WEBVTT

00:05.530 --> 00:16.530
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:16.554 --> 00:23.554
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:55.240 --> 00:56.950
‫می‌تونی وایسی؟

01:00.950 --> 01:02.290
‫لطفاً بلند شو.

01:07.130 --> 01:08.880
‫آروم بلند شو، دستات رو هم بگیر بالا

01:08.880 --> 01:10.750
‫تا ببریمت پیش امدادگرها.

01:12.670 --> 01:13.880
‫ممنون اما.

01:36.070 --> 01:38.620
‫چه خبر شده؟
‫تو و همراه‌هات رو گم کردیم.

01:40.240 --> 01:44.700
‫- الو؟
‫- بهمون حمله شد. چهارتا از بازرس‌ها مُردن.

01:45.330 --> 01:47.580
‫گروه مهاجم چندنفره بود؟

01:47.580 --> 01:49.040
‫یه نفره.

01:49.040 --> 01:51.960
‫یه نفره؟
‫یه نفر، چهارتا بازرس رو کشته؟

01:51.960 --> 01:53.170
‫بله خانم.

01:53.840 --> 01:54.920
‫طرف کی بود؟

01:55.800 --> 01:57.010
‫نمی‌دونم.

01:59.470 --> 02:01.300
‫تو همون عکسی بود که برای گیتی فرستادم.

02:01.300 --> 02:02.810
‫آره،‌ دیدمش.

02:03.850 --> 02:06.230
‫- خانم، اون عکس رو واسه این فرستادم که...
‫- کدوم‌شون بود؟

02:08.980 --> 02:10.310
‫کدوم‌شون بود؟

02:10.310 --> 02:11.520
‫جَوونه.

02:12.020 --> 02:13.320
‫عکسه رو از کجا گرفتی؟

02:14.940 --> 02:17.570
‫از کارت‌رایت.
‫توی فرانسه پیداش کرده بود.

02:18.660 --> 02:19.860
‫گوشی رو بده بهش.

02:21.280 --> 02:23.540
‫امکانش نیست خانم.
‫اون رو بردن.

02:27.410 --> 02:29.750
‫یه امدادگر پیدا کن.
‫بذار معالجه‌ت کنـه.

02:32.420 --> 02:34.500
‫یکی از بی‌بدن‌های توی عکسه بوده.

02:34.500 --> 02:35.710
‫کارت‌رایت رو برده.

02:35.710 --> 02:37.460
‫یعنی فقط اومدن کارت‌رایت رو بدزدن؟

02:37.470 --> 02:39.680
‫- نه، نمیشه همچین نتیجه‌ای بگیریم.
‫- نظر دیگه‌ای داری؟

02:39.680 --> 02:42.800
‫بیخیال. طرف چهارتا از افرادمون رو کشته و
‫کارت‌رایت رو با خودش برده.

02:42.800 --> 02:44.100
‫چه نتیجه‌ی دیگه‌ای میشه گرفت؟

02:44.100 --> 02:46.180
‫دوربین‌های مداربسته‌ی بیشتری رو بگردین.

02:46.180 --> 02:47.680
‫می‌خوام بدونم کجا رفتن و

02:47.680 --> 02:51.480
‫و می‌خوام مظنون رو بکشین و
‫کارت‌رایت رو هم بندازین اتاق بازجویی.

02:51.480 --> 02:53.440
‫این حرف رو نادیده بگیرید.
‫ببخشید اما...

02:54.110 --> 02:56.690
‫به کارت‌رایت هم به قصد کشت شلیک کنید.

02:57.990 --> 02:59.900
‫- این دستوریـه که من باید بدم و...
‫- ببخشید.

02:59.900 --> 03:01.700
‫مسئولیت اجرایی به عهده‌ی منـه.

03:01.700 --> 03:04.910
‫به ریور کارت‌رایت هم به قصد کشت شلیک کنید.

03:06.540 --> 03:08.790
‫هی. همه برگردن سر کارشون.
‫ممنون.

03:09.330 --> 03:10.410
‫ای خدا.

03:10.420 --> 03:12.040
‫چه غلطی داری می‌کنی؟

03:12.040 --> 03:13.830
‫گوش کن،
معلوم شده که تک‌تک این بی‌بدن‌ها

03:13.840 --> 03:15.670
‫قاتل روانی‌ان.

03:15.670 --> 03:17.920
‫دیگه نمیشه ریسک کرد.
‫می‌دونیم چه کارهایی ازشون سر می‌زنـه.

03:17.920 --> 03:20.550
‫- چهار نفر رو از دست دادیم!
‫- می‌خوای یکی دیگه رو هم بکشی؟

03:20.550 --> 03:23.040
‫ما که نمی‌دونیم ‫اون دیگه
.واسه‌ی ما کار می‌کنـه که

03:23.760 --> 03:25.600
‫این کار اشتباهـه، کلود.

03:25.600 --> 03:29.300
‫خب، اگه من اشتباه کنم، یه نفر می‌میره،
‫اگه تو اشتباه کنی

03:29.300 --> 03:31.520
‫فقط خدا می‌دونـه چندتا جنازه‌ی دیگه
‫ رو دست‌مون می‌افته.

03:31.520 --> 03:35.020
‫پس تصمیم این کار به عهده‌‌ی منـه.

04:06.720 --> 04:07.720
‫بیا بیرون.

05:16.540 --> 05:17.540
‫سلام بابا.

05:19.840 --> 05:21.300
‫سلام پسرم.

06:08.310 --> 06:10.390
‫ « اسب‌های کودن »
‫ " فصل چهارم - قسمت ششم (آخر) "

06:11.390 --> 06:12.390
‫خب...

06:15.810 --> 06:17.440
‫کی فهمیدی؟

06:21.020 --> 06:23.150
‫یه نقاشی روی دیوار له زغبغ دیدم.

06:25.650 --> 06:27.900
‫و دقیقاً عین عکس‌هایی بود که

06:27.900 --> 06:33.200
‫مامانم برای تولد هفت و هشت و نه‌سالگیم
‫برام فرستاده بود.

06:34.870 --> 06:36.380
‫بعدش دیگه چیزی نفرستادن.

06:39.250 --> 06:41.580
‫برای همین با خودم گفتم
‫حتماً اونجا بوده.

06:42.460 --> 06:43.960
‫اما دلیلش رو نمی‌فهمیدم.

06:44.630 --> 06:46.760
‫خب، به‌خاطر من اونجا بود.

06:47.420 --> 06:48.680
‫آهان. آره.

06:56.810 --> 06:58.260
‫عاشق همدیگه بودین؟

07:00.350 --> 07:01.440
‫اون بود.

07:02.440 --> 07:03.440
‫آهان.

07:05.320 --> 07:06.230
‫یعنی چی؟

07:06.230 --> 07:10.110
‫ازش واسه به دنیا آوردنِ
‫ ارتش خصوصی خودت استفاده کردی؟

07:10.110 --> 07:14.370
‫واسه‌ی جور کردن پول و
‫امکانات ازش استفاده کردم.

07:14.370 --> 07:15.450
‫یعنی چی؟

07:17.620 --> 07:19.660
‫شاید بهتر باشه این رو از پدربزرگ بپرسی.

07:20.250 --> 07:21.790
‫چی از جونم می‌خوای؟

07:21.790 --> 07:25.000
‫انتظار داری اینجا چی‌کار کنم؟

07:25.000 --> 07:27.760
‫خب، به‌نظرم وقتش رسیده بود که
‫ یه سری بهت بزنم.

07:27.760 --> 07:28.760
‫آهان.

07:29.510 --> 07:33.840
‫می‌خوام بدونی از زندگی‌ای که داری
‫راضی هستی یا نه؟

07:33.850 --> 07:37.100
‫زندگی؟
‫همونی که می‌خواستی توی فرانسه تمومش کنی؟

07:37.100 --> 07:38.850
‫بیخیال بابا.
‫به خودت نگیر.

