WEBVTT

01:25.169 --> 01:26.378
‫آهای!

01:29.214 --> 01:30.883
‫کمک!

01:30.883 --> 01:32.342
‫کسی اون‌جا نیست؟

01:47.733 --> 01:50.277
‫یا خدا. باشه. باشه. باشه.

01:51.361 --> 01:52.613
‫چشم. باشه.

01:54.114 --> 01:56.033
‫خب، تو کی هستی؟

01:56.033 --> 01:57.743
‫من این‌جا چیکار می‌کنم؟

01:57.743 --> 01:59.912
‫چرا با محکم زدی توی سرم؟

01:59.912 --> 02:01.747
‫واقعاً ضروری بود؟

02:05.709 --> 02:07.377
کی هستی؟

02:08.419 --> 02:09.795
چیکار می‌کنی؟

02:11.965 --> 02:13.509
‫اهل فرانسه‌ای؟

02:13.509 --> 02:15.636
‫یکی داره میاد این‌جا باهات کار داره.

02:16.929 --> 02:18.388
‫کی؟ کی باهام کار داره؟

02:18.889 --> 02:21.308
‫پشمام. باشه. باشه.

02:21.808 --> 02:23.185
‫کی داره میاد؟

02:26.355 --> 02:28.398
‫گوشی‌ام دست توئـه؟

02:29.233 --> 02:30.442
‫تو... صبرکن! صبرکن!

02:32.569 --> 02:35.656
‫می‌شه... لعنتی!

02:36.490 --> 02:37.699
‫لعنت بهت!

02:43.956 --> 02:45.666
‫کیرم توش.

02:46.690 --> 02:57.690
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:57.714 --> 03:04.714
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:29.543 --> 03:31.143
‫ « اسب‌های کودن »
‫ " فصل چهارم - قسمت سوم "

03:35.465 --> 03:39.094
‫دیوید، چایی‌ات آماده‌ست.

03:41.013 --> 03:42.931
‫امیدوارم این یکی از نظرت پررنگ باشه.

03:45.100 --> 03:47.853
‫چارلز همیشه‌ش چایی‌ش رو
‫کمرنگ می‌خورد و منم بهش می‌گفتم:

03:48.687 --> 03:50.814
‫« می‌خوای یکم شیر بیارم بریزی توش؟ »

03:52.274 --> 03:53.692
‫چارلز رو یادت میاد؟

03:55.944 --> 03:57.237
‫دیوید؟

03:57.237 --> 03:58.405
‫من کُشتمش!

03:59.364 --> 04:01.074
‫- ریور رو.
‫- نه!

04:01.575 --> 04:04.620
‫نه؛ کسی که تو کُشتی یکی بود
‫که شبیه ریور بود. باشه؟

04:06.371 --> 04:08.207
‫یکی که شبیه ریور بود؟

04:10.167 --> 04:12.211
‫خدای من؛ چه غلطی کردم؟

04:12.211 --> 04:14.755
‫دیوید؛ تو از خودت دفاع کردی.

04:16.882 --> 04:21.011
‫نه، من... به‌خاطر ریور همچین کاری کردم.

04:21.011 --> 04:24.890
‫تا ازش محافظت کنم.
‫تا از ریور محافظت کنم.

04:26.850 --> 04:27.893
‫الان کجاست؟

04:29.061 --> 04:32.773
‫پسرم کجاست؟

04:33.398 --> 04:35.526
‫من رو تنها گذاشت و رفت؟

04:35.526 --> 04:36.818
‫دیوید؟

04:39.321 --> 04:40.322
‫اصلاً تو کی هستی؟

04:40.822 --> 04:42.658
‫من کاترین استن‌دیشـم.

04:42.658 --> 04:44.535
‫قبلاً برای ریور کار می‌کردم.

04:44.535 --> 04:47.579
‫قبل از اونم برای چارلز پارتنر کار می‌کردم.

04:48.539 --> 04:50.499
‫نه. نه، من تو رو یادم نمیاد.

04:52.292 --> 04:53.710
‫یعنی می‌گی چارلز رو می‌شناختی؟

04:53.710 --> 04:55.712
‫- آره، من دستیار شخصی‌ش بودم.
‫- من...

04:55.712 --> 04:57.965
‫بعد از اونم، دستیار جکسون بودم.

04:59.883 --> 05:00.884
‫جریان بمب...

05:02.261 --> 05:03.470
‫اون همه آدم بی‌گناه!

05:04.638 --> 05:07.307
‫- مردم بیچاره‌...
‫- نه دیوید. بمب‌گذاری تقصیر تو نبود.

05:08.809 --> 05:10.018
‫دیوید؟

05:13.772 --> 05:15.899
‫باید با «میز اول» صحبت کنم.

05:15.899 --> 05:17.025
‫نباید بری پارک!

05:17.025 --> 05:18.569
‫- ریور گفت نذارم بری.
‫- نه، نه، نه.

05:18.569 --> 05:19.862
‫- دستت رو بکش!
‫- دیوید، نـه!

05:19.862 --> 05:22.155
‫- به من دست نزن!
‫- متاسفم.

05:22.155 --> 05:23.991
‫باید با میز اول صحبت کنم.

05:23.991 --> 05:26.159
‫باید همه‌چی رو براشون تعریف کنم.

05:26.159 --> 05:28.495
‫- این‌که قراره چه اتفاقی بیفته.
‫- چه اتفاقی قراره بیفته؟

05:28.495 --> 05:29.580
‫چی شده؟

05:30.455 --> 05:31.582
‫بمب دیگه!

05:32.416 --> 05:33.250
‫ریور.

05:33.250 --> 05:37.880
‫من...
‫اصلاً چرا دارم با تو صحبت می‌کنم؟

05:38.672 --> 05:39.673
‫فهمیدم تو کی هستی!

05:39.673 --> 05:42.426
‫یه منشی روی‌عصاب و احمق!

05:42.426 --> 05:44.970
‫- من رو ببر پیش «میز اول»
‫- دیوید. گوش کن.

05:44.970 --> 05:47.472
‫ببین، میز اول الان سرش خیلی شلوغه.
‫باه؟

05:47.472 --> 05:49.266
‫- خودت می‌دونی اون‌جا چه‌خبره!
.نه. نه. نه -

05:49.266 --> 05:52.144
‫هر چقدرم سرشون شلوغ باشه جواب من رو می‌دن.
‫قبلاً خودم رئیس اون‌جا بودم!

05:52.144 --> 05:53.520
‫آره می‌دونم.

05:53.520 --> 05:58.650
‫اما این موقع‌ روز همیشه مشغول بررسی
‫گزارش‌های ارسالی از برلیـنه؛ مگه نه؟

05:59.234 --> 06:04.198
‫برلین؟ آره. آره.
‫اون...

06:04.198 --> 06:05.324
‫- تازه...
‫- جدول زمان‌بندی.

06:05.324 --> 06:07.618
‫آره. و باید کارش رو
‫ با آرامش تمام انجام بده.

06:07.618 --> 06:09.995
‫یعنی خب یه عده دارن کار می‌کنن
‫و منتظر دستورن!

06:09.995 --> 06:11.163
‫نباید مزاحم‌شون بشیم!

06:11.163 --> 06:12.956
‫نه، نه. خیلی خطرناکه.

06:12.956 --> 06:17.544
‫پس اگه اجازه بدی، همین الان
‫زنگ می‌زنم پارک

06:17.544 --> 06:20.797
‫و اولین وقت خالی رو
‫برات رزرو می‌کنم.

06:20.797 --> 06:21.832
می‌تونی؟

06:21.857 --> 06:24.218
‫من یه منشی‌ام؛
‫خوراکم این چیزهاست.

06:24.218 --> 06:26.053
‫بیا. بشین.

06:26.720 --> 06:27.721
‫خیلی‌خب پس...

