WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:17.024 --> 00:24.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:25.000 --> 00:28.000
‫مترجم: «محمدعلی sm »

00:33.530 --> 00:36.160
‫کجا داری میری؟ هنوز کلی کار داریم

00:36.160 --> 00:38.910
‫نتونست جفری رو بکشه. دیگه تمومـه

00:38.910 --> 00:40.160
‫نقشه‌مون همچنان می‌گیره

00:40.160 --> 00:44.020
‫نه، امکان نداره.
این آخرین فرصتی بود که داشتیم

00:45.250 --> 00:46.790
‫باید از کشور خارج شیم

00:50.420 --> 00:53.550
‫هوس کردی باز از
شر یه جسد دیگه خلاص بشی؟

00:54.590 --> 00:56.800
‫- تفنگت رو بگیر پایین
‫- تو رو هم خلاص می‌کنم

00:56.800 --> 00:59.510
‫- گیمبال مُرده
‫- چطوری مُرده؟

01:01.870 --> 01:04.210
‫« دنیس گیمبال، کاندیدای شهرداری لندن
‫درگذشت »

01:06.020 --> 01:08.150
‫این کشور واقعاً یه چیزیش میشه

01:09.440 --> 01:12.730
‫مهم نیست چطوری کشته شده.
همون تأثیر رو داره

01:12.730 --> 01:14.650
‫نقشه‌مون همچنان می‌گیره

01:16.570 --> 01:17.910
‫در صورتی موفق میشیم...

01:19.910 --> 01:21.240
‫...که همه‌مون پایه باشیم

01:23.620 --> 01:26.847
‫من همیشه پایه بودم

01:26.872 --> 01:29.046
مگه من گند بالا آوردم؟

01:32.420 --> 01:34.510
‫چیـه؟

01:38.890 --> 01:40.950
‫فکر نکن چون بابای تو کاپیتانم بوده و

01:40.950 --> 01:43.865
‫نون و نمک همدیگه رو خوردیم،

01:43.890 --> 01:46.020
جلوم رو می‌گیره که ماشه رو نکشم

01:46.020 --> 01:48.020
‫دهن‌تون سرویس بابا

01:48.440 --> 01:49.900
‫این مسخره‌بازیا دیگه چیه؟!

01:51.570 --> 01:54.540
‫این بلاییـه که ما باید سر بریتانیا بیاریم

01:58.490 --> 02:01.340
‫یه بار دیگه همین‌طوری بذار و برو

02:01.340 --> 02:03.680
‫تا یه گلوله تو پشت کله‌ت خالی کنیم

02:05.290 --> 02:08.020
‫حالا زود باشید که باید کورشون کنیم

02:52.020 --> 02:54.930
‫« اسب‌های کودن »
‫« فصل پنجم، قسمت پنجم »

02:55.300 --> 02:57.050
‫پلیس عازم محل حادثه شد،

02:57.050 --> 02:59.550
‫جایی که جسد یک مرد شصت و چند ساله
‫کشف شده بود

02:59.550 --> 03:01.050
‫امدادگران در همان‌جا...

03:01.050 --> 03:03.010
‫...مرگ او را تأیید کردند

03:03.890 --> 03:07.060
‫پلیس همچنین تأیید کرده که
‫هیچ مورد مشکوکی در کار نبوده

03:07.060 --> 03:08.130
‫تورنر اومده

03:08.130 --> 03:10.260
‫...و این حادثه به نهاد بهداشت و
‫ایمنی اجرایی

03:10.260 --> 03:11.850
‫ارجاع داده شده است

03:11.850 --> 03:13.230
‫آقای گی...

03:15.860 --> 03:17.530
‫تا الان این‌ها رو می‌دونیم

03:18.150 --> 03:21.150
‫فلایت داره بازجویی رو شروع می‌کنه.
من هم دارم میرم اونجا

03:22.990 --> 03:25.060
‫راستش این رو بعداً باید بررسی کنم

03:25.060 --> 03:27.240
‫اگه همزمان بخونم و قدم بزنم

03:27.240 --> 03:30.370
‫- حالت تهوع می‌گیرم
‫- تارا یونس، زن لیبیاییِ ۲۸ ساله

03:30.370 --> 03:34.670
‫پدرمادرش تو شورش‌های طرابلس تو سال ۲۰۱۱
‫فرار کردن و سعی کردن اینجا موندگار شن،

03:34.670 --> 03:37.038
‫موفق نشدن، رفتن پاریس،

03:37.063 --> 03:39.050
دختره هم پارسال برگشت

03:39.050 --> 03:42.180
‫دانشجوی مدلینگـه، سوابق کیفری نداره

03:42.180 --> 03:46.000
‫مسیر شغلی خاصی نداره و
در حال حاضر توی مراسم‌ها کار می‌کنه

03:46.720 --> 03:48.240
‫درستـه

03:48.240 --> 03:49.930
‫وابستگی سیاسی خاصی نداره؟

03:49.930 --> 03:51.270
‫مورد مشکوکی نداره

03:51.270 --> 03:54.560
‫کارهایی رو می‌کنه که همه‌ی زن‌های
تحصیل‌کرده‌ی هم‌سنش می‌کنن

03:54.560 --> 03:57.340
‫کلی هشتگ می‌زنن و
آخرش به هیچ‌جا نمی‌رسن

03:58.190 --> 03:59.610
‫خبر جدیدی از گیمبال نیومده؟

04:00.570 --> 04:02.910
‫چرا، تو کوچه‌پشتیِ محل مراسم بوده و

04:02.910 --> 04:06.063
‫یه سطل رنگ از یه داربستی غِل خورده و

04:06.088 --> 04:07.580
افتاده رو کله‌ش

04:07.580 --> 04:09.410
‫جداً؟ عالیـه

04:09.410 --> 04:11.620
‫البته عالی نیست.
معلومـه که عالی نیست

04:12.120 --> 04:13.830
‫با این‌حال...

04:14.330 --> 04:17.340
‫منظورم اینـه که خوشحالم
توطئه‌ای در کار نبوده

04:17.340 --> 04:18.710
‫جدی میگم

04:18.710 --> 04:21.970
‫یکی از طرفدارای گیمبال کلی آدم رو تو
ابوتسفلید می‌کشه،

04:21.970 --> 04:23.680
‫بعدش هم یهو خبر مرگ گیمبال میاد...

04:24.510 --> 04:26.760
‫خوراکِ تئوری‌های توطئه‌ست، مگه نه؟

04:30.470 --> 04:32.960
‫تو قبلش از ماجرای ابوتسفیلد خبر داشتی؟

04:33.270 --> 04:36.730
‫گفتم که هیچی از ماجرای ابوتسفیلد نمی‌دونم

04:36.730 --> 04:37.810
‫من می‌دونم

04:38.730 --> 04:41.500
‫واسه اتفاقات پس از حادثه اونجا بودم.
‫۱۱ نفر مُردن

04:42.320 --> 04:45.191
‫زن و شوهرها، پدرمادرها، بچه‌ها

04:45.216 --> 04:47.385
زندگی‌های زیادی متلاشی شد

04:48.008 --> 04:50.925
‫من فقط دوست‌دختر رادی‌ام، خب؟

04:50.950 --> 04:54.870
‫تارا، مشکل من و مشکل خیلی‌ها تو
‫این ساختمان اینـه که...

04:54.870 --> 04:58.000
‫با عقل جور در نمیاد که
رادی دوست‌دختر داشته باشه

04:59.840 --> 05:01.170
‫چون ما می‌شناسیمش

05:04.720 --> 05:06.720
‫خیلی خب...

05:08.050 --> 05:10.020
‫من علاقه‌ی خاصی بهش ندارم

05:10.020 --> 05:12.540
‫بعید بدونم اصلا کسی بهش علاقه داشته باشه

05:15.020 --> 05:18.788
‫اما اگه چهارتا مرد با نقاب رو صورت‌هاشون

05:18.813 --> 05:20.020
بیان تو خونه‌ت و

05:20.020 --> 05:24.720
‫تهدیدت کنن که اگه رادی رو اغوا نکنی،
‫زنده زنده پوستت رو می‌کَنیم...

05:24.720 --> 05:27.360
‫...شاید یهویی بهش علاقه‌مند شی

05:42.740 --> 05:44.990
‫« لمب: تو زیرگذر مخصوص شاشیدن
‫هم رو می‌بینیم »

05:56.690 --> 05:58.520
‫یه لباس‌فروشی پیدا کردم

06:05.570 --> 06:07.700
‫تو اصلاً چیزی خریدی؟

06:08.740 --> 06:10.570
‫- اینا رو خریدم
‫- وای، جداً؟

06:10.570 --> 06:12.280
‫آره، خودم می‌بینم

06:13.080 --> 06:15.580
‫- با پول خودم هم خریدی، دمت گرم
‫- می‌خوری؟

06:15.580 --> 06:18.000
‫گیلاس؟ نه ممنون، نمی‌خوام

06:23.170 --> 06:25.020
‫لمب گفته بریم پیشش

06:28.130 --> 06:29.520
‫خب برو لباس عوض کن

06:29.520 --> 06:31.050
‫آره، همین کار رو می‌کنم

06:31.050 --> 06:33.000
‫اما تو رانندگی کن،
من پشت لباس عوض می کنم

06:33.000 --> 06:34.870
‫نه، من می‌خوام اینا رو بخورم

06:35.890 --> 06:37.940
‫می‌تونی همزمان این کارها رو بکنی

06:39.900 --> 06:41.060
‫کار خطرناکیـه

06:58.000 --> 07:01.080
‫میشه زود باشی؟
واسه هسته‌هام کیسه می‌خوام

07:01.630 --> 07:03.210
‫خب تو خیابون تف کن

07:04.040 --> 07:05.590
‫کار حال‌بهم‌زنیـه

07:07.590 --> 07:08.880
‫این کار حال‌بهم‌زنیـه؟

07:08.880 --> 07:10.990
‫همین الان آدم کُشتی!

