WEBVTT

00:19.660 --> 00:22.560
‫« به جفری رأی بدید »

00:31.490 --> 00:42.490
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:42.514 --> 00:49.514
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:50.500 --> 00:53.500
‫مترجم: «محمدعلی sm »

01:45.020 --> 01:46.940
‫سلام. به شهردار جفری رأی بدید

01:49.350 --> 01:51.110
‫میشه یه پوستر بهت بدم که
‫بزنیش به پنجره؟

01:51.110 --> 01:53.390
‫بانک اجازه نمیده وارد مسائل سیاسی بشیم

01:53.414 --> 01:55.414
‫بعدشم، طرف صد در صد برنده میشه دیگه؟

01:55.480 --> 01:57.570
‫نباید مسائل رو دست‌کم بگیری

01:57.570 --> 02:00.780
‫فکر کن همه بمونن خونه و آخرش
‫دنیس گیمبال انتخاب شه

02:00.780 --> 02:02.580
‫طرف احمقـه. امکان نداره انتخاب شه

02:02.580 --> 02:06.250
دور از جون اما انتخابات
‫جلوی ورود احمق‌ها رو نمی‌گیره

02:14.460 --> 02:15.460
‫صبح‌ به‌خیر

02:16.300 --> 02:19.300
‫امیدوارم شهردار جفری بتونن
‫روی رأی‌تون حساب باز کنن

02:19.300 --> 02:21.900
‫می‌دونم خیلی از شما قشر جوان

02:21.924 --> 02:23.696
‫از سیاست دلسرد شدید

02:23.720 --> 02:25.720
‫آره، من هم یه زمانی هم‌سن تو بودم

02:25.720 --> 02:28.026
‫اما شهردار جفری بذر امید می‌کاره و

02:28.050 --> 02:30.263
‫گیمبال بذر نفرت

02:31.520 --> 02:33.610
‫گیمبال گفته می‌خواد لندن رو...

02:36.650 --> 02:37.740
‫چی‌کار داری می‌کنی...

02:37.740 --> 02:39.110
‫نه. این کار رو...

04:41.600 --> 04:43.470
‫« اسب‌های کودن »
‫« فصل پنجم، قسمت اول »

04:45.407 --> 04:50.407
‫♪ آهنگ Simply Irresistible
‫از Robert Palmer ♪

05:31.870 --> 05:32.910
‫هو! مراقب باش!

05:37.420 --> 05:38.960
‫یعنی چی؟

05:38.960 --> 05:40.170
‫- ندیدی؟
‫- چی رو؟

05:40.170 --> 05:42.630
‫- داشت از روت رد می‌شد
‫- چی داری میگی؟

05:45.130 --> 05:46.260
‫هدفونم

05:51.850 --> 05:54.390
‫سرعتش رو زیاد کرد.
‫مطمئنم داشت میومد سراغت

05:58.310 --> 05:59.610
‫نباید خیلی دور شده باشن

06:02.280 --> 06:04.110
‫فکر می‌کردم می‌خوای دوربین‌ها رو چک کنی

06:04.110 --> 06:05.740
‫لینکش رو برات می‌فرستم

06:05.740 --> 06:08.160
پول هدفونم رو بده تا همین‌جا تمومش کنیم

06:08.160 --> 06:09.740
‫نه، معلومـه که تمومش نمی‌کنیم

06:10.660 --> 06:12.241
‫پیرهنم رو هم پاره کردی

06:12.265 --> 06:15.040
‫این رو هم به فاکتور ‫اضافه می‌کنم وگرنه...

06:15.540 --> 06:16.620
‫وگرنه چی؟

06:17.410 --> 06:21.420
‫وگرنه به‌خاطر تعرض، رسماً ازت شکایت می‌کنم

06:21.420 --> 06:25.010
‫تعرض؟ من جونت رو نجات دادم کله‌کیری

06:25.010 --> 06:27.590
‫بعدشم، فقط یه کودن ۲۰۰ پوند
پول پیرهن میده

06:28.090 --> 06:30.180
‫خب من ضرر این پول رو با
‫کُس کردن جبران می‌کنم

06:31.010 --> 06:33.600
‫یه‌جوری گفتم انگار واسه سکس پول میدم،
‫که همچین کاری نمی‌کنم!

06:33.600 --> 06:35.020
‫سکس واسه من پول میده!

06:36.180 --> 06:40.400
‫شاهدین می‌گویند تیرانداز از شاتگان یا
‫تفنگ‌گلوله زنی استفاده کرده و

06:40.400 --> 06:42.440
‫بدون هدف و هیچ دل‌رحمی‌ای

06:42.440 --> 06:44.270
‫شروع به تیراندازی کرده

06:44.270 --> 06:48.070
‫پلیس و سایر نیروهای امدادی همچنان در
‫صحنه حضور دارند

06:48.070 --> 06:50.820
‫و ما نیز بدون شک، شما رو در
‫جریان تازه‌ترین اتفاقات...

06:50.820 --> 06:52.620
‫آره، از ابوتسفیلد خبر دارم

06:53.200 --> 06:56.830
‫چه ربطی به تو یا بقیه‌ی کارمندهای
‫خانه لجن‌زار داره؟

06:57.450 --> 07:00.580
‫خیلی غیرمنتظره بوده.
برای همین پارک می‌خواد خودش رو برسونه

07:00.580 --> 07:03.250
‫تحقیقات زمینه‌ای عمیق و
بررسی‌های هویتی و

07:03.250 --> 07:06.090
‫مزخرفات حوصله‌سربری که همیشه
‫مجبورمون می‌کنی انجامش بدیم، با اوناست

07:06.090 --> 07:08.260
‫فکر نمی‌کنی از کمک‌مون استقبال کنن؟

07:09.050 --> 07:11.300
‫خب، یه حدس آکادمیک بزن

07:11.300 --> 07:12.930
‫استقبال می‌کنن

07:12.930 --> 07:14.350
‫گفتم آکادمیک

07:14.350 --> 07:18.020
‫حدس تو، حدس یه دانش‌آموز ۱۵ ساله‌ست که
‫مدرسه رو ول کرده تا بره کشتارگاه کار کنه

07:18.020 --> 07:19.980
‫اصلاً تو چرا اهمیت میدی؟

07:19.980 --> 07:21.190
‫مگه روز آخر کاریت نیست؟

07:22.100 --> 07:26.530
‫چرا هواپیما کاغذی یا
توپِ کشی درست نمی‌کنی؟

07:26.530 --> 07:27.860
‫به یه دردی بخور

07:27.860 --> 07:30.990
‫...درحال حاضر به‌نظر نمی‌رسد که
‫این اتفاق تروریسی بوده باشد

07:30.990 --> 07:34.030
‫اما انگیزه‌ی این حمله مشخص نشده

07:36.410 --> 07:38.790
‫ای خدا، چرا این‌جا رو با
‫دفترم اشتباه می‌گیری؟

07:39.200 --> 07:41.000
‫که البته اونجا هم دوست ندارم ببینمت

07:41.000 --> 07:42.830
‫شرلی یه چیزی می‌خواست بهت بگه

07:42.830 --> 07:45.750
‫- خب گروه پیش‌نمایش که نمی‌خواستم
‫- خب پس، زود باش تا

07:45.750 --> 07:49.050
‫بتونم سیکت رو بزنم و
با آرامش صبحونه‌م رو بخورم

07:49.050 --> 07:50.640
‫یکی نزدیک بود از روی هو رد بشه

07:50.640 --> 07:52.090
‫خوش به‌ حال‌شون. سیک کن

07:52.090 --> 07:54.390
‫عمدی بود. داشتن یه راست میومدن سمتش

07:54.390 --> 07:57.430
‫با این که دلم می‌خواد فکر کنم
‫هو تصادفی زیر گرفته شده اما

07:57.430 --> 07:59.890
‫این‌‌طوری از یه لحظه خوش محروم میشیم

08:00.980 --> 08:03.350
‫- کجا این اتفاق افتاد؟
‫- خیابون فن

08:03.350 --> 08:05.360
‫دوربین نداره که خودش این هم شک‌ برانگیزه

08:05.940 --> 08:07.480
‫چه جور ماشینی بود؟

08:07.480 --> 08:09.280
‫ون فورد ترانزیت. سفید

08:09.280 --> 08:12.915
...خصوصیاتی برای شناسایی مثلِ

08:12.940 --> 08:14.160
‫پلاک نداشت؟

08:14.160 --> 08:17.720
‫داشتم هو رو نجات می‌دادم و وقت نشد پلاکش رو
‫ ببینم. تا سرم رو برگردوندم رفته بود

