WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:00.561 --> 01:02.813
‫این کارها باید براتون مثل نفس کشیدن
عادی بشه

01:03.480 --> 01:06.692
‫چون اگه فقط یه چیز توی سازمان امنیت
‫یاد گرفته باشم،

01:07.359 --> 01:10.529
‫اینه که وقتی میان بالا سرت،
‫حتی فرصتِ فکر کردن هم نداری

01:11.780 --> 01:14.116
‫فقط ناخودآگاه و حافظه‌ی عضلانیته که
نجاتت میده

01:25.959 --> 01:30.959
♪ Spandau Ballet - Gold ♪

01:30.983 --> 01:37.983
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:51.028 --> 01:53.487
‫منظورم خونه‌های بدون امکاناتِ شهری نیست

01:53.488 --> 01:56.365
‫مثل یه واحد مسکونی عادی لوله‌کشی و
سیم‌کشی می‌شن

01:56.366 --> 02:01.663
‫اما شاهکار اصلی اینجاست که در اصل
این خونه‌ها با کانتینرهای باری ساخته می‌شن

02:02.748 --> 02:06.335
‫یکی‌یکی می‌چینی‌شون روی هم،
‫یهو می‌بینی یه برج تحویل گرفتی!

02:09.086 --> 02:10.797
‫«سوئیت‌های معلق در آسمان»

02:12.549 --> 02:15.051
‫یه سر بیا پای پروژه از نزدیک ببین،
‫خودت متوجه می‌شی!

02:15.052 --> 02:16.386
‫نقد یا کارت؟

02:19.389 --> 02:20.474
‫کارت...

02:21.099 --> 02:22.976
‫ببخشید نقد

02:45.707 --> 02:48.710
‫سلام. مسیریاب‌تون اشتباهی کشوندتون اینجا؟

02:49.253 --> 02:52.338
‫مسیریاب‌ها معمولاً این سمت‌ها قاطی می‌کنن

02:52.339 --> 02:55.551
‫نه، نه. درست اومدیم
‫حدأقل این‌طور فکر می‌کنم

02:56.593 --> 02:58.804
‫آقای لوی درسته؟ استروئن لوی؟

03:01.348 --> 03:02.349
‫درسته

03:06.019 --> 03:07.103
‫خیلی ایده‌ی خوبیه

03:07.104 --> 03:09.689
‫کانتینرهای مسکونی!

03:09.690 --> 03:12.091
‫به‌محض این‌ که خبر دار شدیم
‫گفتیم سریع باید دست‌به‌کار بشیم

03:12.116 --> 03:14.277
‫فعلاً در حد یه ایده با پتانسیل بالاست

03:14.278 --> 03:16.696
‫- نه، نه. استورن...
‫-  پتانسیل خیلی بالا!

03:16.697 --> 03:20.241
‫در کل من به چشم آپارتمان‌های نقلی
بهشون نگاه می‌کنم

03:20.242 --> 03:21.617
‫هـوم

03:21.618 --> 03:23.953
‫البته که کانتینرها قابلیتِ
چیدمان طبقاتی دارن

03:23.954 --> 03:25.204
‫طبقه روی طبقه

03:25.205 --> 03:28.166
‫محشره، محشر

03:31.086 --> 03:32.671
‫خب، از کجا ما رو پیدا کردید؟

03:36.341 --> 03:37.759
‫خب می‌دونید...

03:39.052 --> 03:40.469
‫خبرش توی بازار پخش شده

03:40.470 --> 03:42.973
‫همچین فرصت خوبی که پیش بیاد
‫همه درموردش حرف می‌زنن

03:43.640 --> 03:46.100
‫آخه من هنوز حتی کاتالوگ‌ها رو هم پخش نکردم

03:46.101 --> 03:48.270
‫نه نه، خب میشه گفت رئیس ما
‫این‌جور چیزها رو بـو می‌کشه

03:48.937 --> 03:50.354
‫پیام بدم بگم پیداشون کردیم؟

03:50.355 --> 03:51.857
‫حتماً

03:52.858 --> 03:54.859
‫فکر کردم گفتید فقط خودتون دونفرید

03:56.695 --> 03:58.238
‫بالأخره هر کسی یه بالا دستی‌ای داره

03:59.781 --> 04:01.241
‫بالا دستی ما هم رئیس‌مونه

04:03.035 --> 04:07.039
‫خیلی اصرار داشتن که زود شما رو پیدا کنیم

04:14.630 --> 04:19.259
‫درسته. خب...
‫جزئیات زیادی هست که واردش بشیم

04:20.446 --> 04:22.519
‫اما فکر کنم بهتره سر فرصت
به پیشنهادتون فکر کنم

04:22.543 --> 04:24.543
‫ممنون که تشریف آوردید

04:25.516 --> 04:28.559
‫نه، شرمنده. باید تشریف ببرید

04:28.560 --> 04:29.977
‫چی‌کار می‌کنی؟

04:29.978 --> 04:31.229
‫بس کن!

04:48.539 --> 04:51.916
‫نه، نه، نه

04:51.917 --> 04:53.377
‫نه خواهش می‌کنم

04:54.753 --> 04:57.130
‫نه، نه، لطفاً

04:58.173 --> 05:02.510
‫توروخدا! خواهش می‌کنم، نـه!

06:31.536 --> 06:33.523
‫« اسب‌های کودن »
‫ « فصل ششم، قسمت اول »

06:33.893 --> 06:38.893
♪ Kofi Stone - Busker Flow ♪

08:02.399 --> 08:03.400
‫خواهش می‌کنم...

08:05.652 --> 08:07.320
‫نمیشه تو به جام بری نگاه کنی؟

08:07.321 --> 08:08.614
‫خودت برو

08:09.323 --> 08:10.406
‫این کیبورد منـه؟

08:10.407 --> 08:11.991
‫این دیگه کدوم خریه؟

08:11.992 --> 08:13.493
‫کی کدوم خریه؟

08:17.664 --> 08:19.207
‫این دیگه کدوم خریه؟

08:19.848 --> 08:21.099
‫نمی‌دونم

08:24.338 --> 08:26.048
‫خب هر کی هست نمی‌تونه اینجا بمونه

08:38.809 --> 08:40.019
‫مطمئنم درک می‌کنید

08:40.020 --> 08:44.190
‫که دل‌مون نمی‌خواد برنامه‌ریزی‌هامون
‫دقیقه نودی تغییر کنه...