07:13.600 --> 07:15.640
‫کیسه

07:27.400 --> 07:29.110
‫خب، شرمنده بابت این ماجرا

07:30.140 --> 07:32.410
‫دوستت کوئـه که باید شرمنده باشه

07:32.410 --> 07:34.540
‫بعد از ساعت کاری دهنش رو میگام،
حالا نگاه کن

07:34.540 --> 07:36.373
‫حتماً. اگه فکر می‌کنی این ماجرا که

07:36.398 --> 07:38.570
‫اسب‌های کودن حبس‌تون کردن،
‫آبروتون رو می‌بره،

07:38.570 --> 07:41.740
‫می‌تونید الکی بگید تو
یه کلوب بردگی گیر افتادید

07:42.000 --> 07:43.500
‫ما کلاً چقدر اینجا بودیم؟

07:43.500 --> 07:45.380
‫فقط چند ساعت؟

07:45.380 --> 07:47.000
‫شما هر روز اینجایید

07:53.090 --> 07:55.760
‫دنیس گیمبال، کاندیدای مستقل...

07:55.760 --> 07:58.520
‫شما رو فرستادم حواس‌تون به جفری باشه

07:59.140 --> 08:03.060
‫یه نفر با مشخصات تو با
بطری آب بهش حمله کرده

08:04.270 --> 08:06.940
‫خب... باید از استیج می‌کشوندمش پایین

08:06.940 --> 08:09.190
‫آره، سوژه جفری بود

08:09.190 --> 08:11.570
‫دیدم یکی همین‌طوری الکی رفت پشت صحنه و

08:11.570 --> 08:12.850
‫تفنگ هم جاساز کرده بود

08:12.850 --> 08:15.110
‫کاترین به موقع جفری رو از
استیج کشوند پایین

08:15.110 --> 08:17.330
‫پس تو نشئه‌ای و اون هم عصبانیـه

08:17.330 --> 08:19.700
‫افتادم و دنبالش و بعد سوار
‫همون ماشینی شد که دم خونه هو بود

08:19.700 --> 08:21.040
‫یه بخش از پلاکش رو هم نوشتم

08:21.040 --> 08:23.830
‫فکر می‌کردم کوکائین زدی، نه اِل‌اِس‌دی

08:23.830 --> 08:27.040
‫جکسون، تو که اونجا نبودی.
به جون جفری سوءقصد شد

08:27.040 --> 08:30.000
‫- آره، ما جونش رو نجات دادیم
‫- شما جونش رو نجات ندادید

08:30.300 --> 08:33.080
‫گیمبال مُرده، خنگ خداها

08:33.080 --> 08:34.950
‫چی؟

08:34.970 --> 08:37.000
‫ریور و کو چی میگن؟

08:37.260 --> 08:39.310
‫دارم میرم نزدیک پارک ببینم‌شون

08:40.350 --> 08:43.390
‫عجب گزارش‌گیریِ به یادموندنی‌ای بشه

08:45.520 --> 08:47.460
‫جکسون، هدف بعدی‌شون چیه؟

08:49.020 --> 08:51.200
‫خب، اگه حافظه‌م درست کار کنه...

08:51.200 --> 08:52.690
‫مرحله‌ی «دشمنت رو کور کن»

08:52.690 --> 08:54.340
‫خب این می‌تونه...

08:54.340 --> 08:55.380
‫هر چیزی باشه

08:55.380 --> 08:58.240
‫آره اما با توجه به این که
‫موضوعِ «ترور یه رهبر عوام‌‌گرا»

08:58.240 --> 09:01.760
‫خیلی تابلو بود و با این‌حال نتونستیم
‫جلوش رو بگیریم،

09:02.200 --> 09:04.020
‫به نظرم دهن‌مون گاییده‌ست

09:12.460 --> 09:14.720
‫از اِم‌آی۵ پرت‌مون می‌کنن بیرون، مگه نه؟

09:14.720 --> 09:15.930
‫آره

09:16.680 --> 09:19.640
‫پرت‌مون می‌کنن و بعدش‌ هم
می‌فرستن‌مون آب خنک بخوریم

09:21.270 --> 09:22.810
‫من مشکلی با انزوا ندارم

09:22.810 --> 09:24.390
‫آره، خب من دارم

09:24.390 --> 09:25.600
‫به نظرم تو هم نداری

09:25.600 --> 09:28.050
‫تو عمیقاً تنهایی.
به نظرم مشکلی نداری

09:28.900 --> 09:32.230
‫به خدا... می‌زنم دهنت رو...
فقط خفه‌خون بگیر، خب؟

09:32.230 --> 09:34.570
‫از الان به بعد دیگه حرف نمی‌زنی

09:34.570 --> 09:36.410
‫بعدشم...

09:36.410 --> 09:38.490
‫این‌قدر گیلاس نلمبون!

09:48.960 --> 09:51.340
‫هیشکی خبر نداره ما اونجا بودیم

09:51.340 --> 09:52.630
‫میگه هیشکی خبر نداره

09:52.630 --> 09:55.090
‫پس اون یارو که با
گیمبال درگیر شده بود چی؟

09:55.090 --> 09:57.500
‫یه مرد سیاه‌پوست با یه نژادپرست معروف
دعواش شده و

09:57.500 --> 09:59.890
‫یکم بعد همون نژادپرست معروف
کله‌ش شکافته میشه

09:59.890 --> 10:01.600
‫لازم نیست نگران اون باشیم

10:02.470 --> 10:04.810
‫باشه، خیلی خب

10:04.810 --> 10:06.480
‫آره، خیلی خب

10:07.850 --> 10:09.650
‫آره

10:09.650 --> 10:11.770
‫یعنی فقط... ما فقط دیر رسیدیم

10:12.650 --> 10:14.280
‫دیر رسیدیم اونجا لمب. آره

10:14.280 --> 10:16.410
‫که درک می‌کنم، اتفاق بدیـه

10:16.410 --> 10:19.020
‫اما به بدیِ‌ این نیست که
خودمون کشته باشیمش

10:21.620 --> 10:22.830
‫به نظرت باورش میشه؟

10:25.950 --> 10:27.550
‫آره، من که میگم باورش میشه

10:28.120 --> 10:29.170
‫به نظرم میشه

10:30.920 --> 10:32.520
‫به نظرم مشکلی پیش نمیاد

10:38.090 --> 10:39.890
‫چرا می‌خواستن رادی رو اغوا کنی؟

10:40.800 --> 10:42.550
‫چیزی نگفتن. اونا...

10:42.550 --> 10:45.470
‫فقط گفتن که بهش نزدیک شم...

10:46.920 --> 10:52.020
‫اونا یه برنامه‌ی روان‌شناختی داشتن و
بهم می‌گفتن چی‌کار کنم و چطوری رفتار کنم

10:53.020 --> 10:55.620
‫تفاوت چندانی با بقیه‌ی مردها نداشت، فقط...

10:56.070 --> 10:59.220
‫...فقط باید به جوک‌هاش می‌خندیدم و
‫بهش می‌گفتم چه مرد بزرگیـه

11:00.450 --> 11:02.240
‫از کلیدش واسه‌شون کپی گرفتم

11:02.240 --> 11:04.901
‫گفتم شاید می‌خوان
...ازش دزدی کنن یا

11:04.926 --> 11:06.580
‫واسه‌ش شنود بذارن یا تهدیدش کن،

11:06.580 --> 11:09.160
‫اما به خدا نمی‌دونستم می‌خواستن بکشنش

11:11.290 --> 11:13.340
‫می‌دونی رادی واسه اِم‌آی‌۵ چی‌کار می‌کنه؟

11:13.710 --> 11:16.760
‫فقط گفتن که با کامپیوترها یه کاری می‌کنه

11:17.300 --> 11:19.840
‫ازت نخواستن کاری با کامپیوترش بکنی؟

11:22.640 --> 11:26.640
‫مجبور شدم راضیش کنم که نشونم بده
‫چطوری وارد پایگاه داده میشه و...

