WEBVTT

00:04.500 --> 00:15.500
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:15.979 --> 00:23.116
‫« جنگ ستارگان: ویژنز تقدیم می‌کند »

00:27.643 --> 00:35.937
‫« نهمین جدای »

00:35.961 --> 00:42.961
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:46.229 --> 00:49.853
‫مطمئنی نوام واقعاً داره
‫به سمت هی‌ایزلان میره؟‬

00:49.854 --> 00:54.271
‫آره، جایی که بهمون گفتن
‫قرار ملاقات بذاریم این‌جاست.

00:55.021 --> 00:58.853
‫اما مطمئن نیستم چطوری می‌خوایم
‫تنهایی از پسش بربیایم.‬

00:58.854 --> 01:02.812
‫ارتش نوام بزرگ‌تر از اونه که بشه
‫تنهایی باهاش روبرو شد.‬

01:02.813 --> 01:04.603
‫مهم نیست.‬

01:04.604 --> 01:07.978
‫اگه نوام قراره بره اون‌جا،
‫پس پدرم هم اون‌جاست.‬

01:07.979 --> 01:09.688
‫بعداً یه فکری براش می‌کنیم.‬

01:10.813 --> 01:14.062
‫داری قیافه «تنهایی باهاش می‌جنگم»
‫به خودت می‌گیری.

01:14.063 --> 01:17.728
‫خیلی جسورانه‌ست.‬

01:23.438 --> 01:27.684
‫« قسمت 7: جدای تلافی می‌کند »

01:47.146 --> 01:48.979
‫این‌جا همون‌جایی‌ـه
‫که همه‌چی شروع شد.‬

01:53.896 --> 01:54.896
‫کی اون‌جاست؟‬

01:58.938 --> 02:01.603
‫ژیما، خودتی؟‬

02:07.146 --> 02:09.478
‫استاد ژیما، موفق شدین بیاین.‬

02:09.479 --> 02:11.312
‫خوشحالم که می‌بینم شما هم
‫موفق شدین بیاین.

02:11.313 --> 02:13.438
‫فور-ناینز!‬

02:16.438 --> 02:19.271
‫چه سوپرایز دلپذیری.
‫انتظار نداشتم کوانا رو با خودت بیاری.‬

02:19.688 --> 02:20.895
‫خب، معلومه دیگه.‬

02:20.896 --> 02:24.812
‫در نهایت بعد از این که جورو
‫این رو بهم داد متقاعد شدم.‬

02:28.563 --> 02:30.687
‫از آشنایی باهاتون خوش‌وقتم.‬

02:30.688 --> 02:32.437
‫اسم من هومن‌ـه.‬

02:32.438 --> 02:35.646
‫من یه جدای بدون استادم،
‫مثل ایتان و کوانا.‬

02:36.604 --> 02:38.771
‫خب، ممنونم که امروز به ما ملحق شدین.‬

02:40.646 --> 02:41.979
‫ها؟‬

02:42.604 --> 02:45.563
‫دارم یه عالمه سفینه می‌بینم که الان
‫دارن از هایپراسپیس خارج میشن.‬

02:46.396 --> 02:47.521
‫ارتش نوام‌ـه؟‬

02:48.271 --> 02:50.229
‫نه. اوه...‬

02:59.771 --> 03:02.103
‫پاسخ بدین.
‫صدام رو می‌شنوین؟‬

03:02.104 --> 03:04.728
‫ناوگان دفاعی بیبین هستیم.‬

03:04.729 --> 03:06.979
‫شنیدیم کمی نیروی شلیک اضافی
‫به دردتون می‌خوره.‬

03:07.479 --> 03:09.187
‫تافلا ساما!‬

03:11.646 --> 03:13.521
‫ببخشید که همه رو منتظر گذاشتیم.‬

03:14.688 --> 03:17.604
‫یکم طول کشید تا همه‌ی نیروها رو جمع کنیم.‬

03:23.479 --> 03:25.103
‫نوام حمله کرده؟‬

03:25.104 --> 03:28.604
‫وای خدای من.
‫یه نفر دیر به مهمونی رسیده.

03:31.938 --> 03:33.770
‫و اون کی می‌تونه باشه؟‬

03:33.771 --> 03:35.562
‫لاه کارا هستم.

03:35.563 --> 03:38.103
‫پدرم لاه ژیما، اون‌جاست؟‬

03:38.104 --> 03:40.146
‫کارا!‬

03:49.271 --> 03:51.771
‫باورم نمیشه...‬

04:04.813 --> 04:05.895
‫کارا...‬

04:09.313 --> 04:11.188
‫وای  خدا رو شکر.‬

04:12.479 --> 04:14.021
‫خیلی دلم برات تنگ شده بود.

