WEBVTT

00:01.000 --> 00:11.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:12.420 --> 00:14.380
‫طبق چیزهایی که از این بالا می‌بینیم،

00:14.380 --> 00:17.720
‫ترافیکی بی‌سابقه کل پایتخت رو فلج کرده

00:17.720 --> 00:21.220
‫به گفته‌ی شاهدین عینی،
‫چندین خودرو ناگهان از حرکت ایستادند و

00:21.230 --> 00:23.980
‫موتورهاشون شعله‌ور شدن

00:23.980 --> 00:27.440
‫گزارش‌ها حاکی از وقوع جراحاتـه اما
‫تا کنون مرگ و میری اعلام نشده

00:27.440 --> 00:31.360
‫اطراف وسایل نقلیه
‫ترافیک سنگینی ایجاد شده که

00:31.360 --> 00:34.570
‫همین موضوع مانع رسیدن به‌موقعِ
‫نیروهای امدادی شدند

00:34.570 --> 00:37.020
‫درباره‌ی علت این اتفاق،
اطلاعاتی در دست نیست

00:42.620 --> 00:45.210
‫هو رو ببر سلول بازجویی شماره هشت

00:45.210 --> 00:46.790
‫- مکعب وحشت؟
‫- آره

00:48.630 --> 00:51.300
‫حق و حقوق خودم رو می‌دونم،
‫باید با وکیل بابام حرف بزنم

00:51.300 --> 00:53.010
‫نمی‌تونی با کسی تماس بگیری

00:54.260 --> 00:57.520
‫اگه می‌تونستی هم، بهتر بود به
‫یه خشک‌شویی زنگ بزنی

00:57.520 --> 00:59.580
‫با یه دندون‌پزشک

01:02.890 --> 01:06.520
‫چرا باید خبر آتیش گرفتن ماشین‌ها رو
‫از اخبار بشنوم؟

01:06.520 --> 01:07.600
‫معذرت می‌خوام خانم

01:07.600 --> 01:09.650
‫منتظر بودیم تا مطمئن شیم دقیقاً چی شده

01:09.650 --> 01:11.650
‫- حالا شدید؟
‫- خب، احتمال ترور رو رد کردیم

01:11.650 --> 01:13.030
‫ماشین‌ها بمب‌گذاری نشدن

01:13.030 --> 01:16.160
‫ظاهراً یه ماده‌ی شیمیایی توی سوخت
‫باعث از کار افتادن و آتیش‌سوزی‌شون شده

01:16.160 --> 01:17.700
‫شرکت‌های سوخت‌رسان چی گفتن؟

01:17.700 --> 01:20.370
‫مسئولیت‌شون رو قبول نمی‌کنن و
‫میگن خرابکاری بوده

01:20.370 --> 01:23.220
‫میز اول در حال بررسی چگونگی و
‫محل احتمالی این حادثه هستن

01:23.220 --> 01:24.500
‫وای، جداً؟

01:24.500 --> 01:26.210
‫متوجه نمیشم...

01:26.710 --> 01:29.710
‫چرا ماشین‌های توی جاده همچنان دارن می‌سوزن؟

01:29.710 --> 01:32.280
تا ماشین خاموش نشن،
‫پلیس نمی‌تونه جابجاشون کنه و

01:32.280 --> 01:35.590
‫تا ترافیک باز نشه، آتش‌نشان‌ها نمی‌تونن
‫خودشون رو برسونن

01:35.590 --> 01:37.010
‫آره، اما خب...

01:37.010 --> 01:38.470
‫اوه، ببخشید، یه لحظه

01:45.730 --> 01:46.730
‫ویلن هستم

01:46.730 --> 01:48.540
‫موقع دویدن همدیگه رو دیدیم

01:49.860 --> 01:52.540
‫اظهار نظر رسمی‌ای راجع به اخباری که قراره

01:52.540 --> 01:54.570
‫بره تو ستون خبری دودی گیمبل، نداری؟

01:54.570 --> 01:57.060
‫تو نباید این شماره تلفن رو داشته باشی

01:57.060 --> 01:59.280
‫با چه جرأتی زنگ زدی؟

01:59.280 --> 02:01.570
‫مطمئن باش که تقاصش رو پس میدی

02:01.580 --> 02:03.660
‫این تویی که باید تقاص کارهات رو پس بدی

02:03.660 --> 02:05.580
‫اگه سرت گرمِ دختربازی نبود،

02:05.580 --> 02:08.340
‫شاید این تیراندازی‌ها و
ترافیک هم اتفاق نمی‌افتاد

02:08.870 --> 02:11.590
‫مشکل ترافیک حل شده؟

02:12.880 --> 02:15.800
‫بله، حدوداً ده دقیقه پیش

02:15.800 --> 02:17.760
‫داشتم تموم پمپ گازهای لندن رو تعطیل می‌کردم

02:17.760 --> 02:19.380
‫- پمپ بنزین
‫- بنزین... پمپ بنزین

02:19.380 --> 02:22.180
‫خوشبختانه متوجه شدیم که تموم
‫پمپ‌های متأثر

02:22.180 --> 02:24.010
‫فقط از یک تانکر، سوخت دریافت کردن

02:24.010 --> 02:26.760
‫بنابراین تا آخر امروز، ترافیک باید
‫به حالت عادی برگرده

02:26.760 --> 02:28.300
فنس یه انبار بُریده شده

02:28.300 --> 02:30.660
‫بنابراین فکر می‌کنیم
منشأ خراب‌کاری اونجا بوده

02:30.660 --> 02:32.520
‫احتمالاً توسط معترضین به تغییرات اقلیمی

02:32.520 --> 02:35.070
‫شهردار لندن یعنی ظفر جفری،

02:35.070 --> 02:39.480
‫در پی آنچه منابع، دستکاری در
‫سوخت‌رسانی اعلام کردند،

02:39.480 --> 02:42.370
‫طی بیانیه‌ای، مردم رو به
‫حفظ آرامش دعوت کرده

02:42.370 --> 02:45.240
‫در حالی که نیروهای امدادی
‫تمام تلاش‌شون رو می‌کنند تا

02:45.240 --> 02:48.620
‫جاده‌ها رو باز کنند،
‫از مردم می‌خوام ماشین‌هاشون رو رها کنند و...

02:48.620 --> 02:51.250
‫نگاه‌شون کن، دیوونه‌شون کردیم

02:52.130 --> 02:55.280
کار بعدی‌مون رو ببینن،
دیوونه‌تر هم میشن

02:57.000 --> 03:03.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:04.000 --> 03:07.000
‫مترجم: «محمدعلی sm »

03:08.890 --> 03:10.480
‫چندتا رو می‌کُشه؟

03:10.890 --> 03:13.480
‫همه‌شون رو. قتل عام میشه

03:58.860 --> 04:00.820
‫« اسب‌های کودن »
‫« فصل پنجم، قسمت سوم »

04:06.490 --> 04:08.700
‫ترافیک بیشتر اطراف همون وسایل نقلیه‌ست،

04:08.700 --> 04:11.790
‫یعنی ماسویل هیل، الفنت و کاسل،
‫مایل اند و خود شهر

04:14.000 --> 04:17.540
‫تلفاتی نداشتیم. البته فرد مُسنی
‫تحت مراقبت‌های ویژه‌ست

04:20.840 --> 04:23.300
‫ببخشید، واسه چی تیم خنثی‌سازی بمب رو
‫برگردوندن؟

04:24.720 --> 04:27.470
‫خب، کاش زودتر بهم می‌گفتی

04:29.850 --> 04:32.060
‫پس دلیل انفجار موتورها چی بوده؟

04:35.320 --> 04:37.860
‫به محض این که آتیش‌ها خاموش شدن،
‫تیم جرم‌شناسی رو بفرست

04:37.860 --> 04:40.000
‫اونا باید بفهمن ماده‌ی شیمیایی چی بوده و

04:40.000 --> 04:41.860
‫- از کجا اومده
‫- نقشه چیه؟

04:41.860 --> 04:43.440
‫بدبختی من هم اینجا گیر افتادم

04:43.450 --> 04:44.530
‫همون همیشگی

04:45.990 --> 04:47.490
‫یعنی هیچ کاری نکنیم؟

04:47.490 --> 04:48.900
‫آره

04:48.900 --> 04:49.790
‫همیشه همین بوده

04:49.790 --> 04:52.450
‫تورنر گفته موقع بازجویی جو،
‫اینا باید تو قرنطینه باشن

04:52.450 --> 04:54.330
‫تصاویر دوربین‌ها که اومدن خبرم کن

04:58.800 --> 05:00.380
‫شرلی دندر کجاس؟

05:00.380 --> 05:02.380
‫من باشم به توالت طبقه پایین سر می‌زنم

05:02.960 --> 05:07.090
‫احتمالاً یا داره بالا میره،
‫یا از پایین میده بیرون

05:07.090 --> 05:08.100
‫گوشی‌هاتون رو بدید

05:08.680 --> 05:12.220
‫من به شرلی پول دادم تا
‫واسه همه‌مون صبحونه بگیره

05:12.220 --> 05:14.000
‫البته متأسفانه برای شما نه

05:14.000 --> 05:16.040
‫قبل این که شما بیاید، فرستادمش

05:19.900 --> 05:21.110
‫هی، کجا داری میری؟

05:21.110 --> 05:24.320
‫خب... حرف از صبحونه شد،
‫دلم ضعف کرد

05:24.320 --> 05:26.760
‫طبقه‌ی پایین کیک و چیپس تازه هست

05:26.760 --> 05:29.320
‫بشین سر جات.
‫مگه نگفت داره صبحونه میاره؟

05:32.950 --> 05:33.950
‫ریور؟

05:34.960 --> 05:37.290
‫چی؟ صدات نمیاد

05:38.710 --> 05:40.250
‫- گه توش!
‫- هوی! حواست کجاس؟!