11:26.640 --> 11:29.480
‫بعد که از اتاق رفت بیرون،
یه کد وارد کردم

11:30.100 --> 11:31.460
‫کده یادت هست؟

11:35.240 --> 11:37.740
‫موقعی که داشتم از حفظ می‌خوندمش،
رو گلوم چاقو گرفته بودن

11:37.740 --> 11:39.850
‫پس آره، یادم هست

11:53.380 --> 11:55.000
‫میدمش به بچه‌‌های آی‌تی

11:55.000 --> 11:58.050
‫قبلاً سیستم رو بررسی کردن و
مورد مشکوکی پیدا نکردن

11:58.050 --> 12:00.420
‫خب، پیشنهاد میدم دوباره بررسیش کنن

12:11.230 --> 12:12.640
‫خیلی خب، زودی تمومش کن

12:12.640 --> 12:16.060
‫می‌خوام تورنر رو در جریان بذارم و
باید بدونم که گیمبال

12:16.060 --> 12:19.320
‫به‌خاطر حرفه‌ای بودن اون‌ها مُرده یا
به خاطر بی‌عرضگی شما کسخل‌ها

12:19.320 --> 12:21.200
‫حدس می‌زنم به‌خاطر جفتش

12:21.200 --> 12:23.030
‫خب، ما که رسیدیم اون مُرده بود

12:23.030 --> 12:24.810
‫یه سطل رنگ خورده بود تو سرش

12:25.410 --> 12:29.991
‫یعنی... یعنی دارید میگید که قاتل با

12:30.016 --> 12:31.935
سطل رنگ... اون رو کشته؟

12:31.960 --> 12:34.680
‫به گمونم می‌خواستن حادثه جلوه‌ بدنش

12:34.680 --> 12:35.830
‫راستش زیرکانه هم هست

12:35.830 --> 12:38.420
‫اونا محوطه‌ی پنگوئن‌ها رو منفجر کردن

12:38.420 --> 12:40.840
‫اون رو که نمی‌خواستن حادثه جلوه بدن

12:40.840 --> 12:43.430
‫آره اما خب... ما که نمی‌دونیم کار اونا بوده

12:43.430 --> 12:45.760
‫- چرا، می‌دونیم
‫- نه، نمی‌دونیم. نمی‌دونیم

12:45.760 --> 12:46.980
‫ممکن بود کار هر کسی باشه

12:46.980 --> 12:48.330
‫یعنی چی که کار هر کسی؟

12:48.330 --> 12:51.750
‫اسم یکی رو بیار که از پنگوئن‌ها
کینه داشته باشه

12:54.770 --> 12:56.960
‫- بتمن
‫- سیکتیر کن بابا

12:57.440 --> 12:59.440
‫ببین، اونا... اونا کشتنش. خب؟

12:59.440 --> 13:01.400
‫- شرمنده
‫- اونا سراغ اون نیومده بودن،

13:01.400 --> 13:03.320
‫رفته بودن سراغ جفری

13:03.320 --> 13:05.160
‫شرلی و کاترین جلوش رو گرفتن

13:05.160 --> 13:07.700
‫حرف‌شون رو باور نمی‌کردم،
تا این که شما حرف زدید

13:07.700 --> 13:09.980
‫خب معلومـه که می‌خواستن
جفت‌شون رو بزنن

13:10.370 --> 13:11.750
‫ببین... من کاملاً جدی میگم...

13:11.750 --> 13:14.670
‫...ببخشید که کوتاهی کردیم، خب؟

13:14.670 --> 13:15.710
‫اما...

13:16.630 --> 13:18.460
‫تو این همه مدتی که می‌شناسمت،

13:19.170 --> 13:22.150
‫هیچوقت به خاطر بگایی‌های پر و پیمونت

13:22.175 --> 13:24.220
مسئولیت قبول نکردی

13:24.220 --> 13:26.200
‫چه دلیلی داره که الان این کار رو بکنی؟

13:28.680 --> 13:30.520
‫شاید دارم بزرگ میشم

13:34.350 --> 13:35.850
‫این چرا کلاه سرش نیست؟

13:36.980 --> 13:40.440
‫یه جوری لپ‌هاش گل انداخته که
انگار تازه ارضا شده

13:40.440 --> 13:43.260
‫حالا... بگو واقعاً چه اتفاقی افتاده؟

13:46.570 --> 13:48.280
‫عمدی نبود

13:48.280 --> 13:50.830
‫یعنی میگی طرفدارای متعصب گیمبال،

13:50.830 --> 13:53.920
‫کسایی که ادعا می‌کنن حکومت مخفی
‫رهبر باشکوه‌شون رو کشته،

13:53.920 --> 13:54.840
‫درست میگن

13:54.840 --> 13:56.870
‫ما... ما اون رو نکشتیم، خب؟

13:56.870 --> 13:58.540
‫پس کی اون رو کشته؟

13:58.540 --> 14:01.590
‫یکی داشت بهش حمله می‌کرد و
من فکر کردم طرف قاتلـه

14:01.590 --> 14:02.590
‫اون‌وقت بود؟

14:03.170 --> 14:04.550
‫چی بود؟

14:04.550 --> 14:06.180
‫قاتل!

14:06.180 --> 14:09.220
‫- عملاً که نه...
‫- ای خدا

14:09.220 --> 14:11.430
‫- ممکن بود باشه
‫- کسی می‌تونه ثابت کنه که اونجا بودید؟

14:11.430 --> 14:12.510
‫نه، هیشکی نمی‌تونه

14:12.510 --> 14:14.560
‫به جز اون یارو که فکر می‌کردم قاتلـه

14:14.560 --> 14:16.390
‫اما... اما اون قبل از این ماجرا رفت

14:16.390 --> 14:17.780
‫قبل از ماجرای...

14:17.780 --> 14:18.880
‫سطل رنگ

14:18.880 --> 14:20.880
‫پس خدا رو شکر، نه؟

14:24.110 --> 14:26.110
‫خب، فکر نکنم...

14:26.110 --> 14:27.860
‫لازم باشه... به اون گوش بدی

14:27.860 --> 14:29.910
‫تو الان چی‌کار کردی؟

14:31.830 --> 14:34.700
‫از نردبون اومدم پایین.
‫تو چی‌کار کردی؟

14:36.290 --> 14:38.870
‫آره، واقعاً مُرده، مگه نه؟

14:40.170 --> 14:41.590
‫فکر کنم این داره ضبط میشه

14:50.390 --> 14:52.220
‫به پارک که نمیگی؟

14:52.220 --> 14:54.520
‫که بعدش بذارم درِ خانه لجنزار رو تخته کنه؟

14:55.350 --> 14:58.060
‫نه، معلومه که به پارک تخمی نمیگم

15:00.190 --> 15:03.690
‫حالا هم نزدیک من نمیشید،
با جفت‌تونم، باشه؟

15:03.690 --> 15:05.070
‫یه لطفی هم بکنید،

15:05.070 --> 15:09.020
‫دفعه‌ی بعد که خواستید از خیابون رد شید،
لطفاً چشمای وامونده‌تون رو ببندید و رد شید

15:17.580 --> 15:19.670
‫من هیچی از کامیپوتر بارم نیست

15:19.670 --> 15:21.750
‫نمی‌دونم چرا مجبورم کردن این کار رو بکنم

15:22.960 --> 15:24.840
‫رادی به چیزی مشکوک نشد؟

15:25.710 --> 15:27.920
‫- بله؟
‫- نه، راحت گول می‌خورد

15:27.920 --> 15:29.930
‫- بذار بیاد تو
‫- چطوری با رادی آشنا شدی؟

15:30.470 --> 15:32.760
‫- لمب اومده
‫- همیشه می‌رفت گیم‌نت

15:34.140 --> 15:36.140
‫اینجا؟ واسه چی؟

15:36.140 --> 15:38.270
‫میگه از نقشه‌ی بعدی‌شون خبر داره

15:39.620 --> 15:41.230
‫حالا واسه ما طالع‌بین شده؟

15:41.230 --> 15:42.600
‫به نظرم باید حرفاش رو بشنویم

15:42.600 --> 15:44.140
‫باید بفهمیم این آدم‌ها کیـن و

15:44.140 --> 15:46.110
‫چه بلایی سر پایگاه‌داده‌مون آوردن

15:58.180 --> 16:01.570
‫می‌دونی اینجا سازمانیـه که
سیگار کشیدن توش اکیداً ممنوعه؟

16:02.920 --> 16:08.420
‫می‌تونیم بُکُشیم و غارت و اخاذی کنیم اما
بدن‌هامون باید پاک بمونه

16:09.550 --> 16:11.970
‫درستـه. میشه لطفاً زودتر بریم
سر اصل مطلب؟

16:11.970 --> 16:13.090
‫من هم داشتم می‌گفتم

16:13.090 --> 16:16.720
‫ما کشتیم و غارت و اخاذی کردیم و
حالا هم این بلاها داره سر خودمون میاد

16:16.720 --> 16:18.840
‫ابوتسفیلد...

16:18.840 --> 16:22.810
‫...ماجرای ترافیک،‌ بمب‌گذاری توی باغ‌ وحش،
‫گیمبال

16:22.810 --> 16:27.190
‫حمله به روستا، مختل کردن حمل و نقل،
تصاحب رسانه، ‫ترور یه رهبر عوام‌‌گرا

16:27.190 --> 16:29.945
‫استراتژی براندازی قدیمی اِم‌آی‌۵ که

16:29.970 --> 16:32.070
الان داره علیه خودمون استفاده میشه

16:32.070 --> 16:34.740
‫آره اما نباید فراموش کنیم که
ماجرای ترافیک

16:34.740 --> 16:38.330
‫در واقع توسط یه گروه معترض معروف بود

16:39.080 --> 16:40.830
‫به رهبری پسر شهردار

16:40.830 --> 16:44.320
‫آره اما اونا می‌خواستن ازش سوءاستفاده کنن،
بازیش بدن تا

16:44.320 --> 16:46.210
‫یه جوری القا کنن که
وقت رفتن ما سر رسیده

16:46.210 --> 16:49.760
‫تو گفتی که قاتل ابوتسفیلد کشته شده

16:49.760 --> 16:53.180
‫خب لابد یکی گولش زده،
تفنگ داده دستش

16:53.180 --> 16:55.180
‫خیلی خب، پس گیمبال رو چی میگی؟

16:55.180 --> 16:57.000
‫یا نکنه اون...