07:38.850 --> 07:40.770
‫داشتم شواهد رو از بین می‌بردم.

07:41.390 --> 07:42.900
‫مزاحمم شدی.

07:42.900 --> 07:46.060
‫اگه اون ویکتور حرومزاده بهم تیر نزده بود

07:46.070 --> 07:49.230
‫اون موقع این بحث‌ها رو کرده بودیم.

07:49.240 --> 07:50.610
.من حرفی با تو ندارم

07:50.610 --> 07:52.450
‫هیچ کاری باهات ندارم.

07:53.620 --> 07:57.370
‫- می‌خوام پشت میله‌های زندان باشی.
‫- خب اول باید دستگیرم کنی.

07:57.950 --> 07:59.660
‫کارت هم که به اندازه‌ی من خوب نیست.

08:00.290 --> 08:01.790
‫البته تواناییش رو داری.

08:04.500 --> 08:06.540
‫می‌خوام یه پیشنهاد کاری بهت بدم.

08:08.760 --> 08:10.760
‫- پیشنهاد کاری؟
‫- آره.

08:13.470 --> 08:14.760
‫خب، من شاغلم...

08:16.510 --> 08:18.770
‫- تو هم یه دیوونه‌ای.
‫- تو گیر افتادی.

08:21.430 --> 08:23.390
‫ازت قدردانی نمیشـه.

08:24.100 --> 08:26.860
‫- جدی؟
‫- آره اما می‌تونم پتانسیلت رو ببینم.

08:26.860 --> 08:29.360
‫توی سنت پنکراس کارت خیلی خوب بود.

08:33.820 --> 08:35.320
‫تو هم اونجا بودی، آره؟

08:35.320 --> 08:36.410
‫آره.

08:36.990 --> 08:39.330
‫امیدوار بودم زودتر از این
‫همدیگه رو ببینیم.

08:40.870 --> 08:43.210
‫از دست سه تا مامور فرار کردی.

08:43.210 --> 08:45.120
‫فِرز و سریعی

08:45.120 --> 08:49.090
‫اما باید یاد بگیری که خلاف‌انتظار فکر کنی.

08:50.090 --> 08:56.430
‫وقتی سوژه تویی، حمله کن.
‫وقتی دنبالتن،‌ سر جات وایسا.

08:58.010 --> 09:01.520
‫اگه کسی خواست بهت دست دوستی بده،
‫مشتت رو نشونش بده.

09:08.860 --> 09:11.020
‫حس می‌کنم توی سخنرانی‌های انگیزشی تِدم.

09:12.650 --> 09:15.360
‫انرژی‌های منفی زیادی دورت هست.

09:17.450 --> 09:20.030
‫مادرت درمورد من چی بهت گفته بود؟

09:20.030 --> 09:22.080
‫که وقتی حامله بوده، ترکش کردی.

09:23.830 --> 09:26.120
‫و این که...
‫تو یه تصادف مُردی.

09:26.120 --> 09:30.090
‫خب، حالا سُر و مُر و گنده، اینجام.
‫شرمنده که بهت دروغ گفته.

09:30.090 --> 09:32.760
‫- می‌بخشمش.
‫- جدی؟

09:34.380 --> 09:35.430
‫خیلی‌خب.

09:35.930 --> 09:41.350
واقعاً هم ناراحت شدم که گذاشته پدربزرگت
‫الگوی مردونه‌ت باشـه.

09:41.350 --> 09:44.730
‫ای خدا، برای اون پیر خرفت،
‫عین حیوون‌خونگیش بودی.

09:46.940 --> 09:51.520
‫ببین، این رو جدی میگم و واقعاً امیدوارم
‫با شنیدنش جا نخوری

09:51.520 --> 09:55.690
‫اما هیچ پشیمونی‌ای ندارم که
‫ از بچگی سرباز به دنیا نیومدم.

09:55.700 --> 09:58.820
‫اینطوری میشه مطمئن شد که وفادار می‌مونن.

09:58.820 --> 10:01.780
‫اگه از بچگی آموزش‌شون بدی،
‫یه تیم تقریباً شکست‌ناپذیر داری.

10:01.780 --> 10:06.710
‫آره بابا، تا این که یکی‌شون می‌زنـه به
‫سرش و یه مرکز خرید رو منفجر می‌کنـه.

10:08.040 --> 10:10.290
‫- آره.
‫- آره.

10:10.290 --> 10:12.290
‫ایو علیه وست اعلان جنگ نکرده بود.

10:12.300 --> 10:13.710
‫نه، علیه تو کرده بود.

10:18.640 --> 10:20.470
‫آره، اگه ایو نمرده بود

10:20.470 --> 10:24.640
‫خودم به‌خاطر این بگایی‌های گنده‌ش
‫می‌کشتمش.

10:24.640 --> 10:27.730
‫از وقتی که ایو سینه‌خیز می‌رفته
‫بهش یاد دادی که یه آدم‌کش باشه.

10:28.580 --> 10:30.770
‫فکر نمی‌کردی این کارها
دیوونه‌ش می‌کنـه؟

10:30.770 --> 10:33.110
‫بعضیا نمی‌تونن این فشار رو تحمل کنن.

10:37.570 --> 10:39.030
‫به‌نظرم تو می‌تونستی.

10:40.370 --> 10:44.540
‫البته مشکلی که داری،
‫عدم تمرکزتـه.

10:45.580 --> 10:48.870
‫بیخیال، می‌خوام یکم باهات وقت بگذرونم

10:48.870 --> 10:52.000
‫اون‌وقت تو گوشیت رو بردی زیر میز و
‫باهاش بازی می‌کنی؟

10:52.630 --> 10:53.960
‫بیخیال، بده‌ش ببینم.

11:04.720 --> 11:05.850
‫به کی زنگ زدی؟

11:09.310 --> 11:10.780
‫موسسه‌ی حمایت از کودکان.

11:13.940 --> 11:15.340
‫قشنگ بود.

11:15.730 --> 11:16.730
‫خب...

11:18.990 --> 11:23.320
‫امیدوارم به کسایی که ممکنـه بیان
.وابستگی احساسی نداشته باشی

11:32.040 --> 11:34.750
‫چندتا پله‌ی دیگه هم هست.

11:36.250 --> 11:38.050
‫آفرین. خوبـه.

11:38.880 --> 11:41.780
‫- میرم یه لیوان چایی برات درست کنم.
‫- نه، کتری تازه جوش اومده.

11:41.780 --> 11:44.470
‫- خودم درست می‌کنم.
‫- نه، چیزی نیست...

11:44.470 --> 11:45.930
‫دیوید.

11:45.930 --> 11:47.010
‫دیوید؟

11:47.020 --> 11:48.930
‫- تو کی هستی؟
‫- مویرا ترگورین.

11:48.930 --> 11:52.640
‫با همدیگه توی پارک کار می‌کردیم
‫اما اون موقع خیلی جوون بودم.

11:52.650 --> 11:54.310
‫برات چایی میارم.

11:54.310 --> 11:57.480
‫تو هم برو توی دفترش استراحت کن.

11:57.480 --> 11:59.030
‫من دیگه اینجا کار نمی‌کنم.

11:59.030 --> 12:01.860
‫منم فقط تا چندروز دیگه اینجام.
‫برمی‌گردم همونجایی که باید باشم.

12:01.860 --> 12:02.950
‫آقای لمب کجان؟

12:02.950 --> 12:05.240
‫رفته دنبال چپمن بگرده.
‫یه سری بهش بزنـه.

12:05.240 --> 12:07.740
‫خب، سم می‌خواد بدونـه که
‫دیوید جاش امنـه.

12:07.740 --> 12:09.540
‫سم نگرانی‌های بزرگ‌تری داره.

12:09.540 --> 12:10.660
‫اون کارچاق‌کنش بوده.

12:10.660 --> 12:12.540
‫- می‌دونم.
‫- کاترین، تو...