05:41.340 --> 05:43.180
‫بیخیال، مسخره‌بازی رو بذار کنار و

05:43.180 --> 05:44.700
‫گوشیت رو هم بده من

05:48.140 --> 05:50.800
‫کو، ناسلامتی تو قرنطینه‌ایم‌ها.
‫گوشیت رو بده بهش

05:50.800 --> 05:53.010
‫رد کن بیاد.
‫گوشی ممنوعـه، اینجا قرنطینه‌ست

05:53.020 --> 05:54.970
‫- دارم پادکست گوش میدم
‫- برام مهم نیست

05:54.980 --> 05:57.590
‫یالا، گوشیت رو بده بهش
وگرنه اون دوتا بازرسی که

05:57.590 --> 05:59.130
‫تو دفتر رادی‌ان رو صدا می‌‌کنه

05:59.860 --> 06:00.860
‫جانم؟

06:00.860 --> 06:03.110
‫اصلاً صدات نمیاد؟
‫الان می‌رسم

06:04.540 --> 06:06.490
‫حالا چرا این‌قدر کمک‌حال شدی؟

06:06.490 --> 06:09.320
‫آخه معمولاً خیلی جواب درست حسابی نمیده اما

06:09.320 --> 06:11.910
‫نمی‌دونم چرا به خودم زحمت دادم.
‫هر کاری می‌خوای بکن

06:11.910 --> 06:14.740
‫احتمالاً‌ در جریان پرونده‌ی
خانه لجنزار هستی، آره؟

06:14.740 --> 06:15.740
‫اوهوم

06:15.740 --> 06:18.020
‫پس باید بدونی که بعضی‌هامون...

06:18.020 --> 06:19.790
‫یه مشکلاتی داریم

06:19.790 --> 06:21.040
‫منظورت رو بگو

06:21.360 --> 06:22.790
‫فقط داره آهنگ گوش میده...

06:22.790 --> 06:24.110
‫پادکست

06:24.960 --> 06:29.430
‫گوش دادن به موسیقی یا پادکست
‫باعث آرامش اعصاب آقای کو میشه

06:29.430 --> 06:31.290
‫اگه چیزی تو گوشش نباشه چی میشه؟

06:31.930 --> 06:34.620
‫مطمئن نیستم.
‫تا حالا جلوش رو نگرفتیم

06:36.770 --> 06:39.520
‫خیلی خب، آهنگ کوفتیت رو گوش کن.
‫مهم نیست

06:41.520 --> 06:42.610
‫پادکستـه

06:51.760 --> 06:55.000
‫هیچ زندانی نمی‌تونه من رو نگه داره

06:57.700 --> 07:00.170
‫تنها زندانی که ازش می‌ترسم،
‫زندان ذهنمـه

07:00.870 --> 07:03.010
‫که اونم خیلی سال پیش ازش فرار کردم

07:03.500 --> 07:07.960
‫من افسانه‌ایـم، تاریخی و آینده‌نگرم

07:08.590 --> 07:13.390
‫رادی هو آخرین تجسم از
نیرومندترین انرژی منـه

07:13.390 --> 07:14.850
‫من نه می‌تونم به وجود بیام،

07:16.560 --> 07:17.560
‫و نه نابود بشم

07:18.420 --> 07:21.090
‫این رو سِر آیزاک نیوتون گفته، حرومیا

07:21.100 --> 07:24.570
‫تنها فرقی که بین‌ ماست اینـه که
‫من قوانین رو به رسمیت نمی‌شناسم

07:25.980 --> 07:27.650
‫من خود قانونم

07:30.740 --> 07:33.030
‫از کی تا حالاست که داره این کار رو می‌کنه؟

07:33.030 --> 07:34.620
‫حدوداً بیست دقیقه‌ای میشه

07:34.620 --> 07:36.030
‫یه سره

07:36.030 --> 07:37.370
‫چی باعثش میشه؟

07:37.370 --> 07:40.710
‫کمبود شیر مادر یا شیرِ مفرط؟

07:40.710 --> 07:41.910
‫هی، بیخیال

07:42.200 --> 07:45.210
‫مطمئنم اون حیوونای جنگل که پیداش کردن،
‫کم و کسری نذاشتن