08:17.720 --> 08:20.830
‫اون‌وقت چرا خود هو اینجا نیست که
‫بخواد غرهاش رو بزنه؟

08:21.750 --> 08:22.960
‫خودش نفهمید

08:24.580 --> 08:26.500
‫خب، قابل پیش‌بینی بود

08:27.000 --> 08:29.090
‫ون ترانزیت سفید داشت می‌رفت سمت شرق

08:29.090 --> 08:31.260
‫میشه حداقل تلاش کنیم ردش رو بگیریم؟

08:31.963 --> 08:34.083
‫خب، ترک صحنه‌ی تصادف که باعث نمیشه

08:34.108 --> 08:36.180
‫طرف قاتل باشه

08:36.180 --> 08:39.720
‫مطمئنم طرف سرش رو از پنجره بیرون نیاورده که
‫بگه، «دفعه‌ی بعد زیرت می‌گیرم»

08:39.720 --> 08:41.810
‫این قضیه رو جدی می‌گیری یا نه؟

08:41.810 --> 08:43.350
‫خب، خیلی خوشحالم که پرسیدی. نه

08:43.350 --> 08:46.360
‫تو می‌خوای این قضیه رو جدی بگیری؟
‫سیکتیر کن

08:52.110 --> 08:53.610
‫شرلی، صبر کن

08:53.610 --> 08:57.530
‫چیزی که امروز شاهد اون بودید، یک ترور بود.
‫به همین سادگی

08:57.530 --> 09:00.923
‫سیاست‌های سهل‌انگارانه‌ی
‫این شهردار در قبال جرایم،

09:00.947 --> 09:03.233
این شهر رو به میدان جنگ تبدیل کرده‌

09:09.250 --> 09:11.710
‫اما فلایت هستم، رئیس بخش امنیت اِم‌آی‌فایو

09:11.710 --> 09:12.710
‫فلایتی

09:13.053 --> 09:14.000
‫جانم؟

09:14.025 --> 09:16.908
.فلایتی فلایت
از اداره‌ی پلیس رسیدی به ام‌آی‌فایو

09:16.933 --> 09:19.893
‫تو سرقت خیابون لنارد،
گذرمون بهم خورده بود

09:20.260 --> 09:22.680
‫راست میگی. اجازه هست؟

09:22.680 --> 09:26.020
‫که این‌طور. پس حالا که مأمور سطح بالا شدی،
وقت واسه گپ زدن نداری؟

09:26.690 --> 09:29.190
‫۱۱ نفر با یه اسلحه‌ی خودکار کشته شدند

09:29.190 --> 09:31.110
‫پس نه، وقت واسه گپ زدن ندارم

09:31.110 --> 09:33.150
‫مخصوصاً با کسی که
یه بار توی واتس‌اپ

09:33.150 --> 09:36.530
‫لیست مظنون‌ها رو به ترتیبی که
‫دوست داشت بکنتشون، فرستاد

09:39.070 --> 09:40.370
‫صحنه رو نشونت میدم

09:44.290 --> 09:48.130
‫حوالی ساعت ۹:۰۷،
‫مظنون از خونه‌ش میاد بیرون،

09:48.130 --> 09:50.130
‫میره سمت مرکز میدون و

09:50.130 --> 09:53.590
‫اونجا بدون هیچ اخطاری،
‫همه رو به رگبار می‌بنده

09:53.590 --> 09:56.400
‫با اون پیرمرده که توی غرفه‌ی انتخابات بود،
‫شروع می‌کنه

09:58.890 --> 10:02.810
‫چند دقیقه بعد، تفنگ رو می‌گیره سمت خودش

10:03.660 --> 10:05.850
‫هیچکس جلوی اون اسلحه
‫حرفی برای گفتن نداشته

10:05.850 --> 10:08.350
‫خب ما رفتیم باشگاه تیراندازی محله و
‫پرس‌وجو کردیم...

10:08.350 --> 10:11.020
‫این‌جور اسلحه‌ها اجازه ندارن توی
‫باشگاه‌های تیراندازی استفاد شن

10:11.020 --> 10:12.650
‫از شلیک‌کننده چی می‌دونیم؟

10:19.110 --> 10:21.530
‫« روحیه‌ی راسخ، دنیس گیمبال »

10:21.530 --> 10:23.120
‫طرفدار دنیس گیمبال بوده

10:23.870 --> 10:26.750
‫تا حالا درمورد نژاد خاص یا مهاجران،
‫دیدگاه افراطی‌ای نداشته؟

10:26.750 --> 10:28.540
‫تا الان که چیزی پیدا نکردیم

10:28.540 --> 10:30.750
‫مردم محلی گفتن یارو با هیشکی حرف نمی‌زده

10:31.340 --> 10:33.670
‫باید فعالیت‌های اینترنتیش رو بررسی کنم

10:33.670 --> 10:35.340
‫شاید به گروه خاصی وابسته بوده

10:36.260 --> 10:37.840
‫باید به اطلاع پارک برسونم

10:38.430 --> 10:39.550
‫چی رو؟

10:39.550 --> 10:41.510
‫خب تیرانداز طرفدار گیمبال بوده و

10:41.510 --> 10:43.760
‫اولین قربانیش هم یه شخص حامی شهردار بوده

10:44.470 --> 10:47.140
‫مطبوعات و سیاستمدارها
‫چه حالی با این قضیه بکنن

10:48.100 --> 10:50.150
‫شهر همین الانش هم به مو بنده

11:02.990 --> 11:04.450
‫گوه توش

11:11.880 --> 11:14.380
داشتی از دست کسی در می‌رفتی که
‫این‌قدر دیر کردی؟

11:14.380 --> 11:15.460
‫کاش این‌طور بود

11:15.460 --> 11:18.420
‫نه، کاترین پیام داد گفت
‫واسه جشن وسیله بخرم

11:18.420 --> 11:21.510
‫امروز صبح یکی می‌خواست هو رو بکشه.
‫با ماشین اومد سمتش

11:23.010 --> 11:26.010
‫چی؟ جداً؟ کی؟ چطوری؟

11:26.010 --> 11:27.310
‫نه، مزخرف میگه

11:27.310 --> 11:30.390
‫این دنبال بهونه بود تا
‫بهم تعرض جنسی کنه

11:31.690 --> 11:33.740
‫خیلی خب. بالاخره این اتفاق افتاده یا نه؟

11:33.740 --> 11:35.120
‫نزدیک بود زیرش بگیرن

11:38.570 --> 11:40.150
‫میشه یکم از اینا رو بیاری؟

11:42.360 --> 11:44.280
‫فکر می‌کنی دارم از خودم در میارم؟

11:44.280 --> 11:48.633
‫نه، مطمئنم یه ماشین نزدیک بوده بهش بزنه،
‫مثل هر کسی که می‌خواد از خیابون رد شه

11:49.120 --> 11:51.500
‫چرا سر این قضیه این‌قدر بی‌شعورید؟

11:51.500 --> 11:53.980
‫بی‌شعور نیستم. فقط می‌خوام وقتم رو با
‫چیزایی بگذرونم که

11:53.980 --> 11:55.000
‫واقعاً اهمیت دارن

11:56.500 --> 11:59.340
‫یه ون نزدیک بود بزنه بهش.
‫من هم پرتش کردم اون‌ور

11:59.340 --> 12:00.340
‫باشه

12:01.430 --> 12:02.630
‫دو تا مسئله‌ست، خب؟

12:04.220 --> 12:07.970
‫راننده‌های لندن عصبانین و
‫راه رفتن رادی هم خیلی رو مخـه

12:07.970 --> 12:09.180
‫کون لقت

12:10.140 --> 12:11.850
‫اصلاً انتظار نداشتم

12:12.980 --> 12:14.440
‫این چش شده؟

12:14.440 --> 12:15.730
‫نه، با خودت بودم

12:16.520 --> 12:18.070
‫- من؟
‫- آره

12:18.650 --> 12:19.740
‫مطمئنـه

12:19.740 --> 12:22.860
‫اگه کسی یکی‌مون رو هدف قرار داده باشه
‫جون همه‌مون تو خطره

12:22.860 --> 12:23.860
‫احتمالاً

12:24.410 --> 12:27.910
‫خب اون شاهد عینیِ چنان قابلی نیست، هست؟

12:27.910 --> 12:30.680
‫صدات هنوز میاد، حیوونِ خر!

