WEBVTT

00:04.000 --> 00:15.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:15.024 --> 00:22.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:23.000 --> 00:26.000
‫مترجم: «محمدعلی sm »

00:26.520 --> 00:29.150
‫شما یک پیغام جدید دارید

00:29.150 --> 00:30.340
‫رادی، منم

00:30.340 --> 00:33.860
‫انتظار ندارم من رو ببخشی اما
‫حداقل به حرفام گوش کن

00:33.860 --> 00:37.220
‫به خدا من نمی‌دونستم چه اتفاقی
‫می‌خواد بیفته و

00:37.245 --> 00:38.620
خیلی ترسیده بودم

00:38.620 --> 00:41.870
‫نمی‌دونم چی‌کار کنم و کجا برم

00:41.870 --> 00:43.660
‫تو رو خدا بهم زنگ بزن

00:43.660 --> 00:44.790
‫به حرفاش گوش کن

00:44.790 --> 00:47.630
‫هر کسی این حرفا رو بشنوه
‫می‌فهمه که هیچ‌کاره‌ست

00:47.630 --> 00:50.710
‫اگه کاری هم کرده باشه،
‫حتماً مجبورش کردن

00:50.710 --> 00:52.170
‫قبول دارم

00:53.340 --> 00:54.420
‫جداً؟

00:54.420 --> 00:57.220
‫آره اما هیچ‌کس دیگه‌ای تو
‫این ساختمون قبول نداره

00:57.220 --> 00:58.720
‫واسه همین من رو فرستادن

00:58.720 --> 01:00.260
‫خب، مگه تو چیت با اونا فرق داره؟

01:01.220 --> 01:05.230
‫من صدای عشق و کش و قوس و
‫پشیمونی رو تو صداش می‌شنوم

01:06.980 --> 01:09.860
‫می‌فهمم چون خودم هم یه زمانی
‫همچین آدمی بودم

01:11.540 --> 01:14.020
‫یعنی میگی تو هم عاشق منی؟

01:14.610 --> 01:17.530
‫نه، منظورم اینـه که منم یه زمانی
‫مأمور مخفی بودم

01:17.530 --> 01:18.910
‫تله‌ی عسل بودی؟

01:18.910 --> 01:20.620
‫- آره
‫- آره

01:23.100 --> 01:25.000
‫خب، بهت می‌خوره تله‌ی عسل هم باشی

01:25.500 --> 01:27.750
‫پس می‌تونم تشخیص بدم که
‫واقعیـه یا نه

01:28.580 --> 01:31.320
‫من هم مثل تارا، زمانی عاشق شدم که

01:31.345 --> 01:32.886
‫نباید می‌شدم

01:33.320 --> 01:34.880
‫و همین من رو لو داد

01:34.880 --> 01:37.000
‫واقعاً همچین اتفاقی واسه فلایت افتاده؟

01:38.970 --> 01:41.640
‫اوه. اوه. داره گولش می‌زنه، آره؟

01:41.640 --> 01:45.270
جون اون کسی انداختم تو
تله‌ی عسل رو به خطر انداختم

01:46.640 --> 01:48.680
‫کاری که درست بود رو انجام دادم

01:49.770 --> 01:51.020
‫اون رو تحویل دادم

01:54.150 --> 01:56.220
‫و این کاریـه که تو باید برای تارا بکنی

01:56.650 --> 02:00.490
‫اگه واقعاً دوستش داری، بهش زنگ بزن و
‫بذار پیداش کنیم تا ازش محافظت کنیم

02:00.490 --> 02:02.120
‫هیچ خطری از طرف ما اون رو تهدید نمی‌کنه

02:02.120 --> 02:04.140
‫خودت که گفتی، اون کار اشتباهی نکرده

02:04.140 --> 02:07.540
‫اما اون آدم‌هایی که می‌خواستن تو رو بکشن
‫دنبال اون هم میرن

02:08.790 --> 02:11.110
‫اونا مثل تو، تارا رو نمی‌بخشن

02:20.260 --> 02:22.180
‫باید دو دقیقه پشت خط نگهش داری

02:22.180 --> 02:24.160
‫تا جاش رو پیدا کنیم

02:24.180 --> 02:26.680
‫این‌طوری پیداش می‌کنیم و
‫ازش محافظت می‌کنیم

02:40.360 --> 02:41.990
‫- رادی؟
‫- تارا

02:42.620 --> 02:44.620
‫وای خدا،‌ رادی

02:44.620 --> 02:47.620
‫خدا رو شکر سالمی.
می‌ترسیدم بلایی سرت بیاد

02:47.620 --> 02:50.000
‫بهم قول دادن کاری به کارت نداشته باشن.
‫اونا...

02:50.540 --> 02:51.830
‫واقعاً معذرت می‌خوام

02:51.830 --> 02:53.710
‫نمی‌خواد از من معذرت بخوای

02:53.710 --> 02:55.260
‫کسایی که ازت سوءاستفاده کردن

02:55.260 --> 02:56.920
‫باید شرمنده باشن

02:56.920 --> 02:58.840
‫چون قراره به یه مراسم رقصی دعوت بشن که

02:58.840 --> 03:00.800
‫هیچ راه فراری نداره

03:01.890 --> 03:02.970
‫من رو می‌بخشی؟

03:02.970 --> 03:04.560
‫اصلاً چیزی نیست که بخوام ببخشم

03:04.560 --> 03:06.720
‫اما من آدرست رو بهشون دادم.
‫بهت دروغ گفتم

03:06.720 --> 03:08.100
‫نه. نه، مجبور بودی

03:08.100 --> 03:10.640
‫دفعه بعد بیا خونه‌ی من، باشه؟

03:10.640 --> 03:12.080
‫بیا رادزیلا

03:12.690 --> 03:15.360
‫گفتن اگه کوچیک‌ترین حرفی
‫درموردشون بزنم

03:15.360 --> 03:18.400
‫من رو می‌کشن و هر جایی که باشم
‫پیدام می‌کنن

03:18.400 --> 03:20.490
‫من واقعاً سرگردونم، عزیزم.
‫کجا باید برم؟

03:20.490 --> 03:22.320
‫خوب گوش کن چی میگم، باشه؟

03:22.320 --> 03:24.700
‫همیشه گوش می‌کنم

03:24.700 --> 03:26.490
‫هر جا که بری پیدات می‌کنم

03:26.990 --> 03:28.620
‫حرفام از روی عشقـه

03:28.620 --> 03:31.120
‫مثل دنیل دی-لوئیس تو فیلم «آخرین موهیکان»