07:45.210 --> 07:47.250
‫اسکندر کبیر. چنگیزخان

07:47.250 --> 07:49.050
‫اینجا چه خبره؟

07:49.050 --> 07:51.260
‫چرا اینا رو از مرکز کشوندی اینجا؟

07:52.050 --> 07:53.340
‫معذرت می‌خوام خانم

07:53.340 --> 07:56.350
‫واکنشش به اینجا غیرعادی بوده

07:59.600 --> 08:00.600
‫وای

08:12.650 --> 08:14.570
‫- خوش اومدی کلریس
‫- نه رادی

08:16.160 --> 08:19.160
‫می‌ذارم ۵ دقیقه بی‌سر و صدا بمونی و

08:20.080 --> 08:21.750
‫به اینجا و تموم بلاهایی که

08:22.660 --> 08:25.920
‫اگه کمکم نکنی، می‌تونم اینجا
سرت بیارم، فکر کنی

08:26.960 --> 08:28.710
‫خب؟ یکم دیگه می‌بینمت

08:59.990 --> 09:01.120
‫شما کی باشی؟

09:01.700 --> 09:02.910
‫خودت اول بگو

09:04.870 --> 09:06.080
‫جا واسه یه فسقلی داریم؟

09:06.080 --> 09:07.710
‫به من دست نزن

09:07.710 --> 09:09.670
ای خدا

09:09.670 --> 09:13.090
‫یعنی همین‌طوری اومدی تو و
‫خودت رو تسلیم کردی دیگه؟

09:13.090 --> 09:15.630
‫واسه چی بهم نگفته بودی
این عوضیا اومدن اینجا؟

09:15.630 --> 09:17.010
‫گفتم، بهت زنگ زدم

09:17.010 --> 09:18.510
‫تو کل لندن قشقرق به پا شده

09:18.510 --> 09:20.010
‫صدات رو نشنیدم

09:20.010 --> 09:22.720
‫خب من هم نتونستم بشنوم که تو
‫صدام رو نشنیدی، خب؟

09:25.520 --> 09:28.810
وای، شرلی. با پولی که من بهت دادم
‫شراب خریدی؟

09:28.810 --> 09:31.640
‫خب، با خودم گفت که این‌طوری
‫به بقیه‌مون بیشتر می‌رسه

09:31.640 --> 09:34.320
‫خب، منطقش ایراد نداره

09:34.320 --> 09:36.600
‫واقعاً می‌خوای روزت رو با
‫خوردن شراب شروع کنی؟

09:36.600 --> 09:39.240
‫واسه الکل خوردن یکم زوده اما
‫هر جور راحتی

09:39.240 --> 09:41.450
‫به خدا اون بیرون یه خبری هست

09:41.450 --> 09:42.540
‫همه‌جا ترافیکـه

09:42.540 --> 09:46.250
‫فلایت در جریانـه.
‫شاید افتخار داد و گفت

09:46.250 --> 09:48.670
‫یه حادثه‌ای برای چندتا از
پمپ بنزین‌ها رخ داده

09:49.340 --> 09:50.840
‫سه تا

09:50.840 --> 09:52.000
‫چه‌جور حادثه‌ای؟

09:52.590 --> 09:53.800
‫به پارک مربوط میشه

09:53.800 --> 09:55.020
‫اوه

09:55.020 --> 09:57.550
‫اون‌وقت پرستاری از ما هم
‫به پارک مربوط میشه؟

09:57.550 --> 09:59.360
‫این کار در شأن تو نیست

09:59.360 --> 10:01.060
‫شماره سه

10:01.510 --> 10:03.260
‫کو، چی داری میگی؟

10:03.520 --> 10:05.020
‫از همون لیست

10:05.980 --> 10:07.480
‫که بهش اشاره کردم

10:08.060 --> 10:09.150
‫اون‌موقع

10:09.150 --> 10:11.440
‫استراتژی براندازی رو میگه

10:11.440 --> 10:14.110
‫می‌خواستم فقط بهش اشاره کنم،
‫نه که همین‌طوری بگم

10:14.110 --> 10:16.150
‫اون هم جلوی مهمون‌های ناخونده‌مون

10:16.150 --> 10:18.530
‫خب، دلیل اصلی این که نباید جلوی همه بگیم

10:18.530 --> 10:21.560
‫اینـه که از میزان حماقت و
‫مزخرف بودنش خجالت می‌کشیم

10:22.080 --> 10:24.490
‫شماره‌ی سه، مختل کردن حمل و نقلـه

10:25.000 --> 10:29.370
‫میگه نیروهای شیطانی می‌خوان
‫کشور رو سرنگون کنن

10:29.370 --> 10:30.630
‫آره، اما کسشر میگه

10:31.540 --> 10:33.280
‫اصلاً با عقل جور در نمیاد

10:33.710 --> 10:35.880
‫آخه... چرا باید ترافیک لندن رو مختل کنن،

10:35.880 --> 10:38.180
‫وقتی که خود ترافیک همین‌طوریش هم داغونـه

10:40.260 --> 10:42.000
‫وای، برگشت تو خودش

10:42.180 --> 10:45.206
‫یعنی برای این که این یه استراتژیِ
‫براندازی باشه،

10:45.231 --> 10:46.350
همین الگو کافیـه؟

10:46.350 --> 10:49.230
‫نیست. چرا کسی خواسته رادی رو بکشه؟

10:49.230 --> 10:50.730
‫دغدغه‌مون باید این باشه

10:50.730 --> 10:52.860
‫چرا می‌خواستن با همون تفنگی بکشنش که

10:52.860 --> 10:55.400
‫باهاش قاتل ابوتسفیلد رو کشتن؟

10:57.240 --> 10:59.110
‫چی؟ وایسا ببینم، تو از کجا می‌دونی؟

10:59.610 --> 11:00.700
‫تورنر

11:00.700 --> 11:02.660
‫اون‌وقت چرا الان داری این رو
‫بهمون میگی؟

11:03.980 --> 11:05.700
‫چون داشتم فکر می‌کردم

11:05.700 --> 11:08.790
‫کشته شده؟ مگه قاتل ابوتسفیلد
‫خودش رو نکشته بود؟

11:08.790 --> 11:12.130
‫تورنر گفت «کشته‌ شده»

11:13.790 --> 11:15.420
‫فلایت هم که حرفم رو تصحیح نکرد

11:19.090 --> 11:20.090
‫ببخشید

11:20.090 --> 11:22.930
‫میشه یکم پول خرد بهم بدید؟
‫می‌خوام برم مسافرخونه

11:24.100 --> 11:25.350
‫روز خوبی داشته باشید

11:28.730 --> 11:29.730
‫روز بدی داشتی؟

11:29.730 --> 11:31.480
‫هر روز روز بدیـه رفیق

11:31.480 --> 11:32.730
‫هیشکی پول نداره

11:32.730 --> 11:33.810
‫آره

11:33.810 --> 11:36.190
‫اوضاع قاراشمیشی شده، نه؟

11:36.190 --> 11:38.650
‫آخه هیشکی سکه یا پول نقد نداره

11:38.650 --> 11:41.650
‫همه‌چی رو با گوشی‌شون پرداخت می‌کنن

11:41.660 --> 11:42.740
‫هی

11:44.160 --> 11:45.620
‫من واست پول آوردم

11:49.200 --> 11:52.020
‫با یه چیزی که فکر می‌‌کنم
‫بیشتر از پول لازمش داشته باشی

11:54.630 --> 11:55.670
‫هی!

11:56.380 --> 11:57.630
‫کجا با این عجله داداش؟

12:02.970 --> 12:05.010
‫باید اول یه محموله‌ای رو تحویل بدی

12:18.730 --> 12:21.030
‫شرمنده

12:21.030 --> 12:22.570
‫بابت چی؟

12:25.660 --> 12:26.870
‫وای خدا

12:26.870 --> 12:28.780
‫گندش بزنن

12:28.790 --> 12:30.750
‫گه توش. عجب بوی بدیـه

12:30.750 --> 12:32.910
‫واقعاً فکر می‌کنم باید بری دکتر

12:32.920 --> 12:34.460
‫فکر کنم سرطان ریه گرفتم

12:34.460 --> 12:36.130
الان گوزیدی؟

12:36.130 --> 12:37.500
مقدار زیادی آره

12:37.500 --> 12:38.920
‫نمیگم از صداش خوشم میاد اما

12:38.920 --> 12:41.010
این‌طوری قبلش پناه می‌گیریم

12:41.010 --> 12:43.930
‫نه، بمون تو اتاق!
‫بمون تو اتاق

12:43.930 --> 12:46.390
‫- گه توش
‫- می‌دونم چی تو سرتـه لمب

12:47.000 --> 12:48.760
‫دارم گازهای اضافیم رو خالی می‌کنم

12:48.760 --> 12:50.640
‫طبیعی‌ترین کار تو دنیاست

12:50.640 --> 12:52.270
‫اصلاً هم طبیعی نیست

12:52.270 --> 12:54.560
‫انگار لاشه‌ی سگ تو سوراخ کونتـه

12:54.560 --> 12:56.020
‫ای خدا. چقدر بده

12:56.020 --> 12:58.860
‫این اصلاً ترکیب خوبی نیست.
‫بوی گل و گُه

12:58.860 --> 13:01.780
‫پیش خودت نگهش دار.
‫فکر کنم یکم دیگه‌ش از شلوارم زد بیرون

13:01.780 --> 13:03.400
‫ای لاشی، یه نقشه‌ای تو سرتـه

13:03.400 --> 13:07.320
‫اسید معده‌م تا خرخره‌م اومده،
‫چیزی تو سرم نیست

13:07.320 --> 13:09.180
‫فکر کنم یه دستشویی کارم رو راه بندازه

13:09.180 --> 13:10.910
‫نه، نه. اونجا نه. نمی‌خوام صداش رو بشنوم

13:10.910 --> 13:13.330
‫آره، من هم نمی‌خوام بوش کنم

13:13.330 --> 13:16.530
‫یعنی اجازه دارم از دست‌شویی زنونه‌ی
‫طبقه‌ی پایین استفاده کنم؟

13:18.170 --> 13:20.550
‫تو رو خدا بذار بره.
‫خمپاره زده

13:21.550 --> 13:24.920
‫اگه حواس‌مون نباشه،
‫بچه‌م به دنیا میاد

13:24.930 --> 13:27.640
‫- زود باشید، یکی حوله بیاره
‫- باشه، برو

13:41.690 --> 13:43.230
‫همیشه این‌طوریـه

13:43.240 --> 13:45.740
‫نمی‌دونم. معمولاً‌ آخرهفته‌ها کار نمی‌کنم

13:47.530 --> 13:51.030
‫کاملاً مشخصـه که قبلاً پلیس بودی

13:51.030 --> 13:52.450
‫مشکلی با این قضیه داری؟

13:52.450 --> 13:55.210
‫راستش از خوک‌ها خوشم میاد

13:55.960 --> 13:59.000
‫وقتی پیش کثافت‌ها باشی
‫می‌دونی با چی سر و کار داری

13:59.000 --> 14:00.660
‫کارتون واقعاً غیراخلاقیـه

14:00.880 --> 14:04.820
‫آره... یه پنج پوندی بنداز کف دست‌شون،
‫جنازه تحویلت میدن

14:05.010 --> 14:06.970
‫اگه مراقب نباشی، کف دست تو هم می‌اندازم

14:08.220 --> 14:09.800
‫آره اما دیگه بی‌فایده‌ست، مگه نه؟

14:09.800 --> 14:13.810
‫چون اگه بمیرم که نمی‌تونی جنازه‌ی خودم رو
‫به خودم تحویل بدی

14:14.430 --> 14:17.020
‫آره، فکر کردی به این راحتی‌ها
‫می‌تونی با من کَل‌کَل کنی؟

14:23.230 --> 14:28.490
‫در رو باز بذارم یا میای داخل؟

14:29.820 --> 14:31.410
‫راحت باش

14:33.330 --> 14:35.410
‫اگه دنبال تفنگ تو مخزن آبی

14:35.410 --> 14:37.370
‫- قبلاً کلکش رو کندم
‫- لعنت بهش

14:37.370 --> 14:39.630
‫اولین جایی که می‌گردم،
‫مخزن‌های آبـه

14:41.080 --> 14:43.060
‫راستش این رو تو اداره پلیس یاد گرفتم

14:50.680 --> 14:52.720
‫سلام مارتین. چقدر خوش‌تیپ شدی

14:53.760 --> 14:54.850
‫ممنون که سر زدی

14:54.850 --> 14:56.890
‫دلیلی داره که الان توی دفترت نیستیم؟

14:56.890 --> 14:58.140
‫اوم...