16:57.024 --> 16:59.155
یه حادثه‌ی نه‌چندان غم‌انگیز بوده؟

16:59.180 --> 17:01.230
‫آره اما واسه گیمبال خوش‌شانسی آوردن

17:01.230 --> 17:02.640
‫چون واقعاً یه حادثه بود

17:02.640 --> 17:04.933
‫سوژه جفری بود اما

17:04.957 --> 17:06.818
آدم‌های من جلوش رو گرفتن

17:06.843 --> 17:10.980
‫دلم می‌خواست زودتر بهتون بگم اما این‌طوری
حرفم رو از الان هم کمتر باور می‌کردید

17:10.980 --> 17:13.110
‫اون‌وقت یه همچین عملیاتی زیرِ سر کیه؟

17:13.110 --> 17:15.540
‫خب، فکر کنم این چیزیـه که طبقه‌ی پایین
می‌خوایم بهش برسیم

17:15.540 --> 17:19.240
‫خب، لیبیایی‌ها محتمل‌ترین عامل این ماجران

17:19.240 --> 17:22.080
‫چون وقتی کمک‌شون کردیم که
قذافی رو برکنار کنن،

17:22.080 --> 17:23.790
‫دهن‌شون رو هم گاییدیم

17:23.790 --> 17:26.290
‫و با توجه به کتاب‌های توی
‫قفسه‌ی خونه‌ی دوست‌دختر هو...

17:26.290 --> 17:29.550
‫...اون داشته درمورد تاریخ لیبی
‫تحقیق می‌کرده

17:29.550 --> 17:31.920
‫راستش اون لیبیاییـه و
بعد از شورش فرار کرده

17:31.920 --> 17:34.170
‫خب دیگه، تحویل بگیر

17:34.170 --> 17:37.800
‫دندر پلاک ناقص ماشینی رو بهم داده که
سر و کله‌ش زیاد پیدا می‌شده

17:37.800 --> 17:41.390
‫احتمالاً اشتباه باشه اما دادمش به بچه‌هاتون،

17:41.390 --> 17:42.640
‫باید بتونن ردش رو بگیرن

17:42.640 --> 17:45.600
‫و از اون‌جایی که امروز
‫دست و دل‌بازیم گل کرده...

17:47.350 --> 17:51.080
‫باید بگم که هدف بعدی اونا اینه،
«دشمنت رو کور کن»

17:51.080 --> 17:53.240
‫بله، بیا تو. مرسی

17:53.240 --> 17:54.440
‫شرمنده مزاحم میشم

17:55.660 --> 17:57.410
‫سلام دِون!

17:57.410 --> 17:59.320
‫رد پلاک ناقصی که بهمون داد رو گرفتیم

17:59.320 --> 18:03.200
‫ماشین تو پارکینگ نزدیک فرودگاه لندن سی‌تیـه

18:03.200 --> 18:06.820
‫قبلش گزارشی از صدای شلیک هم اومده بود.
دارم میرم اونجا

18:08.210 --> 18:10.560
‫مراقبت پرواز هم ممکنـه آسیب‌پذیر باشه

18:12.380 --> 18:14.210
‫می‌دونی من چه فکری می‌کنم؟

18:14.210 --> 18:17.130
‫فکر می‌کنم اومدی اینجا تا
حواس‌ها رو پرت کنی و

18:17.130 --> 18:19.891
‫دوست‌دختر هو رو قربونی کنی و

18:19.916 --> 18:21.717
هو رو نجات بدی

18:21.742 --> 18:25.589
‫اگه خیال کردی که می‌تونی با
،اون یا تارا حرف بزنی

18:26.020 --> 18:28.400
‫کاملاً کور خوندی.
همچین اتفاقی نمیفته

18:28.400 --> 18:30.060
‫البته اگه واسه این موضوع اومده باشی

18:30.060 --> 18:34.190
‫من اومدم اینجا تا بفهمم کدوم
‫مقام امنیتی سابق یا فعلی لیبی،

18:34.190 --> 18:36.570
‫با بریتانیا کینه‌شتری داره

18:36.570 --> 18:40.070
‫خوبه که بدونید با کی طرفید

18:40.070 --> 18:42.450
‫آره خب، اگه اومدی اینجا تا از
مالی دورن سؤال کنی،

18:42.450 --> 18:45.380
‫شانست ته کشیده،
...چون اون غیبش زده

18:45.380 --> 18:49.330
‫در واقع کنار گذاشته شده...
به‌خاطر تعدیل نیرویی که داشتیم

18:49.330 --> 18:52.623
‫حالا هم بنده رو ببخشید چون بعضی‌هامون...

18:54.340 --> 18:55.340
‫آره

19:04.100 --> 19:06.740
‫بهتره هر چه زودتر استعفا بدی،

19:06.764 --> 19:10.245
قبل از این که از خجالتِ کار کردن
واسه این یارو بمیری

19:10.270 --> 19:11.360
‫لطفاً چیزی نگو

19:11.360 --> 19:13.270
‫دیگه همین مونده دل تو واسه‌ی من بسوزه

19:23.260 --> 19:25.120
‫خیلی خب، چی دستگیرمون شد فلایت؟

19:25.120 --> 19:27.200
‫تیم آی‌تی همچنان داره روی اون کد کار می‌کنه

19:27.200 --> 19:28.910
‫لمب چی گفت؟

19:28.910 --> 19:31.670
‫هیچی. راستش هیچی نگفت

19:31.670 --> 19:33.780
‫بهتره برگردی داخل، ممنون

19:37.760 --> 19:39.930
‫پس لمب جکسون بزرگ همین بود؟

19:39.930 --> 19:42.390
‫خدایا. طرف واقعاً عقلش رو از دست داده

19:42.930 --> 19:45.930
‫ولز رو فرستاد دنبال نخود سیاه

19:46.850 --> 19:49.600
‫حقیقتش نمی‌فهمم که اون یا خانه لجنزار

19:49.600 --> 19:51.140
‫اصلاً به چه دردی می‌خورن

19:59.820 --> 20:03.700
‫«کشتن یه مأمور، حمله به روستا،
‫مختل کردن حمل و نقل،

20:03.700 --> 20:06.080
‫تصاحب رسانه، ترور یه رهبر عوام‌گرا»

20:06.990 --> 20:08.540
‫اوه، خیلی ممنون

20:08.540 --> 20:10.080
‫ممنون که ضایعم کردی دایانا

20:10.080 --> 20:12.920
‫اینجا هیشکی به اندازه‌ی لمب
تجربه‌ی عملیاتی نداره

20:13.680 --> 20:15.590
‫نادیده گرفتنش کار واقعاً غیرمسئولانه‌ایـه

20:15.590 --> 20:18.380
‫آره، اما آخرش...
آخرش تصمیمش به عهده‌ی منـه،

20:18.380 --> 20:22.180
‫مگه این‌طوری بازجویی رو پیش نمی‌بریم؟
...پس اگه من بگم

20:22.180 --> 20:23.990
‫شما از کجا می‌دونید؟

20:26.680 --> 20:27.760
‫خدایا

20:27.760 --> 20:29.220
‫فکر می‌کنن من بهتون گفتم

20:29.220 --> 20:31.180
‫- می‌تونیم ازت محافظت کنیم...
‫- نه، نمی‌تونید!

20:31.180 --> 20:33.850
‫اگه یه بار دیگه ببینم‌شون،
می‌کشنم، خب؟

20:33.850 --> 20:36.400
‫اگه همه‌چی رو بهمون بگی،
می‌تونیم ازت محافظت کنیم

20:38.680 --> 20:40.860
‫ببخشید، آخه...

20:40.860 --> 20:44.340
‫خیلی سختـه که بخوام
‫به کسی اعتماد کنم، من...

20:45.120 --> 20:48.900
‫اولش به اونا اعتماد کردم و حالا ببین
به چه کارهایی وادارم کردن

20:48.900 --> 20:50.980
‫الان خیلی تنهام

20:52.400 --> 20:54.020
‫چطوری باهاشون آشنا شدی؟

20:55.250 --> 20:58.251
‫اونا یه گروه فرهنگی لیبیایی بودن.
‫من...

20:58.276 --> 20:59.990
به اصالتم علاقه‌مند شدم

20:59.990 --> 21:02.700
‫و فهمیدم که لازم نیست خودم رو
مدیون بریتانیا بدونم که

21:02.700 --> 21:04.620
‫بهم پناه دادن

21:06.050 --> 21:07.680
‫بریتانیا موظف بود که...

21:07.680 --> 21:09.460
‫به من پناه بده

21:10.140 --> 21:12.060
‫چون شما کشور من رو نابود کردید

21:14.230 --> 21:16.730
‫خب، اوضاع قبل اومدن ما هم
همچنین گل و بلبل نبود

21:16.730 --> 21:20.530
‫آره، و الان خیلی بدتر شده.
و... برای هیشکی مهم نیست

21:20.530 --> 21:22.780
‫همه باهاش کنار میان

21:22.780 --> 21:24.956
‫با چندتا فعال اجتماعی آشنا شدم که

21:24.980 --> 21:27.820
دنبال چندنفر برای کارهای نمادین بودن تا...

21:27.820 --> 21:31.450
‫...مردم رو درباره کارهایی که
‫بریتانیا کرده آگاه کنن

21:31.450 --> 21:34.040
‫قرار بود تو یه روستا
‫کلی کاغذ رنگی قرمز بریزیم یا...

21:34.040 --> 21:37.210
‫یا یهو وارد یه اتاق خبری بشیم و
‫از این کارها بکنیم

21:37.210 --> 21:38.840
‫همه‌ش نمادین بود

21:38.840 --> 21:41.380
‫بعدش فهمیدم می‌خوان واقعاً
‫همه‌ی این کارها رو بکنن

21:41.960 --> 21:43.510
‫بعد که قبول نکردم...

21:46.180 --> 21:48.640
‫...بهم گفتن که زنده‌زنده پوستم رو می‌کَنن

21:50.100 --> 21:52.100
‫واسه‌ی «کور کردن دشمن»
چی‌کار می‌خوان بکنن؟

21:52.100 --> 21:53.640
‫نمی... نمی‌دونم

21:55.120 --> 22:00.150
‫البته یه ضرب‌المثل لیبیایی بود که
‫همه‌شون بهش می‌خندیدن

22:00.150 --> 22:02.900
‫ببخشید، عربی من خیلی تعریفی نداره اما...