06:28.472 --> 06:30.641
‫- آره.
‫- اینم از چایی‌ات.

06:30.641 --> 06:31.934
‫ممنون.

06:31.934 --> 06:33.143
‫الان برمی‌گردم.

06:33.143 --> 06:34.728
‫- ممنونم.
‫- خواهش می‌کنم.

06:34.728 --> 06:37.940
‫من... حتماً باید با میز اول صحبت کنم.

06:37.940 --> 06:39.024
‫باشه.

06:45.989 --> 06:47.824
‫تقصیر منـه.

06:50.994 --> 06:52.454
‫همه‌ش تقصیر منـه.

07:25.237 --> 07:26.738
‫کی اون بالاست؟

07:27.281 --> 07:28.907
‫مثل همیشه یه مشت آدم علاف.

07:28.907 --> 07:32.327
‫توی این ساختمون هرچی
‫بی‌خاصیت‌تر باشی موفق‌تری!

07:32.953 --> 07:35.205
‫البته دفتر طبقه‌ی بالا مال توئـه،
‫پس حرفم رو پس می‌گیرم.

07:35.205 --> 07:37.583
‫ببین احمق، تو از صبح این‌جا نشستی

07:37.583 --> 07:41.378
‫ یه آدم غریبه جلوی چشم‌هات
‫اومده از پله‌ها رفته طبقه‌ی بالا.

07:41.378 --> 07:42.379
‫کی؟

07:42.379 --> 07:44.047
‫خب، تقصیر من که نیست

07:44.047 --> 07:45.674
‫نمی‌شناختمش.

07:47.676 --> 07:50.304
‫حتی اگه می‌شناختمش هم
‫جلوش رو نمی‌گرفتم.

07:58.395 --> 08:00.230
‫وقتی اومد تو هم این‌جا بودی؟

08:00.230 --> 08:02.357
‫نه؛ به‌خدا تقصیر من نیست.

08:03.275 --> 08:04.902
‫ریور داره می‌ره لاواند؟

08:04.902 --> 08:07.988
‫برو خونه‌ی کاترین، کمکش کن
‫ دیوید کارت‌رایت رو ببرید یه‌جای دیگه.

08:07.988 --> 08:09.948
‫دیوید پیش کاتریـنه؟

08:11.950 --> 08:14.578
‫پس ریور چی؟

08:22.586 --> 08:24.129
‫بدون اطلاع قبلی اومدی!

08:24.129 --> 08:26.715
‫خداروشکر یه‌جای خالی داشتیم.

08:26.715 --> 08:29.801
‫کسی بهت چای یا قهوه تعارف نکرده؟

08:29.801 --> 08:31.845
‫- نه.
‫- خب پس؛ خیلی هم بهتر.

08:31.845 --> 08:34.515
‫چون فکر کنم یه‌چیزی توی مخزن آب مُرده!

08:35.097 --> 08:37.476
‫خب؛ چه کمکی از دستم برمیاد؟

08:37.476 --> 08:39.149
‫فکرکنم می‌دونی واسه چی اومدم.

08:40.020 --> 08:43.649
‫فکرنکنم به این زودی
‫تبعیدت کرده باشن این‌جا نه؟

08:43.649 --> 08:46.276
‫چه غلطی کردی؟
‫موقع کار مشروب خوردی؟

08:46.276 --> 08:47.778
‫نقش‌بازی کردن کافیه.

08:47.778 --> 08:49.613
‫مطمئنم اونقدری احمق نیستی
‫که به‌نظر می‌رسی!

08:50.197 --> 08:52.074
‫نتایج آزمایش خون آماده شد؟ درست گفتم؟

08:53.158 --> 08:54.243
‫خب، چی بگم

08:54.243 --> 08:56.411
‫ریور مامور منه.

08:56.411 --> 08:58.539
‫می‌خواست همه فکر کنن مُرده،

08:58.539 --> 09:00.749
‫و منم تا جایی که تونستم
‫توی این قضیه کمکش کردم.

09:00.749 --> 09:04.169
‫شاید مامور تو باشه، اما مامور ام‌آی‌فایو
‫هم هست و موقع وقوع قتل حضور داشته.

09:04.169 --> 09:06.505
‫شاید اصلاً خودش یارو رو کشته باشه.
‫اونم جزو مظنون‌هاست.

09:06.505 --> 09:07.923
‫خب راحت باش

09:07.923 --> 09:09.550
‫چون من روحمم خبر نداره الان کجاست!

09:09.550 --> 09:11.176
‫می‌تونی هرچقدر می‌خوای
‫ تحت فشار بذاریم،

09:11.176 --> 09:13.053
‫چون جز «نمی‌دونم کجاست» هیچ جوابی ندارم.

09:13.053 --> 09:15.222
‫راستش اومدم برای این‌که توی
‫روند تحقیقات دخالت کردی ببرمت.

09:15.222 --> 09:16.682
‫نه؛ ممنون. همین‌جا راحتم

09:16.682 --> 09:19.226
‫امروز سرم حسابی شلوغه!

09:19.226 --> 09:20.978
‫خب مامورهایی که یکم دیگه قراره خبر کنم

09:20.978 --> 09:22.396
‫زیاد این حرف‌ها سرشون نمی‌شه!

09:23.772 --> 09:26.733
‫خب، من نمی‌خوام مردم فکر کنن حتماً باید

09:26.733 --> 09:29.611
‫یه گله مرد فرستاد تا کارهای زنانه انجام بشه

09:30.988 --> 09:33.824
‫خب حالا دست‌بند که ضروری نیست؛ بی‌خیال.

09:33.824 --> 09:36.597
‫ ترجیح می‌دم با مردی که قیاقه‌ش
‫ شبیه آدم‌هاییه که مردم رو

09:36.621 --> 09:38.767
‫توی اتوبوس انگشت می‌کنن، ریسک نکنم.

09:40.831 --> 09:43.125
‫حرفات درمورد ظاهرم واقعاً بی‌رحمانه‌ست.

09:43.125 --> 09:45.377
‫شاید مجبور بشم به منابع انسانی زنگ بزنم!

09:50.674 --> 09:52.634
‫ببین، می‌دونم چرا عصبانی‌ای.

09:54.052 --> 09:58.140
‫حتماً زود رفتی به تورنر گفتی ریور مُرده،

09:58.140 --> 10:01.518
‫اونم کلی خوشحال شده و رقصیده؛ اما
‫متاسفانه الان باید برگردی و بهش بگی

10:01.518 --> 10:03.812
‫دردسرساز ترین مامورش زنده و سرحاله

10:03.812 --> 10:05.772
‫و الان خدا می‌دونه کجاست
‫و داره چیکار می‌کنه.

10:06.648 --> 10:11.403
‫خب، برای این‌که جبران کنم، باعث افتخاره که
‫دیوید کارت‌رایت رو بهتون تحویل بدم.

10:11.403 --> 10:12.738
‫چرا باید همچین کاری کنی؟

10:14.355 --> 10:16.658
‫چون رفتن به پارک
‫ مثل رفتن به مغازه‌ی ایکیا می‌مونه!

10:16.658 --> 10:18.911
‫وقتی می‌ری داخل، بیرون اومدنت با خداست.

10:19.536 --> 10:20.913
‫باشه پس.

10:23.707 --> 10:25.667
‫من شبیه احمق‌هام؟

10:25.667 --> 10:32.591
‫خب، اگه بخوام درمورد قیافه‌ت
‫صحبت کنم که حسابی توی دردسر میفتم.

10:32.591 --> 10:35.385
‫یعنی حاضری دیوید کارت‌رایت
‫رو قربانی کنی تا خودت گیر نیفتی؟

10:35.385 --> 10:38.180
‫ریور مامور منـه. اما دیوید یه آدم عوضیه!

10:38.180 --> 10:42.976
‫حتی فکرِ زندانی شدنش هم من رو به وجد میاره.