12:31.460 --> 12:34.960
‫یکم انصاف داشته باش.
‫هنوز با مرگ مارکوس کنار نیومده

12:34.960 --> 12:37.540
‫خب همه‌مون با خیلی چیزها
‫کنار نیومدیم، مگه نه؟

12:37.540 --> 12:39.380
‫بعضی‌هامون بیشتر از بقیه

12:48.010 --> 12:50.040
‫تو فکر می‌کنی کسی به هو حمله کرده؟

12:50.800 --> 12:52.740
‫نه می‌دونم و نه اهمیتی میدم

12:54.810 --> 12:57.190
‫چرا رفتی خرید؟ فکر می‌کردم مأموریتی

12:57.690 --> 12:58.690
‫نه

12:59.230 --> 13:02.690
‫نه، داشتم واسه جشن تو چیزمیز می‌خریدم

13:02.690 --> 13:04.910
‫ای خدا،‌ من جشن نمی‌خوام

13:04.910 --> 13:06.240
‫فقط می‌خوام از اینجا برم

13:06.240 --> 13:08.700
‫نه. استراحت روانی حرکت خیلی شجاعانه‌ایـه

13:08.700 --> 13:10.460
‫برای همین باید جشن بگیریم

13:13.750 --> 13:14.750
‫خدایا

13:15.500 --> 13:16.580
‫چی شده؟

13:16.580 --> 13:18.670
‫امروز صبح بابابزرگم
‫یه داستان برام تعریف کرد،

13:18.670 --> 13:23.498
‫من هم حس کردم آشناست،
‫گفتم لابد قبلاً واسم تعریف کرده اما

13:23.523 --> 13:27.775
‫در واقع داستان فیلمِ «آنجا که عقاب‌ها
‫جرأت پیدا می‌کنند» بوده

13:27.800 --> 13:29.180
‫- ای بابا
‫- آره

13:29.720 --> 13:31.220
‫پس حالش خیلی خوش نیست؟

13:31.220 --> 13:32.220
‫نه

13:32.720 --> 13:36.060
‫خب راستش خیلی راحت با خونه سازگار شده

13:36.770 --> 13:39.860
‫اما اون هم واسه اینـه که چیزی از
‫زندگیش یادش نمیاد

13:41.900 --> 13:45.950
‫قبلاً کلی داستان باحال از جنگ سرد رو
‫برام تعریف می‌کرد

13:45.950 --> 13:47.410
‫با کلی جزئیات و...

13:48.530 --> 13:52.200
‫حالا که بالاخره یه حرفی زده،
‫معلوم شد داستان یه فیلم قدیمی بوده

13:53.620 --> 13:55.500
‫راستی قضاوتم نکنی‌ها

13:55.500 --> 13:56.750
‫- از خودم متنفرم که...
‫- قضاوت نکردم

13:56.750 --> 13:57.830
‫...همچین احساسی دارم

14:00.960 --> 14:04.020
‫خب، دلم واسه این شوخی‌های خنده‌دارِ
‫اداره‌ای تنگ میشه

14:06.010 --> 14:07.470
‫فلایت هنوز تو صحنه‌ی جرمـه

14:07.470 --> 14:10.680
‫بر اساس اطلاعاتی که فرستاده،
‫داریم فعالیت‌های اینترنتیش رو بررسی می‌کنیم

14:10.680 --> 14:14.060
‫یه مشخصه‌ی کامل نیاز داریم.
‫ابهامات زیادی هست

14:14.060 --> 14:18.020
‫باید بفهم چطوری از رادارمون مخفی شده.
‫نباید اجازه‌ی اتفاق مشابهی رو بدیم

14:20.770 --> 14:23.360
‫داشتم با وزیر کشور حرف می‌زدم و
‫ایشون شدیداً ناراحت بودن

14:23.360 --> 14:24.440
‫آره خب

14:25.150 --> 14:27.490
‫- یازده نفر مُردن
‫- باید خودمون رو جمع‌وجور کنیم

14:27.490 --> 14:29.160
‫گام‌های بعدیـه که اهمیت داره

14:29.160 --> 14:31.100
‫با توجه به وابستگی سیاسی تیرانداز،

14:31.100 --> 14:33.660
‫کاندیدای شهرداری باید کمتر
‫تو انظار عمومی حاضر شه

14:33.660 --> 14:34.750
‫جالبـه این رو گفتی

14:34.750 --> 14:36.920
‫خواستم شخصاً این رو به اطلاع‌شون برسونم

14:36.920 --> 14:39.000
‫همین الان دارم میرم پیش گیمبال و جفری

14:39.000 --> 14:40.580
‫مطمئنی فکر خوبیـه؟

14:40.580 --> 14:43.210
‫نه، فکر خیلی بدیـه،
‫واسه همین دارم میرم

14:44.250 --> 14:46.880
‫اگه گیمبال از طرف رسانه‌ها،
‫ارتباطش با تیرانداز رو بفهمه

14:46.880 --> 14:48.970
‫می‌خواد به زمین و زمان اتهام بزنه

14:48.970 --> 14:50.390
‫میگه این یه عملیات ساختگی بوده

14:50.390 --> 14:53.220
‫پس باید از زبون خودم بشنوه.
‫رک و راست و بی شیله ‌پیله

14:53.720 --> 14:56.600
‫به‌نظرم دیگه همه‌مون از
‫این حرف‌های جنجالیش خسته شدیم

14:56.600 --> 14:59.850
‫به‌گمونم باید قبول کنی که اون در هر صورت
‫این کار رو می‌کنه

15:01.040 --> 15:02.500
‫نه تا وقتی که من باشم

15:14.830 --> 15:19.830
‫« مناظره‌ی شهرداری، لندن »

15:20.830 --> 15:21.830
‫ممنونم

15:27.210 --> 15:29.470
‫بعدش من فرصت پرسش سوالات رو فراهم می‌کنم

15:29.470 --> 15:31.840
‫برای یه مشت مخاطب شهری

15:31.840 --> 15:35.430
‫نه، یه کاری می‌کنیم که نشون بدیم
‫یک‌سوم مخاطبین می‌خوان به شما رأی بدن،

15:35.430 --> 15:37.940
‫یک‌سوم به آقای جفری و
‫یک‌سوم هم هنوز تصمیم نگرفتن

15:37.940 --> 15:39.020
‫ببخشید

15:39.730 --> 15:41.650
‫با عرض معذرت، باید ازتون بخوام که برید

15:41.650 --> 15:43.620
‫باید تنهایی با کاندیداها صحبت کنم

15:44.360 --> 15:46.550
‫کلود، خوشحالم که دوباره می‌بینمت

15:46.550 --> 15:48.280
‫من هم از دیدنت خوشحالم ظفر

15:48.280 --> 15:51.030
‫بعد میگن ما اصلاً آدم حکومتی نداریم

15:51.030 --> 15:53.820
‫باید فرض کنم که با هم
گلف بازی می‌کنید دیگه؟

15:53.820 --> 15:56.910
‫- نه، راستش با همدیگه عربی می‌رقصیم
‫- چه ناز

15:57.450 --> 15:59.080
‫شوخی کردم...