14:59.440 --> 15:02.310
‫روز قشنگیـه، نه؟ عجب منظره‌ای

15:03.333 --> 15:04.355
‫در ضمن...

15:04.380 --> 15:06.220
‫درمورد یه موضوعی،
نظر حقوقیت رو می‌خواستم

15:06.220 --> 15:07.740
‫به صورت محرمانه

15:07.740 --> 15:10.700
‫به عنوان مشاور حقوقی اِم‌آی‌۵،
‫کار محرمانه‌ای نمی‌کنم

15:10.700 --> 15:12.490
‫خب، همین‌طوری فرضی یه سوال می‌پرسم

15:12.490 --> 15:13.570
‫سلام

15:13.580 --> 15:15.910
‫خدافظ. ممنون

15:18.250 --> 15:19.710
‫شرمنده

15:19.710 --> 15:23.540
‫همون‌طور که می‌گفتم، به صورت فرضی.
‫مثل یه جور بازی می‌مونه

15:23.540 --> 15:27.260
‫می‌خواستم برای یه شخصی،
‫دستور عدم انتشار اخبار صادر کنم

15:28.920 --> 15:31.930
‫برای خودم.
‫اما به‌صورت مخفیانه

15:31.930 --> 15:34.050
‫فکر کنم بهتر باشه با وکیل شخصیت حرف بزنی

15:34.050 --> 15:35.760
‫بعید بدونم از پسش بر بیاد

15:35.760 --> 15:37.850
‫و با توجه به این که تو مشاور ارشد حقوقیِ

15:37.850 --> 15:40.690
‫سرویس امنیتی‌ای هستی که رئیسش خودم منم،

15:41.400 --> 15:44.360
‫به‌نظر می‌رسید که نیازهای سرویس با خودم...

15:44.360 --> 15:45.610
‫در یک راستا باشه

15:45.610 --> 15:49.020
‫- مسئله‌ی امنیتیـه؟
‫- معلومـه که این مسئله‌ی تخمی...

15:49.320 --> 15:50.860
‫ببین، بیا آروم باشیم

15:50.860 --> 15:52.240
‫همین‌طوری فرضی میگم

15:52.240 --> 15:55.450
‫من فقط می‌خوام واسه‌ش آماده باشم و...

15:57.020 --> 16:01.080
‫با توجه به این که این چندوقته رفتیم رو
‫مخِ گیمبال و زنش...

16:01.080 --> 16:04.030
‫زنش رو که می‌شناسی؟
‫واسه اون روزنامه‌ی زرد کار می‌کنه

16:04.590 --> 16:07.170
‫خب اون یه خصومت قدیمی با من داره و

16:07.670 --> 16:11.050
‫ممکنـه علیهم دسیسه‌چینی کرده باشه

16:11.050 --> 16:14.260
‫دسیسه‌های ناخوشایند.
‫دروغ. دروغ‌های رسواکننده

16:14.260 --> 16:16.220
‫البته رسواکننده که نه... فقط دروغ.
‫من خب من...

16:20.890 --> 16:22.560
‫این دیگه چی بود؟

16:23.270 --> 16:24.900
‫نـ-نمی‌دونم

16:26.730 --> 16:28.270
‫این دیگه چی بود؟

16:28.280 --> 16:30.000
‫یه ماشین دیگه هم منفجر شد؟

16:30.990 --> 16:32.280
‫باز پمپ بنزین‌ها بودن؟

16:32.280 --> 16:35.410
‫نمی‌دونیم. کلی اطلاعات مبهم پخش شده

16:36.990 --> 16:39.830
‫خب، این که نشد بهونه.
‫ما اِم‌آی‌۵ـیم

16:40.540 --> 16:43.120
‫همین الان اطلاعات غیرمبهم می‌خوام

16:46.630 --> 16:47.630
‫هیشکی نداره؟

16:47.630 --> 16:49.420
‫یکی الان این رو منتشر کرده

16:51.000 --> 16:57.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

16:58.140 --> 16:59.470
‫یا خدا

17:10.900 --> 17:12.990
‫دست بجنبون!

17:12.990 --> 17:15.160
‫- باید کارت تا الان تموم می‌شد
‫- یه بمب منفجر شده

17:15.160 --> 17:16.700
‫بیخیال. اونقدرا هم بد نیست

17:16.700 --> 17:18.680
‫تو باغِ وحش ریجنتز پارک.
من میرم اونجا

17:18.680 --> 17:20.450
‫به جانسون گفتم حواسش بهشون باشه

17:20.450 --> 17:22.850
‫به هیچ‌وجه نباید بیان بیرون یا
‫با کسی تماس بگیرن

17:22.850 --> 17:26.380
‫به اون قارچ انسانی هم نه گوش می‌کنی و
‫نه اعتماد می‌کنی

17:29.710 --> 17:31.800
‫من رو که نمی‌گفت؟

17:31.800 --> 17:32.960
‫اون تو چی‌کار می‌کردی؟

17:33.860 --> 17:35.220
‫اشتباه شده بود

17:35.220 --> 17:39.480
‫سوراخ کونم دیگه اون زور سابق رو نداره،
‫برای همین خیلی چیزها رو به جاذبه می‌سپرم

17:41.140 --> 17:43.140
‫اونجا موندی تا من رو معطل کنی؟

17:47.100 --> 17:48.900
‫خب، در رو برات باز گذاشتم

17:48.900 --> 17:50.150
‫اگه خواستی برو

17:52.650 --> 17:55.820
‫می‌دونم کسی رو شکنجه نمی‌کنیم

17:55.820 --> 17:57.490
‫همه‌ی پرونده‌های داخلی رو چک کردم

17:57.490 --> 18:01.700
‫پس نظرت چیه این‌قدر فیلم بازی نکنی و
‫مستقیم با پادشاه رو در رو شی؟

18:02.410 --> 18:04.000
‫رودریک هو

18:05.330 --> 18:07.440
‫یا بهتره که بگم... کلینت ولف؟

18:08.380 --> 18:09.960
‫من اسم‌های مستعار زیادی دارم

18:10.590 --> 18:16.760
‫کلینت ولف، شکارچی اژدها،
‫سه‌پایه‌ی انسانی، پادشاه برحق گاندور

18:16.760 --> 18:18.440
‫گهگاهی هم...

18:18.440 --> 18:19.850
‫آیس مونرو

18:20.850 --> 18:23.470
‫تو با جامعه‌ی اینسل‌ها، ارتباطی داری؟

18:24.340 --> 18:26.340
‫به ویژه جامعه‌ی «دیده‌نشده»

18:27.390 --> 18:31.180
‫مثلاً می‌خواستی از زیر زبونم بکشی که
‫از اَبولم کار می‌کشم یا نه؟

18:31.180 --> 18:32.360
‫هان؟

18:32.940 --> 18:37.110
‫راستش رو بخوای،
من موجود خیلی سکسی‌ای هستم

18:37.110 --> 18:39.070
‫- جداً؟
‫- آره

18:39.070 --> 18:41.580
‫اسمم رادیـه، هرزگی تو ذاتمـه

18:41.580 --> 18:43.740
‫من دقیقاً برعکس یه آدمِ با تجرد ناخواسته‌م

18:43.740 --> 18:46.060
‫بیشتر میشه گفت که
یه بکن ‌در‌روی ناخواسته‌م

18:47.250 --> 18:48.580
‫دیگه بسـه

18:49.080 --> 18:50.250
‫گوشیت رو گشتیم

18:50.250 --> 18:52.290
‫از ریز تا درشتِ رابطه‌ت با تارا خبر داریم

18:53.960 --> 18:55.780
‫چرا بهت علاقه‌مند شده؟

18:57.200 --> 18:59.550
‫بهترین مغز و بهترین هیکل رو
توی اِم‌آی‌۵ دارم

18:59.550 --> 19:01.430
‫یعنی می‌دونست مأمور اِم‌آی‌۵ـی؟

19:01.430 --> 19:02.800
‫آره

19:02.800 --> 19:04.640
‫گفتنش به همسرت که غیرقانونی نیست

19:04.640 --> 19:07.740
‫تازه اون بیشتر از همسرمـه،
‫نیمه‌ی گم‌شده‌ی منـه

19:07.740 --> 19:10.230
‫دیشب یکی می‌خواسته تو رو بکشه

19:10.230 --> 19:11.480
‫این قضیه نگرانت نمی‌کنه؟

19:11.480 --> 19:13.190
‫کشتن که دیگه زیاده‌رویـه

19:13.190 --> 19:16.070
‫اما شرح‌حال دقیقی از اتفاقیـه که افتاده

19:17.296 --> 19:22.490
‫قبلاً از اون تفنگ برای کشتنِ
‫قاتل ابوتسفیلد استفاده شده