22:04.190 --> 22:05.820
‫اما یه همچین‌ چیزی بود...

22:09.200 --> 22:12.270
‫«بارش باران روی سنگ محکم، تأثیری نداره»

22:14.500 --> 22:16.020
‫یکی‌شون گفت...

22:16.670 --> 22:18.020
‫«اما بارش جسدها چرا»

22:21.000 --> 22:22.920
‫بارش جسد از آسمون

22:23.760 --> 22:25.420
‫قراره آخرالزمون بشه

22:28.220 --> 22:29.850
‫خیلی خب، همه حواسا اینجا باشه!

22:29.850 --> 22:32.970
‫اطلاعات موثقی داریم که
فرودگاه‌های لندن توی خطرن

22:32.970 --> 22:34.060
‫پس حسابی حواس‌تون باشه...

22:34.060 --> 22:36.350
‫دِون، شنیدم توی ون
پوکه‌ی فشنگ پیدا کردی

22:37.020 --> 22:39.810
‫همون تفنگ حادثه‌ی ابوتسفیلد و هوئـه

22:40.730 --> 22:42.956
‫و همچنین نقشه‌ها و عکس‌هایی از

22:42.980 --> 22:44.980
‫فرودگاه‌های گاتویک، هیترو و
سی‌تی پیدا کردیم

22:47.150 --> 22:49.490
‫چیز دیگه‌ای پیدا نکردید که
نشون بده الان کجان؟

22:49.490 --> 22:51.030
‫نه، هیچی

22:51.030 --> 22:54.240
‫دوربین‌های مداربسته‌ی ورودی
‫بعد از وارد شدن‌شون از کار افتادن

22:55.660 --> 22:57.750
‫- خیلی خب
‫- چی گفت؟

22:57.750 --> 23:00.960
‫فرودگاه‌‌ها رو زیر نظر گرفتن و
‫نمی‌دونیم کجان

23:00.960 --> 23:02.070
‫احتمالاً از حراست هم رد شدن

23:02.070 --> 23:04.400
‫ممکنه با یه موشک‌انداز توی محوطه باشن

23:05.590 --> 23:06.970
‫خب؟

23:06.970 --> 23:08.970
‫کدی که بهمون داد خوب چیزیـه

23:08.970 --> 23:10.400
‫از نحوه‌ی پیاده‌سازی و سه‌لایه بودنش

23:10.400 --> 23:12.550
‫مشخصـه که واسه دستگاه خاصی نوشته شده

23:12.550 --> 23:15.100
‫اون‌وقت چی‌کار کرده؟
‫یه‌جوری بگو ما هم بفهمیم

23:15.100 --> 23:16.260
‫وایسا

23:18.240 --> 23:18.980
‫نمی‌دونم

23:18.980 --> 23:20.895
‫تنها راهی که بتونیم بفهمیم چی‌کار کرده

23:20.920 --> 23:22.770
‫اینـه که دوباره رو دستگاهی که
‫استفاده شده اجراش کنیم

23:22.770 --> 23:24.900
‫خب اون لپتاپ هو بوده،
‫پیش خودمونـه

23:24.900 --> 23:27.130
آره و کار هو تقریباً همون‌قدر خوبـه که
فکر می‌کنه

23:27.130 --> 23:30.490
‫برای همین یه چندساعتی طول می‌کشه تا
‫رمزش رو بشکنیم

23:30.490 --> 23:31.970
‫مگه این که...

23:36.660 --> 23:38.380
‫واسه کاری بهت نیاز داریم

23:38.380 --> 23:40.710
‫ذوق‌مرگ نشی‌ها

23:40.710 --> 23:43.040
‫ببین کی سینه‌خیز برگشته پیش بابایی

23:50.380 --> 23:51.720
‫سلام

23:51.720 --> 23:53.930
‫راستی، کارتون با جفری عالی بود

23:53.930 --> 23:55.850
‫چه بلایی سر گیمبال اومد؟

23:55.850 --> 23:58.520
‫اوه، اون که یه‌جور حادثه بود

23:58.520 --> 23:59.850
‫سطل رنگ خورد تو سرش

24:00.600 --> 24:02.560
‫- ببخشید متوجه نشدم
‫- آره

24:02.560 --> 24:04.650
‫درست و حسابی ایمن نشده بود

24:04.650 --> 24:07.280
‫صبر کنید ببینم،
‫موقع این اتفاق، شما هم اونجا بودید؟

24:08.150 --> 24:10.490
‫راستش ترجیح میدم اصلاً ندونم

24:12.820 --> 24:15.740
‫سلام. همه‌چی مرتبـه؟
‫یهو نصف‌شب زنگ زدی

24:15.740 --> 24:16.870
‫آره...

24:16.870 --> 24:19.660
‫خوابم نبرد و...
...اخبار رو روشن کردم و

24:19.660 --> 24:21.540
‫این ماجرای گیمبال رو دیدم

24:23.250 --> 24:24.840
‫عجب... عجب بگایی‌ای!

24:25.710 --> 24:27.670
‫عجب بگایی درهم برهمی

24:28.920 --> 24:30.800
‫تازه هیشکی واسه‌ش عزاداری نمی‌کنه

24:30.800 --> 24:33.840
‫یکم با خودم فکر کردم و
‫گفتم ترافیک و اون، اون...

24:33.840 --> 24:35.920
‫اون حادثه‌ی وحشتناک توی...

24:35.920 --> 24:37.600
‫اسمش چی بود؟

24:37.600 --> 24:38.600
‫ابوتسفیلد

24:38.600 --> 24:40.430
‫- اون دیگه چیه؟
‫- آره، ابوتسفیلد

24:40.430 --> 24:43.910
‫جعبه‌ خاطراتـه.
یادگاری قرارهای هو با تارائه

24:43.910 --> 24:46.730
‫می‌خواستم سیستمش رو وصل کنم تا
‫ماشین قاتل رو ردیابی کنم،

24:46.730 --> 24:48.510
‫این رو زیر چندتا سیم پیدا کردم

24:48.510 --> 24:51.130
‫ببین... من می‌دونم چه اتفاقی قراره بیفته

24:51.130 --> 24:54.110
‫آره، یکی از استراتژی‌های براندازیـه.
‫می‌دونیم

24:54.110 --> 24:57.280
‫نه، نه، نه

24:57.280 --> 24:59.200
‫این موی آدمـه؟

24:59.200 --> 25:03.500
‫خب، از لحاظ روانشناسی کیفری،
‫این خط قرمز محسوب میشه دیگه؟

25:03.500 --> 25:06.250
‫آره. تو مشتم بود. من...

25:06.250 --> 25:07.420
‫- دشمنت رو کور کن
‫- نــه!

25:07.420 --> 25:10.210
‫عسلـه. به عسل یه ربطی داره

25:10.210 --> 25:12.380
‫آره، تله‌ی عسل.
‫اون کار رو قبلاً کردن

25:12.380 --> 25:14.890
‫ببین، دوباره انجامش میدن،
‫دوباره انجامش میدن

25:14.890 --> 25:16.350
‫مثل زنبور می‌مونه

25:18.310 --> 25:21.140
‫راستش ما اینجا زنبورهای
دوست‌داشتنی‌ای داریم

25:21.680 --> 25:23.020
‫آره

25:23.020 --> 25:25.310
‫اونا خیلی خوشحالم می‌کنن

25:26.770 --> 25:29.650
‫وقتی... وقتی که تو رو نمی‌بینم
‫با خودم میگم...

25:29.650 --> 25:32.360
‫«حداقل زنبورها کنارمن»

25:33.150 --> 25:36.370
‫آره، ببین، باید سعی کنی برگردی بخوابی، خب؟

25:36.870 --> 25:38.200
‫آره، آره، همین کار رو می‌کنم

25:38.200 --> 25:41.200
‫آره، فردا می‌بینمت،
‫واسه ناهار یک‌شنبه دیگه؟

25:42.790 --> 25:46.380
‫آره، سعیم رو می‌کنم اما
احتمالاً درگیر کار باشم

25:46.380 --> 25:49.530
‫- نه، درگیر نیستی
‫- چرا، هستم!