04:27.563 --> 04:29.021
‫نه! پدر! وایسا!‬

04:29.938 --> 04:33.270
‫راستش رو بگم، اگه همین الان
‫من رو بکشی سرزنشت نمی‌کنم.‬

04:33.271 --> 04:35.020
‫فقط یکم مایه تاسف می‌بود،‬

04:35.021 --> 04:38.020
‫چون من الان در خدمت دخترت هستم.‬

04:38.021 --> 04:39.603
‫حقیقت داره.‬

04:39.604 --> 04:41.603
‫از وقتی رفتی اتفاقات زیادی افتاده،‬

04:41.604 --> 04:43.745
‫اما اساساً کاری که
‫الان واقعاً می‌خواد انجام بده،

04:43.770 --> 04:45.478
‫جنگیدن برای چیزیه که درسته.

04:45.479 --> 04:47.938
‫و الان حاضره که کنار ما بجنگه.‬

04:59.979 --> 05:01.104
‫الان حرفم رو باور می‌کنی؟‬

05:02.313 --> 05:04.978
‫رنگ لایت‌سیبرت تمام چیزی
‫که باید بدونم رو بهم میگه.‬

05:12.729 --> 05:16.812
‫بابت همه‌چیز متاسفم کارا.‬

05:16.813 --> 05:19.896
‫هنوز چیزهای زیادی هست
‫که باید بهت بگم.‬

05:21.271 --> 05:22.520
‫اشکالی نداره.‬

05:22.521 --> 05:24.104
‫فکر کنم حالا دیگه می‌فهمم.‬

05:25.021 --> 05:26.271
‫اون می‌دونه.‬

05:27.146 --> 05:28.728
‫چرا مخفیش کردی؟‬

05:28.729 --> 05:30.771
‫ما درکت می‌کردیم.‬

05:47.771 --> 05:49.144
‫حق با توـه.‬

05:50.452 --> 05:51.932
‫وقتی بهش فکر می‌کنم،

05:51.956 --> 05:53.577
‫می‌بینم هیچ‌وقت
‫واقعاً تنها نبودم.‬

05:56.521 --> 05:57.521
‫این یادم انداخت که...‬

06:01.146 --> 06:03.229
‫فکر کنم این متعلق به توـه.‬

06:08.771 --> 06:11.020
‫من هم یه چیزی برای تو دارم.
‫مال توـه، مگه نه؟‬

06:11.021 --> 06:12.021
‫اوه...‬

06:20.063 --> 06:22.313
‫و این آخرین لایت‌سیبر هم برای توـه.‬

06:23.063 --> 06:25.064
‫ممنونم اما فکر نمی‌کنم

06:25.088 --> 06:26.853
‫صلاحیت پذیرفتنش رو داشته باشم.‬

06:26.854 --> 06:29.228
‫اشتباه می‌کنی،
‫تو کاملاً صلاحیتش رو داری.‬

06:29.229 --> 06:31.729
‫تازه، مطمئنم این همون چیزیه
‫که جورو می‌خواست.‬

06:32.800 --> 06:38.800
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

06:39.729 --> 06:42.104
‫اوه...‬

06:48.063 --> 06:51.938
‫پس این باید تولد انجمن جدای جدیدی
‫که جورو خوابش رو می‌دید باشه.

06:54.521 --> 06:55.603
‫ها؟‬

06:55.604 --> 06:57.384
‫هیچ‌وقت نمی‌خواستم مجبور بشی

06:57.408 --> 06:59.188
‫که توی این راه قدم بذاری کارا.‬

07:02.313 --> 07:05.146
‫کسی رو از پا درآوردی؟‬

07:06.229 --> 07:07.229
‫آره.‬

07:07.688 --> 07:09.145
‫اما این رو از من بشنو،‬

07:09.146 --> 07:13.228
‫هرچی که باشه،
‫دخترت واقعاً قدرتمنده.‬

07:13.229 --> 07:16.562
‫یعنی اون تو سطح قوی‌ترین جدای‌هایی‌
‫که باهاشون روبرو شدم قرار داره.