19:23.490 --> 19:24.860
‫باشه خب

19:24.860 --> 19:27.120
‫اتفاقیـه دیگه. پیش میاد

19:27.120 --> 19:29.580
‫فیلم «مگنولیا» رو که دیدی؟

19:29.580 --> 19:31.250
‫آره، همون که تام کروز توش ترکونده

19:31.250 --> 19:35.040
‫- خیلی چیزها درمورد زن‌ها رو بهم یاد داد
‫- چرا یکی باید بخواد تو رو بکشه؟

19:35.540 --> 19:37.170
‫شاید دوست‌دختر سابقم حسودی کرده

19:37.170 --> 19:39.460
‫خشم دوست‌دختر سابق رادی هو
‫سوزان‌تر از جهنمـه

19:39.460 --> 19:40.720
‫اونجام رو که بچشی،

19:40.720 --> 19:42.600
‫دیگه هیچ هله‌ هوله‌ای برات خوشمزه نیست

19:42.600 --> 19:44.220
‫واسه بعضی زن‌ها خیلی سختـه

19:44.220 --> 19:46.810
‫مثل سرگیجه‌ی بعد از ارضا یا
‫افت فشار ناگهانی می‌مونه

19:46.810 --> 19:49.180
‫رادی... مجبور نیستی این کارها رو بکنی

19:50.020 --> 19:52.810
‫جفت‌مون می‌دونیم تو دوست‌دختری نداشتی

19:53.730 --> 19:56.980
‫نه، تو دخترباز نیستی.
‫جیمز باند نیستی

19:57.610 --> 19:59.150
‫تاریخچه‌ی روابط تو، یه مشت

19:59.150 --> 20:04.030
‫برخوردهای به‌شدت ناجور و ناقصـه که

20:04.030 --> 20:06.660
‫بعدش هم دچار وابستگی شدید شدی و

20:06.660 --> 20:10.500
‫این‌قدر طرفت رو اذیت کردی که
‫آخر سر بلاکت کرده

20:11.700 --> 20:13.420
‫که این سؤال رو برام به وجود میاره که

20:13.420 --> 20:16.980
‫مطمئنم به ذهن خودت هم هم رسیده،

20:17.580 --> 20:20.910
‫چی باعث شده تارا مثل بقیه نباشه؟

20:22.220 --> 20:24.800
‫درست شنیدم؟
عمداً پنگوئن‌ها رو هدف گرفته؟

20:24.800 --> 20:28.720
‫بله، ۲۲ تاشون رو کشته.
‫خوشبختانه تلفات انسانی نداشتیم

20:29.310 --> 20:31.850
‫طبق فیلم دوربین‌ها،
‫طرف داشته می‌رفته سمت باغ وحش و

20:31.850 --> 20:34.050
‫یه چیز شبیه فلاسک هم دستش بوده

20:34.650 --> 20:36.360
‫اینجا وارد باغ وحش میشه

20:36.360 --> 20:38.180
‫شاهدین میگن پرتش کرده و
‫فرار کرده

20:38.180 --> 20:42.150
‫حتماً دستگاه با آب واکنش نشون داده و
‫مثل یه جور ماشه عمل کرده

20:42.150 --> 20:43.450
‫خودشـه

20:43.450 --> 20:46.530
‫خب، فکر کنم بتونیم در نظر بگیریم که
‫خودش درستش نکرده

20:47.490 --> 20:48.790
‫بمب رو از کجا آوردی؟

20:49.750 --> 20:50.750
‫از یه مَرده‌ای

20:52.080 --> 20:54.830
‫نمی‌دونستم این‌طوری میشه

20:54.830 --> 20:56.710
‫نپرسیدی چرا گفته این کار رو بکنی؟

20:56.710 --> 21:01.300
‫نه. آخه کی می‌خواد پنگوئن‌ها رو بکشه؟

21:01.300 --> 21:02.920
‫خب فکر می‌کردی چی میشه؟

21:02.930 --> 21:08.250
‫گفت آب رو قرمز می‌کنه.
‫نمادینـه. خون واقعی نیست

21:08.930 --> 21:10.180
‫بابتش چیزی هم بهت داد؟

21:10.180 --> 21:13.770
‫۵۰‌ چوق بهم داد.
‫بعدش هم گفت بهم جنس میده

21:14.390 --> 21:17.060
‫- قیافه‌ش چه شکلی بود؟
‫- مَرد بود

21:17.060 --> 21:19.270
‫این رو که گفتی.
‫چیز دیگه‌ای جز جنسیتش نمی‌دونی؟

21:19.270 --> 21:21.480
‫سن، قومیت، ملیت؟

21:21.490 --> 21:22.990
‫شاید حدود ۳۰ سالش بود

21:23.650 --> 21:26.160
‫سفیدپوست. ایتالیایی. اسپانیایی

21:26.160 --> 21:27.780
‫چمیدونم

21:32.000 --> 21:33.660
‫میشه بهم شیشه بدید؟

21:33.660 --> 21:34.920
‫الان دیگه لیاقتش رو دارم

21:36.040 --> 21:37.170
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

21:37.790 --> 21:40.400
‫فکر می‌کنم باید بابتش یه چیزی گیرم بیاد

21:40.400 --> 21:42.880
‫پنگوئن لاشی بهم باله زد!

21:42.880 --> 21:44.880
‫- برو تو!
‫- باشه

21:50.850 --> 21:52.670
‫« مرکز گردهمایی ابوتسفیلد »

21:53.770 --> 21:56.100
‫تو باغ وحش؟ واقعاً؟

21:58.860 --> 22:01.860
‫اصلاً منطقی نیست.
‫دیگه چه اطلاعاتی داریم؟

22:02.990 --> 22:03.990
‫آهان

22:06.990 --> 22:08.700
‫باشه. خبری شد بگو

22:08.700 --> 22:10.530
‫چون باید بیانیه بده

22:10.530 --> 22:13.450
‫عکس واسه اینستاگرام گرفتی؟

22:13.450 --> 22:15.250
‫یه تلفن بود که باید جواب می‌دادم

22:15.250 --> 22:18.370
‫ای خدا. نمیشه که بهش بگم
‫دوباره بغلم کنه

22:18.380 --> 22:21.580
‫یکی یه بمب پرت کرده تو استخر پنگوئن‌ها
‫توی باغ وحش ریجنتز پارک

22:21.580 --> 22:23.240
‫آخه... کی همچین کاری کرده؟

22:23.240 --> 22:25.220
‫یه معتاد روانی

22:25.220 --> 22:27.680
‫نباید... نباید این‌طوری حرف بزنی

22:27.680 --> 22:30.260
‫منظورت کسیـه که دچار سوءمصرف مواد شده

22:30.260 --> 22:32.260
‫مطمئنم واژه‌ی «روانی» زیاده‌رویـه

22:32.260 --> 22:33.680
‫گفته یکی بهش بمب داده اما

22:33.680 --> 22:36.170
‫معلوم نیست کی بمب رو بهش داده و
‫اصلاً هدفش چی بوده

22:38.850 --> 22:39.900
‫معذرت می‌خوام

22:39.900 --> 22:42.320
‫امیدوارم غم آخرتون باشه

22:42.320 --> 22:43.980
‫لندن عزادار شماست

22:43.980 --> 22:46.610
‫فردا برای مراسم یادبود برمی‌گردم،

22:46.610 --> 22:50.410
‫اونجا دوشادوش هم دیگه،
‫مسیر طولانی بهبود رو آغاز می‌کنیم و

22:50.410 --> 22:52.450
‫و لندن رو به شکوه سابقش برمی‌گردونیم

22:55.200 --> 22:58.870
‫چه بلایی داره سر این شهر میاد؟
‫این مسخره‌ست. وحشتناکـه

23:00.130 --> 23:01.670
‫چندتا خبر بد دیگه هم دارم

23:02.170 --> 23:04.130
‫مناظره‌ی امشب کنسل شده

23:04.760 --> 23:06.970
‫من تسلیم ترور نمیشم

23:07.800 --> 23:10.890
‫به‌خاطر گیمبال کنسل شده.
‫کشیده کنار

23:11.460 --> 23:14.890
‫فکر می‌کنه که شما می‌خواید از ابوتسفیلد
‫برای اهداف سیاسی‌تون استفاده کنید

23:14.890 --> 23:16.470
‫خوبـه، از ترسش فرار کرده

23:16.480 --> 23:17.890
‫من مراسم خودم رو می‌گیرم

23:18.520 --> 23:20.920
‫اون که نباشه، به اهداف بیشتری می‌رسم

23:26.990 --> 23:28.570
‫صبح امروز...