08:44.191 --> 08:47.735
‫اما با توجه به فاصله‌ای که تا کلیسا داریم و
‫پیش‌بینی هوای فردا،

08:47.736 --> 08:50.364
‫شاید مجبور بشیم مراسم رو
با کمی تأخیر شروع کنیم

08:51.615 --> 08:54.951
‫بازرس ها انتهای کلیسا و
بخش شبستان مستقر میشن

08:54.952 --> 08:57.119
‫تعدادی هم لابه‌لای جمعیت پخش میشن

08:57.120 --> 08:59.413
‫- نامحسوس عمل می‌کنیم
‫- نه خیلی نامحسوس

08:59.082 --> 09:02.582
« ناشناس »

08:59.414 --> 09:02.335
‫می‌خوام اگه کسی قصدِ خراب‌کاری داره بترسه

09:03.836 --> 09:06.212
‫ببخشید، چرا باید یکی بخواد خراب‌کاری کنه؟

09:06.213 --> 09:07.296
‫اون سال‌ها پیش بازنشسته شده

09:07.297 --> 09:11.384
‫پدربزرگت سالیان درازی زندگی مخفیانه داشت

09:11.385 --> 09:14.720
‫بالأخره باید این احتمال رو بدیم که
‫شاید یکی از رازهای گذشته‌ش، یقه‌ش رو بگیره

09:14.721 --> 09:17.682
‫نصف کسایی که واسه مراسم میان
‫فکر می‌کنن توی وزارت ترابری کار می‌کرده

09:17.683 --> 09:19.142
و قراره بر همین اساس بریم جلو

09:20.269 --> 09:24.523
‫خب، روند مراسم...
‫نمی‌خوای یه‌ذره صحبت کنی؟

09:26.024 --> 09:28.401
‫- چرا، می‌خوام یه‌ذره صحبت کنم
‫- باشه، طولانیش نکن

09:28.402 --> 09:30.903
‫روح مرده نیازی به مرثیه‌سرایی‌های
طولانی و بی‌سر‌وته نداره

09:30.904 --> 09:32.744
‫درمورد قرائت متن، باب سوم جامعه

09:32.768 --> 09:34.768
‫طبق سنت همیشگی مراسم‌های
ترحیم پارک خونده میشه؛

09:35.117 --> 09:36.325
‫که دلیلش هم مشخصه

09:36.326 --> 09:37.729
‫مگر این‌ که نظر دیگه‌ای داشته باشید

09:37.754 --> 09:41.139
‫درمورد این ‌که «مراسمِ ترحیم پارک»
‫خطابش می‌کنید یه موردی هست

09:41.164 --> 09:43.166
‫اون همین چند روز پیش فوت کرده، و من...

09:45.711 --> 09:47.461
‫همه‌چیز داره خیلی سریع پیش میره، همین

09:47.462 --> 09:49.672
‫کارت‌رایت، من در مقام میز اول، وظیفه دار...

09:49.673 --> 09:51.757
‫شما میز اول هستید؟

09:51.758 --> 09:53.218
‫خدای من، اصلاً حدسش هم نمی‌زدم

09:56.180 --> 10:00.641
‫بهم خبر دادن قبول نکردی
مرخصی سوگواری بگیری و

10:00.642 --> 10:03.468
‫هر روز میای سر کار

10:04.479 --> 10:08.525
‫به همین خاطر، این طعنه‌ت رو می‌ذارم
‫به پای داغ‌دیدگی، خستگی و ناپختگیت

10:10.068 --> 10:13.074
‫بنده به‌عنوان میز اول،
وظیفه دارم اطمینان حاصل کنم ‫که

10:13.098 --> 10:15.841
سنت‌های سازمانی رعایت میشن

10:15.866 --> 10:18.993
‫و به هر کس در حد شأن و
جایگاهش ادای احترام بشه

10:18.994 --> 10:21.204
‫و در رابطه با پدربزرگ شما،

10:21.205 --> 10:23.122
‫این احترام بی‌چون‌وچرا واجب بود

10:23.123 --> 10:25.458
‫باشه. همون بابِ «جامعه» خوبه

10:25.459 --> 10:26.918
‫خوبه. هیچ‌ مشکلی نیست

10:26.919 --> 10:29.754
‫عالیه. خوشحالم که سر این موضوع
به توافق رسیدیم

10:29.755 --> 10:31.506
‫یه مورد دیگه هم هست

10:31.507 --> 10:33.633
‫طرحِ دفترچه یادبود مراسم

10:33.634 --> 10:36.093
‫پدربزرگت اگر زنده بود و می‌خواست انتخاب کنه

10:36.094 --> 10:39.198
‫قطعاً مفهومی که هر کدوم از این‌ها
منتقل می‌کنن رو در نظر می‌گرفت

10:39.223 --> 10:40.766
‫‌خواستم ببینم نظر خاصی دارید یا خیر

10:44.269 --> 10:48.023
‫لازم نیست همین الان انتخاب کنی.
‫می‌تونی ببریش، سر فرصت تصمیم بگیر

10:56.907 --> 11:00.244
‫کارت‌رایت، از اعماق قلبم بهت تسلیت میگم

11:14.807 --> 11:16.485
‫مورد دیگه‌ای هم هست؟

11:16.510 --> 11:20.429
‫راستش آره.
‫گزارش یه مورد فوتی به دست‌مون رسیده

11:20.430 --> 11:22.265
‫از نیروهای سابق‌مون؛ استروئن لوی

11:22.266 --> 11:23.766
‫از بچه‌های واحد «اسب کودن» بود

11:23.767 --> 11:24.934
‫استروئن لوی رو می‌شناسم

11:24.935 --> 11:27.353
‫پزشکی قانونی علت فوت رو
‫«مرگ تصادفی» اعلام کرده

11:27.354 --> 11:29.438
‫ولی شرایطش تصادفی به‌نظر نمیان

11:29.439 --> 11:30.731
‫میگم به لمب اطلاع بدن

11:30.732 --> 11:33.067
‫خب اگه مرگ تصادفی بوده که
‫نیازی نیست به لمب بگیم

11:33.068 --> 11:35.820
‫ضوابط ایجاب نمی‌کنه بهش اطلاع بدیم؟
‫یا حدأقل محض احترام؟

11:37.072 --> 11:41.200
‫«احترام» و «جکسون لمب»
‫توی یه جمله با هم جور در نمیان

11:43.161 --> 11:46.539
‫شوخ‌طبعی خصلتی نیست که از
یه سربازرس انتظار داشته باشم

11:46.540 --> 11:47.958
‫حدنشناسی هم همین‌طور

11:49.835 --> 11:50.836
‫با اجازه

12:18.572 --> 12:20.616
‫- استن‌دیشه؟
‫- آره

12:22.868 --> 12:24.702
‫چه عجب بالأخره تشریف آوردی!

12:24.703 --> 12:26.413
‫چیه؟ فکر کردی نمیام؟

12:27.664 --> 12:29.457
‫جکسون، جکسون

12:29.458 --> 12:30.667
‫این دیگه کیه؟

12:31.418 --> 12:33.920
‫آهان، یه املاکیه...

12:33.921 --> 12:36.048
‫- آره، کو می‌خواسته بکشتش
‫- فکر کردم تفنگ داره

12:36.882 --> 12:38.216
‫خب حالا حالش خوبه؟

12:38.217 --> 12:41.469
‫فکر نکنم خوب باشه!
‫ریخت و قیافه‌ش رو نمی‌بینی مگه؟

12:41.470 --> 12:44.889
‫تقصیر توئه؛ به خاطر همینه میگم
باید سر وقت بیای

12:44.890 --> 12:47.392
‫والا اتوبوسم دیر کرد. زنگ هم زدم خبر دادم

12:48.227 --> 12:49.810
‫من میرم واسه‌ش یخ بیارم

12:49.811 --> 12:51.729
‫- حقوق این ماهـت رو ریختن؟
‫- جانم؟

12:51.730 --> 12:53.190
آره راستی

12:53.857 --> 12:55.900
‫این ماه به هیچ احدالناسی یه قرون هم ندادن

12:55.901 --> 12:56.984
‫اگه حرف ما رو باور نداری،

12:56.985 --> 12:58.245
‫- حسابت رو چک کن
‫- چی؟

12:58.270 --> 13:00.655
‫البته اگه این پخمه‌ها قرار بود
‫به اندازه لیاقت‌شون حقوق بگیرن

13:00.656 --> 13:03.908
‫باید یه پولی هم به پارک می‌دادن؛
‫ولی من که مسئول‌شونم چی؟

13:03.909 --> 13:07.078
‫به این پسره‌ی کاراته‌باز گفتم پیگیر بشه،
‫ولی هیچی نیست

13:07.079 --> 13:10.206
‫اگه چیزی باشه که پیدا می‌کنم،
‫وقتی نباشه که نمیشه پیدا کرد

13:10.207 --> 13:12.041
‫- چی نیست؟
‫- ما!