25:52.050 --> 25:53.340
‫شب‌بخیر ریور

25:55.550 --> 25:56.550
‫دوستت دارم

26:00.510 --> 26:01.520
‫خب، من هم همین‌طور

26:02.560 --> 26:05.230
‫درگیرم چون این ماجرا هنوز تموم نشده

26:05.230 --> 26:08.310
‫خب علتش تویی، چون اون یارویی که
فرستاده بودنت ‫ازش محافظ تکنی،

26:08.334 --> 26:10.334
کله‌ش داغون شد

26:10.400 --> 26:11.900
‫با دقت این رو می‌گردم

26:11.900 --> 26:13.900
‫- چرا؟
‫- تا هو رو مسخره کنم

26:14.610 --> 26:17.990
‫باشه. هر جور راحتی.
‫من یه کار مفید پیدا می‌کنم

26:17.990 --> 26:19.950
‫اوه، لمب بهت گفت این کار رو بکنی؟

26:19.950 --> 26:21.200
‫آره، یه جورایی

26:21.200 --> 26:24.290
‫اون گفت سیکتیر کنیم و
‫به خودمون آسیب بزنیم

26:24.290 --> 26:26.290
‫کو، اون همیشه از این حرفا می‌زنه

26:26.290 --> 26:27.710
‫منظوری که نداشت

26:27.710 --> 26:28.710
‫چرا، داشت

26:49.610 --> 26:50.860
‫مالی

26:50.860 --> 26:52.150
‫واسه چی بهم نگفتی؟

26:53.500 --> 26:55.970
‫چی‌کار می‌کردی؟

26:57.000 --> 27:02.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

27:03.040 --> 27:05.830
‫ویلن این‌قدر شعور نداشت که
‫تو روی خودم این کار رو بکنه

27:07.160 --> 27:09.413
‫یه ایمیل از منابع انسانی اومد که

27:09.438 --> 27:11.840
‫توش نوشته بود برکنار شدم

27:11.840 --> 27:16.860
‫ظاهراً من حداقل استانداردهای
سازمان رو نداشتم

27:17.760 --> 27:20.430
‫حالا چطوری می‌خوای این کار رو بکنی؟

27:20.430 --> 27:22.010
‫این کار؟

27:22.010 --> 27:23.720
‫چراغ‌ها رو خاموش کن

27:23.720 --> 27:25.260
‫حالا که دیگه از کار بی‌کار شدی

27:26.930 --> 27:28.440
‫احتمالاً‌ با قرص

27:29.190 --> 27:30.730
‫بهترین گزینه‌ست دیگه؟

27:30.730 --> 27:33.020
‫نه، انتخابای گسترده‌تری هم داری

27:33.020 --> 27:36.020
‫مسیر ساحلی قشنگ.
‫یه سراشیبی تند

27:36.530 --> 27:39.530
‫شاید تونستی رکورد پروازِ
بدون کمک رو هم بشکنی

27:39.530 --> 27:41.740
‫حداقلش اینـه که رکورد شخصی خودت رو می‌زنی

27:43.200 --> 27:45.450
‫همیشه به آدم‌ها دلگرمی میدی؟

27:46.660 --> 27:48.210
‫خبرها رو دنبال می‌کنی؟

27:49.620 --> 27:50.670
‫ابوتسفیلد؟

27:51.170 --> 27:54.500
‫آره. هم اون، هم ماجرای ترافیک،
‫هم بمب‌گذاری باغ وحش...

27:54.500 --> 27:56.550
‫...همه‌شون به هم ربط دارن

27:57.130 --> 28:00.720
‫کو گفته مربوط به یه
استراتژی قدیمی براندازیـه

28:01.430 --> 28:03.430
‫تقریباً مطمئنم کار لیبیـه

28:03.430 --> 28:05.850
‫رفتم پارک تا بفهمم دقیقاً کار کی تو لیبیـه

28:07.310 --> 28:09.810
‫توی پرونده‌ها هست، جکسون

28:10.940 --> 28:13.020
‫من هم حافظه‌ی نامحدودی ندارم

28:13.020 --> 28:15.770
‫آره اما تو راه اینجا که بودم،

28:15.770 --> 28:17.860
‫گفتم شاید یه پرونده‌ای باشه که...

28:17.860 --> 28:20.150
‫...نگهش داشته باشی

28:25.330 --> 28:27.540
‫چطوری راضی‌شون کردی اینجا رو باز کنن؟

28:28.870 --> 28:29.870
‫من میز اولـم

28:30.620 --> 28:32.290
‫واسه چی اومدیم اینجا؟

28:32.290 --> 28:34.970
‫خب، گفتم بدت نمیاد
یکم هوای آزاد به کله‌ت بخوره

28:35.500 --> 28:36.550
‫سردمـه

28:50.140 --> 28:53.230
‫- تو مرد مهربونی هستی. ممنون
‫- خب، جدی میگی؟ خوبـه

28:53.980 --> 28:56.760
‫باید بدونی که...

28:56.784 --> 28:59.450
ما همگی خیلی تلاش کردیم تا
‫به کشورتون کمک کنیم

29:00.320 --> 29:01.980
‫منظورم بعد از شورشـه

29:02.240 --> 29:04.740
‫حیف که این بار خیلی برامون سنگین بود

29:05.910 --> 29:09.040
‫- شما ما رو به حال خودمون ول کردید
‫- نه، نه، این‌طور نیست

29:09.040 --> 29:10.410
‫ما کاری که تونستیم رو کردیم

29:10.410 --> 29:11.980
‫و حالا...

29:13.170 --> 29:16.080
‫باید کاری رو بکنی که برای
این کشور می‌تونی بکنی

29:17.340 --> 29:18.800
‫من همه‌چی رو بهتون گفتم

29:19.380 --> 29:21.220
‫الان دیگه دست خودتونـه، آقای میز اول

29:21.800 --> 29:23.590
‫بله. بله، گفتی

29:24.260 --> 29:26.800
‫فقط یاد حرفی افتادم که اون‌موقع زدی

29:26.800 --> 29:28.680
‫یه جورایی کنجکاوم کرد

29:28.680 --> 29:30.100
‫گفتی که...

29:31.430 --> 29:34.060
‫خب گفتی که «‫اگه یه بار دیگه ببینم‌شون،
‫می‌کشنم»

29:34.060 --> 29:35.600
‫و...

29:35.600 --> 29:38.240
‫...واسم سؤال شد که چطوری قراره
‫دوباره ببینی‌شون

29:40.280 --> 29:42.680
‫نمی‌دونم. منظورم این بود که
اگه بهشون بر بخورم

29:42.990 --> 29:46.620
‫- نه، بعید بدونم همچین منظوری داشتی
‫- نه

29:46.620 --> 29:48.479
‫نه، اگه منظورت این بود،

29:48.504 --> 29:50.700
‫می‌گفتی «اگه پیدام کنن»

29:50.700 --> 29:52.750
‫اما تو این رو نگفتی

29:52.750 --> 29:56.630
‫گفتی «اگه دوباره هم رو ببینیم».
‫یعنی احتمالش رو در نظر گرفتی

29:57.620 --> 29:59.630
‫یه‌جوری می‌تونی باهاشون
تماس بگیری، مگه نه؟

29:59.630 --> 30:00.710
‫نـه!

30:00.710 --> 30:03.290
‫می‌خوان یه کار وحشتناک توی
فرودگاه بکنن، مگه نه؟

30:03.800 --> 30:05.870
‫شاید قراره یه هواپیما رو بکوبونن تو شهر

30:05.870 --> 30:08.300
‫- یا به محض رسیدن به فرودگاه منفجرش کنن
‫- بس کن، باشه؟

30:08.300 --> 30:10.330
‫- می‌دونم داری چی‌کار می‌کنی
‫- دارم جون آدم‌‌ها رو نجات میدم

30:10.330 --> 30:11.980
‫- نه، نه، نه
‫- کاری که دارم می‌کنم اینـه

30:11.980 --> 30:15.350
‫داری به من عذاب وجدان میدی.
‫و من هیچ کاری اشتباهی نکردم

30:15.350 --> 30:17.860
‫خب الان که داری یه تصمیمی می‌گیری، مگه نه؟

30:17.860 --> 30:19.150
‫که به من کمک نکنی

30:19.150 --> 30:20.730
‫به نظر من این کار اشتباهیـه

30:21.640 --> 30:23.280
‫من باید این آدم‌ها رو دستگیر کنم

30:23.280 --> 30:25.650
‫وگرنه از آسمون جسد می‌باره

30:26.530 --> 30:28.700
‫واقعاً می‌خوای وجدانت این رو تحمل کنه؟

30:37.370 --> 30:38.580
‫ساعت ۱۲ شب

30:40.090 --> 30:42.610
‫قراره امشب ساعت ‍‍۱۲ ببینم‌شون.
‫دلیلش رو نمی‌دونم

30:42.610 --> 30:44.900
‫- هر کاری بگن می‌کنم
‫- کجا؟

30:45.970 --> 30:49.220
‫پیکدیلی سرکس.
‫اونا... یه کد گذاشتن

30:49.220 --> 30:52.640
.تو یه سطل آشغال چسبیده
‫جزئیات یه سفر با مترو رو نشون میده

30:54.520 --> 30:57.060
‫اولین نفر رو تو اولین ایستگاه تعویض خط
می‌بینم

30:57.060 --> 30:58.650
‫دومی رو تو ایستگاه تعویض بعدی

30:58.650 --> 31:00.310
‫سومی هم تو ایستگاه تعویض آخری

31:01.320 --> 31:03.270
‫هر کدوم‌شون چک می‌کنن که
‫کسی پشتم نباشه و

31:03.270 --> 31:04.810
‫کسی تعقیبم نکرده باشه

31:06.860 --> 31:07.950
‫حالا زود باش که بریم

31:10.490 --> 31:12.240
‫- کجا؟
‫- باید بری به دیدن‌شون

31:12.240 --> 31:13.430
‫وای نه، نه، من نمی‌تونم

31:13.430 --> 31:15.510
‫- چرا، می‌تونی. وقتی نمونده
‫- نه، نه، نه

31:15.510 --> 31:18.290
‫نه، یه تیم بفرست که دستگیرشون کنه.
‫این خانمه می‌تونه بره

31:18.290 --> 31:21.630
‫خودت گفتی که حواس‌شون هست.
‫من می‌خوام هر سه تا حرومزاده‌ رو بگیرم

31:21.936 --> 31:24.076
‫گوش کن چی میگم

31:24.101 --> 31:27.195
‫تو خیلی از اونی که فکر می‌کنی، قوی‌تری

31:27.220 --> 31:30.090
‫آره، این‌ها مردهای... مزخرفی هستن

31:30.090 --> 31:31.180
‫و من درک می‌کنم

31:31.180 --> 31:33.600
‫می‌بینم که تو یه زن جوان آسیب‌پذیری

31:33.600 --> 31:34.840
‫اما...