12:13.880 --> 12:16.750
‫سلام. تو بهم زنگ زده بودی؟

12:16.750 --> 12:18.300
‫گفتم که موبایلم دست ریوره.

12:18.300 --> 12:19.840
‫- ریور کجاس؟
‫- لعنتی.

12:19.840 --> 12:21.590
‫- دوباره بهش زنگ بزن.
‫- پسرم کجاس؟

12:24.180 --> 12:26.140
‫- دوباره خاموشش کرده.
‫- چی...

12:26.140 --> 12:28.260
‫خیلی‌خب، به هو می‌گیرم ردش رو بزنـه.

12:28.260 --> 12:30.350
‫آره. دیوید...

12:31.310 --> 12:32.390
‫از این طرف.

12:41.690 --> 12:43.860
‫این رو نگاه کن. بقیه رو هم خبر کن،
‫باید ببینن.

12:43.860 --> 12:46.660
‫- گوشی کاترین رو ردیابی کن.
‫- طبقه‌ی بالاس.

12:46.660 --> 12:49.160
‫بچه‌ها، یه نمایش زنده اینجا داریم!

12:49.160 --> 12:51.830
‫گوشی کاترین دست ریوره.
‫همین حالا زنگ زد و بعد خاموشش کرد.

12:51.830 --> 12:53.960
‫ببین، می‌تونم جای موقعی که
‫ زنگ زده رو پیدا کنم

12:53.960 --> 12:55.710
‫- اما یکم طول می‌کشـه.
‫- چی؟

12:57.130 --> 12:59.630
‫عشق روانی‌مون به گروه ریور حمله کرده.

12:59.630 --> 13:01.090
‫یعنی چی؟

13:03.380 --> 13:05.120
‫دوتا از بازرس‌ها رو همینطوری کشت.

13:05.120 --> 13:08.300
‫آره، بعدش ریور رو می‌کشه بیرون

13:09.560 --> 13:12.480
‫که یعنی پارک الان
‫دستور شلیک بهش رو داده.

13:13.480 --> 13:15.940
‫یا خدا.
‫اینجا کجاست؟

13:15.940 --> 13:17.270
‫خیابون گرشام.

13:17.270 --> 13:18.770
‫می‌دونم کجا بردتش.

13:20.480 --> 13:22.990
‫- تو کجا میری؟
‫- زودی برمی‌گردم.

13:24.240 --> 13:25.780
‫شاید بخواد بیاد سراغ ما.

13:25.780 --> 13:28.410
‫- واسه همین دارم میرم.
‫- که فرار کنی؟

13:28.410 --> 13:30.740
‫راستی، دوباره موجود شدم.

13:30.740 --> 13:32.370
‫- چی؟
‫- برای سکس.

13:32.950 --> 13:35.040
‫معلوم شد کیم وجود خارجی نداره.

13:37.790 --> 13:40.670
‫یعنی چیزی هست که از گفتنش خجالت هم بکشی؟

13:49.100 --> 13:51.100
‫زود برگشتی.
‫بازم جنس برام آوردی؟

13:56.480 --> 13:57.600
‫باید بهم پسش بدی.

13:59.230 --> 14:00.730
‫همش همینجاس، سه‌هزار تا.

14:01.360 --> 14:03.650
‫نه،‌ نه.
‫من سه‌هزارتا خریدمش،

14:03.650 --> 14:05.690
‫- پنج‌هزارتا می‌فروشمش.
‫- خب من پنج‌هزارتا ندارم.

14:05.700 --> 14:08.110
‫- فقط سه‌هزارتا دارم.
‫- خب، اینجا تخفیف نداریم.

14:08.110 --> 14:10.070
‫ببین، می‌تونم فردا برش گردونم.

14:10.070 --> 14:13.240
‫- مگه اینجا کتاب‌خونه‌س؟
‫- فقط یکم معامله‌مون می‌افته عقب.

14:13.240 --> 14:16.620
‫- معامله دیگه انجام شده.
‫- خب کنسلش کن. این عوضی‌بازیا چیـه؟

14:17.330 --> 14:21.250
‫من به یه اصول کاری خیلی ساده پایبندم.

14:21.250 --> 14:23.880
‫جنس‌ها رو با قیمت بیشتر از
‫قیمت خریدشون می‌فروشم.

14:25.550 --> 14:27.960
‫مطمئنم قبلاً با همچین وضعیتی روبرو شدی.

14:28.380 --> 14:30.090
‫یه روش معمولی توی کسب و کاره.

14:33.430 --> 14:36.020
‫حالا دوهزارتای دیگه رو
‫ از کدوم گوری پیدا کنم؟

14:36.890 --> 14:39.020
‫یه دلال شرط بندی همین حوالی هست.

14:40.520 --> 14:42.590
‫حالا هم گمشو.

15:06.050 --> 15:07.050
‫هی.

15:09.680 --> 15:11.640
‫تو همونی که بیرون خونه‌ی
‫ کاترین استن‌دیش بود.

15:11.640 --> 15:13.220
‫آره، شرمنده.

15:14.470 --> 15:17.020
‫- چرا پارک دستور داده که...
‫- تو توی سازمانی؟

15:17.020 --> 15:19.230
‫- توی خانه‌ لجن‌زار.
‫- ای عوضیا.

15:19.230 --> 15:22.400
‫خیلی‌خب، چرا پارک دستور کشتن ریور رو داده؟

15:22.400 --> 15:24.150
‫- تصمیمش به عهده‌ی من نبوده.
‫- خب کاری کرده که

15:24.150 --> 15:26.610
‫- نشون بده خطرناکـه؟
‫- نه، بیشتر نگران این بود که

15:26.610 --> 15:28.690
‫- خطری پدربزرگش رو تهدید کنـه.
‫- پس لغوش کن.

15:28.700 --> 15:30.860
‫- مگه رئیس بازرس‌ها نیستی؟
‫- به تورنر گفتم.

15:30.860 --> 15:32.450
‫ویلن دستورش رو رد کرده.

15:32.450 --> 15:34.370
‫یعنی چی؟
‫الو؟

15:34.370 --> 15:37.160
‫کارت‌رایت نزدیک میدون گرنری
‫پشت سنت پنکراس بوده

15:37.160 --> 15:39.660
‫- عالیـه، ممنون.
‫- بازرس‌ها هم راه افتادن دارن میرن اونجا.

15:39.660 --> 15:42.290
‫گندش بزنن.
‫چطوری پیداش کردن؟

15:42.290 --> 15:44.000
‫رد ماشین‌شون رو از خیابون گرشام زدن،

15:44.000 --> 15:46.840
‫یه رهگذر دیده که یه نفر رو
‫ از صندوق‌عقب آوردن بیرون.

15:46.840 --> 15:50.080
‫خیلی‌خب، همین حالا باید بریم سنت پنکراس.
‫باید جلوی افرادت رو بگیری.

15:50.080 --> 15:52.940
‫- نمی‌تونم رو حرف میز اول حرف بزنم.
‫- خودت یه راهی پیدا کن.

16:23.000 --> 16:24.000
‫سم؟

17:23.770 --> 17:26.230
‫سم، مویرا هستم.

17:26.230 --> 17:28.020
‫همین پیغام رو هم به گوشیت فرستادم.

17:28.020 --> 17:29.770
‫دیوید برگشته خانه لجن‌زار.

18:06.690 --> 18:08.980
‫شما یک پیغام جدید دارید.

18:08.980 --> 18:10.860
‫سم، مویرا هستم.

18:11.570 --> 18:14.690
‫فقط خواستم بگم که دیوید صحیح و سالم
‫برگشته خانه‌ لجن‌زار.

18:18.870 --> 18:22.200
‫دوتا بلیط قطار به اروپا دارم.

18:22.200 --> 18:25.080
‫می‌تونیم بریم اونجا.
‫از نو شروع کنیم.

