WEBVTT

00:12.100 --> 00:16.020
‫جایرو زپلی ‫از خط پایان عبور کرد!

00:16.770 --> 00:20.940
‫برنده‌ی مرحله‌ی اول‌مونو شاهد هستیم!

00:29.030 --> 00:31.820
‫جایرو، واقعاً اول شدی...

00:32.700 --> 00:34.490
‫کلید پیروزیش...

00:35.490 --> 00:36.830
‫اون چرخش بود!

00:38.120 --> 00:39.960
‫عالی بودی، والکیری.

00:40.580 --> 00:43.290
‫به هر قیمتی شده باید این مسابقه رو ببرم.

00:43.920 --> 00:46.800
‫از اینجا به بعدم روت حساب کردم.

00:47.920 --> 00:49.630
‫جایرو زپلی...

00:50.220 --> 00:53.300
‫شنیدم هویتشو کاملاً مخفی نگه داشته بود.

00:53.800 --> 00:56.310
‫طبق گفته‌ی مقامات...

00:56.310 --> 00:59.600
‫ماه می، از جنوای ایتالیا به آمریکا اومده.

01:01.020 --> 01:02.690
‫یه خارجیه؟

01:02.690 --> 01:07.820
‫بله. ظاهراً با یک کشتی
‫ تحت مالکیتِ خاندان سلطنتیِ اروپایی اینجا رسیده.

01:08.400 --> 01:09.570
‫جناب استیل!

01:10.150 --> 01:11.860
‫نتیجه‌ی تصمیم‌گیری رو اعلام کردن.

01:12.910 --> 01:14.070
‫چرا؟

01:14.570 --> 01:17.490
‫این چطور ممکنـــــه؟!

01:17.490 --> 01:21.790
‫من قرار بود شانس یک در پنج‌میلیارد داشته باشم!

01:22.370 --> 01:24.460
‫اول نشدم...

01:24.460 --> 01:25.880
‫لعنت بهش.

01:25.880 --> 01:27.250
‫اونم من، دیو...

01:29.260 --> 01:31.380
‫غذا میل دارین؟

01:31.380 --> 01:33.130
‫برای تمام شرکت‌کنندگان رایگانه.

01:34.840 --> 01:37.060
‫شبیه اون یارو توی خط شروع می‌مونه.

01:37.560 --> 01:39.140
‫ولی یکی دیگه‌ست؟

01:40.310 --> 01:41.600
‫یکی می‌گیرم.

01:45.770 --> 01:47.070
‫مثل حرفت شد.

01:47.650 --> 01:49.440
‫اول از همه، تبریک بگم.

01:50.860 --> 01:52.510
‫خیلی ممنون.

01:52.530 --> 01:54.950
‫ولی چرا انقدر شاد و شنگولی؟

01:54.950 --> 01:56.620
‫تو هم مثلاً شرکت‌کننده‌ای.

01:57.740 --> 02:00.490
‫خانم‌ها و آقایان، ممنون از انتظارتون!

02:00.500 --> 02:03.370
‫رتبه‌بندی مرحله‌ی اول رو خدمتتون اعلام می‌کنیم!

02:03.370 --> 02:06.790
‫بعد از بررسی دقیق، برنده‌مون...

02:07.590 --> 02:10.630
‫عرق‌گیر شماره‌ی 990،

02:10.630 --> 02:11.760
‫سندمن‌ـه!

02:11.780 --> 02:26.780
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

03:46.000 --> 03:50.040
‫ترجمه و تنظیم: HADAD

03:46.540 --> 03:50.960
‫درخواست کلانتر به ماوتن تیم

03:46.550 --> 03:48.980
‫برنده... اونه؟

03:48.980 --> 03:50.980
‫مگه جایرو اول نشد؟

03:50.980 --> 03:52.690
‫سکوت لطفاً.

03:52.690 --> 03:55.570
‫بالن‌های ناظرمون تأیید کردن که جایرو زپلی...

03:55.570 --> 03:58.780
‫با استفاده از یک سلاح مانع شرکت‌کننده‌ی دیگه‌ای شد.

03:58.780 --> 04:02.490
‫در پایان سرپایینی، درست قبل از پیچ نهایی اتفاق افتاد.