10:44.311 --> 10:45.537
‫کجاست؟

10:59.743 --> 11:01.370
‫آهای

11:03.664 --> 11:04.957
‫سلام؛ ببخشید.

11:04.957 --> 11:06.083
‫واسه چی؟

11:06.667 --> 11:09.311
‫خب، چون نفهمیدم شما سگین
(سگ / به ماموران جاسوس هم می‌گن)

11:09.387 --> 11:12.347
‫البته، منظورم این نبود که شبیه سگی!

11:13.333 --> 11:14.880
‫بال‌هات کجـان؟

11:15.843 --> 11:17.219
‫چون شبیه فرشته‌هایی.

11:18.387 --> 11:23.725
‫گفتم تا فکر نکنی منظورم این
‫بوده که شبیه کلاغ یا مرغ‌دریایی‌ای!

11:25.435 --> 11:28.313
‫البته با همچین پاهایی، به‌نظر
می‌رسه فلامینگو باشی نـه؟

11:36.113 --> 11:37.114
‫آهای!

11:40.742 --> 11:43.370
‫محض اطلاع کلی دختر واسه من صف کشیدن؛
‫پس بدجور ضرر کردی!

11:43.871 --> 11:46.164
‫راحت می‌تونم این رو در بیارم فقط...

11:48.166 --> 11:49.543
.پس دوباره ضرر کردی

11:53.755 --> 11:54.756
‫- سلام.
‫- سلام.

12:03.807 --> 12:06.310
‫گیتی... شما گیتی هستین؟

12:06.310 --> 12:07.936
‫- شمایی؟ گیتی شمایی؟
‫- آره

12:07.936 --> 12:09.563
‫نه؛ نه؛ خواهش می‌کنم بشین.

12:09.563 --> 12:11.607
‫بشین. پادشاه که نیومده!

12:11.607 --> 12:13.317
‫از نظر من، همه با هم...

12:13.317 --> 12:15.194
‫برابر هستیم.

12:15.194 --> 12:19.156
‫خب دایانا تورنر جریان تحقیقات‌ات

12:19.156 --> 12:21.366
‫توی پرونده‌ی اون شخص بی‌بدن رو
‫ برام تعریف کرد

12:21.366 --> 12:23.202
‫و خواستم شخصاً بیام ازت تشکر کنم.

12:23.202 --> 12:26.496
‫ممنونم.
‫خداروشکر که اشتباه شده بود.

12:26.496 --> 12:28.874
‫آره. آره. اشتباه شده بود.

12:28.874 --> 12:30.709
‫یه لحظه همه‌مون از ترس سکته کردیم!

12:30.709 --> 12:32.920
‫واقعاً قصد نداشتم نگرانی بی‌مورد ایجاد کنم.

12:32.920 --> 12:34.630
‫نه؛ نه. بی‌مورد نبود.

12:34.630 --> 12:37.841
‫بلاخره باید هر احتمالی رو
‫در نظر بگیریم و بررسی کنیم.

12:37.841 --> 12:40.594
‫و راستش، همین اتفاق باعث شد که فکر کنم

12:40.594 --> 12:43.764
‫واقعاً عالی می‌شه بریم توی آرشیو
‫سازمان و پرونده‌ها رو دوباره بررسی کنیم

12:43.764 --> 12:46.725
‫تا خدای نکرده اشتباه دیگه‌ای درکار نباشه.

12:46.725 --> 12:50.604
‫اشکالات احتمالی پروژه بی‌بدن منظورمه.

12:50.604 --> 12:52.064
‫باشه.

12:52.064 --> 12:54.816
‫راستش خودم همین رو به دایانا پیشنهاد کردم.

12:55.400 --> 12:57.027
‫-  میز دوم.
‫- واقعاً؟

12:57.027 --> 13:00.364
‫و ایشون گفتن بهتره فعلاً
‫روی موضوع فعلی تمرکز کنم.

13:00.364 --> 13:01.448
‫واقعاً؟ خب پس...

13:01.448 --> 13:05.077
‫خب آره حق با اونه. حتماً
‫از نظرش اینطوری بهتره.

13:05.077 --> 13:07.663
‫یعنی خب... اون الان درگیر
‫عملیات‌های مخفیه.

13:07.663 --> 13:11.500
‫و با وجود قضیه‌ی وست‌ایکرز،
‫ وقت و انرژی لازم رو

13:11.500 --> 13:15.963
‫برای پیگیری همچین... چی بهش می‌گن؛
‫  همچین تحقیقات‌ِ حدسی‌ای نداره.

13:16.755 --> 13:21.468
‫اما دوست دارم هرچی که شد
‫مستقیماً بیای به خودم بگی.

13:22.302 --> 13:23.720
‫خوشحال می‌شم.

13:24.471 --> 13:26.932
‫- البته فکر نکنم خوشحال کلمه مناسبی باشه.
‫- آره یه‌جورایی...

13:26.932 --> 13:29.101
‫- به‌نظرتون دایانا مشکلی نداره؟
‫- آره خب می‌دونی...

13:29.101 --> 13:30.936
‫من واقعاً نمی‌خوام توی دردسر بیفتم.

13:30.936 --> 13:33.564
‫نه؛ نه. خواهشاً این بحث بین خودمون بمونه.

13:33.564 --> 13:36.149
‫گاهی اوقات سکوت کردن بهترین راهـه.

13:36.149 --> 13:39.069
‫اینجوری تو می‌تونی ما رو از هر
‫مشکلی که ممکنه پیش بیاد، نجات بدی

13:39.069 --> 13:41.196
‫که واقعاً کمک بزرگی محسوب می‌شه.

13:41.196 --> 13:45.659
‫پس اگه کمکی از دست من بر میاد
‫تا کارـت رو راحت‌تر کنم...

13:45.659 --> 13:48.120
‫خواهش می‌‌کنم... حتماً بهم بگو!

13:50.831 --> 13:51.915
‫بفرمائید.

13:51.915 --> 13:54.084
‫- قبلاً این‌جا اومدی؟
‫- نه.

13:54.084 --> 13:55.752
‫- مولی رو می‌شناسی؟
‫- نه.

13:55.752 --> 13:59.840
‫خیلی باحاله. خیلی...

14:04.052 --> 14:05.512
‫سلام مولی.

14:05.512 --> 14:07.097
‫سلام ویـزل.

14:09.433 --> 14:12.060
‫ویزل یه اصطلاح برای افرادیه که
‫ از برنامه‌های سازمان

14:12.060 --> 14:15.564
‫برای تنظیم استراتژی‌های بلند مدت
‫ استفاده می‌کنن

14:15.564 --> 14:17.441
‫واقعاً... معنیش واقعاً همینه.

14:17.441 --> 14:20.235
‫تو همیشه برای من یه ویـزلی!

14:21.028 --> 14:23.030
‫آره مولی؛ من میز اولم درسته؟

14:23.030 --> 14:25.199
‫مناسبم نیست؛ نـه؟

14:25.199 --> 14:28.035
‫- خب... بی‌بدن‌ها؟
‫- خب...

14:28.035 --> 14:31.538
‫خب، گیتی فکر می‌کنه به یه مورد مشکوک
‫در رابطه با وست‌ایکرز برخورد کرده.

14:32.497 --> 14:36.210
‫برای همین من آوردمش
‫این‌جا تا اطمینان حاصل کنیم

14:36.210 --> 14:41.423
‫بی‌بدن دیگه‌ای اون بیرون
‫ برای خودش ول نمی‌چرخه.

14:41.423 --> 14:42.674
‫فهمیدی؟

14:43.217 --> 14:46.637
‫اگه بهش این اجازه رو بدی که
‫به همه‌ی بخش‌ها دسترسی داشته باشه

14:46.637 --> 14:50.849
‫و تا جایی که می‌تونی کمکش کنی،
‫واقعاً ممنونت می‌شم.