18:25.080 --> 18:28.120
‫یه رابطه پایه‌گذاری کنیم.
‫یه تجارت.

18:29.920 --> 18:30.960
‫نظرت چیـه؟

18:32.710 --> 18:34.090
‫خب، دو تا نظر دارم.

18:34.960 --> 18:38.590
‫اول این که گاییدمت،
‫دوم این که نزدیک پدربزرگم نشو.

18:39.260 --> 18:41.010
‫لازم نیست بکشیش.
‫آزاری بهت نمی‌رسونـه.

18:41.010 --> 18:43.390
‫دیگه به هیشکی نمی‌تونه آزاری برسونـه.

18:43.390 --> 18:46.390
‫- خب می‌تونه من رو به وست‌ایکرز ربط بده.
‫- من هم می‌تونم.

18:46.890 --> 18:50.810
‫ببین ریور،
‫الان وضعیت به سرعت داره تغییر می‌کنـه.

18:50.810 --> 18:52.770
‫از طرف یه کارگزار تحت فشارم.

18:52.770 --> 18:54.780
‫از طرف مقامات تحت فشارم.

18:54.780 --> 18:56.650
‫باید یه جوری جمعش کنم.

18:57.610 --> 19:01.410
‫کوتاه بخوام بگم، همونطور که خودت گفتی،
‫از طرف تو هم تحت فشارم.

19:02.580 --> 19:07.330
‫امیدوار بودم که باهام بیای
‫که این کار کمک بزرگی بهم می‌کنـه.

19:09.120 --> 19:12.880
‫اینطوری دیگه لازم نمی‌شد بکشمت،
‫که کمک بزرگی به تو می‌کنـه.

19:12.880 --> 19:15.000
‫اگه می‌خواستی من رو بکشی،
‫نمی‌آوردیم اینجا،

19:15.000 --> 19:16.670
‫اون هم یه مکان عمومی، مگه نه؟

19:16.670 --> 19:20.430
‫راستش طبق تجربیاتم،
‫کشتن یه نفر تو یه مکان عمومی

19:20.430 --> 19:24.760
‫خیلی راحت‌تر از اینـه که
‫ بِکِشیش یه جای خلوت.

19:24.760 --> 19:27.220
‫چون اینطوری فقط مشکوک‌تر میشن.

19:27.230 --> 19:31.350
‫آوردمت اینجا که رو در رو با هم حرف بزنیم

19:31.860 --> 19:33.480
‫تا حرفام رو گوش کنی.

19:34.820 --> 19:39.650
‫اگه هم سر ناسازگاری بذاری که
‫ متاسفانه همینطور هم شده،

19:40.740 --> 19:42.610
‫خم میشم سمتت و

19:42.620 --> 19:47.040
‫از زیر میز، رگ رون پات رو می‌برم.

19:47.040 --> 19:51.580
‫و تا ۴۰‌ الی ۵۰‌ ثانیه‌ی دیگه که
‫از صندلی می‌افتی و می‌میری

19:51.580 --> 19:56.920
‫از میدون رد میشم و میرم سمت راه‌آهن و
‫همه‌ی حواس‌ها به تو جمع میشـه.

19:57.920 --> 19:58.920
‫نه به من.

20:01.840 --> 20:04.510
‫کسی اومده دنبالت؟

20:13.770 --> 20:15.640
‫فکر نمی‌کنم بتونی به راه‌آهن برسی.

20:15.640 --> 20:16.980
‫بلند شو ببینم.

20:37.050 --> 20:38.420
‫کجا بودی؟

20:39.210 --> 20:40.670
‫پسش گرفتم، باشه؟

20:42.340 --> 20:43.340
‫پس قرضت چی میشـه؟

20:44.580 --> 20:47.100
‫نتونستم به همون قیمتی که فروختم، بخرمش

20:47.100 --> 20:48.970
‫اما خوشبختانه روی اسب درستی شرط بستم.

20:48.970 --> 20:51.770
‫تفنگ رو پس گرفتم و لجن‌زار جاش امنـه،
‫برد، برد.

20:51.770 --> 20:53.730
‫- پس دوباره قمار کردی؟
‫- مجبور شدم.

20:53.730 --> 20:56.230
‫معلومـه، چون این بیماریـه،
‫نمی‌تونی جلوش رو بگیری.

20:56.230 --> 20:58.640
‫- دوباره مشکلات خودت رو انداختی گردن من؟
‫- گاییدمت.

21:02.530 --> 21:04.110
‫- صدای تفنگ بود؟
‫- نه.

21:04.110 --> 21:05.200
‫آره.

21:07.870 --> 21:09.490
‫بیا دنبالم دیوید.

21:20.050 --> 21:21.050
‫چی؟

21:32.350 --> 21:33.640
‫برو، برو، برو!
‫تکون بخور!

21:45.740 --> 21:47.780
‫- ایست. پلیس!
‫- کار احمقانه‌ای به سرت نزنـه.

21:48.280 --> 21:50.030
‫مسلحـه.

21:50.030 --> 21:51.910
‫- خیلی‌خب.
‫- نزدیک‌تر نیا.

21:51.910 --> 21:53.160
‫تفنگت رو بذار زمین!

21:53.160 --> 21:55.500
‫- آروم باشین، آروم باشین.
‫- تفنگت رو بذار زمین!

21:55.500 --> 21:57.420
‫- مسلحـه.
‫- برین عقب وگرنه بهش شلیک می‌کنم.

21:57.420 --> 21:58.750
‫نمی‌دونم اون یکی کجاس

21:58.750 --> 22:01.380
‫ام‌آی‌فایو، تفنگ‌های کوفتی‌تون رو بذارین زمین!
‫تفنگ‌هاتون رو بذارین زمین!

22:01.380 --> 22:03.541
‫تفنگ‌هاتون رو بگیرین پایین!
‫تفنگ‌هاتون رو بذارین زمین!

22:03.566 --> 22:05.006
‫تفنگ‌هاتون رو بذارین زمین!

22:06.266 --> 22:07.526
‫خونسرد باشین!
‫آروم باشین!

22:14.020 --> 22:16.020
‫لعنتی...

22:18.100 --> 22:19.150
‫گندش بزنن.

22:20.110 --> 22:21.900
‫خب دیگه، همین خوبـه.

22:24.530 --> 22:26.950
‫لعنتی.

22:27.610 --> 22:28.950
‫- تیر خوردم.
‫- بذارش سر جاش.

22:28.950 --> 22:30.240
‫تفنگ لازم داریم.

22:30.240 --> 22:31.490
‫یکی توی میز ست.

22:31.490 --> 22:33.700
‫- سومین کشوی سمت چپ.
‫- تیر خوردم.

22:33.700 --> 22:35.000
‫- نه، آروم باش.
‫- نذار ازم خون بره.

22:35.000 --> 22:36.160
‫- آروم باش.
‫- نمی‌خوام بمیرم.

22:36.160 --> 22:38.330
‫قفلـه.
‫ای خدا.

22:38.330 --> 22:40.170
‫- نمی‌خوام بمیرم.
‫- کلیدش روی طاقچه‌ست.

22:40.170 --> 22:43.170
‫- می‌تونم کمک کنم؟
‫- بذار ببینم.

22:43.170 --> 22:46.550
‫- خدایا، انداختمـش روی زمین.
‫- وای. نگران نباش. افتاد بغلِ پات.

22:46.550 --> 22:48.510
‫تفنگ‌هاتون رو بندازین زمین.
‫اسلحه‌هاتون رو بیارید پایین.

22:48.510 --> 22:50.550
‫اسلحه‌هاتون رو بیارید پایین.
‫این یه دستـوره.

22:50.550 --> 22:53.100
‫- با کسی کاری نداره. خودش گروگان گرفته شده.
‫- چی می‌گه؟

22:53.100 --> 22:55.720
‫اسلحه‌هاتون رو بیارید پایین.
‫دارم شخصاً دستور می‌دم.