03:31.120 --> 03:33.250
‫نه ریکاردو مونتالبان تو «خشم خان»

03:34.590 --> 03:35.590
‫باشه

03:38.357 --> 03:41.807
‫گوشی رو قطع کن. دیگه هیچ‌وقت ازش
‫استفاده نکن. دارن ردت رو می‌زنن

03:44.580 --> 03:46.760
‫خودم قبلاً اینجا کار می‌کردم، یادت رفته؟

03:46.760 --> 03:50.020
و می‌دونم فقط یه دقیقه طول می‌کشه تا
رد تماس رو بگیرید

03:51.020 --> 03:53.100
‫از اون‌موقع که رفتی،
‫رسوندیمش به ۳۰ ثانیه

04:40.252 --> 04:42.099
‫« اسب‌های کودن »
‫« فصل پنجم، قسمت چهارم »

04:44.150 --> 04:47.660
‫شما دوتا کسخل که رفتید به آدرس تارا،

04:47.660 --> 04:50.990
‫خونه‌‌های دور و برش رو هم
‫گشتید؟

04:50.990 --> 04:52.370
‫نه. واسه چی؟

05:52.285 --> 05:56.745
‫« ساختمان ب »

05:56.770 --> 05:58.770
‫- بله؟
‫- بله

05:58.770 --> 06:02.070
‫یه بسته برای همسایه بالایی‌تون آوردم اما
‫جواب آیفون‌شون رو نمیدن

06:02.070 --> 06:04.190
‫میشه لطفاً در رو بزنید بیام داخل؟

06:56.346 --> 06:58.592
« انقلاب و اقتدارگرایی در آفریقای شمالی »
« فردریک ولپی »

07:11.260 --> 07:16.270
‫در سرتاسر پایتخت، اخبار لندن،
‫هر ساعت و سر هر ساعت،

07:18.930 --> 07:20.520
‫شهردار ظفر جفری،

07:20.520 --> 07:22.560
‫درمورد نقش پسرش در آنچه که پلیس

07:22.560 --> 07:25.070
‫آن را «دستکاری در سوخت‌رسانی» نامیده،
‫این را گفت

07:25.070 --> 07:28.530
‫مشخصاً نمی‌تونم درمورد یه
‫تحقیق در حال جریان، نظرم رو بگم،

07:28.530 --> 07:30.640
‫اما می‌خوام روشن کنم که
‫شایعات اینترنتی...

07:32.570 --> 07:33.870
‫باید مهم‌ترین نکات رو بگی

07:33.870 --> 07:35.940
‫تو این شهر رو «لندن‌انگیز» کردی

07:35.940 --> 07:37.620
‫گیمبال می‌خواد شهر رو مثل قبل بکنه

07:37.620 --> 07:40.960
‫و نگو که حاضر نشده باهات مناظره کنه.
‫بگو باهات حرفی نمی‌زنه

07:40.960 --> 07:42.210
‫باید به عرفان هم اشاره کنم

07:42.210 --> 07:43.750
‫همه خودمونی‌ان.
‫انتظار ندارن

07:43.750 --> 07:46.170
‫نه. اون پسر منـه. احتمالاً میفته زندان

07:46.170 --> 07:48.100
‫به عنوان یه پدر، این خیلی اذیتم می‌کنه

07:48.100 --> 07:49.800
‫نمی‌تونم وانمود کنم چیزی نشده

07:49.800 --> 07:51.780
‫این‌طوری بی‌تفاوت و ترسو به نظر میام

07:51.780 --> 07:54.640
‫باشه. باشه.
‫پس همون چیزی رو میگیم که قبلاً گفتی

07:54.640 --> 07:58.520
‫به موضع و اشتیاق پسرت افتخار می‌کنی،
‫حتی اگه با روش‌ها مخالف باشی

07:58.520 --> 07:59.600
‫آره. خوبـه

07:59.600 --> 08:01.810
‫باید اون احساس واقعیم رو به کار بگیرم

08:01.810 --> 08:03.100
تا ‫بقیه باهام هم‌دردی کنن

08:03.100 --> 08:06.000
‫می‌دونم حرفام بدبینانه به‌نظر میان اما
‫چاره همینـه

08:06.980 --> 08:09.480
‫گیمبال قطعاً از عرفان
‫بر ضد من استفاده می‌کنه

08:10.820 --> 08:12.150
‫- ای خدا
‫- چی شده؟

08:12.740 --> 08:14.530
‫دیگه چی شده؟

08:16.234 --> 08:18.385
‫« مرگ یک زن در پی اعتراضات سوختی »

08:18.410 --> 08:20.080
‫خدایا. این وحشتناکـه

08:21.160 --> 08:23.530
‫حالا گیمبال میگه دست عرفان
‫به خون آلوده شده

08:23.560 --> 08:24.660
‫ای عرفان لامصب

08:24.680 --> 08:25.710
‫نکنه می‌خواد ببازم؟

08:25.710 --> 08:28.650
‫- بسپارش به خودم
‫- فقط به گیمبال بگو عرفان خط قرمزمـه

08:28.670 --> 08:30.420
‫لعنتی

08:44.913 --> 08:46.745
‫« رابطه‌ی پنهانی رئیس جاسوسان تندرو »

08:46.770 --> 08:47.770
‫یعنی چی...

08:50.070 --> 08:51.400
‫یعنی چی...

08:51.400 --> 08:52.780
‫لعنتی. لعنتی. لعنتی

08:52.780 --> 08:53.900
‫لعنتی

08:53.900 --> 08:57.160
‫بله. یه لحظه...

08:57.160 --> 08:58.220
‫بیا داخل

08:59.080 --> 09:00.490
‫لعنتی

09:05.080 --> 09:06.750
‫- سلام
‫- سلام قربان

09:06.750 --> 09:10.590
‫این هم از پرونده‌های محرمانه‌ی
‫جفری و گیمبال که می‌خواستید

09:11.020 --> 09:12.460
‫اوه. خیلی ممنون

09:12.460 --> 09:13.910
‫باید خیلی وقت پیش این کار رو می‌کردم

09:13.920 --> 09:16.960
‫خیلی سرم شلوغ بود،‌ آخه...