04:02.490 --> 04:03.830
‫سرپایینی؟

04:05.950 --> 04:07.310
‫اون موقع!

04:08.790 --> 04:13.590
‫بنابراین، جایرو زپلی جریمه‌ی جایگاه بیستم رو دریافت می‌کنه!

04:13.590 --> 04:16.380
‫تمام نفرات زیریش، به ترتیب بالا می‌رن.

04:18.130 --> 04:19.380
‫دیگو دوم شد!

04:20.090 --> 04:21.590
‫پوکولوکو سومه.

04:22.100 --> 04:25.760
‫مهمتر اینکه، ماوتن تیم چهارم شده!

04:25.770 --> 04:28.560
‫زودتر دماغ اسبشو از خط پایان رد کرده!

04:29.640 --> 04:31.770
‫چی شده، اسلو دنسر؟

04:33.360 --> 04:34.440
‫ماوتن تیم...

04:35.610 --> 04:38.610
‫یه کابوی افسانه‌ای که در سراسر غرب وحشی شناخته‌شده‌ست.

04:39.450 --> 04:41.240
‫درباره‌ش یه‌سری داستان‌ها شنیدم.

04:42.120 --> 04:45.830
‫می‌گن هر اسبی از سر احترام جلوش تعظیم می‌کنه.

04:55.210 --> 04:58.840
‫جناب استیل، برای موفقیت مرحله‌ی اول بهتون تبریک می‌گم.

04:59.470 --> 05:00.720
‫متشکرم.

05:00.720 --> 05:02.140
‫مرحله‌ی دوم چه زمانیه؟

05:17.320 --> 05:19.940
‫چیزی برای گفتن داری، آقای زپلی؟

05:20.530 --> 05:22.490
‫باید رد صلاحیت می‌شدیا.

05:22.490 --> 05:24.120
‫بالأخره با یه سلاح مداخله کردی.

05:28.790 --> 05:30.500
‫شکایتی ندارم.

05:30.500 --> 05:33.080
‫کاریه که شده.

05:33.080 --> 05:35.750
‫الان دیگه جروبحث درباره‌ش فایده نداره.

05:36.710 --> 05:38.550
‫فقط اومدم اینجا...

05:38.550 --> 05:41.130
‫تا واسه فردا روحیه‌م عوض شه.

05:41.760 --> 05:44.430
‫برین با اون شامپاین‌هاتون جشن بگیرین.

05:45.340 --> 05:46.550
‫اوی، وایسا ببینم!

05:50.640 --> 05:51.640
‫چی؟

05:56.900 --> 05:58.650
‫چـ ـ چه‌خبر شده؟!

05:58.650 --> 06:01.400
‫این شامپاین‌های وارداتی رو از فرانسه آوردم!

06:09.910 --> 06:12.080
‫این چه وضعشه؟

06:12.080 --> 06:13.290
‫جناب استیل.

06:14.500 --> 06:16.080
‫کلانتر؟

06:16.080 --> 06:18.170
‫می‌تونم یه صحبتی داشته باشم؟

06:18.170 --> 06:19.800
‫مسئله‌ی خصوصیه.

06:20.800 --> 06:22.800
‫الان یکم حالم جا اومد.

06:23.630 --> 06:27.470
‫واسه مرحله‌ی بعدی میای دیگه؟

06:27.970 --> 06:29.390
‫جانی جوستار.

06:30.970 --> 06:33.940
‫البته که میام. می‌خوام شکستت بدم.

06:36.020 --> 06:37.150
‫خیلی‌خب.

06:37.150 --> 06:41.900
‫درس دوم: هیچ‌وقت نذار عضلاتت خبردار بشن.

06:42.860 --> 06:44.150
‫گوش وا بده.

06:44.150 --> 06:47.240
‫هرچی دستتو اینطوری محکم‌تر بگیری،

06:47.820 --> 06:51.330
‫عضلاتت بیشتر فشار رو حس می‌کنن و می‌خوان جلوش مقاومت کنن.

06:51.330 --> 06:54.410
‫بدنت به‌طور غریزی می‌خواد از خودش محافظت کنه...

06:54.410 --> 06:56.620
‫چون عضلاتت ردیابیش می‌کنن.