22:55.730 --> 22:56.930
‫می‌خواد بره پیش میز اول.

22:56.940 --> 22:58.440
‫اسلحه‌هاتون رو بیارید پایین.

22:58.440 --> 23:00.190
‫اسلحه‌هاتون رو بندازید زمین.

23:00.190 --> 23:02.400
‫- چی می‌گه؟
‫- تا اسلحه‌هاشون رو بیارن پایین.

23:02.400 --> 23:04.860
‫نه؛ این‌کارو نکنید.
‫این یارو تفنگ داره.

23:04.860 --> 23:07.030
‫- جنابِ‌عالی رو نشونه گرفتن نه اون.
‫- چی؟

23:07.030 --> 23:08.650
‫- آخه چرا مـ...
‫- نارنجک!

23:08.660 --> 23:09.570
‫نارنجک!

23:12.280 --> 23:13.280
‫ریور!

23:13.280 --> 23:14.660
‫توی کاپشنمـه.

23:14.660 --> 23:18.160
‫- کاپشنت رو در بیار. یه‌لحظه...
‫- ولم کن.

23:18.160 --> 23:20.290
‫- ریور یه‌لحظه تکن نخور.
‫- ولم کن.

23:20.290 --> 23:22.500
‫- دست‌هات رو ببر کنار.
‫- خواهش می‌کنم ازم دور شو.

23:22.500 --> 23:24.550
‫- لوئیزا گفتم ولم کن.
‫- دست‌هات رو...

23:38.850 --> 23:39.980
‫خیلی بده؟

23:39.980 --> 23:42.190
‫بابا یه خراش کوچیکه.
‫حتی به‌خاطر گلوله هم نیست.

23:42.190 --> 23:44.020
‫- کجاش یه خراش کوچیکه؟
‫- ایناهاش.

23:44.020 --> 23:46.530
‫- خیلی‌خب. پیداش کردم.
‫- نمی‌خوام بمیرم.

23:46.530 --> 23:48.940
‫- کی اون پایینه؟
‫- یه حروم‌زاده با تفنگ.

23:48.950 --> 23:50.490
‫همون یارویی که به ماشین بازرس‌ها حمله کرده بود.

23:50.490 --> 23:52.360
‫باز نمی‌شه. باز نمی‌شه.

23:52.370 --> 23:53.910
‫بچرخونـش سمتِ چپ.

23:53.910 --> 23:55.910
‫خودت بیا. خودت بیا.

23:59.370 --> 24:01.620
‫- خیلی‌خب، حالا تیر داره؟
‫- بده‌ش من. بلدم باهاش کار کنم.

24:01.620 --> 24:03.830
‫- نمی‌دونم تیر داره یا نه.
‫- نه، نکن.

24:03.840 --> 24:06.210
‫- خاک تو سرم، خاک تو سرم.
‫- زنیکه‌ی احمق.

24:06.210 --> 24:08.510
‫باید از این‌جا بریم.
‫جون‌مون در خطره.

24:08.510 --> 24:10.670
‫دستورِ تیراندازی به کارت‌رایت لغو شد.

24:10.680 --> 24:13.390
‫تمامی واحدها در جستجوی هدفِ اصلی؛
‫ای‌سی‌وان/مرد.

24:23.270 --> 24:26.940
‫چرا همیشه دوست داری کمک بقیه
رو رد کنی و قهرمان‌بازی در بیاری؟

24:26.940 --> 24:28.610
‫- برین کنار.
‫- خیلی پیچیده‌تر از این حرف‌هاست.

24:28.610 --> 24:30.740
‫- می‌شه این بحث رو بذاریم واسه بعد؟
‫- من، چی...؟

24:30.740 --> 24:31.950
‫همه‌چی رو توضیح می‌دم.

24:31.950 --> 24:33.610
‫نه؛ صبرکن. نه.

24:33.620 --> 24:34.950
‫نه، داره می‌ره توی ایستگاه مترو.

24:34.950 --> 24:36.830
‫- ایستگاه مترو.
‫- زود باشید. عجله کنین.

24:44.380 --> 24:46.840
‫الان وقتِ چایی درست کردن نیست کُسخل!

24:51.864 --> 24:58.864
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

25:14.450 --> 25:15.570
‫برید کنار.

25:16.070 --> 25:18.950
‫برید کنار. برید کنار.

25:21.450 --> 25:22.960
‫برید. برید. برید.

25:49.980 --> 25:51.730
‫- برو کنار!
‫- چی شـ...

26:07.670 --> 26:09.500
‫- بیاین از این سمت.
‫- دیوید، نه.

26:09.500 --> 26:11.090
‫- عجله کنید.
‫- نه، بیا این‌جا.

26:11.090 --> 26:14.340
‫نه، نمی‌خوام قایم شم.

26:14.340 --> 26:16.220
‫- اون‌جا جات امنه.
‫- قرار نیست قایم بشیم که!

26:16.220 --> 26:19.930
‫می‌خوایم کمین کنیم. مثل قدیم‌ها!
‫یادته؟ بیا این‌جا بشین.

26:21.100 --> 26:23.100
‫آماده‌ست.

26:23.100 --> 26:25.770
‫- نه، دوتا گلوله‌ش کمه!
‫- آره، اما خب 3 تا هم کافیه.

26:25.770 --> 26:29.310
نمی‌تونیم که ریسک کنیم با خشابِ
خالی شلیک کنیم. بگرد دنبالش.

26:29.310 --> 26:31.320
‫ام‌آی‌5؛ از سر راه برید کنار.

26:31.320 --> 26:34.480
‫برید کنار. زود باشید.

26:34.490 --> 26:37.820
‫- برید دنبالـش!
‫- ام‌آی5. از سر راه برید کنار.

26:38.740 --> 26:40.120
‫برید کنار.

26:49.460 --> 26:50.460
‫برو!

26:55.590 --> 26:57.010
‫لعنت بهش.

28:01.610 --> 28:02.620
‫برو، برو، برو.

28:08.290 --> 28:12.210
‫- زدینش؟
‫- آره اما هنوز زنده‌ست.

28:12.210 --> 28:14.460
‫تفنگِ لمب این‌جاست اما
‫یدونه از گلوله‌هاش رو گم کردیم.

28:14.460 --> 28:17.800
‫ببینید، من دوباره می‌رم بیرون.
‫جلوی در رو مسدود کنین و پناه بگیرین.

28:17.800 --> 28:19.970
‫- تفنگ رو بده به من. من تیراندازی‌ام از تو بهتره.
‫- همین یکم پیش با تیر زدمش!

28:19.970 --> 28:21.880
‫قبلاً یه‌بار جونت رو نجات دادم؛
‫دوباره هم می‌تونم.

28:21.890 --> 28:24.550
‫شرلی، بسپارش به‌خودم.

28:44.320 --> 28:45.330
‫برید کنار.

29:17.610 --> 29:19.690
‫طبقه‌ی اول؛ زود باشین.

29:35.380 --> 29:36.460
‫تفنگ!

29:37.290 --> 29:38.710
‫- تفنگ رو بدید.
‫- باشه.

30:53.240 --> 30:54.500
‫پیداش کردم.

31:25.530 --> 31:29.160
‫نه، نرو. نرو.

32:12.570 --> 32:13.990
‫یه حرفی بود قبلاً می‌زدی...

32:15.790 --> 32:18.580
‫وقتی کسی دنبالته،
‫یه‌جا بمون و مثل مردم عادی رفتار کن.

32:58.490 --> 33:00.410
‫آفرین پسرم.

33:06.090 --> 33:08.090
‫تو نارنجک انداختی توی کاپشنم.

33:10.630 --> 33:12.590
‫به من نگو پسرم.

33:12.590 --> 33:13.840
‫از این سمت رفت.

33:13.840 --> 33:14.930
‫ریور؟

33:14.930 --> 33:16.680
‫از اون سمت رفت. دقیقاً همون‌جا.