09:16.960 --> 09:18.430
‫شغل سنگینیـه

09:18.430 --> 09:20.160
‫بله. خیلی ممنونم

09:20.760 --> 09:21.770
‫مچکرم قربان

09:29.998 --> 09:32.538
‫« قرار در هتل با دختر بدکاره »
‫« نوشته‌ی دودی گیمبال »

09:31.480 --> 09:33.164
باشه

09:34.070 --> 09:35.070
باشه

09:37.870 --> 09:39.410
‫می‌خوای کثیف بازی کنی؟

09:41.846 --> 09:43.396
‫من هم می‌تونم کثیف بازی کنم

09:45.660 --> 09:48.033
‫این شهر که زمانی مظهر عظمت بود،

09:48.058 --> 09:50.130
‫دوباره گرفتار طاعون شده

09:50.130 --> 09:52.570
‫البته این دفعه این طاعون
به‌خاطر موش‌ها نیست

09:52.595 --> 09:55.970
‫نه، نه. این طاعون به‌خاطر
مهاجران غیرقانونیـه

09:55.970 --> 09:58.243
‫خب من اجازه نمی‌دونم این موش‌ها

09:58.268 --> 10:02.028
‫ریشه‌ی هویت ملی ما رو بجوند

10:03.930 --> 10:06.640
‫بیخیال. این‌طوری نمیشه

10:28.870 --> 10:30.330
‫خب، خب، خب

10:30.330 --> 10:34.040
‫واسه چی مصدع اوقات‌مون شدی؟

10:34.960 --> 10:36.050
‫اجازه هست بیام داخل؟

10:36.050 --> 10:37.420
‫البته

10:37.420 --> 10:39.430
‫حدس می‌زنم برای معذرت‌خواهی اومدی

10:48.520 --> 10:49.880
‫کفشات رو در بیار

10:49.880 --> 10:51.320
‫البته اگه اشکالی نداره

10:59.320 --> 11:01.320
‫نپرسیدی شوهرم خونه‌ست یا نه

11:02.200 --> 11:03.200
‫نه

11:04.120 --> 11:06.660
‫نه، شغل من باعث شده که بدونم
‫آدم‌ها کجا هستن

11:07.410 --> 11:09.460
‫بالاخره جزو مزایای کاریـه دیگه

11:09.540 --> 11:12.460
‫لطف می‌کنی به شوهرت اطلاع بدی که
‫می‌خوام ببینمش؟

11:13.670 --> 11:15.550
‫ببینم سرش خلوتـه که تو رو ببینه یا نه

11:16.170 --> 11:17.260
‫ممنونم

11:32.240 --> 11:33.310
‫بیا بالا

11:33.310 --> 11:34.730
‫اینجا نیست

11:36.440 --> 11:37.610
‫جی جی جی جینگ

11:37.610 --> 11:39.530
‫تو چطوری از خانه لجنزار اومدی بیرون؟

11:39.530 --> 11:41.660
‫- همون‌طوری که تو اومدی. از در
‫- دِون؟

11:41.660 --> 11:44.400
‫خب، یه اطلاعاتی بهش دادم اما
‫زیر بار نرفت

11:44.400 --> 11:47.120
‫واسه همین به زور اومدم بیرون و
‫افرادم رو فرستادم پِی کار

11:47.120 --> 11:50.120
‫- باید نگران باشم؟
‫- چون افراد من دخیلن؟ آره

11:51.000 --> 11:52.120
‫کسی نیست

11:52.120 --> 11:53.670
‫خب معلومـه که نیست شل‌مغز

11:53.670 --> 11:56.090
‫من که همین‌جوری نیومدم
‫پاهام رو بذارم رو میز

11:56.090 --> 11:57.390
‫اینجا رو از کجا پیدا کردی؟

11:57.390 --> 12:02.550
‫خب، تارا آدرسِ الکیِ «پرایوری پلیس»،
‫پلاک ۳۴ رو داده بود

12:02.550 --> 12:04.640
‫گفتم اون که نمی‌خواسته راهش رو دور کنه

12:04.640 --> 12:07.010
‫واسه همین اومدم به پلاک ۴۳

12:07.010 --> 12:08.220
‫حرفه‌ای نیست و

12:08.220 --> 12:10.680
‫کلی ظرف غذای بیرون‌بر هم
‫تو سطل آشغال بود

12:10.680 --> 12:12.480
‫گفتم این کسیـه که...

12:12.480 --> 12:14.860
‫مگه... مگه این چیزها رو یادتون نمیدن؟

12:14.860 --> 12:16.610
‫از کجا می‌دونستی ما داریم میام؟

12:16.610 --> 12:17.940
‫هو زنگ زد

12:18.306 --> 12:19.835
‫به گمونم دختره رو ترسونده

12:19.860 --> 12:22.320
‫خب، بهش گفت داریم رد تماس رو می‌گیریم

12:22.320 --> 12:24.110
‫اما تو می‌دونستی همچین کاری می‌کنه

12:24.110 --> 12:26.830
‫مطمئنه دختره کاری نکرده و
‫مجبور شده بهش خیانت کنه اما

12:26.830 --> 12:28.600
‫عشق مانعش شده

12:29.020 --> 12:32.250
‫که از حق هم نگذریم،
‫با حرفاش پشت خط هم جور در میومد

12:33.120 --> 12:34.920
‫بیخیال. اخمات رو وا کن

12:34.920 --> 12:36.380
‫واسه چی؟ گمش کردم دیگه

12:36.380 --> 12:39.380
‫خب، الان میره جایی که
‫فکر کرده به ذهن هیشکی نمی‌رسه

12:39.380 --> 12:40.380
‫خونه‌‌ی رادی هو

12:40.380 --> 12:42.000
امکان نداره

12:42.000 --> 12:44.300
‫چرا، بهم اعتماد کن.
‫تو چاکرام حسش می‌کنم

12:44.300 --> 12:46.390
‫بعدشم، قبل از این که بره
تاکسی گرفته

12:46.390 --> 12:48.430
‫منم شماره تاکسی رو گرفتم و
‫آدرس رو بهم دادن

12:48.430 --> 12:49.970
‫گفتم که، طرف حرفه‌ای نیست

12:53.520 --> 12:55.420
‫بیخیال دیگه

12:55.850 --> 12:58.040
‫چیزی ازت کم میشه یه تشکر خشک و خالی بکنی؟

12:59.560 --> 13:01.780
‫حدس می‌زنم نمی‌تونم همراه شما بیام...