14:53.018 --> 14:55.395
‫متشکرم.

14:55.395 --> 14:57.397
‫واقعاً ازت ممنونم گیتی. خیلی لطف کردی.

14:59.525 --> 15:03.195
‫من واقعاً از این بازی‌های مخفیانه
‫میز اول و دوم خسته شدم.

15:04.029 --> 15:06.365
‫آره. منم همینطور.
‫اما یکم خنده‌ داره.

15:06.365 --> 15:09.868
‫خنده داره،
‫چون به‌نظر تو اصلاً کدومشون اول‌ان؟

15:09.868 --> 15:14.748
‫یعنی، من وقتی می‌گم میز اول و بعدش
‫می‌گم میز دوم، تو از کجا می‌فهمی میز اول...

15:14.748 --> 15:16.333
‫دایانا تاونر.

15:41.859 --> 15:44.236
‫ناتاشا!

16:17.936 --> 16:18.937
‫تو کی هستی؟

16:19.605 --> 16:21.356
‫تو همونی هستی که می‌خواستی
‫باهام حرف بزنی؟

16:21.356 --> 16:23.984
‫تفنگ دست مائه. برای همین این‌جا
‫فقط ما سوال می‌پرسیم!

16:24.943 --> 16:26.278
‫باشه.

16:26.278 --> 16:28.697
‫شبیه کسایی هستی که از «له زغبغ» اومدن.

16:28.697 --> 16:32.284
‫یه پاسپورت دستت بود که عکس داخلش
‫شبیه توئه اما خودت نیستی.

16:33.535 --> 16:34.703
‫اون‌جا چیکار می‌کردی؟

16:34.703 --> 16:37.247
‫می‌تونم از این‌که تفنگ همه‌ش
‫سمت منـه حدس بزنم

16:37.247 --> 16:39.750
‫شما اصلاً دل خوشی از اون یارو نداشتین.

16:39.750 --> 16:41.705
‫برای همین فکرکنم اگه بهتون بگم این طرف مُرده

16:41.730 --> 16:44.583
‫و دیگه نمی‌تونه به کسی آسیب بزنه
‫تفنگ رو بیارید پایین...

16:50.511 --> 16:52.054
‫چرا تفنگ رو نیاورد پایین؟

16:54.723 --> 16:56.016
‫پسرم بود!

16:59.186 --> 17:00.479
‫چطوری مُرد؟

17:02.314 --> 17:05.108
‫رفته بود خونه‌ی بابابزرگم
‫و خودش رو جای من جا زده بود

17:05.901 --> 17:08.028
‫چون می‌خواست توی وان حموم خفه‌ش کنه.

17:08.569 --> 17:10.239
‫اما بابابزرگم بهش شلیک می‌کنه.

17:19.580 --> 17:21.415
‫معلوم بود یه‌روز اینطوری تموم می‌شه...

17:22.542 --> 17:23.794
‫به این شکل؛ با یک پدر.

17:25.878 --> 17:27.673
‫خب ببینید...

17:30.008 --> 17:32.386
‫من مامور ام‌آی‌فایوم.

17:34.388 --> 17:36.223
‫سرویس امنیتی بریتانیا.

17:36.223 --> 17:37.474
‫برامون مهم نیست!

17:38.475 --> 17:39.685
‫برو رد کارت!

17:47.985 --> 17:49.236
‫بله...

17:55.542 --> 17:56.508
‫ببینید، ببینید.

17:56.533 --> 18:00.747
‫بهتون تسلیت می‌گم اما باید همه‌چی
‫رو درمورد پسرتون بهم بگین.

18:00.747 --> 18:03.125
‫می‌خواستی گورت رو گم کنی،
‫الان برو دیگه!

18:03.125 --> 18:04.918
‫خواهش می‌کنم اینقدر اون رو نگیر سمت من.

18:04.918 --> 18:07.087
‫باشه؟

18:07.880 --> 18:09.047
‫اون‌ها کی‌ان؟

18:10.132 --> 18:11.216
‫فکر می‌کنن تو برت‌راندی!

18:11.216 --> 18:14.178
‫باشه. اما من برت‌راند نیستم.
‫می‌شه خواهشاً این رو به‌شون بگین؟

18:14.178 --> 18:17.181
‫-  خودت به‌شون بگو!
‫- من، خیلی‌خب ببینید...

18:17.181 --> 18:18.348
‫یه لحظه گوش کنید چی می‌گم

18:19.433 --> 18:21.643
‫این رو می‌بینین؟ این مرد رو می‌بینین؟

18:21.643 --> 18:23.604
‫اونی که بغل پسرتونه؟

18:24.396 --> 18:26.648
‫- آره.
‫- اون هم توی «له زغبغ» بوده درسته؟

18:26.648 --> 18:27.983
‫- آره؟
‫- آره.

18:27.983 --> 18:30.068
‫خب از جریان بمب‌گذاری لندن خبر دارید؟
‫توی اون بازار؟

18:30.068 --> 18:31.320
‫کار اون بوده!

18:31.820 --> 18:33.071
‫اون بمب‌گذاری کرده بوده.

18:35.115 --> 18:36.617
‫و ممکنه دوباره هم اتفاق بیفته.

18:37.910 --> 18:40.621
‫برای همین ازتون می‌خوام این
‫آدم‌ها رو بهم معرفی کنید

18:40.621 --> 18:42.039
‫و بگین کجا می‌تونم پیداشون کنم.

18:47.920 --> 18:49.963
‫سلام کاترین. دوباره منم، لوئیزا.

18:50.756 --> 18:54.051
‫اما فلایت، سربازرس
‫جدید داره میاد اون‌جا!

18:54.051 --> 18:56.970
‫دنبالِ دیوید کارت‌رایته.
‫باید قبل از این‌که برسن...

18:58.931 --> 18:59.932
‫لعنت بهش!

19:04.603 --> 19:07.564
‫ببخشید؟

19:08.273 --> 19:10.108
‫ببخشید؟ سلام.

19:10.108 --> 19:13.904
‫من... واقعاً ببخشید
‫اما یکی افتاده دنبالم!

19:13.904 --> 19:17.449
‫می‌شه...
‫می‌شه تا اون سمت خیابون همراهم بیاین؟

19:17.449 --> 19:19.660
‫من‌که کسی رو نمی‌بینم.

19:19.660 --> 19:22.037
‫احتمالاً... یه‌جا قایم شده!

19:22.037 --> 19:24.623
‫داشتم خرید می‌کردم و اومدم بیرون سمت خونه

19:24.623 --> 19:27.292
‫و با خودم گفتم حتماً رفته پی کارش
‫اما دیدم دوباره افتاده دنبالم.

19:27.873 --> 19:29.126
‫اون‌که نیست نه؟

19:30.754 --> 19:32.798
‫نه. نه. نه.
‫اون... یکم جوون‌تر بود.

19:32.798 --> 19:35.050
‫چشم‌های خیلی ترسناکی داشت
‫و آدم واقعاً خطرناکی بود.

19:35.050 --> 19:37.511
‫باشه. خب، واقعاً شانس آوردی،
‫چون من توی سازمان امنیتی کار می‌کنم.

19:37.511 --> 19:38.804
‫خداروشکر. می‌شه بریم؟

19:38.804 --> 19:41.431
‫- همکارم کمک‌تون می‌کنه.
‫- باشه.

19:41.431 --> 19:42.808
‫- عالیه. ممنون.
‫- باشه.

19:44.643 --> 19:47.312
‫- اوضاع روبه‌راهه؟
‫- آره. آره.

19:47.312 --> 19:49.731
‫همین الان داشتم با همکارتون صحبت می‌کردم.

19:49.731 --> 19:51.859
‫فکر کردم یکی داره دنبالم می‌کنه
‫اما ظاهراً اینطور نیست.