15:59.520 --> 16:02.080
‫می‌دونم اتفاقات ناگوار ابوتسفیلد به
‫گوش‌تون رسیده

16:02.080 --> 16:03.170
‫هولناکـه

16:03.880 --> 16:07.250
‫لندن همبستگی خودش رو با
‫قربانیان نفرت اعلام می‌کنه

16:07.250 --> 16:11.130
‫ببخشید اما چرا این‌طوری حرف می‌زنی؟
‫مگه دوربینی هست؟

16:11.130 --> 16:12.970
‫یازده نفر مُردن دنیس

16:12.970 --> 16:15.050
‫آره چون تو نمی‌تونی جلوی جرایم رو بگیری

16:15.050 --> 16:16.430
‫آقایون

16:16.430 --> 16:19.850
‫از امروز به بعد، تعداد نیروهای پلیس در
‫همه‌ی گردهمایی‌های عمومی

16:19.850 --> 16:21.230
‫افزایش پیدا می‌کنه

16:21.230 --> 16:23.190
‫از جمله‌ مناظره‌ی شهرداری فردا

16:23.190 --> 16:26.730
‫بهتره چندتا نیروی کمکی بیارید.
‫تیم‌تون رو بزرگ‌تر کنید

16:26.730 --> 16:28.440
‫چرا باید تیمم رو بزرگ‌تر کنم؟

16:29.820 --> 16:32.650
‫خب مطمئنم که تو می‌تونی
‫از پس خودت بر بیاری، معلومـه

16:32.650 --> 16:35.570
‫اما کاندیدات به محافظت کامل نیاز داره

16:35.570 --> 16:37.535
‫تایسون رئیس ستاد منـه

16:37.560 --> 16:41.600
‫- چیتـه؟ نفهمیدم
‫- تایسون بومن رئیس ستاد منـه

16:43.120 --> 16:45.540
‫- فکر کردی محافظشم؟
‫- ببخشید دیر کردم

16:45.540 --> 16:50.260
‫باید به ویراستارم حالی می‌کردم که
‫دو رگه، کلمه‌ی نژادپرستانه نیست

16:50.760 --> 16:53.680
‫دیم ویلن. سلام

16:53.680 --> 16:55.890
‫ببخشید. این یه جلسه‌ی اطلاعاتیـه

16:55.890 --> 16:57.640
‫داری آی‌کیوم رو می‌بری زیر سوال؟

16:57.640 --> 17:00.470
‫دودی فقط همسر من نیست،
‫مدیر کارزارم هم هست

17:00.470 --> 17:03.940
‫و همچنین یه خبرنگاره که برای
‫یه نشریه‌ی ملی کار می کنه

17:03.940 --> 17:06.230
‫اون مقاله‌هه که درموردت نوشتم رو
دوست نداشتی

17:06.230 --> 17:08.190
‫من مطالب تو رو نمی‌خونم

17:08.190 --> 17:12.030
‫اما درست شنیدم که تو گفتی
‫باید استعفا بدم؟

17:12.530 --> 17:17.110
‫به‌خاطر تلاشم برای جذب بیشتر مامورهای
‫«ال‌جی‌بی‌تی‌کیو پلاس» به سازمان؟

17:17.110 --> 17:20.660
‫گفته بودی دنبال یه «جیمر بانداژ» می‌گردم؟

17:23.410 --> 17:25.080
‫بهتره همین الان از اینجا بری

17:26.080 --> 17:27.080
‫معذرت می‌خوام

17:27.630 --> 17:29.290
‫جزو ساز و کاره

17:36.510 --> 17:37.970
‫نچ نچ نچ

17:38.720 --> 17:39.930
‫نباید این کار رو می‌کردی

17:45.270 --> 17:47.650
‫ظاهراً تیرانداز از طرفدارهای تو بوده

17:48.770 --> 17:49.820
‫ظاهراً؟

17:50.400 --> 17:51.820
‫کتاب‌های تو رو داشته

17:51.820 --> 17:55.360
‫خیلی‌ها کتاب‌های من رو می‌خرن.
‫کارهای من پرفروشـه

17:55.360 --> 17:57.280
‫روزنامه‌نگارها چپ‌گرایی که

17:57.280 --> 17:59.910
‫از تحریف حرف‌هام لذت می‌برن ‫هم
جزو مشتری‌هامن

17:59.910 --> 18:03.120
‫یه عکس دوتایی از تو و خودش رو هم
‫زده بوده به یخچالش

18:03.120 --> 18:05.790
‫اولین هدفش هم کسی بوده که
‫داشته شهردار رو تبلیغ می‌کرده

18:05.790 --> 18:09.170
‫ازت می‌خوام یکم به حرفات
‫طعم واقعیت ببخشی

18:09.170 --> 18:11.210
‫یه کلمه از این حرفا رو هم باور نمی‌کنم

18:11.210 --> 18:13.840
‫این دسیسه‌چینیـه

18:29.860 --> 18:31.940
‫سیکتیر کن، سرم شلوغـه

18:31.940 --> 18:33.440
‫تفنگ مارکوس رو می‌خوام

18:35.280 --> 18:38.820
‫دوربین مداربسته از کار افتاده بود و
‫دوربین نتونست ماشین رو بگیره

18:39.620 --> 18:41.030
‫حالا هو چی میگه؟

18:42.200 --> 18:43.830
‫نظر اون رو به من ترجیح میدی؟

18:43.830 --> 18:46.722
‫نه، مشتاقم نظرات مختلف رو بسجنم و

18:46.747 --> 18:48.936
‫بعدش تصمیمم رو بگیرم

18:49.023 --> 18:52.090
‫میگه دوربین‌های مداربسته
‫همه‌جای شهر رو پوشش نمیدن و

18:52.090 --> 18:55.510
‫هیچ چیز مشکوکی هم نیست اما
‫می‌خواد همچنان به گیمبال رأی بده

18:56.140 --> 19:00.680
‫اون‌وقت دقیقاً چی از جون من می‌خوای؟

19:00.680 --> 19:03.760
‫اگه حمله عمدی بوده،
‫بازم این کار رو می‌کنن

19:03.760 --> 19:06.810
‫هر لحظه ممکنه یکی دوباره در رو بشکونه.
‫من تفنگ می‌خوام

19:06.810 --> 19:09.480
‫مگه یادت نیست که تفنگه
‫به‌طرز مشکوکی ناپدید شد؟

19:09.480 --> 19:12.520
‫این‌طوری مجبور نشدم
‫ ۱۵ تا فرم تخمی رو پر کنم که

19:12.520 --> 19:17.635
‫توضیح بدم چرا گذاشتید کو یه زندانی رو
‫همین‌جا کنار رادیاتور اعدام کنه

19:17.660 --> 19:19.500
‫آره. اما هنوز پیشتـه دیگه

19:21.660 --> 19:23.200
‫یادم نیست کجا گذاشتمش

19:24.910 --> 19:26.700
‫خب میشه مال خودت رو بدی؟

19:27.450 --> 19:28.540
‫آره، چرا که نه؟

19:28.540 --> 19:31.170
‫توی کشوی سومی از پایینـه.
‫خودت بردار

19:33.630 --> 19:36.380
‫- شوخی کردی دیگه؟
‫- معلومـه که شوخی کردم

19:36.380 --> 19:38.620
‫اصول تخمی مدیریتی رو کامل نخوندم اما

19:38.620 --> 19:42.510
‫کاملاً مطمئنم که اجازه ندارم چون حوصله‌ی
‫ کارکن‌هام سر رفته، تفنگ بدم دست‌شون

19:42.510 --> 19:44.470
‫من حوصله‌م سر نرفته

19:44.470 --> 19:46.270
‫واقعاً؟

19:46.270 --> 19:49.520
‫این حرفت توهین به سبک رهبری من بود

19:49.520 --> 19:51.980
‫وقتی اون حرومزاده‌ی روانی فرانسوی
‫حمله کرد اینجا،

19:51.980 --> 19:54.310
‫با کتری داشتیم جلوش رو می‌گرفتیم

19:54.310 --> 19:56.150
‫اگه باز بهمون حمله کردن چی؟

19:56.150 --> 19:58.780
‫مگه کتری رو عوض نکردیم؟

20:00.000 --> 20:06.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

20:06.830 --> 20:08.080
‫باز بذارم یا ببندم؟

20:09.290 --> 20:10.620
‫سیکتیر کن بابا

20:14.790 --> 20:17.670
‫- دِون
‫- ترو تو یه انجمن اینسل‌ها می‌چرخیده

20:17.670 --> 20:20.050
‫دارم بررسیش می‌کنم،
‫الان لینکش رو می‌فرستم

20:20.050 --> 20:21.680
‫احتمالاً یکی دیگه هم عضو اون انجمن باشه،

20:21.680 --> 20:25.300
‫فیل، مسئول صحنه‌ی جرم که
‫میگه کدوم زن‌ها کردنی‌ان

20:25.300 --> 20:26.970
‫چطوری هنوز گذاشتن سر کارش باشه؟

20:26.970 --> 20:29.770
‫بیشتر از این که سر پستش باشه،
‫توی تعلیق بوده

20:30.480 --> 20:33.940
‫- خدا رو شکر می‌کنم که رفتم
‫- من هم همین‌طور

20:36.110 --> 20:37.610
‫« دِون ولز »

20:43.240 --> 20:44.240
‫صبر کن

20:48.200 --> 20:49.540
‫هی

20:50.200 --> 20:52.540
‫کسی شاهد بوده که اون به
‫خودش شلیک کرده باشه؟

20:52.540 --> 20:54.750
‫خب، تا اون‌موقع همه یا داشتن فرار می‌کردن
‫یا قایم می‌شدن

20:54.750 --> 20:56.000
‫پس کسی ندیده

20:56.000 --> 20:58.630
‫فقط اون دیوونه بوده که تفنگ داشته.
‫پرونده مختومه‌ست

20:58.630 --> 21:00.880
‫من تعیین می‌کنم که پرونده کِی مختومه بشه

21:01.880 --> 21:04.930
‫ببین، اگه حرفات به‌خاطر رفتارهای سابقمـه

21:04.930 --> 21:08.390
‫باید بدونی که من الان خودم رو
‫یه‌جور فمینیست می‌دونم

21:08.390 --> 21:10.770
‫ای کیر! نصف کله‌ش رفته!