13:01.780 --> 13:03.400
‫...برای همین با سرعت خودم میام

13:03.400 --> 13:04.490
‫نه، ممنون

13:04.490 --> 13:07.060
‫مطمئنم درک می‌کنی که
‫چرا بهت اعتماد ندارم

13:07.490 --> 13:09.740
‫ناخودآگاهت باعث شده تعصبی باشی؟

13:15.210 --> 13:17.560
‫ببین، من فقط می‌خوام خانه لجنزار رو

13:17.560 --> 13:19.590
‫از این کثافت‌کاری‌ها دور نگه دارم

13:19.590 --> 13:23.170
‫پس تا وقتی که دقیق نفهمم
‫چه کثافت‌کاری‌ایـه، تو یه تیمیم

13:24.130 --> 13:26.050
‫باشه. اما می‌تونی فقط نگاه کنی

13:43.530 --> 13:45.860
‫گفتم پنج دقیقه وایسه.
‫الان ۱۰ دقیقه شده

13:49.120 --> 13:50.120
‫برو پس

13:51.700 --> 13:53.200
‫اون حروم‌زاده رو بفرست تو

14:03.800 --> 14:05.170
‫شوهرم الان می‌تونه ببینتت

14:08.640 --> 14:10.930
‫آقای ویلن نمی‌تونه برای چایی بمونه...

14:10.930 --> 14:13.930
‫...اما اومده یه سری بزنه تا
‫معذرت‌خواهی کنه عزیزم

14:13.930 --> 14:15.140
‫دیگه وقتش بود

14:19.900 --> 14:22.360
‫راستش نیومدم اینجا تا
بابت چیزی معذرت‌خواهی کنم

14:22.360 --> 14:24.860
‫پس تهمت‌هایی که به شوهرم زدی و

14:24.860 --> 14:27.450
‫- تبعیض جنسیتیت علیه من چی؟
‫- من...

14:28.000 --> 14:29.490
‫من خودم مخالف تبعیض جنسیتیـم

14:29.490 --> 14:30.950
‫نذاشتی من تو اون جلسه باشم

14:30.950 --> 14:32.160
‫چون محرمانه بود

14:32.780 --> 14:34.700
‫تو از زن‌های قدرتمند خوشت نمیاد

14:34.700 --> 14:35.870
‫اتفاقاً چرا

14:35.870 --> 14:37.040
‫با این‌حال...

14:38.330 --> 14:40.660
‫من تو رو یه زنان اون‌چنان قدرتمندی نمی‌دونم

14:41.210 --> 14:44.170
‫اگه اومدی اینجا تا التماس کنی
‫اون خبر رو چاپ نکنم،

14:44.170 --> 14:47.840
‫خب ببخشید که مأیوست می‌کنم اما
‫اصلاً کارت رو درست انجام نمیدی

14:47.840 --> 14:50.340
‫اما من نیومدم بابت چیزی بهت التماس کنم

14:51.090 --> 14:53.180
‫اومدم بهت بگم کار درست چیـه

14:54.060 --> 14:57.230
‫باید این مقاله جعلی که درموردِ
‫زندگی شخصی من نوشتی و

14:57.230 --> 14:59.120
‫هیچ ربطی به بقیه نداره رو پاک کنی

14:59.120 --> 15:00.960
تو با یه فاحشه رابطه داری

15:00.960 --> 15:02.480
‫با یه پیشخدمت خیلی دوست‌داشتنی

15:02.480 --> 15:05.480
‫سر صحبت رو باز کردم و...
‫باهاش دوست شدم

15:06.440 --> 15:09.320
‫هر کاری که اون زمان با همدیگه می‌‌کردیم
‫به خودمون مربوطـه

15:09.320 --> 15:10.610
‫میگی به خودت مربوطـه

15:10.610 --> 15:13.370
‫- اما اون فاحشه بوده
‫- نه، اتفاقاً نبوده

15:13.370 --> 15:15.600
‫اون یه...

15:15.600 --> 15:16.910
‫همراه بود

15:16.910 --> 15:19.563
‫می‌خواست برای پرداخت
‫شهریه‌ی دانشگاهش،

15:19.588 --> 15:21.160
‫همراه باشه

15:21.160 --> 15:24.000
‫واسه همین من پول شهریه‌ش رو دادم تا
‫لازم نباشه همراه باشه

15:24.000 --> 15:27.181
‫با این‌حال به یه دختر تلفنی پول دادی که

15:27.206 --> 15:28.840
‫از قضا باهاش هم‌خواب هم شدی

15:28.840 --> 15:32.140
‫واقعاً فکر کردید اگه برگ برنده‌ای
‫تو جیبم نداشتم

15:32.140 --> 15:34.290
‫می‌اومدم اینجا؟

15:36.380 --> 15:39.480
‫آره. چون امشب، دنیس گیمبال...

15:40.810 --> 15:43.190
‫این پرونده‌ی زندگی توئـه. آره

15:45.360 --> 15:48.110
‫دنیس گیمبال. فقط...

15:48.690 --> 15:51.000
‫فقط این که اسم اصلیت
‫دنیس گیمبال نیست، مگه نه؟

15:52.530 --> 15:53.870
‫مگه نه؟

15:55.140 --> 15:57.120
‫نه، اسم اصلیت نبوده

15:57.120 --> 15:58.820
‫اسم اصلیت...

15:58.820 --> 16:01.170
‫دنیس اوزیل بوده

16:01.170 --> 16:04.840
‫با یه مادر ولزی و پدر تُرک

16:04.840 --> 16:07.400
‫آقای یوسف اوزیل

16:08.380 --> 16:11.380
‫همون‌طور که احتمالاً به یاد داری
‫مهاجر غیرقانونی بود

16:11.380 --> 16:12.800
‫پیش‌خدمتی می‌کرده

16:13.300 --> 16:16.180
‫مادرت دنیس، ماساژور بوده

16:16.890 --> 16:19.050
فقط خدا می‌دونه چطوری با هم آشنا شدن

16:19.510 --> 16:22.337
‫متأسفانه در سال ۱۹۶۱،

16:22.362 --> 16:24.676
‫اون سرپرستی تو رو واگذار کرد،

16:24.701 --> 16:27.400
‫دقیقاً زمانی که پدرت دستگیر شد،

16:27.400 --> 16:31.110
‫محکوم شد و افتاد زندان.
‫به جرم ضرب و جرح شدید

16:34.160 --> 16:36.813
‫همون‌طور که کاملاً واضحـه،

16:36.838 --> 16:38.910
‫هیچ‌کدوم از این مسائل  به من ربطی نداره

16:38.910 --> 16:42.296
‫هیچ ربطی نداره...
‫راستش کوچیک‌ترین اهمیتی هم برام نداره