33:17.180 --> 33:18.310
‫خیلی‌خب.

33:28.530 --> 33:31.280
‫- با قطار بعدی می‌رم.
‫- خفه‌شو بابا.

33:43.120 --> 33:44.670
‫می‌شناختیش؟

33:48.550 --> 33:49.550
‫بابام بود.

34:31.090 --> 34:32.420
‫- دستبند!
‫- ببخشید؟

34:32.420 --> 34:34.720
‫کشوی دوم میزِ کارش.

34:40.140 --> 34:40.970
‫بله؟

34:40.970 --> 34:43.100
‫باید یه‌چیزی رو بهت نشون بدم.
‫همین الان.

34:43.100 --> 34:44.890
‫کجایی؟

34:44.890 --> 34:46.140
‫- خونه.
‫- باشه.

34:46.140 --> 34:48.520
‫منتظرم باش، الان میام.

34:49.610 --> 34:52.530
‫- کارت‌رایت کو؟
‫- توی حمام‌ـه.

34:55.530 --> 34:57.450
‫زنگ می‌زنم پارک.

34:57.990 --> 35:00.620
‫اگه می‌خواست فرار کنه بهش شلیک کنید.

35:00.620 --> 35:03.660
‫یه‌جاییش بزنید که فقط
‫خون‌ریزی کنه و نتونه راه بره.

35:11.130 --> 35:12.630
‫چی شده؟

35:15.550 --> 35:18.680
‫دیوید، الان دیگه می‌تونی بیای بیرون.

35:18.680 --> 35:19.970
‫بریم بیرون؟

35:22.470 --> 35:24.680
‫چند لحظه صبر می‌کنیم.
‫ممکنه تله‌ای چیزی باشه.

35:25.890 --> 35:26.730
‫دیوید؟

35:28.140 --> 35:30.650
‫- خب، بشین. بشین.
‫- چی؟

35:34.690 --> 35:36.240
‫همینطوری راحتـم.

35:37.030 --> 35:39.910
‫رودی؟ چرا جواب نمی‌دی؟

35:40.490 --> 35:41.410
‫دیوید؟

35:42.120 --> 35:43.280
‫دیوید؟

35:43.280 --> 35:45.200
‫- به‌نظرت...
‫- دیوید؟

35:45.200 --> 35:47.370
‫- چایی درست نکنم؟
‫- کتری نداریم.

35:48.040 --> 35:51.210
‫- کو؟
‫- یدونه جدید سفارش می‌دم.

35:51.210 --> 35:52.460
‫حالت خوبه؟

35:53.040 --> 35:56.380
‫شرلی، نکن. نکن.

35:56.380 --> 35:58.090
‫- نکُشش!
‫- اولین بارم نیست که آدم می‌کُشم!

35:58.090 --> 36:00.550
‫- آدمی که به یه رادیاتور بسته شده باشی چی؟
‫- کسی جلو نیاد.

36:00.550 --> 36:02.340
‫برو بیرون و ببین چه بلایی سر مارکوس آورده

36:02.350 --> 36:05.140
‫- و بعد بیا بهم بگو که نکُشمش!
‫- بزن. بزن.

36:05.140 --> 36:08.310
‫اگه این‌جوری بکُشیش تا آخر عمرت
‫نمی‌تونی شب راحت بخوابی.

36:08.310 --> 36:10.100
‫- هیچ دردی رو دوا نمی‌کنه.
‫- چرا.

36:10.100 --> 36:12.310
‫از نظر من می‌کنه.

36:12.310 --> 36:14.020
‫اگه مارکوس این‌جا بود دلش
‫نمی‌خواست همچین کاری کنی.

36:14.020 --> 36:16.570
‫تو از کجا می‌دونی مارکوس چی می‌خواست، چی نمی‌خواست؟

36:16.570 --> 36:21.240
‫می‌دونستم خیلی دوستت داشت و همیشه
‫می‌خواست خودت رو دوست داشته باشی.

36:53.730 --> 36:54.730
‫نه.

37:39.980 --> 37:41.900
‫می‌خوای منم باهات بیام؟

37:43.950 --> 37:44.950
‫نه.

37:52.790 --> 37:56.630
‫به‌به. اومدی سفارشِ غذا بگیری؟

37:56.630 --> 37:58.920
‫آقای هارکنس، من دایانا تورنر ام.
‫میز دوم.

37:58.920 --> 38:02.760
‫می‌دونم کی هستی.
‫حتماً اومدی بپرسی چه غذایی می‌خوام.

38:03.760 --> 38:04.760
‫نه، اینطور نیست.

38:07.220 --> 38:12.020
‫خب آخه موضوع دیگه‌ای نیست
‫که بخوایم درموردش حرف بزنیم.

38:12.020 --> 38:14.310
‫همکار دیگه‌ای که توی این فاجعه نداری؟

38:14.310 --> 38:17.060
‫منظورت اینه پایِ آدم بدِ دیگه‌ای وسط نیست؟

38:17.060 --> 38:19.940
‫نه؛ باید همه‌چی رو از نو شروع کنم.

38:20.690 --> 38:23.070
‫پسرم ریور رو می‌شناسید دیگه؟

38:23.740 --> 38:25.950
‫- راه‌مون خیلی وقته از هم جدا شده.
‫- بله.

38:25.950 --> 38:28.200
‫یعنی خب بهش پیشنهاد دادم
‫که بیاد پیش خودم،

38:28.200 --> 38:30.990
‫زیاد به‌درد این سازمان و...

38:30.990 --> 38:34.960
‫اون‌جایی که بهش می‌گین لجن‌زار نمی‌خوره.

38:35.670 --> 38:37.670
‫اما به‌گمونم من بتونم یه‌چیزی از توش در بیارم.

38:37.670 --> 38:40.040
‫پس اگه می‌خواین اخراجش کنید،
‫از نظر من مشکلی نداره

38:40.040 --> 38:42.750
‫حالا به‌عنوان پدرش یا کارفرمای آینده‌ش.

38:42.760 --> 38:45.420
‫- آقای هارکنس...
‫- بله؟

38:45.430 --> 38:47.970
‫چرا نمی‌خواین قبول کنید
‫که دیگه به‌ آخر خط رسیدین؟

38:51.430 --> 38:54.730
‫خب، من رو ببخشید خانم تورنر،

38:54.730 --> 38:59.690
‫اما خیلی زود متوجه می‌شین که
‫این تازه شروعِ کار منـه.

39:00.690 --> 39:06.610
‫یعنی خب، انتظار این سفر کوتاه رو نداشتم،
‫ولی از قبل فکرِ راه فرارم رو کرده بودم.

39:06.610 --> 39:09.740
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم بهش نیاز بشه
‫اما ظاهراً وقتشه.

39:09.740 --> 39:13.290
‫حالا، نمی‌شه استیکی چیزی برام بیارید؟

39:13.290 --> 39:16.080
‫قبل از این‌که آزادم کنید
‫باید غذا بخورم.

39:16.790 --> 39:18.920
‫بازجویی‌مون هنوز تموم نشده.

39:18.920 --> 39:21.040
‫آهان پس داری بازجویی‌ام می‌کنی...

39:21.880 --> 39:23.710
‫- چیه؟
‫- ببخشید که مزاحم شدم.

39:23.710 --> 39:25.920
‫- یه اتفاقی افتاده.
‫- اینم از این.

39:25.920 --> 39:28.220
‫با هم بریم بیرون؟

39:30.890 --> 39:34.470
‫اگه دنبالِ کار می‌گشتی
‫یه زنگ بهم بزن.

40:13.600 --> 40:15.180
‫توی آشپزخونه‌ست.

40:23.360 --> 40:24.650
‫مَستی؟

40:26.900 --> 40:27.940
‫نه راستش.

40:28.650 --> 40:29.990
‫دوست داشتم دعوتت کنم
‫بریم بالا توی دفترم،

40:29.990 --> 40:33.200
‫اما تا همین یک ساعتِ پیش
‫دوتا جسـد افتاده بود کف اتاق،

40:33.830 --> 40:35.280
‫آره. انگار بمب ترکیده.