19:51.859 --> 19:53.026
‫- آره دیگه همین.
‫- مطمئنیـد؟

19:53.026 --> 19:55.320
‫- آره. ممنون. لعنت به این شانس.
‫- قیافه‌تون چقدر آشناست!

19:57.239 --> 20:00.075
‫واقعاً عالیه. یه زن بی‌پناه پیدا
‫کردی افتادی به جونش؟

20:00.075 --> 20:02.619
‫نه. به‌خدا نه.
‫یه لحظه فکر کردم قبلاً یه‌جایی هم رو دیدیم.

20:02.619 --> 20:04.788
‫باشه. از سر جات تکون نخور
‫وگرنه زنگ می‌زنم پلیس!

20:04.788 --> 20:06.081
‫- باشه؟
‫- باشه.

20:08.625 --> 20:10.205
‫الان دیگه تو افتادی دنبالم؟

20:12.713 --> 20:14.256
‫خدایا، فقط می‌خواستم کمک کنم

20:19.670 --> 20:21.550
‫اما فلایت هستم،
‫رئیس بخش امنیتی پارک.

20:21.550 --> 20:24.260
‫میشه لطفاً کارت شناسایی‌تون رو ببینم؟

20:32.270 --> 20:34.680
‫- چه کمکی از دستم برمیاد؟
‫- می‌تونی بذاری بیام تو.

20:35.020 --> 20:36.060
‫حکم دارین؟

20:36.060 --> 20:37.860
‫هنوز عضو سازمانی

20:37.860 --> 20:39.860
‫که یعنی تو حوزه‌ی قضایی منی

20:39.860 --> 20:41.650
‫و یعنی حکمی لازم ندارم.

20:41.650 --> 20:44.160
‫مگه این که چندوقت پیش استعفا داده باشم.

20:44.160 --> 20:46.120
‫آره اما دقیقاً به این شکل نیست.

20:46.120 --> 20:49.450
‫استعفانامه‌ت رو تحویل دادی اما
‫انگار کاغذبازی‌هاش موندن

20:49.450 --> 20:51.460
‫بگو ببینم، هنوز حقوق می‌گیری؟

20:51.460 --> 20:53.080
‫می‌گیرم اما خرجش نمی‌کنم

20:53.080 --> 20:56.080
‫مهم نیست.
‫اسمت تو لیستـه پس در رو باز کن.

20:57.104 --> 21:04.104
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

21:06.640 --> 21:09.770
‫...خبر جدید در پیشرفت تحقیقات وست‌ایکرز

21:09.770 --> 21:11.350
‫اینـه که معاون رئیس...

21:11.350 --> 21:13.440
‫انگار هنوز دستی تو کار داری.

21:13.440 --> 21:15.810
‫اجازه دارم در جریان اخبار باشم.

21:15.810 --> 21:17.730
‫- چه خونه‌ی قشنگی.
‫- ممنون.

21:17.730 --> 21:18.980
‫خیلی هم آرومـه.

21:19.820 --> 21:21.400
‫کتاب‌خون هم هستی.

21:21.400 --> 21:24.360
‫هیچی به اندازه‌ی یه سر و صدای ثابت
‫نمی‌تونه لذت یه کتاب خوب رو از بین ببره.

21:24.360 --> 21:26.370
‫نه به اندازه یه مهمون ناخونده.

21:27.990 --> 21:31.660
‫- حالا که حرف از مهمون شد، بگو کجاس؟
‫- کی؟

21:32.700 --> 21:34.120
‫دیوید کارت‌رایت.

21:34.120 --> 21:38.090
‫دیو... بالای ۲۰‌ ساله که
‫دیوید کارت‌رایت رو ندیدم...

21:38.090 --> 21:39.800
‫لطفاً نرو اون تو.

21:39.800 --> 21:41.960
‫چرا اون باید...

21:43.630 --> 21:46.180
‫گفتم نرو اونجا.

21:46.180 --> 21:48.350
‫دوست‌ ندارم غریبه‌ها رو
‫ به اتاق خوابم راه بدم.

21:49.350 --> 21:51.220
‫ببخشیدا.

21:52.390 --> 21:55.310
‫ببخشید اما این کارا
از نمایش‌های مسخره‌ی تئاتر وست‌انده؟

21:55.310 --> 21:57.400
‫محض رضای خدا.

22:04.610 --> 22:05.950
‫واسه چی قفلـه؟

22:05.950 --> 22:07.320
‫قفل نیست.
‫فقط گیر کرده.

22:07.320 --> 22:10.830
‫باید آروم بازش کنی وگرنه اینطوری میشـه.
‫دیدی؟

22:11.490 --> 22:13.000
‫احتمالاً زیادی وسیله توش گذاشتم

22:13.000 --> 22:15.080
‫کی بهت گفته اون اینجا بوده؟

22:15.080 --> 22:16.170
‫جکسون لمب.

22:19.170 --> 22:22.000
‫خب، فقط واسه این فرستادتت اینجا که
‫من رو اذیت کنـه

22:22.000 --> 22:23.340
‫دعوامون شده بود.

22:24.050 --> 22:26.930
‫متاسفانه ازت سوءاستفاده شده خانم فلایت.

22:26.930 --> 22:28.300
‫یه لحظه.

22:29.220 --> 22:31.510
‫توی پیدا کردن دیوید موفق باشی.

22:32.560 --> 22:36.230
‫بهتره جاش رو از نوه‌ش بپرسی،
‫ریور.

22:46.200 --> 22:47.740
‫خیلی‌خب.
‫زودی برمی‌گردم.

22:48.490 --> 22:50.820
‫شاید فکر بدی نباشه که
‫تفنگت رو نگه داری.

22:50.820 --> 22:52.240
‫همه‌ یه هدفن

22:53.830 --> 22:57.120
‫بعد از ماجرای وست‌ایکرز،
‫نمی‌دونم حمله‌ی بعدی کِی یا کجا رخ میده.

22:59.040 --> 23:01.380
‫هدفونت رو بذار رو گوشت و
‫خفه‌خون بگیر.

23:02.090 --> 23:03.800
‫فروختنش بدشگونی میاره.

23:03.800 --> 23:06.220
‫این که هنوز دکور کریسمس رو
‫ جمع نکردیم هم بدشگونی میاره.

23:06.220 --> 23:08.680
‫اسلحه‌ رو با خرافات‌های زرق و برق‌دار
‫مقایسه می‌کنی؟

23:08.680 --> 23:09.680
‫آره، دقیقاً عین همدیگه‌ن

23:09.680 --> 23:11.850
‫خودم هم دلم با این کار نیست
‫اما چاره‌ای ندارم.

23:11.850 --> 23:13.430
‫کَسی فهمیده که پول قبضا رو ندادم.

23:13.430 --> 23:16.520
‫- عین کابوس می‌مونـه.
‫- خب تقصیر خودتـه.

23:17.350 --> 23:19.600
‫ببین، این مشکل رو حل می‌کنم و
‫دیگه همه‌چی تمومـه.

23:20.730 --> 23:22.190
‫این دفعه دیگه جدی میگم.

23:25.480 --> 23:28.530
‫سلام. میشه بیای پایین کمکم کنی؟

23:28.530 --> 23:30.070
‫سیکتیر کن.

23:34.660 --> 23:35.790
‫کمک می‌خواد.

23:35.790 --> 23:39.140
‫فقط درصورتی مشتاقم که
‫برای خودکشی کمک لازم داشته باشـه.

23:40.920 --> 23:43.130
‫ببین، من رو به دستگاه وزنه‌م دستبند زدن.

23:49.380 --> 23:52.400
‫به دستگاه وزنه‌ش دستبندش زدن.
‫می‌ارزه یه نگاه بندازم.

