‫اگه الان بهش حمله کنی، رد صلاحیت می‌شی!

317
00:19:42,560 --> 00:19:45,750
‫فقط باید از این منطقه بری بیرون!

318
00:19:45,770 --> 00:19:48,650
‫باید توی مسابقه بمونی!

319
00:19:55,740 --> 00:20:00,240
‫در یک روستای صحرایی،
‫زمانی که بحثی به مبارزه‌ای تا حد مرگ تبدیل می‌شه،

320
00:20:00,240 --> 00:20:04,430
‫بازنده به یه کاکتوس بسته می‌شه و تا زمان مرگ اونجا می‌مونه.

321
00:20:04,430 --> 00:20:07,040
‫من توی همچین روستایی بزرگ شدم.

322
00:20:07,040 --> 00:20:10,080
‫به مهارتی مسلط شدم که هیچ‌کس نتونه کنترلم کنه.

323
00:20:10,670 --> 00:20:14,380
‫برای اینکه هرگز نبازم، حشرات رو داخل بدنم نگه می‌دارم.

324
00:20:15,340 --> 00:20:17,920
‫با استفاده از جریان هوای بال‌های پرسرعت‌شون...

325
00:20:17,930 --> 00:20:21,890
‫می‌تونم تیغ‌های چولا رو هر نقطه‌ای که می‌خوام شلیک کنم!

326
00:20:25,600 --> 00:20:28,850
‫حالا که به رازم پی بردی،

327
00:20:28,850 --> 00:20:30,140
‫اینو بگیر.

328
00:20:30,150 --> 00:20:33,520
‫توی این مسابقه کسی ازم جلو نمی‌زنه!

329
00:20:33,520 --> 00:20:34,400
‫نیو-هو!

330
00:20:35,030 --> 00:20:38,280
‫پس طرزفکر جفتمون همچین باهم فرق نداره.

331
00:20:38,280 --> 00:20:41,320
‫فکر کردی توپ‌های فلزیم از دستم افتاد؟

332
00:20:41,320 --> 00:20:44,790
‫توپ‌های فلزیِ عزیزم که روی زمینن؟

333
00:20:46,620 --> 00:20:50,120
‫این صدای وز وز چیه میاد؟

334
00:20:50,120 --> 00:20:53,880
‫صدای حشرات خودم که نیستن؟

335
00:20:54,460 --> 00:20:57,510
‫من اونقدرا دقیق نیستم.

336
00:20:57,510 --> 00:21:00,220
‫ولی روی زمین حرکت می‌کنن...

337
00:21:00,220 --> 00:21:02,700
‫نوساناتِ چرخشم بهت می‌رسه.

338
00:21:03,600 --> 00:21:06,720
‫من عقب وایمیسم. نمی‌خوام خدای نکرده بهم بخورن.

339
00:21:16,940 --> 00:21:18,860
‫کار من نبود.

340
00:21:22,660 --> 00:21:23,950
‫کاکتوسه بود.

341
00:21:25,620 --> 00:21:27,870
‫از انتظارم بیشتر وقت برد.

342
00:21:28,450 --> 00:21:31,370
‫بیا، جانی. باید بزنیم به جاده.

343
00:21:32,540 --> 00:21:34,540
‫آره. جایرو.

344
00:21:34,560 --> 00:21:49,560
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

345
00:23:11,310 --> 00:23:12,390
‫اون...

346
00:23:13,310 --> 00:23:14,890
‫رابینسون‌ـه.

347
00:23:17,730 --> 00:23:19,610
‫این نیست.

348
00:23:19,610 --> 00:23:22,020
‫قاتلی که من دنبالشم...

349
00:23:22,030 --> 00:23:23,650
‫نعل اسبش فرق داره.

350
00:23:24,280 --> 00:23:26,400
‫ولی هنوز ردشو گم نکردم.

351
00:23:27,070 --> 00:23:30,410
‫نعل‌اسبِ لب‌پرشده از این سمت اومده.

352
00:23:31,410 --> 00:23:33,330
‫یه‌چیزی حدود 30 دقیقه پیش.