21:11.520 --> 21:13.940
‫- به خودش شلیک نکرده
‫- خب این‌طور که به‌نظر میاد

21:13.940 --> 21:17.020
‫از یه فاصله‌ی دور و بلند بهش شلیک شده

21:18.860 --> 21:21.020
‫بریم یه نگاه به اون بالا بندازیم

21:53.770 --> 21:57.060
‫شاید عملیات تروریستی نباشه اما
‫یه قتل عام معمولی هم نیست

21:59.360 --> 22:00.770
‫اون خودش رو نکشته

22:01.690 --> 22:03.110
‫کشته شده

22:13.259 --> 22:18.259
‫♪ آهنگ Feel Good از Phats & Small ♪

22:31.140 --> 22:32.390
‫پیشنهاد من...

22:34.180 --> 22:35.980
‫مثل پیشنهادیـه که به اون دادم

22:37.440 --> 22:39.730
‫برید با یه کار دیگه خودتون رو سرگرم کنید

22:39.730 --> 22:41.860
‫لااقل به‌خاطر سلامت روانی من

22:42.900 --> 22:44.400
‫واقعاً ضدحالـه

22:44.400 --> 22:47.860
‫خب، حالا که رفت، اوضاع فقط بهتر میشه

22:48.780 --> 22:51.030
‫بجنبید بچه‌‌ها، جشن داره شروع میشه!

22:51.030 --> 22:52.830
‫تا کِی باید بمونم؟

22:52.830 --> 22:54.740
‫بیخیال، نمیشه نفر اول بری که.

22:55.620 --> 22:56.830
‫الان برم چطوره؟

22:56.830 --> 23:00.420
‫نه، نه، نه. ببین چی‌کارها کردم.
‫چه بساط و ضیافتی پهن کردم

23:03.460 --> 23:07.760
‫یکی بهم دستگاه شوک بده چون
‫این جشن «ا.پ.م»‌ـه

23:09.220 --> 23:12.300
‫- «ا.پ.م» یعنی از پیش مُرده
‫- آره، فهمیدیم. سیک کن

23:12.300 --> 23:14.930
‫اگه هم از قبل مرده باشه،
‫دیگه دستگاه شوک لازمت نمیشه

23:14.930 --> 23:16.600
‫پس بهتر بود بگی

23:16.600 --> 23:20.900
‫«یکی بهم دستگاه شوک بده چون
‫قلب این جشن وایساده»

23:20.900 --> 23:21.980
‫چرا داری کمکش می‌کنی؟

23:21.980 --> 23:24.320
‫نمی‌دونم، آخه انگار...
‫همیشه کمک لازم داره

23:24.320 --> 23:26.780
‫ببخشید. کس دیگه‌ای چایی می‌خواست؟

23:26.780 --> 23:30.200
‫نه، قبلش باید می‌پرسیدم اما به گمونم
‫یه چیز قوی‌تر می‌خواستید

23:30.200 --> 23:32.370
‫جشن چایی خوری. چه خفن!

23:32.990 --> 23:35.120
‫- پیداشون کردم
‫- چی رو پیدا کردی؟

23:35.700 --> 23:37.540
‫دیده‌بان، راننده و کل واحدشون

23:38.040 --> 23:39.120
‫کدوم دیده‌بان؟

23:39.120 --> 23:41.040
‫ماشین سر نبش می‌پیچه،

23:41.040 --> 23:44.750
‫یه دوربین روی دکه‌ی روزنامه‌فروشی هست که
‫پیاده‌رو رو پوشش میده

23:44.750 --> 23:46.630
‫یکم از... یکم از جاده هم معلومـه

23:48.920 --> 23:50.930
‫پاهاش رو نگاه کن. پوتین نظامی پاشه

23:53.180 --> 23:54.600
‫من هم پوتین نظامی پامـه

23:55.180 --> 23:56.970
‫خب، کفش‌های خودت هم خیلی نظامی‌ان

23:58.020 --> 23:59.930
‫مدل کفشای من «رد وینگز»ـه.
‫نگاه کنید

24:00.480 --> 24:02.730
‫سوار همون ماشینی میشه که
‫اومده سراغ هو

24:02.730 --> 24:04.520
‫از کجا می‌دونی همون ماشینـه؟

24:04.520 --> 24:05.610
‫سفیده

24:05.610 --> 24:08.690
‫اما زوم که بکنی، دو نفر دیگه هم
‫پوتین نظامی پاشونـه

24:08.690 --> 24:10.990
‫این یارو که سوار میشه،
‫دیده‌بانیـه که هو رو می‌پاییده

24:10.990 --> 24:12.490
‫آره. خب که چی؟

24:13.570 --> 24:14.990
‫یعنی یه گروه آدم‌کشن

24:17.580 --> 24:20.000
‫چون چندنفر نشستن پشت یه ونی که

24:20.000 --> 24:23.250
‫ممکنه رفته باشن سمت رادی و
‫ممکنه کفش نظامی پاشون کرده باشن

24:29.590 --> 24:31.630
‫حالا که این‌طور شد... کون لق همه‌تون

24:31.630 --> 24:34.430
ببخشید که دلم نخواست بمیرید

24:34.430 --> 24:38.000
‫می‌خوای جلوی کشته شدن ما رو بگیری یا
‫می‌خوای مارکوس رو برگردونی؟

24:41.850 --> 24:43.060
‫ببخشید...

24:44.150 --> 24:45.730
‫شرمنده. ببخشید

24:47.480 --> 24:48.480
‫ببخشید

24:49.190 --> 24:50.320
‫ای داد

24:52.030 --> 24:54.780
‫عاشق جشن‌هاییم که پر از فضای شادن

24:54.780 --> 24:56.870
‫جشن تموم شد، خب؟

24:56.870 --> 24:58.830
‫بیا. این برای توئـه

24:58.830 --> 25:00.160
‫ممنون

25:00.160 --> 25:02.500
‫- لطفاً زود برگرد
‫- مرسی

25:02.500 --> 25:05.130
‫من که از خدامـه.
‫جایی کار دارم

25:05.420 --> 25:07.670
‫انجمن جقی‌های بریتانیا،
‫مجمع سالانه برگزار کرده؟

25:07.670 --> 25:09.510
‫همچین انجمنی وجود نداره

25:13.590 --> 25:14.680
‫بریم می‌خونه؟

25:14.680 --> 25:15.680
‫نه، ممنون

25:18.060 --> 25:19.350
‫لعنت بر شیطون

25:28.730 --> 25:31.280
‫گوش کن، شرلی شاید یه چیزهایی فهمیده باشه

25:31.280 --> 25:33.110
‫توی دوربین یه چندتا پوتین دیده

25:34.530 --> 25:37.120
‫باورم نمیشه با صدای بلند این رو گفتی

25:37.120 --> 25:38.200
‫بر اساس ساز و کار،

25:38.200 --> 25:41.290
‫در صورت دریافت اطلاعاتی مبنی بر
‫تهدید جدی علیه یه مأمور،

25:41.290 --> 25:45.471
‫باید فوراً به رئیس عملیاتی ایستگاه محلی
‫ارجاع داده بشه

25:45.496 --> 25:47.996
‫ایستگاه محلی ما کجاست؟
‫یادم میندازی؟

25:48.540 --> 25:49.630
‫ریجنتز پارک

25:49.630 --> 25:52.460
‫ریجنتز پارک.
‫پس بر اساس قانون شماره‌ی...