23:28.570 --> 23:31.950
‫در باغ وحش ریجنتز پارک،
‫شاهد انفجار مهیبی بودیم

23:31.950 --> 23:36.290
‫پلیس متروپولیتن به ما اطلاع داده
‫بمبی که

23:36.290 --> 23:40.540
‫داخل محوطه‌ی پنگوئن‌ها منفجر شده رو
‫پیدا کرده

23:40.540 --> 23:44.340
‫ای خدا. بمبه کلی پنگوئن رو سقط کرده

23:44.340 --> 23:45.420
‫لعنتی

23:45.420 --> 23:46.710
‫گندش بزنن

23:46.710 --> 23:47.800
‫این دیوونگیـه

23:47.800 --> 23:49.080
‫پنگوئن

23:49.080 --> 23:50.800
‫یعنی ارتباطی داره؟

23:50.800 --> 23:53.020
‫شماره چهار، رسانه رو تصاحب کن

23:53.810 --> 23:56.600
‫هی، من باید رسانه‌ی تو رو تصاحب کنم.
‫نباید گوشی همراهت باشه

23:56.600 --> 23:58.890
‫نه، اون یه مورد خاصی داره

23:59.640 --> 24:01.400
‫باید به حرفش گوش بدیم

24:03.270 --> 24:04.860
‫این‌طوری نگاهم نکن

24:04.860 --> 24:09.400
‫لعنتی. داره اتفاق می‌افته.
‫واقعاً داره اتفاق می‌افته

24:09.400 --> 24:13.070
‫ببخشید. چطوری میشه با پنگوئن‌ها
‫رسانه رو تصاحب کرد؟

24:13.540 --> 24:16.040
‫تا چندین روز سرتیتر همه‌ی خبرها میشه

24:16.370 --> 24:18.290
‫مردم عاشق پنگوئن‌هان

24:18.290 --> 24:20.500
‫اصلاً نگاه کن، چشمای همه‌تون خیس شده

24:20.500 --> 24:23.830
‫همه‌ی حواس‌ها رو از ابوتسفیلد پرت می‌کنه

24:23.830 --> 24:25.380
‫یعنی حرف کو رو باور می‌کنی؟

24:25.380 --> 24:28.380
‫خب اگه سه مورد از فهرست
...براندازی عملی شده باشه

24:28.380 --> 24:30.260
میشه گفت که شاید تصادفی بوده اما

24:30.260 --> 24:32.050
‫چهار تا که بشه یعنی واقعیـه

24:32.840 --> 24:35.720
‫خیلی خب، یعنی... بعدش نوبت چیه؟

24:35.720 --> 24:37.020
‫پنجمی

24:37.720 --> 24:38.890
‫آره، خودم بلدم بشمارم

24:38.890 --> 24:40.390
‫شماره پنج چی میشه؟

24:40.700 --> 24:43.100
‫ترور یه رهبر عوام‌‌گرا

24:43.980 --> 24:45.900
‫مناظره‌ی شهردار امشبـه

24:45.900 --> 24:49.730
‫خب،‌ گیمبال... گیمبال هم عوام‌گراست.
‫یعنی می‌خوان گیمبال رو بزنن؟

24:49.740 --> 24:52.240
‫ولز، من باید فوراً با پارک تماس بگیرم

24:52.240 --> 24:53.860
‫نمی‌تونی با هیشکی تماس بگیری

24:53.860 --> 24:56.620
‫توی قرنطینه‌ای، یادت رفته؟
‫خود پارک دستور داده

24:57.280 --> 24:58.950
‫باشه، پس بذار زنگ بزنم به فلایت

24:58.950 --> 25:02.500
‫گفته نذارم با هیشکی ارتباط برقرار کنی و
‫بهت هم اعتماد نکنم

25:02.500 --> 25:04.500
مطمئنم خودت هم اونجا بودی که این رو گفت،

25:04.500 --> 25:05.830
‫پس چرا باید جواب تماست رو بده؟

25:05.830 --> 25:08.240
‫خب سگ خورد. خودش زنگش بزن

25:08.920 --> 25:12.550
‫من کسی‌ام که دستور میده،
‫نه کسی که دستور می‌گیره

25:12.550 --> 25:15.680
‫- باشه، پس بهش پیام بده
‫ - چه پیامی؟

25:16.760 --> 25:19.260
‫یکی می‌خواد به جون دنیس گیمبال سوءقصد کنه

25:20.220 --> 25:22.240
‫این رو که خودمون هر روز می‌شنویم

25:22.560 --> 25:27.310
‫هو. ابوتسیفیلد. این ماجرای ترافیک

25:27.310 --> 25:30.110
‫حالا هم بمب‌گذاری توی باغ وحش

25:30.610 --> 25:34.070
‫همه‌شون بخشی از استراتژی براندازیـن

25:34.070 --> 25:37.780
‫کار بعدی این لیست،
‫ترور یه رهبر عوام‌گراست

25:37.780 --> 25:41.870
‫یعنی الان وسط یه وضعیت فاجعه و
‫خر تو خر و بگایی‌ایم و

25:41.870 --> 25:44.160
‫پارک حتی متوجهش هم نشده

25:46.380 --> 25:50.800
‫من آبروت رو بردم،
تو هم می‌خوای آبروم رو ببری

25:50.800 --> 25:52.460
‫نقشه‌ت همینـه دیگه؟

25:52.460 --> 25:54.580
‫لعنتی

25:54.580 --> 25:57.260
‫اولاً که تو اصلاً آبروم رو نبردی

25:57.260 --> 25:59.720
‫تفنگت رو مصادره کردم.
‫این تحقیرآمیزه دیگه

25:59.720 --> 26:02.310
‫الان می‌خوای من رو عین احمقا جلوه بدی

26:02.310 --> 26:04.600
‫ولز. ولز، تو فقط پیام رو منتقل کن

26:05.100 --> 26:07.650
‫جدی میگم، اگه قضیه مهم نبود
‫از رو صندلیش بلند نمی‌شد

26:07.650 --> 26:11.560
‫عقلم اون‌قدری کار می‌کنه که یادم نرفته باشه
‫خودت هم فکر می‌کردی تئوریِ کو مزخرفـه

26:11.560 --> 26:12.568
‫درست میگه

26:12.593 --> 26:14.200
‫آره اما همه‌ی حرفای تو مزخرف به‌نظر میان

26:14.200 --> 26:16.020
‫چون واقعاً هم مزخرفـه

26:16.457 --> 26:17.747
‫بشین سر جات پیرمرد

26:40.010 --> 26:41.560
‫اهل کجاست؟

26:44.600 --> 26:45.930
‫فرانسه

26:46.600 --> 26:47.600
‫فرانسه؟

26:48.230 --> 26:49.230
‫مطمئنی؟

26:50.400 --> 26:51.400
‫نه

26:51.940 --> 26:53.770
‫ازش پرسیدم اهل کجایی

26:53.780 --> 26:56.240
‫گفت، «اهل خیلی جاها»

26:57.450 --> 26:59.280
‫که به‌نظرم خیلی باحال گفت

26:59.280 --> 27:01.200
‫شاید خودم هم از این جمله استفاده کردم

27:01.200 --> 27:03.660
‫چرا به همکارهات چیزی درمورد دختره نگفتی؟

27:03.660 --> 27:06.160
‫رابطه‌ی قبلیم بد تموم شد.
‫نمی‌خواستم چشمش بزنم

27:06.160 --> 27:09.290
‫خب رابطه‌ی قبلیت با یه ربات بود، رادی

27:10.220 --> 27:13.460
‫از نظر ما داشته شناساییت می‌کرده و
‫نقاط ضعفت رو پیدا می‌کرده تا

27:13.460 --> 27:15.920
‫- بتونن بازیت بدن
‫- باشه، خیلی خب

27:15.920 --> 27:18.840
‫این چیزهایی که میگی دیگه توهم توطئه‌ست

27:18.840 --> 27:21.760
‫پس میشه لطفاً بری اونجا و
‫تارا رو بیاری پشت خط تا

27:21.760 --> 27:24.600
‫- بتونیم قضیه رو حل و فصل کنیم؟
‫- گوشیش خاموشـه

27:24.600 --> 27:26.930
‫تو اون آدرسی که بهت داده هم نبود

27:26.930 --> 27:29.810
‫این آدرس رو به شرکت تدارکچی‌ای که
‫توش کار می‌کرده هم داده

27:29.810 --> 27:34.650
‫راستش ما اصلاً نمی‌دونیم که
‫اسمش اصلیش هم تارائـه یا نه

27:36.110 --> 27:37.990
‫چرا باید اسمش رو به من دروغ گفته باشه؟

27:42.700 --> 27:44.120
‫اون یه تله‌ی عسل بوده

27:45.330 --> 27:48.710
‫بهت دروغ گفته، بازیت داده

27:49.370 --> 27:52.420
‫می‌‌خواسته یه چیزی ازت بکشه

27:52.960 --> 27:54.670
‫یه چیزی درمورد ابوتسفیلد

27:55.670 --> 27:57.970
‫خب من بهش اطلاعاتی ندادم

28:00.510 --> 28:03.340
‫واسه همین می‌خواستن من رو بکشن

28:04.780 --> 28:07.100
‫وقتی تله‌ی عسل، خودش عسل رو مزه می‌کنه

28:07.100 --> 28:08.770
‫این‌طوری میشه، خب؟

28:08.770 --> 28:11.900
‫یهو خل میشن.
‫آره، قبلاً هم دیدم

28:11.900 --> 28:13.567
فکر کنم یکی از فیلم‌های سیندی کرافورد بود

28:13.591 --> 28:14.810
‫البته فیلم‌های کمی بازی کرده...