06:56.620 --> 06:58.500
‫بدن موجودات زنده طرزکارشون همینه.

06:59.290 --> 07:01.630
‫چرخش اجازه نمی‌ده عضلات خبردار بشن.

07:01.630 --> 07:02.960
‫پوست رو کنترل کن.

07:03.460 --> 07:07.300
‫تا وقتی زیرپوستی باشه، عضلات هیچ‌وقت بویی نمی‌برن.

07:07.300 --> 07:09.930
‫پوست رو کنترل کنم؟ چی داری-

07:09.930 --> 07:12.260
‫می‌خوای امتحانش کنی؟ اگه جیگر داری.

07:12.270 --> 07:16.270
‫چوب‌پنبه‌ی شامپاین که تو دستته همچنان داره می‌چرخه.

07:31.660 --> 07:33.540
‫اینطوری از روی اسب پایین میای.

07:33.540 --> 07:35.910
‫عضلاتِ اسب اصلاً متوجهش نمی‌شن.

07:36.500 --> 07:40.460
‫اون حرکت خلاف چرخشی بود باهاش روی  اسب نشسته بودم.

07:40.460 --> 07:42.130
‫نذار عضلات خبردار بشن.

07:42.130 --> 07:45.840
‫سلاح خودِ توپ فلزی نیست. بلکه قدرتِ چرخشه.

07:46.550 --> 07:50.050
‫جانی جوستار، توی مرحله‌ی دوم از صحرا عبور می‌کنیم.

07:50.050 --> 07:51.970
‫بالای 700 مایله.

07:52.470 --> 07:53.850
‫قراره سخت باشه.

07:54.350 --> 07:56.730
‫بیا یه اتحاد تشکیل بدیم.

07:56.730 --> 07:59.480
‫نفر اول و دوم هم تموم می‌کنیم.

08:02.060 --> 08:04.400
‫ناگفته نمونه که من اولم.

08:07.680 --> 08:08.300
‫این...

08:08.300 --> 08:11.620
‫این چه کوفتیه؟

08:11.620 --> 08:16.240
‫همینطور که می‌بینین، یه قتل اتفاق افتاده، جناب استیل.

08:16.250 --> 08:19.460
‫یکی حین مسابقه به قتل رسوندتش.

08:19.460 --> 08:23.040
‫بالغ بر 3,000 شرکت‌کننده همراه باهاش سوارکاری می‌کردن،

08:23.040 --> 08:25.170
‫ولی هیچکس چیزی ندیده.

08:25.170 --> 08:28.630
‫مـ ـ مسخره نباش! با چه انگیزه‌ای باید-

08:28.630 --> 08:31.130
‫انگیزه؟ 50 میلیون دلار.

08:31.140 --> 08:33.050
‫برای بالا رفتن توی رتبه‌بندی.

08:34.140 --> 08:37.220
‫هر شرکت‌کننده یه مظنونه.

08:37.230 --> 08:39.600
‫با این وضع، قربانی‌های بیشتری هم قراره باشه.

08:39.600 --> 08:43.230
‫برای بازجویی، مسابقه رو عقب میندازین؟

08:44.690 --> 08:45.770
‫نه!

08:45.780 --> 08:50.280
‫این مسابقه بزرگ‌تر از تصمیم خودم شده.

08:50.860 --> 08:52.450
‫فکرشو می‌کردم.

08:52.450 --> 08:54.910
‫استیون. تو...

08:59.660 --> 09:02.420
‫رایحه‌ش باعث دلگرمی می‌شه.

09:03.630 --> 09:06.750
‫لطفاً اینو ازم قبول کنید، خانم استیل.

09:12.300 --> 09:17.180
‫درک می‌کنم چقدر درمورد همسر عزیزتون نگران هستید.

09:17.770 --> 09:19.770
‫هیچ نگران نباشید. به خودم بسپریدش.

09:22.980 --> 09:25.860
‫اون ماوتن تیم‌ـه؟

09:25.860 --> 09:27.230
‫اینجا چیکار می‌کنه؟

09:27.230 --> 09:29.860
‫من بهش گفتم بیاد...

09:29.860 --> 09:32.360
‫تا بتونه قاتل رو پیدا کنه.