24:01.480 --> 24:05.340
‫تصادفی بوده یا جزو بازی جق زدنت بوده؟

24:05.610 --> 24:06.610
‫کار فلایت بود.

24:07.230 --> 24:08.158
‫دمش گرم.

24:08.183 --> 24:10.360
‫نمی‌خوام دلیلش رو بپرسم
‫چون مطمئنم حقت بوده.

24:10.360 --> 24:11.860
‫کمکم می‌کنی یا نه؟

24:11.860 --> 24:12.990
‫نه.

24:16.950 --> 24:18.370
‫چی‌کار می‌کنی؟

24:20.660 --> 24:23.830
‫حداقل بذار شب رو همینطوری بمونه
‫تا برینه توش شلوارش.

24:23.830 --> 24:25.000
‫مجبورم بهش کمک کنم.

24:27.630 --> 24:29.800
‫نه، مجبور نیستی.

24:32.260 --> 24:35.180
‫می‌دونی چرا می‌خوام کمکش کنم؟

24:35.720 --> 24:38.270
‫می‌خوام بدونم چرا چاقو گذاشتی رو گلوم.

24:38.270 --> 24:40.020
‫خب، قبل این که بیام اینجا،

24:40.020 --> 24:44.190
‫برخلاف میلم واسه ۷۲ ساعت
‫ من رو به یه صندلی دستبند زدن

24:44.190 --> 24:50.240
‫برای همین دستبندش رو مخمـه

24:52.820 --> 24:54.570
‫باشه.
‫فهمیدم.

25:12.470 --> 25:15.010
‫وقتی بهت دستبند زدن چه اتفاقی افتاد؟

25:15.010 --> 25:18.470
‫یکی تهدیدم کرد که شکمم رو پاره می‌کنـه

25:20.520 --> 25:21.980
‫یه چاقوی...

25:24.310 --> 25:26.150
‫برقی داشت

25:31.530 --> 25:32.610
‫چه خفن

25:34.700 --> 25:36.920
‫به سلامتی داداشای در بند

25:39.910 --> 25:43.960
‫دوست ندارم کسی بهم دست بزنـه

25:49.250 --> 25:50.960
‫این دیگه چه کسشری بود؟

26:03.390 --> 26:04.640
‫ویکتور پسرخاله‌مـه.

26:05.850 --> 26:06.850
‫جداً؟

26:07.860 --> 26:08.980
‫خوشوقتم ویکتور.

26:09.740 --> 26:13.060
‫تنها کسی بود که وقتی اون مَرد توی له زغبغ

26:13.060 --> 26:14.886
‫حامله‌م کرد، پشتم موند.

26:15.740 --> 26:16.820
‫۱۷ سالم بود.

26:17.870 --> 26:19.830
‫و اون مرد...
‫اینـه؟

26:21.290 --> 26:22.330
‫آره.

26:23.790 --> 26:25.460
‫فرنک هارکنس.

26:26.290 --> 26:29.630
‫البته دروغ زیاد میگـه و
‫ممکنه اسم واقعیش نباشه.

26:31.170 --> 26:33.400
‫خب، هیچوقت نذاشت پسرم رو ببینم.

26:33.400 --> 26:38.680
‫برای همین از اونجا رفتم و
‫بعضی‌وقتا برمی‌گشتم تا برت‌راند رو ببینم

26:39.550 --> 26:43.220
‫و یه جوری بهم نگاه می‌کرد که
‫انگار وجود نداشتم.

26:44.350 --> 26:46.940
‫شنیدیم که همه‌ی مردم له زغبغ رفتن و

26:48.770 --> 26:50.690
‫دیگه هیچوقت نتونست برت‌راند رو ببینه.

26:52.020 --> 26:53.530
‫فکر می‌کردم تو اونی.

26:53.530 --> 26:58.410
‫برای همین بهش زنگ زدم،
‫تعقیبت کردم.

26:59.200 --> 27:01.490
‫فهمیدم فرانک می‌خواد بکشتت.

27:01.990 --> 27:05.250
‫بعدش هم من رو زدی...

27:06.790 --> 27:09.460
‫چرا فرانک می‌خواست تو رو بکشه؟

27:10.040 --> 27:13.710
‫خب، به گمونم داشت مدارک رو از بین می‌برد و
‫من سر راهش وایساده بودم.

27:14.250 --> 27:15.880
‫بمب‌گذاره چی؟

27:17.130 --> 27:19.130
‫- ایو
‫- ایو

27:19.130 --> 27:22.850
‫خب، تعجبی هم نداره.
‫تو بچگی خیلی باهاش بدرفتاری می‌شد.

27:22.850 --> 27:26.140
‫می‌تونستی تنفر و عصبانیتش رو ببینی.

27:26.730 --> 27:30.190
‫پس شما توی له زغبغ زندگی می‌کردی؟

27:30.940 --> 27:32.230
‫آره.

27:32.230 --> 27:33.860
‫موقعی که برت‌راند بچه بود.

27:34.730 --> 27:35.940
‫این رو شما کشیدی؟

27:39.320 --> 27:42.820
‫نه.
‫کار یکی از دخترای دیگه بود.

27:43.370 --> 27:44.490
یکی از دخترای دیگه؟

27:45.450 --> 27:47.080
‫آره.
‫مادرها.

27:47.080 --> 27:49.830
‫یه چندتا روسی بودن،
‫یه یونانی بود.

27:49.830 --> 27:54.750
‫شاید هم یه انگلیسی و
‫یه دختر محلی دیگه هم بود.

27:55.420 --> 27:59.720
‫از اون بچه دار میشن و
‫اون هم مادرها رو مجبور می‌کنـه برن

27:59.720 --> 28:01.510
‫چون...

28:01.510 --> 28:03.220
‫...چون اون اینطوری دوست داره.

28:05.180 --> 28:06.810
‫باهاشون حرف می‌زنم.

28:07.600 --> 28:09.640
‫بهشون میگم اونی نیستی که فکر می‌کنن.

28:09.640 --> 28:11.270
‫آره، ممنون میشم.

28:13.810 --> 28:16.610
‫وای. معلومـه اصلاً از پسرت دل خوشی نداشتن.

28:16.610 --> 28:20.740
‫خب، برنت‌راند‌ بچه‌ی اون یارو که بیرونه رو
رو راهی بیمارستان کرده و

28:20.740 --> 28:22.320
‫به دخترش دست‌درازی کرده.

28:22.320 --> 28:25.120
‫برای همین حق داره ازش متنفر باشه.

28:26.240 --> 28:29.200
‫ویکتور آروم‌شون می‌کنـه.

28:32.580 --> 28:34.210
‫- لعنتی. ای خدا.
‫- فرار کن.

28:42.220 --> 28:44.510
‫چه سگ گنده‌ایـه.

28:48.680 --> 28:50.230
‫اون نیست!

28:50.640 --> 28:51.940
‫برت‌راند نیست!

29:02.570 --> 29:03.776
‫گندش بزنن.

29:53.580 --> 29:55.080
‫بجنب.

30:14.430 --> 30:15.325
‫جناب.

30:15.350 --> 30:17.070
‫خب دیگه، سیک کن!

30:19.360 --> 30:21.150
‫یعنی چی...

30:52.510 --> 30:54.810
‫چرا جواب گوشیت رو نمیدی؟

30:54.810 --> 30:58.230
‫- راستی حالت چطوره؟
‫- پیش ریوره. من هم خوبم. ممنون.

30:59.400 --> 31:01.110
‫خب چرا ریور به من نگفت؟

31:01.110 --> 31:02.730
‫لمب تو رو فرستاده؟

31:02.730 --> 31:05.070
‫آره. دیوید کجاس؟

31:05.070 --> 31:06.780
‫خوشبختانه جابجاش کردم

31:06.780 --> 31:09.530
‫فقط پنج دقیقه برای لمب طول کشید که
‫ بفهمه چطوری پیداش کنـه.