40:35.290 --> 40:36.700
‫نه؛ نمی‌دونم.

40:36.700 --> 40:38.830
‫با یکم رنگ درست می‌شه.

40:39.830 --> 40:42.710
‫اسمِ روسای سرویس‌های
‫اطلاعاتی روی این نامه‌ها نوشته شده!

40:42.710 --> 40:44.920
‫آره، می‌دونم فعلاً ویلن رئیس سازمان‌مونه
‫اما من قبولش ندارم،

40:44.920 --> 40:48.210
‫برای همین به نامه‌ای که برای
‫اون نوشته شده یه نگاهی انداختم.

40:48.800 --> 40:52.180
‫خلاصه‌ش اینه که 12 ساعت
‫وقت داریم تا هارکنس رو آزاد کنیم.

40:52.180 --> 40:53.550
‫و بعد از 12 ساعت چی می‌شه؟

40:54.510 --> 40:57.100
‫خب، این‌ نامه‌ها توی اینترنت پخش می‌شه.

40:58.310 --> 41:02.520
‫هارکنس سال‌ها برای ما و خیلی
‫از همکارامون کارچاق کنی کرده.

41:02.520 --> 41:04.792
‫فقط کارت‌رایت پیشنهادش
‫رو قبول نکرد، که اون هم بعد از

41:04.816 --> 41:07.440
‫بازنشستگی‌، دیگه نظرش مهم
‫نبود و ما پیشنهادش رو قبول کردیم.

41:08.360 --> 41:10.820
‫باید آزادش کنی و شر اون شاهزاده‌ی عرب

41:11.910 --> 41:14.780
‫از پرونده‌ش کم کنی.

41:14.780 --> 41:19.040
‫نه، من‌که نمی‌تونم.
‫این افتخار رو به ویلن واگذار می‌کنم.

41:21.710 --> 41:23.710
‫بابت لانگ‌ریج متاسفم.

41:25.880 --> 41:28.840
‫کارهای مربوط به حقوق بعد از مرگ‌ش رو انجام دادم.

41:29.510 --> 41:33.220
‫- حقوقِ پنج ساله؛ بدون مالیات.
‫- نه. ده سال. اون فعال بود.

41:33.220 --> 41:34.640
‫خانه‌ی لجن‌زار فقط یه دفتر کار اداریه.

41:34.640 --> 41:36.510
‫به‌هرحال من این‌جا اختیارِ تصمیم‌گیری دارم.

41:36.510 --> 41:39.600
‫یه‌جایی این رو نوشته بود؛ الان حوصله ندارم
‫بگردم پیداش کنم.

41:39.600 --> 41:42.350
‫حالا هرچی، من دیروز لانگ‌ریج رو
‫فرستادم یه ماموریت مهم انجام بده

41:42.350 --> 41:45.980
‫و تا وقتی که من گزارش میدانی‌ش
‫رو امضا نکنم،

41:45.980 --> 41:47.980
‫اون یه مامور فعال محسوب می‌شه.

41:47.980 --> 41:50.570
‫افزایشِ حقوق ماموران فعال حقـشه!

41:50.570 --> 41:52.570
‫که ده ساله، نه پنج.

41:52.570 --> 41:54.360
‫یعنی منظورم حقِ خانواده‌شه.

41:54.910 --> 41:57.830
‫- اون‌جایی که رفته پول به‌کارش نمیاد.
‫- باشه.

41:58.580 --> 42:01.540
‫اگه یه‌وقت خودت حین انجام وظیفه
‫یه‌چیزی‌ت بشه، کی قراره حقوق‌ت رو بگیره؟

42:01.540 --> 42:05.080
‫الان منظورت اینه با هم ازدواج کنیم؟

42:05.080 --> 42:07.830
‫تا وقتی یکی‌مون مُرد، تمام
‫پول‌ها به اون یکی برسه؟

42:07.840 --> 42:09.550
‫حاضرم بمیرم تا با تو ازدواج کنم.

42:15.010 --> 42:18.930
‫بلاخره موفق شدیم؟ امیدوارم.
‫فعلاً که همه‌چی عالیه.

42:22.060 --> 42:23.140
‫سلام مویرا.

42:23.810 --> 42:26.900
‫خدای من؛ چقدر خوشحال شدم دیدمت.
‫حالت چطوره؟

42:26.900 --> 42:28.230
‫خوبم قربان ممنون.

42:28.980 --> 42:30.360
‫- چند لحظه وقت دارین؟
‫- نه راستش.

42:30.360 --> 42:33.030
‫- باید با یکی تماس بگیرم؛ پس بعداً...
‫- نه، گفتم ساعت‌ش رو تغییر بدن.

42:33.780 --> 42:34.780
‫الان سرتون خلوته.

42:37.320 --> 42:40.580
‫- خب، چطوری دقیقاً گفتی...
‫- فلو زنگ زد به رودی هـو؛ دم‌شون گرم.

42:40.580 --> 42:44.210
‫تازه وبسایت گزارشات پلیس رو برام باز
‫کرد و شخصی به‌نام گالهاد رو بهم معرفی کرد.

42:45.420 --> 42:48.420
‫می‌خوای این گفت‌وگو رو این‌جا ادامه بدیم؟

42:49.290 --> 42:52.010
‫نه راستش. نظرت چیه بریم داخل؟

42:53.380 --> 42:54.420
‫خیلی هم عالی.

42:59.510 --> 43:01.260
‫قهوه یا چای میل داری؟

43:01.260 --> 43:03.350
‫یا بیسکوئیت؟
‫می‌تونم یکی رو بفرستم...

43:03.350 --> 43:05.230
‫می‌خوام بی‌زحمت من رو برگردونی سرِ کار قبلی‌ام.

43:07.650 --> 43:09.270
‫می‌دونی، ای کاش واقعاً می‌تونستم اما...

43:09.270 --> 43:13.230
‫نکنه دل‌تون می‌خواد بقیه بفهمن پلیس قبلاً
‫شما رو به‌جرم دختربازی دستگیر کرده؟

43:15.030 --> 43:16.030
‫نه، من...

43:16.860 --> 43:19.070
‫اون قضیه فقط یه سوتفاهم بود.

43:19.070 --> 43:21.530
‫- می‌خوام فقط چهار روز در هفته کار کنم.
‫- راستش گم شده بودم و یهو پلیس...

43:21.530 --> 43:22.740
‫حقوق‌ام هم باید زیاد کنی.

43:25.210 --> 43:26.330
‫تموم شد دیگه؟

43:26.920 --> 43:29.120
‫اون‌طوری می‌تونی تا هروقت دلت
‫خواست دختربازی کنی و کسی نفهمه.

43:29.130 --> 43:30.560
‫این چه حرفـ...

43:31.670 --> 43:35.340
‫نه؛ من درس‌ام رو گرفتم.

43:35.340 --> 43:39.590
‫سعی می‌کنم دیگه گم نشم و از کسی
‫آدرس نپرسم تا همچین اتفاقی پیش نیاد.

43:39.590 --> 43:41.640
‫- پس...
‫- همه‌چی اوکی شد دیگه؟

43:41.640 --> 43:44.060
‫- ممنون از وقتی که گذاشتید قربان.
‫- باعث افتخارم بود.

43:44.060 --> 43:45.140
‫واقعاً خوشحال شدم.

43:48.020 --> 43:50.150
‫ممنونم. واقعاً ازت ممنونم مویرا.

44:11.750 --> 44:14.300
‫فقط 20 دقیقه طول کشید.
‫پس نگران نباش.

44:14.840 --> 44:16.050
‫اونقدرها هم دور نیست.

44:19.220 --> 44:21.640
‫خیلی‌خب، بذار پیاده‌ت کنم.