09:32.360 --> 09:33.450
‫قاتل رو پیدا کنه؟

09:33.450 --> 09:35.740
‫ولی اون یه شرکت‌کننده‌ست!

09:35.740 --> 09:37.330
‫همین دلیل اصلیشه.

09:37.830 --> 09:40.950
‫خودش ممکنه هدف بعدیِ قاتل باشه.

09:40.960 --> 09:43.580
‫در این صورت، بذارین دنبال قاتل بگرده.

09:43.580 --> 09:45.400
‫انتظار زیادی از یه آدم دارین.

09:45.420 --> 09:50.340
‫جناب استیل، می‌خوام ایشون رو به‌عنوان دستیارم منصوب کنم.

09:50.340 --> 09:52.760
‫البته اگه شما مشکلی نداشته باشین.

09:56.010 --> 09:57.470
‫چقدر وحشتناک.

09:58.140 --> 10:02.230
‫وقتی یه همچین کسی این اطراف باشه،
‫ حتی نمی‌تونم فکر برنده شدن رو کنم.

10:03.060 --> 10:06.730
‫خیلی از دوستام توی این مسابقه شرکت می‌کنن.

10:11.190 --> 10:14.820
‫اگه قرار باشه ردپایی رو دنبال کنم، باید این‌یکی باشه.

10:15.950 --> 10:18.950
‫این پرخاشگرترین ردپاست.

10:19.540 --> 10:22.540
‫نعل اسب یه لب‌پریِ V شکل وسطش داره.

10:22.540 --> 10:23.830
‫چی؟

10:24.330 --> 10:26.170
‫اسب پریشون بوده.

10:26.170 --> 10:28.290
‫چون خون انسان دیده.

10:28.790 --> 10:32.490
‫سوارکار حساب‌شده عمل کرده. حتماً کسیه که توی صحرا بزرگ شده.

10:33.420 --> 10:35.180
‫یه بطری کنار قربانیه؟

10:36.510 --> 10:38.430
‫یه‌چیزی داخلشه.

10:39.810 --> 10:41.600
‫یه دکمه‌ست؟

10:49.570 --> 10:52.650
‫یعنی ارتباطی با قتل داره؟

10:52.650 --> 10:54.530
‫این برای شلوار جینِ قربانیه.

10:55.740 --> 10:57.780
‫چرا دکمه‌ش در اومده...

10:57.780 --> 11:00.030
‫و سر از داخل بطری درآورده؟

11:00.830 --> 11:02.080
‫یه‌چیزی مشخصه.

11:02.080 --> 11:07.580
‫بدون دونستن اینکه با کی طرفیم، نزدیک شدن بهش خطرناکه.

11:14.530 --> 11:17.030
‫26 سپتامبر 1890، کلیسای سنت ماریا نولا

11:18.470 --> 11:20.640
‫پنج دقیقه تا شروع مونده.

11:20.640 --> 11:25.350
‫مرحله‌ی دوم یه مسیر اسب‌دوانیِ طولانی با حدوداً 750 مایل مسافته.

11:25.940 --> 11:28.730
‫باید حدود دو هفته زمان ببره.

11:28.730 --> 11:31.860
‫از اینجا، قراره از صحرای آریزونا عبور کنن...

11:31.860 --> 11:33.780
‫و در «مانیومنت ولی» به خط پایان برسن.

11:34.280 --> 11:36.820
‫تا زمانی که به نقاط بازرسی مشخص برسن...

11:36.820 --> 11:39.240
‫مسیرهاشون کاملاً به خودشون مربوطه.

11:40.200 --> 11:43.830
‫جایرو، می‌گن شانس بردِ سندمن توی این مرحله از همه بیشتره.

11:44.410 --> 11:46.750
‫شرط‌بندی شروع شده و اون گل سرسبده.

11:46.750 --> 11:48.000
‫تو نظرت چیه؟

11:48.920 --> 11:50.710
‫من نیستم؟

11:50.710 --> 11:52.040
‫متأسفانه نه.

11:52.040 --> 11:54.500
‫جهت اطلاعت، من ششمم.

11:54.510 --> 11:56.260
‫و تو نهمی.