16:43.623 --> 16:46.745
‫اما جفت‌مون می‌دونیم وقتی

16:46.770 --> 16:48.070
‫طرفدارهات بفهمن که

16:48.070 --> 16:52.200
‫ پدرت مهاجر غیرقانونی و مجرم بوده

16:52.640 --> 16:54.280
‫حسابی می‌افتی توی دردسر

16:58.180 --> 16:59.850
‫چرا صدات در نمیاد دودی؟

17:00.520 --> 17:04.655
‫از این سکوت استفاده می‌کنیم و یادی از

17:04.680 --> 17:06.375
‫ دوست‌پسر دوران دانشگاهت می‌کنیم

17:06.400 --> 17:09.940
‫...شاید باورت نشه اما اون
‫رئیس انجمن مارکسیست‌ها بود

17:09.940 --> 17:11.650
‫و وقتی که عین زباله انداختت دور،

17:11.650 --> 17:15.860
‫توی کیفش کوکائین جاساز کردی و
‫کاری کردی از دانشگاه اخراج شه

17:17.870 --> 17:20.450
‫پس اگه یه بار دیگه،
‫زرِ مفتی ازتون بشنوم،

17:21.160 --> 17:24.460
‫یه کاری می‌کنم که سرویس‌های امنیتی شما و

17:24.460 --> 17:27.170
‫زندگی نکبت‌بارتون رو جلوی چشم همه نابود کنن

17:29.250 --> 17:31.280
‫حرفم واضح بود؟

17:31.280 --> 17:32.440
‫بود؟

17:32.760 --> 17:34.260
‫خب راستش این...

17:35.300 --> 17:36.820
‫عالیـه

17:36.820 --> 17:37.980
‫محشره

17:39.560 --> 17:40.960
‫من دیگه از خدمت‌تون مرخص شم

17:42.000 --> 17:49.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

17:52.480 --> 17:53.480
‫دنیس

17:53.480 --> 17:57.621
‫اشکالی نداره که یه زمانی...

17:57.646 --> 17:59.932
‫با یه مارکسیست بودی

18:00.450 --> 18:02.490
‫اون موقع اصلاً سنی نداشتم،
‫بچه بودم

18:02.490 --> 18:03.870
‫اون ازم سوءاستفاده کرد

18:03.870 --> 18:06.880
‫برای خلاص شدن از شرش
‫باید کاری رو می‌کردم که مجبور بودم

18:07.750 --> 18:09.500
‫اوه

18:11.420 --> 18:14.010
‫یه کاری می‌کنم که سرویس‌های امنیتی شما و

18:14.010 --> 18:16.970
‫زندگی نکبت‌بارتون رو جلوی چشم همه نابود کنن

18:16.970 --> 18:20.350
‫دیدی؟ صدای اخاذی کردنش رو ‫ضبط کردم

18:21.500 --> 18:22.620
‫حقیقت داره؟

18:27.520 --> 18:28.590
‫مگه مهمـه؟

18:33.480 --> 18:35.780
‫من کلی ستون خبری درمورد این که

18:35.780 --> 18:38.740
‫ترک‌ها، دورگه‌های اروپا هستن نوشتم

18:38.740 --> 18:41.660
‫پس آره، معلومـه که مهمـه!

18:54.920 --> 18:56.880
‫کله‌ش رو وقتی رو استیجـه می‌ترکونی

18:56.880 --> 18:58.940
‫نمی‌ذارن همین‌طوری از اونجا فرار کنی

18:58.970 --> 19:00.510
‫حالا چرا این‌قدر نفوس بد می‌زنی؟

19:01.050 --> 19:03.810
‫حتی اگه من رو هم بگیرن،
‫تو و کمال ادامه می‌دید

19:04.430 --> 19:05.430
‫باشه

19:06.140 --> 19:07.600
‫گندش بزنن

19:16.913 --> 19:20.179
‫« دنیس گیمبال امروز اینجا سخنرانی می‌کند! »

19:20.203 --> 19:25.283
« تالار کانوی »

19:37.590 --> 19:39.970
‫عجب بگایی‌ای.
‫قیافه‌ی‌ همه‌شون عین قاتل‌هاست

19:44.220 --> 19:46.560
‫یه دونه مأمور پلیس هم بیرون واینساده

19:46.560 --> 19:49.920
‫فکر کن یه جوخه انتحاری دنبالت باشن و
‫اوضاع این‌طوری باشه

19:51.270 --> 19:53.110
‫با خودم حرف می‌زنم؟

19:58.610 --> 20:01.450
‫امروز استقبال بسیار خوبی در...

20:01.450 --> 20:03.410
‫...تالار کانوی شده

20:03.410 --> 20:05.580
‫خیلی خب. باید نقاط دید رو چک کنیم

20:05.580 --> 20:09.160
‫اینجا هم استیجـه و هم سالن اجتماعات،
‫پس کلی نقطه دید داره

20:09.160 --> 20:10.250
‫اوه، پس زنده‌ای

20:10.250 --> 20:11.250
‫خدا رو شکر

20:11.830 --> 20:13.920
‫یعنی هم پوشش و هم راه فرار لازم دارن

20:16.630 --> 20:20.380
‫شاید اصلاً قبل این که بیاد رو استیج بکشنش

20:20.380 --> 20:23.680
‫فرانک، پس چرا راه‌شون میدی؟
‫تعدادشون خیلی زیاده

20:25.680 --> 20:28.060
‫خب، حداقل نیروهای امنیتیش حرفه‌ایـن

20:31.730 --> 20:33.060
از ‫اون بالا می‌زننش

20:33.060 --> 20:35.230
‫- رختکن
‫- نه، نه، اونجا کسی نیست

20:36.110 --> 20:37.730
‫می‌خوان خودشون رو نشون بدن

20:37.730 --> 20:40.680
‫تموم کارهایی که تا الان کردن
‫افراد زیادی رو در بر گرفته

20:42.530 --> 20:43.780
‫چیـه؟

20:43.780 --> 20:46.160
‫اون‌موقع به حرفام اعتنایی نداشتی

20:46.160 --> 20:48.740
‫- حالا میگی توطئه‌ای در کاره
‫- باشه. خیلی خب. آره

20:48.740 --> 20:50.700
تو درست می‌گفتی و
من اشتباه می‌کردم، خب؟

20:50.700 --> 20:52.580
‫اما این رو بدون که اگه از این بالا بزننش،

20:52.580 --> 20:54.640
‫- از اینجا...
‫- رختکن

20:54.670 --> 20:57.600
‫باشه، تو برو به همون‌جایی سر بزن که
‫قرار نیست اتفاقی بیفته