13:12.042 --> 13:13.960
‫از روی سیستم پارک حذف شدیم

13:13.961 --> 13:15.087
‫دیگه وجود خارجی نداریم

13:15.671 --> 13:18.649
‫حالا که در جریان قرار گرفتی،
‫دست به کار شو و درستش کن

13:18.674 --> 13:19.757
‫خب حالا کجا میری؟

13:19.758 --> 13:22.760
‫خب اینجا بمونم چی‌کار؟
‫حقوق که بهم نمیدن

13:22.761 --> 13:25.847
‫خدا وکیلی سر اتحادیه‌های کارگری
‫این مملکت چی اومده؟

13:25.848 --> 13:30.309
‫- راستی، کارت‌رایت رو هم پیدا کن
‫- توی همچین روزی مزاحمش بشم؟ چرا؟

13:30.310 --> 13:32.938
‫احتمالاً به ارث و میراثی که
بهش می‌رسه نیاز پیدا کنیم

13:38.110 --> 13:39.193
‫سلام

13:39.194 --> 13:41.905
‫- چای... چای میل دارید؟
‫- اوهوم

13:42.573 --> 13:44.157
‫الان برمی‌گردم

13:48.245 --> 13:50.914
‫بله.
‫نه، نه...

13:51.415 --> 13:53.124
‫قطعاً نه. ولی بله

13:53.125 --> 13:56.086
‫- خانم، این‌ها رو می‌خواستید؟
‫- لطفاً بذارشون روی میزم

13:57.171 --> 13:58.421
‫چقدر طول می‌کشه؟

13:58.422 --> 14:00.214
‫توروخدا قیافه ‌نگیر، دایانا

14:00.215 --> 14:03.092
سری بعد که بحث بودجه‌ی پارک تو
‫ پارلمان کشیده بشه وسط،

14:03.093 --> 14:06.054
‫یا توی کارلتون کلاب و نشست چِونینگ،
‫همین آدم‌ها به دردت می‌خورن

14:06.555 --> 14:09.974
‫از همه میزِ اول‌هات این‌طوری سوءاستفاده
‫ می‌کنی، یا فقط زورت به زن‌ها رسیده؟

14:09.975 --> 14:13.519
‫قربان، بخش پشتیبانی ساختمان پیگیرِ
وضعیت دفتر قبلی‌تون هستن

14:13.520 --> 14:15.605
‫خب بهشون بگو همچنان ازش استفاده می‌کنم

14:16.690 --> 14:18.649
‫نه، من باید تمام حواسم به اینجا باشه

14:18.650 --> 14:21.903
‫مگه این‌ که تو بخوای تبدیل بشه به
محل رفت‌وآمد تورهای تفریحی

14:21.904 --> 14:23.696
‫دایانا خودت می‌دونی که
من همیشه هوات رو دارم

14:23.697 --> 14:26.282
‫پس چرا وقتی این رو میگی
ته دلم بیشتر خالی میشه؟

14:26.283 --> 14:29.285
ولی واقعاً امیدوارم میزبان خوبی
برای مهمانان‌مون باشی

14:29.286 --> 14:30.495
‫جهنم و ضرر

14:30.996 --> 14:33.665
‫من که پیشخدمت نیستم؛
‫قواعد این بازی رو خوب بلدم

14:34.333 --> 14:36.292
‫این جواب سؤالم نبود

14:36.293 --> 14:40.004
‫این در واقع نقطه‌ی کانونیِ کل این پرونده‌ست

14:40.005 --> 14:41.340
‫صبح به‌خیر

14:41.924 --> 14:43.466
‫قصد ندارم مزاحمِ بازدیدتون بشم

14:43.467 --> 14:47.040
‫صرفاً خواستم از این فرصت استفاده کنم
‫و شخصاً ورودتون به پارک رو خوش‌آمد بگم

14:47.065 --> 14:50.056
‫- دایانا، بذار جرمی یو رو بهت معرفی کنم
‫- توی حوزه‌ی فولاد فعالیت می‌کنن

14:50.057 --> 14:52.600
‫- باعث افتخاره که تشریف آوردید اینجا
‫- خوش‌وقتم، ممنون

14:52.601 --> 14:53.893
‫سیلویا دلنی

14:53.894 --> 14:55.995
‫- فعال حوزه امور مالی
‫- بله، فکر کنم قبلاً همدیگه رو دیدیم

14:56.021 --> 14:57.022
‫- بله
‫- دیمین کنتور

14:57.022 --> 14:59.148
‫- حالِ شما؟
‫- مالک یک شبکه تلویزیونی

14:59.149 --> 15:00.900
‫پیتر جاد رو هم که مسلماً می‌شناسی

15:00.901 --> 15:04.362
‫من و پیتر از قدیم‌الایام با هم دوستیم

15:04.363 --> 15:08.717
‫هرچند تعجب می‌کنم چطور تونستی
‫تأییدیه امنیتی بگیری!

15:08.742 --> 15:11.953
‫فرصت دیدن میز اول‌مون، اون هم در
اوج شکوه و شهرت روزافزونش؟

15:11.954 --> 15:13.580
آسمون هم به زمین می‌رسید می‌اومدم

15:14.665 --> 15:16.749
‫باید بگم که اصلاً ناامیدم نکردی

15:16.750 --> 15:19.001
‫- این تاج و تخت حسابی بهت میاد
‫- ممنونم

15:19.002 --> 15:22.338
‫- مانیتورها چرا خاموشن؟
‫- خب... داریم رصد عملیاتی انجام می‌دیم

15:22.339 --> 15:24.799
‫متأسفانه امروز چیز خاصی نداریم
خدمت‌تون نشون بدیم

15:24.800 --> 15:26.635
‫مطمئنم که هست!

15:27.733 --> 15:29.443
‫این همه راه اومدیم...

15:33.433 --> 15:35.476
‫کسی، داری کجا رو نظارت می‌کنی؟

15:35.477 --> 15:36.853
‫مزرعه ربات‌‌های سایبری ویلتشر

15:36.854 --> 15:38.230
‫- همین رو بنداز رو صفحه
‫- چشم

15:39.521 --> 15:42.116
‫این یه مرکز ربات‌های سایبریه که
‫توسط روس‌ها تأمین مالی می‌شده،

15:42.141 --> 15:44.861
‫دقیقاً توی همون منطقه‌ای که چند هفته پیش

15:44.862 --> 15:46.113
‫حمله‌ی گاز اعصاب رخ داد

15:46.655 --> 15:49.156
‫حسابی روی اعصاب‌مون بودن
‫واسه همین امروز صبح ریختیم سرشون

15:49.157 --> 15:50.617
‫بقیه‌ش رو هم نشون بده

15:56.832 --> 15:58.416
‫ام‌آی‌فایو!

16:01.128 --> 16:03.964
‫بخوابید زمین! بخوابید زمین! بخوابید زمین!