25:53.470 --> 25:55.880
‫- حالا هرچی که هست...
‫- ۲۷ داخل پرانتر، ۳

25:55.880 --> 25:58.760
‫باید گزارش کاملی از وقایع امروز صبح

25:58.760 --> 26:00.890
‫به خانم دی تورنر داده بشه،

26:00.890 --> 26:04.000
‫که اون هم حتماً یه نسخه ازش رو
‫برای کلود ویلن می‌فرسته

26:04.560 --> 26:07.770
‫خوشبختانه قانون شماره یک لندن،

26:07.770 --> 26:11.110
‫نسبت به قانون پابرجای شماره ۲۷(۳) سازمان
...تو ارجحیتـه که میگه

26:12.110 --> 26:14.320
‫- «از خودت محافظت کن»
‫- دقیقاً

26:15.110 --> 26:16.120
‫پس...

26:16.120 --> 26:18.910
‫چون نمی‌خوای پای پارک به این ماجرا باز شه،
‫کاری نمی‌کنی؟

26:18.910 --> 26:21.990
‫خب من به شخصه واسه کارهام
برنامه‌ریزی نمی‌کنم اما

26:21.990 --> 26:24.290
‫بعید بدونم که دارودسته‌ی فسقلیِ کله‌شق‌مون

26:24.290 --> 26:26.920
‫این فرصت رو برای انجام عملیاتِ
‫محرمانه‌‌ی شخصی‌شون از دست بدن

26:28.330 --> 26:30.670
‫خانم قاصدک که همین الانش هم
‫ازم تفنگ خواسته

26:30.670 --> 26:32.460
‫قبول که نکردی؟

26:33.590 --> 26:35.720
‫خب نه، اما وسوسه شدم

26:35.720 --> 26:39.970
‫فکر کن با اسلحه‌ بره سر جلساتِ
‫«اضطراب پس از سانحه»ش و

26:39.970 --> 26:43.600
‫بقیه‌شون رو هم تحریک کنه

26:43.625 --> 26:47.252
‫یعنی با وجود مشکلاتی که داره حرفش رو

26:47.277 --> 26:49.918
‫باور می‌کنی اما خلافش رو نشون میدی

26:54.940 --> 26:57.400
‫قرار بود ترک کنی

26:57.400 --> 26:58.950
‫آخر سر می‌کشتت

26:59.820 --> 27:01.370
‫اصلاً واسه همین می‌کشم

27:03.990 --> 27:06.536
‫دکتر گفته نباید بکشی

27:06.561 --> 27:09.120
‫تا خاموشش نکنی، جایی نمیرم

27:20.090 --> 27:22.850
‫اسم تیرانداز راب ترو بوده.
‫مرد سفیدپوست و ۲۸ ساله

27:23.340 --> 27:25.680
‫سوءسابقه نداشته.
‫با خانواده‌ش قطع رابطه کرده

27:25.680 --> 27:27.810
‫با کسی هم در ارتباط نبوده

27:27.810 --> 27:29.600
‫از نظر محلی‌ها سرد و غیرصمیمی بوده اما

27:29.600 --> 27:32.860
‫چیزی نیست که نشون بده می‌تونسته
‫دست به کشتار جمعی بزنه

27:32.860 --> 27:37.570
‫با تفنگ تهاجمی «ال۱۶ اِس» شروع به
‫تیراندازی کرده و ۱۱ نفر رو کشته

27:38.320 --> 27:39.820
‫دوباره سوابقش رو بررسی کن

27:39.820 --> 27:42.620
‫برای این که دستش به همچین اسلحه‌ای برسه

27:42.620 --> 27:44.820
‫حتماً توی مافیا یا نظامی‌های سابق آشنا داشته

27:44.820 --> 27:46.100
‫و همچنین پول زیاد

27:46.100 --> 27:48.210
‫یکی این اسلحه رو بهش داده، خانم

27:48.210 --> 27:51.040
‫- بهش داده؟
‫- تو «دیده‌نشده» فعال بوده

27:51.040 --> 27:53.880
‫که در واقع یه وبسایت‌ برای مردان ناراضیـه

27:53.880 --> 27:56.800
‫احساس می‌کرده زن‌ها طردش کردن،
‫جامعه‌ نادیده‌ش گرفته و

27:56.800 --> 27:59.470
‫هویت بریتانیاییش داشته از بین می‌رفته

27:59.470 --> 28:01.800
‫می‌خواسته اطرافیانش هم درد اون رو بچشن

28:01.800 --> 28:04.350
‫کاربر دیگه‌ای به این موضوع دامن زده

28:04.350 --> 28:07.270
‫پروفایل‌شون حذف شده و
‫هیچ‌جوره نمیشه ردشون رو گرفت

28:07.270 --> 28:11.270
‫ما فقط چت‌های ترو رو داریم

28:11.270 --> 28:14.520
‫آخرین پیام ترو ساعت ۲۱ و ۵ دقیقه
‫به اون ارسال شده

28:15.020 --> 28:19.460
‫«فردا صبح بسته رو برمی‌دارم و
‫دیده و شنیده میشم»

28:20.200 --> 28:23.815
‫یعنی میگی برای قتل تحریک شده و

28:23.840 --> 28:24.950
‫بهش اسلحه دادن؟

28:24.950 --> 28:27.040
‫بله. همون شخص هم اون رو به قتل رسونده

28:28.250 --> 28:31.460
‫کسی که اون‌قدر باهوش بوده این مرد رو
‫بکشه و بعد غیب بشه

28:31.460 --> 28:34.500
‫اون‌قدری حواس‌پرت نیست که
‫از خودش پوکه‌ی گلوله به جا بذاره

28:34.500 --> 28:36.360
‫به‌نظر من عمدی اونجا رها شده

28:36.360 --> 28:39.210
‫بهش می‌خورد خودشون گذاشته باشنش اونجا.
‫برای مسخره کردن‌مون

28:39.210 --> 28:42.430
اسم کاربر توی انجمن «تک‌تیرانداز ۷۶۲» هست

28:42.430 --> 28:46.020
‫و اون توسط یه تک تیرانداز با
‫فشنگ ۷.۶۲‌ میلی‌متری کشته شده

29:29.350 --> 29:32.560
‫- تو اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- گفتم نیروی کمکی به کارت میاد

29:32.560 --> 29:35.060
‫مطمئنم چی دیدم.
‫اون سوءقصد بود

29:35.980 --> 29:37.480
‫چی‌کار داره می‌کنه؟

29:37.480 --> 29:40.690
‫احتمالاً یا داره پوکمون جمع می‌کنه
‫یا یه کار احمقانه‌ی دیگه

29:41.280 --> 29:43.320
‫اگه می‌خوای کمک کنی
‫حواس‌مون بهش باشه خوبـه

29:43.320 --> 29:46.700
‫اما اگه قصد کمک دیگه‌ای رو داری،
‫می‌تونی بری درت رو بذاری، چیزیم نیست

29:46.700 --> 29:47.780
‫اگه تو میگی که باشه

29:47.780 --> 29:50.460
‫مطمئن باش اگه یه مرگیم باشه،
‫بارزترین نشونه‌ش اینـه که

29:50.460 --> 29:52.830
‫به بقیه نمیگم برن درشون رو بذارن

29:52.830 --> 29:55.330
‫ببین، مطمئنم ریور قصدی از اون حرفش نداشته

29:55.330 --> 29:57.130
‫یا خدا

29:58.000 --> 29:59.800
‫هو اومده سر قرار...