28:14.820 --> 28:16.440
‫رادی، در برابر واقعیت مقاومت نکن

28:16.440 --> 28:20.070
‫نه، ببین. این قانون شماره یکـه،
‫هیچ‌وقت عاشق سوژه نشو

28:20.070 --> 28:22.820
‫اما میوه‌ی ممنوعه همیشه شیرین‌تره

28:23.780 --> 28:25.200
‫تبدیل شد به رابطه‌ی واقعی

28:25.200 --> 28:27.990
‫به رئیس‌هاش پشت کرده،
‫همه‌چی رو به خطر انداخته

28:28.000 --> 28:32.540
‫اصلاً واسه همین خواستن من رو بکشن،
‫تا اون و همه‌ی زن‌ها رو تنبیه کنن

28:34.710 --> 28:36.400
‫اما بیشتر خود تارا رو

28:39.010 --> 28:40.800
‫احتمالاً‌ تعداد کمی بیان

28:40.800 --> 28:42.010
‫چون گیمبال نمیاد؟

28:42.010 --> 28:43.300
‫یعنی میگی اون از من محبوب‌تره؟

28:43.300 --> 28:45.220
‫نه، چون هنوز ترافیک باز نشده و

28:45.850 --> 28:48.100
‫بمب‌گذاری باغ وحش مردم رو ترسونده

28:48.100 --> 28:49.560
‫بعضی‌ها تو خونه‌شون می‌مونن

28:49.560 --> 28:50.810
‫خب نمی‌تونن بمون، باشه؟

28:50.810 --> 28:52.560
‫اتاق پر می‌خوام.
‫واسه اتاق خالی حرف بزنم؟

28:52.560 --> 28:54.020
‫بابا

28:54.520 --> 28:56.060
‫وای، عرفان

28:56.610 --> 28:58.360
‫می‌بینم که رنگ موهات رو عوض کردی

28:58.360 --> 29:00.230
‫آره، می‌خواستم راحت‌تر شناسایی شم

29:00.240 --> 29:01.360
‫دستات رو بذار رو سرت

29:01.360 --> 29:03.110
‫- چه خبر شده؟
‫- هی، پسرم رو ول کنید

29:03.110 --> 29:04.700
‫به علت ورود غیرمجاز به انبار و

29:04.700 --> 29:06.070
‫ایجاد اختلال در سوخت‌رسانی دستگیره

29:06.070 --> 29:09.200
‫این دیگه چه مزخرفـه؟
‫چه مدرکی ازش دارید؟

29:09.200 --> 29:11.400
‫خودش اعتراف کرده

29:12.290 --> 29:14.000
‫وای، عرفان. تو چی‌کار کردی؟

29:14.000 --> 29:16.540
‫بر خلاف تو، من به وجدانم گوش کردم

29:17.080 --> 29:18.500
‫نه، با این کار آبروی من رو بردی

29:18.500 --> 29:19.880
‫نه، تو آبروی من رو بردی

29:19.880 --> 29:21.710
‫خب؟ تو واسه نسل من چی‌کار کردی؟

29:21.720 --> 29:23.970
‫گفته بودم، قدم به قدم باید
این مشکلات رو حل کنیم

29:23.970 --> 29:26.340
‫نه، تو فقط حرف می‌زنی و
‫هیچ کاری نمی‌کنی بابا

29:26.350 --> 29:27.600
‫هیچ وقتی نمونده

29:27.600 --> 29:30.680
‫پلاستیک داره زمین رو می‌کُشه!

29:30.680 --> 29:33.940
‫چیزی که اصلاً لازم نداریم،
‫یه سیاست‌مدار پلاستیکی دیگه‌ست!

29:33.940 --> 29:36.690
‫- بهتره اینجا نباشید
‫- سیاست‌مدار پلاستیکی!

29:36.690 --> 29:39.570
‫سیاست‌مدار پلاستیکی!

29:54.790 --> 29:58.500
‫برلین نماد کامل یه قرنطینه بود

30:01.090 --> 30:03.170
‫بهش می‌گفتن «باغ وحش اشباح»

30:05.010 --> 30:06.340
‫هیچ‌کس نتونست فرار کنه

30:08.550 --> 30:11.000
‫من پرستار خراب‌کارها بودم

30:11.560 --> 30:14.810
‫الان هم تقریباً همینم.
‫تو هم همین‌طور، دِون

30:16.980 --> 30:20.480
‫البته من کاریزما و جذبه داشتم

30:21.610 --> 30:23.840
‫جذابیت جنسی توی خونم بود

30:25.480 --> 30:26.800
‫سیکتیر کن بابا

30:27.870 --> 30:29.740
‫اشتازی دیگه نوبرش بود

30:30.370 --> 30:31.830
‫آره، یه مشت حیوون بی‌شرف

30:32.370 --> 30:35.500
‫عاشق شکنجه کردن مردم بودن،
‫به این کار افتخار هم می‌کردن

30:38.780 --> 30:40.700
‫هیچ قانونی نداشتن

30:40.700 --> 30:44.550
‫نه وجدانی داشتن و نه ترحمی

30:46.630 --> 30:48.540
‫آره، یکی مأمورهای خودم رو هم گرفتن

30:49.180 --> 30:50.350
‫دستگیرش کردن

30:52.420 --> 30:53.890
‫راستش رو بخواید...

30:53.890 --> 30:57.640
‫ترجیح میدم به صلیب کشیده شم تا
‫بلایی که سر اون آوردن، سرم بیاد

30:57.640 --> 30:59.650
‫اون رو از کجا آوردی؟

31:00.760 --> 31:01.780
‫نه، پیداش کردم

31:01.780 --> 31:02.880
‫نه‌خیر

31:02.880 --> 31:03.570
‫دست بردار

31:03.570 --> 31:05.440
‫- نه
‫- استن‌دیش. دارم لَه‌لَه می‌زنم

31:05.440 --> 31:06.530
‫فقط همین یکیـه

31:06.530 --> 31:07.610
‫نه

31:14.080 --> 31:16.450
‫- هی، این هم می‌خوای؟ باشه
‫- آره

31:17.920 --> 31:20.670
‫اشتازی باید رو هوا استخدامت می‌کرد

31:20.670 --> 31:22.590
‫آره، به دردشون می‌خوردی

31:23.880 --> 31:25.460
‫بی‌رحم

31:27.480 --> 31:29.720
‫با این‌حال خلاق بودن

31:29.720 --> 31:31.680
می‌تونستن از هر چیزی اسلحه بسازن

31:32.930 --> 31:36.180
بلوک شرق پولش به خریدِ
چراغ جوش‌کاری نمی‌رسید

31:36.180 --> 31:38.330
‫واسه همین خودشون می‌ساختنش

31:40.230 --> 31:42.110
‫یه بطری اسپری برمی‌داشتن،

31:43.690 --> 31:44.900
‫با یه فندک...

31:47.530 --> 31:50.570
‫و پوست کف پاهاش رو کامل می‌سوزوندن و

31:50.570 --> 31:53.310
‫مجبورش می‌کردن چندین روز سر پا وایسه

31:54.700 --> 31:56.740
‫بعد مجبورش می‌کردن تو یه بطری بشاشه

31:56.750 --> 31:58.250
‫بعدش می‌ریختن تو دهنش و

31:58.250 --> 32:01.170
‫اگه قورت نمی‌داد،
‫با همون می‌کوبیدن تو سرش

32:03.090 --> 32:04.460
‫سه روز این‌طوری گذشت

32:04.460 --> 32:06.170
‫چیزی نمونده بود بمیره،

32:06.800 --> 32:11.430
‫اشتازی هم فهمیده بود که بدنش
‫زودتر از اراده‌ش از پا در میاد

32:11.430 --> 32:12.890
‫اصلاً بدشون نمیومد بکشنش اما

32:13.680 --> 32:17.270
‫این‌طوری به اسمی که می‌خواستن نمی‌رسیدن

32:17.980 --> 32:20.890
‫که تو سرِ درب و داغون اون بدبخت بود

32:22.190 --> 32:24.400
‫برای همین تنها نقطه ضعفش رو پیدا کردن

32:25.110 --> 32:28.440
‫با یه زن از همون اطراف آشنا شده بود

32:29.650 --> 32:30.860
‫قضیه بین‌شون جدی بود

32:30.860 --> 32:31.986
‫شاید عاشق زنه نبود اما

32:32.011 --> 32:34.070
نزدیک‌ترین چیزی بود که ‫یه شبح‌
می‌تونست حسش کنه

32:34.095 --> 32:37.005
‫زندگی خیلی تنهایی داشت، دِون

32:39.320 --> 32:41.000
‫بعضی‌وقتا حتی به...