11:56.260 --> 11:58.260
‫اونا چی حالیشونه؟

11:58.260 --> 12:00.680
‫افکار عمومی پشکل نمی‌ارزه.

12:00.680 --> 12:03.140
‫نه که به چپم باشه.

12:03.140 --> 12:05.560
‫اونجا ماوتن تیم وایساده...

12:05.560 --> 12:08.850
‫اونم یه مدعی برای برنده شدنه.

12:08.850 --> 12:10.310
‫نازی نازی.

12:10.310 --> 12:13.020
‫کلاهش چه مسخره‌ست.

12:13.020 --> 12:14.900
‫دوست دارم لهش کنم.

12:14.900 --> 12:18.950
‫قبل اینکه از سرش بیفته می‌خوام بزنم لهش کنم.

12:18.950 --> 12:23.030
‫می‌گن ماوتن تیم چون یه کابوی‌ـه برای مسابقات کوتاه خوب نیست.

12:23.620 --> 12:26.330
‫ولی دیروز بدون اینکه متوجه شم بهم رسید...

12:26.330 --> 12:28.080
‫و قبل از خط پایان ازم رد شد.

12:28.080 --> 12:30.500
‫با اون کلاه مسخره‌ش؟

12:30.500 --> 12:33.790
‫می‌گی متوجهش نشدی؟ هاها! نیو-هو!

12:33.790 --> 12:35.920
‫جایرو، فکر کنم این مرحله...

12:36.420 --> 12:38.760
‫نبردی برای پیدا کردن آب باشه.

12:39.550 --> 12:44.180
‫توی سال 1875، یه واحد پیاده‌نظام متشکل از 26 نفر از بین رفتن.

12:45.100 --> 12:47.850
‫نه توی نبرد، و نه از یه حادثه.

12:48.430 --> 12:51.980
‫بلکه چاله‌ی آب همیشگی توی اون سال خشک شده بود.

12:52.480 --> 12:56.360
‫توی صحرای بی‌انتها در پی آب دور خودشون چرخیدن.

12:56.360 --> 12:58.280
‫آروم آروم توی گرمای جهنمی...

12:58.860 --> 13:01.280
‫تا حد مرگ سوختن.

13:03.820 --> 13:05.240
‫این علامت‌‌ها چاله‌های آبن.

13:05.830 --> 13:09.370
‫توی روز اول، حداقل 30 مایل تا اولین چاله‌ی آب فاصله‌ست.

13:09.370 --> 13:11.370
‫اگه نتونیم پیداش کنیم،

13:11.370 --> 13:13.460
‫کناره‌گیری که سهله، قطع به یقین می‌میریم.

13:14.130 --> 13:17.300
‫و این چوب‌پنبه...

13:17.300 --> 13:19.630
‫چطوری می‌تونم به چرخش درش بیارم؟

13:22.510 --> 13:27.220
‫حالا وقت شروع شدن مرحله‌ی دومه!

13:29.020 --> 13:30.520
‫شروع!

13:30.520 --> 13:33.310
‫مرحله‌ی دوم استیل بال ران در جریانه!

13:34.840 --> 13:35.500
‫عـــــه؟

13:35.500 --> 13:36.810
‫داره جدا می‌شه!

13:36.820 --> 13:40.190
‫اون جایروـه! جایرو زپلی جدا شده!

13:41.400 --> 13:43.740
‫مشکل اون مرتیکه چیه؟

13:43.740 --> 13:46.620
‫به یه کلمه از حرفام گوش نکرد؟

13:48.410 --> 13:51.620
‫بخوای نخوای پشتت می‌مونم!

13:55.210 --> 13:56.330
‫امکان نداره...

13:56.340 --> 13:58.500
‫جایرو زپلی داره چیکار می‌کنه؟

13:58.500 --> 14:01.300
‫نه تنها از گروه جدا شده. داره مسیرشو عوض می‌کنه!

14:01.300 --> 14:02.630
‫صحرا؟

14:02.630 --> 14:06.680
‫اون بی‌عقل می‌خواد مستقیم بره و چاله‌ی آب رو بیخیال شه؟

14:07.720 --> 14:09.140
‫دیوونه شدی، جایرو؟

14:09.140 --> 14:11.430
‫750 مایل دیگه جلومون داریما!