30:00.420 --> 30:01.420
‫با اون

30:04.300 --> 30:06.220
‫شرط می‌بندم دختره فاحشه‌ست

30:07.220 --> 30:09.010
‫یکم دور از انصافـه

30:09.600 --> 30:11.500
‫اما احتمالاً همینیـه که میگی

30:19.980 --> 30:24.530
‫«دلم برای تنها آدم عاقل اداره تنگ میشه.
‫زود برگرد»

30:24.530 --> 30:26.700
‫خیلی بانمکی

30:27.740 --> 30:29.240
‫خب درست میگم

30:29.240 --> 30:31.540
‫البته یکم عاقلی اما خب دلم هم برات تنگ میشه

30:31.540 --> 30:32.620
‫بعید بدونم عاقل باشم

30:35.210 --> 30:37.370
‫چرا، هستی.
‫فقط باید یکم استراحت کنی، همین

30:37.960 --> 30:39.380
‫تو هم همین‌طور

30:39.380 --> 30:42.460
‫حرفی که به شرلی زدی اصلاً درست نبود

30:42.460 --> 30:44.050
‫می‌دونم، می‌دونم

30:44.050 --> 30:46.050
‫هر وقت آروم شد ازش معذرت‌خواهی می‌کنم

30:46.050 --> 30:50.300
‫فقط الان اصلاً حال و حوصله‌ی
‫این چرندیات رو ندارم و...

30:51.810 --> 30:54.680
‫وقتی می‌بینمش، یاد بدبختی‌هامون میفتم

30:54.680 --> 30:55.680
‫آره

30:58.440 --> 31:00.270
‫واسه همین دارم میرم پی کارم

31:02.570 --> 31:03.780
‫میری پی کارت؟

31:05.140 --> 31:06.740
‫پی کار کجات؟

31:06.740 --> 31:09.990
‫کلاً از خانه لجن‌زار، از اطلاعات

31:09.990 --> 31:11.950
‫برنمی‌گردم

31:12.580 --> 31:14.040
‫منظورت چیه؟

31:14.040 --> 31:15.410
‫چرا، برمی‌گردی

31:15.410 --> 31:17.940
‫- نه، برنمی‌گردم
‫- چرا، برمی‌گردی. فقط میری یه مرخصی شش ماهه

31:17.940 --> 31:18.870
‫- من...
‫- چی؟

31:18.870 --> 31:21.790
‫دیگه نمی‌تونم با اتفاقاتی که
افتاده کنار بیام

31:21.790 --> 31:23.300
‫- نه، نه، نه
‫- از دست دادنِ مین،

31:23.300 --> 31:27.010
‫این که بابات می‌خواست تو رو بکشه و
‫واکنش تو این بود که

31:27.010 --> 31:30.260
‫تلاش کنی تبدیل بشی به یه‌جور اَبَرسرباز

31:30.260 --> 31:31.760
‫- اشتباه می‌کنی
‫- نه، نمی‌کنم

31:31.760 --> 31:33.040
‫- چرا
‫- بابات که بهت حمله کرد

31:33.040 --> 31:35.770
‫مردونگیت تیکه و پاره شد

31:35.770 --> 31:38.350
‫منظورت چیه؟ من دستش رو خوندم.
‫برنده شدم

31:38.940 --> 31:40.900
‫به حرفای خودت گوش کن

31:40.900 --> 31:42.940
مگه بازیـه؟

31:42.940 --> 31:44.480
‫تو داغون شدی

31:44.480 --> 31:47.900
‫داری جلوی احساساتی که
‫باید داشته باشی رو می‌گیری

31:49.320 --> 31:50.530
‫و من...

31:51.570 --> 31:53.796
‫من فقط می‌خوام...

31:53.820 --> 31:55.766
دوباره احساس داشته باشم

31:55.790 --> 31:57.000
‫منظوم رو می‌گیری؟

32:07.510 --> 32:08.800
‫این دیگه چه گهی بود خوردی؟

32:10.520 --> 32:12.380
‫احساساته دیگه

32:13.680 --> 32:17.220
‫یعنی فکر کردی می‌خواستم بوست کنم؟

32:17.220 --> 32:19.180
‫فکر کردم می‌خواستی احساسات داشته باشم

32:19.940 --> 32:21.230
‫نه، نه، نه

32:21.230 --> 32:24.610
‫داشتم بهت می‌گفتم که نمی‌تونم
‫با این فقدان کنار بیام

32:24.610 --> 32:25.940
‫آره. فقدان من

32:25.940 --> 32:27.780
‫- درمورد از دست من حرف می‌زنی
‫- ای خدا

32:27.780 --> 32:29.740
‫چطوری این ماجرا رو به خودت ربط دادی؟

32:29.740 --> 32:31.780
‫- نه، نه، نه، من به خودم ربط ندارم
‫- خدایا

32:31.780 --> 32:33.320
‫تو داری به من ربطش میدی

32:33.320 --> 32:35.450
‫- شما مردها چه مرگ‌تونـه؟
‫- نه، نه، نه

32:35.450 --> 32:37.950
‫وقتی یه زن سفره‌ی دلش رو باز می‌کنه

32:37.950 --> 32:41.210
‫اولین چیزی که به ذهن‌تون می‌رسه
‫اینه که بکنیدش؟

32:41.210 --> 32:43.210
‫صبر کن، نه، نه، نه.
‫نه، من همچین فکری نکردم

32:43.210 --> 32:45.580
‫- این نامردیـه... نه، نه، نه
‫- من که همچین احساسی کردم

32:45.580 --> 32:48.010
‫اصلاً من باید از دستت عصبانی باشم

32:48.010 --> 32:50.970
‫می‌خواستی چیکار کنی؟ همین‌طوری
‫بذاری بری و هیچوقت بهم نگی؟

32:52.180 --> 32:53.960
‫داش، همین الان دارم بهت میگم

32:54.720 --> 32:56.890
‫دلیل این که به تو و بقیه نگفتم هم
این بود که

32:56.890 --> 32:58.560
‫با استعفا دادن جلوی لمب

32:58.560 --> 33:01.480
چهره‌ی خندونش رو نبینم

33:01.480 --> 33:03.020
‫من...

33:03.020 --> 33:04.980
‫تو... تو...

33:07.270 --> 33:09.820
‫اگه چیزی به ذهنت نمی‌رسه،
‫بهتره گوشیت رو جواب بدی

33:13.200 --> 33:14.360
‫ای خدا

33:15.620 --> 33:18.290
‫- کاترین
‫- شرلی رادی رو تا یه کلوب شبانه تعقیب کرده،

33:18.290 --> 33:20.200
‫همونی که زیرِ روگذره

33:20.200 --> 33:23.870
‫من نمی‌تونم برم داخل. بیرون وایمیسم.
‫الکل هم هست

33:23.870 --> 33:26.290
‫حالا این موانع به کنار،
‫اصلاً چرا می‌خوای بری تو؟

33:26.290 --> 33:28.750
‫چون شرلی مأمور عملیاتیـه

33:28.750 --> 33:29.920
‫اون هم تنها

33:29.920 --> 33:32.930
‫کاترین، شرلی اضطراب پس از سانحه داره، خب؟

33:32.930 --> 33:36.820
‫- اون... اون کارهاش منطقی نیست
‫- نه، هنوز معلوم نشده

33:36.820 --> 33:39.000
‫رادی هم با یه زنه‌ایـه

33:39.430 --> 33:42.600
‫- چی؟
‫- ببین، شرلی نیروی کمکی لازم داره

33:42.600 --> 33:44.600
‫بعید بدونم شرلی الان بخواد من رو ببینه

33:44.600 --> 33:45.690
‫باشه

33:45.690 --> 33:48.940
‫اگه کسی بخواد دست به قتل بزنه و

33:48.940 --> 33:53.450
‫دوباره دیوارها پر از خون بشه، تقصیر خودتـه

33:53.450 --> 33:55.490
‫امیدوارم شب‌ بتونی راحت بخوابی

33:55.490 --> 33:57.120
‫باشه. خیلی خب، خیلی خب

33:57.120 --> 33:59.030
‫- خودم رو می‌رسونم
‫- ممنون

34:02.450 --> 34:07.040
‫خب. رادی با یه زنه تو کلوب شبانه قرار داره

34:09.210 --> 34:10.460
‫من هم باید...

34:12.210 --> 34:15.260
‫خیلی خب. میشه هفته‌ی بعد
‫دوباره این کار رو بکنیم؟

34:16.180 --> 34:19.800
‫بیایم همین‌جا و من هم این‌قدر عجیب نباشم

34:22.276 --> 34:26.656
‫نه... من باید کنار آدم‌های عادی باشم و
‫زندگی عادی داشته باشم

34:28.480 --> 34:30.320
‫پس باید یکم فضا بهت بدم

34:32.650 --> 34:34.900
‫باشه... چند هفته دیگه بهت زنگ می‌زنم

34:36.950 --> 34:38.820
‫نه. به نظرم باید این‌طور باشه که...