31:34.864 --> 31:37.890
تو قدرتی داری که ازش بی‌خبری

31:43.770 --> 31:46.570
‫- اگه بخوان بکشنم یا بلایی سرم بیارن چی؟
‫- نه، نه، نه

31:46.570 --> 31:49.240
‫ما تو همه‌ی مراحل این مسیر همراهتیم

31:49.240 --> 31:50.930
‫حواس‌مون بهت هست.
‫قول میدم

31:50.930 --> 31:52.200
‫رو حرفم حساب کن

31:52.200 --> 31:54.540
‫هیچ... هیچ بلایی سرت نمیاد

32:06.550 --> 32:07.840
‫قبولـه

32:08.590 --> 32:09.630
‫مرسی

32:10.180 --> 32:12.890
‫تو شجاعی. تو خیلی خیلی شجاعی

32:14.430 --> 32:15.720
‫فلایت

32:21.900 --> 32:24.060
‫ما تو تک‌ تک مراحل این مسیر
همراهت می‌مونیم

32:24.060 --> 32:25.540
‫بهت قول میدم

32:29.150 --> 32:30.200
‫همه‌ش رو شنیدی؟

32:30.740 --> 32:33.280
‫پیکدیلی سرکس...
‫مرحله به مرحله باهاش ملاقات می‌کنن

32:33.280 --> 32:34.950
ما یه قدم ازشون عقب‌تر می‌مونیم

32:34.950 --> 32:36.660
‫- ردیابش کجاس؟
‫- تو پالتوش

32:36.660 --> 32:37.660
‫خوبـه

32:38.370 --> 32:39.960
‫مطمئنی از پس این کار بر میاد؟

32:41.250 --> 32:42.330
‫مجبوره

32:53.090 --> 32:56.560
‫می‌خوام یه سخنرانی درموردش بکنم.
‫فقط بهشون بگو که...

32:56.560 --> 32:57.600
‫کلود

32:58.680 --> 32:59.680
‫بله؟

33:00.640 --> 33:02.730
‫فرستادن تارا به این مأموریت کار اشتباهیـه

33:02.730 --> 33:04.100
‫اون مأمور آموزش‌دیده‌ای نیست

33:04.100 --> 33:07.190
‫- آره، خب هو رو که گول زد، مگه نه؟
‫- خب هر کسی می‌تونه هو رو گول بزنه

33:07.770 --> 33:09.960
‫ببین، ما خیلی وقته که یه قدم عقب‌تریم

33:09.960 --> 33:11.530
‫وقتشـه اوضاع امور رو به دست...

33:11.530 --> 33:13.540
‫لازمـه بهت یادآوری کنم که
جون آدم‌ها تو خطره؟

33:13.540 --> 33:15.210
‫تو فرودگاه‌‌ها تدابیر شدید امنیتی هست

33:15.210 --> 33:17.150
‫واسه‌شون آماده‌ایـم.
‫نمی‌تونن رد بشن

33:17.150 --> 33:19.480
‫خب، شرمنده که پشتم به
استراتژی‌های تا الان‌مون

33:19.480 --> 33:21.750
‫اون‌قدرها گرم نیست

33:21.750 --> 33:24.250
‫باید این رو در نظر بگیری که
‫هر برنامه‌ای که دارن،

33:24.250 --> 33:26.790
‫حتماً قبلش واکنش ما رو هم پیش‌بینی کردن

33:26.790 --> 33:29.490
‫فقط از طریق دختره‌ست که
می‌تونیم بهشون برسیم

33:29.630 --> 33:32.260
‫گوش کن... تارا رو بسپار به من

33:32.260 --> 33:34.930
‫تو تمرکزت رو بذار رو اون کدی که
بهمون داد، خب؟

34:14.800 --> 34:15.880
‫آماده‌ای؟

34:19.300 --> 34:20.970
‫ببخشید، من نمی‌تونم

34:46.460 --> 34:47.830
‫فلایت، قضیه چیه؟

34:47.830 --> 34:49.130
‫نمی‌تونه این کار رو بکنه؟

34:49.630 --> 34:51.920
‫خودش رو لو میده.
‫باید مأموریت رو کنسل کنیم

34:52.590 --> 34:53.590
‫گوشی رو بده بهش

35:01.310 --> 35:02.440
‫تارا...

35:02.440 --> 35:05.020
‫ما تو همه‌ی مراحل این مسیر همراهتیم

35:05.560 --> 35:06.600
‫چطوری؟

35:07.640 --> 35:09.200
‫خب...

35:09.200 --> 35:11.190
‫ما یه ردیاب تو پالتوت گذاشتیم

35:11.190 --> 35:12.550
‫میکرفون گوشیت روشنـه

35:12.550 --> 35:14.390
‫یه گروه هم با فاصله‌ی مطمئنی دنبالت میاد

35:14.390 --> 35:17.200
‫به محض این که کوچیک‌ترین نشونه‌ای از
‫دردسر ببین، حمله می‌کنن

35:17.200 --> 35:19.240
‫خیلی دیر می‌کنن و تا اون‌موقع می‌میرم

35:19.240 --> 35:20.320
‫نه

35:20.910 --> 35:23.290
‫این آدم‌ها دلیلی ندارن که بهت شک کنن

35:23.290 --> 35:24.370
‫هیچ دلیلی ندارن

35:25.160 --> 35:26.410
‫ببخشید، نمی‌تونم

35:32.710 --> 35:34.300
‫تارا، یه نگاه به اطرافت بنداز

35:34.300 --> 35:37.300
‫تموم این آدم‌های بی‌گناه و
خوشحال رو می‌بینی که

35:37.300 --> 35:39.800
‫دارن زندگی‌ معمولی‌شون رو می‌کنن؟

35:39.800 --> 35:41.180
‫حالا یه نگاه به آسمون بکن

35:42.850 --> 35:45.390
‫هواپیماهایی هست که ممکنـه که از
‫آسمون سقوط کنن،

35:45.390 --> 35:47.040
‫اما تو می‌تونی جلوش رو بگیری

35:49.190 --> 35:51.190
‫و من می‌دونم که تو می‌تونی،
‫مطمئنم

35:58.740 --> 35:59.820
‫- قربان؟
‫- آره، فلایت

35:59.820 --> 36:00.990
‫فلایت، چی‌کار داره می‌کنه؟

36:00.990 --> 36:01.990
‫باشه

36:02.870 --> 36:05.240
‫داره وارد میشه

36:05.240 --> 36:07.370
‫ایول! آ ماشالا دختر!

36:09.670 --> 36:11.210
‫با تو نبودم

36:11.210 --> 36:12.210
‫اون رو گفتم

36:13.590 --> 36:15.690
‫البته تو هم کارت عالی بوده

36:18.940 --> 36:21.130
‫به محض این که از پله‌ها
‫رفتی پایین و وارد شدی،

36:21.130 --> 36:22.890
‫من با افرادی که داخل ماشینن حرکت می‌کنم

36:22.890 --> 36:24.620
‫یه قطار عقب‌تر از تو حرکت می‌کنیم

36:24.620 --> 36:26.980
‫تو همین حین، یه تیم دومی
‫از بالای زمین زیرنظرت داره و

36:26.980 --> 36:29.290
‫یه تیم سومی هم توی آسمون حاضر میشه

36:34.230 --> 36:36.360
‫اگه بلایی سرم اومد،

36:37.110 --> 36:40.380
‫لطفاً به مامان‌بابام بگو شرمنده‌م و
‫دوست‌شون دارم، باشه؟

36:40.650 --> 36:43.080
‫هر وقت این ماجرا تموم شد،
‫خودت می‌تونی بهشون بگی

36:43.620 --> 36:45.040
‫خواهش می‌کنم

36:56.420 --> 36:58.170
‫تیم یک، به سمت محوطه حرکت کن

36:59.170 --> 37:02.160
‫- چرا این‌قدر طول کشیده؟
‫- طول نکشیده

37:02.340 --> 37:05.180
‫دارم با «برخورددهنده هودرونی» به
‫سیستم‌تون نفوذ می‌کنم،

37:05.180 --> 37:07.060
‫سریع‌تر از هر انسان زنده‌ی دیگه‌ای

37:07.060 --> 37:10.270
‫- تو نمی‌تونستی این کار رو بکنی؟
‫- این الاغ رو میگی؟

37:10.270 --> 37:12.190
‫حتی نتونسته لپتاپم رو باز کنه

37:12.190 --> 37:16.230
‫رمز یه تریلیون حالت مختلف داشته و
‫یه بار اشتباه بزنی، کل هارد پاک میشه

37:17.400 --> 37:21.150
‫البته توی دارک‌نت بکاپش رو گرفتم
‫اما هیشکی نمی‌تونه پیداش کنه

37:21.150 --> 37:22.760
‫من هم دلم برات تنگ شده بود رادی

37:22.760 --> 37:24.840
‫باید دقیقاً و با همون دستگاه،

37:24.840 --> 37:26.870
‫به سیستم‌مون دسترسی پیدا کنه

37:26.870 --> 37:28.010
‫بعدش کد رو وارد می‌کنیم

37:28.010 --> 37:29.620
‫بعد کاری که قبلاً کرده رو می‌کنه؟

37:29.620 --> 37:32.420
‫ولی این دفعه کُندش می‌کنیم،
‫تا ببینیم چیـه و کجا میره

37:32.420 --> 37:33.970
‫اما در واقع جایی نمیره دیگه؟

37:33.970 --> 37:36.960
‫نه می‌تونیم بفرستیمش به یه حلقه‌ی بسته،
‫که بخوره به در و دیوار