16:05.507 --> 16:07.551
‫بخوابید زمین!

16:08.594 --> 16:10.178
‫- پاشو ببینم
‫- پاشو

16:10.179 --> 16:12.805
‫احسنت!

16:12.806 --> 16:14.308
‫ضربه متقابل

16:15.225 --> 16:16.642
‫نوویچوک در خاک بریتانیا!

16:16.643 --> 16:19.395
‫فکر کنم هنوز خیلی مونده تا بی‌حساب بشیم

16:19.396 --> 16:22.106
‫ببخشید خانم، طبقه‌ی بالا باهاتون کار دارن

16:22.107 --> 16:23.317
‫کد والکن

16:23.984 --> 16:26.027
‫واقعاً عذر می‌خوام؛
‫باید حتماً به این مورد رسیدگی کنم

16:26.028 --> 16:28.655
‫میز دوم در خدمت‌تون خواهند بود

16:30.782 --> 16:33.285
‫بسیار خب. لطفاً از این طرف...

16:33.785 --> 16:35.829
‫همون‌طور که عرض می‌کردم، اینجا کانونِ...

16:41.960 --> 16:43.794
‫کد والکن؟

16:43.795 --> 16:45.129
‫والکن اسم گربه‌مه، خانم

16:45.130 --> 16:46.631
‫آهان

16:48.592 --> 16:50.259
‫امر دیگه‌ای نیست، قربان؟

16:50.260 --> 16:51.511
‫نه، نه

16:51.512 --> 16:53.805
‫فقط می‌خوام زودتر به کار و بارهام برسم

16:54.598 --> 16:55.724
‫ممنونم، اوفیلی

17:19.122 --> 17:20.123
‫خب...

17:21.875 --> 17:22.959
‫چه گُهی می‌خوری؟

17:22.960 --> 17:25.169
‫تمرین هدف‌گیری برای زدنِ کُس‌مشنگ‌ها

17:25.170 --> 17:26.254
‫خطا رفت

17:26.255 --> 17:27.422
‫پارک چه‌خبر؟

17:28.257 --> 17:30.509
‫خوب بود، بد نبود

17:31.593 --> 17:33.094
‫لمب هست؟

17:33.095 --> 17:34.588
‫لمب چون حقوق‌مون رو نمیدن اعتصاب کرده

17:34.613 --> 17:35.888
‫کاترین هم رفته ببینه چی شده

17:35.889 --> 17:37.580
‫چی؟ یعنی چی حقوق‌مون رو نمیدن؟

17:37.605 --> 17:39.684
‫از روی سیستم پارک حذف‌ شدیم،
‫حتی از لیست حقوق‌بگیرها

17:39.685 --> 17:40.768
‫واقعاً؟ چی؟

17:40.769 --> 17:43.312
‫فکر نکنم تو یکی دغدغه پول داشته باشی،
‫پولدار شدی رفت

17:43.313 --> 17:44.814
‫راستش هزینه‌های آسایشگاه سالمندان

17:44.815 --> 17:47.109
‫تقریباً هرچی پدربزرگم داشت رو بلعید و...

17:47.818 --> 17:49.653
‫اصلاً من چرا دارم اینا رو به شما میگم؟

17:51.196 --> 17:54.115
‫اگه حقوق‌تون رو ندادن پس چرا هنوز اینجایید؟

17:54.116 --> 17:55.950
‫جایی نداریم بریم

17:55.951 --> 17:58.036
‫- بی‌ادب
‫- من که دقیقاً همون‌ جایی‌ام که باید باشم

17:58.829 --> 17:59.997
‫کنارِ تو

18:00.622 --> 18:04.000
‫ریور، اندوهِ سوگواری، چیزی نیست
‫جز سایه‌ای که عشق از خودش جا می‌ذاره

18:04.001 --> 18:05.252
نه؟

18:06.962 --> 18:12.134
‫«اگه یه روزی گاز دادن من رو کُشت، گریه
‫نکنید، بدونید که اون لحظه خوشحال بودم»

18:14.845 --> 18:16.888
‫چه گُهی خوردی؟

18:16.889 --> 18:18.598
‫تمرین تیراندازی برای زدنِ کُس‌مشنگ‌ها

19:07.980 --> 19:08.980
« مامان »

19:10.984 --> 19:14.320
‫سلام، ایزابلم. حرف‌های قشنگ بزنید

19:17.115 --> 19:18.617
‫بازم منم، ریور

19:19.243 --> 19:20.410
‫من...

19:21.203 --> 19:23.371
‫یه تماس بی‌پاسخ داشتم،
‫نمی‌دونم تو بودی یا نه

19:23.372 --> 19:26.916
‫ولی میشه... لطفاً بهم زنگ بزنی؟ باشه؟

19:26.917 --> 19:29.168
‫فقط باید بدونم میای یا نه؛ واقعاً ممنون میشم

19:29.169 --> 19:31.338
‫دمت‌گرم

19:45.394 --> 19:46.811
‫این مسخره‌بازی رو تموم کن

19:46.812 --> 19:48.939
‫من ازت دل کندم، تو هم باید بیخیال بشی

19:50.858 --> 19:54.819
‫من رو دیگه یه رؤیای دست‌نیافتنی در نظر بگیر

19:54.820 --> 19:56.612
‫استروئن لوی مرده

19:56.613 --> 19:58.739
‫پنج روز پیش

19:58.740 --> 20:00.742
‫پزشکی قانونی هم علتش رو
مرگ تصادفی اعلام کرده

20:02.703 --> 20:03.786
‫استروئن لوی

20:03.787 --> 20:05.830
‫- از بچه‌های اسب‌ کُند بوده
‫- آره، می‌دونم

20:05.831 --> 20:08.916
‫دارم سعی می‌کنم بفهمم چرا
فکر کردی باید به یه ورم باشه

20:08.917 --> 20:10.293
‫چون یکی از نیروهای خودت بوده

20:10.294 --> 20:14.507
‫آره، تا وقتی که به خاطر فروختن‌مون،
‫ یه لگد زدم به اون کونِ نحسش و بیرونش کردم

20:15.048 --> 20:18.051
‫توی یه کانتینر باربری زنده‌زنده جزغاله شده

20:18.995 --> 20:23.995
♪ Vichenzo Orru - E l'italia ♪

20:26.268 --> 20:28.270
‫با دست شکسته

20:28.821 --> 20:30.354
‫شاید با کله افتاده بین مارشمالوهایی که

20:30.355 --> 20:32.982
‫داشته کباب می‌کرده و از شدت شوک
ریق رحمت رو سر کشیده

20:32.983 --> 20:35.193
‫ظاهراً خرج زندگیش رو با
‫آموزش هنرهای رزمی درمی‌آورده،

20:35.194 --> 20:37.028
‫پس ممکنه دستش همون‌جا شکسته شده باشه

20:37.029 --> 20:40.406
‫ولی یه دست شکسته مانع این نمیشه که
‫بتونی یه در قفل‌نشده رو

20:40.407 --> 20:41.950
‫باز کنی و فرار کنی

20:42.618 --> 20:43.911
‫پس چرا این کار رو نکرده؟

20:47.372 --> 20:49.373
‫تو اصلاً استروئن لوی رو دیده بودی؟

20:49.374 --> 20:50.501
‫مدت‌ها قبل از من اینجا بوده

20:52.252 --> 20:54.505
‫نظرات دوگانه‌ای درمورد آقا استروئن داشتیم

20:56.507 --> 21:00.176
‫یه عده عقیده داشتن یه انگل بی‌مصرفِ خالصه،

21:00.177 --> 21:02.678
‫یه عده هم معتقد بودن
همین توصیف هم واسه‌ش زیادیه

21:02.679 --> 21:05.056
‫توی جمعی که همه پخمه و بی‌خاصیت بودن،

21:05.057 --> 21:07.892
‫اون دیگه تَـه بی‌خاصیتی بود

21:07.893 --> 21:11.938
‫واسه همین باور این ‌که خودش باعث
‫شده باشه توی کانتینر گیر کنه و کباب بشه

21:11.939 --> 21:13.690
‫به‌طرز عجیبی راحته

21:14.399 --> 21:15.859
‫علاوه بر اون،

21:16.944 --> 21:20.238
‫بنده در حال حاضر رسماً توی اعتصابم؛

21:20.239 --> 21:22.783
‫به این دلیل که یه قرون هم
‫واسه‌مون نریختن، واسه همین...