21:38.670 --> 21:41.050
‫جعبه‌های بالای استیج بی‌حفاظن

21:42.420 --> 21:44.720
‫اونجا دیگه خیلی تابلوئـه

21:44.720 --> 21:47.260
‫آره، اما میشه بیای اینجا و
‫کمک‌حال من باشی؟

21:47.260 --> 21:49.100
‫معمولاً‌ روال کار همینـه کو

21:50.140 --> 21:51.140
‫رختکن

21:51.930 --> 21:52.980
‫عوضی

21:56.576 --> 21:58.069
‫« احتیاط، مراقب جلوی پاتون پاشید! »
‫« ورود ممنوع »

22:16.620 --> 22:18.420
‫ببخشید. ببخشید

22:20.420 --> 22:21.420
‫ببخشید

22:32.664 --> 22:38.032
« ورود ممنوع »

22:39.310 --> 22:41.320
‫- گندش بزنن!
‫- شلیک نکن

22:41.860 --> 22:42.860
‫ببرش

22:45.150 --> 22:47.360
‫ای گُه بره توش. لعنتی

23:10.890 --> 23:11.950
‫گندش بزنن!

23:25.610 --> 23:28.570
‫شرمنده اما من همیشه در ماشین رو
‫برای خانم‌ها باز می‌کنم

23:32.200 --> 23:35.160
‫نه. نه، نه، نه.
‫جون من تو خطره

23:35.910 --> 23:37.000
‫نه

23:38.900 --> 23:40.670
‫گذاشتی از مخفی‌گاهش بکشیمش بیرون

23:40.670 --> 23:43.090
‫خب،‌ شما گند زدید و من نجات‌تون دادم

23:43.090 --> 23:46.340
‫به‌عنوان تشکر،
‫دوست دارم توی جلسه بازجویی شرکت کنم

23:46.340 --> 23:48.420
‫تو الان باید توی قرنطینه باشی، یادت رفته؟

23:50.630 --> 23:53.930
‫فقط برو افرادم تو خانه لجنزار رو
‫آزاد کن تا ببینم تورنر چی میگه

23:53.930 --> 23:56.010
‫خب اون... اسمش چی بود؟

23:56.010 --> 23:58.400
‫عذر ولز و همکارش رو می‌خواد

23:58.400 --> 24:01.480
‫حداقل گروه من مثلِ آدم گند می‌زنن

24:01.480 --> 24:05.010
‫مثل شما همچین اشتباهات بچگونه‌ای نمی‌کنن

24:15.490 --> 24:16.700
‫یالا

24:25.840 --> 24:28.060
‫واقعاً باید بشینیم و سخرانیش رو گوش کنیم؟

24:28.060 --> 24:31.090
‫چرت و پرت میگه اما ضرری هم نداره

24:39.060 --> 24:40.060
‫این رو بگیر

24:46.900 --> 24:48.480
‫اسم شما توی لیست نیست

24:48.480 --> 24:50.530
‫از تأسیسات باهام تماس گرفتن

24:50.530 --> 24:52.610
‫لامپ‌های دستشویی زنونه سوخته

24:53.160 --> 24:55.240
‫خب مگه خود تأسیسات نمی‌تونه تعمیرشون کنه؟

24:55.240 --> 24:57.240
‫گفتن لامپ ندارن

24:59.450 --> 25:00.540
‫ببین

25:01.120 --> 25:02.460
‫اونا که پول من رو دادن،

25:02.460 --> 25:04.830
‫پس اگه نذاری بیام تو،
‫واسه من فرقی نمی‌کنه

25:05.500 --> 25:08.170
‫اما گه چراغ‌ها خاموش شن،
‫خانم‌ها تو تاریکی گیر می‌کنن

25:09.590 --> 25:10.950
‫باشه. لطفاً در کیفت رو باز کن

25:19.890 --> 25:21.180
‫باشه. خیلی خب

25:29.530 --> 25:31.190
‫مورد مشکوکی بود؟

25:31.190 --> 25:34.110
‫کفش‌هاش با اون یارو که دیدیم توی دوربین
‫  سوار ون شد، یکی بود

25:34.110 --> 25:35.200
‫پوتین نظامی؟

25:35.200 --> 25:37.740
‫- آره، می‌دونم مسخره‌ست
‫- نه لزوماً

25:39.280 --> 25:41.290
‫خب یکی واقعاً می‌خواست رادی رو بکشه

25:42.000 --> 25:44.180
‫باید به احساساتت اعتماد داشته باشی شرلی

25:44.180 --> 25:47.630
‫باشه. چرا این‌قدر گنده‌ش می‌کنی؟
‫مگه جنگ ستارگانـه؟

25:47.630 --> 25:49.120
‫اومده لامپ‌ها رو تعمیر کنه

25:49.120 --> 25:51.000
‫تازه کیفش رو هم گشتن

26:18.160 --> 26:19.320
‫کجایی؟

26:19.830 --> 26:20.830
‫رختکن

26:21.740 --> 26:22.790
‫گیمبال اونجاس؟

26:24.710 --> 26:25.710
‫کو؟

26:26.580 --> 26:27.580
‫الو؟

26:28.830 --> 26:30.210
‫کو؟

26:30.210 --> 26:32.460
‫- ممنون اندرو
‫- همین الان رسید

26:33.300 --> 26:36.130
‫از همین‌جا حواسم بهش هست

26:36.130 --> 26:38.640
‫خیلی خب،‌ تو حواست بهش باشه.
‫من هم مردم رو می‌پام

26:38.640 --> 26:41.260
‫زود باش دیگه دنیس، وقت اجرائـه

26:42.510 --> 26:45.770
‫دوستان، لندنی‌ها، هم‌وطنان...

26:45.794 --> 26:47.794
‫به من رأی بدید

26:48.270 --> 26:50.270
زمان تغییر فرا رسیده

26:50.270 --> 26:52.900
‫حرفم رو باور کنید، زمان تغییر فرا رسیده

26:54.440 --> 26:56.110
‫هرج و مرج این شهر رو فرا گرفته

26:57.700 --> 26:59.530
‫از بالا تا پایینش غرق فساده

26:59.530 --> 27:00.740
‫شهردار...