31:09.530 --> 31:10.990
‫خب، از بیشتر آدم‌ها باهوش‌تره

31:10.990 --> 31:13.450
‫اما تنها نابغه‌ی خیابون اسپوک نیست.

31:13.450 --> 31:17.160
‫دیوید فکر می‌کنـه با میز اول
‫تو یه جای امن ملاقات داره.

31:17.160 --> 31:18.960
‫- کجا؟
‫- شماره ۲۵.

31:18.960 --> 31:21.540
‫از گربه‌ی یکی از همسایه‌هام مراقبت می‌کنم.

31:22.500 --> 31:24.510
‫وقتی ریور رو دیدی حالش چطور بود؟

31:24.510 --> 31:27.090
‫بد نبود نسبتاً.

31:27.090 --> 31:28.340
‫جواب گوشیت رو نمیده.

31:28.340 --> 31:30.430
‫معلومـه.
‫سیم‌کارتش رو در آورده.

31:31.390 --> 31:33.060
‫ببخشید که لمب بهت گفت ریور مُرده.

31:33.060 --> 31:34.770
‫حتماً خیلی سخت بوده.

31:34.770 --> 31:36.890
‫آره، میشه گفت که تیر خلاص بود.

31:37.430 --> 31:39.580
‫شاید منم استعفا دادم و اومدم پیشت.

31:39.580 --> 31:41.500
‫اما احتمالاً حوصله‌ت رو سر می‌برم.

31:42.060 --> 31:43.650
‫چه خبر از پرونده‌ی وست‌ایکرز؟

31:44.320 --> 31:45.400
‫هیچی.

31:45.400 --> 31:47.860
‫البته احتمال حمله‌ی دوباره رد نمیشه.

31:48.511 --> 31:50.610
‫ایده‌ای نداری که کی
‫ می‌خواسته دیوید رو بکشه؟

31:50.610 --> 31:52.200
‫فقط می‌دونم اهل فرانسه بودن.

31:53.950 --> 31:56.040
‫سلام پینکل.

31:56.040 --> 31:58.580
‫به گربه‌ها آلرژی داری؟

31:59.080 --> 32:00.670
‫نه، فقط ازشون خوشم نمیاد.

32:01.460 --> 32:02.790
‫دیوید؟

32:05.460 --> 32:06.460
‫دیوید؟

32:08.800 --> 32:09.880
‫دیوید؟

32:10.800 --> 32:12.050
‫کاترین!

32:13.300 --> 32:15.140
‫در پشتی بازه!

32:16.140 --> 32:17.390
‫خدایا.

32:28.240 --> 32:29.400
‫لعنتی.

32:30.490 --> 32:31.820
‫به ریور چی بگم؟

32:31.820 --> 32:33.660
‫من به لمب چی بگم؟

32:34.490 --> 32:37.120
‫...من آزاد میشم.

32:37.120 --> 32:41.790
‫به اندازه‌ی سال‌هایی که نظام‌تون
‫ من رو زندانی کرده بود، زجرتون میدم...

32:44.080 --> 32:46.300
‫و اگه خدا بخواد، من آخرین نفر نیستم.

32:49.510 --> 32:52.040
‫به‌زودی درمورد برادرهام هم خبردار میشین.

32:53.010 --> 32:57.060
‫بیرون مرکز خرید وست‌ایکرز وایسادم....

32:57.060 --> 32:58.310
‫و حال و هوای اینجا هنوز...

32:58.310 --> 33:01.390
‫متاسفانه خبرهای بدی دارم.

33:02.560 --> 33:03.850
‫این دیگه چه کسشریـه؟

33:04.980 --> 33:07.480
‫این؟
‫یه گیاه‌ معطر معمولیـه.

33:09.230 --> 33:10.900
‫سیک کن بابا.

33:10.900 --> 33:12.570
‫یه گله فقط.

33:12.570 --> 33:14.870
‫مردم تو دوران طاعون استشمامش می‌کردن تا

33:14.870 --> 33:17.620
‫تا از بوی تعفن نجات پیدا کنن.

33:17.620 --> 33:18.910
‫سیک کن.

33:20.700 --> 33:23.170
‫از رابط‌هام توی پارک پرسیدم و

33:23.170 --> 33:25.923
‫و ظاهراً حتی یه برگه مدرک هم از این که
‫دیوید کارت‌رایت پاش رو

33:25.947 --> 33:28.140
‫تو فرانسه گذاشته باشه، ندارن.

33:28.420 --> 33:31.000
‫پس به گمونم معامله‌مون بهم می‌خوره.

33:31.420 --> 33:33.720
‫متاسفانه.

33:33.720 --> 33:35.470
‫انگار گیرت افتادم.

33:36.470 --> 33:42.667
‫البته فهمیدم که کارچاق‌کنش
‫ اوایل دهه‌ی ۹۰‌ اونجا بوده.

33:43.640 --> 33:44.650
‫لاواند؟

33:45.150 --> 33:46.360
‫آره.

33:48.020 --> 33:53.150
‫برو پیش هو و بهش بگو که من گفتم
‫تحقیق کنه که چرا توی خانه لجن‌زاری.

33:53.150 --> 33:54.400
‫- جداً؟
‫- آره خب.

33:54.400 --> 33:55.920
‫آره، دلم نمی‌خواد اینجا باشی.

33:55.920 --> 34:01.220
‫و همین که فهمیدم سم چپمن فاسد
‫فرانسه بوده، برام کافیـه.

34:20.260 --> 34:21.680
‫بیا. با دقت بیشتر نگاه کن.

34:22.720 --> 34:24.230
‫مطمئنین ندیدینش؟

34:24.230 --> 34:25.730
‫خونه‌ش روبروی همینجاس.

34:26.230 --> 34:28.190
‫۱۳ سالشـه اما بزرگ‌تر به‌نظر میاد.

34:28.190 --> 34:29.860
‫اسمش کِی‌زده.

34:29.860 --> 34:32.280
‫منظوری کی‌زیـه؟

34:32.280 --> 34:33.480
‫یعنی می‌شناسیش؟

34:33.480 --> 34:35.700
‫بستگی داره، برای ما هم سودی داره؟

34:35.700 --> 34:36.900
‫خب، ممکنـه.

34:37.820 --> 34:39.240
‫نظرت درمورد پول پیش چیـه؟

34:39.240 --> 34:41.360
‫پول نقد همراهم ندارم.

34:41.660 --> 34:45.210
‫و راستش فکر نمی‌کنم که
‫چیزی برای گفتن داشته باشی.

34:45.210 --> 34:47.170
‫خب‌،‌ می‌تونیم تا عابربانک با هم بریم.

34:49.460 --> 34:52.460
‫من اونقدری زشت هستم که
‫برام مهم نباشه صورتم داغون بشـه. تو چی؟

34:58.430 --> 35:01.600
‫بچه‌باز.

35:01.600 --> 35:02.850
‫سلام دردسرساز.

35:03.200 --> 35:04.880
‫برام یه قرار ملاقات بذار.

35:04.880 --> 35:06.440
‫رخت‌‌شویی شماره ۳.

35:06.440 --> 35:08.900
‫اگه کار مهم‌تری داشته باشم چی؟

35:08.900 --> 35:11.110
‫نداری.

35:11.730 --> 35:13.440
‫حواسم به پیرمرده هست.

35:14.860 --> 35:16.530
‫باشه پس دخلش رو بیار.

35:17.110 --> 35:18.700
‫الان تو دید مردمـه.

35:19.200 --> 35:23.620
‫بهش بفهمون که داره تعقیب میشـه.
‫خودش استرس می‌گیره و قایم میشه.

35:24.540 --> 35:27.120
‫دور از چشم مردم بکشش،
‫بعدش هم برو سراغ کارت‌رایت.