21:23.450 --> 21:24.451
‫درسته

21:25.202 --> 21:27.161
‫خب، ممنونم که گوش دادی

21:27.162 --> 21:28.163
‫نه

21:29.623 --> 21:30.831
‫بذار بمونه

21:30.830 --> 21:33.480
‫حدأقل رو کاسه توالت،
‫یه چی برای خوندن دارم

21:40.550 --> 21:42.530
‫بانو دای خبر داره اومدی اینجا؟

21:43.920 --> 21:44.930
‫نه

21:47.050 --> 21:49.050
‫قوانین مسکوئه دیگه

21:50.180 --> 21:51.480
‫در ضمن...

21:52.270 --> 21:54.020
فعلاً یکم دست و بالم تنگـه

21:54.020 --> 21:56.190
‫یه زحمتش بکش و غذام رو حساب کن

22:22.420 --> 22:23.630
‫هی، کارت‌رایت؟

22:24.590 --> 22:26.130
‫تن لشت رو جمع کن و بیا اینجا

22:28.868 --> 22:33.748
« چارلز پارتنر، ۱۹۸۷-۲۰۰۷ »

22:36.980 --> 22:38.520
‫کاترین

22:38.520 --> 22:40.650
‫متأسفانه زود باید برم،
‫خیلی سرمون شلوغـه

22:40.650 --> 22:41.730
‫حتماً

22:41.730 --> 22:46.650
‫یه مشکل فنی توی خانه‌ی لجن‌زار پیش اومده و
‫برامون سؤال شد که...

22:47.910 --> 22:49.350
‫اینجا نه. بیا دنبالم

22:52.530 --> 22:56.580
‫اتاقـم باید خالی باشه. همه واسه تولد
‫پیچیدن و رفتن می‌خونه

22:56.580 --> 22:58.150
‫کسی صدات رو نمی‌شنوه

22:59.080 --> 23:00.540
‫معذرت می‌خوام

23:00.540 --> 23:03.380
‫این جوون‌ها واسه کار من
‫دندون تیز کردن،

23:03.380 --> 23:07.420
‫بهتره یاد کسی نیارم که یه زمانی با
خانه‌ی لجن‌زار سر و کار داشتم

23:07.420 --> 23:09.430
‫تو هم باید موقعی که می‌تونستی،
می‌زدی ‫بیرون

23:09.430 --> 23:14.100
‫بگذریم، انگار خانه‌ی لجن‌زار از
‫پایگاه‌‌داده‌ی سازمان حذف شده

23:14.100 --> 23:17.350
‫هر کی هم که این اطلاعات رو پاک کرده،
‫کارش رو خیلی بی‌نقص انجام داده

23:17.350 --> 23:20.140
‫و خب مشخصاً ملکه‌های پایگاه‌داده
به تو جواب میدن

23:20.150 --> 23:21.900
‫اگه یه اشتباه اداری رخ داده باشه

23:21.900 --> 23:23.940
‫نباید خبرش جایی درز کنه، مگه نه؟

23:23.940 --> 23:26.890
‫اون هم با کلی از جوون‌هایی که
‫واسه کارت دندون تیز کردن

23:30.740 --> 23:32.580
‫یه دو دقیقه صبر کن

23:43.000 --> 23:50.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

24:13.240 --> 24:14.410
‫فکرش رو می‌کردم

24:14.950 --> 24:17.870
‫به هیچ‌وجه اشتباه اداری‌ رخ نداده

24:17.870 --> 24:20.040
‫دستور حذف شما، از اون بالا اومده

24:21.040 --> 24:22.830
از اون بالا‌ماها

24:25.380 --> 24:26.800
‫خیلی ممنون

24:26.800 --> 24:29.240
‫خیلی مراقب خودت باش، کاترین

24:29.970 --> 24:31.430
‫ممنونم

24:56.780 --> 24:58.450
‫دقیقاً برای چی اومدیم اینجا؟

25:00.790 --> 25:02.830
‫خب، با توجه سوگ اخیرت

25:02.830 --> 25:06.000
‫گفتم شاید بد نباشه یه حال و هوایی عوض کنی

25:06.000 --> 25:08.290
‫عوض کردن حال و هوا یعنی
برم برگردونی پارک،

25:08.290 --> 25:09.510
‫- طبق قولت
‫- ای خدا

25:09.510 --> 25:11.720
‫تو هنوز ول نکردی؟

25:11.720 --> 25:13.950
‫نه اما معلومـه که آدم خو‌ش‌قولی نیستی. باشه

25:13.950 --> 25:16.330
‫ببین، تو هر موقع بخوای می‌تونی بری پارک

25:16.330 --> 25:18.680
‫- به اردک‌ها غذا بدی
‫- عملاً نشستی روبروم

25:18.680 --> 25:20.060
‫گفتی این کار رو می‌کنی

25:20.060 --> 25:22.430
‫«کِی می‌تونم برگردم پارک؟
‫آقاجونم مُرده»

25:22.430 --> 25:24.940
‫آدم‌ها می‌میرن، کارت‌رایت

25:25.690 --> 25:27.810
‫مخصوصاً تو کارِ ما

25:27.810 --> 25:30.820
‫تو ۸۳ سالگی، در آرامش توی تختش...

25:31.490 --> 25:34.950
‫اگه پدر بزرگت هیچ می‌دونست که
‫چه اتفاقاتی در جریانـه

25:34.950 --> 25:37.200
‫خودش رو خوش‌شانس می‌دونست

25:37.200 --> 25:39.740
‫هر موقع نوبت تو رسید،
بهت یادآوری می‌کنم، باشه؟

25:39.740 --> 25:42.410
‫خب، یکم زود قضاوت نکردی؟

25:42.410 --> 25:44.710
‫از کجا معلوم تو قبلِ من نمیری؟

25:44.710 --> 25:47.460
‫آره، آخه نه که همش آب‌سبزیجات و
‫آووکادو می‌خوری

25:47.460 --> 25:49.170
‫- یادم رفته بود
‫- نه، همین‌طوری میگم

25:49.170 --> 25:51.200
‫با این وضعی که داری،
‫مثل یه بمب ساعتی می‌مونی

25:51.200 --> 25:54.010
‫قابلیت این رو داری که دستی‌دستی
‫کار دست خودت بدی

25:54.010 --> 25:56.930
‫یا باید بریزی بیرون،
‫یا بریزی تو خودت

25:56.930 --> 25:59.230
‫جفتش که همزمان نمیشه

26:05.480 --> 26:07.020
‫بهتر شدی؟

26:07.020 --> 26:08.150
‫نه

26:09.400 --> 26:10.690
‫در رو می‌بندی؟

26:17.160 --> 26:21.050
‫خیلی خب. حالا با یه دست، در رو باز کن

26:24.830 --> 26:25.910
‫خب که چی؟

26:25.910 --> 26:27.000
‫هیچی

26:27.000 --> 26:32.240
‫اما این سؤال به‌وجود میاد که،
‫چرا استروئن لوی چرا همین کارِ تو رو نکرد؟