07:16.563 --> 07:17.563
‫همین‌طوره.‬

07:18.688 --> 07:20.812
‫اما علی‌رغم تمام قدرتت،‬

07:20.813 --> 07:23.521
‫هیچ‌وقت زندگی یه جدای رو
‫برات انتخاب نمی‌کردم.‬

07:24.396 --> 07:28.437
‫مواقعی هست که یه جدای
‫باید تصمیمات دردناکی بگیره.‬

07:28.438 --> 07:30.771
‫گرفتن چنین تصمیماتی اصلاً راحت نیست.‬

07:31.729 --> 07:33.437
‫و قوی بودن به این معنی نیست

07:33.438 --> 07:37.229
‫که خودکار تو سمت درست عدالت می‌ایستی.‬

07:38.188 --> 07:39.188
‫این رو یاد گرفتم.‬

07:40.479 --> 07:43.896
‫اما پس چطور باید به کسایی
‫که نیاز دارن کمک کنیم؟‬

07:46.479 --> 07:49.437
‫این سوالی‌ـه که هنوز جوابی
‫براش پیدا نکردم.‬

08:08.021 --> 08:10.438
‫اما مسئله فراتر از قدرته.‬

08:11.771 --> 08:14.562
‫وگرنه ما هم هیچ فرقی با نوام نداشتیم.‬

08:14.563 --> 08:16.426
‫اگه به خاطر اتفاقات اون روز نبود،

08:16.450 --> 08:18.313
‫شاید به یه جدای بزرگ تبدیل می‌شد.‬

08:19.979 --> 08:21.854
‫نه... از طرف نوام...‬

08:22.729 --> 08:23.812
‫یعنی... حدس میزنم.‬

08:25.229 --> 08:27.604
‫ولی اون چطور آدمی بود؟
‫تو نوام رو می‌شناختی، مگه نه؟‬

08:28.563 --> 08:30.884
‫وقتی رینو سعی کرد
‫انجمن جدای رو برگردونه،

08:30.908 --> 08:32.562
‫اون فقط یه جوون تازه‌وارد بود.‬

08:33.646 --> 08:36.287
‫اون روزی که... من انتخاب کردم

08:36.311 --> 08:38.603
‫توی مسیر اشتباه قدم بذارم،
‫اون اون‌جا بود،‬

08:38.604 --> 08:41.104
‫و متقاعد شد که راه درست‌ همونه.‬

08:43.396 --> 08:44.924
‫پس می‌دونین... من کسی هستم

08:44.948 --> 08:46.938
‫که اون رو به یه هیولا تبدیل کرد.‬

08:56.813 --> 08:58.603
‫اوه،‬ همگی حواس‌تون رو جمع کنین.‬

08:58.604 --> 09:01.270
‫به نظر میرسه مهمون افتخاری‌مون
‫همین الان از راه رسید.‬

09:05.771 --> 09:08.395
‫به نظر میرسه یه جوری غافلگیرمون کردن.‬

09:08.396 --> 09:10.978
‫اون‌ها هنوز هم چیزی
‫جز یه مشت افراد بی‌نظم نیستن.‬

09:10.979 --> 09:13.604
‫قطعاً. و له کردن‌شون خیلی راحت‌تره.‬

09:14.563 --> 09:16.812
‫پرتو کششی رو فعال کنین.‬

09:16.813 --> 09:18.895
‫و کریستال کایبر رو بیارین.‬

09:33.271 --> 09:34.478
‫دارن ما رو به داخل می‌کشن.‬

09:34.479 --> 09:36.134
‫متحدهامون برامون زمان خریدن

09:36.158 --> 09:37.520
‫و اون‌ها رو متوقف کردن

09:37.521 --> 09:39.562
‫اما این مسئله فقط دیر یا زودش بود.‬

09:39.563 --> 09:42.770
‫همه‌ شما باید از بیرون
‫به قلعه حمله کنین.‬

09:42.771 --> 09:43.854
‫پدر، پس شما چی؟‬

09:44.729 --> 09:46.813
‫من باید این‌جا بمونم
‫و از کریستال دفاع کنم.‬

09:48.271 --> 09:50.229
‫از همون اول هم به خاطر همین اومدم این‌جا.‬

09:51.396 --> 09:54.813
‫نباید اجازه بدیم دست نوام
‫به اون کریستال برسه.‬

09:55.646 --> 09:58.603
‫چون اون‌ها برای عواقبی که‬

09:58.604 --> 10:00.978
‫در صورت استفاده از اون
‫پیش میاد آماده نیستن.‬

10:00.979 --> 10:03.063
‫منظورت چیه؟‬

10:04.604 --> 10:08.187
‫درجه خلوص این کریستال خیلی بالاست.‬

10:08.188 --> 10:10.937
‫نیرویی که از همچین اندازه‌ای میاد،

10:10.938 --> 10:12.854
‫کنترل کردنش رو غیرممکن می‌کنه.‬