34:38.820 --> 34:41.330
‫تو بهم زنگ نزنی و خودم بهت زنگ بزنم

34:45.830 --> 34:47.580
‫باشه، پس...

34:49.210 --> 34:50.840
‫پس هر وقت شد می‌بینمت

34:56.630 --> 34:57.890
‫گندش بزنن

35:26.330 --> 35:30.170
‫« پیرزن دائم‌الخمر: رادی با یه زنه‌ایـه، شرلی و
‫ریور حواس‌شون بهش هست، یه سر میرم خونه »

35:30.920 --> 35:31.920
‫لعنتی

36:17.550 --> 36:18.840
خب؟

36:20.010 --> 36:21.720
‫تو اینجا چیکار می‌‌کنی؟

36:21.720 --> 36:22.890
‫کاترین فرستادم

36:26.770 --> 36:29.730
‫- راستی بابت اون‌موقع معذرت می‌خوام
‫- فراموشش کن

36:30.940 --> 36:32.900
‫پس مهمونی لوئیزا چی شد؟

36:34.770 --> 36:36.070
‫دیگه برنمی‌گرده

36:36.070 --> 36:37.360
‫نباید هم برگرده

36:37.360 --> 36:39.740
‫آخه کیه که از خانه لجن‌زار بره و
‫بگه «دلم تنگ شدها»؟

36:40.820 --> 36:43.030
‫پس یعنی همه این رو فهمیدن، آره؟

36:43.030 --> 36:44.530
‫تقریباً

36:44.530 --> 36:47.040
‫اگه می‌خوای بدونی شبت از
این بدتر میشه یا نه

36:47.040 --> 36:48.450
‫یه نگاه به پایین بنداز تا

36:48.460 --> 36:51.040
‫رقصیدن زنی که خیلی سطحش
ازت بالاتره رو ببینی

37:15.810 --> 37:17.020
‫چی؟

37:19.280 --> 37:20.280
‫درست می‌بینم؟

37:23.740 --> 37:25.660
‫نه، یکی نوشیدنیم رو مسموم کرده، مگه نه؟

37:31.370 --> 37:34.120
‫شاید فقط به‌خاطر سکس باهاشـه

37:34.120 --> 37:35.580
‫چی؟

37:35.580 --> 37:37.290
‫آخه هو خیلی هیکلیـه

37:37.290 --> 37:39.920
‫اگه این‌قدر بی‌شعور نبود
‫خوب تیکه‌ای می‌شد

37:41.470 --> 37:44.550
‫- یعنی تو میگی رادی جذابـه؟
‫- معلومـه که نه

37:45.050 --> 37:48.310
‫حاضرم با لمب بخوابم تا با اون،
‫ اما توی یه کلوب

37:48.310 --> 37:51.500
‫منطقیـه که یه نفر اون رو به
‫چشم یه اسباب‌بازی جنسی ببینه

37:52.430 --> 37:55.020
‫نکنه از وقتی اومدم اینجا،
‫چشم دخترها رو گرفته باشم

37:55.730 --> 37:58.940
‫والا بعید بدونم.
قیافه‌ت عین بی‌جنس‌گراهاست

38:27.340 --> 38:28.890
‫چی شد؟

38:32.430 --> 38:33.430
‫گندش بزنن

38:35.350 --> 38:38.270
‫شرلی! میشه بگی چه گهی داری می‌خوری؟

38:39.150 --> 38:40.570
‫- شر...
‫- شما دو نفر، برید بیرون!

38:42.150 --> 38:43.240
‫به من دست نزن!

38:44.530 --> 38:45.740
‫کله‌کیری

39:05.380 --> 39:07.260
‫- نه، نه. اون رو بده من
‫- چه غلطی می‌کنی؟

39:07.260 --> 39:09.180
‫چی‌کار داری می‌کنی؟
‫اون دیگه چه کاری بود؟

39:09.180 --> 39:10.260
‫فکر کردم چاقو دستشـه

39:10.260 --> 39:11.680
‫چاقو؟ بطری دستش بود!

39:11.680 --> 39:14.980
‫باشه،‌ گند زدم! تو که باید بتونی
‫باهام هم‌دردی کنی

39:14.980 --> 39:16.940
‫رو سکوی رقص پریدی رو کله‌ی طرف

39:16.940 --> 39:19.400
‫اون‌وقت الان می‌خوای مواد بزنی؟

39:19.400 --> 39:22.230
‫- فقط خواستم نگاهش کنم
‫- نه، گم‌شو. یه نگاه به خودت بنداز!

39:22.230 --> 39:24.360
‫یه نگاه به خودت بنداز!
‫خیلی داغونی

39:32.080 --> 39:33.660
‫خیلی خب. هر وقت حالم خراب میشه و

39:34.450 --> 39:37.710
‫از خودم و زندگیم متنفر میشم و

39:38.290 --> 39:40.420
...تحمل دیدن خودم رو ندارم

39:40.420 --> 39:43.210
‫درش میارم و فقط بهش نگاه می‌کنم

39:43.210 --> 39:46.670
‫و با خودم میگم، «اگه مارکوس اینجا بود
‫چی بهم می‌گفت؟»

39:47.970 --> 39:50.080
‫ولی اینجا نیست، مگه نه؟

39:50.080 --> 39:52.880
‫چون برادر نانتیت کله‌ش رو داغون کرد

39:54.720 --> 39:58.390
‫واسه همین دوباره می‌ذارمش تو جیبم چون
‫این چیزیـه که مارکوس بهم می‌گفت

40:00.310 --> 40:02.980
‫و این‌طوری وانمود می‌کنم که
هنوز زنده‌ست،‌ خب؟

40:07.650 --> 40:08.860
‫باشه

40:12.370 --> 40:14.040
‫پشمام. راحت بود

40:15.950 --> 40:18.410
‫واقعاً فکر کردی باهوشی، آره؟
‫یه نگاه به خودت بنداز

40:18.410 --> 40:20.210
‫به خودت نگاه کن.
‫واقعاً کمک لازم داری

40:20.210 --> 40:21.920
‫تویی که باید به مغزت استراحت بدی

40:21.920 --> 40:24.090
‫وای خدا. چه حرفای قشنگی می‌زنی.
‫سیکتیر!

40:24.090 --> 40:25.590
‫باشه. کون لقت!

40:26.380 --> 40:28.590
‫این‌قدر بکش تا کور شی.
‫ببین به تخمم هست یا نه!

40:28.590 --> 40:31.470
‫شما هم با آهنگ‌های تخمی‌تون توی
‫کلوب تخمی‌تون حال کنید!

41:42.000 --> 41:43.750
‫هی! چی‌کار می‌کنی؟

42:06.610 --> 42:08.400
‫پس...

42:08.400 --> 42:11.400
‫امشب همون شبیـه که...

42:11.425 --> 42:15.435
‫دو تا آدم یکی میشن؟

42:17.530 --> 42:19.910
‫- می‌دونی خیلی دلم می‌خواد، آره؟
‫- آره

42:19.910 --> 42:22.116
‫اما باید صبح زود بیدار شم و

42:22.141 --> 42:25.029
‫می‌خوام خاص باشه، نه عجله‌ای

42:25.876 --> 42:26.916
‫خاص هم میشه

42:28.003 --> 42:30.032
‫وقتی با من عشق‌بازی کنی...

42:30.057 --> 42:32.536
‫انگار زمان داره رو به عقب میره

42:33.090 --> 42:35.130
‫خیلی دوست دارم که حاضری صبر کنی

42:35.630 --> 42:36.930
‫خیلی حس قدرتمندیـه

42:47.270 --> 42:48.310
‫خدافظ

42:49.310 --> 42:51.020
‫خیابون پریوری، پلاک ۳۴

42:52.030 --> 42:53.400
‫با احتیاط هم رانندگی کن، خب؟

42:54.650 --> 42:56.530
‫محموله‌ی با ارزشی داری

43:33.690 --> 43:38.030
‫« تنهایی داره میره سمت خونه‌ش »

43:50.238 --> 43:53.051
‫« به یاد جان آشر، دوست و
‫همکاری بسیار دوست‌داشتنی »

43:53.075 --> 44:13.075
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