27:05.120 --> 27:06.370
‫بکن توش

27:12.130 --> 27:13.130
‫هی

27:13.630 --> 27:16.010
‫استروئن لوی خودش رو به کشتن داده

27:16.010 --> 27:17.840
‫مردکِ خل‌وضع

27:17.840 --> 27:19.760
‫اما اگه باز هم خبری شد

27:19.760 --> 27:22.760
‫باید اسب‌های کودن سابق رو هم چک کنیم

27:23.470 --> 27:26.020
‫ببینیم لازمـه نگران چیزی باشیم یا نه

27:26.020 --> 27:28.280
‫حله

28:50.230 --> 28:53.060
‫- باشه. فقط خودت؟
‫- آره

28:53.060 --> 28:55.150
‫آره. آره، آره، آره

28:55.730 --> 28:57.070
‫- شب به‌خیر
‫- شب به‌خیر

29:03.530 --> 29:05.200
‫خیلی خب

29:05.200 --> 29:06.410
‫بعدی کیـه؟

29:06.410 --> 29:08.200
‫تو انتخاب کن

29:10.040 --> 29:13.080
‫کدوم خری اسم بچه‌ش رو می‌ذاره ریور؟

29:56.800 --> 29:58.050
‫ریور

30:06.390 --> 30:08.140
‫نباید الان مدرسه باشی؟

30:10.890 --> 30:11.890
‫نه

30:12.520 --> 30:15.310
‫نه، طوری نیست. طوری نیست

30:17.100 --> 30:18.730
‫این سر و صدا دیگه چیـه؟

30:20.070 --> 30:21.360
‫صدای اکسیژنـه

30:25.280 --> 30:26.530
‫داره قل‌قل می‌کنه

30:29.120 --> 30:31.380
‫عین سوپی که روی گازه

30:34.120 --> 30:35.540
‫خیلی آرامش‌بخشـه

31:06.150 --> 31:08.180
‫همه‌ی تلاشم رو کردم تا...

31:08.180 --> 31:11.030
‫بعد از رفتنش، اونجا رو مثل یه خونه نگه دارم

31:16.460 --> 31:18.370
برای من، ‫همیشه مثل خونه می‌موند

31:25.800 --> 31:29.800
‫دلم برای زندگی با اون تنگ نمیشه

31:34.100 --> 31:35.560
‫اما برای تو چرا

31:38.100 --> 31:39.270
‫خیلی

31:41.610 --> 31:43.460
‫پسرم

31:46.650 --> 31:48.750
‫بعداً بیشتر حرف می‌زنیم

32:48.800 --> 32:51.590
‫می‌دونستی که چیزهای گرد،
‫گروه غذایی محسوب نمیشن دیگه؟

32:55.680 --> 32:57.050
‫- نه
‫- بخور. نمی‌خوری؟

32:57.060 --> 32:59.020
‫هر جور راحتی

32:59.020 --> 33:00.930
‫نمی‌دونی چی رو داری از دست میدی

33:00.930 --> 33:02.850
‫حالا که بحثش شد

33:02.850 --> 33:05.940
‫امیدوارم قصد نداشته باشی ‫این رو
وسط مراسم بخوری

33:05.940 --> 33:08.570
عزادارهای واقعی ‫ممکنه اشتباه برداشت کنن

33:08.570 --> 33:11.480
‫از کجا می‌دونی من واقعاً عزادار نیستم؟

33:11.480 --> 33:14.610
‫شاید سوگ برای من این شکلی باشه

33:14.620 --> 33:17.780
‫در ضمن، وقتی قرار نیست از فلاسکِ
جیبیت استفاده کنی، چرا نگهش داشتی؟

33:17.780 --> 33:19.620
‫فلاسک جیبی نیست. یه بطری کوچیکـه

33:19.620 --> 33:22.660
‫ای خدا. از کِی این‌قدر ملانقطی شدی؟

33:22.660 --> 33:26.040
‫واقعاً می‌خوای وانمود کنی که
‫عزادارِ دیوید کارت‌رایتی؟

33:26.040 --> 33:27.320
‫حالت از اون به هم می‌خورد

33:28.340 --> 33:31.760
‫فقط می‌خوام مطمئن شم که
‫اون حرومزاده‌ی پیر، واقعاً مُرده باشه

33:32.840 --> 33:34.470
‫میخ هم با خودم آوردم، خب؟

33:34.470 --> 33:36.010
‫می‌خوای خودت چکشش رو بزنی؟

33:38.260 --> 33:39.680
‫بیخیال، استن‌دیش

33:39.680 --> 33:41.470
‫خیر سرمون جاسوسیم

33:41.480 --> 33:44.850
‫همه‌مون بالأخره یه زمانی
خودمون رو زدیم به مُردن

33:49.650 --> 33:51.190
‫قضیه‌ی تورنر رو...

33:51.190 --> 33:52.690
‫کی بهت لو داد؟

33:53.320 --> 33:54.570
‫مویرا ترگورین

33:55.110 --> 33:56.820
‫راستی، سلام رسوند

33:56.820 --> 33:58.120
‫- واقعاًٌ؟
‫- نه

33:59.830 --> 34:02.950
‫خب، تعجب می‌کنم اصلاً تحویلت گرفته

34:02.960 --> 34:06.630
‫چی‌کار کردی؟ تهدیدش کردی یا
‫گیره‌های کاغذیش رو صاف کردی؟

34:06.630 --> 34:11.250
‫تو دفترش یه پرینتر جوهر افشانِ
بی‌سیمِ چندکاره داره

34:23.140 --> 34:24.600
‫میری تو؟

34:25.190 --> 34:26.560
‫از مراسم ختم خوشم نمیاد

34:26.560 --> 34:28.270
‫من هم همین‌طور

34:28.270 --> 34:30.550
‫مخصوصاً این بی‌خودکی‌ها

34:31.110 --> 34:33.360
‫نمی‌دونم کدومش غم‌انگیزتره،
‫مُردنت یا

34:33.360 --> 34:35.680
‫این که مردم فکر کنن
بزرگ‌ترین دستاورد زندگیت

34:35.680 --> 34:39.320
‫جور کردن اتوبوس جایگزین برای
‫اعتصاب کارکنای راه‌آهن‌ بوده

34:39.320 --> 34:41.680
‫من که اهمیت نمی‌دادم

34:41.910 --> 34:45.830
‫هر وقت بمیریم، کسی اصلاً بهمون فکر نمی‌کنه

34:45.830 --> 34:48.290
‫چه خبر از بازدیدت از پارک؟

34:48.290 --> 34:51.380
‫یا همونی که امروز بهش میگیم،
‫وزارت ترابری

34:51.380 --> 34:52.750
‫خب، بد نگذشت

34:52.750 --> 34:57.220
‫اگه پیشنهادی داشتی که بتونیم
‫تجربه‌ی بازدیدکننده‌ها رو بهتر کنیم