32:41.580 --> 32:44.130
‫کوچیک‌ترین کورسوی کمال هم چنگ می‌زنی

32:45.900 --> 32:47.720
‫برای همین اون رو مقصر نمی‌دونم

32:49.700 --> 32:52.660
‫خب، اونا تو یه خونه‌ی امن
‫با هم جفت و جور شده بودن

32:54.090 --> 32:55.390
‫یه سوتی‌ای داد

32:58.850 --> 33:02.940
‫آره، خلاصه که دختره رو هم آوردن و

33:03.650 --> 33:05.270
‫تو همون اتاقی که پسره بود

33:05.270 --> 33:09.030
‫شکنجه‌ش دادن تا اون هم ببینه

33:11.860 --> 33:12.910
‫اما حتی اون موقع هم...

33:14.530 --> 33:15.530
‫وا نداد

33:17.620 --> 33:20.500
‫نتونستن هیچی ازش بکشن

33:22.000 --> 33:26.000
‫حتی وقتی تموم پوست اون صورت خوشگلی که
‫عاشقش بود رو سوزوندن

33:27.740 --> 33:30.670
‫حتی وقتی که با کپسول آتش نشانی
‫می‌کوبیدن تو شکمش

33:30.670 --> 33:32.300
‫حتی وقتی جیغ و داد می‌کرد

33:37.300 --> 33:38.780
‫یعنی چی؟

33:38.780 --> 33:40.390
‫«من حامله‌م»

33:40.390 --> 33:41.930
‫لعنتی

33:43.230 --> 33:45.770
‫بهشون التماس می‌کرد که این‌قدر اذیتش نکنن

33:46.440 --> 33:48.070
‫آره، به پاشون افتاد

33:49.740 --> 33:52.540
‫اما با این‌حال اون اسم رو بهشون نداد

33:53.570 --> 33:55.320
‫و فقط زمانی جیغ و دادها آروم شد و

33:55.320 --> 33:58.530
‫زنه و بچه... که درواقع
‫بچه‌ی اونا بود، مُردن...

34:00.660 --> 34:02.700
‫که اشتازی فهمید...

34:04.410 --> 34:06.870
‫تنها دلیلی که بهشون اسم رو نمی‌گفت

34:06.880 --> 34:09.380
‫این بود که اصلاً اون اسم رو نمی‌دونست

34:14.420 --> 34:15.680
‫هیچ‌وقت نمی‌دونست

34:16.220 --> 34:17.850
‫لعنتی

34:18.970 --> 34:21.160
‫بعدش چی‌کارش کردن؟

34:23.310 --> 34:25.060
‫آزادش کردن بره

34:26.900 --> 34:28.150
‫مثل الان ما

34:28.860 --> 34:29.860
‫چی؟

34:30.980 --> 34:32.530
‫چه گهی داری می‌خوری؟

34:39.580 --> 34:40.780
‫لعنتی

34:42.790 --> 34:43.830
‫گندش بزنن

34:43.830 --> 34:45.210
‫لعنتی

34:51.000 --> 34:53.130
‫گوشیم رو بده بهم

34:57.430 --> 34:59.590
‫پشمام

34:59.600 --> 35:03.060
‫بالاخره واسه یه بار داشتید به
حرفم گوش می‌کردید

35:03.600 --> 35:04.600
‫هی

35:22.280 --> 35:23.950
‫خب، محترمانه ازت درخواست کردیم

35:23.950 --> 35:25.500
‫گاییدمت بابا

35:25.500 --> 35:27.120
‫به خاطر این کار اخراجت می‌کنن

35:27.120 --> 35:29.250
‫ما یه بار قبلاً اخراج شدیم

35:29.250 --> 35:31.590
‫- لعنتی
‫- زود باشید، کسخلای من

35:32.590 --> 35:36.440
‫خیلی جالبـه با این که از دست اینا
‫فرار کردیم اما همچنان کُسخلیم

35:36.970 --> 35:39.890
‫وقتی برگشتیم همه باید اینا رو از نو بنویسن

35:40.680 --> 35:42.010
‫نه‌خیر

35:48.060 --> 35:49.440
‫گاییدمت

36:09.460 --> 36:10.460
‫خیلی خب

36:10.960 --> 36:12.460
‫پیش به‌سوی مناظره

36:12.460 --> 36:15.130
‫مناظره کنسل شده.
‫قراره دوتا گردهمایی جدا برگزار شه

36:16.800 --> 36:18.090
‫باشه، تو با کارت‌رایت برو

36:18.090 --> 36:20.170
‫برو سمت گردهمایی گیمبال.
‫اون سوژه‌ی واضحـه

36:20.180 --> 36:22.930
‫تو هم برو گردهمایی جفری.
‫فقط واسه احتیاط

36:25.810 --> 36:28.020
‫هی، میشه از این تفنگ‌ها به من هم بدید؟

36:28.020 --> 36:30.350
‫نه که نمیشه.
‫ما بیشتر از تو لازم‌شون داریم

36:33.340 --> 36:36.820
‫لمب، اون ماجرایی که تعریف کردی،
‫زندگی خودت بود؟

36:36.820 --> 36:38.650
‫تو همونی بودی که داشت شکنجه می‌شد؟

36:39.980 --> 36:41.450
‫این‌قدر خر نباش، استن‌دیش

36:41.450 --> 36:43.760
‫داستان رو از خودم در آوردم

36:47.790 --> 36:49.700
‫پس من با شرلی میرم

36:49.710 --> 36:51.040
‫تو کجا میری؟

36:51.040 --> 36:52.670
‫هر جایی که تو نباشی

36:56.380 --> 37:00.090
‫تارا از تو درمورد کارت چیزی پرسیده بود؟

37:00.920 --> 37:03.010
‫ببین اگه اون مأموریتی هم داشته،

37:03.010 --> 37:05.800
‫به محض این که عاشق «هات راد» شده،
‫زده زیرش

37:07.010 --> 37:08.890
‫اگه دروغ بگی...

37:08.890 --> 37:14.690
‫...یا حتی یه موضوع خیلی کوچیکی رو
‫فراموش کرده باشی،

37:14.690 --> 37:18.400
‫برای مدت خیلی طولانی‌ای می‌‌افتی زندان،

37:18.400 --> 37:21.740
‫اون هم تو یه سلول خیلی کثیف‌تر و
‫کوچیک‌تر از این

37:22.910 --> 37:26.570
‫گفتم که، اون براش مهم نبود
من جاسوسم یا نه

37:26.580 --> 37:28.280
‫براش ارزشی نداشت

37:28.290 --> 37:30.389
‫حتی اون روز که بهش نشون دادم می‌تونم به

37:30.413 --> 37:33.040
‫پایگاه‌داده‌ی اِم‌آی‌۵ نفوذ کنم هم،
ککش نگزید

37:33.500 --> 37:34.580
‫چی‌کار کردی؟

37:35.460 --> 37:37.290
‫آروم باش. فقط خواستم مخش رو بزنم

37:37.290 --> 37:38.543
‫ببخشید، واسه اطمینان می‌پرسم،

37:38.568 --> 37:42.130
‫تو راه ورود به پایگاه‌داده‌ی
اِم‌آی۵ رو یادش دادی؟

37:42.130 --> 37:44.300
‫بزرگش نکن، خب؟
‫نمی‌تونسته که حفظش کنه

37:44.300 --> 37:46.970
‫من سریع‌ترین انگشت‌های غرب رو دارم

37:46.970 --> 37:48.100
‫این جمله رو خودم گفتم

37:48.100 --> 37:49.720
‫تا حالا شده بود تنهاش بذاری؟

37:49.720 --> 37:51.810
‫نه. هیچ‌وقت

37:52.890 --> 37:55.190
‫البته به جز اون روز که
رفتم دم در پیتزا بگیرم

37:55.190 --> 37:56.900
‫۲۰ ثانیه بیشتر طول نکشید

37:57.540 --> 38:00.690
‫اما گفتم که، اصلاً ککش هم نگزید

38:00.690 --> 38:03.740
‫اون عاشق خود منـه،
‫نه کاری که می‌کنم

38:05.340 --> 38:07.490
‫الان درست شنیدم؟

38:07.490 --> 38:11.450
‫دختره رو با کل پایگاه‌داده‌مون
تنها گذاشته و

38:11.450 --> 38:14.830
‫ما نمی‌دونیم دختره کیه،
‫دنبال چیـه یا چی‌کار کرده

38:22.016 --> 38:23.256
‫دوست‌دختر هو رو پیدا کنید و

38:23.281 --> 38:26.160
به بخش آی‌تی بگید که ‫احتمال نفوذ به
سیستم رو بررسی کنن

38:27.000 --> 38:47.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