27:04.120 --> 27:06.580
‫پسر شهردار که تروریستـه

27:06.580 --> 27:10.500
‫ماشین‌ها رو منفجر کرده و یه زن رو کشته اما
‫این فساد در سطح کشوره

27:17.510 --> 27:19.340
‫چراغ‌ها سالم بودن؟

27:19.340 --> 27:20.680
‫آره، چطور مگه؟

27:39.200 --> 27:40.530
‫بله؟

27:40.530 --> 27:42.450
‫چراغ‌های دستشویی سالمن

27:42.950 --> 27:43.990
‫وای خدا

27:44.870 --> 27:47.620
‫من میرم از طبقه‌ی بالا نگاه کنم.
‫نذار جفری بره رو استیج

27:47.620 --> 27:49.120
‫- دیگه دیر شد
‫- پس بکشونش پایین

27:49.120 --> 27:51.305
‫- لندن...
‫- لندن‌انگیزه!

27:51.330 --> 27:54.105
‫- لندن...
‫- لندن‌انگیزه!

27:54.130 --> 27:57.130
‫لندن‌انگیز!

27:57.154 --> 27:58.994
‫« شهردار ظفر جفری، به استیج خوش آمدید »

27:59.550 --> 28:02.220
‫ممنونم از همگی

28:04.140 --> 28:05.500
‫خیلی خب

28:08.310 --> 28:10.020
‫لندن برای سومالی نیست

28:11.060 --> 28:12.480
‫لندن برای لهستان نیست

28:12.480 --> 28:15.480
‫کولی‌ها، دوره‌گردها

28:15.480 --> 28:16.900
و اصلاً فرانسوی‌ها

28:16.900 --> 28:18.740
‫اروپایی‌ها، کل اروپایی‌ها

28:18.740 --> 28:21.450
‫لندن برای بنگال نیست

28:21.450 --> 28:23.070
‫لندن حتی برای ایرلند هم نیست،

28:23.070 --> 28:26.410
‫بر خلاف چیزی که دوستان‌مون توی کیلبرن
‫می‌خوان بهمون بقبولونن

28:26.410 --> 28:28.700
‫اوه، این رو حتماً باید بگم

28:31.420 --> 28:33.420
‫قرار بود امروز گفت‌وگو داشته باشیم

28:34.380 --> 28:36.170
‫تبادل نظر محترمانه بکنیم

28:36.170 --> 28:40.370
‫دو دیدگاه متفاوت برای آینده‌ی
‫این شهر بزرگ رو بیان کنیم

28:40.395 --> 28:42.890
‫اما به جاش عزادار و

28:42.890 --> 28:44.640
‫بیشتر از همیشه دچار تفرقه شدیم

28:44.640 --> 28:46.970
‫اما من برای شما یه خبری دارم

28:47.760 --> 28:49.430
‫برای رقبا هم یه خبری دارم

28:49.430 --> 28:52.390
‫در واقع برای کل دنیا یه خبری دارم

28:53.350 --> 28:55.770
‫ما شهرمون رو پس می‌گیریم

28:56.440 --> 28:59.740
‫ویکرام آچاریا در سال ۱۹۶۸ وارد این کشور شد

28:59.740 --> 29:02.280
‫تو این شهر ساکن شد

29:02.920 --> 29:06.370
‫یکی از اعضای بسیار دوست‌داشتنی و
‫ارزشمند حزب‌مون بود

29:06.370 --> 29:08.020
‫زندگیش رو فدای این حزب کرد

29:08.290 --> 29:11.620
‫با رؤیای یک شهر لندن‌انگیز

29:12.330 --> 29:15.290
‫ما هیچوقت تسلیمِ نفرت نمیشیم

29:16.290 --> 29:19.760
‫تو این انتخابات، انتخاب بین نفرت و عشقـه.
‫و ما به عشق رأی میدیم

29:22.630 --> 29:25.680
‫نخبگان آگاه باید بیدار شن و بفهمن که

29:25.680 --> 29:28.260
لندن برای بریتانیاست

29:33.810 --> 29:37.560
‫اما من نیستم. من نیستم

29:41.030 --> 29:43.400
‫تف توش. گندش بزنن

29:46.540 --> 29:49.830
‫حالا ازتون می‌خوام به
احترام ویکرام آچاریا و

29:49.830 --> 29:53.260
‫ده نفر دیگه‌ای که دیروز جون‌شون رو
‫از دست دادند، یک دقیقه سکوت کنیم

30:18.578 --> 30:21.311
‫« موتورخونه، بالکن بالایی »

30:30.240 --> 30:31.370
‫اوه

30:55.980 --> 30:57.310
‫لندن یه خانواده‌ست

30:58.960 --> 31:01.360
‫اما اجازه بدید یکم درمورد
خانواده‌ی خودم حرف بزنم

31:01.360 --> 31:03.530
‫من با اهداف پسرم موافقم

31:03.530 --> 31:05.360
‫کیـه که دلش یه سیاره‌ پاکیزه‌تر نخواد؟

31:05.360 --> 31:08.030
‫اما این دلیل نمیشه که با روش‌هاش موافق باشم

31:08.030 --> 31:09.490
‫اون یه فرد بالغـه

31:09.700 --> 31:12.660
‫من در جایگاهی نیستم که بخوام تنبیهش کنم.
‫این وظیفه‌ی دادگاهـه

31:12.660 --> 31:15.700
‫اما اگه قصور نسل من باعث شده که

31:15.700 --> 31:18.210
‫اون و نسلش دست به چنین
‫اقدامات افراطی‌ای بزنن

31:18.210 --> 31:20.880
‫پس باید دستامون رو بالا بگیریم و
‫وظیفه‌مون رو بهتر انجام بدیم

31:20.880 --> 31:23.266
‫عرفان، فارغ از هر اتفاقی که بیفته،

31:23.291 --> 31:25.380
‫من دوستت دارم

31:25.380 --> 31:27.670
‫و هیچ‌وقت ازت رو برنمی‌گردونم

31:37.520 --> 31:39.940
‫لندن یعنی چی؟

31:39.940 --> 31:41.270
‫- خب، شرمنده نیویورک اما...
‫- هی!