37:36.960 --> 37:38.050
‫خیلی خفنـه

37:38.050 --> 37:40.170
‫بعدش بهمون، اطلاعات خیلی مهمی میده

37:44.720 --> 37:46.350
‫هو قاتل سریالیـه

37:46.930 --> 37:48.560
‫استیک تی-بنـه؟

37:48.560 --> 37:51.560
‫- از غذایی که با دختره خورده نگه داشته؟
‫- همه‌چی رو نگه داشته

37:51.560 --> 37:53.890
‫اُسکل‌تر از چیزیـه که فکرش رو می‌کردیم

37:54.140 --> 37:55.680
‫بهش سخت می‌گذره

37:55.680 --> 37:57.720
‫به آدم‌های دورش سخت می‌گذره

37:57.720 --> 38:00.150
‫دست‌بندها و کارت‌های عبور کار دختره رو
‫نگه داشته

38:00.150 --> 38:02.070
‫انگار از سطل آشغال درشون آورده

38:02.570 --> 38:03.780
‫دختره چی‌کاره بود؟

38:03.780 --> 38:05.160
‫تو کار مراسم اینا بود دیگه؟

38:05.160 --> 38:07.040
‫دختر خوشگله به مردم «کاناپه» تعارف می‌کنه

38:07.040 --> 38:08.780
‫ولی این دیگه نوبرشـه

38:08.780 --> 38:10.160
‫چایی کیسه‌ای تاریخ‌دار

38:10.830 --> 38:12.330
‫مال سیتی‌هالـه

38:12.330 --> 38:13.410
‫این هم همین‌طور

38:14.880 --> 38:17.190
‫اونجا تو مراسم‌های زیادی بوده

38:18.800 --> 38:20.610
‫تو یه مراسم تسلیحاتی هم بوده

38:21.420 --> 38:23.580
‫یعنی میگی قبل از حمله به جفری،

38:23.580 --> 38:25.090
‫اسلحه‌ها رو کش رفته؟

38:25.090 --> 38:26.760
‫باغ وحش هم رفته؟

38:26.760 --> 38:28.060
‫با هو

38:30.720 --> 38:33.000
‫تو یه مراسم برای
پمپ‌بنزین‌های «اسو» هم بوده

38:33.640 --> 38:37.630
‫به تک‌تک‌ بخش‌های استراتژی براندازی متصلـه

38:38.270 --> 38:40.130
‫البته پارک دستگیرش کرده دیگه؟

39:00.630 --> 39:02.090
‫یالا تارا

39:02.880 --> 39:04.420
‫می‌دونم از پسش بر میای

39:10.430 --> 39:11.850
‫آره، داره این کار رو می‌کنه؟

39:11.850 --> 39:12.970
‫- قربان؟
‫- بله؟

39:12.970 --> 39:16.600
‫تصویرش رو بین پله‌ها و
سالن از دست میدیم اما

39:16.600 --> 39:18.020
‫از طریق ردیاب می‌بینیمش

39:18.020 --> 39:19.690
‫درستـه

39:20.770 --> 39:21.770
‫باشه

39:22.440 --> 39:23.940
‫به فلایت بگو آماده باشه

39:25.360 --> 39:27.040
‫به سمت ورودی ایستگاه حرکت کن

39:33.700 --> 39:37.460
‫خیلی خب. کد داره اجرا میشه

39:38.820 --> 39:40.330
‫نگاه کنید، یه پرونده رو کپی کرد

39:40.330 --> 39:41.500
‫چه پرونده‌ای؟

39:41.500 --> 39:42.590
‫بگو پرونده‌ی کی

39:43.700 --> 39:45.670
‫پرونده‌ی ویلن بود

39:45.670 --> 39:48.050
‫واسه چی پرونده‌ی ویلن رو کپی کردن؟

39:48.050 --> 39:50.890
‫♪ آهنگ She’s Not There از The Zombies ♪

39:50.890 --> 39:54.140
‫♪ خب، هیشکی درمورد اون بهم چیزی نگفته بود ♪

39:54.970 --> 39:56.890
‫♪ درمورد دروغ‌ گفتن‌هاش ♪

39:58.020 --> 40:01.360
‫♪ خب، هیشکی درمورد اون بهم چیزی نگفته بود ♪

40:01.900 --> 40:03.860
‫♪ که اشک چند نفر رو در آورده ♪

40:04.400 --> 40:08.200
‫♪ خب دیگه واسه معذرت‌خواهی کردن دیره ♪

40:08.200 --> 40:09.780
‫♪ من از کجا بدونم؟ ♪

40:09.780 --> 40:11.280
‫♪ چرا باید واسم مهم باشه؟ ♪

40:12.160 --> 40:15.540
‫♪ لطفاً واسه پیدا کردنش
‫خودت رو به زحمت ننداز ♪

40:15.540 --> 40:18.210
‫♪ اونجا نیست ♪

40:19.790 --> 40:21.540
‫چرا وایساد؟

40:21.540 --> 40:23.960
‫- ردیاب تأخیری داره؟
‫- این‌طور به نظر نمیاد

40:23.960 --> 40:25.800
‫- فلایت رو بفرستم پایین؟
‫- نه، هنوز زوده

40:27.140 --> 40:30.070
‫شاید زود جلوش رو گرفتن.
‫نباید بترسونیم‌شون

40:30.590 --> 40:31.930
‫وای، ای گوه توش

40:31.930 --> 40:34.720
‫خب، این کلمه حتماً توی گزارش عملکردت میاد

40:34.720 --> 40:36.160
‫کد داره یه کار دیگه می‌کنه

40:36.160 --> 40:38.650
‫- کاری که قبلاً نکرده؟
‫- اون‌موقع شناساییش نکردیم

40:38.650 --> 40:42.150
‫اومد تو و رفت بیرون و ردش رو پاک کرد.
‫حالا نمی‌تونه بره بیرون

40:42.150 --> 40:44.170
‫لعنتی

40:47.280 --> 40:48.520
‫واسه چی کاری نمی‌کنیم؟

40:48.520 --> 40:50.490
‫- گمش می‌کنیم
‫- وایساده

40:50.490 --> 40:53.370
‫فیلم دوربین‌های سالن رو چک کنید.
‫حتماً رد شده

40:53.370 --> 40:54.700
‫اثری ازش نیست که اونجا باشه

40:54.700 --> 40:57.160
‫ردیاب هنوز پایین راه‌پله‌ست

40:59.790 --> 41:01.540
‫فوراً فلایت رو بفرست پایین

41:02.250 --> 41:03.690
‫فلایت، شروع کن

41:06.210 --> 41:09.130
‫♪ هیشکی درمورد اون بهم چیزی نگفته بود ♪

41:10.050 --> 41:12.260
‫♪ با این که همه‌شون می‌دونستن ♪

41:12.260 --> 41:15.890
‫♪ خب دیگه واسه معذرت‌خواهی کردن دیره ♪

41:15.890 --> 41:17.900
‫♪ من از کجا بدونم؟
‫چرا باید واسم مهم باشه؟ ♪

41:17.900 --> 41:19.730
‫گندش بزنن

41:19.730 --> 41:21.520
‫♪ لطفاً واسه پیدا کردنش
‫خودت رو به زحمت ننداز ♪

41:21.520 --> 41:24.980
‫پالتوش رو انداخته.
‫تکرار می‌کنم، پالتوش رو انداخته

41:26.770 --> 41:28.440
‫نمی‌فهمم

41:29.320 --> 41:31.070
‫چرا باید پالتوش رو بندازه؟

41:32.450 --> 41:36.240
‫♪ صداش لطیف و دل‌نشین بود،
‫چشاش شفاف بود و برق می‌زد ♪

41:36.240 --> 41:38.740
‫♪ اما اونجا نیست ♪

41:43.920 --> 41:44.920
‫ای گوه توش

41:46.170 --> 41:47.880
‫نباید تو محیط بسته بازش می‌کردیم

41:47.880 --> 41:50.380
‫نه، نه. نباید این کار رو می‌کردی

42:10.860 --> 42:12.570
‫چرا این‌طوری شد؟ چی...

42:14.150 --> 42:15.160
‫میشه...

42:15.740 --> 42:18.120
‫میشه یکی بگه اینجا چه خبره؟

42:18.120 --> 42:19.620
‫نـ-نمی‌دونم قربان

42:20.240 --> 42:22.000
‫سیستم‌مون کلاً از کار افتاد

42:25.170 --> 42:26.420
‫دشمنت رو کور کن

42:29.170 --> 42:31.030
‫ای کیر تو این وضع

42:43.520 --> 42:45.100
‫موفق شدی؟

42:45.100 --> 42:46.850
‫میز اول کور شد

42:47.730 --> 42:50.190
‫کل پارک کور شد

42:50.820 --> 42:52.530
‫حالا فقط مونده قدم آخر

42:53.150 --> 42:56.820
‫♪ خب دیگه واسه معذرت‌خواهی کردن دیره ♪

42:56.820 --> 43:00.740
‫♪ من از کجا بدونم؟
‫چرا باید واسم مهم باشه؟ ♪

43:00.740 --> 43:04.120
‫♪ لطفاً واسه پیدا کردنش
‫خودت رو به زحمت ننداز ♪

43:04.120 --> 43:06.920
‫♪ اونجا نیست ♪

43:06.920 --> 43:09.710
‫♪ خب بذار درمورد طرز نگاه کردنش بهت بگم ♪

43:09.710 --> 43:13.340
‫♪ از طرز رفتارش،
‫از رنگ موی سرش ♪

43:13.340 --> 43:17.010
‫♪ صداش لطیف و دل‌نشین بود،
‫چشاش شفاف بود و برق می‌زد ♪

43:17.010 --> 43:19.490
‫♪ اما اونجا نیست ♪

43:23.800 --> 43:43.800
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