35:35.300 --> 35:36.380
‫بلیند رقصنده؟

35:37.630 --> 35:39.550
‫جنس برات آوردم.

35:39.550 --> 35:41.510
‫کی تو فرستاده؟

35:41.510 --> 35:42.970
‫هیشکی.

35:42.970 --> 35:44.520
‫از کجا من رو می‌شناسی؟

35:44.520 --> 35:46.520
‫مامور ام‌آی‌فایوم.

35:47.230 --> 35:48.440
‫این یه تله‌س؟

35:49.190 --> 35:52.860
‫اگه از اولش بهت بگم که
‫ مامور ام‌آی‌فایوم که تله نیست، مگه نه؟

35:54.070 --> 35:55.730
‫راست میگی.

36:12.226 --> 36:13.440
‫خیلی‌خب.

36:30.560 --> 36:32.650
‫می‌دونی چرا بهم میگن رقصنده؟

36:33.520 --> 36:35.110
‫چون به رقص باله علاقه داری؟

36:36.360 --> 36:41.700
‫و هم این که خطر رو حس می‌کنم و
‫دورش می‌رقصم.

36:42.360 --> 36:46.990
‫و خب یه مامور ام‌آی‌فایو،
‫نشون‌دهنده‌ی دردسر بزرگیـه.

36:48.700 --> 36:50.160
‫چرا می‌خوای بهم تفنگ بفروشی؟

36:50.160 --> 36:51.960
‫- پول لازمم، یک‌جا و فوری.
‫- خب برو بانک بزن.

36:51.960 --> 36:54.250
‫اگه تفنگ رو نمی‌خوای اشکالی نداره.
‫می‌برمش یه جای دیگه.

36:54.250 --> 36:56.590
‫نه، نمی‌بری.
‫پول نقد لازم داری.

36:56.590 --> 36:58.210
‫رقصنده بودن یه فایده‌ی دیگه هم داره.

36:58.210 --> 37:00.300
‫می‌تونی ذهن آدم‌ها رو بخونی.
‫حرکات‌شون رو پیشبینی کنی.

37:00.300 --> 37:02.430
‫و می‌تونم بگم که آدم‌ خوش‌قلبی هستی.

37:02.430 --> 37:04.390
‫اما دیگه حرکتی برات نمونده.

37:13.400 --> 37:14.730
‫برتا ام۹.

37:14.730 --> 37:18.110
‫با رد شدن از زیگ زاوئر پی۲۲۶
‫از سال ۱۹۸۵‌تا حالا

37:18.110 --> 37:21.820
‫تبدیل شده به اسلحه‌ی کمری اصلیِ ارتش آمریکا.

37:25.740 --> 37:27.330
‫- سه‌هزارتا.
‫- پنج‌هزارتا قیمتشـه.

37:27.330 --> 37:30.370
‫آره اما من می‌تونم پنج‌هزارتا بفروشمش.
‫اینطوری سود می‌کنم.

37:32.790 --> 37:34.170
‫خیلی‌خب، چهارهزار و نیم.

37:34.170 --> 37:35.250
‫سه‌هزار.

37:36.340 --> 37:37.420
‫- چهارهزار.
‫- سه‌هزار.

37:38.170 --> 37:39.630
‫- سه‌هزار و نیم.
‫- سه‌هزار.

37:47.600 --> 37:48.970
‫- سه‌هزار.
‫- عالیـه.

37:50.970 --> 37:54.020
‫مذاکره‌ی فوق‌العاده‌ای بود.

38:16.210 --> 38:18.290
‫امسال باشه،
‫زمانش فرقی نمی‌کنـه.

38:18.290 --> 38:19.380
‫یکی دنبالمـه.

38:20.250 --> 38:21.590
‫کجایی؟

38:21.590 --> 38:23.340
‫دارم ازت دورشون می‌کنم.

38:24.130 --> 38:27.590
‫ممکنـه از پرونده‌ی اون بچه‌ی ۱۳ ساله باشه.

38:27.590 --> 38:28.510
‫فرار کرده.

38:28.510 --> 38:31.180
‫قاتی اوباش اشتباهی شده.
‫همین حالا پیش چندتاشون بودم.

38:31.180 --> 38:33.230
‫- ممکنه اونا باشن.
‫- نیستن.

38:33.230 --> 38:36.690
‫دیشب یکی می‌خواست
‫ دخل دیوید کارت‌رایت رو بیاره.

38:36.690 --> 38:38.230
‫لعنتی.
‫کی؟

38:38.230 --> 38:41.360
‫نمی‌دونم اما حرومزاده‌ی پیر با یه شاتگان
‫مغزش رو داغون کرد.

38:41.360 --> 38:43.860
‫- کسی نیومده سراغ تو؟
‫- نه هنوز.

38:44.780 --> 38:46.490
‫من میرم پناهگاه شماره دو.

38:47.160 --> 38:49.410
‫به اسب‌های کودن میگم که از بازار
‫بیان دنبالت

38:49.410 --> 38:51.580
‫که یه‌وقت طرف کاری نکنه.

39:16.890 --> 39:18.190
‫خوشحال شدم زنگ زدی.

39:18.190 --> 39:21.270
‫لمب زنگ زد. گفته برای ملاقات با
‫سم چپمن فاسد باید مراقبش باشیم.

39:21.270 --> 39:24.110
‫گفته از بازار تا
‫ پناهگاه شماره‌ی دو تعقیبش کنیم.

39:24.110 --> 39:25.570
‫آره، همون گاراژ قدیمیـه.

39:26.360 --> 39:28.820
‫راستش خیلی از اونجا دور نیستم.
‫زودی خودم رو می‌رسونم.

39:28.820 --> 39:30.570
‫با خودت تفنگ بیاری‌ها.

39:30.570 --> 39:32.200
‫عه راستی یادم نبود نداری.

39:32.870 --> 39:33.870
‫خفه‌شو بابا.

40:44.940 --> 40:45.940
‫شرلی!

40:47.070 --> 40:48.070
‫شرلی!

40:49.280 --> 40:52.330
‫لعنتی. همینطوریش هم مشکوکیم.

40:52.530 --> 40:55.240
‫چپمن ۱۸۰متر جلوتره.

40:57.450 --> 41:00.370
‫خیلی‌خب.
‫کی تعقیبش کرده؟

41:00.370 --> 41:02.540
‫فکر کردم دیدمش اما غیبش زد.

41:03.130 --> 41:05.040
‫احتمالاً من رو دیده و در رفته.

41:05.540 --> 41:06.960
‫آره با اون کلاهت.

41:13.970 --> 41:15.010
‫گندش بزنن.

41:15.640 --> 41:18.140
‫- حالت خوبـه؟
‫- نه.

41:18.140 --> 41:20.350
‫گه توش.

41:22.480 --> 41:24.770
‫گه توش.

41:27.900 --> 41:29.030
‫حالت خوبـه؟

41:29.030 --> 41:30.690
‫خوبم.

41:31.280 --> 41:32.860
‫گه توش.

41:45.830 --> 41:48.050
‫بجنب، بجنب،‌ بجنب.

41:49.170 --> 41:50.398
‫انگار نمی‌تونم از دستش خلاص شم.

41:50.423 --> 41:52.558
‫- ماموریت رو لغو می‌کنم.
‫- نه، به راهت ادامه بده.

41:52.583 --> 41:54.576
‫- خودم رو می‌رسونم.
‫- باشه.

43:04.410 --> 43:05.660
‫بیا بیرون پیرمرد.

43:08.170 --> 43:10.960
‫دیگه تمومـه.
‫بیا بریم.

44:23.740 --> 44:24.830
‫حالت خوبـه؟

44:26.620 --> 44:30.750
‫هی، بلندش کن و بذارش تو تاکسی.

44:31.880 --> 44:34.500
‫جنازه رو یه کاریش می‌کنم.

44:49.524 --> 45:09.524
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