34:57.220 --> 34:58.800
‫حتماً بهم بگو

34:58.800 --> 35:00.800
‫فکر کنم همش مخفی‌کاری باشه

35:00.800 --> 35:03.600
‫هر کی از سر راه رسید،
‫بهش یه هویت جعلی بده

35:03.600 --> 35:05.140
‫- دارت سمی؟
‫- مرسی

35:05.140 --> 35:07.310
‫آره، مسیر پر از موانع لیزری.
‫از این‌جور چیزها

35:07.310 --> 35:10.360
‫- ماسک هم همین‌طور
‫- صد در صد. اون که خود آینده‌ست

35:13.980 --> 35:15.070
‫- دایانا
‫- صبح به‌خیر

35:15.070 --> 35:16.690
‫- صبح به‌خیر
‫- تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

35:16.690 --> 35:18.740
‫اومدم یه سر به دوستان قدیمی بزنم

35:18.740 --> 35:23.080
‫می‌گفتن تو مدرسه بیشتر از بقیه‌ی پسرها
‫واسه معلم‌ها می‌خورده

35:23.080 --> 35:25.750
‫بین اون همه رقیب، واقعاً دستاورد بزرگیـه

35:25.750 --> 35:27.540
‫صداش می‌زدیم، نشِ شکمو

35:28.120 --> 35:30.230
‫حواست باشه. پیش نخست‌وزیر
‫زیرآبت رو می‌زنه

35:30.230 --> 35:33.290
‫کم‌کم داشتم فکر می‌کردم
تو داری زاغ سیاهم رو چوب می‌زنی

35:33.300 --> 35:34.670
‫بهونه‌ت چیه؟

35:34.670 --> 35:38.550
‫این روزها بضاعتِ رد کردنِ
غذای مفت رو ندارم

35:38.550 --> 35:39.630
‫دست بردار

35:39.640 --> 35:42.220
‫واقعاً داری خودت رو قربانی جلوه میدی؟

35:42.220 --> 35:45.470
‫اگه یادت باشه،
پول قابل توجهی رو ازم کَندی، دایانا

35:45.470 --> 35:47.850
‫از طرف خارجی پول گرفته بودی

35:47.850 --> 35:50.980
‫بهت فرصت جبران دادم

35:52.110 --> 35:54.940
‫به چشم سرمایه‌گذاری توی امنیت ملی
بهش نگاه کن

35:54.940 --> 35:58.610
‫اگه حزب شما این سازمان رو بی‌پول نکرده بود،

35:58.610 --> 36:01.200
‫مجبور نبودم دنبال منبع مالی جایگزین باشم

36:01.200 --> 36:02.620
‫تو جیب من رو خالی کردی، دایانا

36:02.620 --> 36:04.330
‫عملاً جیبم رو خالی کردی...

36:05.980 --> 36:09.330
‫البته اگه اون پول واقعاً مال خودم بود

36:10.210 --> 36:11.290
‫چی؟

36:11.290 --> 36:13.380
‫مایه‌دارها هیچ‌وقت از خودشون مایه نمی‌ذارن

36:13.380 --> 36:15.350
‫به‌نظرت چطوری مایه‌دار می‌مونن؟

36:15.880 --> 36:17.960
‫اون پولی که ازم قاپیدی و

36:17.970 --> 36:20.550
‫فقط خدا می‌دونه خرج چه کارهای مشکوکی
‫توی پارک کردی

36:20.980 --> 36:23.500
‫مال یه دوست عزیزی بود که
‫وقتی از بی‌پولیم خبردار شد

36:23.500 --> 36:26.180
‫پا پیش گذاشت و قبول کرد
‫پولی که می‌خواستی رو بده

36:26.180 --> 36:28.100
‫امیدوارم خرج شیطنت‌هات نکرده باشیش

36:28.100 --> 36:29.560
‫پول کی بود؟

36:30.690 --> 36:32.650
‫پیتر. کی بهت پول داده بود؟

36:32.650 --> 36:35.520
‫فکر کنم منظورت اینـه که
‫کی به تو پول داده بود

36:35.520 --> 36:36.610
‫مسئله اینـه که...

36:36.610 --> 36:39.990
‫فعلاً ترجیح میده هویتش مخفی بمونه

36:39.990 --> 36:41.850
‫مطمئنم درک می‌کنی

36:54.040 --> 36:58.340
‫ای پروردگار سراسر مهربانی

36:58.340 --> 37:01.670
‫پروردگار سراسر لطف و رحمت

37:01.680 --> 37:05.550
‫دست‌هایت، شتابان پذیرای ما و

37:05.550 --> 37:09.890
‫بازوانت برای آغوش گرفتن‌مان، باز هستند

37:09.890 --> 37:14.310
‫هنگام بازگشت، در کنارمان باش

37:14.310 --> 37:18.520
‫و ای خداوند، از تو می‌خواهیم که

37:18.520 --> 37:22.910
‫محبتت را در دل‌های ما قرار دهی

37:22.910 --> 37:28.330
‫در شامگاهِ روز

37:28.330 --> 37:32.330
‫ای پروردگار سراسر مهر

37:32.330 --> 37:35.790
‫ای پروردگار سراسر آرامش

37:35.790 --> 37:39.960
‫که صدایت آرامش‌بخش و

37:39.960 --> 37:44.340
‫حضورت مرهم است

37:44.340 --> 37:48.390
‫به هنگام خواب کنارمان باش و

37:48.390 --> 37:52.390
‫و ای خداوند، از تو می‌خواهیم که

37:53.020 --> 37:57.560
‫آرامشت را در دل‌های‌ ما قرار دهی

37:57.560 --> 38:04.400
‫در پایانِ روز

38:07.620 --> 38:08.870
‫لطفاً بشینید

38:12.700 --> 38:16.830
‫و اکنون، نوه‌ی دیوید یعنی ریور
‫چند کلامی برامون صحبت می‌کنه

38:31.640 --> 38:33.640
‫پدربزرگ من عاشق باغچه‌ش و...

38:35.850 --> 38:37.190
‫مادربزرگم و...

38:38.230 --> 38:40.230
‫مادرم و من بود

38:42.280 --> 38:45.360
‫اما بدون شک، بزرگ‌ترین عشق زندگیش
‫کارش بود

38:48.030 --> 38:49.780
‫چون به مردم اهمیت می‌داد

38:51.700 --> 38:53.250
‫این که چطوری زندگی می‌کنن

38:54.830 --> 38:57.130
‫چی باعث می‌شد که امکان زندگی داشته باشن

38:58.830 --> 39:01.300
‫به امنیت و آزادی اهمیت می‌داد

39:06.050 --> 39:09.930
‫و سیستم ترابری ملی رو
‫برای این امر، حیاتی می‌دونست

39:09.930 --> 39:11.200
‫واضحاً

39:12.850 --> 39:15.060
‫چون بدون اون...