31:41.270 --> 31:43.570
‫...لندن بزرگ‌ترین شهر دنیاست

31:44.780 --> 31:47.820
‫چرا با راننده‌ها مشکل داری، آشغال؟

31:48.860 --> 31:50.530
‫- مشکلی نیست
‫- برگرد

32:14.510 --> 32:16.430
‫لطفاً ساختمان را تخلیه کنید

32:18.350 --> 32:20.440
‫لطفاً ساختمان را تخلیه کنید

32:22.190 --> 32:25.520
‫لطفاً ساختمان را تخلیه کنید

32:26.320 --> 32:27.820
‫لطفاً ساختمان را تخلیه کنید

32:30.150 --> 32:31.820
‫لطفاً ساختمان را تخلیه کنید

32:33.950 --> 32:35.580
‫لطفاً ساختمان را تخلیه کنید

32:41.210 --> 32:43.880
‫برو کنار! برو کنار!
‫از سر راه برو کنار!

33:01.405 --> 33:03.640
« به جفری رأی بدید »
« تحقق وعده‌ی مسکن »

33:24.960 --> 33:27.000
‫بیخیال، تو از این بدتر رو هم گذروندی

33:27.710 --> 33:29.130
‫شاید اصلاً هیچ‌وقت نفهمن

33:29.700 --> 33:31.800
‫معلومـه که می‌فهمن کودن

33:31.800 --> 33:33.970
‫گیمبال. ازت خواستم مناظره کنیم

33:33.970 --> 33:35.890
‫- الان وقتشن یست
‫- چرا، الان وقتشـه

33:35.890 --> 33:38.260
‫عرفان یه پیرزن رو کشته.
‫این یه موهبتـه

33:38.260 --> 33:40.300
‫گوش کن، نباید پای خونواده‌ها رو
‫بکشیم وسط، خب؟

33:40.330 --> 33:45.218
‫دست بردار بابا، پسر قاتل شهردار
لقمه‌ی چربیـه که نمیشه از دست داد

33:45.243 --> 33:47.400
‫عبارت قشنگی هم هست، نه؟
‫پسرِ قاتلِ...

33:47.400 --> 33:48.650
‫پسرِ قاتل شهردار

33:48.650 --> 33:51.990
‫آقای گیمبال،‌ کار خیلی زشتیـه.
‫حتی برای شما

33:51.990 --> 33:54.950
‫بیخیال، انگار اگه خودشون جای من بودن،
این کار رو نمی‌کردن

33:54.950 --> 33:56.370
‫این بهترین سلاح انتخاباتیـه

33:56.370 --> 33:59.490
‫- ما هیچ‌وقت کاری به خونواده‌تون نداشتیم
‫- خب چرا داشته باشید؟

33:59.490 --> 34:01.480
‫تو خونواده‌ی من که کسی قاتل نبوده

34:02.840 --> 34:05.490
‫نظرت خونواده‌تون در مورد شما چیـه؟

34:05.490 --> 34:07.160
‫پدرمادرتون بهتون افتخار می‌کنن؟

34:07.630 --> 34:08.920
پای پدرمادر من رو وسط نکش

34:08.920 --> 34:12.266
این که شما پسر شهردار رو
قاتل خطاب کنید، خیلی خطرناکـه

34:16.930 --> 34:18.010
‫خبری نشد؟

34:18.010 --> 34:20.970
‫- اون زن بی‌گناه مُرده...
‫- بیرونِ در استیج

34:20.970 --> 34:22.870
‫- با یه مَرده بحثش شده
‫ - این حقیقتـه

34:24.520 --> 34:25.850
‫هی!

34:32.070 --> 34:33.570
‫عرفان ممکنه بیفته زندان

34:33.570 --> 34:35.190
‫حرفای شما بهش آسیب می‌زنه

34:35.190 --> 34:36.740
‫می‌بینم که خودت هم می‌دونی

34:36.740 --> 34:38.700
‫گوش کنید، دارم تلاش می‌کنم حالی‌تون کنم

34:38.700 --> 34:40.990
‫حرفات یه‌جوریـه انگار داری تهدیدم می‌کنی

34:40.990 --> 34:43.290
‫امثال شما همیشه برمی‌گردید به اصل‌تون

34:43.290 --> 34:45.000
‫- امثال من؟
‫- آره

34:45.400 --> 34:47.980
فقط منتظر اینید که
تسلیمِ خوی حیوانی‌تون بشید

35:05.430 --> 35:07.020
‫آشغال کثافت

35:09.650 --> 35:11.820
‫چی‌کار داری می‌کنی؟

35:12.730 --> 35:14.480
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

35:14.480 --> 35:16.200
‫من مأمور اِم‌آی‌۵ـم کله‌کیری

35:17.260 --> 35:18.720
‫چی؟

35:23.620 --> 35:25.160
‫کو!

35:25.160 --> 35:26.410
‫بیا کمک دیگه!

35:26.410 --> 35:27.920
‫اون دیگه کدوم خریـه؟

35:27.920 --> 35:29.080
‫کو!

35:32.920 --> 35:35.460
‫- آروم بگیر، خب؟
‫- یعنی چی؟

35:37.630 --> 35:39.720
‫آره، برو به درک بومن

35:39.720 --> 35:42.800
‫گندش بزنن

36:03.700 --> 36:06.450
‫شرمنده. طرف واقعاً کودنـه

36:07.900 --> 36:08.910
‫ممنون که کمک کردی

36:08.910 --> 36:12.960
‫خوشحالم که می‌بینم روحیه‌ی بزن‌بهادری،
‫هنوز تو خون جَوون‌ها هست

36:12.960 --> 36:15.220
‫من مأمور اِم‌آی‌۵ـم و جون شما توی خطره

36:15.220 --> 36:18.380
‫آره، احتمالاً به‌خاطر شما که
‫کثافت‌کاری‌های حکومت پنهان رو می‌کنید

36:18.380 --> 36:19.380
‫خفه شو بابا

36:26.850 --> 36:30.140
‫گیمبال!

36:37.780 --> 36:38.900
‫تو الان چی‌کار کردی؟

36:41.320 --> 36:43.660
‫از نردبون اومدم پایین.
‫تو چی‌کار کردی؟

36:45.330 --> 36:46.410
‫اون...

37:01.430 --> 37:04.300
‫آره، واقعاً مُرده، مگه نه؟

37:11.190 --> 37:12.980
‫فکر کنم این داره ضبط میشه

37:19.480 --> 37:22.400
‫آره، واقعاً مُرده، مگه نه؟

37:24.450 --> 37:26.370
‫فکر کنم این داره ضبط میشه

37:33.540 --> 37:34.790
‫بهتر نیست که...

37:39.700 --> 37:41.040
‫آره

37:42.000 --> 38:02.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