44:30.440 --> 44:31.440
‫خیلی‌خب...

44:38.320 --> 44:40.240
‫این‌جا تحتِ نظر پارک اداره می‌شه.

44:40.240 --> 44:44.120
‫برای همین پُر از مامورهای بازنشسته‌ست.

44:45.700 --> 44:47.290
‫خیلی زود کُلی دوست پیدا می‌کنی.

45:13.400 --> 45:15.980
‫این‌ها رو از خونه آوردم.
‫اینم از باغچه‌مون کندم

45:17.400 --> 45:20.150
‫اگه بخوای، هر هفته یه‌دسته تازه‌ش رو برات میارم.

45:20.820 --> 45:22.660
‫اینطوری همیشه یه تیکه از باغچه‌ت پیشته.

45:25.160 --> 45:28.370
‫همه‌ی لباس‌هات هم این‌جاست.

45:31.330 --> 45:34.710
‫و دقیقاً مثل گل‌ها، با توجه به
‫فصل، برات لباس‌های جدید میارم.

45:36.750 --> 45:39.010
‫و راستی کتاب‌هات...

45:39.630 --> 45:42.470
‫- باید بذاری...
‫- تا کی باید این‌جا بمونم؟

45:43.470 --> 45:45.090
‫خب، دیگه از این به بعد این‌جا زندگی می‌کنی.

45:46.640 --> 45:48.060
‫توی یه هتل؟

45:48.640 --> 45:50.640
‫نه، این‌جا هتل نیست. خونته.

45:51.310 --> 45:53.190
‫خونه‌ی خودم نیست.

45:56.060 --> 45:57.480
‫زودباش، من رو ببر خونه‌ی خودم.

45:58.320 --> 45:59.860
‫نمی‌تونم؛ یادت رفته؟

45:59.860 --> 46:02.400
‫دیگه امن نیست تنهایی اون‌جا بمونی.

46:03.780 --> 46:06.200
‫چی؟ من می‌تونم
‫از خودم محافظت کنم.

46:07.530 --> 46:09.540
‫کی دنبالمه؟ کارلا؟

46:10.700 --> 46:13.660
‫هر یه‌روز در میون میام پیشت.

46:13.670 --> 46:18.250
‫اینطوری تازه حتی بیشتر از قبل هم رو می‌بینیم.

46:18.800 --> 46:21.300
‫گفتی هیچوقت این‌کارو باهام نمی‌کنی.

46:22.760 --> 46:23.590
‫قول دادی.

46:23.590 --> 46:26.430
‫خب آره. دلم نمی‌خواد، اما مجبورم.

46:28.850 --> 46:30.430
‫نمی‌تونم این‌جا بمونم.

46:31.770 --> 46:33.430
‫باید توی همون حمام می‌مُردم.

46:33.430 --> 46:37.480
‫خواهش می‌کنم این حرف رو نزن. باشه؟
‫این حرف رو نزن.

46:37.480 --> 46:39.570
‫چون قضیه بابات رو ازت مخفی کردم این‌کارو می‌کنی؟

46:39.570 --> 46:41.360
‫به‌خاطر این داری مجازاتم می‌کنی؟

46:41.860 --> 46:44.030
‫- معلومه که اینطور نیست...
‫- آقای کارت‌رایت؟

46:44.030 --> 46:46.030
‫بهم گفتن اومدید.

46:46.030 --> 46:49.240
‫به «سانی تایمز هومز» خوش اومدید.
‫من سیلویا هستم.

46:49.740 --> 46:52.490
‫حوله‌ی تمیز. هر روز تعویض می‌شن.
‫براتون می‌ذارمش توی حمام.

46:52.500 --> 46:53.910
‫چی می‌گه؟

46:54.410 --> 46:56.880
‫می‌گه به «سانی تایمز هومز» خوش اومدید.

46:57.630 --> 46:59.630
‫بهش بگو من نمی‌خوام این‌جا بمونم.

47:00.250 --> 47:04.460
‫بگو وقتی خوابیدم با بیل بیاد بزنه توی کله‌ام بمیرم.

47:04.470 --> 47:08.890
‫ببینید، این‌جا واقعاً جای خوبیه.
‫مطمئنم عاشقش می‌شین.

47:08.890 --> 47:12.720
‫خب، صبحونه ساعت 8 سرو می‌شه.
‫ناهار ساعت 1 و شام ساعت 5.

47:12.720 --> 47:14.890
‫هم می‌تونید این‌جا نوش‌جان کنید
‫هم تو سالن غذاخوری.

47:15.520 --> 47:17.980
‫عالیه. ممنون.
‫چقدر خفن.

47:17.980 --> 47:20.270
‫خیلی‌خب، من دیگه می‌رم
‫فردا برمی‌گردم.

47:22.280 --> 47:26.070
‫بهم قول داده بودی ریور. قول داده بودی.

47:30.830 --> 47:32.080
‫خواهش می‌کنم.

47:34.000 --> 47:35.910
‫من رو این‌جا ول نکن. خواهش می‌کنم.

47:35.910 --> 47:39.540
‫فردا صبح میام و باز هم برات گل میارم.
‫باشه؟ برمی‌گردم.

47:39.540 --> 47:43.840
‫بهم قول داده بودی ریور!

48:29.220 --> 48:30.180
‫جانم؟

48:33.010 --> 48:34.010
‫الان؟

48:37.140 --> 48:38.270
‫باشه.

49:07.380 --> 49:10.430
‫امضاش کن.
‫خودم پُرش کردم.

49:10.970 --> 49:15.010
‫- این چیه؟
‫- گزارشِ فعالیت‌هات.

49:17.560 --> 49:19.640
‫می‌خوای پاداشِ عملیاتی بگیری؟

49:19.640 --> 49:21.600
‫برای همین من رو کشوندی این‌جا؟

49:24.480 --> 49:26.980
‫خب اگه دوست داری می‌تونی
‫بمونی و نوشیدنی بخوری.

49:28.610 --> 49:31.490
‫تا وقتی که نوشیدنی
‫نگرفتی، یه کلمه حرف نزن.

49:33.282 --> 50:03.282
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

50:08.193 --> 50:10.273
‫« در فصل بعد خواهید دید »

50:10.990 --> 50:12.740
‫حروم‌زاده تو مبارزه‌ی تن به تن تفنگ آورده!

50:12.740 --> 50:14.530
‫- کله‌ت رو بیار پایین.
‫- لعنتی!

50:15.660 --> 50:16.990
‫مشخص بود می‌خواست
‫یکی‌مون رو بکُشه!

50:16.990 --> 50:18.200
‫می‌خواست تو رو بکشه کُسخل بی‌عقل!

50:18.830 --> 50:20.450
‫استراتژی اختلال.

50:20.450 --> 50:22.960
‫یه‌ مامور رو می‌کشی، به یه روستا حمله می‌کنی

50:22.960 --> 50:26.830
‫سیستم حمل و نقل رو مختل می‌کنی، توجه رسانه‌ها
‫رو جلب می‌کنی و یه رهبر پوپولیست رو ترور می‌کنی.

50:28.130 --> 50:30.250
‫لمب اومده.
‫می‌گه می‌دونه حرکت بعدی‌شون چیـه.

50:30.260 --> 50:31.380
‫حالا دیگه زده تو کارِ پیش‌گویی؟

50:33.380 --> 50:36.340
‫اون از هر کس دیگه‌ای توی این
‫ساختمون بیشتر تجربه داره.

50:36.340 --> 50:38.140
‫نادیده گرفتن حرف‌هاش درست نیست.

50:38.140 --> 50:41.270
‫حداقل من و گروهـم مثلِ آدم گند می‌زنیم.

50:41.270 --> 50:44.480
‫مثل شماها به‌دردنخور و بی‌خاصیت نیستن.

50:49.320 --> 50:51.030
‫آره. واقعاً مُرده. مگه نه؟

50:52.320 --> 50:53.600
« اسب‌های کودن »