39:15.060 --> 39:18.300
حتی ‫معلوم نبود چند نفرمون
‫می‌تونستیم امروز اینجا باشیم

39:19.270 --> 39:21.860
‫کار پدربزرگ در وزارت ترابری

39:21.860 --> 39:25.320
‫اغلب مجبورش می‌کرد
تصمیمات دشواری بگیره و

39:26.400 --> 39:29.970
‫می‌دونم که خیلی از اون‌ها،
‫فشار زیادی بهش وارد کردن

39:31.240 --> 39:35.310
‫انواع و اقسام وسیله‌ی نقلیه هست که
میشه بهشون فکر کرد

39:35.830 --> 39:39.570
‫ماشین، اتوبوس، قطار، هواپیما

39:41.840 --> 39:43.840
‫اما اون... و همچنین مینی‌بوس

39:43.840 --> 39:45.800
‫اما هیچ‌وقت فقدان‌ها رو هم فراموش نکرد

39:45.800 --> 39:47.550
‫واسه یه بار هم که شده، وانمود کن آدمی

39:47.550 --> 39:49.380
‫برای مثال، مردم عادیِ جامعه

39:50.590 --> 39:54.050
‫که ممکن بود با چاله‌های پرنشده‌‌ی توی جاده
‫برخورد کنن

39:54.950 --> 39:58.430
‫ما... اون جا انداخته بود.
‫اون‌ها جا انداخته بودن

40:04.360 --> 40:07.930
‫می‌دونم که پدربزرگ، اون فقدان‌ها رو
‫با خودش به زیر خاک می‌بره

40:09.990 --> 40:12.740
‫و امیدوارم که عشق ما رو هم با خودش ببره

40:30.720 --> 40:32.010
‫لطفاً بایستید

40:45.820 --> 40:47.530
‫تسلیت میگم

40:47.530 --> 40:48.940
‫مرسی. مچکرم

40:53.030 --> 40:55.490
‫- خیلی مؤقر شدی
‫- آره

40:55.490 --> 40:57.800
‫پالتوی اونـه؟

40:59.790 --> 41:02.050
‫خیلی بهت افتخار می‌کرد

41:09.590 --> 41:11.670
‫چه عجب. شما دو تا کجا بودید؟

41:11.680 --> 41:13.890
‫گفتی اگه بیایم، سوسیس رولی مجانی میدن

41:13.890 --> 41:16.390
‫نگفته بودی باید بیایم داخل

41:16.390 --> 41:17.580
‫پس راه بیفتید

41:44.330 --> 41:45.380
‫هی

41:46.960 --> 41:48.790
‫یه دلخوری‌ای ازت داشتم

41:48.800 --> 41:52.260
‫دفعه‌ی بعدی که یکی از مأمورهای سابقم مُرد

41:52.260 --> 41:56.180
‫دلم می‌خواد این رو از پارک بشنوم،
‫نه از دهنِ مأمورهای بازنشسته

41:56.180 --> 41:57.260
‫چی؟

41:57.260 --> 42:01.060
‫استروئن لوی زودتر از موعد
‫خودش رو توی کانتینر خاکستر کرد

42:01.060 --> 42:04.440
‫مرگش تصادفی بوده.
‫لازم نبوده بهت اطلاع داده بشه

42:04.440 --> 42:06.520
‫همون‌طور که لازم نبوده بهم اطلاع بدی

42:06.520 --> 42:10.000
‫که داری یه مشاور املاکی رو
‫می‌فرستی خانه‌ی لجن‌زار؟

42:10.000 --> 42:12.440
‫اصلاً برو دنبال پرورش گوساله، دایانا

42:12.440 --> 42:14.180
‫تو که از مخفی‌کاری خوشت میاد

42:14.180 --> 42:16.360
‫داریم دارایی‌هامون رو ارزیابی می‌کنیم،
فقط همین

42:16.370 --> 42:19.890
‫خب اگه یه ارزیابی ساده‌ست،
‫پس چرا دیگه بهمون حقوق ندادن؟

42:20.410 --> 42:22.580
‫- چی؟
‫- بله، تازه نه فقط حقوق

42:22.580 --> 42:26.040
‫تمومی سوابق‌، اسامی، تاریخچه‌ی خدمت و
‫فعالیت‌های عملیاتی‌مون

42:26.040 --> 42:28.210
‫همه‌چی از بین رفته

42:28.210 --> 42:31.420
‫داریم پایگاه‌داده‌مون رو ارتقا میدیم

42:31.420 --> 42:32.550
‫یه اختلال موقتی بوده

42:33.800 --> 42:35.590
‫خب... دیوید کارت‌رایت...

42:35.590 --> 42:37.340
‫شاید اون یه حروم‌زاده‌ی پیر بود اما

42:37.340 --> 42:39.930
‫خوب چرندیات میز اول رو می‌شناخت

42:39.930 --> 42:42.060
‫این وقتاست که دلم واسه اون جاکش تنگ میشه

42:42.060 --> 42:43.560
‫تو رو خدا دست بردار

42:44.780 --> 42:48.550
‫من چارلز پارتنر نیستم.
‫لازم نیست بهم شلیک کنی

42:51.320 --> 42:52.730
‫حالت خوبـه؟

42:52.730 --> 42:53.820
‫خوبی؟

42:53.820 --> 42:55.320
‫نه، چیزیم نیست، چیزیم نیست

42:55.320 --> 42:56.660
‫ممنون. چیزیم نیست

42:57.450 --> 42:59.490
‫ممنون. ببخشید. نه

42:59.490 --> 43:02.370
‫چیزیم نیست

43:04.710 --> 43:05.750
‫شرمنده

43:06.620 --> 43:11.730
‫گفتم لابد بعد از این همه‌ سال
‫کار کردن تو یه اداره، خبر داره

43:14.300 --> 43:16.590
‫اون‌وقت به من میگی از مخفی‌کاری خوشم میاد

44:30.540 --> 44:32.380
‫- بله
‫- خبر جدید

44:32.380 --> 44:34.610
‫استروئن تنها اسبی نیست که مُرده

44:35.210 --> 44:39.220
‫یه پیرزن به اسم «کی وایت» هم
از قایقش افتاده

44:39.970 --> 44:42.010
‫- کِی؟
‫- دیشب

44:42.010 --> 44:44.650
‫رفته تهِ کانال

45:07.740 --> 45:09.250
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

45:09.250 --> 45:10.540
‫دست بردار

45:11.670 --> 45:15.210
‫پسرم رو تماشا می‌کنم که می‌خواد
‫بابابزرگش رو خاک کنه

45:15.210 --> 45:17.130
‫بالأخره جزو چرخه‌ی زندگیـه

45:20.050 --> 45:24.140
‫هی، به حرمت این روز،
‫کله‌ت رو نمی‌کنم

45:24.140 --> 45:25.970
‫با این که خیلی خیلی دلم می‌خواد

45:25.970 --> 45:29.890
‫پس یه بار دیگه ازت می‌پرسم،
‫واسه چی اومدی اینجا؟

45:31.480 --> 45:32.560
‫تجارت

45:33.650 --> 45:35.020
‫منظورت چیـه؟

45:35.020 --> 45:36.860
‫با کی؟ با چی؟

45:36.860 --> 45:38.150
‫کل تیمت به فنا رفت، یات رفته؟

45:38.150 --> 45:39.940
‫نه، به تو ربطی نداره با کی

45:39.940 --> 45:44.780
‫درمورد تیمم هم، هیچ‌ شکستی نیست که
نشه جبرانش کرد

45:47.030 --> 45:49.200
‫سر و کله‌ی مادرت پیدا نشد، نه؟

45:49.950 --> 45:52.370
‫به‌گمونم رو هم رفته، روز بدی داشتی

45:52.960 --> 45:54.420
‫شرمنده، پسرم

45:56.176 --> 46:38.176
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

46:38.480 --> 46:43.480
♪ Ebo Taylor - Love & Death ♪