14:11.430 --> 14:12.890
‫چی با خودت فکر کردی؟

14:13.560 --> 14:17.060
‫با هم رقیبیم، یادت که نرفته؟

14:17.060 --> 14:19.940
‫باهام میای؟ قراره از کوتاه‌ترین مسیر بندازم برم.

14:20.510 --> 14:22.150
‫خب چرا نرم؟

14:22.150 --> 14:23.900
‫وگرنه سندمن...

14:23.900 --> 14:25.990
‫یا یکی دیگه شکست‌مون می‌ده.

14:26.660 --> 14:28.030
‫تف تـــــوش!

14:28.030 --> 14:29.490
‫اوهو!

14:29.490 --> 14:32.540
‫جایرو تنها نیست! شرکت‌کننده‌های دیگه هم دنبالش افتادن...

14:32.540 --> 14:33.960
‫تا به صحرا برن!

14:33.960 --> 14:37.210
‫هیچ شرکت‌کننده‌ی عاقلی اون مسیر رو انتخاب نمی‌کنه!

14:37.210 --> 14:39.800
‫می‌خوان خودشونو به کشتن بدن؟

14:56.020 --> 14:59.320
‫از این نقطه به بعد هیچ ریل راه‌آهنی وجود نداره.

14:59.900 --> 15:01.980
‫قطار قراره جلوتر پیش بره...

15:01.980 --> 15:04.240
‫و توی نقاط بازرسی منتظر می‌مونه.

15:05.050 --> 15:08.180
‫6 ساعت بعد

15:08.870 --> 15:10.160
‫اون کیه؟

15:10.740 --> 15:12.910
‫یه‌چیزی از گوشش آویزونه.

15:12.910 --> 15:14.830
‫توی این همه گردوغبار نمی‌شه خوب دید.

15:15.660 --> 15:19.340
‫طبق شماره‌ی غرق‌گیرش، اسمش رابینسون‌ـه.

15:19.920 --> 15:22.130
‫حدوداً 150 طول ازمون عقب‌تره.

15:23.210 --> 15:24.510
‫می‌گم، جایرو.

15:24.510 --> 15:26.380
‫نزدیک شش ساعته تو راهیم.

15:26.380 --> 15:28.720
‫هنوز توی مسیر درستیم دیگه، نه؟

15:28.720 --> 15:31.220
‫50 مایل تا چاله‌ی آب باید مونده باشه.

15:31.220 --> 15:33.600
‫شرمنده اگه هی می‌پرسم، ولی توی مسیر درستیم دیگه؟

15:34.350 --> 15:39.980
‫توی نقشه همچین کوه‌هایی نمی‌بینم.

15:45.490 --> 15:48.860
‫آره بابا! توی مسیر درستیم. همه‌چی ردیفه!

15:49.370 --> 15:50.140
‫خدا کنه.

15:50.140 --> 15:50.870
‫عــه؟

15:51.660 --> 15:54.200
‫الان کوچولو گفتی «خدا کنه»؟

15:54.200 --> 15:56.370
‫می‌گم غمت نباشه.

15:56.370 --> 15:59.460
‫بقیه‌ی شرکت‌کننده‌ها هم دنبالمون افتادن! حتماً درسته!

15:59.460 --> 16:00.060
‫فکر کنم.

16:00.060 --> 16:01.750
‫فکر کنی؟!

16:01.750 --> 16:04.050
‫اگه به چاله‌ی آب نرسیم تلف شدیم!

16:04.050 --> 16:08.630
‫دارم ازت می‌پرسم چیزی اصلاً درباره‌ی صحرا می‌دونی یا نه!

16:08.630 --> 16:10.930
‫دارم می‌گم ردیفیم.

16:10.930 --> 16:13.010
‫اینجا، تقریباً همون دقیقاً می‌شه.

16:13.510 --> 16:17.100
‫تازه‌شم، چرخش رو گرفتی چطوریه؟

16:17.100 --> 16:19.560
‫همون چرخش چوب‌پنبه که بهت یاد دادم!

16:37.910 --> 16:39.460
‫مشکلی هست؟

16:39.460 --> 16:41.540
‫یه‌چی از بغلمون رد شد.