10:13.813 --> 10:16.117
‫تصور کن جرئت کنی
‫کریستالی مثل این رو

10:16.141 --> 10:18.188
‫توی توپی با اون عظمت قرار بدی.‬

10:19.271 --> 10:21.771
‫اون فقط هدفش رو نابود نمی‌کنه...‬

10:26.354 --> 10:28.437
‫هرچیزی که توی خط آتشش باشه،‬

10:28.438 --> 10:32.063
‫از این‌جا تا انتهای کهکشان،
‫از هستی نابود میشه.‬

10:39.229 --> 10:40.884
‫پس سرنوشت کهکشان،

10:40.908 --> 10:43.395
‫به نتیجه نبرد کوچیک ما بستگی داره.‬

10:51.646 --> 10:53.938
‫خب، پس من میرم یه دوری بزنم.‬

10:54.771 --> 10:56.229
‫بقیه‌ش رو به شما می‌سپارم.‬

10:59.688 --> 11:01.895
‫شما دوتا باید برین
‫و به ناوگان دفاعی ملحق بشین،‬

11:01.896 --> 11:04.270
‫و از بیرون به قلعه نوام حمله کنین.‬

11:04.271 --> 11:06.353
‫من ترکت نمی‌کنم پدر!‬

11:06.354 --> 11:07.520
‫باید بری.‬

11:07.521 --> 11:09.603
‫من باید تنهایی این کار رو انجام بدم.‬

11:09.604 --> 11:12.562
‫اگه اتفاقی بیوفته، باید خیالم راحت باشه
‫که تو زنده می‌مونی.‬

11:12.563 --> 11:13.563
‫اما من...‬

11:14.313 --> 11:16.474
‫اگه اون بیرون بدترین
‫حالت پیش رفت،

11:16.498 --> 11:18.228
‫بهم قول بده که فرار کنی.‬

11:18.229 --> 11:21.395
‫یه زندگی درست رو انتخاب کن،
‫نه یه مرگ باشکوه رو.‬

11:24.604 --> 11:25.979
‫نیرو به همراهت باشد.‬

11:28.604 --> 11:30.228
‫- زود باش.‬
‫- اوه...‬

11:40.938 --> 11:44.687
‫بوزن، مسئولیت مقابله
‫با ناوگان دشمن با توـه.‬

11:44.688 --> 11:47.228
‫دوباره شکست نخور.‬

11:47.229 --> 11:49.728
‫و شما چیکار می‌کنین؟‬

11:49.729 --> 11:52.063
‫من کریستال کایبر رو پس می‌گیرم...‬

11:52.938 --> 11:54.728
‫با اجازه شما.‬

11:54.729 --> 11:55.729
‫بله.‬

11:59.854 --> 12:01.478
‫به نظرتون عجیب نیست‬

12:01.479 --> 12:03.429
‫که گنو ترجیح میده یه
‫کریستال رو پس بگیره

12:03.453 --> 12:05.395
‫تا این که این جنگ رو رهبری کنه؟‬

12:05.396 --> 12:08.187
‫اون دنبال کریستال نیست
‫بلکه دنبال انتقام‌ـه.‬

12:08.188 --> 12:09.229
‫انتقام؟‬

12:24.146 --> 12:26.603
‫همه فضاپیماها توجه کنید.

12:26.604 --> 12:29.728
‫هدف ما مرکز قدرت قلعه دشمن‌ـه!‬

12:29.729 --> 12:31.479
‫با تمام توان بهشون ضربه بزنین!‬

12:32.063 --> 12:34.438
‫بقیه‌تون از ناوگان شهاب‌سنگ پشتیبانی کنین!‬

12:35.063 --> 12:36.854
‫دشمن رو به این سمت بکشونین!‬

12:39.229 --> 12:42.312
‫سرنوشت کهکشان به این نبرد بستگی داره.‬

12:42.313 --> 12:45.270
‫آینده همه در دستان شماست.‬

12:50.000 --> 12:57.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

13:08.646 --> 13:10.270
‫گوش کنین وحشی‌ها!‬

13:10.271 --> 13:12.574
‫نمی‌خوام حتی یکی از سفینه‌هاشون بتونه

13:12.598 --> 13:14.146
‫به قلعه دومینیون برسه!‬

13:48.688 --> 13:51.604
‫می‌دونستم قراره این‌جا باشی لاه ژیما.‬

13:53.646 --> 13:57.103
‫وایسا، باید همین الان برگردیم!‬

13:57.104 --> 13:58.187
‫ولی چرا؟‬

13:58.188 --> 14:00.395
‫پدرم در خطر‌ه!‬

14:00.396 --> 14:01.396
‫حسش می‌کنم.‬

14:07.896 --> 14:09.771
‫کارا!‬

14:11.354 --> 14:14.145
‫خب، فکر کنم ما هم چاره‌ای نداریم
‫به جز این که برگردیم.‬