16:44.210 --> 16:46.210
‫جـ ـ جایرو...

16:46.210 --> 16:48.470
‫گوشت...

16:57.560 --> 16:59.350
‫ا ـ این...

16:59.940 --> 17:02.270
‫لعنت بهش! دستم زخمی شد!

17:02.270 --> 17:05.190
‫جلومونه! یه‌چیزی از جلومون داره  شلیک می‌شه!

17:08.780 --> 17:12.700
‫خودشه. داره سعی می‌کنه بهمون برسه!

17:12.700 --> 17:15.410
‫اون بود؟ اون همچین کاری کرد؟

17:15.410 --> 17:16.740
‫آروم باش، جایرو.

17:16.740 --> 17:18.490
‫یه‌جای کار می‌لنگه.

17:18.500 --> 17:20.410
‫حمله از جلومون اومد.

17:20.410 --> 17:22.210
‫بیا بریم پشت اون سنگ‌ها.

17:22.210 --> 17:24.250
‫زیاد اسب‌ها رو تکون نده.

17:24.250 --> 17:27.250
‫جایرو، اینا تیغ‌های کاکتوسن.

17:27.250 --> 17:29.460
‫از صحرا سر در میاری؟

17:29.470 --> 17:30.970
‫تا حدی.

17:30.970 --> 17:34.140
‫یه‌سری کاکتوس‌های صحرایی تیغ‌هاشونو به بیرون پرت می‌کنن.

17:34.140 --> 17:35.640
‫بهشون می‌گن چولا.

17:36.220 --> 17:37.930
‫وقتی حیوون‌ها بهشون نزدیک می‌شن،

17:37.930 --> 17:40.930
‫با حس کردن نوسانات، تیغ‌هاشونو شلیک می‌کنن.

17:43.730 --> 17:45.980
‫لعنتی. اونا باید چولا باشن.

17:46.480 --> 17:48.980
‫هرجا چشم کار می‌کنه رشد کردن.

17:48.980 --> 17:51.780
‫خب الان کدومشه؟

17:51.780 --> 17:55.200
‫تقصیر مائه که سمت این دسته کاکتوس‌ها اومدیم؟

17:55.700 --> 18:01.160
‫یا اون آدم‌بده‌ست که از کاکتوس‌ها علیه‌مون استفاده کرده؟

18:01.160 --> 18:02.460
‫نمی‌دونم.

18:02.460 --> 18:06.290
‫باید خیلی به یه چولا نزدیک باشی که تیغ‌هاشو بهت شلیک کنه.

18:06.880 --> 18:08.500
‫اون خیلی فاصله‌ش زیاده.

18:08.500 --> 18:11.760
‫ولی قطعاً یه غرضی داره.

18:12.340 --> 18:17.220
‫می‌تونه بدون جریمه خوردن، از کاکتوس‌ها علیه‌مون استفاده کنه.

18:18.470 --> 18:19.720
‫داره میاد این سمتی!

18:19.720 --> 18:21.930
‫ولی نمی‌دونیم کار اون بوده یا نه.

18:21.930 --> 18:24.670
‫لعنتی! باید از این منطقه بزنیم بیرون.

18:24.670 --> 18:26.170
‫بتازون، جانی!

18:26.170 --> 18:27.090
‫باشه! جایرو!

18:32.070 --> 18:33.400
‫افسار پاره شد.

18:33.400 --> 18:35.990
‫غیرممکنه! تیغ‌ها افسار رو بریدن!

18:37.870 --> 18:39.240
‫خیلی دقیقن!

18:49.210 --> 18:50.550
‫زود بپر رو اسبت!

18:50.550 --> 18:52.550
‫قطعاً کار خود ناکسشه!

18:58.470 --> 19:00.140
‫تو جلوتر برو!

19:00.140 --> 19:02.890
‫خون توی چشمم رفته، ولی آسیب ندیدن!

19:03.600 --> 19:04.930
‫می‌گم برو!

19:04.940 --> 19:07.650
‫قول دادیم باهم از خط پایان رد می‌شیم،

19:07.650 --> 19:09.190
‫ولی مسابقه، مسابقه‌ست.

19:09.190 --> 19:10.900
‫نمی‌خواد منتظر من بمونی.