14:14.146 --> 14:15.146
‫موافقم.‬

14:15.813 --> 14:16.813
‫خیلی خب.‬

14:20.063 --> 14:23.687
‫گوش کن. تو نمی‌تونی از کریستال این معبد
‫به عنوان سلاح استفاده کنی.‬

14:23.688 --> 14:26.770
‫تو نمی‌تونی کنترلش کنی.‬

14:26.771 --> 14:28.020
‫خب که چی؟‬

14:28.021 --> 14:30.437
‫برام مهم نیست چه اتفاقی بیوفته.‬

14:30.438 --> 14:33.270
‫تنها چیزی که برام مهمه،
‫شکست دادن توـه.‬

14:42.938 --> 14:44.728
‫باشه. هرطور مایلی.‬

14:53.521 --> 14:56.353
‫پس، داری از ارتقاهای جدیدت برای
‫ دنبال کردن حرکات من استفاده می‌کنی.‬

14:56.354 --> 14:59.562
‫دقیقاً، اما چیزهای بیشتری هم هست...‬

15:01.354 --> 15:03.938
‫ببینم در مقابل این ارتقاها چیکار می‌کنی!‬

15:10.146 --> 15:11.645
‫پدر!‬

15:11.646 --> 15:13.520
‫کارا، چرا برگشتی؟‬

15:13.521 --> 15:15.562
‫اگه من جات بودم،
‫حواسم رو جمع می‌کردم!‬

15:15.563 --> 15:17.020
‫مراقب باش!‬

16:00.021 --> 16:03.396
‫حالا چیکار کنیم؟ لایت‌سیبر
‫و بلستر روی اون چیز تاثیر ندارن.‬

16:04.188 --> 16:06.187
‫بیخیال نجات دادن ژیما شو،

16:06.188 --> 16:08.604
‫با این وضعیت حتی نمی‌تونیم
‫خودمون رو نجات بدیم.‬

16:09.354 --> 16:10.770
‫این حقیقت نداره.‬

16:10.771 --> 16:12.145
‫منظورت چیه؟‬

16:12.146 --> 16:13.478
‫دقیق‌تر نگاه کن.‬

16:13.479 --> 16:14.562
‫سپر رو می‌بینی؟‬

16:14.563 --> 16:17.270
‫فکر کنم برای نگه داشتنش به مشکل خورده،‬

16:17.271 --> 16:20.562
‫این یعنی حملات ما داره بهش آسیب میزنه.‬

16:20.563 --> 16:22.270
‫پس تو اون سطح از قدرت،‬

16:22.271 --> 16:24.853
‫نمی‌تونه سپرش رو مدام فعال نگه داره.‬

16:24.854 --> 16:27.228
‫خیلی خب. اما چطوری
‫اون رو شکست بدیم؟‬

16:41.354 --> 16:42.978
‫اون بیرون یه چیزی درست نیست.

16:42.979 --> 16:44.854
‫باید این رو جمع کنیم
‫و بریم کمک‌شون.‬

16:45.521 --> 16:46.812
‫عه... کارا؟‬

17:02.563 --> 17:05.895
‫با وجود تمام آموزش‌های جدای‌ت،‬

17:05.896 --> 17:08.688
‫نمی‌تونی با این بدن
‫حریف سرعت من بشی.‬

17:09.563 --> 17:12.396
‫و این دفعه، من شکستت میدم.‬

17:13.979 --> 17:15.354
‫چقدر احمقانه.‬

18:51.021 --> 18:52.562
‫وای نه!‬

19:08.229 --> 19:09.938
‫این بده.
‫کریستال رو گرفتن.‬

19:11.021 --> 19:12.802
‫می‌خوام به خاطر
‫برگشتن‌تون سرزنشت کنم

19:12.826 --> 19:14.395
‫اما وقتش رو نداریم.‬

19:14.396 --> 19:15.937
‫گوش کنین.‬

19:15.938 --> 19:18.771
‫باید هر کاری از دست‌تون برمیاد رو
‫برای نابود کردن توپ کایبر انجام بدین.‬

19:19.396 --> 19:21.313
‫نباید بهشون اجازه بدیم
‫ازش استفاده کنن.

19:22.021 --> 19:23.021
‫پس شما چی؟‬

19:25.021 --> 19:27.729
‫من نوام رو پیدا می‌کنم تا بتونم یه بار
‫برای همیشه، این رو تموم کنم.‬

19:28.000 --> 19:48.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