19:10.900 --> 19:13.280
‫وقتی خون رو پاک کردم، درست پشتت میام!

19:16.950 --> 19:19.070
‫باشه. من جلوتر می‌رم.

19:19.070 --> 19:20.240
‫آره! برو!

19:20.830 --> 19:21.830
‫ولی...

19:22.620 --> 19:25.750
‫اول حساب اون کثافت رو می‌ذارم کف دستش!

19:32.090 --> 19:35.920
‫جایرو! توپ فلزیت یه سلاح محسوب می‌شه!

19:35.920 --> 19:38.590
‫و مدرکی هم نداریم که اون پشت این قضیه‌ست.

19:38.590 --> 19:42.560
‫اگه الان بهش حمله کنی، رد صلاحیت می‌شی!

19:42.560 --> 19:45.750
‫فقط باید از این منطقه بری بیرون!

19:45.770 --> 19:48.650
‫باید توی مسابقه بمونی!

19:55.740 --> 20:00.240
‫در یک روستای صحرایی،
‫زمانی که بحثی به مبارزه‌ای تا حد مرگ تبدیل می‌شه،

20:00.240 --> 20:04.430
‫بازنده به یه کاکتوس بسته می‌شه و تا زمان مرگ اونجا می‌مونه.

20:04.430 --> 20:07.040
‫من توی همچین روستایی بزرگ شدم.

20:07.040 --> 20:10.080
‫به مهارتی مسلط شدم که هیچ‌کس نتونه کنترلم کنه.

20:10.670 --> 20:14.380
‫برای اینکه هرگز نبازم، حشرات رو داخل بدنم نگه می‌دارم.

20:15.340 --> 20:17.920
‫با استفاده از جریان هوای بال‌های پرسرعت‌شون...

20:17.930 --> 20:21.890
‫می‌تونم تیغ‌های چولا رو هر نقطه‌ای که می‌خوام شلیک کنم!

20:25.600 --> 20:28.850
‫حالا که به رازم پی بردی،

20:28.850 --> 20:30.140
‫اینو بگیر.

20:30.150 --> 20:33.520
‫توی این مسابقه کسی ازم جلو نمی‌زنه!

20:33.520 --> 20:34.400
‫نیو-هو!

20:35.030 --> 20:38.280
‫پس طرزفکر جفتمون همچین باهم فرق نداره.

20:38.280 --> 20:41.320
‫فکر کردی توپ‌های فلزیم از دستم افتاد؟

20:41.320 --> 20:44.790
‫توپ‌های فلزیِ عزیزم که روی زمینن؟

20:46.620 --> 20:50.120
‫این صدای وز وز چیه میاد؟

20:50.120 --> 20:53.880
‫صدای حشرات خودم که نیستن؟

20:54.460 --> 20:57.510
‫من اونقدرا دقیق نیستم.

20:57.510 --> 21:00.220
‫ولی روی زمین حرکت می‌کنن...

21:00.220 --> 21:02.700
‫نوساناتِ چرخشم بهت می‌رسه.

21:03.600 --> 21:06.720
‫من عقب وایمیسم. نمی‌خوام خدای نکرده بهم بخورن.

21:16.940 --> 21:18.860
‫کار من نبود.

21:22.660 --> 21:23.950
‫کاکتوسه بود.

21:25.620 --> 21:27.870
‫از انتظارم بیشتر وقت برد.

21:28.450 --> 21:31.370
‫بیا، جانی. باید بزنیم به جاده.

21:32.540 --> 21:34.540
‫آره. جایرو.

21:34.560 --> 21:49.560
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:11.310 --> 23:12.390
‫اون...

23:13.310 --> 23:14.890
‫رابینسون‌ـه.

23:17.730 --> 23:19.610
‫این نیست.

23:19.610 --> 23:22.020
‫قاتلی که من دنبالشم...

23:22.030 --> 23:23.650
‫نعل اسبش فرق داره.

23:24.280 --> 23:26.400
‫ولی هنوز ردشو گم نکردم.

23:27.070 --> 23:30.410
‫نعل‌اسبِ لب‌پرشده از این سمت اومده.

23:31.410 --> 23:33.330
‫یه‌چیزی حدود 30 دقیقه پیش.
